خانه «=« شاخص (برگه 57)

شاخص

(ویژه نامه محرم )محرم آمد وماه عزا شد

م در فرهنگ اسلامی یک تاریخ زنده، یک انقلاب خونین، یک مظلومیت آشکار و یک مجموعه‌ی از حماسه های بی نظیر است. محرم ماه خداست. ماه که خون خدا بر زمین ریخت و بهترین بندگان خدا در دست بدترین موجودات زمینی به شهادت رسید. ماه محرم فصل شکفتن لاله های مقاومت خونین اسلام است.همان گونه که سرآغاز زوال حاکمیت های فاسد نیز است. لسلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره السلام عیلک یا وارث آدم یا حسین ابن علی ایها الشهید ایها المظلوم یابن رسول الله. محرم در فرهنگ اسلامی یک تاریخ زنده، یک انقلاب خونین، یک مظلومیت آشکار و یک مجموعه‌ی از حماسه های بی نظیر است. محرم ماه خداست. ماه که خون خدا بر زمین ریخت و بهترین بندگان خدا در دست بدترین موجودات زمینی به شهادت رسید. ماه محرم فصل شکفتن لاله های مقاومت خونین اسلام است.همان گونه که سرآغاز زوال حاکمیت های فاسد نیز است. محرم تاریخ است اما نه تاریخ عادی و روز مره زندگی، کار، فعالیت، مصرف و معامله، محرم تاریخ یک تحول عمیق و یک انقلاب تاریخ ساز است. تاریخ شروع اصلاحات در نظام اجتماعی منحرف شده. و تعلیمات فراموش شده اسلام است. یعنی تاریخ یک انقلاب مکتبی برعلیه فرهنگ منحرف و نظام سیاسی فاسدی است که به نام خلافت اسلامی بر اریکه قدرت اسلام تکیه زده بود. این تاریخ نه متعلق به گذشته که شروع یک نهضت تاریخ ساز است. محرم فصل شروع حماسه های عاشورایی است. حماسه های که هر ماه را محرم، هر سرزمین را کربلا و هر روز را عاشورا می کند. محرم تاریخی است که قطبندی جدیدی را در جامعه اسلامی ارائه می کند: 1. حسینیان سینه چاک اسلام و سنت محمدی(ص) و آماده های همیشه جانفشانی و شهادت. 2. قساوت دلان دنیا طلب، دین فروشانی که فقط برای حفظ قدرت حیوانی و بدست آوردن جیفه دنیایی خویش به جنگ پاک ترین انسان ها رفت و جگر گوشه های پیامبرشان را بی رحمانه سر بریدند. گروه سوم نظاره گران صحنه مبارزه حق و باطل اند، کسانی که برای حفظ دنیای مادی و جان های بی ارزش خود از هرگونه رشادت طلبی در راه خدا و دین خدا به گوشه تنگ دنیای فانی خزیده و دین خود را با مصلحت های زود گذر دنیای معاوضه کردند. یعنی گوشه نشینان نظاره گر ظلم های یزیدیان فاسد و تنهایی های باعظمت فرزندان پیامبر(ص) بودند. محرم ماه شروع انقلاب ها است. انقلاب دینی و اجتماعی، انقلابی که برای رجعت به اصالت های اصیل دین محمدی(ص) برپا شد. انقلاب در باورهای غلط مردم نسبت به خلافت حاکمان فاسد، بوزینه باز، و شراب خواران هوس باز برمسند قدرت غاصبانه. محرم فصل انقلاب های سرخ حسینی است. فصل رویش آلاله های خونین دشت های همیشه کربلای جهان. انقلاب عاشورا ترمیدور ندارد. زیرا در یک چرخش تاریخی خودش، بستر رویش انقلاب های همیشه خونین دیگر است. رهبری انقلاب محرم با حسین (ع)جگر گوشه پامبر(ص) است. هرچند یک مجموعه ای از تمام اصناف جامعه در آن حماسه آفریدند؛ پیرمردان (زهیر ابن قین و حبیب ابن مظاهر) جوانان( علی اکبر) نوجوانان(قاسم ابن حسن) میانسالان(عباس ابن علی (ع)) و حتی خردسالترین عضو جامعه محمدی( علی اصغر شش ماهه) انقلابیون فداکار و پیروان رهبر انقلاب در کربلا بودند. دراین انقلاب نقش زنان بسیار برجسته و سرنوشت ساز است. زیرا که زنان رسالت پیامبری این نقلاب را بردوش دارند. زنان آخرین سنگر های دشمن را در مرکز حاکمیت ظلم فرومی ریزند.(زینب بنت علی(ع) ) آری بالاخره انقلاب محرم الهامبخش تمام انقلاب های عدالت خواهی و اصلاح طلبان دین محمدی(ص) است. محرم تنها انقلابی است که از تمام جوانب پیروز شد. زیرا که جنایت کاران کربلا فراموش شده تاریخ شده اند اما شهدای عاشورا زندگان همیشه الهامبخش تاریخ اند. همان گونه که بیرق سرخ انقلاب کربلا تا ابدیت تاریخ، برفراز بلندای تاریخ بشریت همواره جلوه گرا است. (بیرق سرخ کربلا بر فراز قبر حسین(ع). ماه محرم در هر سال مراسم پیروزی انقلاب کربلا است. یادآوری های پیروزی انقلاب محرم درقالب برنامه ساده و خاص خودش( یاد آوری حماسه ها و گریه برشهیدان) زینت بخش هر سال و ماه ماست. این یاد آوری های سالانه، الهام گیری مداوم ما از انقلاب کربلا است. همان گونه که احیاء کننده همیشگی سنت انقلابی اسلام اصیل نیز به حساب می آید. محرم فصل مظلومیت ها و ناله های بی مانند بشریت است. مظلومیت های کسانی که فرزندان و جگر گوشه های پیامبر(ص) بودند اما توسط امت دنیا پرست و مدعیان دروغین مسلمانی به شهادت رسیدند. ابعاد مظلومیت انقلابیون عاشورا عمق بی نظیر دارد. در مرام ومسلک کدام دین و ملت، زن ها و اطفال بی گناه از آشامیدن آب محروم می‌شود؟ در منطق کیست که یک طفل شش ماهه بجای آب، گلویش با گلوله دریده می‌شود؟ بعد از شهادت بر بدن های مردان اسب تاخته می‌شود. و از دفن اجساد شهدا ممانعت به عمل می آید. آیا مظلومیت بیش از این را در تاریخ می توان سراغ گرفت؟ آنهم توسط جنایت کارانی که به نام خلافت اسلامی دست به جنایت زدند. حاکمان فاسدی که بر مسند خلافت پیامبر(ص) تکیه زدند ولی فرزندان پیامبر(ص) خود را قطعه قطعه کردند. و انواع توهین ها و بی‌حرمتی ها را بر آل رسول الله (ص) روا داشتند. محرم فصل خلق حماسه ها است. حماسه های بی نظیر از فداکاری ها و رشادت ها، حماسه عاشورا بی نظیر است زیرا در هیچ مبارزه ای فرزند خرد سال به مبارزه دشمن نمی آید. هیچ سربازی نمی تواند مدعی باشد که مرگ در نظر او از عسل شیرین تر است( قاسم ابن حسن) هیچ انقلابی نمی توان یافت که سربازان رهبر بگوید: ای کاش هزاران جان داشتیم تا در راه تو فدا می کردیم. کدام انقلاب و مبارزه را می توان یافت که سربازانش بسوی مرگ با رجزخوانی و شادمانی بروند در حالی که یقین دارند از این مبارزه جان سالم بدر نمی برند؟ کدام مبارزه تاریخی را می توان یادآور شد که زنان قهرمان آن بگویند ما در کربلا به جز خوبی و زیبایی ندیدیم و در برابر کاخ های پر ابهت حاکم فاسد بگوید: تو بیچاره شدی و ما سر بلند هستیم؟. آری محرم ماه یک انقلاب الهی و یک مظلومیت محمدی(ص) و حماسه های علوی و یک تاریخ بی نظیر مبارزه حق وباطل است. نتیجه این که: پس محرم و عاشورا به ما احتیاج ندارد. ما و همه بشریت به عاشورا و تاریخ محرم و گریه های کربلا محتاج ترایم. زیرا که ما محتاج حماسه های حسینی و یاد آور تاریخ کربلا و گریه کنان مظلومیت بی چاره خویش ایم. بی چارگی ما در دوری از فرهنگ عاشورایی است. فرهنگی که تمام هویت یک مسلمان آزاده است. فرهنگ عاشورایی نیاز مداوم زمانه ماست. ما انسان های مسلمان اکنون سخت فقیرشده ایم. سخت بی چاره ایم. زیرا ما خود از فرهنگ اصیل خویش گریزان ایم، یک روز به فرهنگ های شرق و روز دیگر به فرآورده های منحط غرب رو می‌نماییم در حالی که ما خود دارای سرمایه های غنی فرهنگی هستیم اما خود را گم کرده و فرهنگ اصیل انسانی خویش را فراموش کرده ایم . بر این مصیبت باید گریست آنهم به این دلیل که عمق مصیبت ما خود باختگی و خود فراموشی واقعی ماست. درک عمیق عاشورا و امام حسین و فرهنگ عاشورایی ممکن نیست مگر این که بدانیم که : حسین کسیت؟ چه اهدافی داشت؟ چرا و چگونه به کربلا آمد؟ و در روز عاشورا چه گذشت؟ و …؟ برماست که به این سئوال ها تامل کنیم و پاسخی بیابیم. انشاء الله. ای رهبر انقلاب کربلا، وای خرسال ترین سرباز انقلاب عاشورایی و ای پیامبر مظلوم انقلاب محرم ! بر ما منت نه، گوشه چشمی به ما فرما و بر شرمندگی ما بیچارگان رحم کنید. ما را به حال ما گریان کنید. و شفاعت گر بدبختی های ما در پیش‌گاه خداوندی باشید زیرا که شما تنها آبرومندان بشریت خود باخته اید. و ما نسل های بشریت سرگردان. السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمت الله و برکاته

بدین منظور ویژه نامه ای را برایتان تدارک دیدیم میتوانید از لینک زیر دانلود فرمایید

لینک دانلود: حجم 13060 کیلوبایت  فرمت فایل فلش swf

چنانچه لینک دانلود عمل نکرد آدرس ذیل را در آدرس خود کپی نمایید

tabalwor.persiangig.com/vizhename-ha/Moharram-1392-Tabalwor.swf

امام حسین(ع)، مهمترین محور وحدت در افغانستان

محرم به عنوان نماد مذهبی نه تنها در افغانستان باعث تفرقه و شکاف های اجتماعی و مذهبی نشده بلکه این مراسم بر خلاف آنچه که بسیاری ها از آن نگرانی دارند، به عرصه ای برای آزمایش و مشق فرهنگ مدارا، تحمل و همپذیری و درک متقابل تبدیل شده است.
در سالهای اخیر شیعیان کشور به عنوان یک اقلیت مذهبی بیش از هر زمان دیگری آزادی های مذهبی شان را بصورت آزادانه و بدون بیم و هراس برگزار کرده اند. در این ضمن پیروان مذهب اهل سنت نیز با شرکت در این مراسم و همچنان با برگزاری مراسم متعددی در مساجد سالروز شهادت نواسه پیامبر بزرگوار اسلام را گرامی داشته اند. چنین چیزی در طول تاریخ افغانستان بی سابقه است و بدون تردید این روحیه درک مشترک و همپذیری متقابل در میان مذاهب موجود در کشور، نوید بخش آینده خوبی در رابطه با بوجود آمدن وحدت ملی به معنای واقعی کلمه می باشد.
شاید عمده ترین عامل این اتحاد و همدلی وجه مشترک دو فرقه اهل سنت و اهل تشیع کشور، امام حسین علیه السلام به عنوان نواسه پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله و سلم) و فرزند حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست.
عامل دیگری که در ایجاد فضای همپذیری میان مذاهب کشور نقش مهمی داشته است، تدبیر و درایت سردمداران شخصیت های سیاسی و مذهبی در کشور بوده است که بیانگر رویکرد خردمندانه و روند سازنده ای است که در رابطه با نزدیک ساختن پیروان مذاهب مختلف در کشور در پیش گرفته شده است و می تواند نقش مهمی را در ملت سازی و ایجاد وحدت ملی در کشور بازی نماید. عامل سومی هم بیزاری و خستگی ملت افغانستان از شکاف، تفرقه و پراکندگی است. بدون تردید مردم افغانستان از هر فرقه و از هر ملیتی به خوبی طعم تلخ تفرقه، اختلاف و نفاق را چشیده اند و به خوبی می دانند که رویکردی که کشور را بسوی وحدت و همدلی سوق دهد، چقدر برای آینده کشور حیاتی و سرنوشت ساز است.
اقلیت های مذهبی کشور در طول تاریخ از چنین آزادی های مذهبی و عقیدتی بهره مند نبوده اند و این برای اولین بار است که اقلیت های کشور از با بهره مندی از نعمت آزادی عقیده، مراسم مذهبی شان را به جای می آورند. بدون تردید هرچه این آزادی های اعتقادی که حق مسلم هر شهروند کشور است، تامین گردد، وحدت ملی بیشتر توسعه می یابد و زمینه ایجاد یک ملت به تمام معنی فراهم می گردد. برگزاری مراسم مذهبی به این صورت و با چنین روحیه همدلی و همپذیری، بیانگر تعهد مردم افغانستان، مقامات دولتی، سیاستمداران، علما، رسانه ها و مطبوعات در رابطه با وحدت ملی و مصالح و منافع ملی کشور است.
بدون تردید نقش رسانه ها نیز در تقویت فرهنگ مدارا و بردباری در میان مذاهب و دستیابی به آزادی های مذهبی برجسته بوده است. رسانه ها اعم از صوتی-تصویری و مطبوعات با مشارکت سازنده در مراسم مذهبی روزهای محرم در سالهای اخیر نقش سازنده ای داشته اند.
یکی از واقعیت هایی که اغلب پوشیده مانده و یا لااقل کمرنگ جلوه کرده است، اینست که پیروان مذهب اهل سنت نیز در افغانستان همه سالانه بصورت گسترده ای مراسم محرم را با حضور در مساجد و انجام مراسم خاص عبادی گرامی می دارند. این چیزی است که احتمالا در افغانستان با کشورهای دیگر بسیار متفاوت است. در واقع، اگر مراسم محرم و عاشورا در بسیاری از کشورهای دیگر مختص به فرقه مذهبی خاص است، در افغانستان این رویداد تاریخی و مذهبی مربوط به پیروان هر دو مذهب عمده کشور است.
جهان امروز که جهان جنگ و ستم و ظلم های قانونمند و بین المللی است از هر زمان و روز دیگر بیشتر به راه حسین علیه السلام نیاز دارد چنانکه گاندی رهبر استقلال طلبان هند گفته بود: من هیچ کاری فوق العاده ی برای ملت هند انجام نداده ام وآنچه را به ملت هند هدیه کرده ام که عبارت باشد از استقلال هند، چیزی است که من از مطالعه نهضت امام حسین علیه السلام برگرفته ام و آن را به ملت هند تقدیم داشته ام. ملت هند اگر می خواهند همیشه استقلال داشته و مستقل و آزاد باشند، باید همان راهی را بپیمایند که امام حسین علیه السلام و قهرمانان کربلا پیمودند.
چنان که در دوران جهاد مقدس با روس، رهبران جهادی ملت مسلمان افغانستان را به راه امام حسین علیه السلام دعوت می کردند و در جبهه ها از نهضت امام حسین علیه السلام تبلیغ می نمودند و در میان ملت نام و یاد این امام را گرم نگه میداشتند.
در دوران جهاد، پرچم سرخ شهادت حسین علیه السلام، بر سر دَرِ تمام پایگاه های نیروهای جهادی، شیعه و سنی، پشتون، تاجیک و هزاره به اهتزاز بود. تنها وجه مشترک پایگاه های جهادی همین پرچم سرخ شهادت امام حسین علیه السلام بود و رهبران جهادی، درباره امام حسین علیه اسلام و نهضت آزادی بخش آن حضرت، سخنرانی های آتشین می کردند و خودشان را از راهروان راه سرخ امام حسین علیه السلام می نامیدند.
در حال حاضر نیز عالمان و روشنفکران شیعه و سنی افغانستان باید بدانند و متوجه باشند که غیر از امام حسین علیه السلام هیچ شخصیت تاریخی دیگر نیست که بتوان حول و محور او ملت را به وحدت ملی دعوت کرد و ملت با عشق دینی و احساس ملی بطور یکسان به این ندا لبیک بگویند.
لذا باید این نعمت را قدر دانست و پیرو شعار آن حضرت که فرمود اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. تعصب های قومی را باید کنار گذاشت و در کنار یکدیگر با تمام بدعتهای افراطی و تحجرانه برخورد نمود و با امر به معروف و نهی از منکر جامعه را جمهوری اسلامی نگاهداشت و این وظیفه همه دولتمردان است که حسینی و جوانمردانه راه و سیرت پیامبر بزرگوار اسلام را پیشه خود سازند تا همه اقوام ساکن در افغانستان با شعائر اسلامی و هدف قیام عاشورا، آینده ساز مملکت خود باشند.

فصلنامه اندیشه نونسخه جاواتولیدشد

طراحی وتولید نموده تا در فضاهای محتلف بتوانید مطالعه نمایید در صورت تمایل درخواست داده تا برایتان ارسال گردد،کلیه محصولات این انجمن رایگان بوده وهیچ وجهی دریافت نمیگردد

Andishe-Naw

الفبای انتظار

خدا قدرت نمایی می کند  در نیمه‌ی‌ شعبان و عرش حق، چه زینت می شود ا مروزو امشب، حاملان عرش با شادی و آزادی به صد شور وسرور و شوق می گویند: انیس و مونس دل ها، گل و گلزار و ریحان ها سفیر حق، امین حق، امیدِ جملگی پیغمبرانِ مهدی می شود ظاهر، ز آدم تابه خاتم گفته هاشان می شود صادق، و مهدی می شود ناطقبه حال سجده می افتد ثنای حق می گوید، به بازویش نوشته نقشِ جاء الحق، میانِ کتف او نقشی بسان مُهر اندر کتفِ پیغمبرمبارک باد میلادش برتو ای …

فعالیت هادرافغانستان

با عنایت خدا و تلاش بی وقفه دوستان عزیز در ساحه های مختلف اعم از دوستان و همکاران فعال در مشهد، کابل، هرات، بامیان فعالیت های انجمن در بخش های مختلف جریان دارد.

روند فعالیت های انجمن  اعم از جلب همکاردرنمایندگی های هرات، کابل ، بامیان، یکاولنگ، و همچنین مراجعه به وزارت اطلاعات وفرهنگ وارائه درخواست صدور جواز رسمی برای نشر فصلنامه در افغانستان  با رویکردی علمی، فرهنگی وسیاسی جریان دارد که تسلیمی درخواستی صدور جواز امروز به مدیریت نشرات وزارت اطلاعات وفرهنگ واقع در ده افغانان کابل روبروی معارف صورت پذرفت که بنا به مصادف شدن با حلول اول ماه مبارک رمضان جریان صدور به روز چهارشنبه موکول شد و امید است ما ماه مبارک رمضان راباصدورجوازبه مهمانی خدابرویم.باتشکرازکلیه دوستان وعزیزانی که دراین راستاباماهمکاری نمودند.

کارگاه جنگ نرم و رسانه دربیداری اسلامی

کارگاه مورخه 5 شنبه با مخاطب طلاب برادر وخواهربرگزارگردید ، این کارگاه در چهار ساعت درسی (دوساعت صبح به صورت تدریسی برای عرضه خوراک علمی متناسب با کارگروههای بعد از ظهر) و دوساعت درسی هم بعد از ظهر که به صورت کارگاه (تقسیم به سه گروه) که با موضوعات (نیروی انسانی، محتوی، شیوه ها) دریک روز برگزار شد که با استقبال بسیار خوب دوست داران عرصه رسانه، مدیران انجمن های فرهنگی، مدیران سایت ها و همچنین دارای ملیت های مختلف (هند، پاکستان، افغانستان، کشور های افریقایی)مواجه گردید. که آن هم مرهون عنوان جدید کارگاه در مشهدبوده است.

ساعت شروع 8 صبح، با حضور استادرضوانی(مدیر گروه هنر و ارتباطات مرکز پژوهشهای صداوسیما) واهداء بسته فرهنگی برای کلیه شرکت کنندگان در این دوره آغاز شد که در جلسه اول مولفه های جنگ نرم و در جلسه دوم هم جنگ رسانه ای و…(کلیه محتوی به صورت فایل پاورپوینت برایتان در همین سایت جهت دانلود گذارده خواهد شد) توسط استاد عرضه گردید.

در ساعات بعد از ظهر بعد ازادای فریضه نمازبه صورت جماعت و صرف نهار واستراحت، کارگاه در سه کارگروه تشکیل شد که کلیه شرکت کننذپدگان در رابطه با موضوعات ارائه شده به بحث و تبادل نظر پرداختندکه با راهنمایی های استاد وراهنمایی های ایشان به جمع بندی موضوعاتشان پرداختند.

در اخیر نیز کلیه این جمع بندی ها توسط دبیر هر گروه ارائه شد که با راهنمایی های استاد و نقد سایر افراد حاضر در کلاس به نقدعمومی گذارده شد.تا انشاء الله با جمع بندی ایده ها و این پیشنهادات طرح پروپوزال حضور این انجمن را در عرصه رسانه ای هدفمند تر وپررنگ تر بنماید.

موضوعات کلی:

نقش رسانه در جهانی سازی، ابزارهای جنگ نرم(رسانه های دیداری و شنیداری، رسانه¬های مکتوب و رسانه¬های الکترونیکی)، تکنیک¬ها، روش¬ها و شگردهای جنگ نرم و رسانه(پروپاگاندا، تلقین، اقناع دینی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی) و راه¬های مقابله با جنگ نرم و رسانه¬ای

دراخیراز کلیه مخاطبین خواهر وبرادری که در این کارگاه شرکت جستندتشکر میگردد، (گزارش خواهران در پست های بعد درج خواهد شد)،

کارگاه جنگ نرم ورسانه دربیداری اسلامی توسط انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

گالری فعالیت های انجمن

با توجه به اینکه انجام فعالیت های فرهنگی که در آن اهدافی مبتنی بر آگاه سازی جامعه داشته باشد نیاز به همفکری وتعامل فراوان دارد و انجمن فرهنگی تبلور اندیشه به فراخور نیاز سنجی که در هر نشست تخصصی انجام میدهد راه را برای انجام فعالیت های تاثیر گزار خویش  هموار میسازد.

بدین سان ماهیانه جلسات تخصصی هم فکری  اعضاء این انجمن برگزار میگردد که کلیه موضوعاتی که بدان ها پرداخته میگردد برای اجراشدن صورت جلسه میگردد

درباره واحدآموزش

با توجه به اینکه بنیادی ترین اصل برای رشد وتعالی هر سرزمینی ارتقاء سطح آگاهی مردم آن سرزمین است واینکه مهاجرینی که به هردلیلی از افغانستان عزیز آواره شدند در سرزمینی دیگر زندگی خویشرا دردیار غربت با هزاران ترس ولرز دوباره از نو آغازکردند ودلشان به این خوش که بتوانند با خیالی ارام دگر ایام باقی مانده از عمرشان را بهدور از هول وولای غارت ودرماندگی به سربرند دراین گذرگاه چندی ار فرهنگیان که خود ازبین همین مهاجرین برخواستند تا ادای تکلیف نمایند با این هدف با دعوت از اهل علم واندیشه وقلم وبا گزینش از داوطلبینی (که از تک تکشان که به هرنحوی مشوق مان بودند در اینجا تشکر میکنیم )که به حکم وظیفه آمدند تارسالت خویش را در قبال همنوعانشان که در دیار غربت به دنبال مونسی میگشتند به انجام برسانند بدین وصف واحد آموزش انجمن را برای آموزش دوره های آموزشی رسمی در مقاطع ابتداییه، متوسطه(راهنمایی) ولیسه(دبیرستان)و همچنین برگزاری کارگاههای آموزش کمک های اولیه با همیاری موسسه msf(پزشکان بدون مرز)و برگزاری کلاسهای آموزش قرآن، احکام و کلاسهای کاربردی زبان های خارجی و کامپیوتر …. فعال نمودند این واحد از سال ۱۳۸۳ الی سال ۱۳۸۷ به مدت ۴ سال تواسنت حدود ۵۴۰ نفر از نونهالان مهاجر را تحت پوشش خواندن ونوشتن بگیرد که در اینجا از موسسات خیریه امام جواد، موسسه خیریه شهدا وسایر خیرینی که درراستای همکاری در برابر تامین هزینه ها ی تحصیلی  خانواده های بی بضاعت یاری مان کردندصمیمانه تشکر میکنیم ،

دعایمان کنید که فقط همان است که برایمان خواهد ماند، توفیق حق رهین راحتان باد

         

 

 

روندفعالیت های فرهنگی وهنری مهاجرین

مقدمه فرهنگ و هنر هر ملت گویای عقاید، باورها، آداب و رسوم وجوششهای درونی آن ملت است که آثاری را طی قرنها به یادگار می گذارد وگویای پویایی و تحرک و نشاط فکری آن ملت است. در این راستا ما به سراغ نمایشگاه خط تحریری که توسط هنر مندان خوش ذوق هموطنمان ارائه شده می رویم و از نشاط و پویایی بازوان فکر و اندیشه مهاجرین افغانی برایتان حکایت می کنیم ودر ضمن مصاحبه ای هم کلام با دو تن از فعالان فرهنگی هم وطنمان می شویم

مصاحبه ی کلیک با آقای جعفری(مسول برگذاری نمایشگاه) کلیک: ضمن تشکر وقدردانی از اینکه قبول زحمت نمودید و وقتتان را در اختیار ما گذاشتید لطفا خودتان را معرفی بفرمایید. جعفری: من محمدحسین جعفری هستم مدت 16-15سال است کارهای فرهنگی انجام می دهم در قالب کلاسهای آموزشی و برگذاری مجموعه نمایشگاهایی که برگذار می شود در داخل وخارج کشوریعنی در ایران و سایرکشورهای مهاجر پذیر مثل: نوروژ،استرالیا و انگلیس

کلیک: بر آورد شما به عنوان یک فعال فرهنگی از روند رشد فعالیتهای فرهنگی کشورمان چگونه خواهد بود؟ جعفری: شاید قالبهای فرهنگی در هر کشوری متفاوت باشدبعد از امنیت نسبی که در افغانستان برقرار شد افغانستان ما یک خیزش و رویکرد فرهنگی خوبی را پیش رو گرفت و مخصوصا در بین مردم ما، خصوصا تحصیلکردهایی که در ایران تحصیل کرده بودند وبا جامعه ی ایران سر و کار داشتند سعی کردند از بسترهای موجود در ایران استفاده ی لازم را ببرند . مادر ایران کم نداریم دانش آموز، دانش اندوخته، فرهیخته، دانشجو، طلبه و متخصص و در تمام حوزه ها ما می توانیم بگوییم یک نیروهای خوبی داریم که قابل تامل است یعنی می شود روی آنها سر مایه گذاری کرد و فکر کرد. در جامعه ی ما هم دورنمایی که من از این وضعیت می بینم چشم انداز روشنی است همان طور که در افغانستان به تعبیر بعضی دوستان رنسانس فرهنگی دارد شکل می گیرد و زیر ساختهای فرهنگی خواسته و ناخواسته تعریف و ظرفیتهای فرهنگی دارد تکمیل می شود واین خود نشان دهنده ی این است که مردم ما به دنبال پویایی فرهنگی راه افتاده اند، به دنبال توسعه فرهنگی و منابع آن همت کردند چون به لحاظ فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی افغانسان در حال توسعه است و ما هم این چشم انداز فرهنگی را در خارج یعنی ایران بسیار خوب می بینیم که این رویکرد بسیارمبارکی است در آغاز این راهی که در پیش گرفته ایم.

کلیک: با توجه به اینکه جامعه ی ما دارای فرهنگی با ویژگیهای مخصوص به خود است در ارائه ی آن به مخاطبینتان با چه چالشهایی روبه رو هستید ؟ جعفری: ما در مقوله فرهنگ با چند چالش روبه رو هستیم مثلا ادبیات ما در جامعه ی ایران تساعدی موفقی داشت که می شود تعبیر کرد به سنگرهای کاغذی که استاد کاظمی نام بردند راهبردها و راهکارهای فرهنگی ما به چند دهه تقسیم می شود به طور مثال دو دهه قبل دهه مقاومت را داشتیم که فرهنگ ما فرهنگ ادبی ما به سمت مقاومت پیش می رفت در دهه ی بعد ادبیات ما ادبیات مهاجرت شد کم کم مردم ما با مهاجرت عجین شد، شناخته تر شد که فرهنگ ما ادبیات و…همه تحت الشعاع قرار گرفتند.دهه ی اول ما با پشتوانه مقاومت خوب پیش رفتیم ودر دهه ی مهاجرت نیز به پویایی فکر می کردیم به امید آینده بهتراما دهه ی سوم متاسفانه نسل سومیهای ما دچار بی هویتی و بهتر است بگوییم سردر گمی شدند هیچ مهاجری یافت نمی شود که تصوری از کشور ثالث در ذهنش نباشد دهه ی مهاجرت ما چنین چیزی نداشتیم همیشه این طور بود که ما باید کار کنیم تحصیل کنیم برای سازندگی کشورافغانستان اما امروز تفکر سومی جایگزین این تفکر سازندگی شده هر فرهنگی وتحصیل کرده هرمهاجری را ببینی می گوید خوب من درس می خوانم در ایران شد در ایران، نشد در افغانستان، نشد کشور ثالثی پیش روی ما هست پس خود این تفکر سوم متاسفانه بر فرهنگ ما تاثیر ناخوشایندی گذاشته وفرهنگمان را متزلزل ساخته. پس در جواب شما من می توانم بگویم فرهنگ قالب و رویکرد فرهنکی جامعه ی ما فرهنگی مختلط از چند فرهنگ شده هم ایرانی وهم افغانی حتی گویشهای ما در محیط خانه  تغییر کرده در جامعه ی ایرانی برای اینکه یک ارتباط سالم بگیریم اشالی ندارد ایرانی گپ بزنیم ولی اینکه در خانه مادر یا بوبوی خود را مامان صدا کردن خود یک آسیب فرهنگی است حال برسیم به اینکه ما از جغرافیا و تاریخ افغانستان هیچ نمی دانیم از سلسله کوشانیان ازکانشکا از باختر قدیم نمی دانیم .همین که سعی نکردیم به سمت آن بریم سعی نکردیم با نام خودمان وفرهنگ خودمان زندگی کنیم خود یک آسیب است.  

کلیک: چه مشکلاتی در عرصه ی فعالیتهای فرهنگی هم از سوی خود دولت افغانستان و هم حکومت ایران وجود دارد ؟ جعفری: مشکلات زیاد است مهاجر با مشکل متولد می شود نافش رو با رنج می برند اذان غربت در گوشش می خوانند می توان گفت سراسر زندگیش را تحت تاثیر قرار می دهد ما متاسفانه آن طورکه باید تعامل فرهنگی با ایران داشته باشیم نداریم چون که ما مردم افغانی به صورت رسانه ای  معرفی نشدیم رسانه ی اینها به ما ظلم کرد ظلمی که رسانه ی میزبان به ما کرد بزرگترین ظلم بود از ما چهره ای ساخت صرفا یک آدمهای کارگر ومهاجر درست است که صداقت ما را علم کردند که اینها صادقند خوب کار می کنند ولی ما در دوران مهاجرت بیل نزدیم بلکه دل هم زدیم ،فریاد هم زدیم یعنی از ته دل خود دل نوشته هم داریم اثر هنری هم داریم ما دانشجو داریم داکتر داریم مهندس داریم اما کجاست که اینها شناخته شوند همین که ما سانسور تبلیغاتی می شویم بزرگترین ظلم است در حق فرهنگ و هویت ما؛ در ایران ما هر چه تلاش کنیم فرهنگ خود را بشناسانیم کمتر نتیجه می گیریم چون میزبان نپذیرفته .وقتی یک نمایشگاه می زنیم شاید هم مردم ایران بیایند ببینند اما متعجب      می شوند. شاهد عینی اینکه وقتی ما آثارمان را در نمایشگاه اکو عرضه کردیم بسیاری از ایرانیان تا این حد از فرهنگ ما دور نگه داشته شده بودند که آثار خوشنویسی را که می دیدند تعجب می کردن چقدر جالب افغانیها هم مثل ما فارسی صحبت می کنند و می نویسند وقتی یک ریشه ی فرهنگی مشترک در ما پیدا می کردند بیشتر احساس صمیمیت می کردند ملت ومردم ایران مردم بدی نیستند به دنبال ریشه های فر هنگی خود در همه جای دنیا می گردند غافل از اینکه یک ریشه بزرگ در متن جامعه خودشان هست که غافلند و دورنگه داشته شدند تا مردم با این افغانیها ارتباط فرهنگی نداشته باشند پس یکی از آسیبهای فرهنگی محجوریت فرهنگی ماست که در ایران می بینیم. ما در راه شناساندن فرهنگمان به علت اینکه نهادهای ایران با ما همکاری نمی کند دچار مشکل هستیم ما یک همایش علمی نمی توانیم داشته باشیم برای نمایشگاه و ارائه کلاس به ما مجوزی که باید صادر شود نمی دهند این عمده ی مشکلات فرهنگی  ماست که در ایران با آن روبه روییم اضافه بر اینکه کار فرهنگی در میان ما تعریف نشده آب نان فرهنگی ندارد فرهنگیان ما با صداقت و اخلاص خود امرار معاش می کنند وبا سیلی صورت زندگیشان را سرخ نگه می دارد.

کلیک: چه حرف یا توصیه ای برای هم وطنان مهاجر خودتان دارید ؟ جعفری: اینکه موقعیتهای موجود را دریابند وکمال استفاده را ببرندحقیقت اینکه مامهاجر هستیم و مشکلات هست را باور کنیم موقعیتها را درک کنیم زیرا موقعیتی که امروز هست ممکن است فردا نباشد. پس بهتر است بهترین تصمیم رابرای حال خود بگیریم تا زمانی که تصمیم به رفتن ما شد به هر نحوی فرقی نمی کند کارگر از محل کار و دانشجو از پشت میز تحصیل و هنرمند از پشت بوم نقاشی تا آخرین لحظه نهایت استفاده را ببریم؛ دیگر توصیه ی من به مهاجرین عزیز به خصوص اهالی گلشهر این است که پشت عالمان دینی خود فرهنگیان و هنرمندانشان را خالی نکنند و حد اقل با سر زدن به مجموعه های دایرشده ما را دلگرم کنند و مخاطبان خوبی برای خادمان خود باشند این بزرگترین پشتوانه برای یک دانشمند یا یک فرهنگی است.

مصاحبه ی کلیک با آقای عطایی(خطاط) کلیک: لطفا خودتان را معرفی و در مورد کارهایتان توضیحاتی ارائه دهید. عطایی: محمد باقر عطایی هستم فعالیتهای هنری خودم را حدودا قبل از سال 75شروع کردم 15سالی است که در این عرصه کار می کنم حوزه ی اصلی کار من خط تحریری نیست بلکه خوشنویسی با مرکب ،گرافیک، عکاسی وتئاتر است برای اولین بار برای خط تحریری نمایشگاه برگذار شده ودلیل آن این است که خوشنویسی زیاد مورد توجه ما یعنی هنرمندان نیست و کمتر به آن توجه می شود مخصوصا خط تحریری که ما معمولا در روزمرگیهامان با خط نوشتن مانوسیم ولی توجه نمی شود که با خودکار می شود خوشنویسی کرد و خط خوبی داشت لذا تصمیم بر این شد که نمایشگاه خط تحریری با خودکار برگذارکنیم که مردم بیشتر آشنا بشوند ودر گوشه ی ذهنشان باشد که   می شود با وسایل خیلی ابتدایی مثل خود کار آثار خوبی به نمایش کذاشت

کلیک: تعریف شما از هنر و به خصوص هنر خوشنویسی چیست؟ عطایی: هنر تعاریف مختلفی دارد حالا خوشنویسی به صورت خاص تا به حال تعریف آنچنانه ای نشده شاید من ندیدم ولی تعاریفی مثل اینکه هنر دمیدن روح تعهد و پرستش عاشقانه ی خداست یا تجلی احساس است و… از جملات بزرگان هنر است که در تعریف هنر آمده شاید حق مطلب هم آنطور که باید ادا نشده تعریف خاصی هم شاید نداشته باشد هنر خوب از احساس انسانها سرچشمه  می گیرد با توجه به نا خوداگاه پیشینه ی ذهن است چیزهایی که در طول زندگیش تجربه می کند ودرک وفهمی که از اشیاء و محیط اطراف و مفاهیم دور وبر خود دارد با هم ترکیب می شود و شالوده آن می شود که درصدی از آن احساس درونی را به صورت یک اثر انتقال می دهد و علاوه بر آن نیاز به ابزار وامکانات دارد که می شود گفت هنر امری نسبی است.

کلیک: از آنجایی که خط ابزار انتقال مفاهیم است شما تا به حال سعی کردید چگونه محتوایی را به مخاطبین ارائه بدهید. عطایی: قبل از محتوا هدف من ارتباط با خود مردم بود که من خط تحریری را انتخاب کردم که بیننده احساس صمیمیت بکند چون خودکار همیشه در دسترس همه است ممکن که بیننده احساس راحتی بکند و فکر نکند که با تخصص بالایی روبه روست که قابل دسترسی نیست یا خیلی سخت به دست می آید محتوا در اصل جان کل آثار هنری است که هنرمند چون در ذهنش و جانش یک بیان و حرفی شکل می گیرد آن را به صورت یک اثرارائه می کند محتوا اصل است در مرحله ی دوم کار من اگر کسی دوست داشت متن زیبایی را که ریشه در ابیات داشته باشد و یک حس و حالی را ببیند منتقل کند. کلیک: به ننظر شما اگر رسانه ای مثل کلیک بخواهد قدمی درراه خدمت به هنر وهنرمند بردارد چه باید بکند؟ عطایی: به نظر من اگر رسانه بخواهد کاری بکند سریالی کار کردن خیلی بهتر است هدایتگری داشته باشد نه صرفا گذارشگری

 

افغانستان سرزمین افسانه و تاریخ

یکی از مکان‌های دیدنی دنیا که با وجود جاذبه‌های فراوان مورد بی‌مهری گردشگران قرار گرفته، کشور افغانستان است.
این کشور در دو هزار سال گذشته مرکز امپراطوری‌های قدرتمندی بوده و در گذشته‌ای نه‌چندان دور یکی از مکان‌های محبوب برای گردشگران خارجی به حساب می‌آمده است و افراد نامداری چون «مارکوپولو» از این کشور دیدن کرد‌ه‌اند. اما جنگ‌ها و نا امنی‌های چند دهه اخیر باعث از دست رفتن رونق گردشگری در این کشور شده است.
افغانستان کشوری محصور در خشکی است که در قلب آسیا قرار گرفته است. این سرزمین از سمت جنوب و شرق با پاکستان، از سمت غرب با ایران و از شمال با‌ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان همسایه است و از جهت شمال مرز مشترکی با چین دارد که منطقه‌ای غیرقابل دسترس محسوب می‌شود.
هوا در ارتفاعات مرکزی افغانستان در زمستان بسیار سرد و بارش برف در این مناطق امری رایج است؛ این در حالی است که دمای هوا در تابستان در نواحی پست‌تر مثل جلال آباد یا مزارشریف به بالای ۵۰ درجه سانتیگراد می‌رسد. در مناطق مرتفع‌تر مانند کابل دمای هوا در تابستان به ۳۰ درجه و در زمستان به حدود صفر درجه سانتیگراد می‌رسد و مطبوع‌ترین هوای این شهر را در بهار می‌توان یافت.
ولایت‌هایی همچون «کابل»، «هرات»، «بامیان»، «بلخ»، «غزنی»، «قندهار» و «مزارشریف» دارای بیشترین بناها و مکان‌های تاریخی هستند که برخی از ویژگی‌های آنها را در اینجا مرور می‌کنیم:
کابل: این شهر از حدود سال ۱۷۷۶ میلادی پایتخت افغانستان است و در شرق این کشور قرار دارد. این شهر و مخصوصا قسمت غربی آن در طول جنگ‌های مختلف به شدت ویران شده است. از مکان‌های دیدنی کابل می‌توان به باغ‌های سرسبز و زیبایی مانند «باغ بابور» اشاره کرد که آرامگاه بابور اولین امپراطور مغول است یا «باغ بالا» که در قرن ۱۹ میلادی ساخته شده. «کاخ دارالامان» -که در انتهای سرک دارالامان و در نزدیکی موزه کابل قرار دارد- بنای یادبود داود خان، دریاچه قرقا، باغ وحش کابل و آرامگاه نادر شاه و زهیر شاه از دیگر مکان‌های دیدنی کابل به شمار می‌روند.
ولایت هرات: این ولایت دروازه ورود به ایران است و در غرب این کشور واقع شده است. هرات به شدت تحت‌تاثیر فرهنگ ایرانی قرار دارد.
بامیان: این شهر سرزمین بوداهایی است که یکی از شگفتی‌های جهان به شمار می‌رود. بخش‌هایی از مجسمه‌های سنگی حکاکی شده در یک عملیات خرابکارانه توسط نیروهای طالبان ویران شد. اما با وجود این ویرانی تاسف‌بار به گفته مقامات افغان در سال‌های گذشته هزاران جهانگرد خارجی به افغانستان سفر کرده‌ و از بت‌های ویران شده دیدن کرد‌ه‌اند.
بلخ: این شهر یکی از شهرهای بسیار قدیمی ‌افغانستان است و در شمال این کشور قرار دارد، در بلخ هنوز می‌توان تاریخ را در کوچه پس کوچه‌های این شهر احساس کرد.
غزنی در جنوب شرقی، بین کابل و قندهار واقع است- قندهار در جنوب افغانستان است- و بالاخره مزارشریف که شهری است با مسجدی شاخص با کاشی‌کاری‌های آبی بسیار زیبا و شگفت‌انگیز.
از دیگر مکان‌های دیدنی افغانستان می‌توان به «بند امیر» اشاره کرد که درشرق افغانستان قرار دارد و شامل پنج دریاچه فیروزه‌ای خیره‌کننده است که در مجاورت یکدیگر و برفراز هندوکش در ارتفاع ۲۹۰۰ متری از سطح دریا قرار گرفته‌‌اند. در سال ۲۰۰۸ این منطقه به نام پارک ملی افغانستان نامگذاری شد. این مکان زیبا در منطقه‌ای دورافتاده قرار دارد، اما از بامیان به راحتی قابل مشاهده است. در ماه مهر حدود ساعت ۶صبح از بالای سرک برفراز بند هیبت، هنگام طلوع خورشید می‌توان منظره بی‌نظیر و خیره کننده‌ای را شاهد بود. در فصل‌هایی که مسافر زیاد است در بعد از ظهرهای پنج‌شنبه و صبح‌های جمعه موترها به بهای ۱۵۰ افغانی گردشگران را به این ناحیه جابه‌جا می‌کنند. راه دیگر این است که موترها را برای سه ساعت به قیمت ۲۵۰۰-۲۰۰۰ افغانی به صورت دربست کرایه کرد. البته برای پرداخت این بها به چانه‌زنی مفصلی نیاز است. در این ناحیه می‌توان در هوتل «دیر» در بند هیبت -که یک چایخانه است- غذا خورد و استراحت کرد. قیمت یک حصیر روی زمین ۱۰۰ افغانی و بهای غذا ۱۵۰-۱۲۰ افغانی است. البته راه دیگر استراحت در چادر همگانی یا کرایه کردن چادر است.
یکی دیگر از محل‌هایی که گردشگران را به دیدار خود می‌خواند گذرگاه خیبر است که دروازه ورود به پاکستان و مسیر تاریخی معاملات و تهاجم‌ها در این کشور بوده است!
مناره جام که از آن به عنوان کهن‌سال‌ترین بنای خشت و گل جهان نام برده می‌شود به بلندای ۶۵ متر در مناطق کوهستانی ولایت غور قرار دارد. از دیگرمناطق دیدنی افغانستان به دره پنجشیر، گذرگاه سالنگ، دشت شمالی و گردز- که شهری کوچک، زیبا و مهم در کوه‌های جنوب کابل است – می‌توان اشاره کرد. حرکت به سوی افغانستان از ایران به دو شکل هوایی و زمینی امکان‌پذیر است. پرواز به کابل از فرودگاه امام خمینی تهران و فرودگاه مشهد و سفر زمینی با موتر و ملی بس از مشهد به هرات صورت می‌پذیرد. البته از سال ۲۰۰۹ میلادی راه‌های زمینی ورود به افغانستان امنیت خود را از دست داد‌ه‌اند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن