خانه «=« فعالیت ها «=« واحد نشریه «=« فصلنامه کلیک «=« ستون آزاد

ستون آزاد

به نام بخشنده ترين بخشنده

فرياد بي صدا : بازگشت

شبي آرام ،لبريز از سکوت ،آسمان سرمه اي ماه وستارگاني درخشانا اتاقي کوچک ،چراغي کم نور ،سايه اي سايه اي نحيف وخميده ،سجاده اي  پهن شده ، ناگهان بغضي سنگين پاره مي شود. فرياد بي صدايي سکوت را مي شکند وقطره اشکي سوزان از چشماني بي فروغ مي چکد.خداوندا، اين منم همين  نمي دانم اسمم را چه بگذارم.آري اين منم ، همين روسياهي که فقط در سختيها وغمها از تو ياد مي کند.روسياهي که گناههايش را از اين وآن پنهان مي کند در حالي که مي داند تو شاهدو ناظر بر تمام کارهايش هستي .روسياهي که دانسته گناه

مي کند وروسياهي از آن کساني است که ندانسته گناه مي کنند . آري اين منم ،کسي که فقط نامي از انسان بر رويش مانده وکسي که فقط در ظاهر بنده تو هست ودر باطن بنده هواههاي نفساني خويش آري اين منم،کسي که دل به اين دنياي فاني بسته وچنگ به مال ومنال دنيا زده است. وهمه چيز را در دنيا ، دنيا پرستي خلاصه کرده است. آري اين منم ، کسي که به حق خود قانع نيست وچشم به مال ديگران دوخته است. وبراي رسيدن به آرزوهاي واهي و روياهاي بي پايانش حاضر است دست به هر کاري بزند.

آري اين منم ،بنده هواها وهوسهاي دروني خود که بارها براي خاموش کردن اين آتش دست به هر کاري زشت و ناپسندي زده است واز مرز انسانيت دور شده وقدم به سوي حيوانيت وپليدي برداشته است .

آري اين منم ،که مغرورم به خود وبا غروري سياه که فقط ازروي ناداني وچيزهاي بي ارزش از جنبه معنوي است زندگي مي کند .وکسي که عشق را به هواوهوس ، فريب وحيله ، دنيا پرستي وهزاران خوشي زودگذر معني کرده است.ودامن اين نعمت الهي را لکه دار .

آري اين منم ، کسي که پريدن واوج گرفتن به سوي گناه واشتباه را بلند پروازي مي نامد وکسي که با ظاهري پاک وباطني کثيف وآلوده ، بادروئي ،فريب وحيله خود را در بين انسانها جاي داده است وحرف از وجدان مي زند اما چه وجداني ويا حرف از دين مي زند اما چه ديني ، ديني که ايماني درآن نيست ومثل دريا يي هست بي آب.آري اين منم  کسي که جرات ، شجاعت مردانگي را درکارها ي اشتباه وانتقام گرفتن مي داند واز ساده بودن ، پاک بودن ،انسان بودن ، اعتماد وبخشش ديگران سوء استفاده مي کند .

خداوندا،چقدر موجود ضعيف وسستي هستم که هر لهظه خود را به يک رنگ دمي آورم.در حالي که ميدانم ميرسد روزي که اين نقاب تظاهر و درويي از صورتم برداشته و مشتم پيش همه باز خواهد شد و ميرسد روزي که کاري جز حسرت و افسوس خوردن ندارم وعاقبتي جز نابودي و بدنامي .

حال اين منم که از هر دري رانده،خسته و نالان و پشيمان روبه سوي تو آورده ام مي دانم که ميشنوي صدايم را،صدايي که ازگلويي بغض گرفته بيرون مي آيد و ميدانم که مي بيني اين اشکهايم را،اشکهايي که از چشمهاني بي فروغ مي چکد . ياريم کن وپناهم ده. اي ياروياور بي پناهان و مرا ببخش اي بخشنده ترين بخشنده.اين دستهاي خسته ام را که بسوي تو بلند کرده ام را بگير و مرا از اين مرداب و قفسي که نام زندگي را بر روي آن گذاشته ام رها کن و اين توبه ام را بپزير و ياريم کن تا قدم در راه عشق تو و انسانيت و ارزشهاي بلند الهي بردارم . و آن کسي شوم که تومي خواهي . به اميد آن روز .

آري بعد از مرگ قدم به دنيايي مي گذاريم که شخصيت و ارزش انسانها بر حسب مال و ملال و قدرت و چيزهايي بي ارزش از جنبه ي معنوي نيست . بلکه به انسان بودن و پاک بودن انسانهاست .

در هنگام خوشي به فکر خدا باشيد تا در هنگام سختي خدا هم به ياد شما باشد .

من نمي نويسم که بگوئم پاک هستم وتافرشته بودن فقط دوبال فاصله دارم.

من نمي نويسم که بگويم ،بياييدعقلهايمان راازچشمهايمان برداريم ودرجايش بگزاريم.

واعظي کوچک شما

يک لحظه عمل کردن بهتراست از يک عمر نوشتن وگفتن

image_pdfپی دی افimage_printچاپ
به کانال تلگرام ما بپیوندید
x

شاید بپسندید

وکیلی از دنیا رفت و…

یک وکیل پارلمان رفت آن دنیا، ملایک آمدند و گفتند: ...

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن