خانه «=« مقالات سایت

مقالات سایت

طالبان، حاکمان مشروع و تروریستان پیروز

حملات و انفجار های پیهم در کابل و هرات، یکبار دیگر چهره نظام قبیله را که بازوی قدرت های خارجی در جنگ نیابتی است به وضوح برای همگان مشخص کرد.
نظام قبیله ای حاکم بر افغانستان پوششی می باشد بر تمویل مالی و حمایت معنوی از گروه های تروریستی که طالبان، هسته اصلی آنان را تشکیل می دهد و حال برای یافتن پاسخ این سوال که این گروه از سوی کدام قدرت ها تغذیه می شود کافی است به دلیل حمله و ماندن امریکا و سرازیر شدن دالرهای عرب به کشور نگاهی بیاندازیم.

ظهور داعش و جنایت های تکان دهنده در سوریه و عراق اگرچه جهان را تکان داد اما برای طالبان فرصتی طلایی به وجود آورد تا از بار تنفر جهانی و انزوا در جنگ با حکومت افغانستان رهایی یابند، اکنون طالبان با کشورهای دور و نزدیک روابط دیپلماتیک دارد و در برابر خواست کشورهای همسایه، هزینه های هنگفتی دریافت می کند و مهم ترین آن، به عنوان طرف صلح حکومت غنی به چنان حاشیه امنی دست یافته اند که با تجهزیات سنگین و بدون مانع، اقدام به جابه جایی و حمله و سقوط ولایت ها می کنند.

سطح روابط خارجی طالبان به حدی رسیده است که حتی در دروان حاکمیت آن را تجربه نکرده بودند زیرا دشمنان سرسخت گذشته همچون روسیه و ایران آشکارا از گفتگو با این گروه می گویند و چین و اکنون ازبکستان برای حفظ منافع خود در داخل افغانستان اقدام به باج دهی می کنند.

دیدار هیات سیاسی این گروه تروریستی با مقام های عالی رتبه ازبکستان آن قسمت حیرت انگیز می شود که بنا به اطلاعیه دفتر سیاسی طالبان، این دیدار در خصوص گفتگو درباره موضوعات “حمل و نقل و انرژی” بوده و در وبسایت وزارت خارجه ازبکستان آمده است که دو طرف درباره چشم انداز روند صلح در افغانستان تبادل نظر کرده اند.

ازبکستان در حالی طالبان را با آغوش باز پذیرفت که در گذشته از شدیدترین مخالفان آنان بوده است، گروهی که مردم بی دفاع را به خاک و خون می کشاند و در تازه ترین جنایت خود، ولایت غزنی را طی پنج روز بدل به قندوز و میرزاولنگ دیگر کرد.

اینکه چرا کشورهای خارجی بخصوص در همسایگی افغانستان بدل به حامی طالبان با تزریق دالر و مشروعیت شده اند و غرب مدعی مبارزه با تروریسم در چنین مواقعی سکوت اختیار می کند و در مقابل با جدیت هرچه تمام خواهان رسیدگی به پرونده ایشچی و مجازات دوستم می باشد، ریشه در جنگ نیابتی دارد که کشور را درگیر کرده است.

روابط سیاسی و تجاری که ازبکستان به تعقیب سیاست روسیه دنبال می کند، می تواند برای طالبان سکوی پرتاب به قدرتی باشد که حتی در دوران حاکمیت تجربه نکرده بودند و اکنون بدون اشغال حکومت و یا هدفی برای نابودی، تبدیل به قدرت اصلی افغانستان شده اند.

در این میان، چگونه جهانی که متنفر از طالبان بود اکنون با قبول تروریستان در پی ایجاد روابط و یا به صلح کشاندن آن در ادغام افغانستان هستند در حالی که شاهد قتل و عام، غارت، تجاوز و خشونت بی حد و اندازه این گروه بر مردم در جای جای کشور بخصوص قومیت های غیرپشتون هستند؟

امریکا که از آن سوی جهان به بهانه سرپیچی طالبان برای تسلیم کردن بن لادن به افغانستان لشکر کشی و در کوتاه ترین زمان حاکمیت این گروه را ساقط و دوران جدید را پایه گذاری کرد به دنبال رخنه در خاورمیانه و تقابل با دشمنان منطقه ای بود که با رسیدن به این اهداف خیال ماندن از راه تداوم تروریسم دارد و برهمین مبنا، رهبران قبیله گرایی که هم راستا با طالبان به سر می برند را به قدرت می رساند.

اشرف غنی را می توان نمادی از انسان ستیزی جهانی دانست که برای رسیدن به اهداف شوم خود یک کشور را قربانی می کند و اگر زمانی ملا عمر از میان جهل، حاکمیت تاریکی را به وجود آورد، غنی از دل تعلیمات غرب با چهره ای دمکراسی خواه تروریست تر از وی برای طالب پیروزی به ارمغان آورد.

این گروه در داخل با همکاری دولتمردان قبیله گرا، مناطق و ولایت ها را غارت می کند و مردم را به خاک و خون می کشاند و همزمان، روابط گسترده خارجی با کشورهای دور و نزدیک برقرار و از جانب دیگر به عنوان بازوی جنگ نیابتی قدرت های خارجی در داخل عمل می کند در حالی که مشروع تر از حکومت افغانستان طرف گفتگوی صلح و روابط تجاری است.

با طالبان کشتی گرفتگی هستیم

جنرال عیدالرشید دوستم در مراسم استقبال در قصر صدارت ریاست جمهوری شرکت کرد و از همه مردم و اقوام تشکر نمود.
در اولین جمله از صدای انفجار در کابل سخن گفت و برای مجروحان حادثه از خداوند شفای عاجل خواست.

او از تکلیف صحی خود سخن گفت و به صورت ضمنی حرف های سخنگوی ریاست جمهوری را تایید کرده افزود که حدود ۱۵ روز تحت تداوی در ترکیه بودم و برای ادامه معاینات صحی بیشتر ماندم.

او از ملت ترکیه تشکر کرد و گفت همان عزت و احترامی که اینجا داشتم آنجا هم داشتم و ادوغان احترام داشت.

او از حادثات در شمال کشور و بازداشت قیصاری گفت که آن حرکت عادلانه نبود و با اطلاعات غلط انجام گرفته بود.

وی از حکومت تشکر کرد که از وی در میدان هوایی پذیرایی خوب صورت گرفته است.
جنرال از رجال برجسته وزارت دفاع و همه نیروهای امنیتی سپاسگذاری کرد.

وی از طرفداران خود خواست تا در انتخابات مجلس شرکت کنند و اتحاد و هماهنگی خود را حفظ نمایند.

وی از مذاکره با طالبان حمایت کرده افزود: از همه مهمتر این است که مذاکره را ادامه دهیم. این مهمتر است برای دولت و رییس جمهور و کابینه.
صلح وقتی امد دیگر خون ریزی نیست و آرامی است.
جنرال در مورد طالبان گفت که ما با طالبان کشتی گرفتگی هستیم.

وی از رفتار وحشیانه با نظام الدین قیصاری اظهار تاسف کرد و گفت که در زمان طالبان چنین جنایتی با ما نشده بود که این ظالم ها کردند.

جنرال دوستم به همه توصیه کرد که وحدت خود را حفظ کنید و من امروز آمدم در کنار شما باشم و به خواسته شما آمدم. شما تاریخی یک قهرمانی کردید و همبستگی خود را نشان دادید.

وی خواست که راه های تجارتی بندر آقینه و حیرتان و غیره را باز کنید و صبا قومندان نظام هم می آید و اگر نتوانستم او را بیارم باز پس خواهم رفت.

جنرال از همه طرفداران خود خواست که تمام دوایر دولتی و موسسات و دوکان ها همه باز شود و به مردم مزاحمت نکنید و خیمه ها را نیز جمع کنید و امشب می توانید جشن بگیرید و از سر فردا همه سرکارهای خود باشید.

در پایان افزود: به رسانه احترام دارم از من گپ نیست و عمل است چون اعتبار بین المللی ما بالا می رود و واقعیت بیان می شود به همین خاطر از شما رسانه ها تشکر می کنیم.

از همه شمال و شمالشرق و ایتلاف و همه مردم تشکر و سپاسگذاری می کنیم.

من مسلمان هستم، ولی…

من مسلمان هستم، ولی من بیشتر از انکه به فکر طواف در دور خانه او باشم و تکت طیاره بخرم تا بروم تا شاید او را در ان خانه در صحرای عرب بیابم، او را هر لحظه با خود حس میکنم، همینکه نفس میکشم، او هست، همینکه صبح افتاب طلوع میکند و شب غروب او هست، همینکه اسمان و زمین در مداری منظم میچرخد، طبیعت زنده میشود و دوباره میمیرد، فصل ها تکرار میشوند و قلب ها ضربان اش حتی برابر یک هزارم ثانیه دچار اخلالی نمیشود…. او هست!!!!… من در خانه ای از گل و خشت به دنبال او نمی گردم و حس نمیکنم که حضور او محدود به مکانی در یک کره خاکی باشد!

من مسلمان هستم، ولی اگر بتوانم به نماز ام رسیدگی کنم، میخواهم نمازم به معنای واقعی نماز باشد، نمیخواهم مانند ورزش یوگا با تکرار چند کلمه به درگاه او بایستم و بعد با عجله جانماز را جمع کنم و این تکرار خواندن ها، نه پلیدی را از ذهن من، نه پلیدی را از روح من، نه پلیدی را از کردار من، نه پلیدی را از گفتار من و نه پلیدی را از رفتار من بزداید… نماز بخوانم و رو به قبله بایستم، ولی ذهنم، مفکوره ام، عمل ام، زبان ام، کردارم، رفتارم، گفتارم، تمام انچیزی باشد که او مرا از ان نفی کرده است… ترجیح میدهم که به زبان ساده خودم با او صحبت کنم ولی قلب و روح و رفتارم، با او مطابق و همراه باشد.

من مسلمان هستم، ولی به ریش عقیده ندارم، به تحجر و عقب ماندگی عقیده ندارم، به جهادی که از خون مردم میگذرد و با یک مشت جاهل و بی خبر از دین و جهان رهبری میشود، عقیده ندارم، به هر امری که به اذیت و ازار و کشتار مردم ولو که کافر باشد بیانجامد، عقیده ندارم و انرا نفی میکنم، از بیسوادی، تحجر و عقب ماندگی بیزارم و وظیفه اعظم و بزرگ خود را منحیث مسلمان در اموزش علم و دانش و انسان بهتر شدن میدانم، اگر او به من با اولین کلمه گفت که بخوان! اقرا! و نگفت که بیسواد بمان! ریش بگذار! ادم بکش! خشونت کن! بخاطر من ادم بکش! بخاطر حور و غلام بهشت، مردم را سر ببر!….من هر باری که کتابی میخوانم، حس میکنم که به بهشت خواهم رفت… هر وقت انسانی را کمک میکنم، حس میکنم به بهشت خواهم رفت… هر باری که دستاوردی انسانی دارم، فکر میکنم به بهشت میروم… و قسم به همان خدای علم و دانش و فهم و شعور و سواد که بهشت جای یک مشت ادمکش و جاهل و متحجر با ریش و تسبیح و دل های کثیف و الوده نیست که برای عیاشی برای حور ها، کمر بسته اند!… بهشت از انسان هایی است که با اموختن علم و دانش به بشریت کمک کردند، اختراع کردند، ابداع کردند، افریدند، کشف کردند، ساختند، ادم امدند و راه تکامل به سمت انسانیت را پیمودند و انسان از دنیا رفتند!.

من مسلمان هستم ولی انچه را در جوامع “اسلامی” امروز میبینم که اکثر مفسدین این جوامع با ریش و عبا و اغاز هر کلمه خود نام الله را به زبان اورده و چند کلمه عربی را تحویل انسان های ساده دل میدهند با تمام شعور و درک و احساسم رد میکنم… خوب میدانم که نه هیچکدام این جوامع اسلامی است و نه این ریش و تسبیح به دست ها با ایه های از بر کرده شان، مسلمان هستند و به انچه موعظه میکنند باور دارند! با ریش در منبر به نام خدا به مردم میگویند ولی خلق خدا را قتل عام میکنند! با ریش به قران قسم میخورند ولی از هیچ جنایتی دست بردار نیستند!.

ما مسلمان ها از اسلام و انسانیت خیلی فاصله داریم… خیلی دوریم و خیلی به اشتباه رفته ایم… ما کجا و دینی که انسان را زنده از گور نجات داد کجا!… ما حال راه بهشت را انتحار تعیین کرده ایم و تمام ذهن ما به ریش و عبا و موی زن گره خورده… انسانیت خیلی وقت است از میان ما رخت بربسته است!… اگر ما مسلمان ها خوب میبودیم، پناهجوی ما برای پناه خواستن در اقیانوس ها غرق نمیشد و در همان سرزمین های خانه خدا، به او و فرزندان اش پناه میدادند!!… مسلمان به دیگران از شر وحشت یک مسلمان دیگر پناه نمیبرد!!… مسلمان دست کمک را به سمت دیگران دراز نمیکرد!… ما مسلمان ها کجا و دین کجا!!

لینا روزبه حیدری

خورشید عدالت (ویژه نامه شهادت امام علی علیه السلام)

آنگاه که سیاهی شب، آسمان خاموش کوفه را فرا گرفته بود علی آمد و آخرین اذان سرخ را تا اوج عروج پرواز داد و در محراب محبوب، به نماز ایستاد. لحظه‏ ای بعد، سر بر آستان دوست گذاشت تا خویش را تا ابد، رستگار سازد و زمانه را داغدار خویش نماید. ویژه نامه خورشید عدالت مرهمی است بر سینه های داغدار عاشقان علی.

برگی هایی از صفحات زندگی امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام

تاریخ تولّد: سیزدهم ماه رجب، روز جمعه، سی سال پس از تولّد رسول خدا صلی الله علیه و آله و عام الفیل، در حدود سال ۶۰۰ میلادی، بیست سال قبل از هجرت.

محلّ تولد: شهر مکه، در اندرون خانه خدا، یعنی کعبه.

پدر: ابوطالب، عمو و بزرگ ترین حامی رسول اللّه صلی الله علیه و آله که از سر کیاست و فراست ایمان و اسلام خود را همیشه از کافران و مشرکان پوشیده داشت تا در سال معروف به «عام الحزن / سال اندوه و غم» به جهان باقی شتافت.

مادر: فاطمه بنت اسد، دخترِ عموی پدرِ رسول اللّه صلی الله علیه و آله.

نام ها: علی، حیدر.

کنیه ها: ابوالحسن، ابوتراب، ابوالائمّه، ابوالایتام.

لقب ها و شهرت ها: اسداللّه ، یداللّه ، سیف اللّه ، باب اللّه ، ولی الله ، وصی رسول اللّه ، عین اللّه ، انسان کامل، عادل، حجّه اللّه ، اوّل المسلمین، یعسوب الدّین، امام المتّقین، اخ الرسول، حیدر کرّار، صاحبِ ذوالفقار، امام الابرار، مولی، مولی المتّقین، امام العادلین، المخلصُ للّه ، امیرالمؤمنین و ده ها لقب و شهرت دیگر.

چشمه سار فضائل
امیرالمؤمنین على علیه السلام به شهادت تاریخ واعتراف دوست و دشمن در کمالات انسانى نقیصه‏اى نداشته و در فضائل اسلامى نمونه کاملى از تربیت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله بود.

بحث‏هایى که در اطراف شخصیت او شده و کتاب‏هایى که در این باره شیعه و سنى و سایر مطلعین و کنجکاوان نوشته‏اند، درباره هیچ‏یک از شخصیت‏هاى تاریخ اتفاق نیفتاده است.

على علیه السلام در علم ودانش داناترین یاران پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سایراهل اسلام بود و نخستین کسى است در اسلام که در بیانات علمى خود، در استدلال آزاد و برهان را باز کرد و در معارف الهیه بحث فلسفى نمود و در باطن قرآن سخن گفت و براى نگهدارى لفظش دستور زبان عربى را وضع فرمود و تواناترین عرب بود.

على علیه السلام در شجاعت ضرب المثل بود در آن ‏همه جنگ‏ها که در زمان پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و پس از آن شرکت کرد، هرگز ترس و اضطراب از خود نشان نداد و با این‏که بارها و ضمن حوادثى مانند جنگ احد و جنگ حنین و جنگ خیبر و جنگ خندق، یاران پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و لشکریان اسلام لرزیدند و یا پراکنده شده فرار نمودند، وى هرگز پشت به دشمن نکرد و هرگز نشد که کسى از ابطال و مردان جنگى با وى درآویزد و جان به سلامت برد و در عین حال با کمال توانایى ناتوانى را نمی کشت و فرارى را دنبال نمی کرد و شبیخون نمی زد و آب بر روى دشمن نمی بست. (برگرفته از شیعه در اسلام، علامه طباطبائی(ره))

سیره های نورانی
على علیه السلام در تقواى دینى و عبادت حق یگانه بود، پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله در پاسخ کسانى‏ که نزد وى از تندى على علیه السلام گله مى‏کردند می فرماید: «على را سرزنش نکنید، زیرا وى شیفته خداست».

ابودردا صحابى، جسد آن حضرت را در یکى از نخلستان‏هاى مدینه دید که مانند چوب خشک افتاده است براى اطلاع به خانه آن حضرت آمد و به همسر گرامى وى که دختر پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله بود، درگذشت همسرش را تسلیت گفت، دختر پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: پسر عم من نمرده است بلکه در عبادت از خوف خدا غش نموده است و این‏حال براى وى بسیار اتفاق می افتاد.

على علیه السلام در مهربانى به زیر دستان و دل سوزى به بینوایان و بیچارگان و کرم و سخا به فقرا و مستمندان قصص و حکایات بسیار دارد. آن حضرت هر چه را به دستش می رسید در راه خدا به مستمندان و بیچارگان می داد و خود با سخت‏ترین و ساده‏ترین وضعى زندگى می کرد. آن حضرت کشاورزى را دوست می داشت و غالباً به استخراج قنوات و درخت کارى و آباد کردن زمین‏هاى بایر می ‏پرداخت ولى از این راه هر ملکى را که آباد می کرد و یا هر قناتى را که بیرون می ‏آورد وقف فقرا می ‏فرمود و اوقاف آن حضرت که به صدقات على معروف بود در اواخر عهد وى عواید سالیانه قابل توجهى (بیست و چهار هزار دینار طلا) داشت‏. (برگرفته از شیعه در اسلام، علامه طباطبائی(ره))

تصویرهایی کوتاه از زندگی امام علی علیه السلام
امام علی علیه السلام به سمت کوفه حرکت می کرد که با یک کافر ذمی همراه شد. آن مرد به امام علی علیه السلام عرض کرد به کجا می روی؟ حضرت علیه السلام فرمود: به کوفه می روم. وقتی بر سر دو راهی رسیدند و خواستند از یکدیگر جدا شوند امام علیه السلام از مسیر خود خارج شد و در مسیر او حرکت کرد. مرد ذمی گفت: مگر به کوفه نمی روی؟

امام علیه السلام: بله به کوفه می روم. مرد ذمی: چرا راه کوفه را رها کردی؟ امام علیه السلام: این کمال حسن همراهی است که مرد رفیق راهش را در هنگام جدائی چند قدمی بدرقه کند و این دستوری است که پیامبر صلی اللّه علیه و آله به ما داده است. مرد ذمی: پیامبر شما چنین دستوری داده است؟

امام علیه السلام: آری. مرد ذمی: پس هر کس از او پیروی کرده است بخاطر همین رفتارهای بزرگوارانه بوده است و من تو را گواه می گیرم که پیرو دین تو باشم. آنگاه همراه امام علیه السلام به کوفه رفت و چون او را شناخت اسلام آورد.

غروب خورشید عدالت
جنگ نهروان ضربت سختی بر خوارج وارد کرد که دیگر نتوانستند آن طور که انتظار می رفت جایی برای خود در عالم اسلام باز کنند. مبارزه علی با آنها بهترین سندی بود برای خلفای بعدی که جهاد با اینها را مشروع و لازم جلوه دهند. اما باقیمانده خوارج دست از فعالیت برنداشتند:

سه نفر از اینان، در مکه، دور هم جمع شدند و به خیال خود به بررسی اوضاع عالم اسلام پرداختند، چنین نتیجه گرفتند که تمام بدبختیها و بیچارگیهای عالم اسلام زیر سر سه نفر است: علی، معاویه و عمرو بن العاص.

علی همان کسی بود که اینها ابتدا سرباز او بودند. معاویه و عمرو بن العاص هم همانهایی بودند که حیله سیاسی و خدعه نظامیشان موجب تشکیل چنین فرقه خطرناک و بی باکی شده بود.

این سه نفر – که یکی عبد الرحمن بن ملجم بود و دیگری برک بن عبد الله نام داشت و سومی عمرو بن بکر تمیمی – در کعبه با هم پیمان بستند و هم قسم شدند که آن سه نفر را که در راس مسلمین قرار دارند در یک شب یعنی در شب نوزدهم رمضان (یا هفدهم رمضان) بکشند. عبد الرحمن نامزد قتل علی و برک مامور قتل معاویه و عمرو بن بکر متعهد کشتن عمرو بن العاص شد. با این پیمان و تصمیم از یکدیگر جدا شدند و هر کدام به طرف حوزه مأموریت خود حرکت کردند.

مرثیه آفتاب
کمر بند عزمت را برای مرگ محکم کن
که مرگ به دیدار تو خواهد آمد
و مرگ پریشانت نکند
آن هنگام که به حضورت خواهد رسید
… و این سرود، ترنّم سحرگاه تو بود؛ سحرگاه شبی که تنها با سه لقمه، افطار کردی و فرمودی: «دوست دارم گرسنه به دیدار خدا بروم»
حکایت غریبی است… غم های جهان به پیشواز دلم آمده اند. طوفانی در راه است. بوی یتیمی در مشام جهان پیچیده است و آسمان، گرفته و غمگین است.
حکایت غریبی است؟ حکایت مسجد، سحر، سجده و سجاده.
و غریب تر، قصّه مظلومی است که صبورانه زیست و در آخرین سجده، سرود رهایی سر داد، سرود «فُزتُ وَ رَبِّ الْکعبِه»
آن شب، شبِ قدر را سحر کرد علی
با شوق وصال، ترک سر کرد علی
با زمزمه «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکعبه»
از خاک به افلاک سفر کرد علی

جرعه هایی از زلال سخن مولا
کتابهایی که سخنان آن حضرت را گرد آورده اند:

۱- نهج البلاغه که توسط شریف رضی جمع آوری شده و تا کنون چندین بار به چاپ رسیده است.

۲- مافات نهج البلاغه من کلامه (سخنان آن حضرت که در نهج البلاغه نیامده است) جمع آوری شده توسط فاضل معاصر شیخ هادی بن شیخ عباس بن شیخ جعفر فقیه نجفی (این کتاب به چاپ رسیده است).

۳- مائه کلمه جمع آوری شده توسط جاحظ (مطبوع).

۴- غرر الحکم و درر الکلم گردآوری شده توسط عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد آمدی تمیمی.وی این سخنان را از کلمات کوتاه آن حضرت جمع آوری کرده و با نهج البلاغه نزدیک است.انگیزه آمدی در تالیف این کتاب، کاری بود که جاحظ در تالیف مائه الکلمه به انجام رسانده بود. (مطبوع)…

امیرالمؤمنین علیه السلام در کلام دیگران
ابی برده سلمی می گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که اینچنین حضرت علی(ع) را مخاطب قرار می داد: یا علی؛ خداوند متعال در هفت مورد تو را با من شاهد قرار داد:

۱- شبی که به معراج رفتم جبرئیل به من گفت: برادرت کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم. جبرئیل گفت: خداوند را بخوان پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود.

در این هنگام دسته ای از ملائکه را دیدم که به صف ایستاده اند ! گفتم: ای جبرئیل! اینان کیستند که به صف ایستاده اند؟ گفت: اینان کسانی هستند که روز قیامت به خاطر وجود تو خداوند را مباهات می کنند.

پس نزدیک آنان شدم و از آنچه بوده و تا روز قیامت خواهد شد با آنان حرف زدم (در حالی که مثال تو همراه من بود.)…

بر آستان جانان
صفوان جمّال مى‌گوید: با امام صادق (ع) به کوفه رسیدیم؛ امام فرمود: این‌جا حرم جدم امیرالمؤمنین (ع) است. سپس به سوى آن حرکت کرد و به من فرمود: قدم‌هایت را کوتاه بردار و سرت را پایین بیانداز؛ زیرا براى هر قدمى، براى تو صدهزار حسنه نوشته مى‌شود و صدهزار کار بد از تو پاک مى‌گردد و صدهزار درجه بالا برده مى‌شود و صدهزار خواسته‌ات برآورده مى‌شود و پاداش هر صدیق و شهید براى تو ثبت مى‌گردد.

در حدیث دیگرى، امام صادق (ع) مى‌فرماید: «من زار امیرالمؤمنین ماشیاً، کتب الله له بکلّ خطوه حجّه و عمره، فإن رَجَع ماشیاً کتب الله له بکل خطوه حجّتین و عمرتین»

کسى که امیرمؤمنان (ع) را با پاى پیاده زیارت کند، خداوند براى هر قدمى یک حج و یک عمره بنویسد؛ پس اگر با پاى پیاده هم بازگردد، براى هر قدمى دو حج و دو عمره خواهد نوشت.

سپس به راوى فرمود: این حدیث را با آب طلا بنویس.

در روایت دیگرى از امام ششم آمده است که فرمود: هر کس جدم را در حالى که عارف به حق اوست زیارت کند، خداوند براى هر قدمش یک حج مقبول و یک عمره نیکو مى‌نویسد، و به خدا قسم قدمى که در زیارت حضرت امیر (ع) غبارآلود شود، سواره باشد یا پیاده، آتش جهنم را نصیب آن قدم نمى‌کند.

 
 

افغانستان رنگین کمان اقوام

افغانستان از اقوام مختلفی تشکیل شده و امار ها یی بر اثبات ان وجود دارد که نسبت انها را مشخص میکند توجه شما رابه مشاهده این مستند جلب مینماییم

عاقبت زنجیر ما را چون کلاف

عاقبت زنجیر ما را چون کلاف
بافت محکم این عمو زنجیرباف

بافت محکم این عمو زنجیرباف
بعد از آن افکند پشت کوه قاف

برّه ها فکری برای خود کنید
چون شبان و گرگ کردند ائتلاف

اینک این ماییم، نعشی نیمه جان
کرکسان گِردِ سر ما در طواف

ما ضعیفان تا چه مُرداری کنیم
پهلوانان را که اینجا رفت ناف

آن یکی صد فخر دارد بر کلاه
گرچه بی شلوار شد روز مصاف

آن یکی دیگر به آواز بلند
حرف حق را گفت، اما در لحاف

آن یکی دیگر به صد مردانگی
می کند تا صبح، عین و شین و قاف

آن دگر مانده است تا روشن شود
فرق آب مطلق و آب مضاف

کارگاه آسمان تعطیل باد
تا که برگردد جناب از اعتکاف

الغرض مثل برنج تازه دم
در چلوصاف کسان گشتیم صاف

جهد مردان عمل کاری نکرد
مرحبا بر همت مردان لاف


*عمو زنجیرباف، بازی ای است کودکانه در هرات و شاید دیگر جایها نیز، توام با چنین گفت و گویی: «عمو زنجیر باف؟/ بله/ زنجیر مه بافتی؟/ بله/ پشت کوه قاف انداختی؟/ بله…» این شعر در هنگام سرایش ربطی داشت به لویه جرگه ی سال۱۳۸۲ و تصویب قانون اساسی افغانستان در این جرگه

پهلوانان شهر جادوییم‌

پهلوانان شهر جادوییم‌، گام بر آهن مذاب زدیم‌
لرزه بر جان کوه افکندیم‌، بند بر گردن شهاب زدیم‌

نعره تا برکشید پیل دمان‌، بر تنش کوفتیم گرز گران‌
چشم تا باز کرد دیو سپید، بر سرش سنگ آسیاب زدیم‌

… ولی این خوابهای رنگارنگ پاره شد با صدای کشمکشی‌
اسپ ما داشت اژدها می‌کشت‌، لاجرم خویش را به خواب زدیم‌

تیر گز هم اگر به چنگ آمد، که توان‌ِ کمان‌کشیدن داشت‌؟
صبر کردیم تا شود نزدیک‌، خاک بر چشم آن جناب زدیم‌

رخش را در چرا رها کردیم تا که تهمینه‌ای نصیب شود
او به دنبال رخش دیگر رفت‌، ما خری لنگ را رکاب زدیم‌

تا که بوسید دست ما را سیخ‌، گذر از مهره‌های پشتش کرد
این‌چنین برّه روی آتش رفت‌، این‌چنین شد که ما کباب زدیم‌

هفت خوان را به ساعتی خوردیم‌، شهره گشتیم در گرانسنگی‌
لاجرم در مسیر کاهش وزن مدتی صبح‌ها طناب زدیم‌

جوشن پاکدامنی که نبود، و از آن شعله ایمنی که نبود
ما سیاووش‌های نابغه‌ایم کرم ضد آفتاب زدیم‌

تاریخچه پرچم افغانستان

نام، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها، آرمان ها چگونگی نگرش سیاسی مذهب و فلسفه یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است.

 هر کشور با ترکیبی از رنگ‌های مختلف، نمادی منحصر به فرد برای خود و مردمش ساخته است که به عنوان هویت آن کشور به شمار می‌رود. اما واقعا پشت این انتخاب رنگ‌ها مفهومی پنهان است یا مردم هر کشور به طور تصادفی آن‌ها را کنار هم قرار داده‌اند.با هم به بررسی پرچم کشور عزیزمان افغانستان می پردازیم:

 

 

جایزه «بیوتکنولوژی» برای نخبه افغانستانی در ایران

نخبه ‏افغانستانی در دهمین دوره مسابقات بیوتکنولوژی پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس، عنوان «هسته فن‌آور برتر» و جایزه »بیوتکنولوژی: را از بین ‏‏۱۲۰ شرکت به دست آورد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، دکتر «حسین حبیبی»، نخبه ‏افغانستانی و مدیر عامل شرکت «هامون طب پیشرو» در دهمین دوره مسابقات بیوتکنولوژی پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس، عنوان «هسته فن‌آور برتر» و جایزه »بیوتکنولوژی: را از بین ‏‏۱۲۰ شرکت به دست آورد.‏

وی در بیان داستان تاسیس شرکت «هامون طب پیشرو» گفت: ‏«یک سال پیش بود که هسته مرکزی شرکت هامون طب پیشرو، با یک دورهم نشینی دوستانه در دانشگاه تربیت ‏مدرس، با موضوع تولیدات و صادرات تشکیل شد. این هسته، یک تشکیل دوستانه و البته تخصصی بود، هسته ای که به ‏راستی نمادی از اتحاد و دوستی دو کشور دوست و همسایه بوده و هست.»‏

حسین حبیبی اظهار داشت: «به دعوت دوست عزیزمان آقای دکتر یوسفی، متخصص بیوشیمی و نخبه افغانستانی تبار، و دوست عزیزمان آقای رضا ‏عزیزیان (کارشناس ارشد میکروبیولوژی پزشکی و عضو بنیاد ملی نخبگان ایران) دور هم جمع شدیم و شرکت را ثبت ‏کردیم».‏

دکتر حبیبی و همکارانش در شرکت هامون طب پیشرو به تولید کیت تعیین جنسیت از روی خون مادر، کیت ‏مولکولی تشخیص ناباروری مردان بر روی نمونه خون و کیت تشخیص شکنندگی ‏DNA‏ اسپرم پرداخته اند.‏

با گذشت کمتر از یک سال شرکت هامون طب پیشرو به عنوان نماد وحدت دو کشور ایران و افغانستان توانست جایزه ‏هسته فن‌آور برتر دانشگاه تربیت مدرس و همچنین لوح تقدیر جایزه برتر بیوتکنولوژی برای کیت تشخیص مولکولی ‏فاکتور ازواسپرمی را از همان دانشگاه دریافت کند.‏

دفتر طالبان، اولین گام تسخیر کابل

دوران جدید پس از سرنگونی حاکمیت طالبان در ریاست جمهوری کرزی معطوف به مذاکره با برادران ناراضی شد به گونه ای که حکومت هم در جبهه علیه این گروه تروریستی می جنگید و هم به دنبال مصالحه با آنان بود اما اشرف غنی با همان رویکرد به صلح با حزب اسلامی رسید.

این در حالی می باشد حزب اسلامی دو دهه قبل با از دست دادن حامیان خارجی و داخلی رو به زوال رفت و برای بقا و در راستای برنامه های قوم گرایانه ارگ به توافقنامه صلح با حکومت رسید.

با برهم خوردن اجماع جهانی در رابطه با نابودی و یا تضعیف طالبان در افغانستان، قدرت های جهان و منطقه برمبنای منافع خود دست به دخالت های داخلی در امور کشور زدند به طوری که پس از سال ۲۰۰۵ در کنار پاکستان، عربستان و قطر با پول های هنفگت به تمویل طالبان پرداختند.

حضور داعش که محرک روابط میان مسکو و طالبان بود نشان از قطبی شدن متحدان و مخالفان این گروه تروریستی در منطقه حساس خاورمیانه دارد و راه های منتهی به صلح از سوی هر حکومت و جریانی با مشکلات بسیار به بن بست رسید که بزرگترین آن، عدم تمایل طالبان و به عبارتی رهبران هسته اصلی این گروه برای مذاکره و مصالحه با حکومت افغانستان می باشد.

در همین راستا، علمای کشور به دعوت شورای عالی صلح در دیدار با رییس جمهور خواهان بازگشایی دفتری برای این گروه در کابل به منظور مشورت و صحبت با سیاستمدارن و اقشار مختلف جامعه شده اند و حال سوال این است، زمانی که طالبان نه یک گروه مستقل بلکه وابسته و محتاج به حامیان خارجی هستند چگونه وارد جریان مذاکره با حکومت شوند؟ 

از پاکستان گرفته تا امریکا و از عربستان تا قطر، سهامداران تمویل و هدایت طالبان در افغانستان هستند که با مرگ ملا عمر، این گروه درگیر با اختلاف و انشعاب بر اساس نیات حامیان خود عمل می کنند که هیچ گاه تاب تحمل اشتراک در قدرت با حکومت را نداشته و در پی رسیدن به حاکمیتی به مانند گذشته است.

اینکه شورای عالی صلح، علما و حکومت با صرف هزینه های مالی و معنوی به دنبال مذاکره با طالبان است در حالی که کشور دستخوش ناامنی، قوم گرایی سیاستمدارن و فقر گسترده می باشد نه صلح رخ می دهد و نه پایانی برای جنگ قابل تصور است.

و با توجه به نیات آشکار پاکستان از حمایت طالبان، عربستان و قطر در هراس از نفوذ ایران در افغانستان، پول های کلانی را روانه خزانه این گروه تروریستی کردند تا بتوانند با رخنه در سطح رهبری آنان، حکومت مرکزی را تضعیف و دامنه قدرت تهران از کابل را تنگ تر و کشور را در آشوبی مدام گرفتار کند.

در این میان، وابستگی های مقام های بلندپایه حکومت به کشورهای مختلف سبب سردرگمی سیاست خارجی شده و همانگونه که ارگ گاهی به مانند یک مستعمره گوش به فرمان اسلام آباد است، برخی مواقع در جهت سیاست عربستان عمل کرده و گاهی به سوی هند گام بر می دارد.

و با توجه به اینکه طالبان هم از سوی حامیان تمویل می شود و هم از جانب درون حکومت هدایت چرا باید درگیر با مذکرات صلح شده و در پی مشارکت در قدرت باشند زمانی که می توانند با صبر و گسترش دامنه نفوذ خود به حاکمیت دوباره دست یابند.

این در حالی است که با توجه به طالب دوستی های گسترده از حکومت گرفته تا علما و برخی مقام های محلی نه تنها گشایش دفتر طالبان در کابل دور از انتظار نیست بلکه هدف نهایی ارگ نیز با تفکر ذخیره های قومی خلاصه در توافق با طالبان می شود، افغانستان جنگ زده و درگیر با گروه های متعدد تروریستی اگر مردم را قربانی و کشور را ویران می کند برای پاکستان، امریکا، عربستان و حکومت پشتونیزمی، تحقق اهداف می باشد.

و اگر پول عربستان و امتیازهای اسلام آباد سبب قدرت یابی طالبان می شود به راحتی به جذب حمایت حکومتی می انجامد که در فساد و معامله بی همتاست با رییس جمهوری که مخالفان غیرپشتون را دشمن تر از هر تروریستی می داند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن