خانه «=« آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه (برگه 30)

آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

مکتب عشق

این مستند گویای روایتی است از عزاداری بر سید الشهدا بین مهاجرین افغانی در مشهد

این الفاطمیون



طالبان در جنگ علیه همه

روه طالبان با نشر اعلامیه‌ی در وب‌سایت خود، دو شبکه‌ی تلویزیونی خصوصی در افغانستان را تهدید به حمله نظامی کرده است. طالبان در اعلامیه‌ی شان گفته است که این دو تلویزیون، خبرهای کذب را از قندوز که گویا گروه طالبان دختران خوابگاه دانشگاه قندوز را مورد تجاوز جنسی قرار داده، نشر کرده است. طالبان در اعلامیه‌ی خود نوشته است که کمیته نظامی طالبان به افراد تحت امر خود دستور داده است تا تمام کارکنان این دو شبکه را مورد حمله نظامی قرار بدهند. در اعلامیه طالبان آمده است که از این پس هیچ کارمند، تیم خبری، گوینده و گزارش‌گران این تلویزیون‌ها مصئونیت ندارند.

گروه طالبان در ایجاد رعب و وحشت در جامعه و کشتن افراد بی‌گناه سابقه‌ی طولانی دارد. اما تهدید کردن دو شبکه تلویزیونی به حمله نظامی، نخستین هشدار جدی این گروه پس از دگردیسی‌ها در رهبری طالبان به شمار می‌رود. گروه طالبان در کنار این‌که با دولت جنگید/می‌جنگد چه کارهای دیگر که می‌توانست اما نکرد؟ طالبان در یک دوره طولانی زیر فرمان ملا عمر از هیچ کاری دریغ نورزیدند. این گروه روحانیون را در مساجد، معلمان را در مکاتب، مسافران را در شاهراه‌ها و عابران را در جاده‌ها کشتند. طالبان افراد ملکی و بی‌گناه را در یک جنگ اعلام ناشده، از پای درآوردند. اما تهدید کردن رسانه‏ها با حمله‌ی نظامی از خلاقیت‌های اختر منصور است. در واقع اختر منصور با هدف گرفتن رسانه‌ها به مثابه دشمن، دامنه وحشت را گسترش می‌دهد و جنگ طالبان را علیه همه به راه می‌اندازد.

طالبان با دشمن تراشی‌های تازه برای خود، باب یک فصل نوین را گشوده‌ است. این فصل را اختر منصور؛ رهبر تازه به دوران رسیده‌ی طالبان، خواهد نوشت. این فصل که در واقع طرح تازه‌ی طالبان برای راه‌اندازی یک جنگ تمام عیار به شمار می‌رود، کسانی را هدف قرار می‌دهد که در نبرد طالب و دولت، جز مسئولیت اطلاع رسانی و  حفظ بی‌طرفی هیچ نقشی را میان طرف‌های جنگ، بازی نکرده‌اند. رسانه‌ها چه در گذشته یا اکنون توازن اطلاع رسانی را بر حسب حرفه و مسئولیت، رعایت کرده‌اند. خبرنگاران و روزنامه‌نگاران برای گزارش دادن رویدادها نظریات و اظهار نظرهای طرف‌های درگیر را تا آن‌جایی‌که از نظر زمانی و دست‌رسی به منابع (دو طرف) مقدور بوده، در نظر گرفته‌اند.

استدلال کردن برای گروهی که فراتر از باورهای جزم گرایانه‌ی خود به هیچ ارزش و منطق انسانی پای‌بند نیست، بیهوده است. اساساً تفهیم کردن این امر برای طالبان که حساب رسانه‌های مستقل جدا از دولت است، ناممکن است. آن‌گونه که تا هنوز طالبان حاضر نشده‌ است میان یک کودک و سرباز تفاوت قایل شود، مرز میان دولت و مطبوعات را هم به رسمیت نمی‌شناسد. بنابراین، طالبان یک هدف را دنبال می‌کند: کشتن! برای طالبان مهم نیست قربانی حمله‌های آن‌ها یک فرد ملکی است یا نظامی.

فعالیت رسانه‌ی در جغرافیای جنگ مثل افغانستان مخاطره آمیز است. به همین دلیل گراف خشنونت علیه خبرنگاران بالا است. این نخستین مورد نیست که اعضای جامعه مطبوعاتی کشور مورد تهدید نظامی طالبان قرار گرفته است بلکه جامعه خبرنگاران همیشه اطلاع رسانی را زیر فشارها و تهدید‏های این و آن، به سمع مردم رسانده و  پخش و نشر کرده‌اند. موارد بی‌شماری از بد رفتاری‌های مقامات حکومتی در حد لت و کوب با خبرنگاران وجود دارد.

پرسش این است: چه کار باید کرد؟

خبرنگاران قشر آسیب پذیر هستند. دولت در برابر جامعه خبرنگاران مسئولیت‌های قانونی دارد تا از جان آن‌ها حفاظت و زمینه را برای اطلاع رسانی فراهم کند. دولت ملزم بر حمایت از آزادی بیان و مطبوعات است. براساس قانون رسانه‌های همگانی و «برمنبای ماده سی و چهارم قانون اساسی و رعایت ماده نوزدهم میثاق بین‏المللی حقوق بشر» حکومت مکلف است برای تطبیق قانون زمینه را برای «گسترش و حمایت از حق آزادی فکر و بیان، دفاع از حقوق روزنامه‌نگاران و تأمین شرایط فعالیت آزاد آن‌ها ..» فراهم کند.

گروه طالبان دو شبکه‌ی تلویزیونی را تهدید به حمله کرد

گروه طالبان با نشر اعلامیه‌ای دو شبکه‌ی تلویزیونی خصوصی را تهدید به حمله نظامی کرده و گفته است که خبرنگاران و مسئولان آن‌ها دیگر مصئونیت ندارند.

این اعلامیه که در وب‌سایت طالبان به نشر رسیده، شبکه‌های تلویزیونی «طلوع‌نیوز» و «یک» تهدید به حمله نظامی کرده است.

در اعلامیه‌ی طالبان آمده که: «پس از این هیچ کارمند، گوینده، دفتر، تیم خبری و گزارش‌گر این تلویزیون‌ها مصونیت ندارند.»

این گروه ادعا کرده که پس از تصرف شهر قندوز به دست طالبان، این دو شبکه، اخبار دروغ را در مورد «تجاوز جنسی» افراد وابسته به این گروه بالای دختران خوابگاه دانشگاه قندوز پخش کرده‌اند.

در ادامه اعلامیه آمده که کمیسیون نظامی طالبان به افراد تحت امر خود دستور داده که تمام خبرنگاران و کارکنان این دو شبکه‌ی خبری جزء «اهداف نظامی» هستند و با آن‌ها به عنوان «افراد دشمن» برخورد کنند.

اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که رسانه‌ها از هشدارهای تروریستان نترسند؛ چون این اولین بار نیست که طالبان رسانه‌ها را تهدید می‌کنند.

این نهاد هم‌چنان افزوده که طالبان هر کسی را که افکار تروریستی نداشته باشد دشمن خود می‌دانند، بناً تمام رسانه‌ها باید با تعهد به اصل آزادی بیان و معیارهای حرفه‌یی هم‌چنان به افشای هویت و جنایت تروریستان ادامه دهند.

تهدید تازه‌ی طالبان مبنی بر حمله نظامی بر این دو شبکه تلویزیون خصوصی افغانستان زمانی صورت می‌گیرد که به گفته‌ی اتحادیه ملی ژورنالیستان، روز شنبه هفته‌ی جاری گروه داعش دفاتر رادیو‌های کلید و صفا را در شهر جلال‌آباد مورد حمله‌ی بمب کارگذاری شده قرار داده است.

این نهاد علت آن را عدم نشر شایعات گروه داعش از سوی این رسانه‌ها دانسته است.

در اعلامیه‌ی این نهاد آمده که گروه داعش از این رسانه‌ها ‌خواسته بود که شایعات آن‌ها را به نشر برسانند، اما این رادیوها از نشر آن خودداری کرده‌ بودند.

هم‌چنان صدیق‌الله توحیدی، رییس دیدبان رسانه‌های آزاد افغانستان (نی) این تهدیدها را رعب‌انگیز و تأسف‌بار خوانده است.

آقای توحید افزوده که: «هر نوع اعمال تهدید علیه رسانه‎ها به عنوان جرایم جنگی تلقی خواهد شد، به این دلیل که رسانه‌ها نهادهای غیرنظامی هستند نه نظامی و جنگی.»

به گفته‌ی اتحادیه ملی ژورنالیستان تهدید طالبان تازه نیست و این گروه پیش از این نیز خبرنگاران را تهدید و در مورد اخیر در ولایت قندوز دفاتر ۱۵ رسانه را آتش زده و هم‌چنان خبرنگاران را خانه به خانه تعقیب کرده‌اند.

یرگزاری سومین جشنواره بین المللی فلم زنان – هرات

سومین جشنواره بین المللی فلم زنان – هرات، روز یک شنبه با معرفی ۳۰۰ فلم از ۲۰ کشور جهان درقلعه اختیارالدین هرات گشایش یافت.
روح الامین امینی یکی از برگزار کننده گان این جشنواره می گوید: فلم های وارد شده برای کسب عنوان فلم بر‌تر، به رقابت میپردازند و توسط پنج سینماگر و فعال حقوق زن از کشور های ایتالیا، هندوستان، ایران، امریکا و افغانستان ارزیابی و انتخاب خواهند شد.
وی هدف از برگزاری این جشنواره سه روزه را برجسته ساختن نقش زنان در عرصه ‌های مختلف وارتباط زنان افغان با زنان جهان و رشد استعداد های سینمایی سینماگران افغان عنوان می کند.
آقای امینی می گوید: سوژه اکثریت این فلم ها بر محور مشکلات اجتماعی، به ویژه مشکلات زنان متمرکز است.
لینا علم یکی از هنر پیشه های زن سینما وشماری دیگر از سینما گران افغان که در این جشنواره اشتراک دارند، راه اندازی چنین جشنواره ها را در رشد هرچه بیشتر سینمای کشور تاثیر گذار دانسته و از عدم توجه وزارت اطلاعات وفرهنگ بر رشد سینما انتقاد میکنند.
این جشنواره درحالی در هرات برگزار می‌گردد که هنوز در این ولایت سینما وجود ندارد و به عقیده بسیاری، هنوز سینما و هنر بازیگری در کشور جایگاه اصلی خود را به دلیل عدم حمایت دولت و مردم پیدا نکرده و بازار فلم در افغانستان، بیشتر به واردات متکی است تا تولیدات.

اسطوره شکسته+ ویرایش سوم

نام کتاب: اسطوره شکسته (ویرایش سوم)
موضوع: نقد و بررسی کارنامه سه ساله استاد مزاری در غرب کابل
نویسنده: دکتر غلامحسین آزادی
ناشر: کانون فرهنگی مشعل آزادی
تاریخ تالیف: ۱۳۷۴-۱۳۷۷ شمسی
تاریخ نشر الکترونیک: ۱۳۸۴ شمسی
چاپ نخست: ۱۳۹۱ (با اصلاحات و اضافات)
چاپ دوم: ۱۳۹۲ (با اضافات و اصلاحات مجدد)
محل نشر: افغانستان – کابل
تیراژ: ۲۰۰۰ نسخه
تعداد صفحات: ۲۵۴ صفحه
قیمت: ۱۰۰ افغانی یا معادل آن

 

 

سند برادری+ دانلود PDF

ویژه نامه «سند برادری» که روایتی ساده و صمیمی از مجاهدان بدون مرز، شهیدان ، جانبازان و آزادگان افغانستانی دفاع مقدس است، سند برادریمنتشر شد. این مجموعه ۱۰۰ صفحه ای که در سی و پنجمین سالگرد دفاع مقدس توسط روزنامه خراسان منتشر شده، از نخستین آثار مکتوب در معرفی شهیدان و جانبازان افغانستانی و روایت خالصانه این «مجاهدان بدون مرز» در هشت سال دفاع مقدس به شمار می آید. طی هشت سال جنگ تحمیلی رژیم بعثی علیه جمهوری اسلامی هزاران مجاهد افغانی، حضور در جبهه ها را وظیفه انسانی و تکلیف شرعی خود دانستند و برای دفاع از اسلام و مرزهای جمهوری اسلامی به دعوت حضرت امام (ره) لبیک گفتند که بنابر آمار رسمی از میان آن هاحدود ۲هزار به شهادت رسیده و چندصدنفر نیز به جانبازی نائل شده اند. روزنامه خراسان در سی و پنجمین سالگرد بزرگداشت هفته دفاع مقدس برآن شد تا با جستجو در استان های خراسان رضوی ، خراسان جنوبی ، قم و سیستان و بلوچستان به سراغ خانواده های معظم این شهیدان و نیز جانبازان و رزمندگان افغانستانی دفاع مقدس برود و پای صحبت ها و خاطرات آن ها بنشیند. بسیاری از این خانواده ها و جانبازان برای نخستین بار بود که مصاحبه می کردند.

به هر روی و با کمک تعدادی از فعالان فرهنگی افغانستانی و نیز ادارات بنیاد شهید در استان های مذکور ویژه نامه «سند برادری» اینک پیش روی مخاطبان قرار گرفته است. این مجموعه ۴ فصل گفت و گو با خانواده های معظم این شهدا ، گفت و گو با جانبازان و آزادگان و رزمندگان ، معرفی تعدادی از مجاهدان ایرانی در جهاد اسلامی افغانستان علیه اشغال شوروی و بخش یادداشت های تعدادی از فعالان فرهنگی ایران و افغانستان را شامل می شود. در بخش آغازین با عنوان گپ ها و گفتارها فعالان فرهنگی و اجتماعی و سیاسی افغانستانی ازجمله روحانی مجاهد استاد سید عیسی حسینی مزاری، محمد کاظم کاظمی شاعر ومنتقد ادبی و همچنین محمد سرور رجایی شاعر،نویسنده و سرگذشت پژوه شهدای افغانستانی یادداشت ها و گفتارهایی را پیش روی مخاطبان قرار داده اند.در بخش «…وناگهان خانواده خدا شدیم» خاطرات و دل گفته های خانواده معظم شهیدان افغانستانی دفاع مقدس ارائه ودر قالب گفت و گو هایی خواندنی آماده شده است. «پرهای زخمی» عنوان بخش گپ و گفت با جانبازان و آزادگان است که از نظر شما می گذرد.در بخش پایانی با عنوان «اهالی جغرافیای ایمان» تعدادی از مجاهدان ایرانی در جهاد اسلامی افغانستان علیه اشغال شوروی معرفی شده اند. در ویژه نامه «سند برادری» بخش برگردان انگلیسی شامل چکیده ای از مطالب نیز برای استفاده بخشی از جامعه هدف تدوین شده است.تحریریه روزنامه خراسان افتخار دارد در سی و پنجمین سالگرد بزرگداشت هفته دفاع مقدس این هدیه ناقابل را خاضعانه به پیشگاه پرعظمت شهیدان والامقام و مجاهدان بدون مرز اسلام تقدیم کند. ویژه نامه «سند برادری»از امروز پیش روی مخاطبان قرار می گیرد و طی هفته دفاع مقدس نیز برای مشترکین محترم توزیع می شود.

پسورد برای نمایش: www.tabalwor.com

لینک دانلود مستقیم:

حجم ۹:۸۸  مگابایت  رمز هنگام باز کردن فایل:   www.tabalwor.com  

لینک غیر مستقیم:

حجم ۹:۸۸  مگابایت  رمز هنگام باز کردن فایل:   www.tabalwor.com  

سوءتفاهم ششگانه ایرانیان نسبت به مهاجرین افغانستانی

تاریخ مواجهه ایرانی‌ها با مهاجرین افغان تاریخ طولانی و پرمساله‌ای است. در طول  این سالها به تدریج قضاوت‌ها، شناخت‌ها و روایت‌های مجعولی در مورد مهاجرین افغان در ذهن ایرانی‌ها شکل گرفته است که با عدم بازبینی و توقف نکردن بر سر درستی آنها، تبدیل به روایت‌هایی رسمی و از پیش پذیرفته شده برای ایرانی‌ها در مورد افغان‌ها شده‌ است.در این میان اگر از   رسانه‌های ایرانی انتظاری برای تغییر داشته باشیم عملا خودمان را در یک چرخه بیهوده نگه داشته‌ایم. بخش قابل توجهی از رسانه‌های ایرانی در عین گرفتن ژست نخبه‌گرایی در مورد مساله‌ای به نام «مهاجرین افغان» به شدت دچار عوام‌گرایی مبتذل و پیش‌پا افتاده هستند.

این ۶ مورد از روایت‌ها، سوالات، ابهامات و سوءتفاهم‌های همه این سالهای جامعه ایرانی در مورد مهاجرین افغان است که اکثرا نادرست و معجول شکل گرفته‌اند. مروری بر آنها داشته‌ایم.

سوءتفاهم اول: افغان‌ها همه کارگر ساختمانی، سرایه‌دار، بی‌تخصص و بی‌سواد هستند

 حالا دیگر واضح شده است که این تصویر چه قدر دور از واقعیت است و مقصر اصلی هم طبق معمول بخش قابل توجهی از رسانه‌ها هستند. افغان‌ها به خصوص مهاجرین داخل ایران جامعه خاموش و نادیده‌ای دارند که به موفقیت‌های علمی و فرهنگی فراوانی رسیده‌اند، اما کسی آنها را نمی‌بیند. موفقیت این چند سال دانشجویان افغان در رسانه‌های معدودی پیچیده است که فقط برای نمونه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

۲ سال پیش مجتبی نیکزاد دانشجوی افغانستانی دانشگاه باهنر کرمان، موفق به کسب رتبه نخست کشوری در رشت‏ی مهندسی اقتصاد کشاورزی در مقطع کارشناسی ارشد شد. نیکزاد رتبه ۵ آزمون دکتری را هم امسال گرفت و دانشجوی برتر کشور شد.

مجتبی نیکزاد، دانشجوی نخبه افغانی، گفتگوی تسنیم با او به زودی منتشر می‌شود

مصطفی رضایی مخترع جوان، هم یک مهاجر افغانستانی است که موفق به ساخت سانتریفیوژ چند محوری شده است. شریف ابراهیمی چندی پیش به عنوان پژوهشگر برگزیده ایران  انتخاب شد. سید علی معلم زاده دانشجوی افغانستانی مقطع دکترای رشته قارچ شناسی دانشکده علوم پزشکی تهران، موفق به ابداع یک شیوه ی جدید با عنوان “تشخیص سریع و حساس اونیکومایکوزیس در نمونه‌های بالینی مشکوک با استفاده از روش مولکولی PCR” شده است.

چند روز پیش هم خبر نصیبه،‌زن جراح مهاجر افغان در ایران پیچید که برای خود مهاجرین چیز عجیبی نبود، اما ظاهرا برای رسانه‌های ما موضوع جدیدی به نظر می‌رسید.

تا دلتان بخواهد دانشجوی دکترای مهاجر افغان در دانشگاه‌های کشور تحصیل می‌کنند. و تا دلتان بخواهد شاعر و نویسنده درجه یک مهاجر افغانستانی از محمدکاظم کاظمی تا زهرا حسینی و ابوطالب مظفری و شوکتعلی محمدی و پراغراق نیست اگر بگوییم که بخش بزرگی از رشد ادبیات معاصر فارسی مدیون حضور مهاجرین افغان است.

اما بخش دیگری از فعالیت‌های مهاجرین افغان که در ایران دیده نشده است فعالیت‌های هنری آنهاست. چندین و چند گروه ثابت تئاتر و بازیگری، چندین گروه موسیقی و فیلمسازی… به صورت مستمر از همین مهاجرین افغان در داخل ایران شکل گرفته‌اند و مشغول فعالیت هستند، اما ما در سریال‌هایمان، تنها افغان‌هایی که می‌بینیم کارگران ساختمانی و سرایه‌داران هستند. واقعا با تصویری که رسانه‌ها از افغان‌های مهاجر در ذهن ما ساخته‌اند کدام یک از ما می‌توانست این خبر را پیش‌بینی کند؟ :برگزاری اولین دوره مسابقات رباتیک دانشجویان افغانستانی دانشگاه‌های ایران

تبصره: طرح این مساله خیلی زود منجر به سوءتفاهم دیگری خواهد شد: پس چون افغان‌های مهاجر داخل ایران، مهندس و دکتر و شاعر و دانشجو هم دارند محترم‌تر به آنها نگاه کنیم و رفتارمان را تغییر دهیم. روی دیگر سکه این استدلال این است که پس مهاجرین افغان کارگر و سرایه‌دار و بی‌سواد شایسته احترام نیستند و مستحق همین رفتاری هستند که با آنها می‌شود. طبیعی است که این گزاره چه قدر از اخلاق و انسانیت دور است. افغان‌ها به صرف «انسان بودن»شان و نه هیچ چیز دیگر شایسته این رفتارهای تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیز نیستند.

***

سوءتفاهم دوم:چرا افغان‌ها به کشورشان برنمی‌گردند؟ مگر جنگ تمام نشده است؟ مگر الان وقت ساختن وطنشان نیست؟

طبیعی است که وضعیت ایده‌آل هم برای مهاجرین و هم برای کشور میزبان بازگشت مهاجرین به کشورشان است. اما ماجرا به همین سادگی‌ها هم نیست.

سه نکته. اول اینکه واقعیت این است که جنگ تمام نشده است. هنوز نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ درصد افغانستان در اختیار طالبان است و طبیعی است که نمی‌توان از مهاجرین افغان داخل ایران به خصوص از اقوام شیعه آن‌ها انتظار داشت که به آغوش طالبان برگردند. آنها از حکومت ظلم و ستم طالبان فرار کرده‌اند و به کشوری آمده‌اند که بتوانند زندگی دیندارانه داشته باشند. علاوه بر آن همچنان ناامنی در فضای عمومی افغانستان موج می‌زند و چیزی که یکی از دلایل اصلی مهاجرت افغان‌ها به ایران بود هنوز برطرف نشده است. هنوز مدرسه‌های دخترانه هر روز با حملات انتحاری یا مسمومیت تهدید می‌شوند و زن‌ها حق زندگی آزادانه در خیلی از مناطق این کشور را ندارند. قصه این‌ سال‌های افغانستان از جنس دفاع از نسل شیعیان و مسلمانان است. خانواده مسلمانِ شیعه؛ افغانستانی، عراقی، سوری، ایرانی، پاکستانی و … ندارد.

دوم: ظاهرا هنوز وقت ساختن وطن فرا نرسیده است. این گزاره از یک تصویر برساخته رسانه‌های غربی بیرون می‌آید. این که آمریکا و نیروهای ائتلاف به افغانستان رفتند و آنجا را آزاد کردند و برگشتند، اما این اتفاق واقعا نیفتاده است. در افغانستان همچنان بیکاری و فقر در میزان بالایی وجود دارد، فساد اداری به بالاترین رقم دنیا رسیده است و در بخش‌هایی از کشور عملا هر گونه حضور و کار اقتصادی بی‌نتیجه شده است.امتحان این مساله هم ساده است. افغان‌هایی که در همین یکی دو سال به افغانستان برگشتند، عملا دوباره مجبور شدند به ایران برگردند چون برای تامین حداقلیات زندگی هم دچار مشکل شدند.

سوم: علاوه بر همه این‌ها باید این نکته را درنظر بگیریم که عملا برای برخی از مهاجرین افغان داخل ایران دیگر افغانستانی به عنوان وطن وجود ندارد. مثال می‌زنم. والدین خیلی از این مهاجرین در دور اول مهاجریت یعنی در حکومت کمونیست‌ها به ایران پناه آوردند. مهاجر داستان ما در ایران متولد شد. در ایران مدرسه رفت، در ایران ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد، پدرو مادرش هم فوت شدند و عملا دیگر بازگشتش به افغانستان مساوی مهاجرتش به یک کشور خارجی است. در آنجا خانه و خانواده‌ای ندارد، کسی را نمی‌شناسد و همه ریشه‌هایش اینجاست. این سرنوشت خیلی از مهاجرین افغان داخل ایران است که عملا راهی برای بازگشت آنها وجود ندارد و به نظر می‌رسد برخی قوانین اقامت که عموماً جنس مرتجعانه و برگرفته از یک نگاه خرد و تحلیل سطح پایین است، خیلی فوری باید اصلاح شود.

سوءتفاهم سوم: ایرانی‌ها هم وقتی به ژاپن رفتند، همین‌جوری با آنها برخورد شد، اصلا مهاجرت در همه دنیا همین است و ایران تازه خیلی هم با آنها خوب برخورد کرده است به نسبت سایر کشورها.

نکته اول: این گزاره همه واقعیت نیست. درست است که مردم ایران نسبت به مردم سایر کشورها رفتار شایسته‌تری با مهاجرین افغان داشته‌اند اما دولت به خصوص دولت‌های بعد از جنگ کارنامه مثبتی در این زمینه ندارند. در کشورهای دیگر مهاجرپذیر اگر چه دولت‌ها شرایط سفت و سختی برای مهاجرین دارند اما در زمینه‌های قابل‌توجهی مثل فراهم آوردن امکانات تحصیل برای کودکان مهاجر چه قانونی و چه غیرقانونی به شدت از ما جلوتر هستند. البته که نمی‌توان حضور چند میلیونی مهاجرین در ایران را با حضور حداکثر چند ده‌هزارنفری در کشورهای غربی مقایسه کرد. اما وجود برخی اقدامات نابخردانه در سطح مدیریت میانی یا عوامل اجرایی خرد باعث شده است که نارضایتی به وجود آید.

مردم ایران در طول همه این سالها، با اندکی بالا و پایین – پایینش در سالهای اخیر و بالایش در سالهای انقلاب و جنگ- میزبانان بهتری نسبت به بقیه مردم دنیا در مورد مهاجرین افغان بودند، اما سیاست‌های دولتی در مورد مهاجرین، برخوردهای نیروهای خاص و سیاست‌گذاری‌های نادرست تعدادی از دولت‌ها تصویر ایران را در ذهن مهاجرین اندکی نامساعد ساخته است.

نکته دوم: ۳۵ سال پیش در این کشور انقلابی انجام شد که دیگر ایران در زمینه برقراری عدالت و اخلاق با دیگر کشورهای دنیا مقایسه نشود و  آرمانی به نام اسلام و آرمانشهری به نام جمهوری اسلامی، معیار مقایسه قرار بگیرد. اگر این دو شاخص را معیار قرار دهیم برخی دولت‌های ایرانی عملکرد شرمسارانه‌ای دارد. این گزاره که چون ژاپنی‌ها با ایرانی‌ها بد رفتار کردند ما هم با افغان‌ها بد رفتار می‌کنیم طبیعتاً از دایره اخلاقیات بدیهی هم خارج است. چه برسد به اینکه با یک جماعت مسلمان شیعه طرف باشی. خسارت درس نخواندن یک کودک مسلمان شیعه مهاجر افغانستانی چه قانونی چه غیر قانونی خسارتی بزرگ‌تر برای آینده تشیع و مسلمانان است.

سوءتفاهم چهارم:مهاجرین افغان، به امنیت ایران لطمه زده‌اند، جرم و جنایت را در کشور افزون کرده‌اند، این همه آمار تجاوز دارند و ما خواهان اخراج آنها هستیم به خاطر امنیت زن و بچه‌های خودمان.

حرف زدن آسان است اما دلیل آوردن سخت‌تر از آن.آمار رسمی از این جور چیزها معمولا سخت بیرون می‌آید. طبق آخرین آماری که سازمان زندان‌ها اعلام کرده است، کل زندانی‌های  زندان‌های ایران ۲۲۸ هزار نفر هستند. از این ۲۲۸ هزار نفر ظاهرا ۵ هزار نفر افغان هستند. جمعیت ایران ۷۵ میلیون نفر است و جمعیت مهاجرین افغان داخل ایران حداکثر ۳ میلیون نفر. اگر بپذیریم که همه این ۵ هزارنفر از مهاجرین افغان داخل ایران هستند (که نیستند و خیلی از آنها قاچاقچیان مواد مخدر هستند که لب مرز دستگیر شده‌اند و ساکن ایران نیستند) میزان مجرمان افغانستانی می‌شود ۱۶ صدم درصد. همین نسبت اگر در مورد ایرانی‌های مجرم محاسبه شود به رقم بزرگتری یعنی ۲۹ صدم درصد می‌رسد. این تازه  در شرایطی است که همه عوامل موثر در این مقایسه مثل احتمال جرم بیشتر در جامعه مهاجر و اقلیت در هر جامعه‌ای را کنار بگذاریم. رقم به خودی خود واضح است و به خوبی نشان می‌دهد که بزرگنمایی و اغراق رسانه‌ها در مورد جرم و جنایت مهاجرین افغان‌ها در ایران چه قدر فراگیر شده است.

سوءتفاهم پنجم: افغان‌ها یکی از دلایل مهم بیکاری در ایران هستند. آنها فرصت‌های شغلی را از جوانان ما می‌گیرند و همین باعث افزایش نرخ بیکاری در کشور شده است.

استدلال صلاح‌الظاهری به نظر می‌رسد اما واقعا درست است؟ به نقل قولی از سردار احمدی‌مقدم فرمانده نیروی انتظامی ایران استناد می‌کنیم. احمدی‌مقدم چندی پیش در مورد مهاجرین افغان حرفهای مهمی زد که بخش‌هایی از آن را دوباره تکرار می‌کنیم :ما در مرزهای کشور سیم خاردار نصب می‌کنیم، مسیر ورود اتباع بیگانه از دریا باز می‌شود، راه‌های دریایی را کنترل می‌کنیم این اتباع از راه قانونی وارد شده اما دیگر از کشور نمی روند؛ تمام این موارد ناشی از وجود مشکل در افغانستان و نیاز به کارگر در ایران است و همچنین جویندگان کار در ایران نیز تغییر ذائقه داده‌اند و به سمت شغل‌های مایل به کارگری نمی‌روند… چند سال قبل وقتی افغانی‌ها را از کشور طرد کردیم دیدیم تعداد زیادی از گاوداری ها و صنعت تولید آجر کشور متوقف شد. ایرانی ها جویای کار هستند اما این کارها را انجام نمی‌دهند و نمی‌روند بر سر درخت میوه بچینند جوانان ما به دلیل اینکه تحصیل کرده اند یک میز و تلفن همراه می خواهند تا معامله ها را جوش دهند.

حرف‌های احمدی‌مقدم واضح است و برای همه ایرانی‌ها هم پذیرفته شده، اگر رسانه‌ها بگذراند. از طرف دیگر واقعا باید بررسی شود که این حضور مهاجرین افغان به اقتصاد در حال سازندگی ایران بعد از جنگ چه قدر کمک کرده است و اگر آنها نبودند این سرعت عظیم در سازندگی واقعا کند نمی‌شد؟ وقتی تولید داخلی یکی از بنیان‌های جدی اقتصاد مقاومتی برشمرده شده است به نظر می‌رسد این افغانستانی‌های مهاجر هستند که دوشادوش کارگران ایرانی چرخ تولید را می‌گردانند.

علاوه بر آن به نظر می‌رسد باید به این تبصره قانونی هم توجه شود که از ۲ سال پیش پروانه کار افغانستانی‌ها فقط برای مشاغل ۱۸گانه تعریف شده در بخش‌های کشاورزی، ساختمان و کوره‌پزخانه‌ها صادر خواهد شد و به طور کلی پس از این برای کارگران افغان تنها در مشاغل ۱۸ گانه یاد شده پروانه کار صادر خواهدشد.

مشاغلی که به گفته وزیر راه قبلی حدود ۲ میلیون فرصت شغلی دارد که بخشی از آن همیشه خالی است و جویای کاری برای آن پیدا نمی‌شود.

**

سوءتفاهم ششم :‌افغان‌ها مالیات نمی‌دهند، اما از امکانات عمومی استفاده می کنند. هزینه‌ای نمی‌دهند و حق ایرانی‌ها را مصرف می‌کنند. 

این گزاره واقعیت ندارد، حداقل در شرایط کنونی و بعد از هدفمندی یارانه‌ها دیگر اساسا واقعیت ندارد. افغان‌ها برای ماندن در ایران هزینه‌ پرداخت می‌کنند و در عین حال خدمات اجتماعی چندانی دریافت نمی‌کنند. افغان‌ها باید برای تمدید پاسپورت،‌کارت اقامت و کارت کارگری خود در موقعیت های چند ماهه به مراکز مربوط مراجعه کنند و هزینه‌هایی را پرداخت کند. کودکان افغانی برای تحصیل در مدارس ایرانی هزینه پرداخت می‌کنند. یک دانشجوی افغان حتی اگر نفر اول کنکور هم شود برای تحصیل در دانشگاه باید هزینه‌های آن را به صورت دلاری پرداخت کند.در عین حال آنها بیمه خدمات درمانی و تامین اجتماعی نمی‌شوند و اگر با شرایط خاصی بتوانند بیمه شوند باید هزینه بیمه‌های خصوصی را پرداخت کنند. به این ترتیب عملا از یارانه‌های درمانی و دارویی نیز بهره‌ای نمی‌برند. آنها از خدمات اجتماعی زیادی محرومند. مهاجرین افغان قانونی هم در ایران نمی‌توانند حساب بانکی باز کنند، نمی‌توانند خریدو فروشی انجام دهند، نمی‌توانند گواهینامه بگیرند و رانندگی کنند و…

علاوه بر اینکه دولت ایران به ازای هر مهاجری که ثبت قانونی می‌شود روزانه مبلغی از سازمان ملل- البته مبلغی اندک- دریافت می‌کند که برای محاسبه عقلانی این گزاره، آن هم باید یکی از فاکتورهای موردبررسی قرار گیرد.

***

توضیحات همه این گزاره‌ها، همه و همه در شرایطی است که بخواهیم عقل معاش و محاسبه‌گرمان را وسط بیندازیم و با عینک آن به ماجرای حضور افغان‌ها در داخل ایران نگاه کنیم. اما واقعیت این است که ما شهروندان مسلمان حکومت جمهوری اسلامی ایران اگر به هر یک از گزاره‌های گفته شده معتقد باشیم و از آنها لزوم اخراج مهاجرین افغان را در نظر بگیریم باید در دینداری و شهروند جمهوری اسلامی بودن‌مان شک کنیم؛ تا چه رسد به این که مسئولیتی هم در این نظام و دولت این نظام داشته باشیم.

احادیث پیرامون ولایت

هرچه میخواهید بایک کلیک از تمام خبرگزاریها

باتلاش وکوشش دوستان ما در بخش خبری سایت برآن شدیم با توجه به سرعت و دقت در بدست آوردن خبرها از خبرگزاریها در کمترین وقت این قابلیت را به سایت بیافزایم تا دوستانی که بدنبال جدیدترین خبرها از برترین خبرگزاریها هستند بتوانند با اندک صرف وقت به کلیه خبرها دست بیابند

بدین منظور از شما دعوت میکنیم از این صفحه آزمایشی دیدن فرمایید و نظراتتان را برای ما در پیشرفت این صفحه اعلام فرمایید.

با تشکر

انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن