خانه «=« آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی (برگه 5)

آرشیو نویسنده: مسئول تامین محتوی

به یک بازی عبث توسط آمریکا مصروف شده ایم

آمریکا به عنوان کنشگر اصلی آغاز جنگ در افغانستان و بازیگری در منطقه خاورمیانه اعتراف به ناکامی کرده است. در این سال ها آمریکا چرا به نتیجه ای نرسیده اند و چرا حالا اعتراف به ناکامی خود کرده است؟ آیا این اعتراف برای هژمونی آمریکا مضر نیست؟

رحمت الله بیژن پور، آگاه مسایل سیاسی در برنامه «مثبت و منفی» گفت:من یک یادداشت به همراه خود دارم که شاید چندان دقیق نباشد اما در آن تابحال پنجاه بار تا بحال از شکست سخن گفته شده است و چهل و نه بار از پیروزی حرف زده شده است. این سخنان از زبان رییس جمهور، معاونان رییس جمهور، سناتوران ارشد، وزیر دفاع، وزیر خارجه معاونان شان، راجع به افغانستان سخن گفته اند. اینها پنجاه بار اعلام کرده اند که ما در جنگ افغانستان برنده نیستیم و شکست خورده ایم و چهل و نه بار گفته شده است که ما امیدهای زیادی داریم و برنده جنگ افغانستان هستیم. از زمان بوش تا کنون این بحث ها همچنان با همین شیوه بیان می شود. این معنایش این است که آنها به دنبال برندگی و بازندگی جنگ نیستند. آنها فقط این ادبیات را به کار می برند تا حداقل ما در حوزه بین المللی در نظام بین الملل به دنبال یک مساله باشیم که آمریکایی ها علیه تروریزم در یک جنگی بسیار تمام عیار مبارزه می کنند. در این میان یا نیکلسون برکنار می شود، یا جنرال دیگری پیش می آید، یا کسی دیگر می آید، اینها بحث هایی است که ربطی به مساله افغانستان ندارد. 

وی، ادامه داد: جنگ در افغانستان موضع و جبهه ندارد، رسمیت ندارد و اعلام شده نیست. شعار و شعور سیاسی و ملی خلق نکرد. جنگ در افغانستان در حقیقت جنگ علیه اکسیژن است معلوم نیست که ما علیه چه کسی جنگ می کنیم. به همین دلیل جنگی که علیه اکسیژن باشد برنده نیست. شما در فضا دارید جنگ می کنید. جنگ علیه کی؟ نه انگیزه ملی است، نه شعار ملی است، نه استراتژی است، نه پلان است و نه اینکه اردو در رابطه با آن انگیزه دارد. نه دشمن معرفی شده است و نه دوست معلوم است. آمریکایی ها هم سعی می کنند وضعیت را با همین ابهام پیش ببرند و این وضعیت وضعیت درستی نیست. بنابراین این مساله چیزی را تعیین نمی کند این اظهارات ترامپ هم فقط تاکیداتی است که از سوی مسوولان امنیتی گفته شده است که شما بگویید ما برنده نیستیم.

بیژن پور، در ارتباط با اعلام های پیروزی و شکست آمریکا بیان داشت: همین هژمونی است که آمریکا را به این مساله گرفتار کرده است. حتم دارم جمله ما پیروز می شویم برای پنجاهمین بار هم گفته خواهد شد و به مفهوم این است که پروژه بحران در افغانستان توسط این آقایان، یک سره به این طرف و آن طرف کشانده می شود تا ما با یک بازی عبث مصروف باشیم. بنابراین آمریکایی ها اعتقاد به نظام سازی افغانستان ندارند. در اوایل که آمده بودند و مسایل باز سازی مطرح شده بود و مساله استراتژی و توسعه و انکشاف و اینها همانگونه ماند.

این آگاه سیاسی معتقد است، ما به همین نسبت در عرصه نظام داری در افغانستان متاسفانه تعلیق هستیم و هیچ پیشرفتی نداریم و افزود: هر روز دچار بحران بیشتر می شویم. بنابراین آمریکایی ها تلاش شان این است که دیدگاه کشورهای حریف در منطقه را که روسیه و چین و هند و دیگران است، را به نحوی مشغول کند که بله ما داریم کم کم ناامید می شویم به خاطر اینکه شما کمک نکرده اید و این وضع پیشرفت نکرد.

وی، معتقد است آمریکا در منطقه و افغانستان فعالیت های نامعلومی دارد و هیچ جنبه ای از آن مشخص نیست و گفت: انصافا یکی از مسایلی که پروسه بحران و روند بحران است این است که هیچ چیز مشخصی از درون این وضعیت نه برای ملت افغانستان داده می شود نه برای منطقه، نه برای مردم دنیا. فقط هرازگاه این جمله ها گفته می شود که ما پیروز هستیم، ناکام هستیم هرازگاهی طیاره های هوایی می زند یک ماشینی را در سرحدات افغانستان منفجر می کند و اعلام می شود که فلانی را کشتیم. ریی الاقاعده را کشتیم، بن لادن را کشتیم، ملاعمر را کشتیم. در حالیکه ما جنازه هیچ کدام از آنها را ندیده ایم. چرا هیچ گزارشی از جنگ برای سازمان ملل وجود ندارد تا ما بدانیم جنگ بین المللی علیه تروریزم در حال پیشرفت است. 

بیژن پور، در ارتباط با اهداف نگاه داشتن جنگ در افغانستان بیان داشت: آمریکایی ها پنجاه سال در انتظار این بوده اند که چگونه در افغانستان تسلط داشته باشند و از اینجا با روسیه رقابت کنند و شانگهای را هم به نحوی مهار کنند و از رشد توسعه آنها جلوگیری کنند. این مساله برای آنها در افغانستان تامین شد. آمریکایی ها برای اینکه حریفان را هم اقناع کنند از حضورشان در افغانستان، مساله تروریزم، مساله تریاک، مساله آفات اجتماعی دیگر در منطقه و فعالیت های باندها، گروه ها و دسته های گوناگونی است که معلوم نیست که چه کسی خلق می کند و چه کسی حمایت اما معلوم است که آمریکایی ها این سرنخ را دارند یعنی اطلاعات خوبی در این مورد دارند که چقدر دیگر لازم است که اینها در افغانستان باشند هم برای مبارزه با بحران و هم رسیدن به آن مقاصد کلان انرژی بگذارند. پس یکی از نقاط اساسی استراتژی امنیتی آمریکا، مساله افغانستان است

باجوه با گروه از خبرنگارن افغان در اسلام آباد دیدار کرد

 

جنرال قمر جاوید باجوه لوی درستیز پاکستان دردیداری که با هیت خبرنگاران افغان در اسلام آباد داشت روی مبارزه با تروریزم، صلح دو کشور و ایجاد فضای باورمندی صحبت نمود.
جنرال باجوه گفت: زمانی که بر اثر یک حادثه چه در کابل و چه درلاهور تلفات صورت می گیرد من یک درد دارم، در این صورت هر دو کشور باید بازی مقصر دانستن هم دیگر را به پایان برسانند.
او افزود : هر دو کشور از ناحیه تروریزم متضرر شدند و امنیت هر دو کشور به یک دیگر بسته گی دارد.
او تاکید دارد که باید گفتگوی صلح بین دو کشور از سر گرفته شود و مبارزه علیه تروریزم و همکاری همه جانبه در طول خط فرضی دیورند صورت گیرد.

دها تن در حمله‌ی بالای مسجد امام زمان در کابل کشته و زخمی شدند

 

مهاجمان مسلح دیروز با حمله به مسجد امام زمان در قلعۀ نجارای کابل، ده ها تن از افراد ملکى را که مصروف اداى نماز جمعه بودند کشته و زخمی ساختند.
این حمله که بعد از چهار ساعت با کشته شدن ده ها فرد ملکی و نیروهای امنیتی و از پا درآمدن مهاجمان مسلح، به پایان رسید.
وزارت صحت عامه میگوید: ارقام ابتدایى تلفات وجراحات نشان میدهد که در این رویداد، بیش از بیست تن کشته و بیش از ۳۵ تن دیگر زخمی شده اند.
اما نجیب دانش، سرپرست دفتر سخنگوی وزارت امور داخله، آمار جان باخته گان این رویداد را چهارده تن و زخمیان آن را ۳۸ تن گفته است.
درعین حال منابع امنیتی دیگر گفته اند، که در این رویداد بیش از سی تن جان باخته اند و حدود هشتاد تن دیگر زخمی شده اند. این منبع هم چنان می افزاید که بیش از یکصد تن از غیرنظامیان از محل نجات داده شده اند.
رئیس‌جمهور محمداشرف غنی با اظهار محکومت شدید این حادثۀ تروریستی، تأکید می‌ورزد که تروریستان شکست‌خورده و هیچ‌گاه نمی‌توانند با انجام چنین حملات خصمانه و ضد دینی و بشری، به اهداف شوم شان دست یابند.
به گفته غنی، آنها باید بدانند که در هرکجا هدف نیروهای امنیتی و دفاعی ما قرار می‌گیرند و برای همیشه نابود خواهند شد.
در همین حال گروه داعش مسوولیت این حمله را بدوش ګرفته است.

نبرد مذهبی طالب با نام داعش!

همزمان با حکومت وحدت ملی و اوج گیری داعش در سوریه و عراق سبب شد تا چهره ای دیگر از تروریزم در افغانستان شکل بگیرد درحالیکه گروه طالبان طی دهه های گذشته از فریب افکار عمومی برای رسیدن به امارت اسلامی تا شکست و قرار گرفتن در جبهه مخالف حکومت، در تغییر و تحول قرار داشت.

طالبان با قوانین سخت و قوم گرایانه خود همواره در تلاش بود که با شعله ورکردن جنگ مذهبی سبب رویارویی سنی ها و شیعیان شود اما با تمامی فجایع تکان دهنده و خونریزی ها نتوانست به این هدف دست یابد و حال داعشی که روی دیگر طالبان است، تمامی حمله و انتحاری بر امکان مذهبی، تجمع های شیعیان و بخصوص قومیت هزاره را به عهده می گیرد.

حمله تروریستی روز جمعه مسجد امام زمان کابل که بیش از صد کشته و زخمی در پی داشت در امتداد سلسله کشتارهای می باشد که از دوم اسد سال گذشته و قتل دسته جمعی معترضان جنبش روشنایی رخ داد و درحالیکه با وجود رویدادهای به تکرار و هدف قرار گرفتن مساجد، حکومت هیچ اقدام اساسی برای تامین امنیت چنین مکان هایی صورت نمی دهد.

نکته قابل تامل در بزرگ جلوه دادن خطر داعش در افغانستان، تبلیغات گسترده حکومت از وجود این گروه خشن تروریستی در کشور و فرافکنی های طالبان برای جدا نشان دادن مسیر خود از آنان می باشد.

درحالیکه با تغییر نگرش جامعه نسبت به طالبان که به گروهی منفور در میان مردم بدل شده، به عهده گرفتن حمله های خونبار علیه شیعان توسط داعش می تواند از این گروه، چهره ای لطیف تر و مصلحت اندیش نشان دهد که تنها حکم مخالف حکومت و حضور نظامی امریکا را داشته باشد.

حکومت وحدت ملی به مانند دولت کرزی با نگاه قومیتی در تلاش بوده و هست که طالبان را به عنوان ذخیره های قومی وارد بدنه حکومت کرده و به اهدافی نظیر پشتونیزم کردن افغانستان دست یابد، ناامن شدن شمال برای تضعیف جبهه مقاومت و به انزوا کشاندن مقام های که به عنوان رهبران دوران جهادی گذشته، عملا خواستار جنگ با طالبان هستند همان پروژه ای می باشد که به دست عوامل درون سازمانی برای محیا کردن نفوذ طالبان در شمال اجرایی شده است.

محکوم کردن حمله تروریستی مسجد صاحب الزمان از سوی سخنگوی طالبان برای بزرگ جلوه دادن تهدید داعش می باشد در حالی که حضور نیروهای داعش در افغانستان با شک و تردید مواجه است و می توان آنان را روی دیگر طالبان دانست که وظیفه برداشتن بار خشونت و کشتار را از دوش طالبان دارند، این گروه افراط گر از زمان پیدایش با جنایت های تکان دهنده علیه شیعیان و قوم هزاره، سنبل نژادپرستی و قوم گرایی می باشد که اکنون با نام داعش دست به چنین اقداماتی می زند. 

در همین راستا، تلاش عوامل درون حکومتی برای بزرگ جلوه دادن تهدید داعش، تلطیف کردن نام طالبان و سرپوش گذاشتن بر جنایت های گذشته این گروه در میان مردم است.
اگرچه به تکرار خبرهای از نبرد نیروهای طالب با داعش در مناطق مختلف به نشر رسیده است اما نسل کشی میرزاولنگ که حکومت آن را همکاری میان این دو گروه می داند بر شک ها می افزاید، حکومت وحدت ملی که عامل اصلی بحران سیاسی و شکاف قومیتی می باشد از ابتدا در تلاش برای جذب طالبان بوده و هست و می ماند همکاری هایی که سبب گسترش میدان جنگ و ناامن شدن ولایت های همواره امن شده است.

حکومت با وجود شکست های پی در پی امنیتی نه ناتوان از برقراری امنیت ولایت ها می باشد و نه از تجهیزات و نیرو کافی بی نصیب بلکه مشکل اصلی فسادی است که سراسر این نظام را در برگرفته و خواست رهبران پشتون برای به انزوا کشاندن قومیت های دیگر که همواره به عنوان تهدیدی برای قدرت خود می دانند.

تمامی رویدادهای سلسله واری که از دوم اسد سال گذشته رخ داد و مذهب و قوم خاص را هدف قرار داده و واکنشی که حکومت و گروه طالبان نسبت به آن داشت، از این حقیقت پرده بر می دارد: داعشی که دست به کشتار مردم می زند طالبی است که با تلاش عوامل درون حکومتی با نام جدید داعش به عنوان تهدید جدی برای امنیت معرفی شود تا هم طالبان به راحتی به قدرت و امتیاز دست یابند و هم حکومت به اهداف شوم خود جامعه عمل بپوشاند.

و در حالی که یک ملت قربانی نفرت رهبران پشتون از قدرت یابی مقام های دیگر اقوام می شود و کورکورانه به حمایت از طالبان، منافع ملی را به نابودی می کشانند، طالبان نه خلاصه شده در یک قومیت بلکه وسیله ای است برای امریکا با حمایت پاکستان در جنگ نیابتی.

وقوع حمله انتحاری در مقابل درب قوماندانی امنیه هلمند

 

حوالی ساعت یازده قبل از ظهر امروز حمله انتحاری در مقابل دروازه قوماندانی امنیه هلمند رخ داده است.
حضرت محمد روحانی خبرنگار کلید در هلمند می گوید که صدای امبولانس ها و شلیک مرمی نیز از ساحه شنیده می شود.
گفته می شود که این حمله در قراول دوم قوماندانی امنیه رخ داده است
هنوز از تلفات این حمله جزییاتی در دست نیست.
مسوولیت این حمله را نیز تاکنون کسی برعهده نگرفته است.

عرش ارگ، سقوط دانش است!

سرور دانش که در گذشته از بازی های سیاسی دوری می کرد با ورود به رده بالای قدرت و جناح اشرف غنی در همراهی از سیاست ارگ سعی دارد از حکومت چهره ای موجه بسازد تا چتری حمایتی شود برای مقام و امتیاز.

با کنارگذاشتن نگاه قومی که سنتی از گذشتگان که به همت اشرف غنی به اوج خود رسیده است، عملکرد سیاستمدارانی به مانند معاون دوم ریاست جمهور از مجرای قانون و وظیفه نگاه می شود، دانش با وارد شدن به دو موضوع بحث برانگیز فضای سیاسی جاری بیش از گذشته مورد هجوم قرار خواهد گرفت.

دفاع همه جانبه از قدرت ریاستی و رد نظام پارلمانی و فدرالی که در دوران حکومت وحدت ملی، طرفداران بسیاری از مقام های ارشد گرفته تا جامعه دارد، نشان می دهد که تا چه میزان قدرت و امتیاز می تواند مقامی حتی مصلحت اندیش به مانند دانش را به تغییر رویکرد وا دارد.

اینکه مقامی چون معاون دوم رییس جمهور باید همراه با سیاست راس حکومت باشد از بایدهای ماندگاری در قدرت است اما با کنارزدن حقایقی که دیگر بر همگان روشن و زندگی مردم را با مشکلاتی بزرگ در کنار جنگ و ناامنی سخت تر از هر زمانی کرده است، چشم پوشی هایی می باشد برای بقای مقام و قدرت.

دانش تنها مقامی نیست که با وارد شدن به حکومت برای مقام، پشتیبان رهبران سلطه گر شده و بر منافع ملی، حزبی و حتی قومتیی خود چشم می پوشد، اسماعیل خان، جنرال دوستم، محقق، خلیلی، سیاف، تا اندازه ای عطا محمد نور و … تا زمانی که مشمول امتیازهای حکومت می شدند و دلخوش به مقام بلندپایه در حمایت از کرزی و غنی چنان به دفاع از سیاست حکومت می پرداختند که تغییر یکباره بیش از افشاگری و انتقادهای تند، شوک آور بود. 

معاون دوم ریاست جمهوری که نظام پارلمانی را با صراحت به دلیل فضای سیاسی کشور رد می کند خود از حزبی می آید که همواره مدافع و خواستار چنین نظامی برای افغانستان بوده است.

از جانب دیگر، همچنان که پست نخست وزیری را در حکومت به مانند چالش بزرگ و از عوامل بی ثبات شدن حکومت می داند به طور واضع به مانند رییس جمهور، قانون اساسی و خواست یک ملت را زیرپا می گذارد در حالی که توافقنامه سیاسی حکومت وحدت ملی به صراحت بر مشارکت در قدرت میان ریاست جمهوری و ریاست اجرایی تاکید می کند که همان پست نخست وزیری می باشد که در میانه دسیسه چینی های ارگ هیچ گاه زمینه ظهور پیدا نکرد و تعدیل قانون اساسی و اصلاحات انتخاباتی نیز در سنگ اندازی های حکومت به کلاف های سردرگم بدل شدند.

سخنان معاون اول ریاست جمهوری اگر چه تضمینی برای بقای پست و قدرت وی در حکومت است اما تیشه به ریشه گذشته و اصول حزبی خود زد و از جانب دیگر با پشت کردن به مردم تبدیل به سپری برای اشرف غنی و ارگ نشینانی شد که استعدادی بی همتا از وسیله قراردادن چهره های سیاسی برای منفعت های شخصی و تباری دارند.

زمانیکه اشرف غنی طی سه سال گذشته اختلاف های قومی را به شکافی بی سابقه رسانده و دلیل جنگ و ناامنی هاست چگونه مقامی می تواند با وجود چنین حقایقی، مدافع قوم گرایی و انحصارطلبی باشد در حالی که تمامی اقوام جز رهبران پشتون از گزند چینن سیاستی در امان نیستند.

آنچه در میرزاولنگ رخ داد و نسلی کشی از سوی طالب و داعش کشور را تکان داد بدون حمایت های درون حکومتی هیچ گاه به کشتار کودکان، زنان و مردان بی دفاع نمی انجامید، حکومت اشرف غنی در سه سال گذشته با بی اعتنایی به آنچه در میدان جنگ می گذرد، عاملان اصلی کشتارها و خون ریزی هاست زیرا زدو بندهایی سیاسی سبب شده که مناطق را به طالبانی واگذار کنند که بیش از اینکه دشمن و تروریست باشند، ذخیره های قومی هستند برای کشوری پشتونیزم.

سرور دانش اگرچه همواره تلاش کرد با گفتگو و از در مصلحت اندیشی به مصاف مخالفان حکومت برود اما اکنون تبدیل به تریبونی برای ارگ شده تا سیاست سیاه را پاک جلوه دهد غافل از اینکه سرنوشتی به مانند دوستم و خلیلی در انتظار وی است و آن هنگام که از قدرت به دور ماند و طعم دسیسه ارگ را چشید باز هم چنین از حکومت قبیله گرا و سلطه جو حمایت می کند؟

۵۴ طالب مسلح در حملات هوایی در غور کشته و زخمی شدند

 

در نتیجه حملات هوایی نیروهای اردوی ملی و حمایت قاطع درولایت غور در غرب کشور ۲۰ تن از طالبان کشته و ۳۴ تن دیگر شان زخمی شدند.
محمد اقبال نظامی سخنگوی قوماندانی امنیه غور در تماس تلیفونی به کلید گفت که این حملات در ولسوالی تیوره ولایت غور توسط هلی‌کوپتر‌های اردوی ملی وA-29 نیروهای حمایت قاطع انجام شده است. به گفته او بر اثر این حملات به شمول چهارتن از سرگروپ‌های طالبان بنام های ملاصمیم، عبدالرحیم، مولوی عید گل ثاقب وملایوسف کاظم ۲۰ تن از طالبان کشته و ۳۴ تن دیگر زخمی شدند.
نظامی میگوید که در میان زخمی ها یکتن از سرگروپ های طالبان بنام سیف الرحمن نیز شامل می باشد.
به اساس معلومات نظامی در این حملات ۲ عراده موتر نوع داتسن و ۱۶ عراده موترسایکل طالبان هم تخریب گردیده است.
تاکنون طالبان در این مورد چیزی به رسانه ها نگفته اند.

لشکر اجیرشدگان در یک قدمی افغانستان

اجیرشده هایی که برای پول می جنگند زیر نام کمپانی های خصوصی_امنیتی در افغانستان رویدادهای تلخی به جا گذاشتند اما روی کارآمدن ترامپ و تعلل در ارایه استراتژی جدید سبب شده است که این شرکت ها در پی حضور دوباره باشند.

هرچند از جنایت های این نیروها، سند و پرونده هایی کمی به مراجع قانونی رسید اما عمق قانون شکنی ها به اندازه ای بود که به انحلال آنها انجامید، نیروهایی که از میان جانی ها، قانون شکنان و مجرمان به خدمت گرفته شده است چگونه می توانند امنیت غیرنظامیان را آنهم در کشوری جنگ زده را فراهم کنند؟

جنگ علیه تروریسم در افغانستان از ابتدا بر اساس منافع امریکا آغاز و ادامه یافت که ریشه در ابقای گروه های تروریستی طالب و داعش دارد، پس از شانزده سال که مقام های این کشور از بن بست جنگ ابراز سردگمی می کنند بیش از دالرهای خرج شده، سودآوری داشت از پناهگاه های دایمی و فشار بر رقبای منطقه ای گرفته تا تجارت مواد مخدر و دست یابی به منابع طبیعی.

واگذاری مسوولیت جنگ به شرکت های خصوصی و امنیتی برای دولت ترامپ اگر کاهش هزینه ها را در پی دارد، نظام نوپای افغانستان را در ورطه سقوط قرار می دهد زیرا تداوم جنگ دلیل بقای چنین شرکت هایی می باشد.

بیشمار شرکت خصوصی و امنیتی که در گذشته همراه با ارتش امریکا در جنگ افغانستان حضور یافتند با پرونده هایی از نقض حقوق بشر تا زیرپا گذاشتن قوانین به پایان ماموریت آنها انجامید.

و اکنون با اجرایی شدن این طرح باید منتظر ابعاد خطرناک تری از جنگ در کشور باشیم که دیگر ارتشی برای سرپوش گذاشتن بر جنایت های نظامیان این شرکت ها وجود ندارد و می ماند کشوری که در تنگنای نبرد با تروریستان باید در هراس لشکری از اجیرشدگان باشد.

گزینه وسوسه انگیز کاهش بودجه امریکا در جنگ افغانستان توسط شرکت بلک واتر به ترامپ در حالی می باشد که رییس جمهور این کشور رویکردی سودجویانه دارد و از همان ابتدا در پی سیاستی منطقه ای بوده است، این طرح بیش از انکه برای جلوگیری از کشته شدن غیرنظامیان این کشور باشد در جهت منافع واشنگتن می باشد و خطرناک برای نظام نوپای افغانستان.

حواشی چنین طرحی از آنجا نشات می گیرد که حضور چنین شرکت هایی طی سال های گذشته همراه با نقض آشکار حقوق بشر در افغانستان بوده زیرا همچنان که نیروهای آنها هیچ اعتقادی به حفظ قوانین و یا رعایت جان غیرنظامیان ندارد، مبنای شکل گیری چنین شرکت هایی در تداوم جنگ است.

تروریستی که اکنون در کشور ریشه دوانده است نه از جانب پاکستان بلکه در حمایت از امریکا توانست خاورمیانه را در برگرفته و خیال برقراری امارت اسلامی در افغانستان را دارد.

حمله های شبانه و یا عملیات هایی گاه و بی گاه نظامیان امریکایی همواره قربانیانی از غیرنظامیان در پی داشته است و اکنون با لشکرکشی نیروهایی که در بدل پول وارد جنگ می شود دیگر کدام باشنده ای در امنیت خواهد ماند؟

هرچند حکومت وحدت ملی تاکنون در برابر چنین طرحی سکوت کرده است اما نمی توان امید به دولتی داشت که زیر سلطه واشنگتن تنها به دنبال کمک ها و جلب حمایت ها در جهت رسیدن به کشور پشتونیزم است.

همانگونه که امریکا با رویکردی چند گانه هیچ گاه به نبرد با تروریستان در افغانستان نرفت، دولتمردان کشور نیز نه طالب را دشمن خطاب می کنند و نه ارده ای برای نابودی افراط گرایان دارند.

نماینده ویژه روسیه در افغانستان امریکا را "نیمه ماشین جوجه کشی تروریست ها" در کشور خواند، ماشینی که تروریست را بنیان نهاد تا بتواند به رویای سلطه بر خاورمیانه دست یابد و اکنون از افغانستان به عنوان پایگاه دایمی خود استفاده می کند.

رویدادهای تکان دهنده از جای جای کشور که توسط طالب و داعش رخ می دهد مردم را بیش از هر زمانی خسته کرده است و ناامید از حکومت و قانون و حال با نظامیان اجیرشده شرکت های خصوصی و امنتیی به کدام سرنوشت خواهد رفت.

از تجارت مواد مخدر گرفته تا قاچاق انسان تنها گوشه ای از عواقب حضور اجیرشدگان شرکت های امنیتی و خصوصی امریکا در افغانستان بود که می تواند جدای از پولی که برای جنگ دریافت می کنند بازیگران اصلی تجارت های سیاه باشند.

از قلب فساد تا فرشتهِ نجات

هر زمان که از مبارزه با فساد در حکومت وحدت ملی سخن به میان می آید، بازی سیاسی تازه ای در جریان می باشد و وزارت داخله که به گفته رییس جمهور قلب فساد افغانستان است در تغییر وزیر، هم قرار است با دخالت های سیاسی مقابله کند و هم فسادی در آن ریشه دوانده.

زمانیکه رییس جمهور، وزارت داخله را به عنوان قلب فساد معرفی کرد نیز در حال تقلا برای حفظ مقام های ارشد امنیتی ارگ بود و نشان داد به هر وسیله ای در پی بقای استانکزی و اتمر می باشد.

برکناری جاهد و گزینش احمد ویس برمک به عنوان اولین وزیر داخله که طی شانزده سال گذشته بدون سابقه نظامی به این سمت رسید نیز جای بحث دارد و هیچ مقامی از سوی رییس جمهور تعیین نمی شود مگر همراه سیاست ارگ باشد.

از سوی دیگر، فساد مشکل کلیتی به نام حکومت است که تمامی وزارت ها را در بر می گیرد اما همواره رییس جمهور با رویکرد گزینشی، فساد را مربوط به تیم رییس اجریی دانسته و بر سیاست معامله گری و زد و بندهای سیاسی تیم امنیتی ارگ چشم پوشی می کند.

غنی با تازگی ابراز داشته است که دیگر اجازه نمی دهد که بر مبنای مصلحت های سیاسی، کسی رتبه جنرالی بگیرد اما زمانیکه راس حکومت بر مبنای فساد جاری به بقای خود ادامه می دهد چگونه انتظار می رود که مشکل فساد در یک وزارت حل شود؟

با توجه به سیاست کلی حکومت که توسط تیم کوچک ارگ اداره و رییس جمهور نیز با همان سیاست سلطه گر اجرایی می کند با تغییر وزیر در هر وزارتی به کاهش فساد کمکی نمی کند زیرا اصل این نظام برمبنای فساد و معامله می باشد.

پولیس به عنوان یکی از فاسد ترین نهادهای کشور در ارتباط مستقیم با جامعه است و وظیفه تامین امنیت مردم را به عهده دارد که تنها معطوف به وجود بشمار جنرال نمی باشد، زمانی که واسطه گری و نگاه قومی تنها دلیل گزینش در رتبه های مختلف این نهاد می باشد، باید وضعیت امنیت افغانستان چنین در سقوط قرار گیرد.

اشرف غنی نمی تواند با فریاد و تهدیدهای توخالی خواهان مبارزه با فساد تنها در یک وزارت باشد و از فاسدترین مقام های ارشد ارگ به حمایت بپردازد و از جانب دیگر زمینه را برای دخالت های سیاسی هموار کند.

اگرچه فساد از ابتدای تشکیل حکومت جدید در تمامی ساختارهای نظام ریشه دواند اما این حکومت وحدت ملی بود که بهشت فاسدان اداری را بنا نهاد و با نگاه قومی سبب شد که مافیای مختلف در حکومت رخنه کنند.

ارگ همان سرچشمه فساد اداری افغانستان است که تمامی برنامه های مبارزه با فساد را نیز مدیریت می کند و حال می توان به راحتی پی برد که چرا افغانستان چنین در بحران غوطه ور است.

فروش سلاح و تجهیزات نظامی توسط برخی فرماندهان و جنرالان به طالبان سبب شده است که سربازان در نبود مهمات و یا با بی کیفیت ترین سلاح ها تنها حکم قربانی میدان های نبرد را داشته باشند و غیرنظامیان با ارقام بالا، کشته و زخمی شود که نه به دست تروریستان بلکه از سوی خودفروختگان درون حکومتی صورت گرفته است.

اشرف غنی با اشراف کامل به آنچه در کشور رخ می دهد همچنان با بازی های قومیتی که به راه می اندازد، عامل اصلی فساد در افغانستان می باشد و هیچ گاه با تبلیغات رسانه ای و دم زدن از دغدغه های فساد نمی تواند افکار عمومی را فریب دهد.

مبارزه با فساد که به دست فاسدان بزرگ حکومت اداره می شود به فساد بیشتر می انجامد و حال زمانی می تواند یک وزیر، گامی هرچند کوچک برای اصلاحات بردارد که خود از طریق فساد به چنین مقامی نرسیده باشد.

غنی : پوهنتون ها جای سیاست های کوچک نیست

 

محمد اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان می‌گوید سیستم تحصیلات عالی کنونی پاسخ‌گوی نیازهای کشور نیست، رییس جمهور غنی که امروز در مراسم افتتاح سال تحصیلی ۱۳۹۶-۹۷ صحبت می‌کرد، بر تحکیم وحدت ملی به ویژه در پوهنتون ‌ها تاکید کرد، به گفته وی نسل نو دیدشان اینست که نصاب تحصیلی فعلی و فضای فعلی، فضایی نیست که در آن تمام استعدادها شگوفا شوند.
وی همچنان تاکید کرد که افکار منفی نباید به پوهنتون های افغانستان نفوذ کند، و پوهنتون ها نباید مرکز عقده باشند و باید راه‌گشای عقده‌ها باشند.
به گفته غنی افغانستان به اساس دکتاتوری مدیریت‌شده نمی‌تواند، بنا بر این، فرهنگی را که پوهنتون‌ها از آن نماینده‌گی می‌کنند باید فرهنگ بحث و مباحثه باشد.
در پایان این نشست مسوولان پوهنتون کابل به محمد اشرف غنی رییس جمهور کشور داکترای افتخاری را اهدا کردند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن