خانه «=« شاخص (برگه 30)

شاخص

عیسی خان صاحب آپارتمان شد

عیسی خان از سوی رییس جمهور مورد تقدیر قرار گرفت.۲۰۱۵۰۶۲۳۰۸۵۲۴۴۳۲۱۱

سرباز جوان کشور، عیسی خان با ۲۸ سال سن توانست ۶ تن از تروریستان حمله بر پارلمان را از پا در آورد.

رییس جمهور به تقدیر از شهامت این سرباز به وزارت شهرسازی دستور داد که به پاس فداکاری عیسی خان لغمانی یک باب آپارتمان به وی اهدا شود. همچنین به وزارت دفاع دستور داده شد که به عیسی خان رتبه های تشویقی نیز اعطا گردد.

این در حالی است که شماری از نمایندگان مجلس با تقدیر از فداکاری عیسی خان معاش یک، تا ۲ ماه خود را به وی اهدا کردند.

ناامنی‎های مهارناپذیر در سایه مسوولیت وزیر جدید

همزمان با گزینش وزیر دفاع جدید، موج جدیدی از ناامنی‎ها، سراسر کشور را فراگرفته و انتظارات مردم مبنی بر بهبودی اوضاع امنیتی برآورده نگردیده است. پیش از این نیز ناامنی‎های شمال، حمله بر کارکنان لوی څارنوالی، گروگان‎گیری و … دمار از روزگار مردم و دولت درآورد و اعتراض‎های مدنی، مردمی و سیاسی را علیه حکومت افزایش داده بود. امیدواری‎ها بر این بود با تقرر وزیر دفاع که مسوولیت سازمان‎دهی جنگ را به عهده دارد، این ناهنجاری‎های امنیتی کاهش یابد. اما این گونه نشد و ناامنی‎های فزاینده بیشتر از پیش به تضعیف حکومت وحدت ملی انجامید و اعتبار آن را بیشتر از پیش در افکار عمومی زیر سوال برد.
در این میان، وظیفه نهادهای کشفی و استخباراتی است که باید با مساعدت نهادهای همکار داخلی و خارجی شان از روی این بازی‎های خشونت‎طلبانه پرده برداشته و ماهیت اصلی این بازی‎های خونین را برای افکار عمومی روشن کنند. بدیهی است که هرگونه اطلاع از منابع و مجاری اصلی این ناامنی‎ها در جلوگیری و مقابله با این پدیده نیز کمک خواهد کرد.
به نظر می‎رسد هر کدام از این جنگ ها در جایگاه خود شان قابل ارزیابی بوده و عوامل و دلایل مختلفی دارد. به طور مثال، امنیت شمال را می‎توان در چهارچوب بازی‎های کلان منطقوی و ملی قابل تحلیل قرار داد و از این جهت ارزیابی کرد که ممکن است این پدیده به نحوی در کشورهای آسیای مرکزی صادر شده و به تبدیل شدن آسیای میانه به مرکز بحران کمک نماید. زیرا این فرضیه از دیرزمانی به این سو سر زبان‎ها است که گویا دهه آینده، دهه خشونت‎آفرینی در آسیای میانه خواهد بود و هدف از این اقدام نیز در دو محور سیاسی و اقتصادی قابل بررسی است؛ اول این که برخی از رقبای سیاسی روسیه و چین در صدد اند با صدور خشونت‎طلبی در آسیای میانه، زمینه حضور در این کشورها برای شان فراهم گردد تا بتوانند در آینده رقبای شرقی شان از جمله روسیه و چین را تحت تأثیر قرار داده و تهدیدهایی را برای آنان نیز ایجاد نمایند. از جانب دیگر، وجود منابع مهم انرژی و بازار رو به رونق اقتصادی آسیای میانه و افغانستان، توجه برخی از مافیاهای اقتصادی را در سطح بین‎المللی جلب نموده و این امر در خشونت‎آفرینی در شمال افغانستان و سرایت آن به آسیای میانه نقش به سزایی دارد. این مسأله در اظهارات چند روز پیش داکتر داودشاه صبا،‌ وزیر معادن، نیز ابراز گردید و زنگ خطری را برای دولت افغانستان به صدا در آورد که اگر اقداماتی در این خصوص روی دست گرفته نشود، معادن کشور به جای این که منفعتی حاصل افغانستان نماید، مصیبتی را متوجه کشور خواهد ساخت.
در بعد داخلی افغانستان نیز می‎توان دست‎هایی را در ناامن‎سازی کشور تصور نمود که با عوامل اصلی شورش و خشونت همکاری دارند تا برای بدنامی و ناکامی دولت و حدت ملی بیشتر از پیش کار و فعالت کنند. اذعان وزارت امور داخله به دخیل بودن عواملی از درون دولت در ناامنی‎های شمال، زمزمه‎هایی مبنی بر دخالت برخی از افراد قدرتمند در اختلال امنیت برخی از نقاط کشور و … همگی از جنبه‎های دیگر ناامنی است که نیازمند شفافیتسازی بیشتری می‎باشد.
بنابراین، ضروری است تا ابعاد مبهم ناامنی‎های اخیر شکافته شده و با ایجاد روشنایی در پرتو تحقیقات جامع، هم در جلوگیری هراس‎افگنی‎ها کمک شود و هم این که دولت و نهادهای امنیتی از نیشتر افکار عمومی در امان باشد. اما متأسفانه روند عمومی تا اکنون به گونه‎ای بوده است که خشونت‎های فزاینده به صورت فصلی افزایش می‎یابند، بدون این که از عوامل پنهان و پشت پرده آن سخن گفته شده و شفاف‎سازی‎های مناسبی صورت پذیرد.
به هرحال، هرگاه از عوامل پشت پرده خشونت‎ها سخن گفته نشود، سریال جنگ و ناامنی به گونه ویرانگر آن ادامه خواهد یافت و تنها کاری که حکومت و نهادهای امنیتی انجام می‎دهند، دفاع ناقص پس از کشتارهای مکرر خواهد بود و بس. در آن صورت، ارمغان آن اضافه بر کشتار شهروندان کشور، بی‎اعتباری نهادهای دولتی و کاهش قدرت ملی خواهد بود.
مسلم است که مقابله با این روند نیازمند اتخاذ تدابیر هماهنگ، همه‎جانبه و جلوگیری‎کننده از سوی نهادهای سه گانه امنیت ملی، اردوی ملی و پولیس ملی است. تا زمانی که سازوکار منظم فراروی ناامنی ها به وجود نیامده و سیاست جنگی حکومت حالت تهاجمی و نابود‎کننده را به خود نگیرد، ناامنی‎های کنونی به صورت فزاینده آن رشد یافته و مهارناپذیر خواهد شد. در آن صورت، هیچ برنامه انکشافی حکومت وحدت ملی زمینه عملی نخواهد یافت و چشم انداز جاری کشور به شکل نگران‎کننده‎ای تیره شده و سایه آن بر تمامی ابعاد حیات اجتماعی مردم و ساختارهای دولتی خواهد افتاد.

اعلامیه ریاست جمهوری در مجلس جنجال برانگیز شد

ادامه کار ولسی جرگه پس از اول سرطان سال جاری مشروعیت دارد یا خیر؟ پرسشی که در جریان روزهای گذشته محور بحث های داغ محافل سیاسی را شکل می‌داد، سر انجام شام جمعه ارگ ریاست جمهوری با پخش خبرنامه‌ای، ادامه کار ولسی جرگه را مطابق به قانون توجیه نموده است.
دقیقا همین اعلامیه ریاست جمهوری مبنی بر موافقت رییس جمهور به ادامه کار ولسی جرگه در میان اعضای این مجلس واکنش بر انگیز شد.
به باور شکریه بارکزی، عضو ولسی جرگه رییس جمهور با پخش این اعلامیه قانون اساسی کشور را نقض نموده و به موردی انگشت گذاشته که به عقیده وی، بر بنیاد قانون اساسی کشور خارج از صلاحیت های رییس جمهور است.
وی تصریح کرد: استفاده کلمه “تمدید” شدن برای کار ولسی جرگه از سوی رییس جمهور، بر خلاف قانون اساسی است که مطابق آن رییس جمهور سر کار آمده و این اعلامیه برخلاف قانون اساسی است.
هفته پیش ولسی جرگه تصمیم گرفته بود که در اجندای روز شنبه روی سرنوشت ولسی جرگه و مسوولیت گریزی حکومت در قبال برگزاری انتخابات مجلس بحث کنند، اما اعلامیه ارگ، رییس ولسی جرگه و شماری از اعضای این مجلس را واداشت تا بیشتر به این موضوع نپردازند.
به باور عبدالروف ابراهیمی، رییس ولسی جرگه، بحث بیشتر در این مورد سودی ندارد، زیرا زمان برگزاری انتخابات تا یک ماه دیگر روشن می‌گردد.
نعمت الله غفاری، یکی از اعضای مجلس می گوید: در اعلامیه به مشکلاتی که باعث تاخیر در برگزاری انتخابات پارلمانی شده، اشاره صورت گرفته و دیگر نیازی به بحث بیشتر در این مورد نیست.
با این حال عبدالروف انعامی، منشی اول ولسی جرگه گفت: حکومت با صدور اعلامیه، تقصیر خود را پذیرفته است. وی می‌گوید: اعلامیه ریاست جمهوری روشن ساخته که حکومت نظر به مشکلات تخنیکی و مالی، عدم ایجاد اصلاحات در نظام انتخاباتی و مشکلات امنیتی نتوانسته انتخابات ولسی جرگه را مطابق قانون برگزار نماید.
اما این اعلامیه ریاست جمهوری، شک و گمان‌هایی را نسبت به معامله پنهانی حکومت با ولسی جرگه در داخل مجلس افزایش داده است. رمضان بشر دوست، یکی از اعضای ولسی جرگه خاطر نشان کرد: ادامه کار اعضای این مجلس شرم آور است و به ابهامات احتمالی در مورد معامله‌ای پنهانی حکومت و مجلس باید وضاحت داده شود.
گفتنیست که بحث روی مشروعیت یا عدم مشروعیت کار ولسی جرگه و تفاسیر متفاوت از ماده ۸۳ قانون اساسی، رییس جمهور را واداشت تا با صدور اعلامیه‌ای تعهد کند که یک ماه دیگر تاریخ برگزاری انتخابات را اعلام نمایند.

تهیه شده توسط مسعود انصار

ماه مبارک رمضان جه فضیلتی داره؟

خداوند متعال به برخى روزها و ماهها و نیز برخى مکانها عنایت ویژه‏اى کرده که چنین عنایتى را به روزها یا مکانهاى دیگر نکرده است.
پیامبر اکرم (ص)مى‏فرماید:
«إِنَّ لِرَبِّکُم فِى اَیّامِ دَهرِکُم نَفَحاتٍ أَلا فَتَعَرَّضُوا لَها»؛
«به راستى که براى پروردگارتان در روزهاى عمرتان نسیم‏هاى رحمتى است؛ پس آگاه باشید که این نسیمها و مواهب را به چنگ آورید»[۴].
ماه مبارک رمضان یکى از این ایام و زمانهاست که خداوند درهاى رحمت خود را بر روى بندگان خویش باز کرده و آنان را به میهمانى و ضیافت خود دعوت نموده است و از همه بندگان خویش دعوت کرده است تا از این سفره ضیافت الهى بهره‏مند گردند و گناهانى را که در طول سال مرتکب شده‏اند با دعا و استغفار و روزه گرفتن در این ماه از بین ببرند.
امام عسکرى علیه السلام به نقل از پیامبراکرم (ص) در این باره فرموده است:
«إِنَّ لِلّهِ خِیارا مِن کُلِّ ما خَلَقَهُ، فَلَهُ مِن البِقاعِ خِیارٌ و لَهُ مِنَ اللَّیالِى والأَیّامِ خیارٌ و لَهُ مِنَ الشُّهورِ خِیارٌ و لَهُ مِن عِبادِهِ خِیارٌ و لَهُ مِن خِیارِهِم خِیارٌ… و اَمّا خِیارُهُ مِنَ الشُّهُورِ فَرَجَبٌ و شَعبانٌ و شَهرُ رَمَضانَ … و إِنَّ اللّهَ عَزّوجَلّ یُنزِلُ فىِ شَهرِ رَمَضانَ مِنَ الرَّحمَهِ أَلفَ ضِعفِ ما یُنزِلُ فِى سائِرِ الشُّهُورِ»؛
«همانا خداوند از آنچه خلق کرده، امورى را براى خود برگزیده است. براى خداوند از سرزمینها برگزیده‏اى است و براى او از شبها و روزها و ماهها و عبادات نیز برگزیده‏اى است و از برگزیده‏ها نیز امورى را برگزیده است اما برگزیده خدا از میان ماههاى سال، رجب و شعبان و ماه رمضان است و خداوند ـ عزوجل ـ در ماه مبارک رمضان هزار برابر ماههاى دیگر رحمتش را بر بندگان نازل مى‏کند».[۵] در بخشى از خطبه معروفى که پیامبراکرم (ص) در آستانه ماه مبارک رمضان بیان فرمودند نیز در مورد ارزش و فضیلت این ماه شریف آمده است:
«أَیُّهَا النّاسُ، إِنَّ اَبوابَ الجَنانِ فى هذا الشَّهرِ مُفَتَّحَهٌ؛ فَاسئَلُوا رَبَّکُم أَن لا یُغَلِّقَها عَنکُم و اَبوابَ النِّیرانِ مُغَلَّقَهٌ؛ فَاسئَلُوا رَبَّکُم أَن لا یُفَتِّحَها عَلَیکُم والشَّیاطیِنَ مَغلُولَهٌ؛ فَاسئَلُوا رَبَّکُم أَن لا یُسَلِّطَها عَلَیکُم»؛
«اى مردم! در این ماه درهاى بهشت بر روى بندگان خدا باز است؛ از خدا بخواهید که این درها را نبندد و درهاى جهنم بر روى شما بسته است؛ از خدا بخواهید که هیچ‏گاه این درها را نگشاید و دستهاى شیطان در این ماه بسته است؛ پس از خدا بخواهید که آنان را بر شما مسلط نکند».[۶] امیرالمؤمنین على علیه السلام نیز فرمود:
«أَیُّهَا النّاسُ، إِنَّ هذا الشَّهرَ فَضَّلَهُ اللّهُ عَلى سائِرِ الشُّهُورِ کَفَضلِنا أَهلِ البَیتِ عَلى سائِرِ النّاسِ»؛
«اى مردم، همانا این ماه، ماهى است که خداوند آن را بر تمام ماهها برترى داد، همانند برترى ما اهل‏بیت علیهم السلام بر سایر مردم».[۷] امام رضا علیه السلام نیز درباره فضیلت این ماه مى‏فرماید:
«کارهاى نیک در ماه رمضان مقبول درگاه خداوند است و گناهان در آن بخشوده است. کسى که در ماه رمضان یک آیه از قرآن بخواند، مانند کسى است که در غیر ماه رمضان تمام قرآن را ختم کرده است و کسى که در این ماه به صورت مؤمنى تبسم نماید آن مؤمن نیز در قیامت به صورت او تبسم مى‏کند و او را به بهشت بشارت مى‏دهد، کسى که در این ماه مؤمنى را کمک کند، خداوند او را هنگام عبور از صراط، در روزى که قدمها مى‏لغزد، کمک خواهد کرد و کسى که غضب خود را در این ماه فرو نشاند، خداوند در قیامت غضبش را در مورد او فرو خواهد نشاند و کسى که مظلومى را در این ماه یارى نماید، خداوند او را در دنیا علیه تمام دشمنانش یارى مى‏کند و در قیامت هم او را در جایگاه حساب و میزان کمک خواهد کرد».[۸] بنابراین مؤمنان و پیروان اهل بیت علیهم السلام باید این فرصت را غنیمت شمرند و از برکات و آثار این ماه عظیم استفاده کامل را بنمایند و نگذارند که با گناهان و آلودگیهایى که وارد این ماه شریف شده‏اند با همان گناهان نیز از این ماه خارج گردند؛ زیرا معلوم نیست که خداوند دوباره چنین فرصتى را براى آنان فراهم نماید و تا سال آینده و ماه رمضانى دیگر زنده باشند و این ماه عظیم را درک نمایند.

آیا لقب «سید الشهداء» برای امام حسین است یا حضرت حمزه؟

بسیاری از منابع شیعه[۱] و اهل سنت[۲] نقل کرده‌اند که پیامبر خدا(ص) و برخی مسلمانان، حمزه عموی حضرتشان را که در جنگ اُحُد شهید شده بود، «سید الشهداء» نامیدند و به همین جهت است که این عنوان در میان اهل سنت، انصراف به حضرت حمزه دارد.
شیعیان نیز اگرچه این موضوع را پذیرفته و در منابع خود بارها و بارها بدان اشاره و تأکید کرده‌اند، اما امام حسین(ع) را نیز به استناد روایاتی که تواتر معنوی آنها ثابت است، «سید الشهداء» دانسته[۳] و مقامش را از حضرت حمزه(ع) بالاتر می‌دانند.
در راستای آنچه گفته شد، به مطالب ذیل دقت فرمایید:
۱٫ امام صادق(ع) به قبر امام علی(ع)، این‌گونه سلام می‌دهد: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ الْأَوْلِیَاءِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا سَیِّدَ الشُّهَدَاءِ».[۴] ۲٫ در برخی از منابع اهل سنت از پیامبر(ص) نقل شده است: «بلال؛ بهترین مرد، سید الشهداء و بزرگ موذّنین است»،[۵] و «خبیث بن عدی، سید الشهداء است».[۶](البته بنابر منابع تاریخی، بلال شهید نشده بلکه مرگی طبیعی داشته است).[۷] ۳٫ در پاره‌ای از روایات؛ در یک تعبیر کلی هر شخصی که نزد حاکم ظالمی رفته و او را امر به معروف و نهی از منکر کند؛ و توسط او کشته شود؛ سید الشهداء قلمداد شده است.[۸] و …
در نگاه اول شاید تصوّر شود که میان این روایات تنافی وجود دارد؛ اما باید گفت که این تعابیر هیچ تنافی با یکدیگر ندارند؛ زیرا شهدا می‌توانند سیدها و بزرگان بسیاری میان خود داشته باشند؛ همان‌گونه که به نقل فریقین، حسنین(ع) دو آقا و سرور جوانان بهشت‌اند.
با این وجود نباید از این نکته غافل شد که مقام امام حسین(ع) بسیار بالاتر از مقام حمزه عموی پیامبر است؛ زیرا بر اساس روایات، حضرت حمزه(ع) سید تمام شهیدان است جز پیامبران شهید و جانشینان شهید آنان که بر آنان سیادتی ندارد: «سَیِّدُ شُهَدَاءِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ مَا خَلَا الْأَنْبِیَاءَ وَ الْأَوْصِیَاء»،[۹] و می‌دانیم که امام حسین(ع) یکی از جانشینان شهید پیامبر خدا است.

[۱]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۸، ص ۵۰، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق؛ حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، محقق، مصحح، محمودی، محمدباقر، ج ۲، ص ۲۴۳، تهران، التابعه لوزاره الثقافه و الإرشاد الإسلامی، مجمع إحیاء الثقافه الإسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
[۲]. نیشابوری(ابن البیع)، محمد بن عبدالله، المستدرک على الصحیحین، تحقیق، عبد القادر عطا، مصطفى، ج ۳، ص ۲۱۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق؛ لخمی شامی، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، محقق، سلفی، حمدی بن عبد المجید، ج ۳، ص ۱۵۱، قاهره، مکتبه ابن تیمیه،‌ چاپ دوم، بی‌تا.
[۳]. به عنوان نمونه، ر.ک: شیخ صدوق، الامالی، ص ۱۲۷، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، ۱۴۰۰ق؛‌ شیخ مفید، محمّد بن محمد، کتاب المزار، محقق، مصحح، ابطحی،‌ سید محمد باقر، ص ۲۳، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق؛ ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، محقق، مصحح، امینی، عبدالحسین، ص ۶۷، نجف اشرف، دار المرتضویه، چاپ اول، ۱۳۵۶ش.
[۴]. ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، محقق، مصحح، قیومی اصفهانی، جواد، ص ۲۰۶، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق؛ عاملی(شهید اول)، محمد بن مکی، المزار فی کیفیه زیارات النبی و الأئمه(ع)، ص ۹۰، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
[۵]. العتکی(البزار)، أحمد بن عمرو، مسند البزار(البحر الزخار)، ج ۱۰، ص ۲۴۱، مدینه،‌ مکتبه العلوم و الحکم، چاپ اول،‌ بی‌تا.
[۶]. عبدالله بن محمود الموصلی البلدحی، الاختیار لتعلیل المختار، تعلیقه، محمود أبو دقیقه، ج ۲، ص ۱۰۷، القاهره، مطبعه الحلبی، ۱۳۵۶ق.
[۷]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق، بجاوی، علی محمد، ج ۱، ص ۱۷۹، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
[۸]. آجُرّی بغدادی، محمد بن حسین، الشریعه، محقق، دمیجی، عبدالله بن عمر، ج ۵، ص ۲۲۴۵، ریاض،‌ دارالوطن، چاپ دوم،‌ ۱۴۲۰ق.
[۹]. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ۱، ص ۲۶۴،‌ تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق.

چرا نحوه ی تحریم شرابخواری در اسلام بصورت تدریجی بوده است؟

عشق عرب جاهلی در سه چیز بود؛ شعر و شراب و جنگ. آنان تا بدان حدّ به خوردن شراب علاقه داشتند که وقتی خداوند شراب را حرام کرد مسلمانان می‌گفتند: «هیچ حکمی بر ما سنگین‌تر از تحریم شراب نبود». [۱] روشن است که اگر اسلام می‌خواست بدون رعایت اصول روانی و اجتماعی با این بلای بزرگ و عمومی به مبارزه برخیزد ممکن نبود، لذا از روش تحریم تدریجی و گام به گام استفاده کرد و شراب را در چهار مرحله بر مسلمانان حرام کرد.

شرابخواری و میگساری در زمان جاهلیت و قبل از ظهور اسلام رواج زیادی داشت و به صورت یک بلای عمومی درآمده بود تا آن جا که بعضی از مورخان نوشته‌اند:
عشق عرب جاهلی در سه چیز بود؛ شعر و شراب و جنگ. آنان تا بدان حدّ به خوردن شراب علاقه داشتند که وقتی خداوند شراب را حرام کرد مسلمانان می‌گفتند: «هیچ حکمی بر ما سنگین‌تر از تحریم شراب نبود». [۳] روشن است که اگر اسلام می‌خواست بدون رعایت اصول روانی و اجتماعی با این بلای بزرگ و عمومی به مبارزه برخیزد ممکن نبود، لذا از روش تحریم تدریجی و گام به گام استفاده کرد و شراب را در چهار مرحله بر مسلمانان حرام کرد:

نخست در بعضی از سوره‌هایی که در مکه نازل کرد، به صورت اشاره، زشتی شراب را به مسلمانان گوشزد نمود:
«و مِن ثَمَرتِ النَّخیلِ والاَعنـبِ تَتَّخِذونَ مِنهُ سَکرًا و رِزقـًا حَسَنـًا»؛
«از میوه‌های درخت خرما و انگور، مسکرات و روزی‌های پاکیزه و نیکو فراهم می‌کنید». [۲] در این آیه، خداوند مسکرات را در مقابل «رزق حسن» قرار داد و با این بیان به مسلمانان فهماند که مسکرات از روزی‌های پاک و نیکو شمرده نمی‌شود.

پس از مدتی آیه ۲۱۹ سوره بقره نازل شد:
«یسئـلونَک عَنِ الخَمرِ والمَیسِرِ قُل فیهِما اِثمٌ کبیرٌ ومَنـفِعُ لِلنّاسِ واِثمُهُما اَکبَرُ مِن نَفعِهِما»؛
«درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: در آن‌ها گناه بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دارند، ولی گناه و مضرات آن بیشتر است». [۳] در این آیه خداوند با لحنی آرام و مؤثر، به مسلمانان خطاب می‌کند که شراب و قمار هم منفعت مادی و دنیوی دارد؛ چون از راه خرید و فروش آن برخی سودهایی می‌برند و هم مضرات و مفاسدی دارد؛ اما به آنان گوشزد می‌کند که مضرات و مفاسد شراب بیشتر از منافع آن است و آنان باید فکر و خرد خود را به کار بندند و آن کاری را که نفع بیشتر و ضرر کمتری دارد برگزینند.

سپس در مرحله سوم برای برحذر داشتن مردم از این آلودگی، محدودیت‌های زمانی در نوشیدن شراب را تعیین می‌کند و آنان را از نوشیدن آن قبل از نماز منع می‌کند؛
«یـاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَقرَبوا الصَّلوهَ واَنتُم سُکـری حَتّی تَعلَموا ما تَقولونَ»؛
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می‌گویید». [۴]

نهی از خواندن نماز در حالت مستی باعث شد که عملاً کسی نتواند به شراب خواری روی آورد؛ زیرا اوقات پنج‌گانه نماز بسیار نزدیک به هم بود و اگر کسی صبح یا عصر شراب می‌خورد آثار آن تا موقع نماز باقی می‌ماند و این مطلب باعث شد که زمینه همیشگی برای نهی کامل از خوردن شراب فراهم شود؛ لذا پس از مدتی و در مرحله چهارم، خداوند به طور مطلق و همیشگی خوردن شراب را ممنوع کرد:
«یـاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا اِنَّمَا الخَمرُ والمَیسِرُ والاَنصابُ والاَزلـمُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطـنِ فَاجتَنِبوهُ لَعَلَّکم تُفلِحون * اِنَّما یریدُ الشَّیطـنُ اَن یوقِعَ بَینَکمُ العَدوهَ والبَغضاءَ فِی الخَمرِ والمَیسِرِ ویصُدَّکم عَن ذِکرِ اللّهِ وعَنِ الصَّلوهِ فَهَل اَنتُم مُنتَهون»؛
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بت‌ها و ازلام (نوعی چوبهای بخت آزمایی) پلید و از عمل شیطان هستند. از آن‌ها دوری کنید تا رستگار شوید. شیطان می‌خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا، با این همه زیان و فساد، خودداری خواهید کرد؟»[۵].
این آیه حرمت شراب را به صورت قطعی بیان کرد و پس از نزول این آیه بود که مسلمانان از خوردن شراب دست کشیدند. نقل شده است که عمربن خطاب پس از شنیدن این آیه گفت: «انتهینا،…انتهینا»؛ «دیگر نخواهیم نوشید دیگر نخواهیم نوشید». [۶] با نزول این آیه هرکس جامی در دست داشت آن را شکست. کوزه‌های شراب در کوچه‌ها ریخته شد و جامعه صدر اسلام یکپارچه به این فرمان الهی گردن نهاد. پس از نزول آیه مذکور و بیان پلید بودن شراب و حرمت آن گروهی از مسلمانان گفتند: اگر این شراب و قمار این همه گناه دارد پس تکلیف برادران مسلمان ما که قبل از نزول این آیه این دو عمل حرام را انجام داده‌اند و بعضی از آن‌ها از دنیا رفته‌اند چه می‌شود [۷] که آیه دیگری نازل شد و آنان را که پس از شنیدن حکم شراب آن را ترک گفته و تقوا پیشه نمایند، بی‌گناه شمرد:
«لَیسَ عَلَی الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّــلِحـتِ جُناحٌ فیما طَعِموا اِذا مَا اتَّقَوا وءامَنوا وعَمِلوا الصّــلِحـتِ ثُمَّ اتَّقَوا وءامَنوا ثُمَّ اتَّقَوا واَحسَنوا واللّهُ یحِبُّ المُحسِنین»؛
«بر کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام داده‌اند گناهی در آنچه قبلاً خورده‌اند نیست مشروط به اینکه تقوا پیشه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، سپس تقوا پیشه کنند و ایمان آورند، سپس تقوا پیشه کنند و نیکی نمایند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد». [۸] آیه یاد شده و نیز آیات متعدد دیگری که در مورد توبه از گناه نازل شده نوید بسیار خوبی است برای کسانی که تاکنون به این گناه آلوده بوده‌اند؛ چه آنان که از حرام بودن شراب بی‌اطلاع بوده‌اند و چه کسانی که حرمت آن را می‌دانستند، لیکن نسبت به این دستور الهی کوتاهی کرده‌اند. همه این افراد می‌توانند با توبه از گذشته خود و در پیش گرفتن تقوای الهی، خویشتن را از آلودگی ظاهری و معنوی این گناه نجات دهند و بدین وسیله سعادت دنیا و آخرت خود را کسب نمایند.

[۱]. تفسیر المنار، ج ۷، ص ۵۱.
[۲]. نحل ۱۶ / ۶۷.
[۳]. بقره ۲ ۲۱۹.
[۴]. نساء ۴ ۴۳.
[۵]. مائده ۵ ۹۰ ۹۱.
[۶]. سنن الترمذی، ج ۴، ص ۳۲۰؛ سنن النسائی، ج ۸، ص ۲۸۷؛ الجامع الاحکام القرآن، ج ۵، ص ۲۰۰.
[۷]. مجمع‌البیان، ج ۴ ـ ۳، ص ۳۷۲؛ جامع‌البیان؛ ج ۷، ص ۵۰.
[۸]. مائده ۵ ۹۳.

آیا پیامبر اکرم (ص) شوخی و مزاح می کردند ؟ و کلاً حکم شوخی از دیدگاه اسلام چیست؟

شاد کردن برادران مسلمان و مؤمن و خشنود گردانیدن یکدیگر، موضوعی بسیار پسندیده و مطلوب است و در روایات متعدد، مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است؛ در روایتی خوشحال کردن مؤمنان به منزله خوشحال کردن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و در نتیجه خوشحال کردن خداوند متعال دانسته شده! و در روایتی دیگر این عمل یکی از محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند شمرده شده است [۱] ولکن شاد کردن مؤمنان در صورتی پسندیده و دارای ارزش است که انسان مرتکب کار حرام و دروغ نگردد. اگر انسان با دروغ و یا حرامی دیگر خواسته باشد دیگران را شاد نماید، چنان که بسیاری از مزاح‌ها و شوخی‌های امروزه چنین است؛ نه تنها شوخی کننده اجر و پاداشی نخواهد داشت، بلکه در روایات اسلامی به شدت مورد مذمت و نهی قرار گرفته است.چنان که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در روایتی فرمود: من شوخی می‌کنم، ولی جز سخن حق چیزی نمی‌گویم». [۲]

در یکی از وصایای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) خطاب به ابوذر غفاری آمده است:
«یا أباذَرٍّ! وَیلٌ لِلَّذِی یحَدِّثُ فَیکذِبُ لِیضحِک بِهِ القَومَ، وَیلٌ لَهُ، وَیلٌ لَهُ. یا أباذَرٍ … لا تُخْرِجَنَّ مِن فیک کذبَهً أبَدا»؛
«وای بر کسی که سخن دروغی می‌گوید تا با آن مردم را بخنداند. وای بر او! وای بر او! ای ابوذر! هرگز از دهانت دروغی خارج نشود». [۳]

در روایتی دیگر امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:
«لا یجِدُ عَبدٌ طَعمَ الایمانِ حَتّی یترُک الکذبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ»؛
«هیچ بنده‌ای مزه ایمان را نخواهد چشید، مگر اینکه دروغ را ترک نماید؛ چه جدّی و چه شوخی». [۴]

بسیاری از شوخی‌هایی که در میان مردم رایج است با دروغ و نوعی کار حرام همراه است و افراد گمان می‌کنند که جز با این روش نمی‌شود دیگران را شاد نمود؛ در حالی که با سخن حق و درست نیز می‌شود با دیگران مزاح کرد و آنان را خنداند؛

شوخی‌های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)

«زنی به نام «ام ایمن» نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آمد و به آن حضرت عرض کرد: شوهرم با شما کاری دارد. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به او فرمود: همان کسی که در یک چشمش سفیدی وجود دارد؟ زن گفت: نه یا رسول الله! در یک چشم شوهر من سفیدی نیست. پیامبر به او فرمود: پس همان کسی را می‌گویی که در هر دو چشمش سفیدی است؟ زن باز هم گفت: نه یا رسول‌اللّه! در چشمهای شوهر من سفیدی نیست. حضرت خندید و فرمود: آیا کسی پیدا می‌شود که در چشمش سفیدی نباشد؟». [۵]

در روایتی دیگر آمده است:
«پیرزنی خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) عرض کرد: یا رسول اللّه! دعا کنید که خداوند مرا به بهشت ببرد. حضرت فرمود: پیر زن‌ها وارد بهشت نمی‌شوند. پیرزن شروع به گریه نمود. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) خندید و فرمود: ای پیرزن! مگر این سخن خداوند را نشنیده‌ای که در قرآن می‌گوید: ما آنان را جوان و باکره قرار می‌دهیم و سپس وارد بهشت می‌نماییم». [۶]

و نیز نوشته‌اند: «روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امیرالمؤمنین علیه السلام در جمعی نشسته بودند و خرما می‌خوردند. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) هسته‌های خرما را جلوی امیرالمؤمنین ریخته، سپس فرمودند: «مَن کثُرَ نَواهُ فَهُو أَکولٌ»؛ «کسی که هسته‌های خرمای او زیاد است پرخور است». امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در جواب فرمودند: «مَن أَکلَ نَواهُ فَهُوَ أَکولٌ»؛ «کسی که هسته‌های خرمایش را هم می‌خورد پرخور است!». [۷] در این مزاح و شوخی، پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به حضرت علی نفرمود: هسته‌های خرمای تو چون بیشتر است پرخور هستی تا این سخن بر خلاف واقع باشد؛ بلکه به طور مطلق فرمودند: هرکس هسته‌های خرمایش زیاد است پرخور است و این یک حقیقت است؛ چنان که سخن حضرت علی علیه السلام نیز همین گونه و حقیقت است.

[۱]. الکافی، ج ۲، ص ۱۸۸ ـ ۱۹۰.
[۲]. بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۱۶؛ محجه البیضاء، ج ۵، ص ۲۳۴.
[۳]. الکافی، ج ۲، ص ۳۴۰.
[۴]. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۵۱.
[۵]. سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۱۱۴؛ محجه البیضاء، ج ۵، ص ۲۳۴.
[۶]. مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۴۱۰.
[۷]. سیری در رساله حقوق امام سجادع، ج ۳، ص ۴۵۱.

چه عواملی باعث سقوط اسپانیا در زمان مسلمانان گردید؟

در مدت حکومت اسلام در اسپانیا، جهان مسیحیت با تمام تجهیزات و نقشه‌هایی که کشیدند و جنگ‌های خونینی که برپا کردند نتوانستند این کشور را از دست مسلمانان خارج سازند تا سرانجام از ابزار بی‌بندوباری و عیاشی و شهوترانی استفاده کردند و توانستند ضربه سختی را بر آن‌ها وارد کنند.

کشور اسپانیا در جنوب غربی اروپا قرار دارد و یکی از کشورهای حاصلخیز و خوش آب و هوای این قاره است. این کشور در سال ۷۱۱ میلادی به دست مسلمانان فتح شد. «طارق بن زیاد»، که از طرف موسی‌بن نصیر فرمانده منصوب از جانب خلفای اموی در آفریقا مأموریت یافته بود اسپانیا را فتح کند، از راه جبل الطارق ـ که اکنون هم به نام اوست ـ وارد خاک اسپانیا شد. در حالی که هیچ امید نمی‌رفت با دوازده هزار سپاه بتواند این کشور را فتح کند. ولی با روح سلحشوری و شهامتی که در کالبد آنان بود در فاصله کمی شهرهای اسپانیا را یکی پس از دیگری فتح کردند.
مسلمانان حدود هشتصد سال بر این کشور حکومت کردند و هم اکنون نیز آثار تاریخی که از آنان به یادگار مانده است ـ مانند مسجد قرطبه، قصر اشبیلیه، مسجد الحمراء، و قصر آن ـ منبع درآمد سرشاری برای کشور اسپانیا است و هر سال گردشگران بسیاری برای تماشای این آثار تاریخی به اسپانیا می‌روند. در مدت حکومت اسلامی، جهان مسیحیت با تمام تجهیزات و نقشه‌هایی که کشیدند و جنگ‌های خونینی که برپا کردند نتوانستند این کشور را از دست مسلمانان خارج سازند تا سرانجام از ابزار بی‌بندوباری و عیاشی و شهوترانی استفاده کردند و توانستند ضربه سختی را بر آن‌ها وارد کنند.
خلاصه آنچه مورخان در این باره نوشته‌اند آن است که زمامداران مسیحی برای پیاده کردن نقشه ماهرانه خود یکی از افسران خائن به نام «براق بن عمار» را با خود همدست نمودند و مهم‌ترین کارهایی که به دست او انجام دادند، به شرح ذیل است:

۱٫ مشروبات الکلی را به حد کافی وارد شهرهای اسپانیا کردند و آن را با قیمت‌های بسیار کم در اختیار جوانان مسلمان قرار دادند و حتی یکی از کشیشان مسیحی در یک سال تمام انگورهای قرطبه (یکی از شهرهای اسپانیا) را پیش خرید کرد و همه را تبدیل به شراب کرد و قسم یاد نمود که آن شراب‌ها را جز به دانشجویان و جوانان مسلمان ندهد و همین امر سبب شد تا جوانان و حتی سالمندان به این سم مهلک معتاد شوند.

۲٫ دختران طنّاز اروپایی را گروه گروه وارد شهرهای اسپانیا کردند و به آن‌ها راه دلربایی از جوانان مسلمان را آموختند و آنان را آزادانه در تفریح‌گاهها و معابر عمومی به گردش واداشتند و در نتیجه جوانان مسلمان را به فحشا و بی‌بندوباری کشاندند و این امر به تدریج به زمامداران نیز سرایت کرد و مقدمات نابودی و سقوط آن‌ها فراهم شد.

پس از اجرای این نقشه‌ها و فراهم شدن زمینه تهاجم، طولی نکشید که حمله را علیه این کشور آغاز کردند و در اندک زمانی این کشور مسلمان را به تصرف خود درآوردند و ساکنان مسلمان آن را یا به قتل رساندند و یا آنان را از آن کشور بیرون نمودند و اسپانیا را، – که کشوری مسلمان و متمدن و دارای پیشرفتهای علمی و فرهنگی فراوان بود – به یک کشور مسیحی تبدیل کردند. [۱]

[۱]. کیفر گناه، ص ۱۷۴ ـ ۱۷۶.

اعیاد شعبانیه مبارک

Tabalwor

از تولد سینما در خانواده سلطنتی تا صف جوانان بیکار برای تماشای فیلم

 سینما اولین بار ۹۰ سال پیش،در زمان «شاه امان‌الله» وارد افغانستان شد،در دهه ۹۰ با شدت گرفتن جنگ‌های داخلی و تسلط طالبان بر این کشور به طور کلی تعطیل و ویران شد و از زمان سقوط طالبان تاکنون با آنکه بیش از یک دهه می‌گذرد ولی هنوز از مشکلات فراوانی رنج می‌برد.صنعت سینما از اوایل قرن بیستم وارد کشور افغانستان شد ولی همواره فراز و نشیب‌های سیاسی از همان ابتدا به سینمای این کشور اجازه رشد نداد.

یک سینمای تخریب شده در دوران طالبان

به هر حال طی قرن بیست، فیلم‌های «پشتو» و «دری» زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد.

از اواخر سال ۲۰۰۱ با متزلزل شدن حکومت طالبان در افغانستان، سینمای این کشور نیز به مرور وارد فاز جدیدی از حیات شد.

*سینمایی با سابقه ۹۰ ساله/از ورود سینما به افغانستان توسط خانواده سلطنتی تا تعطیلی کامل آن در دوران حکومت طالبان

_تخصیص سینما به خانواده سلطنتی

شخصی به نام «امیر حبیب‌الله خان» از اهالی قندهار طی سال‌های (۱۹۰۱تا ۱۹۱۹) امیر افغانستان بود که برای اولین بار نسبت به صنعت سینما علاقه نشان داد ولی تلاش وی برای ورود سینما به این کشور تنها به خانواده‌های سلطنتی محدود ماند و عملا این فن‌آوری از دسترس عموم به دور بود.

امیر حبیب‌الله خان، شاه افغانستان

_ورود پروژکتور سینمایی به افغانستان و نمایش فیلمی صامت برای عموم مردم؛ نقطه عطف سینما در این کشور

 پس از آنکه در سال ۱۹۱۹ «امیر حبیب‌الله خان» براثر یک کودتای خانوادگی در هنگام شکار در کله‌گوش،لغمان،افغانستان به قتل رسید، پسرش «شاه امان‌الله» به قدرت رسید، او در سال ۱۹۲۳ برای اولین بار  پروژکتور سینمایی که «فانوس جادویی» و یا «جعبه جادویی» هم نامیده می‌شد، را وارد افغانستان کرد.

در همین سال برای اولین بار یک فیلم صامت در ولایت لغمان در میان عموم مردم به نمایش درآمد ولی اولین فیلم افغانی با نام «عشق و دوستی» به کارگردانی «لطیف رشید» در سال ۱۹۴۶ ساخته شد.

فیلم «عشق و سینما»، اولین فیلم تاریخ سینمای افغانستان

*تعطیلی سینما در زمان حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون

طی سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ در دوران حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون، صنعت سینما و فیلمسازی در افغانستان تعطیل شد ولی با پایان حکومت نادرشاه و به قدرت رسیدن «ظاهر شاه»، فرزند ارشد نادرشاه به حکومت رسید.

«ظاهر شاه»، فرزند «نادر شاه»

_ساخت اولین سالن سینمای افغانستان

«ظاهر شاه» نسبت به پدرش تعصب چندانی نسبت به سینما نداشت و به مرور فضا برای ساخت فیلم در افغانستان کمی بازتر شد، آنچنان‌که در این دوران اولین سینمای افغانستان با نام «سینمای بهزاد» بنا نهاده شد و فیلم «عشق و دوستی»، اولین فیلم افغان تاریخ سینما نیز در همین سال‌ها ساخته شد، البته این فیلم در لاهور، پاکستان، فیلمبرداری شد.

وضعیت سینما بهزاد، اولین سینمای افغانستان در سال‌های اخیر

اگر چه در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فیلم‏‌های خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فیلم مستند ساخته می‌شد، آنچنان‌که به طور کلی می‌توان گفت در افغانستان همواره سوژه‏‌های فیلم‏‌های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.

به مرور طی گذشت سال‌ها فضا کمی بازتر شد تا آنجا که در سال ۱۹۶۸ میلادی، اولین سازمان سینمایی تحت عنوان سازمان فیلم «ذبیح‌الله فروتان» ساخته شد.

این سازمان یک سازمان دولتی به ریاست «لطیف احمدی» بود و از همین زمان سینمای افغانستان به «فیلم افغان» مشهور شد.

این سازمان نیز از ابتدا دست به تولید مستند و فیلم‌های جدیدی درباره ملاقات‌های رسمی و کنفرانس‌های دولتی زد، تمامی این فیلم‌ها در سینما اکران عمومی می‌شد تا آنکه به مرور نمایش فیلم‌های هندی در سینماهای این کشور رواج یافت.

_ساخت اولین فیلم سینمایی با حضور هنرمندان افغان

اولین سینمایی که توسط سازمان فیلم افغانستان و با استفاده از هنرمندان افغانی ساخته شد، «همانند عقاب‌ها» نام داشت.

فیلم «همانند عقاب‌ها»

کمی پس از فیلم، سازمان فیلم افغانستان دست به تولید یک فیلم سه اپیزودی با نام «اعصار» زد که اپیزودهای آن به ترتیب «قاچاقچیان»، «خواستگارها» و «جمعه شب» نام داشت.

دو فیلم دیگر با نام «آواهای روستا» و «روزهای دشوار» در همین دوران ساخته شد. همه این فیلم‌ها به صورت سیاه و سفید بودند.

در اواخر دهه ۶۰ ، سازمان فیلم افغانستان اقدام به ساخت اولین فیلم‌های رنگی تاریخ سینمای این کشور کرد که از آن جمله می‌توان «حماسه عشق»، «فرار»، «سرباز صبور»، «خاکستر»، «آخرین آرزو» و «پرنده مهاجر» اشاره کرد.

اگر چه به لحاظ تکنیکی هیچکدام از این فیلم‌ها در حد استاندارهای جهانی نبودند ولی به خوبی توانستند با مخاطبان افغانی خود ارتباط برقرار کنند گویی آنها این فیلم‌های آیینه‌ای از زندگی خودشان بود.

در اواخر دهه ۶۰ و  اوایل دهه ۷۰ میلادی، شوروی سابق کمک‌هایی به دانشجویان افغانی علاقمند به تحصیل در رشته سینما ارائه داد از آموزش گرفته تا کمک هزینه تحقیقات فرهنگی هنری.

_تسلط طالبان بر افغانستان/ تعطیلی صنعت سینما/فرار هنرمندان به ایران و پاکستان

با آغاز دهه ۹۰، بالا گرفتن جنگ‌های داخلی افغانستان و همچنین تسلط گروه طالبان بر این کشور، تعداد زیادی از افراد فعال در صنعت سینما به ایران و یا پاکستان گریختند و برخی از آنها فعالیت خود را به صورت محدود در قالب ساخت ویدئو‌هایی برای سازمان‌های غیردولتی ادامه دادند.

زمانی‌که در سال ۱۹۹۶، طالبان به طور کلی قدرت را در کابل به دست گرفت، بسیاری از سینماها تخریب و تعداد زیادی فیلم در آتش سوختند.

این گروه تماشای تلویزیون و فیلم را کاملا ممنوع کرد و در این میان سینماها را تعطیل و حتی در کنار سینماها چایخانه‌ها و رستوران زیادی تخریب شدند.

_سقوط طالبان و دمیدن جانی دوباره به کالبد سینما

از سال ۲۰۰۰ ، با نزدیک شدن به از هم پاشیده شدن حکومت طالبان، سینمای افغانستان به مرور از فضای سکوت و خفقان خارج می‌شد. قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر، «محسن مخملباف»، کارگردان ایرانی علاقمند به افغانستان، با ساخت فیلم «قندهار» توجه جهانیان را به این کشور جلب کرد. «قندهار» اولین فیلم تاریخ سینما درباره افغانستان بود که به جشنواره فیلم کن راه یافت.

فیلم سینمایی «قندهار»

کمی بعد «سمیرا مخملباف»، «صدیق برمک»، «رازی محبی»، «سایمین مالک‌نصر» و «ابوالفضل جلیلی» از جمله فیلمسازانی بودند که در زمینه احیاء سینمای فارسی (دری) در افغانستان فعالیت کردند.

اولین فیلم فارسی_پشتوی «صدیق برمک» با نام «اسامه» در سال ۲۰۰۳ توانست در جشنواره‌های زیادی چون کن و لندن جوایز بسیاری را از آن خود کند.

فیلم «اسامه»

«برمک» هم‌اکنون ریاست مدرسه جنبش آموزش کودکان افغان را به عهده دارد، مدرسه‌‌ای که وظیفه دارد در جهت توسعه و ارتفاء سطح سینمای افغانستان، نیروی بازیگر و کارگردان تربیت کند.

در سال ۲۰۰۶ افغانستان نیز به اتحادیه جشنواره‌های فیلم آسیای مرکزی و قفقازستان جنوبی پیوست.

فیلم «راز زلیخا» در سال ۲۰۰۶ میلادی از اولین فیلم‌های سینمایی بود که پس از سقوط طالبان ساخته شد. این فیلم  به کارگردانی «هوراس احمد شنسب»، به طور کلی در افغانستان ساخته شد.

فیلم «راز زلیخا»

«راز زلیخا» داستان خانواده‌ای است که ماه‌های پایانی حکومت طالبان، برای بقاء خود تلاش می‌کند.

این فیلم در جشنواره‌های بسیاری به نمایش درآمد و بسیار مورد توجه منتقدین و تماشاگران قرار گرفت.

پس از یک وقفه نسبتا طولانی در سال ۲۰۱۰، فیلم «ایمان» ساخته شد که در سینماهای «ریدینگ» استرالیا» به نمایش درآمد.

این اولین باری بود که فیلم افغانی در یک سینما نمایش داده می‌شد. این فیلم یک سال بعد نیز در جشنواره فیلم آسیای جنوبی در استرالیا برنده دو جایزه سینمایی شد.

فیلم ایمان

«هریس یوسف»، کارگردان و تهیه‌کننده این فیلم که خود ساکن استرالیا بود، برای ساخت فیلم «ایمان» به افغانستان سفر کرد، ساخت این فیلم شش ماه و مراحل پس از تولید آن نیز شش ماه دیگر به طول انجامید.

از سینمای فارسی افغانستان که بگذریم، سینمای پشتو در این کشور نیز طی سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی کرده است، از زمان سقوط حکومت طالبان تاکنون چندین فیلم به زبان پشتو در افغانستان ساخته شده است. چند فیلم پشتو نیز تاکنون توسط فیلمسازان خارجی ساخته شده که از جمله آنها می‌توان به فیلم «صبح به خیر افغانستان» ساخته «کامیلا نیلسون» در سال ۲۰۰۳ میلادی اشاره کرد.

_بهبود وضعیت زنان در سینمای افغانستان از زمان سقوط طالبان به بعد

در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی استفاده از بازیگران و فیلمسازان زن در یک پروژه فیلمسازی چندان سخت نبود ولی زمانی که جنگ‌های داخلی افغانستان شدت گرفت و طالبان بر اوضاع مسلط شد، اوضاع کاملا تغییر کرد، البته امروز اوضاع روز به روز برای سینماگران زن بهتر شده و حضور آنها در جاهای مختلف سینما پررنگ‌تر از دیروز می‌شود. در حال حاضر ده‌ها بازیگر زن که برخی از آنها در سطح بین‌الملل نیز مطرح شده‌اند، در سینمای افغانستان مشغول به کارند که از جمله آنها می‌توان به «لینا أعلم»، «امینه جعفری»، صبا سحر» و «مارینا گلبهاری» اشاره کرد.

_سینمای مستند، تنها سینمایی که در دوران طالبان تعطیل نشد

فیلم‌های مستند از زمان حکومت طالبان در این کشور همواره ساخته می‌شد که از جمله آثار مستند فاخر این دوران، می‌توان به دو مستند فیلم «۱۶ روز در افغانستان» ساخته «میثاق کاظمی» و «کارت‌پستال‌هایی از تورا بورا» اشاره کرد.

مستند ۱۶ روز در افغانستان

مستند «۱۶ روز در افغانستان» که با بودجه ۱۰۰ هزار دلاری به مدت ۶۰ دقیقه ساخته شده در دسامبر سال ۲۰۰۸ به نمایش درآمد و با استقبال روبرو شد.

_تولید انبوه فیلم‌های بی‌کیفیت در داخل و خارج از افغانستان  

در سینمای افغانستان تعداد فیلم‌های درجه «ب» و «ج» نسبت به دیگر فیلم‌های بیشتر است، فیلم‌هایی که با درجه کیفیت پایین چه در داخل و چه در خارج از افغانستان ساخته می‌شود.

بیشتر این فیلم‌ها برای مخاطبان افغانی و به ندرت برای مخاطبان غیرافغان و یا جشنواره‌های بین‌المللی ساخته می‌شود.

*وضعیت کنونی سینمای افغانستان: از کمبود تجهیزات و آموزش گرفته تا سلطه فیلم‌های بی‌کیفیت هندی بر بازار فیلم

علی‌رغم تمام پیشرفت‌هایی که از زمان سقوط حکومت طالبان به بعد در صنعت سینمای افغانستان به وجود آمد ولی سینمای این کشور همچنان از مشکلات اساسی رنج می‌برد، از عدم توجه دولت افغانستان به صنعت فیلمسازی گرفته تا کمبود تجهیزات و سالن نمایش در این کشور و همچنین وجود برخی دیدگاه‌های تندروانه ضد سینمایی که وجود دارد.

براساس گزارش‌های منتشر شده اصل و اساس بودجه سینما در افغانستان را موسسه‌ها و تشکل‌های غیردولتی خارجی و داخلی تأمین می‌کنند که این بودجه به هیچ عنوان جوابگوی هزینه‌های معیشت سینماگران نیست.

به نظر می‌رسد که شبکه‌های تلویزیونی همکاری چندانی با سینما نداشته و به خصوص در بخش تبلیغات، توزیع و فروش فیلم‌های سینمای رغبت چندانی نشان نمی‌دهند.

درباره تعداد سینما در این کشور آمار چندان دقیقی در دسترس نیست ولی براساس آمارهایی که تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار می‌داد، تنها حدود ۱۰ سینما وجود دارد که رسما کار نمایش فیلم را به عهده دارد.

بیش از ۹۵ درصد از فیلم‌های هندی بی‌کیفیتی که در سینماهای افغانستان نمایش داده می‌شوند، با موضوع عشق و جنگ و به زبان اصلی هستند.

از آنجایی‌که سینما در افغانستان هنوز به یک مکان فرهنگی تبدیل نشده، بیشتر کسانی که به سینما می‌روند، جوانان بیکار این کشورند.

و اما درباره زنان علاقمند به سینما، تا سال ۲۰۱۱ عملا هیچ‌گونه امکانی برای رفتن زنان به سینما وجود نداشت و تا این تاریخ تنها یک سینما در کابل بود که سانس مخصوص زنان داشت که آنهم همیشگی نبود و گاهی برای مدتی طولانی سانس بانوان به طور کلی تعطیل می‌شد.

از طرف دیگر درباره بازار فیلم در افغانستان باید گفت که با توجه به اینکه بیشتر خانواده‌های افغانی در خانه‌هایشان یک دستگاه دی‌وی‌دی دارند، به نظر می‌رسد، بازار اصلی فیلم در این کشور، همان بازار دی‌وی‌دی باشد.

البته مشکل اساسی بازار دی‌وی‌دی، کیفیت پایین دی‌وی‌دی‌ها،عدم وجود قانون کپی‌رایت در سیستم توزیع دی‌وی‌دی است.

مشکل دیگر این بازار، تسلط نسخه‌های غیرقانونی فیلم‌های درجه ۲ و ۳ هندی و خارجی بر آن است و بدتر از همه اینکه بیشتر این فیلم‌ها فاقد زیرنویس فارسی یا پشتوست.

سطح کیفی آموزش در بخش‌های مختلف صنعت سینما در این کشور به شدت پایین است و تا سه سال پیش تنها مرکز آموزش سینمایی در این کشور در دانشگاه کابل بود.

* قابل ذکر است که برخی آمارهای‌ عنوان شده در این گزارش تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار داده و اطلاعات طی دو سال گذشته به روز نشده است.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن