خانه «=« آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی (برگه 4)

آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی

۵۴ طالب مسلح در حملات هوایی در غور کشته و زخمی شدند

 

در نتیجه حملات هوایی نیروهای اردوی ملی و حمایت قاطع درولایت غور در غرب کشور ۲۰ تن از طالبان کشته و ۳۴ تن دیگر شان زخمی شدند.
محمد اقبال نظامی سخنگوی قوماندانی امنیه غور در تماس تلیفونی به کلید گفت که این حملات در ولسوالی تیوره ولایت غور توسط هلی‌کوپتر‌های اردوی ملی وA-29 نیروهای حمایت قاطع انجام شده است. به گفته او بر اثر این حملات به شمول چهارتن از سرگروپ‌های طالبان بنام های ملاصمیم، عبدالرحیم، مولوی عید گل ثاقب وملایوسف کاظم ۲۰ تن از طالبان کشته و ۳۴ تن دیگر زخمی شدند.
نظامی میگوید که در میان زخمی ها یکتن از سرگروپ های طالبان بنام سیف الرحمن نیز شامل می باشد.
به اساس معلومات نظامی در این حملات ۲ عراده موتر نوع داتسن و ۱۶ عراده موترسایکل طالبان هم تخریب گردیده است.
تاکنون طالبان در این مورد چیزی به رسانه ها نگفته اند.

لشکر اجیرشدگان در یک قدمی افغانستان

اجیرشده هایی که برای پول می جنگند زیر نام کمپانی های خصوصی_امنیتی در افغانستان رویدادهای تلخی به جا گذاشتند اما روی کارآمدن ترامپ و تعلل در ارایه استراتژی جدید سبب شده است که این شرکت ها در پی حضور دوباره باشند.

هرچند از جنایت های این نیروها، سند و پرونده هایی کمی به مراجع قانونی رسید اما عمق قانون شکنی ها به اندازه ای بود که به انحلال آنها انجامید، نیروهایی که از میان جانی ها، قانون شکنان و مجرمان به خدمت گرفته شده است چگونه می توانند امنیت غیرنظامیان را آنهم در کشوری جنگ زده را فراهم کنند؟

جنگ علیه تروریسم در افغانستان از ابتدا بر اساس منافع امریکا آغاز و ادامه یافت که ریشه در ابقای گروه های تروریستی طالب و داعش دارد، پس از شانزده سال که مقام های این کشور از بن بست جنگ ابراز سردگمی می کنند بیش از دالرهای خرج شده، سودآوری داشت از پناهگاه های دایمی و فشار بر رقبای منطقه ای گرفته تا تجارت مواد مخدر و دست یابی به منابع طبیعی.

واگذاری مسوولیت جنگ به شرکت های خصوصی و امنیتی برای دولت ترامپ اگر کاهش هزینه ها را در پی دارد، نظام نوپای افغانستان را در ورطه سقوط قرار می دهد زیرا تداوم جنگ دلیل بقای چنین شرکت هایی می باشد.

بیشمار شرکت خصوصی و امنیتی که در گذشته همراه با ارتش امریکا در جنگ افغانستان حضور یافتند با پرونده هایی از نقض حقوق بشر تا زیرپا گذاشتن قوانین به پایان ماموریت آنها انجامید.

و اکنون با اجرایی شدن این طرح باید منتظر ابعاد خطرناک تری از جنگ در کشور باشیم که دیگر ارتشی برای سرپوش گذاشتن بر جنایت های نظامیان این شرکت ها وجود ندارد و می ماند کشوری که در تنگنای نبرد با تروریستان باید در هراس لشکری از اجیرشدگان باشد.

گزینه وسوسه انگیز کاهش بودجه امریکا در جنگ افغانستان توسط شرکت بلک واتر به ترامپ در حالی می باشد که رییس جمهور این کشور رویکردی سودجویانه دارد و از همان ابتدا در پی سیاستی منطقه ای بوده است، این طرح بیش از انکه برای جلوگیری از کشته شدن غیرنظامیان این کشور باشد در جهت منافع واشنگتن می باشد و خطرناک برای نظام نوپای افغانستان.

حواشی چنین طرحی از آنجا نشات می گیرد که حضور چنین شرکت هایی طی سال های گذشته همراه با نقض آشکار حقوق بشر در افغانستان بوده زیرا همچنان که نیروهای آنها هیچ اعتقادی به حفظ قوانین و یا رعایت جان غیرنظامیان ندارد، مبنای شکل گیری چنین شرکت هایی در تداوم جنگ است.

تروریستی که اکنون در کشور ریشه دوانده است نه از جانب پاکستان بلکه در حمایت از امریکا توانست خاورمیانه را در برگرفته و خیال برقراری امارت اسلامی در افغانستان را دارد.

حمله های شبانه و یا عملیات هایی گاه و بی گاه نظامیان امریکایی همواره قربانیانی از غیرنظامیان در پی داشته است و اکنون با لشکرکشی نیروهایی که در بدل پول وارد جنگ می شود دیگر کدام باشنده ای در امنیت خواهد ماند؟

هرچند حکومت وحدت ملی تاکنون در برابر چنین طرحی سکوت کرده است اما نمی توان امید به دولتی داشت که زیر سلطه واشنگتن تنها به دنبال کمک ها و جلب حمایت ها در جهت رسیدن به کشور پشتونیزم است.

همانگونه که امریکا با رویکردی چند گانه هیچ گاه به نبرد با تروریستان در افغانستان نرفت، دولتمردان کشور نیز نه طالب را دشمن خطاب می کنند و نه ارده ای برای نابودی افراط گرایان دارند.

نماینده ویژه روسیه در افغانستان امریکا را "نیمه ماشین جوجه کشی تروریست ها" در کشور خواند، ماشینی که تروریست را بنیان نهاد تا بتواند به رویای سلطه بر خاورمیانه دست یابد و اکنون از افغانستان به عنوان پایگاه دایمی خود استفاده می کند.

رویدادهای تکان دهنده از جای جای کشور که توسط طالب و داعش رخ می دهد مردم را بیش از هر زمانی خسته کرده است و ناامید از حکومت و قانون و حال با نظامیان اجیرشده شرکت های خصوصی و امنتیی به کدام سرنوشت خواهد رفت.

از تجارت مواد مخدر گرفته تا قاچاق انسان تنها گوشه ای از عواقب حضور اجیرشدگان شرکت های امنیتی و خصوصی امریکا در افغانستان بود که می تواند جدای از پولی که برای جنگ دریافت می کنند بازیگران اصلی تجارت های سیاه باشند.

از قلب فساد تا فرشتهِ نجات

هر زمان که از مبارزه با فساد در حکومت وحدت ملی سخن به میان می آید، بازی سیاسی تازه ای در جریان می باشد و وزارت داخله که به گفته رییس جمهور قلب فساد افغانستان است در تغییر وزیر، هم قرار است با دخالت های سیاسی مقابله کند و هم فسادی در آن ریشه دوانده.

زمانیکه رییس جمهور، وزارت داخله را به عنوان قلب فساد معرفی کرد نیز در حال تقلا برای حفظ مقام های ارشد امنیتی ارگ بود و نشان داد به هر وسیله ای در پی بقای استانکزی و اتمر می باشد.

برکناری جاهد و گزینش احمد ویس برمک به عنوان اولین وزیر داخله که طی شانزده سال گذشته بدون سابقه نظامی به این سمت رسید نیز جای بحث دارد و هیچ مقامی از سوی رییس جمهور تعیین نمی شود مگر همراه سیاست ارگ باشد.

از سوی دیگر، فساد مشکل کلیتی به نام حکومت است که تمامی وزارت ها را در بر می گیرد اما همواره رییس جمهور با رویکرد گزینشی، فساد را مربوط به تیم رییس اجریی دانسته و بر سیاست معامله گری و زد و بندهای سیاسی تیم امنیتی ارگ چشم پوشی می کند.

غنی با تازگی ابراز داشته است که دیگر اجازه نمی دهد که بر مبنای مصلحت های سیاسی، کسی رتبه جنرالی بگیرد اما زمانیکه راس حکومت بر مبنای فساد جاری به بقای خود ادامه می دهد چگونه انتظار می رود که مشکل فساد در یک وزارت حل شود؟

با توجه به سیاست کلی حکومت که توسط تیم کوچک ارگ اداره و رییس جمهور نیز با همان سیاست سلطه گر اجرایی می کند با تغییر وزیر در هر وزارتی به کاهش فساد کمکی نمی کند زیرا اصل این نظام برمبنای فساد و معامله می باشد.

پولیس به عنوان یکی از فاسد ترین نهادهای کشور در ارتباط مستقیم با جامعه است و وظیفه تامین امنیت مردم را به عهده دارد که تنها معطوف به وجود بشمار جنرال نمی باشد، زمانی که واسطه گری و نگاه قومی تنها دلیل گزینش در رتبه های مختلف این نهاد می باشد، باید وضعیت امنیت افغانستان چنین در سقوط قرار گیرد.

اشرف غنی نمی تواند با فریاد و تهدیدهای توخالی خواهان مبارزه با فساد تنها در یک وزارت باشد و از فاسدترین مقام های ارشد ارگ به حمایت بپردازد و از جانب دیگر زمینه را برای دخالت های سیاسی هموار کند.

اگرچه فساد از ابتدای تشکیل حکومت جدید در تمامی ساختارهای نظام ریشه دواند اما این حکومت وحدت ملی بود که بهشت فاسدان اداری را بنا نهاد و با نگاه قومی سبب شد که مافیای مختلف در حکومت رخنه کنند.

ارگ همان سرچشمه فساد اداری افغانستان است که تمامی برنامه های مبارزه با فساد را نیز مدیریت می کند و حال می توان به راحتی پی برد که چرا افغانستان چنین در بحران غوطه ور است.

فروش سلاح و تجهیزات نظامی توسط برخی فرماندهان و جنرالان به طالبان سبب شده است که سربازان در نبود مهمات و یا با بی کیفیت ترین سلاح ها تنها حکم قربانی میدان های نبرد را داشته باشند و غیرنظامیان با ارقام بالا، کشته و زخمی شود که نه به دست تروریستان بلکه از سوی خودفروختگان درون حکومتی صورت گرفته است.

اشرف غنی با اشراف کامل به آنچه در کشور رخ می دهد همچنان با بازی های قومیتی که به راه می اندازد، عامل اصلی فساد در افغانستان می باشد و هیچ گاه با تبلیغات رسانه ای و دم زدن از دغدغه های فساد نمی تواند افکار عمومی را فریب دهد.

مبارزه با فساد که به دست فاسدان بزرگ حکومت اداره می شود به فساد بیشتر می انجامد و حال زمانی می تواند یک وزیر، گامی هرچند کوچک برای اصلاحات بردارد که خود از طریق فساد به چنین مقامی نرسیده باشد.

غنی : پوهنتون ها جای سیاست های کوچک نیست

 

محمد اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان می‌گوید سیستم تحصیلات عالی کنونی پاسخ‌گوی نیازهای کشور نیست، رییس جمهور غنی که امروز در مراسم افتتاح سال تحصیلی ۱۳۹۶-۹۷ صحبت می‌کرد، بر تحکیم وحدت ملی به ویژه در پوهنتون ‌ها تاکید کرد، به گفته وی نسل نو دیدشان اینست که نصاب تحصیلی فعلی و فضای فعلی، فضایی نیست که در آن تمام استعدادها شگوفا شوند.
وی همچنان تاکید کرد که افکار منفی نباید به پوهنتون های افغانستان نفوذ کند، و پوهنتون ها نباید مرکز عقده باشند و باید راه‌گشای عقده‌ها باشند.
به گفته غنی افغانستان به اساس دکتاتوری مدیریت‌شده نمی‌تواند، بنا بر این، فرهنگی را که پوهنتون‌ها از آن نماینده‌گی می‌کنند باید فرهنگ بحث و مباحثه باشد.
در پایان این نشست مسوولان پوهنتون کابل به محمد اشرف غنی رییس جمهور کشور داکترای افتخاری را اهدا کردند.

قضیه جنرال عبدالرشید دوستم معاون نخست ریاست جمهوری به محکمه فرستاده شد

 

دوسیه جنرال عبدالرشید دوستم معاون نخست ریاست جمهوری به محکمه فرستاده شد.
جمشید رسولی سخنگوی اداره لوی سارنوالی در گفتگو با کلید می گوید: این دوسیه پس از انجام تحقیقات لازم از طرف هیئت مؤظف، یکماه پیش به محکمه فرستاده شده است.
به گفته رسولی، لوی سارنوالی به عنوان اداره تطبیق کننده قانون بدون گرایش‌های سیاسی، حزبی و قومی به این قضیه رسیده‌‍گی کرده است.
جنرال عبدالرشید دوستم معاون نخست ریاست جمهوری از سوی احمد ایشچی از مخالفان سیاسی اش متهم به تجاوز جنسی و شکنجه شده است.
اتهامی که از سوی دفتر معاونیت اول ریاست جمهوری به شدت رد شد و نزدیکان آقای دوستم آن را توطئه سیاسی خواندند، اما خبر تجاوز جنسی جنرال دوستم بالای احمد ایشچی واکنش‌های تند سازمان‌ها و برخی کشورهای خارجی را نیز برانگیخت.
اتحادیه اروپا و سفارت‌های امریکا و بریتانیا در کابل، با نشر خبرنامه‌های جداگانه خواستار تحقیق همه جانبه در رابط به این قضیه شدند.
قضیه آزار جنسی احمد ایشچی در حالی به محکمه فرستاده می شود که به تازه‌گی احزاب جمعیت، جنبش و وحدت اسلامی ایتلاف موسوم به نجات افغانستان را که یکی از اهداف آن، برگرداندن صلاحیت‌های معاون نخست ریاست جمهوری است تشکیل داده اند.
معاون نخست ریاست جمهوری از چندی به این سوء به دلیل نا معلومی در ترکیه به سر می برد آگاهان امور دلیل اقامت جنرال دوستم در ترکیه را تبعید او به بیرون از کشور می دانند اما نزدیکان دوستم می گویند معاون نخست ریاست جمهوری برای درمان به ترکیه سفر کرده و پس از صحت یابی دوباره به کشور بر خواهد گشت.

هرات:پنج طالب مسلح در این کشته و زخمی شده اند

 

پنج عضو گروه طالبان در ولایت هرات از سوی نیروهای امنیتی  کشته و زخمی شدند.
مقام های محلی در ولایت هرات می گویند در جریان درگیری میان نیروهای امنیتی و مخالفان مسلح در منطقه صحرا سرخک میان ولسوالی های شیندند و ادرسکن هرات، سه طالب کشته و دو طالب دیگر زخمی شدند.
عبدالاحد ولی زاده سخنگوی قوماندانی امنیه هرات در تماس تلیفونی به کلید گفت: این درگیری ساعت هشت شام روز گذشت پس از آن صورت گرفت که طالبان کاروان نیروهای امن و نظم عامه را مورد هدف قرار دادند.
به گفته سخنگوی قوماندانی امنیه هرات، در جریان این درگیری یک عراده موتر سایکل و یک پایه مخابره طالبان نیز به دست نیروهای امن و نظم عامه افتاده است.
گفته میشود در این رویداد به نیروهای امنیتی آسیبی نرسیده است.
شیندند یکی از ولسوالی های نا امن این ولایت بوده که طالبان در آن حضور گسترده دارند.

از توهم تا رویا بافی های غنی

جدای از لقب متفکر دوم جهان برای اشرف غنی از رییس جمهور توهمی گرفته تا دیکتاتور ارگ بارها در انتقاد برای عملکرد سلطه جویانه وی در قدرت استفاده شده است اما در سخنرانی ها با چهره حق به جانب چنان از دمکراسی و حقوق شهروندی تا مشارکت های ملی می گوید که کار هر طنز نویسی را راحت می کند.

اشرف غنی در واکنش به انتقادهای گسترده و ایتلاف تازه شکل گرفته " نجات افغانستان" با بیان ضرب المثل "این گز و این میدان" از مخالفان خواست که درخواست های شفاف ارایه دهند، در حالی که حتی مردم دورترین نقاظ افغانستان نیز آسیب های جبران ناپذیر از قوم گرایی و تمرکزگرایی ارگ متحمل شده اند، دم زدن از مشارکت اقوام در حکومت نشان می دهد القاب به روشنی از چهره واقعی رییس جمهور می گوید.

جامعه سیاسی از هم گسسته افغانستان که به دلیل سلطه جویی های راس حکومت راهی جز تشکیل ایتلاف برای مقابله با ارگ نداشته اند و همانگونه که ادعا می کنند خواهان اصلاحات در حکومت هستند، مهم ترین حرکت انتقادی طی ماه های گذشته بوده است.

از دیرباز، رهبران و مقام ها در دوران امتیازگیری پابه پای یکدیگر در حکومت حضور داشته و کمتر از خواست و یا مطالبه حقوق مردم سخن می گفتند که اگر انزوا و هراس از کنارگذاشتن ها نبود هیچ گاه دوستم، محقق و عطا محمد نور در کنار صف طویل به دورماندگان از قدرت در برابر تیم اشرف غنی نمی ایستادند و با ادبیات تند، جزیی ترین رفتارها را علنا در مقابل رسانه ها بازگو نمی کردند.

در سطح کلان سیاسی عنوان کردن اینکه رییس جمهور در جلسه ای داد و هوار می کشد و یا برخی مقام ها با بی انضباطی در جلسه کابیه شرکت نمی کنند چه دردی از فضای پرتنش کشور دوا می کند و یا دلیل اصلاحات می شود؟

همانگونه که اشرف غنی با تکیه بر قدرت ریاستی که از قانون اساسی می گیرد و بر مبنای اختیارات بی حد و اندازه و زیر سایه حمایت امریکا دست به ایجاد بحران های تازه و قدرت دهی به مخالفان مسلح حکومت می کند به همان صورت هر مقامی دیگر خواه از قومیتی جز پشتون که به راس حکومت برسد عملکردی متفاوت خواهد داشت که جواب آن با توجه به گذشته روشن می باشد.

کشوری که بر اساس قومیت ها تعریف می شود هیچ گاه تجربه اتحاد یک ملت را نداشته و همچنان براساس منافع قومیتی و جناحی عمل می کند، رییس جمهور زمانی که در برابر انتقادها به سیستم سلطه جویانه ارگ بر تمامی نهادهای مهم دولت می گوید که تصمیم های حکومتی با مشورت اتخاذ می شود به گروه کوچکی اشاره می کند که از استانکزی و اتمر تشکیل شده است.

از سوی دیگر، اشرف غنی همواره چنان از رشد اقتصادی در دوران حاکمیت خود می گوید که عملا تمامی تلاش های اقتصادی گذشته را نفی می کند زیرا به خوبی می داند که مردم تشنه پیشرفت های اقتصادی هستند در حالی که با نگاهی به کارنامه دو سال و اندی حکومت وحدت ملی در تبلیغات خلاصه شده تا عملکرد قابل توجه.

اما بخش اعظم سخنان وی در نشست خبری در خصوص کم اهمیت جلوه دادن حرکت انتقادی مقام های بلندپایه حکومتی شد که یا با همراهی جمع معترضان جنبش تغییر دست به انتقادهای گسترده زدند و یا به تشکیل ایتلاف رسیدند.

وی که هرچه تلاش می کند خود را دلسوز کشور و مردم درگیر از جنگ نشان دهد و با بی اعتنایی به هرآنچه در فضای سیاسی کشور رخ می دهد از رسیدن به دورانی می گوید تهی از فقر و جنگ.

حال باید به رییس جمهور گفت که افغانستان نیازمند رسیدن به توهم های شخصی وی نیست که تنها در رویا خلاصه می شود بلکه در حداقل ترین حقوق خود در آستانه تباهی است: امنیت، امنیت و امنیت.

ایران و افغانستان در جنگ آب

هر کشور آب موردنیاز خود را از منابع مختلفی تامین می‌کند که یکی از آنها رودهای جاری است. این رودها همیشه از داخل یک کشور سرچشمه نمی‌گیرند. این سرچشمه‌های حیات، گاهی اوقات چند‌هزار کیلومتر را طی می‌کنند و از دو یا چند کشور می‌گذرند. به همین دلیل منازعات آبی میان کشورها از دیرباز وجود داشته است.

در منطقه‌ای مانند خاورمیانه که ذاتا خشک است و اکنون به دلیل تغییرات آب‌وهوایی خشک‌تر هم شده، آب یعنی آبادانی و هیچ کشوری حاضر نیست به راحتی آب را در اختیار دیگری بگذارد. موقعیت جغرافیایی ایران به‌گونه‌ای است که ٢۶رود کوچک و بزرگ ٢٢‌درصد از مرزهای ایران را تشکیل می‌دهند اما ۵رود بزرگ هیرمند، هریرود، اروند رود، اترک و ارس نقش حیاتی برای ایران دارند. در این میان از منازعات مربوط به ٢رود هریرود و هیرمند بیش از بقیه توجه کارشناسان بین‌المللی را به خود جلب کرده است. این ٢ رود در شرق ایران و در همسایگی افغانستان و ترکمنستان جریان دارند. هر ٣ این کشورها نیز آب‌وهوایی خشک دارند و این ٢ رود برای آنها ارزش زیادی دارد.

از سوی دیگر قراردادهای استعماری، خشکی آب‌وهوا و تنش‌های سیاسی در داخل افغانستان و همچنین میان کشور ما و ایران به بروز اختلافاتی درباره آب منجر شده است. به همین دلیل تا به امروز این اختلافات همچنان ادامه دارد. براساس قراردادهای بین‌المللی آب رودهای مشترک باید میان کشورها به‌طور مساوی تقسیم شود اما این تقسیم‌بندی همیشه امکان‌پذیر نیست. برهمین اساس جنگ آب میان افغانستان و ایران یکی از دلایلی است که رابطه ٢ کشور را تحت‌تاثیر قرار داده است.

رودخانه هیرمند با آورد تقریبی سالانه ۵/٨‌ میلیارد مترمکعب از کوه‌های غرب کابل سرچشمه گرفته و پس از طی ١٠۵٠کیلومتر وارد ایران می‌شود. در حال حاضر سهم ایران از آب این رودخانه حدود ٢۶ مترمکعب در ثانیه یا ٨٠٠‌ میلیون مترمکعب در‌ سال است.

برای حل این مشکل در قرن‌های نوزدهم و اوایل قرن بیستم، انگلیس میان ایران و افغانستان داوری کرد و در دهه ۵٠ میلادی به دلایل ژیوپلتیکی آمریکا نیز سعی در دخالت داشت. در هر حال هیچ توافقی در این زمینه به‌دست نیامد و مشکل از لحاظ فنی باقی ماند. طی ٢ دهه بعدی هر دو کشور اهمیت کمی به این اختلاف دادند، زیرا در آن مقطع آب برای شان حیاتی نبود اما در ١٩٧٢میلادی این اختلاف شدت گرفت و در ١٩٧٣میلادی معاهده رودخانه هیرمند بسته شد. در این معاهده ایران روابط بین‌المللی را به آب برتری داد و به همین دلیل از در مصالحه وارد شد.

اما در آن زمان کودتای افغانستان اتفاق افتاد با این حال مقامات کابل معتقدند با وجودی که این کودتا، مانع تصویب قرارداد آب هیرمند میان ایران و افغانستان شد، اما ایران از سهم ٢۶ مترمکعب در ثانیه خود از هیرمند استفاده کرده است. با این حال هم‌اکنون مدت اعتبار این قرارداد نیز به پایان رسیده است و اگر ایران خواهان جریان یافتن آب هیرمند است، باید قرارداد تازه‌ای را با دولت افغانستان منعقد کند و حق‌آبه آن را نیز بپردازد. بر همین اساس است که جریان آب هیرمند به دریاچه‌ هامون قطع شده است.

با تمام این تفاسیر این منازعه همچنان ادامه دارد و ایران هنوز هم خواهان حق‌آبه خود از رود هیرمند است. طی سالیان گذشته مقامات افغانستان بارها نظر خود درباره این موضوع را تغییر داده‌اند.

در ‌سال ١٩٩٢میلادی نماینده سازمان ملل که از دریاچه ‌هامون بازدید می‌کرد به ایران قول داد تا از خشک شدن این دریاچه و تضییع حق‌آبه ایران جلوگیری کند زیرا افغانستان با منحرف کردن مسیر رودخانه سدهای متعددی روی آن ساخته که این اقدامات به خشکی ‌هامون منجر شده است. در بهار ١٣٩٣ رایزنی‌های دیپلماتیک دو کشور و سازمان ملل همراه بارش سنگین سبب شد دشت‌ هامون سیراب شود اما این میزان فقط ١٠‌درصد آب موردنیاز‌ هامون بود و مردم این منطقه همچنان در بیم و امید کم‌آبی به‌سر می‌برند.

مقامات دولت کابل تا به حال اعلام نکرده اند که برنامه‌ای برای مذاکره با ایران درباره حق‌آبه آن دارند،اما تحلیلگران و کار‌شناسان غربی هشدار می‌دهند که نبود موافقتنامه‌ای در این زمینه، می‌تواند روابط افغانستان با ایران را بدتر کند.

موسسه مطالعاتی «شرق ـ غرب» در ‌سال ۲۰۱۰ با انتشار گزارشی درباره منابع آبی افغانستان، تاکید کرد: همکاری همسایگان درباره منابع آب، یک گزینه و انتخاب نیست، بلکه تنها راه موجود است. بنابر این گزارش، نبود موافقتنامه‌های دوجانبه یا منطقه‌ای در این زمینه، تهدیدی جدی را متوجه توسعه پایدار و امنیت در منطقه کرده است.

در حال حاضر افغانستان سالانه ۷۰ میلیارد مکعب آب شیرین دارد که بیش از ۸۰ درصد آن به کشور های همسایه سرازیر می شود

آمریکا خواهان نا امنی در افغانستان است

در حالیکه اوضاع امنیتی سیاسی در داخل افغانستان در یک فرآیند پر فراز و فرود تشنج و ناهنجاری هایی را تجربه می کند، در بیرون اما وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو به دور میزی گرد آمده اند و پیمان همکاری شان با افغانستان و نیروهای امنیتی، کشور را به روز کرده اند و قرار است هفت هزار نیروی دیگر به افغانستان بفرستند.
سید جواد حسینی، رییس حزب عدالت و توسعه در برنامه «آخر خط» گفت: اگر ما نگاهی مختصر به حضور نیروهای بین المللی مخصوصا آمریکا و ناتو در افغانستان بیندازیم، در هفده سال گذشته، متاسفانه در همان آغاز، سیاست های آمریکا و ناتو در افغانستان از شفافیت لازم برخوردار نبود. شما عملا دیدید که سیاست های حکومت افغانستان که طبعاً متاثر از سیاست های آمریکا و جهان بود و همچنین سیاست های جامعه بین الملی باعث حضور مجدد طالبان در افغانستان و قوت گرفتن این گروه های تروریستی در افغانستان شد. آمریکا حساس می کرد که جنگ در درون افغانستان و ناامنی در افغانستان را می تواند با مدیریت پاکستان پیش برد. پاکستان ناامنی را در افغانستان مدیریت می کرد و جامعه بین المللی در کنارش قرار داشت.

وی ادامه داد: در زمانیکه حدود صد و پنجاه هزار نیروی بین المللی در افغانستان وجود داشت، و ما در آن زمان بیش از صد هزار نیروهای امنیتی افغانستان را داشتیم، آماری که از طالبان ارایه می شد، حدود پنج هزار، نفر بود. یک لشکر تا به دندان مسلح بین المللی، با تمامی تجهیزات ارتباطی و یک دولت نتوانستند که پنج هزار طالبان را سقوط دهند. این امر نشان می دهد که متاسفانه سیاست های ناتو و آمریکا در افغانستان شفاف نبود و اینها به نحوی خواستار این بودند که یک ناامنی نسبی در افغانستان وجود داشته باشد.

حسینی، معتقد است امروز معادلات طالبان در افغانستان تغییر کرده است و بیان داشت: اینطور نیست که بگوییم که آمریکایی ها از وضعیت پاکستان آگاهی نداشتند، تا امروز حدود سی میلیارد دالر، از طرف آمریکا و کشورهای هم پیمان آمریکا، به پاکستان کمک شده است، اما در حال حاضر سیاست های آنان به بن بست رسیده است، به این دلیل به بن بست رسیده است که بازیگران جدیدی وارد میدان افغانستان شده اند. امروز دیگر، برخورد با طالبان، نابود کردن آنان و دیگر گروه های تروریستی، در افغانستان در توان آمریکا نیست. تا حالا بعضی از سیاسیون و اعضای سنای آمریکا و هم جامعه بین المللی و هم دولت افغانستان، بارها و بارها اینها را به وضاحت اعلام کرده اند که لانه حمایت از تروریست ها در پاکستان است. گروه حقانی در کجا قرار دارد؟ در پاکستان قرار دارد. امروز ممکن است خواهان این باشند که طالبان در افغانستان تضعیف شوند یا شکست بخورند، اما وضعیت تغییر کرده است. تا قبل از ۲۰۰۴، اگر حکومت افغانستان و یا آمریکا، می خواست و اراده داشت، به آسانی توان مقابله و سرکوب طالبان را در افغانستان، داشت، چرا که در آن زمان، پشتوانه اصلی طالبان و مدیریت طالبان توسط پاکستان، آمریکا و ناتو صورت می گیرفت اما امروز بازیگران جدید بوجود آمده است. امروز دیگر آمریکا نمی تواند روی روسیه، فشار بیاورد. آمریکا و ناتو توانایی فشار آوردن روی پاکستان را داشتند اما توانایی فشار بر روسیه را ندارند و یا حتی از لحاظ سیاسی و مسایل امنیتی هم چین هم تا جایی دخالت دارد و آمریکا و ناتو توان فشار بر روی چین را ندارد.

رییس حزب عدالت و توسعه، معتقد است، افسار طالبان از دست آمریکا خارج شده است و گفت: در آن زمان فرمان جنگی طالبان در دست پاکستان و آمریکا بود، اما در حال حاضر کشورهای دیگری نیز در آن دخیل شده اند. برخی از گروه های طالبان در اختیار پاکستان قرار دارند اما بعضی از گروه های طالبان امروز در دست کشورهای دیگری مانند ایران، روسیه و حتی چین می تواند قرار داشته باشد. ترکیه و آمریکا و پاکستان دیگر به عنوان کلید مدیریت جنگ در افغانستان، حساب نمی شوند و کشورهای دیگری که مخالف و رقیب آمریکا در زد و بندهای سیاسی و امنیتی جهان هستند آنها دیگر، حضور پیدا نمی کنند.

وی، در خصوص نقش دولت افغانستان در وقایع افغانستان اظهار کرد: در این میان دولت افغانستان هم کسی نیست که بخواهد یا نخواهد، دولت افغانستان به عنوان یکی از بازیگران اصلی در کنار بازیگران جامعه بین المللی یعنی آمریکا و ناتو قرار دارد و همان برنامه ها و استراتژی هایی که غرب در افغانستان دارد، دولت افغانستان تا امروز از آن حمایت کرده است.

حسینی، در خصوص دلیل افزایش نیروهای ناتو در افغانستان اظهار کرد: ممکن است آمریکایی ها این تصمیم را بگیرند که گروه های طالبان در افغانستان سرکوب شوند اما آنها خودشان هم می دانند که دیگر به این هدف دست پیدا نمی کنند. چرا که وضعیت دیروز افغانستان و منطقه متفاوت با وضعیت امروز افغانستان است. اینکه ناتو تصمیم می گیرد به همراه آمریکا در افغانستان نیروهای خود را زیاد کند می تواند دو دلیل عمده داشته باشد. اول اینکه با توجه به وضعیت ضعیف و ناتوان حکومت وحدت ملی حتی بیم آن در افغانستان می رود که نظام سقوط کند و آنها می خواهند با نیرویی که در افغانستان وارد می کنند، حداقل از سقوط نظام باید جلوگیری کنند.

وی، ادامه داد: هدف دومی را که نیروهای ناتو از افزایش نیروهای شان دارند این است که از لحاظ تبلیغاتی به افغانستان و جهان نشان بدهند که هنوز آمریکا و ناتو از افغانستان دست بردار نیستند و این می تواند نشانه اهمیت افغانستان برای آمریکا و ناتو قلمداد شود. اما به صورت کلی می توان گفت که آمریکا باید خواسته های خود را تعطیل کند. آن چیزی را که دیروز می توانست از افغانستان به دست بیاورد، امروز دیگر نمی تواند. یعنی آنها بیایند با کشورهای دیگر مانند روسیه، چین، ایران، ترکیه و دیگر کشورهایی مثل پاکستان که هنوز هم به نحوی، در کنار آمریکا قرار دارد،بیایند یکجا شوند یعنی مشکل افغانستان، قبل از اینکه یک معضل ملی باشد، معضل بین المللی است و معضل بین المللی باید بر اساس مذاکرات و تفاهم های جامعه بین المللی حل شود.

حسینی، در اخیر بیان داشت: آمریکایی ها اگر می خواهند در اینجا بیش از این شکست نخورند، باید صداقت خود را به ملت افغانستان ثابت کنند. سیاست های ناتو و آمریکا به یک پیمانه بزرگی در افغانستان شکست خورده است. سیاست های آمریکا، در افغانستان به بن بست رسیده است. وقتی یک تغییر می آید، یک ضلع بزرگی از این تغییر باید این باشد که اینها بیایند با ملت افغانستان و با حکومت افغانستان، با صداقت و راستی، رفتار کنند. کشورهای دیگر با یک پیمانه کوچکتر تاثیرگزار هستند اما عامل اصلی گروه های تروریستی هنوز هم در پاکستان است.دیگران دخالت دارند اما هنوز به پیمانه پاکستان نرسیده اند. بیایند روی پاکستان فشار بیاورند. امروز اکثر ناامنی هایی که در افغانستان می شود از طرف داعش است و منبع آن از داخل پاکستان است.

حل بحران داخلی یا سفرهای خارجی؟

افغانستان جدای از سال های جنگ که روابطی دهم تنیده و پیچیده با کشورهای همسایه و منطقه دارد طی یک و نیم دهه گذشته همواره خواستار روابط مسالمت آمیز با همسایگان خود است هرچند این رویکرد مربوط به پاکستان نمی شود.

افغانستان و پاکستان از مناقشه بر سر خط دیورند گرفته تا موضوع تروریستان از گذشته تا امروز در روابط حسنه کوتاه و تنش های طولانی مدت به سر برده تا جایی که اسلام آباد همواره از اهرم فشار اقتصادی بر کابل سود می برد.

سفر رییس جمهور به ترکمنستان هرچند دستاورد قابل توجه ای برای کشور ندارد اما نشان دهنده تلاش حکومت برای روابط با کشورهای همسایه و خروج از حالت دوقطبی با پاکستان است تا در آینده راه های بیشتری برای مبادلات اقتصادی وجود داشته باشد.

هرچند حکومت کرزی و غنی در روابط خارجی به دنبال جلب همکاری بوده اما نمی توان بر این حقیقت چشم پوشید که کشوری در حال جنگ با نزدیک به ۲۰ گروه تروریستی و مداخله کشورهای خارجی نمی تواند به مانند یک کشور مستقل در پی مناسبات تجاری و رشد اقتصادی در روابط با کشورهای همسایه عمل کند.

تلاش حکومت برای ایجاد افزایش رابطه با هند در شرایطی که دشمن پاکستان می باشد ریسکی بزرگ برای دولت اشرف غنی بود که ناامنی های بیشتر، بسته شدن مرزها و فشار اقتصادی را در پی داشت و بر همین اساس رییس جمهور روابط خارجی کم خطرتر را در پیش گرفت.

نکته قابل تامل سفرهای خارجی ریاست جمهوری، عدم همراهی وزیر خارجه می باشد که از اختلاف های درون حکومتی نشات می گیرد، زمانی که ارگ با ایجاد نفاق سعی در منزوی کردن مقام های غیرپشتون از قدرت را داشت و توانست پیروز میدان باشد تاوانی بس گران نیز متقبل شد که همان اختلاف و بروز بحران داخلی بود که حتی خارج از مرزها به رخ کشیده می شود.

هزینه ای که اشرف غنی با نگاه دیکتاتوری به حکومت و مردم می پردازد چنان گران بود که بر اوضاع داخلی و روابط خارجی سایه افکنده است، چهره منفور رییس جمهور در داخل سبب شده است که در نقطه بسیار دور از مردم قرار گرفته و در سیاست خارجی آنگونه که از یک رییس جمهور انتظار می رود، ظاهر نشود.

از سوی دیگر، سفربه کشورهای همسایه نشان از تلاش رییس جمهور برای جلب همکاری خارجی در شرایطی است که در بحران داخلی فرو رفته و هر روز صدای اعتراضی از گوشه گوشه کشور بلند شده و ایتلاف های از مقام های بلند پایه در برابر انحصارطلبی ها و ضعف حکومت شکل می گیرد.

زمانیکه یک رییس جمهور ناتوان از کنترل بحران و تهی از فهم اوضاع جاری کشور باشد چگونه می تواند در سیاست خارجی قوی عمل کرده و به عبارتی خواستار شکوفایی افغانستان باشد اما خود یک سر بحران؟!

اوج اعتراض ها در فضای بد امنیتی کابل نه تنها برای ارگ از قابل اهمیت نبود بلکه در میانه بحران نشست صلح کابل را تنها در سطح معاونان وزرای خارجه برگزار و به سفر خارجی رفت در حالی که به دلیل خشونت های نیروهای امنیتی بر مردم در کنار افزایش بی سابقه حمله و انتحاری های تروریستان موجی از ناامیدی از حکومت و قانون در کشور به وجود آمد.

حکومت وحدت ملی که در ظاهر نام اتحاد دارد و در باطن هرچه کرد بر ایجاد اختلاف بود و نفاق می توانست در مشارکت رهبران قومیت های مختلف (همانگونه که در ابتدای تشکیل حکومت توافق شده بود) سعی در تامین امنیت کشور و گسترش فعالیت های اقتصادی کند تا افغانستان تنها معرف یک کشور جنگ زده و تروریست نباشد اما آنچه رخ داد فقر گسترده بود و بی کاری همه گیر و اوج گیری قدرت طالبان و بروز خشونت های بی سابقه.

سفرهای خارجی و توافق های همکاری هرچند در ظاهر خوش یمن می نماید اما آیا در پرآشوب ترین روزهای افغانستان بر حل بحران های داخلی اولویت دارد؟

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن