خانه «=« ۱۳۹۶ «=« سرطان

آرشیو ماهانه: سرطان ۱۳۹۶

قضیه جنرال عبدالرشید دوستم معاون نخست ریاست جمهوری به محکمه فرستاده شد

 

دوسیه جنرال عبدالرشید دوستم معاون نخست ریاست جمهوری به محکمه فرستاده شد.
جمشید رسولی سخنگوی اداره لوی سارنوالی در گفتگو با کلید می گوید: این دوسیه پس از انجام تحقیقات لازم از طرف هیئت مؤظف، یکماه پیش به محکمه فرستاده شده است.
به گفته رسولی، لوی سارنوالی به عنوان اداره تطبیق کننده قانون بدون گرایش‌های سیاسی، حزبی و قومی به این قضیه رسیده‌‍گی کرده است.
جنرال عبدالرشید دوستم معاون نخست ریاست جمهوری از سوی احمد ایشچی از مخالفان سیاسی اش متهم به تجاوز جنسی و شکنجه شده است.
اتهامی که از سوی دفتر معاونیت اول ریاست جمهوری به شدت رد شد و نزدیکان آقای دوستم آن را توطئه سیاسی خواندند، اما خبر تجاوز جنسی جنرال دوستم بالای احمد ایشچی واکنش‌های تند سازمان‌ها و برخی کشورهای خارجی را نیز برانگیخت.
اتحادیه اروپا و سفارت‌های امریکا و بریتانیا در کابل، با نشر خبرنامه‌های جداگانه خواستار تحقیق همه جانبه در رابط به این قضیه شدند.
قضیه آزار جنسی احمد ایشچی در حالی به محکمه فرستاده می شود که به تازه‌گی احزاب جمعیت، جنبش و وحدت اسلامی ایتلاف موسوم به نجات افغانستان را که یکی از اهداف آن، برگرداندن صلاحیت‌های معاون نخست ریاست جمهوری است تشکیل داده اند.
معاون نخست ریاست جمهوری از چندی به این سوء به دلیل نا معلومی در ترکیه به سر می برد آگاهان امور دلیل اقامت جنرال دوستم در ترکیه را تبعید او به بیرون از کشور می دانند اما نزدیکان دوستم می گویند معاون نخست ریاست جمهوری برای درمان به ترکیه سفر کرده و پس از صحت یابی دوباره به کشور بر خواهد گشت.

هرات:پنج طالب مسلح در این کشته و زخمی شده اند

 

پنج عضو گروه طالبان در ولایت هرات از سوی نیروهای امنیتی  کشته و زخمی شدند.
مقام های محلی در ولایت هرات می گویند در جریان درگیری میان نیروهای امنیتی و مخالفان مسلح در منطقه صحرا سرخک میان ولسوالی های شیندند و ادرسکن هرات، سه طالب کشته و دو طالب دیگر زخمی شدند.
عبدالاحد ولی زاده سخنگوی قوماندانی امنیه هرات در تماس تلیفونی به کلید گفت: این درگیری ساعت هشت شام روز گذشت پس از آن صورت گرفت که طالبان کاروان نیروهای امن و نظم عامه را مورد هدف قرار دادند.
به گفته سخنگوی قوماندانی امنیه هرات، در جریان این درگیری یک عراده موتر سایکل و یک پایه مخابره طالبان نیز به دست نیروهای امن و نظم عامه افتاده است.
گفته میشود در این رویداد به نیروهای امنیتی آسیبی نرسیده است.
شیندند یکی از ولسوالی های نا امن این ولایت بوده که طالبان در آن حضور گسترده دارند.

از توهم تا رویا بافی های غنی

جدای از لقب متفکر دوم جهان برای اشرف غنی از رییس جمهور توهمی گرفته تا دیکتاتور ارگ بارها در انتقاد برای عملکرد سلطه جویانه وی در قدرت استفاده شده است اما در سخنرانی ها با چهره حق به جانب چنان از دمکراسی و حقوق شهروندی تا مشارکت های ملی می گوید که کار هر طنز نویسی را راحت می کند.

اشرف غنی در واکنش به انتقادهای گسترده و ایتلاف تازه شکل گرفته " نجات افغانستان" با بیان ضرب المثل "این گز و این میدان" از مخالفان خواست که درخواست های شفاف ارایه دهند، در حالی که حتی مردم دورترین نقاظ افغانستان نیز آسیب های جبران ناپذیر از قوم گرایی و تمرکزگرایی ارگ متحمل شده اند، دم زدن از مشارکت اقوام در حکومت نشان می دهد القاب به روشنی از چهره واقعی رییس جمهور می گوید.

جامعه سیاسی از هم گسسته افغانستان که به دلیل سلطه جویی های راس حکومت راهی جز تشکیل ایتلاف برای مقابله با ارگ نداشته اند و همانگونه که ادعا می کنند خواهان اصلاحات در حکومت هستند، مهم ترین حرکت انتقادی طی ماه های گذشته بوده است.

از دیرباز، رهبران و مقام ها در دوران امتیازگیری پابه پای یکدیگر در حکومت حضور داشته و کمتر از خواست و یا مطالبه حقوق مردم سخن می گفتند که اگر انزوا و هراس از کنارگذاشتن ها نبود هیچ گاه دوستم، محقق و عطا محمد نور در کنار صف طویل به دورماندگان از قدرت در برابر تیم اشرف غنی نمی ایستادند و با ادبیات تند، جزیی ترین رفتارها را علنا در مقابل رسانه ها بازگو نمی کردند.

در سطح کلان سیاسی عنوان کردن اینکه رییس جمهور در جلسه ای داد و هوار می کشد و یا برخی مقام ها با بی انضباطی در جلسه کابیه شرکت نمی کنند چه دردی از فضای پرتنش کشور دوا می کند و یا دلیل اصلاحات می شود؟

همانگونه که اشرف غنی با تکیه بر قدرت ریاستی که از قانون اساسی می گیرد و بر مبنای اختیارات بی حد و اندازه و زیر سایه حمایت امریکا دست به ایجاد بحران های تازه و قدرت دهی به مخالفان مسلح حکومت می کند به همان صورت هر مقامی دیگر خواه از قومیتی جز پشتون که به راس حکومت برسد عملکردی متفاوت خواهد داشت که جواب آن با توجه به گذشته روشن می باشد.

کشوری که بر اساس قومیت ها تعریف می شود هیچ گاه تجربه اتحاد یک ملت را نداشته و همچنان براساس منافع قومیتی و جناحی عمل می کند، رییس جمهور زمانی که در برابر انتقادها به سیستم سلطه جویانه ارگ بر تمامی نهادهای مهم دولت می گوید که تصمیم های حکومتی با مشورت اتخاذ می شود به گروه کوچکی اشاره می کند که از استانکزی و اتمر تشکیل شده است.

از سوی دیگر، اشرف غنی همواره چنان از رشد اقتصادی در دوران حاکمیت خود می گوید که عملا تمامی تلاش های اقتصادی گذشته را نفی می کند زیرا به خوبی می داند که مردم تشنه پیشرفت های اقتصادی هستند در حالی که با نگاهی به کارنامه دو سال و اندی حکومت وحدت ملی در تبلیغات خلاصه شده تا عملکرد قابل توجه.

اما بخش اعظم سخنان وی در نشست خبری در خصوص کم اهمیت جلوه دادن حرکت انتقادی مقام های بلندپایه حکومتی شد که یا با همراهی جمع معترضان جنبش تغییر دست به انتقادهای گسترده زدند و یا به تشکیل ایتلاف رسیدند.

وی که هرچه تلاش می کند خود را دلسوز کشور و مردم درگیر از جنگ نشان دهد و با بی اعتنایی به هرآنچه در فضای سیاسی کشور رخ می دهد از رسیدن به دورانی می گوید تهی از فقر و جنگ.

حال باید به رییس جمهور گفت که افغانستان نیازمند رسیدن به توهم های شخصی وی نیست که تنها در رویا خلاصه می شود بلکه در حداقل ترین حقوق خود در آستانه تباهی است: امنیت، امنیت و امنیت.

ایران و افغانستان در جنگ آب

هر کشور آب موردنیاز خود را از منابع مختلفی تامین می‌کند که یکی از آنها رودهای جاری است. این رودها همیشه از داخل یک کشور سرچشمه نمی‌گیرند. این سرچشمه‌های حیات، گاهی اوقات چند‌هزار کیلومتر را طی می‌کنند و از دو یا چند کشور می‌گذرند. به همین دلیل منازعات آبی میان کشورها از دیرباز وجود داشته است.

در منطقه‌ای مانند خاورمیانه که ذاتا خشک است و اکنون به دلیل تغییرات آب‌وهوایی خشک‌تر هم شده، آب یعنی آبادانی و هیچ کشوری حاضر نیست به راحتی آب را در اختیار دیگری بگذارد. موقعیت جغرافیایی ایران به‌گونه‌ای است که ٢۶رود کوچک و بزرگ ٢٢‌درصد از مرزهای ایران را تشکیل می‌دهند اما ۵رود بزرگ هیرمند، هریرود، اروند رود، اترک و ارس نقش حیاتی برای ایران دارند. در این میان از منازعات مربوط به ٢رود هریرود و هیرمند بیش از بقیه توجه کارشناسان بین‌المللی را به خود جلب کرده است. این ٢ رود در شرق ایران و در همسایگی افغانستان و ترکمنستان جریان دارند. هر ٣ این کشورها نیز آب‌وهوایی خشک دارند و این ٢ رود برای آنها ارزش زیادی دارد.

از سوی دیگر قراردادهای استعماری، خشکی آب‌وهوا و تنش‌های سیاسی در داخل افغانستان و همچنین میان کشور ما و ایران به بروز اختلافاتی درباره آب منجر شده است. به همین دلیل تا به امروز این اختلافات همچنان ادامه دارد. براساس قراردادهای بین‌المللی آب رودهای مشترک باید میان کشورها به‌طور مساوی تقسیم شود اما این تقسیم‌بندی همیشه امکان‌پذیر نیست. برهمین اساس جنگ آب میان افغانستان و ایران یکی از دلایلی است که رابطه ٢ کشور را تحت‌تاثیر قرار داده است.

رودخانه هیرمند با آورد تقریبی سالانه ۵/٨‌ میلیارد مترمکعب از کوه‌های غرب کابل سرچشمه گرفته و پس از طی ١٠۵٠کیلومتر وارد ایران می‌شود. در حال حاضر سهم ایران از آب این رودخانه حدود ٢۶ مترمکعب در ثانیه یا ٨٠٠‌ میلیون مترمکعب در‌ سال است.

برای حل این مشکل در قرن‌های نوزدهم و اوایل قرن بیستم، انگلیس میان ایران و افغانستان داوری کرد و در دهه ۵٠ میلادی به دلایل ژیوپلتیکی آمریکا نیز سعی در دخالت داشت. در هر حال هیچ توافقی در این زمینه به‌دست نیامد و مشکل از لحاظ فنی باقی ماند. طی ٢ دهه بعدی هر دو کشور اهمیت کمی به این اختلاف دادند، زیرا در آن مقطع آب برای شان حیاتی نبود اما در ١٩٧٢میلادی این اختلاف شدت گرفت و در ١٩٧٣میلادی معاهده رودخانه هیرمند بسته شد. در این معاهده ایران روابط بین‌المللی را به آب برتری داد و به همین دلیل از در مصالحه وارد شد.

اما در آن زمان کودتای افغانستان اتفاق افتاد با این حال مقامات کابل معتقدند با وجودی که این کودتا، مانع تصویب قرارداد آب هیرمند میان ایران و افغانستان شد، اما ایران از سهم ٢۶ مترمکعب در ثانیه خود از هیرمند استفاده کرده است. با این حال هم‌اکنون مدت اعتبار این قرارداد نیز به پایان رسیده است و اگر ایران خواهان جریان یافتن آب هیرمند است، باید قرارداد تازه‌ای را با دولت افغانستان منعقد کند و حق‌آبه آن را نیز بپردازد. بر همین اساس است که جریان آب هیرمند به دریاچه‌ هامون قطع شده است.

با تمام این تفاسیر این منازعه همچنان ادامه دارد و ایران هنوز هم خواهان حق‌آبه خود از رود هیرمند است. طی سالیان گذشته مقامات افغانستان بارها نظر خود درباره این موضوع را تغییر داده‌اند.

در ‌سال ١٩٩٢میلادی نماینده سازمان ملل که از دریاچه ‌هامون بازدید می‌کرد به ایران قول داد تا از خشک شدن این دریاچه و تضییع حق‌آبه ایران جلوگیری کند زیرا افغانستان با منحرف کردن مسیر رودخانه سدهای متعددی روی آن ساخته که این اقدامات به خشکی ‌هامون منجر شده است. در بهار ١٣٩٣ رایزنی‌های دیپلماتیک دو کشور و سازمان ملل همراه بارش سنگین سبب شد دشت‌ هامون سیراب شود اما این میزان فقط ١٠‌درصد آب موردنیاز‌ هامون بود و مردم این منطقه همچنان در بیم و امید کم‌آبی به‌سر می‌برند.

مقامات دولت کابل تا به حال اعلام نکرده اند که برنامه‌ای برای مذاکره با ایران درباره حق‌آبه آن دارند،اما تحلیلگران و کار‌شناسان غربی هشدار می‌دهند که نبود موافقتنامه‌ای در این زمینه، می‌تواند روابط افغانستان با ایران را بدتر کند.

موسسه مطالعاتی «شرق ـ غرب» در ‌سال ۲۰۱۰ با انتشار گزارشی درباره منابع آبی افغانستان، تاکید کرد: همکاری همسایگان درباره منابع آب، یک گزینه و انتخاب نیست، بلکه تنها راه موجود است. بنابر این گزارش، نبود موافقتنامه‌های دوجانبه یا منطقه‌ای در این زمینه، تهدیدی جدی را متوجه توسعه پایدار و امنیت در منطقه کرده است.

در حال حاضر افغانستان سالانه ۷۰ میلیارد مکعب آب شیرین دارد که بیش از ۸۰ درصد آن به کشور های همسایه سرازیر می شود

آمریکا خواهان نا امنی در افغانستان است

در حالیکه اوضاع امنیتی سیاسی در داخل افغانستان در یک فرآیند پر فراز و فرود تشنج و ناهنجاری هایی را تجربه می کند، در بیرون اما وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو به دور میزی گرد آمده اند و پیمان همکاری شان با افغانستان و نیروهای امنیتی، کشور را به روز کرده اند و قرار است هفت هزار نیروی دیگر به افغانستان بفرستند.
سید جواد حسینی، رییس حزب عدالت و توسعه در برنامه «آخر خط» گفت: اگر ما نگاهی مختصر به حضور نیروهای بین المللی مخصوصا آمریکا و ناتو در افغانستان بیندازیم، در هفده سال گذشته، متاسفانه در همان آغاز، سیاست های آمریکا و ناتو در افغانستان از شفافیت لازم برخوردار نبود. شما عملا دیدید که سیاست های حکومت افغانستان که طبعاً متاثر از سیاست های آمریکا و جهان بود و همچنین سیاست های جامعه بین الملی باعث حضور مجدد طالبان در افغانستان و قوت گرفتن این گروه های تروریستی در افغانستان شد. آمریکا حساس می کرد که جنگ در درون افغانستان و ناامنی در افغانستان را می تواند با مدیریت پاکستان پیش برد. پاکستان ناامنی را در افغانستان مدیریت می کرد و جامعه بین المللی در کنارش قرار داشت.

وی ادامه داد: در زمانیکه حدود صد و پنجاه هزار نیروی بین المللی در افغانستان وجود داشت، و ما در آن زمان بیش از صد هزار نیروهای امنیتی افغانستان را داشتیم، آماری که از طالبان ارایه می شد، حدود پنج هزار، نفر بود. یک لشکر تا به دندان مسلح بین المللی، با تمامی تجهیزات ارتباطی و یک دولت نتوانستند که پنج هزار طالبان را سقوط دهند. این امر نشان می دهد که متاسفانه سیاست های ناتو و آمریکا در افغانستان شفاف نبود و اینها به نحوی خواستار این بودند که یک ناامنی نسبی در افغانستان وجود داشته باشد.

حسینی، معتقد است امروز معادلات طالبان در افغانستان تغییر کرده است و بیان داشت: اینطور نیست که بگوییم که آمریکایی ها از وضعیت پاکستان آگاهی نداشتند، تا امروز حدود سی میلیارد دالر، از طرف آمریکا و کشورهای هم پیمان آمریکا، به پاکستان کمک شده است، اما در حال حاضر سیاست های آنان به بن بست رسیده است، به این دلیل به بن بست رسیده است که بازیگران جدیدی وارد میدان افغانستان شده اند. امروز دیگر، برخورد با طالبان، نابود کردن آنان و دیگر گروه های تروریستی، در افغانستان در توان آمریکا نیست. تا حالا بعضی از سیاسیون و اعضای سنای آمریکا و هم جامعه بین المللی و هم دولت افغانستان، بارها و بارها اینها را به وضاحت اعلام کرده اند که لانه حمایت از تروریست ها در پاکستان است. گروه حقانی در کجا قرار دارد؟ در پاکستان قرار دارد. امروز ممکن است خواهان این باشند که طالبان در افغانستان تضعیف شوند یا شکست بخورند، اما وضعیت تغییر کرده است. تا قبل از ۲۰۰۴، اگر حکومت افغانستان و یا آمریکا، می خواست و اراده داشت، به آسانی توان مقابله و سرکوب طالبان را در افغانستان، داشت، چرا که در آن زمان، پشتوانه اصلی طالبان و مدیریت طالبان توسط پاکستان، آمریکا و ناتو صورت می گیرفت اما امروز بازیگران جدید بوجود آمده است. امروز دیگر آمریکا نمی تواند روی روسیه، فشار بیاورد. آمریکا و ناتو توانایی فشار آوردن روی پاکستان را داشتند اما توانایی فشار بر روسیه را ندارند و یا حتی از لحاظ سیاسی و مسایل امنیتی هم چین هم تا جایی دخالت دارد و آمریکا و ناتو توان فشار بر روی چین را ندارد.

رییس حزب عدالت و توسعه، معتقد است، افسار طالبان از دست آمریکا خارج شده است و گفت: در آن زمان فرمان جنگی طالبان در دست پاکستان و آمریکا بود، اما در حال حاضر کشورهای دیگری نیز در آن دخیل شده اند. برخی از گروه های طالبان در اختیار پاکستان قرار دارند اما بعضی از گروه های طالبان امروز در دست کشورهای دیگری مانند ایران، روسیه و حتی چین می تواند قرار داشته باشد. ترکیه و آمریکا و پاکستان دیگر به عنوان کلید مدیریت جنگ در افغانستان، حساب نمی شوند و کشورهای دیگری که مخالف و رقیب آمریکا در زد و بندهای سیاسی و امنیتی جهان هستند آنها دیگر، حضور پیدا نمی کنند.

وی، در خصوص نقش دولت افغانستان در وقایع افغانستان اظهار کرد: در این میان دولت افغانستان هم کسی نیست که بخواهد یا نخواهد، دولت افغانستان به عنوان یکی از بازیگران اصلی در کنار بازیگران جامعه بین المللی یعنی آمریکا و ناتو قرار دارد و همان برنامه ها و استراتژی هایی که غرب در افغانستان دارد، دولت افغانستان تا امروز از آن حمایت کرده است.

حسینی، در خصوص دلیل افزایش نیروهای ناتو در افغانستان اظهار کرد: ممکن است آمریکایی ها این تصمیم را بگیرند که گروه های طالبان در افغانستان سرکوب شوند اما آنها خودشان هم می دانند که دیگر به این هدف دست پیدا نمی کنند. چرا که وضعیت دیروز افغانستان و منطقه متفاوت با وضعیت امروز افغانستان است. اینکه ناتو تصمیم می گیرد به همراه آمریکا در افغانستان نیروهای خود را زیاد کند می تواند دو دلیل عمده داشته باشد. اول اینکه با توجه به وضعیت ضعیف و ناتوان حکومت وحدت ملی حتی بیم آن در افغانستان می رود که نظام سقوط کند و آنها می خواهند با نیرویی که در افغانستان وارد می کنند، حداقل از سقوط نظام باید جلوگیری کنند.

وی، ادامه داد: هدف دومی را که نیروهای ناتو از افزایش نیروهای شان دارند این است که از لحاظ تبلیغاتی به افغانستان و جهان نشان بدهند که هنوز آمریکا و ناتو از افغانستان دست بردار نیستند و این می تواند نشانه اهمیت افغانستان برای آمریکا و ناتو قلمداد شود. اما به صورت کلی می توان گفت که آمریکا باید خواسته های خود را تعطیل کند. آن چیزی را که دیروز می توانست از افغانستان به دست بیاورد، امروز دیگر نمی تواند. یعنی آنها بیایند با کشورهای دیگر مانند روسیه، چین، ایران، ترکیه و دیگر کشورهایی مثل پاکستان که هنوز هم به نحوی، در کنار آمریکا قرار دارد،بیایند یکجا شوند یعنی مشکل افغانستان، قبل از اینکه یک معضل ملی باشد، معضل بین المللی است و معضل بین المللی باید بر اساس مذاکرات و تفاهم های جامعه بین المللی حل شود.

حسینی، در اخیر بیان داشت: آمریکایی ها اگر می خواهند در اینجا بیش از این شکست نخورند، باید صداقت خود را به ملت افغانستان ثابت کنند. سیاست های ناتو و آمریکا به یک پیمانه بزرگی در افغانستان شکست خورده است. سیاست های آمریکا، در افغانستان به بن بست رسیده است. وقتی یک تغییر می آید، یک ضلع بزرگی از این تغییر باید این باشد که اینها بیایند با ملت افغانستان و با حکومت افغانستان، با صداقت و راستی، رفتار کنند. کشورهای دیگر با یک پیمانه کوچکتر تاثیرگزار هستند اما عامل اصلی گروه های تروریستی هنوز هم در پاکستان است.دیگران دخالت دارند اما هنوز به پیمانه پاکستان نرسیده اند. بیایند روی پاکستان فشار بیاورند. امروز اکثر ناامنی هایی که در افغانستان می شود از طرف داعش است و منبع آن از داخل پاکستان است.

حل بحران داخلی یا سفرهای خارجی؟

افغانستان جدای از سال های جنگ که روابطی دهم تنیده و پیچیده با کشورهای همسایه و منطقه دارد طی یک و نیم دهه گذشته همواره خواستار روابط مسالمت آمیز با همسایگان خود است هرچند این رویکرد مربوط به پاکستان نمی شود.

افغانستان و پاکستان از مناقشه بر سر خط دیورند گرفته تا موضوع تروریستان از گذشته تا امروز در روابط حسنه کوتاه و تنش های طولانی مدت به سر برده تا جایی که اسلام آباد همواره از اهرم فشار اقتصادی بر کابل سود می برد.

سفر رییس جمهور به ترکمنستان هرچند دستاورد قابل توجه ای برای کشور ندارد اما نشان دهنده تلاش حکومت برای روابط با کشورهای همسایه و خروج از حالت دوقطبی با پاکستان است تا در آینده راه های بیشتری برای مبادلات اقتصادی وجود داشته باشد.

هرچند حکومت کرزی و غنی در روابط خارجی به دنبال جلب همکاری بوده اما نمی توان بر این حقیقت چشم پوشید که کشوری در حال جنگ با نزدیک به ۲۰ گروه تروریستی و مداخله کشورهای خارجی نمی تواند به مانند یک کشور مستقل در پی مناسبات تجاری و رشد اقتصادی در روابط با کشورهای همسایه عمل کند.

تلاش حکومت برای ایجاد افزایش رابطه با هند در شرایطی که دشمن پاکستان می باشد ریسکی بزرگ برای دولت اشرف غنی بود که ناامنی های بیشتر، بسته شدن مرزها و فشار اقتصادی را در پی داشت و بر همین اساس رییس جمهور روابط خارجی کم خطرتر را در پیش گرفت.

نکته قابل تامل سفرهای خارجی ریاست جمهوری، عدم همراهی وزیر خارجه می باشد که از اختلاف های درون حکومتی نشات می گیرد، زمانی که ارگ با ایجاد نفاق سعی در منزوی کردن مقام های غیرپشتون از قدرت را داشت و توانست پیروز میدان باشد تاوانی بس گران نیز متقبل شد که همان اختلاف و بروز بحران داخلی بود که حتی خارج از مرزها به رخ کشیده می شود.

هزینه ای که اشرف غنی با نگاه دیکتاتوری به حکومت و مردم می پردازد چنان گران بود که بر اوضاع داخلی و روابط خارجی سایه افکنده است، چهره منفور رییس جمهور در داخل سبب شده است که در نقطه بسیار دور از مردم قرار گرفته و در سیاست خارجی آنگونه که از یک رییس جمهور انتظار می رود، ظاهر نشود.

از سوی دیگر، سفربه کشورهای همسایه نشان از تلاش رییس جمهور برای جلب همکاری خارجی در شرایطی است که در بحران داخلی فرو رفته و هر روز صدای اعتراضی از گوشه گوشه کشور بلند شده و ایتلاف های از مقام های بلند پایه در برابر انحصارطلبی ها و ضعف حکومت شکل می گیرد.

زمانیکه یک رییس جمهور ناتوان از کنترل بحران و تهی از فهم اوضاع جاری کشور باشد چگونه می تواند در سیاست خارجی قوی عمل کرده و به عبارتی خواستار شکوفایی افغانستان باشد اما خود یک سر بحران؟!

اوج اعتراض ها در فضای بد امنیتی کابل نه تنها برای ارگ از قابل اهمیت نبود بلکه در میانه بحران نشست صلح کابل را تنها در سطح معاونان وزرای خارجه برگزار و به سفر خارجی رفت در حالی که به دلیل خشونت های نیروهای امنیتی بر مردم در کنار افزایش بی سابقه حمله و انتحاری های تروریستان موجی از ناامیدی از حکومت و قانون در کشور به وجود آمد.

حکومت وحدت ملی که در ظاهر نام اتحاد دارد و در باطن هرچه کرد بر ایجاد اختلاف بود و نفاق می توانست در مشارکت رهبران قومیت های مختلف (همانگونه که در ابتدای تشکیل حکومت توافق شده بود) سعی در تامین امنیت کشور و گسترش فعالیت های اقتصادی کند تا افغانستان تنها معرف یک کشور جنگ زده و تروریست نباشد اما آنچه رخ داد فقر گسترده بود و بی کاری همه گیر و اوج گیری قدرت طالبان و بروز خشونت های بی سابقه.

سفرهای خارجی و توافق های همکاری هرچند در ظاهر خوش یمن می نماید اما آیا در پرآشوب ترین روزهای افغانستان بر حل بحران های داخلی اولویت دارد؟

آمریکا به زورگویی در افغانستان باور دارد

اخیرا شاهد بررسی وضعیت افغانستان از سوی آمریکا و شرکای استراتژیک آمریکا، در ماموریت افغانستان هستیم. جان نیکلسون فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، رییس ستاد ارتش، وضعیت دفاع، وضعیت افغانستان را به بررسی گرفته و قرار است، در تازه ترین مورد راهبرد جدید آمریکا در قبال افغانستان، منطقه بخصوص پاکستان رسما اعلام شود. در ادامه ما شاهد سفر یک هیات سنای آمریکا در راس جان مکین در پاکستان هستیم و می گویند که پاکستان باید از حمایت افراط گرایی دست بردارد و با سیاست های کلان جهانی همسو شود وگرنه مجازات خواهد شد.

 احمد سعیدی آگاه مسایل سیاسی در برنامه «تحول» گفت: فراموش نشود که این اولین سفر جان مکین در افغانستان نیست. این سناتور قبلا نوزده مرتبه به افغانستان سفر کرده است. همچنین یکی از سناتوران ارشد دیگر هم با آقای مکین همراه است. وی هم هشتمین سفرش به افغانستان است. اینها سیاست های پاکستان و افغانستان را به خوبی می دانند. اما تفاوتی که این سفر با سفرهای گذشته دارد، این است که در حال حاضر افغانستان و منطقه، با مشکلات گوناگونی دست و پنجه نرم می کند. مشکلات منطقه ای و فرامنطقه ای، تنش ها و چالش ها به اوج خود رسیده است و رقابت های سیاسی هم از این دسته می باشد. حاکمیت موجود در افغانستان، مشکلات درونی، عدم اعتماد ملی، باورهای رهبری با یکدیگر دست و پنجه نرم می کند. در چنین وضعیتی سناتوران آمریکا آمده اند و وزیر دفاع آمریکا می گوید که بعد از این، برد برد در افغانستان مطرح نیست. بلکه برد باخت مطرح است. ولی حداقل باید از باخت باخت مطلق جلوگیری کرد.

وی، در این خصوص توضیح داد: حالا پاکستان هم برای آمریکا لباس آتشین است. اگر پاکستان را آمریکا از وجود خود بیرون کند، جان شان لخت می شود و اگر تا آخر آن را با خود و در تن خود داشته باشد ، خطرهای زیادی متوجه آن می شود. اما نباید یک نکته را فراموش کرد که در حال حاضر ما باید سفر این سناتور ها را به طور اسمی به فال نیک بگیریم اما به این باور نباشیم که با این سفر، جنگ فروکش می کند، صلح دامنگیر ما شود و مشکلات ما حل شود. حداقل این سفر این نتیجه را خواهد داشت که از سقوط مطلق افغانستان در پرتگاه نابودی جلوگیری خواهد کرد و جنگ ادامه خواهد یافت.

سعیدی، در خصوص نظر آمریکا نسبت به افغانستان در منطقه بیان داشت: آمریکا در حال حاضر، سیستم یک قطبی را در جهان مدیریت می کند و به نظامی گری و زورگویی تا هنوز باور دارد، در حالیکه جمعی از وزیران دفاع، مشاور امنیتی اش و مسوولان دیگر آمریکا، به باخت در افغانستان باور دارند. اما به باور من آمریکا تا هنوز حاضر نیست با حریفان منطقه ای خود، همه جانبه تفاهم کند و آنها را شریک برد در منطقه کند نه شریک باخت. من باور ندارم که هرگز آمریکا فدراتیف روسیه را در سرنوشت افغانستان، سهم فعال بدهد. هنوز باور ندارم چین که یک ابرقدرت اقتصادی، نظامی است در منطقه، آمریکا آن را در سرنوشت افغانستان دست باز دهد و تصمیم گیری کند. البته کشورها و اشخاصی را دست باز خواهد داد، که به نحوی در سایه مغناطیسی آمریکا قرار دارد. مانند سعودی و کشورهای عربی و پاکستان و بعضی کشورهای دیگر.

این آگاه سیاسی، در مورد تصمیمات آمریکا برای افغانستان بیان داشت: قرار بود که مقام های آمریکایی سیاست جدید و استراتژی جدید نظامی خود را در جلسه هفته قبلی بروکسل اعلام کنند. اما همزمان با حضورداشت وزیر دفاع آمریکا، اعلام شد که تا دو سه هفته دیگر، این سیاست به تعویق افتاده است. به باور من این بر می گردد به این که چند هفته قبل، اشرف غنی، در حاشیه جلسه شانکهای، دید و بازدیدی با رییس جمهور و دید و بازدیدی با نواز شریف داشت. همزمان با این دید و بازدیدها، دید و بازدیدهای محرمانه ای، در داخل پاکستان و افغانستان تحت نمایندگی و سرپرستی آمریکایی ها به خاطر روابط آغاز شد. اشرف غنی در تاجیکستان، با نواز شریف دیدار رودروریی خواهد داشت و همچنین حنیف اتمر به زودی، بعد از برگشت از آلمان سفری به پاکستان خواهد داشت و بعد از سفر سرتاج عزیز، سفری به کابل خواهد داشت، بعد از سفر سرتاج عزیز، بدون شک، نواز شریف به کابل خواهد آمد و روابط افغانستان و پاکستان به یک نحوی از بن بست سیاسی به طور اسمی بیرون خواهد شد، اما پاکستان هرگز عمق استراتژی دراز مدت خود را در افغانستان فراموش نخواهد کرد.

وی، ادامه داد: بر این باور هستم که سفر هیات آمریکایی در حال حاضر، عملیاتی را که تحت نظر آمریکایی ها سازماندهی می شود می تواند از بن بست سیاسی که به خاطر تعزیرات اقتصادی سیاسی، بر پاکستان مطرح است، بیرون برود و بالاخره پاکستان به عنوان یک دوست نیم بند ولی استراتژیک در مقابل آمریکا در منطقه، باشد.

سعیدی در خصوص وضعیت کنونی منطقه و در راس افغانستان اظهار کرد: در حال حاضر بازی های منطقه ای بسیار بغرنج و پیچیده است. از یک طرف آمریکا، علیه روسیه تعذیرات را مطرح می کند و از طرف دیگر، در هفته پیش رو، دونالد ترامپ در آلمان ملاقات خواهد داشت. از طرف دیگر، ایران خود را دوست استراتژیک و همپیمان افغانستان می داند، اما آقای حسن روحانی به خود حق می دهد که درباره بندها و انهار افغانستان بحث کند و بگوید قابل تشویش است. این یک پیچیدگی دیگر است و همچنین، ایران به خود حق می دهد که در مدیریت آب های افغانستان، بحث کند و این قابل تشویش است ولی حکومت افغانستان، با ناتوانی به ضعفی که دارد در مقابل رییس جمهور ایران خاموشی اختیار کرده است و آنچه را که تاکید می کنم شکست داعش در سوریه و عراق حتمی است و داعش به طریق ممکن در قدم اول، اختیارات مخفی را جایگزین سیاست های خود خواهد کرد و به حملات زیرزمینی دست خواهد زد و بعضا در افغانستان و در منطقه سرازیر خواهد شد و کوشش خواهد شد که به آسیای میانه برسد. جلوگیری از اینهم یک بن بست سیاسی است. راکت پراکنی کوریای شمالی در حال حاضر و قهر و غضبی را که آمریکا مطرح می کند و آنچه را که جاپان و کشورهای کوریای جنوبی تشویش دارد، این هم در قضایای بین المللی مطرح است. در چنین وضعیتی، حکومت افغانستان با چالش های دروغی خود، دست و پنجه نرم می کند، ایتلاف ها، سیاست گذاری هایی که در حالت آبستن هستند، در چنین حالتی افغانستان را فقط چند اصل می تواند نجات دهد، یک، اتحاد و همبستگی ملی مردم افغانستان، توافق روی یک اجماع ملی، در سرنوشت صلح و جنگ افغانستان، ایجاد اصلاحات در حکومت وحدت ملی، ایجاد اعتماد ملی و بین المللی و بالاخره به این نقطه رسیدن که آمریکا و کشورهایی که افغانستان را دوست خود می دانند و می خواهند که از نگاه نظامی، حمایت کنند و به این نتیجه برسند که گام های صادقانه بردارند منافع خود را درست مد نظر داشته باشند اما منافع ملی افغانستان را به خاطر منافع دیگران لگد مال نکنند.

حربه حکومت، مردم علیه مردم است

جنبش رستاخیز تغییر، روز دوشنبه ۱۲ سرطان ۹۶، روند دوم اعترض های خود را آغاز کرد و همایش با قطاری از موترها با حمل پرچم جنبش و تصاویر کشته های آن به مدت سه ساعت به طول انجامید.

 احمد سعیدی، آگاه سیاسی در گفتگو با تلویزیون "میترا" درخصوص هراس ارگ از تظاهرات مردمی و مسدود ساختن راه ها گفت: تظاهرات جنبش رستاخیز تغییر در روز دوشنبه ۱۲ سرطان ۹۶، شکل منطقی و حقوقی داشت ولی شاهد بودیم که تمام راه ها برای تردد مردم و عبور مریض ها و افراد ناتوان به شفاخانه ها مسدود شده بود.

سعیدی می گوید: درباره بندش راه ها با یک تن از مسوولین در گارنیزیون کابل تماس گرفتم که این تظاهرات مسالمت آمیز است و مظاهرکنندگان به داخل ارگ یا سپیدار نمی ایند و قصد حمله به وزارت داخله را هم ندارند که این مسوول بسیار صادقانه در پاسخ گفت که ما تشویشی از حمله معترضان به ارگ نداریم و می دانیم که اینها مسلح نیستند و یک جنبش تحصیل یافته هستند اما دستور داریم که عمدا راه ها را مسدود کنیم تا در عبور و مرور مردم مشکل ایجاد شود. مردم به شفاخانه ها نرسند و اذیت شوند.

این آگاه سیاسی درخصوص دلیل بند آمدن راه ها از زبان یکی از مسوولان در گارنیزیون افزود: ارگان های امنیتی در این وضعیت وقتی مردم به انها از بسته بودن مسیر شکایت کردند، باید در پاسخ بگویند که حکومت گناهی ندارد و این مظاهرکنندگان هستند که برای بقیه مردم مشکل ایجاد می کنند. در این وضعیت بالاخره بعد از دو سه تظاهرات دیگر زمینه این پیدا می شود که مردم علیه مظاهرکنندگان بخیزند.

وی بیان می کند: هدف مشکل آفرینی برای مردم است تا مردم در برابر کسانی از خودشان که دست به تظاهرات می زنند بخیزند و این حقیقت سناریویی است که برای اعتراض کنندگان طراحی شده است.

سعیدی، درباره حربه موجود علیه اعتراضات مدنی اظهار می کند: حکومت یکی دو مرتبه علیه معترضان دست به حمله زد و در سطح ملی و بین المللی با مشکلاتی روبرو شده است و حال این سناریو مطرح است که مردم عوام که از حقوق خود آگاهی ندارند، علیه نسل جوانی که بخاطر عدالت مبارزه می کنند، استفاده شود و بالاخره اینطور مساله بیان شود که مردم مظاهرکنندگان را رد می کنند نه حکومت!

این تحلیلگر سیاسی، درباره اعتراضات مردمی در غیاب رییس جمهور، معاون نخست در کشور معتقد است: رییس جمهور چه باشد و چه نباشد وضعیت فرقی نمی کند. چرا که حکومت و اداره آن بدست آمریکایی ها است و تا وقتی که آناان در کشور حضور دارند، نه کودتایی صورت می گیرد و نه تغییر در نظام می آید و غنی و عبدالله هر دو می فهمند که پشت شان به کوه گرم است و کسیکه این حکومت را ساخته است تا هنوز از آنها حمایت می کند.

وی تصریح کرد: سران حکومت نه علاقمند به شنیدن صدای مردم هستند و نه پس از شنیدن به آن اعتنا می کنند و صد ابلاغیه هم که خوانده شود، صدای بانگ به گوش کر گفته شده است.

سعیدی، درباره علت بی اعتنایی عبدالله و غنی به اعتراضات مردمی می گوید: حکومتی صدای مردم را می شوند که باور داشته باشد مردم آنها را تعیین کرده اند و فردا باید به همین مردم مراجعه کنند اما اینها می گویند که ما را کس دیگری آورده است و فردای انتخابات هم اگر دوباره با تقلب به روی کار بیایند، باز هم پشت شان به همان ها گرم است و ضرورتی به شنیدن صدای مردم نیست و اصلا بحث فاصله با مردم برای اینها مطرح نیست.

این آگاه سیاسی می گوید: حکومت با تمام نیرو کار می کند که گناهی که بخاطر راه بندان ایجاد می کند، به گردن جنبش رستاخیز بیاندازد و زمینه سازی کند تا اقوام مختلف سنگ و چوب بردارند و به نسل جوانی که بخاطر حقوق شان به پا خواسته اند، بزنند.

وی افزود: اگر همه ما هم به کوچه و بازار بیاییم تا وقتیکه امریکا و اف بی آی از اینها حمایت می کند، این حکومت باقی است و هر وقت که غربی ها به این نظر برسند که این حکومت خود جزیی از مشکل است، آوردن هر نوع تغییر ممکن است. برای یک ساعت اگر غربی ها از اینها دفاع نکنندف اینها دوام نمی آورند؛ چرا که این حکومت از کس دیگری است و همان کس برای ماندن و رفتن اینها تصمیم می گیرد.

از دوازدهم جوزا تا دوازدهم سرطان

خشونت و بروز ناامنی در افغانستان به امری عادی بدل شده است اما صبری که مردم طی سال های متمادی برای رسیدن به امنیت داشته اند طی دوسال گذشته طاق آمده و از راه های مختلف خواهان جلب توجه حکومت به رخدادهای جاری کشور می باشند.

تظاهرات و راه پیمایی در تمامی نقاط مختلف دنیا از امن ترین کشورها گرفته تا آشوب زده ترین ها برگزار می شود اما چرا در افغانستانی که حتی امنیتی ترین مناطق پایتخت مورد هجوم متعدد تروریستان قرار می گیرد حکومت مردم را تهی از حق اعتراض می داند؟

دوازدهم جوزا جدای از اینکه نشان داد مردم خسته از ناکارآمدی حکومت است عمق بی کفایتی پولیس و به عبارتی ارگ را در کنترل بحران نشان داد که خود سرمنشا بروز خشونت و کشتار در اعتراضی شد که می توانست مسالمت آمیز برگزار و خشم مردم فروکش کند.

رستاخیز تغییر که ابتدا با چادرهای تحصن خواستار رسیدن به اهداف خود بودند روز دوشنبه به خیابان های کابل آمدند تا باردگیر بر خواست های خود تاکید و از حکومت امنیت را مطالبه کنند.

تغییر قابل لمس دو تظاهرات در برخورد پولیس بود، تظاهرات دوازدهم جوزا با شلیک و سرکوب پولیس به خشونت کشیده و کشته و زخمی در پی داشت اما اعتراض دوازدهم سرطان با آرامش و بدور از هر گونه برخورد میان نیروهای امنیتی و معترضان برگزار شد.

در این میان همانگونه که پولیس با تدابیر امنیتی سعی در آرام نگاه داشتن تظاهرات داشت، مظاهره کنندگان نیز در تلاش بودند که خللی در وضعیت کابل ایجاد نشود اما نکته مهم، بسته شدن راه های منتهی به ارگ ریاست جمهوری، مناطق دیپلمات نشین و مراکز مهم دولتی بود که از نخستین ساعات روز بر تردد مردم و موترها بسته شد.

حال این سوال به وجود می آید که چگونه حکومت ناتوان از تامین امنیت تظاهرات روز دوازدهم جوزا بود اما توانست اعتراض دوازدهم سرطان را با آرامش مدیریت کند؟

جز برکنار شدن دو فرمانده گارنیزیون کابل آنهم تحت فشار افکار عمومی هیچ تغییر امنیتی دیگری در حکومت رخ نداد اما پس از ۵ کشته و بیش از ۲۰ زخمی در تظاهرات اول جنبش رستاخیز تغییر و فشارهای همه جانبه بر حکومت، رییس جمهور پی برد که هزینه سرکوب بسیار گران تر از راه مسالمت آمیز می باشد زیرا اگرچه نمی تواند نظام را ساقط کند اما سبب بروز بحران های بسیار و خارج از توان وی خواهد شد.

از سوی دیگر، تظاهرکنندگان اگرچه طی اعلامیه هایی خواستار برکناری رییس جمهور، رییس اجرایی و مقام های بلندپایه امنیتی هستند اما در اصل در پی تامین امنیت حداقل در پایتخت می باشند و تغییر یک حکومت بیش از توان یک جمع اعتراضی است.

در کنار بازماندگان حمله و انتحاری ها و مردمی که هراسان تهدیدهای امنتیی هستند، چهره های سیاسی که طی دو سال گذشته توسط حلقه ارگ از قدرت به دور مانده اند با غنیمت شمردن این فرصت سعی در مدیریت اعتراض ها به سوی منافع حزبی و شخصی می باشند.

ارج نهادن منافع رهبران بر خواست مردم، همواره سبب تحریف حرکت های اجتماعی در افغانستان بوده است زیرا رهبرانی که اکنون خود را در کنار جمع معترضان قرار داده و ایتلاف تشکیل می دهند از مقام های بلندپایه همین حکومتی می باشند که در زمان برخورداری از مقام و قدرت همراه ریاست جمهوری بوده اند.

حال با به وجود آمدن رستاخیزی دیگر در فضای پرتنش افغانستان باید هم حکومت و هم رهبران معترضان در پی ابراز خواست ها از راه مسالمت آمیز باشند زیرا زمانی که کشور خود درگیر جنگ گسترده می باشد نباید از درون حکومت و میان مردم فرصت برای تروریستان برای حملات بیشتر فراهم شود.

اشرف غنی که با سرکوب در پی پس زدن اعتراض ها بود اکنون به خوبی دریافته که دیگر نمی توان بر این کشور با سخن زور و گلوله حکومت کرد بلکه همچنان که مشروعیت دولت از مردم است، گوش شنوایی برای شنیدن و چشم برای دیدن درد و نگرانی های مردم داشته باشد.

آنچه در دوازدهم سرطان رخ داد نشان داد که حکومت توانایی امن نگاه داشتن پایتخت و کنترل اعتراض و بحران را داد اگر در پی برقراری امنیت باشد جز این همان می شود که در دهم و دوازدهم جوزا رخ داد.

دوران بزن و دررو تمام شده است

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن