خانه «=« ۱۳۹۴ «=« دلو «=« ۱۴

آرشیو روزانه: ۱۴, دلو , ۱۳۹۴

بایدهای دولت، پیش از آمدن بهار

ماهیت جنگ در افغانستان در حال تغییر است. جنگی که زمانی میان طالبان و دولت افغانتسان بود، اکنون وسعت و گستردگی خاصی یافته است. جنگ میان طالبان و دولت، میان طالبان و طالبان، میان طالبان و داعش، شبکه حقانی و  دولت، میان گروه های مسلح و متخاصم غیر مسئول، میان طالبان و داعش و … با نیروها و کشورهای خارجی حامی دولت افغانستان به شدت ادامه دارد. همان گونه که جغرافیای جنگ وسعت پیدا کرده، بازیگران پشت پرده جنگ نیز گسترش پیدا کرده است. همسایگان شمالی افغانستان به خاطر نزدیک شدن دامنه جنگ به کشورهایشان سخت برآشفته و هراسان شده و تدابیر جدی ای را برای حفاظت از مرزهایشان روی دست گرفته اند، حتا خبرهایی از دیدارهای غیر رسمی سران طالبان با روسها نیز زمانی در خبرها به نشر رسید. همسایگان دیگر افغانستان نیز تلاش دارند تا منافع و جایگاه خود را در جنگ افغانستان، تعریف و حفظ کنند. اختلافات دیرینه ای که میان کشورهای هند و پاکستان وجود دارد، در موضع گیریهای حکومت های این  دو کشور در قبال افغانستان به خوبی نمایان است. هر دو کشور تلاش دارند تا از منافع خود در افغانستان دفاع کنند و دیگری را زمین گیر. ایران و عربستان نیز اختلافات جدی و رو به افزایش خود را در سرزمین های دیگر اسلامی فراموش نکرده اند و ردپاهایی از اختلافات این دو کشور در مسایل افغانستان قابل مشاهده است.
ماهیت دولت وحدت ملی نیز ضعیف است. دولت وحدت ملی به اساس توافق میان دو تیم پیشتاز در انتخابات و با میانجیگری دولت های دیگر به خصوص ایالات متحده امریکا به وجود آمده است. این دو تیم در بسیاری از مسایل مهم، از جنگ گرفته تا صلح، از اقتصاد گرفته تا سیاست با یکدیگر اختلافات جدی دارند. چنین وضعی دولت را هر چه بیشتر ضعیف ساخته است. دولت وحدت ملی از بسیاری جهات یکی از دولت های ضعیف در سالهای پسین در افغانستان است. نمودهای این ضعف را در مسایل مختلف می توان دید. هنوز وزارت دفاع ملی که مسئولیت جنگ با تروریزم را به عهده دارد، با سرپرست اداره می شود، ریاست امنیت ملی با سرپرست اداره می شود، لوی سارنوالی با سرپرست اداره می شود، انتخابات پارلمانی با گذشت ماه ها از تاریخ قانونی برگزاری آن هنوز اولین گامها را برداشته نتوانسته است، سیاست های دولت در قبال مسایل کلان داخلی و خارجی مشخص نیست و  ….
تحول بسیار بزرگی که در سیاست افغانستان به وجود آمده این است که، اکثر دولتمردان سه ماه زمستان را برای افغانستان مهم می دانند. اما اهمیت این مدت را به خاطر فرصتی که برای رسیدن به صلح وجود دارد، عنوان می کنند. این مسئله می تواند بدین معنا باشد که ما برای برنده شدن در جنگ امیدی نداریم و می تواند بدین معنا باشد که پروسه صلح به خوبی به پیش می رود و طالبان و دولت به صلح بسیار امید بسته اند. شواهد نشان می دهد که پروسه صلح در وضعیت مناسب و مطلوبی برای دولت قرار ندارد. طالبان حد اقل به دو گروه تقسیم شده اند و بازیگران منطقه ای و بین المللی پشت پرده جنگ در افغانستان نیز نهایت تلاششان را برای بدست آوردن منافع بیشتر متمرکز کرده اند.
فرصت کمی تا شروع دوباره کار پارلمان باقی مانده است که دولت افغانستان بحران انتخابات و صلح و جنگ را مهار کند و بتواند با معرفی افراد شایسته به وزارت ها و ریاست هایی که با سرپرست اداره می شوند، کابینه را تکمیل کند، موضوع انتخابات را یکسره کند، تکلیف خود را با جنگ و صلح با طالبان نیز مشخص کند. دولت باید سیاست خود را در قبال کشورهای بزرگ و مسایل بزرگ نیز واضح سازد. در غیر این صورت، انتظار بهاری خونین برای مردم افغانستان، سخت دشوار است.

ادامه نارضایتی دوستم از حکومت وحدت ملی

ادامه نارضایتی دوستم از حکومت وحدت ملی

مقام‌های حزب جنبش ملی افغانستان گفته‌اند که جنرال دوستم، رییس این حزب و معاون اول رییس جمهور غنی به دلیل عدم موافقت حکومت وحدت ملی با برنامه‌های وی در جلسات کلیدی امور حکومتی شرکت نمی کند.

بشیر احمد تیینج، سخنگوی این حزب ضمن تایید این خبر به رسانه‌ها گفته که دوستم به سبب عملی نشدن وعده‌ ریاست جمهوری از طرف هوادارانش زیر «فشار زیاد» قرار دارد. به گفته تیینج دوستم به صورت کامل با حکومت قطع رابطه نکرده، ولی با تعقیب امور  از طریق تلفن، اخیراً به رسم اعتراض در جلسات کلیدی حکومت اشتراک نمی‌کند.
به نقل از سلطان فیضی، مشاور رسانه‌ای معاون اول ریاست جمهوری، دوستم طرحی را مبنی بر ایجاد گروه‌ خاص در وزارت‌های داخله و دفاع و ریاست امنیت کشور جهت مقابله با طالبان به حکومت پیشنهاد کرده که تاکنون مورد موافقت حکومت  قرار نگرفته است. این در حالی است که مقام‌های حکومت وحدت ملی در این مورد و دلایل عدم حضور دوستم در جلسات حکومتی چیزی نگفته‌اند.

خبر تصمیم کنارکشیدن دوستم از امور حکومتی چندی پیش نیز در رسانه‌ها نشر شد. وی چند ماه قبل خود، رهبری عملیات نظامی ضدطالبان در شهر میمنه را به عهده گرفته و اعلام کرد که جنگ با طالبان از پشت‌ میز ناممکن است.

جنرال دوستم در انتخابات اخیر ریاست جمهوری از محمد اشرف غنی، رییس جمهور کنونی حمایت کرد. وی بعد از اعلام نتایج نهایی انتخابات و در واکنش به درخواست تقسیم مساویانه قدرت، به عبدالله عبدالله، رییس اجراییه کنونی و رقیب رییس جمهور غنی گفته بود که تقسیم قدرت به صورت مساویانه ناممکن بوده و اصرار بر آن، به معنی تشکیل دولت جداگانه در داخل دولت کنونی است.

حمله انتحاری دیروز کابل بیست کشته و بیست و نه زخمی به جا گذاشت

حمله انتحاری دیروز کابل بیست کشته و بیست و نه زخمی به جا گذاشتحمله انتحاری پس از چاشت دیروز در کابل نزدیک به  پنجاه کشته یا زخمی به جا گذاشت.
مسوولان وزارت داخله می‌گویند که در این حمله یک مهاجم انتحاری مواد همراه اش را در نزدیکی دروازه قوماندانی عمومی پولیس نظم‌ و امن عامه  کابل منفجر کرد.
به گفته‌ی صدیق صدیقی، سخنگوی این وزارت، در این رویداد ۲۰ تن کشته و ۲۹ تن دیگر زخمی شدند.
به گفته‌ی جاوید نیازی، یکتن از مسوولان رسانه ای قوماندانی عمومی امن و نظم عامه کابل مهاجم انتحاری بعد از شناسایی از طرف پولیس و ناکامی در ورود به ساختمان این قوماندانی، مواد همراه اش را منفجر کرد.
گروه طالبان مسوولیت این رویداد را به عهده گرفته است. ذبیح الله مجاهد سخنگوی این گروه گفته که در این حمله ۴۰ پولیس کشته شد.

مذاکرات صلح بدون حضور جانب اصلی

مذاکرات صلح بدون حضور جانب اصلی

در حالی‎که رنگ قلم شرکت کنندگان نمایندگان نشست چهارجانبه صلح در کابل خشک نشده و قرار دیگری برای ادامه‎ مذاکرات در ششم ماه فبروری سال جاری در اسلام‎آباد گذاشته‎اند، نشست دیگری در قطر به راه انداخته شده است.
نشست پگواش در قطر و مذاکرات چهارجانبه‎ آمریکا، چین، پاکستان و افغانستان روی موضوع واحد برگزار شده و مشترکات زیادی با یکدیگر دارند. هرچند نشست چهارجانبه از قوت سیاسی بیشتری برخوردار است و طرف‎های اصلی آن دولت‎ها می‏باشند، ولی حلقه‎ وصلی هر دو نشست در این است که جانب اصلی مذاکره در این نشست‎ها غایب اند. در نشست چهارجانبه نماینده‎ای از گروه طالبان حضور نداشت و به عین شکل در نشست پگواش، دولت کابل نماینده نفرستاد. به باور کارشناسان، این وجه مشترک، باورمندی به نتیجه را کاهش می‎دهد؛ زیرا اگر یک جانب اصلی مذاکره نباشد، رسیدن به توافق دشوار خواهد شد.
اصغر اشراق، روزنامه‎نگار و تحلیل‎گر مسایل سیاسی این گونه نشست‎ها را صلح با خود دانسته و می‎گوید: « به نظر می‎رسد نشست‎های صلح فعلی همانند مذاکرات پیشین نتیجه‎ مطلوبی نخواهد داد و کم کم اعتقاد به نتایج این نشست‌ها در پرتو مذاکرات یک جانبه رنگ می‎بازد.»
این ابراز نظرها در پی برگزاری نشست پگواش صورت می‎گیرد. نهاد پگواش از طرف‌های درگیر جنگ در افغانستان، شماری از نمایندگان پارلمان و فعالان مدنی افغان دعوت کرده بود که دولت افغانستان این دعوت را نپذیرفت. دولت گفته است که تلاش‌های رسمی برای آغاز گفتگوهای صلح از جانب گروه چهارجانبه هماهنگی در جریان است و برگزاری نشست پگواش در این زمان «مناسب و ضروری» نیست.
این در حالی است که به باور برخی از شرکت کنندگان این نشست، به لحاظ موضع‎گیری طالبان، پیشرفت‎های خوبی به وجود آمده است. یکی از شرکت‌کنندگان در نشست پگواش در قطر می‌گوید که نمایندگان طالبان نه تنها از پروژه‌های ملی افغانستان حمایت می‌کنند، بلکه برای توسعه و پیشرفت به تمام فعالیت‎های ملی کمک نیز خواهند کرد.
فیض محمد زلاند، استاد پوهنتون کابل، یکی از شرکت‌کنندگان کنفرانس پگواش گفته است: « نمایندگان طالبان نه تنها از پروژه‌هاى ملى حمایت می‌کنند، بلکه برای توسعه و پیشرفت به تمام فعالیت‎های ملى کمک نیز می‌کنند.»
به گفته‌ی این استاد پوهنتون «طالبان با پروژه‌های ملى، مکاتب، مراکز صحی و کارکنان ساخت وسازهاى ملى مخالفتی ندارند و به آن‎ها کمک می‌کنند تا به مردم افغانستان کمکی کرده باشند، سطح سواد آن‎ها را بالا ببرند و خدمات صحی را توسعه دهند.»
زلاند افزود:«مذاکرات صورت گرفته نتیجه مثبت داشته و در مورد تلفات غیرنظامیان، حقوق بشر، جوانان  و حقوق زن نیز بحث و تبادل نظر شده است.» به باور وی، برگزاری چنین نشستی گامی مثبت است که امیدوارى در مورد صلح را بیشتر مى‌کند.

شرایط طالبان؛ مخالفت دولت و موافقت شورای عالی صلح
طالبان در نشست نهاد پگواش گفته اند که طالبان افغانستان علت اساسى چهار دهه جنگ را عواملی همچون مداخلات و تجاوز خارجی‎ها، خودخواهى و بى‌کفایتى سیاستمداران داخلى می‌دانند. آن‎ها بیانیه‌ای در کنفرانس پگواش قرائت کردند و اعلام داشتند تا زمانی که نیروهای خارجی در افغانستان حضور دارند، جنگ هم ادامه خواهد داشت.
به رسمیت شناختن دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر، خارج کردن نام رهبران این گروه از فهرست سیاه سازمان ملل و حذف جوایز تعیین شده برای بازداشت یا از بین بردن آن‎ها، آزادی زندانیان طالب و پایان دادن به « تبلیغات زهرآگین» علیه این گروه، از جمله شرایط تازه‌ای است که این گروه برای آغاز گفتگوهای صلح با دولت افغانستان اعلام کرده است.
در بیانیه‌ این گروه گفته شده که روی مسایلی که به نیروهای خارجی، به‎خصوص آمریکایی‌ها مربوط می‌شود، باید مستیقماً میان طالبان و آمریکا گفتگو شود؛ اما در مسایل مربوط به افغان‌ها، این گروه باور دارد که افغان‌ها آمادگی و ظرفیت حل آن‎ها را دارند.
شوراى عالى صلح نیز با این شروط طالبان چندان مخالف نیست. شهزاده شاهد، سخنگوی شورای عالی صلح گفته است که آن‎‏ها با شروط طالبان هیچ مشکلی ندارند.
این در حالی است که حکومت کابل این شرایط را نمی‎پذیرد. ریاست‎جمهوری می‌گوید که حکومت با گروه‌هایی برای صلح مذاکره می‌کند که خشونت و جنگ را ترک کنند. ظفر هاشمی، معاون سخنگوی ریاست‎جمهوری، می‎گوید: « ما با گروه‎هایی گفتگو می‌کنیم که خشونت را ترک کنند. اعمال تروریستی را ترک کنند و آنچه در نورم‎های بین‌المللی به حیث اصل می‎باشد را در گفتگوهای صلح بپذیرند؛ ولی گفتگو را با گروه‌هایی که شرط بگذارند، مردم افغانستان قبول نمی‌کنند.»
وی همچنین مشخصاً به شرط بیرون شدن نام اعضای گروه طالبان از فهرست سیاه سازمان ملل اشاره کرد و افزود عملی شدن چنین شرایطی به تصمیم یک فرد و گروه مربوط نیست و معیارهای خاص خود را می‌‎طلبد. هاشمی تأکید کرد که حکومت افغانستان گفتگوهای صلح را با موقف مشخصی که از جانب شرکای جهانی و در توافقات نشست‌های سه جانبه (افغانستان، پاکستان و چین) و نشست‌های چهارجانبه (افغانستان، پاکستان، چین و آمریکا) صورت گرفته، پیش خواهد برد. وی گفت که هدف این نشست‎ها، تعیین چهارچوبی برای پیش‌برد گفتگوها است.
اما به باور اکرام اندیشمند، کارشناس مسایل سیاسی «کابل نمی‌تواند با نه گفتن به شرایط طالبان به روند مذاکرات چهارجانبه که قرار است سومین دور آن تا دو هفته‎ دیگر در اسلام‌آباد از سر گرفته شود، نقطه‎ پایان بگذارد. از طرف دیگر، پذیرش این شرایط برای دولت افغانستان بسیار ناگوارتر و دشوارتر از عدم پذیرش آن است. هیچ تضمینی وجود ندارد که طالبان پس از آن به مذاکرات صلح با دولت افغانستان ادامه دهند و یا پس از دستیابی به این شرایط خود را ملزم به دستیابی به توافق صلح با کابل بدانند. ناگواری و دشواری پذیرش شرایط طالبان برای دولت افغانستان به همین نقطه بر می‌گردد که در واقع دولت در چنین حالتی به قول ضرب‌المثل عامیانه در افغانستان، هم حریف را از دست می‌دهد و هم قمار را می‌بازد.»
به اعتقاد اندیشمند، بدون تردید طراح اصلی این شرایط پاکستان است که پذیرش آن شرایط از سوی دولت افغانستان و آمریکایی‌ها، طالبان را در سطح بین‌المللی از یک گروه جنگجو به عنوان یک گروه سیاسی و هم وزن دولت افغانستان تغییر می‌دهد و از آن بعد، موقعیت و دست پاکستان را بیشتر از پیش در حمایت از این گروه باز می‌گذارد.
نکته‎ای که حکایت از نقش پاکستان در عقب ارائه این شرایط دارد به موقعیت حساس و ناگزیری دولت افغانستان بر سر مذاکرات صلح با مشارکت آمریکا و چین و حمایت افکار عمومی از مذاکره برای صلح برمی‌گردد. پاکستان به خوبی دریافته است که عدم پذیرش شرایط طالبان از سوی دولت افغانستان در چنین اوضاعی چندان آسان و راحت نیست.
به هرحال، شرایط طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان، زمامدار و یا زمامداران دولت را در بن‌بست و دو راهی سختی قرار می‌دهد. شاید یگانه راه بیرون‌رفت از این بن‎بست و عبور از سختی‌های این دو راهی، تضمین‎های سه طرف دیگر مذاکرات چهارجانبه یعنی پاکستان، آمریکا و چین باشد تا کابل را قانع و مطمین سازند که بهای پذیرش شرایط طالبان، صلح است.
اما سوالی که تاهنوز بی‎پاسخ مانده این است که آیا این سه طرف و به خصوص پاکستان این تضمین را به کابل خواهند داد؟

تردید و امید مردم
در حالی‎که گفتگوهای زیادی طی چهارده سال گذشته بی‎نتیجه مانده است، مردم بازهم امید شان را از دست نداده‎اند. آن‎ها می‎گویند هرچند در زمان برگزاری گفتگوها نیز شاهد جنگ بوده‎اند، ولی بازهم به آمدن صلح و نتیجه دادن نشست‎ها امیدواراند.
بشیراحمد فرزان، شهروند ساکن ولایت غزنی، می‎گوید: « در حدود سه هفته می‎شود که اعضای بلندرتبه حکومت افغانستان، پاکستان، چین و آمریکا دو نشست را که اولی در پاکستان و دومی در کابل بود، برگزار کردند. در جریان این نشست‎ها مقامات حکومت و آگاهان امور سیاسی ما از برگزاری این نشست‎ها و نتیجه آن ابراز خوش‎بینی می‎کردند و اکثراً خوش‎بین بودن شان را مبنی بر جدیت و همکاری‎های ظاهراً صادقانه سه کشور دیگر ابراز می‎کردند. طرف دیگر این گفتگوها یعنی گروه طالبان در حال تشدید بخشیدن حملات و گسترش تصرفات شان هستند.»

فرزان به گونه مثال از غزنی می‎گوید و اظهار می‎دارد که « راه ولسوالی ناور و مناطق متصل به آن چند روز از طرف گروه طالبان مسدود شده بود که بالاخره نیروهای اردو و پولیس ملی برای گشایش این راه و پس‎گیری مناطق از دست رفته که در چند کیلومتری غزنی قرار دارند عازم شدند و جنگ در این مسیر که پیش از این شاهد درگیری نبود، آغاز شده است. در ولسوالی زنه خان نیز گروه دیگری به نام گروه داعش با پخش شب‎‏نامه‎ها از مردم این ولسوالی خواستند با آن‎ها بپیوندند و حداقل دو خانه یک سرباز به آن‎ها بدهند.» وی می‏‌‎افزاید:«در حالی‎که اوضاع امنیتی فعلی غزنی و نقاط دیگر کشور بسیار نگران کننده است، از برگزاری نشست‎های صلح چه می‎توان انتظار داشت؟»او، اما خود پاسخ می‎دهد و می‎گوید: « من به مذاکرات صلح خوش‎بین هستم و امیدوارم دولت ما با یک طرح دقیق و قابل اجرا وارد این گفتگوها شود و این نشست‎ها نتایج مثبت و مثمری را برای جامعه ما به ارمغان بیاورد. اما نگرانی‎ها از جهت دیگری است و آن دست‎کم گرفتن گروه داعش است. دولت باید این گروه را دست‎کم نگیرد و برای جلوگیری پیشرفت آن‎ها اقدامات جدی و لازم را روی دست گیرد.»

گفته‌های فرزان، مثالِ مشت نمونه خروار است و حرف دل بسیاری از افغان‎ها را بازتاب می‎دهد؛ زیرا بی‎اعتمادی به جریان‎هایی که مذاکرات صلح را دنبال نموده و مدیریت می‎کنند، باورمندی به تحقق این پروسه را بسی کم‎رنگ به تصویر می‎کشد. با این وجود، برخی از کارشناسان، نفس نشست‎ها پیرامون صلح را امیدوارکننده توصیف نموده و نقش کشورهایی چون چین و آمریکا و سایر حلقه‎های دخیل در این قضیه را تأثیرگذار توصیف می‎کنند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن