خانه «=« آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی (برگه 2)

آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی

مخالفان از کجا تمویل می شوند؟

فصل زمستان فرارسیده است و بر خلاف همیشه ما شاهد تحرکات مخالفین مسلح در شهرها مخصوصا در شهرهای کشور هستیم. هر روز یکی پی دیگری در شهرهای کشور از کابل گرفته تا مزار شریف تا جلال آباد و دیگر شهرها حوادث امنیتی رخ می دهد و حملات انتحاری و انفجاری صورت می گیرد که این بحث واقعا نگران کنند است که چرا در چنین فصلی هم شاهد چنین حوادثی هستیم. اینکه چرا در این فصل این وضعیت اوج گرفته و بیشتر شده است جای سوال دارد؟

نقیب الله هاشمی عضو شورای ولایتی کابل در برنامه «چشم انداز» گفت: در جنگ افغانستان سه دسته شریک هستند، یک حکومت، دوم، خارجی ها و سوم دهشت افکنان و تروریست ها. وظیفه تروریست ها و دشمن، کشتار و قتل و وحشت و دهشت است. نه در دین، نه در قرآن، نه در حدیث و نه در هیچ جای دین اعمال آنها را توجیه نمی کند. اما وظیفه حکومت تامین امنیت در قبال شهروندان خود است. در قبال منافع ملی خود است، وظیفه کشفی و استخباراتی خود را دارد. اما حکومت این وظایف را تابحال انجام نداده است.

وی ادامه داد: خارجی ها هم که به افغانستان آمدند، با هدف تامین امنیت، ایجاد حکومت خوب، حقوق زنان و کودکان و دموکراسی آمدند. اما هیچ کدام از اینها را تطبیق نکردند. بالعکس جنگ را در افغانستان شدت بخشیدند. طالبان در مغاره های کوه بودند. اما با آمدن خارجی ها این طالبان برگشتند و شهرها را تسخیر کردند و در جاده ها به راحتی رفت و آمد می کنند. این سوال برای مردم پیدا می شود که شما که آمده بودید تروریزم را در افغانستان از بین ببرید کدام را از بین بردید؟ در حالیکه یک پروژه هنوز ختم نشده پروژه بدتر و دهشت آور تری به نام داعش بر سرکار آمد. در این میان حکومت هم بر سر مسایل کوچک مشغول زد و بند میان افراد خود است. اما برای منافع بزرگتر برای مردم و تامین امنیت کشور و شهروندان اصلا کاری ندارد. در بین افراد حکومت هیچ کس به دیگری اعتماد ندارد. وزارت داخله به وزارت دفاع باور ندارد. دفاع با شورای امنیت اعتبار ندارد. در یک حکومتی که اتفاق و اتحاد و وحدت و یکپارچگی وجود نداشته باشد چطور می تواند برای مردم تامین امنیت کند؟

هاشمی، معتقد است اختلافات و ضعف حکومت باعث ایجاد ناامنی های بیشتر می شود و افزود: تازمانی که این ریشه اختلاف را قطع نکنند و یک صدای واحد در مقابل دشمن بلند نکنند یقین داشته باشید که روزبروز به طرف قهقرا و بدبختی و ناامنی می رویم به طرف خوشبختی نمی رویم. وگرنه اگر ما زور آزمایی را با یکی دیگر ادامه دهیم دشمن بر ما غلبه خواهد کرد. تازمانی که حکومت یک وحدت کلی در بین خود در سه قوه اجراییه، مقننه و قضاییه ایجاد نکند و ملت را راضی نسازند همین حالتی که روز بروز به بدبختی می رویم وجود خواهد داشت.دردش را همین ملت مظلوم و بیچاره می کشد. وگرنه حکومتی ها فرزندانشان در این کشور نیستند. تمام خانواده شان در کشورهای خارجی به سر می برند.

این عضو شورای ولایتی کابل، در خصوص کشورهایی که در تمویل دشمن افغانستان شریک هستند بیان داشت: در این شکی نیست که جنگ افغانستان جنگ منافع کشورهای دیگر است. جنگ استخباراتی است. جنگ رقابت های منطقه ای در آنجا است که آمریکا از یک طرف، چین در دیگر طرف، روس طرف دیگر، ایران طرف دیگر قرار دارد. این جنگ استخبارات است. اگر دشمن تمویل و تجهیز از یک کشور دیگر نشود هیچ امکان ندارد که اینقدر دوام پیدا کند. یکی از حامیان پاکستان بود که دشمن را تمویل و تجهیز می کرد. حالا دست دشمن آنقدر باز شده است که به آسانی از ایران، روسیه، چین، آمریکا و کشورهای عربی می تواند خود را تمویل کند. این جنگ استخبارات است. آمریکا در اینجا پایگاه نظامی درست کرده است. کشورهای دیگر هم در اینجا آرام نمی نشینند. می دانند که آمریکا به خاطر تک قطبی بودن و فساد خود را به اینجا رسانده است.

هاشمی، معتقد است آمریکا فقط و فقط برای تامین منفعت خود به افغانستان آمده و گفت: آمریکا با ما پیمان امنیتی بست و در مقابل پایگاه هایی که در اینجا ایجاد کرده است قرار بود که برای ما تامین امنیت کند اما با ما صادق کار نکرد و وضعیت را بدتر ساخت. ضعف حکومت ما هم باعث شده است که آنها هیچ اهمیتی ندهند. حالا وضعیت به جایی رسیده است که هرچقدر آدم کشته شود، شهرها سقوط کند، حتی یک نفر پاسخگو برای ملت وجود ندارد.

قومندان پولیس محلی خوگیانی ننگرهار کشته شد

سخنگوی والی ننگرهار از کشته شدن قومندان پولیس محلی در ولسوالی خوگیانی این ولایت خبر داد.

عطاالله خوگیانی، سخنگوی والی ننگرهار به کلید گفت که موتر رنجر حامل قومندان پولیس محلی قبل از چاشت امروز(یکشنبه) هدف انفجار ماین چسپکی قرار گرفت.

آقای خوگیانی افزود که در نتیجه این انفجار، قومندان پولیس محلی خوگیانی کشته شد و به شمول یک فرد ملکی چهار پولیس دیگر زخمی شده‌اند.

براساس اظهارات سخنگوی والی ننگرهار، مجروحان این حادثه به شفاخانه منتقل شده اند و در حال حاضر وضعیت صحی آنان خوب گزارش شده است.

تاکنون فرد یا گروهی مسوولیت این رویداد را به عهده نگرفته است.

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

حاکم تنهایی ارگ و یک قندهار قدرتمند

ایجاد دولت مرکزی قدرتمند هزینه های کلانی برای اشرف غنی داشت، متفکری که تنها در تیوری موفق بود اما در عمل، شکست خورده ای می باشد که اکنون با توسل به هر وسیله و راهی در پی بقاست اما تغییر در رویکرد و گذر از سلطه گری به هم پذیری قومی جایی در ارگ ندارد.

دوران سیزده ساله حکومت داری کرزی که با انتقادهای گسترده از قوم گرایی و فساد روبه رو بوده اکنون بدل به رویایی برای بازگشت شده و نشان می دهد تا چه میزان سه سال قدرت غنی، ویرانی و عقب گرد به بار آورده است.

اینکه کرزی بهتر است یا غنی، همان انتخاب از میان بد و بدتر می باشد و در اصل بر مبنای قوم گرایی و سلطه گری است و بدل کردن کشور به نظام پشتونیزم اما ناامنی ها از دل گسترش گروه های تروریستی و عمق اختلاف های قومیتی در حالی که مردم در جدال با فقر و کشتار به سر می برند، فرصتی برای ظهور دگرباره کرزی شده است.

کرزی پس از سرخوردگی از پیمان با غنی که انتظار ماندن در قدرت و تصمیم گیری های کلان حکومتی داشت از راه انتقاد در فضای سیاسی باقی ماند اما فرصت طلایی زمانی رقم خود که سلطه گری ارگ از مرزهای قومیتی نیز گذشت و به تنگ تر شدن فضا بر وی نیز انجامید.

سیاستمداری کرزی نه تنها در ایجاد ایتلافی از سران مخالف نمود پیدا کرد بلکه رهبری ترد شدگان قدرت را از عطا محمد ربود، والی بلخی که در نبود جنرال دوستم در پی قدرت نمایی در صحنه سیاسی افغانستان بود، حتی نتوانست اجازه پرواز به نشست قندهار را کسب کند.

اینکه عطا محمد، جنرال دوستم و محمد محقق از قدرت اجتماعی و نفوذ قومیتی برخوردار می باشند اما نتوانستند به مانند کرزی، زیرک در سیاست و آینده نگر باشند و به مانند دهه های گذشته یا باید بدل به متحدی برای یکی از رهبران پشتون شوند و یا از سیاست حذف.

از جانب دیگر، اشرف غنی که علاقه بی مانندی به قبضه کردن قدرت دارد با ترد تمامی مقام های دیگر اقوام از قدرت و فشار بر عبدالله، در خطرناک ترین نقطه از بازی قرار دارد، نشست قندهار در حالی برگزار شد که حکومت با تمامی توان به رد لوی جرگه (مجلس بزرگان) اقدام کرد اما آیا همنشینی بزرگان قندهار و سیاستمداران در این شهر کمتر از نشست بزرگان در حکومت کرزی بود؟

اشتباه کلان اشرف غنی در قدرت، نبرد با تمامی کانون های قدرت در افغانستان بود با این تفکر که قدرت مرکزی قومی می تواند به سرکوب رهبران سنتی و جهادی مبادرت کند که ایتلاف ها و قدرت نمایی مخالفان چنین رویکردی را نقض کرد.

این در حالی است که با تمامی اختلاف های درون پشتونی و رویارویی کرزی و غنی نمی توان امید چندانی به قدرت رسیدن یکی از رهبران غیرپشتون در حکومت را داشت اما همچنان که رییس جمهور سابق توانست بحران را بدل به فرصت طلایی کند، عطا محمد، جنرال دوستم و محقق نیز توانایی حفظ بقا را دارند اگر به دنبال حق اشتراک در قدرت باشند و به مانند گذشته مغوب وعده و امتیازهای ناچیز نشوند.

فضای پرتنش سیاسی به جایی رسیده است که دیگر، کابل نه پایتختی برای تجمع چهره های سیاسی بلکه بدل به شهر حمله و انتحاری شده و قندهار همواره ناامن، منطقه ای امن برای حضور گسترده قدرتمندترین سیاستمداران مخالف.

و هرچند ایتلاف های متعدد در حکومت طولانی کرزی سبب تضعیف دولت در پایان دوره کاری شد و از آن، حکومت وحدت ملیِ بحران آفرین برخواست اما اگر کرزی در حد شهرداری برای کابل بود اما غنی تنها حاکم ارگ در میانه دیوارهای تعصب و سلطه گری است که حتی توان انحلال یک نشست در جنوب را ندارد.

ولسی جرگه به استثنای نرگس نهان به ۱۱ نامزد وزیر دیگر رای اعتماد داد

یازده نامزد وزیر به استثنای نرگس نهان؛ نامزد وزیر معادن و پترولیم توانستند رای اعتماد ولسی جرگه را به دست آورند.

در نشست امروزى ولسى جرگه، ٢٢۵ تن از اعضاى جرگه حاضر بودند و هر نامزد وزیر، براى گرفتن راى اعتماد، به اخذ ١١٣ راى تایید نیاز داشت.

شهزادگل آریوبی، نامزد وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی با کسب ١١۵ راى تایید، مصطفی مستور نامزد وزارت اقتصاد با کسب ١۵۵ راى تایید، محمد شفیق گل آغا شیرزی نامزد وزارت امور سرحدات، اقوام و قبایل با به دست آوردن ١۵٨ راى تایید، طارق شاه بهرامی نامزد وزارت دفاع ملى با داشتن ١۴١ راى تایید نمایندگان را به دست آوردند.

به همین ترتیب، ویس احمد برمک نامزد وزارت امور داخله با به دست آوردن ١٧٣ راى، مجیب الرحمن کریمی نامزد وزارت احیاء و انکشاف دهات با ١٢٩ راى، نصیراحمد درانی نامزد وزارت زراعت، آبیاری و مالداری با ١۴۴ راى، محمد حمید طهماسی نامزد وزارت ترانسپورت با ١۴٩ راى، نجیب الله خواجه عمری نامزد وزارت تحصیلات عالی با ١٢۴ راى، فیض‌الله ذکی نامزد وزارت کار، امور اجتماعی، شهداء و معلولین با ١٢۶ راى و یما یاری نامزد وزارت فواید عامه با ١۵۶ راى توانستند کرسی وزارت‌های مربوطه شان را به دست آورند.

در این میان، نرگس نهان، نامزد وزارت معادن و بترولیم و تنها زن در میان نامزد وزرای معرفی شده، با کسب ۱۰۷ رای تایید نتواست اعتماد نمایندگان را برای احراز کرسی وزارت معادن جلب کند.

با این تصمیم ولسی جرگه بخش عمده  اعضای کابینه حکومت وحدت ملی پس از یک مدت طولانی تکمیل شد، اما هنوز هم وزارت‌های خارجه، معارف و اطلاعات و فرهنگ توسط سرپرستان اداره می‌شود.

عبدالرووف ابراهیمی، رئیس ولسی جرگه از حکومت خواست تا در کنار معرفی نامزد وزیر برای وزارت معادن، به سرپرستی در وزارت‌های خارجه، معارف و اطلاعات و فرهنگ پایان دهد تا به گفته او، حکومت قانونمند شود.


 

مجلس بزرگان، نجات کرزی و سقوط غنی

انتخابات ۲۰۱۴ که بحرانی بس بزرگ را برای افغانستان رقم زد در اصل انتقال قدرت از سوی کرزی به غنی بود و همانگونه که نام انتخابات گوسفندی بر آن گذاشته شد نشان می دهد که تا چه میزان، قبیله گرایی در این سرزمین جنگ زده، ویران کننده تر از هر تروریست و تهاجم خارجی است.

رویارویی این روزهای کرزی و غنی معطوف به برگزای مجلس بزرگان شده است و در کنار اختلاف های عمیق درون حکومتی و نارضایتی گسترده رهبران دیگر اقوام، کشمکش های سیاسی میان قوم پشتون در حالی که به خواست امریکا حاکمان قدرت می باشند، برای چیست؟

کرزی که در سیزده سال بدل به قدرتمندی با نفود شد، قدرت را به شخصی واگذار کرد از میان قومیت خود با این تفکر که در حکومت آینده نقش تعیین کننده ای دارد و می تواند به قدرت بازگردد اما آنچه رخ داد، افراط گری غنی در حذف چهره های سیاسی و مقام ها از حکومت بود.

این در حالی است که کرزی نه تنها خیال کنار رفتن از سیاست را ندارد بلکه با توسل به هر روشی از سفرهای خارجی گرفته تا معامله با جریان های مخالف در پی تکرار ریاست جمهوری است اما افغانستان امروز با شانزده سال گذشته بسیار متفاوت می باشد و اختلاف های قومیتی در سلطح رهبری به اندازی ای رخ داده است که دیگر نمی توان آنان را با وعده و امتیازهای کوچک تحت سلطه قرار داد.

از سوی دیگر، حضور گلبدین حکمتیار در کنار اشرف غنی که بدل به صدای حامی ارگ شده، همچنان حزب با شاخه نظامی قدرتمند در اختیار دارد که آشکارا از حضور در قدرت و تصاحب کرسی های پارلمان آینده و شرکت در انتخابات ریاست جمهوری می گوید.

عطا محمد نور، جنرال دوستم و محقق که در ایتلاف نجات برای مقابله با سلطه گری اشرف غنی دست به اتحاد زده اند هر یک در مسیرهای جدا نیز به دنبال تقابل با ارگ و کسب حمایت های خارجی می باشند که رقبای قدرتمندی در برابر کرزی می باشند.

هرچند جبهه مخالف حکومت متشکل از اقوام غیر پشتون، خواهان برکناری اعضای کمیسیون به دلیل وابستگی شده اند که تاحدودی نیز عملی شد اما اگر غنی یک گام به عقب می گذارد پرشی بزرگ در جهت اهداف سلطه گرانه خود می کند.

عزل رییس و اعضای کمیسیون مشترک از سوی رییس جمهور، چالشی بزرگتر از گذشته به وجود آورد و برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری را به امری ناممکن بدل کرد، رهبران مخالف می دانند که انتخابات با توجه به عملکرد ارگ و نفوذ در این کمیسیون، هیچ گاه به سوی شفافیت و اصلاحات گام بر نمی دارد.

در همین راستا، برگزاری لویه جرگه که جناح کرزی، خواهان آن است نیز نمی تواند راه گشایی برون رفت از بحران جاری باشد زیرا نه تنها افغانستان دارای حکومت و قانون اساس است و نیاز به این گردهمایی بزرگان اقوام را رد می کند بلکه، مجلس های به تکرار بزرگان در دولت کرزی به کدام نتیجه رسید که اکنون راه گشا باشد؟

کرزی که برای هر امر کوچک، چادر لویه جرگه برپا می کرد تا اقدامات قبیله گرایانه خود را وجهه مشروعیت ببخشد اکنون نیز از همین روش در پی مقابله با اشرف غنی و تصاحب قدرت است نه پایان دادن به بحران و وضعیت بغرنج افغانستان.

نکته قابل تامل، اختلاف های درون پشتونی همچون تقابل کرزی و غنی است که هیچ گاه به زیان این قومیت تمام نمی شود، زیرا بر اساس قانون نانوشته نشست بن و حمایت امریکا، راس قدرت از آن این تبار می باشد که در پی در اختیار داشتن هم قدرت است و هم جناح مخالف.

و می ماند جبهه مخالفان غیر پشتون که وضعیت برای رهبران تاجیک بهتر از ازبک است و در پایین ترین رده، قومیت هزاره ای وجود دارد که همواره صف اول قبیله گرایی حکومت است و حمله و انتحاری داعش و طالب.

عطا محمد، جنرال دوستم و محقق به خوبی آگاهند که افغانستان اکنون، ظرفیت و آمادگی به قدرت رسیدن قومیتی جز پشتون را نخواهد داشت اما در میانه حذف و برنامه پشتونیزم شدن کشور، چاره ای جز تقلا برای ماندن و حفظ حاکمیت باقی مانده ندارند، اما اگر به مانند گذشته مغلوب امتیازهای ناچیز ارگ نشوند، می توانند بدل به جناحی قدرتمند در برابر سلطه گری پشتون ها شوند.

در همین راستا، کرزی، غنی و هر رهبر پشتون دیگری نه تنها خواهان اصلاحات و شفافیت در انتخابات نیستند بلکه هموار کننده راه های تقلب و فساد می باشند و برگزاری لویه جرگه بهترین گزینه برای رییس جمهور سابق که استعدا بی همتایی در معامله و به توافق رسیدن با بزرگان در جهت اهداف قبیله گرایی دارد.

 

عضو سابق شورای ولایتی هرات با چهار هم‌دستش اعدام شد

یک گروه پنج نفری اختطافچیان که در قضیه اختطاف منجر به قتل دست داشتند، به اساس حکم نهایی محاکم ثلاثه و توشیح رئیس جمهور صبح امروز(چهارشنبه) در زندان پلچرخی اعدام شدند.

در خبرنامه وزارت امور داخله آمده که حاجی عسکر ولد محمد انور عضو سابق شورای ولایتی هرات که عضو این باند اختطافچی بود، نیز در جمع اعدام‌شدگان است.

زلمی ولد عبدالغنی، عبدالظاهر ولد محمد یوسف، فایق ولد یارمحمد، تیمور شاه ولد حاجی عبدالله دیگر اعضای این باند اختطافچی بودند که اعدام شدند.

این گروه به ارتکاب جرم اختطاف منجر به قتل محمد شاه ایماق، فرزند حاجی عبدالباقی معاون شرکت ساختمانی  و سرک سازی حنضله بادغیسی، گمراه کردن قضا، ترویج پول جعلی و نگهداری غیر قانونی سلاح به اتفاق آرای شورای عالی ستره محکمه به اشد مجازات (اعدام) محکوم شده بودند.

حکم اعدام بالای این پنج نفر با حضور داشت نمایندگان ادارات عدلی و قضایی در گارنیزیون زندان پلچرخی اجرا شد.

وزارت داخله تاکید می کند که جنایتکاران، دشمنان مردم افغانستان و آنانی‌که با اعمال ضد انسانی آرامش و امنیت مردم افغانستان  را برهم می‌زنند از چنگ عدالت فرار کرده نمی‌توانند و به سزای اعمال شان خواهند رسید.

واکنش رئیس اجرایی به اظهارات جنجالی محمد محقق

رئیس اجرایی کشور در پی اظهارات جنجالی محمد محقق، می‌گوید که حکومت وحدت ملی طرفدار شرکت افغان‌ها در جنگ در هیچ نقطه دنیا نیست.

عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی کشور امروز(دوشنبه) در نشست شورای وزیران گفت:” داعش یک چالش بزرگ فراتر از افغانستان تلقی می‌شود، خوشحال‌ هستیم که پناهگاه‌های اصلی این گروه و حکومت خودخوانده ‌شان شکست خورده‌اند. در مقابله با داعش همه دنیا متحد هستند و متحدانه عمل کردند”.

آقای عبدالله با اشاره به اینکه «پالیسی حکومت وحدت ملی در باره گروه داعش بسیار واضح است»، گفت: نظریاتِ اخیرآ در این باره ارایه شده‌ است. ما طرفدار شرکت افغان‌ها در جنگ در هیچ‌ نقطه دنیا نیستیم. ما می‌خواهیم که آنان در کشور خود در صلح باهم زندگی کنند؛ اما امروز جنگ بالای‌شان تحمیل شدند. ما دفاع از کشور و سرزمین را وظیفه مقدس خود می‌دانیم و از کمک‌های جامعه بین‌المللی نیز تشکر می‌کنیم.

او تاکید کرد که در عین‌حال حکومت وحدت ملی طرفدار این نبوده و نیست که افغان‌ها در هیچ‌جای دنیا در جنگ دخیل باشند؛ زیرا به گفته او، به نسبت جنگ و پیامدهای آن مردم افغانستان سال‌های سال رنج دیدند و در سراسر دنیا آواره شدند.

به گفته رئیس اجرایی، امروز ده‌ها گروه‌ تروریستی از سایر کشورها در افغانستان در جنگ با مردم افغانستان قرار دارند و این خود یک درس و نمونه برای همه ماست.

او تصریح کرد که “در این باره نباید هیچ نوع مغالطه در باره حکومت وحدت ملی و ریاست اجرایی که ناشی از خواست و اراده مردم افغانستان است، صورت گیرد”.

این اظهارات در پی سخنرانی جنجالی محمد محقق، معاون دوم ریاست اجرایی در ایران صورت می‌گیرد. آقای محقق دو روز قبل در نشست «بیداری اسلامی» در ایران از نبرد جنگجویان افغان در سوریه ستایش و سپاسگزاری کرد.

او در این نشست گفت:” لازم می دانم از تمام ررزمندگانی که تشریک مساعی کردند؛ چه رزمندگان عراق و سوریه، رزمندگان افغانستان، ایران و پاکستان و جاجاهای دنیا که در این نبرد شرکت کردند و در حقیقت نبرد اسلام علیه کفر و دسایس استکبار جهانی بود، پیروز شدند از آنها صمیمانه تشکر کنم”.

افغان‌هایی که برای جنگ در سوریه اعزام شده اند، زیر نام لشکر «فاطمیون» به حمایت از حکومت بشار اسد می‌جنگند. گفته می‌شود این لشکر توسط قاسم سلیمانی، قومندان نیروی قدس سپاه پاسداران ایران ایجاد شده است.

اظهارات محقق با واکنش‌های گسترده سیاسیون و کاربران در شبکه های اجتماعی را در پی داشته است.

سیاستمداری محقق در گرگ و میش سیاست

اقوام افغانستان هریک از روزگار گذشته در حمایت خارجی توانسته اند در قدرت و حکومت نقش داشته باشند جز قومیت هزاره، آسیب پذیرترین قومیتی که با وجود کمترین امکانات و بی توجهی از سوی حامیان خارجی در برابر ارتش سرخ و طالب ایستادگی کردند و همچنان خارج از دایره قدرت، قربانی هستند.

قومیت پشتون در حمایت مستقیم امریکا بی رقیب در حکومت است و تاجیک از دیرباز دلگرم اروپا و ازبک نیز پشتیبانی ترکیه و ازبکستان را دارد اما قومیت هزاره ترد شده از همه سو، صف اول قربانی قوم گرایی است و هدف کشتار طالب و داعش.

دهه ها تلاش محقق و خلیلی برای جلب توجه امریکا ختم به بی اعتنایی شد و بر همین اساس، بقای قومیت هزاره توسل به گزینه اشتراک مذهبی با ایران است، کشوری قدرتمند در منطقه که در برابر امریکای ابر قدرت ایستادگی می کند و از دامنه نفوذ عربستان می کاهد.

این در حالی است که حزب وحدت با قبول حاکمیت جدید و منحل کردن شاخه نظامی به دنبال اشتراک در دولت بود اما در پشت درهای قدرت، دهمزنگ صحنه قتل عام شد و از مساجد هزاره خون جاری شد اما احزاب دیگر اقوام با در اختیار داشتن ارتش هیچ گاه به حاشیه رانده نشدند.

محقق سیاستمداری است با تجربه و اگر پس از پیروزی علیه داعش سوریه راهی تهران شده و از دستاوردهای این کشور در جنگ با این گروه تروریستی و حضور هزاره های دخیل در این نبرد تقدیر می کند نه برای امتیازی پیش و پا افتاده بلکه خیال قدرت نظامی در سرد دارد تا بتواند در میانه حذف و ترورها، ماندگار در افغانستان باشد و قومیت خود را از خطر نسل کشی در امان نگه دارد.

هرچند بعید به نظر می رسد که ایران، فرماندهی قوای نظامی هزاره ها با نام فاطمیون که بنا به برخی خبرها رقمی بین ۱۵ تا ۳۰ هزار تن می باشد را به وی محول کند اما شامل شدن در بخشی از این رهبری می تواند نقطه عطفی برای محقق باشد.

در این میان، استفاده کشور ایران از مهاجران هزاره افغانستانی در جنگ سوریه علیه داعش قابل قبول نیست اما واقعیت خاوریمانه همان است که در این منطقه پرآشوب رخ می دهد: رویارویی ابرقدرت ها در مقابل هم و جنگ های نیابتی و اگر سخنان محقق در تهران سبب واکنش های تند در فضای سیاسی کشور شده باید مد نظر داشته داشت که اگر رهبران هزاره همچنان بدون قدرت نظامی، تنها حکم صندوق های رای را ایفا کرده و قربانی طالب و داعش و تبارطلبی حکومت باشند، سرنوشتی جز نسل کشی و حذف از این سرزمین نخواهند داشت.

اینکه رهبران پشتون همچون کرزی و غنی در حمایت مستقیم از سوی امریکا تمامی منابع و ثروت این سرزمین را هراج و کشور را در اختیار سیاست تروریستی واشنگتن قرار دادند، کدام قدرت در برابر چنین خیانت عظمی ایستادگی کرد که حال برای جلب حمایت خارجی و تقلا برای بقای هزاره چنین خشمگین شده اند؟

اگر سیاست افغانستان ظرفیت همدیگرپذیری اقوام را داشت و برخوردار از حس مشارکت بود، توسل به قدرت خارجی و تقدیر از حضور نظامی همسایه در خاورمیانه، خیانت محسوب می شد اما نه در دورانی که تنها دلیل ماندگاری قومیت ها در گرو قدرت نظامی و حمایت خارجی می باشد.

از سوی دیگر، هزاره در افغانستان نه قدرت نظامی دارد و نه از سوی حکومت و رهبران قدرتمند تاجیک و ازبک حمایت می شود در حالی که در تجمع اعتراضی مسالمت آمیز، مساجد و مناطق مختلف قتل عام و سربریده می شوند تا پروژه داعش در کشور اجرایی شود.

ارگ از طالب و داعش برای اهداف پشتونیزمی خود سود می برد و تاجیک و ازبک نیز با قدرت نظامی از مناطق خود محافظت و می ماند، هزاره هایی که میرزاولنگ تنها گوشه ای از مصیب های آنان است در حالی که موجی است که همواره در برابر افراط گرایان ایستاده و اکنون نشان دادند تنها لشکر نابودکننده تکفیریان می باشند.

محقق با آگاهی کامل از اراده ایران در رقابت با عربستان و به ویژه داعش، چشم امید به روابط نزدیک با تهران دارد تا بتواند لشکر فاطمیون را در اختیار گیرد زیرا اگر قدرت نظامی عطا محمد نور نبود مدت ها قبل توسط کرزی حذف می شد و به مخالف با غنی نمی رسید.

و از آنجایی که داعش در افغانستان پروژه ای از سوی امریکا است که زیر چتر حمایتی رهبران پشتون در حال قدرت یابی می باشد تا هزاره و شیعه از میان برود، کدام قدرت از این قومیت محافظت می کند؟ پاسخ همان است که تلاش محقق برای رسیدن به قدرت نظامی و جلب حمایت ایران را توجیه می کند زیرا اکنون تنها گزینه

ی بقا در این سرزمین، نهفته در توان نظامی است و برخورداری از حمایت خارجی

ایستگاه‌های بازرسی افراد مسلح «جان ‌احمدخان» در پروان دردسرساز شده است

شماری از باشندگان ولایت پروان از ایجاد ایستگاه‌های بازرسی افراد مسلح غیر مسوول مربوط به قومندان «جان احمد خان» شکایت دارند و مدعی اند که این ایستگاه‌ها سبب بروز مشکلات شده و فضای شهر را وحشت‌زده کرده است.

باشندگان این ولایت می‌گویند که افراد مسلح غیر مسوول به گونه غیرقانونی دست به ایجاد کمربندهای بازرسی زده اند و به آزار و اذیت مردم می‌پردازند.

یکی از این باشندگان به کلید گفت:” ولایت پروان ناامن است، روزانه مشکلات زیاد برای مردم پیش میاید، مردم حق و ناحق کشته می‌شوند، از مردم حق گرفته می‌شود، مردم را حق و ناحق ایستاد می‌کنند. تامین امنیت کار پولیس است، پولیس باید چک‌پاینت بسازد، نه اینکه افراد مسلح غیر مسوول.”

بااین حال، جنرال محمد زمان مموزی، قومندان امنیه ولایت پروان می‌پذیرد که افراد جان احمد خان برای تامین امنیت این ولایت با پولیس همکاری می‌کنند، اما می‌گوید که ایستگاه‌های بازرسی مربوط حکومت است، نه مال شخصی «جان‌ احمدخان».

آقای مموزی به کلید گفت:” کمربند از جان احمد خان نیست، از حکومت است. این‌ها همکار پولیس هستند، کدام حکومت دیگه نیامده است، بلکه نظر به ضرورت و با مشوره بزرگان از افراد جان احمد خان برای تامین امنیت تقاضای همکاری شده است.”

به گفته او، مخالفت شماری از مردم به این اقدام قومندانی امنیه از روی رقابت‌های منطقه‌ای و تنظیمی در ولایت پروان است.

«جان احمد خان»، قومندان پیشین جهادی و مشاور کنونی ریاست اجراییه است. او یکی از افراد قدرتمند در ولایت پروان است. گفته می‌شود جان احمد خان زمانی ۵۰ هزار فرد مسلح زیر فرمان داشت. هرچند همه آن‌ها خلع سلاح شده‌اند، اما رابطه شان با جان احمد قطع نشده‌ است. با وجود تماس‌های مکرر موفق به دریافت دیدگاه آقای جان‌احمد خان نشدیم.

بااین حال، عبدالظاهر سالنگی، عضو شورای ولایتی پروان می‌گوید که استفاده از افراد مسلح جان احمد خان در کوتاه مدت برای تامین امنیت پروان موثر خواهد بود، اما در درازمدت نگرانی وجود دارد که این نیروها مشکل‌ساز شوند.

آقای سالنگی به کلید گفت:” تلاش‌های نیروهای امنیتی برای تامین امنیت پروان مثمر واقع نشد، از همین رو تصمیم گرفته شد تا افراد معاون صاحب جان احمد خان برای تامین امنیت دست به کار شوند. در حال حاضر این کار را به خیر و صلاح مردم می دانیم؛ ولی در درازمدت تشویش داریم چون این افراد در تشکیلات دولتی تنظیم نیستند.”

این در حالیست که به گفته شماری از باشندگان پروان، امنیت  پس از این اقدام قومندانی امنیه پروان، حضور افراد مسلح غیر مسوول در سطح شهر و گشت و گذار موترهای شیشه سیاه که سبب ناامنی می‌شود، بیشتر از پیش شده است.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن