خانه «=« ۱۳۹۵ «=« سنبله

آرشیو ماهانه: سنبله ۱۳۹۵

متن بیانیه رسمی سامسونگ در مورد فراخوان جمع آوری گلکسی نوت ۷ منتشر شد

سامسونگ به ساخت محصولاتی با کیفیت متعهد است، و ما تمامی گزارشات مربوط به وقایع اتفاق افتاده برای مشتریان، که ارزشمندترین سرمایه ما به شمار می روند، را با جدیت تمام دنبال می کنیم. در پاسخ به خبرهای دریافتی مبنی بر مشکلات گلکسی نوت ۷، تحقیقاتی جامع را صورت داده و متوجه شدیم که مشکل مربوط به سلول باتری موبایل است.

تا به امروز (۱ سپتامبر) تعداد ۳۵ مورد ایراد در این تلفن همراه گزارش شده، و ما در حال حاضر به بررسی و بازرسی دقیق و کامل تأمین کنندگانمان مشغولیم تا باتری های معیوب در بازار را شناسایی کنیم. با این حال، به خاطر اینکه ایمنی و سلامت مشتریانمان در درجه اول اهمیت قرار دارد، فروش گلکسی نوت ۷ را متوقف نمودیم.

مشتریانی که تا به امروز این محصول را خریده اند نیز می توانند با مراجعه به مراکز فروش سامسونگ، موبایل خود را تحویل داده و طی هفته های آتی یک دستگاه تلفن همراه نو تحویل بگیرند.

ما نسبت به مشکلات ایجاد شده در بازار فروش به واسطه تصمیم اخیر آگاه هستیم، اما با توجه به هدفمان مبنی بر ارائه با کیفیت ترین محصولات به مشتریان، ناچار به این کار شده ایم، ضمن اینکه با تمامی شرکای تجاری رایزنی کرده ایم تا فرایند تعویض دستگاه با سرعت و سهولت هرچه بیشتر انجام شود.

گفتنی است رخداد فوق را می توان یکی از عجیب ترین وقایع مربوط به ضعف کنترل کیفی در ساخت محصولات برتر الکترونیکی طی سال های اخیر برشمرد.

هک خودرو های هوشمند؛ نگرانی خودروسازان

خودروهای امروز با اتصال به شبکه‌های هوشمند کامپیوتری، سرویس‌هایی ارائه می‌کنند که پیش‌تر تصور آن هم برای خودروسازان ممکن نبود. سرویس تاکسی‌رانی “اوبر” قرار است به زودی تاکسی‌های بی‌راننده خود را روانه شهرها کند و خودروساز آمریکایی “تسلا” سیستم ناوبری اتوماتیک را در خودروهای الکتریکی جدیدش تعبیه کرده است.

خودروهای بی‌راننده گوگل در سطح شهرها می‌چرخند و امید می‌رود که به زودی خودروها تبدیل به واگن‌های آکنده از کامپیوترهای هوشمندی شوند که سرنشین فقط در آنها می‌نشیند و در اوج امنیت و آرامش به مقصد می‌رسد.

توسعه هوش خودروها مواهبی بی‌سابقه به ارمغان می‌آورد، اما سویه تاریکی هم دارد که منشا نگرانی‌های هراس‌آوری برای خودروسازان است: اتصال خودروها به شبکه‌ها، آنها را در برابر حملات هکرها آسیب‌پذیر می‌کند.

وجود یک حفره امنیتی کافی است تا هم‌زمان با لذت بردن شما از ناوبری اتوماتیک خودروی هوشمندتان، هکر زبده‌ای راه نفوذ را یافته باشد و مشغول ایجاد اختلال در سیستم یا بهره‌کشی از آن باشد. در چنین شرایطی هر اتفاقی ممکن است.

یک سال پیش بود که چارلی میلر و کریس والاسک یک خودروی جیپ چروکی را که با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت در حرکت بود، از راه دور هک کردند و کنترل آن را به دست گرفتند. آنها با لپ‌تاپی که می‌توانست در هر نقطه‌ای از جهان باشد، وایرلس، در حالی که روی مبل لم داده بودند، کولر ماشین را روشن کردند، موزیکی را با بلندترین صدای ممکن پخش کردند، ترمز ماشین را از کار و برف‌پاکن‌ها را به کار انداختند و دست آخر موتور را متوقف کردند.

آنها اگر می‌خواستند حتی می‌توانستند فرمان ماشین را کامل بچرخانند، یا پدال گاز را تا ته بفشارند. گزارش اندی گرینزبرگ از این ماجرا در “وایرد” همچون بمبی بود در دنیای خودرو و تکنولوژی و البته خبری بد و تحقیرکننده برای کمپانی تولیدکننده این ماشین‌ها، کرایسلر.

رایسلر در پی این ماجرا فراخوانی برای بازگشت ۱/۴ میلیون خودرویی که در معرض تهدید امنیتی مشابه بودند صادر کرد. تا پیش از آن هیچ‌کسی در این کمپانی تماس‌ها و تکاپوهای این دو هکر “کلاه‌سفید” را جدی نگرفته بود.

انتشار حاصل کار آنها تاثیرات عمیقی بر تصور عمومی از پدیده هک خودروها گذاشت و کمپانی‌ها را وادار کرد تمهیدات امنیتی جدی‌تری بیاندیشند. کریس والاسک و چارلی میلر اکنون به عنوان پژوهشگر برای مرکز پژوهش‌های پیشرفته “اوبر” کار می‌کنند.

در ماه مارس ۲۰۱۶ پلیس فدرال آمریکا برای نخستین بار بیانیه‌ای صادر کرد تا هشدار دهد خودروها بیش از پیش آسیب‌پذیر شده‌اند.

هکرها در کنفرانس‌های سالانه خود حالا بخش ویژه‌ای برای نفوذ به ماشین‌ها دارند و کمپانی‌های خودروسازی هم دریافته‌اند که برای ارتقای امنیت باید به همکاری با هکرها تن بدهند؛ دست در دست هکرهای کلاه‌سفید، برای مقابله با تهدید هکرهای کلاه‌سیاه و تخریب‌چی که در کمین‌اند تا با حمله به آسیب‌پذیری‌ها، به کاربران ضربه بزنند و بهره‌کشی کنند.

در نهایت، متخصصان امنیت هشدار می‌دهند که خودروسازان باید سرمایه‌گذاری بسیار بیشتری در این زمینه کنند تا وضعیت متحول شود، چون هزینه ناکامی در تامین امنیت خودروهای هوشمند را انسان‌ها با جان و خون خود خواهند پرداخت.

رسانه های همگانی درگیر با مشکلات

حسینی/ رسانه ها در حافظان اصل آزادی بیان در کشور هستند. اما این بخش با بیشترین مشکلات نیز همراه بوده  و هستند. رسانه های همگانی در حال حاضر نیز با مشکلات زیادی درگیرند.

آزادی بیان و آزادی مطبوعات یکی از دستاوردهایی بوده که افغانستان بعد از سقوط رژیم طالبان بدان دست یافته و از افتخارات آن می باشد. اما در طی سالهای گذشته به میزان نگرانی ها از محدودیت هایی که در مقابل آزادی بیان و آزادی مطبوعات و فعالیت های مطبوعاتی و فرهنگی در کل ایجاد می شود، رو به فزونی است. در سال گذشته میلادی چندین گزارش از سوی نهادهای داخلی و خارجی، افغانستان را یکی از خطرناکترین کشورهایی ارزیابی کردند که خبرنگاران در این کشور با انواع خطرها حتا مرگ روبرو هستند. این گزارش ها از دولت و مخالفین دولت خواسته اند که حقوق خبرنگاران را رعایت کنند.

در حالی که پس از سقوط طالبان شمار رسانه ها و ژورنالیستان در افغانستان به اندازه ای بوده که قبل از این هیچ وقت در تاریخ افغانستان سابقه نداشته است. صدها ژورنالیست و دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی و روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و … در افغانستان مشغول به کار هستند. تمام این ها به خاطر به وجود آمدن فضای آزادی بیان در سایه حاکمیت دموکراسی به وجود آمده است. در حقیقت زمانی که فعالیت های رسانه ای و مطبوعاتی به هر صورتی محدود می شود و ژورنالیستان به خاطر ایفای وظیفه شان به هر نحوی با محدودیت و تهدید و آزار و اذیت و قتل روبرو می شوند، قسمت مهمی از دموکراسی که آزادی بیان می باشد به محدودیت روبرو شده است.

کسانی نیز که می خواهند فضای آزادی بیان در کشور را خدشه دار سازند به دنبال همین هدف می باشند. آنان به خاطر اینکه منافعشان را در فعالیت آزادانه رسانه ها نمی بینند، سعی در محدود نمودن آزادی بیان و آزادی اندیشه می کنند.

گرچه قتل، آزار و اذیت و تهدید نمودن یک ژورنالیست که بیان گر واقعیت های جامعه است ، یک عمل غیر انسانی است و چنانچه تا کنون اتفاق افتاده طالبان بارها خبرنگاران بی گناه را به قتل رسانیده اند، اما وظیفه دولت به عنوان حامی آزادی های فردی و اجتماعی افراد جامعه این را ایجاب می نماید که از تمام شهروندان خصوصا ژورنالیستان حمایت نمایند.

دولت افغانستان درسالهای گذشته، چندان عملکرد قابل قبولی در این زمینه نداشته است. پرونده های خبرنگارانی که در شهر کابل و دیگر ولایات افغانستان به قتل رسیدند، تا هنوز در هاله ای از ابهام به سر می برد و اقدام مشخصی در ساحه شناسایی قاتلین و مجازات آنها انجام نیافته است. اکثر گزارش هایی که در مورد حمایت از حقوق خبرنگاران و یا تشریح وضعیت رسانه ها در افغانستان به نشر می رسند از دو ناحیه نگرانی دارند، یکی از ناحیه فعالیت های ضد بشری طالبان و دیگری از عدم حمایت دولت.

گسترش آزادی بیان و آزادی رسانه ها بیشتر از همه چیز به حمایت همه جانبه دولت چه درعرصه قانونگزاری و چه در عرصه فراهم آوری زمینه های فعالیت های رسانه ای و حمایت از آنها نیاز دارد.

فقدان استراتژی غربی‎ها در افغانستان و نگاه ابزاری حکومت به گروه طالبان

رحیم حمیدی

فقدان استراتژی غربی‎ها در افغانستان و نگاه ابزاری حکومت به گروه طالبان

چندی پیش، باراک اوباما به نیروهای امنیتی ایالات متحده آمریکا صلاحیت بیشتر داد تا نیروهای امنیتی کشور را در میدان جنگ همراهی نماید. با وجود بازگشت نیروهای امنیتی ایالات متحده آمریکا در میدان جنگ اما، وضعیت امنیتی کشور هر روز بدتر می شود. ریشه این مشکلات کجاست؟ آیا نیروهای بین المللی آن طور که باید با نیروهای امنیتی کشور همکاری نمی کند و یا اینکه حکومت وحدت ملی و نهاد های امنیتی کشور قادر به استفاده از ظرفیت های موجود نمی باشد.
چند نکته در ارتباط با حضور نیروهای بین المللی در افغانستان مطرح است.
نیروهای آمریکایی در افغانستان بدون شک برای سرکوب گروه های شورشی یک ظرفیت است اما، اینکه از این ظرفیت چگونه استفاده می شود مسئله دیگری است. واقعیت امر این است که نیروهای بین المللی در افغانستان فاقد یک استراتژی برای حضور در افغانستان بوده است. در ۱۵ سال گذشته ایالات متحده آمریکا هیچ استراتژی مدون و تعریف شده در قبال افغانستان نداشته است. در واقع، ما با فقدان استراتژی در عرصه نظامی و ملکی مواجه بوده ایم. وضعیت کنونی ریشه در فقدان استراتژی غرب در افغانستان دارد.
کشورهای غربی به صورت عام و ایالات متحده آمریکا به صورت خاص در تلاش سرکوب نظامی گروه های شورشی بودند. ائتلاف بین المللی به رهبری ایالات متحده آمریکا در سال های نخست حضورشان در افغانستان موفق به سرکوب تمام عیار گروه طالبان و القاعده شد. موفقیت این کشورها در افغانستان ایده پیروزی کاذب را در اذهان سیاست مداران غربی ایجاد نمود. ایالات متحده آمریکا جنگ افغانستان را در همان سال نخست پایان یافته می دانستند. به همین خاطر، بدون دغدغه حمله بر عراق را سازماندهی نمودند. بخش از نیروهای آمریکایی به خاطر حمله بر عراق از افغانستان خارج شد. خروج نیروها از افغانستان این انگیزه را به گروه های شورشی و کشورهای حامی آن دادند که ایالات متحده آمریکا به دنبال حضور دراز مدت در منطقه نمی باشد و یا برنامه دولت سازی در افغانستان را روی دست ندارد به همین خاطر، گروه های شورشی با انگیزه تمام دوباره به میدان جنگ بازگشت و کشورهای حامی آن ها نیز یکبار دیگر کمک های خود را به این گروه ها از سر گرفت.
گروه طالبان در سال ۲۰۰۳ دوباره به میدان جنگ بازگشت. دقیقا زمانی که ایالات متحده آمریکا به عراق حمله نمودند. در سال ۲۰۰۵ صفوف جنگی خود را بیشتر سازماندهی نمود و در سال ۲۰۰۷ توانست حملات خود را افزایش دهد و تهدیدات جدی برای نیروهای بین المللی و نیروهای امنیتی افغانستان به وجود آورد. ناامنی گسترش یافت. با آمدن باراک اوباما توجه و تمرکز بر افغانستان بیشتر شد. باراک اوباما نیروهای بیشتری به افغانستان فرستاد اما، همچنان استراتژی دراز مدت برای افغانستان نداشت. با افزایش نیروهای آمریکایی در افغانستان وضعیت امنیتی تا حدودی بهبود یافت. باراک اوباما اما، برنامه خروج را روی دست گرفت. سال ۲۰۱۴ سال آخر مأموریت رزمی نیروهای بین المللی در افغانستان بود. خروج نیروهای بین المللی بار دیگر انگیزه بیشتر به گروه های شورشی داد و این گروه ها بار دیگر سربازگیری نمود و با قوت تمام به میدان جنگ باز گشت.
از سال ۲۰۱۴ و خروج نیروهای بین المللی از افغانستان گروه طالبان همواره قدرتمند تر شده است. این گروه با تهدیدات خود شهروندان زیادی را مهاجر نمود و موفق شد که ضربات سنگین مالی، تسلیحاتی بر نیروهای امنیتی کشور وارد نماید. بخش های از خاک کشور را به تصرف خود در آورد. همه این ها ریشه در فقدان استراتژی غرب در قبال افغانستان دارد. از طرف دیگر اما، حکومت حامد کرزی نیز مخالف سیاست های ایالات متحده آمریکا در افغانستان بود. این سیاست به ناکامی وضعیت کنونی کمک بیشتری نمود. در واقع، حکومت مرکزی به جای متقاعد کردن ایالات متحده آمریکا مبنی بر حضور دراز مدت سیاست را اتخاذ نمود که منجر به خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان شد. حامد کرزی، امضای پیمان امنیتی با ایالات متحده آمریکا را امضا ننمود. در واقع، حکومت کرزی راهی را انتخاب نمود که گروه طالبان به پیروزی در میدان جنگ امیدوار تر شود. بنابراین، ما در عین حال که با فقدان استراتژی غرب مواجه بوده ایم سیاست های کابل نیز کمک نمود تا گروه طالبان قدرتمندتر شود.
اکنون که وضعیت چندان تغییر ننموده است. ایالات متحده آمریکا همچنان استراتژی دراز مدت در قبال افغانستان ندارد. صلاحیت بیشتر دادن به نیروهای آمریکایی بیش از آن که ریشه در استراتژی آمریکا در قبال افغانستان داشته باشد بیشتر ریشه در ناگزیری این کشور در افغانستان دارد. حکومت وحدت ملی اگر چه سیاست همسویی با ایالات متحده آمریکا را روی دست گرفته است اما، سیاست حکومت قبلی در برخورد با گروه طالبان را ادامه داده است. هیچ انگیزه کافی برای سرکوب گروه طالبان دیده نمی شود. به نظر می رسد که حکومت وحدت ملی به گروه طالبان را ابزاری برای جلب کمک های بین المللی می داند. نتیجه این سیاست ها حضور گروه طالبان در چند کیلومتری لشکرگاه، سقوط ولسوالی خان آباد کندز و … است.
حکومت وحدت ملی به جای نگاه ابزاری به گروه طالبان باید درصدد آن بر آید تا ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای غرب را متقاعد نماید تا یک استراتژی دراز مدت در مورد افغانستان تدوین نماید و بر مبنای آن عمل نماید. استراتژی غرب را وادار می نماید که کمک هایش را به افغانستان تداوم بخشد و نگذارد که اعتبار حکومت سقوط نماید و گروه های شورشی بار دیگر کنترل مناطق را در اختیار گیرد. ما در شرایط کنونی راهی را می رویم که پاکستان برای سال های متمادی پیموده است. پاکستان از گروه های شورشی به عنوان ابزار استفاده نمودند اما، اکنون گروه های شورشی تهدیدی جدی برای حکومت پاکستان است. پاکستان از گروه طالبان حمایت نمود اما، دامنگیر تحریک طالبان پاکستان شد. این درس خوبی برای حکومت وحدت ملی است که نگاه ابزاری به گروه های شورشی نداشته باشد. با این نگاه ما قادر به شکل دهی دولت و ملت نخواهیم شد. شکاف ها فعال خواهد ماند و تنش ها و منازعه در اشکال مختلف ادامه خواهد داشت. ما ضرورت به نگاه عقلانی به قضایا داریم. طالبان هیچ گاه حاضر به گفتگو و مصالحه نخواهد شد. انگاه ابزاری ما را کمک نمی کند تا به ثبات و صلح دست یابیم.
بنابراین، حکومت باید تلاش نماید تا کشورهای غرب را متقاعد سازد که افغانستان می تواند شریک استراتژیک خوبی برای غرب در منطقه باشد و کشورهای غربی باید بر مبنای یک استراتژی دراز مدت به افغانستان کمک نماید. در عین حال، حکومت باید نگاه ابزاری به گروه های شورشی را کنار بگذارد و با مبارزه فرهنگی و اجتماعی در کنار استفاده از ابزار نظامی گروه طالبان را منکوب و سرکوب نماید. در غیر آن، گروه طالبان هر روز قدرتمند تر خواهد شد و در نهایت، حکومت مرکزی را سقوط خواهد داد.

مهاجرین و نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب

معی از مهاجرین افغانستانی ساکن استان کرمان با ارسال نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب خواستار رسیدگی به اجرا نشدن مصوبه ثبت‌نام رایگان دانش‌آموزان مهاجر افغانستانی در این استان شدند.
به گزارش خبرگزاری فارس، جمعی از فعالان فرهنگی مهاجر افغانستانی طی نامه‌ای به حضرت «آیت الله خامنه‌ای» رهبر انقلاب اسلامی ایران، خواستار رسیدگی به عدم ثبت نام رایگان دانش‌آموزان مهاجر افغانستانی در مدارس استان کرمان شدند.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
محضر مبارک حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران
با سلام و تحیت و عرض ادب
سلام گرم ما را از طرف همه فرزندان و برادران و خواهران مهاجر افغانستانی‌تان در ایران، به ویژه استان کرمان، شهر کریمان پذیرا باشید.
به خاطر داریم که در سال ۱۳۸۴ وقتی به این استان سفر کرده بودید، در مصلای امام علی (ع)، مهاجرین افغانستانی در کنار برادران ایرانی خود به سخنان شما گوش می‌دادند و آرزوی دیدار با شما داشتند؛ اما توفیق دیدار برایشان میسر نشد و همچنان امیدواریم این دیدار برای مهاجرین این خطه از ایران اسلامی نیز فراهم شود.
حضرت آقا، ما جمعی از دانشجویان، فرهنگیان و فعالان مسائل مهاجرین افغانستانی ساکن استان کرمان از حمایت‌های شما از مهاجرین افغانستان بسیار متشکریم. البته این حمایت‌های شما برای ما تازگی ندارد و آن را سال‌ها از شما دیده‌ایم و می‌شناسیم.
همانا نگاه شما، همان نگاه آرمانی پیر جماران و رهبر کبیر ایران اسلامی، امام خمینی (ره) است.
بدون شک دستور و امر شما مبنی بر تکریم و آموزش کودکان افغان که فرمودید: «هیچ کودک افغانستانی، حتی مهاجرینی که به صورت غیرقانونی و بی‌مدرک در ایران حضور دارند، نباید از تحصیل باز بمانند و همه آنها باید در مدارس ایرانی ثبت‌نام شوند.» از همان نگاه دوراندیشانه نشأت می‌گیرد.
این خبر همه ما را بسیار خوشحال کرد و کودکانی را که هیچ‌گاه خواب مدرسه رفتن را نمی‌دیدند، به زندگی امیدوار ساخت.
پدر مهربان همه مهاجرین افغانستانی، ما شما را نه تنها پرچم‌دار ایران اسلامی، بلکه پرچم‌دار امت و بلاد اسلامی می‌دانیم و به زیستن در فضای جمهوری اسلامی ایران، شکرگزاریم.
در استان کرمان و دیار کریمان، مهاجرین افغانستانی از سوی مسئولان استانی و آموزش و پرورش در تنگنا قرار دارند.
شورای آموزش و پرورش استان با تصویب مصوبه‌ای به شماره ۳۸۰۰/۲۰۸۷۵/۱۰۳۳ در مورخه ۱۳۹۵/۰۵/۰۴ (پیوست) دانش‌آموزان غیرایرانی را ملزم به پرداخت شهریه کرده است و از ثبت‌نام آنها تا پرداخت کامل این وجوه خودداری می‌کند، در حالی که این امر، مخالف دستور شما و مصوبه (ات۵۲۱۶۳ه) هیأت وزیران است که در آن به برابری دانش‌آموزان افغانستانی و ایرانی تا سطح دیپلم در پرداخت شهریه تاکید شده است.
ما امیدواریم که با عنایت و توجه حضرتعالی، این مانع برای فرزندان مهاجران برداشته شود.
با تشکر
جمعی از دانشجویان، فرهنگیان، طلاب، سربازان مدافع حرم و فعالین جامعه مهاجر افغانستانی دراستان کرمان

۵۱ درصد مردم افغانستان خواستار تغییر نظام سیاسی هستند

پژوهشگران یک مرکز تحقیقاتی در افغانستان با انتشار نتایج یک نظرسنجی گفته‌اند که ۵۱ درصد مردم خواستار تغییر نظام سیاسی در این کشور هستند.

به گزارش اندیشه نو، محمدامین احمدی پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان گفت که ۵۱ درصد از شرکت‌کنندگان این نظرسنجی از تغییر نظام و ۴۹ درصد از نظام کنونی حمایت کرده‌اند.

این نظرسنجی در ۱۰ ولایت (بامیان، بدخشان، بلخ، غزنی، غور، قندهار، کابل، کندوز، ننگرهار و هرات) با شرکت ۸۰۰ نفر در هشت دسته ذی‌نفع از آغاز سال جاری میلادی مشارکت داشته‌اند.

علاوه بر آن‌ها، ۳۴ نفر از “نخبگان” شامل اعضای مجلس، حقوق‌دانان، مقام‌های دولتی، افراد دخیل در تهیه و بررسی قانون اساسی و اعضای لویه جرگه تصویب قانون اساسی، فعالان مدنی، استادان دانشگاه و روزنامه‌نگاران هم شرکت کرده‌اند.

آقای احمدی گفت که ۲۹ درصد از کل مصاحبه‌شوندگان از نظام پارلمانی، ۲۲ درصد دیگر از نظام نیمه‌ریاستی که در آن قدرت بین رئیس جمهوری و نخست‌وزیر تقسیم شده باشد، حمایت کردند که مجموع آن‌ها به ۵۱ درصد می‌رسد.

او افزود که ۴۹ درصد از مصاحبه‌شوندگان از نظام ریاستی حمایت کردند ـ نظامی که در قانون اساسی فعلی آمده است و در آن تنها رئیس جمهوری قدرت را به دست دارد و مجلس نمی‌تواند او را استیضاح یا برکنار کند.

عبدالله عبدالله رئیس اجرایی نیز در همین برنامه “قانون اساسی و جامعۀ در حال گذار افغانستان ارزیابی دیدگاه‌ها و پیشنهادهای عمومی برای تعدیل قانون اساسی” سخنرانی می‌کرد، گفت طرفدار نظام پارلمانی است.

او گفت، با درنظرداشت تعهدات باید لویه جرگه برگزار می‌شد؛ اما نشد. ولی تأکید کرد “حالا شرایط‌ برگزاری انتخابات ولسوالی‌ها مساعد نیست منطق این را درک می‌کنم ولی از لحاظ تعهد و التزام به قانون اساسی اگر این اصل هم پایمال شد، چیزی باقی نمی‌ماند”.

رئیس اجرایی اظهار امیدواری کرد که با برگزاری انتخابات ولسی جرگه، لویه جرگه را که قانون اساسی پیش‌بینی کرده است، دایر گردد.

در همین حال رنگین دادفر اسپنتا مشاور پیشین شورای امنیت ملی افغانستان به خبرنگاران گفت از همان نخست مخالف نظام ریاستی متمرکز بوده اند و افغانستان به سیستم کمتر متمرکز نیاز دارد.

آقای اسپنتا اعتراف کرد که مقام‌های حکومت پیشین قانون اساسی را در مواردی نقض می‌کردند؛ ولی او در مورد تدویر لویه جرگۀ قانون اساسی شک دارد.

وی افزودک “آیا حکومت افغانستان واقعاً می‌تواند که مطابق به ایجابات قانون و در چارچوب قانون، قانون اساسی افغانستان را تعدیل و اصلاح کند؟ در این مورد با توازن قدرت و اراده‌های مشکوکی که وجود دارد به عنوان شهروند می‌توان شک داشت”.

آقای اسپنتا هم‌چنان گفت که مشکلات بسیار زیاد و جدی در ادبیات قانون اساسی وجود دارد.

از سوی دیگر در تحقیق مرکز مطالعات استراتیژیک افغانستان، دربارۀ نظارت از قانون اساسی، ۹.۲ درصد خواستار بیشتر شدن نظارت شده اند، ۳۶ درصد گفته اند که نظارت کم صورت می‌گیرد، ۳۴درصد گفته اند که از طریق ایجاد محکمۀ قانون اساسی نظارت بهتر از تطبیق قانون اساسی خواهد شد و ۳۰.۵ درصد دیگر خواستار تقویت کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی بوده اند.

پاداش به پاکستان برای مبارزه یا پرورش تروریسم!

پاداش سفر بدون ویزای پاکستانی ها به امریکا به دلیل مبارزه با تروریسم و به عبارت دیگر، تروریستان پاکستان از این پس می توانند برای استراحت و تفریح بدون اتلاف وقت برای ویزا به امریکا سفر کنند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، پاکستان به تازگی جزو کشورهایی شده است که شهروندانش بدون ویزا می تواند به امریکا سفر کند و این درقبال تلاش این کشور در امر مبارزه با تروریست اعلام شده است.

حال معنی واقعی تروریسم چیست و چه گروه های تروریست خوانده می شوند، تروریست‌ها معمولا برای تبلیغ ایدیولوژی خود و یا برای مقابله به مثل کردن با دشمن خود دست به کشتار و ترور مردم غیر سیاسی می‌زنند تا با ایجاد ترس و وحشت در جامعه به خواسته‌های خود برسند و برخی گروه‌ها مانند “داعش”، “القاعده” و “طالبان” تا پایان همه رعب و وحشت‌ها رفته‌اند.

کشته شدن بن لادن رهبر القاعده در سال ۲۰۱۱ در پاکستان، حمایت و تجهیز طالبان از ابتدای شکل گرفته شدن این گروه از سوی پاکستان، استقرار شبکه حقانی در وزیرستان پاکستان تنها سه مورد از موارد حمایت همه جانبه دولت پاکستان از سه شبکه بزرگ تروریستی است که خون بارترین اقدام هراس افکنی در جهان را به عهده دارند.

برای اولین بار امریکا پس از خبر مرگ ملاعمر در سال ۲۰۱۴ در پاکستان، اعلام کرد که طالبان از خاک پاکستان اداره می شود اما با این وجود این کشور به جای پایان دادن به تروریسم، سیاست تشدید و تجهیز طالبان و تروریستان برای توسعه جنگ و تصرف مناطق بیشتر و کشاندن نیروهای امنیتی به جنگ فرسایشی، تشدید اختلافات میان مردم، تجهیز و اعزام دهشت افکنان به کشور و مداخله نظامی را بیش از گذشته در قبال افغانستان در پیش گرفت.

آیا پس از علنی شدن اقدامات حمایت گرانه پاکستان از گروه های تروریستی، این کشور توانسته اعتماد امریکا را برای متعهد ماندش برای محو تروریسم جذب کند یا آمریکا نیز شریک تروریست پروری است؟

چشم پوشی امریکا از اقدامات تروریستی پاکستان پس از حملات ۱۱ سپتامبر قوت گرفت و زمانی که پاکستان با درخواست امریکا مبنی بر مشارکت در جنگ با تروریسم مواجه شد، عملا چاره ای نداشت که به این درخواست پاسخ مثبت دهد، چرا که با توجه به روابطش با گروه های افراطی، عدم همکاری اش در نبرد بر علیه تروریسم می توانست از سوی دیگر کشورهای جهان به گونه ای دیگر تعبیر شود.

بدین گونه پاکستان با سیاست یک بام و دوهوا، هم حمایت امریکا را به همراه داشت و هم توانست افغانستان را غرق در ناامنی کند.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که این کشور به مار زخمی‌یی می‌ماند که در پی ضرر رسانی به دیگر کشورها برای رسیدن به اهداف سیاسی خود است، حتی اگر بحث جنجالی خط مرزی دیورند و رابطه گرم با هند را معضل اصلی این کشور با افغانستان بدانیم و فرض بر حل کامل آن، سبب نمی شود که پاکستان دست از مداخلات خود در امور افغانستان بردارد.

این واقعیت‌ها نشان می‌دهند که پاکستانی‌ها به دنبال چیزهای فراتر از مشکل دیورند و رابطه با هند هستند، موضع و سیاست اصلی پاکستان به قدرت رساندن دوباره طالبان است و سقوط این گروه را در تقابل با استراتژی‌های کلان منطقه‌یی خود تعبیر کرده‌اند.

پاکستان از همان آغاز مبارزه جهانی با تروریسم، هیچ‌گاهی موافق این مبارزه نبوده و برخلاف آن، به حمایت و تسلیح گروه‌های تروریستی ادامه داده است و در حقیقت پاکستان از سوی امریکا پاداش تجهیز و آموزش هزاران هزار تروریست را برای کشتار و ناامنی در منطقه بخصوص افغانستان دریافت کرده است و اقدامات ضد تروریستی امریکا و متحدش پاکستان بازی سیاهی بیش نیست، چرا که قلب پاکستان فقط با تروریست زنده است و افغانستان مامنی برای آن.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن