خانه «=« آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه (برگه 2)

آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

جایزه «بیوتکنولوژی» برای نخبه افغانستانی در ایران

نخبه ‏افغانستانی در دهمین دوره مسابقات بیوتکنولوژی پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس، عنوان «هسته فن‌آور برتر» و جایزه »بیوتکنولوژی: را از بین ‏‏۱۲۰ شرکت به دست آورد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، دکتر «حسین حبیبی»، نخبه ‏افغانستانی و مدیر عامل شرکت «هامون طب پیشرو» در دهمین دوره مسابقات بیوتکنولوژی پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس، عنوان «هسته فن‌آور برتر» و جایزه »بیوتکنولوژی: را از بین ‏‏۱۲۰ شرکت به دست آورد.‏

وی در بیان داستان تاسیس شرکت «هامون طب پیشرو» گفت: ‏«یک سال پیش بود که هسته مرکزی شرکت هامون طب پیشرو، با یک دورهم نشینی دوستانه در دانشگاه تربیت ‏مدرس، با موضوع تولیدات و صادرات تشکیل شد. این هسته، یک تشکیل دوستانه و البته تخصصی بود، هسته ای که به ‏راستی نمادی از اتحاد و دوستی دو کشور دوست و همسایه بوده و هست.»‏

حسین حبیبی اظهار داشت: «به دعوت دوست عزیزمان آقای دکتر یوسفی، متخصص بیوشیمی و نخبه افغانستانی تبار، و دوست عزیزمان آقای رضا ‏عزیزیان (کارشناس ارشد میکروبیولوژی پزشکی و عضو بنیاد ملی نخبگان ایران) دور هم جمع شدیم و شرکت را ثبت ‏کردیم».‏

دکتر حبیبی و همکارانش در شرکت هامون طب پیشرو به تولید کیت تعیین جنسیت از روی خون مادر، کیت ‏مولکولی تشخیص ناباروری مردان بر روی نمونه خون و کیت تشخیص شکنندگی ‏DNA‏ اسپرم پرداخته اند.‏

با گذشت کمتر از یک سال شرکت هامون طب پیشرو به عنوان نماد وحدت دو کشور ایران و افغانستان توانست جایزه ‏هسته فن‌آور برتر دانشگاه تربیت مدرس و همچنین لوح تقدیر جایزه برتر بیوتکنولوژی برای کیت تشخیص مولکولی ‏فاکتور ازواسپرمی را از همان دانشگاه دریافت کند.‏

دفتر طالبان، اولین گام تسخیر کابل

دوران جدید پس از سرنگونی حاکمیت طالبان در ریاست جمهوری کرزی معطوف به مذاکره با برادران ناراضی شد به گونه ای که حکومت هم در جبهه علیه این گروه تروریستی می جنگید و هم به دنبال مصالحه با آنان بود اما اشرف غنی با همان رویکرد به صلح با حزب اسلامی رسید.

این در حالی می باشد حزب اسلامی دو دهه قبل با از دست دادن حامیان خارجی و داخلی رو به زوال رفت و برای بقا و در راستای برنامه های قوم گرایانه ارگ به توافقنامه صلح با حکومت رسید.

با برهم خوردن اجماع جهانی در رابطه با نابودی و یا تضعیف طالبان در افغانستان، قدرت های جهان و منطقه برمبنای منافع خود دست به دخالت های داخلی در امور کشور زدند به طوری که پس از سال ۲۰۰۵ در کنار پاکستان، عربستان و قطر با پول های هنفگت به تمویل طالبان پرداختند.

حضور داعش که محرک روابط میان مسکو و طالبان بود نشان از قطبی شدن متحدان و مخالفان این گروه تروریستی در منطقه حساس خاورمیانه دارد و راه های منتهی به صلح از سوی هر حکومت و جریانی با مشکلات بسیار به بن بست رسید که بزرگترین آن، عدم تمایل طالبان و به عبارتی رهبران هسته اصلی این گروه برای مذاکره و مصالحه با حکومت افغانستان می باشد.

در همین راستا، علمای کشور به دعوت شورای عالی صلح در دیدار با رییس جمهور خواهان بازگشایی دفتری برای این گروه در کابل به منظور مشورت و صحبت با سیاستمدارن و اقشار مختلف جامعه شده اند و حال سوال این است، زمانی که طالبان نه یک گروه مستقل بلکه وابسته و محتاج به حامیان خارجی هستند چگونه وارد جریان مذاکره با حکومت شوند؟ 

از پاکستان گرفته تا امریکا و از عربستان تا قطر، سهامداران تمویل و هدایت طالبان در افغانستان هستند که با مرگ ملا عمر، این گروه درگیر با اختلاف و انشعاب بر اساس نیات حامیان خود عمل می کنند که هیچ گاه تاب تحمل اشتراک در قدرت با حکومت را نداشته و در پی رسیدن به حاکمیتی به مانند گذشته است.

اینکه شورای عالی صلح، علما و حکومت با صرف هزینه های مالی و معنوی به دنبال مذاکره با طالبان است در حالی که کشور دستخوش ناامنی، قوم گرایی سیاستمدارن و فقر گسترده می باشد نه صلح رخ می دهد و نه پایانی برای جنگ قابل تصور است.

و با توجه به نیات آشکار پاکستان از حمایت طالبان، عربستان و قطر در هراس از نفوذ ایران در افغانستان، پول های کلانی را روانه خزانه این گروه تروریستی کردند تا بتوانند با رخنه در سطح رهبری آنان، حکومت مرکزی را تضعیف و دامنه قدرت تهران از کابل را تنگ تر و کشور را در آشوبی مدام گرفتار کند.

در این میان، وابستگی های مقام های بلندپایه حکومت به کشورهای مختلف سبب سردرگمی سیاست خارجی شده و همانگونه که ارگ گاهی به مانند یک مستعمره گوش به فرمان اسلام آباد است، برخی مواقع در جهت سیاست عربستان عمل کرده و گاهی به سوی هند گام بر می دارد.

و با توجه به اینکه طالبان هم از سوی حامیان تمویل می شود و هم از جانب درون حکومت هدایت چرا باید درگیر با مذکرات صلح شده و در پی مشارکت در قدرت باشند زمانی که می توانند با صبر و گسترش دامنه نفوذ خود به حاکمیت دوباره دست یابند.

این در حالی است که با توجه به طالب دوستی های گسترده از حکومت گرفته تا علما و برخی مقام های محلی نه تنها گشایش دفتر طالبان در کابل دور از انتظار نیست بلکه هدف نهایی ارگ نیز با تفکر ذخیره های قومی خلاصه در توافق با طالبان می شود، افغانستان جنگ زده و درگیر با گروه های متعدد تروریستی اگر مردم را قربانی و کشور را ویران می کند برای پاکستان، امریکا، عربستان و حکومت پشتونیزمی، تحقق اهداف می باشد.

و اگر پول عربستان و امتیازهای اسلام آباد سبب قدرت یابی طالبان می شود به راحتی به جذب حمایت حکومتی می انجامد که در فساد و معامله بی همتاست با رییس جمهوری که مخالفان غیرپشتون را دشمن تر از هر تروریستی می داند.

یک مرد در ولایت هرات ترور شد

یک مرد ۳۳ ‌ساله عصر روز گذشته از سوی مردان مسلح ناشناس در منطقه‌ی «پایان‌آب» شهر هرات ترور شد.

عبدالاحد ولی‌زاده، سخنگوی پولیس هرات با تایید این خبر می‌گوید که این مرد عبدالرسول نام داشت و افراد مسلح موتورسایکل سوار با شلیک گلوله او را کشته‌اند.

آقای ولی‌‍زاده افزود که در پیوند به این واقعه دو تن از مظنونین بازداشت شده‌اند و تحقیقات پولیس از نزد آنان جریان دارد.

هنوز انگیز این ترور روشن نیست.

این در حالی‌است که شام روز جمعه نیز یک عسکر امن و نظم‌عامه در منطقه بکرآباد در کنار درب خانه‌اش ترور شد.

بهبود وضیعت اقتصادی شرط نجات افغانستان از بحران کنونی

مقام های روسی می گویند بهبود اقتصاد و عملی شدن پروژه‎های مشترک در افغانستان می‎تواند این کشور را از مشکلات امنیتی که اکنون با آن رو به رو است بیرون کند. نیکولای پاتروشیف رئیس شورای امنیت روسیه در گفت و گو با یک روزنامه روسی گفته‎است، راهکارهای اقتصادی می‎توانند در جلوگیری از گسترش تروریزم موثر ثابت شوند.
رئیس شورای امنیت روسیه از گفت و گوها میان ادارات امنیتی دو کشور در این مورد و بحث‎های خودش با رئیس جمهور غنی در زمینه نیز یادآور شده‎است.
به گفته وی کشورش در حال حاضر در بخش‎های انرژی، زراعت، تکنالوژی نظامی و دیگر سکتورها با افغانستان روابط اقتصادی دارد و در حال حاضر حدود ۳۰ شرکت آماده سرمایه گذاری در افغانستان اند.
این اظهارات در حالی مطرح شده‎اند که اطاق های تجارت و صنایع افغانستان می‎گوید، روابط اقتصادی میان افغانستان و روسیه نسبت به گذشته‎ها پررنگ نیست.
پاتروشیف بهبود وضع اقتصادی افغانستان، کاهش میزان بیکاری مردم و بلند بردن سطح دانش را عناصر اساسی در تامین صلح و ثبات در افغانستان خوانده است.

بی‎میلی مهاجرین به بازگشت

محمدرضا باهر، معاون سخنگوی وزارت امور مهاجرین و عودت‎کنندگان، می‎گوید که از آغاز سال جاری میلادی تاکنون، حدود ۴۶۷هزار مهاجر غیرقانونی افغان از کشورهای پاکستان و ایران به کشور بازگشته‎اند.

به گفته او، بیشتر بازگشت‎کنندگان افرادی هستند که به شکل غیرقانونی در این دو کشور مهاجرت کرده بودند. شمار عودت‎کنندگان در سال گذشته میلادی، ۱ملیون و ۱۴۷هزار نفر بود. اکثریت آن‎ها از پاکستان و ایران به کشور عودت کرده بودند. این رقم در سال جاری میلادی بیش از دو برابر کاهش داشته است.

معاون سخنگوی وزارت مهاجرین و عودت‎کنندگان می‎گوید که عمده‎ترین عامل کاهش در بازگشت مهاجرین افغان از پاکستان و ایران، کاهش کمک‎های سازمان ملل به عودت‎کنندگان است. به گفته باهر، سال گذشته برای هر بازگشت‎کننده‎ای که دارای مدرک قانونی بود، ۴۰۰ دالر امریکایی به صورت نقد پرداخت می‎شد، اما امسال این کمک نقدی به ۲۰۰ دالر کاهش یافته است.

او گفت که به همین دلیل بیشتر مهاجرین افغان در پاکستان و ایران به جای بازگشت به کشور ترجیح می‎دهند در همان کشورها ساکن بمانند؛ زیرا مبلغ ۲۰۰ دالر کمک نقدی نمی‎تواند مشکلات ابتدایی آن‎ها در محل بازگشت شان را رفع کند. اما آگاهان امور اجتماعی عوامل متعدد دیگری را در کاهش میزان بازگشت مهاجرین از پاکستان و ایران دخیل می‎دانند. سید ناصر موسوی، آگاه امور اجتماعی، به این عقیده است که عامل اصلی کاهش در میزان بازگشت مهاجرین، تشدید جنگ و افزایش ناامنی در کشور است.

او همچنان فقدان زمینه کار، نبود سرپناه و کمبود زمینه‎ها و امکانات آموزشی را از دیگر عواملی می‎داند که باعث بی‎میلی مهاجرین برای بازگشت به کشور شده است.

مهاجرین افغان در حالی به ماندن در کشورهای پاکستان و ایران دلگرم شده‎اند که بعضی از فعالان مدنی وضعیت زندگی آن‎ها در این کشورها را بسیار ناگوار توصیف می‎کنند.

عین‎الدین بیگ، فعال مدنی، با اشاره به دشواری‎های زندگی افغان‎ها در ایران و پاکستان، تأکید دارد که دولت باید هرچه زودتر زمینه بازگشت آن‎ها از این دو کشور را فراهم کند.

او گفت که اولین اقدام در جهت بازگشت مهاجرین، تأمین امنیت و برقراری صلح در کشور است. این فعال مدنی هشدار داد تا زمانی که جنگ خاتمه نیابد، هیچ افغانی حاضر نخواهد شد به کشورش برگردد. او همچنان گفت که ایجاد فرصت‎های شغلی و آموزشی از دیگر مواردی است که نقش تأثیرگذار در روند بازگشت آبرومندانه مهاجرین از پاکستان و ایران به کشور دارد.

عین‎الدین بیگ تأکید کرد که وزارت مهاجرین و عودت‎کنندگان زمانی می‎تواند با جرئت از مهاجرین دعوت به بازگشت کند که ابتدایی‎ترین امکانات زندگی برای آن‎ها در داخل کشور فراهم شود. او افزود در صورتی که ابتدایی‎ترین امکانات برای زندگی عودت‎کنندگان در کشور فراهم نباشد، دعوت آن‎ها برای بازگشت به کشور، یک کار اشتباه است.

پدیده مهاجرت در کشور یکی از جنجالی‎ترین پدیده‎هایی است که دولت علی‌رغم همه تلاش‎ها هنوز موفق به مهار آن نشده است. به همین دلیل، افغانستان، پس از سوریه، دومین کشور بزرگ صادرکننده مهاجر در سطح جهان است.

محکومیت حمله انتحاری به مرکز خبرگزاری اوا پرس

بسم الله الرحمن الرحیم
《إنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم》. (سوره مبارکه الرعد: آیه ۱۱)
تروریست‌های وحشی و دستان کثیف دشمنان اسلام با حمله به مرکز خبرگزاری صدای افغان و خلق حادثه تلخ تروریستی روز پنج‌شنبه در غرب کابل، تعدادی از مؤمنان، جوانان متدین و متهعد، اصحاب فرهنگ و اهالی رسانه را به شهادت رساندند. این اقدام وحشیانه را که باعث تألم و تأثر فراوان شد، محکوم کرده و شهادت مظلومانه برادران و خواهران مسلمان را به ملت افغانستان و بویژه خانواده معزز شهدا تسلیت می‌گوییم.
ضمن آرزوی علو درجات برای شهدا و شفای عاجل برای مجروحان، نکاتی را با توجه به شرایط خاص منطقه و بخصوص کشور شما یادآور می‌شویم:
مطمئناً آن ملت بیدار عوامل اصلی این حملات ترویستی را می‌شناسند؛ ولکن وقت آن است که بر اساس این علم و آگاهی حرکت کنند.
اکنون ضرورت دخالت مستقیم مردم در تأمین امنیت خود احساس و حمله‌های متعدد دشمنان آن ملت بزرگ و قهرمان و توسعه دامنه اعمال وحشیانه آن‌ها، این موضوع مهم را به اثبات رسانده است.
بنابراین در این شرایط لازم است در تأمین امنیت خود سهم بگیرید تا از این طریق عجز و ضعف‌ عناصری که نقش نماینده‌های شما ملت مسلمان را در عرصه تأمین امنیت و حمایت از حقوق شما تقبل کرده‌اند، جبران گردد.

دفتر انجمن فرهنگی تبلور اندیشه  (1396) مشهد مقدس

استعفای عطامحمد نور و قانونمندی ارباب و رعیت

در میان عوام ضرب المثلی است که می گوید “سیاست پدر و مادر ندارد” یعنی “حرامزاده ” است. اصول و ارزش برایش بها ندارد، مثل باد هر طرف که منافع اش باشد همانسو می وزد. نمونه اش در افغانستان گلبدین حکمتیار است. مهم نیست که دیروز در مورد دولت و امریکا چه می گفت امروز که بدون آنکه تغییری در همان اوضاع پدید آمده باشد آنها وی را در لب دسترخوان خود پذیرفته اند باد و طوفان به نسیم خوش و خنک مبدل می شود.

ولی سیاست در عین حال یک علم و یک هنر است. علم قدرت است. برای اعمال قدرت یا کسب آن و احتمالا مخالفت با آن بایست بازی های قدرت را دانست، توازن قوا را فهمید، احتمالا آنرا تغییر داد، برنامه داشت، مثل بازی شطرنج بازی بعدی را پیشبینی نمود، دوست و دشمن را تفکیک کرد، متحدین را شناخت و میان آنها سلسله مراتب قایل شد و… 

سیاست در عین حال یک هنر است. باید شیوه های درست و کارمند را بکار برد، قادر به “تحلیل مشخص از اوضاع مشخص” بود، جلو رفت و عقب نشست، “یک گام به پیش، دو گام به پس” را یاد داشت، احساس و عاطفه یا رعب و ترس را ماهرانه اعمال نمود.

سیاست علم و هنر است ولی می تواند ناب باشد، اهداف عالی و رستگارانه داشته باشد، منظور خدمت به مردم و اعتلای جامعه باشد و یا غصب قدرت برای منافع خصی یا قومی یا گروهی، با شیوه نرمش و اعتدام انجام گیرد یا با خشونت و استبداد.

در این میان “سیاست کردن” در کشورهای مستعمره یا نمیه مستعمره (اصطلاحی که در دهه ۱۹۶۰ و۱۹۷۰ بکار برده می شد و دیگر وجود ندارند)، یا کشورهای وابسته قانونمندی خود را دارد. در کشور های وابسته بویژه کشورهایی که تمام یا بخش بزرگ ماحیتاج و نیازمندی های آن توسط کشور امپریال، کشور بادار و ارباب (امپریالیزم از امپریال می اید) تهیه می شود و از سوی دیگر این کشور وابسته در اقیانوس آرام قرار ندارد بلکه در میان امواج متلاطم ژیوپولیتیک جهانی مانند کشتی شکسته در نوسان است و این موقعیت ژیوپولریکی برای ارباب حیاتی است، بمراتب سخت تر است. 

رابطه میان امریکا و افغانستان در زمره چنین روابط است. شما واقعا باور کردید که امریکای “جهانخوار” که همیشه در پی سود است (ماهیت سرمایه داری و شکل کنونی آن جهانی شدن)، بخاطر مبارزه علیه تروریزم و طالبان که هر دو مستقیم و یا غیر مستقیم زاده خودش است سالانه بیش از صد میلیارد دالر را در افغانستان “به آب بیاندازد” که امروز سالانه ۵ میلیارد دالر را مصرف اردوی افغانستان، از خرید کفش سربازان و تهیه خوراک تا اسلحه کند، یعنی بیشتر از تمام بودجه عادی و انکشافی دولت (که آنهم بخش بزرگ آن توسط امریکا و یارانش تهیه می شود).

جنرال عطامحمد نور، محمد محقق و جنرال دوستم و یاران شان بهتر از همه باید بدانند که سرنگونی طالبان و “بقدرت رسیدن” آنها هیچ ار تباطی با پیروزی نظامی آنها ندارد. آنها و “مجاهدین” شان را امریکا آستخدام کردند، حتی می توان با بوجی های دالر “خریدند” چون در ابتدا هنوز آمادگی ارسال نیروی زمینی را نداشتند. در هر جنگی کسی که پول و اسلحه در اختیار دارد ارباب است، دیگران اجیر و سرباز و کارگر. 

کرزی و تیم اش کسانی دیگری نبودند جز ساخته و پرداخته امریکا(مواضع کرزی در پایان ریاست اش اصل مساله را تغییر نمی دهد). کرزی قومگرای سنتی جایش را به اشرف غنی قوم مدرن و با هوش تر و مشاوره های ارباب را گوش کن تر داد. (یکبار برای همیشه بپذیرید که امریکا با مشورت فرزند خلف اش انگلستان بطور عمده به پشتون ها تکیه می کند، دیگران نیروهای کمکی اند و بس. در اینباره و درباره تعیین کرزی به حیث رییس دولت خواهم نوشت).

تراژدی عطا، دوستم، محقق در این است که فراموش کرده اند کی آنها را “پادشاه” ساخته بود و کی واقعا امروز در افغانستان قدرت را در دست دارد. امری را که عبدالله و خلیلی و دانش فهمیده اند. نزدیکی عطا با روسیه، محدودیت برای انتقال محمولات ناتو در بندر حرتان، مناسبات متشنج ترکیه و امریکا، درود فرستادن محقق به قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس که خواب را به امریکا و متحدین آن در خاورمیانه حرام کرده و سمبول ازدیاد نفوذ ایران در منطقه است، نمی تواند زنگ خطری برای امریکا نباشد. ایتلاف ایران، ترکیه، روسیه نه تنها در سوریه موجب شکست داعش و نجات رژیم بشاراسد شد بلکه علیرغم تلاش ها و مصارف زیاد موجب شکست امریکا، فرانسه، عربستان سعودی و دیگر متحدین آنها شد. امریکا نمی خواهد که چنین ایتلافی در وجود عطا، دوستم، محقق خطری برای منافع امریکا در افغانستان باشد

تکیه به عبدالله بزرگترین اشتباه غیر پشتون ها

برکناری عطا محمد نور خبری است تکان دهنده از این جهت که تصور بلخ بدون حضور والی پرقدرت پانزده ساله آن، سخت و هراس انگیز می باشد و زمانی که شمال در سیطره طالب و داعش قرار دارد با از دست دادن این ولایت، می ماند یک کشور برای ارگ قبیله گرا و متحدان تروریست آن.

در این میان نکته تاسف برانگیز ماجرا، از هم گسستگی حزب جمعیت به عنوان بزرگترین حزب حاکم افغانستان است که پشت قدرتمندترین سیاستمدار تاجیک را خالی کرد و بدل به ابزاری برای ارگ شد.

بلخ طی شانزده سال گذشته، پایگاه بزرگ اجتماعی و سیاسی عطا محمد و مرکز مقاومت شمال بود و سه سال حکومت اشرف غنی صرف به معامله کشاندن و حذف والی این ولایت نیز شده است و در همین راستا، رهبران حزب جمعیت باید با برنامه ای روشن سیاسی و ایدیولوژی واحد به حفظ عطا محمد همت می گماشتند زیرا اکنون نه زمان تصفیه حساب های درونی بلکه دوران اتحاد برای بقاست زیرا دشمن در یک قدمی برای حذف تمامی سیاستمداران غیرپشتون آماده آخرین خانه تکانی می باشد.

بزرگترین اشتباه رهبران تاجیک تکیه به عبدالله بوده و هست که هیچگاه در مقام نماینده این قومیت و حزب جمعیت عمل نکرد و بیش از همه یک پشتون بوده است و با فرافکنی اقدامات خود را تعبیر به مصلحت اندیشی می کند.

عطا محمد هرچند آلوده به فساد و زدوبندهای سیاسی است اما بلخ را از وجود هر تروریستی پاک کرده و پیشرفت و امنیتی بر این ولایت برقرار کرده که حتی پایتخت در یک و نیم دهه گذشته به خواب هم ندید و این در حالی است که هراس بزرگ از نبودن وی در راس ولایت به ناامنی کشیدن تنها منطقه با ثبات و آباد شمال می باشد.

اشرف غنی که از ابتدای حضور در سیاست، دیدگاهی جز به حاشیه راندن رهبران جهادی مخالف طالب نداشته است در سال های حکومت داری خود، از هر روشی برای حذف آنان استفاده کرد و اولین گام، تبعید رهبر قدرتمند قومیت ازبک بود و اکنون، موفق به برکناری عطا محمد نور شد.

سرنگونی حکومت داکتر نجیب توسط جنرال شورشی شمال و جنرال دوستم از یک سو و به ریاست جمهوری رسیدن برهان الدین ربانی در کنار ظهور احمد شاه مسعود و مزاری در جنگ های داخلی سبب نفرت و هراس از قدرت یابی رهبران غیرپشتون در میان رهبران پشتون شده است تا آنجا که تکرار چنین رویدادهایی بسیار خطرناک تر از جنگ و ویرانی طالب و داعش برای آنان می باشد.

حزب جنبش که تنها با نام جنرال دوستم معنا پیدا می کند حتی در دوران تبعید رهبر خود، متحد باقی ماند اما برای حزب جمعیت که همواره در چنددستگی به سر می برد نه یک رهبر بلکه چند مقام با دیدگاه ها و خط مشی سیاسی متفاوت تیشه به ریشه قدرت قوم تاجیک در سیاست و حکومت زده است.

و در مقابل عبدالله مصلحت اندیش و دلخوش به مقام تشریفاتی ریاست اجرایی، عطا محمد نوری است که جدای از ثروت بسیار و برخوردار از قدرت نظامی و اجتماعی اگر مورد حمایت سران جزب جمعیت می بود ارگ توان به چالش کشیدن قدرت و عزل وی را نداشت.

اشرف غنی که به هیچ تعهدی پایبند نیست با دسیسه های بسیار توانست رهبر میدان های نبرد را مجبور به تبعید کند و زمانیکه رهبر در میان قومیت و منطقه تحت حاکمیت خود نباشد نمی تواند بدل به نیروی برای تهدید ارگ شود و برهمین مبنا، عطا محمد بدون ولایت بلخ به سختی می تواند مانع اقدامات حکومت شده و سدی در برابر پشتونیزم شدن حکومت و گسترش ناامنی های طالب و داعش در شمال.

و بزرگترین دشمن این روزهای قدرت قومیت تاجیک و حزب جمعیت نه ارگ بلکه رهبرانی هستند که یا به دلیل هراس از فشارهای حکومت و یا تصفیه حساب های شخصی تیشه به ریشه خود زده و سرخوش از افول والی است که شانزده سال بدون رقیب، قدرت جمعیت و تاجیک را حفظ کرده بود.

و اکنون اگر دیگر عطا در بلخ نباشد ابتدا همان سران حزب جمعیتی که با سکوت و همراه شدن با توطیه های ارگ سبب برکناری والی بلخ شدند در حاشیه، سقوط خواهند کرد زیرا اگر عطا نتواند در سیاست هرج و مرج حکومت وحدت ملی با یک ولایت قدرت و ثروت بی حد و اندازه باقی بماند نه صالح می ماند و نه قانونی.

قمار ارگ و امریکا بر سر مزار شریف

ولایت بلخ و در مرکزیت آن مزار شریف، که چندی قبل و در روزگارانی نه چندان دور، مرکزیت وحدت و اتحاد و از ارکان اصلی قدرت غیر پشتون ها اعم از تاجیک و هزاره و نیز جزو معدود ولایات بزرگ و امن کشور بشمار می رفت؛ اینک در سراشیبی سقوط قرار گرفته و به یمن قمار ارگ ریاست جمهوری و امریکا در آستانه ی یک هرج و مرج سیاسی است.

اینکه عطا محمد نور والی قدرتمند و بزرگ بلخ که مرکز ثقل گفتمان های سیاسی خارج از ارگ و نیز تعاملات گسترده با ناتو و دیگر مهمانان خوانده و ناخوانده کشورمان بود؛ چه اشتباهات فاحش استراتژیکی و چینش اشتباه مهره های شطرنج خود داشته است را بارها به نقد و بررسی و قلم فرسایی نشسته ایم حال…

حال نیز مجال آن نیست که درخصوص جایگاه بیش از پیش متزلزل عبدالله بعنوان ریاست اجرایی محکوم به شکست و انزوا و نیز عضو تنها مانده و رانده شده ی حزب جمعیت اسلامی سخن برانیم بلکه باید به یاری عاجل ولایت بلخ و نیز تاجیک ها و هزاره هایی شتافت که در آتش خانه جنگی نسوزند!

گرچه تذکرهای پیاپی و دل نگرانی های پیش از این درخصوص توطئه ی پشتون ها و کاشتن بذر نفاق و تفرقه میان اقوام بزرگ غیر پشتون با کمک و همکاری خارجی ها و سرسپردگان و مزدوران ابر قدرت غرب راه به جایی نبرد و بالاخره سران تاجیک و هزاره و ازبک در گرداب خانه جنگی و شمشیر از رو کشیدن برای هم حزبان و یاران دیرین خود گرفتار آمدند اما…

اما نمی توان تمام تقصیرات را متوجه قوم بزرگ بر حکومت نشسته و میراث دار قدرت دانست چرا که اگر مزدوران و همپیمانان امریکایی در خاک کشور ما نبودند؛ هرگز بدین زودی نقشه های شوم قومی و نژادگرایانه به نتیجه نمی رسید و دیگر اینکه خود اقوام غیر پشتون نیز مستعد این موریانه های نفاق بودند و بازهم از همان سوراخی گزیده شدند که پیش از این!

این همه مقدمه و تفسیر و تحلیل برای رسیدن به این نتیجه ی قاطع بود که عطا محمد نور هرگز ترور سیاسی نخواهد شد و هرگز سرنوشتی مشابه اسماعیل خان و یا عبدالرشید دوستم پیدا نخواهد کرد چرا که برخلاف رهبر ازبک ها که همه چیزش را در قمار با اشرف غنی باخت اما والی بلخ، در رویارویی غیر قابل باور با عبدالله، هنوز چیزهای بسیاری در چنته دارد که از آن جمله می توان به نفوذ و قدرت مثال زدنی عطا محمد نور در مزار شریف، جایگاه پر نشدنی در حزب جمعیت اسلامی و در میان بزرگان غیر پشتون دارد که قطعا ماجرا را به گونه ای دیگر رقم خواهند زد.

یک شفاخانه بزرگ طالبان ازسوی نیروهای دولتی در میدان وردک کشف شد

مسوولان پولیس میدان وردک از کشف بزرگترین شفاخانه گروه طالبان در ولسوالی سیدآباد این ولایت خبر می دهند.
در خبرنامه پولیس میدان وردک که به کلید فرستاد ه شد آمده است :”این شفاخانه در پی عملیات تصفیوی نیروهای پولیس به رهبری جنرال احمد فهیم قایم قوماندان پولیس این ولایت انجام شده است”.
به نقل از خبرنامه، شفاخانه یادشده در ساحه دره تنگی ولسوالی سیدآباد موقعیت داشت و زخمیان طالبان افزون بر میدان وردک از ولایت‌های لوگر،غزنی، پکتیا، و پکتیکا نیز غرض درمان به آن منتقل می شدند و تحت عمل جراجی قرار می گرفتند.
پولیس میدان وردک تاکید داردکه این عملیات سه روز پیش به هدف پاکسازی منطقه از وجود طالبان و از بین بردن قرارگاه‌های اصلی این گروه در دره تنگی ولسوالی سید آباد راه اندازی شد.
به گفته منبع در این عملیات افزون بر وارد شدن تلفات سنگین به طالبان ذخیره‌گاه‌های مهمات این گروه نیز رفته و چهار قوماندان مشهور شان کشته شده است.
نظامیان افغان اما در عملیات یادشده آسیب ندیده اند.
طالبان تا کنون دراین مورد ابراز نظر نکرده اند.

 

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن