خانه «=« شاخص (برگه 58)

شاخص

درباره فصلنامه اندیشه نوبیشتربدانید

tabalwor[1]

فرهنگ افغانستان

افغانستان بدلیل قرارگرفتن در مسیر جاده ابریشم محل پیوندگاه تمدن‌های بزرگ جهان بوده و یکی از مهمترین مراکز بازرگانی عصر باستان به شمار می‌رفته‌است. این موقعیت مهم و حساس ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی افغانستان در شکل دادن موزائیکی غنی از فرهنگ‌ها و تمدن‌های بزرگ همچون ایرانی، آسیای مرکزی، خاورمیانه و آسیای جنوبی در این کشور نقش مهمی داشته‌است. از عصر پارینه‌سنگی و طی دوره‌های تاریخی، مردم افغانستان، یا همان ایرانیان شرقی باستان، جایگاه عمده‌ای در معرفی و گسترش ادیان جهانی و نقش مهمی در بازرگانی و دادوستد داشته و گهکاه کانون مسلط سیاسی و فرهنگی در آسیا بوده‌اند.

پیشینه تاریخی قلعه تاریخی اختیار الدین هرات

یکی از میراث ها عظیم فرهنگی  ما قلعه تاریخی اختیارالدین است نخستین بنای این قلعه بدوره پروتو هیستوری (یعنی میان تاریخی ) مشخص شده است مطابق اسناد موجود تقریباً  ۳۰۰۰  سال پیش در  عهد فرمانروایان اسپه در حدود یکهزار سال قبل از میلاد آباد بوده وبنام ( ارتا کو نا ) شناخته  شده است مرکز آریا ( هرات ) که بالا ترین مهارت های معماری آریا ئی در آن بکار گرفته شده  است  زیرا هفتصد سال بعد در زمان حمله سکندر ۳۳۰ سا ل  قبل  از  میلاد باعث  شد تا ساتی برزانت فرمانروای هرات مدت طولانی در برابر هجوم یونانی ها پایداری کند.

طرز ساختمان دژ ار تاگوان طوری بود که تا بکلی ویران نگردید  قوای  یونانی  قادر به تسخیر آن نشده اند اسکندر که ماجرای دفاع قهرمانه ارتاگوان را  بمادرش  نوشته   بود در  اثر   توصیه  مادر حصار جدیدی در پهلوی دژقدیم بنام آریان  ا لکسندریه  اعمار نمود.

در آغاز قرن هفتم هجری به اثر هجوم چنگیز خسارات جبران ناپزیری به قلعه وارد آمد که بعد از گذشت چهل سال از حمله مغول مردم هرات به  فرمانروائی  شمس الدین محمد از  ملوک  آل کرت . اعمار مجدد ونوسازی قلعه صورت گرفت بار تولد مورخ مشهور عقیده دارد که شهر آرتاگوان در جایی ارگ فعلی  هرات  واقع بوده  ودر  زمان  سلسله کرت بنام  اختیار الدین  معروف  گشته است  ملک فخرالدین در سال ۷۰۵ هـــــق قلعه را بازسازی نموده  وبپاس  خدمات  اختیار  الدین  که د ر  ترمیم وبازسازی قلعه از خود نشان داد قلعه را بنام وی نامگذاری  نموده که تا  کنون  به همین  نام  شهرت دارد. شاهرخ در سال ۸۱۸ فرمان داد تا همان حصار  قدیمی  که به  خشت خام بود به سنگ ، آهک، گچ وخشت قلعه ساخته شود.

بقولی  توماشک  خزانه  عمومی  آلات و  ادوات  حربی  وسایر  مواد  وذخایر  دولتی   در همین  قلعه نگهداری میگردد.

 که هر گاه سپاه محافظ ومدافع به سپاه  مهاجم  در  داخل  قلعه به  جنگ میپرداخت  سپاه مهاجم  را میتوان بداخل همین چاه ها انداخت وحصار را از  سقوط نجات  داد ونیز  در خانه  های  این  حصار بزرگ دریچه های شیشه ای درست شده بود که از یک جانب نور بداخل اتاق ها می تابید و از  سوی دیگر به هنگام خطر راه فرار ساکنان آن بشمار می آمد که ساکنان  میتوانستند  ببام  های  خانه ها راه یافته وازراه های مرموزی که در اطراف این  حصار  تعبیه  شده بود خود  را از  هلاکت نجات دهند پلکان وزینه های برج ها وراه های داخل قلعه نیز طوراعمار گردیده بود که تنها یکنفر میتوانست برود زینه ها مار پیچ های زیادی داشت  معین الدین اسفراری درباره قلعه معلوماًت مفیدی را ارایه میدهد. قلعه اختیارالدین داخل شهر است متصل باره شمالی  ودارای دو  درست  یکی بسوی شمالی که بازار ( اسپ ) نام دارد ویکی جانب جنوب  که طرف شور است.

از جمله حوادث که در قرن هشتم بعد از تجدید بناهای قلعه رخ داد  یکی  هم  دفاع  مردم  هرات  به رهبری جما ل الدین محمد سام سپه سالار وقو ماندان دفاع هرات بود زماینکه ملک  فخر  الدین   از قبول تحت الحما یه گی مغول ها سرباز زد. مغول ها قوای عظیمی  ده هزار  نفره به   سرکرده گی بهادر به هرات فرستاد ند ملک فخرالدین که میدانست مردم هرات خود مقاومت   مینمایند  خود  را بیطرف دانسته واز قلعه اختیار الدین به قلعه امان کوه رفت ودفاع را به  جمال   الدین  سپرد  سیفی مورخ مشهور این واقعه  تاریخی را به نظم آورده است بهادر خواست که  با جنگ هرات را اشغال نماید اما چون با دفاع مردم روبرو گردید بجلب عده وطنفروش پرداخت و وحدت مردم را تضعیف نموده وبه انواع  دسایس قلعه را مسخر نمود.

شاهرخ در سال ۸۱۸ فرمان داد تا همان حصار قدیمی که به خشت  خام بود  به  سنگ ،  آهک ،  گچ وآجر قلعه بازسازی شود. عبدالرازق سمرقندی مورخ مشهور تیموریان در تاریخ معروف خود مطلع اسعدین جلد دوم ضمن شرح وقایع سالهای ۸۰۷-۸۳۲ هجری چنین مینوسد.

در سال ۸۱۸ به تحکیم حصن حصین  قلعه منیع متین دارالسطنه هرات اشادت فرمود شاهرخ میرزا

و آن قلعه است بر دیوار شمال شهر که در زمان ملاکت  کرت  ملک  فخرالدین  ساخته  وبه حصار اختیار الدین مشهور بود امیر تیمور گورگان در زمان فتح هرات دیوارهای شهر خراب کرد اما قلعه رابه متعمدان سپرد وبعد از چند گاه فرمود که میان قلعه ودیوار اصل شهر فاصله پیدا سازند تا قلعه را سرکوبی نباشد پینجاه گز دیوار از جانب شرق به زمین رسا نیدند.

همچنان خواند  درخلاصه الاخبار راجع به قلعه اختیار الدین  شرح  مفصلی  نوشته  وتاریخ  معروف روضات  الجنات نیز فصلی به قلعه اختیار الدین تخصیص داده است

 قلعه اختیار الدین طی قرنها پایگاه مستحکم مدافین هرات بوده وروشن میشود که سازندگان قلعه از اصول پیشرفته علمی دفاع وحصار بندی کاملاً اگاه بوده اند بهمین دلیل در طی قرون متمادی  این  قلعه در برابر تهاجم و یورش ها هرگز در مقابل دشمن سر تسلیم فرود  نیاورد  ودر قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی بعد از اضمحلال صفویان از هرات به صحنه های خونین مبدل گشته است قلعه دارای ۱۹ برج ویک کیلو متر طول  و(    ۵۰  )  عرض که  مساحت مجموعه  قلعه  به (  ۵۰۰۰۰ ) متر مربع میرسد .

عارف عثما نوف افغانستان شناس شهر بعد از بازدید از  قلعه اختیار  الدین در عقرب  سال  ۱۳۴۷ خاطرات خود را درباره هرات که در روزنامه انیس شماره ۱۹۳-۲۰۶  تر جمه  وچا پ   شده  است چنین مینوسد. اگر گفته شود که هر سنگ هری خود تاریخ جداگانه است مبالغه نخواهد بود هر  سنگ این سرزمین پرافتخار به زبان حال با شما حرف میزند واز گذشته های این  دیار  افسانه ها  میگوید تنها برای درک این حالت یک شرط لازم است  وآن  اینکه  باید  قلب  شما از  احساس  عشق ومحبت نسبت به زندگی  وزیبائی  ها  آن  مالا  مال  باشد ونسبت به  شاعران  وپیش  آهنگان  علم وهنر  که  عصاره هنر واستعداد خود را برای آیندگان بیادگار گذاشته اند احساس محبت وعلاقه نماید فقط در همین موقع این سنگ ها که صدای پای گذشته گان را شنیده اند به زبان می آیند واز گذشته داستان میگویند.

شاهکارهای تاریخی بازگو کننده پیام معنوی گذشته بوده ودر زندگی امروز ما شاهد زنده وگویای از سنن باستانی میباشد آثارباستانی بمنزله مواریث عموم مردم بوده و عموم مردم باید  خود  را  مکلف بدانند که با حفاظت این ابنه در کمال اصا لت آنها را به نسل های آینده بسپارند.

بناهای که از حیث باستانی شناختی تاریخی زیبا شناختی یا مردم شناختی بارزهستند حمایت، حفاظت وشناساندن مواریث فرهنگی وانتقال آنها به نسل های آینده وظیفه همگان است.

ارزش های معماری آنگاه که بیان  وزبان  حال  فرهنگ  پیشین  بوده  ویا  علاقمندی  همگان را پاسخ می گویند میبایست مراقبت ونگهداری شوند هر  چیز یکه  بگذشته  تعلق  دارد  حق آن  را  دارد  که جاودانی شود برخی از مواریث فرهنگی دارای اهمیت استسنایی هستند که باید به عنوان میراث جهان حفظ شوند.
این ارقام را دوستی ایمیل نمودند از صحت آن دقیق خبر ندارم )به طور دقیق طول قلعه ۲۵۰ متر وعرض ان ۷۰ الی ۶۰ متر است که درمجموع ۱۷۵۰۰ متر مربع مساحت دارد

چابخانه

شما هم جرأت نترسيدن اين را داريد دموکراسي را مانند ارواحي تصور کنيد که در هر شکل و قواره يي داخل ذهن تان گردد؟ اگر فاقد اين جرأت هستيد، بدا به حال تان! اگر که داريد پس بگذاريد اول مختصري در مورد خصوصيات اش حرف بزنيم. بعد شما ميدانيد و مغز تان که اين ارواح را در چه صورت و هيکلي ميخواهد تصور کند.ابتدا بهتر است بدانيد که ارواح مورد بحث يا ساده تر بگوييم “دموکراسي” به سهولت پياده ميشود؛ ولي هيچ وقت پياده نمي رود. خودتان سرعت تحول و مشکل قاره به قاره شدن را ميدانيد، قاره که قريه نيست اين دموکراسي را پياده بفرستيم قشلاق مجاور. وسايل سفر اين تمدن زاده ميشود که طياره باشد( مثلا” بي ۵۲)، يا ستلايت، سي دي باشد، يا ديش آنتن، و يا هم هر واسطهء مقدس تر ديگر.( در مناطق کوهستاني طياره و در جاهايي پوشيده از سواد نمزده بيشتر همين سي دي و ديش را تجويز مي کنند) و دوم، دموکراسي يا اين ارواح مبارک با تأسف که مادر ندارد، در يک کلام، محصول ضرب و زور مردانه است. خاطر جمع باشيد، از عاطفه اش هنوز حرفي نزديم. به روايتي، پدر کلانش در يونان ميزيسته، بعد که نوبت به بچه هايش رسيد، يکي مخفيانه زير شکم کشتي کريستيف کولم به سرزمين سرخ ها رفت، شکل و قوارهء مقبول و نازنين دموکراسي يا اين ارواح مخنث را بايست مديون ذوق جراحان زادگاه مايکل جکسن بود. خوب بياييد به تصورات شما در مورد اين عجيبهء تمدن به اتفاق هم اداهه دهيم. اول-همين ارواح يا دموکراسي را ميتوانيد مثل گوسفند قره قل تصور کنيد. از پوستش محتواي مغزتان را بپوشانيد، يعني سر خود کلاه بگذاريد و شير اش هم که تا پنج سال بعدي براي تغذيهء کابينه و کميسيون تان بسنده خواهد بود. با همين گونه تصور از دموکراسي است که بز ها هيچ وقت فرصت کشال شدن از پاي شما را پيدا نخواهند کرد! يعني سهم هر کس براي آويزان بودن در مشارکت ملي کما في نو معلوم دار خواهد بود! دوم –اين ارواح را مثل پرندهء خوش خط و خال هم ميشود پنداشت، در اين مثال طاووسي که از دوازده رنگ استندرد هم بيشتر داشته باشد بهتر است؛ ولي عيب اين گونه تصور از دموکراسي در مناطق سرد و عقب مانده اين خواهد بود که پاهاي دراز و سفيد و برهنه اش، که حتما” با چوته يا جوراب گوشتي پوشيده است، درد سردي و سختي حجرستان را خواهد کشيد! سوم -يک فرصت خوب ديگه! همين ارواح مورد نظر يا به قول دوستاني که نصف عمر شان در جامعهء مدني گذشته، “دموکراسي” را ، به راحتي هم ميشود کبوتر تصور کرد. مثلا” شي بالداري که در آسمان بغداد تا نجف در پرواز است. مشکل چنين تصوري در اين است که اگر اين کبوتر دلش بخواهد بر بامي نشست کند، ترور

ميشود و اگر دايم در پرواز باشد ممکن با سؤتفاهم ائتلاف تصادم کند يا چه ميدانم هوا خراب باشد و اجازهء نشست اش ندهند، يا دانه يي که جلوش ميپاشند آلوده با يورانيم غني شده باشد. چهارم –دموکراسي را بدون هيچ گونه کج و پيچي ميتوان شتر تصور کرد. در مناطق ريگزاري مانند عربستان و غيرذالک، اگر چه نميتواند به سرعت بدود؛ ولي کوهانش ذخيرهء آب کافي تا رسيدن به سواحل تفريحي اروپا را دارد! پنجم-اگر از نگاه سليقه نمي لنگيد يا قرار است چندان بي ليقه نباشيد يا حداقل دم سليقه را از دست ندهيد، گاو تصورش کنيد. منتها نه به رنگ سياه، در حالت چهارپا بودن، سفيد بهترين رنگ است. حتما” حالا ميپرسيد که اين گاو يا دموکراسي سفيد چه خوبي دارد. يک دقيقه صبر: اول مزاج چيز هاي سفيد سرد است؛ باب پوست جهانياني که استوايي اند، دوم، لکهء شاخ هاش لباس مذهبي ها را بي نماز نمي کند. و سوم، کيفيت سرگين اش بخاري اميد پشت پشت واجدين رأي دهي را گرم ميسازد. و چهارم معلوم است که شير ميدهد، اين گاو هم مثل بقيهء اجدادش ساده است؛ ولي هميشه گاوگري نمي کند، تنها در چراگاه هاي نفت خيز شبه جزيره يا باغ هاي اطراف است که وظيفه اصلي يادش ميرود و به عوض شير، بشکه هاي نفت را زير پستانش ميگذارند. ششم –به هيچ صورتي اين اشتباه را مرتکب نشويد که همچو ارواح گوشت آلود و نفيسي را موتر يا مثلا” وسايل ماشيني فکر کنيد. حداقل از نصب تاير هاي رابري زير شکمش بپرهيزيد. در سنگلاخ هاي مانند توره بورهء ما يا دارفور سوداني ها هميشه مجبور خواهيد بود که به شکم يا به پشت روي زمين بخوابيد و گاهي دموکراسي را پمپ نماييد و گاهي او شما را پمپ کند، در واقع تا وقتي که اين دموکراسي سلف ميزند و چالان ميشود، شما پنچرمين خواهيد بود! دوهزار و پنجم –جانم به جان تان! يک خواهش، هر چه ارواحي که ميشناسيد دموکراسي فکرش کنيد اما سعي نکنيد خبيثه باشد. گفته باشم که، اين دموکراسي را ” ديو” يا “شيطان” تصور نکنيد که گپ اولاد آدم خراب ميشه!تصور ايدز آلود تان از “شيطان دموکراسي” خطر نداره؛ اما اگر خدا ناکرده در چنگال ” ديوکراسي” برابر شديد، ديگر در آمازون هم جاي نخواهيد داشت. شما که ميدانيد بودن در داخل بلا خطرش کمتر است، پس منتظرچه هستيد؟ برويد در يکي از ديوخانه ها خوده راجستر کنيد. ميرويد؟! بسيار خوب. سفر بخير…. … اي اي اي صبر کنيد يادم رفته که ميگفتم. پرواز به ” گوانتانامو” يازده سپتمبر است! اگر بسيار عجله داريد بغداد برويد، “ابوغريب” اتاق خالي داره!

با ما تماس بگيريد

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن