خانه «=« آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی (برگه 10)

آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی

دُم خر دراز است

راستش که همین ما مردمان فیسبوکی هم عجیب مردمانی هستیم، هیچ کس از دست ما آرامی ندارد. یک روز سر و صدا راه می اندازیم که کرزی برد، کرزی خورد، کرزی چورکرد، کرزی چوتار است، کرزی…

روز دیگر می گویم انتخابات چطوراست، انتخابات چنان است و… یک روز سر و صدا راه می اندازیم اشرف غنی چنان کرد، عبدالله بهمان کرد، کج کلاه فلان و بسمدان کرد.

گاهی تقلب گفته گلو پاره می کنیم، گاهی از شفافیت و عدالت و دموکراسی دم می زنیم. یک روز غر و فش و دندان والی مزار را بریش خند و مسخره می گیریم.

وقتی بهانه ای برای گفتن نیافتیم دل پری و جیب پری جان کِری را به رخ می کشیم.

حالا که بفضل و مرحمت الهی و شفاعت ۱۲۴ هزار پیغمر قصه جنگ دعوا و قهر و ناز و عشوه و چانه زنی و دوکانداری برسرتقسیم قدرت میان نامزدان موفقانه پایان یافته بجای اینکه نعره تکبیر بگوییم و ازخوشحالی زیاد شتر قربانی کنیم، بهانه می گیریم که چرا دُم خر دراز است؟

خوب، حالا که کاروان گپ گویی درفیسبوک راه افتاده، ما و شما هم از دیگران پس نمی مانیم و می بینیم که این قصه دُم خر ازچه قرار بوده است.
گویند: در شهرخربوزه آوازه شد که دُم خر دراز است.
یکی گفت: یک متراست، دیگری گفت: پنج متر و نفر سومی گفت: شاید هم ده متر است.
برخی امتیازطلبان عرعرکنان گفتند: نه پنج است و نه ده ، صد متر است.

در همین گیر و دار بود که خون غیرت خرنماها بجوش آمد و با اعتراض گفتند:
آدم نادان چه داند طول و عرض دُم خر
آن ( هزار) است چون شنیدم از پدر

القصه بگو مگوها و سر و صداها درتمام شهراوج گرفت، حسادت ها و رقابت ها و امتیازطلبی ها را برانگیخت و خون غیرت تمام دو پایان و چهارپایان، درندگان و خزندگان و پرندگان و چرندگان را بجوش آورد که چرا اینهمه امتیاز برای الاغ ها؟

و اما آدمیزاد که خودش را اشرف مخلوقات می نامید از خود پرسید: مگر می شود این همه امتیاز را برای الاغ ها بخشید؟

وکیلی از دنیا رفت و…

یک وکیل پارلمان رفت آن دنیا، ملایک آمدند و گفتند: وکیل پارلمان کدام کشور هستی؟ وکیل با افتخار ملی گفت: وکیل پارلمان افغانستان هستم و در ضمن بسیار آدم خوبی هستم.

ملایک به سر و کله و لونگی وکیل پارلمان نگاهی انداختند و ادامه دادند: از خداوند در این دنیا چی می خواهی؟ وکیل پارلمان نگاهی به اطراف انداخت و بعد گفت: البته با اجازه آقای عبدالرووف ابراهیمی، ما وکلای دلسوز افغانستان خواهان کسب ۲۵ درصد بهشت با قواله شرعی، چند تعمیر طلایی، جوی شراب، تفدانی نقره ای، حوریه به قدر لازم، پاسپورت ویژه جهنم برای دیدن دوستان و آشنایان جهنمی و چند تن ملایکه های بادیگارد غضبناک با گرزهای آتشین از بودجه خود خداوند هستیم.

سینمای افغانستان

سینما برای اولین بار در اوایل قرن بیستم به افغانستان وارد شد اما با مخالفت‌های حاکمان سیاسی زمینه خوبی برای رشد آن فراهم نشد. فیلم سازی در افغانستان در قرن بیست یکم نوسانات زیادی داشت و ده‌ه‌های ۴۰ تا ۶۰ خورشیدی اوج گرفت اما در جکومت‌های بعدی افول کرد. فیلم‌های بیسیار کمی با کیفت بالا در این کشور ساخته شد. بعد از سقوط طالبان و آزاد شدن رسانه‌ها در افغانستان، سینمای افغانستان دوباره شروع به کار کرد.

پیشینه

شاه امان‌الله برای اولین بار پروژکتور سینمایی را وارد افغانستان کرد. در این سال اولین فیلم در پغمان در میان عموم مردم برای نخستین بار بر روی اکران رفت. اولین سینمای افغانستان سینما بهزاد نام داشت. زیر فشار روحانیون سینما در بین سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۱ کاملا بسته شده. بعد از کشته شدن بچه سقه نادر خان شاه جدید سیاست روحانیون را پیش گرفته و سینماها تا پاپان حکومت وی بسته ماندند.

در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فیلم‌های خبری از کار و فعالیت دولت بوده و اندکی هم فیلم مستند ساخته می‌شد. می‌توان گفت در افغانستان همواره سوژه‌های فیلم‌های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بوده است.

بعد از به قدت رسسیدن ظاهر شاه در سال ۱۳۱۲ سینماها دوباره بازه شده و بیشتر فیلم‌های هندی را نمایش می‌دادند. سال بعد در ۱۹۴۶ اولین فیلم افغانی به نام عشق و دوستی ساخته شد. چندی بعد موسسه افغان فیلم در سال ۱۹۶۸ توسط عبدل لطیف احمدی (انجینیر لطیف احمدی) تاسیس شد.

اوج شکوفایی سینمای افغانستان ده‌ه‌های ۴۰ تا ۶۰ خورشیدی است که از حکومت محمدداوودخان شروع شد، در دوران حکومت چپ‌ها (جمهوری دموکراتیک افغانستان) به اوج رسید و با سقوط حکومت محمدنجیب‌الله روبه زوال رفت. با شروع جنگ‌های داخلی، سینما نیز زیر حمله توپ و تانک قرار می‌گیرد و در دوره طالبان ممنوع می‌شود.

در سراسر افغانستان، ۱۱۷ تالار سینما وجود داشته که اکنون در حدود ۹۰ درصد آنها یا ویران شده‌اند، یا توسط مقامات تصاحب شده‌اند، و یا اگر هنوز هم پابرجا باشند، تبدیل به انبار شده‌اند.

دوره طالبان

در دوره طالبان گرفتن عکس، فلم و بازدید از سینما بکلی ممنوع قرار داده شده بود. طالبان یک تعداد فلمها و اسناد سینمای را در نزدیک تعمیر افغان فلم آتش نمودند. گاه دوستداران سینما، نوارهای فیلم را زیر خاک مدفون می‌کردند تا از سوختن در امان باشد.

سینمای امروز

پس از سال ۲۰۰۲ تولید فلمهای سینمائی در افغانستان رونق خوب گرفته است. یکتعداد از تحصیل کرده‌های سینمائی داخل خاک شده و بازار خوب دارند.

اکنون در سراسر افغانستان تنها ۱۶ سینما وجود دارد که یازده‌تای آنها در کابل هستند. پنج سینمای کلاسیک و شش سینمای کوچک ۳D. ۲ تا سینمای کوچک۳D در شهر هرات فعال است، دو سینمای کوچک ۳D در شهر مزار شریف و یک سینمای ۳D در شهر قندوز. از این ۱۶ سینما، چهار سینمای کلاسیک با تالارهای نسبتاً بزرگ (سینما آریانا، سینما پارک، سینما پامیر و سینمای خیرخانه) مربوط به دولت است. سینمای تیمورشاهی کلاسیک و شخصی است. بقیه همه، خصوصی هستند. سینماهای زیادی در کابل وجود دارد که به دلیل نبود تماشاگر بسته شده‌اند مانندسینما بهارستان و سینما آریوب.

صدیق برمک یکی از موفقترین کارگردان فلمهای افغانی در افغانستان است. فیلم‌های او برنده جوایز بین‌المللی شده‌اند.

فیلم لاله سیاه (فیلم) به کارگردانی سونیا ناتلی؟ نامزد اسکار شد.

نظر سنجی های پیش انتخاباتی چه میزان با فرهنگ سیاسی ما همخوانی دارد؟

یک نظرسنجی تازه در افغانستان نشان می دهد که مردم افغانستان نسبت به شفافیت انتخابات ریاست جمهوری سال آینده خوشبین است. این نظر سنجی از سوی نهاد پژهشی آمریکایی موسوم به گلفیوم آسوشیتس و با هماری نهادی افغانی AIRC انجام شده است. در این نظر سنجی از ۲۲۰۰ نفر ۳۴ ولایت افغانستان مصاحبه نموده است. نتایج این نظرسنجی نشان می دهد که هفتاد و هفت در صد پاسخ مصاحبه شوندگان مطمئن هستند که انتخابات به صورت شفاف و بی طرفانه برگذار خواهد شد و هشتادو نه در صد دیگر گفته اند که آرای آن ها محرم خواهد ماند.در این نظر سنجی امنیت، اقتصاد،  آموزش و پرورش و روابط خارجی افغانستان با ایالات متحده آمریکا از موضوعات بوده است که مردم نسبت به آن حساسیت نشان داده است.بر اساس نظرسنجی؛ شصت و یک در صد مصاحبه شوندگان گفته اند که به نامزدی رأی خواهد داد که با گروه طالبان مذاکره نمایند. همچنین بیشتر مصاحبه شوندگان گفته اند که به نامزدی رأی می دهند که روابط خوبی با آمریکا داشته باشند.در این نظر سنجی همچنین از مصاحبه شوندگان سوال شده است که آیا از کاندید مورد نظر حامد کرزی، رئیس جمهور کنونی حمایت خواهد کرد. پاسخ ۸۵ در صد مصاحبه شوندگان منفی بوده است. به عبارت دیگر، آن ها به فرد مورد نظر و مورد حمایت کرزی رأی نخواهد داد.

نظر سنجی ها اگر بی طرف صورت بگیرد می تواند واقعیت های جامعه ما را بیان نماید. اما این نظر سنجی مردم افغانستان را دگرگونه نشان داده است. به عبارت دیگر، این نظر سنجی نشان می دهد که فرهنگ سیاسی مردم افغانستان دگرگون شده است. مشارکت گسترده و خوش بین بودن مردم بیانگر این است که نگاه و دید مردم نسبت به سازوکار های سیاسی تغییر نموده است. در این نوشتار تلاش می نگاهی به فرهنگ سیاسی افغانستان و دگرگونی های صورت گرفته در یک دهه گذشته را به بررسی بگیرد.

اگر نگاهی به مطالعات صورت گرفته در دهه جدید بیاندازیم، اکثر نویسندگان معتقداند فرهنگ سیاسی افغانستان پاتریمونیالیسم است. اکثر نویسندگان معتقد است که در فرهنگ پاتریمونیالیسم قدرت، حکومت و دولت جزء ملک شخصی در نظر گرفته می شود و مردم هیچ گونه مسئولیت و نقش در ساختار سیاسی، سازکارهای قدرت، مشروعیت بخشی به حاکمان و نهاد ها ندارد. نویسندگان افغانستانی که در مقاطع ماستری و دکترا رساله نوشتند بدون استثنا معقتد به به انفعالی بودن و پاتریمونیالیسم بودن فرهنگ سیاسی است.مسئله این است که اگر نظر سنجی ها خلاف مطالعات صورت گرفته روی فرهنگ سیاسی افغانستان است. به عبارتی، اگر فرهنگ سیاسی افغانستان با توجه به مطالعات صورت گرفته بپذیریم باید گفت که نظر سنجی صورت گرفته بیانگر وضعیت افغانستان نمی باشد. مطالعات صورت گرفته در مورد تاریخ فرهنگ سیاسی در افغانستان درست می باشد اما، به نظر می رسد که این مطالعات دگرگونی های جدید را لحاظ ننموده است.

اگر تاریخ سیاسی افغانستان را از زمان احمد شاه ابدالی تا دوران طالبان را مورد بررسی قرار دهیم نگاه پاتریمونیالیستی به قدرت، سیاست، دولت و حکومت محسوس می گردد. یعنی در طول تاریخ قدرت، سیاست، دولت و حکومت از ملک های شخصی حاکمان در نظر گرفته می شده و مردم افغانستان نیز به این باور رسیده بودند. همین نگاه با ویژگی حاکمیت اقتدار گونه حکومت ها باعث می شده است که مشارکت سیاسی مردم در فرایند های سیاسی سرکوب شود. این باور نه تنها میان مردم وجود داشت که حاکمان سیاسی افغانستان نیز به همان باور و اندیشه بودند. اما بعد از فروپاشی رژیم طالبان زمینه گذار از فرهنگ سیاسی پاتریمونیال به فرهنگ سیاسی دموکراتیک فراهم شد اما تا هنوز بخش عظیم از مردم افغانستان به خاطر بی سوادی نتوانسته است فرهنگ سیاسی دموکراتیک را فهم نموده و با ابزار جدید قدرت، سیاست، دولت و حکومت را نگاه نماید. تنها بخش کوچک از شهروندان افغانستان از سازکار های نظام دموکراتیک آگاه است و نقش خود را در عالم سیاست تاثیر گذار می داند. مشارکت سیاسی از مجرای انتخابات که امروزه در جامعه افغانستان ممکن وجود داشته باشد از روی این مسئله نیست که شهروندان افغانستان به نقش خود در فرایند های سیاسی آگاه نیست بلکه بیشتر ناشی از حس کنجکاوی مردم از وجود یک چیز جدید در افغانستان می باشد.

همان طور که در بالا متذکر شدیم، بخش از عظیم از مردم افغانستان قادر به درک فرهنگ سیاسی دموکراتیک نمی باشند، اما باید چند مسئله را در نظر گرفت. اول؛ مردم افغانستان در طول بیش از یک دهه چندین انتخابات را تجربه نمودند و رئیس جمهور و نمایندگان مجلس و نمایندگان شورای ولایتی خود را انتخاب نمودند. این تجربه عملی روی دیدگاه و نگاه آن ها در مورد قدرت، سیاست و دولت تاثیر می گذارد. دوم؛ در طول بیش از یک دهه رسانه های همگانی زیاد شده است و از این طریق سرعت اطلاعات بالا رفته است و آگاهی مردم از این مجرا افزایش یافته است. افزایش میزان آگاهی مردم به معنی بالا رفتن فرهنگ سیاسی نیز می باشد. رسانه ها صوتی، تصویری و چاپی به صورت بی سابقه در تاریخ افغانستان افزایش یافته است. بنابراین باید گفت که رشد رسانه ها باعث افزایش سطح آگاهی مردم شده است و آگاهی مردم در حقیقت دگرگونی در فرهنگ سیاسی است. سوم؛ در دهه جدید ما هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی در آموزش و پرورش رشد نموده ایم. تعداد مکاتب و دانشگاه های دولتی و خصوصی افزایش یافته است. مردم بیشتر به معارف و تحصیل روی آورده اند. رشد تحصیلات منجر به دگرگونی در فرهنگ سیاسی می گردد. بنابراین می توانیم بگویم که در بیش از یک دهه دگرگونی و تحول در فرهنگ سیاسی ما اتفاق افتاده است.

نظر سنجی های صورت گرفته، بیانگر بخش از تحول و دگرگونی در فرهنگ سیاسی کشور ماست.آمار موجود در این نظر سنجی ها بدون شک نمی تواند میزان رفتار آگاهانه و ناآگاهانه شهروندان را نمایان کند. به عبارت دیگر، نظر سنجی های صورت گرفته نمی تواند توضیح دهد که از ۸۰ در صد مردم که خواهان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری می باشد، چه تعدادش و در صدش به صورت آگاهانه عمل می نمایند و چه تعدادش ناآگاهانه رفتار می نمایند.

در پایان باید گفت که دگرگونی و تحولی در فرهنگ سیاسی ما اتفاق افتاده است و نگاه مردم ما نسبت به قدرت، سیاست، دولت و حکومت و سازوکار های آن ها تغییر یافته است اما این تغییر گسترده نیست و نظر سنجی های صورت گرفته تا حدودی غیر واقع بینانه است. همچنین مطالعات صورت گرفته روی فرهنگ سیاسی افغانستان تنها به مطالعه کتابخانه ای اکتفا نموده است و تغییرات صورت گرفته در دهه ای جدید را لحاظ ننموده است.نظرسنجی ها می تواند ما در بخش از دگرگونی های صورت گرفته و و درک تغییر بینش مردم افغانستان کمک نمایند اما نظر سنجی ها در موارد به زیادی غلو نموده است.

افغانستان سرزمین افسانه و تاریخ

یکی از مکان‌های دیدنی دنیا که با وجود جاذبه‌های فراوان مورد بی‌مهری گردشگران قرار گرفته، کشور افغانستان است.
این کشور در دو هزار سال گذشته مرکز امپراطوری‌های قدرتمندی بوده و در گذشته‌ای نه‌چندان دور یکی از مکان‌های محبوب برای گردشگران خارجی به حساب می‌آمده است و افراد نامداری چون «مارکوپولو» از این کشور دیدن کرد‌ه‌اند. اما جنگ‌ها و نا امنی‌های چند دهه اخیر باعث از دست رفتن رونق گردشگری در این کشور شده است.
افغانستان کشوری محصور در خشکی است که در قلب آسیا قرار گرفته است. این سرزمین از سمت جنوب و شرق با پاکستان، از سمت غرب با ایران و از شمال با‌ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان همسایه است و از جهت شمال مرز مشترکی با چین دارد که منطقه‌ای غیرقابل دسترس محسوب می‌شود.
هوا در ارتفاعات مرکزی افغانستان در زمستان بسیار سرد و بارش برف در این مناطق امری رایج است؛ این در حالی است که دمای هوا در تابستان در نواحی پست‌تر مثل جلال آباد یا مزارشریف به بالای ۵۰ درجه سانتیگراد می‌رسد. در مناطق مرتفع‌تر مانند کابل دمای هوا در تابستان به ۳۰ درجه و در زمستان به حدود صفر درجه سانتیگراد می‌رسد و مطبوع‌ترین هوای این شهر را در بهار می‌توان یافت.
ولایت‌هایی همچون «کابل»، «هرات»، «بامیان»، «بلخ»، «غزنی»، «قندهار» و «مزارشریف» دارای بیشترین بناها و مکان‌های تاریخی هستند که برخی از ویژگی‌های آنها را در اینجا مرور می‌کنیم:
کابل: این شهر از حدود سال ۱۷۷۶ میلادی پایتخت افغانستان است و در شرق این کشور قرار دارد. این شهر و مخصوصا قسمت غربی آن در طول جنگ‌های مختلف به شدت ویران شده است. از مکان‌های دیدنی کابل می‌توان به باغ‌های سرسبز و زیبایی مانند «باغ بابور» اشاره کرد که آرامگاه بابور اولین امپراطور مغول است یا «باغ بالا» که در قرن ۱۹ میلادی ساخته شده. «کاخ دارالامان» -که در انتهای سرک دارالامان و در نزدیکی موزه کابل قرار دارد- بنای یادبود داود خان، دریاچه قرقا، باغ وحش کابل و آرامگاه نادر شاه و زهیر شاه از دیگر مکان‌های دیدنی کابل به شمار می‌روند.
ولایت هرات: این ولایت دروازه ورود به ایران است و در غرب این کشور واقع شده است. هرات به شدت تحت‌تاثیر فرهنگ ایرانی قرار دارد.
بامیان: این شهر سرزمین بوداهایی است که یکی از شگفتی‌های جهان به شمار می‌رود. بخش‌هایی از مجسمه‌های سنگی حکاکی شده در یک عملیات خرابکارانه توسط نیروهای طالبان ویران شد. اما با وجود این ویرانی تاسف‌بار به گفته مقامات افغان در سال‌های گذشته هزاران جهانگرد خارجی به افغانستان سفر کرده‌ و از بت‌های ویران شده دیدن کرد‌ه‌اند.
بلخ: این شهر یکی از شهرهای بسیار قدیمی ‌افغانستان است و در شمال این کشور قرار دارد، در بلخ هنوز می‌توان تاریخ را در کوچه پس کوچه‌های این شهر احساس کرد.
غزنی در جنوب شرقی، بین کابل و قندهار واقع است- قندهار در جنوب افغانستان است- و بالاخره مزارشریف که شهری است با مسجدی شاخص با کاشی‌کاری‌های آبی بسیار زیبا و شگفت‌انگیز.
از دیگر مکان‌های دیدنی افغانستان می‌توان به «بند امیر» اشاره کرد که درشرق افغانستان قرار دارد و شامل پنج دریاچه فیروزه‌ای خیره‌کننده است که در مجاورت یکدیگر و برفراز هندوکش در ارتفاع ۲۹۰۰ متری از سطح دریا قرار گرفته‌‌اند. در سال ۲۰۰۸ این منطقه به نام پارک ملی افغانستان نامگذاری شد. این مکان زیبا در منطقه‌ای دورافتاده قرار دارد، اما از بامیان به راحتی قابل مشاهده است. در ماه مهر حدود ساعت ۶صبح از بالای سرک برفراز بند هیبت، هنگام طلوع خورشید می‌توان منظره بی‌نظیر و خیره کننده‌ای را شاهد بود. در فصل‌هایی که مسافر زیاد است در بعد از ظهرهای پنج‌شنبه و صبح‌های جمعه موترها به بهای ۱۵۰ افغانی گردشگران را به این ناحیه جابه‌جا می‌کنند. راه دیگر این است که موترها را برای سه ساعت به قیمت ۲۵۰۰-۲۰۰۰ افغانی به صورت دربست کرایه کرد. البته برای پرداخت این بها به چانه‌زنی مفصلی نیاز است. در این ناحیه می‌توان در هوتل «دیر» در بند هیبت -که یک چایخانه است- غذا خورد و استراحت کرد. قیمت یک حصیر روی زمین ۱۰۰ افغانی و بهای غذا ۱۵۰-۱۲۰ افغانی است. البته راه دیگر استراحت در چادر همگانی یا کرایه کردن چادر است.
یکی دیگر از محل‌هایی که گردشگران را به دیدار خود می‌خواند گذرگاه خیبر است که دروازه ورود به پاکستان و مسیر تاریخی معاملات و تهاجم‌ها در این کشور بوده است!
مناره جام که از آن به عنوان کهن‌سال‌ترین بنای خشت و گل جهان نام برده می‌شود به بلندای ۶۵ متر در مناطق کوهستانی ولایت غور قرار دارد. از دیگرمناطق دیدنی افغانستان به دره پنجشیر، گذرگاه سالنگ، دشت شمالی و گردز- که شهری کوچک، زیبا و مهم در کوه‌های جنوب کابل است – می‌توان اشاره کرد. حرکت به سوی افغانستان از ایران به دو شکل هوایی و زمینی امکان‌پذیر است. پرواز به کابل از فرودگاه امام خمینی تهران و فرودگاه مشهد و سفر زمینی با موتر و ملی بس از مشهد به هرات صورت می‌پذیرد. البته از سال ۲۰۰۹ میلادی راه‌های زمینی ورود به افغانستان امنیت خود را از دست داد‌ه‌اند.

فرهنگ افغانستان

افغانستان بدلیل قرارگرفتن در مسیر جاده ابریشم محل پیوندگاه تمدن‌های بزرگ جهان بوده و یکی از مهمترین مراکز بازرگانی عصر باستان به شمار می‌رفته‌است. این موقعیت مهم و حساس ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی افغانستان در شکل دادن موزائیکی غنی از فرهنگ‌ها و تمدن‌های بزرگ همچون ایرانی، آسیای مرکزی، خاورمیانه و آسیای جنوبی در این کشور نقش مهمی داشته‌است. از عصر پارینه‌سنگی و طی دوره‌های تاریخی، مردم افغانستان، یا همان ایرانیان شرقی باستان، جایگاه عمده‌ای در معرفی و گسترش ادیان جهانی و نقش مهمی در بازرگانی و دادوستد داشته و گهکاه کانون مسلط سیاسی و فرهنگی در آسیا بوده‌اند.

پیشینه تاریخی قلعه تاریخی اختیار الدین هرات

یکی از میراث ها عظیم فرهنگی  ما قلعه تاریخی اختیارالدین است نخستین بنای این قلعه بدوره پروتو هیستوری (یعنی میان تاریخی ) مشخص شده است مطابق اسناد موجود تقریباً  ۳۰۰۰  سال پیش در  عهد فرمانروایان اسپه در حدود یکهزار سال قبل از میلاد آباد بوده وبنام ( ارتا کو نا ) شناخته  شده است مرکز آریا ( هرات ) که بالا ترین مهارت های معماری آریا ئی در آن بکار گرفته شده  است  زیرا هفتصد سال بعد در زمان حمله سکندر ۳۳۰ سا ل  قبل  از  میلاد باعث  شد تا ساتی برزانت فرمانروای هرات مدت طولانی در برابر هجوم یونانی ها پایداری کند.

طرز ساختمان دژ ار تاگوان طوری بود که تا بکلی ویران نگردید  قوای  یونانی  قادر به تسخیر آن نشده اند اسکندر که ماجرای دفاع قهرمانه ارتاگوان را  بمادرش  نوشته   بود در  اثر   توصیه  مادر حصار جدیدی در پهلوی دژقدیم بنام آریان  ا لکسندریه  اعمار نمود.

در آغاز قرن هفتم هجری به اثر هجوم چنگیز خسارات جبران ناپزیری به قلعه وارد آمد که بعد از گذشت چهل سال از حمله مغول مردم هرات به  فرمانروائی  شمس الدین محمد از  ملوک  آل کرت . اعمار مجدد ونوسازی قلعه صورت گرفت بار تولد مورخ مشهور عقیده دارد که شهر آرتاگوان در جایی ارگ فعلی  هرات  واقع بوده  ودر  زمان  سلسله کرت بنام  اختیار الدین  معروف  گشته است  ملک فخرالدین در سال ۷۰۵ هـــــق قلعه را بازسازی نموده  وبپاس  خدمات  اختیار  الدین  که د ر  ترمیم وبازسازی قلعه از خود نشان داد قلعه را بنام وی نامگذاری  نموده که تا  کنون  به همین  نام  شهرت دارد. شاهرخ در سال ۸۱۸ فرمان داد تا همان حصار  قدیمی  که به  خشت خام بود به سنگ ، آهک، گچ وخشت قلعه ساخته شود.

بقولی  توماشک  خزانه  عمومی  آلات و  ادوات  حربی  وسایر  مواد  وذخایر  دولتی   در همین  قلعه نگهداری میگردد.

 که هر گاه سپاه محافظ ومدافع به سپاه  مهاجم  در  داخل  قلعه به  جنگ میپرداخت  سپاه مهاجم  را میتوان بداخل همین چاه ها انداخت وحصار را از  سقوط نجات  داد ونیز  در خانه  های  این  حصار بزرگ دریچه های شیشه ای درست شده بود که از یک جانب نور بداخل اتاق ها می تابید و از  سوی دیگر به هنگام خطر راه فرار ساکنان آن بشمار می آمد که ساکنان  میتوانستند  ببام  های  خانه ها راه یافته وازراه های مرموزی که در اطراف این  حصار  تعبیه  شده بود خود  را از  هلاکت نجات دهند پلکان وزینه های برج ها وراه های داخل قلعه نیز طوراعمار گردیده بود که تنها یکنفر میتوانست برود زینه ها مار پیچ های زیادی داشت  معین الدین اسفراری درباره قلعه معلوماًت مفیدی را ارایه میدهد. قلعه اختیارالدین داخل شهر است متصل باره شمالی  ودارای دو  درست  یکی بسوی شمالی که بازار ( اسپ ) نام دارد ویکی جانب جنوب  که طرف شور است.

از جمله حوادث که در قرن هشتم بعد از تجدید بناهای قلعه رخ داد  یکی  هم  دفاع  مردم  هرات  به رهبری جما ل الدین محمد سام سپه سالار وقو ماندان دفاع هرات بود زماینکه ملک  فخر  الدین   از قبول تحت الحما یه گی مغول ها سرباز زد. مغول ها قوای عظیمی  ده هزار  نفره به   سرکرده گی بهادر به هرات فرستاد ند ملک فخرالدین که میدانست مردم هرات خود مقاومت   مینمایند  خود  را بیطرف دانسته واز قلعه اختیار الدین به قلعه امان کوه رفت ودفاع را به  جمال   الدین  سپرد  سیفی مورخ مشهور این واقعه  تاریخی را به نظم آورده است بهادر خواست که  با جنگ هرات را اشغال نماید اما چون با دفاع مردم روبرو گردید بجلب عده وطنفروش پرداخت و وحدت مردم را تضعیف نموده وبه انواع  دسایس قلعه را مسخر نمود.

شاهرخ در سال ۸۱۸ فرمان داد تا همان حصار قدیمی که به خشت  خام بود  به  سنگ ،  آهک ،  گچ وآجر قلعه بازسازی شود. عبدالرازق سمرقندی مورخ مشهور تیموریان در تاریخ معروف خود مطلع اسعدین جلد دوم ضمن شرح وقایع سالهای ۸۰۷-۸۳۲ هجری چنین مینوسد.

در سال ۸۱۸ به تحکیم حصن حصین  قلعه منیع متین دارالسطنه هرات اشادت فرمود شاهرخ میرزا

و آن قلعه است بر دیوار شمال شهر که در زمان ملاکت  کرت  ملک  فخرالدین  ساخته  وبه حصار اختیار الدین مشهور بود امیر تیمور گورگان در زمان فتح هرات دیوارهای شهر خراب کرد اما قلعه رابه متعمدان سپرد وبعد از چند گاه فرمود که میان قلعه ودیوار اصل شهر فاصله پیدا سازند تا قلعه را سرکوبی نباشد پینجاه گز دیوار از جانب شرق به زمین رسا نیدند.

همچنان خواند  درخلاصه الاخبار راجع به قلعه اختیار الدین  شرح  مفصلی  نوشته  وتاریخ  معروف روضات  الجنات نیز فصلی به قلعه اختیار الدین تخصیص داده است

 قلعه اختیار الدین طی قرنها پایگاه مستحکم مدافین هرات بوده وروشن میشود که سازندگان قلعه از اصول پیشرفته علمی دفاع وحصار بندی کاملاً اگاه بوده اند بهمین دلیل در طی قرون متمادی  این  قلعه در برابر تهاجم و یورش ها هرگز در مقابل دشمن سر تسلیم فرود  نیاورد  ودر قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی بعد از اضمحلال صفویان از هرات به صحنه های خونین مبدل گشته است قلعه دارای ۱۹ برج ویک کیلو متر طول  و(    ۵۰  )  عرض که  مساحت مجموعه  قلعه  به (  ۵۰۰۰۰ ) متر مربع میرسد .

عارف عثما نوف افغانستان شناس شهر بعد از بازدید از  قلعه اختیار  الدین در عقرب  سال  ۱۳۴۷ خاطرات خود را درباره هرات که در روزنامه انیس شماره ۱۹۳-۲۰۶  تر جمه  وچا پ   شده  است چنین مینوسد. اگر گفته شود که هر سنگ هری خود تاریخ جداگانه است مبالغه نخواهد بود هر  سنگ این سرزمین پرافتخار به زبان حال با شما حرف میزند واز گذشته های این  دیار  افسانه ها  میگوید تنها برای درک این حالت یک شرط لازم است  وآن  اینکه  باید  قلب  شما از  احساس  عشق ومحبت نسبت به زندگی  وزیبائی  ها  آن  مالا  مال  باشد ونسبت به  شاعران  وپیش  آهنگان  علم وهنر  که  عصاره هنر واستعداد خود را برای آیندگان بیادگار گذاشته اند احساس محبت وعلاقه نماید فقط در همین موقع این سنگ ها که صدای پای گذشته گان را شنیده اند به زبان می آیند واز گذشته داستان میگویند.

شاهکارهای تاریخی بازگو کننده پیام معنوی گذشته بوده ودر زندگی امروز ما شاهد زنده وگویای از سنن باستانی میباشد آثارباستانی بمنزله مواریث عموم مردم بوده و عموم مردم باید  خود  را  مکلف بدانند که با حفاظت این ابنه در کمال اصا لت آنها را به نسل های آینده بسپارند.

بناهای که از حیث باستانی شناختی تاریخی زیبا شناختی یا مردم شناختی بارزهستند حمایت، حفاظت وشناساندن مواریث فرهنگی وانتقال آنها به نسل های آینده وظیفه همگان است.

ارزش های معماری آنگاه که بیان  وزبان  حال  فرهنگ  پیشین  بوده  ویا  علاقمندی  همگان را پاسخ می گویند میبایست مراقبت ونگهداری شوند هر  چیز یکه  بگذشته  تعلق  دارد  حق آن  را  دارد  که جاودانی شود برخی از مواریث فرهنگی دارای اهمیت استسنایی هستند که باید به عنوان میراث جهان حفظ شوند.
این ارقام را دوستی ایمیل نمودند از صحت آن دقیق خبر ندارم )به طور دقیق طول قلعه ۲۵۰ متر وعرض ان ۷۰ الی ۶۰ متر است که درمجموع ۱۷۵۰۰ متر مربع مساحت دارد

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن