خانه «=« ۱۳۹۴ «=« عقرب «=« ۲۳

آرشیو روزانه: ۲۳, عقرب , ۱۳۹۴

روز مرگ پاریس / مجموعه کلیپ












۴۰۰ کشته و زخمی در انفجار پاریس (گزارش و عکس)

در پی حملات خونین در پاریس با ۱۴۰ کشته، رییس جمهوری فرانسه اعلام کرد در سراسر این کشور حالت فوق العاده اعلام  و همه مرزهای فرانسه نیز بسته می شود.

پاریس بامداد جمعه شب و بامداد شنبه شاهد سه مجموعه از حملات مسلحانه و انفجار بود که در مجموع ۱۴۰ نفر کشته و دهها نفر زخمی شدند. در تیراندازی های مرکز پاریس ۴۰ نفر و در گروگانگیری سالن نمایش باتاکلان پاریس ۱۰۰ نفر از شهروندان عادی به گروگان گرفته شده و ۳ نفر از گروگان ها کشته شدند.

در حمله نخست، در چند منطقه مرکز پاریس و از جمله یک رستوران، تیراندازی صورت گرفت.

در حمله دوم، ۲ انفجار در نزدیکی استادیوم “دو فرانس”پاریس روی داد.
این ورزشگاه به هنگام انفجارها میزبان مسابقه فوتبال دو تیم آلمان و فرانسه بود. فرانسوا اولاند رییس جمهور فرانسه در ورزشگاه حضور داشت ولی به سرعت برنامه خود را نیمه کاره رها کرد و از ورزشگاه خارج شد.

در حمله سوم نیز حدود ۱۰۰ نفر در یکی از سالن های همایش و نمایش پاریس به نام “باتاکلان” توسط افراد مسلح به گروگان گرفته شدند.
گفته می شود با حمله پلیس به این سالن، گروگانگیری پایان یافت اما بین ۱۰۰ تا  ۱۲۹ نفر از شهروندان عادی و حداقل ۲ فرد مهاجم کشته شدند.

رسانه ها و تحلیلگران می گویند به احتمال بسیار فرانسه مورد حملات مسلحانه با انگیزه های تروریستی قرار گرفته است.
هنوز مشخص نیست این حملات با چه انگیزه و هدفی انجام شده اند.

مهمترین خبرهای مرتبط با حوادث حملات در پاریس به این شرح است:
۰۴:۴۳ – دبیرکل سازمان ملل متحد و ایتالیا نیز حوادث پاریس را محکوم کردند.

۰۴:۴۲ – تماشاگران ورزشگاه پاریس با وجود پایان مسابقه فوتبال تیم های ملی فوتبال آلمان و فرانسه، به توصیه مقامات امنیتی از ترک ورزشگاه خودداری کردند و ساعت ها بعد با هماهنگی پولیس و ارتش در برنامه از پیش مشخص شده ورزشگاه را ترک کردند و پولیس بر انتقال آنها به محل سکونت شان نظارت کرد.

۰۴:۳۵  – پولیس فرانسه: ۲ بمبگذار انتحاری در ورزشگاه پاریس کشته شدند.

۰۴:۲۸ – دولت آلمان برای بازگشت تیم ملی فوتبال آلمان از پاریس هواپیمای اختصاصی به فرانسه اعزام می کند.

۰۴:۲۶ – رییس دولت امارات، ولیعهد ابوظبی و نخست وزیر امارات در پیام های جداگانه ای حوادث پاریس را محکوم و خانواده های قربانیان تسلیت گفتند.

۰۴:۱۹ – پولیس فرانسه: در حمله به گروگانگیری سالن نمایش باتاکلان در پاریس، ۳ فرد مسلح گروگانگیر و ۱۲۰ نفر گروگان کشته شدند.

۰۴:۱۸ – شهرداری پاریس تمامی موزه ها و تفرجگاه ها و مراکز گردشگری در پاریس را تا اطلاع بعدی تعطیل اعلام کرد.

۰۴:۱۸ – وزارت امنیت داخی آمریکا اعلام کرد هیچ تهدید مشخصی علیه امنیت داخلی آمریکا رصد نشده است اما همچنان حوادث پاریس را پیگیری می کند و در تماس مستمر با مقامات فرانسه است.

۰۴:۰۳ – استقرار ۱۵۰۰ نظامی ارتش فرانسه در خیابان های پاریس

۰۴:۰۱ – پولیس فرانسه : کشته شدن ۱۱۲ گروگان در حادثه گروگان گیری سالن نمایش باتاکلان پاریس

۰۳:۵۹  – امیر کویت با ارسال پیامی به رییس جمهوری فرانسه، حوادث پاریس را تسلیت گفت.

۰۳:۵۶ – شاهدان عینی در سالن نمایش باتاکلان گفتند که گروگانگیران گفتند که “انتقام آنچه که با برداران ما در سوریه انجام دادید را می گیریم.”

۰۳:۵۵ – وزارت خارجه فرانسه: فرودگاه های فرانسه، باز خواهند ماند و پروازها و حرکت قطارها ادامه خواهد یافت.

۰۳:۵۵ – وزارت  امور خارجه عربستان سعودی با صدور بیانیه ای حوادث پاریس را محکوم کرد.

۰۳:۵۵ – دولت فرانسه شماره تلفن های مجانی برای اعلام حملات یا بروز حوادث مشکوک از سوی شهروندان اعلام کرد.

۰۳:۵۲ – فرانسوا اولاند رییس جمهوری فرانسه در محل سالن نمایش باتاکلان محل گروگانگیری با ۱۰۰ کشته حاضر شد.

۰۳:۵۱ – آمار کشته شدگان در تیراندازی های مرکز پولیس ۴۰ نفر اعلام و رقم قبلی ۶۰ کشته تایید نشد.

۰۳:۵۰ – خبرگزاری فرانسه: در حادثه گروگانگیری سالن نمایش “باتاکلان” در پاریس، ۱۰۰ نفر کشته شدند. علاوه بر این دو نفر از افراد مسلح گروگانگیر نیز به ضرب گلوله پولیس کشته شدند.

این گروگانگیری با دخالت پولیس به پایان رسید.

۰۳:۴۲ – پروازهای فرودگاه اورلی پاریس متوقف شد اما پروازها در فرودگاه شارل دوگل پاریس همچنان ادامه دارد.
رییس جمهوری فرانسه اعلام کرد که حالت فوق العاده در کشور اعلام و همه مرزهای فرانسه بسته می شود.

۰۳:۴۰ – نیروهای ارتش در خیابان های پاریس مستقر شدند.

۰۳:۳۹ – منابع رسانه ای: دهها کشته در گروگانگیری سالن نمایش “باتاکلان” پاریس / گروگان ها در این حادثه آزاد شدند

۰۳:۳۷ – فعالیت حداقل ۵ خط از خطوط مترو پاریس متوقف شدند.

۰۳:۳۷ – شورای امنیت سازمان ملل متحد حوادث پاریس را محکوم و آن را وحشیانه و بی رحمانه توصیف کرد.

۰۳:۳۳ – سفیر کویت در فرانسه از شهروندان کویتی در پاریس خواست محتاط باشند. او همچنین با اعلام شماره تلفن های حالت اضطراری از شهروندان کویتی خواست در صورت بروز مشکل با این شماره ها تماس بگیرند.

۰۳:۳۲ – آنگلا مرکل صدراعظم آلمان اعلان کرد که از حوادث پاریس، شوکه شده است.

۰۳:۲۸ – فرانسوا اولاند رییس جمهوری فرانسه سفر به ترکیه برای حضور در نشست گروه ۲۰ را به دلیل حوادث پاریس لغو کرد.

۰۳:۲۲ –  پایان گروگانگیری در سالن نمایش “باتاکلان” پاریس با حمله پولیس و کشته شدن ۲ گروگان گیر

۰۳:۱۹ – حدود ۱۲ فرد مسلح عملیات گروگانگیری در سالن نمایش باتاکلان در پاریس را انجام داده اند.

۰۳:۱۲ – ورود واحدهایی از ارتش فرانسه به مرکز پاریس برای همکاری در مقابله با حملات تروریستی

۰۳:۰۸ – شاهدان عینی: گروگانگیران در سالن نمایش “باتاکلان” در برابر حمله پولیس ویژه، گلوله شلیک کردند و شعار الله اکبر سر دادند.

۰۳:۰۶ – حمله پلیس ویژه فرانسه به سالن نمایش “باتاکلان” پاریس محل گروگانگیری ۱۰۰ نفر

۰۳:۰۵ – حرکت و فعالیت بخش عمده شبکه مترو پاریس متوقف شد.

۰۳:۰۳ – دولت فرانسه: همه مدارس و دانشگاه های پاریس در روز شنبه تعطیل می شوند

۰۳:۰۳ – شهردار نیویورک: برقراری حالت فوق العاده امنیتی در نیویورک

۰۳:۰۳ – ریاست جمهوری مصر حوادث پاریس را محکوم کرد.

۰۳:۰۱ – منابع فرانسوی: حملات در ۷ منطقه پاریس روی داد.

۰۲:۴۴ – خبر غیررسمی یک کارشناس مقیم پاریس در مصاحبه با الجزیره: یکی از انفجارهای نزدیک ورزشگاه پاریس، انتحاری بود.

۰۲:۲۹ – سخنرانی مستقیم اولاند از کاخ الیزه: از همه مردم فرانسه می خواهم آرامش خود را حفظ کنند. همه اکنون در یکی از مراکز، عملیات بازرسی انجام می شود. با خانواده های قربانیان که کم تعداد هم نیستند تسلیت می گویم و اعلام همدردی می کنم.

۰۲:۲۵ – سخنرانی مستقیم فرانسوا اولاند رییس جمهوری فرانسه از کاخ الیزه: از هیات وزیران و کابینه خواستم به سرعت تصمیم بگیرند. کل سرزمین فرانسه حالت فوق العاده اعلام می شود. همه مرزهای فرانسه بسته می شود. برخی مناطق فرانسه بسته می شود.

۰۲:۲۱ – سخنرانی مستقیم اوباما درباره حملات پاریس: چون می دانم اولاند مشغول است با او تماس تلفنی نداشتم /نمی خواهیم وارد فرضیه های مربوط به حملات پاریس شویم / در چند روز آینده کیفیت حملات پاریس مشخص خواهد شد.

۰۲:۲۰ – سخنرانی مستقیم اوباما درباره حملات پاریس: همه تلاش خود را برای کمک به مقامات فرانسه و همکاری با آنها برای تعقیب شبکه های تروریستی انجام می دهیم /  خواستیم به خانواده های قربانیان و کشته شدگان حوادث پاریس اعلام کنیم. همه جزئیات را در اختیار نداریم / امروز به صورت تصادفی با اولاند گفتگو کرده بودم.

۰۲:۱۷ – دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس اعلام کرد کشورش هر آنچه را که بتواند برای کمک به مسؤولان فرانسوی در حوادث پاریس ارایه خواهد کرد.

۰۲:۱۶ – پولیس فرانسه از تماشاگران حاضر در استادیوم درخواست کرد به دلایل امنیتی از ترک ورزشگاه خودداری کنند. در نزدیکی این ورزشگاه ۲ انفجار روی داده بود.

۰۲:۱۵ –  کاخ سفید اعلام کرد اوباما تا ساعتی دیگر درباره حملات پاریس بیانیه ای صادر خواهد کرد.

۰۲:۱۴ – فرانسوا اولاند رییس جمهور فرانسه از هیات وزیران خواست به سرعت نشست فوری برای بررسی حملات پاریس برگزار کند.

۰۲:۱۳ – پولیس فرانسه: کشته شدگان حملات پاریس به ۶۰ نفر افزایش یافت.

۲:۰۹ – رویترز: تیراندازی جدید در یکی از مراکز خرید در پاریس

۲:۰۸ – تصاویر اولیه از محل یکی از انفجارهای پلیس توسط شبکه الجزیره نشان می دهد شمار زیادی از افراد کشته و زخمی شده اند و امدادگران و مردم عادی در حال امدادرسانی به مجروحان هستند.

۲:۰۷- شهرداری پاریس از شهروندان خواست به دلایل امنیتی از خانه های خود خارج نشوند.

۲:۰۲ – آمریکا اعلام کرد حوادث پاریس را با نگرانی دنبال می کند. کاخ سفید هم گفت که باراک اوباما از حملات پاریس مطلع شد.

۱:۵۹ – خبرهای غیررسمی: یک کشته در دو انفجار روی داده در نزدیکی استادیوم پاریس

۱:۵۰ – افزایش شمار تلفات حملات مسلحانه و تیراندازی در مرکز پاریس به ۴۰ نفر

۱:۴۷- افزایش تلفات حملات مسلحانه در مرکز پاریس به ۳۵ نفر

۱:۴۶ –  تعداد افراد به گروگان گرفته شده در سالن همایش های باتاکلان پاریس به ۱۰۰ نفر افزایش یافت.

۱:۴۳ – ۶۰ نفر در یکی از سالن های همایش پاریس (سالن باتاکلان) به دست افراد مسلح گروگان گرفته شده اند.

۱:۴۱ – تعداد کشته شدگان تیراندازی در چند منطقه مرکز پاریس به ۳۰ نفر افزایش یافت. دهها نفر نیز زخمی شدند.

۱:۴۰ – واحدهایی از ارتش فرانسه در پاریس مستقر شدند.

۱:۳۵ – گروگانگیری در سالن همایش های “باتاکلان” پاریس ادامه دارد.

۱:۳۲ – فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه نشست گروه بحران را برای بررسی وضعیت امنیتی پاریس برعهده گرفت.

۱:۲۸ – تیراندازی ها در مرکز پاریس روی داده اند. خودروهای پولیس در مناطق مختلف پایتخت فرانسه مستقر شده اند و رعب و وحشت پاریس را فراگرفته است.

۱:۲۲ – در یکی از حملات، تیراندازی در بالکن یکی از رستوران های پاریس روی داد. در این حمله مسلحانه، شماری از افراد کشته شدند.

۱:۲۰ – دفتر ریاست جمهوری فرانسه اعلام کرد: فرانسوا اولاند رییس جمهور فرانسه به همراه وزیر کشور در محل وزارت کشور فرانسه حاضر شده اند و تحولات را پیگیری می کنند.

موج مهاجرین در اروپا/کلیپ



بررسی اقوال پیرامون صفات الهی و تحلیل مسأله رؤیت

در خصوص آیات و روایاتی که صفات خداوند در آن یاد شده و در ظاهر مخالف عقل قطعی است، بین علما و متکلمان سه نظریه وجود دارد. ۱ مذهب تأویل: این مذهب موافق رأی اهل بیت(علیهم السلام) و فلاسفه و کثیری از علمای اهل سنت از جمله: معتزله و ماتریدیه است. اساس این قول بر تنزیه خداوند متعال است. طبق این رأی، حکم اوّلی آن است که هر صفتی را باید بر معنای حقیقی آن حمل کرد، و در صورتی که مانع لفظی یا عقلی در میان بود باید آن را تأویل و بر معنای مجازی اش حمل نمود.۲ مذهب تفویض: جماعتی دیگر از علمای اهل سنت قائل به توقف اند؛ به این معنا که گفته اند: لازم است به جهت احتیاط در دین راجع به صفات سخنی نگوییم و آنها را تفسیر ننماییم. از جمله کسانی که به این نظریه متمایل شده اند مالک بن انس و سفیان بن عیینه است. (۵) .۳ مذهب حمل به ظاهر:این نظریه قول کسانی است که تأویل صفات و هم چنین تفویض آن را حرام می شمارند، و معتقدند که تمام صفات را بر ظاهرشان باید حمل نمود.

متن مقاله :

صفات الهی

صفات خداوند نزد شیعه

در خصوص آیات و روایاتی که صفات خداوند در آن یاد شده و در ظاهر مخالف عقل قطعی است، بین علما و متکلمان سه نظریه وجود دارد:

۱ مذهب تأویل:
این مذهب موافق رأی اهل بیت(علیهم السلام) و فلاسفه و کثیری از علمای اهل سنت از جمله: معتزله و ماتریدیه است. اساس این قول بر تنزیه خداوند متعال است. طبق این رأی، حکم اوّلی آن است که هر صفتی را باید بر معنای حقیقی آن حمل کرد، و در صورتی که مانع لفظی یا عقلی در میان بود باید آن را تأویل و بر معنای مجازی اش حمل نمود.
نووی در شرح صحیح مسلم می گوید: نخستین چیزی که اعتقاد به آن بر هر مؤمنی واجب است، تنزیه خداوند متعال از مشابهت مخلوقات است. و اعتقاد بر خلاف آن مخلّ به ایمان است. تمام علما از امامان مسلمین اتفاق کرده اند که آنچه از صفات خداوند در قرآن و حدیث وارد شده که ظاهر آن تشبیه خداوند به خلق است باید بر این اعتقاد بود که آن ظاهر مراد خداوند نیست… (۱) .
همو در جایی دیگر می گوید: این که از پیامبر(صلی الله علیه وآله) روایت شده که آتش در دوزخ پر نمی شود تا آن که خداوند قدم خود را در آن می گذارد، این حدیث از احادیث مشهور در باب صفات است. قاضی عیاض می گوید: باید معنای آن را از ظاهرش صرف کرده و تأویل نمود، زیرا دلیل عقلی قطعی بر محال بودن اثبات اعضا و جوارح بر خداوند اقامه شده است. (۲) .
قسطلانی در ارشاد الساری می نویسد: غضب خداوند کنایه از عقوبت اوست. (۳) .
ابومنصور ماتریدی در تأویل یدین در قول خداوند متعال: ” بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ “.
می گوید: دو دست، کنایه از نعمت است. (۴) .

۲ مذهب تفویض:
جماعتی دیگر از علمای اهل سنت قائل به توقف اند؛ به این معنا که گفته اند: لازم است به جهت احتیاط در دین راجع به صفات سخنی نگوییم و آنها را تفسیر ننماییم. از جمله کسانی که به این نظریه متمایل شده اند مالک بن انس و سفیان بن عیینه است. (۵) .

۳ مذهب حمل به ظاهر:
این نظریه قول کسانی است که تأویل صفات و هم چنین تفویض آن را حرام می شمارند، و معتقدند که تمام صفات را بر ظاهرشان باید حمل نمود.
ابن تیمیه در کتاب الفتاوی می نویسد:… آنچه در کتاب و سنت ثابت شد و سلف از امّت بر آن اجماع کرده اند حقّ است و اگر لازمه آن نسبت جسمیت به خداوند باشد اشکالی ندارد، زیرا لازمه حقّ حقّ است. (۶) .
ابن بطوطه در کتاب خود می نویسد: در دمشق از فقهای حنبلی شخصی بود به نام تقی الدین ابن تیمیه… روز جمعه بر او وارد شدم، درحالی که مردم را بر منبر مسجد جامع شهر موعظه می نمود. از جمله صحبت هایش این بود که خداوند به آسمان دنیا فرود می آید، همان گونه که من از منبر پایین می آیم. در این هنگام از منبر پایین آمد. عالمی از فقهای مالکی معروف به ابن الزهرا بر او انکار نمود، مردم بر سرش ریختند و با دست و کفش کتک مفصّلی به او زدند، به حدّی که عمامه از سرش به روی زمین افتاد. (۷) .
شیخ بن باز در فتاوی خود می گوید: تأویل در صفات امری منکر است و جایز نیست، بلکه واجب است اقرار بر صفات کرد طبق ظاهری که لایق به خداوند است. (۸) .
همو می گوید: اهل سنت و جماعت از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بر آنند که خداوند در آسمان بالای عرش خود است و دست ها به سوی او دراز می گردد. (۹) .
البانی محدّث وهابیون در فتاوای خود می گوید: ما اهل سنت ایمان داریم به این که از نعمت های خداوند بر بندگانش آن است که خداوند در روز قیامت بر مردم تجلّی می کند و همگان او را می بینند، همان گونه که ماه شب چهارده را مشاهده می کنند. (۱۰)
او نیز در جایی دیگر بر بخاری ایراد گرفته که چرا قول خداوند: ” کُلُّ شَیْء هالِکٌ إِلاّ وَجْهَهُ ” را به ملک تأویل کرده و می گوید: این گونه تأویل را شخص مسلمان مؤمن انجام نمی دهد. (۱۱) .
همو در جایی دیگر می گوید: ما معتقدیم که کثیری از اهل تأویل کافر نیستند، ولی گفتارشان همانند کافران است. (۱۲) .

استدلال قائلین به تأویل صفات
۱ ادعای اجماع از قاضی عیاض، و نووی و دیگران بر تأویل؛ نووی از قاضی عیاض نقل می کند که بین مسلمانان اختلاف نیست در اینکه صفات خبری خداوند که در قرآن و حدیث آمده باید تأویل نمود. (۱۳) .
۲ تعبیرهای کنایی امری عادی در زندگی عادی بشر است که خداوند متعال نیز به جهت فهم مردم مطابق با محاورات آنها در قرآن کریم سخن گفته است.
علامه طباطبایی(رحمه الله) در تفسیر المیزان در سبب ورود الفاظ متشابه در قرآن می فرماید: سبب ورود الفاظ متشابه در قرآن به خضوع قرآن در القای معارف عالی باز می گردد، زیرا قصد خداوند آن است که با الفاظ و اسلوب های متداول بین مردم مطالب عالی را به مردم تفهیم کند، و می دانیم که این الفاظ برای معانی محسوس یا قریب به حسّ وضع شده است؛ از همین رو وافی به تمام مقصود نبوده و سبب ایجاد تشابه در آنها گشته است، مگر بر کسانی که از نوعی بصیرت و تسلط علمی برخوردارند. در نتیجه متشابهات قرآن با تعمیق نظر و دقّت فکر و با رجوع به محکمات، روشن و واضح خواهد گشت. (۱۴) .
ابن رشد اندلسی در کتاب فصل المقال در بحثی با عنوان: حقّ با حقّ مخالفت نداشته، بلکه شاهد و موافق بر آن است، می نویسد: ما مسلمانان معتقدیم که شریعت الهی حقّ است و می تواند ما را به سعادت برساند… و نیز معتقدیم که هرگز دیدگاه برهانی با شرع به مخالفت بر نمی خیزد… آن گاه می گوید: هرگاه حکم عقلی برهانی برخلاف شرع بود باید شرع را تأویل نمود. و معنای تأویل آن است که لفظ را از معنای حقیقی به معنای مجازی تبدیل کرد و این عادت عرب است که گاهی در کلماتش از تشبیه و استعاره استفاده می کند. این مطلبی است که هیچ یک از مسلمین در آن شک ندارند… از همین رو مسلمانان اتفاق کرده اند براین که واجب نیست تمام الفاظ شرع را به ظاهرش حمل نمود. (۱۵) .

اهتمام اهل بیت در تنزیه باری تعالی
قاضی عبدالجبار معتزلی می گوید: خطبه های امیرالمؤمنین(علیه السلام) در بیان نفی تشبیه، و اثبات عدل قابل احصا و شمارش نیست. (۱۶) .
امام رضا(علیه السلام) می فرماید: هرکس که خدا را به خلقش تشبیه نماید، مشرک است، و هر کس که او را به داشتن مکان توصیف کند، کافر است. (۱۷) .
امام صادق(علیه السلام) فرمود: چیزی شبیه خداوند عزّ وجلّ نیست. (۱۸) هم چنین فرمود: منزه است، خداوندی که غیر از او کسی به حقیقتش پی نخواهد برد. او همانندی ندارد. (۱۹) .

منزلت عقل از دیدگاه قرآن و روایات
قرآن کریم کسانی را که از عقل خود استفاده نمی کنند، به بدترین چهارپایان تعبیر کرده است و می فرماید: ” إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ “، همانا بدترین چهارپایان نزد خداوند اشخاص کر و گنگی هستند که تعقّل نمی کنند (۲۰) و در جایی دیگر می فرماید: ” وَیَجْعَلُ اللهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ “، خداوند پلیدی را برای کسانی قرار داده که تعقل نمی کنند. (۲۱) .
امام صادق(علیه السلام) در حدیثی می فرماید:… به عقل است که بندگان خالق خود را شناخته و مخلوق بودن خود را می شناسند، او مدبّر آنان است و همه تحت تدبیر اویند، و تنها او باقی و بقیه فانی اند… (۲۲) .
قاضی عبدالجبار معتزلی در وصف ادلّه می گوید: اولین دلیل عقل است، زیرا با اوست که بین نیک و بد تمیز داده می شود و نیز بهواسطه اوست که حجّیت کتاب و هم چنین حجّیت سنت و اجماع ثابت می شود. (۲۳) .
ابوعلی جبایی از بزرگان معتزله میگوید: همه معارفی که در قرآن راجع به توحید و عدل وارد شده، تأکیدکننده اموری است که عقل انسان به آن اذعان دارد…. (۲۴) .

رؤیت

از جمله مسائلی که از روزگاران کهن نزد متکلمان مورد بحث بوده و اختلاف شدیدی در آن واقع شده، رؤیت خداوند متعال است. آیا خداوند را در دنیا یا در آخرت، به چشم سر یا با چشم بصیرت می توان دید؟ در این زمینه اقوال مختلفی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
معتزله و شیعه امامیه معتقدند: خداوند متعال در دنیا و آخرت به دیده سر ادراک نمی شود، ولی با قلب و دل و به چشم یقین رؤیت می شود. و این عالی ترین مراتب ایمان است که از او به عین الیقین و شهود قلبی تعبیر می شود. لکن وهابیون و حنبلیان به طور عموم، و تابعین مذهب اشعری از حنفیه و مالکیّه و شافعیّه معتقدند که خداوند متعال در دنیا یا در آخرت دیده می شود.
ابن قیّم جوزیه می گوید: قرآن و سنت متواتر و اجماع صحابه و ائمه اسلام و اهل حدیث و… بر این عقیده اند که خداوند متعال در روز قیامت با چشم سر به طور عیان رؤیت می شود، همان گونه که ماه شب چهارده و خورشید هنگام ظهر را می توان دید. (۲۵) البانی در فتاوای خود می گوید: ما اهل سنت بر این باوریم که از جمله نعمت های خداوند بر بندگانش آن است که در روز قیامت، برای بندگانش تجلّی می کند و او را خواهند دید، همان گونه که ماه را در شب چهارده می بینیم. (۲۶) .
عبدالعزیز بن باز مفتی آل سعود در عصر خود می گوید: کسی که منکر رؤیت خداوند متعال در آخرت است، پشت سرش نمی توان نماز گزارد و او نزد اهل سنت و جماعت کافر است. (۲۷) .
هم چنین البانی در تعلیقه خود بر کتاب العقیده الطحاویه (۲۸) از برخی از مشبّهه نقل کرده و تأیید می کند: کسی که معتقد به رؤیت خداوند باشد، ولی نه در جهت خاص، باید به عقل خود مراجعه کند؛ یعنی مشکلی در عقل خود دارد.

ادله امامیه و معتزله بر نفی رؤیت
شیعه امامیه و معتزله که معتقد به نفی رؤیت به دیده ظاهری هستند، به چند دلیل عقلی و نقلی، همچنین قرآنی و حدیثی تمسک کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

الف) دلیل عقلی
هر عاقلی می داند که دیدن با چشم امکان ندارد، مگر آنکه شیء مرئی در جهت و مکان خاصی مقابل بیننده قرار گیرد و این مسأله در مورد همه این امور در خداوند متعال محال است. (۲۹) .

ب) دلیل نقلی قرآنی
۱ خداوند می فرماید: ” لا تُدْرِکُهُ اْلأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ اْلأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ “؛ (۳۰) او را هیچ چشمی درک نمی کند و حال آن که او بینندگان را مشاهده می کند و او نامرئی و به همه چیز آگاه است.
قاضی عبدالجبار معتزلی در شرح این آیه می گوید: هنگامی که ادراک با بینایی همراه شود، به معنای دیدن است که در این آیه، خداوند آن را نسبت به خودش نفی کرده است. (۳۱) .
۲ خداوند می فرماید: “… وَ لا یُحیطُونَ بِهِ عِلْمًا “؛ (۳۲) هیچ کس به او احاطه علمی ندارد. پر واضح است که رؤیت نوعی احاطه علمی از بشر به خداوند متعال است که خداوند متعال آن را از خود نفی می کند.
۳ خداوند می فرماید: ” وَ لَمّا جاءَ مُوسی لِمیقاتِنا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیْکَ قالَ لَنْ تَرانی وَ لکِنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی فَلَمّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقًا فَلَمّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ “؛ (۳۳) و چون موسی وقت معیّن به وعده گاه ما آمد و خدا با وی سخن گفت موسی [به تقاضای قوم خود] عرض کرد: خدایا! خودت را بر من بنمایان که تو را ببینم؛ خداوند در پاسخ فرمود: مرا تا ابد نخواهی دید و لکن در کوه بنگر اگر کوه به جای خود برقرار تواند ماند تو نیز مرا خواهی دید. پس آن گاه که نور خدا بر کوه تابش کرد کوه را متلاشی ساخت و موسی بی هوش افتاد، سپس که به هوش آمد، عرض کرد: خدایا تو منزّه و برتری، به درگاهت توبه کردم و اوّل کسی باشم که ایمان آوردم.
در این آیه از چند جهت می توان بر نفی رؤیت استفاده کرد:
الف) جواب خداوند به نفی مؤبّد: ” لَنْ تَرانی “؛
ب) تعلیق امکان رؤیت بر امر محال: ” وَلکِنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی “؛
ج) تنزیه حضرت موسی(علیه السلام) از رؤیت بعد از به هوش آمدن: ” قالَ سُبْحانَکَ “؛
د) توبه حضرت موسی(علیه السلام) از طلب رؤیت از جانب هفتاد نفر: ” تُبْتُ إِلَیْکَ “.

ج) دلیل نقلی روایی
۱ مسلم از عایشه نقل کرده است: هر کس گمان کند که محمّد پروردگارش را دیده، بر خداوند نسبت ناروا داده است. (۳۴) .
۲ نسایی از ابی ذر نقل کرده است: پیامبر(صلی الله علیه وآله) خداوند را به قلبش، نه به دیدگانش مشاهده نموده است. (۳۵) .
۳ طبری در تفسیرش از ابن عباس در تفسیر آیه: ” سُبْحانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ… ” نقل می کند که معنای آیه این گونه است: من اولین کسی هستم که ایمان می آورم به این که هیچ کس از مخلوقات، او را نخواهد دید. (۳۶) .
۴ ابن ماجه نیز روایتی را از پیامبر(صلی الله علیه وآله) در مورد سؤال از میت نقل می کند، که در آن آمده است: میّت به جهت پاسخ به این که خداوند دیده نمی شود پاداش نیکی به او داده می شود.(۳۷).
۵ امام علی(علیه السلام) در توصیف خداوند متعال می فرماید: ستایش مخصوص خداوندی است که… دیدگان او را نبینند و پوشش ها او را مستور نسازند. (۳۸) .
۶ اسماعیل بن فضل می گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم که آیا خداوند در روز رستاخیز دیده می شود؟ حضرت(علیه السلام) فرمود: منزّه است خداوند، و بسیار دور است از این امر، ای پسر فضل! دیدگان تنها اشیایی را می بینند که رنگ و کیفیت داشته باشند، در حالی که خداوند خالق رنگ ها وکیفیّت است. (۳۹) .
۷ ذعلب یمانی از امام علی(علیه السلام) سؤال کرد: ای علیّ(علیه السلام)! آیا پروردگارت را دیده ای؟ حضرت فرمود: آیا چیزی را که نمی بینم عبادت کنم؟ ذعلب پرسید: چگونه او را دیده ای؟ حضرت فرمود: دیدگان به مشاهده عیان او را ندیده است، بلکه قلب ها به حقیقتِ ایمان او را ادراک کرده است…(۴۰) .
۸ امام صادق(علیه السلام) فرمود: روزی پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر شخصی گذر نمود که دیدگانش را بر آسمان دوخته و دعا می کند، فرمود: چشمانت را ببند، زیرا او را نخواهی دید. (۴۱).

تصریح ائمه اهل بیت به امکان رؤیت قلبی
از مجموعه کلمات ائمه اهل بیت(علیهم السلام) استفاده می شود که آنچه محال است رؤیت به دیده است، ولی رؤیت به قلب که از آن به شهود باطن تعبیر می شود برای مؤمنین امکان دارد.
۱ محمّد بن فضیل می گوید: از امام رضا(علیه السلام) سؤال نمودم: آیا رسول خدا پروردگارش را دیده است؟ حضرت(علیه السلام) فرمود: به قلبش دیده است؛ آیا نشنیده ای قول خداوند عزّ و جلّ را که فرمود: ” ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی “؛ او را به چشم سر ندید و لکن او را با قلب خود مشاهده نمود. (۴۲) .
۲ امام صادق(علیه السلام) در جواب شخصی که از امکان رؤیت خداوند در روز قیامت پرسیده بود، فرمود: هرگز رؤیت با قلب، همانند رؤیتِ چشم نخواهد بود؛ دور است خداوند از آنچه تشبیه کنندگان و ملحدان او را توصیف می کنند. (۴۳) .
۳ مردی از خوارج بر امام باقر(علیه السلام) وارد شد و عرض کرد: ای اباجعفر! چه چیزی را عبادت می کنی؟ حضرت(علیه السلام) فرمود: خدا. آن مرد باز سؤال کرد: آیا او را دیده ای؟ حضرت فرمود: چشمها با مشاهده بینایی او را نخواهد دید، ولی قلبها با حقیقت ایمان او را خواهد یافت…. (۴۴) .
۴ یعقوب بن اسحاق می گوید: به ابی محمّد(علیه السلام) نامه ای نوشته از او سؤال نمودم: چگونه بنده پروردگار خود را عبادت می کند درحالی که او را نمی بیند؟ حضرت(علیه السلام) در توقیعی فرمود: ای ابایوسف! آقا و مولا و نعمت دهنده بر من و پدرانم بزرگتر است از آنکه به چشم دیده شود. سؤال کردم: آیا رسول خدا پروردگارش را دیده است؟ باز در توقیعی فرمود: خداوند تبارک و تعالی از نور عظمتش آنچه دوست داشت به رسولش از راه قلب نشان داد. (۴۵) .
۵ اسماعیل بن فضل می گوید: از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم که آیا خداوند در روز قیامت دیده می شود؟ حضرت(علیه السلام) فرمود: منزّه است خداوند، و بسیار از این معنا بالاتر است. ای فرزند فضل! دیدگان تنها چیزهایی را درک می کنند که رنگ و کیفیت داشته باشند، درحالی که خداوند خالق رنگ ها و کیفیت است. (۴۶) .
علاّمه طباطبایی(رحمه الله) می فرماید: خداوند متعال در کلام خود گونه ای از رؤیت و مشاهده را ثابت می کند که غیر از رؤیت بصری حسّی است، و آن، نوعی شعور باطنی در انسان است که بدون به کار بردن ابزار حسّی یا فکری به آن دسترسی می توان پیدا کرد و در پرتو آن، نوع معرفتی به خداوند پیدا می شود که با معرفت فکری فرق دارد؛ این معرفت همان وجدان و شهود باطنی است که هیچ نوع حجابی با آن نمی باشد، و هرگز انسان را از او غافل نکرده و به دیگری مشغول نمی سازد. و همین معنا مراد از لقای الهی است که در روز قیامت از بندگان برای صالحین فراهم خواهد شد… (۴۷) .

اعتراف برخی از علماء عامه
برخی از علماء عامه همانند شیعه امامیه قائل به عدم امکان رؤیت حضرت حقّ سبحانه وتعالی به دیده چشم شده اند. اینک به عبارات برخی از آنها اشاره می کنیم:
۱ ثعالبی در تفسیر آیه شریفه ” وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَهً أُخْری – عِنْدَ سِدْرَهِ الْمُنْتَهی ” می گوید: از عائشه و جمهور اهل سنت نقل شده که ضمیر در رآه به جبرئیل بازمی گردد نه پیامبر. (۴۸). نتیجه اینکه پیامبر(صلی الله علیه وآله) خدا را ندیده است.
۲ شاطبی می گوید: صحابه منکر رؤیت خداوند متعال بوده اند. (۴۹) .
۳ ذهبی در ترجمه ابوعبدالله بخاری می گوید: او عالم اهل بخارا و شیخ آنان، فقیهی باورع و زاهد بود. و هرکسی را که قائل به خلق قرآن و احادیث رؤیت و نزول خدا از آسمان بود، او را تکفیر می نمود. (۵۰) .

بررسی ادله قائلین به رؤیت
کسانی که معتقد به رویت خداوند به دیدگان هستند به ادله ای چند از آیات و روایات تمسک کرده اند:
۱ خداوند متعال می فرماید: ” وُجُوهٌ یَوْمَئِذ ناضِرَهٌ – إِلی رَبِّها ناظِرَهٌ – وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذ باسِرَهٌ – تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِها فاقِرَهٌ “. (۵۱) آنروز رخسار طائفه ای از شادی برافروخته و نورانی است و به چشم قلب جمال حقّ را مشاهده می کنند. و رخسار گروهی دیگر عبوس و غمگین است که می دانند حادثه ناگواری در پیش است که پشت آنها را می شکند.

جواب:
شکّی نیست که نظر در لغت به معنای رؤیت و دیدن است ولی جمله ” إِلی رَبِّها ناظِرَهٌ ” درمقابل ” تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِها فاقِرَهٌ ” آمده است، ولذا به قرینه مقابله در معنای لغوی آن به کار نمی رود، بلکه معنای کنایی آن اراده می شود، که همان انتظار رحمت است؛ زیرا جمله مقابل به این معنا است: می دانند که حادثه ناگواری در پیش است…. در این مورد انتظار حادثه ناگوار است و در مورد نظر؛ نیز انتظار رحمت است.
قاضی عبدالجبار معتزلی می گوید: از جماعتی از مفسّرین رسیده که آیه حمل بر انتظار می شود، همانگونه که در احادیث نیز وارد شده است. ابوحاتم رازی به سند خود از مجاهد در تفسیر آیه شریفه: ” وُجُوهٌ یَوْمَئِذ ناضِرَهٌ – إِلی رَبِّها ناظِرَهٌ “، نقل می کند که فرمود: یعنی دیدگان بابشاشت و خوشرویی منتظر ثوابند. و همین تفسیر از ابن عباس نیز نقل شده است… آنگاه قاضی عبدالجبار می گوید: با این روایات صحّت گفتار ما ثابت می شود که مراد به نظر در آیه انتظار است. (۵۲) .

۲ آیات فراوانی دلالت دارد بر اینکه مؤمنین به لقاء پروردگار نائل می شوند، و معلوم است که لقاء مستلزم رؤیت است. خداوند متعال می فرماید: ” فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً “، (۵۳) هرکس به لقای رحمت او امیدوار است باید نیکوکار شود و هرگز در پرستش خدا احدی را با او شریک نگرداند.
جواب:
خداوند متعال در رابطه با منافقین نیز از کلمه لقاء الله استفاده کرده است آنجا که می فرماید: ” فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ ” (۵۴) در نتیجه این تکذیب، خدا هم دل آنها را ظلمت کده نفاق گردانید تا روزی که به کیفر بخل و اعمال زشتشان برسند. و می دانیم که هرگز منافقین خداوند را نخواهند دید. پس در این آیه لقاء به معنای لقای مرگ و حساب و انواع عذاب آمده است. قاضی عبدالجبار معتزلی می گوید: هرگز لقاء به معنای رؤیت نیست، ولذا یکی از آن دو به جای دیگر استعمال نمی شود. شخص کور صحیح است که بگوید: به ملاقات فلان شخص رفتم، ولی صحیح نیست که بگوید: فلان شخص را دیدم… پس لقاء در آیه را باید حمل بر معنایی کرد که با حکم عقل سازگاری داشته باشد…. (۵۵) .

۳ خداوند متعال می فرماید: ” کَلاّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذ لَمَحْجُوبُونَ ” (۵۶) چنین نیست اینان (کفار) از معرفت پروردگارشان محجوب و محرومند.
فخر رازی می گوید: اصحاب ما به این آیه تمسک کرده اند بر اینکه مؤمنین خداوند سبحان را خواهند دید، والاّ تخصیص آیه به کفار بی فائده است. (۵۷) .
جواب:
استدلال به آیه مبتنی بر آن است که معنای آیه این باشد که: کفار از دیدن خدا محرومند، درحالی که در آیه لفظ رؤیت به کار نرفته است؛ لذا ظاهر معنا این است که کفار از رحمت خدا محرومند.

۴ گروه مشبّهه در جواز رؤیت به برخی از احادیث نیز تمسک کرده اند ازقبیل قول پیامبر(صلی الله علیه وآله) که بنابر نقل بخاری فرمود:…همانا شما خدا را در روز قیامت خواهید دید…. (۵۸) .
و نیز از جریر نقل می کند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) درحالی که به ماه نظاره می کرد فرمود: شما پروردگارتان را خواهید دید، همانگونه که این ماه را می بینید…. (۵۹) .
جواب:
اوّلا: اینها خبر واحدند ولذا در اعتقادات ارزشی ندارند.
ثانیاً: این گونه احادیث مخالف با آیات قرآن است، ولذا اعتباری ندارد.
ثالثاً: حدیث دوم به جهت وجود قیس بن ابی حازم؛ سندش ضعیف است؛ زیرا عبدالله بن یحیی بن سعید می گوید: او احادیث منکر را نقل می کند و یعقوب دوسی می گوید: اصحاب ما در حق او سخنها گفته اند، عده ای او را مورد حمله قرار داده اند…. (۶۰) .

پی نوشت ها
۱- شرح صحیح مسلم از نووی، ج ۱، ص ۱۶۰٫
۲- همان، ج ۹، ص ۱۸۲ ۱۸۳٫
۳- ارشاد الساری، ج ۱۰، ص ۲۵۰٫
۴- تأویلات اهل السنه، ج ۳، ص ۵۱٫
۵- در المنثور، ج ۳، ص ۹۱٫
۶- الفتاوی، ج ۵، ص ۱۹۲٫
۷- رحله ابن بطوطه، ج ۱، ص ۵۷ ۵۸٫
۸- فتاوی بن باز، ج ۴، ص ۱۳۱٫
۹- همان، ج ۲، ص ۱۰۵ ۱۰۷٫
۱۰- فتاوی الالبانی، ص ۱۴۲٫
۱۱- همان، ص ۵۲۳٫
۱۲- همان، ص ۵۲۲ ۵۲۳٫
۱۳- شرح صحیح مسلم، نووی ج ۳ جزء ۵ ص ۲۴٫
۱۴- تفسیر المیزان، ج ۳، ص ۵۸ با تلخیص.
۱۵- فصل المقال، ص ۹۶ ۹۸٫
۱۶- فضل الاعتزال، ص ۱۶۳٫
۱۷- توحید صدوق، ص ۶۹، باب ۲٫
۱۸- توحید صدوق، ص ۱۲۵، باب ۹٫
۱۹- کافی، ج ۱، ص ۱۰۴٫
۲۰- انفال آیه ۲۲٫
۲۱- یونس ۱۰ آیه ۱۰۰٫
۲۲- اصول کافی، ج ۱، ص ۲۹، ح ۳۴٫
۲۳- فضل الاعتزال و طبقات المعتزله، ص ۱۳۹٫
۲۴- المحیط بالتکلیف، ج ۴، ص ۱۷۴٫
۲۵- حادی الارواح الی بلاد الأرواح، ص ۳۰۵٫
۲۶- فتاوی الألبانی، ص ۱۴۲٫
۲۷- فتاوی بن باز، رقم ۲۸۸۷٫
۲۸- العقیده الطحاویه با تعلیق و شرح البانی، ص ۲۷٫
۲۹- کشف المراد، ص ۲۹۶ ۲۹۷٫
۳۰- انعام آیه ۱۰۳٫
۳۱- شرح الاصول الخمسه، ص ۲۳۳٫
۳۲- طه ۲۰ آیه های ۱۰۹ ۱۱۰٫
۳۳- اعراف آیه ۱۴۳٫
۳۴- صحیح مسلم، ج ۱، ص ۱۱۰٫
۳۵- تفسیر نسایی، ج ۲، ص ۲۴۵؛ ارشاد الساری، ج ۵، ص ۲۷۶ و رازی، المطالب العالیه، ج ۱، ص ۸۷٫
۳۶- جامع البیان، ج ۹، ص ۳۸٫
۳۷- ر.ک. سنن ابن ماجه، ج ۲ ص ۱۴۲۶٫
۳۸- نهج البلاغه، خطبه ۱۸۵٫
۳۹- بحارالانوار، ج ۴، ص ۳۱٫
۴۰- نهج البلاغه، خطبه ۱۷۹٫
۴۱- توحید صدوق، ص ۱۰۷٫
۴۲- همان، حدیث ۱۵٫
۴۳- همان، حدیث ۱۷٫
۴۴- صدوق، التوحید، باب ماجاء فی الرؤیه، حدیث ۵٫
۴۵- کافی ج ۱ ص ۹۵، باب فی ابطال الرؤیه.
۴۶- بحارالانوار ج ۴ ص ۳۱٫
۴۷- المیزان، ج ۸، ص ۲۵۲ ۲۵۳٫
۴۸- الجواهر الحسان ج ۳ ص ۲۵۳٫
۴۹- الاعتصام ج ۲ ص ۱۷۶٫
۵۰- تاریخ الاسلام ج ۲۰ ص ۱۵۳٫
۵۱- قیامت، آیه ۲۲ ۲۵٫
۵۲- قاضی عبدالجبار معتزلی، المغنی ج ۴ ص ۲۱۲ ۲۱۳٫
۵۳- کهف، آیه ۱۱۰٫
۵۴- توبه، آیه ۷۷٫
۵۵- قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسه ص ۲۶۵ ۲۶۶٫
۵۶- مطففین، آیه ۱۵٫
۵۷- تفسیر فخررازی، ذیل آیه.
۵۸- صحیح بخاری ج ۸ ص ۱۱۷، صحیح مسلم ج ۱ ص ۱۱۳ باب معرفه طریق الرؤیه.
۵۹- صحیح بخاری ج ۱ ص ۱۱۱، باب ۲۶ و۳۵، صحیح مسلم ج ۵ ص ۱۳۶٫
۶۰- میزان الاعتدال، رقم ۶۹۰۸٫

بررسی مساله تجسیم و بدا از نگاه شیعه

چکیده :

از جمله مسائل مورد اختلاف متکلمان مسأله تجسیم و جسمانیت خداوند است که اعتقاد به آن را به اهل حدیث و حشویه و وهابیون نسبت داده اند.ابن تیمیه در کتاب الفتاوی می گوید: آنچه که در قرآن و سنت ثابت شده و اجماع و اتفاق پیشینیان بر آن است، حقّ می باشد. حال اگر از این امر لازم آید که خداوند متصف به جسم بودن شود اشکالی ندارد، زیرا لازمه حقّ نیز حقّ است.در روایات اهل بیت(علیهم السلام) اعتقاد به بدا از عقاید مهمّ دینی شمرده شده است. امام صادق(علیه السلام)می فرماید: خداوند به چیزی مانند اعتقاد به بدا تعظیم نشده است. و نیز می فرماید: خداوند به چیزی مانند اعتقاد به بدا، عبادت نشده است. و در حدیث دیگر می خوانیم: خداوند هیچ پیامبری را به نبوّت برنگزید مگر این که از او به اقرار به بدا پیمان گرفت.

تجسیم

از جمله مسائل مورد اختلاف متکلمان مسأله تجسیم و جسمانیت خداوند است که اعتقاد به آن را به اهل حدیث و حشویه و وهابیون نسبت داده اند.
ابن تیمیه در کتاب الفتاوی می گوید: آنچه که در قرآن و سنت ثابت شده و اجماع و اتفاق پیشینیان بر آن است، حقّ می باشد. حال اگر از این امر لازم آید که خداوند متصف به جسم بودن شود اشکالی ندارد، زیرا لازمه حقّ نیز حقّ است. (۱) .
شیخ محمد ابوزهره در کتاب تاریخ المذاهب الاسلامیه می نویسد: سلفیه هر صفت و شأنی که در قرآن یا روایات برای خداوند ذکر شده حمل بر حقیقت کرده و بر خداوند ثابت می کنند… درحالی که علما به اثبات رسانده اند که این عمل منجرّ به تشبیه و جسمیّت خداوند متعال خواهد شد… (۲) .

ابن الوردی می گوید: ابن تیمیه به جهت قول به تجسیم زندانی شد. (۳) .
ناصر الدین البانی در فتاوای خود می گوید: معتزله و دیگران منکر نعمت رؤیت خدایند، و هر کسی که معتقد به آن باشد گمراه دانسته و او را به تشبیه و تجسیم نسبت می دهند… ولی ما اهل سنت ایمان داریم که از منّت های خداوند بر بندگانش آن است که در روز قیامت بر آنها تجلّی کرده و او را به مانند ماه شب چهارده می بینند.
عبدالله بن احمد بن حنبل به سندش از عمر بن خطاب نقل می کند: هرگاه خداوند بر کرسی خود می نشیند صدایی همانند صدای زین شتر هنگام سوار شدن شخص سنگین بر آن، شنیده می شود. (۴) .
ولی رأی اکثر متکلّمان از جمله شیعه امامیه، تنزیه خداوند متعال از جسمیّت است. فخر رازی در کتاب المطالب العالیه می نویسد: در این باب اهل علم بر دو دسته اند: اکثر آنان معتقد به تنزیه خداوند از جسمیّت اند، ولی مجسّمه قائل به جسمانیت خداوند می باشند. (۵) .

امّا در میان شیعه امامیه اتفاق نظر بر نفی جسمیّت است که عبارات برخی از آنان را یادآور می شویم:
۱ شیخ کلینی بابی در کتاب کافی با عنوان: باب النهی عن الجسم و الصوره ذکر کرده است. (۶) .
۲ شیخ صدوق در کتاب التوحید بابی به نام باب انّه عزّو جلّ لیس بجسم ولا صوره آورده است. (۷) .
۳ ابوالفتح کراجکی در کنزالفوائد بابی با عنوان فصل من الاستدلال علی انّ الله تعالی لیس بجسم دارد. (۸) .
۴ شیخ طوسی(رحمهم الله) در تفسیر التبیان (۹) ذبیحه کسانی که قائل به تجسیمند حلال نمی داند. و نیز در کتاب المبسوط (۱۰)حکم به نجاست مجسّمه کرده و آنها را در شمار کفّار می داند.
۵ قاضی ابن برّاج در جواهر الفقه تصریح به تنزیه خداوند از جسم و لوازم آن کرده است. (۱۱) .
۶ قطب راوندی در فقه القرآن تصریح به باطل بودن نماز در پوست ذبیحه کسی نموده که قائل به جسمیّت خداوند است. و نیز قائل به عدم جواز انتفاع از آن است. (۱۲) همو در جایی دیگر از کتابش می گوید: مذهب تجسیم از مذاهب فاسد است. (۱۳) .
۷ شیخ طبرسی در مجمع البیان (۱۴) معتقد به جایز نبودن خوردن ذبیحه کسی است که قائل به جسیمّت خداوند است.

و نیز از جمله کسانی که قائل به نجاست مجسّمه بوده و آنان را در زمره کفار می دانند؛ علامه حلّی در منتهی المطلب، (۱۵) ابن فهد حلّی در الرسائل العشر، (۱۶) محقق کرکی در جامع المقاصد، (۱۷) علامه مجلسی در بحارالأنوار (۱۸) و… می باشند.

قرآن و نفی جسمیت از خداوند

با ملاحظه دقیق آیات قرآنی به این نکته پی می بریم که خداوند متعال از جسم و جسمانیت مبرّاست.
۱ خداوند می فرماید: ” یَعْلَمُ ما یَلِجُ فِی اْلأَرْضِ وَ ما یَخْرُجُ مِنْها وَ ما یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما یَعْرُجُ فیها وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ “؛ (۱۹) او هر چه در زمین فرو رود و هر چه بر آید و آنچه از آسمان نازل شود و آنچه بالا رود، همه را می داند و هر کجا باشید او با شماست و به هر چه کنید به خوبی آگاه است.
آیه به طور صراحت دلالت بر سعه وجود خداوند سبحان دارد و این که او در هر مکانی با ما است، و کسی که چنین شأنی دارد نمی تواند جسم یا حلول کننده در محلّی باشد.
۲ و نیز می فرماید: ” أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ ما یَکُونُ مِنْ نَجْوی ثَلاثَه إِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَه إِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنی مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ إِلاّ هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ ما کانُوا ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّ اللّهَ بِکُلِّ شَیْء عَلیمٌ “؛ (۲۰) آیا ندیدی که آنچه در آسمان ها و زمین است، خدا بر آن آگاه است. هیچ رازی سه کس با هم نگویند، جز آن که خداوند چهارم آنهاست و نه پنج کس جز آن که خدا ششم آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر، جز آن که خدا هر کجا باشند با آنهاست، پس روزِ قیامت همه را به نتیجه اعمالشان آگاه خواهد ساخت که خدا به کلیه امورِ عالم داناست.
این آیه نیز به طور وضوح دلالت بر سعه وجود خداوند متعال دارد، و این که در همه جا موجود و با همه کس همراه است. و این گونه خدایی نمی تواند جسم باشد، زیرا جسم احتیاج به مکان دارد و با وجودش در مکانی، مکانی دیگر از او خالی است.
۳ همچنین می فرماید: ” وَ لِلّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ واسِعٌ عَلیمٌ “؛ (۲۱) مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف که روی کنید به سوی خدا روی آورده اید. خدا به همه جا محیط و بر همه چیز داناست.
این آیه نیز همانند آیه پیشین، دلالت بر نفیِ جسمیّت خداوند دارد.
۴ و نیز می فرماید: ” لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ “؛ (۲۲) هیچ موجودی همانند او نیست و او شنوایِ بیناست.
پر واضح است که اگر خداوند جسم بود باید همانند سایر اجسام و شبیه آنها بود.
۵ و نیز می فرماید: ” وَ اللّهُ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ “؛ (۲۳) و خداوند از خلق بی نیاز است و شما فقیر و نیازمندید.
می دانیم که اگر خداوند جسم بود مرکب از اجزا می بود، و هر مرکبی محتاج به اجزای خود است. و این با غنای خداوند سازگاری ندارد.
۶ همچنین می فرماید: ” هُوَ اْلأَوَّلُ وَ اْلآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ “؛ (۲۴) اوّل و آخر هستی و پیدا و نهان وجود همه اوست.
در این آیه خداوند متعال خود را ظاهر و باطن معرفی کرده، و اگر جسم می بود باید ظاهر آن غیرباطنش (عمقش) باشد، و در نتیجه لازم می آید که او ظاهر و باطن نباشد.
۷ و نیز می فرماید: ” لا تُدْرِکُهُ اْلأَبْصارُ “؛ (۲۵) دیده ها او را درک نمی کند.

و اگر خداوند جسم بود چرا دیده ها او را ادراک نکند؟!

مقابله اهل بیت با قول به تشبیه

امام صادق(علیه السلام) در حدیثی می فرماید: منزه است خداوندی که جز او کسی دیگر از کیفیتش اطلاعی ندارد، همانندی برای او نیست و او شنوای بیناست، محدود نشده، و محسوس نخواهد بود و مورد تجسس واقع نخواهد گشت. دیدگان و حواس او را ادراک نکرده و چیزی او را احاطه نمی کند. جسم و صورت نیست… (۲۶) .
و نیز در حدیثی دیگر در توصیف خداوند می فرماید: نه جسم است و نه صورت، بلکه او جسم کننده اجسام و صورت دهنده صور است. جزء جزء نشده و متناهی نیست. زیاده و نقصان در او راه ندارد. و اگر خداوند آن گونه باشد که می گویند، پس فرقی بین خالق و مخلوق نیست… (۲۷) .
از امام جواد و هادی(علیهما السلام) روایت شده که فرمودند: هرکس قائل به جسمیّت خداوند شد به او زکات ندهید و به او اقتدا نکنید.(۲۸).

عوامل پیدایش نظریه تجسیم

۱ میل عوام به تجسیم: زیرا بشر به جهت آن که به چشم خود عینک طبیعت و مادّیت را دارد، لذا می کوشد همه چیز را از دیدگاه مادّیت حلّ کند.
۲ خوف از افتادن در تعطیل: لکن این قول افراط گری است که می توان با قول به تنزیه جلو آن را سدّ کرد.
۳ تأثّر از فرهنگ یهود: زیرا در عهد قدیم از جسم بودن خداوند بسیار سخن رفته است؛ خصوصاً با در نظر گرفتن این نکته که عدّه ای از مستبصرین اهل کتاب به دستگاه خلافت نزدیک شده و از این طریق در جامعه اسلامی میراث فرهنگی خود را منتشر کرده اند.
شهرستانی در کتاب الملل و النحل می نویسد: بسیاری از یهود که مسلمان شده بودند، احادیث فراوانی را در خصوص تجسیم و تشبیه در عقاید اسلامی وارد کردند که تمام آنها برگرفته از تورات بوده است. (۲۹) .
تصریح علمای اهل سنت به تجسیم ابن تیمیه
جماعتی از علمای اهل سنت تصریح به تجسیم وهابیان و در رأس آنها ابن تیمیه نموده اند، اینک به کلمات برخی از آنها اشاره می کنیم:
۱ قاضی سبکی می گوید: اهل توحید بر اینکه خداوند در جهت خاصی نیست، اتفاق کرده اند مگر برخی از افرادی که قول شاذ دارند همانند ابن تیمیه. (۳۰) .
۲ شیخ محمّد ابوزهره می گوید: سلفیّه معتقدند که هرچه در قرآن یا روایات در مورد اوصاف خداوند وارد شده از قبیل محبّت، غضب، سخط، رضا، نداء، کلام، فرود آمدن در سایه ابرها، استقرار بر عرش، وجه، دست، همگی باید بر ظاهرش حمل شود بدون هیچ گونه تأویل و تفسیری که مخالف با ظاهرش باشد… رأی و نظر ابن تیمیه نیز همین است. (۳۱) .
۳ شیخ سلیم البشری رئیس جامعه الازهر در عصر خود می گوید: از جمله کسانی که به او نسبت داده شده که قائل به جهت برای خداست احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن تیمیه حرّانی حنبلی دمشقی است…. (۳۲) .
۴ ابن حجر هیتمی مکّی شافعی می گوید: ابن تیمیه نسبت به ساحت مقدس خداوند جسارت کرده و در حقّ او ادعای جهت و جسمانیت کرده است. (۳۳) .
۵ ابوالفدا، در تاریخش می گوید: ابن تیمیه از دمشق به شام فرستاده شد، از آنجا که او قائل به تجسیم بود او را در زندانی حبس کردند. (۳۴) .

مفهوم بدا
در روایات اهل بیت(علیهم السلام) اعتقاد به بدا از عقاید مهمّ دینی شمرده شده است. امام صادق(علیه السلام)می فرماید: خداوند به چیزی مانند اعتقاد به بدا تعظیم نشده است. (۳۵)و نیز می فرماید: خداوند به چیزی مانند اعتقاد به بدا، عبادت نشده است. (۳۶) و در حدیث دیگر می خوانیم: خداوند هیچ پیامبری را به نبوّت برنگزید مگر این که از او به اقرار به بدا پیمان گرفت. (۳۷) .

بدا در لغت
بدا در لغت به معنای ظهور پس از خفا و پنهان بودن است و هرگاه در مورد انسان به کار رود به این معناست که چیزی بر انسان پوشیده و پنهان بوده و سپس معلوم و آشکار شده است. روشن است که چنین معنایی مستلزم جهل و تبدّل رأی است، از این رو اطلاق این معنا در مورد خداوند محال است، زیرا خداوند با علم ازلی و تخلّف ناپذیر خود همه چیز را می داند و در اراده الهی تبدّل و تغییر راه ندارد. در احادیث ائمه طاهرین(علیهم السلام)، بر نادرستی بدا به این معنا در حقّ خداوند تصریح و تأکید شده است. چنان که امام صادق(علیه السلام)
فرموده است: از کسی که عقیده دارد برای خداوند چیزی را که دیروز نمی دانسته آشکار شده است تبرّی بجویید. (۳۸) و در حدیث دیگر می فرماید: خداوند همه چیز را پیش از آن که اراده کند و انجام دهد، می داند. چیزی برای خداوند آشکار نمی شود مگر این که آن را می دانسته است. بدای از روی جهل در خداوند راه ندارد. (۳۹).
با توجه به احادیث یاد شده روشن می شود که بدا در مورد خداوند، در حقیقت إبدا و اظهار است؛ یعنی آنچه را خداوند از قبل می دانسته ولی برای انسان معلوم نبوده، آن را اظهار و آشکار می سازد و بدا نامیدن آن به اعتبار مقام فعل الهی است، اگر چه در ذات الهی جهل و تغییر راه ندارد.

مقدمات بحث
۱ متکلمان امامیه اتفاق دارند که خداوند متعال، عالم به تمام حوادث گذشته، حال و آینده است و در حق او ظهور بعد از خفا و علم بعد از جهل معنا ندارد. قرآن می فرماید: ” إِنَّ اللهَ لا یَخْفی عَلَیْهِ شَیْءٌ فِی اْلأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ “، همانا برای خداوند هیچ چیزی مخفی نمی ماند در روی زمین و نه در آسمان. (۴۰) .
امام کاظم(علیه السلام) می فرماید: خداوند همیشه عالم به اشیا است چه قبل و چه بعد از خلقت اشی. (۴۱) .
۲ آیات و روایات دلالت دارند بر این که خداوند متعال در امر خلق، ایجاد، تدبیر و تربیت فارغ نشده است و مسیر بندگان به سبب رفتار نیک و بدشان قابل تغییر و تحوّل است. انسان مسیر واحدی را طیّ نمی کند، بلکه مسیر و آینده او با اعمال نیک و بد متغیر است. قرآن می فرماید ” وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً – وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ “؛ و هر کس خدا ترس شود، خداوند راه بیرون شدن [از گناهان و حوادث عالم ] را بر او می گشاید و از جایی که گمان نبرد به او روزی عطا کند. (۴۲) .
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: دعا قضا را ردّ می کند و همانا مؤمن گناهی را انجام می دهد که به سبب آن از رزق خدا محروم می شود.(۴۳).
امام رضا(علیه السلام) می فرماید: شخصی صله رحم به جا می آورد در حالی که از عمرش سه سال باقی مانده است با این عمل، خداوند عمرش را به سی سال تبدیل می نماید و آنچه را که بخواهد انجام می دهد. (۴۴) .
۳ نظام سِفلی و عینی ناشی از نظام عِلوی و علمی و منبعث از اوست؛ به عبارت دیگر جهان ناسوت، محکوم جهان ملکوت است بنابراین ممکن است در مقابل نظام سفلی و لااقل قسمی از آن یعنی عالم انسانی در نظام عِلوی و عِلمی اثر بگذارد و سبب تغییراتی شود، هرچند همین تأثیر نیز به موجب سرنوشت و به حکم قضا و قدر بوده باشد. این همان مسئله عالی و شامخ بد است که قرآن کریم برای اوّلین بار در تاریخ معارف بشری از آن یاد کرده است. خداوند متعال می فرماید: ” یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ “؛ (۴۵) خداوند هرچه را بخواهد [که قبلاً ثبت شده است] محو می کند و هرچه را بخواهد [که قبلاً ثبت نشده است] ثبت می کند و کتاب مادر (اصل و مادر همه کتاب ها و نوشته ها) منحصراً نزد اوست.
۴ موجودات جهان بر دو قسم اند: برخی از آنها بیش از یک نوع خاصی ندارند؛ مانند مجردات عِلوی. برخی دیگر امکان بیش از یک نوع خاص از وجود در آنها هست. همانند مادیات.
موجودات مادی از یک ماده خاص به وجود می آیند و زمینه به وجود آمدن موجودات دیگر می باشند مانند همه موجوداتی که محسوس وملموس می باشند. در مجرّدات که تحت تأثیر علل مختلف قرار نمی گیرند، قضا و قدر حتمی است. امّا در غیر مجردات که همواره در حال دگرگونی اند، قضا و قدر غیر حتمی وجود دارد؛ یعنی یک نوع قضا و قدر سرنوشت آنها را معین نمی کند، زیرا سرنوشتِ معلول، در دست علت است و چون این امور با علل مختلف سر و کار دارد پس سرنوشت های مختلف در انتظار آنهاست. و چون هر سلسله از علل را در نظر بگیریم؛ امکان جانشین شدن یک سلسله دیگر در کار هست، پس سرنوشت آنها غیر حتمی است. به هر اندازه که اگر درباره آنها صحیح است، قضا و قدرها هست و امکان تغییر و تبدیل دارد. پس سرنوشت های گوناگونی وجود دارند که می توانند جانشین یک دیگر شوند. جانشین شدن آنها نیز به حکم سرنوشت است.

بدا و ابطال عقیده یهود

اعتقاد به بدا در روایات ائمه طاهرین(علیهما السلام) به عنوان ابطال عقیده یهود که قدرت خداوند را محدود می پنداشتند، معرفی شده است. امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه: ” وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَهٌ “؛ (۴۶) فرموده است: مقصود یهود این بود که خداوند از کار ایشان فارغ شده و افزایش و کاهش در جهان رخ نمی دهد. خداوند در تکذیب آنان فرموده است: ” غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ “؛(۴۷) دست آنها بسته شده، به لعنت خداوند گرفتار گردیدند، بلکه دست های خدا گشوده است؛ هرگونه بخواهد انفاق می کند. آن گاه امام(علیه السلام) به آیه محو و اثبات استشهاد کرد. (۴۸) .

بدا و تأثیر اعمال نیک و بد انسان در سرنوشت او

آنچه که قبلا گفته شد جنبه الهی بدا بود؛ یعنی اعتقاد به احاطه و غلبه قدرت الهی. اعتقاد به بدا جنبه دیگری نیز دارد که مربوط به نقش اعمال نیک و بد انسان در سرنوشت او است؛ یعنی تحولاتی که در زندگی و سرنوشت انسان رخ می دهد از اعمال نیک و بد او تأثیر می پذیرد. مثلاً صله رحم عمر او را افزایش می دهد و قطع رحم عمر او را کوتاه می کند. دادن صدقه، بسیاری از حوادث بد و حتی مرگ را از انسان دور می سازد. عاق والدین، اجل را نزدیک می کند و احسان به آنان مایه خیر و برکت در زندگی انسان می باشد.
در صحیح مسلم از انس بن مالک روایت شده که گفت: از پیامبر(صلی الله علیه وآله) شنیدم که فرمود: هر کس دوست دارد روزی او فراوان شود و اجلش تأخیر افتد، صله رحم نماید. (۴۹) .
سیوطی از امام علی(علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت تفسیر آیه: ” یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ “؛ (۵۰) را از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) پرسید. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: با تفسیر این آیه چشم تو و امّتم روشن خواهد شد، آن گاه فرمود: دادن صدقه در راه خدا، نیکی به پدر و مادر و انجام کارهای خوب، شقاوت را به سعادت مبدّل می سازد، عمر را زیاد می کند و حوادث بد را دور می سازد. (۵۱) .

اشکال و جواب
ممکن است اشکال شود که اعتقاد به قضا و قدر پیشین الهی با اعتقاد به محو، اثبات، بدا و تغییر و تحول در سرنوشت افراد معارض است.
پاسخ آن این است: همان گونه که قبلاً اشاره شد این امور در سرنوشت افراد بر اساس یک سلسله اسباب و شرایط معین نیز مشمول قضا و قدر الهی است و همان گونه که گفته شد با نظر به علم ازلی خداوند، هیچ چیز برای او پوشیده و پنهان نیست، ولی حوادث جهان تابع اسباب و شرایط ویژه ای است و مشیّت حکیمانه الهی، نظام عالم را این گونه مقدّر نموده است. (۵۲) .
بدا در قلمرو تکوین، همانند نسخ در قلمرو تشریع است؛ حکمی که نسخ می شود برای خداوند از قبل معلوم بوده است و در واقع و نفس الأمر، آن حکم به صورت موقت تشریع شده، ولی در ظاهر خطاب شرعی به صورت مطلق آمده است و انسان گمان می کند آن حکم، ابدی است. با آمدن حکمِ ناسخ، به خطای خود واقف می گردد. بدا در قلمرو تکوین نیز همین گونه است.
بدین ترتیب روشن شد که نزاع در مسئله بدا، لفظی است، زیرا منکران بدا چیزی را انکار می کنند که طرف داران آن بدان معتقد نیستند، زیرا منکران به این دلیل بدا را انکار کرده اند که مستلزم تغییر در علم الهی می گردد، (۵۳) ولی این مطلب لازمه بدا در مورد انسان است، نه به معنایی که در روایات ائمه طاهرین(علیه السلام)بیان شده و علمای امامیه به آن اعتقاد دارند چنان که تفصیل آن گذشت.

پی نوشت ها

۱- الفتاوی، ج ۵، ص ۱۹۲٫
۲- تاریخ المذاهب الاسلامیه، ج ۱، ص ۲۳۲ ۲۳۵٫
۳- تتمه المختصر، ج ۲، ص ۳۶۳٫
۴- کتاب السنه، ص ۷۹٫
۵- المطالب العالیه، ج ۲، ص۲۵٫
۶- کافی، ج ۱، ص ۱۰۴ ۱۰۶٫
۷- التوحید، ص ۹۷٫
۸- کنز الفوائد، ج ۲، ص ۳۷٫
۹- التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۴۲۹ ۴۳۰٫
۱۰- المبسوط، ج ۱، ص ۱۴٫
۱۱- جواهر الفقه، ص ۲۴۵٫
۱۲- فقه القرآن، ج ۱، ص ۹۷ و ج ۲، ص ۲۷۰٫
۱۳- همان، ص ۱۲۳٫
۱۴- مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۷۱٫
۱۵- منتهی المطلب، ج ۱، ص ۱۶۱٫
۱۶- الرسائل العشر، ص ۱۴۶٫
۱۷- جامع المقاصد، ج ۱، ص ۱۶۴٫
۱۸- بحارالأنوار، ج ۳، ص ۲۸۷٫
۱۹- حدید۵۷ آیه ۴٫
۲۰- مجادله۵۸ آیه ۷٫
۲۱- بقره آیه ۱۱۵٫
۲۲- شوری۴۲ آیه ۱۱٫
۲۳- محمّد۴۷ آیه ۳۸٫
۲۴- حدید۵۷ آیه ۳٫
۲۵- انعام آیه ۱۰۳٫
۲۶- کافی، ج ۱، ص ۱۰۴٫
۲۷- همان، ص ۱۰۶٫
۲۸- توحید صدوق، ص ۱۰۱٫
۲۹- الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۱۷٫
۳۰- طبقات الشافعیه ج ۹ ص ۴۳٫
۳۱- تاریخ المذاهب الاسلامیّه ج ۱ ص ۲۳۲ ۲۳۵٫
۳۲- فرقان القرآن، قضاعی ص ۷۲٫
۳۳- کشف الارتیاب ص ۱۳۰ به نقل از الجوهر المنظم ابن حجر.
۳۴- تاریخ ابی الفداء، حوادث سنه ۷۰۵ ه.
۳۵- اصول کافی، ج ۱، باب بدا، حدیث ۱٫
۳۶- همان.
۳۷- همان، حدیث ۱۳٫
۳۸- بحارالانوار، ج ۴، ص ۱۱٫
۳۹- همان، ص ۱۲۱٫
۴۰- آل عمران آیه ۵٫
۴۱- کافی، ج ۱، باب صفات الذات، حدیث ۴٫
۴۲- طلاق۶۵ آیه ۲ ۳٫
۴۳- بحارالأنوار، ج ۹۳، کتاب الذکر و الدعاء، باب ۱۶٫
۴۴- کافی، ج ۲، باب صله الرحم، حدیث ۳٫
۴۵- رعد۱۳ آیه ۳۹٫
۴۶- مائده آیه ۶۴٫
۴۷- همان.
۴۸- توحید صدوق، ص ۱۶۷٫
۴۹- صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۹۸۲٫
۵۰- رعد۱۳ آیه ۴۰٫
۵۱- درالمنثور، ج ۴، ص ۶۶٫
۵۲- ر.ک: التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۶۵ ۶۶؛ شهید اول، القواعد و الفوائد، ج ۲، ص ۵۴ ۵۶٫
۵۳- التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۶۶٫

انتقال اجساد ۷ گروگان سربریده شده، از کابل به غزنی، به تعویق افتاد

انتقال اجساد ۷ گروگان سربریده شده، از کابل به غزنی، به تعویق افتاداجساد هفت گروگان سربریده شده در ولایت  زابل که قرار بود امروز به ولایت  غزنی  انقال یابد  و به خاک سپرده شوند به دلیل مناسب نبودن وضعیت جوی به تعویق افتاده است.
مالک حبیبی یکی از بزرگان قومی ولایت غزنی  می گوید:   با بهتر شدن وضعیت جوی  اجساد باشندگان ولسوالی جاغوری این ولایت را   از کابل انتقال خواهند داد.
پیش از این شماری از نماینده گان تظاهر کننده گان که با رییس جمهور غنی دیدار کرده بودند گفتند  فیصله صورت گرفته است که  امروز اجساد برای به خاک سپاری به ولایت  غزنی انتقال داده شوند.
این در حالیست که محمد اشرف غنی رییس جمهور کشور، شب گذشته از معترضان و خانواده های قربانیان خواست که اجساد گروگان های سر بریده شده را به خاک بسپارند.
رییس جمهور غنی، در دیدار شب گذشته اش با نمایندگان معترضان بخشی از تقاضا های آنان  را پذیرفت، اما افزود که بنابر مشکلات مالی برخی از خواست های معترضان عملی نیست.
گفتنیست که  صبح روز گذشته هزاران معترض خواهان تامین امنیت راه ها، تامین عدالت، توقف کشتار غیر نظامیان، حفظ جان شهروندان و توجه به بازمانده های قربانیان شده اند و دست به تظاهرات گسترده زدند که ده تن از این تظاهر کنندگان  در پی شلیک گلوله از سوی نیروهای امنیتی نیز زخم برداشتند.

افغانستان ریاست دوره ای ایکاو را بر عهده گرفت

افغانستان ریاست دوره ای ایکاو را بر عهده گرفتیلدا ناطق نماینده افغانستان در سازمان جهانی هوانوردی ملکی، به عنوان رییس دوره ای مجمع کشورهای رو به انکشاف در سازمان جهانی هوانوردی ملکی انتخاب شد.
اداره مستقل هوانوردی ملکی با بیان این مطلب می گوید:  مجمع کشور هاى رو به انکشاف سازمان بین المللی هوانوردى یا ایکاو، به هدف جلب همکارى هاى بیشتر سازمان هاى منطقه اى و بین المللى برای کشور هاى نیازمند، رسیدگى و تطبیق استانداردهاى توصیه شده به تمام کشورهاى عضو به شکل متوازن ایجاد شده است.
در خبرنامه که از سوی این اداره به کلید فرستاده شد آمده است که  این مجمع در سال ٢٠١۴ به دنبال تصمیم و فیصله شورای جهانی ایکاو ایجاد و به کار آغاز کرد.
گفتنیست، در این مجمع ٣١ کشور جهان  به شمول افغانستان، ایران، پاکستان، ترکیه و یونان  عضویت دارند.
این در حالیست که سال گذشته ریاست دوره ای این مجمع را نمایده کشور کیوبا به عهده داشت.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن