خانه «=« فعالیت ها (برگه 5)

فعالیت ها

بررسی مساله تجسیم و بدا از نگاه شیعه

چکیده :

از جمله مسائل مورد اختلاف متکلمان مسأله تجسیم و جسمانیت خداوند است که اعتقاد به آن را به اهل حدیث و حشویه و وهابیون نسبت داده اند.ابن تیمیه در کتاب الفتاوی می گوید: آنچه که در قرآن و سنت ثابت شده و اجماع و اتفاق پیشینیان بر آن است، حقّ می باشد. حال اگر از این امر لازم آید که خداوند متصف به جسم بودن شود اشکالی ندارد، زیرا لازمه حقّ نیز حقّ است.در روایات اهل بیت(علیهم السلام) اعتقاد به بدا از عقاید مهمّ دینی شمرده شده است. امام صادق(علیه السلام)می فرماید: خداوند به چیزی مانند اعتقاد به بدا تعظیم نشده است. و نیز می فرماید: خداوند به چیزی مانند اعتقاد به بدا، عبادت نشده است. و در حدیث دیگر می خوانیم: خداوند هیچ پیامبری را به نبوّت برنگزید مگر این که از او به اقرار به بدا پیمان گرفت.

تجسیم

از جمله مسائل مورد اختلاف متکلمان مسأله تجسیم و جسمانیت خداوند است که اعتقاد به آن را به اهل حدیث و حشویه و وهابیون نسبت داده اند.
ابن تیمیه در کتاب الفتاوی می گوید: آنچه که در قرآن و سنت ثابت شده و اجماع و اتفاق پیشینیان بر آن است، حقّ می باشد. حال اگر از این امر لازم آید که خداوند متصف به جسم بودن شود اشکالی ندارد، زیرا لازمه حقّ نیز حقّ است. (۱) .
شیخ محمد ابوزهره در کتاب تاریخ المذاهب الاسلامیه می نویسد: سلفیه هر صفت و شأنی که در قرآن یا روایات برای خداوند ذکر شده حمل بر حقیقت کرده و بر خداوند ثابت می کنند… درحالی که علما به اثبات رسانده اند که این عمل منجرّ به تشبیه و جسمیّت خداوند متعال خواهد شد… (۲) .

ابن الوردی می گوید: ابن تیمیه به جهت قول به تجسیم زندانی شد. (۳) .
ناصر الدین البانی در فتاوای خود می گوید: معتزله و دیگران منکر نعمت رؤیت خدایند، و هر کسی که معتقد به آن باشد گمراه دانسته و او را به تشبیه و تجسیم نسبت می دهند… ولی ما اهل سنت ایمان داریم که از منّت های خداوند بر بندگانش آن است که در روز قیامت بر آنها تجلّی کرده و او را به مانند ماه شب چهارده می بینند.
عبدالله بن احمد بن حنبل به سندش از عمر بن خطاب نقل می کند: هرگاه خداوند بر کرسی خود می نشیند صدایی همانند صدای زین شتر هنگام سوار شدن شخص سنگین بر آن، شنیده می شود. (۴) .
ولی رأی اکثر متکلّمان از جمله شیعه امامیه، تنزیه خداوند متعال از جسمیّت است. فخر رازی در کتاب المطالب العالیه می نویسد: در این باب اهل علم بر دو دسته اند: اکثر آنان معتقد به تنزیه خداوند از جسمیّت اند، ولی مجسّمه قائل به جسمانیت خداوند می باشند. (۵) .

امّا در میان شیعه امامیه اتفاق نظر بر نفی جسمیّت است که عبارات برخی از آنان را یادآور می شویم:
۱ شیخ کلینی بابی در کتاب کافی با عنوان: باب النهی عن الجسم و الصوره ذکر کرده است. (۶) .
۲ شیخ صدوق در کتاب التوحید بابی به نام باب انّه عزّو جلّ لیس بجسم ولا صوره آورده است. (۷) .
۳ ابوالفتح کراجکی در کنزالفوائد بابی با عنوان فصل من الاستدلال علی انّ الله تعالی لیس بجسم دارد. (۸) .
۴ شیخ طوسی(رحمهم الله) در تفسیر التبیان (۹) ذبیحه کسانی که قائل به تجسیمند حلال نمی داند. و نیز در کتاب المبسوط (۱۰)حکم به نجاست مجسّمه کرده و آنها را در شمار کفّار می داند.
۵ قاضی ابن برّاج در جواهر الفقه تصریح به تنزیه خداوند از جسم و لوازم آن کرده است. (۱۱) .
۶ قطب راوندی در فقه القرآن تصریح به باطل بودن نماز در پوست ذبیحه کسی نموده که قائل به جسمیّت خداوند است. و نیز قائل به عدم جواز انتفاع از آن است. (۱۲) همو در جایی دیگر از کتابش می گوید: مذهب تجسیم از مذاهب فاسد است. (۱۳) .
۷ شیخ طبرسی در مجمع البیان (۱۴) معتقد به جایز نبودن خوردن ذبیحه کسی است که قائل به جسیمّت خداوند است.

و نیز از جمله کسانی که قائل به نجاست مجسّمه بوده و آنان را در زمره کفار می دانند؛ علامه حلّی در منتهی المطلب، (۱۵) ابن فهد حلّی در الرسائل العشر، (۱۶) محقق کرکی در جامع المقاصد، (۱۷) علامه مجلسی در بحارالأنوار (۱۸) و… می باشند.

قرآن و نفی جسمیت از خداوند

با ملاحظه دقیق آیات قرآنی به این نکته پی می بریم که خداوند متعال از جسم و جسمانیت مبرّاست.
۱ خداوند می فرماید: ” یَعْلَمُ ما یَلِجُ فِی اْلأَرْضِ وَ ما یَخْرُجُ مِنْها وَ ما یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما یَعْرُجُ فیها وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ “؛ (۱۹) او هر چه در زمین فرو رود و هر چه بر آید و آنچه از آسمان نازل شود و آنچه بالا رود، همه را می داند و هر کجا باشید او با شماست و به هر چه کنید به خوبی آگاه است.
آیه به طور صراحت دلالت بر سعه وجود خداوند سبحان دارد و این که او در هر مکانی با ما است، و کسی که چنین شأنی دارد نمی تواند جسم یا حلول کننده در محلّی باشد.
۲ و نیز می فرماید: ” أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ ما یَکُونُ مِنْ نَجْوی ثَلاثَه إِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَه إِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنی مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ إِلاّ هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ ما کانُوا ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّ اللّهَ بِکُلِّ شَیْء عَلیمٌ “؛ (۲۰) آیا ندیدی که آنچه در آسمان ها و زمین است، خدا بر آن آگاه است. هیچ رازی سه کس با هم نگویند، جز آن که خداوند چهارم آنهاست و نه پنج کس جز آن که خدا ششم آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر، جز آن که خدا هر کجا باشند با آنهاست، پس روزِ قیامت همه را به نتیجه اعمالشان آگاه خواهد ساخت که خدا به کلیه امورِ عالم داناست.
این آیه نیز به طور وضوح دلالت بر سعه وجود خداوند متعال دارد، و این که در همه جا موجود و با همه کس همراه است. و این گونه خدایی نمی تواند جسم باشد، زیرا جسم احتیاج به مکان دارد و با وجودش در مکانی، مکانی دیگر از او خالی است.
۳ همچنین می فرماید: ” وَ لِلّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ واسِعٌ عَلیمٌ “؛ (۲۱) مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف که روی کنید به سوی خدا روی آورده اید. خدا به همه جا محیط و بر همه چیز داناست.
این آیه نیز همانند آیه پیشین، دلالت بر نفیِ جسمیّت خداوند دارد.
۴ و نیز می فرماید: ” لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ “؛ (۲۲) هیچ موجودی همانند او نیست و او شنوایِ بیناست.
پر واضح است که اگر خداوند جسم بود باید همانند سایر اجسام و شبیه آنها بود.
۵ و نیز می فرماید: ” وَ اللّهُ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ “؛ (۲۳) و خداوند از خلق بی نیاز است و شما فقیر و نیازمندید.
می دانیم که اگر خداوند جسم بود مرکب از اجزا می بود، و هر مرکبی محتاج به اجزای خود است. و این با غنای خداوند سازگاری ندارد.
۶ همچنین می فرماید: ” هُوَ اْلأَوَّلُ وَ اْلآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ “؛ (۲۴) اوّل و آخر هستی و پیدا و نهان وجود همه اوست.
در این آیه خداوند متعال خود را ظاهر و باطن معرفی کرده، و اگر جسم می بود باید ظاهر آن غیرباطنش (عمقش) باشد، و در نتیجه لازم می آید که او ظاهر و باطن نباشد.
۷ و نیز می فرماید: ” لا تُدْرِکُهُ اْلأَبْصارُ “؛ (۲۵) دیده ها او را درک نمی کند.

و اگر خداوند جسم بود چرا دیده ها او را ادراک نکند؟!

مقابله اهل بیت با قول به تشبیه

امام صادق(علیه السلام) در حدیثی می فرماید: منزه است خداوندی که جز او کسی دیگر از کیفیتش اطلاعی ندارد، همانندی برای او نیست و او شنوای بیناست، محدود نشده، و محسوس نخواهد بود و مورد تجسس واقع نخواهد گشت. دیدگان و حواس او را ادراک نکرده و چیزی او را احاطه نمی کند. جسم و صورت نیست… (۲۶) .
و نیز در حدیثی دیگر در توصیف خداوند می فرماید: نه جسم است و نه صورت، بلکه او جسم کننده اجسام و صورت دهنده صور است. جزء جزء نشده و متناهی نیست. زیاده و نقصان در او راه ندارد. و اگر خداوند آن گونه باشد که می گویند، پس فرقی بین خالق و مخلوق نیست… (۲۷) .
از امام جواد و هادی(علیهما السلام) روایت شده که فرمودند: هرکس قائل به جسمیّت خداوند شد به او زکات ندهید و به او اقتدا نکنید.(۲۸).

عوامل پیدایش نظریه تجسیم

۱ میل عوام به تجسیم: زیرا بشر به جهت آن که به چشم خود عینک طبیعت و مادّیت را دارد، لذا می کوشد همه چیز را از دیدگاه مادّیت حلّ کند.
۲ خوف از افتادن در تعطیل: لکن این قول افراط گری است که می توان با قول به تنزیه جلو آن را سدّ کرد.
۳ تأثّر از فرهنگ یهود: زیرا در عهد قدیم از جسم بودن خداوند بسیار سخن رفته است؛ خصوصاً با در نظر گرفتن این نکته که عدّه ای از مستبصرین اهل کتاب به دستگاه خلافت نزدیک شده و از این طریق در جامعه اسلامی میراث فرهنگی خود را منتشر کرده اند.
شهرستانی در کتاب الملل و النحل می نویسد: بسیاری از یهود که مسلمان شده بودند، احادیث فراوانی را در خصوص تجسیم و تشبیه در عقاید اسلامی وارد کردند که تمام آنها برگرفته از تورات بوده است. (۲۹) .
تصریح علمای اهل سنت به تجسیم ابن تیمیه
جماعتی از علمای اهل سنت تصریح به تجسیم وهابیان و در رأس آنها ابن تیمیه نموده اند، اینک به کلمات برخی از آنها اشاره می کنیم:
۱ قاضی سبکی می گوید: اهل توحید بر اینکه خداوند در جهت خاصی نیست، اتفاق کرده اند مگر برخی از افرادی که قول شاذ دارند همانند ابن تیمیه. (۳۰) .
۲ شیخ محمّد ابوزهره می گوید: سلفیّه معتقدند که هرچه در قرآن یا روایات در مورد اوصاف خداوند وارد شده از قبیل محبّت، غضب، سخط، رضا، نداء، کلام، فرود آمدن در سایه ابرها، استقرار بر عرش، وجه، دست، همگی باید بر ظاهرش حمل شود بدون هیچ گونه تأویل و تفسیری که مخالف با ظاهرش باشد… رأی و نظر ابن تیمیه نیز همین است. (۳۱) .
۳ شیخ سلیم البشری رئیس جامعه الازهر در عصر خود می گوید: از جمله کسانی که به او نسبت داده شده که قائل به جهت برای خداست احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن تیمیه حرّانی حنبلی دمشقی است…. (۳۲) .
۴ ابن حجر هیتمی مکّی شافعی می گوید: ابن تیمیه نسبت به ساحت مقدس خداوند جسارت کرده و در حقّ او ادعای جهت و جسمانیت کرده است. (۳۳) .
۵ ابوالفدا، در تاریخش می گوید: ابن تیمیه از دمشق به شام فرستاده شد، از آنجا که او قائل به تجسیم بود او را در زندانی حبس کردند. (۳۴) .

مفهوم بدا
در روایات اهل بیت(علیهم السلام) اعتقاد به بدا از عقاید مهمّ دینی شمرده شده است. امام صادق(علیه السلام)می فرماید: خداوند به چیزی مانند اعتقاد به بدا تعظیم نشده است. (۳۵)و نیز می فرماید: خداوند به چیزی مانند اعتقاد به بدا، عبادت نشده است. (۳۶) و در حدیث دیگر می خوانیم: خداوند هیچ پیامبری را به نبوّت برنگزید مگر این که از او به اقرار به بدا پیمان گرفت. (۳۷) .

بدا در لغت
بدا در لغت به معنای ظهور پس از خفا و پنهان بودن است و هرگاه در مورد انسان به کار رود به این معناست که چیزی بر انسان پوشیده و پنهان بوده و سپس معلوم و آشکار شده است. روشن است که چنین معنایی مستلزم جهل و تبدّل رأی است، از این رو اطلاق این معنا در مورد خداوند محال است، زیرا خداوند با علم ازلی و تخلّف ناپذیر خود همه چیز را می داند و در اراده الهی تبدّل و تغییر راه ندارد. در احادیث ائمه طاهرین(علیهم السلام)، بر نادرستی بدا به این معنا در حقّ خداوند تصریح و تأکید شده است. چنان که امام صادق(علیه السلام)
فرموده است: از کسی که عقیده دارد برای خداوند چیزی را که دیروز نمی دانسته آشکار شده است تبرّی بجویید. (۳۸) و در حدیث دیگر می فرماید: خداوند همه چیز را پیش از آن که اراده کند و انجام دهد، می داند. چیزی برای خداوند آشکار نمی شود مگر این که آن را می دانسته است. بدای از روی جهل در خداوند راه ندارد. (۳۹).
با توجه به احادیث یاد شده روشن می شود که بدا در مورد خداوند، در حقیقت إبدا و اظهار است؛ یعنی آنچه را خداوند از قبل می دانسته ولی برای انسان معلوم نبوده، آن را اظهار و آشکار می سازد و بدا نامیدن آن به اعتبار مقام فعل الهی است، اگر چه در ذات الهی جهل و تغییر راه ندارد.

مقدمات بحث
۱ متکلمان امامیه اتفاق دارند که خداوند متعال، عالم به تمام حوادث گذشته، حال و آینده است و در حق او ظهور بعد از خفا و علم بعد از جهل معنا ندارد. قرآن می فرماید: ” إِنَّ اللهَ لا یَخْفی عَلَیْهِ شَیْءٌ فِی اْلأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ “، همانا برای خداوند هیچ چیزی مخفی نمی ماند در روی زمین و نه در آسمان. (۴۰) .
امام کاظم(علیه السلام) می فرماید: خداوند همیشه عالم به اشیا است چه قبل و چه بعد از خلقت اشی. (۴۱) .
۲ آیات و روایات دلالت دارند بر این که خداوند متعال در امر خلق، ایجاد، تدبیر و تربیت فارغ نشده است و مسیر بندگان به سبب رفتار نیک و بدشان قابل تغییر و تحوّل است. انسان مسیر واحدی را طیّ نمی کند، بلکه مسیر و آینده او با اعمال نیک و بد متغیر است. قرآن می فرماید ” وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً – وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ “؛ و هر کس خدا ترس شود، خداوند راه بیرون شدن [از گناهان و حوادث عالم ] را بر او می گشاید و از جایی که گمان نبرد به او روزی عطا کند. (۴۲) .
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: دعا قضا را ردّ می کند و همانا مؤمن گناهی را انجام می دهد که به سبب آن از رزق خدا محروم می شود.(۴۳).
امام رضا(علیه السلام) می فرماید: شخصی صله رحم به جا می آورد در حالی که از عمرش سه سال باقی مانده است با این عمل، خداوند عمرش را به سی سال تبدیل می نماید و آنچه را که بخواهد انجام می دهد. (۴۴) .
۳ نظام سِفلی و عینی ناشی از نظام عِلوی و علمی و منبعث از اوست؛ به عبارت دیگر جهان ناسوت، محکوم جهان ملکوت است بنابراین ممکن است در مقابل نظام سفلی و لااقل قسمی از آن یعنی عالم انسانی در نظام عِلوی و عِلمی اثر بگذارد و سبب تغییراتی شود، هرچند همین تأثیر نیز به موجب سرنوشت و به حکم قضا و قدر بوده باشد. این همان مسئله عالی و شامخ بد است که قرآن کریم برای اوّلین بار در تاریخ معارف بشری از آن یاد کرده است. خداوند متعال می فرماید: ” یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ “؛ (۴۵) خداوند هرچه را بخواهد [که قبلاً ثبت شده است] محو می کند و هرچه را بخواهد [که قبلاً ثبت نشده است] ثبت می کند و کتاب مادر (اصل و مادر همه کتاب ها و نوشته ها) منحصراً نزد اوست.
۴ موجودات جهان بر دو قسم اند: برخی از آنها بیش از یک نوع خاصی ندارند؛ مانند مجردات عِلوی. برخی دیگر امکان بیش از یک نوع خاص از وجود در آنها هست. همانند مادیات.
موجودات مادی از یک ماده خاص به وجود می آیند و زمینه به وجود آمدن موجودات دیگر می باشند مانند همه موجوداتی که محسوس وملموس می باشند. در مجرّدات که تحت تأثیر علل مختلف قرار نمی گیرند، قضا و قدر حتمی است. امّا در غیر مجردات که همواره در حال دگرگونی اند، قضا و قدر غیر حتمی وجود دارد؛ یعنی یک نوع قضا و قدر سرنوشت آنها را معین نمی کند، زیرا سرنوشتِ معلول، در دست علت است و چون این امور با علل مختلف سر و کار دارد پس سرنوشت های مختلف در انتظار آنهاست. و چون هر سلسله از علل را در نظر بگیریم؛ امکان جانشین شدن یک سلسله دیگر در کار هست، پس سرنوشت آنها غیر حتمی است. به هر اندازه که اگر درباره آنها صحیح است، قضا و قدرها هست و امکان تغییر و تبدیل دارد. پس سرنوشت های گوناگونی وجود دارند که می توانند جانشین یک دیگر شوند. جانشین شدن آنها نیز به حکم سرنوشت است.

بدا و ابطال عقیده یهود

اعتقاد به بدا در روایات ائمه طاهرین(علیهما السلام) به عنوان ابطال عقیده یهود که قدرت خداوند را محدود می پنداشتند، معرفی شده است. امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه: ” وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَهٌ “؛ (۴۶) فرموده است: مقصود یهود این بود که خداوند از کار ایشان فارغ شده و افزایش و کاهش در جهان رخ نمی دهد. خداوند در تکذیب آنان فرموده است: ” غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ “؛(۴۷) دست آنها بسته شده، به لعنت خداوند گرفتار گردیدند، بلکه دست های خدا گشوده است؛ هرگونه بخواهد انفاق می کند. آن گاه امام(علیه السلام) به آیه محو و اثبات استشهاد کرد. (۴۸) .

بدا و تأثیر اعمال نیک و بد انسان در سرنوشت او

آنچه که قبلا گفته شد جنبه الهی بدا بود؛ یعنی اعتقاد به احاطه و غلبه قدرت الهی. اعتقاد به بدا جنبه دیگری نیز دارد که مربوط به نقش اعمال نیک و بد انسان در سرنوشت او است؛ یعنی تحولاتی که در زندگی و سرنوشت انسان رخ می دهد از اعمال نیک و بد او تأثیر می پذیرد. مثلاً صله رحم عمر او را افزایش می دهد و قطع رحم عمر او را کوتاه می کند. دادن صدقه، بسیاری از حوادث بد و حتی مرگ را از انسان دور می سازد. عاق والدین، اجل را نزدیک می کند و احسان به آنان مایه خیر و برکت در زندگی انسان می باشد.
در صحیح مسلم از انس بن مالک روایت شده که گفت: از پیامبر(صلی الله علیه وآله) شنیدم که فرمود: هر کس دوست دارد روزی او فراوان شود و اجلش تأخیر افتد، صله رحم نماید. (۴۹) .
سیوطی از امام علی(علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت تفسیر آیه: ” یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ “؛ (۵۰) را از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) پرسید. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: با تفسیر این آیه چشم تو و امّتم روشن خواهد شد، آن گاه فرمود: دادن صدقه در راه خدا، نیکی به پدر و مادر و انجام کارهای خوب، شقاوت را به سعادت مبدّل می سازد، عمر را زیاد می کند و حوادث بد را دور می سازد. (۵۱) .

اشکال و جواب
ممکن است اشکال شود که اعتقاد به قضا و قدر پیشین الهی با اعتقاد به محو، اثبات، بدا و تغییر و تحول در سرنوشت افراد معارض است.
پاسخ آن این است: همان گونه که قبلاً اشاره شد این امور در سرنوشت افراد بر اساس یک سلسله اسباب و شرایط معین نیز مشمول قضا و قدر الهی است و همان گونه که گفته شد با نظر به علم ازلی خداوند، هیچ چیز برای او پوشیده و پنهان نیست، ولی حوادث جهان تابع اسباب و شرایط ویژه ای است و مشیّت حکیمانه الهی، نظام عالم را این گونه مقدّر نموده است. (۵۲) .
بدا در قلمرو تکوین، همانند نسخ در قلمرو تشریع است؛ حکمی که نسخ می شود برای خداوند از قبل معلوم بوده است و در واقع و نفس الأمر، آن حکم به صورت موقت تشریع شده، ولی در ظاهر خطاب شرعی به صورت مطلق آمده است و انسان گمان می کند آن حکم، ابدی است. با آمدن حکمِ ناسخ، به خطای خود واقف می گردد. بدا در قلمرو تکوین نیز همین گونه است.
بدین ترتیب روشن شد که نزاع در مسئله بدا، لفظی است، زیرا منکران بدا چیزی را انکار می کنند که طرف داران آن بدان معتقد نیستند، زیرا منکران به این دلیل بدا را انکار کرده اند که مستلزم تغییر در علم الهی می گردد، (۵۳) ولی این مطلب لازمه بدا در مورد انسان است، نه به معنایی که در روایات ائمه طاهرین(علیه السلام)بیان شده و علمای امامیه به آن اعتقاد دارند چنان که تفصیل آن گذشت.

پی نوشت ها

۱- الفتاوی، ج ۵، ص ۱۹۲٫
۲- تاریخ المذاهب الاسلامیه، ج ۱، ص ۲۳۲ ۲۳۵٫
۳- تتمه المختصر، ج ۲، ص ۳۶۳٫
۴- کتاب السنه، ص ۷۹٫
۵- المطالب العالیه، ج ۲، ص۲۵٫
۶- کافی، ج ۱، ص ۱۰۴ ۱۰۶٫
۷- التوحید، ص ۹۷٫
۸- کنز الفوائد، ج ۲، ص ۳۷٫
۹- التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۴۲۹ ۴۳۰٫
۱۰- المبسوط، ج ۱، ص ۱۴٫
۱۱- جواهر الفقه، ص ۲۴۵٫
۱۲- فقه القرآن، ج ۱، ص ۹۷ و ج ۲، ص ۲۷۰٫
۱۳- همان، ص ۱۲۳٫
۱۴- مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۷۱٫
۱۵- منتهی المطلب، ج ۱، ص ۱۶۱٫
۱۶- الرسائل العشر، ص ۱۴۶٫
۱۷- جامع المقاصد، ج ۱، ص ۱۶۴٫
۱۸- بحارالأنوار، ج ۳، ص ۲۸۷٫
۱۹- حدید۵۷ آیه ۴٫
۲۰- مجادله۵۸ آیه ۷٫
۲۱- بقره آیه ۱۱۵٫
۲۲- شوری۴۲ آیه ۱۱٫
۲۳- محمّد۴۷ آیه ۳۸٫
۲۴- حدید۵۷ آیه ۳٫
۲۵- انعام آیه ۱۰۳٫
۲۶- کافی، ج ۱، ص ۱۰۴٫
۲۷- همان، ص ۱۰۶٫
۲۸- توحید صدوق، ص ۱۰۱٫
۲۹- الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۱۷٫
۳۰- طبقات الشافعیه ج ۹ ص ۴۳٫
۳۱- تاریخ المذاهب الاسلامیّه ج ۱ ص ۲۳۲ ۲۳۵٫
۳۲- فرقان القرآن، قضاعی ص ۷۲٫
۳۳- کشف الارتیاب ص ۱۳۰ به نقل از الجوهر المنظم ابن حجر.
۳۴- تاریخ ابی الفداء، حوادث سنه ۷۰۵ ه.
۳۵- اصول کافی، ج ۱، باب بدا، حدیث ۱٫
۳۶- همان.
۳۷- همان، حدیث ۱۳٫
۳۸- بحارالانوار، ج ۴، ص ۱۱٫
۳۹- همان، ص ۱۲۱٫
۴۰- آل عمران آیه ۵٫
۴۱- کافی، ج ۱، باب صفات الذات، حدیث ۴٫
۴۲- طلاق۶۵ آیه ۲ ۳٫
۴۳- بحارالأنوار، ج ۹۳، کتاب الذکر و الدعاء، باب ۱۶٫
۴۴- کافی، ج ۲، باب صله الرحم، حدیث ۳٫
۴۵- رعد۱۳ آیه ۳۹٫
۴۶- مائده آیه ۶۴٫
۴۷- همان.
۴۸- توحید صدوق، ص ۱۶۷٫
۴۹- صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۹۸۲٫
۵۰- رعد۱۳ آیه ۴۰٫
۵۱- درالمنثور، ج ۴، ص ۶۶٫
۵۲- ر.ک: التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۶۵ ۶۶؛ شهید اول، القواعد و الفوائد، ج ۲، ص ۵۴ ۵۶٫
۵۳- التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۶۶٫

رادیوی آنلاین انجمن فرهنگی تبلور اندیشه در وبلاگ شما

وب مستر گرامی برای درج رادیوی آنلاین انجمن فرهنگی تبلور اندیشه میتوانید از کد زیر اسفاده نمایید:

< —! iframe src=”http://html5radio.svnlabs.com/html5shoutcast.php?radiolink=http://109.169.29.53:14174/&radiotype=shoutcast&bcolor=000000&image=http://tabalwor.com/wp-content/uploads/2014/09/RadioAndisha1.png&facebook=http://
www.facebook.com/tabalwor&twitter=http://twitter.com/Tabalwor&title=Tabalwor Andisha Radio&artist=گوینده متن” frameborder=”0″ marginheight=”0″ marginwidth=”0″ scrolling=”no” width=”367″ height=”227″>

نتیجه در سایت شما (لطفا از ابتدا و انتهای کد علامت —! را بردارید) موفقیت شما در عرصه گسترش بستر های فرهنگی آرزوی ماست


کانال تلگرام انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

Tabalwor0011مارا در کانال تلگرام دنبال کنید.

این الفاطمیون



اسطوره شکسته+ ویرایش سوم

نام کتاب: اسطوره شکسته (ویرایش سوم)
موضوع: نقد و بررسی کارنامه سه ساله استاد مزاری در غرب کابل
نویسنده: دکتر غلامحسین آزادی
ناشر: کانون فرهنگی مشعل آزادی
تاریخ تالیف: ۱۳۷۴-۱۳۷۷ شمسی
تاریخ نشر الکترونیک: ۱۳۸۴ شمسی
چاپ نخست: ۱۳۹۱ (با اصلاحات و اضافات)
چاپ دوم: ۱۳۹۲ (با اضافات و اصلاحات مجدد)
محل نشر: افغانستان – کابل
تیراژ: ۲۰۰۰ نسخه
تعداد صفحات: ۲۵۴ صفحه
قیمت: ۱۰۰ افغانی یا معادل آن

 

 

احادیث پیرامون ولایت

هرچه میخواهید بایک کلیک از تمام خبرگزاریها

باتلاش وکوشش دوستان ما در بخش خبری سایت برآن شدیم با توجه به سرعت و دقت در بدست آوردن خبرها از خبرگزاریها در کمترین وقت این قابلیت را به سایت بیافزایم تا دوستانی که بدنبال جدیدترین خبرها از برترین خبرگزاریها هستند بتوانند با اندک صرف وقت به کلیه خبرها دست بیابند

بدین منظور از شما دعوت میکنیم از این صفحه آزمایشی دیدن فرمایید و نظراتتان را برای ما در پیشرفت این صفحه اعلام فرمایید.

با تشکر

انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

رونمایی نفیس‌ترین قرآن‌پارچه ای در غرفه‌افغانستان دهمین نمایشگاه بین المللی قرآن وعترت مشهد

قرآن کتاب مقدس دین اسلام است و در باور مسلمانان سخنان خداست که به صورت وحی از سوی او توسط جبرئیل بر پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، نازل گردیده است. مسلمانان، قرآن را بزرگترین معجزهٔ محمد و روشن‌ترین دلیل بر پیامبری او می‌دانند.[۲] قرآن اصلی‌ترین منبع وحی در اسلام به شمار می‌آید و به زبان عربی است.

به باور کسانی که به فرازمینی بودن این کتاب اعتقاد دارند «قرآن رساترین بیان است و از نظر موسیقی و وزن لفظی، در لغات و جملاتش نشانه‌های وحیانی ربانی مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلکه هر دو و برتر از هر دو است، در حدّی که در توان غیر خدا نیست، وزن و لفظ آن به گونه‌ای تناسب و انسجام با معنا دارد که گوئی معناهایش در آن تجسم یافته است.

در این بین افرادی یابیده میشوند که در این راه با تحمل سختیهای بسیار کاری بس شگرف و عظیم برای قرآن انجام میدهند و خانم مرضیه حسینی یکی از این افراد است.

این بانوی افغانستانی با همت وتلاشی وصف ناپذیر یک جزء کلام الله را با پارچه بوجود آورده است بدین صورت که باگذاردن دوسال وقت برروی این اثر گرانسنگ و هویه کاری که انجام داده تمام حروف قرآن را ابتدا برش زده وبعد با هویه برروی زمینه مخمل چسبانیده است.

خانم حسینی با تحمل سختیهای فراوان توانسته با مصرف ۲۸۰ مترپارچه این اثر عظیم را به جامعه قرآنی تقدیم کند.این اثر دردهمین نمایشگاه بین المللی قرآن وعترت مشهد، در غرفه افغانستان رونمایی شد. تصاویری که مشاهده مینمایید استقبال بازدید کنندگان از این اثر را نشان میدهد.

دوئل فاروق وردک و امریکا رسوایی به بار آورد

روزی روزگاری، مسوولانی جان بر کف نه برای منافع ملی که در راستای ادای دین به امریکا از مجسمه آزادی گرفته تا قانون تابعیت و شهروندی این کشور، در تمام امور امنیتی و سیاسی و اقتصادی تیشه به ریشه مردم ملکی زدند و ابر قدرت غرب را آباد کردند.

در بسیاری از چور و چپاول هایی که صورت گرفت، در بسیاری کشتار دسته جمعی مردم ملکی بی دفاع و غیرنظامیان زن و کودک، در بسیاری کشت و توزیع کوکنار و خشخاش که سود سرسام آوری به جیب ناتو و کاخ سفید سرازیر کرد و در بسیاری از اعمال برنامه های میان مدت و بلندمدت امریکا که تاثیرات آن سالیان سال بعد آشکار می گردد…

در هیچ کدام از موارد مذکور و موارد از قلم افتاده، بدون جاسوسی، خیانت به میهن، وطن فروشی، بیگانه پرستی و دالر پرستی مسوولان بی مسوولیت افغانستانی انجام این پروژه ها ممکن نبود و در واقع سهم افغانستانی های امریکایی تبار و امریکایی مسلک بیش از امریکایی های مقیم افغانستان است.

این معامله گری ها و لابی گری ها سود چشمگیری نیز به جیب خاینان ملی وارد کرده است و آنان را از فرش نمور به عرش اعلای مادی رسانده است گرچه از دست دادن محبوبیت و رسوای دو عالم شدن را نیز برایشان به ارمغان داشته…. بگذریم!

از آنجا که در سیاست های امریکا و در منافع تعریف شده کاخ سفید و کنگره و پنتاگون، هر فرد تا زمانی که به درد برنامه ها بخورد حق و حقوق دارد و از آن زمان به بعد یا ترور شخصیتی یا منزوی یا مفقودالاثر می شود؛ فاروق وردک هم به تیر غیب گرفتار آمد.

بدین معنا که در حین اینکه امریکا مامور خدوم خود را مورد ملامت عمومی قرار داد و گزارشی مبنی بر اختلاس بیش از ۷۶۰ میلیون دالری وی در وزارت معارف را به سمع و نظر همگان رساند؛ فاروق وردک هم از کار ننشست و خبر از معامله پنهان ۷۰ میلیون دالری کابل و اسلام آباد برای تفاهنامه استراتژیک داد.

این امریکایی که حتی به مزدوران جان بر کف و غلامان حلقه به گوش خود رحم نمی کند همان امریکایی است که مردم ملکی بی اعتماد از حکومت مرکزی به وعده وعیدهایش دل خوش کرده اند و می پندارند که آرمان شهر و مدینه فاضله را در کابل خواهند آفرید… هیهات!

اعیاد شعبانیه مبارک

Tabalwor

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن