خانه «=« مقالات سایت (برگه 3)

مقالات سایت

عظمت امیرالمومنین علی ع

ابوبکر:

هرکس دوست دارد به مردی بنگرد که نزد رسول خدا «ص» عظیم‌ترین منزلت را داشت و قرابتش نیز به آن جناب نزدیک‌تر و دخالتش در رفع حوایج آن جناب و بی‌نیازی خودش از دیگران بیشتر بود به این مرد یعنی علی نگاه کند. (۱)

عمر بن خطاب:

«او (علی «ع») مولای من است. زیرا پیامبر شرف را در ولایت علی می‌دید. لذا می‌گفت: نسبت به افراد شریف و با شخصیت محبت و دوستی از خود نشان دهید و در رابطه با حفظ آبروی خود از افراد پست و بی‌شخصیت بپرهیزید و برحذر باشید و دانسته باشید که هیچگونه شرفی به درجه تمامیت نرسید مگر به ولایت علی.» (2)

«مانند علی کسی حق دارد که تکبر ورزد و به خود ببالد. به خدا سوگند اگر شمشیر او نبود، اساس اسلام استوار نمی‌شد. و علاوه بر آن او دانا‌ترین فرد این امت در امر قضاست و با سابقه‌ترین و شریف‌ترین آنان است. (۳)

عایشه:

به خدا قسم بین من و علی در قدیم مطلبی جز آنچه که بین زن و خویشان شوهرش می‌باشد وجود نداشته است… و در نظر من او از نیکان است… (۴)

سعد بن ابی وقاص:

عامر پسر سعد بن ابی وقاص نقل می‌کند: معاویه پس از طواف کعبه در دارالندوه پدرم را پهلوی خود بر تخت نشاند و به پدرم گفت چه چیز تو را باز می‌دارد که به پسر ابوطالب ناسزا نمی‌گویی؟ پدرم از معاویه ناراحت شد و گفت: به خدا قسم مادام که من سه جمله از رسول خدا درباره او به یاد دارم او را ناسزا نمی‌گویم. برای اینکه اگر یکی از آن سه را درباره من فرموده بود از تمامی نعمتهای ارزنده بیشترش ارج می‌نهادم. اول اینکه شنیدم درباره علی که در بعضی از جنگ‌ها که او را جانشین خود کرد و به جنگ نبرد، علی غمناک شد و گفت: آیا مرا از فیض جهاد محروم می‌فرمایی؟ پیامبر فرمود: آیا راضی نیستی که نسبت به من به منزله هارون باشی نسبت به موسی، با این تفاوت که دیگر بعد از من نبوتی نیست؟

دوم اینکه شنیدم در روز فتح خیبر درباره او فرمود: فردا بیرق جنگ را به دست کسی می‌دهم که رسول خدا را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند. و چون فردا شد همه گردن کشیدیم شاید ما را صدا بزند و نزد خود بخواند ولی ناگهان فرمود: علی را نزد من بخوانید و چون او را خواندند درد چشم داشت. پس آب دهان در دیدگان او انداخت و رایت جنگ به به دست او داده و در نتیجه خدا قلعه را به دستش گشود.

سوم اینکه وقتی آیه «انما یرید الله…» نازل شد علی و فاطمه و حسنین را نزد خود خواند و گفت: بارال‌ها اینان اهل بیت منند. (۵)

طلحه:

علامه خوارزمی از ابی عامر انصاری روایت می‌کند که در لحظات آخر جان کندن طلحه در جنگ جمل نزد او رسیدم. او گفت: تو که هستی؟ گفتم از یاران امیرالمومنین علی. گفت دستت را بده تا با تو با امیرالمومنین بیعت کنم. من دست دراز کرده و او بیعت کرد. (۶)

عبدالله بن عمر:

از دنیا هیچ اندوه و تاسفی ندارم جز اینکه چرا به همراه علی با فئه باغیه (گروه سرکش) نجنگیدم. (۷)

ابن عمر در جواب مردی که به او گفت: من علی را دشمن می‌دارم، فرمود: پس خدا هم به خاطر علی تو را دشمن می‌دارد. (۸)

 ابوسعید خدری:

ما منافقین انصار را با دشمنی آنان با علی می‌شناختیم. (۹)

جابر بن عبدالله انصاری:

او بهترین انسان است. (۱۰) ما منافقین را به نشانی دشمنی با علی می‌شناختیم. (۱۱) زاهد‌تر از علی بن ابیطالب در دنیا ندیده‌ام (۱۲)

 عبدالله بن مسعود:

افضل اهالی مدینه علی بن ابی طالب است. (۱۳)

امام حسن بصری:

خدا علی را رحمت کند. به خدا سوگند که او برای دشمنانش همچون تیری صائب و به هدف خورده از جمله تیرهای الهی بود و از همه دانا‌تر و از همه به پیامبر نزدیک‌تر و درویش این امت بود. چنانکه به مال دنیا رغبتی نداشت و در فرمان پذیری امر الهی نیز سستی به خرج نداد و از ملامت نکوهش گران باک نداشت و قرآن محور هدف و دانش و عمل او بود و از این راه بر بهشتی زیبا دست یافت. (۱۴)

امام ابوحنیفه:

در جنگ میان علی و مخالفان او حق به جانب علی بود. (۱۵)

امام شافعی:

ایشان در جواب فردی که به او گفت: در این مساله با علی بن ابی طالب مخالفت نموده‌اید، گفت: این مسئله را از علی با سند و دلیل ارائه کن تا پیشانی بر خاک بگذارم و اظهار خطا کنم و از رایم برگردم و به رای علی تمسک جویم. (۱۶)

امام احمد بن حنبل:

عبدالله فرزند احمد بن حنبل از ایشان نقل می‌کند: «علی بن ابی طالب از اهل بیت است و کسی با آن‌ها قابل مقایسه نیست.» عبدالله همچنین نقل می‌کند: در حق علی باید بگویم که خلافت علی را مقام و منزلت نداد، بلکه علی به خلافت منزلت بخشید.» (17)

امام بخاری:

ایشان در کتاب صحیح بخاری به نقل مناقب حضرت علی «ع» پرداخته که از آن جمله روایات مربوط به کنیه ابوتراب، دادن پرچم پیروزی در روز خیبر به علی و حدیث منزلت است. او از خلیفه دوم نقل می‌کند: پیامبر رحلت فرمود در حالی که از علی راضی بود. (۱۸)

امام مسلم بن حجاج:

ایشان در کتاب مناقب صحیح مسلم به نقل روایاتی در منقبت علی «ع» از پیامبر «ص» می‌پردازد. او روایاتی همچون دادن پرچم پیروزی را در روز خیبر به علی با اسناد مختلف، ابوتراب خواندن علی «ع» از جانب پیامبر «ص»، و سفارش پیامبر در رعایت حرمت اهل بیت و همچنین سخنان سعد بن ابی وقاص را در مقابل معاویه نقل می‌کند. (۱۹)

امام نسائی:

ایشان با نوشتن کتاب خصائص امیرالمومنین علی بن ابی طالب کرم الله وجهه، حدود ۱۷۸ روایت در مناقب آن حضرت ذکر می‌کند. خوارزمی نقل می‌کند که امام نسائی گفته است در فضیلت هیچ یک از یاران پیامبر «ص» به اندازه فضیلت علی «ع» روایت وجود ندارد. (۲۰)

 ابن عبدالبر:

فضائل علی در میان برگ‌ها نمی‌گنجد… بنی امیه علی را به باد ناسزا می‌گرفتند و از او بدگویی می‌کردند اما این حرکات جز بلندی مرتبه وشان و محبت در نزد علما چیز دیگری بر علی نمی‌افزود (۲۱)

امام فخر رازی:

هرکه علی «رض» را پیشوای دینی خود قرار دهد حقا به دستاویز محکمی در دین و دنیای خود چنگ زده است. (۲۲) هرکه در دین خود به علی بن ابی طالب اقتدا کند حقا هدایت یافته است به دلیل آنکه پیامبر «ص» فرمود: خداوندا حق را بر‌‌ همان محوری بگردان که علی می‌گردد. (۲۳)

ابن حجر عسقلانی:

نزد اکثر اهل علم علی «رض» اولین کسی است که اسلام آورد و در دامان پیامبر اکرم «ص» پرورش یافت و هیچگاه از او جدا نشد. در تمام جنگ‌ها یار و همراه پیامبر «ص» بود مگر در تبوک. در این جنگ پیامبر «ص» به خاطر تاخیر علی «رض» به او فرمود: آیا نمی‌خواهی نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی باشی. (۲۴)

جلال الدین عبدالرحمن سیوطی:

ایشان در کتاب حدیثی معروف خود «جامع الاحادیث» حدود ۳۱۵۸ روایت در مسند علی «ع» نقل می‌کنند. (۲۵)

شیخ عبدالحق دهلوی حنفی:

مناقب علی «رض» بسیارند و خارج از حد و حصر و احصا مذکور است. (۲۶)

شیخ محمد عبده:

در میان دانشمندان و سخن‌شناسان زبان و ادبیات عرب کسی نیست که به عظمت علی «رض» اعتراف نکند. کلام امام علی بن ابی طالب پس از کلام خدا و پیغمبرش، شریف‌ترین و بر‌ترین سخن و محتوا را دارد. هنگامی که پاره‌ای از عبارات نهج البلاغه را با دقت می‌خواندم صحنههایی در نظرم مجسم می‌گشت که شاهد زنده‌ای برای پیروزی نیروی سخن و بلاغت بود. آنجا که دل‌ها با برهان حقایق آمیخته می‌گشت، و سپاه سخنان محکم و نیرومند، چنان به درهم شکستن باطل و یاری حق به پا می‌خواست که هر شک و باطلی را نابود می‌کرد. قهرمان میدان که پرچم پیروزی را به اهتزاز در آورده بود، امیرالمومنین علی بن ابی طالب بود. (۲۷)

ابراهیم نظام معتزلی:

علی «رض» در جنگ‌های خود بر حق بود و کسانی که با او جنگیدند بر خطا رفتند. (۲۸)

ابوجعفر محمد بن عبدالله اسکافی معتزلی:

نادانی و کوردلی بزرگ‌تر این است که معاویه را قابل سنجش با علی بدانند و این‌‌ همان چیزی است که پاره‌ای از عوام سرگردان و فرومایگان از حشویه که با حقیقت فاصله دارند به آن معتقد شده‌اند. (۲۹)

عزالدین ابوحامد ابن ابی الحدید معتزلی:

اگر علی را در مورد خصائص اخلاقی و فضائل نفسانی و دینی بنگری، او را سخت درخشان و بر اوج شرف خواهی دید. اما در مورد شجاعت چنان است که نام همه شجاعان پیش از خود را از یاد مردم برده است و نام همه کسانی را که پس از او آمده‌اند را محو کرده است… اما از نظر جود و سخاوت، حال علی «رض» در آن آشکار است. روزه می‌گرفت و با آنکه از گرسنگی سست می‌شد، باز خوراک و توشه خود را ایثار می‌فرمود و آیات نهم و دهم سوره انسان درباره او نازل شده است که می‌فرماید: «و خوراک را با آنکه دوست دارندش به درویش و یتیم و اسیر می‌خورانند، جز این نیست که می‌خورانیم شما را برای رضای خدا و از شما پاداش و سپاسگذاری نمی‌خواهیم» (30)

ابن میثم بحرانی:

پیشوای بزرگ ما امیرالمومنین صاحب نشانه‌های آشکار و نورهای درخشان علی بن ابی طالب «رض» در تمام آنچه از سخنانش به ما رسیده است و آنچه از کار‌ها و دستورالعمل‌ها که از آن بزرگوار صادر شده، مقصود و منظورش این است که آنچه شریعت ارزشمند از اغراض و اهداف دربردارد و آنچه قرآن از قوانین و قواعد داراست همه را توضیح و تشریح کند. به گونه‌ای که حتی یک جمله در غیر این منظور از آن حضرت یافت نشده است. چون سخنان آن حضرت این ویژگی را دارد، ناگزیر سخن او سخنی است که رنگ و نمودی از کلام خدا دارد. در عین حال دارای بوی خوش کلام پیغمبر «ص» است. (۳۱)

صبحی صالح:

هیچ مسلمانی نیست که خویشاوندی نزدیک و منزلت ویژه پسرعموی پیامبر اکرم «ص» حضرت علی کرم الله وجهه را نزد آن حضرت نداند… علی کرم الله وجهه در حمایت از پیامبر «ص» قدمهایی برداشت که پهلوانان از آن عاجزند و قدم‌ها می‌لغزند… باارزش‌ترین مقام‌ها در تاریخ به نام او ثبت شد. جنگاوری روز بدر، کشتن عمرو بن عبدود در غزوه خندق، پایداری و وفا در غزوه احد و حنین و پرچمداری روز خیبر امتحان خوبی بود. (۳۲)

 

منابع:

۱٫  کنزالاعمال، ج ۱۳، ص ۱۱۵

۲٫  المناقب الخوارزمی، ص ۹۷

۳٫  طبقات ابن سعد، ج ۲، ص ۳۳۷

۴٫  کامل ابن اثیر، ج ۳، ص ۱۹۷

۵٫  صحیح مسلم، جلد ۷، ص ۱۲۰

۶٫  المناقب للخوارزمی، ۱۱۲

۷٫  المستدرک، جلد ۳، ص۱۱۵

۸٫  المسندالجامع، جلد ۱۰، ص ۷۷۱

۹٫  فضائل الصحابه، ج۲، ص ۵۷۹

۱۰٫  فضائل الصحابه، ج ۲، ص ۵۶۴

۱۱٫  فضائل الصحابه، ج ۲، ص ۶۳۹

۱۲٫  مناقب للخوارزمی، ص ۷۱

۱۳٫  فضائل الصحابه، ج ۲، ص ۶۴۶

۱۴٫  البدایه و النهایه، جلد ۸، ص ۶

۱۵٫  الاصابه ابن حجر، ج ۲، ص ۵۰

۱۶٫  الائمه الاربعه، ج ۴، ص ۱۱۴

۱۷٫  الائمه الاربعه، ج ۴، ص ۱۱۷

۱۸٫  صحیح بخاری، ج ۵، ص ۲۲ – 24

۱۹٫  صحیح مسلم، ج۷، ص۱۲۰ – 124

۲۰٫  المناقب للخوارزمی، ص ۶

۲۱٫  استیعاب در حاشیه اصابه، ج ۳، ص ۲۶

۲۲٫  تفسیر کبیر، ج۱، ص ۲۰۵

۲۳٫  تفسیر کبیر، ج۱، ص ۲۰۷

۲۴٫  الاصابه، ج ۲، ص ۵۰۷

۲۵٫  جامع الاحادیث، ج ۱۵ و ۱۶

۲۶٫  مناقب علی بن ابی طالب «رض»، ص ۳۵۴

۲۷٫  شرح نهج البلاغه عبده، ص ۳

۲۸٫  تاریخ اندیشه‌های کلامی، ج۱، ص ۲۲۹ به نقل از مقالات الاسلامیین، ج۲، ص ۱۳۰

۲۹٫  المعیار و الموازنه، ص۳۷

۳۰٫  مقدمه شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص ۵

۳۱٫  شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج۱، ص ۳۳

۳۲٫  مقدمه شرح نهج البلاغه صبحی صالح، ص ۱ –

آنچه صالح را مجبور به استعفا کرد!

در حکومت سلیقه ای با رییس جمهوری که تمامی امور را زیر سلطه دارد حضور یک منتقد و مخالف استراتژی ارگ در قدرت دیری نخواهد پایید و امرالله صالح پس از سه ماه از روی کار آمدن آنهم در مقامی امنتیی صلاح دید که قبل از ضربه خودن اعتبار، استعفا دهد.
وی که طی شش سال رییس امنیت ملی افغانستان بوده و از مخالفان سرسخت پاکستان که معتقد بر اعمال فشار نظامی بر طالبان به جای گفتگو می باشد اگرچه دستاورد قابل توجه ای در امنیت نداشته اما منتقدی سخت در برابر حکومت بوده و هست.
با چنین رویکرد و نزدیکی به ریاست اجرایی، اشرف غنی زیر فشار، این مقام سابق امنیتی را در سمت وزیر دولت در امور اصلاحات امنیتی افغانستان تعیین کرد و هرچند ناظران سیاسی در پی این اقدام، امید به برخی اصلاحات در نهاد امنیتی داشتند اما هیچ گاه عزل و یا نصب یک فرد در چنین حکومتی موجب اصلاح نخواهد شد.
امرالله صالح به عنوان فردی آگاه به مسایل امنیتی با رویکرد مقابله نظامی علیه طالبان هیچ گاه برای حکومتی های قبیله گرا قابل تحمل نبود اگرچه وی نیز در دوران ریاست امنیت ملی به دستاوردهای امنیتی و یا ایجاد اصلاحات قابل توجه ای نرسید.
از سوی دیگر با پیام استعفای که وی در فیسبوک منتشر و دلایل آن را به توجه به حفظ منافع نظام به آینده موکول کرد اما در رویدادهای که طی روزهای گذشته کابل را در برگفته و اعتراض های گسترده علیه ضعف های امنیتی ارگ، گمان می رود که صالح در مواجه با انتقادها و عدم اختیار برای ایجاد اصلاحات تن به استعفا داد تا حداقل وجهه سیاسی و اجتماعی خود را حفظ کند.
اشرف غنی با افرادی چون استانکزی و اتمر کل نهاد امنیت را در سیطره دارد و چنین تیمی هیچ گاه فرصتی با مخالفان ایجاد نمی کنند که موجب اعمال نفوذ غیرخودی ها فراهم شود، حزب جمعیت که در صف معترضان قرار گرفته درصدد اعمال فشار برای برکناری مشاور امنیتی حکومت است اما همانگونه که اشرف غنی در دیدار با رهبران معترضان با عصبانیت گفت که صلاحیت برکناری اتمر را ندارد، نشان می دهد که چهره ها و کشورهای قدرتمند پس پرده، بازی گردانان مناسبات سیاسی افغانستان هستند.
طی سال های اخیر تعدادی از مقام ها و نمایندگان مجلس با متهم کردن افرادی چون اتمر و استانکزی ادعا کرده اند که مدارک معتبری دال بر همکاری آنان با طالبان دارند اما به دلیل حفظ جان از ارایه آن خودداری کرده اند که با توجه به ترور و قتل های رایج کشور قابل درک می باشد.
رهبر جریان روند سبز هرچند در مقامی معتبر از سوی رییس جمهور حضور داشت اما در پیچیدگی های اوضاع سیاسی کشور و به بن بست رسیدن تلاش ها برای اصلاحات در نهاد امنیتی، دلیلی برای بودن جز دلخوشی به مقام نیافت.
امرالله صالح به عنوان منتقد صریح حکومت بخصوص در مسایل امنیتی عرصه را در فشار افکار عمومی پس از حمله خونبار کابل و انتحاری ها، تنگ دید زیرا چنین مقامی موجب به انزوا کشاندن مخالفانی چون وی می شود.
با توجه به گذشته سیاسی صالح به عنوان رییس امنیت ملی که عملکرد با اقتداری نداشته اما در دورانی که صف کشی ها میان حکومت و معترضان رنگ قومیتی و جناحی گرفته است، وی نمی توانست هم منتقد حکومت باشد و هم مقامی از دل همین قدرت.

یک خبر تایید ناشده در همین راستا حکایت دارد که قرار است دولت دوهزار تن از اعضای حزب اسلامی را در بست های بلند و کوچک شامل نهاد های امنیتی شوند، یکهزار تن از این افراد فاقد هویت می باشند که آقای صالح مانع داخل شدن این اشخاص در صفوف نیرو های امنیتی شد، متاسفانه حرف وی قابل پذیرش حکومت نبوده و وی ناگزیر به استعفا شد.

دردهای پنهان آشکار شد

 

فــلــم”دردهای پنـهان “به کـــارگــردانـــی ایمل نظری که قبــلا خبر تکمــیل شدن آن داده شده بود، بالاخره به تاریخ ۱۹ ثور سال جاری به نمایش گذاشته شد.
نمایش دردهای پنهان در تالار نمایش اداره افــغان فلم در حضور شماری از هنرپیشهها و دست اندرکاران هنر سینما صورت گرفت.
ایمل نظری، میگــویـــد وی کار این فلم رادرمدت شش ماه با بودجه دونیم هزار دالر امریکایی تکمیل کرده است.
جوانشیر حیدری رییس اتحادیه سینماگران افغان ضمن آنکه نمایش این فلم را یک دستآورد هنری برای دست اندرکاران آن عنوان کرد، از راه یافتن سلیم شاهین هنر پیشۀ دیگر افغان در جشنواره کن نیز خبر داد. او گفت:” عـنــقریب همۀ ما شاهد یک موفــقیت بزرگ یکی از هنرپیشههای موفق سیــنمای کشور خــواهــیم بــود و آن حضور سلیم شاهین هــنرپیــشــۀ سابقه کار افغان روی فرش سرخ جشنواره کن خــواهــد بود.”
سلیم شاهین نیز با استفاده از فرصتی که در مراسم نمایش فلم دردهای پنهان برایش داده شد، گفت:”راه یافتن به جشنواره کن نــتیـــجــه تـــمام تــلاشهــایـــم در عرصه رشـــــــدوتــــرقــی ســـینــمای کشور بــوده است.” صدیـــقــه تــمــکــین نــمایــش فلم دردهای پنـهــان را یک جسارت هنری عنوان کرد که در شرایط کنونی به گفته او هیچ توجهی از سوی دولت به سینما وجود ندارد. او گفت:”ما اگر نمیتوانیم سینمای افغانستان را رشد بدهیم، حداقل نــمــیگــذاریــمکــهاز بیــنبــرود.”
به گفتۀ ایمل نــظــری:”دردهــای پنــهان، چگــونــگی رو آوردن جوانان به مواد مخدر را به تصــویر کشیــده است. انتــظــار ما از این فلم ۴۳ دقیقهای این است که بتواند به جشنوارهها راه یــابد.” نظری در این فلم در عین حال که به چـگــونگــی آغشته شدن جوانان افغان به مواد مــخــدر پــــرداخــتــه، سعی در هنــری و عــاشقــانه کردن این فلم نیــز به خرج داده است. این کــارگــردان جوان افغان با ساخــتن دردهای پنهان، یک چهرۀ جدید را نیز در سینما به معرفی گرفــتــه است.
بلی، “صــنم دلــجــو” دختر تازه کار در هنر سینــما، بــه تازگی پایش به بازیگری و سینما کشیده شده و بار نخست، ایمل نظری نــقــش مــرکــزی فلم “دردهای پنــهــان” را به وی سپرده است.
صنم دلجو، در مورد اولین تجربۀ هنریاش میگوید:”با آنکه مردم برداشت خوبی از سینما ندارند، به نظر من کار در سینما شخصیت دختران را زیر سوال نمیبرد و محیط سینما قابل اعتماد است، اما هر دختــری که بخــواهــد در سینــما کار کند، باید جرئت داشته باشد.”
دردهای پنهان در کمـپنی”راسخ فلم” تولید شده و ایمل نظــری علاوه بر کارگردانی این فلم، نقش مرکزی را نیز در آن بازی کرده است. از ستــــارهگــان و دست انــدرکــاران دیگر این فلم میتوان صابره سادات در نقش مادر، احسان الله نقشبندی در نقش پدر، عرفان صافی تصویر برداری و مروه کامل در بخش طراحی لباس را نیز نام برد.
فلمسازان افغان با توجه به اینکه بودجه در دست ندارند تا بتوانند اقدام به ساخت فلمهای بلند هنری کــنــند، باز هم تلاش دارند فلمهای کوتاه، مستند و یا تلفیقی از مستـند و هنری را تــهــیه کنند.

سریال “شهربانو” رونمایی شد

 

از سریال ۲۴ قسمته “شهربانو” هفته گذشته در حضور شماری از سینماگران و برخی از مقام‎های مسوول دولتی در کابل رونمایی صورت گرفت. محمدتقی حیدری، رییس موسسه “نمارسانه”، در مراسم رونمایی پوستر و تریلر این سریال گفت که افغانستان در شرایط کنونی همان گونه که به تأمین امنیت و رشد اقتصاد نیازمند است به رشد فرهنگ و هنر نیز نیازمند می‎باشد. او با انتقاد از بیتوجهی مسوولان دولتی در قبال فرهنگ و هنر گفت: “امروز یک سریال رونمایی میشود، اما مقام‎های دولتی و رسانهها در این جا حضور ندارند.”
سید آقا حسین سانچارکی، معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ، بالاترین مقام دولتی بود که در این مراسم به چشم میخورد. او در سخنرانی‎اش نقش فلم و سریال را در غنامندی فرهنگ و تحولات فکری یک جامعه بسیار ارزنده عنوان کرد و گفت که سینمای سالم و مطابق به ارزشهای جامعه افغانستان یک ضرورت عینی است، اما به گفته او مشکل اساسی این است که تاکنون در این رابطه از منابع عرفانی و فلسفی افغانستان کار گرفته نشده است.
معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ تأیید کرد که تاکنون در رابطه به غنامندی فرهنگ و هنر در کشور سرمایه‎گذاری لازم صورت نگرفته است، از این لحاظ سطح کیفی محصولات هنری و سینمایی در کشور بسیار پایین است و در رسانهها بیشتر تولیدات هنری خارجی به نمایش گذاشته میشود. وی بسیاری از فلمها و سریالهای خارجی را در تضاد با فرهنگ و ارزشهای افغانستان عنوان کرد. سانچارکی رونمایی سریال شهربانو را در شرایط کنونی کشور یک غنیمت بزرگ در عرصه تقویت فرهنگ و هنر اعلام کرد.
انجنیر لطیف احمدی، سینماگر معروف کشور، نیز در مراسم رونمایی سریال شهربانو انتقادات شدیدی را متوجه حکومت کنونی کرد و گفت که سینماگران نباید بیش از این سکوت دولت را در قبال فرهنگ تحمل کنند، بلکه آن‎ها باید در صدد انتقاد و اعتراضات گسترده علیه حکومت بر آمده و مقام‎های مسوول را در رابطه به رشد و حمایت از فرهنگ متوجه وظایف شان کنند. وی رونمایی سریال شهربانو را یک رویداد مهم فرهنگی در کشور عنوان کرد و گفت که منتظر نشر این سریال از شبکههای تلویزیونی داخلی است.
موسسه فرهنگی نمارسانه کار ساخت سریال شهربانو را یک سال قبل آغاز کرده بود. نویسنده و کارگــردان ایــن سـریــال قــربان میرزایی، دستیار کارگردان عباس محمدی، مـدیـر تولیــد سیدمرتضیعلوی، مدیر تخنیک جمشید عزیزی، تصویربرداران محمد امان صیفی و سید احمد امانی، مدیر برنامه‎ریز سید رامین سادات، مسوول تدوین حسین علی حیدری، صدابرداران سیده مهران و عبدالقیوم  نیازی، منشی صحنه محمد قاسم پور میباشند. حسیبا ابراهیمی در نقش شهربانو، فرزانه نوابی در نقش فرشته، سید مرتضی علوی در نقش صبور از کرکترهای مرکزی این سریال میباشند. همچنان دیگر بازیگران این سریال شامل صدیقه تمکین، سید میران فرهاد، عبدالغفور عرفانی، اجمل عمر، نسیمه نوابی، عبدالبصیر صمیمی و شکیبا هستند.
سید مرتضی علوی که علاوه بر بازیگری وظیفه مدیر تولید را نیز به عهده داشته است، در مراسم رونمایی این سریال گفت: “برای ساخت سریال شهربانو ما با محدودیتهای زیادی از سوی نیروهای امنیتی روبه‎رو شدیم، اما با وجود تمام مشکلات این سریال بدون همکاری مسوولان دولتی ساخته شد.”
همچنان حسیبا ابراهیمی که نقش شهربانو را در این سریال بازی کرده است، به محدودیتهای زنان افغان در عرصه سینما اشاره کرده و گفت با وجود تمام مشکلات فراراه زنان در سینما، وی به راه خود ادامه میدهد. او گفت: “شهربانو گوشهای از مشکلات زنان افغان است که به تصویر کشیده شده، ولی مشکلات خیلی بیشتر از این‎هاست.”
سریال شهربانو که به زوایای پنهان مشکلات اجتماعی و فرهنگی در افغانستان پرداخته، داستان آن در مورد “فرشته و شهربانو” دو دختر محصل از دو خانواده متفاوت از لحاظ اقتصادی است. داستان در کنار تفاوتهای زندگی، جریان تحصیل این دو دختر را نیز بیان میکند. نظر به داستان، شهربانو، در قسمتهای وسط سریال از بین میرود اما فرشته تا آخر سریال باقی است.

دمکراسی با تابوت کشته های جمعه خاک شد

پس از آنکه تظاهرات مردمی در کابل به خاک و خون کشیده شد، مردم سرگردان و متوهم بدنبال جنازه های سوخته و تیکه تیکه شده و یا گمشده خود هستند.
فاجعه بقدری سنگین است که انسان باورش نمی شود که حکومت به اصطلاح مردمی اینچنین فجایعی را بر مردم خود روا دارد.

خلیل الرحمان سروری، استاد دانشگاه کابل در گفتگو با "همگام" در خصوص اینکه در فاجعه تظاهرات روز جمعه چه کسی مقصر است، گفت: هر کس که زور کمتری داشته باشد، گناهگار است. از نظر این حکومت، ملت بدلیل دادخواهی و عدالت خواهی گناهکار است! و انتظار این وقایع را همه روزه داشته باشید.

سروری می گوید: وظیفه حداقلی هر حکومت دفاع از جان، مال و ناموس مردم است ولی متاسفانه که این حکومت نتوانست حداقل وظیفه اش را انجام دهد و شبیه تروریستان بر مردم گلوله باری کرد. فاجعه جمعه، دردناکتر و وحشتناکتر از حادثه چهارشنبه بود. مردم می دانستند همه روزه قربانی توطیه های ترویستان هستند ولی نمی دانستند که این دولت خود از هر ترویستی وحشتناکتر عمل می کند.

این استاد دانشگاه، گلوله باری حکومت بر معترضان انفجار خونین چهارشنبه را شرم آور خواند وبیان کرد: به عنوان یک انسان که در این جغرافیا زندگی می کنم به هیچ صورت قابل پذیرش نیست که دولتی که خود را برخاسته از اراده و منتخب مردم می خواند، به روی همین مردم گلوله باری کند. حتی اگر این عدالت خواهی منجر به سقوط ارگ می شد، حکومت حق فیرباری نداشت.

وی درهمین باره بیان کرد: گله ای از این حکومت از هم پاشیده نیست؛ گله از سازمان های بین الملی و دفتر سازمان ملل است که از این حکومت ناقض حقوق بشر دفاع می کند. سازمان ملل باید در واقعه روز جمعه دخالت می کرد. یک هزار خانواده در انفجار چهارشنبه در غم نشست و دو روز است که با خون افطار می کنیم. یک روز را ترویستان خون کردند و روز دیگر را حکومت وحدت ملی!

سروری، درباره اینکه آیا خشونت در تظاهرات روز جمعه لازم بود اظهار می کند: آیا از یک خانواده ای که فرزندش را از دست داده انتظار دارید که بیاید و آرام توضیح بخواهد؟ تردیدی نیست که از حالت روانی خارج بشود. مظاهره روز جمعه از طرف خانواده های قربانیان بسیار مسالمت آمیز بود و هدف آنها حمله بر ارگ نبود و تنها می خواستند صدای خود عدالت خواهی خود را به گوش ارگ نشینان برسانند که حکومت وحدت ملی بی شرمانه دادخواهی آنان را به گلوله بست. جمعه شاهد بودیم که دمکراسی با تابوت کشته شدگان به خاک رفت.

وی افزود: در جریان اتفاق روز جمعه، سفارت آمریکا و سازمان ملل باید مداخله می کردند و برای حکومت اولتیماتوم می دادند که اگر نمی توانید مشکل تان را حل کنید برای انتقال مسالمت آمیز قدرت حاضر شوید ولی حتی نشنیدیمی که اینها برای سران حکومت اخطار فرستاده باشند.

این استاد دانشگاه، درخصوص اعلامیه های رییس جمهور و رییس اجرایی پس از فجایع رخ داده اظهار می کند: برداشت من این است که اینها دلشان برای کسی نسوخته و از کشته شدن مردم هم نگرانی ندارند، بلکه ترس از دست دادن قدرت مضطرب شان کرده است. چیزی برای این حکومت نمانده است و از دو شخص تقاضا می کنم که نظام را به خشونت نیاندازند و فرصت بیشتر به تروریستان ندهند. طرفدار خشونت نیستیم و نظام خود بفهمد و برای آبروی خودشان هم که شده زمینه انتقال مسالمت آمیز قدرت را فراهم کند.

سروری خطاب به رییس جمهور بیان کرد: ضرورت چیست که با چند مهره بدنام، به بدنامی خود ادامه می دهی؟! ضرورت این است که اینها باید به سادگی کنار گذاشته شوند. اگر توانایی محاکمه این افراد را نداری از آدرس مردم آنها را کنار بزن و مردم را قربانی دسیسه ها نساز.

وی، اعتراضات روز جمعه را کاملا مردمی و توده ای از جوانان، پدران و خانواده هایی خواند که داغدار بودند و در اینباره تصریح کرد: تظاهرات مطلقا مردمی بود و هیچ افراد غرض آلودی در آن شرکت نکرده بودند. مردم می خواستند صدا بلند کنند که یک هزار انسان به خاک و خون کشیده شده است، آیا حکومت مردم را حمایت می کند یا همراه تروریستان آنها را می کشند؟

سروری بیان کرد: اگر دولت برای دادخواهی مردم تلاش نکند، احزاب سیاسی و مردمی دیگر وارد کار می شوند. طبق روحیه ای که در قدرتمندان دیده ایم، تا زمانیکه کسی از پای اینها نگیرد و آنها را نیاندازند، خود حاضر به کنار رفتن از قدرت نیستند و اگر تمام ملت هم پیش روی اینها قربانی بشود، برای اینها هیچ ارزشی ندارد. اگر در میان کشته شده های روز جمعه فرزند غنی و عبدالله می بود امشب چه ماتمی در خانه هایشان بود؟ اگر وجدان دارند، می فهمند که مسوول این حوادث هستند چرا که سمت های مهم این دولت را به افراد ناکارا سپرده اند و آنان را بر سرنوشت مردم حاکم کرده اند درحالی که اکثریت خانواده های اعضای کابینه و روسای نظام در کشورهای فرانسه، آمریکا، انگلیس، استرالیا و آلمان بسر می برند.

این استاد دانشگاه ادامه وضعیت را نگران کننده می خواند و بیان می کند: این نظام توانایی کوچکترین مدیریتی را ندارد و در شرایط حساس مردم خود را قتل عام می کند. در این وضعیت دیگر برای این حکومت پیشنهادی نداریم و پیشنهادمان برای سازمان ملل و سفارت آمریکا این است که دست از حمایت این حکومتی که برای نابودی مردمش کمر بسته بردارد و به این وضعیت فجیع پایان دهد.

وی بیان کرد:دولت برخاسته از رای مردم نیست و یک نظام دروغی کاذب است. این دولت دروغین بسادگی می تواند هر فردی را در هر کجا بکشد و به این نتیجه می رسیم که ده ها توطئه ای که برای قتل مردم صورت گرفته است از سوی همین نظام بوده است. بعضی دفاتر عظما و حکومت ها با اعتراضات مردمی سقوط کرده اند اما هیچگاه دولت شان به روی مردم فیر نکرد و آنان را به گلوله نبست اما این حکومتی که هر روز شعار دمکراسی برای جوانانش سر می دهد، همان ها را به رگبار بست.

سروری تصریح کرد: افراد مشکوک و ستون پنجمی های ارگ که دستور رگبار مردم را داده اند باید به سریعترین فرصت محاکمه شوند و حکومت برای انتقال مسالمت آمیز قدرت حاضر شود در غیر آن کشور به عمق فاجعه فرو می رود و اگر مردم یکبار دیگر به پا خیزند، دیگر نه آمریکا، نه ناتو و نه خود حکومت نمی تواند حتی با گلوله باری جلوی این مردم را بگیرد.

این استاد دانشگاه، رفتار سران حکومت را بی شرمی محض خواند و افزود: هیچ چیز در کشور سرجایش نمانده است و اینها می گویند که همه چیز گل و گلستان است این اوج بی شرمی آنان را نشان می دهد. روشن است که قدرت باید به افراد متعهد و ملی سپرده شود نه افرادی که خانواده هایشان در خارج از کشور هستند و خود برای امتیازات به کشور آمده و دست به هر کاری می زنند.
 

ضرورت بازنگری درباره شورای عالی صلح

شــورای عــالـی صلــح هفـت ســال پیـش به هدف میانجی‎گری صلح میان دولت و گروه‎های مسلح مخالف آن ایجـاد شــد. اما نهادهایی ‎که در راستای صلح‎پروری در کشور کار می‎کنند، شورای عالی صلح را نهادی توصیف می‎کنند که صرفاً پول مصرف می‎کند و بازدهی آن صفر است.
کلیدگروپ در نشست‎هایی که برای ارزیابی کارکرد این شورا در ولایت‎های کابل، کندهار، بلخ و هرات برگزار کرده بود، دریافته است که فعلاً مشکل این نهاد تنها خالی بودن چوکی رهبری آن نیست بلکه نبود تعریف مشخص از وظایف و صلاحیت‎های این شورا، نوسان شرایط امنیتی – سیاسی در سطح منطقه و وابستگی مالی شورای عالی صلح به کمک‎های خارجی، چالش‎هایی است که این شورا با آن‎ها دست به گریبان است. اما آنچه در سطح داخلی شورای عالی صلح را با مشکل روبه‎رو کرده است، وابسته بودن آن از نگاه صلاحیت‎های کاری با دیگر نهادها می‎باشد؛ مشکلی که چگونگی فعالیت این شورا را بیش از پیش دشوار ساخته است.
به باور نهادهایی که در راستای صلح کار می‎کنند، شورای عالی صلح بیشتر همانند جرگه موسفیدان در روستاهای کشور است، نه یک نهاد مدرن برای میانجی‎گری صلح در منازعات مسلحانه. ایــن شورا برای این که بتواند با یک گـروه از مخـالفــان مسـلـح دولت وارد گفتگو شود، باید از طریق نهادهای دیگر حکومتی وارد عمل شود. وقتی گروهی به عنوان جانب گفتگوهای صلح مشخص می‎شود، در گام نخست، نهادهای امنیتی باید این گروه را مورد شناسایی قرار دهند و در مورد شان بررسی کنند، سپس اگر آن‎ها لازم دیدند و تأیید کردند، آن‎گاه شورای یاد شده وارد عمل می‎شود. همچنان بیشتر افرادی که از نشانی شورای عالی صلح وارد مذاکره می‎شوند یا خود شان در گذشته بخشی از منازعه بوده‎اند و یا هم اگرافرادی با پیشینه منازعه نیستند، به دلیل بی‎برنامگی طوری مذاکره می‎کنند که نفس مذاکره صلح ایجابنمی‎کند. این دست‎بستگی از یک سو تحرک را از شورای عالی صلح گرفته و از سوی دیگر، ساختار یاد شده را یک نهاد درجه چندم حکومتی می‎سازد که نمی‎شود توقع صلح‎آوری از آن داشت. دقیقاً این مشکلات و ضعف‎ها از تأثیر مذاکره می‎کاهد و بیشتر شورای یاد شده را یک ساختار فردمحورد و سلیقه‎یی وانمود می‎سازد.
حال وقتی شما می‎آیید این نهاد را تقویه می‎کنید و تلاش دارید تا خلاهایی را که در بالا ذکر شد پر کنید، تازه متوجه می‎شوید که با مشکل دیگری قرار است دست و پنجه نرم کنید: تقویه یک نهاد فراقانونی در کنار ساختارهای امنیتی و دستگاه‎های سیاسی – این یعنی ایجاد تورم تشکیلاتی در بدنه دولت.
اگر مشکلات شورای عالی صلح را به طور فهرست‎وار به نبود رهبری سالم، عضویت افراد شامل منازعه در ساختار آن، بی‎برنامگی، نبود تعریف مشخص از این شورا در ساختار دولت، هماهنگ نبودن برنامه‎های این نهاد با تغییرات شگرف منطقه‎یی، بازی‎های پیچیده استخباراتی در منطقه، وارد شدن در مذاکرات به گونه‎ فردمحورانه، وابستگی‎ها و تقویت یک نهاد فراقانونی، خلاصه بسازیم، ساختار پیچیده گروه طالبان و دیگر گروه‎هایی که طرف مذاکرات صلح با دولت تلقی می‎شوند، هم بخشی از چالش در برابر کار شورای عالی صلح به حساب می‎آید. به باور آگاهان، اوضاع جاری در منطقه ما در حال پیچیده شدن است؛ طالبان به گروه‎های مختلف تقسیم شده‎اند، صدای واحد ندارند و فاقد رهبری واحد هستند.
با توجه به مشکلاتی که در بالا ذکر شد، شورای عالی صلح قادر به پیش‎برد برنامه صلح دولت با مخالفان مسلح آن نیست. پس لازم است فلسفه وجودی شورای عالی صلح مورد بازنگری قرار گیرد؛ اگر اصلاحات با توجه به هزینه‎هایی که متصور است قابل اعمال بود که خوب، در غیر آن بهتر خواهد بود تا مسوولیت پیش‎برد برنامه و گفتگوهای صلح به نهادهای امنیتی و دستگاه سیاست خارجی کشور واگذار شود. در بخش پیش‎برد گفتگوهای صلح، بر اساس فرضیه “گفتگوهای صلح برای افغان‎ها توسط افغان‎ها” هم تجربه موفق شورای امنیت ملی را در کشانیدن گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، به میز گفتگوهای صلح در کارنامه داریم که می‎شود از آن سود برد و بر اساس آن یک نقشه راه ترسیم کرد.

پیامدها و موانع توزیع تذکره الکترونیکی

سرانجام طلسم توزیع تذکره الکترونیکی شکست و فرمان توزیع آن توسط محمداشرف غنی، رییس جمهور، امضا و از آدرس سرور دانش، معاون دوم رییس جمهور، نشر شد. دفتر مطبوعاتی معاون دوم ریاستجمهوری اعلام کرد که اداره مرکزی ثبت احوال نفوس مسوول تطبیق برنامه توزیع تذکره‎های الکترونیکی بوده و وزارتهای امور داخله، مخابرات و مالیه نیز موظف شدهاند تا تجهیزات و بودجه مورد نیاز این اداره را تأمین کنند. قرار است ۹۰ روز پس از صدور این فرمان که در ۲۵ ماه ثور صادر شد، مرحله آزمایشی توزیع تذکره‎های الکترونیکی آغاز شود. براساس این فرمان رییس جمهور، نظارت بر این برنامه ملی به کمیتهای به ریاست معاونت دوم ریاست جمهوری و ریاست اجرایی حکومت وحدت ملی و با عضویت مشاور رییسجمهور و نهادهای ذیربط سپرده شده است. در مرحله آزمایشی ۵۰۰ نفر از کارمندان دولت تذکره‎ می‎گیرند.
توزیع تذکره‎های الکترونیکی به دلیل جنجال‎ها روی واژه دین و قوم، ماه‎ها و سال‎ها به تأخیر افتاد. اما در روزهای پایانی سال گذشته، کابینه حکومت وحدت ملی، ماده شش قانون ثبت احوال نفوس را تعدیل کرد که بر اساس این تعدیل، دین، قوم و ملیت درج تذکره‎های الکترونیکی خواهد شد. با این حال، برخی از نمایندگان پارلمان گفته‎اند در حالی که پارلمان وجود دارد، فرامین تقنینی بدون تصویب این نهاد نباید تطبیق شود. به گفته آن‎ها، قانون تذکره الکترونیکی، مصوب حکومت است و این اقدام حکومت مغایر روحیه حاکمیت قانون، دموکراسی و تعامل قوه مقننه و مجریه است. رییس ولسی جرگه نیز گفته که قانون ثبت احوال نفوس به ولسی جرگه رسیده و در کمیسیون امنیت داخلی بحث روی آن ادامه دارد.
به هر حال، بحث روی این مسایل بارها صورت گرفته و از زوایه‎های مختلف به آن پرداخته شده است. آنچه در آستانه‎ اجرای این برنامه اهمیت دارد، پرسش از پیامدها و موانع این پروسه است. به این معنا که باید روشن شود، توزیع تذکرههـای‎ الکـتـرونیکی چه پیامدهایی در افغانستان دارد و تحقق کامل و اجرای فراگیر آن با چه موانعی مواجه خواهد بود؟

ثبات و شفافیت
کارشناسان و مردم با تأکید بر سرنوشت‎ساز بودن پروسه توزیع تذکره‎های الکترونیکی معتقد هستند که اجرای این پروسه، کمک بزرگی به تأمین ثبات و شفافیت در پروسه‎‎های ملی و دموکراتیک خواهد کرد.
بسیاری از مردم بارومند اند که جلو نفوذ نیروهای مخالف و عناصر وابسته به گروه‎های مخل امنیت که آزادانه از کشورهای بیرون وارد کشور شده و یا هم با استفاده از اسناد ملی جعلی به امنیت و ثبات کشور ضربه می‎زنند، ناشی از نبود تذکره قابل اعتماد می‎باشد. محمدهاشم، شهروند کابل‎نشین که در سفر اخیرش به شمال شاهد تلاشی‎ نیروهای امنیتی و ارزیابی اسناد شناسایی آن‎ها بوده، می‎گوید: “شایعه‎ انتقال مخالفان مسلح به شمال کشور، باعث شده بود تا نیروهای امنیتی، تذکره‎های مسافران را در نقاط مختلف مسیر شمال بررسی کنند. کسانی هم که تذکره نداشتند، ناگزیر به پایین شدن از موتر و صرف نظر از سفر شمال بودند. با خود فکر کردم که داشتن یک سند ساده‎ای چون تذکره ورقی برای مخالفان کار آسانی است. لذا با تقلب این سند، خواهند توانست، عبور و مرور و نقل و انتقال افراد خود را تسهیل کنند.”
بـه گـفـتـه وی، اگــر سنــد مسـتحکـمــی چـــون تذکره الکترونیکی وجود داشته باشد و هر کدام از پوسته‎های تلاشی نیز به منبع این اسناد دسترسی داشته باشد، جلوگیری از چنین جرایمی آسان خواهد شد. کارشناسان نیز تأثیر داشتن اسناد الکترونیکی را که باعث شناسایی آسان افراد و شهروندان شود، راهکار اصلی جلوگیری از ارتکاب جرایم و جنایات می‎دانند.
علی‎رضا حسنی، جامعه‎شناس و استاد پوهنتون غرجستان، می‎گوید: “داشتن تذکره الکترونیکی در عصر دیجیتل یک ضرورت است و بسیاری از کشورها با استفاده از این سند جلو بسیاری از جرایم و جنایات را می‎گیرند. در صــورت صــدور تـذکره الکترونیکی، نهادهای امنیتی، قضایی و عدلی باید به منابع آن دسترسی داشته و از طریق آن افراد جانی و مجرم را شناسایی خواهند کرد. پیگیری و پیگرد عدلی و امنیتی افراد با استفاده از این اسناد، کار را برای نهادهای امنیتی و قضایی بسیار تسهیل خواهد کرد.”
عبدالشکور اخلاقی، کارشناس مسایل سیاسی، نیز معتقد است که “یکی از موضوعات بحث‏برانگیز در عرصه‏ دولتداری خــوب و طـرح مـسایــل ملی، توزیع تذکره‎ الکترونیکی است. اهمیت صدور تذکره‎ الکترونیکی از جهات مختلف قابل بیان است. در قدم نخست، میتوان عنوان کرد که صدور تذکره الکتـرونیـکــی و برخــورداری شهــرونــدان کشور از آن، در واقع اولین سند رسمی معتبری خواهد بود که در دستــرس شهروندان کشور قرار خواهد گرفت. تثبیت هویت ملی موضوع دیگری است که اهمیت تذکره الکترونیکی را برجسته میسازد. در جهان امروز و در کشورهای مدرن، تذکره الکترونیکی یکی از شاخصهای تعریف شده و پذیرفته شده هویت سرزمینی به شمار میآید. متأسفانه در کشور ما با آن که ادعاهای گزافی در مورد هویت ملی طرح میگردد اما هیچگونه نشانه‏ای که موجودیت و عینیت هویت ملی را از یک آرزو و شعار به واقعیت بدل سازد، حتا در حد برخورداری از یک سند ملی، وجود ندارد. نکته مهم دیگری که در این ارتباط وجود دارد این است که توزیع تذکره‎ الکترونیکی در عصر حاضر، که عصر دیجیتلی نیز نامیده میشود، میتواند کارکرد اساسی و تسهیل‎کننده در تمام امور به همراه داشته باشد. بدین جهت است که بسیاری از کشورها و دولتها سعی دارند نه تنها تذکره‎های ملــی خــود بـل تمام اسناد ملی خود را دیجیتلی و الکترونیکی سازند.”
اما این موارد، تنها پیامدهای توزیع تذکره الکترونیکی نخواهد بود. مسأله‎ سرنوشت‎ساز و حیاتی دیگر، کاربرد آن در پروسه‎های دموکراتیک و اداری است. بنابراین، یکی از موارد پر کاربرد و بسیار بااهمیت تذکره الکترونیکی در عرصه‏ انتخابات و شفافیت آن است. تقویت سیستم دیجیتلی در کشور و دستگاههای اجرایی و عملی به‏ویژه در زمینه انتخابات از مرحله مشارکت و رای‏دهی تا شمارش و اعلام نتایج آن از اهمیت به سزا و تعیین‏کننده‎ای برخوردار است.
جان آقا غزنوی، آگاه امور سیاسی- اجتماعی، با اشاره به این نکته می‎گوید: “چیزی که وجود این سند ملی را در جامعه به طور خاص برجسته‏تر میسازد میزان تعیین جمعیت کشور و دقیق ساختن آمار جمعیت و کتلههای گوناگونی است که ترکیب اجتماعی افغانستان را تشکیل میدهند. در شرایط کنونی، افزون بر محروم بودن از امتیازات یادشده به خاطر نبود تذکره الکترونیکی، یکی دیگر از مشکلات، ادعاهای غیردقیق و جهت‏دار درباره جمعیت کشور و چگونگی ترکیب آن است که یا به شکل سلیقه‏یی و یا غیرمعیاری درباره آن ادعاهایی مطرح میشود. متأسفانه این ادعاها فقط در دایره ادعا باقی نمانده بل پیامدهای خواسته و ناخواسته سیاسی و اجتماعی نیز به خود گرفته است.”
با این حساب، اگر روند توزیع تذکره الکترونیکی آغاز و عملی شود، پیامدهای آن در کشور بسیار حیاتی و سرنوشت‎ساز خواهد بود. اما پرسش بعدی این است که آیا این پروژه عملی خواهد شد و با چه موانعی مواجه است که ممکن است جلو اجرایی شدن آن را بگیرد؟

موانع توزیع تذکره الکترونیکی
در حالی ‎که بر اساس فرمان تازه رییس جمهور باید شاهد شروع روند توزیع تذکره الکترونیکی تا سه ماه دیگر باشیم، کارشناسان اما موانع فراروی این پروسه را برجسته و عمده می‎دانند. علی راحل، نویسنده و تحلیل‎گر، باورمند است که “هنوز نگرانیها و چالشهای سنگین و بزرگی در این مسیر وجود دارد که هر کدام به سهم خود میتواند مانع تحقق کامل، همهجانبه، دقیق و درست توزیع تذکره الکترونیکی شود.” به باور وی، “یکی از مهمترین چالشهای موجود در این زمینه، ناامنی است. هنوز هیچ تضمین مطمئنی وجود ندارد که در بیش از ۴۰ درصد خاک کشور که گفته میشود در کنترول نیروهای مسلح مخالف دولت قرار دارد، در عمل امکان توزیع تذکره‎  الکترونیکی وجود داشته باشد.”
به باور آگاهان، در چنین شرایطی، شاید همهچیز به وسیله تضمینهایی که از سوی نیروهای مسلح و نهادهای امنیتی، داده میشود، بستگی نداشته باشد. ضمن آن که اگر این نیروها قدرت تأمین امنیت برای توزیع تذکره‎ الکترونیکی را داشته باشند، این به معنای آن است که به این بهانه، تکلیف تروریزم نیز روشن خواهد شد و حوزه سیطره دولت به مناطق وسیعی از خاک کشور، گسترش پیدا خواهد کرد. آیا این امکان واقعاً وجود دارد؟
اگر پاسخ منفی باشد، راه دوم این است که دولت با گروههای مسلح مسلط بر ۴۰ درصد خاک کشور، به توافقی برای همکاری آن‎ها در روند توزیع این تذکره دست پیدا کند. توافقی که مشخص نیست اساساً دستیافتنی هست یا نه؛ زیرا این مهم نیز وابسته به مسایل جانبی زیادی است. یکی این که دولت تنها با یک گروه مسلح شناختهشده با آدرس و نشانی مشخص، روبهرو نیست. بر پایه ادعاها، هماکنون ۲۰ گروه تروریستی بینالمللی در افغانستان، فعال هستند که هر کدام در منطقه خاصی، از قدرت بلامنازع برخورداراند. دولت با همه این گروهها در حال جنگ به سر میبرد.
چالش دوم این است که هر یک از نیروهای تروریستی فعال در کشور، حامیان و همکاران خارجی خاصی دارند که به منظور رسیدن به منافع غیرمشروع خود، اقدام به ایجاد، تقویت و برجسته‎سازی تروریزم در افغانستان میکنند. پس توافق با هر یک از این گروهها در زمینه توزیع تذکره‎ الکترونیکی، مستلزم تحقق این پیششرط هــم هســت کــه پروسه توزیع تذکره‎، لزوماً با منافع استراتیژیک رژیمهای خارجی حامی تروریزم در افغانستان، پیوند داشته باشد و یا دستکم به منافع آن‎ها آسیب نرساند.
این در حالی است که برخی از این گروهها تنها به این منظور در افغانستان حضور و فعالیت دارند که مانع از تحقق هرگونه پروژه موفقیتآمیز منسوب به دولت شوند. با این حساب، دشوار است که بتوان تصور کرد که پروسه توزیع تذکره‎ الکترونیکی بی‎هیچ چالشی تطبیق شود و به انجام برسد.
با تمام این چالش‎ها و موانعی که کارشناسان به آن اشاره می‎کنند، اگر تذکره الکترونیکی توزیع شده و این روند اجرایی گردد، موفقیت بزرگی برای دولت و یک مسأله‎ حیاتی برای ملت به حساب خواهد آمد.

نگاهی به آداب و رسوم نوروز در افغانستان

نگاهی به آداب و رسوم نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان قدمت چند هزار ساله داشته و رسوم و آیین‌های ویژه نوروزی سال‌ها است که نسل به نسل به افغان‌ستانی ها منتقل می‌شود.مردم افغانستان نوروز را آغاز فصل طراوت و زندگی مجدد طبیعت می‌دانند و برای رهایی از زمستان سرد و خشک و تجلیل از نوروز از هفته‌ها قبل آماده این جشن می‌شوند.در این مطلب به برخی از آیین و رسوم ویژه نوروز در افغانستان اشاره می‌شود.

تجمع در زیارتگاه‌ها

در ۲ شهر کابل و «مزار شریف» زیارتگاه‌های با شکوهی منسوب به حضرت علی (ع) وجود دارند که بسیار مورد توجه افغان‌ها قرار دارند.

در نخستین روز سال جدید، مراسم با شکوهی در این زیارتگاه‌ها برگزار می‌شود که بالغ بر صدها هزار هموطن از گوشه و کنار این کشور و حتی کشورهای همجوار آسیای مرکزی برای تماشای آن به این دو شهر سفر می‌کنن

در این مراسم، علمی که منسوب به حضرت علی (ع) که بر آن اسماء متبرک نوشته شده است به اهتزار در می‌آید و سپس این علم برای روزهای متوالی در آن مکان افراشته می‌مان

سمنو (سمنک)
تهیه سمنو (سمنک) از جمله رسم‌های قدیمی نوروز در افغانستان است که در بین زنان طرفدارانی زیادی دارد.

سمنو نوعی غذای مخصوص است که از آرد گندم، جوانه گندم، روغن و آب تهیه می‌شود.

زنان افغان از آغاز شب نوروز تا سپیده دم اولین روز بهار به صورت دسته جمعی و خواندن اشعار قدیمی شروع به پختن سمنو که از رسوم قدیمی نوروز در افغانستان است، می‌کنند.
 

 

حاضران در پای دیگ سمنو شادمان از رسیدن روزهای سبزی و نشاط هستند با خواندن ترانه‌های قدیمی که مخصوص پخت سمنو است کار خود را ادامه می‌دهند.

رسم شب‌نشینی سمنو در شب نوروز در میان خانم‌های شهر کابل و دیگر نقاط افغانستان رایج است و بسیاری از خانواده‌های افغانستانی به ویژه بانوان افغانستانی در شب نوروز در میهمانی پخت سمنو شرکت می‌کنند.
 

هفت میوه و هفت سین
آماده کردن سفره‌ هفت سین و هفت میوه از دیگر رسم‌های ویژه نوروز در افغانستان است.
هفت میوه ترکیبی از هفت نوع میوه خشک است. ای خشکبارها به طور معمول «مغز بادام»، «مغز گردو»، «پسته»، «کشمش»، «زردآلو»، «سنجد» و «قیسی» هستند.

مردم افغانستان چند روز قبل از عید نوروز این خشکبارها را به صورت مخلوط در آب قرار می‌دهند تا برای روز نوروز آماده شوند.

در همین حال در برخی از مناطق افغانستان مردم برای استقبال از نوروز سفره هفت سین نیز پهن می‌کنند.

«سیب»، «سنجد»، «سبزی»، «سمارق» (قارچ)، «سرکه»، «سمنو» و «سیر» اجزای سفره هفت‌ سین را تشکیل می‌دهند.

مردم افغانستان در روزهای نوروز از میهمانان خود با هفت میوه و هفت سین که بسیار خوشمزه و شیرین است، پذیرائی و استقبال می‌کنند.

 

غذاهای شب نوروز

خانواده‌های افغان در شب نوروز، شام مفصل و استثنایی نسبت به دیگر شب‌های سال صرف می‌کنند.

رنگ سفید نزد مردم افغانستان نشانه خوشبختی و سعادت است به همین دلیل بسیاری از مردم افغانستان یک خروس سفید رنگ را در شب نوروز با نیت این که سال جدید، سالی پر از خوشبختی و نیک‌بختی باشد، ذبح می‌کنند و آن را به همراه سبزی و پلو برای سفره شب نوروز طبخ می‌کنند.

 

رنگ سبز نزد مردم افغانستان جایگاه ویژه‌ای دارد و از آن به نیکی و خوبی تعبیر می‌شود به همین دلیل افغان‌ستانی ها برای داشتن سالی پر بار بر سفره‌های خود در شب نوروز سبزی و سبزی پلو قرار می‌دهند.

ماهی کباب شده نیز از دیگر غذاهایی است که در شب نوروز طرفداران زیادی در بین خانواده‌های افغان دارد و در آستانه شب‌های عید ماهی در بازارهای افغانستان به شدت گران می‌شود.

در ایام نوروز وضعیت درآمدی مشاغلی چون ماهی پزی و شیرینی فروشی‌ها رونق ویژه‌ای می‌گیرد و معمولا مردم در این فروشگاه‌ها برای خرید در صف‌های طولانی می‌ایستند.

نوروزی

جوانانی که هنوز در دوران نامزدی به سر می‌برند و منتظر ازدواج هستند، یک روز قبل از نوروز به همراه هدیه نوروزی برای تبریک سال نو به خانه همسر خود می‌روند.

خانواده‌ پسر (داماد) با هدایایی چون لباس، جواهرات و حنا به همراه غذاهایی مانند ماهی، زولبیا، شیرینی و کلوچه‌های متنوع برای تبریک عید و دادن عیدانه به خانه عروس می‌روند.

خانواده عروس هم در مقابل، لباس مردانه و شرینی برای داماد آینده آماده می‌کنند.

لباس نو

در آستانه نوروز، بازار فروش لباس در شهر کابل بسیار رونق دارد و مردان و زنان به ویژه کودکان برای استقبال از بهار لباس‌های نو خریداری می‌کنند.

مردم افغانستان معتقدند در حالی که طبیعت با آغاز بهار نو می‌شود و این زیبایی بر جان و روح انسان نیز اثر می‌گذارد باید چهره و پوشش انسان هم پاکیزه و تمیز شود به همین دلیل مردم این کشور اقدام به خرید لباس نو می‌کنند.


خانه تکانی

خانه تکانی در آستانه نوروز از سنت‌های پسندیده افغان‌ها است.

زنان افغان در آستانه‌ نوروز با شستن فرش‌ها و گردگیری خانه‌ خود تلاش می‌کنند تا پاکیزگی و نشاط را در آستانه بهار در خانه به وجود آورند.

تزئین و رنگ خانه برای استقبال از بهار از دیگر رسوم افغان‌ها در روزهای آخر زمستان است و مردها در افغانستان تلاش می‌کنند تا در آستانه نوروز وسایل خانه خود را نو کنند.

 

دید و بازدید

گرچه تعطیلی عید نوروز در افغانستان فقط یک روز است اما درهمین فرصت اندک نیز دید و بازدیدها در حد مقدور انجام می‌شود و این

سنت حسنه افغان‌ها جشن نوروز را با سفارشات دین مبین اسلام بیشتر پیوند می‌دهد.

دیگر سنت‌ها

توسل جستن با مراکز مقدسی که منسوب به امیرالمومنین حضرت علی (ع) هستند از جمله در ۲ شهر کابل و مزار شریف بسیار دیدنی است.

 ده‌ها هزار افغان در اطراف این مکان مقدس جمع شده و با نیایش از خداوند طلب سال نیک می‌کنند.

جشن گل سرخ

جشن گل سرخ (میله گل سرخ) یک جشن خاص است که در مزار شریف در ۴۰ روز اول سال و به مناسبت روییدن گل‌های سرخ اجرا

می‌شود و در طول این ۴۰ روز مردم از همه جا برای حضور در این جشن به مزار شریف می‌آیند. این مراسم به طور همزمان با مراسم

جهنده علی (یا ژنده علی) انجام می‌شود. مراسم جهنده علی، مراسمی خاص دینی است که به مناسبت خلافت علی ابن ابی طالب

در مسجد مقدس این شهر که گفته می‌شود آرامگاه این امام است اجرا می‌شود. این مراسم با برافراشتن یک علم (که ترکیب رنگ آن به

 درفش کاویانی شباهت دارد و به آن ژنده سخی می‌گویند) در حرم منسوب به امام علی و در اولین روز سال اجرا می‌شود. جشن گل

 سرخ برای چهل روز در دشت‌های لاله و حرم ادامه می‌یابد.

جشن دهقان

در این مراسم که در روز اول سال اجرا می‌شود کشاورزان به شهرها می‌آیند و تولیدات خود را به نمایش می‌گذارند. در سال‌های اخیر این مراسم تنها در کابل و برخی شهرهای بزرگ اجرا می‌شود و حتی شخصیت‌های بلند پایه حکومتی نیز در تماشای آن شرکت دارند.

نگاهی به بازی‌های سنتی مردم افغانستان در عید نوروز


انجام بازی‌ها و سرگرمی‌های ویژه و باستانی در روزهای نوروز که بیشتر از سوی جوانان انجام می‌شود، به جذابیت این جشن باستانی می‌افزاید.

بز کشی، کشتی، بادبادک‌ بازی، تخم مرغ جنگی و چرخ و فلک سواری از جمله بازی‌ها و سرگرمی‌هایی هستند که در میان افغان‌ها از محبوبیت زیادی برخوردار است و در جریان جشن نوروز با شکوه تمام بر پا می‌شود.
 

کشتی پهلوانی

کشتی در ایام جشن نوروز، سرگرمی بسیاری از افغان‌ستانی ها به ویژه جوانان این کشور به حساب می‌آید.

کشتی از جمله ورزش‌های باستانی و پرطرفدار در میان مردم افغانستان است که در روزهای نوروز بیشتر در مناطق بیرون شهر با شرکت کشتی‌گیران و در حضور تماشاگران مشتاق برگزار می‌شود.

کشتی‌گیران محلی در مکان‌هایی که پوششی از سبزه و یا خاک نرم دارد، گردهم می‌آیند و با حضور یک داور، مسابقه میان ۲ کشتی‌گیر برگزار می‌شود.

 

 تخم مرغ جنگی، بازی دوست داشتنی افغان‌ها


تخم مرغ جنگی از بازی‌های ویژه نوروزی در افغانستان است که بیشتر در محلات تفریحی و پارک‌ها که مردم برای تفریح به آنجا می‌روند، برگزار می‌شود.

در این بازی ۲ نفر که هر کدام تخم مرغ‌های جوشیده و سفت در دست دارند، تخم‌ مرغ‌های خود را به یکدیگر می‌زنند و تخم مرغی که زودتر شکست صاحب آن بازنده است و تخم مرغ شکسته شده به صاحب تخم مرغ برنده تعلق می‌گیرد.

تخم مرغ جنگی، تنها بازی محبوب جوانان افغانستانی نیست، بلکه در میان بزرگسالان هم از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است.

کودکان نیز این بازی را بسیار دوست دارند و می‌توان، گفت که بسیاری از خانواده‌های هموطن این بازی را با اعضای خانواده خود انجام می‌دهند. 
 

 

چرخ‌و فلک سواری
 


چرخ‌وفلک سواری یکی دیگر از سرگرمی‌های نوروزی مردم افغانستان است که بیشتر نزد کودکان و نوجوانان محبوبیت دارد.

بسیاری از چرخ‌وفلک‌هایی که چرخیدن با آنها آرزوی بسیاری از کودکان در افغانستان است مدرن نیستند.

بازی‌های دیگری چون "نیزه بازی"، "خروس جنگی"، "کبک جنگی" و "گردو بازی" از دیگر سرگرمی‌های مردم افغانستان در جشن نوروز هستند.
  بز کشی

بزکشی از بازی‌های قدیمی و پر طرفدار مردم افغانستان به شمار می‌رود.

با وجود آن که بز کشی از بازی‌های محلی ولایت‌های شمالی افغانستان به شمار می‌رود، اما به دلیل جذابیت آن، این بازی در تمام نقاط افغانستان علاقمندان فراوانی دارد و در زما‌ن‌های مختلف به ویژه ایام نوروز مسابقات بز کشی در تمام ولایت‌های افغانستان برگزار می‌شود.

"حاجی عبدالرشید" رئیس "فدراسیون بزکشی" کمیته المپیک افغانستان در این رابطه به خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، اظهار داشت: بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده در نوروز امسال، مسابقات بز کشی زیادی در سراسر افغانستان برگزار خواهد شد.

وی گفت: از جمله این مسابقات می‌توان به ۲ مسابقه بزرگ که قرار است در روز دوم و سوم نوروز در شهر مزار شریف برگزار شود، اشاره کرد.

عبدالرشید خاطرنشان کرد: همچنین مسابقاتی برای ولایت‌های دیگر چون "کابل"، "بدخشان"، "تخار"، "قندوز"، "بامیان"، "پروان"، "پنجشیر"، "کاپیسا"، "غور"، "بادغیس"، "سرپل" و "فاریاب" در نظر گرفته‌ایم.

در بازی بزکشی، اسب سوارانی که به "چاب‌اندازان" معروف هستند، تلاش می‌کنند تا بزی را که قبلاً سرش را بریده‌اند در نقطه‌ای به نام "دایره حلال" بیندازند.

در بزکشی مانند فوتبال ۲ گروه با یکدیگر رقابت می‌کنند و در هر گروه ۱۲ چاب‌انداز بازی می‌کنند.

این بازی در یک میدان هموار و بزرگ انجام می‌شود و هر چاب‌انداز برای برداشتن بز از زمین و بیرون رفتن از میان چاب اندازان گروه رقیب، باید مهارت بالایی داشته باشد تا بتواند بز را به دایره حلال برساند.

رئیس فدراسیون بزکشی افغانستان تصریح کرد: چاب‌اندازان از ماه‌ها قبل برای حضور در مسابقات نوروزی در حال تمرین کردن هستند و برای کسب آمادگی‌های لازم مسابقات دوستانه برگزار می‌کنند.

هر ساله برگزاری مسابقات بز کشی در جشن نوروز با استقبال بی‌نظیر مردم افغانستان روبرو می‌شود.

عبدالرشید در این باره می‌گوید: در مسابقاتی که همه ساله در مزار شریف برگزار می‌شود، شمار تماشاگران به ۲۰ تا ۵۰ هزار نفر می‌رسد و در ولایت‌های دیگر نیز این آمار به یک هزار تا ۱۰ هزار تماشاگر مشتاق می‌رسد.

وی خاطرنشان کرد: در مسابقات بزکشی جوایزی مانند خودرو و پول نقد تا مبلغ یک هزار دلار از سوی فدراسیون بزکشی با حمایت بازرگانان که برای تماشای مسابقه می‌آیند به چاب‌اندازانی که موفق به رساندن بز به دایره حلال شوند، اهدا می‌شود.

بادبادک بازی(گدی‌پران)
بادبادک ‌بازی از جمله بازهای مورد علاقه مردم افغانستان به ویژه جوانان شهر کابل است و روزهایی که باد به آرامی می‌وزد، آسمان کابل پر از بادبادک‌های رنگارنگ می‌شود.
جوانان شهر کابل در روزهای نوروز با حضور بر فراز تپه‌ها برای بلند کردن بادبادک‌های خود تلاش می‌کنند، این بازی به عنوان یکی از سرگرمی‌های اصلی مردم افغانستان در جشن نوروز به شمار می‌رود.
بادبادک بازی بیشتر در فصل بهار و روزهای که باد بیشتر می‌وزد، رونق می‌گیرد و در روزهای غیر از جشن نوروز هم جوانان بادبادک‌های دست ساز خود را از بالای خانه‌هایشان بلند می‌کنند.
بادبادک‌ها در اندازه‌های مختلف و قیمت‌های گوناگون در مغازه‌های کابل به فروش می‌رسد، اما در گوشه‌ای از این شهر بازار مخصوص ساخت و فروش بادبادک وجود دارد.

در شرایطی که مردم افغانستان از جنگ و نا امنی رنج می‌برند، با این حال در تلاش هستند تا از هر وسیله و فرصتی برای تفریح و شادمانی استفاده کنند.

مردم افغانستان نوروز را به عنوان بزرگترین جشن مردمی و باستانی خود می‌دانند و بدون در نظر گرفتن مشکلات زندگی تلاش می‌کنند از این فرصت برای سپری کردن روزهای خوش بهترین استفاده کنند.

با وجود آن که در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان، تجلیل از سال نو ممنوع شده بود اما مردم این کشور در خانه‌های خود از این روز تجلیل می‌کردند

جشن میلاد فاطمه(س) و روز مادر

خواستم بگویم، فاطمه (س) دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه (س) نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه (س) دختر محمد (ص) است. دیدم که فاطمه (س) نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه (س) همسر علی (ع) است. دیدم که فاطمه (س) نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه (س) مادر حسنین(ع) است. دیدم که فاطمه (س) نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه (س)مادر زینب (س)است. باز دیدم که فاطمه (س) نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه (س) نیست. فاطمه (س)، فاطمه (س) است

آری فاطمه (س)گوهری ناب، کوثری بی کران، و برکتی نامتناهی است که از برکت وجودی اش زمینیان نیز متبرک میشوند. و این روز بزرگ و فرخنده میلاد بزرگ بانوی اسلام (س) که به فرخی میلادش روز زن و مادر نام گرفته را به همه مادران و زنان که فاطمه (س)برایشان الگو واسوه اند تبریک میگویم.

 

تاریخچه عید نوروز چیست؟جشن باستانی نوروز چطور به وجود آمد؟

اکثر مردم نوروز و جشنهای جنبی آن را جشن هایی با گذشته صد در صد ایرانی می دانند. بعضی از این مراسم، بخصوص چهارشنبه سوری، بخاطر اهمیت آتش در آن، حتی وابسته به دین زرتشت دانسته شده. از طرفی، شواهد مختلف نشاندهنده این مطلب هستند که این جشنها تاریخی فراتر از قوم "ایرانی" (به معنای قوم هندو-اروپایی مهاجری که در حدود سال ۳۰۰۰ سال قبل به ایران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسم قبل از آریایی این فلات سرچشمه می گیرند و چه بسا اقوام عیلامی، کاسی، گوتی و دیگر اقوام باستانی نیز آنها را جشن می گرفته اند.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام هندو- ایرانی و بعدا" ایرانی، در درجه اول قدیمترین قسمتهای اوستا و در حالت دوم، مقایسه باورهای دیگر مردم هندو-اروپایی (بخصوص هندو-آریایی ها) با باورهای ایرانیان باستان است. ریگ ودا، قدیمیترین بخش وداهای هندو-آریایی، یکی از بهترین منابع موجود برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام آریایی (هندو-ایرانی) است. باورهای اقوام دیگر مانند سکاها، نورستانی ها، و مردم ایرانی زبانی که در ماوراالنهر و مناطق شرق کوه های پامیر زندگی می کردند نیز می توانند الگوهای ما برای فهمیدن باورهای ایرانی های باستان باشند.


در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقیه یسناها که قدیمی ترین بخش های این کتاب هستند، هیچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای وابسته به آن نشده است. مراسم اوستایی اصولا" نیایشهایی به امشاسپندان مختلف و فره وشی ها هستند. یسناها سرودهایی هستند که برای ستایش میترا، آناهیتا، ورونا، هوم، و دیگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها باید خوانده شوند (کلمه های "جشن" و "یسنا" از یک ریشه هستند). در نتیجه، دربخشهای قدیم اوستا ذکری از جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده بدر و یا حتی سده نداریم.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

نخستین نشانه از نوروز در اوستا، در فرگرد دوم "ویدیودات" است که در ضمن توضیح زندگی "ییم" (جمشید)، به دستور برگزاری نوروز نیز اشاره شده (این روایت را فردوسی نیز ذکر می کند). اما ویدیودات از اخیرترین بخش های اوستاست که به احتمال زیاد یا در دوران ساسانی نوشته شده و یا در آن دوران به طور کامل بازنویسی شده و بسیاری از باورهای زرتشتی ساسانی در این کتاب وارد شده.


با نگاه کردن به باورهای مندرج در ریگ ودا نیز اثری از مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بینیم. جشن شروع سال در نزد این اقوام اهمیت زیادی نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنین در باورهای مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زیر نام "کافران" به پرستش خدایان باستانی هندو-ایرانی ادامه می دادند، هیچ اثری از نوروز وجود ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد این مردم کاملا" حفظ شده است.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


از طرفی، با نگاه کردن به طرز زندگی اقوام هندو-ایرانی و مقایسه آن با اقوام ساکن ایران و بین النهرین، می توانیم به نتایجی در مورد ریشه های تاریخی نوروز و جشنهای دیگر مربوط به آن برسیم. اقوام هندو-ایرانی بطور اعم، از راه دامداری و پرورش اسب زندگی می کردند و زندگی آنها برمبنان کوچ نشینی بنا شده بود. این طرز زندگی به این معنی بود که هندو-ایرانی های باستان (مانند سکاهای دوران تاریخی، سرمتها، هیونها، مغولان، و ترکها) به دنبال حیوانات خود برای پیدا کردن چراگاههای سرسبز روان بودند. در دشتهای محل سکونت این اقوام، فقط دو فصل زمستان و تابستان معنی داشت و به دلیل طبیعت نامعمول آن، خط تقسیم و زمان این دو فصل همواره نامعلوم بود.


اما مردم ساکن فلات ایران، عیلامی ها، کاسی ها، گوتی ها، اورارتو، میتانی ها، و تا حد بیشتری مردمان ساکن بین النهرین، وابسته به زندگی کشاورزی ساکن بودند. این بدین معنی بود که ترتیب کاشت، داشت، و برداشت محصولاتی نظیر گندم، مشغله اصلی این مردم محسوب می شد و زمان انجام هرکدام از این وظایف، اهمیت خاصی داشت. می بینیم که نوشتن تقویمهای نجومی که برمبنای آن حصول فصلها را معین می کردند، از دستاوردهای این مردم است.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

طغیانهای سالانه رودخانه ها، شروع فصل گرما، زمان برداشت محصول، زمان رها کردن نوبتی زمین ها، همه و همه از مشغولیات زندگی کشاورزی بوده و هستند. به همین دلیل، تقسیم سال به دوازده ماه و چهار فصل (که حضورشان در این منطقه کاملا" حس می شد)، تقسیم ماه به بیست و هشت روز (بر مبنای تقویم قمری) و وضع کردن هفته، همه از تقسیمات مردم سومر و بابل بود که از طرف مردمان همسایه آنها نیز استفاده می شد.


از جشن گرفته شدن آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسیاری در دست داریم. در روز آغاز بهار، پادشاه به سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دستهای این خدا، حمایت او را از سلطنت خود نشان می داد. بعد از این مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بیایند.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

اهمیت این مراسم را در آنجایی می توانیم ببینیم که بعد از تسخیر بابل از طرف کورش، پادشاهان پارسی تا زمان خشایارشا نیز هرساله این مراسم را انجام می دادند. پایان جشنهای بهاری در روز سیزدهم بهار (که اولین بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشتهای خارج از شهر اعلام می شده (نمونه این رسم را می توان در داستان حضرت ابراهیم مشاهده کرد).


از سوی دیگر، بسیاری از فرهنگ های جهان، از بابل باستان گرفته تا سلتهای اروپایی، مراسمی مانند برافروختن آتش در پایان فصل برداشت دارند. اصولا" روشن کردن آتش بعد از خرمن چینی جزو مراسم بسیار معمول همه جوامع کشاورزی بوده و حتی امروزه نیز در کشورهای اروپایی می توان نظیر آن را مشاهده کرد. در ایران نیز امروزه در طی مراسم جشن سده (که جشن رسمی پایان فصل برداشت بوده)، برافروختن آتش مرسوم است. به همین ترتیب، می توان روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری را نوعی از همین مراسم دانست.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


بطور خلاصه، می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و خارج شدن از شهر، از آیینهای جوامع کشاورزی مقیم ایران بوده است. اما اقوام ایرانی بعد از مهاجرت به این کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس این مراسم پرداختند و با وارد کردن بعضی از عقاید خود (تشبیه حلول بهار به پیروزی راستی بر دروغ)، آنرا تبدیل به جشنی کاملا" ایرانی کردند.

این جشن، که شاید از دورانی حتی قبل از زمان هخامنشی بوسیله این مردم برگزار می شده، تا مدتها جشنی مردمی بوده که توانسته به دلیل طبیعت غیر دینی و غیر سیاسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبدیل شود و کم کم به صورت جشنی درآید که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نیز آنرا به عنوان مراسم رسمی خود انتخاب کند.

 

 

هفت سین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

با فرا رسیدن‌ سال‌ نو، سفره‌ مبارک‌ هفت ‌سین‌ را می ‌گسترانیم.سفره‌ای‌ از هفت‌ گونه‌ گیاه‌ و دانه‌ و خوردنی‌ دلپذیر. آب‌ و آیینه، شمع‌ و چراغ، نقل‌ و نبات‌ و گل‌ و سبزه‌ در آن‌ می ‌نهیم، کتاب‌ آسمانی‌ خود را می‌ گشاییم‌ و در لحظه‌ حلول‌ سال‌ نو در برابر سفره‌ای‌ از برکت‌ الهی‌ و به‌ امید رونق‌ و بهبود و معیشتی‌ بهتر دست‌ به‌ دعا برمی‌ داریم.

 

هفت شین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

برخی‌ از محققان‌ معتقدند که‌ پیش‌ از اسلام، در این‌ سفره‌ هفت‌ شین می ‌گذاشته ‌اند همچون‌ شمع‌ ، شیرینی‌ ، شیر، شراب ، شهد و شاهدانه و یا هفت‌ گیاه‌ چیده‌شده‌ سودمند به‌ صورت‌ هفت‌چین و یا هفت‌ سینی‌ از خوردنی های‌ مطلوب است اما قرن هاست‌ که‌ در سفره‌ عید هر ایرانی‌ هفت‌ گونه‌ خوردنی‌ و سبزه‌ که‌ حرف‌ نخست‌ آن‌ سین‌ است‌، چیده‌ می ‌شود و آن ‌چنان‌ که‌ پیداست‌ سخن‌ بر سر حرف‌ سین‌ یا چین‌ یا شین‌ نیست بلکه‌ محتوای‌ سینی ها یا ظروفی‌ که‌ خوردنی‌ در آن‌ می ‌نهند اهمیت‌ دارد و محتوای‌ ظرف ها نمادهایی‌ در سفره‌ هفت‌ سین هستند.

 

روایات گوناگون از هفت سین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

در گذشته عدد هفت‌ خوش ‌یمن‌ ،مبارک‌ و حتی‌ مقدس‌ تلقی‌ می شده است.هفت‌سین در مراسم نوروزی به روایت‌های گوناگون به وجود آمده است، گروهی از پژوهشگران بر این باورند که درجشن نوروز، میوه‌ها ، شیرینی‌ها و خوراکی‌ها را در هفت عدد از سینی‌ها می‌چیدند و بر سفره نوروزی می‌گذاشتند و آن را هفت‌سینی می‌گفتند که بعدها در طول زمان به هفت‌سین تبدیل شده است.

گروهی دیگر چنین باور دارند که در زمان‌های پیش و به هنگام نو شدن سال بر سفره نوروزی هفت شین مانند شیر، شکر، شیرینی، شربت، … می گذاشتند که به تدریج به هفت‌سین تبدیل شده است.گروهی دیگر بر این گمانند که ابتدا هفت‌چین یعنی هفت نوع چیدنی از درخت،بوده است که بعدها به هفت‌سین تغییر یافته است.

 

چرا «هفت» در سفره‌ هفت ‌سین‌

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

عدد هفت‌ که‌ جمع‌ سه‌ و چهار است، نزد ریاضیدانان‌ به‌ سبب‌ شکل‌ هندسی‌ مثلث‌ و مربع‌ که‌ اشکال‌ همگن‌ و کامل‌ به‌ شمار می‌ آیند نمایانگر کمال‌ و به‌ شکلی‌ نمادین، به‌ مفهوم‌ کثرت‌ و تکامل‌ است. هنگامی‌ که‌ از عدد هفت، یا هفت‌ هزار و… سخن‌ گفته‌ می ‌شود معنای‌ زیاد بودن‌ مد نظر است. در میان‌ اقوام‌ هند و اروپایی‌ و همچنین‌ هند و ایرانی‌ این‌ عدد خوش‌ یمن‌ و مبارک‌ تلقی‌ شده‌ و در اساس، نقش‌ این‌ عدد در فرهنگ‌ ملت ها نقشی‌ مثبت‌ است.

 

واقعیت های‌ طبیعی، مشاهده‌ها و تجربه‌های‌ مردم‌ در گذر زمان، نقش‌ ادیان‌ الهی‌ و باورهای‌ دینی‌ مردم‌ در توجه‌ ویژه‌ به‌ عدد هفت‌ بسیار اساسی‌ است‌ و از همین‌ روست‌ که‌ قرن هاست‌ در آیین ها و رسم های‌ ایرانی‌ نیز این‌ عدد جایگاهی‌ ویژه‌ دارد. در چیدن‌ و آراستن‌ سفره‌ هفت‌سین‌ نیز نقش‌ این‌ عدد به خوبی‌ آشکار است.

 

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

نگاهی‌ گذرا به‌ واقعیت های‌ طبیعی، کتب‌ الهی، باورهای‌ مردم، هنر معماری، موسیقی، خط‌ و نیز ادبیات‌ ملل‌ نشان‌ می ‌دهد که‌ عدد هفت‌ تا چه‌ حد مورد توجه‌ ویژه‌ قرار دارد. در قرآن‌ کریم‌ و نیز نزد مسلمانان‌ ایرانی‌ عدد هفت‌ جدای‌ از سایر عددها مورد توجه‌ قرار دارد. در برخی‌ از آیه‌ها و سوره‌های‌ قرآن‌ از عدد هفت‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌ و نیز قرآن‌ را مشتمل‌ بر هفت‌ موضوع‌ دانسته‌اند.

 

مناسک‌ حج‌ هفت‌ مرحله‌ دارد و نخستین‌ قاریان‌ نیز هفت‌ نفر بوده‌اند. در کتاب های‌ آسمانی‌ انجیل‌ و تورات، بارها و بارها این‌ عدد با تأکید تکرار شده‌ است. همچنین‌ نزد زرتشتیان‌ هفت‌ امشاسپند گرامی‌ بوده‌ و در آیین‌ مهر هفت‌ اختر معتبر بوده‌ است. پیشینیان‌ ما نیز زمین‌ و آسمان‌ را دارای‌ هفت‌ طبقه‌ دانسته‌اند و به‌ زمین‌ هفت ‌اقلیم‌ می ‌گفته‌اند که‌ دارای‌ هفت‌ دریا بوده‌ است.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

 

خلق‌ جهان‌ را در شش‌ مرحله‌ یا گاهنبار گفته‌ اند و در روز هفتم‌ که‌ پایان‌ خلق‌ جهان‌ است‌ به‌ نیایش‌ و جشن‌ و سرور می پرداخته ‌اند؛ این‌ آیین‌ هنوز مشاهده‌ می‌شود و ادامه‌ دارد. حرکت‌ و تغییر شکل‌ ماه‌ در چهار هفته، وجود خوشه‌ ستارگان‌ یا خواهران‌ هفتگانه‌ و همچنین‌ تکامل‌ جنین‌ در هفت ‌ماهگی، رویش‌ دندان‌ کودک‌ در هفت‌ ماهگی، تغییر تکاملی‌ نطفه‌ به‌ جوجه‌ پس‌ از سه‌ هفته‌ و… از مواردی‌ است‌ که‌ در طبیعت‌ مورد مشاهده‌ و توجه‌ قرار گرفته ‌اند.

 

باورهای‌ ملت ها نیز نمایانگر توجه‌ به‌ عدد هفت‌ و نقش‌ آن‌ است. در قدیم‌ مصریان‌ به‌ هفت‌ رکن‌ قدرت‌ معتقد بودند، کلدانی‌ها هفت‌ طبقه‌ کمال‌ و بابلیان‌ هفت‌ طبقه‌ آسمان‌ را باور داشتند، یونانیان‌ به‌ هفت‌ خدا معتقد بودند، هندوان‌ خدایان‌ هفتگانه‌ «آدی‌تیا» را می ‌پرستیدند و رومیان‌ جشن‌ بزرگ‌ هفت‌ مادر یا «سپتی ‌ماترا» را برگزار می ‌کردند.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

بسیاری‌ از ملت های‌ دیگر نیز متوجه‌ این‌ عدد بوده‌اند. همچنین‌ از عجایب‌ هفتگانه‌ جهان‌ نام‌ برده‌ شده‌ است. در موسیقی‌ سنتی‌ ایرانی‌ هفت‌ دستگاه و در خط‌ هفت‌ شیوه‌ نگارش‌ تعیین‌ کرده‌اند. در هنر و ادبیات‌ نیز توجه‌ هنرمندان‌ و نویسندگان‌ به‌ عدد هفت‌ آشکار است.

 

در اساس‌ بین‌ اقوام‌ هند و اروپایی و نیز ایرانیان‌ و هندوان، عدد هفت‌ خوش ‌یمن‌ و مبارک‌ تلقی‌ شده‌ است و از همین‌ روست‌ که‌ در فرهنگ‌ ایرانی‌ ما که‌ بنیانش‌ بر باورهای‌ دینی‌ استوار است‌ در سفره‌ عید که‌ سفره‌ای‌ دلپذیر و خوش ‌یمن‌ و سرشار از امید به‌ بهبودی‌ و رونق‌ بیشتر است، هفت‌ سین‌ چیده‌ می ‌شود به‌ این‌ امید که‌ سال‌ نو پر برکت‌ و مبارک‌ باشد.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن