خانه «=« شاخص (برگه 3)

شاخص

قومندان پولیس محلی خوگیانی ننگرهار کشته شد

سخنگوی والی ننگرهار از کشته شدن قومندان پولیس محلی در ولسوالی خوگیانی این ولایت خبر داد.

عطاالله خوگیانی، سخنگوی والی ننگرهار به کلید گفت که موتر رنجر حامل قومندان پولیس محلی قبل از چاشت امروز(یکشنبه) هدف انفجار ماین چسپکی قرار گرفت.

آقای خوگیانی افزود که در نتیجه این انفجار، قومندان پولیس محلی خوگیانی کشته شد و به شمول یک فرد ملکی چهار پولیس دیگر زخمی شده‌اند.

براساس اظهارات سخنگوی والی ننگرهار، مجروحان این حادثه به شفاخانه منتقل شده اند و در حال حاضر وضعیت صحی آنان خوب گزارش شده است.

تاکنون فرد یا گروهی مسوولیت این رویداد را به عهده نگرفته است.

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

مخالفت جهان اسلام و جامعه بین المللی با تصمیم ترامپ

تصمیم دونالد ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل با موجی از نارضایتی و مخالفت روبرو شده است.

رهبران کشورهای جهان اسلام و جامعه بین المللی در سطح وسیع تر به سرعت از این تصمیم انتقاد کردند و بعضی از آنها نسبت به بروز بالقوه خشونت و خونریزی هشدار دادند.

آقای ترامپ همچنین انتقال سفارت امریکا از تل آویو به بیت المقدس را تایید کرد و به این ترتیب امریکا اولین کشور در جهان می شود که رسما بیت المقدس را پایتخت اسرائیل می شناسد.

موقعیت بیت المقدس در کانون مناقشه دیرینه اسرائیل و فلسطینی ها قرار دارد. فلسطینی ها شرق این شهر را پایتخت آینده کشور فلسطینی می دانند.

به نقل از بی بی سی، مقام های قصر سفید گفته اند که تصمیم آقای ترامپ “به رسمیت شناختن یک واقعیت تاریخی و کنونی” است اما بیانیه ای سیاسی نیست و مرزهای واقعی و سیاسی بیت المقدس را عوض نمی کند.

فلسطینی ها

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی گفت که این تصمیم “به این معنی است که امریکا نقش خود به عنوان میانجیگر صلح را رها کرده است”.

او در سخنانی که از تلویزیون پخش شد گفت: “این تدابیر ملامت بار و غیرقابل قبول عمدا کلیه تلاش های صلح را تضعیف می کند.”

او پافشاری کرد که بیت المقدس “پایتخت ابدی کشور فلسطین” است.

اسماعیل هنیه رهبر گروه حماس گفت: “فلسطینی ها در هر کجا که باشند اجازه نخواهند داد این توطئه به ثمر برسد، و گزینه هایشان در دفاع از سرزمین و مکان های مقدس شان محدود نخواهد بود.”

یک سخنگوی این گروه گفت که این تصمیم “درهای جهنم را به روی منافع امریکا در منطقه باز می کند.”

اسرائیلی ها

بنیامین نتانیاهو صدراعظم اسرائیل گفت که اعلامیه دونالد ترامپ یک تحول “تاریخی” است. او این تصمیم را “شجاعانه و عادلانه” خواند.

نخست وزیر اسرائیل گفت که این سخنرانی “گام مهمی به سوی صلح بود، چون فقط صلحی قابل قبول است که اورشلیم را پایتخت کشور اسرائیل بشناسد.”

او گفت که این شهر “برای تقریبا ۷۰ سال پایتخت اسرائیل بوده است.”

رئیس‌جمهور امریکا پس از این سخنرانی ۱۱ دقیقه‌ای سند رسمی مربوط به این تصمیم را در برابر رسانه‌ها امضاء کرد

جهان اسلام

مولود چاوش اغلو وزیر خارجه ترکیه گفت که این تصمیم “غیرمسئولانه است.”

او در توییتر نوشت که “این تصمیم برخلاف قوانین بین المللی و قطعنامه های مرتبط سازمان ملل است.”

یک روز پیشتر ملک سلمان پادشاه عربستان در تماسی تلیفونی به آقای ترامپ گفته بود که این اقدام “تحریک فاحش مسلمانان در همه جای جهان است.”

عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور مصر هم اخطار داد که این اقدام اوضاع در منطقه را پیچیده تر و چانس صلح در خاورمیانه را “تضعیف” می کند.

اتحادیه عرب گفت که “این قدمی خطرناک است که پیامدهایی منفی” در سراسر منطقه خواهد داشت و نقش امریکا به عنوان “میانجیگر قابل اعتماد” در مذاکرات صلح آینده را زیر سوال خواهد برد.

ایران گفت که این تصمیم باعث “انتفاضه تازه ای” خواهد شد. وزارت خارجه ایران گفته که امریکا آشکارا قطعنامه های بین المللی را نقض کرده است.

ملک عبدالله پادشاه اردن خواستار تلاشی مشترک برای “مقابله با پیامدهای این تصمیم” شد و سخنگوی دولت اردن گفت آقای ترامپ با این تصمیم قوانین بین المللی و منشور سازمان ملل را زیر پا می گذارد.

میشل عون رئیس جمهور لبنان گفت که فرآیند صلح چند دهه عقب خواهد افتاد و وزیر خارجه قطر گفت که این حرکت “حکم اعدام برای همه کسانی است که در پی صلح هستند.”

جامعه جهانی

پاپ فرانسیس گفت: “من نمی توانم نگرانی عمیقم از وضعیتی که در چند روز اخیر پیش آمده را پنهان کنم. در عین حال، قویا از همه می خواهم براساس قطعنامه های سازمان ملل موقعیت کنونی شهر را محترم بشمارند.”

آنتونیو گوترش سرمنشی سازمان ملل گفت که بیانیه آقای ترامپ “چشم انداز صلح برای اسرائیلی ها و فلسطینی ها را خراب می کند.”

آقای گوترش گفت موقعیت بیت المقدس “باید در جریان مذاکرات مستقیم میان دو طرف حل و فصل شود.”

او گفت این مذاکرات باید “نگرانی های مشروع فلسطینی ها و اسرائیلی ها هر دو را مد نظر قرار دهد.”

اتحادیه اروپا خواستار “از سرگیری فرآیند صلحی موثر در جهت یافتن راه حل دو کشور برای دو ملت” شد و گفت که “آرزوهای دو طرف باید برآورده شود و باید راهی از طریق مذاکرات برای حل موقعیت اورشلیم به عنوان پایتخت آینده هر دو کشور پیدا شود.”

امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه گفت که تصمیم آقای ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل “قابل تاسف است.”

او خواستار تلاش ها “برای پرهیز از خشونت به هر قیمت شد.”

چین و روسیه هم این نگرانی را بیان کردند که تصمیم تازه ممکن است باعث تنش بیشتر در منطقه شود.

ترزا می صدر اعظم بریتانیا هم به جمع کسانی که از تصمیم آقای ترامپ ناراضی هستند پیوست.

یک سخنگوی او گفت: “ما در مورد تصمیم انتقال سفارت امریکا به اورشلیم و شناسایی اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل پیش از توافق در مورد موقیت نهایی آن، با امریکا اختلاف نظر داریم. به عقیده ما این حرکت کمکی به چشم انداز صلح در منطقه نمی کند.”

سخنگوی آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هم گفت که او از تصمیم رئیس جهور امریکا “حمایت نمی کند.”

استفان سیبرت گفت: “دولت آلمان از این موضع پشتیبانی نمی کند چون موقعیت اورشلیم فقط می تواند در چارچوب راه حل دو کشوری تعیین شود.”

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

حاکم تنهایی ارگ و یک قندهار قدرتمند

ایجاد دولت مرکزی قدرتمند هزینه های کلانی برای اشرف غنی داشت، متفکری که تنها در تیوری موفق بود اما در عمل، شکست خورده ای می باشد که اکنون با توسل به هر وسیله و راهی در پی بقاست اما تغییر در رویکرد و گذر از سلطه گری به هم پذیری قومی جایی در ارگ ندارد.

دوران سیزده ساله حکومت داری کرزی که با انتقادهای گسترده از قوم گرایی و فساد روبه رو بوده اکنون بدل به رویایی برای بازگشت شده و نشان می دهد تا چه میزان سه سال قدرت غنی، ویرانی و عقب گرد به بار آورده است.

اینکه کرزی بهتر است یا غنی، همان انتخاب از میان بد و بدتر می باشد و در اصل بر مبنای قوم گرایی و سلطه گری است و بدل کردن کشور به نظام پشتونیزم اما ناامنی ها از دل گسترش گروه های تروریستی و عمق اختلاف های قومیتی در حالی که مردم در جدال با فقر و کشتار به سر می برند، فرصتی برای ظهور دگرباره کرزی شده است.

کرزی پس از سرخوردگی از پیمان با غنی که انتظار ماندن در قدرت و تصمیم گیری های کلان حکومتی داشت از راه انتقاد در فضای سیاسی باقی ماند اما فرصت طلایی زمانی رقم خود که سلطه گری ارگ از مرزهای قومیتی نیز گذشت و به تنگ تر شدن فضا بر وی نیز انجامید.

سیاستمداری کرزی نه تنها در ایجاد ایتلافی از سران مخالف نمود پیدا کرد بلکه رهبری ترد شدگان قدرت را از عطا محمد ربود، والی بلخی که در نبود جنرال دوستم در پی قدرت نمایی در صحنه سیاسی افغانستان بود، حتی نتوانست اجازه پرواز به نشست قندهار را کسب کند.

اینکه عطا محمد، جنرال دوستم و محمد محقق از قدرت اجتماعی و نفوذ قومیتی برخوردار می باشند اما نتوانستند به مانند کرزی، زیرک در سیاست و آینده نگر باشند و به مانند دهه های گذشته یا باید بدل به متحدی برای یکی از رهبران پشتون شوند و یا از سیاست حذف.

از جانب دیگر، اشرف غنی که علاقه بی مانندی به قبضه کردن قدرت دارد با ترد تمامی مقام های دیگر اقوام از قدرت و فشار بر عبدالله، در خطرناک ترین نقطه از بازی قرار دارد، نشست قندهار در حالی برگزار شد که حکومت با تمامی توان به رد لوی جرگه (مجلس بزرگان) اقدام کرد اما آیا همنشینی بزرگان قندهار و سیاستمداران در این شهر کمتر از نشست بزرگان در حکومت کرزی بود؟

اشتباه کلان اشرف غنی در قدرت، نبرد با تمامی کانون های قدرت در افغانستان بود با این تفکر که قدرت مرکزی قومی می تواند به سرکوب رهبران سنتی و جهادی مبادرت کند که ایتلاف ها و قدرت نمایی مخالفان چنین رویکردی را نقض کرد.

این در حالی است که با تمامی اختلاف های درون پشتونی و رویارویی کرزی و غنی نمی توان امید چندانی به قدرت رسیدن یکی از رهبران غیرپشتون در حکومت را داشت اما همچنان که رییس جمهور سابق توانست بحران را بدل به فرصت طلایی کند، عطا محمد، جنرال دوستم و محقق نیز توانایی حفظ بقا را دارند اگر به دنبال حق اشتراک در قدرت باشند و به مانند گذشته مغوب وعده و امتیازهای ناچیز نشوند.

فضای پرتنش سیاسی به جایی رسیده است که دیگر، کابل نه پایتختی برای تجمع چهره های سیاسی بلکه بدل به شهر حمله و انتحاری شده و قندهار همواره ناامن، منطقه ای امن برای حضور گسترده قدرتمندترین سیاستمداران مخالف.

و هرچند ایتلاف های متعدد در حکومت طولانی کرزی سبب تضعیف دولت در پایان دوره کاری شد و از آن، حکومت وحدت ملیِ بحران آفرین برخواست اما اگر کرزی در حد شهرداری برای کابل بود اما غنی تنها حاکم ارگ در میانه دیوارهای تعصب و سلطه گری است که حتی توان انحلال یک نشست در جنوب را ندارد.

ولسی جرگه به استثنای نرگس نهان به ۱۱ نامزد وزیر دیگر رای اعتماد داد

یازده نامزد وزیر به استثنای نرگس نهان؛ نامزد وزیر معادن و پترولیم توانستند رای اعتماد ولسی جرگه را به دست آورند.

در نشست امروزى ولسى جرگه، ٢٢۵ تن از اعضاى جرگه حاضر بودند و هر نامزد وزیر، براى گرفتن راى اعتماد، به اخذ ١١٣ راى تایید نیاز داشت.

شهزادگل آریوبی، نامزد وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی با کسب ١١۵ راى تایید، مصطفی مستور نامزد وزارت اقتصاد با کسب ١۵۵ راى تایید، محمد شفیق گل آغا شیرزی نامزد وزارت امور سرحدات، اقوام و قبایل با به دست آوردن ١۵٨ راى تایید، طارق شاه بهرامی نامزد وزارت دفاع ملى با داشتن ١۴١ راى تایید نمایندگان را به دست آوردند.

به همین ترتیب، ویس احمد برمک نامزد وزارت امور داخله با به دست آوردن ١٧٣ راى، مجیب الرحمن کریمی نامزد وزارت احیاء و انکشاف دهات با ١٢٩ راى، نصیراحمد درانی نامزد وزارت زراعت، آبیاری و مالداری با ١۴۴ راى، محمد حمید طهماسی نامزد وزارت ترانسپورت با ١۴٩ راى، نجیب الله خواجه عمری نامزد وزارت تحصیلات عالی با ١٢۴ راى، فیض‌الله ذکی نامزد وزارت کار، امور اجتماعی، شهداء و معلولین با ١٢۶ راى و یما یاری نامزد وزارت فواید عامه با ١۵۶ راى توانستند کرسی وزارت‌های مربوطه شان را به دست آورند.

در این میان، نرگس نهان، نامزد وزارت معادن و بترولیم و تنها زن در میان نامزد وزرای معرفی شده، با کسب ۱۰۷ رای تایید نتواست اعتماد نمایندگان را برای احراز کرسی وزارت معادن جلب کند.

با این تصمیم ولسی جرگه بخش عمده  اعضای کابینه حکومت وحدت ملی پس از یک مدت طولانی تکمیل شد، اما هنوز هم وزارت‌های خارجه، معارف و اطلاعات و فرهنگ توسط سرپرستان اداره می‌شود.

عبدالرووف ابراهیمی، رئیس ولسی جرگه از حکومت خواست تا در کنار معرفی نامزد وزیر برای وزارت معادن، به سرپرستی در وزارت‌های خارجه، معارف و اطلاعات و فرهنگ پایان دهد تا به گفته او، حکومت قانونمند شود.


 

مجلس بزرگان، نجات کرزی و سقوط غنی

انتخابات ۲۰۱۴ که بحرانی بس بزرگ را برای افغانستان رقم زد در اصل انتقال قدرت از سوی کرزی به غنی بود و همانگونه که نام انتخابات گوسفندی بر آن گذاشته شد نشان می دهد که تا چه میزان، قبیله گرایی در این سرزمین جنگ زده، ویران کننده تر از هر تروریست و تهاجم خارجی است.

رویارویی این روزهای کرزی و غنی معطوف به برگزای مجلس بزرگان شده است و در کنار اختلاف های عمیق درون حکومتی و نارضایتی گسترده رهبران دیگر اقوام، کشمکش های سیاسی میان قوم پشتون در حالی که به خواست امریکا حاکمان قدرت می باشند، برای چیست؟

کرزی که در سیزده سال بدل به قدرتمندی با نفود شد، قدرت را به شخصی واگذار کرد از میان قومیت خود با این تفکر که در حکومت آینده نقش تعیین کننده ای دارد و می تواند به قدرت بازگردد اما آنچه رخ داد، افراط گری غنی در حذف چهره های سیاسی و مقام ها از حکومت بود.

این در حالی است که کرزی نه تنها خیال کنار رفتن از سیاست را ندارد بلکه با توسل به هر روشی از سفرهای خارجی گرفته تا معامله با جریان های مخالف در پی تکرار ریاست جمهوری است اما افغانستان امروز با شانزده سال گذشته بسیار متفاوت می باشد و اختلاف های قومیتی در سلطح رهبری به اندازی ای رخ داده است که دیگر نمی توان آنان را با وعده و امتیازهای کوچک تحت سلطه قرار داد.

از سوی دیگر، حضور گلبدین حکمتیار در کنار اشرف غنی که بدل به صدای حامی ارگ شده، همچنان حزب با شاخه نظامی قدرتمند در اختیار دارد که آشکارا از حضور در قدرت و تصاحب کرسی های پارلمان آینده و شرکت در انتخابات ریاست جمهوری می گوید.

عطا محمد نور، جنرال دوستم و محقق که در ایتلاف نجات برای مقابله با سلطه گری اشرف غنی دست به اتحاد زده اند هر یک در مسیرهای جدا نیز به دنبال تقابل با ارگ و کسب حمایت های خارجی می باشند که رقبای قدرتمندی در برابر کرزی می باشند.

هرچند جبهه مخالف حکومت متشکل از اقوام غیر پشتون، خواهان برکناری اعضای کمیسیون به دلیل وابستگی شده اند که تاحدودی نیز عملی شد اما اگر غنی یک گام به عقب می گذارد پرشی بزرگ در جهت اهداف سلطه گرانه خود می کند.

عزل رییس و اعضای کمیسیون مشترک از سوی رییس جمهور، چالشی بزرگتر از گذشته به وجود آورد و برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری را به امری ناممکن بدل کرد، رهبران مخالف می دانند که انتخابات با توجه به عملکرد ارگ و نفوذ در این کمیسیون، هیچ گاه به سوی شفافیت و اصلاحات گام بر نمی دارد.

در همین راستا، برگزاری لویه جرگه که جناح کرزی، خواهان آن است نیز نمی تواند راه گشایی برون رفت از بحران جاری باشد زیرا نه تنها افغانستان دارای حکومت و قانون اساس است و نیاز به این گردهمایی بزرگان اقوام را رد می کند بلکه، مجلس های به تکرار بزرگان در دولت کرزی به کدام نتیجه رسید که اکنون راه گشا باشد؟

کرزی که برای هر امر کوچک، چادر لویه جرگه برپا می کرد تا اقدامات قبیله گرایانه خود را وجهه مشروعیت ببخشد اکنون نیز از همین روش در پی مقابله با اشرف غنی و تصاحب قدرت است نه پایان دادن به بحران و وضعیت بغرنج افغانستان.

نکته قابل تامل، اختلاف های درون پشتونی همچون تقابل کرزی و غنی است که هیچ گاه به زیان این قومیت تمام نمی شود، زیرا بر اساس قانون نانوشته نشست بن و حمایت امریکا، راس قدرت از آن این تبار می باشد که در پی در اختیار داشتن هم قدرت است و هم جناح مخالف.

و می ماند جبهه مخالفان غیر پشتون که وضعیت برای رهبران تاجیک بهتر از ازبک است و در پایین ترین رده، قومیت هزاره ای وجود دارد که همواره صف اول قبیله گرایی حکومت است و حمله و انتحاری داعش و طالب.

عطا محمد، جنرال دوستم و محقق به خوبی آگاهند که افغانستان اکنون، ظرفیت و آمادگی به قدرت رسیدن قومیتی جز پشتون را نخواهد داشت اما در میانه حذف و برنامه پشتونیزم شدن کشور، چاره ای جز تقلا برای ماندن و حفظ حاکمیت باقی مانده ندارند، اما اگر به مانند گذشته مغلوب امتیازهای ناچیز ارگ نشوند، می توانند بدل به جناحی قدرتمند در برابر سلطه گری پشتون ها شوند.

در همین راستا، کرزی، غنی و هر رهبر پشتون دیگری نه تنها خواهان اصلاحات و شفافیت در انتخابات نیستند بلکه هموار کننده راه های تقلب و فساد می باشند و برگزاری لویه جرگه بهترین گزینه برای رییس جمهور سابق که استعدا بی همتایی در معامله و به توافق رسیدن با بزرگان در جهت اهداف قبیله گرایی دارد.

 

عضو سابق شورای ولایتی هرات با چهار هم‌دستش اعدام شد

یک گروه پنج نفری اختطافچیان که در قضیه اختطاف منجر به قتل دست داشتند، به اساس حکم نهایی محاکم ثلاثه و توشیح رئیس جمهور صبح امروز(چهارشنبه) در زندان پلچرخی اعدام شدند.

در خبرنامه وزارت امور داخله آمده که حاجی عسکر ولد محمد انور عضو سابق شورای ولایتی هرات که عضو این باند اختطافچی بود، نیز در جمع اعدام‌شدگان است.

زلمی ولد عبدالغنی، عبدالظاهر ولد محمد یوسف، فایق ولد یارمحمد، تیمور شاه ولد حاجی عبدالله دیگر اعضای این باند اختطافچی بودند که اعدام شدند.

این گروه به ارتکاب جرم اختطاف منجر به قتل محمد شاه ایماق، فرزند حاجی عبدالباقی معاون شرکت ساختمانی  و سرک سازی حنضله بادغیسی، گمراه کردن قضا، ترویج پول جعلی و نگهداری غیر قانونی سلاح به اتفاق آرای شورای عالی ستره محکمه به اشد مجازات (اعدام) محکوم شده بودند.

حکم اعدام بالای این پنج نفر با حضور داشت نمایندگان ادارات عدلی و قضایی در گارنیزیون زندان پلچرخی اجرا شد.

وزارت داخله تاکید می کند که جنایتکاران، دشمنان مردم افغانستان و آنانی‌که با اعمال ضد انسانی آرامش و امنیت مردم افغانستان  را برهم می‌زنند از چنگ عدالت فرار کرده نمی‌توانند و به سزای اعمال شان خواهند رسید.

آیاانتخابات سال آینده منتفی است

تمام شدن مهلت یکساله کار اعضای داخلی کمیسیون انتخابات و برگزار نشدن این انتخابات بدلیل عدم وجود رییس کمیسیون یکی دیگر از چالش های کمیسیون انتخابات است که به دیگر مشکلات اساسی موجود در این کمیسیون افزوده است؛ از اینرو نهادهای ناظر انتخاباتی با توجه به افشاگری های تقلب گسترده در انتخابات قبلی از مهندسی شدن انتخابات های آینده نیز اظهار نگرانی کردند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان(afghanpaper)، نعیم ایوب زاده، رییس اجرایی تیفا صبح امروز دوشنبه ۶ قوس ۹۶ در یک نشست خبری در خصوص فرمان غیرقانونی رییس جمهور مبنی بر آغاز کار دوباره کمیته گزینش گفت: بیشتر از ۱۰ ماه از مدیریت جدید انتخابات می گذرد اما آنچه را که منطق می طلبد و کارهایی اساسی همچون تهیه لیست رای دهندگان، تعیین حوزه های انتخابات، جزییات بودجه انتخاباتی و شیوه برگزاری انتخابات مشخص نیست و هیچ پلان عملیاتی از آغاز تا ختم عملیات آماده نشده است.

ایوب زاده گفت: درست است که کمیسیون انتخابات با نهادهای امنیتی تفاهمنامه تامین امنیت حوزه های انتخاباتی را امضا کرده است اما در عمل ساحه امن و ناامن تشخیص داده نشده و در واقعیت برگزاری انتخابات کاملا ناممکن است.

رییس اجرایی تیفا تصریح کرد: نه تنها در ده ماه گذشته کاری برای پیشبرد امور انتخاباتی صورت نگرفته که چند چالش بزرگ نیز سر راه برگزاری انتخابات ایجاد شده است که همین چالش ها کاملا برگزاری انتخابات در سال آینده را منتفی می کند.

وی، درخصوص نبود اراده سیاسی برای برگزاری انتخابات را چالش مهم و اساسی پیش روی انتخابات آینده خواند و اظهار کرد: این چالش بزرگ تمام تلاش های انتخاباتی را با مشکل مواجه کرده و مانع برگزاری انتخابات در کشور شده است و سوی دیگر مساله، نبود یک آجندای اصلاحی است؛ از زمان تاسیس حکومت وحدت ملی تا کنون نه حکومت و نه کس دیگری یک آجندای عملی اصلاحات انتخاباتی را پیاده یا عملی نکرده است و وقتی این برنامه نباشد رفتن به سمت انتخابات بسیار دشوار خواهد بود.

این آگاه انتخاباتی با بیان اینکه حکومت بحران مدیریتی را در کشور تهداب گذاری کرده است افزود: هیچ اداره ای در کشور به ثمر نمی رسد؛ از کمیسیون انتخابات گرفته تا وزارتخانه ها هر روز افراد تغییر می کنند و بحدی دخالت از آدرس حلقه ریاست جمهوری زیاد است که شورای صلح نیز نمی تواند کار خودش را بکند. هیچ کس صلاحیت خود را ندارد و حلقه ریاست جمهوری به تمام ساختارهای حکومتی غرض غیرقانونی دارند.

ایوب زاده افزود: سلیقه های شخصی باعث غرض و دخالت شده است و به ساختارها اجازه داده نمی شد که مطابق طرزالعمل ها کار خود را پیش ببرند؛ غرض های حکومت در ساختارهای مختلف باعث شده که آنها نتوانند ماموریت های خود را انجام دهند.

رییس اجرایی تیفا با اظهار نگرانی از اوج گرفتن تنش های سیاسی در کشور گفت: وقتی یک گروه از حلقات سیاسی بحث برگزاری مجلس بزرگان (لوی جرگه) را مطرح می کنند بدین معنا است که نقطه ضعف های حکومت بحدی زیاد است که راهی جز اینکه به سمت بدبخت کردن حکومت بروند، باقی نمانده است.
وی ادامه داد: در این شرایط هدف حکومت بجای راه حل یابی، روی همان حلقه تمرکز می کند و بخاطر ضعیف ساختن حلقه سیاسی مساله شهرک عینومینه را مطرح می کند!

رییس اجرایی تیفا، درخصوص برکناری ها در نهادهای انتخاباتی تصریح کرد: حکومت خود دست به نقض قانون خودساخته خود می زند و الا برکناری رییس دارالانشا بر مبنای کدام مساله حقوقی و مبنایی صورت گرفته است؟ وی در ظاهر برکنار شده است اما از لحاظ کتبی چیزی معلوم نیست و این آدم با ناامیدی در وظیفه اش مانده است و کاری هم نمی تواند بکند.

ایوب زاده گفت:جناب رییس جمهور، رییس اجرایی و سرور دانش، رییس کمیسیون انتخابات را انتخاب کردند و معلوم نیست براساس چه منطقی وی را برکنار کرده اند؟ اگر این افراد مشکل داشتند، کار کمیته گزینش درست نبوده است و چرا این کمیته را قبول کردید و اگر دانش انتخاباتی نداشتید چرا افراد ناشایست را انتخاب کردید؟ علت ضعف ها و کم کاری ها در انتخابات افراد نیستند بلکه عدم صداقت و کم کاری حکومت نسبت به پرنسیب انتخابات است.

این آگاه انتخاباتی با اشاره افشاگری رحمت الله نبیل از تقلب در انتخابات گذشته گفت: این حکومت زاییده یک تقلب گسترده بود هاست و وقتی زاییده تقلب باشد، تقلب در آن نهادینه شده است و چه انتظاری از آن می رود؟ رنجی که امروز می بریم از چگونگی تهداب گذاری حکومتی است که بر اساس تقلب به بار آمده است و ادامه این وضعیت به نفع هیچ کس نیست.

وی در خصوص دخالت حکومت در نهادهای انتخاباتی هشدار داد: مردم از انفجارها در گردهمایی ها هیچ ترسی ندارند و اگر قرار باشد وضعیت را ادامه بدهید، مردم نه از طالب، نه از داعش و نه از ستون پنجمی هایی که در حکومت کار می کنند، هراسی ندارند و حاضر هستند باز هم قربانی بدهند اما زندگی را برای آنها در تمام ولایت های افغانستان حرام می سازند.

ایوب زاده افزود: مردم به فغان آمده اند و کاسه صبرشان لبریز شده است، اگر بازی های پوچ سلیقه ای ادامه یابد و به سمت انتخابات نروید مردم زندگی در این کشور را برایتان حرام می سازند. با این بازی های بچگانه به دمکراسی، ارزش های مدنی و سیاسی توهین نکنید و اجازه بدهید که ساختارها و ادارات کار خود را بکنند. حرکات بزرگ مردمی را نادیده نگیرید چراکه اگر کسی میانجیگری نمی کرد شما امروز در این وضعیت قرار نداشتید.

رییس اجرایی تیفا تصریح کرد: اعضای کمیته گزینش موقتی هستند و ماموریت آنها تمام شده و حق ندارند برای یک نفر جلسه بگذارند و او را شناسایی کنند، که اگر انها اینکار را بکنند خیانت کرده اند و در جرم ملی شریک شده اند. برکناری رییس کمیسیون و رییس دارالانشا و رفتن به سمت اینکه یک نفر در کمیته گزینش بررسی شود، اساس قانونی ندارد.

وی افزود: تداوم وضعیت موجود باعث می شود که اصلا انتخاباتی در سال آینده برگزار نشود و براساس یافته های تکنیکی و جو سیاسی حاکم برگزاری انتخابات کاملا ناممکن است مگر اینکه حکومت یک انتخابات مهندسی شده را برگزار کند که دراینصورت به آنها هشدار می دهیم که مردم زندگی در این کشور را بر آنها حرام می سازند.

نویسنده شوید

آیا می توانید بنویسید؟ موضوعات مختلفی را برای یک روزنامه یا سایت خبری به رشته تحریر در آورید طوری که متفاوت باشید، برای نوشتن فقط هنر و دانش لازم نیست بلکه مهارت نیز لازم است. نوشتن را شاید همه به نوعی بتوانند تجربه کنند اما اینکه چگونه از ماحصل دانش، هنر و مهارت بتوانیم یک تولید خوب درآوریم و متفاوت باشیم نیازمند آشنایی با ظرایفی است.
انجمن فرهنگی تبلور اندیشه با توجه به رسالت فرهنگی در راستای توسعه اگاهی و اموزش سعی نموده این زمینه را برای شما عزیزان فراهم نماید بدین منظور میتوانید در وب سایت دوزبانه انجمن فرهنگی تبلور اندیشه بنویسید.
برای این مهم میتوانید با نام کاربری و رمز ورود زیر وارد وب سایت شده وش روع به نوشتن نمایید
نام کاربری:

writter

رمز ورود:

writter2018

آدرس ورود:
click_here

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن