خانه «=« آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی (برگه 5)

آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی

آمریکا به زورگویی در افغانستان باور دارد

اخیرا شاهد بررسی وضعیت افغانستان از سوی آمریکا و شرکای استراتژیک آمریکا، در ماموریت افغانستان هستیم. جان نیکلسون فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، رییس ستاد ارتش، وضعیت دفاع، وضعیت افغانستان را به بررسی گرفته و قرار است، در تازه ترین مورد راهبرد جدید آمریکا در قبال افغانستان، منطقه بخصوص پاکستان رسما اعلام شود. در ادامه ما شاهد سفر یک هیات سنای آمریکا در راس جان مکین در پاکستان هستیم و می گویند که پاکستان باید از حمایت افراط گرایی دست بردارد و با سیاست های کلان جهانی همسو شود وگرنه مجازات خواهد شد.

 احمد سعیدی آگاه مسایل سیاسی در برنامه «تحول» گفت: فراموش نشود که این اولین سفر جان مکین در افغانستان نیست. این سناتور قبلا نوزده مرتبه به افغانستان سفر کرده است. همچنین یکی از سناتوران ارشد دیگر هم با آقای مکین همراه است. وی هم هشتمین سفرش به افغانستان است. اینها سیاست های پاکستان و افغانستان را به خوبی می دانند. اما تفاوتی که این سفر با سفرهای گذشته دارد، این است که در حال حاضر افغانستان و منطقه، با مشکلات گوناگونی دست و پنجه نرم می کند. مشکلات منطقه ای و فرامنطقه ای، تنش ها و چالش ها به اوج خود رسیده است و رقابت های سیاسی هم از این دسته می باشد. حاکمیت موجود در افغانستان، مشکلات درونی، عدم اعتماد ملی، باورهای رهبری با یکدیگر دست و پنجه نرم می کند. در چنین وضعیتی سناتوران آمریکا آمده اند و وزیر دفاع آمریکا می گوید که بعد از این، برد برد در افغانستان مطرح نیست. بلکه برد باخت مطرح است. ولی حداقل باید از باخت باخت مطلق جلوگیری کرد.

وی، در این خصوص توضیح داد: حالا پاکستان هم برای آمریکا لباس آتشین است. اگر پاکستان را آمریکا از وجود خود بیرون کند، جان شان لخت می شود و اگر تا آخر آن را با خود و در تن خود داشته باشد ، خطرهای زیادی متوجه آن می شود. اما نباید یک نکته را فراموش کرد که در حال حاضر ما باید سفر این سناتور ها را به طور اسمی به فال نیک بگیریم اما به این باور نباشیم که با این سفر، جنگ فروکش می کند، صلح دامنگیر ما شود و مشکلات ما حل شود. حداقل این سفر این نتیجه را خواهد داشت که از سقوط مطلق افغانستان در پرتگاه نابودی جلوگیری خواهد کرد و جنگ ادامه خواهد یافت.

سعیدی، در خصوص نظر آمریکا نسبت به افغانستان در منطقه بیان داشت: آمریکا در حال حاضر، سیستم یک قطبی را در جهان مدیریت می کند و به نظامی گری و زورگویی تا هنوز باور دارد، در حالیکه جمعی از وزیران دفاع، مشاور امنیتی اش و مسوولان دیگر آمریکا، به باخت در افغانستان باور دارند. اما به باور من آمریکا تا هنوز حاضر نیست با حریفان منطقه ای خود، همه جانبه تفاهم کند و آنها را شریک برد در منطقه کند نه شریک باخت. من باور ندارم که هرگز آمریکا فدراتیف روسیه را در سرنوشت افغانستان، سهم فعال بدهد. هنوز باور ندارم چین که یک ابرقدرت اقتصادی، نظامی است در منطقه، آمریکا آن را در سرنوشت افغانستان دست باز دهد و تصمیم گیری کند. البته کشورها و اشخاصی را دست باز خواهد داد، که به نحوی در سایه مغناطیسی آمریکا قرار دارد. مانند سعودی و کشورهای عربی و پاکستان و بعضی کشورهای دیگر.

این آگاه سیاسی، در مورد تصمیمات آمریکا برای افغانستان بیان داشت: قرار بود که مقام های آمریکایی سیاست جدید و استراتژی جدید نظامی خود را در جلسه هفته قبلی بروکسل اعلام کنند. اما همزمان با حضورداشت وزیر دفاع آمریکا، اعلام شد که تا دو سه هفته دیگر، این سیاست به تعویق افتاده است. به باور من این بر می گردد به این که چند هفته قبل، اشرف غنی، در حاشیه جلسه شانکهای، دید و بازدیدی با رییس جمهور و دید و بازدیدی با نواز شریف داشت. همزمان با این دید و بازدیدها، دید و بازدیدهای محرمانه ای، در داخل پاکستان و افغانستان تحت نمایندگی و سرپرستی آمریکایی ها به خاطر روابط آغاز شد. اشرف غنی در تاجیکستان، با نواز شریف دیدار رودروریی خواهد داشت و همچنین حنیف اتمر به زودی، بعد از برگشت از آلمان سفری به پاکستان خواهد داشت و بعد از سفر سرتاج عزیز، سفری به کابل خواهد داشت، بعد از سفر سرتاج عزیز، بدون شک، نواز شریف به کابل خواهد آمد و روابط افغانستان و پاکستان به یک نحوی از بن بست سیاسی به طور اسمی بیرون خواهد شد، اما پاکستان هرگز عمق استراتژی دراز مدت خود را در افغانستان فراموش نخواهد کرد.

وی، ادامه داد: بر این باور هستم که سفر هیات آمریکایی در حال حاضر، عملیاتی را که تحت نظر آمریکایی ها سازماندهی می شود می تواند از بن بست سیاسی که به خاطر تعزیرات اقتصادی سیاسی، بر پاکستان مطرح است، بیرون برود و بالاخره پاکستان به عنوان یک دوست نیم بند ولی استراتژیک در مقابل آمریکا در منطقه، باشد.

سعیدی در خصوص وضعیت کنونی منطقه و در راس افغانستان اظهار کرد: در حال حاضر بازی های منطقه ای بسیار بغرنج و پیچیده است. از یک طرف آمریکا، علیه روسیه تعذیرات را مطرح می کند و از طرف دیگر، در هفته پیش رو، دونالد ترامپ در آلمان ملاقات خواهد داشت. از طرف دیگر، ایران خود را دوست استراتژیک و همپیمان افغانستان می داند، اما آقای حسن روحانی به خود حق می دهد که درباره بندها و انهار افغانستان بحث کند و بگوید قابل تشویش است. این یک پیچیدگی دیگر است و همچنین، ایران به خود حق می دهد که در مدیریت آب های افغانستان، بحث کند و این قابل تشویش است ولی حکومت افغانستان، با ناتوانی به ضعفی که دارد در مقابل رییس جمهور ایران خاموشی اختیار کرده است و آنچه را که تاکید می کنم شکست داعش در سوریه و عراق حتمی است و داعش به طریق ممکن در قدم اول، اختیارات مخفی را جایگزین سیاست های خود خواهد کرد و به حملات زیرزمینی دست خواهد زد و بعضا در افغانستان و در منطقه سرازیر خواهد شد و کوشش خواهد شد که به آسیای میانه برسد. جلوگیری از اینهم یک بن بست سیاسی است. راکت پراکنی کوریای شمالی در حال حاضر و قهر و غضبی را که آمریکا مطرح می کند و آنچه را که جاپان و کشورهای کوریای جنوبی تشویش دارد، این هم در قضایای بین المللی مطرح است. در چنین وضعیتی، حکومت افغانستان با چالش های دروغی خود، دست و پنجه نرم می کند، ایتلاف ها، سیاست گذاری هایی که در حالت آبستن هستند، در چنین حالتی افغانستان را فقط چند اصل می تواند نجات دهد، یک، اتحاد و همبستگی ملی مردم افغانستان، توافق روی یک اجماع ملی، در سرنوشت صلح و جنگ افغانستان، ایجاد اصلاحات در حکومت وحدت ملی، ایجاد اعتماد ملی و بین المللی و بالاخره به این نقطه رسیدن که آمریکا و کشورهایی که افغانستان را دوست خود می دانند و می خواهند که از نگاه نظامی، حمایت کنند و به این نتیجه برسند که گام های صادقانه بردارند منافع خود را درست مد نظر داشته باشند اما منافع ملی افغانستان را به خاطر منافع دیگران لگد مال نکنند.

حربه حکومت، مردم علیه مردم است

جنبش رستاخیز تغییر، روز دوشنبه ۱۲ سرطان ۹۶، روند دوم اعترض های خود را آغاز کرد و همایش با قطاری از موترها با حمل پرچم جنبش و تصاویر کشته های آن به مدت سه ساعت به طول انجامید.

 احمد سعیدی، آگاه سیاسی در گفتگو با تلویزیون "میترا" درخصوص هراس ارگ از تظاهرات مردمی و مسدود ساختن راه ها گفت: تظاهرات جنبش رستاخیز تغییر در روز دوشنبه ۱۲ سرطان ۹۶، شکل منطقی و حقوقی داشت ولی شاهد بودیم که تمام راه ها برای تردد مردم و عبور مریض ها و افراد ناتوان به شفاخانه ها مسدود شده بود.

سعیدی می گوید: درباره بندش راه ها با یک تن از مسوولین در گارنیزیون کابل تماس گرفتم که این تظاهرات مسالمت آمیز است و مظاهرکنندگان به داخل ارگ یا سپیدار نمی ایند و قصد حمله به وزارت داخله را هم ندارند که این مسوول بسیار صادقانه در پاسخ گفت که ما تشویشی از حمله معترضان به ارگ نداریم و می دانیم که اینها مسلح نیستند و یک جنبش تحصیل یافته هستند اما دستور داریم که عمدا راه ها را مسدود کنیم تا در عبور و مرور مردم مشکل ایجاد شود. مردم به شفاخانه ها نرسند و اذیت شوند.

این آگاه سیاسی درخصوص دلیل بند آمدن راه ها از زبان یکی از مسوولان در گارنیزیون افزود: ارگان های امنیتی در این وضعیت وقتی مردم به انها از بسته بودن مسیر شکایت کردند، باید در پاسخ بگویند که حکومت گناهی ندارد و این مظاهرکنندگان هستند که برای بقیه مردم مشکل ایجاد می کنند. در این وضعیت بالاخره بعد از دو سه تظاهرات دیگر زمینه این پیدا می شود که مردم علیه مظاهرکنندگان بخیزند.

وی بیان می کند: هدف مشکل آفرینی برای مردم است تا مردم در برابر کسانی از خودشان که دست به تظاهرات می زنند بخیزند و این حقیقت سناریویی است که برای اعتراض کنندگان طراحی شده است.

سعیدی، درباره حربه موجود علیه اعتراضات مدنی اظهار می کند: حکومت یکی دو مرتبه علیه معترضان دست به حمله زد و در سطح ملی و بین المللی با مشکلاتی روبرو شده است و حال این سناریو مطرح است که مردم عوام که از حقوق خود آگاهی ندارند، علیه نسل جوانی که بخاطر عدالت مبارزه می کنند، استفاده شود و بالاخره اینطور مساله بیان شود که مردم مظاهرکنندگان را رد می کنند نه حکومت!

این تحلیلگر سیاسی، درباره اعتراضات مردمی در غیاب رییس جمهور، معاون نخست در کشور معتقد است: رییس جمهور چه باشد و چه نباشد وضعیت فرقی نمی کند. چرا که حکومت و اداره آن بدست آمریکایی ها است و تا وقتی که آناان در کشور حضور دارند، نه کودتایی صورت می گیرد و نه تغییر در نظام می آید و غنی و عبدالله هر دو می فهمند که پشت شان به کوه گرم است و کسیکه این حکومت را ساخته است تا هنوز از آنها حمایت می کند.

وی تصریح کرد: سران حکومت نه علاقمند به شنیدن صدای مردم هستند و نه پس از شنیدن به آن اعتنا می کنند و صد ابلاغیه هم که خوانده شود، صدای بانگ به گوش کر گفته شده است.

سعیدی، درباره علت بی اعتنایی عبدالله و غنی به اعتراضات مردمی می گوید: حکومتی صدای مردم را می شوند که باور داشته باشد مردم آنها را تعیین کرده اند و فردا باید به همین مردم مراجعه کنند اما اینها می گویند که ما را کس دیگری آورده است و فردای انتخابات هم اگر دوباره با تقلب به روی کار بیایند، باز هم پشت شان به همان ها گرم است و ضرورتی به شنیدن صدای مردم نیست و اصلا بحث فاصله با مردم برای اینها مطرح نیست.

این آگاه سیاسی می گوید: حکومت با تمام نیرو کار می کند که گناهی که بخاطر راه بندان ایجاد می کند، به گردن جنبش رستاخیز بیاندازد و زمینه سازی کند تا اقوام مختلف سنگ و چوب بردارند و به نسل جوانی که بخاطر حقوق شان به پا خواسته اند، بزنند.

وی افزود: اگر همه ما هم به کوچه و بازار بیاییم تا وقتیکه امریکا و اف بی آی از اینها حمایت می کند، این حکومت باقی است و هر وقت که غربی ها به این نظر برسند که این حکومت خود جزیی از مشکل است، آوردن هر نوع تغییر ممکن است. برای یک ساعت اگر غربی ها از اینها دفاع نکنندف اینها دوام نمی آورند؛ چرا که این حکومت از کس دیگری است و همان کس برای ماندن و رفتن اینها تصمیم می گیرد.

از دوازدهم جوزا تا دوازدهم سرطان

خشونت و بروز ناامنی در افغانستان به امری عادی بدل شده است اما صبری که مردم طی سال های متمادی برای رسیدن به امنیت داشته اند طی دوسال گذشته طاق آمده و از راه های مختلف خواهان جلب توجه حکومت به رخدادهای جاری کشور می باشند.

تظاهرات و راه پیمایی در تمامی نقاط مختلف دنیا از امن ترین کشورها گرفته تا آشوب زده ترین ها برگزار می شود اما چرا در افغانستانی که حتی امنیتی ترین مناطق پایتخت مورد هجوم متعدد تروریستان قرار می گیرد حکومت مردم را تهی از حق اعتراض می داند؟

دوازدهم جوزا جدای از اینکه نشان داد مردم خسته از ناکارآمدی حکومت است عمق بی کفایتی پولیس و به عبارتی ارگ را در کنترل بحران نشان داد که خود سرمنشا بروز خشونت و کشتار در اعتراضی شد که می توانست مسالمت آمیز برگزار و خشم مردم فروکش کند.

رستاخیز تغییر که ابتدا با چادرهای تحصن خواستار رسیدن به اهداف خود بودند روز دوشنبه به خیابان های کابل آمدند تا باردگیر بر خواست های خود تاکید و از حکومت امنیت را مطالبه کنند.

تغییر قابل لمس دو تظاهرات در برخورد پولیس بود، تظاهرات دوازدهم جوزا با شلیک و سرکوب پولیس به خشونت کشیده و کشته و زخمی در پی داشت اما اعتراض دوازدهم سرطان با آرامش و بدور از هر گونه برخورد میان نیروهای امنیتی و معترضان برگزار شد.

در این میان همانگونه که پولیس با تدابیر امنیتی سعی در آرام نگاه داشتن تظاهرات داشت، مظاهره کنندگان نیز در تلاش بودند که خللی در وضعیت کابل ایجاد نشود اما نکته مهم، بسته شدن راه های منتهی به ارگ ریاست جمهوری، مناطق دیپلمات نشین و مراکز مهم دولتی بود که از نخستین ساعات روز بر تردد مردم و موترها بسته شد.

حال این سوال به وجود می آید که چگونه حکومت ناتوان از تامین امنیت تظاهرات روز دوازدهم جوزا بود اما توانست اعتراض دوازدهم سرطان را با آرامش مدیریت کند؟

جز برکنار شدن دو فرمانده گارنیزیون کابل آنهم تحت فشار افکار عمومی هیچ تغییر امنیتی دیگری در حکومت رخ نداد اما پس از ۵ کشته و بیش از ۲۰ زخمی در تظاهرات اول جنبش رستاخیز تغییر و فشارهای همه جانبه بر حکومت، رییس جمهور پی برد که هزینه سرکوب بسیار گران تر از راه مسالمت آمیز می باشد زیرا اگرچه نمی تواند نظام را ساقط کند اما سبب بروز بحران های بسیار و خارج از توان وی خواهد شد.

از سوی دیگر، تظاهرکنندگان اگرچه طی اعلامیه هایی خواستار برکناری رییس جمهور، رییس اجرایی و مقام های بلندپایه امنیتی هستند اما در اصل در پی تامین امنیت حداقل در پایتخت می باشند و تغییر یک حکومت بیش از توان یک جمع اعتراضی است.

در کنار بازماندگان حمله و انتحاری ها و مردمی که هراسان تهدیدهای امنتیی هستند، چهره های سیاسی که طی دو سال گذشته توسط حلقه ارگ از قدرت به دور مانده اند با غنیمت شمردن این فرصت سعی در مدیریت اعتراض ها به سوی منافع حزبی و شخصی می باشند.

ارج نهادن منافع رهبران بر خواست مردم، همواره سبب تحریف حرکت های اجتماعی در افغانستان بوده است زیرا رهبرانی که اکنون خود را در کنار جمع معترضان قرار داده و ایتلاف تشکیل می دهند از مقام های بلندپایه همین حکومتی می باشند که در زمان برخورداری از مقام و قدرت همراه ریاست جمهوری بوده اند.

حال با به وجود آمدن رستاخیزی دیگر در فضای پرتنش افغانستان باید هم حکومت و هم رهبران معترضان در پی ابراز خواست ها از راه مسالمت آمیز باشند زیرا زمانی که کشور خود درگیر جنگ گسترده می باشد نباید از درون حکومت و میان مردم فرصت برای تروریستان برای حملات بیشتر فراهم شود.

اشرف غنی که با سرکوب در پی پس زدن اعتراض ها بود اکنون به خوبی دریافته که دیگر نمی توان بر این کشور با سخن زور و گلوله حکومت کرد بلکه همچنان که مشروعیت دولت از مردم است، گوش شنوایی برای شنیدن و چشم برای دیدن درد و نگرانی های مردم داشته باشد.

آنچه در دوازدهم سرطان رخ داد نشان داد که حکومت توانایی امن نگاه داشتن پایتخت و کنترل اعتراض و بحران را داد اگر در پی برقراری امنیت باشد جز این همان می شود که در دهم و دوازدهم جوزا رخ داد.

حزب اسلامی افغانستان بر حمایت استوار از نظام سیاسی حاکم در کشور تاکید کرد

حزب اسلامی افغانستان، دیروز ساعاتی پس از اعلام موجودیت شورای عالی ائتلاف برای نجات افغانستان، اعلام کرد که به هیچ کس اجازه تضعیف نظام و تشدید هرج و مرج را نخواهد داد و استوار در مقابل آن خواهد ایستاد.
در خبرنامۀ که از سوی دفتر رسانه های این حزب در کابل پخش شد آمده است، انان از هر طرح و اقدامی که سبب اصلاح و تقویت نظام و تأمین امنیت و عدالت در کشور باشد، مخلصانه حمایت می کنند، اما از تصمیم ها و تلاش هایی که با هدف تضعیف هرچه بیشتر نظام و تشدید هرج و مرج صورت می گیرد، نه تنها حمایت نمی کنیم و اجازه چنین کاری را به هیچ فردی نمی دهند و همراه ملت خود در برابر آن استوار می ایستند.
این در حالیست که، اخیراً شورای عالی ائتلاف برای نجات افغانستان، متشکل از احزاب جمعیت اسلامی به رهبری صلاح الدین ربانی، جنبش ملی – اسلامی، به رهبری عبدالرشید دوستم، و وحدت اسلامی، به رهبری محمد محقق، اعلام موجودیت کرد.
در نخستین اعلامیۀ این ائتلاف امده که، برای جلوگیری از فروپاشی نظام و هرج و مرج سیاسی و به دلیل شرایط دشوار امنیتی، روند غیرقانونی عملکرد دولت و آسیب‌پذیر شدن شیرازۀ وحدت ملی”، این سه حزب تصمیم گرفته‌اند تا “شورای عالی ائتلاف برای نجات افغانستان” را ایجاد کنند.

منافع ما در نشست ناتو مطرح نبود

نشست وزرای دفاع کشورهای ناتو، در بروکسل پایتخت بلجیم به پایان رسید، کشورهای عضو این پیمان نظامی چند هزار نیرو به افغانستان می فرستد. منشی عمومی ناتو تاکید کرده است که وظیفه اصلی ناتو، آموزش و مشورت دهی به نیروهای امنیتی افغانستان بوده و ناتو دوباره به عملیات رزمی متوسل نخواهد شد.
، توریالی غیاثی، آگاه مسایل سیاسی، در برنامه «نگرش» گفت: هنوز افغانستان به عنوان یک کشور مهم در سیاست خارجی کشورهای عضو ناتو مطرح است که این بسیار اهمیت دارد و این در واقع یک فرصت برای دولتمردان افغانستان است که از این فرصت به خوبی استفاده کنند و نگذارند که فرصت ها به چالش ها مبدل شود. پیام دیگری که از این نشست می توانیم برداشت کنیم این است که دولت افغانستان را متوجه وظایفش می سازد و می رساند که درست است ما به شما کمک می کنیم و یاری می رسانیم اما شما هم کارهایتان را انجام دهید. شما اگر بحث صلح و مذاکره دارید، جدی تر باشید، شفاف تر عمل کنید با مردم تان به درستی مسایل را مطرح کنید. کتمان واقعیت ها را نکنید. از طرف دیگر در مبارزه تان با دشمن تان به درستی با متانت با دلیری و با شفافیت برخورد کنید. سربازتان باید سربازی باشد که بفهمد با چه کسی می جنگد طرفش کیست و تعریفش از دشمن چی است.

وی، ادامه داد: وظیفه دیگری که ما را متوجه می سازد، پشت جبهه است. ما اگر در پشت جبهه درست کار نکنیم، تدارکات درست نباشد و تجهیزات، ناکارآمد باشد و از آنها استفاده جویی شده باشد، معاش سربازان به موقع نرسد و از همه مهمتر، در عقب جبهه، خدمات و تامین اجتماعی و مسایل دیگری که ثبات سیاسی جامعه نیاز دارد، وجود نداشته باشد، ما نمی توانیم از اینگونه نشست ها استفاده ای کنیم. چرا که باید برای رسیدن به نتیجه و صلح و آرامش و ثبات پای عمل باشیم.

غیاثی معتقد است، اساس اردوی افغانستان از سال ۲۰۰۱ درست بنا نشده است و حالا نشست های چنینی نمی تواند چندان برای ثبات افغانستان کارساز باشد و افزود: اسادر آغاز بعد از سال ۲۰۰۱ آمریکا و دوستان بین المللی افغانستان گفتند که هفتاد هزار نظامی برای ارتش افغانستان و قوای مسلح افغانستان تعیین کردند. این یک شوخی بود. در آن زمان استدلال می شد که افغانستان به نیروی بیشتر نیاز دارد. بعضی ها فکر می کردند که همه جنگ ها در افغانستان خاتمه پیدا کرده است و نیازی به چنین نیرویی نیست. از طرف دیگر، یک نوع نگاهی که از گذشته ها در اردوی افغانستان باقی مانده است، با سیستمی که تازه در افغانستان جابجا می شود، دو دیدگاه متفاوت است. نظام اردوی افغانستان، به لحاظ تجهیزات و تعلیمات نظامی و مسایل دیگری که وجود داشت، نوع نظام روسی بود.

وی، ادامه داد: حالا بعد از سال ۲۰۰۱ این مسوولیت آموزش و پرورش سرباز و پشتیبانی اردوی ملی را آمریکا به دوش گرفته است. این دو نظامنامه متفاوت است و حالا می خواهند یک جایی تلفیق شود اما در آغاز تصمیم گرفتند که جابجایی صورت بگیرد و کسانی که از گذشته بوده اند و افسران نظامی با تجربه و با انگیزه ای که می توانستند در برابر دشمنی که امروز افغانستان را واقعا تهدید می کند بایستند و انگیزه جنگیدن داشتند و مجاهدینی که در برابر نیروهای دشمن که مقاومت می کردند، دشمنی که امروز دار و ندار افغانستان را تهدید می کند. اینها را به بهانه های مختلف از صحنه بیرون کنند و بنیاد یک اردوی تازه ای را گذاشتند که اساس های آن با آن تعلیمات نظامی، سال های سال نیاز دارد که کار روی آن صورت بگیرد. این مشکلاتی بود که در آن وقت آغاز شد و ما همچنان با آن دست و پنجه نرم می کنیم. در واقع اساس اردوی افغانستان از آن زمان تغییر کرده است و دوستان جدید بین المللی افغانستان امتیاز اردوی افغاستان را به دست خود گرفته اند بدون اینکه برنامه ای درست و مدون برای آن داشته باشند.

این آگاه سیاسی، معتقد است، منافع ما در انیگونه نشست ها در نظر گرفته نمی شود و افزود: متاسفانه وضعیت منطقه هم در این سال ها به طرف آشفتگی روان است. برای مقابله کردن با این آشفتگی یک سلسله مسایل مربوط به خودمان می شود که ما هم نتوانستیم به عنوان دولت داران این کشور، یک سیاست و یک استراتژی درستی را در راستای جنگ و صلح با تعاملات بین المللی و منطقه ای بعد از سال ۲۰۰۱ تنظیم کنیم. و این بسیار روشن است که ما همه چیز را به دست دوستان بین المللی خود سپرده ایم. در حالیکه آنها طبق برنامه های خود پیش می روند و در این میان نفع افغانستان و جنگ و صلح افغانستان در برابر منافع شان جایگاه و ارزشی ندارد. نشست هایی چنینی نیز تا آنجا برای ما می تواند مفید باشد که ما بتوانیم با چنگ و دندان از منافع خود دفاع کنیم که دولتمردان ما چنین توانایی را ندارند وگرنه کشورهای بزرگی مانند آمریکا هرگز به فکر منافع ما نخواهند بود.

ولسوال نام نهاد طالبان برای ولسوالی نرخ در ولایت میدان وردگ کشته شد

وزارت امور داخله اعلام کرد که، ملا بشیر ولسوال نام نهاد طالبان برای ولسوالی نرخ ولایت میدان وردگ دریک عملیات هدفمند نیروهای قطعات خاص پولیس ملی کشته شد.
در خبرنامۀ که امروز از سوی این وزارت در کابل پخش شد آمده است که، این رویداد عصر روز گذشته رخ داده که در پی آن دو تن از محافظان ملا بشیر نیز زخمی شدند و مقداری جنگ افزار نیز بدست نیروهای پولیس ملی افتاده است.
در خبرنامه گفته شده است،ملا بشیر در طراحی و سازماندهی حملات تروریستی به ویژه حمله بر نیروهای امنیتی کشور در مسیر جاده ولسوالی نرخ ولایت میدان وردگ نقش مهمی داشت.
به گفتۀ وزارت امور داخله، در این عملیات به نیروهای قطعات خاص پولیس ملی ومردم محل آسیبی نرسیده است. طالبان مسلح تا اکنون در این مورد اظهار نظر نکرده اند.

 

مقام های پاکستانی از بهبود روابط میان کابل و اسلام آباد خوشبینی می کنند

مقام های پاکستانی از بهتر شدن روابط کابل و اسلام آباد خبر دادند.
سرتاج عزیز مشاور روابط بین المللی صدر اعظم پاکستان گفته است که پس از دیدار رئیس جمهور اشرف غنی با صدر اعظم نواز شریف، وضعیت پر تنش کشور اش با افغانستان در حال بهبود یافتن است.
رسانه های پاکستانی به نقل از عزیز گزارش می دهند که، پس از ملاقات نواز شریف و اشرف غنی در آستانه پایتخت قزاقستان، رایزنی برای بهبود روابط بین پاکستان و افغانستان ادامه دارد.
براساس گزارش روزنامۀ دیلی پاکستان، عزیز گفته که، پیش از برگزاری اجلاس چهارجانبه برای برقراری صلح در افغانستان بهبود روابط اسلام‌آباد- کابل امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. او تاکید کرده که، پایان یافتن مأموریت نماینده ویژه امریکا برای افغانستان و پاکستان هیچ تأثیری روی نشست های چهار جانبه و مذاکرات صلح ندارد.
به گفتۀ این مقام پاکستاهنی، اسلام آباد بر سر مکانیزم مدیریت مرز مشترک اختلافاتی با افغانستان دارد؛ اما تلاش می کند که مشکلات موجود در این بخش را از راه گفتگو و مذاکره حل کند.

اعضای شورای ولایتی ارزگان از نبود هم‌آهنگی میان نیروهای امنیتی در این ولایت سخت انتقاد می کنند

فعالان مدنی، اعضای شورای ولایتی و بزرگان قومی ارزگان از آنچه که نبود هم‌آهنگی میان نیروهای امنیتی در این لایت می دانند سخت انتقاد می کنند.
به گفته عبدالکریم خادیم‌زوی یک عضو شورای ولایتی این ولایت،عدم هم‌آهنگی میان نیروهای امنیتی در ارزگان سبب شده است تا دامنه نا امنی‌ها گسترش یابد.
این عضو شورای ولایتی ارزگان تاکید دارد در میان رده‌های نه چندان بلند نیروهای امنیتی مستقر در ارزگان اختلافات موجود است اما مسوولان ارشد امنیتی باید جلو این اختلافات را بگیرند.
از سویی هم عبدالباری باور یک بزرگ قومی در این ولایت دلیل عدم موجودیت هم‌آهنگی درست میان نیروهای امنیتی را اختلافات بر سر بدست گرفتن قدرت و صلاحیت و نیز مسلکی نبودن این نیروها عنوان می کند.
به گفته بارو اگر جلو این اختلافات در میان نیروهای امنیتی گرفته نشود ارزگان نیز با سرنوشت کندز روبرو خواهد شد.
رحمت‌الله صدیقی سرپرست قوماندانی امنیه ارزگان نیز موجودیت اختلافات درونی میان نیروهای پولیس دراین و لایت را می پذیرد اما می گوید: در حال حاضر این اختلافات مرفوع شده است.
این در حالیست که در جریان یک ماه گذشته نیروهای پولیس و اردوی ملی سه بار در این ولایت باهم درگیر شدند که این درگیری‌ها چندین کشته و زخمی نیز برجا گذاشت.

 

افغانستان نسبت به نتایج نشست وزاری دفاع ناتو در بروکسل خوشبین است

 

 

وزاری دفاع کشورهای عضو ناتو برنامه‌های حکومت افغانستان در بخش‌های سیاسی و نظامی را مورد تایید قرار داده اند.
طارق‌شاه بهرامی سرپرست وزارت دفاع ملی افغانستان در پایان نشست وزاری دفاع ناتو در صحبت با خبرنگاران از نتایج این نشست ابراز رضایت کرد و گفت :”برنامه‌های حکومت در بخش‌های سیاسی و نظامی از سوی وزرای دفاع عضو این سازمان مورد تایید قرار گرفته است”.
افزایش فشار بالای پاکستان یکی از خواست‌های حکومت افغانستان در این نشست گفته شده بود با این حال سرپرست وزارت دفاع درپاسخ به سوال خبرنگار کلید در این مورد می گوید:”یقین دارد یکی از فیصله‌های نشست ناتو حمایت از تصامیم نشست پروسه کابل و نیز پلان چهارساله امنیتی افغانستان بوده است”.
در همین حال ینس ستولتنبرگ منشی عمومی ناتو تمویل و حضور گروه‌های تروریستی در کشورهای همجوار افغانستان را برای ناتو و شرکای این سازمان پذیرفتنی نمی داند.
از سویی هم قرار بود درپایان این نشست رقم دقیق افزایش نیروهای ناتو به افغانستان اعلام شود اما سرمنشی سازمان ناتو بدون ارائه ارقام از اعزام نیروهای اضافی به افغانستان می گوید ناتو و شرکای این سازمان متعهد به افزایش نیروهای شان به افغانستان هستند.
حمایت مالی ناتو از نیروهای امنیتی افغان تا سال ۲۰۲۰ میلادی،افزایش صد در صدی رقم نیروهای خاص وبلند بردن ظرفیت نیروهای هوائی افغانستان از موارد مهم پلان امنیتی چهارساله افغانستان است که به گفته سرپرست وزارت دفاع ملی، کشور های عضو ناتو در این نشست به تطبیق آن تعهد نموده اند.

نشست ناتو، تاثیری بر مبارزه با تررویزم ندارد

نشست وزرای دفاع عضو ناتو پنجشنبه در بروکسل پایتخت بلجیم برگزار شد. یکی از محورهای اصلی این نشست، ماموریت پشتیبانی ناتو از نیروهای امنیتی افغانستان بود.
عباس فراسو آگاه روابط بین الملل، در برنامه «نگرش» گفت: برگردیم به نکات برجسته ای که در سخنان دبیر کل ناتو که در پیش جلسه این نشست مطرح کرد، بود. یک، حمایت از حکومت وحدت ملی، دوم، حمایت از گفتگوهای صلح و سوم، دوام حمایت کمک های ناتو به نیروهای امنیتی افغانستان را مطرح کرد. اما نکته بسیار قابل بحث در اینجا این بود که گفت، افغان ها باید خودشان مشکلات شان را حل کنند. بنابراین، این گفته به معنای شانه خالی کردن از یک مسوولیت است. این مسوولیت را ناتو، خود به گردن نگرفته است و گفته است مشکل کلی افغانستان، مشکل قدرت است. جنگ میان نیروها و گروه های سیاسی است. ما در اینجا اگر طالبان را به عنوان یک گروه سیاسی و نظامی، بدانیم، در واقع این مشکل به مشکل داخلی ما بر می گردد که در اینجا ممکن است اعضای ناتو دولت افغانستان را حمایت نکند و همین پندار باعث این می شود که جنگ افغانستان دوام پیدا کند و در اینجا ممکن است گروه های تروریستی مورد هدف ناتو نباشد. مشکل در تعریف دشمن در اینجا است که دولت افغانستان با ناتو یک تعریف مشخص و مشترک از دشمن نمی تواند ارایه کند. بنابراین یک زبان همکاری مشترک در تقابل با تروریزم و گروه های تروریستی اگر بوجود نیاید، من فکر نمی کنم که تلاش ها برای آوردن صلح و برای تامین امنیت افغانستان کارساز واقع شود.

وی، ادامه داد: ناتو و اعضای ناتو در واقع همه می دانند که دشمن اصلی افغانستان کیست و کدام گروه ها بیرون از خاک افغانستان تجهیز می شود و به افغانستان فرستاده می شود. این برای همه آشکار و واضح است. بنابراین آنها در خلا اطلاعاتی قرار ندارند که دولت افغانستان گروه های تروریستی را لیست کنند و برای آنها بدهد. بلکه مشکل اینجا است که آنها طالبان را که دشمنان افغانستان هستند، دشمن خود نمی دانند. در صورتیکه این تعریف وجود نداشته باشد ما به صلح و امینت نمی توانیم دست پیدا کنیم.

فراسو، نتیجه دادن نشست ها را منوط به خواست آمریکا می داند و می گوید: امیدوار هستیم که کشورهای عضو ناتو و در راس آن آمریکا، در آوردن صلح و ثبات در افغانستان گام های عملی تر بردارند. و یکی از گام های عملی در این راستا، در فشار قرار دادن پاکستان است. باید فشارهای بیشتر و لازم بر پاکستان آورده شود تا اینکه پاکستان و آی اس آی، از حمایت گروه های تروریستی در افغانستان دست بردارد. در صورتیکه چنین اقداماتی صورت نگیرد، فکر نمی کنم که به زودی ما به صلح و ثبات دایمی در افغانستان دست پیدا کنیم و اینگونه نشست ها کارساز باشد.

این آگاه سیاسی، در خصوص کشورهایی که برای افغانستان ناامنی ایجاد می کند بیان داشت: این تنها پاکستان نیست که عامل بی ثباتی و بدبختی در افغانستان شده است، برخی کشورهای همسایه دیگر نیز در ناامنی های افغانستان نقش دارند. چین و روسیه و ایران از کشورهایی هستند که با برقراری ارتباط با مخالفان افغانستان باعث ناامنی در افغانستان شده اند. در واقع این کشورها، نگران این هستند که منافع شان در افغانستان و در منطقه آسیب ببیند. بنابراین ناتو این کشورها را در افغانستان یک تهدید تلقی می کند، همانطور که چین و ایران و روسیه حضور ناتو را در افغانستان یک تهدید برای خود تلقی می کنند.

وی، در خصوص اقدامات آمریکا در منطقه و اینکه چرا ناتو از اشتباهات نظامی آمریکا انتقاد نمی کند بیان داشت: مشکل اساسی در تامین هزینه های نظامی ناتو است، دولت آمریکا بیشترین هزینه را در سازمان ناتو پرداخت می کند. طوریکه بیشترین هزینه را در سازمان ملل متقبل شده است. هر کسی که بیشترین هزینه را پرداخت می کند، قطعا توقعاتی هم دارد و این یک واقعیت است که ناتو در حال حاضر ابزار سیاست خارجی آمریکا است. چراکه بیشترین هزینه را پرداخت کرده است و تقاضای بیشتری هم دارد. فکر می کنم که مشکل آمریکا با دیگر اعضای ناتو این است که اولویت هایشان کاملاً متفاوت هستند. مثلا اولویت سیاست خارجی آمریکا، تامین امنیت در سطح جهان است و مبارزه با قدرت های چالش گر در منطقه است. برای اینکه این کشور نظم هژمونی قدرت در جهان است. آمریکا می خواهد که قدرت نظامی بیشتر استفاده شود و از ابزار نظامی در کشورهای جهان سومی مانند افغانستان بیشتر استفاده شود. چون افغانستان می تواند کمک کننده قدرت های منطقه را خاموش بسازد. همینطور در خاورمیانه، و خود آمریکا در سیاست خارجی اش مطرح است که منطقه ای باید بوجود بیاید و وجود داشته باشد تا اینکه نظم جهانی را در سطح جهان حفظ کند. همانطور که در عراق و افغانستان و در خاورمیانه هجوم نظامی آورد و می بینیم که زد و خورد ها میان دو قدرت نیست بلکه میان دو نظم جهانی است. در واقع اینجا چین و روسیه ادعا می کند که ما دیگر، توانایی تحمل نفوذ آمریکا را در منطقه نداریم. از یک طرف آمریکا به دنبال حفظ وضعیت موجود در سطح جهان است.

فراسو در ارتباط با مشکلات میان روسیه و چین در مقابل آمریکا و ناتو گفت: در حال حاضر کشورهایی مانند چین و روسیه در تلاش هستند که ناتو را وادار کنند که از اهداف جهانی خود در منطقه دست بردارد ولی برای تامین امنیت منطقه حضور داشته باشد و کمک کند. چرا که گروه های هراس افکنی که در منطقه وجود دارند هم تهدید علیه منافع ناتو است و هم تهدید علیه منافع کشورهای شرقی مثل روسیه و چین است. روسیه و چین همواره به دنبال این است که ناتو را از اهداف جهانی اش بازدارد و به دنبال این هستند که حداقل در منطقه یک تعریف مشترک از ترویزم ارایه دهند و همکاری مشترک در بعضی موارد داشته باشند. مخصوصا در قسمت مبارزه با تروریزم. در حالی که هیچ کدام از این کشورهای در مبارزه با تروریزم صادقانه برخورد نمی کنند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن