خانه «=« آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی (برگه 3)

آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی

آمریکا با حمایت از پاکستان ادعای بیهوده مبارزه دارد

هیات پاکستانی برای مذاکره با مقام های افغانستان وارد کابل شد. هرچند نمایندگان پاکستانی از جمله سران و رجال برجسته سیاسی پاکستان نیستند اما می توانند نماینده رسمی دولت پاکستان به حساب آیند.
در همین حال، با اعلام استراتژی جدید آمریکا و عملی نبودن وعدم کارایی و بیهوده بودن آن برای افغانستان، بسیاری از نخبگان سیاسی کشور، انتقادات خود را علیه آن ابراز می کنند. اسپنتا وزیر خارجه پیشین کشور نیز در انتقادات خود ازآن، استراتژی جدید آمریکا را همراه با اشتباهات فراوان قلمداد می کندو می گوید که آمریکا در شانزده سال گذشته نزدیک به سی و پنج میلیارد دالر به پاکستان پول داد و پاکستان را همکار استراتژیک تلقی کرد و این استراتژی غلط موجب زیان های زیادی برای افغانستان شد.

داکتر رنگین دادفر اسپنتا وزیرخارجه پیشین در برنامه «اوج» در خصوص موضع گیری خود در مقابل آمریکا و در مورد موضع حامد کرزی در قبال آمریکا می گوید: کرزی رییس جمهور افغانستان بوده و سالیان زیادی کشور را رهبری کرده است اما رویکرد من در قبال آمریکا و سیاست های بین المللی با کمال احترام نسبت به کرزی در مواردی متفاوت است.

وی، اعتقاد دارد که استراتژی مبارزه با تروریزم در شرق میانه بزرگ، یک استراتژی است که شکست خورده است و افزود: اما این بخشی از توطیه نمی تواند باشد. بلکه بخشی از یک استراتژی نارسا است که به دلیل ساختارهای متفاوت در دنیای متفاوت در دنیایی که دیگر آمریکا یگانه قدرت برتر نیست به وجود آمده است. آمریکا با تدوین چنین استراتژی هایی از جمله مداخله در عراق، سوریه و مبارزه با القاعده و مبارزه با داعش و کلا تضعیف دولت های ملی در این منطقه و همچنین در نحوه مبارزه با تروریزم در افغانستان به دلیل عدم پیگیری و مبارزه با تعلیم گاه ها که پاکستان باشد و کلا سیاست مبارزه با تروریزم شکست خورده است. استراتژی غلط است. استراتژی باید تصحیح شود.

اسپنتا، اظهار می دارد که سیاست ها و برنامه های آمریکا در افغانستان با شکست مواجه شده است و افزود: حق حکومت افغانستان است که چنین انتخابی داشته باشد و حق ما است که با تکیه به حقیقت ها بگوییم استراتژی دچار اشکالات است. من معتقدم هستم که با آمریکا باید گفتگو و صحبت کرد تا استراتژی خود را اصلاح کند. آنچه که مربوط به افغانستان می شود. ما برنامه ریزی کرده بودیم که تا سال ۲۰۱۴ یک افغانستان با ثبات و متکی به خود رابسازیم. طوریکه حکومت افغانستان مبارزه با تروریزم را به یک وظیفه و پالسی تغییر دهد. اما واقعیت این است که بخش های مهمی از سرزمین افغانستان در کنترل تروریست ها و طالبان است. واقعیت این است که قانون اساسی ما در ارکان اصلی در حالت ثابت نیست بلکه به حالت تعلیق در آورده شده است. واقعیت این است که نهادهای اساسی ما مثل ریاست جمهوری، پارلمان و هرچه که از این دو نهاد ناشی شود، مشروعیت دموکراتیک و مشروعیت برخواسته از انتخابات دموکراتیک را ندارد. باید بگوییم که ما به آنچه که آرزو داشتیم نرسیدیم. یعنی این سیاست به پیروزی منجر نشده است و ما باید کوشش کنیم که سیاست را درست و اصلاح کنیم و وقتی می توانیم پیروز شویم که با علت های مشکل مبارزه کنیم و نه با معلول ها.

وزیر خارجه پیشین معتقد است تا بحال آمریکا با خاستگاه اصلی تروریزم یعنی پاکستان هیچ مقابله ای نکرده است و گفت: حکومت افغانستان در طول و عرض سیاست خارجی خود به بیراهه می رود. ما شانزده سال قاطع و پیگیر مبارزه کردیم و تلاش کردیم تا آمریکا پاکستان را به عنوان بخشی از مشکل بشناسد اما آمریکایی ها همیشه پاکستان را بخشی از راه حل معرفی می کردند.در حالیکه پاکستان منبع و خاستگاه اصلی تروریزم بود و امروز هم چنین است. حال در استراتژی جدید کمبودهای فراوان وجود دارد. شناسایی مشکل در پاکستان از سه ماه قبل از اعلام استراتژی شروع شده بود. اما تا کنون هیچ اقدام عملی علیه خاستگاه ها صورت نگرفته است. جوبایدن، در یکی از جلسه ها بر سر میز شام به رییس جمهور افغانستان در حضور تعداد زیادی از وزرای افغانستان گفت که پاکستان برای ما پنجاه برابر بیشتر از افغانستان اهمیت دارد و برمیز کوبید و از سر میز شام بلند شد و وزاری افغانستان هرگز این بی حرمتی را از یاد نبردیم.

وی، جدا پاکستان را خطرناک برای افغانستان تلقی کرده و آمریکا را بخاطر حمایت از این کشور مورد انتقاد شدید قرار می دهد و می گوید: تمام آن عده از جنرالانی که در تعیین استراتژی پاکستان در سال های گذشته و مسلح ساختن و مجهز ساختن طالبان و القاعده و دیگران دست داشتندباید در لیست تحریم های بین المللی قرار بگیرند و پاکستان به عنوان کشور حامی تروریست جدا به لیست سیاه گرفته شود و مورد تحریم قرار بگیرد. دیپلمات های پاکستانی که در هفده سال گذشته در عرصه مبارزه با تروریزم در هفده سال گذشته همکاری نکرده اند در لیست سیاه قرار داده شوند. بایدتحریم های اقتصادی علیه پاکستان به عنوان یک تدبیر صلح آمیز برای رسیدن مورد بحث و گفتگوی جدی قرار بگیرد. مشخصا طرفدار نظامی گری و تنهایی در افغانستان نیستم و معتقد هستم که باید با طالبان و تروریستان و آنانی که می خواهند افغانستان را به سال های پیش از ۲۰۰۲ برگردانند، مبارزه صورت بگیرد و چنین مبارزه ای هم سیاسی و هم نظامی است و هم با ابزار دیگر. اما برای رسیدن به پیروزی، باید حامیان تروریزم پاداش نبینند. حامیان تروریزم باید مجازات شوند. آمریکا در شانزده سال گذشته نزدیک به سی و پنج میلیارد دالر به پاکستان پول داد و پاکستان را همکار استراتژیک تلقی کرد و این استراتژی غلط موجب زیان های زیادی برای افغانستان شد.

وی، مبارزه قاطع با پرورش تروریست در پاکستان را از وظایف آمریکا می داند و می گوید: یادمان باشد که اگر با پاکستان مبارزه قاطع صورت نگیرد ما نمی توانیم این جنگ را ببریم. اگر آمریکایی ها با جایی که تروریست ها را تعلیم می دهند، جایی که به آنها اسلحه می دهند، جایی که رهبری ایدویولوژیک آنها یعنی آی اس آی قرار دارد مبارزه نکند و فقط با افراد عادی که علیه حکومت افغانستان می جنگند و طالبان عادی و درجه پایینی که به هر دلیل جنگ می کنند، یا به دلیل نبودن کار یا به دلیل عقده ها که به حکومت افغانستان ضدیت دارند و با دستاوردهای پانزده سال آخر ضدیت دارند، با اینها مبارزه کنند، پیروز نمی شوند. پس ادعای بیهوده است که می گویند با تروریزم مبارزه می کنیم. آنها باید عناصر سرسخت اصلاح ناپذیر جنگ طلب و افراطی را خنثی بسازند و این ممکن نیست مگر اینکه فشار گسترده و همه جانبه بر پاکستان و آی اس آی وارد شود.

شکار پرنده «مجهز با جی‌پی‌اس» در هرات

مقام‌های محلی در ولسوالی “اوبه” ولایت هرات از شکار یک پرنده مجهز با سیستم جی پی اس خبر می‌دهند.

از سیستیم “جی پی اس” برای جمع آوری اطلاعات استخباراتی استفاده می‌شود.

شیرآغا الکوزی قوماندان امنیه ولسوالی اوبه در تماس تلیفونی به کلید گفت: این پرنده از چند روز به این سو تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشت که سرانجام توسط این نیروها کشته شد.

بنا به گفته قوماندان امینه ولسوالی اوبه هرات؛ این پرنده برای دریافت اطلاعات بیشتر به مدیریت ضد تروریزم قوماندانی امنیه سپرده شده است.

آقای الکوزی تاکید کرد؛ چندی پیش نیز یک پرنده مجهز با جی پی اس در ساحه بنسلما دیده شده بود که از سوی نیروهای امنیتی از بین برده شد.

مقام‌ها در مورد اینکه این پرنده از سوی چه گروهی برای جمع آوری اطلاعات در ساحه مقرر شده بود جزییاتی بدست نمی‌دهند، اما شماری از آگاهان به این باور اند که کشورهای همسایه برای ناامن ساختن ساحات بندسلما در ولسوالی چشت که همجوار با ولسوالی اوبه می‌باشد، دست به فعالیت‌های استخباراتی می‌زنند.

رویارویی نظامی غنی و عطا

گزینه نظامی در افغانستان جنگ زده و مستعد خیزش های قومی و مردمی در کنار گروه های تروریستی که آماده حمله هستند بدترین راه برای سرکوب یا برکناری مقامی از دل حکومت است اما استفاده از این آن از سوی رییس جمهوری که توهم سلطنت دارد بعید به نظر نمی رسد.

معضل برکناری کامل عطا محمد از قدرت بلخ بدل به موضوع حیثیتی برای اشرف غنی شده و با وجود سه دور گفتگو نمایندگان جمعیت با وی نه یک گام به عقب بر می دارد و نه خواهان اعطای امتیاز به والی برکنار شده بلخ است.

از سوی دیگر، واشنگتن پست به نقل از منبعی موثق می گوید که داکتر عبدالله، معصوم استانکزی و سرور دانش برای حل معضل بلخ، روی گزینه نظامی تاکید دارند در حالی که امریکا هشدار می دهد که به جای زورآزمایی به گفتگو و راه حل های مسالمت آمیز تن بدهند.

این در حالی است که عطا محمد همچنان که توانسته طی یک و نیم دهه بلخ را به دور از ناامنی و از وجود هر تروریستی حفظ کند هم به ثروت هنگفت رسیده و هم قدرت نظامی و سیاسی گسترده دارد و در برابر تهدید نظامی ارگ برای بقا به میدان نبرد خواهد رفت.

اگر چه امریکا و جامعه جهانی حامی حکومت اشرف غنی و اهرم فشار بر مخالفان سیاسی وی هستند اما بعید به نظر می رسد که با دخالت نظامی در اختلاف های داخلی افغانستان حاضر باشند مشروعیت حضور خود را به خطر بیاندازند.

و همین حمایت های خارجی و دلگرمی اشرف غنی به نظامیان خارجی سبب شده است که رهبران جهادی با وجود سیاست حذف و سلطه گری ارگ راه مدارا را به جای استفاده از گزینه نظامی و حتی تهدید آشکار نظامی نسبت به حکومت در پیش بگیرند.

در همین راستا، دامنه نفوذ عطا محمد تنها به ولایت بلخ محدود نمی شود، جنرال رازق طی روزهای گذشته حکومت وحدت ملی را دولتی ایتلافی خواند و خواهان ماندن عطا محمد در ولایت بلخ شد، فرماندهی که خود نیز از گزند برکناری ها و حذف جزیره های قدرت در امان نیست.

رییس جمهور نه تنها به دنبال تداوم قدرت در انتخابات ریاست جمهوری آینده می باشد بلکه با از میان بردن جزایر قدرت، فرماندهان دردسر ساز و رهبران جهادی در پی برقراری حکومت مرکزی قدرتمند است تا هیچ خطری نظام وی را تهدید نکند.

عطا محمد نور پس از برکناری با حضور فعال در نشست های مخالفان سیاسی به رییس جمهور تاخت و عبدالله را مورد هجوم انتقادها قرار داد و اشرف غنی که خود را مظهر قدرت در کشور می داند با آسیبی که وجهه قومی و سیاسی ارگ متحمل شد تمامی راه های مدرا را از میان برد، هرچند هیچ گاه رییس جمهور قابل اعتماد برای اتحاد و پیمان نبوده است.

تقابل میان حکومت و والی عزل شده بلخ بیش از هر زمانی برای مردم بخصوص باشندگان ولایت بلخ سبب ایجاد تنش شده به طوری که آینده ای نامعلوم، انتظار این ولایت همواره امن و قطب اقتصادی شمال را می کشد.

در این میان، چرا عبدالله قبیله گرا تر از هر پشتونی در عزل و برکناری همپیمانان و هم حزبی های خود عمل می کند؟ مگر حمایت عطا محمد سبب به ریاست اجرایی رسیدن وی نبوده است؟

عبدالله طی دهه ها حضور در سیاست کشور، روابط تنگاتنگی با جامعه جهانی برقرار کرده و با سود بردن از حزب جمعیت و حمایت رهبران تاجیک به ریاست اجرایی دست یافت و از آنجایی که بنا به توافقنامه حکومت وحدت ملی به جایگاه با ثبات در قدرت رسیده است نمی تواند هم متحد اشرف غنی باشد و هم تامین کننده خواست های عطا محمد.

سپیدار را می توان حاشیه امن ریاست اجرایی دانست که هم به عطا محمد پشت کرد و هم به جنرال دوستم تا اشرف غنی وی را متحدی قابل اطمینان بداند و در میان دیوارهای این کاخ با طرح نقشه و همراه شدن با دسیسه های ارگ، انتقادهای تند عطا محمد را پاسخ می گوید

ارتشِ غنی زیر بیرق داعش

داعش که در سوریه و عراق توانست به امارت برسد با شکست سخت در همکاری کشورهای منطقه ای جایی برای تجدید قوا جز افغانستان نیافت اما این جابه جایی ها که از سوی روسیه با تلاش امریکا صورت گرفت در داخل کشور بدون هماهنگی های درون حکومتی، چگونه می توانست در شرق نفوذ کند و شمال را به ناامنی کشاند؟

ننگرهار مقر حاکمیت داعشی است که از میان نیروهای ترد شده طالبان، حزب اسلامی و افراط گرایان خارجی شکل گرفت و طی سه سال گذشته، خشن ترن رویدادهای حمله و انتحاری با کشتارهای وسیع را به عهده می گیرد، کابل همچنان در شوک کشته و زخمی شدن ۱۵۰ کشته و زخمی فرهنگیان در حمله این گروه بود که تصاویری از بیرق داعش در کنار پرچم افغانستان بر روی وسایل نظامی ارتش منتشر شد.

مضحک ترین پاسخ را سخنگوی وزارت دفاع داد که آن را اظهار شادمانی نیروهای ارتش پس از حمله مرگبار علیه گروه داعش در ولایت ننگرهار عنوان کرد، این گفته نه سواد کم دولت وزیری به مانند وزیر مخابرات است و نه عدم درک تفاوت میان پرچم افغانستان و داعش که هر کدام می تواند چه مفهومی داشته باشد بلکه نشان می دهد که جناب عالی از مرحله بسیار پرت می باشد.

جناب سخنگوی وزارت دفاع، در هیچ کجای تاریخ و در هیچ نقطه ای از این جهان وسیع، هیچ ارتش کشوری و یا حتی گروه های چریکی در پیروزی ها، بیرق دشمن را برای ابراز شادمانی بر فراز موترهای نظامی خود برافراشته نمی کند.

هرچند، دروغ از مشخصه های این حکومت آلوده به فساد است اما چنین توجیه هایی در حالی که هر روز مردم در گوشه و کنار افغانستان و بخصوص پایتخت کشته و زخمی می شوند، دستاورد رییس جمهورِ آمارهای دروغ و واهی است که هیچ زمان در برابر اتهام های وارده از دست داشتن عوامل درون حکومت با تروریستان تا فساد، جواب قانع کننده ای نداد.

اینکه حکومت اشرف غنی با طالب و داعش در همکاری به سر می برد را نمی توان واقعیت کامل عنوان کرد اما تلاش های بسیاری از درون همین حکومت صورت گرفت تا داعش در افغانستان قدرتمند شود و نیروهای آنان با مهمات و اسلحه بدون کوچکترین مشکل امنیتی با گذر از بیشمار پست بازرسی و یک لشکر نظامی پایتخت، هم مساجد را به خاک و خون بکشانند و هم نهادهای مهم و مراکز فرهنگی را.

و بر همین مبنا، شمال همواره امن که حتی در دوران حاکمیت طالبان از گزنه این گروه در امان بود در سه سال ریاست جمهور اشرف غنی بدل به میدان جنگ شد، نسل کشی دید و تروریستان در آن ریشه دواند.

زمانیکه سیگار طی گزارشی از وجود جنرالانی گفت که حتی از هزینه لباس و غذای سربازان دزدی می کنند و دلیل اصلی شکست ها در برابر گروه های تروریستی می باشند، اتهام های وارده به ارتش و پولس از جانب ارتباط با طالبان و داعش به دور از واقعیت است یا حقیقت این نظام فاسد و تروریست پررو را نشان می دهد؟

بیرق داعش که توسط ارتش به احتراز درآمد اگر چه در میانه خبرهای شوم این سرزمین تا چندی دیگر به فراموشی سپرده می شود اما حقیقت تلخ را دگر باره زنده کرد و آن این است که داعشی که زنان، کودکان و مردان را سر می برد و به رگبار می بندد در ارتباط با حکومت افغانستان در کنار طالبان ظهور کرد و قوت گرفت.

ارگ نشینان که طی سه سال با ریشه دواندن اختلاف های قومیتی و مذهبی و فراهم کردن زمینه گسترش طالب و داعش به شرق و شمال، موجب کشتار وسیع مردم و آوارگی هزاران هزار باشنده ای شد که اکنون در سرمای زمستان در حال جان دادن هستند بیش از آنکه اعتقادی به پرچم افغانستان داشته باشد زیر بیرق داعش حکومت می کند.

 

رئیس اجرایی: مساله توزیع تذکره‌ الکترونیکی نباید باعث تفرقه میان مردم شود

عبدالله امروز(دوشنبه) در نشست شورای وزیران گفت که مساله توزیع تذکره‌های الکترونیکی نباید باعث تفرقه میان مردم شود.

رئیس اجرایی خاطر نشان ساخت که وی طرفدار گفتگوی ملی در این زمینه است تا رضایت و توافق تمام شهروندان افغانستان در بحث چگونگی توزیع تذکره های الکترونیکی و هویت ملی به دست آید.

وی در اخیر تاکید کرد که نیاز به تذکره‌های الکترونیکی و با اعتبار برای همه هویدا است و این مساله نیز مشخص است که از تذکره‌های کاغذی سو‌ء استفاده‌های صورت گرفته است. اما به گفته وی این موضوع به تمام مردم افغانستان تعلق دارد و نباید بخشی از جامعه خود را از این روند بیرون و جدا احساس کند.

گفتنی است که قانون ثبت احوال نفوس دو هفته پیش از سوی کمیته مختلط دو مجلس شورای ملی تایید شد. این قانون در حالی تایید شد که ۴ عضو هیات ولسی جرگه در این کمیته شرکت نداشتند.

براساس این تصمیم، قومیت، ملت و دین در تذکره های الکترونیکی درج خواهند شد.

عاملان حمله بر یک صرافی در ننگرهار بازداشت شدند

مقام های محلی ولایت ننگرهار می گویند که در پیوند به قتل یک صراف و زخمی شدن چندین فرد ملکی در یک مارکیت صرافی در این ولایت سه تن را بازداشت کرده اند.

گلاب منگل، والی ننگرهار امروز (دوشنبه) در یک نشست خبری گفت که عاملان این رویداد فیصل و عبدالله از کنر و عزت الله در شهر جلال آباد بازداشت شده اند.

به گفته منگل، حمله به مارکیت صرافی از سوی فیصل نام طراحی شده بود.

والی ننگرهار از سرمایه گذاران و صرافان این ولایت خواست که نگرانی های امنیتی شان را به موقع با نهاد های امنیتی و کشفی در جریان بگذارند.

این در حالیست که به تاریخ ۷ جدی دو فرد مسلح وارد یک صرافی شده و یک صراف به نام ملتان را به ضرب گلوله کشتند. این افراد اما موفق به دزدی پول‌های این صرافی نشدند.

همچنان در این حادثه، پنج فرد ملکی دیگر زخمی شده بودند

مخالفان از کجا تمویل می شوند؟

فصل زمستان فرارسیده است و بر خلاف همیشه ما شاهد تحرکات مخالفین مسلح در شهرها مخصوصا در شهرهای کشور هستیم. هر روز یکی پی دیگری در شهرهای کشور از کابل گرفته تا مزار شریف تا جلال آباد و دیگر شهرها حوادث امنیتی رخ می دهد و حملات انتحاری و انفجاری صورت می گیرد که این بحث واقعا نگران کنند است که چرا در چنین فصلی هم شاهد چنین حوادثی هستیم. اینکه چرا در این فصل این وضعیت اوج گرفته و بیشتر شده است جای سوال دارد؟

نقیب الله هاشمی عضو شورای ولایتی کابل در برنامه «چشم انداز» گفت: در جنگ افغانستان سه دسته شریک هستند، یک حکومت، دوم، خارجی ها و سوم دهشت افکنان و تروریست ها. وظیفه تروریست ها و دشمن، کشتار و قتل و وحشت و دهشت است. نه در دین، نه در قرآن، نه در حدیث و نه در هیچ جای دین اعمال آنها را توجیه نمی کند. اما وظیفه حکومت تامین امنیت در قبال شهروندان خود است. در قبال منافع ملی خود است، وظیفه کشفی و استخباراتی خود را دارد. اما حکومت این وظایف را تابحال انجام نداده است.

وی ادامه داد: خارجی ها هم که به افغانستان آمدند، با هدف تامین امنیت، ایجاد حکومت خوب، حقوق زنان و کودکان و دموکراسی آمدند. اما هیچ کدام از اینها را تطبیق نکردند. بالعکس جنگ را در افغانستان شدت بخشیدند. طالبان در مغاره های کوه بودند. اما با آمدن خارجی ها این طالبان برگشتند و شهرها را تسخیر کردند و در جاده ها به راحتی رفت و آمد می کنند. این سوال برای مردم پیدا می شود که شما که آمده بودید تروریزم را در افغانستان از بین ببرید کدام را از بین بردید؟ در حالیکه یک پروژه هنوز ختم نشده پروژه بدتر و دهشت آور تری به نام داعش بر سرکار آمد. در این میان حکومت هم بر سر مسایل کوچک مشغول زد و بند میان افراد خود است. اما برای منافع بزرگتر برای مردم و تامین امنیت کشور و شهروندان اصلا کاری ندارد. در بین افراد حکومت هیچ کس به دیگری اعتماد ندارد. وزارت داخله به وزارت دفاع باور ندارد. دفاع با شورای امنیت اعتبار ندارد. در یک حکومتی که اتفاق و اتحاد و وحدت و یکپارچگی وجود نداشته باشد چطور می تواند برای مردم تامین امنیت کند؟

هاشمی، معتقد است اختلافات و ضعف حکومت باعث ایجاد ناامنی های بیشتر می شود و افزود: تازمانی که این ریشه اختلاف را قطع نکنند و یک صدای واحد در مقابل دشمن بلند نکنند یقین داشته باشید که روزبروز به طرف قهقرا و بدبختی و ناامنی می رویم به طرف خوشبختی نمی رویم. وگرنه اگر ما زور آزمایی را با یکی دیگر ادامه دهیم دشمن بر ما غلبه خواهد کرد. تازمانی که حکومت یک وحدت کلی در بین خود در سه قوه اجراییه، مقننه و قضاییه ایجاد نکند و ملت را راضی نسازند همین حالتی که روز بروز به بدبختی می رویم وجود خواهد داشت.دردش را همین ملت مظلوم و بیچاره می کشد. وگرنه حکومتی ها فرزندانشان در این کشور نیستند. تمام خانواده شان در کشورهای خارجی به سر می برند.

این عضو شورای ولایتی کابل، در خصوص کشورهایی که در تمویل دشمن افغانستان شریک هستند بیان داشت: در این شکی نیست که جنگ افغانستان جنگ منافع کشورهای دیگر است. جنگ استخباراتی است. جنگ رقابت های منطقه ای در آنجا است که آمریکا از یک طرف، چین در دیگر طرف، روس طرف دیگر، ایران طرف دیگر قرار دارد. این جنگ استخبارات است. اگر دشمن تمویل و تجهیز از یک کشور دیگر نشود هیچ امکان ندارد که اینقدر دوام پیدا کند. یکی از حامیان پاکستان بود که دشمن را تمویل و تجهیز می کرد. حالا دست دشمن آنقدر باز شده است که به آسانی از ایران، روسیه، چین، آمریکا و کشورهای عربی می تواند خود را تمویل کند. این جنگ استخبارات است. آمریکا در اینجا پایگاه نظامی درست کرده است. کشورهای دیگر هم در اینجا آرام نمی نشینند. می دانند که آمریکا به خاطر تک قطبی بودن و فساد خود را به اینجا رسانده است.

هاشمی، معتقد است آمریکا فقط و فقط برای تامین منفعت خود به افغانستان آمده و گفت: آمریکا با ما پیمان امنیتی بست و در مقابل پایگاه هایی که در اینجا ایجاد کرده است قرار بود که برای ما تامین امنیت کند اما با ما صادق کار نکرد و وضعیت را بدتر ساخت. ضعف حکومت ما هم باعث شده است که آنها هیچ اهمیتی ندهند. حالا وضعیت به جایی رسیده است که هرچقدر آدم کشته شود، شهرها سقوط کند، حتی یک نفر پاسخگو برای ملت وجود ندارد.

قومندان پولیس محلی خوگیانی ننگرهار کشته شد

سخنگوی والی ننگرهار از کشته شدن قومندان پولیس محلی در ولسوالی خوگیانی این ولایت خبر داد.

عطاالله خوگیانی، سخنگوی والی ننگرهار به کلید گفت که موتر رنجر حامل قومندان پولیس محلی قبل از چاشت امروز(یکشنبه) هدف انفجار ماین چسپکی قرار گرفت.

آقای خوگیانی افزود که در نتیجه این انفجار، قومندان پولیس محلی خوگیانی کشته شد و به شمول یک فرد ملکی چهار پولیس دیگر زخمی شده‌اند.

براساس اظهارات سخنگوی والی ننگرهار، مجروحان این حادثه به شفاخانه منتقل شده اند و در حال حاضر وضعیت صحی آنان خوب گزارش شده است.

تاکنون فرد یا گروهی مسوولیت این رویداد را به عهده نگرفته است.

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

حاکم تنهایی ارگ و یک قندهار قدرتمند

ایجاد دولت مرکزی قدرتمند هزینه های کلانی برای اشرف غنی داشت، متفکری که تنها در تیوری موفق بود اما در عمل، شکست خورده ای می باشد که اکنون با توسل به هر وسیله و راهی در پی بقاست اما تغییر در رویکرد و گذر از سلطه گری به هم پذیری قومی جایی در ارگ ندارد.

دوران سیزده ساله حکومت داری کرزی که با انتقادهای گسترده از قوم گرایی و فساد روبه رو بوده اکنون بدل به رویایی برای بازگشت شده و نشان می دهد تا چه میزان سه سال قدرت غنی، ویرانی و عقب گرد به بار آورده است.

اینکه کرزی بهتر است یا غنی، همان انتخاب از میان بد و بدتر می باشد و در اصل بر مبنای قوم گرایی و سلطه گری است و بدل کردن کشور به نظام پشتونیزم اما ناامنی ها از دل گسترش گروه های تروریستی و عمق اختلاف های قومیتی در حالی که مردم در جدال با فقر و کشتار به سر می برند، فرصتی برای ظهور دگرباره کرزی شده است.

کرزی پس از سرخوردگی از پیمان با غنی که انتظار ماندن در قدرت و تصمیم گیری های کلان حکومتی داشت از راه انتقاد در فضای سیاسی باقی ماند اما فرصت طلایی زمانی رقم خود که سلطه گری ارگ از مرزهای قومیتی نیز گذشت و به تنگ تر شدن فضا بر وی نیز انجامید.

سیاستمداری کرزی نه تنها در ایجاد ایتلافی از سران مخالف نمود پیدا کرد بلکه رهبری ترد شدگان قدرت را از عطا محمد ربود، والی بلخی که در نبود جنرال دوستم در پی قدرت نمایی در صحنه سیاسی افغانستان بود، حتی نتوانست اجازه پرواز به نشست قندهار را کسب کند.

اینکه عطا محمد، جنرال دوستم و محمد محقق از قدرت اجتماعی و نفوذ قومیتی برخوردار می باشند اما نتوانستند به مانند کرزی، زیرک در سیاست و آینده نگر باشند و به مانند دهه های گذشته یا باید بدل به متحدی برای یکی از رهبران پشتون شوند و یا از سیاست حذف.

از جانب دیگر، اشرف غنی که علاقه بی مانندی به قبضه کردن قدرت دارد با ترد تمامی مقام های دیگر اقوام از قدرت و فشار بر عبدالله، در خطرناک ترین نقطه از بازی قرار دارد، نشست قندهار در حالی برگزار شد که حکومت با تمامی توان به رد لوی جرگه (مجلس بزرگان) اقدام کرد اما آیا همنشینی بزرگان قندهار و سیاستمداران در این شهر کمتر از نشست بزرگان در حکومت کرزی بود؟

اشتباه کلان اشرف غنی در قدرت، نبرد با تمامی کانون های قدرت در افغانستان بود با این تفکر که قدرت مرکزی قومی می تواند به سرکوب رهبران سنتی و جهادی مبادرت کند که ایتلاف ها و قدرت نمایی مخالفان چنین رویکردی را نقض کرد.

این در حالی است که با تمامی اختلاف های درون پشتونی و رویارویی کرزی و غنی نمی توان امید چندانی به قدرت رسیدن یکی از رهبران غیرپشتون در حکومت را داشت اما همچنان که رییس جمهور سابق توانست بحران را بدل به فرصت طلایی کند، عطا محمد، جنرال دوستم و محقق نیز توانایی حفظ بقا را دارند اگر به دنبال حق اشتراک در قدرت باشند و به مانند گذشته مغوب وعده و امتیازهای ناچیز نشوند.

فضای پرتنش سیاسی به جایی رسیده است که دیگر، کابل نه پایتختی برای تجمع چهره های سیاسی بلکه بدل به شهر حمله و انتحاری شده و قندهار همواره ناامن، منطقه ای امن برای حضور گسترده قدرتمندترین سیاستمداران مخالف.

و هرچند ایتلاف های متعدد در حکومت طولانی کرزی سبب تضعیف دولت در پایان دوره کاری شد و از آن، حکومت وحدت ملیِ بحران آفرین برخواست اما اگر کرزی در حد شهرداری برای کابل بود اما غنی تنها حاکم ارگ در میانه دیوارهای تعصب و سلطه گری است که حتی توان انحلال یک نشست در جنوب را ندارد.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن