خانه «=« مقالات سایت «=« فرهنگی

فرهنگی

خورشید عدالت (ویژه نامه شهادت امام علی علیه السلام)

آنگاه که سیاهی شب، آسمان خاموش کوفه را فرا گرفته بود علی آمد و آخرین اذان سرخ را تا اوج عروج پرواز داد و در محراب محبوب، به نماز ایستاد. لحظه‏ ای بعد، سر بر آستان دوست گذاشت تا خویش را تا ابد، رستگار سازد و زمانه را داغدار خویش نماید. ویژه نامه خورشید عدالت مرهمی است بر سینه های داغدار عاشقان علی.

برگی هایی از صفحات زندگی امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام

تاریخ تولّد: سیزدهم ماه رجب، روز جمعه، سی سال پس از تولّد رسول خدا صلی الله علیه و آله و عام الفیل، در حدود سال ۶۰۰ میلادی، بیست سال قبل از هجرت.

محلّ تولد: شهر مکه، در اندرون خانه خدا، یعنی کعبه.

پدر: ابوطالب، عمو و بزرگ ترین حامی رسول اللّه صلی الله علیه و آله که از سر کیاست و فراست ایمان و اسلام خود را همیشه از کافران و مشرکان پوشیده داشت تا در سال معروف به «عام الحزن / سال اندوه و غم» به جهان باقی شتافت.

مادر: فاطمه بنت اسد، دخترِ عموی پدرِ رسول اللّه صلی الله علیه و آله.

نام ها: علی، حیدر.

کنیه ها: ابوالحسن، ابوتراب، ابوالائمّه، ابوالایتام.

لقب ها و شهرت ها: اسداللّه ، یداللّه ، سیف اللّه ، باب اللّه ، ولی الله ، وصی رسول اللّه ، عین اللّه ، انسان کامل، عادل، حجّه اللّه ، اوّل المسلمین، یعسوب الدّین، امام المتّقین، اخ الرسول، حیدر کرّار، صاحبِ ذوالفقار، امام الابرار، مولی، مولی المتّقین، امام العادلین، المخلصُ للّه ، امیرالمؤمنین و ده ها لقب و شهرت دیگر.

چشمه سار فضائل
امیرالمؤمنین على علیه السلام به شهادت تاریخ واعتراف دوست و دشمن در کمالات انسانى نقیصه‏اى نداشته و در فضائل اسلامى نمونه کاملى از تربیت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله بود.

بحث‏هایى که در اطراف شخصیت او شده و کتاب‏هایى که در این باره شیعه و سنى و سایر مطلعین و کنجکاوان نوشته‏اند، درباره هیچ‏یک از شخصیت‏هاى تاریخ اتفاق نیفتاده است.

على علیه السلام در علم ودانش داناترین یاران پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سایراهل اسلام بود و نخستین کسى است در اسلام که در بیانات علمى خود، در استدلال آزاد و برهان را باز کرد و در معارف الهیه بحث فلسفى نمود و در باطن قرآن سخن گفت و براى نگهدارى لفظش دستور زبان عربى را وضع فرمود و تواناترین عرب بود.

على علیه السلام در شجاعت ضرب المثل بود در آن ‏همه جنگ‏ها که در زمان پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و پس از آن شرکت کرد، هرگز ترس و اضطراب از خود نشان نداد و با این‏که بارها و ضمن حوادثى مانند جنگ احد و جنگ حنین و جنگ خیبر و جنگ خندق، یاران پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و لشکریان اسلام لرزیدند و یا پراکنده شده فرار نمودند، وى هرگز پشت به دشمن نکرد و هرگز نشد که کسى از ابطال و مردان جنگى با وى درآویزد و جان به سلامت برد و در عین حال با کمال توانایى ناتوانى را نمی کشت و فرارى را دنبال نمی کرد و شبیخون نمی زد و آب بر روى دشمن نمی بست. (برگرفته از شیعه در اسلام، علامه طباطبائی(ره))

سیره های نورانی
على علیه السلام در تقواى دینى و عبادت حق یگانه بود، پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله در پاسخ کسانى‏ که نزد وى از تندى على علیه السلام گله مى‏کردند می فرماید: «على را سرزنش نکنید، زیرا وى شیفته خداست».

ابودردا صحابى، جسد آن حضرت را در یکى از نخلستان‏هاى مدینه دید که مانند چوب خشک افتاده است براى اطلاع به خانه آن حضرت آمد و به همسر گرامى وى که دختر پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله بود، درگذشت همسرش را تسلیت گفت، دختر پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: پسر عم من نمرده است بلکه در عبادت از خوف خدا غش نموده است و این‏حال براى وى بسیار اتفاق می افتاد.

على علیه السلام در مهربانى به زیر دستان و دل سوزى به بینوایان و بیچارگان و کرم و سخا به فقرا و مستمندان قصص و حکایات بسیار دارد. آن حضرت هر چه را به دستش می رسید در راه خدا به مستمندان و بیچارگان می داد و خود با سخت‏ترین و ساده‏ترین وضعى زندگى می کرد. آن حضرت کشاورزى را دوست می داشت و غالباً به استخراج قنوات و درخت کارى و آباد کردن زمین‏هاى بایر می ‏پرداخت ولى از این راه هر ملکى را که آباد می کرد و یا هر قناتى را که بیرون می ‏آورد وقف فقرا می ‏فرمود و اوقاف آن حضرت که به صدقات على معروف بود در اواخر عهد وى عواید سالیانه قابل توجهى (بیست و چهار هزار دینار طلا) داشت‏. (برگرفته از شیعه در اسلام، علامه طباطبائی(ره))

تصویرهایی کوتاه از زندگی امام علی علیه السلام
امام علی علیه السلام به سمت کوفه حرکت می کرد که با یک کافر ذمی همراه شد. آن مرد به امام علی علیه السلام عرض کرد به کجا می روی؟ حضرت علیه السلام فرمود: به کوفه می روم. وقتی بر سر دو راهی رسیدند و خواستند از یکدیگر جدا شوند امام علیه السلام از مسیر خود خارج شد و در مسیر او حرکت کرد. مرد ذمی گفت: مگر به کوفه نمی روی؟

امام علیه السلام: بله به کوفه می روم. مرد ذمی: چرا راه کوفه را رها کردی؟ امام علیه السلام: این کمال حسن همراهی است که مرد رفیق راهش را در هنگام جدائی چند قدمی بدرقه کند و این دستوری است که پیامبر صلی اللّه علیه و آله به ما داده است. مرد ذمی: پیامبر شما چنین دستوری داده است؟

امام علیه السلام: آری. مرد ذمی: پس هر کس از او پیروی کرده است بخاطر همین رفتارهای بزرگوارانه بوده است و من تو را گواه می گیرم که پیرو دین تو باشم. آنگاه همراه امام علیه السلام به کوفه رفت و چون او را شناخت اسلام آورد.

غروب خورشید عدالت
جنگ نهروان ضربت سختی بر خوارج وارد کرد که دیگر نتوانستند آن طور که انتظار می رفت جایی برای خود در عالم اسلام باز کنند. مبارزه علی با آنها بهترین سندی بود برای خلفای بعدی که جهاد با اینها را مشروع و لازم جلوه دهند. اما باقیمانده خوارج دست از فعالیت برنداشتند:

سه نفر از اینان، در مکه، دور هم جمع شدند و به خیال خود به بررسی اوضاع عالم اسلام پرداختند، چنین نتیجه گرفتند که تمام بدبختیها و بیچارگیهای عالم اسلام زیر سر سه نفر است: علی، معاویه و عمرو بن العاص.

علی همان کسی بود که اینها ابتدا سرباز او بودند. معاویه و عمرو بن العاص هم همانهایی بودند که حیله سیاسی و خدعه نظامیشان موجب تشکیل چنین فرقه خطرناک و بی باکی شده بود.

این سه نفر – که یکی عبد الرحمن بن ملجم بود و دیگری برک بن عبد الله نام داشت و سومی عمرو بن بکر تمیمی – در کعبه با هم پیمان بستند و هم قسم شدند که آن سه نفر را که در راس مسلمین قرار دارند در یک شب یعنی در شب نوزدهم رمضان (یا هفدهم رمضان) بکشند. عبد الرحمن نامزد قتل علی و برک مامور قتل معاویه و عمرو بن بکر متعهد کشتن عمرو بن العاص شد. با این پیمان و تصمیم از یکدیگر جدا شدند و هر کدام به طرف حوزه مأموریت خود حرکت کردند.

مرثیه آفتاب
کمر بند عزمت را برای مرگ محکم کن
که مرگ به دیدار تو خواهد آمد
و مرگ پریشانت نکند
آن هنگام که به حضورت خواهد رسید
… و این سرود، ترنّم سحرگاه تو بود؛ سحرگاه شبی که تنها با سه لقمه، افطار کردی و فرمودی: «دوست دارم گرسنه به دیدار خدا بروم»
حکایت غریبی است… غم های جهان به پیشواز دلم آمده اند. طوفانی در راه است. بوی یتیمی در مشام جهان پیچیده است و آسمان، گرفته و غمگین است.
حکایت غریبی است؟ حکایت مسجد، سحر، سجده و سجاده.
و غریب تر، قصّه مظلومی است که صبورانه زیست و در آخرین سجده، سرود رهایی سر داد، سرود «فُزتُ وَ رَبِّ الْکعبِه»
آن شب، شبِ قدر را سحر کرد علی
با شوق وصال، ترک سر کرد علی
با زمزمه «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکعبه»
از خاک به افلاک سفر کرد علی

جرعه هایی از زلال سخن مولا
کتابهایی که سخنان آن حضرت را گرد آورده اند:

۱- نهج البلاغه که توسط شریف رضی جمع آوری شده و تا کنون چندین بار به چاپ رسیده است.

۲- مافات نهج البلاغه من کلامه (سخنان آن حضرت که در نهج البلاغه نیامده است) جمع آوری شده توسط فاضل معاصر شیخ هادی بن شیخ عباس بن شیخ جعفر فقیه نجفی (این کتاب به چاپ رسیده است).

۳- مائه کلمه جمع آوری شده توسط جاحظ (مطبوع).

۴- غرر الحکم و درر الکلم گردآوری شده توسط عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد آمدی تمیمی.وی این سخنان را از کلمات کوتاه آن حضرت جمع آوری کرده و با نهج البلاغه نزدیک است.انگیزه آمدی در تالیف این کتاب، کاری بود که جاحظ در تالیف مائه الکلمه به انجام رسانده بود. (مطبوع)…

امیرالمؤمنین علیه السلام در کلام دیگران
ابی برده سلمی می گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که اینچنین حضرت علی(ع) را مخاطب قرار می داد: یا علی؛ خداوند متعال در هفت مورد تو را با من شاهد قرار داد:

۱- شبی که به معراج رفتم جبرئیل به من گفت: برادرت کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم. جبرئیل گفت: خداوند را بخوان پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود.

در این هنگام دسته ای از ملائکه را دیدم که به صف ایستاده اند ! گفتم: ای جبرئیل! اینان کیستند که به صف ایستاده اند؟ گفت: اینان کسانی هستند که روز قیامت به خاطر وجود تو خداوند را مباهات می کنند.

پس نزدیک آنان شدم و از آنچه بوده و تا روز قیامت خواهد شد با آنان حرف زدم (در حالی که مثال تو همراه من بود.)…

بر آستان جانان
صفوان جمّال مى‌گوید: با امام صادق (ع) به کوفه رسیدیم؛ امام فرمود: این‌جا حرم جدم امیرالمؤمنین (ع) است. سپس به سوى آن حرکت کرد و به من فرمود: قدم‌هایت را کوتاه بردار و سرت را پایین بیانداز؛ زیرا براى هر قدمى، براى تو صدهزار حسنه نوشته مى‌شود و صدهزار کار بد از تو پاک مى‌گردد و صدهزار درجه بالا برده مى‌شود و صدهزار خواسته‌ات برآورده مى‌شود و پاداش هر صدیق و شهید براى تو ثبت مى‌گردد.

در حدیث دیگرى، امام صادق (ع) مى‌فرماید: «من زار امیرالمؤمنین ماشیاً، کتب الله له بکلّ خطوه حجّه و عمره، فإن رَجَع ماشیاً کتب الله له بکل خطوه حجّتین و عمرتین»

کسى که امیرمؤمنان (ع) را با پاى پیاده زیارت کند، خداوند براى هر قدمى یک حج و یک عمره بنویسد؛ پس اگر با پاى پیاده هم بازگردد، براى هر قدمى دو حج و دو عمره خواهد نوشت.

سپس به راوى فرمود: این حدیث را با آب طلا بنویس.

در روایت دیگرى از امام ششم آمده است که فرمود: هر کس جدم را در حالى که عارف به حق اوست زیارت کند، خداوند براى هر قدمش یک حج مقبول و یک عمره نیکو مى‌نویسد، و به خدا قسم قدمى که در زیارت حضرت امیر (ع) غبارآلود شود، سواره باشد یا پیاده، آتش جهنم را نصیب آن قدم نمى‌کند.

 
 

افغانستان رنگین کمان اقوام

افغانستان از اقوام مختلفی تشکیل شده و امار ها یی بر اثبات ان وجود دارد که نسبت انها را مشخص میکند توجه شما رابه مشاهده این مستند جلب مینماییم

عاقبت زنجیر ما را چون کلاف

عاقبت زنجیر ما را چون کلاف
بافت محکم این عمو زنجیرباف

بافت محکم این عمو زنجیرباف
بعد از آن افکند پشت کوه قاف

برّه ها فکری برای خود کنید
چون شبان و گرگ کردند ائتلاف

اینک این ماییم، نعشی نیمه جان
کرکسان گِردِ سر ما در طواف

ما ضعیفان تا چه مُرداری کنیم
پهلوانان را که اینجا رفت ناف

آن یکی صد فخر دارد بر کلاه
گرچه بی شلوار شد روز مصاف

آن یکی دیگر به آواز بلند
حرف حق را گفت، اما در لحاف

آن یکی دیگر به صد مردانگی
می کند تا صبح، عین و شین و قاف

آن دگر مانده است تا روشن شود
فرق آب مطلق و آب مضاف

کارگاه آسمان تعطیل باد
تا که برگردد جناب از اعتکاف

الغرض مثل برنج تازه دم
در چلوصاف کسان گشتیم صاف

جهد مردان عمل کاری نکرد
مرحبا بر همت مردان لاف


*عمو زنجیرباف، بازی ای است کودکانه در هرات و شاید دیگر جایها نیز، توام با چنین گفت و گویی: «عمو زنجیر باف؟/ بله/ زنجیر مه بافتی؟/ بله/ پشت کوه قاف انداختی؟/ بله…» این شعر در هنگام سرایش ربطی داشت به لویه جرگه ی سال۱۳۸۲ و تصویب قانون اساسی افغانستان در این جرگه

پهلوانان شهر جادوییم‌

پهلوانان شهر جادوییم‌، گام بر آهن مذاب زدیم‌
لرزه بر جان کوه افکندیم‌، بند بر گردن شهاب زدیم‌

نعره تا برکشید پیل دمان‌، بر تنش کوفتیم گرز گران‌
چشم تا باز کرد دیو سپید، بر سرش سنگ آسیاب زدیم‌

… ولی این خوابهای رنگارنگ پاره شد با صدای کشمکشی‌
اسپ ما داشت اژدها می‌کشت‌، لاجرم خویش را به خواب زدیم‌

تیر گز هم اگر به چنگ آمد، که توان‌ِ کمان‌کشیدن داشت‌؟
صبر کردیم تا شود نزدیک‌، خاک بر چشم آن جناب زدیم‌

رخش را در چرا رها کردیم تا که تهمینه‌ای نصیب شود
او به دنبال رخش دیگر رفت‌، ما خری لنگ را رکاب زدیم‌

تا که بوسید دست ما را سیخ‌، گذر از مهره‌های پشتش کرد
این‌چنین برّه روی آتش رفت‌، این‌چنین شد که ما کباب زدیم‌

هفت خوان را به ساعتی خوردیم‌، شهره گشتیم در گرانسنگی‌
لاجرم در مسیر کاهش وزن مدتی صبح‌ها طناب زدیم‌

جوشن پاکدامنی که نبود، و از آن شعله ایمنی که نبود
ما سیاووش‌های نابغه‌ایم کرم ضد آفتاب زدیم‌

تاریخچه پرچم افغانستان

نام، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها، آرمان ها چگونگی نگرش سیاسی مذهب و فلسفه یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است.

 هر کشور با ترکیبی از رنگ‌های مختلف، نمادی منحصر به فرد برای خود و مردمش ساخته است که به عنوان هویت آن کشور به شمار می‌رود. اما واقعا پشت این انتخاب رنگ‌ها مفهومی پنهان است یا مردم هر کشور به طور تصادفی آن‌ها را کنار هم قرار داده‌اند.با هم به بررسی پرچم کشور عزیزمان افغانستان می پردازیم:

 

 

آثار و کارکرد های فرهنگی و سیاسی محمود طرزی

آغاز مبارزه سیاسی محمود طرزی:

علامه طرزی در طول حیات های خود مصورف کارزار های سیاسی نیز بود که خیلی ها تاثیر گزار بوده است . طرزی مبارزه سیاسی خود را از میان ارگ آغاز نمود. چندین بار توسط نوشته های خود امیر را به نشر اخبار و ایستاده گی در مقابل قدرت استعماری انگلیس تشویق نمود.

در لا بلای کار زار های سیاسی خود نخستین تبصره سیاسی خود را زیر عنوان ” آسیا باید از آسیاییان باشد.” نوشت. همچنان تبصره دیگری را زیر عنوان ” ارادی آسیا و افریقا ” نوشت که در آن قدرت های استعمار گر را متجاوز خوانده و آن را یک تصور باطل وخیال محال گفت.

مقاله های طرزی در مورد افغانستان مانند خنجری بود که بر قلب انگلیس اصابت میکرد . مقاله های طرزی آن چنان انگلیس را تحت فشار خود قرار میداد که فغان کنان نزد امیر می آمدند و از نوشته های او به امیر شکایت میکردند. تا حدی از نوشته های او انگلیس ها هراس داشتند که وایسرای هند بریتانوی به امیر اطلاع داد که اگر سراج الاخبار به این لحن ضد به نشرات خود ادامه بدهد ما توزیع آن را در سرزمین هند بریتانوی منع می نمایم . ولی با وجود سانسور و فشار های شدید امیر آن زمان ؛ طرزی از هدف خود عقب نشینی نکرد واستعمار گران را باز هم تحت فشار نوشته های خود قرار داد. طرزی گفت: سراج الاخبار جریده دولتی نیست بلکه به اجازه دولت نشر میشود و هدف آن با خبر ساختن هموطنان از احوال جهان است.

در دولت امیر امان الله خان علامه طرزی منحیث وزیر امور خارجه تقرر پیدا کرد. در این میان گفتگو های منصوری هند بعد از قرار داد راولپندی صورت گرفت . حکومت کابل از حکومت انگلیس هند راجع به یک معاهده کامل به اساس حقوق مساوی درخواست نمود . حکومت انگلیس هم به اساس ماده چهارم قرارداد راولپندی برای این گفتگو ها اعلام آماده گی نمود. در این زمان بود که هیات افغانستان به رهبری علامه طرزی وزیر امور خارجه افغانستان که مشتمل از( غلام محمد وزیر تجارت ؛ پیر محمد خان تره خیل ؛ غلام صدیق خان چرخی ؛ مرزا غلام معروف خان و …) بود وارد یک گفتگوی طولانی گردیدند . به این اساس علامه طرزی توانست که این گفتگو ها را موفقانه به پایان برساند . بعد مرحله سوم گفتگو های منصوری آغاز گردید که طرزی این مذاکرات را نیز موفقانه پایان داد که در نتیجه معاهده صلح میان دولت انگلیس و افغانستان به امضا رسید.

علامه طرزی در هیچ شرایطی و در تحت هر گونه فشار سر تسلیم به زمین فرو نیاورد و با تصمیم قاطع و عزم متین به مبارزه سیاسی خود ادامه داد . همه مانع ها را از سر راه خود برداشت و افکار آزادی گرایانه خود را تا حسب توان انتشار داد .( ۴: ص ۱۲۲ )( ۶ : مقاله ) (۸ : ص ۷۷۶ )

سراج الاخبار افغانی

سراج الاخبار افغانی دومین نشریه ارتقایی در تاریخ مطبوعات افغانستان بعد از شمس النهار به شمار میرود . بعد از آنکه در دوره امیر عبدالرحمن خان مطبوعات خفه شدند در تاریخ ۲۲ جدی سال (۱۲۸۵) هجری شمسی تقریبا بعد از (۳۰) سال رکود فرهنگی این نشریه به نشر رسید.

روی این علت میتوان سی سال رکود فرهنگی گفت که : در دوره امیر عبدالرحمن خان در امور فرهنگی ؛ تعلیمی ( به استثنای یک مدرسه تعلیمی ) اصلا کدام کار قابل ملاحظه صورت نگرفته بود . کوچکترین توجه بر مطبوعات و روزنامه نگاری در افغانستان مبذول نشده بود . فقط چند مطبعه لیتوگرافی ایجاد شد که در آن هم رساله ها و کتاب های اطاعت از امیر ؛ تحویل دادن مالیات و قانون اداری به چاپ رسید . نکته قابل بحث اینجاست که در این شرایط افغانستان به محل وارد کردن رساله های مطبوعاتی انگلیس مبدل شده بود که باعث گمراهی نسل جوان افغان میگردید.

بار اول این نشریه به نام سراج الاخبار افغانستان یاد شده و ارگان نشراتی دولتی بود . در آغاز این نشریه به امر مقام های عالی رتبه حکومت به نشرات آغاز نمود . منابع خبرهای خارجی سراج الاخبار افغانستان روزنامه ها و نشریه های عربی ؛ ترکی ؛ اردو و انگلیسی بود.

در آغاز مولوی عبدالروف کندهاری به حیث رییس انجمن سراج الاخبار ایفای وظیفه می نمود . زمانیکه برای اولین بار این نشریه به نشر رسید مخالفت قدرت استعمار گر انگلیس را به همراه داشت و انگلیس ها امیر حبیب الله خان را به این ایده متعقد نمودند که کار چاپ و نشر این نشریه را متوقف کند. در حالیکه امیر حبیب الله خان میخواست موافقتنامه ( ۱۹۰۷) میان روس و انگلیس را که به اساس آن سیاست خارجی افغانستان را انگلیس ها میتوانند پیش ببرند نا دیده بگیرد.

در این زمان بود که علامه طرزی از موقف و موقعیت سیاسی خود استفاده نموده سراج الاخبار افغانستان را برای بار دوم به نام سراج الاخبار افغانی به نشر رساند . در این نشریه پالیسی نشراتی با یک روحیه همه جانبه و در مطابقت با منافع اجتماع صورت میگرفت. در این نشریه مطالب ستون های اختصاصی ؛ تکنالوژی ؛ فن و پیشرفت های کشور های دیگر جهان نیز وجود داشت.

گفته میشود که نخستین عکس هم در مطبوعات افغانستان عکس امیر حبیب الله خان بود که در سراج الاخبار افغانی به نشر رسید. طرزی در این وخت عضویت گروه “اخوان افغان ” را که از جوان ها سلحشور و زحمت کش افغانستان شکل یافته بود نیز داشت . علامه طرزی به گونه دوامدار توسط مقاله های خود امپریالیزم اروپا را مورد حمله قرار میداد . مقاله های وی جنبه آزادی خواهانه و تحریک مردم بر ضد استعمار را داشت.

امیر حبیب الله خان چندین بار به اشاره دست انگلیس علامه طرزی را هشدار داد که از نشر مقاله های سیاسی در نشریه خوداری نماید.

اما طرزی احساس وطن دوستی و افکار آزادی گرایانه خود را بر هشدار های امیر حبیب الله خان ترجیح داده و به نشر مقاله ها ادامه داد.

امیر حبیب الله خان در مقابل صلاحیت های علامه طرزی را محدود نمود و امکانات مالی نشریه را از بین برد.

طرزی با دو روزنامه نگار جوان و مسلمان به نام های عبدالرحمن لودین و عبدالهادی داوی سامان و لوازم طباعت را به منزل داوی انتقال دادند . داوی که به اسم مستعار ( پریشان ) مقالات و اشعار را نشر میکرد با نشر این شعر که:

در وطن گر معرفت بسیار میشد بد نبود
چاره این ملت بیمار میشد بد نبود…

تا پایان این مخمس انتقاد از جامعه بسته و حالات اجتماعی نموده بود . به این سبب عبدالهادی داوی محبوس گردید . عبدالرحمن لودین هم به جرم ترور امیر حبیب الله خان به زندان افگنده شد . (۱۲ سرطان ۱۲۹۷ هجری شمسی)

بالاخره در ماه میزان سال (۱۲۹۷) هجری شمسی سراج الاخبار افغانی متوقف شده و از نشر باز ماند.

به این ترتیب از آغاز نشر سراج الاخبار افغانستان و تا متوقف شدن سراج الاخبار افغانی قدرت استعمار گر انگلیس دست از متوقف ساختن این نشریه نکشید تا اینکه به هدف شان نایل شدند . در مقابل محمود طرزی هم تا آخرین لحظه به نشر سراج الاخبار افغانی پرداخت. (۳: ص ۵۸ )(۴ : ص ۵۱ ؛ ۵۲ )(۱ : ص ۱۱۵ ؛۱۲۴ ) ( ۸ : ص ۶۵۰ )

دیدار طرزی با افغانی:

پدر محمود طرزی وی را جهت فرا گرفتن علوم و اندیشه های آزادی خواهانه نزد سید جمال الدین افغان نخستین خبرنگار افغانستان به استانبول ترکیه فرستاد. این دو خبرنگار افغان هفت ماه با هم تبادل افکار نموده و افکار طرزی متاثر از افکار آزادی خواهانه و صلح جویانه افغانی گردید.علامه طرزی در مورد علامه سید جمال الدین افغان مینویسد: ” علامه سید جمال الدین افغان یک معدن عرفان بود این هفت ماه مصاحبت به قدر هفتاد سال سیاحت را دربر دارد .” یعنی سید جمال الدین افغان در سال های پایان عمر خود تمام داشته ها و اندوخته های خود را به طرزی انتقال داد و طرزی هم راه آزادی خواهانه افغانی را دنبال نمود . ( ۳: ص ۵۳ )

آثار محمود طرزی

محمود طرزی ۲۵ کتاب را تالیف و ترجمه نموده و اضافه تر از ۵۰۰ مقاله به نشر رسانیده است . مقاله های طرزی بیشتر روی محور رشد افکار ضد استعمار و احیا روحیه وطن دوستی می چرخید. “استقلال و افغانستان ” ؛ “جنگ و صلح ” ؛ “افغانستان و نعمت آزادی” ؛”حی الفلاح” ؛ از جمله مقاله ها طرزی به شمار میرود . کتاب های نوشته شده توسط علامه طرزی عبارتند از:

۱- منتخب اشعار غلام محمد طرزی (۱۳۰۴) هجری شمسی
۲- مجموعه صنایع گزیده ی اشعار بزرگان ادب دری (۱۲۶۲) هجری شمسی
۳- مجموعه ی اخلاق
۴- دیوان اشعار غلام محمد طرزی
۵- سیاحت نامه شرحی از سفر اسلامبول ترکیه
۶- از هر چمن سمنی و از هر دهن سخنی
۷- تخلیص حقوق بین الدول
۸- سیاحت سه قطعه روی زمین
۹- روضه حکم ( ۴: ص ۱۲۷ )(۳: ص ۵۷ )

تاثیر شخصیت محمود طرزی بر مطبوعات افغانستان

علامه محمود طرزی رهگشای مطبوعات در افغانستان که با افکار آزادی گرایانه خود زنده گی خود را وقف خدمت به ملت خود از دریچه مسلک مقدس خبرنگاری نمود از جمله پیشکسوت های مطبوعات و شخصیت های تاثیر گزار بالای مطبوعات افغانستان به حساب می آید.

پیشرفت در عرصه مطبوعات را که امروزه مشاهده مینمایم حاصل رنج ؛ زحمت های است که علامه طرزی در وضعیت استبدادی آن زمان متحمل شد تا مطبوعات از پا افتاده را دوباره احیا نماید و افکار تاریک ملت را ذریعه رسانه چاپی روش نماید. در عصر حاضر محمود منحیث یک الگو برای همه خبرنگاران و دست اندر کاران وسایل ارتباط همگانی و یا همان سه غول ارتباطی ( رادیو ؛ تلویزیون ؛ انترنت ) است.

فدا کاری ؛ از خود گذری ؛ وطن دوستی ؛ رعایت آزادی بیان و… همه میراثی است که از علامه طرزی برای خانواده رسانه های افغانستان به جا گذاشته شده است که از سوی اعضای این خانواده تطبیق و جنبه عملی داده میشود که خود نمونه و مثال عمده تاثیر گزار بودن این مرد دنیای خبرنگاری بر مطبوعات افغانستان است.

اگر فعالیت خبرنگاری در عصر حاضر و دوره امیر حبیب الله خان مقایسه گردددر نتیجه به صراحت معلوم میگردد که علامه طرزی در تحت چگونه شرایطی و با برداشتن کدام موانع توانسته است مطبوعات کشور را دوباره احیا نماید .در مورد تاثیر گزاری علامه طرزی هر قدر که بنویسم هنوز هم کم است فقط به گونه کوتاه در یک جمله میتوان نوشت که : محمود طرزی یکی از تاثیرگزار ترین چهره ها در رشد و احیا مطبوعات در افغانستان به شمار میرود.

علت مسمی شدن علامه طرزی به لقب پدر ژورنالیزم افغانستان

محمود طرزی خبرنگار مطرح کشور را به اساس دلایل ذیل منحیث پدر ژورنالیزم افغانستان میشناسند:

الف – مطبوعات افغانستان را دوباره احیا نمود .
ب- آزادی بیان را نهادینه ساخت و قلم را بر ظلم و استبداد حاکم نمود .
ج- مفهموم اصلی مطبوعات و روزنامه نگاری را برای مردم افغانستان بیان کرد .
د – برای رهروان خود الگو قرار گرفت .
ذ – تالیف ۲۵ کتاب و بیشتر از ۵۰۰ مقاله
ر- ایجاد مطبوعات مستدام در افغانستان

به پاس خدمات شایان این مرد وطن دوست و آزادی گرا حکومت افغانستان یکی از لیسه های معارف شهر کابل را در ساحه دارلامان به نام این شخصیت بزرگ مسمی ساخت. که این لیسه هم اکنون نیز فعال بوده و سالانه هزار ها شاگرد در لیسه عالی محمود طرزی در دارلامان کابل مشغول تعلیم هستند.

زندگی نامه محمود طرزی – پدر ژورنالیسم افغانستان – کلیک کنید


 نویسنده: میلاد “سیار”

منابع:

۱- رهین , عبدالرسول. تاریخ مطبوعات افغانستان , کابل : چاپ مطبعه میوند , ۱۳۸۷ هجری شمسی
۲- غیرت , غلام سخی. خاطرات محمود طرزی , کابل : انتشارات میوند , ۱۳۸۹ هجری شمسی
۳- تنویر , محمد حلیم. تاریخ روزنامه نگاری افغانستان , پشاور :چاپ مرکز نشرات اسلامی صبور , ۱۳۷۸ هجری شمسی
۴- آهنگ , محمد کاظم. سیر ژورنالیزم در افغانستان , پشاور : انتشارات میوند , ۱۳۷۹ هجری شمسی
۵- ایوبی , سید عبدالله. ژورنالیزم چیست ؟ ژورنالیست کیست ؟ , کابل : انتشارات رسالت , ۱۳۹۱ هجری شمسی
۶- توریال , گران. علامه محمود طرزی
۷- خبرگزاری کوکچه. (۱۳۹۰ ) هجری شمسی علامه محمود طرزی
۸- غبار , میر غلام محمد. افغانستان در مسیر تاریخ , مرکز نشر انقلاب با همکاری جمهوری , بهار ۱۳۶۸ هجری شمسی

زندگی نامه محمود طرزی – پدر ژورنالیسم افغانستان

در ژورنالیزم افغانستان علامه محمود طرزی فرزند سردار غلام محمد طرزی بود. پدرش سردار محمد یکی از متنفذان قوم بارکزایی ها در کندهار و بردار امیر دوست محمد خان بود. مادر علامه طرزی دختر شهزاده مودود خان بود. سلسله تبار خانواده گی وی به حاجی جمال خان (۱۷۰۹ – ۱۸۰۵) میلادی میرسد.

پاینده محمد خان یکی از پسران حاجی جمال بود که ۲۲ پسر داشت و یک پسر او سردار رحم دل خان کندهاری بود . سردار رحم دل خان کندهاری پدر بزرگ علامه طرزی بود.

این شخصیت علمی افغانستان در اول سنبله (۱۲۴۴) هجری شمسی مطابق به ۲۳ اگست (۱۸۶۵) میلادی هنگام مسافرت خانواده اش به سوی کندهار در جوار مزار حکیم سنایی غزنوی در غزنی متولد گردید . پدر علامه طرزی در بارانه کابل خانه داشت.

طرزی ۱۴ سال داشت که سردار غلام محمد طرزی پدرش همراه با خانواده اش به علت اختلاف با امیر عبدالرحمن خان از راه کویته به هندوستان سفر کردند. علامه طرزی سه سال و شش ماه را در بندر کراچی مصروف یاد گیری علوم ریاضی ؛ زبان اردو ؛ فلسفه و رشته مورد علاقه اش ادبیات بود . طرزی از کودکی با کتاب عشق داشت.

محمود به زبان های عربی, ترکی, اردو بلدیت کامل داشت. زبان دری را از پدر خود آموخت. منبع اصلی تحصیل علامه طرزی پدرش بوده است اما نخستین آموزگار او آخند زاده ملا محمد اکرم هوتک بود که از نزد وی صرف ؛ نحو ؛ ادبیات دری ؛ پشتو و عربی را آموخت . طرزی شخص ادیب ؛ شاعر و خوش نویس بود . به علت لیاقت و توانایی که داشت در دربار امیر دوست محمد خان لقب ” ارجمند دانشمند ” را داشت.

علامه طرزی در سال (۱۹۰۳) میلادی دوباره به افغانستان برگشت. در این زمان امیر حبیب الله خان از وی دعوت نمود تا به کابل بیاید . طرزی دعوت امیر حبیب الله خان را پذیرفته و به مدت ۹ ماه در کابل زیست نمود. سپس دوباره به دمشق رفت و در سال (۱۹۰۵) میلادی بعد از تبعید دوباره با تمام اعضای خانواده خود به کابل برگشت. سر انجام علامه محمود طرزی پدر ژورنالیزم افغانستان به مرض سرطان جگر مبتلا گردیده که به تاریخ ۳۰ عقرب سال (۱۳۱۲) هجری شمسی مصادف با ۲۲ نوامبر سال (۱۹۳۳) میلادی و ۳ شعبان سال (۱۳۵۲) هجری قمری به عمر ۶۸ سالگی در ترکیه چشم از این دنیا فانی بست و در نزدیک مزار ابو ایوب انصاری مدفون گردید.

به این ترتیب شخصیت بزرگ مطبوعات افغانستان که مطبوعات خفه شده افغانستان را دوباره زنده گی بخشید دار فانی را وداع گفت.

روحش شاد و یادش در دنیای مطبوعات افغانستان گرامی باد. (۴: ص ۱۲۹)(۵: ص ۳۴ )(۶: مقاله )(۳: ص ۵۳ )

روابط فامیلی علامه طرزی با خانواده امیر حبیب الله خان: 

سردار عنایت الله پسر امیر حبیب الله خان با خیریه دختر علامه طرزی ازدواج نمود. در سال (۱۹۰۹) میلادی امیر حبیب الله خان علامه طرزی را در گلخانه ارگ دعوت نمود و با هم صحبت نمودند. در این میان امیر از دختر طرزی خواستگاری نمود و طرزی هم به این خواستگاری پاسخ مثبت داد . نامزدی سردار عنایت و خیریه زمانی صورت گرفت که سردارعنایت ۲۱ سال داشت و خیریه هم ۱۷ ساله بود. مراسم عروسی هفت شبانه روز برگزار گردید.

بعد از عروسی سردار عنایت شاگرد علامه طرزی گردید و درس های تاریخ؛ جغرافیه؛ ادبیات و لسان ترکی را از علامه طرزی آموخت. از سوی دیگری در مقاله یی که درباره محمود طرزی از سوی خبرگزاری کوکچه به نشر رسیده است آمده است که : ” بعد از مدت دو دختر محمود طرزی به همسری دو شهزاده افغانستان شهزاده امان الله وشهزاده عنایت الله خان در آمدند. بعد از کشته شدن امیر حبیب الله خان در سال ۱۲۹۷ امان الله خان زعامت کشور را بدست گرفت و دختر محمود طرزی ملکه ثریا اولین زنی بود که بدون حجاب نمایان گردید.

در سال ۱۳۰۶ شهبانو ثریا با امان الله خان در سفر اروپا، مصر، ترکیه وایران نیز بدون حجاب همراه بود.این سفر سروصداهای را به میان آورد وسبب فروپاشی نظام امان الله خان گردید. “

به این ترتیب در کنار روابط رسمی با امیر حبیب الله خان علامه طرزی با وی روابط خویشاوندی نیز پیدا نمود . (۲: ص ۲۳۰ )(۷:مقاله )

سفر های محمود طرزی:

علامه طرزی به کراچی ؛ بغداد ؛ سوریه ؛ ترکیه ؛ ایران و هندوستان سفر نموده است . تبعید در هند و سه و نیم سال اقامت در کراچی از سال [۱۸۸۲(۱۷سالگی) ] تا [(۱۸۸۵(۲۰ سالگی) ] را در برگرفت. در میان این سالها محمود با قدرت ادبی و جرت اخلاقی خود مورد علاقه و تحسین دانشمندان منطقه سند قرار گرفت.

زوجه محمود که از اهل خوگیانی بود در کراچی با وی ازدواج نمود . خانم طرزی در سال (۱۸۸۴ میلادی) در اوج جوانی چشم از جهان بست . علامه طرزی زبان اردو را نیز در کراچی آموخت. غلام محمد طرزی پدر محمود طرزی با خانواده اش در ابتدا در بغداد عراق اقامت گزید که جز دولت عثمانیه بود.

طرزی زبان ترکی را از محمد آفندی کولونل توپچی که زبان فارسی میدانست آموخت. مطالعات طرزی در دمشق تا سال (۱۹۰۰) میلادی (۳۵ سالگی طرزی) ادامه یافت . طرزی زبان عربی را در شام آموخت و این شخصیت علمی شهر شام را همیشه “شام جنت ” مینوشت.

در باره سفر ایران و ترکیه طرزی در مبحث وفات وی به صورت مفصل یادوری صورت میگیرد . (۲: ص ۳۵ – ۳۶ )

شخصیت محمود طرزی:

طرزی یک شخصیت ادیب ؛ شاعر ؛ نویسنده ؛ آزادی گرا ؛ وطندوست ؛ خبرنگار موفق بود. شخصیت علامه طرزی متاثر از شخصیت سید جمال الدین افغان نخستین خبرنگار افغانستان بود . که در مدت هفت ماه مصاحبت با سید جمال الدین افغان توانست که افکار آزادی خواهانه او را در نهاد خود جا دهد . طرزی در مسایل سیاسی و تحولات منطقه بی تفاوت نبود.

در نوشته های علامه طرزی تضاد با قدرت های استعمار گر انگلیس و روس به صراحت دیده میشد . طرزی شخصیتی بود که میخواست جامعه را بیدار بسازد و به حکومت قدرت های استعمار گر نقطه پایان بگزارد.

شهرت و سبک روزنامه نگاری محمود به بیرون از افغانستان روانه شد و به ایران ؛ هندوستان و آسیای میانه رسید.

طرزی شخصیت علمی و وطن دوست بود او در مورد وطن خود میگوید:

” ای هموطنان دانش فرین ؛ و ای هم ملتان هم دین و هم آیین!

آیا می دانیم که وطن خود مان را چرا دوست میداشته باشیم ؟ اگر از همه سبب های بی شمار آن یگان یگان بیان کنیم ؛ می باید که از همه کاینات ؛ سخن گوییم . زیرا کاینات وطن ماست موجودیت ما به وطن وابسته است.

مقصد از دوست داشتن وطن تنها عبارت از دوست داشتن خاک و چوپ و سنگ و میوه و باغ وغیره نیست . بلکه وطن خود را دوست داشتن عبارت است از شرف و عزت و ملیت و ناموس خود را دوست داشتن است . آزادی خود را دوست داشتن است …”

طرزی مرد قلم بود چون او خود در مورد قلم میگوید:

” آزادی قلم مقید به حق و باطل تحریر نیست ؛ بلکه آزادی آنست که هر چه خواسته باشد بنویسد و قضاوت را به قاریین بگزارد .”

یعنی در کل علامه طرزی از جمله شخصیت های بود که روحیه آزادی گرایانه را در اذهان عامه القاح نموده بود و در به دست آوردن آزادی افغانستان در سال(۱۹۱۹) میلادی مطابق با (۱۲۹۸) هجری شمسی نقش مهم را ایفا نمود او توانسته بود که افکار عامه را برای یک قیام مردمی بر علیه استعمار آماده بسازد.

طرزی مرد آزادی خواه و یک مبارز با تصمیم قاطع بود و تا آخرین لحظه بر ضد قدرت استعمار گر انگلیس سلاح خود را که همانا قلم بود به زمین نگذاشت. در کل میتوان نوشت که علامه طرزی یک شخصیت علمی ؛ فرهنگی و سیاسی بود. (۴: ص ۱۲۱)( ۳: ص ۴۸ ؛ ۵۵)

وفات محمود طرزی:

در آخرین جنگ و شورش داخلی در دوران امان الله خان شورشیان ننگرهار یک تقاضا نامه هفت فقره یی را به حکومت امان الله خان تسلیم داده بودند که فقره هفتم آن اخراج محمود طرزی را با خاندانش از افغانستان تقاضا میکردند . بعد از این تقاضا نامه علامه طرزی با خانواده اش به کندهار و از آن جا به ولایت هرات رفت . علامه طرزی در ۴ مارچ (۱۹۲۹ ) میلادی موفق شد که از قونسلگری کشور ایران در هرات ویزه این کشور را حاصل نماید . بعد از به دست آوردن ویزه با زادگاه خود وداع نموده و روانه ایران گردید. در ایران زمانیکه ایرانیان از وی علت سفر اش را به آن کشور پرسیدند طرزی در پاسخ این شعر حافظ شیرازی را خواند:

ما نه اینجا ز پی حشمت و جا آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پدر ژورنالیزم معاصر افغانستان بعد از مدتی از ایران عازم ترکیه گردید . حکومت ترکیه از این شخصیت علمی با گرمی استقبال نموده و برای علامه طرزی معاش معادل یک وکیل را تعیین نمود. معاش تعیین شده برای طرزی کاملا کفایت مینمود. در این زمان محمود بر نوشتن خاطرات زنده گی خود آغاز نمود.

سر انجام علامه محمود طرزی پدر ژورنالیزم افغانستان به مرض سرطان جگر مبتلا گردیده که به تاریخ ۳۰ عقرب سال (۱۳۱۲) هجری شمسی مصادف با ۲۲ نوامبر سال (۱۹۳۳) میلادی و ۳ شعبان سال (۱۳۵۲) هجری قمری به عمر ۶۸ سالگی در ترکیه چشم از این دنیا فانی بست و در نزدیک مزار ابو ایوب انصاری مدفون گردید . به این ترتیب شخصیت بزرگ مطبوعات افغانستان که مطبوعات خفه شده افغانستان را دوباره زنده گی بخشید دار فانی را وداع گفت . روحش شاد و یادش در دنیای مطبوعات افغانستان گرامی باد . (۴ : ص ۱۲۹ )

آخرین شعر علامه طرزی:

شمعیم که جامد شده ی شعله و داغیم
سردیم چو کافور ؛ ولی درد سراغیم

شعر طرزی در سال های اخیر عمرش در ترکیه از درد هجر وطن:

در غربت اگر مرگ بگیرد بدن من
آیا که کند قبر و که دوزد کفن من
تابوت مرا بر سر کوهی بگذارید
تا باد برد خاک مرا در وطن من

آثار و کارکرد های فرهنگی و سیاسی محمود طرزی – کلیک کنید


 نویسنده: میلاد “سیار”

منابع:

۱- رهین , عبدالرسول. تاریخ مطبوعات افغانستان , کابل : چاپ مطبعه میوند , ۱۳۸۷ هجری شمسی
۲- غیرت , غلام سخی. خاطرات محمود طرزی , کابل : انتشارات میوند , ۱۳۸۹ هجری شمسی
۳- تنویر , محمد حلیم. تاریخ روزنامه نگاری افغانستان , پشاور :چاپ مرکز نشرات اسلامی صبور , ۱۳۷۸ هجری شمسی
۴- آهنگ , محمد کاظم. سیر ژورنالیزم در افغانستان , پشاور : انتشارات میوند , ۱۳۷۹ هجری شمسی
۵- ایوبی , سید عبدالله. ژورنالیزم چیست ؟ ژورنالیست کیست ؟ , کابل : انتشارات رسالت , ۱۳۹۱ هجری شمسی
۶- توریال , گران. علامه محمود طرزی
۷- خبرگزاری کوکچه. (۱۳۹۰ ) هجری شمسی علامه محمود طرزی
۸- غبار , میر غلام محمد. افغانستان در مسیر تاریخ , مرکز نشر انقلاب با همکاری جمهوری , بهار ۱۳۶۸ هجری شمسی

فرهنگ اصیل افغانستانی یعنی چی؟

مدت زیادی است که بعضی مقالات و نوشته ها جهت نجات عده از جوانان از منجلاب بد بختی بنویسم. یکی از جمله مواردی که اکثرن به آن اهمیت قایل هستم و بخاطر نگهداری آن تأکید میکنم، همانا فرهنگ اصیل اسلامی و افغانستانی می باشد. اما دیدم که بعضی از جوانان پس از خواندن و مطالعه ای نوشته های بنده راجع به فرهنگ اصیل افغانستانی سوالاتی کردند و یا به عباره ای دیگر فرهنگ اصیل افغانستانی را مورد انتقاد قرار داده و تقریبا منکر آن گردیده اند. من با خواندن جملات و نظریات آنها مجبور شدم تا اینکه راجع به فرهنگ اصیل افغانستانی معلوماتی چند برایتان دهم. پیش از اینکه داخل موضوع شوم لازم است که تعریفی از فرهنگ نمایم:

در فرهنگ فارسی عمید آمده است که فرهنگ به معنی علم، دانش، معرفت، قوم، ملت…؛ در فرهنگ دهخدا نیز به معنی دانش و تعلیم و تربیه آمده و در فرهنگ معین آمده است که فرهنگ برعلاوه ای علم و دانش معنی خرد و عقل را نیز میدهد. تقربین تمام واژه نامه های فارسی معنی لغوی فرهنگ را چنین گفته اند. اما معنی اصطلاحی فرهنگ چیز دیگری میباشد. چنانکه جامعه شناسان تعریف میکنند، فرهنگ عبارت است از ارزشهای مادی و معنوی یک جامعه میباشد. در سایت "گی ییک مرکزی" ترکی آمده است که فرهنگ عبارت است از ویژگی های مادی و معنوی یک جامعه میباشد که در طول تاریخ بوجود آمده و از یک نسل به نسل دیگر انتقال پیدا کرده است. این سایت در ادامه مینیویسد، فرهنگ عبارت است از هویت یک جامعه و همچنان طرز زندگی و تفکر یک جامعه و اجتماع میباشد.

از معلومات بالا چنین به نظر میرسد که اصطلاح فرهنگ بیانگر هویت، طرز زندگی، فکر، ارتباطات خانوادگی، رسم و رواج، سمبول… یک جامعه، ملت، کشور… میباشد و فرهنگ هر جامعه مختلف میباشد. بناءً میتوان گفت که فرهنگ عبارت است ارزشهایی میباشد که از طرف تمام ویا اکثر اقشار جامعه قبول گردیده و شکل یک سمبول و نشانی آن جامعه و ملت را به خود گرفته باشد. زمانیکه انسانها شخص و جامعه ای با چنین ویژگی را دید، درحال بداند که این شخص مربوط فلان ملت و کشور است ویا نام این جامعه فلان است… وغیره.

زمانیکه از فرهنگ اصیل افغانستانی حرف میزنیم باید بگوییم هر آن چیزیکه بیانگر هویت افغانستان باشد، فرهنگ ما میباشد و باید از آن مراقبت نمود. بطور مثال: لباس مردانه و زنانه ی کنونی- بدون برقه یعنی چادری که بعد ها وارد فرهنگ ما گردیده است- ، ارتباطات خانوادگی، احترام به بزرگان و شفقت به خوردسالان، عقیده ای اسلامی، شکل احوالپرسی، مهمان نوازی، فداکاری، همدلی، همدردی، ازدواجها از طریق خواستگاری، موسیقی ناب و نواخته شده با دمبوره، غژک و امثال آن، زبانهای موجود در کشور، شکل ازدواج و عروسی، ختتنه سوری، انواع و اقسام غذاها، محرمیت نام زن و همچنان جدا بودن محافل و منازل زنان و مردان در خانه، جامعه و اجتماع…وغیره. همه از جمله فرهنگ اصیل افغانستانی به شمار میروند. این بدان معنا است که هرگاه شخصی با چنین ویژگی ها ببینیم ویا همچو یک ویژگی را در جامعه ببینیم درحال میدانیم که این شخص یک افغانستانی است و یا این جامعه افغانستان و یا گوشه ای از آن است.

متأسفانه که بعضی از جوانان ویا کهن سالان بعضی کارکردها و تطبیقات خراب و ناپسند جامعه ای ما را در نظر گرفته تقریبا منکر تمام فرهنگ اصیل افغانستانی میشوند. بطور مثال: عده ای از جوانان به شوهر دادن دختران در سنین کوچک ویا بدون رضایت آنها، بد دادن دختر، بی نظافتی، عقب ماندگی، مساله ای لواطت… وغیره را مثال نشان داده بالای فرهنگ افغانستانی انگشت انتقاد را بالا میکنند؛ درحالیکه بد دادن دختر، بی نظافتی و کثافت، لواطت… از جمله عملهای نا مشروع و نا پسند جامعه ای ما میباشد که ندرتن بوقوع میپیوندد. دختران نه تنها در افغانستان بلکه در بعضی کشورهای پیشرفته ای جهان نیز بعضن در سن کوچک در عقد نکاح در آورده میشوند اما کسی از آن حرف میزند. بطور مثال: چندی پیش یکتن از ممثلین سریال ترکی "کمین وادی گرگها" با دختر ۲۰ ساله عروسی نمود؛ درحالیکه خودش ۴۱ سال عمر داشت؛ مساله ای لواطت یکی از جمله منفورترین عمل جامعه ای میباشد که تقریبن همه اقشار جامعه از آن نفرت دارند- اینکه ندرت کسانی دست به این عمل میزنند این به معنی فرهنگ بودن نیست و نمیشود- درحالیکه در بعضی ممالک پیشرفته و اروپایی نه تنها لواطت صورت میگیرد حتا بعضی از کشورها اجازه ای ازدواج همجنسگرایا را نیز داده اند و یا در حال تصویب قانون آن میباشند، اما همچو جوانان این موضوع را در نظر نگرفته درحال برچسب را به پیشانی افغانستانی ها زده و ما را بد نام میسازند.

بدون شک که در جامعه ای ما بعضی خرافات و اعمال نا معقول و نا مشروع وجود دارد، اما این بدان معنا نیست که ما از خود فرهنگ نداریم ویا فرهنگ ما مملو از خرافات و اشتباهات است! ما زمانی به یک موضوع نام فرهنگ را میدهیم که آن موضوع ویا کار یا از طرف تمام اقشار و ای اکثر باشندگان جامعه مورد پسند قرار گرفته باشد؛ درغیر آن همچو یک عمل به جز از یک عادت و عملکرد خراب چیز دیگری نمی باشد.

یکی از جمله ویژگی های فرهنگ همانا تغیر پذیری آن میباشد. بناءً خواه نخواه بعضی ارزشهای ما به مرور زمان و نظر به شرایط تغیر میخورد، اما در مقابل ما باید تا حد توان بعضی موارد را حفظ و از آن نگهبانی کنیم. زیرا اگر تمام ارزشهای مدی و معنوی ما تغیر کند، آنگاه نمیتوان از ملت افغانستان ویا فرهنگ افغانستانی نامی برد. بطور مثال: شکل و نوع تعمیر و خانه ها، انواع و اقسام وسایط، غذاها، عرف خراب بد دادن و بدون رضایت به عقد نکاح در آوردن دختران تغیر کند ویا از بین رود کدام باکی ندارد؛ اما اگر زبان، شکل روابط خانوادگی، محافل عروسی، ختنه- طبعن که طرفدار مصارف بیجای آن نیستم اما شخصی توانایی آنرا داشته باشد چندان باکی ندارد- مهمان نوازی، شکل و نوعیت لباسها، موسیقی ناب ما، شکل محرمیت زنان… وغیره تغیر کنند، آنگاه ما افغانستانی ها محکوم به نابودی میشویم.

امید که ما جوانان امروز که آینده سازان فراد و امید وطن هستیم، ویژگی ها و فرهنگ اصیل افغانستانی خود را در نظر گرفته در صدد داشتن یک کشور زیبا شده و با ممالک دیگر شانه به شانه حرکت کنیم.
 

پروژه ناکام نفاق مذهبی در افغانستان

یکی از مهم ترین بحران های کشورهای اسلامی در سال های پسین، جنگ های مذهبی و فرقه ای بوده است. اکنون کشورهایی چون سوریه، عراق، بحرین، یمن، لبنان و پاکستان نمونه های زنده نفاق مذهبی و منازعات فرقه ای هستند. در بسیاری از کشورهای دیگر اسلامی مثل عربستان سعودی و برخی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس، به دلیل فضای سرکوب و خفقان، منازعات فرقه ای و مذهبی نمی توانند سر باز کنند. در حالی که جدال های مذهبی و فرقه ای در این کشورها به سان آتش زیر خاکستر می مانند که هر آن احتمال شعله ور شدن آن وجود دارد. ولی حاکمیت های یک جانبه مانع بروز تنش های مذهبی در قلمرو خود شده اند. 
نفاق مذهبی و مجادلات فرقه ای در کشورهای اسلامی هم سابقه طولانی تاریخی دارد و هم زمینه های گسترده سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. اکنون نیز بسیاری از دست های پیدا وپنهان در تلاش اند تا این اژدهای خفته را بیدار کنند و در بسیاری از موارد موفق هم شده اند. 
اما به نظر می رسد که این پروژه سال ها است در افغانستان ناکام مانده و هم چنان زمین گیر شده است. کشوری که دارای هزار زخم ناسور و هزار درد بی درمان است، اما در سال های اخیر در زمینه مدارای مذهبی و تساهل دینی، الگویی برای دیگر کشورهای اسلامی قرار گرفته است. در بسیاری از کنفرانس های بزرگ در سطح جهان اسلام از زبان بسیاری از رهبران سیاسی و شخصیت های مذهبی دنیای اسلام این موضوع یادآوری گردیده است. 
در آخرین مورد، جمعه شب گذشته حمله انتحاری بر مسجد الزهرا در جاده شهید مزاری صورت گرفت که در پس آن علاوه بر اهداف تروریستی، انگیزه های مذهبی و فرقه ای نیز کاملا مشهود بود. این حمله درست در شب بیست و یکم ماه رمضان که شب قدر و سالروز شهادت امام اول شیعیان است، صورت گرفت و استفاده از چنین فرصتی احتمال شعله ور ساختن احساسات مذهبی را دو چندان می کند. در نخستین ساعات اولیه ویب سایت مربوط به گروه دولت اسلامی، داعش، تصویری از حاجی رمضان حسین زاده را منتشر کرد و در پای آن نوشت که یکی از سران شیعه در این حمله کشته شده و یک «معبد» شیعی مورد حمله قرار گرفته است. اصطلاح معبد برای اماکن مقدس غیر اسلامی اطلاق می شود و داعش می خواهد با این اصطلاح در مورد مسجد الزهرا شیعیان را خارج از دین به حساب بیاورند. برخی از مراکز خبری و رسانه ای نیز تلاش کردند که به این حمله تروریستی جنبه مذهبی و فرقه ای بدهند. بسیاری از فعالان شبکه های اجتماعی که از اهل سنت هستند و  احساس می کردند که ممکن است این حمله به احساسات مذهبی شیعیان دامن بزند، بسیار زود واکنش نشان دادند و پیام های همبستگی و ابراز همدردی صادر کردند. رهبران سیاسی نیز در ابراز همدردی با مردم مصیبت دیده سهم قابل ملاحظه ای گرفتند. به نحوی در پس ذهنیت عمومی این نکته نهفته بود که ممکن است این حادثه تروریستی باعث تحریک احساسات مذهبی گردد و چالش های جدیدی را سبب شود. 
اما خوش بختانه در اولین ساعات وقوع این حمله تروریستی نخستین واکنش ها از سوی رهبران سیاسی و مذهبی جامعه شیعه افغانستان بسیار آگاهانه و امیدوار کننده بود. همه آن ها به نحوی از منازعات فرقه ای و مذهبی اظهار بیزاری کرده بودند و مثل همیشه حساب تروریست ها را از دیگر مردم افغانستان جدا دانستند. اکنون حتی تصور مردم عام نیز این است که گروه های تروریستی و افراطی از بیرون کشور تحریک می شوند و این گروه ها هیچ نسبتی با اهل سنت ندارند. 
ظرفیت ها و سامانه های بسیاری در متن جامعه افغانستان وجود دارد که هرگونه تلاش در راستای شعله ور ساختن منازعات مذهبی و فرقه ای را از پیش محکوم به شکست می کنند. اما نباید خیلی هم ساده از کنار چنین امکانی عبور کرد. زیرا بسترها و سامانه های بسیاری نیز وجود دارند که ممکن است به اشتعال آتش نفاق مذهبی کمک کند و یا باعث انتقال منازعات مذهبی از بیرون مرزهای افغانستان به داخل کشور شوند. اکنون چندین گروه  افراطی منتسب به یک مذهب نه تنها در حال تبلیغ مذهبی علیه مذهب دیگر، بلکه در حال کشتار مردم بی دفاع هستند. آن ها اگر دیگران را به جرم همکاری با دولت قتل عام می کنند، شیعیان را تنها به جرم شیعه بودن قتل عام می کنند. از سوی دیگر پتانسیل هایی نیز در درون جامعه شیعه در حال شکل گیری هستند که تنها و تنها به ترویج رفتارها و شعارهای مذهبی می پردازند و به شدت به شعارهای فرقه ای دامن می زنند. 
بنابراین نباید بسیار ساده از کنار فرقه گرایی مذهبی گذشت و آن را دست کم گرفت. ما در گذشته ها در معرض ظلم و تبعیض و بی عدالتی سیاسی و قومی قرار داشتیم و اکنون کم کم چنان عصری را پشت سر می گذاریم. اما اکنون افراطی گری مذهبی مثل یک سیاه چال مخوف روبروی همه ما دهان باز کرده است که باید گذر از آن را با تدبیر سیاسی و بیداری همگانی تسهیل کنیم.

ویژه نامه صوتی امام علی ع

ادعیه 

 

مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه
دعای صباح امیرالمومنین
دعای مشلول
زیارت امیرالمومنین در سیره معصومین
زیارت امیر المومنین در روز یکشنبه
زیارت امین الله
مُناجات منظومه
زیارت مطلقه امیر المومنین
زیارت سوم امیرالمومنین
زیارت چهارم امیرالمومنین
زیارت پنجم امیرالمومنین
زیارت ششم امیرالمومنین
زیارت هفتم امیرالمومنین
دعای شب قدر
ناد علی

 

 

 

مرثیه سرائی

 

بشکسته فرق بابای زینب
خدا خون شد دل زینب
بیا زینب
علی فریاددل بشکسته دلها
شب ۲۱ ماه رمضان
شب ۲۳ ماه رمضان
بر روی غرق خون
مرا کن زائر بابای زینب
بابای مظلوم
ز شهر کوفه
مولا علی
مهر ارادت علی
مکن ای صبح طلوع
وای علی کشته شد
واعلیا وا علیا
ای شمع شب افروزم
فرق من شد دو تا
سر رشته نظم عالمی
گریه کنید ای شبهای کوفه
مرثیه سرائی عربی ۱
مرثیه سرائی عربی ۲
مرثیه سرائی عربی ۳
مرثیه سرائی عربی ۴
مرثیه سرائی عربی ۵
مرثیه سرائی عربی ۶
مرثیه سرائی ترکی
ای فخر عالم
کبوتر من
دل ویرانه دوست
من سفره دار مدینه هستم
کبوتر دلم پر شکسته
خدایت صبری دهد به دلم
مناجات علی
مهدیا بنگر
سلام من به تو ای روح حق
خداحافظ ای کوچه پر زدود

 

 

 

سریال امام علی (ع)

 

خلع ولید از حکمرانی کوفه توسط عثمان
اجرای حد ولید توسط حضرت علی (ع)
ابوسفیان در قبرستان یهود
حدیث سازی جاعلان
روشنگری اباذر غفاری
تبعید اباذر به ربذه
جعل نامه خلیفه سوم توسط مروان بن عبدالملک
دفاع بنی هاشم از بیت خلیفه سوم در برابر شورشیان
رساندن آب توسط حضرت علی (ع) برای خلیفه سوم
شوری جهت انتخاب خلیفه
انتخاب حضرت علی (ع) به عنوان خلیفه
عدالت علی (ع)
انتخاب حکمرانان در حکومت علی
علم کردن پیراهن عثمان توسط معاویه
استمداد عایشه از سعد بن وقاص برای جنگ
اتحاد مخالفین علی در معرکه جنگ جمل
جهالت ابو موسی اشعری (ع) در جنگ جمل
اصحاب جمل و گوساله سامری
قتل والی بصره توسط اصحاب جمل
ابوموسی اشعری و مردم کوفه
روی گردانی و پشیمانی زبیر از جنگ جمل
پایان غائله جنگ جمل
مساوات در بیت المال حتی برای برادر
خدعه ها و نیرنگ های عمروعاص
جنگ صفین
قرآن بر روی نیزهای لشگر شیطان
انتخاب ابوموسی اشعری و عمروعاص به عنوان حکمیت
خوارج در سپاه علی (ع)
عمرو عاص و ابوموسی اشعری خلیفه انتخاب می کنند
حکمیت
گردن زدن ابن خباب و شکم دریدن همسرش توسط خوارج
اتهام کفر به علی (ع)توسط خوارج
پایان غائله خوارج
شهادت مالک اشتر نخعی
شهادت محمد بن ابی بکر
شهادت حضرت علی (ع)

 

 

 

قسمت های علوی سریال مختار

 

شهادت در محراب امیرالمومنین
مظلومیت علی علیه السلام
مظلومیت آل علی (ع) از زبان مختار
سرداری که با آیین علی(ع) تربیت شده بود (مسلم بن عقیل)
درست همانند چیزی که علی (ع) فرمود (میثم تمار)
آبروی مالک حب علی (ع) است
میراث مختار عشق به علی (ع) است 

سخنرانی درباره موضوع امام علی (ع)

 

جاذبه و دافعه امام علی (ع)
ولای علی
شخصیت و فضائل حضرت علی (ع)
حب علی (ع)
مقام حضرت علی (ع)
مبحث ازدواج امام علی (ع)
شهادت حضرت علی (ع)
سیره رفتاری حضرت علی (ع)
اهل بیت
ولادت حضرت علی (ع)
ویژه شهادت حضرت علی (ع)
مقام امامت امیرالمؤمنین (ع)
اثبات ولایت امیرالمؤمنین (ع)
معرفت امام
نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر
شرح حدیث نامه حضرت به امام حسن (ع)
امام علی (ع) – قسمت اول
امام علی (ع) – قسمت دوم
تقابل علی (ع) و عمر تقابل علم و جهل است
راهنمای سعادت از دیدگاه حضرت علی (ع) – ۱
راهنمای سعادت از دیدگاه حضرت علی (ع) – ۲
راهنمای سعادت از دیدگاه حضرت علی (ع) – ۳
راهنمای سعادت از دیدگاه حضرت علی (ع) – ۴
حکومت علی (ع)
ولایت علی (ع)
حضرت علی (ع) و عایشه
داستان هنده و علی (ع)
عدل علی (ع)
تولد حضرت علی (ع)
خیبر و فدک
عید غدیر
علی و شهادت حضرت زهرا (س)
فضائل حضرت علی (ع)
اثبات امامت و وصایت حضرت علی (ع)
انجام تکالیف نسبت به حضرت علی (ع)
عبادت خدا با دوستی علی (ع)
آیه مباهله
غدیر خم در قرآن
شرح حدیث منزلت
اصحاب صحیفه
نتایج جنگ بدر – ازدواج حضرت
جنگ خیبر و نص بر ولایت حضرت علی (ع)
اسلام علی بن حاتم و شهادت وی در رکاب حضرت علی (ع)
واقعه ابلاغ سوره برائت
غدیر و حجه الوداع – ۱
غدیر و حجه الوداع – ۲
غدیر و حجه الوداع – ۳
آیه مباهله
جایگاه ولایت در غدیر
ملاقاتهای و گفتگوهای بعد ازضربت خوردن حضرت علی (ع)
ولایت بالاترین معیار تکامل انسان
دلایل عدم تحقق جامعه ایده آل اسلامی و انسانی -۱
دلایل عدم تحقق جامعه ایده آل اسلامی و انسانی -۲
دلایل عدم تحقق جامعه ایده آل اسلامی و انسانی -۳
دلایل عدم تحقق جامعه ایده آل اسلامی و انسانی -۴
دلایل عدم تحقق جامعه ایده آل اسلامی و انسانی -۵
شرح حدیثی از حضرت علی(ع) با موضوع فلسفه احکام و اعمال
شرح حدیثی از حضرت علی(ع) درباره عوامل آسان شدن سختیها
شرح حدیثی از حضرت علی(ع)
شرح حدیثی از حضرت علی(ع) درباره خوف از خداوند
شرح حدیثی اخلاقی از امیرالمؤمنین(ع)
شرح حدیثی از حضرت علی(ع) درباره عمل صالح
شرح حدیثی از حضرت علی(ع) درباره بالاترین درد قلب

سخنرانی تخصصی  درباره موضوع امام علی (ع)
 

اعلمیت علی(علیه السلام) – یکی از شرایط خلیفه و امام، آگاهی او از شریعت اسلام است

ادله عقلی امامت / شجاعت امیرمؤمنان علیه السلام

ادله عقلی بر اثبات امامت علی ع – اثبات امامت علی ع در پنج دقیقه

نزول آیه «ولایت» در باره امامت علی (ع) به اعتراف اهل سنت

چرا نام امام علی علیه السلام در قرآن نیامده است؟

کفر منکر امامت (امامت علی و خلفاء) از نظر شیعه و اهل سنت

انحراف ذهبی از امیرمومنان علیه السلام

دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام

شجاعت امیرمؤمنان علیه السلام در جنگ خیبر و نقد دیدگاه ابن تیمیه

دلالت حدیث منزلت بر جانشینی امیر مؤمنان (ع)

دلالت حدیث «منزلت» بر خلافت امیر مؤمنان (ع)

وصایت امیر مؤمنان (ع) در کتب لغت و سخنان شاعران

بررسی روایات «وصایت» امیر مؤمنان (ع)

بغض امیر مؤمنان (ع) نشانه حرامزادگی

بررسی آیات ولایت امیر مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت

برتری امیر مؤمنان (ع) بر صحابه از دیدگاه روایات

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن