خانه «=« ۱۳۹۶ «=« جوزا «=« ۲۵

آرشیو روزانه: ۲۵, جوزا , ۱۳۹۶

آغاز پروسه رای دهی و تدابیر اتخاذ شده در غرب کشور

 

مسوولان کمسیون انتخابات در ولایت هرات می گویند: بیش از یک ملیون اوراق رای دهی برای رای دهندگان این ولایت در نظر گرفته شده است.
داوود صدیق زاد، رئیس کمسیون انتخابات در مراسم افتتاح پروسه رای دهی در ولایت هرات گفت: تمامی تدابیر تخنیکی برای برگزاری دور دوم انتخابات در این ولایت اتخاذ شده و مشکلی وجود ندارد.
آقای صدیق زاد می گوید: در مجموع ۴۳۲ مرکز رای دهی در ولایت هرات به روی رای دهندگان باز است.
وی افزود: تنها ۲ مرکزی که در ولسوالی های شیندند و ادرسکن هرات اخیرا از سوی مقامات محلی افزایش یافته بود به دلیل مشکلات امنیتی مسدود شده است.
آقای صدیق زاد با اشاره به این که اشتراک مردم در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری چشمگیر بوده، ابراز امیدواری کرد که تا ساعت های پایانی این روند همچنان ادامه یابد.
از طرف دیگر سید فضل الله وحیدی، والی هرات به عنوان اولین کسی که در هرات رای خود را به صندوق انتخابات ریاست جمهوری انداخت، گفت: تمامی چالش ها و مشکلات انتخابات ۱۶ حمل در دور دوم برطرف شده است.
وی از باشندگان هرات خواست تا با رای خود آینده کشورشان را روشن سازند.
در همین حال مقامات امنیتی در ولایت هرات می گویند: ۹ هزار نیروی امنیتی افغان در تامین امنیت انتخابات ۲۴ جوزا سهیم هستند.
سمیع الله قطره، قومندان امنیه ولایت هرات در این خصوص تصریح نمود که هیچ نگرانی در بخش امنیتی وجود نداشته و آنها توانستند از ۲۰ حمله مخالفین دولت در سطح ولایت هرات جلوگیری نمایند.
خبرهای رسیده از ولایات فراه، غور و بادغیس در غرب افغانستان نیز حکایت از آن دارد که پروسه دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در این ولایات نیز برگزار شده و مردم اعم از زن و مرد در مراکز رای دهی به منظور استعمال رای شان حضور یافتند.
باشندگان غرب افغانستان از کمسیون های انتخابات و شکایات انتخاباتی می خواهند تا با نظارت جدی، از بروز هر گونه تقلب و تخطی در انتخابات جلوگیری نمایند تا آرای پاک شان در تعیین رئیس جمهور آینده کشور شان اثر گذار باشد.

اما و اگرهای حقوق اتباع خارجی؛ جای خالی قانون جامع مهاجرت

در حقوق موضوعه ایران، بحث حقوق اتباع خارجی، بیش از هر چیز تابع «عمل متقابل» است. به عبارت بهتر دولت ایران همانگونه با یک تبعه خارجی رفتار خواهد کرد که دولت متبوع او با اتباع دولت ایران رفتار کنند.با تغییر این نگاه، رویکرد دولت‌ها به مقوله مهاجرت نیز تغییر کرد. این رویکرد به ویژه پس از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد، گاه شکلی توام با خشونت به خود می‌گرفت، خشونتی که با سیل مهاجرت اتباع جهان سوم به کشورهای صنعتی، شدتی مضاعف پیدا کرد؛ به همین دلیل موضوع حقوق اتباع خارجی در کشور بیگانه، بیش از پیش مورد توجه حقوق‌دانان قرار گرفت، حقوقی که برای حفظ کرامت انسانی و ایجاد همزیستی مسالمت‌آمیز لازم بود. دولت‌ها تصمیم گرفتند برخی از حقوق شهروندان خود را برای مهاجران و پناهندگان نیز قائل شوند. این حقوق رفته‌رفته دامنه گسترده‌تری پیدا کرد و در قالب مقاوله‌نامه‌ها و میثاق‌های بین‌المللی بر آن صحه گذارده‌شد.پدیده مهاجرت قدمتی به عمر تاریخ بشر دارد. پدیده‌ای که در ادوار گذشته، گاه اساس درگیری‌ها و منازعات گسترده میان کشورها و دولت‌ها، برای تصاحب هرچه بیشتر مهاجران بوده‌است. با این حال رشد جمعیت، محدودیت منابع غذایی و گسترش افکار مبتنی بر ناسیونالیسم، سبب تغییر نگاه دولت‌ها به مقوله مهاجرت شده‌است. تا پیش از این تغییر عمده، دولت‌ها مهاجرت را پدیده‌ای در جهت گسترش منابع انسانی و به تبع آن درآمد بیشتر می‌دانستند. قدرت ناشی از فزونی جمعیت، به ویژه در بخش نظامی، این نگاه مثبت را تقویت می‌کرد.

جایگاه اتباع خارجی در حقوق ایران

موضوع حقوق اتباع خارجی، به عنوان بخشی مهم از حقوق بین‌الملل، همراه با آموزه‌های نوین حقوقی به کشور ما وارد شد و از نخستین سال‌های قانون‌گذاری در ایران، مورد توجه و عنایت قرار گرفت.

تا پیش از عضویت ایران در مجامع بین‌المللی و امضای کنوانسیون‌های مرتبط با این مسئله، موضوع اتباع خارجی و حقوق مربوط به آن ها در حقوق موضوعه ایران کاملا جا افتاده بود. قانون مدنی ایران، مصوب سال ۱۳۱۱، موضوع حقوق اتباع خارجی را در کنار شهروندان ایرانی مورد توجه قرار داد. ماده پنج این قانون، تمامی اتباع خارجی را در محدوده حاکمیت دولت ایران، تابع قوانین ایران دانسته و عملاً شمول قوانین موضوعه کشور و به تبع آن حقوقی ناشی از آن ها را برای اتباع خارجی نیز به رسمیت شناخته است. ۱به این ترتیب وضع حقوقی اتباع خارجی در ایران، از نخستین روزهای تدوین قوانین کشور مشخص و معلوم بوده‌است. با این وجود باید توجه داشت که علاوه بر قوانین تدوین شده داخلی، مقاوله‌نامه‌ها و میثاق‌های بین‌المللی نیز نقش عمده‌ای در تدوین حقوق اتباع خارجی در کشور خارجی دارند.

عمل متقابل، اصل اول در تدوین حقوق اتباع خارجی

در حقوق موضوعه ایران، بحث حقوق اتباع خارجی، بیش از هر چیز تابع «عمل متقابل» است. به عبارت بهتر دولت ایران همانگونه با یک تبعه خارجی رفتار خواهد کرد که دولت متبوع او با اتباع دولت ایران رفتار کنند. این موضوع را می‌توان در بسیاری از بخش‌های قوانین موضوعه مشاهده کرد. به عنوان نمونه در بحث تابعیت ایرانی، ماده ۹۷۸ قانون مدنی تصریح می‌کند که:«نسبت به اطفالی که در ایران از اتباع دولی متولد شده‌اند که در مملکت متبوع آن ها اطفال متولد از اتباع ایرانی را به موجب مقررات تبعه خود محسوب داشته و رجوع آن ها را به تبعیت ایران منوط به اجازه می‌کنند معامله متقابل خواهد شد.» علاوه بر این‌ها موضوع تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهای همکاری مشترک میان دو کشور، سهم بسزایی در رویکرد حقوقی نسبت به اتباع بیگانه ایفا می‌کنند. به عنوان مثال عهدنامه مودت میان دولت ایران و افغانستان، در ۱۴ آذرماه ۱۳۰۰ ه.ش، به عنوان اولین سند رسمی مبادله شده میان دو کشور که به تصویب مجلس ایران نیز رسیده‌است، هنوز هم نشان دهنده رویکرد دو دولت نسبت به اتباع یکدیگر است. ۲

حقوق اتباع خارجی و منافع ملی

موضوع منافع ملی، تأثیری بسزا در تدوین حقوق اتباع خارجی دارد، طبیعی است که هر دولتی برای مراقبت از تمامیت ارضی و سیاسی و نیز جلوگیری از سیطره اجانب بر ثروتهای مادی و معنوی خود، محدودیت‌هایی را برای حضور بیگانگان در کشور قائل شود.

این محدودیت‌ها امروزه در سراسر جهان رسمیت یافته‌اند و هیچ حقوقدانی متعرض آن ها نمی شود. به عنوان نمونه معاهده «دوبلین ۳» میان کشورهای اروپایی تمهیداتی را برای جلوگیری هدفمند از ورود اتباع بیگانه به کشورهای عضو اتحادیه اروپا در ابتدای سال ۲۰۱۴ در نظر گرفته‌است. به عبارت بهتر هرجا میان منافع ملی یک کشور با حقوق اتباع خارجی تعارضی ایجاد شود، بدون شک اولویت قطعی با منافع ملی کشورهاست.

در ایران نیز این تمهیدات به شکلی گسترده اعمال شده‌اند و قانونگذار از نخستین مصوبه‌های خود بر حفظ و گسترش آن ها تأکید داشته‌است، به عنوان نمونه اتباع خارجی از اشتغال به سردفتری و دفتریاری در ایران منع شده‌اند. اشتغال پزشکان خارجی در کشور تابع شرایط و محدودیت‌های خاصی است؛ بر اساس قانون «اموال غیرمنقول اتباع خارجی»، فروش و ثبت زمین به نام اتباع خارجی تقریباً ممنوع شده‌است. مصوبه مورخ ۲۳ شهریورماه ۱۳۶۲ هیئت دولت بر «ممنوعیت به کارگماردن اتباع خارجی در مشاغل حساس و کلیدی» مانند مدیریت عامل شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی و نیز معاونت این مراکز تأکید دارد. بر اساس بند ۳ تبصره ماده یک قانون بیمه بیکاری مصوب ۲۴ خرداد ۱۳۶۶، اتباع خارجی از شمول این قانون خارجند. ماده ۹۸۲ قانون مدنی ایران، تصدی ۹ مقام اصلی و کلیدی کشور را، حتی برای اتباع خارجی که به تابعیت ایران درآمده‌اند، ممنوع کرده‌است. این موضوع صراحتاً در حقوق بین‌الملل نیز مورد پذیرش قرار گرفته‌است. ماده ۲ کنوانسیون «وضع پناهندگان و پروتکل آن» ۳ در شرح وظایف کلی پناهنده آورده‌است:«هر پناهنده ملزم است خود را با قوانین و مقررات آن کشور و اقداماتی که برای حفظ نظم عمومی به عمل می‌آید تطبیق دهد.»

نگاهی به برخی از حقوق اساسی اتباع خارجی در ایران

با توجه به مسائل فوق، می‌توان به بررسی دقیق‌تر حقوق اتباع خارجی در ایران پرداخت. کنوانسیون‌ها و میثاق‌های بین‌المللی برخی حقوق را به عنوان حقوق اولیه و مورد نیاز اتباع خارجی، اعم از مهاجران و پناهندگان مورد توجه قرار داده‌اند. برخی از این حقوق عبارتند از : حق رعایت احوال شخصیه، آزادی ورود، اقامت و خروج، تملک اموال منقول و غیر منقول، مراجعه به دادگاه و حق اشتغال با مزد. پیش از پرداختن به وضعیت این حقوق در ایران باید نکته‌ای را یادآور شویم و آن این است که : هرآنچه را در باب حقوق اتباع خارجی در قوانین کشور ما مورد تأیید قرار گرفته‌است، تنها زمانی برقرار خواهد شد که یا فرد مهاجر از طریق مجاری قانونی و با عنایت به قوانین موضوعه کشور، وارد ایران شده باشد و یا شرایط و وضعیت او تابع تعریف قانونی از پناهندگی و آوارگی باشد.

رعایت احوال شخصیه

در مورد احوال شخصیه، قانونگذار ایرانی بر خلاف برخی کشورهای دیگر نظیر انگلستان، که نظام اقامتگاه۴ را اعمال می‌کنند، نظام تابعیت را پذیرفته‌است. ماده ۷ قانون مدنی ایران اظهار می‌دارد که:« اتباع خارجی مقیم در خاک ایران از حیث مسائل مربوطه به احوال شخصیه و اهلیت خود و همچنین از حیث حقوق ارثیه در حدود ‌معاهدات مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود.» این موضوع در رأی وحدت رویه مورخ ۱۹ آذر ۱۳۶۳ و با عنایت به قانون «اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه در محاکم»۵ مورد تأیید و تصدیق قرار گرفته‌است و نشان دهنده لحاظ اصل عمل متقابل در این رویکرد حقوقی است. با این حال بر اساس ماده ۹۶۱ قانون مدنی، اتباع خارجی نمی‌توانند از حقوقی که در کشور خود از آن محرومند، به واسطه به رسمیت شناخته شدن آن در قوانین ایران، بهره‌مند شوند.

آزادی ورود، اقامت و خروج

انستیتو حقوق بین‌المللی در سال ۱۹۲۹، موضوع «آزادی خروج از کشور» را به عنوان یک حق برای اتباع خارجی، به دولت‌ها توصیه کرده‌است.۶ این حق در کنوانسیون‌های بعدی سازمان‌های بین‌المللی، نظیر جامعه ملل و سازمان ملل متحد نیز مورد تأکید قرار گرفته‌است. ایران به عنوان یکی از کشورهای امضا کننده «کنوانسیون وضع پناهندگان و پروتکل آن»۷، بر اساس ماده ۲۶ این کنوانسیون، حق رفت و آمد را برای اتباع خارجی به رسمیت شناخته‌است. با این وجود نباید فراموش کرد که رفت و آمد و اقامت در هر کشوری، من‌جمله ایران، تابع قوانین مرتبط با نظم عمومی است. اتباع خارجی ملزم به رعایت تشریفات تعیین شده از سوی ایران برای ورود و اقامت هستند و تنها مأموران کنسولی و نمایندگان سیاسی بیگانه و افراد خانواده آن ها به شرط عمل متقابل، از این تشریفات معاف خواهند بود.

ماده ۱ قانون «ورود و اقامت اتباع بیگانه»۸ اذعان دارد که:«هر یک از اتباع خارجه برای ورود و اقامت و خروج از ایران باید اجازه مأمورین مربوطه ایران را تحصیل نمایند.». بدیهی است که عدم رعایت این قانون، یعنی ورود و اقامت غیرقانونی، باعث اعمال قوانین تنبیهی و اخراج اتباع خارجی از کشور خواهد شد.

تملک اموال

مالکیت یکی از حقوق طبیعی و اولیه انسانی است. در مباحث حقوقی، اموال را به دو بخش منقول و غیرمنقول تقسیم می‌کنند، به نظر می‌رسد اتباع بیگانه در ایران برای تملک اموال منقول خود مشکلی نداشته‌باشند و بر اساس ماده پنج قانون مدنی می‌توانند از حقوق مربوط به مالکیت اموال منقول به طور کامل بهره‌مند شوند؛ با این حال باید توجه داشت که خروج این اموال در کشور تابع قوانین مربوط به مالیات، عوارض، میراث فرهنگی، امنیت ملی و … است.

آنچه در مورد محدودیت تملک اموال وجود دارد، مربوط به اموال غیرمنقول (انواع زمین و بنای مسکونی و تجاری) است.

در بسیاری از کشورهای دنیا، نظیر کشورهای عضو اتحادیه اروپا، محدودیت‌های کمی برای تملک اراضی وجود دارد؛ اما حق تملک اراضی و ابنیه از سوی بیگانگان، در ایران شدیداً محدود شده‌است، ریشه این محدودیت حفظ استقلال و تمامیت ارضی سرزمینی است که برای سال‌ها طعم تلخ دخالت استعمارگران و تجزیه شدن کشور را چشیده‌است.

در ایران بر اساس «قانون راجع به اموال غیرمنقول اتباع خارجی»۹ کلیه اتباع خارجی در کشور از تملک اراضی زراعی محروم شده‌اند و ظاهراً تملک زمین از سوی آن ها محدود به منازل مسکونی است که این تملک هم نیازمند اجازه رسمی دولت ایران خواهد بود، با این وجود به نظر می‌رسد این حق نیز عملا تحصیل‌شدنی نیست. آیین‌نامه قانون یادشده، در سال ۱۳۲۸ تدوین و نهایتاً در سال ۱۳۴۴ اجرایی شد. با این حال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با در نظر گرفتن شرایط خاص کشور و وجود ابهامات فراوان در آیین‌نامه اجرایی این قانون، وزارت امور خارجه در سال ۱۳۷۴، آیین‌نامه جدیدی را به تصویب هیئت وزیران رساند.

با این وجود ابطال این آیین‌نامه از سوی هیئت عمومی دیوان عدالت اداری و ایجاد خلاء قانونی، کار تملک اموال غیرمنقول توسط اتباع خارجی را با مشکلات عمده‌ای روبه رو کرده‌است.

حق دادخواهی

ماده ۱۶ کنوانسیون «وضع پناهندگان»، حق مراجعه به دادگاه و طرح شکایت در محاکم قضایی را به عنوان یک حق برای اتباع خارجی به رسمیت شناخته است. با این وجود دولت‌ها در برخورد با این حق از سیاست واحدی پیروی نمی‌کنند. در ایران موضوع حق مراجعه به دادگاه برای اتباع خارجی به استناد ماده ۵ قانون مدنی به رسمیت شناخته شده‌است. با این وجود زمانی که در یک پرونده موضوع اخذ تأمین مطرح می شود، نظیر دعاوی حقوقی ادعای مالکیت، محدودیت‌هایی برای اتباع خارجی درنظر گرفته شده‌است، مواد ۱۴۴ تا ۱۴۸ قانون «آیین دادرسی مدنی» این محدودیت‌ها را مشخص کرده‌است.

سایر حقوق

معمولاً حقوق و آزادی‌های عمومی افراد در قانون اساسی کشورها قید گردیده‎است و این موارد شامل افراد خارجی مقیم این کشورها نیز خواهد شد، حق برخورداری از کرامت و حیثیت انسانی، یکی از این حقوق است. این حق در ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر۰۱ از سوی دولت‌های امضا کننده مورد تأکید و تصویب قرار گرفته‌است.

ماده چهار اعلامیه حقوق بشر اسلامی نیز موضوع حیثیت و کرامت انسان را بر اساس آموزه‌های اسلامی مطرح کرده‌است. اصل ۲۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل افراد را از تعرض مصون دانسته‌است. اشاره عام این اصل اتباع خارجی حاضر در کشور را نیز شامل می شود.

اتباع خارجی در ایران بر اساس اصل ۳۵ قانون اساسی حق انتخاب وکیل خواهند داشت. به طور خلاصه می‌توان اظهار داشت که اتباع خارجی در ایران از تمامی حقوقی که شهروندان از آن ها بهره‌مندند، برخوردارند، مگر مواردی که توسط قانون محدود یا ممنوع شده باشد، از این لحاظ حقوق اتباع خارجی در ایران تفاوتی با سایر کشورهای مهاجر پذیر ندارد.

  1. ماده ۵ قانون مدنی :« کلیه سکنه داخل ایران، اعم از اتباع داخله و خارجه، مطیع قوانین ایران خواهند بود، مگر در مواردی که قانون استثناء کرده‌باشد.»

  2. ظاهرا این نخستین و تنها عهدنامه مشترک میان دو کشور است. بر مبنای این معاهده که در ۱۲ فصل تدوین و در سال ۱۳۰۱، الحاقیه‌ای در ۳ فصل به آن اضافه شد، تکلیف اتباع دو دولت در زمان مسافرت و مهاجرت به کشور دیگر تا حدود زیادی معلوم شده‌است.

  3. مصوب ۲۵/۳/۱۳۵۵ مجلس شورای ملی ایران

  4. به این معنی که در مورد احوال شخصیه، قانون محل اقامت فرد رسمیت دارد. بنابراین فردی ساکن در انگلیسف اعم از مقیم دائم یا موقتف در احوال شخصیه تابع قوانین این کشور است.

  5. مصوب تیرماه ۱۳۱۲

  6. حقوق بین‌الملل خصوصی یک، دکتر حسین آل‌کجباف، جزوه درسی دانشگاه پیام نور، ص ۲۰۷

  7. این کنوانسیون در تاریخ ۲۵ خرداد سال ۱۳۵۵ به تصویب مجلس شورای ملی ایران رسیده‌است.

  8. مصوب ۱۳۱۰

  9. مصوب ۱۶ خرداد ۱۳۱۰

  10. مصوب دهم دسامبر

 

افغانستانی‌ها در ایران

 

 افغان‌های مقیم ایران گروهی از مردم اهل افغانستان می‌باشند که در پی ناامنی و جنگ طولانی مدت داخلی پس از آپریل ۱۹۷۸(انقلاب ثور) که در افغانستان روی داد به سمت ایران مهاجرت کردند و به این کشور پناهنده شدند. زبان، فرهنگ و دین مشترک باعث اقبال افغانها برای آمدن به ایران شد. بیشتر مهاجران افغان از سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۸ میلادی) با آغاز جنگهای سخت میان مجاهدین افغان و شوروی سابق از این کشور بیرون و به کشورهایی  مختلف پناه بردند.

بنا بر گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان (UNHRC) حضور ۹۵۰ هزار مهاجر به صورت قانونی و با مدارک اقامتی حضور دارند. اگرچه وزارت کشور ایران تعداد کل جمعیت افغانستانی‌ها در ایران را ۳ میلیون نفر برآورد کرده است. افرادی که به عنوان پناهنده شناخته می‌شوند، تحت حمایت سازمان ملل در امور پناهندگان را خواهند بود و با کمک دولت ایران شرایط قانونی برای اقامت آنان در ایران فراهم می‌شود. آن‌ها حقوق شهروندی ایران یا اقامت دائمی نمی‌توانند داشته باشند و در ایران تحت شرایط محدود شده اقامتی، زندگی می‌کنند.

ایران مرزهای خود را برای افغانستانی‌هایی که از جنگ شوروی در افغانستان و جنگ‌های داخلی پس از آن پناهنده شده بودند باز گذاشت، اما اکنون دولت ایران خود خواهان خروج پناهنده‌های افغان از این کشور اند.

 خیل عظیمی از مهاجرین افغان با اخراج اجباری از ایران روبرو شدند.

 که از سال ۲۰۰۶ و با اخراج حدود ۱۴۶۳۸۷ پناهجوی فاقد مدرک اقامتی آغاز شد.

پیشینه

با آغاز جنگ‌های سخت میان نظامیان وابسته به شوروی سابق و شبه نظامیان مجاهدین افغان تعداد زیادی از مردم افغانستان بخاطر نجات از جنگ، فقر افغانستان را ترک و به کشورهای مختلف پناهنده شدند که در این میان بیشترین آنان به ترتیب، پاکستان کشوری در جنوب و شرق و ایران در کشوری غرب افغانستان را برای مهاجرت برگزیدند. در میان کسانیکه بیش از همه از جنگ متضرر می‌گشتند، پشتون‌ها بیشتر به پاکستان و تاجیکها، و تعدادی از مردم هزارها افغانستان به ایران پناهنده شدند. در نتیجه با وقوع انقلاب افغانستان در سال ۱۳۵۷ و سپس حملهٔ شوروی به این کشور، صدها هزار تن از مردم افغانستان به ایران آمدند. بر اساس آمار ارائه شده سه میلیونن  مهاجر افغان بتدریج وارد ایران شدند.

در ایران آغاز مهاجرت افغانها همزمان بود با جنگ ایران و عراق. روح‌الله خمینی، سپاه و بسیج را مکلف ساخت تا با افغانهای مهاجر همکاری کنند او گفته بود ما مسلمانیم، آن‌ها هم مسلمانند، ما باید از آن‌ها پذیرایی کنیم. امام  خمینی (ره) در اینباره گفته بود:

آواره‌هایی که از افغانستان الان در ایران هستند و مشکلات زیادی دارند… البته ملت خیلی کمک می‌کند در همه این امور، لکن اینطور نیست که کمک ملت کافی باشد… دولت است که متکفل این امور است و مسئول این امور است… و همین‌طور مهمان‌هایی که داریم، خوب افغانستانی هستند، مسلمان هستند یا فرض کنید که عراقی هستند یا بیچاره‌ها را از خانه‌هایشان دور کردند، مالشان را بردند، خودشان را فرستادند اینجا، خوب باید چه کرد با اینها؟ نباید اینها را پذیرایی کرد؟ ما مسلمانیم، آن‌ها هم مسلمانند، ما باید از آنها پذیرایی کنیم، خدمت کنیم به آنها و این دولت است که دارد این کارها را می‌کند…

.

پیام خمینی باعث شد تا دولت وقت ایران مرز را به فرمان امام خمینی به روی افغانها گشود و افغانها بصورت قانونی یعنی با اجازه دولت ایران بدون پرداخت وجه و یا ارایه گذرنامه و ویزا و عموماً از مرز اسلام قلعه – دوغارون  به ایران وارد شدند

و شهرهای مرزی افغانستان با ایران از جمله هرات، فراه و نیمروز بتدریج با کاهش جمعیت مواجه شدند. بیشترین این جمعیت به استان خراسان سرازیر شدند، مناطق تربت جام، تربت حیدریه و شهر مشهد مملو از افغانهای مهاجر شدند، تعدادی از آنها بتدریج به سایر استانهای دیگر ایران از جمله تهران، شیراز و اصفهان و قم رفتند.

اشتغال

مهاجران عادی آرام آرام به کارهای شخصی مشغول شدند، کار در ساختمان‌ها، دامداری‌ها و بخش کشاورزی عمده‌ترین محل کسب درآمد افغانها بود. وضعیت اقتصادی افغانها گاهی رو به وخامت گرایید و گاهی نیز وضعیت بهتری داشتند. دولت ایران بر اساس قوانین این کشور اجازه کارهای رسمی به مهاجران نداد اما به افغانهای مرتبط با مجاهدین با ایجاد دفاتر سیاسی از جمله دفتر جمعیت اسلامی افغانستان، دفتر سیاسی حزب اسلامی افغانستان، دفتر سیاسی حزب وحدت اسلامی افغانستان و چند نهاد کوچک دیگر به آنها اجازه داد تا به فعالیت‌های سیاسی بپردازند. دولت، دفاتر احزاب سیاسی را حمایت می‌کرد و مجاهدین افغان را تحت پوشش اقتصادی قرار می‌داد.[

تعدادی از کارگران افغان در حال حفر چاه در تهران.

لیست مشاغل ۴گانه که الزاماً توسط اتباع افغانستانی مجاز انجام می‌شود.

وضعیت اجتماعی

موج عمده مهاجرت پناهجویان افغانستانی به سمت ایران از دهه ۱۹۸۰ اتفاق افتاد که شامل کودکان و افراد بزرگسال می‌شدند.

 افغانهای مهاجر بتدریج با یکدیگر پیوند خویشاوندی بستند، تعدادی نیز با تعدادی ازدختران ایرانی ازدواج کردند و در مواردی نیز دختران افغان با مردان ایران پیوند زناشویی بستند. در این ۳۰ سال بسیاری از این پناهجویان در ایران به دنیا آمدند. این پناهجویان شامل هزاره‌ها، تاجیک‌ها، قزلباش‌ها، پشتون‌ها و سایر اقوام افغانستاندبودند.

اسناد کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان (UNHCR) نشان می‌دهد که بسیاری از این پناهجویان از قومیت هزاره و شیعه مذهب هستند.

در این مدت، مهاجران افغان تجربه‌های زیادی را بدست آوردند و در مقابل، تجربه هاو نوع نگرشهای جدیدی را نسبت به جامعه افغانستان، به کشور میزبان انتقال دادند.

در افغانستان برخی از مردم بر این عقیده‌اند که؛ کنترل تولد، نقض کننده عقاید مذهبی آنها هستند حال آنکه نگرش‌ها در ایران دربارهٔ تنظیم خانواده بسیار متفاوت از آنچه در افغانستان وجود دارد، می‌باشد. مردم افغانستان در ایران  به ارزش‌های اصلی ایرانیان بسیار نزدیک شده‌اند با توجه به این نکته که؛ تأثیر این نوع نگرش‌ها در افغانستان خنثی می‌شود.

بسیاری از مردان محافظه کار و سنتی جامعه افغانستان که در مقابل حکومت کمونیستی و تجاوز ارتش سرخ شوروی ایستادگی کردند و در مقابل تحصیل زنان و نقش آنها در اجتماع، اقتصاد و درآمد خانواده نیز روی خوش نشان نمی‌دادند، اکنون با انبوهی از نگرش‌های تغییر یافته روبرو هستند. این تغییر در نگرش خانواده‌ها و نقش‌های جنسیتی بوسیله تجربه زندگی به عنوان یک پناهجو در یک جامعه بزرگتر مسلمان منتقل و تحمیل شده است.

شماری از مردان افغان در طول اقامتشان در ایران با زنان ایرانی ازدواج کردند و براساس قوانین داخلی نظام جمهوری اسلامی ایران، فرزندان حاصل از آنها می‌توانند تابعیت ایرانی را بگیرند.

ایران خانه دوم تعداد زیادی از مهاجرین است، در گزارشی در ۱۳۹۳/۰۷/۰۷ اعلام شد براساس آمارهای رسمی، نزدیک به ۳۰ هزار زن ایرانی با مردان افغان ازدواج کرده‌اند در حالی که آمار غیررسمی بسیار بیشتر از این است،

در بحث تحصیل پناهجویان افغان مقیم ایران اگرچه تلاش‌هایی از جانب برخی مقام‌های ایرانی صورت گرفته است اما، دیدبان حقوق بشر گزارش داده است که آندسته از پناهجویان فاقد مدرک اقامتی با مشکلات بوروکراتیک بیشماری بنابر قوانین داخلی، برای تحصیل در ایران روبرو هستند که نهایتاً آنها را از داشتن حق تحصیل در ایران منع می‌کند. برحسب قوانین داخلی ایران مهاجرین افغانستانی اجازه محدودی برای کار و کسب درآمد دارند و این اجازه صرفاً محدود می‌شود به مشاغلی بسیار سخت و طاقت فرسا و کم درآمد؛ بدون توجه به تحصیلات و مهارت آنان.

به گفته دیده بان حقوق بشر حکومت ایران دربرداشتن گام‌های مؤثر جهت کاستن از احساسات ضد مهاجر (ضد بیگانه) و جلوگیری از درگیری‌های فیزیکی و روانی که بر ضد مهاجر در ایران اتفاق می‌افتد، و در بر عهده گرفتن مسئولیت آن شکست خورده است.

پس از ممنوعیت کشت خشخاش در ایران، بسیاری از افغان‌ها به سمت قاچاق مواد مخدر در ایران سوق داده شدند.

از ۷ هزار زندانی خارجی که در ایران محبوس هستند ، بیشترشان از اتباع افغان هستند. بیشتر جرم آن ها مواد مخدر و ورود غیر مجاز به ایران است

به دلیل عدم رسیدگی های کافی و بیمه های درمانی برای مهاجران افغان ، هزینه های سنگینی در قبال مسایل درمانی باید پرداخت کنند.

با توجه به ضعف واکسیناسیون در کشور مبدأ این مهاجرین، خدمات و مراقبت‌های ویژه سلامتی و کنترل واکسیناسیون آنان بار مضاعفی بر وزارت بهداشت ایران وارد می‌کند. ایران سالانه ۱۰ میلیارد تومان هزینه ارائه خدمات بهداشتی به این مهاجرین می‌کند که چهار برابر کمک ارائه شده از سوی کمیساری پناهندگان است

طبق پژوهش‌های انجام شده، از جمله اثرات حضور این مهاجرین، افزایش نرخ بیکاری در بین ایرانیان به دلیل بهره‌وری بالاتر و هزینهٔ کمتر کارگران افغانی، کمبود مسکن و افزایش نرخ اجاره به دلیل خرید زمین و مسکن به وسیلهٔ مهاجرین افغان، افزایش فقر و شکاف طبقانی، بحران هویت جمعی به دلیل ازدواج مهاجران با زنان ایرانی هستند.

زبان

زبان اکثر مهاجران افغان فارسی دری و پشتو می‌باشد.

دین

اکثر افغانستانی های مقیم ایران دارای مذهب شیعه و عمدتا هزاره می باشند.

عملاً مهاجران اهل سنت افغان ، در ایران هیچگونه مسجد یا نمازخانه ای ندارند .

جمعیت

براساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ در ایران جمعیت اتباع افغانستان ساکن ایران ۱/۵۸۳/۹۷۹ نفر می باشد که معادل ۱/۹۸ درصد از جمعیت ایران است.


جمعیت اتباع افغانستانی ساکن ایران

مشکلات

با پیروزی مجاهدین در افغانستان بسیاری از مهاجران افغان گروه گروه و دسته دسته ایران را ترک و به کشورشان برگشتند، برگشت مهاجرین روز بروز شدت پیدا می‌کرد تا اینکه جنگ‌های خونین داخلی و سپس جنگ با طالبان در این کشور آغاز شد و برگشت مهاجران با کندی مواجه شد. با روی کار آمدن رژیم طالبان تعدادی از فعالان سیاسی بویژه سیاسیون وابسته به مجاهدین و حکومت‌های قبل از جمله اعضای احزاب خلق و پرچم افغانستان را مجدداًً  ترک و به ایران پناه گزین شدند، تعداد زیادی از مردم عادی نیز دوباره به سوی ایران هجرت کردند.

پس از شکست طالبان موج گسترده‌تری از بازگشت مهاجران براه افتاد سازمان ملل متحد طی قردادی با حکومت ایران بازگشت مهاجران را تمویل نمود و تمام مخارج بازگشت آنان را پرداخت می‌کرد و مقداری پول نقد نیز برای  هر خانواده در نظر گرفته بود.

دولت ایران برنامه‌های وسیعی برای بازگرداندن این مهاجران آغاز کرد تا با اخراج صد در صد مهاجران غیرقانونی در ایران اوضاع نابسمان بیکاری و اقتصاد ایران بهبود بیابد. گرفتاری اتباع افغانستانی در شهرهای بزرگ شدت یافت، اردوگاه‌های مهاجران یکی پی دیگری ایجاد شد. تقریباً اوج برنامه‌های دولت ایران در زمان حاکمیت محمود احمدی‌نژاد آغاز شد. دولت ایران اعلام کرد مصمم است تا یک میلیون مهاجر غیرقانونی افغان را به کشور خودد  برگرداند. وزیر کشور وقت ایران گفت برنامه‌های خروج داوطلبانه و اجباری افغان‌ها از سوی ایران موفقیت آمیز نبوده و خروج اتباع غیرمجاز افغان از تکالیف قانونی وزارت کشور است و در این زمینه جدی تر اقدام خواهد شد.

 مدیر کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور ایران هم اعلان کرد اگر افغان‌ها در پایان مهلت قانونی در طرح بازگشت شرکت نکنند، در استان‌هایی که اجازه اقامت و زندگی ندارند، در اردوگاه‌ها زندگی کنند.

دولت ایران اعلان کرد در میان دو میلیون مهاجری که همینک در ایران هستند تنها ۹۰۰ هزار نفر قانونی زندگی می‌کنند و متباقی باید اخراج شوند.

 کنترل مرزهای تا حدی شدت یافت که چندین تبعه افغان که می‌خواستند بصورت قاچاق ایران شوند توسط پلیس کشته شدند.

 سپس با جدی تر شدن طرح اخراج مهاجران ایران همه یک و نیم میلیون مهاجر غیرقانونی افغان را به زندان تهدید کرد…

مقامات وزارت کشور ایران هشدار داده‌اند که آن دسته از مهاجران افغان که دارای مدرک قانونی نیستند، در صورت ادامه «اقامت غیرقانونی»، دستگیر و تا پنج سال زندانی خواهند شد. دولت افغانستان مجدداً واکنش نشان داد و سخنگوی وزارت خارجه افغانستان از ایران خواست دست کم تا پایان زمستان، به پناهجویان افغانستانی فرصت بدهد و در فصل سرما، به آنها فشار نیاورد. اخراج گسترده پناهجویان افغان از ایران، بحران سیاسی گسترده‌ای درر  افغانستان ایجاد کرد و به استیضاح وزیران خارجه و مهاجران آن کشور انجامید…

کنترل مرزها شدت یافت، دستگیری اتباع غیرمجاز افغان شدت یافت تا اینکه دولت افغانستان شدیداً به موج گسترده اخراج مهاجران واکنش نشان داد و وزارت خارجه افغانستان طی بیانیه‌ای اعلام کرد که ممکن است این اخراج گسترده بر تیرگی روابط دو کشور تأثیر گذار شود.

تحصیل

تعدادی از کودکان افغانستانی از تحصیل کردن بازمی‌مانند چون مدارس ایران در ثبت‌نام از اتباع خارجی سختگیر هستند و نیز افغانها -به مانند ایرانیان- نمی‌توانند از مزایای تحصیل رایگان استفاده کنند و برای تحصیل در مدارس دولتی هم باید شهریه بپرادزند که پرداخت آن از توان بسیاری از آنها خارج است. دولت ایران سیاست مشخصی را در طول زمان در اینباره نداشته‌است و گاهی اجازه تحصیل به فرزندان افغان داده شده‌است و گاهی نیز عکس آن.. از طرفی مدارس خودگردان افغان نیز وجود دارد که کیفیت آموزشی و پرورشی مناسبی ندارند و گاهی جلوی فعالیت آنها گرفته می‌شود.

 گفته شده‌است در سال تحصیلی ۹۰–۱۳۸۹، ۴۰۰ هزار کودک افغانستانی در ایران از تحصیل بازمانده‌اند.

 البته دولت ایران اخیراً اعلام کرده‌است همهٔ مهاجران افغان (حتی کسانی که غیرقانونی به ایران آمده‌اند) حق تحصیل دارند و شرایط و امکانات برای تحصیل کودکان افغان مهیاست.

با پیگیری‌های نهاد ریاست جمهوری و وزارت آموزش و پرورش از سال تحصیلی ۹۳–۹۴ از دانش آموزان اتباع خارجی مقیم ایران، وجهی بابت ثبت نام در مدارس اخذ نمی‌شود. [البته کارشکنی‌های زیادی در این مورد در  مدارس دیده شده است]. ادارات کل امور اتباع و مهاجرین استان، تنها مرجع صدور برگه آموزشی است و شرکت دانش آموزان اتباع خارجی در مسابقات رسمی ورزشی و فرهنگی منوط به نظر و تصویب کار گروه استان است.

در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴، رهبر ایران بصورت مشخص دستور داد که:
«هیچ کودک افغانستانی، حتی مهاجرینی که به‌صورت غیرقانونی و بی‌مدرک در ایران حضور دارند، نباید از تحصیل بازبمانند و همه آنها باید در مدارس ایرانی ثبت‌نام شوند».

اعتراض
دولت افغانستان از احتمال تیره شدن روابطش با ایران سخن به میان آورد و صدها فعال سیاسی و مدنی در ایران نیز به اخراج گسترده مهاجران معترض شدند. در کابل پایتخت افغانستان ده‌ها نفر در اعتراض به اخراج اجباری پناهجویان افغان از ایران، در برابر وزارت خارجه افغانستان و سفارت ایران در کابل اجتماع کردند..
 وزرات خارجه افغانستان از دولت ایران خواست تا که در برخورد با پناهجویان افغان از حوصله بیشتری به خرج دهد.
 با تشدید اعتراضات دولت ایران اعلان کرد که طرح اخراج پناهجویان را بطور موقت متوقف کرده‌است. اما حکومت افغانستان خواهان توقف دراز مدت این طرح شد.
در سال ۱۳۹۰ هم روزانه صدها افغان که به صورت غیرمجاز وارد ایران شدند از این کشور اخراج می‌شوند
خروج از ایران

هدفمندسازی یارانه‌ها در ایران در آذر ۱۳۸۹ اجرا شد و طی مرحلهٔ نخست آن بخشی از یارانهٔ سوخت، نان، آب، برق و برخی مواد دیگر حذف شد و پول آن به صورت نقدی به حساب خانوارهای ایرانی واریز شد که البته برای این موضوع، پولی به افغانها داده نمی‌شود. در پی این موضوع چند صد هزار افغان، ایران را به سوی افغانستان یا ترکیه و کشورهای اروپایی ترک کرده‌اند.

ایران تا چند سال اخیر میزبان بزرگ‌ترین جمعیت آوارگان خارجی، عمدتاً آوارگان افغان و عراقی بوده‌است و اکنون نیز پس از

 پاکستان، دومین کشور پذیرندهٔ پناهندگان و آوارگان است. محمد تهوری مدیر کل امور اتباع و مهاجران خارجی ایران می‌گوید: «با توجه به وضعیت کشور افغانستان، نوع پناهندگی به اتباع افغان در ایران براساس اعتقادات و مبانی جمهوری اسلامی ایران منحصربه‌فرد بوده و در مقایسه با قوانین مهاجرپذیر دنیا اتباع افغان با ویژگی خاصی درایران حضور یافته‌اند… با اغماضی که جمهوری اسلامی ایران در رابطه با اتباع افغان انجام داده‌است تاکنونن این افراد همانند ایرانیان به طور آزاد در کشور زندگی کرده‌اند و تنها سه درصد اتباع افغان در شهرک‌ها (اردوگاه‌ها) زندگی می‌کنند که این شهرک‌ها نیز دارای ویژگی‌های یک زندگی خوب است»

دولت افغانستان و سازمان ملل بارها از ایران به خاطر بیش از سه دهه پذیرایی از مهاجران افغان تشکر کرده‌اند. به ویژه که بیشتر کشورهای جهان اجازهٔ ورود پناهندگان آن هم به تعداد چند میلیونی را نمی‌دهند و یا اجازهٔ اقامت مهاجران را در میان مردم خود نداده و آنها را در اردوگاه‌ها (کمپ‌ها) نگه می‌دارند. در حالی که ایران از سال ۱۳۵۷ و در حالی که درگیر مشکلات فراوان داخلی بوده‌است بدون مانعی چند میلیون افغان را بدون گذرنامه یاا مدرکی به کشور خود راه داده‌است و آنان نیز به آسانی در میان مردم ایران زندگی کرده‌اند. این مهاجران از یارانه‌های سنگین و سایر امکانات به مانند ایرانیان استفاده کرده‌اند. هرچند هرازگاهی مشکلاتی دربارهٔ تحصیل و امورر درمانی داشته‌اند.[۲۹]


سرشناسان

: استاد، نوسنده، خوانندهابراهیم اوتادی
سردار کابلی: روحانی شیعهٔ افغان که برای ترویج تشیع به کرمانشاه رفت.
صحرا کریمی: هنرمند افغان زاده ایران
حمیرا قادری: نویسنده افغان زاده کابل
زهره جویا: خواننده؛ زاده مشهد با اصالت پدری هراتی
مجید احمدزاده هروی: از رهبران و اعضای بنیانگذار سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران
مسعود احمدزاده هروی: از رهبران و اعضای بنیانگذار سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران
طاهر احمدزاده هروی: فعال سیاسی ملی-مذهبی و چپ‌گرا و اولین استاندار خراسان پس از انقلاب ۱۳۵۷
جلال‌الدین فارسی: نویسنده و سیاست مدار ایرانی؛ زاده مشهد با اصالت هراتی
نجیب مایل هروی: محقق عرفان و ادبیات فارسی و اهل هرات که از ۴۰ سال پیش تاکنون ساکن ایران است و ده‌ها کتاب و صدها مقاله نوشته است.


 

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن