خانه «=« آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی (برگه 3)

آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی

شورای ولایتی هرات: ۷ ولسوالی هرات زیر تهدیدات بلند امنیتی قرار دارد

توریالی طاهری، معاون شورای ولایتی هرات وضعیت امنیتی شماری از ولسوالی های این ولایت را وخیم دانسته و می‌گوید که طالبان در این ولسوالی‌ها دست به تحرکات زده و از مردم پول زیر نام عشر و ذکات جمع‌آوری می‌کنند.

آقای طاهری از گلران، کشک کهنه، رباط سنگی، شیندند، چشت شریف، غوریان و کهسان به عنوان ولسوالی های نام می برد که طالبان بر علاوه بر باج گیری، محاکم صحرایی نیز برگزار می کنند.

معاون شورای ولایتی هرات ادعا می کند که مقام های امنیتی این ولایت طی سال جاری هیج عملیاتی را برای پاکسازی این ولسوالی ها از وجود طالبان راه اندازی نکرده اند.

بااین حال جیلانی فرهاد سخنگوی والی هرات از راه اندازی عملیات های متعدد نظامی در شماری از ولسوالی ها به هدف سرکوب مخالفان مسلح، سخن می زنند.

آقای فرهاد با اشاره به عملیات نیروهای امنیتی در ولسوالی چشت و شیندند گفت که نیروهای امنیتی با راه اندازی عملیات هوایی و زمینی توانستند تلفات سنگینی به گروه طالبان وارد نمایند.

گفتنی است چند روز پیش در حدود ۴۰۰ طالب با تجمع در ولسوالی چشت هرات قصد حمله بر بندسلما را داشتند که این حمله قبل از انجام دفع شد.

استراتژی با لایه های تروریست پروری

استراتژی جدید امریکا در قبال افغانستان پس از ماه ها انتظار توسط رییس جمهور این کشور با رویکردی انتقادی از پاکستان و هند نوازی اریه شد که واکنش های مختلفی را در پی داشت، ترامپ در گذشته از نگاه منطقه ای در افغانستان گفته بود و نشان داد که امریکا خیال خروج از افغانستان را ندارد.

هرچند خطاب قرار داردن پاکستان به عنوان مامن تروریست ها از سوی بلندپایه ترین مقام امریکا به ظاهر موفقیتی برای دولتمردان کشور می باشد اما زمانی که جنگ ابزاری برای سیاست و در اختیار دولت هاست، دلخوش شدن به تغییر سیاست حمایتی امریکا از پاکستان تنها مربوط به حکومت وحدت ملی می باشد که با هر سخن و وعده به وجد می آید اما در واقعیت تنها در راستای کاهش فشار افکار عمومی است و همکاری های واشتگتن و اسلام آباد به مانند گذشته در جریان خواهد بود.

استقبال اشرف غنی از استراتژی جدید بیشتر معطوف به آن قسمت می شود که ترامپ با صراحت اعلام می کند که هیچ برنامه ای برای حمایت از دولت سازی و فساد حکومت افغانستان ندارد و به تعبیری ارگ همچنان زیر چتر حمایت امریکا با سود بردن از فساد، دست به انحصارطلبی و اختلاف های قومی برای ایجاد فضای خفقان تر می زند.

راهبرد جدید که بر تداوم حضور امریکا و همان سیاست گذشته تاکید می کند خبر از تداوم جنگ با ابعاد گسترده تر دارد که در آن گروه های تروریستی طالب در کنار داعش وسیله ای برای اهداف امریکا در منطقه به بقا ادامه می دهند و همچنان آغوش گرم پاکستان به روی آنان باز است.

در همین راستا، با وجود دشمنی دیرینه هند و پاکستان، نگاه ویژه رییس جمهور ترامپ به هند، بازی دیگر از سوی امریکاست تا خود را مبرا از حمایت های گروه های تروریستی و یا کشورهای تروریست پرور نشان دهد در حالی که اسلام آبادی بدون امریکا هیچ گاه نه توان و نه قدرت حمایت از گروه های تروریستی را نداشته و ندارد.

از جانب دیگر، این راهبرد تنها معطوف به نقش این دو کشور همسایه در جنگ و صلح افغانستان است اما بدون در نظر گرفتن قدرت های بزرگی که در مناسبات منطقه نقش تعیین کننده ای دارد به مانند روسیه، ایران و عربستان، امریکا نمی تواند با بی اعتنایی از استراتژی جدید در جنوب آسیا سخن براند.

اعزام نیروهای بیشتر امریکا به کشور که با چراغ سبز ترامپ عملی می شود نه در راستای نابودی گروه های تروریستی برای کاهش جنگ بلکه برای تامین امنیت منافع این کشور است، امریکا در جنوب آسیا به دنبال کسب اطیمنان از عدم استفاده از خاک افغانستان علیه این کشور و دست نیافتن گروه های تروریستی به تسلیحات هسته ای پاکستان و هند می باشد.

زمانیکه امریکا خود بخش اعظم چالش در افغانستان است و از گروه های تروریستی به عنوان ابزاری نیرومند سود می برد، هزاران استراتژی جدید از سوی رییس جمهوری های متفاوت تغییری در رویکرد منفعت جویانه این کشور ندارد و جنگ همچنان ادامه خواهد داشت. 

بدون جنگ و افراط گرایان، دیگر دلیلی برای حضور نظامیان و تداوم پایگاه های نظامی امریکا در کشور نمی باشد و یک حکومت با اقتدار با کشوری در صلح دیگر جایی برای یکه تازی های واشنگتن در منطقه نخواهد گذاشت.

ترامپ که در استراتژی جدید هیچ اشاره ای به فساد حکومت وحدت ملی نکرد و کمک ها را در زمینه های تسلیحاتی و نظامی بیان کرد از سیاست نهفته این کشور پرده برداشت که خواستار کشمکش های درون حکومتی و نظامی سست و از هم پاشیده می باشد تا زمینه برای جولان دادن گروه های تروریستی فراهم باشد.

افغانستان که در آتش تروریسم می سوزد و از حکومت گرفته تا حمایت پاکستان و دالر های امریکایی به سرزمین ظهور افراط گرایان، حال با هر نامی بدل شده است تا بازیگران جهان و منطقه به اهداف منفعت جویانه خود برسد و در این میان اگر پاکستان اکنون مورد اتهام ترامپ قرار گرفته و هند تبدیل به فرشته نجات برای پوشاندن سیاست سیاه واشنگتن است: حمایت و قدرت بخشیدن به افراط گرایان تا جهان را زیر سلطه قرار دهد.

قوماندانی پولیس کابل از اتخاذ تدابیر شدید امنیتی برای روزهای عید خبر میدهد

 

در حالی که روزهای محدود به فرا رسیدن عید قربان باقی مانده‌است، قوماندانی پولیس کابل از اتخاذ آمادگی‌ها برای تأمین امنیت در روز‌های عید سخن می‌زند.
سالم احساس سرپرست قوماندانی پولیس کابل که در یک نشست خبری در مورد دست آورد‌های ۱۵ روز اخیر در کابل سخن می‌زد، تأکید کرد که پولیس اضافی در شهر و ولسوالی‌های کابل مؤظف شده و امنیت مساجد، پارک‌ها و ساحات تفریحی تأمین می‌گردد.
وی همچنان گفته است که به‌خاطر تأمین امنیت بهتر موترسایکل‌های جدید را در اختیار شماری از حوزه‌های امنیتی قرار داده اند تا در گزمه از آن استفاده کنند، سرپرست قوماندانی پولیس کابل این را نیز گفته است که در ۱۵ روز گذشته ۲۳۵ مورد جرایم تروریستی و جنایی در مناطق مختلف شهر کابل صورت گرفته که به اتهام آن ۳۹۵ تن بازداشت شده‌اند.
از اتخاذ تدابیر ویژه در شهر کابل در حالی سخن زده می‌شود که پیش از چاشت روز گذشته یک حمله انتحاری در ساحه مکروریان دوم شهر کابل صورت گرفت که به‌گفته وزارت داخله افغانستان در این رویداد ۵ تن کشته و هشت زخمی شدند.

قیوم کوچی: برای ثبات و صلح در افغانستان به امریکا نیاز نیست

 

سفیر افغانستان در روسیه اعلام کرده است که کابل برای تحقق ثبات ومبارزه با گروه‌های هراس‌افگن نیاز به کمک کشورهای خارجی به ویژه امریکا ندارد.
عبدالقیوم کوچی سفیر افغانستان در مسکو، پس از اعلام استراتژی امریکا در مورد افغانستان گفته است که کشورش برای تحقق صلح، ثبات و مبارزه با گروه های هراس افگن، نیاز به کشورهای خارجی چون روسیه امریکا و دیگر کشورهای غربی ندارد، سفیر افغانستان تصریح کرده است که نیروهای امنیتی و دفاعی افغان در حال حاضر از توانایی‌های بالای برخوردار اند و این نیروها می‌توانند با گروه‌های تروریستی مبارزه کنند.
به گفته او افغانستان از مدت‌ها به این‌سو خواستار بیرون شدن نظامیان خارجی از افغانستان بوده است،سفیر افغانستان در روسیه تأکید کرده‌ است که کابل می‌خواهد روابطش را با مسکو گسترش دهد، تا کنون حکومت وحدت ملی در مورد اظهارات سفیر افغانستان ابراز نظر نکرده است.
این اظهارات آقای کوچی درحالی مطرح می شود که واشنگتن هفته گذشته راهبرد تازه اش را در مورد افغانستان اعلام کرد و با استقبال رهبران حکومت وحدت ملی در کابل مواجه شد.

به یک بازی عبث توسط آمریکا مصروف شده ایم

آمریکا به عنوان کنشگر اصلی آغاز جنگ در افغانستان و بازیگری در منطقه خاورمیانه اعتراف به ناکامی کرده است. در این سال ها آمریکا چرا به نتیجه ای نرسیده اند و چرا حالا اعتراف به ناکامی خود کرده است؟ آیا این اعتراف برای هژمونی آمریکا مضر نیست؟

رحمت الله بیژن پور، آگاه مسایل سیاسی در برنامه «مثبت و منفی» گفت:من یک یادداشت به همراه خود دارم که شاید چندان دقیق نباشد اما در آن تابحال پنجاه بار تا بحال از شکست سخن گفته شده است و چهل و نه بار از پیروزی حرف زده شده است. این سخنان از زبان رییس جمهور، معاونان رییس جمهور، سناتوران ارشد، وزیر دفاع، وزیر خارجه معاونان شان، راجع به افغانستان سخن گفته اند. اینها پنجاه بار اعلام کرده اند که ما در جنگ افغانستان برنده نیستیم و شکست خورده ایم و چهل و نه بار گفته شده است که ما امیدهای زیادی داریم و برنده جنگ افغانستان هستیم. از زمان بوش تا کنون این بحث ها همچنان با همین شیوه بیان می شود. این معنایش این است که آنها به دنبال برندگی و بازندگی جنگ نیستند. آنها فقط این ادبیات را به کار می برند تا حداقل ما در حوزه بین المللی در نظام بین الملل به دنبال یک مساله باشیم که آمریکایی ها علیه تروریزم در یک جنگی بسیار تمام عیار مبارزه می کنند. در این میان یا نیکلسون برکنار می شود، یا جنرال دیگری پیش می آید، یا کسی دیگر می آید، اینها بحث هایی است که ربطی به مساله افغانستان ندارد. 

وی، ادامه داد: جنگ در افغانستان موضع و جبهه ندارد، رسمیت ندارد و اعلام شده نیست. شعار و شعور سیاسی و ملی خلق نکرد. جنگ در افغانستان در حقیقت جنگ علیه اکسیژن است معلوم نیست که ما علیه چه کسی جنگ می کنیم. به همین دلیل جنگی که علیه اکسیژن باشد برنده نیست. شما در فضا دارید جنگ می کنید. جنگ علیه کی؟ نه انگیزه ملی است، نه شعار ملی است، نه استراتژی است، نه پلان است و نه اینکه اردو در رابطه با آن انگیزه دارد. نه دشمن معرفی شده است و نه دوست معلوم است. آمریکایی ها هم سعی می کنند وضعیت را با همین ابهام پیش ببرند و این وضعیت وضعیت درستی نیست. بنابراین این مساله چیزی را تعیین نمی کند این اظهارات ترامپ هم فقط تاکیداتی است که از سوی مسوولان امنیتی گفته شده است که شما بگویید ما برنده نیستیم.

بیژن پور، در ارتباط با اعلام های پیروزی و شکست آمریکا بیان داشت: همین هژمونی است که آمریکا را به این مساله گرفتار کرده است. حتم دارم جمله ما پیروز می شویم برای پنجاهمین بار هم گفته خواهد شد و به مفهوم این است که پروژه بحران در افغانستان توسط این آقایان، یک سره به این طرف و آن طرف کشانده می شود تا ما با یک بازی عبث مصروف باشیم. بنابراین آمریکایی ها اعتقاد به نظام سازی افغانستان ندارند. در اوایل که آمده بودند و مسایل باز سازی مطرح شده بود و مساله استراتژی و توسعه و انکشاف و اینها همانگونه ماند.

این آگاه سیاسی معتقد است، ما به همین نسبت در عرصه نظام داری در افغانستان متاسفانه تعلیق هستیم و هیچ پیشرفتی نداریم و افزود: هر روز دچار بحران بیشتر می شویم. بنابراین آمریکایی ها تلاش شان این است که دیدگاه کشورهای حریف در منطقه را که روسیه و چین و هند و دیگران است، را به نحوی مشغول کند که بله ما داریم کم کم ناامید می شویم به خاطر اینکه شما کمک نکرده اید و این وضع پیشرفت نکرد.

وی، معتقد است آمریکا در منطقه و افغانستان فعالیت های نامعلومی دارد و هیچ جنبه ای از آن مشخص نیست و گفت: انصافا یکی از مسایلی که پروسه بحران و روند بحران است این است که هیچ چیز مشخصی از درون این وضعیت نه برای ملت افغانستان داده می شود نه برای منطقه، نه برای مردم دنیا. فقط هرازگاه این جمله ها گفته می شود که ما پیروز هستیم، ناکام هستیم هرازگاهی طیاره های هوایی می زند یک ماشینی را در سرحدات افغانستان منفجر می کند و اعلام می شود که فلانی را کشتیم. ریی الاقاعده را کشتیم، بن لادن را کشتیم، ملاعمر را کشتیم. در حالیکه ما جنازه هیچ کدام از آنها را ندیده ایم. چرا هیچ گزارشی از جنگ برای سازمان ملل وجود ندارد تا ما بدانیم جنگ بین المللی علیه تروریزم در حال پیشرفت است. 

بیژن پور، در ارتباط با اهداف نگاه داشتن جنگ در افغانستان بیان داشت: آمریکایی ها پنجاه سال در انتظار این بوده اند که چگونه در افغانستان تسلط داشته باشند و از اینجا با روسیه رقابت کنند و شانگهای را هم به نحوی مهار کنند و از رشد توسعه آنها جلوگیری کنند. این مساله برای آنها در افغانستان تامین شد. آمریکایی ها برای اینکه حریفان را هم اقناع کنند از حضورشان در افغانستان، مساله تروریزم، مساله تریاک، مساله آفات اجتماعی دیگر در منطقه و فعالیت های باندها، گروه ها و دسته های گوناگونی است که معلوم نیست که چه کسی خلق می کند و چه کسی حمایت اما معلوم است که آمریکایی ها این سرنخ را دارند یعنی اطلاعات خوبی در این مورد دارند که چقدر دیگر لازم است که اینها در افغانستان باشند هم برای مبارزه با بحران و هم رسیدن به آن مقاصد کلان انرژی بگذارند. پس یکی از نقاط اساسی استراتژی امنیتی آمریکا، مساله افغانستان است

باجوه با گروه از خبرنگارن افغان در اسلام آباد دیدار کرد

 

جنرال قمر جاوید باجوه لوی درستیز پاکستان دردیداری که با هیت خبرنگاران افغان در اسلام آباد داشت روی مبارزه با تروریزم، صلح دو کشور و ایجاد فضای باورمندی صحبت نمود.
جنرال باجوه گفت: زمانی که بر اثر یک حادثه چه در کابل و چه درلاهور تلفات صورت می گیرد من یک درد دارم، در این صورت هر دو کشور باید بازی مقصر دانستن هم دیگر را به پایان برسانند.
او افزود : هر دو کشور از ناحیه تروریزم متضرر شدند و امنیت هر دو کشور به یک دیگر بسته گی دارد.
او تاکید دارد که باید گفتگوی صلح بین دو کشور از سر گرفته شود و مبارزه علیه تروریزم و همکاری همه جانبه در طول خط فرضی دیورند صورت گیرد.

دها تن در حمله‌ی بالای مسجد امام زمان در کابل کشته و زخمی شدند

 

مهاجمان مسلح دیروز با حمله به مسجد امام زمان در قلعۀ نجارای کابل، ده ها تن از افراد ملکى را که مصروف اداى نماز جمعه بودند کشته و زخمی ساختند.
این حمله که بعد از چهار ساعت با کشته شدن ده ها فرد ملکی و نیروهای امنیتی و از پا درآمدن مهاجمان مسلح، به پایان رسید.
وزارت صحت عامه میگوید: ارقام ابتدایى تلفات وجراحات نشان میدهد که در این رویداد، بیش از بیست تن کشته و بیش از ۳۵ تن دیگر زخمی شده اند.
اما نجیب دانش، سرپرست دفتر سخنگوی وزارت امور داخله، آمار جان باخته گان این رویداد را چهارده تن و زخمیان آن را ۳۸ تن گفته است.
درعین حال منابع امنیتی دیگر گفته اند، که در این رویداد بیش از سی تن جان باخته اند و حدود هشتاد تن دیگر زخمی شده اند. این منبع هم چنان می افزاید که بیش از یکصد تن از غیرنظامیان از محل نجات داده شده اند.
رئیس‌جمهور محمداشرف غنی با اظهار محکومت شدید این حادثۀ تروریستی، تأکید می‌ورزد که تروریستان شکست‌خورده و هیچ‌گاه نمی‌توانند با انجام چنین حملات خصمانه و ضد دینی و بشری، به اهداف شوم شان دست یابند.
به گفته غنی، آنها باید بدانند که در هرکجا هدف نیروهای امنیتی و دفاعی ما قرار می‌گیرند و برای همیشه نابود خواهند شد.
در همین حال گروه داعش مسوولیت این حمله را بدوش ګرفته است.

نبرد مذهبی طالب با نام داعش!

همزمان با حکومت وحدت ملی و اوج گیری داعش در سوریه و عراق سبب شد تا چهره ای دیگر از تروریزم در افغانستان شکل بگیرد درحالیکه گروه طالبان طی دهه های گذشته از فریب افکار عمومی برای رسیدن به امارت اسلامی تا شکست و قرار گرفتن در جبهه مخالف حکومت، در تغییر و تحول قرار داشت.

طالبان با قوانین سخت و قوم گرایانه خود همواره در تلاش بود که با شعله ورکردن جنگ مذهبی سبب رویارویی سنی ها و شیعیان شود اما با تمامی فجایع تکان دهنده و خونریزی ها نتوانست به این هدف دست یابد و حال داعشی که روی دیگر طالبان است، تمامی حمله و انتحاری بر امکان مذهبی، تجمع های شیعیان و بخصوص قومیت هزاره را به عهده می گیرد.

حمله تروریستی روز جمعه مسجد امام زمان کابل که بیش از صد کشته و زخمی در پی داشت در امتداد سلسله کشتارهای می باشد که از دوم اسد سال گذشته و قتل دسته جمعی معترضان جنبش روشنایی رخ داد و درحالیکه با وجود رویدادهای به تکرار و هدف قرار گرفتن مساجد، حکومت هیچ اقدام اساسی برای تامین امنیت چنین مکان هایی صورت نمی دهد.

نکته قابل تامل در بزرگ جلوه دادن خطر داعش در افغانستان، تبلیغات گسترده حکومت از وجود این گروه خشن تروریستی در کشور و فرافکنی های طالبان برای جدا نشان دادن مسیر خود از آنان می باشد.

درحالیکه با تغییر نگرش جامعه نسبت به طالبان که به گروهی منفور در میان مردم بدل شده، به عهده گرفتن حمله های خونبار علیه شیعان توسط داعش می تواند از این گروه، چهره ای لطیف تر و مصلحت اندیش نشان دهد که تنها حکم مخالف حکومت و حضور نظامی امریکا را داشته باشد.

حکومت وحدت ملی به مانند دولت کرزی با نگاه قومیتی در تلاش بوده و هست که طالبان را به عنوان ذخیره های قومی وارد بدنه حکومت کرده و به اهدافی نظیر پشتونیزم کردن افغانستان دست یابد، ناامن شدن شمال برای تضعیف جبهه مقاومت و به انزوا کشاندن مقام های که به عنوان رهبران دوران جهادی گذشته، عملا خواستار جنگ با طالبان هستند همان پروژه ای می باشد که به دست عوامل درون سازمانی برای محیا کردن نفوذ طالبان در شمال اجرایی شده است.

محکوم کردن حمله تروریستی مسجد صاحب الزمان از سوی سخنگوی طالبان برای بزرگ جلوه دادن تهدید داعش می باشد در حالی که حضور نیروهای داعش در افغانستان با شک و تردید مواجه است و می توان آنان را روی دیگر طالبان دانست که وظیفه برداشتن بار خشونت و کشتار را از دوش طالبان دارند، این گروه افراط گر از زمان پیدایش با جنایت های تکان دهنده علیه شیعیان و قوم هزاره، سنبل نژادپرستی و قوم گرایی می باشد که اکنون با نام داعش دست به چنین اقداماتی می زند. 

در همین راستا، تلاش عوامل درون حکومتی برای بزرگ جلوه دادن تهدید داعش، تلطیف کردن نام طالبان و سرپوش گذاشتن بر جنایت های گذشته این گروه در میان مردم است.
اگرچه به تکرار خبرهای از نبرد نیروهای طالب با داعش در مناطق مختلف به نشر رسیده است اما نسل کشی میرزاولنگ که حکومت آن را همکاری میان این دو گروه می داند بر شک ها می افزاید، حکومت وحدت ملی که عامل اصلی بحران سیاسی و شکاف قومیتی می باشد از ابتدا در تلاش برای جذب طالبان بوده و هست و می ماند همکاری هایی که سبب گسترش میدان جنگ و ناامن شدن ولایت های همواره امن شده است.

حکومت با وجود شکست های پی در پی امنیتی نه ناتوان از برقراری امنیت ولایت ها می باشد و نه از تجهیزات و نیرو کافی بی نصیب بلکه مشکل اصلی فسادی است که سراسر این نظام را در برگرفته و خواست رهبران پشتون برای به انزوا کشاندن قومیت های دیگر که همواره به عنوان تهدیدی برای قدرت خود می دانند.

تمامی رویدادهای سلسله واری که از دوم اسد سال گذشته رخ داد و مذهب و قوم خاص را هدف قرار داده و واکنشی که حکومت و گروه طالبان نسبت به آن داشت، از این حقیقت پرده بر می دارد: داعشی که دست به کشتار مردم می زند طالبی است که با تلاش عوامل درون حکومتی با نام جدید داعش به عنوان تهدید جدی برای امنیت معرفی شود تا هم طالبان به راحتی به قدرت و امتیاز دست یابند و هم حکومت به اهداف شوم خود جامعه عمل بپوشاند.

و در حالی که یک ملت قربانی نفرت رهبران پشتون از قدرت یابی مقام های دیگر اقوام می شود و کورکورانه به حمایت از طالبان، منافع ملی را به نابودی می کشانند، طالبان نه خلاصه شده در یک قومیت بلکه وسیله ای است برای امریکا با حمایت پاکستان در جنگ نیابتی.

وقوع حمله انتحاری در مقابل درب قوماندانی امنیه هلمند

 

حوالی ساعت یازده قبل از ظهر امروز حمله انتحاری در مقابل دروازه قوماندانی امنیه هلمند رخ داده است.
حضرت محمد روحانی خبرنگار کلید در هلمند می گوید که صدای امبولانس ها و شلیک مرمی نیز از ساحه شنیده می شود.
گفته می شود که این حمله در قراول دوم قوماندانی امنیه رخ داده است
هنوز از تلفات این حمله جزییاتی در دست نیست.
مسوولیت این حمله را نیز تاکنون کسی برعهده نگرفته است.

عرش ارگ، سقوط دانش است!

سرور دانش که در گذشته از بازی های سیاسی دوری می کرد با ورود به رده بالای قدرت و جناح اشرف غنی در همراهی از سیاست ارگ سعی دارد از حکومت چهره ای موجه بسازد تا چتری حمایتی شود برای مقام و امتیاز.

با کنارگذاشتن نگاه قومی که سنتی از گذشتگان که به همت اشرف غنی به اوج خود رسیده است، عملکرد سیاستمدارانی به مانند معاون دوم ریاست جمهور از مجرای قانون و وظیفه نگاه می شود، دانش با وارد شدن به دو موضوع بحث برانگیز فضای سیاسی جاری بیش از گذشته مورد هجوم قرار خواهد گرفت.

دفاع همه جانبه از قدرت ریاستی و رد نظام پارلمانی و فدرالی که در دوران حکومت وحدت ملی، طرفداران بسیاری از مقام های ارشد گرفته تا جامعه دارد، نشان می دهد که تا چه میزان قدرت و امتیاز می تواند مقامی حتی مصلحت اندیش به مانند دانش را به تغییر رویکرد وا دارد.

اینکه مقامی چون معاون دوم رییس جمهور باید همراه با سیاست راس حکومت باشد از بایدهای ماندگاری در قدرت است اما با کنارزدن حقایقی که دیگر بر همگان روشن و زندگی مردم را با مشکلاتی بزرگ در کنار جنگ و ناامنی سخت تر از هر زمانی کرده است، چشم پوشی هایی می باشد برای بقای مقام و قدرت.

دانش تنها مقامی نیست که با وارد شدن به حکومت برای مقام، پشتیبان رهبران سلطه گر شده و بر منافع ملی، حزبی و حتی قومتیی خود چشم می پوشد، اسماعیل خان، جنرال دوستم، محقق، خلیلی، سیاف، تا اندازه ای عطا محمد نور و … تا زمانی که مشمول امتیازهای حکومت می شدند و دلخوش به مقام بلندپایه در حمایت از کرزی و غنی چنان به دفاع از سیاست حکومت می پرداختند که تغییر یکباره بیش از افشاگری و انتقادهای تند، شوک آور بود. 

معاون دوم ریاست جمهوری که نظام پارلمانی را با صراحت به دلیل فضای سیاسی کشور رد می کند خود از حزبی می آید که همواره مدافع و خواستار چنین نظامی برای افغانستان بوده است.

از جانب دیگر، همچنان که پست نخست وزیری را در حکومت به مانند چالش بزرگ و از عوامل بی ثبات شدن حکومت می داند به طور واضع به مانند رییس جمهور، قانون اساسی و خواست یک ملت را زیرپا می گذارد در حالی که توافقنامه سیاسی حکومت وحدت ملی به صراحت بر مشارکت در قدرت میان ریاست جمهوری و ریاست اجرایی تاکید می کند که همان پست نخست وزیری می باشد که در میانه دسیسه چینی های ارگ هیچ گاه زمینه ظهور پیدا نکرد و تعدیل قانون اساسی و اصلاحات انتخاباتی نیز در سنگ اندازی های حکومت به کلاف های سردرگم بدل شدند.

سخنان معاون اول ریاست جمهوری اگر چه تضمینی برای بقای پست و قدرت وی در حکومت است اما تیشه به ریشه گذشته و اصول حزبی خود زد و از جانب دیگر با پشت کردن به مردم تبدیل به سپری برای اشرف غنی و ارگ نشینانی شد که استعدادی بی همتا از وسیله قراردادن چهره های سیاسی برای منفعت های شخصی و تباری دارند.

زمانیکه اشرف غنی طی سه سال گذشته اختلاف های قومی را به شکافی بی سابقه رسانده و دلیل جنگ و ناامنی هاست چگونه مقامی می تواند با وجود چنین حقایقی، مدافع قوم گرایی و انحصارطلبی باشد در حالی که تمامی اقوام جز رهبران پشتون از گزند چینن سیاستی در امان نیستند.

آنچه در میرزاولنگ رخ داد و نسلی کشی از سوی طالب و داعش کشور را تکان داد بدون حمایت های درون حکومتی هیچ گاه به کشتار کودکان، زنان و مردان بی دفاع نمی انجامید، حکومت اشرف غنی در سه سال گذشته با بی اعتنایی به آنچه در میدان جنگ می گذرد، عاملان اصلی کشتارها و خون ریزی هاست زیرا زدو بندهایی سیاسی سبب شده که مناطق را به طالبانی واگذار کنند که بیش از اینکه دشمن و تروریست باشند، ذخیره های قومی هستند برای کشوری پشتونیزم.

سرور دانش اگرچه همواره تلاش کرد با گفتگو و از در مصلحت اندیشی به مصاف مخالفان حکومت برود اما اکنون تبدیل به تریبونی برای ارگ شده تا سیاست سیاه را پاک جلوه دهد غافل از اینکه سرنوشتی به مانند دوستم و خلیلی در انتظار وی است و آن هنگام که از قدرت به دور ماند و طعم دسیسه ارگ را چشید باز هم چنین از حکومت قبیله گرا و سلطه جو حمایت می کند؟

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن