خانه «=« شاخص (برگه 20)

شاخص

تا انتقام به کابل بازنمی گردم!

به گزارش خبر گزاری اندیشه نو، پس از دو هفته جنگ و قحطی قندوز که بی کفایتی مقامات دولتی و دفاعی نابودی آن را هموار کرد، سرانجام جنرال دوستم از فاریاب به مردم نوید آرامش داد و طالبان را تهدید به نابودی کرد.

عبدالرشید دوستم که روزها در لباس نظامی، انتظار اجازه رییس جمهور برای فرماندهی جنگ علیه طالبان در شمال را می کشید، روز گذشته در شبرغان با بیان اینکه پس از تصفیه ولسوالی غورماچ به قندوز می روم و تا پاکسازی کامل این ولایت از طالبان به کابل باز نمی گردم.

اعزام جنرال دوستم به شمال برای رهبری جنگ علیه طالبان زمانی صورت گرفت که طالبان به هر آنچه می خواستد از آذوقه گرفته تا تجهزات نظامی رسیدند و پس از به آتش کشیدن مراکز مهم و فلج ولایت قندوز درگیری ها رو به کاهش رفت.

قندوز در اوج بحران در انتظار رهبری قدرتمند بود تا این جنگ به خود شکل وسیع و فاجعه نگیرد نه زمانی که طالبان با رسیدن به اهداف خود، مقامات بلند پایه دست به اعزام جنرال دوستم بزنند، هرچند اکنون نیز این ولایت نیازمند رهبر در جنگ است.

چندی قبل یکی از نزدیکان جنرال دوستم اعلام کرده بود که روزها دوستم در آمادگی برای رفتن به قندوز به سر می برد اما رییس جهور حتی حاضر به پاسخگویی به تلفن وی نیست.

صلاحیت های غنی نه تنها طی دو سال گذشته کشور را درگیر نابسامانی کرده است که اکنون با نادیده گرفتن فجایع انسانی در گوشه کنار کشور و به نظاره نشستن مردن مردم فردی را که توانایی پایان جنگ را دارد در انتظار می گذارد.

در این میان اگر از وقاحت والی قندوز که به جای حس مسوولیت در مقابل مردم، ریشه بحران را به قضا و قدر الهی نسبت داد بگذریم، اظهار نظر اخیر غنی در مورد انتصاب عناصر ناشایست در مسوولیت های حساس امنیتی کشور بی شرمی از جانب رییس دولتی است که باید به خاطر آورد: انتصاب عناصر فاسد و نالایق در بالاترین رده های دولتی با حمایت مستقیم شخص وی صورت گرفته است.

حال باید دید جنرال دوستم که با تهدید و ادعاهای فراوان برای پاکسازی طالبان به شمال رفته است، چه دستاوردی برای مردم خواهد آورد و آیا همچنان که می گوید دیگر شاهد جنایات طالب و گروه های وابسته به آن نخواهیم بود؟ هرچند با وجود مقامات فاسد کشور در فاصله بسیار دوری از چنین امید قرار داریم.

جنرال دوستم که برای سازماندهی میدان جنگ به ولایت فاریاب رفته است، از مجازات افسران و نیروهای که در ولسوالی غورماچ پوسته های امنیتی خود را رها کرده اند خبر داده و گفت: “وقتی مردی یونیفورم نظامی بر تن مى کند دیگر نباید از مرگ بترسد، زیرا این لباس برای دفاع از نوامیس کشور است”.

رها کردن پوسه های امنیتی و تجهزیات نظامی برای نیروهای طالبان دلیلی بود بر قدرت هرچه بیشتر طالبان در معاملات دولتمردان بود که همچون خنجر قلب مردم را نشانه گرفت و در این میان ولایت ها یکی پس از دیگری میدان جنگی برای این گروه شد.

معاون ریاست جمهوری به افرادی که مدعی دلبستگی وی تنها به شمال است، گفت که اگر دوستم نبود امروز هلمند، قندهار و ارزگان به دست طالبان سقوط کرده بود.

گفتنی است که نبرد طولانی مدت قندوز نه تنها فجایع انسانی در پی داشت بلکه خسارات هنگفتی مالی بر جای گذاشت که تا سال ها جبران آن زمان می برد و اوضاع بی جاشدگان نیز دردی دیگر.

قندوز نشان داد که از رییس جمهور گرفته تا والی ولایت ها نه محافظان امنیت بلکه معامله گران جان مردم در پی منافع خود هستند و واگذاری ولایتی برای تاراج طالبان را نه پشت پرده بلکه در مقابل دیدگان همه انجام می دهند و مجامع حقوق بشر خاموش ترین صدای بود که نه از مردم گفت نه از جنایات.

جنرال دوستم در این روزهای بحران تنها کسی بود که نه مانند غنی در ارگ پنهان شد و نه از تقدیر الهی دم زد اما گفت: برای انتقام آمده ام از طالب و مزدور پاکستان برای مردمی که در بی پناهی و وحشت جان دادند.

چرخبال های سفید به کمک طالبان شتافتند

“نظر به معلومات مردمان محل از ولایت قندوز سروکله طیاره های سفید رنگ زمان حکومت کرزی که در ولایت های جنوبی طالبان را از یک جا به جای دیگر انتقال می داد، دوباره در قندوز پیدا شده است”.

از قندوز و چهاردره حکایت هایی است که بعضی ها می گویند دو چرخبال سفید رنگ در شهر قندوز پیدا شده تقریبا نیم ساعت در ساحه رهبری طالبان در شهر توقف کرده بعد به طرف ولسوالی چهاردره پروازکرده است.

بعضی ها می گویند این چرخبال ها طالبان قندوز را به چهاردره انتقال داده است. در زمان حکومت کرزی نیز چنین خبرهایی از ولایت های جنوبی شنیده شده بود اما تا هنوز درباره هویت این طیاره های سفید رنگ از طرف حکومت اندک معلوماتی هم به مردم ارایه نشده حالا بیبینم حکومت اشرف غنی چه خواهد کرد.

چرخبال قندوز طالبان حکومت کرزیچرخبال قندوز طالبان حکومت کرزی

عوامل و پیامدهای حمله بر سوگواران حسینی؛ تروریست‌ها چگونه وارد کابل شدند؟

برگزاری مراسم عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام در افغانستان بین شیعه‌ها و سنی‌ها همواره پرشور بوده، اما در این اواخر دست‌های نامرئی به دنبال کم‌رنگ ساختن آن است.

شب و روز عاشورا به عنوان مهم‌ترین روز عزاداری امام حسین علیه‌السلام بین مسلمانان بویژه افغانستانی‌ها به شمار می‌رود، در این روز سنی‌ها مراسم‌های ختم قرآن کریم و نذوراتی برگزار و شیعه‌ها نیز اقدام به روضه‌خوانی، سینه‌زنی و نوحه‌سرایی می‌کنند.

با تمام توصیفاتی که مراسم‌های عزاداری در دهه عاشورا در جریان سال‌های گذشته برگزار شد، اما پس از سال ۱۳۹۰ این مراسم‌ها همراه با دلهره‌گی‌ها و در زیر سایه تهدیدات امنیتی برگزار شده است.

حمله انتحاری در جریان سال ۱۳۹۰ صدها عزادار ۷۲ شهید کربلا را در زیارتگاه ابالفضل در کابل به خاک و خون نشاند و شب عاشورای سالجاری نیز افراد مسلح وارد «زیارتگاه سخی» کابل شدند که در نتیجه آن نزدیک به ۱۰۰ عزادار حسینی کشته و زخمی شدند.

در جریان همان شب افراد مسلح در مسجد «چهاریار» منطقه «کارته چهار» که مربوط به اهل سنت افغانستانی‌ها است نیز هجوم بردند، اما پس از حضور نیروهای دولتی در حالیکه آماده انجام حملات تروریستی نبودند، فرار کردند.

علاوه بر این ۲ عامل انتحاری در روز عاشورا در پایتخت افغانستان به چنگ نیروهای دولتی افتاد، اما بخش دیگر تروریست‌ها در شهرستان «بلخ» ولایت «بلخ» قادر به انجام حمله ددمنشانه خود شدند که در نتیجه آن نیز ده‌ها عزادار حسینی کشته و زخمی شدند.

تروریست‌ها چگونه وارد کابل شدند

پرسش این است که چطور تروریست‌ها قادر به چنین اقدام ضد انسانی شده‌اند؟ در حالیکه امنیت کامل در شهر و حومه آن از سوی نیروهای دولتی تأمین شده بود.

همزمان با آغاز ماه محرم صدها نیروی پلیس در جاده‌ها حضور یافته و در مناطق مختلفی ایست‌های بازرسی برپا کرده بودند، بازرسی‌ها طوری انجام می‌شد که حتی امکان ورود یک حیوان کوچک نیز در داخل شهر بدون بازرسی ناممکن بود.

ورود چندین فرد مسلح و انتحاری در داخل مهم‌ترین شهر افغانستان و با وجود تدابیر شدید امنیتی از ۲ حالت به دور نیست:

نخست: اینکه برخی حلقات در درون دولت هستند که این افراد را وارد کابل کرده‌اند.

دوم: این افراد پیش از اتخاذ تدابیر امنیتی در کابل مسکن‌گزین و آماده برای انجام چنین حملاتی شده بودند، در هر ۲ صورت مسئولان ارشد امنیتی متهم به سهل‌انگاری و غفلت هستند، زیرا آنها طی روزهای اقامت تروریست‌ها در داخل کابل باید آنها را کشف و نابود می‌کردند.

صفوف طولانی ژنرالان ناکارآمد

حمله به شهر و غیرنظامیان کار همیشگی تروریست‌ها بوده و دست‌کم حوادث ۱۵ سال گذشته نشان می‌دهد که حملات تروریستی بیشتر از نظامیان جان غیرنظامیان بی‌گناه که به دنبال لقمه نانی از خانه بیرون رفته بودند را گرفته است.

این حملات نه اینکه توانایی تروریست‌ها را نشان دهد، بلکه این امر گویای ضعف‌های کلان موجود در صفوف ژنرالانی است که شاید وزارت‌های کشور و دفاع آمار آنها را نتوانستند تهیه و ترتیب کنند.

پیچیدگی در وظایف نظامیان و عدم هماهنگی بین سازمان‌های امنیتی حتی در پایتخت بیداد می‌کند، اما هر آنچیزی که این وضعیت اسفناک به صورت عینی به دنبال خواهد داشت، کشته و زخمی شدن مردم بی‌گناه است.

حمله بر شهروندان بی‌گناه سبب بی‌اعتباری دولت نزد جهان و افغانستانی‌ها شده و حاکمیت دولت کابل در بخش‌های مختلف را به مخاصره می‌اندازد، مگر اینکه دولت پیش از فروپاشی اقدام به نابودی نقاط ضعف خود کند.

از سویی‌هم حمله بر عزاداران حسینی ضربه بزرگی به پیکر دولت کابل است، زیرا این مسئله با پیامدهای ناگواری برای دولت و ملت همراه خواهد بود که نخستین پیامد آن نیز ایجاد تفرقه مذهبی و بروز اختلافات بین پیروان مذاهب خواهد بود.

با این وجود، دولت کابل باید زودتر از هرکاری این قضیه را در اولویت کاری قرار داده و هر امر نامشکوکی که سبب بروز اختلافات بین مذاهب و حتی اقوام می‌شود را از بین ببرد، در غیر این صورت باید آماده پیامدهای ناگوار این قضیه باشد.

آمریکا بازی جدیدی در برابر تروریزم آغاز کرده

ملا هیبت الله رهبر گروه طالبان به روسیه سفر کرده است.
قبل از این ملا هیبت الله رهبر گروه طالبان در پاکستان، بگونه ای آشکار در مساجد به سخنرانی می پردازد و مردم را در برابر حکومت افغانستان و نیروهای آمریکایی تشویق می کند. یک گزارش تازه نشان می دهد که رهبر طالبان در منطقه ای در شهر کویته بسیاری ها را برای پیوستن به گروه طالبان فرا می خواند اما حکومت پاکستان در برابر سران گروه طالبان هیچ اقدامی انجام نمی دهد. هرچند حضور و محل بود و باش سران طالبان و دیگر گروه های هراس افکن در پاکستان آشکار است و حالا پاکستان این موضوع را نمی تواند انکار کند اما خاموشی جامعه جهانی در برابر این موضوع قابل پرسش است.

نظری پریانی، روزنامه نگار در برنامه «فراخبر» گفت: پاکستانی ها در امر مبارزه با تروریزم اصلاً صداقت ندارند و حالا آشکارا نشان می دهند که از داشتن چنین قوت هایی درمنطقه برخوردار هستند. با فعالیت آشکار رهبران طالبان در پاکستان، پاکستانی ها می خواهند از قدرتی که در منطقه دارند در برابر رقیب هایشان استفاده کنند، به شکل علنی صحبت کنند و فکر اینکه چگونه با آن برخورد می شود ندارند. در واقع پاکستان فعلا به شکل قلدر در منطقه عمل می کند.

وی افزود: متاسفانه بحث مبارزه با تروریزم به یک بازی تبدیل شده است که در این بازی کشورهای جهان، از جمله کشورهای قدرتمندی که در مبارزه با تروریزم شامل هستند و کشورهای کلان در منطقه به شکل مشترک در آن سهیم هستند و به همین دلیل مشکلات افغانستان ابعاد ملی، منطقه ای و بین المللی خود را پیدا کرده است. در این میان جای بسی سوال است که چگونه آمریکایی که در پشت رهبر طالبان می گردد ملا منصور را می بیند که از مرز پاکستان وارد می شود و وی را هدف قرار می دهد اما ملا هیبت الله را که به شکل آشکار در جاده های کویته و در مساجد هفته ها و ماه ها است که می گردد نمی بیند. و گزارشی در این قسمت به نشر نمی رسد و نگرانی صورت نمی گیرد.

نظری پریانی از بازی های تازه آمریکایی ها در برابر طالبان خبر می دهد و می گوید: می بینیم که برنامه هایی تازه روی دست گرفته شده است و سخنان اخیر کرزی هم در راستای همین برنامه ها است که آمریکایی ها دارند. پس از بحث به نتیجه رسیدن گفتگوهای صلح با حکمتیار بحث طالبان و ساختاری که مطرح خواهد شد و گسترده شدن عملیات طالبان هم بیشتر به این مسایلی که بعدا مطرح می شود ارتباط دارد که کرزی آن را کلید زد و در واقع این زنگ را بصدا درآورد و از بازی های تازه خبر داد. آمریکایی ها با توجه به همین بازی های تازه حالا اجازه دادند که یک انعطاف را در برابر طالبان نشان دهند. پیش از آن حداقل این اخلاق سیاسی وجود داشت در بین آمریکا و پاکستان که اگر از طالبان حمایت می شود رهبران طالبان به شکل علنی در هیچ کجا نمی توانستند حضور پیدا کنند. همین اخلاق را در بازی های استخباراتی حفظ می کردند. اما حالا این اخلاق وجود ندارد و رهبران طالبان آزادانه به هرجا می روند و آمریکایی ها کاری به آنها ندارد.

این روزنامه نگار اضافه کرد: در واقع یک بازی کثیف ادامه دارد. این بازی بسیار پیچیده است و بسیاری از شخصیت های سیاسی کشور از همین بازی نان و آب می خورند و با همین بازی به شهرت و اقتدار رسیده اند و سیاست می کنند و برایشان همان پول و سیاستی که می کنند مهم است. جالب است با اینکه آمریکایی ها بارها شعار مبارزه با تروزیزم سر می دهند اما هیچگاه گامی برای انزوای پاکستان برنمی دارند. چراکه منافع مشترکی بین آمریکا و پاکستان هنوز هم در منطقه وجود دارد. سیاست هایی که در دهه های نود برای منطقه تدوین یافته بود وجود دارد و فقط هر آن ابزاری که آن را عملی می کند تغییر می کند و چهره بدل می کند.

وی در اخیر گفت: به نظر می رسد که وضعیت جنگ و سیاست در افغانستنان پیچیده تر شده و کل منطقه را در برگرفته و قدرتهای کلان دیگر منطقه هم دوباره می خواهند در داخل ساختارهای استخباراتی یا سیاسی عرض اندام کنندو هر کسی سهم خودرا در این فرآیند بسیار پیچیده ای که هست برمی دارد و قضیه بسیار پیچیده شده و ما می بینیم که وضعیت افغانستان بسیار بغرنج است.

پوتین: وضعیت افغانستان بشدت نگران کننده است

رئیس جمهوری روسیه روز پنجشنبه گفت: نیاز به اقدام های گسترده برای کمک به افغانستان با هدف مقابله با تهدیدها و چالش هایی همچون تروریسم، افراط گرایی و قاچاق مواد مخدر وجود دارد.

پوتین روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرگزاری های روسیا سگودنیا و IANS هند در آستانه سفر خود به این کشور که شنبه آغاز می شود، گفت: اوضاع در مناطق میانی هند و روسیه متشنج بوده و در این میان وضعیت افغانستان موجب نگرانی شدید شده است.

رئیس جمهوری روسیه با اشاره به خودنمایی تروریست ها و افراط گرایان در افغانستان و ارتکاب اعمال تروریستی در این کشور، اظهار کرد: روسیه و هند برای لزوم حمایت از تلاش های به منظور دستیابی به سازش ملی در افغانستان مطابق معیارهای بین المللی اتفاق نظر دارند.

پوتین همچنین بر عزم روسیه برای توسعه همکاری ها منطقه ای به منظور مقابله با تهدیدهای امنیتی موجود و یافتن راهکارهای حل و فصل مسائل تاکید کرد.

ایرنا نوشت: افغانستان به تازگی شاهد موج جدیدی از افزایش فعالیت های تروریست ها شده است که تاکنون جان شمار زیادی از شهروندان این کشور را گرفته است.

تازه ترین حمله تروریستی در افغانستان شامگاه سه شنبه رخ داد که مهاجمان مسلح به جمعیت عزادار در زیارتگاه سخی در غرب کابل حمله کردند.

در جریان این اقدام و همچنین درگیری تروریست ها با ماموران ۱۴ تن از جمله یک فرمانده پلیس کشته و دهها نفر دیگر زخمی شد.

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که سازمان های اطلاعاتی آمریکا با هدف ادامه حضور نیروهای خود در افغانستان به منظور کنترل منطقه، پشت این وقایع قرار دارند و از طریق گروه های تروریستی همچون داعش که خود در شکل گیری آن نقش داشته اند، اقدام می کنند.

انتشار ویدیویی ده ها سرباز اسیرشده در بند طالبان در هلمند

گروه طالبان ویدیویی منتشر کرده که به گفته این گروه تصاویر ثبت شده ده ها سربازی هستند که در ولایت هلمند به اسارت این گروه درآمده اند.

در این نوار کوتاه ویدیویی تصویر ده ها سرباز اردوی ملی نشان داده می شود که بیشتر آنها جوانان بین بیست تا سی سال هستنددر این نوار کوتاه ویدیویی تصویر ده ها سرباز اردوی ملی نشان داده می شود که بیشتر آنها جوانان بین بیست تا سی سال هستند
در این نوار کوتاه ویدیویی تصویر ده ها سرباز اردوی ملی نشان داده می شود که بیشتر آنها جوانان بین بیست تا سی سال هستند.
هنوز تاریخ دقیق تصویر برداری از این سربازان معلوم نیست اما از یک هفته بدین سو خبرهای از کشته شدن بیش از صد سرباز و اسیر شدن ده ها سرباز دیگر در هلمند منتشر شده است.
گفته شده که بیش از صد سرباز دیگر که بیشتر آنها وابسته ارتش بودند، ناپدید هستند.
از حدود دو ماه جنگ شدیدی در هلمند جریان دارد و برخی از خبرنگاران می گویند که طالبان در چند قدمی لشکرگاه مرکز این ولایت رسیده اند.
میرزا حسین علی زاده، عضو شورای ولایتی هلمند امروز به خبرگزاری بخدی گفت که برای مهار حملات طالبان و پیشگیری از حملات احتمالی نیروهای بیشتر از کابل به هلمند رسیده اند.
هلمند و قندوز دو ولایت ناآرام افغانستان است که از دو ماه بدین سو در سطر اخبار قرار دارد.
وضعیت آشفته و ناآرام
در ویدیویی که از سربازان اسیر شده در هلمند منتشر شده، سربازان ظاهرا در یک مکتب نگهداری می شوند. گروه طالبان مدعی شده که این سربازان در لشگرگاه به اسارت جنگجویان این گروه قرار گرفتند.
در این ویدیو نگرانی، اضطراب و پریشانی از ظاهر سربازان اسیر شده پیدا است. برخی آنها یونیفورم نیروی ویژه ارتش بر تن دارند و چند تن آنها نیز زخمی هستند.
در زمان فیلم برداری یک فرمانده طالبان در میان سربازان بدنبال شخصی به نام خاکسار می گردد، ظاهرا خاکسار یکی از فرماندهان این سربازان است.
او حتی سراغ دوست و همکار این فرمانده را از سربازان می گیرد.
وزارت دفاع تا هنوز در باره انتشار این ویدیو اظهار نظر نکرده است. چند روز پیش وزیر دفاع در اوج انتقادهای مردمی به ولایت هلمند سفر کرد.
ویدیویی سربازان اسیر شده درحالی منتشر می شود که امروز در کابل بنیاد کمک به قربانیان نیروهای مسلح موسوم به “بنیاد مساعده به قهرمانان افغان” آغاز به کار کرد.
رحمت‌الله نبیل، رئیس پیشین اداره امنیت ملی که ریاست بنیاد مساعده به قهرمانان افغان را به عهده دارد گفت که هدف از راه اندازی این بنیاد فراهم کردن خدمات حقوقی و مشاوره روانی به خانواده‌های قربانیان نیروهای امنیتی و کمک آموزشی به فرزندان آن‌ها است.
در سال های اخیر عدم همکاری دولت به قربانیان نیروهای امنیتی اعتراض های گسترده خانواده های این نیروها را به دنبال داشته است.
آقای نبیل اما امروز گفت: “نگذاریم معلول و مجروحی که یک عضو بدن خود را بخاطر مردم و وطن از دست داده، گدایی کند یا از حسرت و ناامیدی در کنج خانه زجر بکشد.”
کم کاری ادارات نظامی با سربازان در جبهات جنگ، عدم حمایت حکومت از سربازان اسیر شده و خانواده های قربانیان از انتقادهای مردم افغانستان بوده است.
حدود یازده ماه پیش دستکم پانزده سرباز پس از سقوط هلیکوپترشان در ولسوالی پشتونکوت ولایت فاریاب به دست طالبان اسیر شدند اما تا هنوز از سرنوشت آنها خبری در دست نیست.

میراث ۱۰ روز جنگ در قندوز/ برای درمان بیماران دارو نداریم

«کریمه صادقی» عضو شورای ولایتی قندوز اعلام کرد: اکنون داروی کافی برای درمان زخمی‌ها در بیمارستان‌های قندوز وجود ندارد. نیروهای دولتی مناطق مرکزی شهر را از وجود شبه‌نظامیان طالبان پاکسازی کرده‌اند، اما اکثر مناطق حومه شهر یا در کنترل طالبان است و یا درگیری در آن جریان دارد.

جنگ در حومه شهر ادامه دارد

صادقی خاطر نشان کرد: در مناطق «بالاحصار»، «بندر امام صاحب»، «زاخیل» و «سه درک» هم‌اکنون جنگ بین نیروهای دولتی و شبه‌نظامیان جریان دارد.

وی در مورد اینکه چه زمانی شهر به صورت کامل پاکسازی خواهد شد، تصریح کرد: عملیات‌های نیروهای دولتی به کندی پیش برده شده و آنها قادر به تسریع این عملیات‌ها نیز نیستند، زیرا شبه‌نظامیان در منازل مسکونی وارد شده و از آنجا با نیروهای دولتی می‌جنگند.

این عضو شورای ولایتی قندوز تأکید کرد: شبه‌نظامیان منازلی را به سنگرهای خود تبدیل کرده‌اند که ساکنان آن نیز در آن منازل هستند،به همین دلیل اگر نیروهای دولتی این منازل را هدف قرار دهند، غیرنظامیان بی‌گناه کشته خواهند شد.

ترمیم کامل برق یک هفته فرصت می‌خواهد

وی در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به قطع شدن کابل‌های برق در شهر در جریان درگیری‌ها، گفت: یک بخش از این کابل‌ها روز گذشته ترمیم شده که در نتیجه آن یک بخش شهر روشن شده است.

وی با بیان اینکه تمام کابل‌های برق قندوز در کنار مرکز برق در جریان روزهای درگیری آسیب دیده، گفت: اگر کار به صورت جدی و سریع پیش برده شود، احتمالاً تا یک هفته دیگر برق شهر دوباره وصل خواهد شد.

بیش از ۹ هزار خانواده مهاجر داریم

کریمه صادقی با اشاره به مهاجرت گسترده شهروندان قندوز در جریان ۱۰ روز جنگ، گفت: بیشتر از ۳ هزار خانواده در تخار، ۱۵۰۰ خانواده در بدخشان، ۳ خانواده در مزار شریف و ۱۵۰۰ خانواده دیگر نیز در کابل مهاجر شده‌اند.

وی با تأکید بر اینکه اکنون ساکنان مناطق امن شهر قندوز اقدام به مهاجرت نمی‌کنند، تصریح کرد: یک بخشی از شهروندان هم‌اکنون در درگیری‌ها گیر کرده‌اند، اگر به آنها فرصتی داده شود تمام آنها به مناطق و ولایت‌های امن‌تر مهاجرت خواهند کرد.

این عضو شورای ولایتی در ادامه سخنان خود گفت: با تأمین امنیت نسبی در برخی مناطق شهر تمام مغازه‌ها و نانوایی‌ها باز نشده، اما در جریان روز گذشته برخی مغازه‌ها و نانوایی‌ها فعالیت‌های خود را از سر گرفته‌اند.

وی همچنین گفت: شهرداری قندوز نیز اکنون روند پاک‌کاری شهر از وجود گلوله‌ها را آغاز کرده است.

۱۵۰۰ کشته و زخمی قندوزی‌ها در ۱۰ روز جنگ

این نماینده مردم قندوز در شورای ولایتی در بخش دیگر سخنان خود از آمار تلفات غیرنظامیان در جریان ۱۰ روز درگیری یاد کرد و افزود: تاکنون تنها در بیمارستان ۴۰۰ خوابی قندوز بیشتر از ۶۰۰ زخمی انتقال داده شده است.

وی تصریح کرد: اجساد بیشتر از ۶۰۰ غیرنظامی دیگر نیز از جاده‌ها و کوچه‌های شهر تاکنون جمع‌آوری شده است.

این عضو شورای ولایتی قندوز تصریح کرد: بخشی دیگر از اجساد کشته و زخمی‌شدگان به دلیل ادامه درگیری‌ها در منازل مسکونی باقی مانده و با توجه به وضعیت اکنون می‌توان گفت که آمار کشته و زخمی‌های ۱۰ روز نبرد در قندوز بیشتر از یک هزار و ۵۰۰ نفر است.

برای درمان بیماران دارو نداریم

صادقی در بخش پایانی سخنان خود در مورد وضعیت بیماران قندوز گفت: بیمارستان قندوز هم‌اکنون در کنار سایر مشکلات، داروی کافی در اختیار ندارد که این مسئله سبب بروز مشکلاتی زیادی شده است.

وی از وزارت بهداشت افغانستان خواست تا هر چه زودتر به بیمارستان قندوز توجه کرده و داروی کافی برای درمان بیماران ارسال کند.

این در حالی است که بامداد روز (دوشنبه) هفته گذشته شبه‌نظامیان طالبان با هجوم از چندین طرف شهر توانستند در کمتر از یک روز تمام شهر قندوز را در کنترل خود درآورند، اما پس از آن نیروهای دولتی وارد اقدام شدند که در نتیجه اکنون مناطق مرکزی شهر از وجود طالبان پاکسازی و حومه شهر همچنین در کنترل طالبان است.

تجلیگاه عشق (مهاجرین افغانستانی در مشهد)

هیئت های مختلفی از بین مهاجرین مشهد برای عرض ارادت به ساحت قدسی ولی نعمت مان امام رضا ع، سوی حرم در روز عاشورا به راهپیمایی میپردازند، ولی انگار امسال طور دیگری بود و رنگ دیگری داشت، روز عاشورا روز همنوایی با سالار شهیدان بود و هیئت سینه زنی  مسجد موسی بن جعفر (ع) دیدنی بود به طوری که توجه هزاران نفر از زایران و مجاوران امام را به خود جلب کرد، شاید دیگر وقت آن رسیده که داعیان ام القراأ اسلامی آگاه شوند که ارادت ما بدون طبل و سنج و با دست ها و سینه ها رقم میخورد، همنوایی دستها و صدای سوزناک مدیحه سرا در جوار ملکوتی امام رضا (ع) ملکوتیان را نیز به زمین فرود آورده بود تا بیایند و تجلیگاه عشق دیگری را به نظاره بنشینند،

آری اعطم الله اجورکم ایهاالشیعه الحسین (ع)

هنر هنرمند

نمایشگاه بین المللی قرآن و عترت و هنرمندی دوستمان در به تصویر کشیدن نام انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

مواضع امام حسین(ع) در قبال معاویه و یزید

آنچه در پی می‌آید بررسی مواضع امام حسین(ع) در زمان حاکمیت معاویه و سپس فرزندش یزید است که به طور مختصر به تشریح دیدگاه آن حضرت در این خصوص پرداخته است.

امام حسین(ع) در زمان معاویه

زندگی امام حسین(ع) مقاطعی دارد که شامل عصر پیامبر(ص)، عصر امیرمؤمنان(ع) و عصر امام حسن(ع) و در نهایت عصری است که خود ایشان مسئولیت امامت را به عهده داشته است. این عصر خود به دو بخش زمان معاویه و زمان یزید تقسیم می‌شود.
شاید بتوان تاریک‌ترین دوره تاریخی اسلام را دوره نخست اسلامی دانست که در این میان حکومت معاویه که حکومتی همانند پادشاهان روم و ایران بود، دورترین نوع حکومت از حکومت اسلامی باشد. معاویه به‌عنوان نماد حکومت شیطانی و فرعونی، از همه ابزارهای باطل برای استضعاف فکری و فرهنگی مردم استفاده کرد و با فرقه‌سازی‌های فکری، مردم را از حقیقت اسلام دور ساخته و به جان هم انداخت و با کشتاری که انجام داد عدالت‌خواهان را حذف کرد و از میدان بیرون راند.
براساس روایتی، پیامبر(ص) فرمود:‌«آنچه در مردم پیشین بوده طابق النعل بالنعل و بدون کم و کاست در این امت هم می‌باشد.» (بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۲۵۲)
در گفت‌وگوی امام رضا(ع) با مامون آمده است: مامون پرسید: که شما درباره رجعت چه می‌فرمایید؟ امام فرمود: آن، بجا و حق است و در امت‌های پیشین هم بوده و قرآن مجید هم بدان ناطق است و رسول خدا(ص) هم فرموده است: هرچه در امت‌های سابق اتفاق افتاده در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد بی‌کم و کاست، طابق النعل بالنعل و بدون تفاوت. (عیون اخبار‌الرضا، ج۲، ص۲۰۲)
همان‌طوری که سامری و اصحابش در غیبت موسی(ع)، خلیفه و جانشین آن حضرت یعنی هارون(ع) را کنار زده و تلاش کردند او را به قتل رسانند(اعراف، آیه ۱۵۰)، سامری‌های امت نیز این‌گونه خلیفه به حق پیامبر(ص) را از مدیریت جامعه و رهبری آن کنار گذاشته و توطئه قتل آن را برنامه‌ریزی کرده و در نهایت به انجام رساندند.
در این میان نقش معاویه را نمی‌توان نادیده گرفت. معاویه با روشی فرعونی و با استفاده از هامان‌های زمان چون عمر و بن‌عاص و قارون‌های زمان چون طلحه و زبیر و مانند آنها از زور و زر و تزویر به خوبی بهره برد تا حق را سرکوب کند و اجازه ندهد اسلام حقیقی و مسلمانان واقعی، مدیریت جامعه را به دست گیرند. قتل و کشتار مخالفان، خرید خواص با نفوذ جامعه، اختلاف‌افکنی با استفاده از ابزارهای جنگ نرم و طرح مسائلی چون جبرگرایی و مانند آن فضای سنگینی را در جامعه اسلامی پدید آورد تا جایی که وقتی امیرمومنان علی(ع) در محراب مسجد در هنگام نماز به ضربت اشقی‌الاشقیاء ابن‌ملجم مرادی خارجی به شهادت رسید، مردم می‌پرسیدند مگر علی نماز هم می‌خواند؟ او را با مسجد چه کار؟
معاویه با حیله‌گری و تزویر و زر و زور توانست حتی یاران امام حسن(ع) را بخرد و همراه خود کند. در زمان امام علی(ع) عبدالله بن‌عباس خزانه بصره را خالی کرد و به مکه گریخت و از خاندان کندی از قبایل بزرگ و پرنفوذ کوفه مرکز حکومت اسلامی، اشعث بن قیس کندی به امام علی(ع) خیانت‌ها کرد و حکمیت را تحمیل نمود و در جنایت ابن‌ملجم شریک شد؛ دخترش جُعده (یا جَعده) بنت اشعث بن قیس کندی همسر امام حسن مجتبی(ع) با توطئه و وسوسه معاویه، امام مجتبی(ع) را مسموم کرد و به شهادت رساند. (مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۶)
معاویه فرعونی مستکبر بود. او از هیچ‌گونه جنایتی فروگذار نمی‌کرد. محمدبن ابی‌بکر را کشت و حتی نقل است که عایشه به دست او کشته شده است. (امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعهًْ، ج ۶، ص۱۶۶-۱۶۷)
نویسنده کتاب «الصراط المستقیم» از اعمش نقل می‌کند:‌«هنگامی که معاویه به کوفه آمد گفت: من برای اینکه نماز بخوانید یا روزه بگیرید با شما نجنگیدم، بلکه برای این جنگیدم که بر شما حکومت کنم». سپس اعمش می‌گوید:‌«کسی را بی‌حیاتر از او [معاویه] دیده‌اید؟ او هفتاد هزار نفر را کشت که در بین آنها عمار، خزیمه، حجر، عمرو بن حمق، محمدبن ابوبکر، مالک اشتر، اویس قرنی، ابن‌صوحان، ابن تیهان، عایشه و ابن‌حسان وجود دارند». (عاملی نباطی، علی من محمد، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، محقق و مصحح: رمضان، میخائیل، ج۳، ص ۴۵ و ۴۸، المکتبهًْ الحیدریهًْ، نجف، چاپ اول، ۱۳۸۴ ق.)
در چنین شرایطی است که امام حسن(ع) با توطئه و فرمان معاویه به شهادت می‌رسد و امام حسین(ع) مسئولیت امامت امت را به عهده می‌گیرد. امام (ع) برای حفظ یاران خویش در شرایط استبدادی حکومت معاویه امر به سکوت و توقف هرگونه حرکتی می‌دهد که موجب از دست رفتن جان مومنان و شیعیان اندکی می‌شود که از شرور ابلیسی و شیطانی معاویه در امان مانده‌اند.
امام حسین(ع) با توجه به این شرایط به شیعیان خویش می‌فرماید: هر یک از شما تا زمانی که این مرد (معاویه) زنده است خانه‌نشین در خانه خودش باشد (یعنی حرکتی نکند) پس وقتی که او به هلاکت رسید و شما زنده بودید امید است که خداوند رشد و رستگاری را برای ما برگزیند و ما را به خودمان وامگذارد،‌ (همان‌طور که در قرآن وعده فرموده است که) خدا با کسانی است که تقوا پیشه کنند و کار نیکو انجام دهند.» (موسوعهًْ کلمات الامام الحسین ص ۲۰۵، ح ۱۵۲؛ نحل، آیه ۱۲۸)
امام حسین(ع) هرگز خلافت تحمیلی معاویه را نپذیرفت و سکوت ایشان به سبب پیمانی بود که امام حسن(ع) بسته بود؛ یعنی همان طوری که امیرمومنان علی(ع) و امام حسن(ع) به سبب همراهی مستضعفان جامعه با مستکبران و کاهش قدرت عدالت‌خواهان و از میان رفتن جاه و منزلت ایشان در میان مردم، ناچار شدند تا خلافت تحمیلی خلفا از جمله معاویه را بپذیرد، امام حسین(ع) نیز با توجه به شرایط آن دوران این امر را پذیرفته و راه سکوت را در پیش گرفت.
از عبارت‌هایی که امام حسین(ع) درباره یزید و پدرش دارد به سادگی می‌توان فهمید که از نظر آنان، خلافت مخالفان هرگز پذیرفتنی نیست و شمشیر و غلبه و مانند آنها مشروعیت شرعی و قانونی به حکومت طاغیان نمی‌دهد بلکه حکومت آنان به‌عنوان حکومت طاغوتی و شیطانی همواره مورد انکار و نفی است.
امام حسین(ع) در عصر یزیدبن معاویه
پس از مرگ معاویه براساس صلح نامه امام حسن(ع) باید خلافت به امام حسین(ع) منتقل می‌شد، اما معاویه بر آن بود تا خلافت را در خاندان اموی موروثی کند. از این رو، یزید بن‌معاویه را برای خلافت معرفی کرده و خواست تا برایش بیعت بگیرد.
وقتی معاویه مرد، یزید فرمان داد که از همگان حتی امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر و عبدالله عمر و دیگر سران بیعت بگیرند. امام وقتی در نزد حاکم مدینه رفت در حضور مروان بن حکم با این امر مخالفت کرد و فرمود: انالله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید و لقد سمعت رسول‌الله صلی الله علیه و آله یقول: الخلاقه محرمه علی آل ابی‌سفیان (امام در پاسخ به پیشنهاد مروان بن حکم که با یزید بیعت کن) فرمود: در این صورت باید گفت: انالله و انا الیه راجعون و فاتحه اسلام را خواند، زیرا امت اسلام گرفتار حاکمی همانند یزید شده است و من خودم از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: خلافت بر آل ابوسفیان حرام است. (موسوعهًْ کلمات الامام الحسین علیه‌السلام ۲۸۵، ح ۲۵۲)
از این عبارت می‌توان فهمید که امام، خلافت معاویه را خلافت باطل و طاغوتی و شیطانی می‌دانست؛ زیرا پیامبر(ص) خلافت را بر خاندان ابوسفیان حرام دانسته است، پس آنچه معاویه داشت از نظر امام حسین(ع) خلافت نبود و بلکه غضب خلافت بود و مشروعیت قانونی و شرعی نیز نداشت.
معاویه با حفظ ظاهر شریعت می‌کوشید تا مسلمانی ظاهری را حفظ کند، اما یزیداصولا هیچ اعتقادی به اسلام نداشت و منافقانه رفتار نمی‌کرد، بلکه  به صراحت با احکام شریعت مخالفت کرده و اساس دین و شریعت را باطل می‌دانسته و به طور علنی وحی را انکار می‌کرد.
از نظر امام حسین(ع) یزید و معاویه حرام‌زاده و فاقد اصل و نسب صحیح هستند. البته این همه عامل برای مخالفت و قیام امام حسین(ع) نیست، بلکه از نظر آن حضرت بیعت با یزید اوج ذلتی است که خداوند برای هیچ مومنی نمی‌پسندد؛ زیرا عزت برای خدا و رسول و مومنان است. (منافقون، آیه ۸) و این ذلت و خواری نصیب منافقانی چون معاویه و کافرانی چون یزید است که اصول اسلام و وحی را قبول ندارند. از نظر  آن حضرت(ع) نه تنها ذلت سزاوار مومنان نیست بلکه به طریق اولی سزاوار پیامبر(ص) و خاندان طاهر و معصوم(ع) ایشان نیز نیست؛ پس چگونه امام حسین(ع) می‌تواند به خود اجازه دهد که در برابر یزید و یزیدیان خواری را برگزیند و به اطاعت و پیروی از افراد پست جامعه بپردازد و دست بیعت به آنان داده و در طاعت آنان باشد. او با کرامت و عزتی که دارد به مقابله با چنین ذلتی خواهد رفت و مرگ کریمانه را بر زندگی ذلیلانه ترجیح می‌دهد. از این رو در روز عاشورا می‌فرماید: آگاه باشید! این حرام‌زاده پسر حرام‌زاده ما را میان شمشیر آخته و خواری (بیعت) قرار داده ولی خواری و ذلت از ما بدور است، ما و ذلت هرگز!! خداوند و پیامبرش و مؤمنان و دامن‌های پاک و دودمان پاکیزه برای ما نپسندیدند که فرمان‌برداری از پست فطرتان را بر جنگ با عزت برگزینیم. (موسوعهًْ کلمات الامام الحسین(ع)، ص۴۲۵، ح ۴۱۲)
امام همچنین در روز عاشورا فرمود:  موت فی عز خیر من حیاه فی ذل الموت اولی من رکوب العار و العار اولی من دخول النار مرگ با عزت از زندگی ذلیلانه برتر است. مرگ، برتر از همراه شدن با عار و خواری است و خواری از ورود در آتش برتر است.(موسوعهًْ کلمات الام الحسین(ع)، ص ۴۹۹، ح ۲۸۹)
از این عبارت چنین برمی‌آید که شرایطی که امام حسین(ع) مجبور به قیام شد شرایط سختی بود به طوری که می‌بایست یا عزت مرگ و کرامت آن را با قیام خونین خویش بپذیرد یا به زندگی ذلت‌آوری ادامه دهد که تحت حاکمیت و حکومت یزیدی است.
حکومت و خلافت باطل یزیدی و معاویه‌ای شرایط را در جامعه ایجاد کرده بود که مردم حتی آزادی و مردانگی طبیعی و فطری خود را از دست داده بودند. اصولا انسان با فطرتی آفریده می‌شود که آزاد مردی و آزادگی در آن نهادینه شده است. در این حالت طبیعی و فطری، انسان‌ها از برخی اصول اخلاقی و انسانی حمایت و پشتیبانی کرده و وفادار به آن بوده و آن را مراعات می‌کنند. در میان اعراب بیابانی این اصول اخلاقی کم و بیش وجود داشته و مراعات می‌شد؛ اما پس از انحراف اسلام، این اصول فطری و طبیعی به دست حاکمان و حکومت‌های فاسد و استبدادی از میان رفت.
امام حسین(ع) درباره دفن شدن فطرت انسانی آل ابی‌سفیان و یزیدیان می‌فرماید:‌ و یحکم یا شیعه آل ابی سفیان، ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم؛  وای بر شما ای پیروان آل‌سفیان، اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی‌ترسید، پس حداقل در دنیای خودتان آزادمرد باشید. (بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۵۱- مقتل خوارزمی، ج ۲، ص ۳۳)
امام حسین(ع) با عنوان شیعه آل ابی‌سفیان به این نکته توجه می‌دهد، که جامعه اسلامی در آن روز به دو دسته شیعه آل علی(ع) و شیعه آل ابی‌سفیان تقسیم شده بود. گروه دوم حتی از مدار فطرت خارج شده و نه تنها اهل دین اسلام نبودند و هیچ اعتقاد واقعی به اسلام و وحی نداشتند بلکه حتی از فطرت طبیعی خود نیز بیرون رفته بودند به طوری که از مردانگی و آزادگی فطری و طبیعی نیز برخوردار نبودند و فطرت آنان گم شده و هیچ نورانیتی نداشت تا آنان را به سمت خیر و خوبی و حقوق طبیعی و اخلاق فطری رهنمون سازد.
بنابراین، شرایطی که امام حسین(ع) قیام کرد، شرایطی است که گروه بی‌فطرتان و پایما‌ل‌کنندگان فطرت، حاکمیت و حکومت را به دست دارند و نه تنها پایبند به اسلام و شریعت وحیانی آن نیستند، بلکه به اصول اخلاقی فطری نیز توجهی ندارند؛ زیرا فطرت آنان دفن شده است.
در چنین شرایطی امام حسین(ع) ناچار است با قیام و مرگ خونین خویش برخی از دل‌های دفن شده که قابلیت بیداری و فروزان شدن دوباره را دارد بیدار نماید و زنگارها و پرده‌ها را کنار زند و مردم را با شهادت و مرگ خونین خود با حقایق آشکاری مواجه سازد که پیش از آن باور نداشتند؛ زیرا خاک تزویر چنان فضا را آکنده بود که بسیاری قدرت تشخیص حق و باطل را در غبار فتنه‌هایی که معاویه و دیگران برانگیخته بودند نداشتند. امام حسین(ع) با شهادت خونین خود پرده‌ها را کنار زد و برای برخی این حقیقت آشکار شد که حاکمان فاسد آن روز حتی به اصول فطری و اخلاق و حقوق طبیعی انسان نیز پایبند نیستند و از درجه انسانیت  سقوط کرده‌اند.
ایشان با اشاره به مرگ و شهادت خویش و استقبال از آن می‌فرماید: جایگاه من جایگاه کسی که از مرگ بترسد نیست، مرگ در راه عزت و احیای حق چقدر پیش من آسان است. مرگ در راه عزت چیزی جز حیات جاودانه نیست و زندگی با ذلت جز مرگ و نیستی که هیچ حیاتی همراه ندارد نیست، آیا مرا با مرگ می‌ترسانید. آیا بیش از کشتن من می‌توانید؟ آفرین به مرگ در راه خدا، ولی شما نمی‌توانید شکوه مرا نابود کنید و عزت و شرافتم را از بین ببرید. (کلمات الامام الحسین(ع)، ص ۳۶۰، ح ۳۴۸)
آن حضرت(ع) با تاکید بر اصولی چون عزت و شرافت و کرامت انسانی به مردم جامعه هشدار می‌دهد که حاکمان یزیدی و شیعیان آل ابی‌سفیان می‌خواهند به جای عزت و شرافت و کرامت، مردم را به ذلت و اهانت و خواری و پستی درآورند و حتی اصول فطری آنان را از میان برده و حقوق طبیعی و انسانی‌شان را تضییع کنند. مقابله با چنین شرایط و احوالی نه تنها وظیفه بلکه واجب شرعی است که انسان باید برای آن جان دهد و خونش را بریزد تا این اصول همچنان زنده بماند و شرایط برای دیگران بهبود یابد.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن