خانه «=« مقالات سایت

مقالات سایت

افغانستان رنگین کمان اقوام

افغانستان از اقوام مختلفی تشکیل شده و امار ها یی بر اثبات ان وجود دارد که نسبت انها را مشخص میکند توجه شما رابه مشاهده این مستند جلب مینماییم

عاقبت زنجیر ما را چون کلاف

عاقبت زنجیر ما را چون کلاف
بافت محکم این عمو زنجیرباف

بافت محکم این عمو زنجیرباف
بعد از آن افکند پشت کوه قاف

برّه ها فکری برای خود کنید
چون شبان و گرگ کردند ائتلاف

اینک این ماییم، نعشی نیمه جان
کرکسان گِردِ سر ما در طواف

ما ضعیفان تا چه مُرداری کنیم
پهلوانان را که اینجا رفت ناف

آن یکی صد فخر دارد بر کلاه
گرچه بی شلوار شد روز مصاف

آن یکی دیگر به آواز بلند
حرف حق را گفت، اما در لحاف

آن یکی دیگر به صد مردانگی
می کند تا صبح، عین و شین و قاف

آن دگر مانده است تا روشن شود
فرق آب مطلق و آب مضاف

کارگاه آسمان تعطیل باد
تا که برگردد جناب از اعتکاف

الغرض مثل برنج تازه دم
در چلوصاف کسان گشتیم صاف

جهد مردان عمل کاری نکرد
مرحبا بر همت مردان لاف


*عمو زنجیرباف، بازی ای است کودکانه در هرات و شاید دیگر جایها نیز، توام با چنین گفت و گویی: «عمو زنجیر باف؟/ بله/ زنجیر مه بافتی؟/ بله/ پشت کوه قاف انداختی؟/ بله…» این شعر در هنگام سرایش ربطی داشت به لویه جرگه ی سال۱۳۸۲ و تصویب قانون اساسی افغانستان در این جرگه

پهلوانان شهر جادوییم‌

پهلوانان شهر جادوییم‌، گام بر آهن مذاب زدیم‌
لرزه بر جان کوه افکندیم‌، بند بر گردن شهاب زدیم‌

نعره تا برکشید پیل دمان‌، بر تنش کوفتیم گرز گران‌
چشم تا باز کرد دیو سپید، بر سرش سنگ آسیاب زدیم‌

… ولی این خوابهای رنگارنگ پاره شد با صدای کشمکشی‌
اسپ ما داشت اژدها می‌کشت‌، لاجرم خویش را به خواب زدیم‌

تیر گز هم اگر به چنگ آمد، که توان‌ِ کمان‌کشیدن داشت‌؟
صبر کردیم تا شود نزدیک‌، خاک بر چشم آن جناب زدیم‌

رخش را در چرا رها کردیم تا که تهمینه‌ای نصیب شود
او به دنبال رخش دیگر رفت‌، ما خری لنگ را رکاب زدیم‌

تا که بوسید دست ما را سیخ‌، گذر از مهره‌های پشتش کرد
این‌چنین برّه روی آتش رفت‌، این‌چنین شد که ما کباب زدیم‌

هفت خوان را به ساعتی خوردیم‌، شهره گشتیم در گرانسنگی‌
لاجرم در مسیر کاهش وزن مدتی صبح‌ها طناب زدیم‌

جوشن پاکدامنی که نبود، و از آن شعله ایمنی که نبود
ما سیاووش‌های نابغه‌ایم کرم ضد آفتاب زدیم‌

تاریخچه پرچم افغانستان

نام، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها، آرمان ها چگونگی نگرش سیاسی مذهب و فلسفه یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است.

 هر کشور با ترکیبی از رنگ‌های مختلف، نمادی منحصر به فرد برای خود و مردمش ساخته است که به عنوان هویت آن کشور به شمار می‌رود. اما واقعا پشت این انتخاب رنگ‌ها مفهومی پنهان است یا مردم هر کشور به طور تصادفی آن‌ها را کنار هم قرار داده‌اند.با هم به بررسی پرچم کشور عزیزمان افغانستان می پردازیم:

 

 

جایزه «بیوتکنولوژی» برای نخبه افغانستانی در ایران

نخبه ‏افغانستانی در دهمین دوره مسابقات بیوتکنولوژی پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس، عنوان «هسته فن‌آور برتر» و جایزه »بیوتکنولوژی: را از بین ‏‏۱۲۰ شرکت به دست آورد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، دکتر «حسین حبیبی»، نخبه ‏افغانستانی و مدیر عامل شرکت «هامون طب پیشرو» در دهمین دوره مسابقات بیوتکنولوژی پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس، عنوان «هسته فن‌آور برتر» و جایزه »بیوتکنولوژی: را از بین ‏‏۱۲۰ شرکت به دست آورد.‏

وی در بیان داستان تاسیس شرکت «هامون طب پیشرو» گفت: ‏«یک سال پیش بود که هسته مرکزی شرکت هامون طب پیشرو، با یک دورهم نشینی دوستانه در دانشگاه تربیت ‏مدرس، با موضوع تولیدات و صادرات تشکیل شد. این هسته، یک تشکیل دوستانه و البته تخصصی بود، هسته ای که به ‏راستی نمادی از اتحاد و دوستی دو کشور دوست و همسایه بوده و هست.»‏

حسین حبیبی اظهار داشت: «به دعوت دوست عزیزمان آقای دکتر یوسفی، متخصص بیوشیمی و نخبه افغانستانی تبار، و دوست عزیزمان آقای رضا ‏عزیزیان (کارشناس ارشد میکروبیولوژی پزشکی و عضو بنیاد ملی نخبگان ایران) دور هم جمع شدیم و شرکت را ثبت ‏کردیم».‏

دکتر حبیبی و همکارانش در شرکت هامون طب پیشرو به تولید کیت تعیین جنسیت از روی خون مادر، کیت ‏مولکولی تشخیص ناباروری مردان بر روی نمونه خون و کیت تشخیص شکنندگی ‏DNA‏ اسپرم پرداخته اند.‏

با گذشت کمتر از یک سال شرکت هامون طب پیشرو به عنوان نماد وحدت دو کشور ایران و افغانستان توانست جایزه ‏هسته فن‌آور برتر دانشگاه تربیت مدرس و همچنین لوح تقدیر جایزه برتر بیوتکنولوژی برای کیت تشخیص مولکولی ‏فاکتور ازواسپرمی را از همان دانشگاه دریافت کند.‏

دفتر طالبان، اولین گام تسخیر کابل

دوران جدید پس از سرنگونی حاکمیت طالبان در ریاست جمهوری کرزی معطوف به مذاکره با برادران ناراضی شد به گونه ای که حکومت هم در جبهه علیه این گروه تروریستی می جنگید و هم به دنبال مصالحه با آنان بود اما اشرف غنی با همان رویکرد به صلح با حزب اسلامی رسید.

این در حالی می باشد حزب اسلامی دو دهه قبل با از دست دادن حامیان خارجی و داخلی رو به زوال رفت و برای بقا و در راستای برنامه های قوم گرایانه ارگ به توافقنامه صلح با حکومت رسید.

با برهم خوردن اجماع جهانی در رابطه با نابودی و یا تضعیف طالبان در افغانستان، قدرت های جهان و منطقه برمبنای منافع خود دست به دخالت های داخلی در امور کشور زدند به طوری که پس از سال ۲۰۰۵ در کنار پاکستان، عربستان و قطر با پول های هنفگت به تمویل طالبان پرداختند.

حضور داعش که محرک روابط میان مسکو و طالبان بود نشان از قطبی شدن متحدان و مخالفان این گروه تروریستی در منطقه حساس خاورمیانه دارد و راه های منتهی به صلح از سوی هر حکومت و جریانی با مشکلات بسیار به بن بست رسید که بزرگترین آن، عدم تمایل طالبان و به عبارتی رهبران هسته اصلی این گروه برای مذاکره و مصالحه با حکومت افغانستان می باشد.

در همین راستا، علمای کشور به دعوت شورای عالی صلح در دیدار با رییس جمهور خواهان بازگشایی دفتری برای این گروه در کابل به منظور مشورت و صحبت با سیاستمدارن و اقشار مختلف جامعه شده اند و حال سوال این است، زمانی که طالبان نه یک گروه مستقل بلکه وابسته و محتاج به حامیان خارجی هستند چگونه وارد جریان مذاکره با حکومت شوند؟ 

از پاکستان گرفته تا امریکا و از عربستان تا قطر، سهامداران تمویل و هدایت طالبان در افغانستان هستند که با مرگ ملا عمر، این گروه درگیر با اختلاف و انشعاب بر اساس نیات حامیان خود عمل می کنند که هیچ گاه تاب تحمل اشتراک در قدرت با حکومت را نداشته و در پی رسیدن به حاکمیتی به مانند گذشته است.

اینکه شورای عالی صلح، علما و حکومت با صرف هزینه های مالی و معنوی به دنبال مذاکره با طالبان است در حالی که کشور دستخوش ناامنی، قوم گرایی سیاستمدارن و فقر گسترده می باشد نه صلح رخ می دهد و نه پایانی برای جنگ قابل تصور است.

و با توجه به نیات آشکار پاکستان از حمایت طالبان، عربستان و قطر در هراس از نفوذ ایران در افغانستان، پول های کلانی را روانه خزانه این گروه تروریستی کردند تا بتوانند با رخنه در سطح رهبری آنان، حکومت مرکزی را تضعیف و دامنه قدرت تهران از کابل را تنگ تر و کشور را در آشوبی مدام گرفتار کند.

در این میان، وابستگی های مقام های بلندپایه حکومت به کشورهای مختلف سبب سردرگمی سیاست خارجی شده و همانگونه که ارگ گاهی به مانند یک مستعمره گوش به فرمان اسلام آباد است، برخی مواقع در جهت سیاست عربستان عمل کرده و گاهی به سوی هند گام بر می دارد.

و با توجه به اینکه طالبان هم از سوی حامیان تمویل می شود و هم از جانب درون حکومت هدایت چرا باید درگیر با مذکرات صلح شده و در پی مشارکت در قدرت باشند زمانی که می توانند با صبر و گسترش دامنه نفوذ خود به حاکمیت دوباره دست یابند.

این در حالی است که با توجه به طالب دوستی های گسترده از حکومت گرفته تا علما و برخی مقام های محلی نه تنها گشایش دفتر طالبان در کابل دور از انتظار نیست بلکه هدف نهایی ارگ نیز با تفکر ذخیره های قومی خلاصه در توافق با طالبان می شود، افغانستان جنگ زده و درگیر با گروه های متعدد تروریستی اگر مردم را قربانی و کشور را ویران می کند برای پاکستان، امریکا، عربستان و حکومت پشتونیزمی، تحقق اهداف می باشد.

و اگر پول عربستان و امتیازهای اسلام آباد سبب قدرت یابی طالبان می شود به راحتی به جذب حمایت حکومتی می انجامد که در فساد و معامله بی همتاست با رییس جمهوری که مخالفان غیرپشتون را دشمن تر از هر تروریستی می داند.

بهبود وضیعت اقتصادی شرط نجات افغانستان از بحران کنونی

مقام های روسی می گویند بهبود اقتصاد و عملی شدن پروژه‎های مشترک در افغانستان می‎تواند این کشور را از مشکلات امنیتی که اکنون با آن رو به رو است بیرون کند. نیکولای پاتروشیف رئیس شورای امنیت روسیه در گفت و گو با یک روزنامه روسی گفته‎است، راهکارهای اقتصادی می‎توانند در جلوگیری از گسترش تروریزم موثر ثابت شوند.
رئیس شورای امنیت روسیه از گفت و گوها میان ادارات امنیتی دو کشور در این مورد و بحث‎های خودش با رئیس جمهور غنی در زمینه نیز یادآور شده‎است.
به گفته وی کشورش در حال حاضر در بخش‎های انرژی، زراعت، تکنالوژی نظامی و دیگر سکتورها با افغانستان روابط اقتصادی دارد و در حال حاضر حدود ۳۰ شرکت آماده سرمایه گذاری در افغانستان اند.
این اظهارات در حالی مطرح شده‎اند که اطاق های تجارت و صنایع افغانستان می‎گوید، روابط اقتصادی میان افغانستان و روسیه نسبت به گذشته‎ها پررنگ نیست.
پاتروشیف بهبود وضع اقتصادی افغانستان، کاهش میزان بیکاری مردم و بلند بردن سطح دانش را عناصر اساسی در تامین صلح و ثبات در افغانستان خوانده است.

محقق در نقش فرمانده لشکر فاطمیون؟

در فردای جشن پیروزی ایران بر داعش، محمد محقق در سمینار «بیداری اسلامی» در تهران، خلاف جهت‌گیری عمومی هزاره‌ها، از همسویی گذشته با جمهوری اسلامی ایران فراتر رفته و از سردار سلیمانی و رزمندگان هزاره در برابر داعش در سوریه با قدردانی یاد کرد که به‌ویژه نسل جوان هزاره را برآشفته و در رد و محکومیت آن همچنان می‌نویسند. محقق سخنرانی‌‌ را با این جمله به پایان برد که ده هزار داعشی به افغانستان آمده اند. محقق از جدیدیت اراده ایران در رقابت با عربستان در کشورهای منطقه، و در برابر داعش به‌خوبی آگاه است.

محقق در پی احیای روابط نزدیک خود با سپاه پاسداران و به‌ویژه سردار سلیمانی برآمده تا نه‌تنها یک پشتوانه نظامی قابل توجه را تضمین کند بل‌که چشم امید دارد تا سردار سلیمانی محقق را در فرماندهی لشکر فاطمیون شریک بسازد. گفته می‌شود فاطمیون لشکر پانزده تا سی هزارتن هستند، آموزش دیده، در سوریه جنگ کرده و آماده ورود به جنگ با داعش در افغانستان نیز هستند.

محقق سنجیده و حساب‌شده اینگونه جهت‌گیری می‌کند که قابل تامل و تحلیل است. برای محقق این فرصت بی‌نظیر است، فردی سرد و گرم چشیده بازی قدرت در افغانستان مانند او باشد، این فرصت را از دست نمی‌دهد. گرچه بعید است ایرانی‌ها فرماندهی فاطمیون را به محقق واگذار کنند، چنانکه در اواخر دهه ۱۹۹۰ نیز ایران فرماندهی سپاه محمد را به حزب وحدت نداد. حتی اگر حداقل در زمینه فعالیت لشکر فاطمیون در افغانستان، سردار سلیمانی با محقق مشورت کند، گوشه کلاه محقق به آفتاب خواهد زد. جنگ قدرت در افغانستان، حالا بیش از گذشته ابعاد نظامی به خود گرفته است. اگر توان نظامی عطا محمد نور نباشد، اشرف غنی یک روز دیگر هم او را تحمل نمی‌تواند. محقق حالا که محبوب هزاره‌ها نیست، رای میلیونی هزاره‌ها را ندارد، به فکر در اختیار گرفتن قوت و زور آماده لشکر فاطمیون برآمده است و در این زمینه بی‌رقیب است.

در اینکه چه کسی به عنوان رهبری شیعیان در افغانستان نزد رهبری ایران نمایندگی کند در ۱۶ سال گذشته رقابت سختی در کابل میان ملاها در کابل در جریان بوده است. شیخ آصف محسنی از دیگر رقبا پیش افتاده بود و پول و حمایت فراوان از ایران دریافت می‌کرد. اما اینبار رقابت فقط رهبری معنوی نیست بلکه جنبه نظامی داشته و جنبه رویارویی مستقیم نظامی ایران و عربستان در منطقه به خود گرفته است.

ایران در عراق حشد الشعبی را ساخت، در سوریه لشکر فاطمیون از افغانستان و زینیون از پاکستان را به مصاف داعش روان کرد. در یمن، حوثی‌ها را به پیشرفته‌ترین موشک‌ها مجهز ساخته است و حزب الله در لبنان به برتری غیرقابل انکار رسیده است. در همه این کشورها ایران برنده بازی منطقه‌ای است.

اگر پای جنگ نیابتی ایران و عربستان به افغانستان کشانده شود، مسوولیت آن در درجه نخست برعهده آنهایی است که «پروژه داعش» را در افغانستان پیش می‌برند. داعش در افغانستان یک «پروژه» است و قربانی آن هم هزاره‌ها خواهند بود. در برابر این ده هزار داعشی که چهارصد جوان هزاره را در دهمزنگ به خون غلطاند و حملات منظم به مساجد هزاره‌ها، کدام قدرت از هزاره‌ها حفاظت خواهد کرد؟ محقق اگر بتواند با توسل به سردار سلیمانی و لشکر فاطمیون، در برابر داعش در افغانستان موفق شود، مانند شیخ نصرالله در لبنان رهبری خود را تضمین کرده است.

مبارزه با سریالهای خارجی


قربان میرزایی، نویسنده و کارگردان، میخواهد با ساختن سریالهای داخلی به مخاطبان تلویزیونها این پیام را بدهد که دیگر آن‎ها مجبور نیستند سریالهای خارجی را تماشا کنند.
این سینماگر افغان که تاکنون چند سریال و چند فلم افغانی را ساخته است، میگوید تجاربش به او این باورمندی را میدهد که میتواند با ساختن سریالهای افغانی از نشر سریالهای خارجی در تلویزیونهای افغانستان تا حد زیادی جلوگیری کند. وی در عین حال برخی محدودیتهای فرهنگی را فرا راه فلمسازان داخلی جدی میداند، به‎ویژه در زمینه جلوههای بصری که مخاطب را مجذوب میکند: “خارجیها برای جلب توجه مخاطب از لحاظ فرهنگی دست باز دارند، اما ما با وجود محدودیت در این بخش، میتوانیم در قالب فرهنگ جامعه خود سریالهایی را با جذابیت بیشتری آماده کنیم.”
میرزایی معتقد است که برخی محدودیتهای فرهنگی در عین حالی که برای فلمساز مشکل‎ساز است، فرصت‎ساز نیز میباشد؛ زیرا این محدودیتها است که خلاقیت فلمساز را افزایش داده و وی را به یاد گزینههای متفاوتی میاندازد. این سینماگر میگوید: “مردم در اصل از فرهنگ و تولیدات داخلی خودشان بسیار استقبال میکنند و بدون شک ساخت سریالهای داخلی میتواند برای آن‎ها اهمیت زیادی داشته باشد؛ به شرطی که دارای جذابیتها و پیامهای پسندیده باشد.”
میرزایی که به تازگی کار سریال “شهربانو” را به حمایت مالی نمارسانه به اتمام رسانده است، محدودیتهای اقتصادی را عمدهترین مشکل فلمسازان افغان عنوان کرده و میگوید یک فلم‎ساز افغان باید از کم‎ترین امکانات بیشترین استفاده را برده و کار کند: “صحنههایی را که باید چندین‎بار تمرین و تکرار کنیم، ما نمیتوانستیم بیش از سه بار تمرین کنیم، باید از کم‎ترین فرصت و کم‎ترین امکانات استفاده کرده و کار مان را تکمیل میکردیم.” میرزایی تصریح میکند که توانایی بالای بازیگران به خصوص کرکترهای مرکزی سریال بود که او را در استفاده هرچه بیشتر از وقت و امکانات کمک کرد. از این لحاظ وی بیشتر بر انتخاب بازیگران خوب و موفق تأکید دارد و میگوید که این کار میتواند ساختن فلم و سریال را آسان‎تر سازد.
قربان میرزایی داستانهای عاشقانه را خیلی دوست دارد و یادآور میشود که این علاقهاش را در سریال شهربانو به خوبی تبارز داده است. به گفته خودش، وی روی طراح سریال شهربانو حدود هشت ماه کار کرده و داستان این سریال را در مدت سه ماه به تنهایی نوشته است.
میرزایی میگوید هر فلم و یا سریالی را که تاکنون ساخته است، ایده و طرح آن از خودش بوده و هرگز از ایدههای دیگران استفاده نکرده است. از نظر او، انتقال کامل یک طرح یا ایده از یک فرد به فرد دیگر بسیار سخت است و ممکن است آن چه طراح و مالک ایده به ذهن دارد، توسط فرد دیگری قابل اجرا نباشد.
قربان میرزایی که امروزه در سینمای افغانستان جایگاه خاصی را کسب کرده است، سالها پیش تنها با دیدن تلویزیون دنیایش تغییر کرده و سرانجام پایش به سینما کشیده شده است. میرزایی اصلاً باشنده مزار شریف، مرکز ولایت بلخ، میباشد و هنر سینما را به گونه تجربی آموخته است. وی میگوید در سال ۱۳۶۱ خورشیدی سفری به کابل داشت و یکی از روزها در منطقه چنداول کابل، برای اولین‎بار تلویزیون را در داخل یک دکان دید و تصویر تلویزیون چنان بر افکارش تأثیر گذاشت که رفته رفته وی را به هنر سینما رهنمون کرد. حاصل کار سینمایی میرزایی تاکنون چندین فلم و سریال میباشد که سریال شهربانو را میتوان یکی از کارهای برجسته وی معرفی کرد. از فلمهایی که وی ساخته میتوان به فلم صد ثانیه‎ای “گهواره”، “آسمان آبی‎تر” و فلم ۱۵ دقیقه‎ای “جوانان مهاجر” اشاره کرد. همچنان سریالهایی را که میرزایی تاکنون کار کرده قرار زیر میباشد:
– سریال “چهار ضرب در یک” که یک سریال طنزی در ۵۰ قسمت است و هر قسمت آن ۲۰ دقیقه میباشد.
– سریان “جنگل سبز آبی” که یک سریال آموزشی برای کودکان است و شخصیتهای این سریال همه به گونه گدی‎ و کارتونی ترتیب شده و گویندهها قبلاً صداها را ثبت کرده و سپس توسط گدیها بیان شده است. این سریال در ۳۶ قسمت تهیه شده و هر قسمت آن ۲۰ دقیقه میباشد.
– “شهربانو” برجستهترین کار میرزایی به شمار میآید که وی آن را در ۲۴ قسمت تهیه کرده است. این سریال چندی پیش افتتاح شد و تاکنون از هیچ تلویزیونی به نشر نرسیده است.

آثار و کارکرد های فرهنگی و سیاسی محمود طرزی

آغاز مبارزه سیاسی محمود طرزی:

علامه طرزی در طول حیات های خود مصورف کارزار های سیاسی نیز بود که خیلی ها تاثیر گزار بوده است . طرزی مبارزه سیاسی خود را از میان ارگ آغاز نمود. چندین بار توسط نوشته های خود امیر را به نشر اخبار و ایستاده گی در مقابل قدرت استعماری انگلیس تشویق نمود.

در لا بلای کار زار های سیاسی خود نخستین تبصره سیاسی خود را زیر عنوان ” آسیا باید از آسیاییان باشد.” نوشت. همچنان تبصره دیگری را زیر عنوان ” ارادی آسیا و افریقا ” نوشت که در آن قدرت های استعمار گر را متجاوز خوانده و آن را یک تصور باطل وخیال محال گفت.

مقاله های طرزی در مورد افغانستان مانند خنجری بود که بر قلب انگلیس اصابت میکرد . مقاله های طرزی آن چنان انگلیس را تحت فشار خود قرار میداد که فغان کنان نزد امیر می آمدند و از نوشته های او به امیر شکایت میکردند. تا حدی از نوشته های او انگلیس ها هراس داشتند که وایسرای هند بریتانوی به امیر اطلاع داد که اگر سراج الاخبار به این لحن ضد به نشرات خود ادامه بدهد ما توزیع آن را در سرزمین هند بریتانوی منع می نمایم . ولی با وجود سانسور و فشار های شدید امیر آن زمان ؛ طرزی از هدف خود عقب نشینی نکرد واستعمار گران را باز هم تحت فشار نوشته های خود قرار داد. طرزی گفت: سراج الاخبار جریده دولتی نیست بلکه به اجازه دولت نشر میشود و هدف آن با خبر ساختن هموطنان از احوال جهان است.

در دولت امیر امان الله خان علامه طرزی منحیث وزیر امور خارجه تقرر پیدا کرد. در این میان گفتگو های منصوری هند بعد از قرار داد راولپندی صورت گرفت . حکومت کابل از حکومت انگلیس هند راجع به یک معاهده کامل به اساس حقوق مساوی درخواست نمود . حکومت انگلیس هم به اساس ماده چهارم قرارداد راولپندی برای این گفتگو ها اعلام آماده گی نمود. در این زمان بود که هیات افغانستان به رهبری علامه طرزی وزیر امور خارجه افغانستان که مشتمل از( غلام محمد وزیر تجارت ؛ پیر محمد خان تره خیل ؛ غلام صدیق خان چرخی ؛ مرزا غلام معروف خان و …) بود وارد یک گفتگوی طولانی گردیدند . به این اساس علامه طرزی توانست که این گفتگو ها را موفقانه به پایان برساند . بعد مرحله سوم گفتگو های منصوری آغاز گردید که طرزی این مذاکرات را نیز موفقانه پایان داد که در نتیجه معاهده صلح میان دولت انگلیس و افغانستان به امضا رسید.

علامه طرزی در هیچ شرایطی و در تحت هر گونه فشار سر تسلیم به زمین فرو نیاورد و با تصمیم قاطع و عزم متین به مبارزه سیاسی خود ادامه داد . همه مانع ها را از سر راه خود برداشت و افکار آزادی گرایانه خود را تا حسب توان انتشار داد .( ۴: ص ۱۲۲ )( ۶ : مقاله ) (۸ : ص ۷۷۶ )

سراج الاخبار افغانی

سراج الاخبار افغانی دومین نشریه ارتقایی در تاریخ مطبوعات افغانستان بعد از شمس النهار به شمار میرود . بعد از آنکه در دوره امیر عبدالرحمن خان مطبوعات خفه شدند در تاریخ ۲۲ جدی سال (۱۲۸۵) هجری شمسی تقریبا بعد از (۳۰) سال رکود فرهنگی این نشریه به نشر رسید.

روی این علت میتوان سی سال رکود فرهنگی گفت که : در دوره امیر عبدالرحمن خان در امور فرهنگی ؛ تعلیمی ( به استثنای یک مدرسه تعلیمی ) اصلا کدام کار قابل ملاحظه صورت نگرفته بود . کوچکترین توجه بر مطبوعات و روزنامه نگاری در افغانستان مبذول نشده بود . فقط چند مطبعه لیتوگرافی ایجاد شد که در آن هم رساله ها و کتاب های اطاعت از امیر ؛ تحویل دادن مالیات و قانون اداری به چاپ رسید . نکته قابل بحث اینجاست که در این شرایط افغانستان به محل وارد کردن رساله های مطبوعاتی انگلیس مبدل شده بود که باعث گمراهی نسل جوان افغان میگردید.

بار اول این نشریه به نام سراج الاخبار افغانستان یاد شده و ارگان نشراتی دولتی بود . در آغاز این نشریه به امر مقام های عالی رتبه حکومت به نشرات آغاز نمود . منابع خبرهای خارجی سراج الاخبار افغانستان روزنامه ها و نشریه های عربی ؛ ترکی ؛ اردو و انگلیسی بود.

در آغاز مولوی عبدالروف کندهاری به حیث رییس انجمن سراج الاخبار ایفای وظیفه می نمود . زمانیکه برای اولین بار این نشریه به نشر رسید مخالفت قدرت استعمار گر انگلیس را به همراه داشت و انگلیس ها امیر حبیب الله خان را به این ایده متعقد نمودند که کار چاپ و نشر این نشریه را متوقف کند. در حالیکه امیر حبیب الله خان میخواست موافقتنامه ( ۱۹۰۷) میان روس و انگلیس را که به اساس آن سیاست خارجی افغانستان را انگلیس ها میتوانند پیش ببرند نا دیده بگیرد.

در این زمان بود که علامه طرزی از موقف و موقعیت سیاسی خود استفاده نموده سراج الاخبار افغانستان را برای بار دوم به نام سراج الاخبار افغانی به نشر رساند . در این نشریه پالیسی نشراتی با یک روحیه همه جانبه و در مطابقت با منافع اجتماع صورت میگرفت. در این نشریه مطالب ستون های اختصاصی ؛ تکنالوژی ؛ فن و پیشرفت های کشور های دیگر جهان نیز وجود داشت.

گفته میشود که نخستین عکس هم در مطبوعات افغانستان عکس امیر حبیب الله خان بود که در سراج الاخبار افغانی به نشر رسید. طرزی در این وخت عضویت گروه “اخوان افغان ” را که از جوان ها سلحشور و زحمت کش افغانستان شکل یافته بود نیز داشت . علامه طرزی به گونه دوامدار توسط مقاله های خود امپریالیزم اروپا را مورد حمله قرار میداد . مقاله های وی جنبه آزادی خواهانه و تحریک مردم بر ضد استعمار را داشت.

امیر حبیب الله خان چندین بار به اشاره دست انگلیس علامه طرزی را هشدار داد که از نشر مقاله های سیاسی در نشریه خوداری نماید.

اما طرزی احساس وطن دوستی و افکار آزادی گرایانه خود را بر هشدار های امیر حبیب الله خان ترجیح داده و به نشر مقاله ها ادامه داد.

امیر حبیب الله خان در مقابل صلاحیت های علامه طرزی را محدود نمود و امکانات مالی نشریه را از بین برد.

طرزی با دو روزنامه نگار جوان و مسلمان به نام های عبدالرحمن لودین و عبدالهادی داوی سامان و لوازم طباعت را به منزل داوی انتقال دادند . داوی که به اسم مستعار ( پریشان ) مقالات و اشعار را نشر میکرد با نشر این شعر که:

در وطن گر معرفت بسیار میشد بد نبود
چاره این ملت بیمار میشد بد نبود…

تا پایان این مخمس انتقاد از جامعه بسته و حالات اجتماعی نموده بود . به این سبب عبدالهادی داوی محبوس گردید . عبدالرحمن لودین هم به جرم ترور امیر حبیب الله خان به زندان افگنده شد . (۱۲ سرطان ۱۲۹۷ هجری شمسی)

بالاخره در ماه میزان سال (۱۲۹۷) هجری شمسی سراج الاخبار افغانی متوقف شده و از نشر باز ماند.

به این ترتیب از آغاز نشر سراج الاخبار افغانستان و تا متوقف شدن سراج الاخبار افغانی قدرت استعمار گر انگلیس دست از متوقف ساختن این نشریه نکشید تا اینکه به هدف شان نایل شدند . در مقابل محمود طرزی هم تا آخرین لحظه به نشر سراج الاخبار افغانی پرداخت. (۳: ص ۵۸ )(۴ : ص ۵۱ ؛ ۵۲ )(۱ : ص ۱۱۵ ؛۱۲۴ ) ( ۸ : ص ۶۵۰ )

دیدار طرزی با افغانی:

پدر محمود طرزی وی را جهت فرا گرفتن علوم و اندیشه های آزادی خواهانه نزد سید جمال الدین افغان نخستین خبرنگار افغانستان به استانبول ترکیه فرستاد. این دو خبرنگار افغان هفت ماه با هم تبادل افکار نموده و افکار طرزی متاثر از افکار آزادی خواهانه و صلح جویانه افغانی گردید.علامه طرزی در مورد علامه سید جمال الدین افغان مینویسد: ” علامه سید جمال الدین افغان یک معدن عرفان بود این هفت ماه مصاحبت به قدر هفتاد سال سیاحت را دربر دارد .” یعنی سید جمال الدین افغان در سال های پایان عمر خود تمام داشته ها و اندوخته های خود را به طرزی انتقال داد و طرزی هم راه آزادی خواهانه افغانی را دنبال نمود . ( ۳: ص ۵۳ )

آثار محمود طرزی

محمود طرزی ۲۵ کتاب را تالیف و ترجمه نموده و اضافه تر از ۵۰۰ مقاله به نشر رسانیده است . مقاله های طرزی بیشتر روی محور رشد افکار ضد استعمار و احیا روحیه وطن دوستی می چرخید. “استقلال و افغانستان ” ؛ “جنگ و صلح ” ؛ “افغانستان و نعمت آزادی” ؛”حی الفلاح” ؛ از جمله مقاله ها طرزی به شمار میرود . کتاب های نوشته شده توسط علامه طرزی عبارتند از:

۱- منتخب اشعار غلام محمد طرزی (۱۳۰۴) هجری شمسی
۲- مجموعه صنایع گزیده ی اشعار بزرگان ادب دری (۱۲۶۲) هجری شمسی
۳- مجموعه ی اخلاق
۴- دیوان اشعار غلام محمد طرزی
۵- سیاحت نامه شرحی از سفر اسلامبول ترکیه
۶- از هر چمن سمنی و از هر دهن سخنی
۷- تخلیص حقوق بین الدول
۸- سیاحت سه قطعه روی زمین
۹- روضه حکم ( ۴: ص ۱۲۷ )(۳: ص ۵۷ )

تاثیر شخصیت محمود طرزی بر مطبوعات افغانستان

علامه محمود طرزی رهگشای مطبوعات در افغانستان که با افکار آزادی گرایانه خود زنده گی خود را وقف خدمت به ملت خود از دریچه مسلک مقدس خبرنگاری نمود از جمله پیشکسوت های مطبوعات و شخصیت های تاثیر گزار بالای مطبوعات افغانستان به حساب می آید.

پیشرفت در عرصه مطبوعات را که امروزه مشاهده مینمایم حاصل رنج ؛ زحمت های است که علامه طرزی در وضعیت استبدادی آن زمان متحمل شد تا مطبوعات از پا افتاده را دوباره احیا نماید و افکار تاریک ملت را ذریعه رسانه چاپی روش نماید. در عصر حاضر محمود منحیث یک الگو برای همه خبرنگاران و دست اندر کاران وسایل ارتباط همگانی و یا همان سه غول ارتباطی ( رادیو ؛ تلویزیون ؛ انترنت ) است.

فدا کاری ؛ از خود گذری ؛ وطن دوستی ؛ رعایت آزادی بیان و… همه میراثی است که از علامه طرزی برای خانواده رسانه های افغانستان به جا گذاشته شده است که از سوی اعضای این خانواده تطبیق و جنبه عملی داده میشود که خود نمونه و مثال عمده تاثیر گزار بودن این مرد دنیای خبرنگاری بر مطبوعات افغانستان است.

اگر فعالیت خبرنگاری در عصر حاضر و دوره امیر حبیب الله خان مقایسه گردددر نتیجه به صراحت معلوم میگردد که علامه طرزی در تحت چگونه شرایطی و با برداشتن کدام موانع توانسته است مطبوعات کشور را دوباره احیا نماید .در مورد تاثیر گزاری علامه طرزی هر قدر که بنویسم هنوز هم کم است فقط به گونه کوتاه در یک جمله میتوان نوشت که : محمود طرزی یکی از تاثیرگزار ترین چهره ها در رشد و احیا مطبوعات در افغانستان به شمار میرود.

علت مسمی شدن علامه طرزی به لقب پدر ژورنالیزم افغانستان

محمود طرزی خبرنگار مطرح کشور را به اساس دلایل ذیل منحیث پدر ژورنالیزم افغانستان میشناسند:

الف – مطبوعات افغانستان را دوباره احیا نمود .
ب- آزادی بیان را نهادینه ساخت و قلم را بر ظلم و استبداد حاکم نمود .
ج- مفهموم اصلی مطبوعات و روزنامه نگاری را برای مردم افغانستان بیان کرد .
د – برای رهروان خود الگو قرار گرفت .
ذ – تالیف ۲۵ کتاب و بیشتر از ۵۰۰ مقاله
ر- ایجاد مطبوعات مستدام در افغانستان

به پاس خدمات شایان این مرد وطن دوست و آزادی گرا حکومت افغانستان یکی از لیسه های معارف شهر کابل را در ساحه دارلامان به نام این شخصیت بزرگ مسمی ساخت. که این لیسه هم اکنون نیز فعال بوده و سالانه هزار ها شاگرد در لیسه عالی محمود طرزی در دارلامان کابل مشغول تعلیم هستند.

زندگی نامه محمود طرزی – پدر ژورنالیسم افغانستان – کلیک کنید


 نویسنده: میلاد “سیار”

منابع:

۱- رهین , عبدالرسول. تاریخ مطبوعات افغانستان , کابل : چاپ مطبعه میوند , ۱۳۸۷ هجری شمسی
۲- غیرت , غلام سخی. خاطرات محمود طرزی , کابل : انتشارات میوند , ۱۳۸۹ هجری شمسی
۳- تنویر , محمد حلیم. تاریخ روزنامه نگاری افغانستان , پشاور :چاپ مرکز نشرات اسلامی صبور , ۱۳۷۸ هجری شمسی
۴- آهنگ , محمد کاظم. سیر ژورنالیزم در افغانستان , پشاور : انتشارات میوند , ۱۳۷۹ هجری شمسی
۵- ایوبی , سید عبدالله. ژورنالیزم چیست ؟ ژورنالیست کیست ؟ , کابل : انتشارات رسالت , ۱۳۹۱ هجری شمسی
۶- توریال , گران. علامه محمود طرزی
۷- خبرگزاری کوکچه. (۱۳۹۰ ) هجری شمسی علامه محمود طرزی
۸- غبار , میر غلام محمد. افغانستان در مسیر تاریخ , مرکز نشر انقلاب با همکاری جمهوری , بهار ۱۳۶۸ هجری شمسی

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن