خانه «=« مقالات سایت (برگه 5)

مقالات سایت

امامت و وحدت اسلامی

اشاره
به نظر برخی، در عصر ما بحث از مذهب و امامت که زمان بسیاری از صدر اسلام گذشته است بی فایده بلکه زیان آفرین است، زیرا این بحث ها مربوط به قضیه ای است تاریخی که قرن ها از وقوعش گذشته است. بحث از این که خلیفه و جانشین بعد از پیامبر(صلی الله علیه وآله) چه کسی بوده و هست؟ علی بن ابی طالب(علیه السلام) یا ابوبکر؟ در این زمان خالی از فایده است و حتی چه بسا این مباحث در این زمان، جز ایجاد فتنه و نزاع و برانگیختن کینه ها، اثر دیگر ندارد؛ به عبارت دیگر در این عصر که احتیاج مبرم به وحدت و تقریب بین مذاهب است، چرا این گونه مباحث که اختلاف زا است مطرح می گردد؟….
ما به لطف خداوند متعال در صددیم آثار و فواید بحثِ امامت را در این عصر طیّ مطالبی بیان کنیم.
حقیقت وحدت
از آن جا که اشکال کننده، به واژه وحدت اهمیت فراوانی می دهد، جا دارد ابتدا به مفهوم حقیقی آن بپردازیم:
دو اصطلاح و عنوان مهمّ است که باید در کنار هم مورد توجه خاص قرار گیرد و هیچ کدام را نباید فدای دیگری کرد: یکی حفظ وحدت و یک پارچگی امّت اسلامی و دیگری حفظ اصل اسلام.

شک نیست که همه مسلمانان وظیفه دارند این دین حنیف را حفظ کرده و در گسترش آن بکوشند و از این رو همگان در این راه مسئولیت سنگینی دارند، هم چنین از آن جا که مسلمانان دشمنان مشترکی دارند که در صددند اصل اسلام و مسلمانان را نابود کنند، باید متحد شده و در حفظ کیان اسلام و مسلمانان بکوشند. ولی این بدان معنا نیست که از وظیفه دیگر شانه خالی کرده و از بیان حقایق مسلّم اسلامی سرباز زنند. هرگز نباید مسئله وحدت یا اتحاد را اصل و هدف قرار داده و حقایق شریعت را فرع و فدای آن نماییم. بلکه بر عکس، اگر اسلام بر وحدت یا اتحاد بین مسلمانان تاکید دارد، برای صیانت و نگه داری از دین است، حال چگونه ممکن است مسئله وحدت برای کسی بسیار مهم جلوه کند؛ به طوری که دست از برخی مسلّمات دین و مذهب بردارد و یا آن که در صدد توجیهات بی مورد آنها برآید.

تاریخ و سیره پیامبر(صلی الله علیه وآله) بهترین شاهد و مؤیّد این مطلب است: پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) باآن که می داند بنی امیّه با علی(علیه السلام) و بنی هاشم مخالف است و هرگز عده ای زیر سلطه و ولایت امام علی(علیه السلام) نمی روند و امامت او را هرگز نمی پذیرند، اما این مسئله باعث نشد که از بیان حقّ و حقیقت صرف نظر کرده و ولایت و امامت علی(علیه السلام) را بیان نکند، بلکه در طول ۲۳ سال بعثت خود در هر جا و هر نحو که ممکن بود و موقعیت داشت، ولایت و امامت علی(علیه السلام) را به مردم گوشزد کرد، با این که به طور قطع می دانست از هنگام وفاتش در این موضوع اختلاف خواهند کرد، بلکه این اختلاف باقی مانده تا روز ظهور امام زمان(علیه السلام) ادامه پیدا خواهد کرد، با این همه حقّ را بیان کرد.

چرا پیامبر(صلی الله علیه وآله) با این که می داند تا روز قیامت به سر مسئله امامت علی(علیه السلام) اختلاف می شود، این گونه بر ولایت علی(علیه السلام) تأکید میورزد، که حتّی در روز غدیر برای جلوگیری از شک و شبهه دست آن حضرت را بالا می برد، تا همه ببینند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) چه تأکیدی بر ولایت او
داشته است.
از این جا به خوبی روشن می شود که بیان حقّ و حقیقت اصل است و در هیچ موقعیّتی نباید از آن صرف نظر کرد؛ حتّی در صورتی که می دانیم با بیان آن میان مسلمین دو صف ایجاد شده و دو دستگی ایجاد خواهد شد.

ولی این بدان معنا نیست که مسلمانان به جان یکدیگر افتاده و هم دیگر را نابود کنند، بلکه با بیان مدّعای خود، یکدیگر را تحمل کرده و به پیروی از گفتار نیکو دعوت نمایند، ولی در عین حال از دشمن مشترک نیز غافل نباشند.

قیام امام حسین(علیه السلام) نیز دلیل و شاهد خوبی بر مدعای ماست، زیرا حضرت(علیه السلام) با آن که می دانست با قیامش بین دو دسته از مسلمانان نزاع خواهد شد، در عین حال هرگز به جهت اتحاد بین مسلمانان از اصل مهم امر به معروف و نهی از منکر غافل نشد.

سیره و روش امام علی(علیه السلام) نیز گویای این مطلب است، زیرا به نظر برخی حضرت می توانست با دادن امتیاز بی جا به طلحه و زبیر و معاویه، جلوی جنگ جمل و صفین را بگیرد و با این کار از ایجاد اختلاف بین مسلمانان جلوگیری کند تا هزاران نفر در این قضیه کشته نشوند، ولی آن حضرت به جهت حفظ اصول اسلام و حقّ و حقیقت و شریعت اسلامی هرگز حاضر نشد از آن حقایق چشم پوشی کند.
پس حقیقت مفهوم وحدت و به عبارت صحیح تر اتحاد آن است که با حفظ عقاید قطعی و مسلم خود در مقابل دشمن مشترک موضع واحدی داشته و از او غافل نباشیم و این بدان معنا نیست که از بحث و گفتگوی علمی محض و خالی از تعصبات پرهیز کنیم، زیرا همه امور در حقیقت برای حفظ شریعت اسلامی است.
از این رو است که امام علی(علیه السلام) در بحبوبه جنگِ صفین، از وقت فضیلت نماز سؤال می کند و بعد از آن که از او سؤال می شود که اکنون در اوج نبرد چه وقت نماز است؟ در جواب می فرماید: مگر ما برای غیر از برپایی نماز می جنگیم؟ لذا نباید هیچ گاه هدف، فدای وسیله گردد.

شیخ محمّد عاشور، معاون رئیس دانشگاه الازهر مصر و رئیس کمیته گفت و گوی بین مذاهب اسلامی در بیان نظریه ای کاملاً منطقی و متین می گوید: مقصود از اندیشه تقریب بین مذاهب اسلامی، یکی کردن همه مذاهب و روی گردانی از مذهبی و روی آوردن به مذهبی دیگر نیست، که این به بیراهه کشاندن اندیشه تقریب است. تقریب باید بر پایه بحث و پذیرش علمی باشد تا بتوان با این اسلحه علمی به نبرد با خرافات رفت و باید دانشمندان هر مذهبی در گفت و گوی علمی خود، دانش خود را مبادله کنند، تا در یک محیط آرام بدانند، بشناسند، بگویند و نتیجه بگیرند. (۱) .

نگاه اهل هر مذهب به نقاط مشترک، باعث همکاری درون گروهی برای زیستن در جامعه جهانی می شود و نگاه به نقاط اختلاف، در یک بستر علمی و تحقیقاتی، باعث جدّیت و تلاش در بحث و پژوهش علمی برای رسیدن به حقیقت و تبیین آرا و نظرات دیگران می گردد. نمی توان در پوشش شعار تمسک به ولایت اهل بیت(علیهم السلام)، آثار و لوازم فقهی اقرار به شهادتین را نفی کرد، همان طور که نمی توان تحت عنوان وحدت اسلامی و با شعار براندازی تعصبات، از جهات اختلاف در اصول ایمانی و آثار و لوازم آن چشم پوشی نمود.

نفی تعصّب به معنای عدول از حقایق نیست، بلکه به معنای پایه ریزی مبانی اعتقادی بر موازین علمی و کارشناسانه است چه در زمینه پژوهش و تحقیق، و چه در زمینه گفت و گو و بحث تا در نتیجه این نظام فکری، سلوک اهل مذاهب با یکدیگر بر پایه مدارا و عدم خشونت، شکل گیرد.

وحدت بر محور امام بر حق
اسلام بر وحدت میان مسلمانان تأکید فراوانی دارد؛ قرآن کریم می فرماید:
” اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا “؛ (۲)

و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آن گاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دل های شما الفت و مهربانی انداخت تا به لطف او برادران هم شدید.

” وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ “؛(۳)

و چون کسانی مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، پراکنده شدند و با هم اختلاف پیدا کردند و برای آنان عذابی سنگین است.

” إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ “؛ (۴)

در حقیقت مومنان با هم برادرند.
” إِنَّ الَّذینَ فَرَّقُوا دینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فی شَیْء “؛ (۵)

کسانی که دین را پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هیچ گونه مسئول ایشان نیستی.
” وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا “؛ (۶)

و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.
” وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ “؛ (۷)

و با هم نزاع مکنید که سُست شوید و مهابت شما از بین برود.
” إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً واحِدَهً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ “؛ (۸)

و این امت شما که امتی یگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستید.
با این همه تأکید فراوان که قرآن بر مسئله وحدت اسلامی و اتّحاد دارد، لکن از این نکته نباید غافل بود که وحدت، محور می خواهد و به تعبیر دیگر کانالی برای رسیدن به وحدت و اتحاد لازم است. تأکید بر اصل وحدت، بدون آن که محور و کانال آن مشخّص شود، کاری لغو و بیهوده ای است.

هرگز قرآن صامت به تنهایی نمی تواند محور وحدت باشد، زیرا به تعبیر امیرالمؤمنین(علیه السلام): قرآن دارای وجوهی است که می توان لفظ آن را بر هر یک از آن وجوه حمل کرد؛ از این رو می بینیم که قرآن کریم، با آن که از کتاب آسمانی به امام تعبیر می کند آن جا که می فرماید: ” وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسی إِمامًا وَ رَحْمَهً “؛ (۹) و پیش از وی [نیز] کتاب موسی راهبر و مایه رحمت بوده است. همچنین از صحف ابراهیم و موسی یاد کرده و می فرماید: ” صُحُفِ إِبْراهیمَ وَ مُوسی “؛ (۱۰) صحیفه های ابراهیم و موسی.

ولی در عین حال به آن اکتفا نکرده، ابراهیم(علیه السلام) را به عنوان امام ناطق معرفی می کند و می فرماید: ” وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِمات فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِمامًا قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ “؛ (۱۱) و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم. [ابراهیم ] پرسید: از دودمانم [چطور] ؟ فرمود: پیمان من به بیداد گران نمی رسد.
از این جا به خوبی استفاده می شود که امام صامت که همان کتاب های آسمانی است، کافی نیست، بلکه نیاز به امام ناطقی است که در موارد اختلاف، بیانگر حقّ و حقیقت باشد. و به تعبیر دیگر او محور حقّ و وحدت اسلامی گردد.
از آیه اعتصام نیز این نکته به خوبی روشن می شود؛ زیرا مسلمانان را امر می کند که به ریسمان الهی چنگ زنند؛ یعنی آن که شما را به طور قطع به خداوند می رساند، کسی جز امام بر حقّ و معصوم نیست، زیرا همان گونه که اشاره شد قرآن دارای ظاهر و باطن متعدّدی. ضابطه بسیار مهم در وحدت اسلامی این است که نتیجه آن باید اتحاد و وحدت بر حقیقتی باشد که پس از بحث و بررسی کارشناسانه خبرگان امر، کشف می شود.

مراد و نتیجه وحدت، دست برداشتن از حقایق نیست، بلکه وحدت در مسیر حقیقت است. آیه اعتصام با تعیین معیار و میزان وحدت در امت اسلامی از این راز بسیار مهمّ پرده بر می دارد که این وحدت در امّت محقّق نمی شود مگر با اعتصام و تمسک به حبل الله؛ چنگ زدن به ریسمان الهی امّت را از تفرقه و فرو افتادن در وادی بدبختی ها و فتنه های تیره و تار نجات می دهد.
نکته قابل توجه این است که از محور وحدت، به حبل تعبیر شده است. روشن است که این ریسمان دو طرف دارد: یک سوی آن امت و سوی دیگرش خداوند متعال است؛ واسطه ای است بین زمین و آسمان؛ بشر و غیب. پس باید این قطب دایره وحدت و

اتحاد، متّصل به عالم غیب و ملکوت باشد تا بتواند حلقه ارتباط عالم شهود با عالم غیب گردد. از همین جا می توان نتیجه گرفت که کشتی وحدت باید در بندر حقّ و حقیقت پهلو گیرد و لنگر بیندازد، نه در اسکله هوا و هوس؛ اتحاد بر حقّ و حقیقت مدّ نظر است، نه اتفاق بر هوا و هوس.

بنا بر این، حقیقت واقعیتی است که هیچ گونه ربطی به وفاق یا عدم وفاق امّت ندارد. و این، وظیفه امّت است که حقیقت را بیابد و به آن به صورت جمعی چنگ بزند؛ یعنی پس از درک آن حقیقت، با تطبیق خود بر آن، متّحد گردد. پس حقیقت، مولود اتفاقِ امت نیست که هر گاه بر چیزی متفق شد، همان حقّ باشد و هر گاه از چیزی روی گرداند، باطل گردد.

همان گونه که حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، شجاعانه اتحاد مسلمانان را بر هم زد و علیه یزید قیام کرده و فرمود: إنّما خرجت لطلب الاصلاح فی أمّه جدّی أرید أن آمر بالمعروف وأنهی عن المنکر. (۱۲) من به جهت اصلاح در امّت جدّم قیام کردم و هدف من امر به معروف و نهی از منکر است.

اگر نفس اتفاق امّت، ملاک و معیار حق و حقیقت است، دیگر احتیاج به اصلاح ندارد. اصلاح و امر به معروف ونهی از منکر قوی ترین برهان است که حقّ، حقانیّت خود را از اجماع مردم کسب نمی کند، بلکه این مردم اند که باید خود را بر حق عرضه کنند، و خویش را با آن هماهنگ سازند. با مراجعه به روایاتی که ذیل آیه اعتصام وارد شده نیز به این نتیجه می رسیم که ریسمان خدا همان امامان معصوم اند که انسان را به طور قطع و یقین به خداوند متعال می رسانند.
ابن حجر هیتمی این آیه را در ردیف آیاتی آورده که در شأن اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده است. (۱۳) هم چنین می توان حدیث ثقلین را مفسّر آیه اعتصام دانست، زیرا در آن حدیث، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مؤمنان را امر می کند که به دو گوهر گران بها چنگ زنند، که همان قرآن و عترت است، تا به حقّ و حقیقت رهنمون شده و از گمراهی رها شوند.

ابو جعفر طبری در تفسیر آیه اعتصام می گوید: مقصود از اعتصام، تمسک و چنگ زدن است، زیرا ریسمان، چیزی است که انسان را به مقصد خواهد رساند. (۱۴) از طرف دیگر در برخی از متن های حدیث ثقلین، تعبیر اعتصام به کار رفته است. از باب نمونه ابن ابی شیبه، حدیث ثقلین را چنین نقل می کند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: انّی ترکت فیکم ما لن تضلّوا بعدی ان اعتصمتم به: کتاب الله و عترتی. (۱۵) از این جاست که مفسران و محدثان، حدیث ثقلین را در ذیل آیه شریفه اعتصام ذکر کرده اند.

حاکم حسکانی به سند خود از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل می کند: کسی که دوست دارد سوار بر کشتی نجات شده به ریسمان محکم چنگ زند و اعتصام به ریسمان الهی داشته باشد، باید ولایت علیّ را پذیرفته و به فرزندان هدایتگر او اقتدا کند. (۱۶) .

نتیجه این که از آیه شریفه و روایاتی که در تفسیر آن آمده است به خوبی استفاده می شود که اهل بیت(علیهم السلام)محور وحدت میان امّت اسلامی اند، و بحث از امامت و ولایت آنان در حقیقت، بحث از محور وحدتی است که قرآن و روایات بر آن تأکید فراوانی داشته اند. همان گونه که روایات دیگر نیز بر این امر تأکید دارند؛
حاکم نیشابوری به سند خود از ابن عباس نقل می کند که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: ستارگان، امان اهل زمین اند از غرق شدن و اهل بیت من امان اند برای امّتم از اختلاف و هر گاه قبیله ای از عرب با آنان مخالفت کنند، در میان خودشان اختلاف افتاده و جزء حزب ابلیس می گردند. (۱۷) و نیز به سند خود از ابوذر نقل می کند که او در کنار کعبه ایستاد، دست ها را به درِ کعبه گرفت، خطاب به مردم فرمود: ای مردم! هر کس مرا می شناسد که می شناسد و هر کس نمی شناسد، من ابوذرم، از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)شنیدم که فرمود: مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح است، هر کس سوار بر آن شود نجات یافته است و هر کس از آن سرپیچی کند غرق شود. (۱۸) آن گاه هر دو حدیث را صحیح می شمرد.

 

پی نوشت ها

۱اسکندری، بازخوانی اندیشه تقریب، ص ۳۲
۲آل عمران آیه ۱۰۳
۳آل عمران آیه ۱۰۵
۴حجرات ۴۹ آیه ۱۰
۵انعام آیه ۱۵۹
۶آل عمران آیه ۱۰۳
۷انفال آیه ۴۶
۸انبیاء ۲۱ آیه ۹۲
۹هود ۱۱ آیه ۱۷
۱۰اعلی ۸۷ آیه ۱۹
۱۱بقره آیه ۱۲۴
۱۲بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹
۱۳الصواعق المحرقه، ص ۹۰
۱۴جامع البیان، ج ۴، ص ۲۱
۱۵ابن ابی شیبه، المصنّف
۱۶شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۳۰
۱۷مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۱۴۹
۱۸همان، ج ۲، ص ۳۴۳

لکه‌های روی عنبیه نشانه چیست؟

سموم در محیط اطراف ما وجود دارند و برخی داروهایی که در بلند مدت مصرف می کنیم نیز می توانند موجب ورود آنها به بدن شوند.

لکه های قرمز، قهوه ای، یا سبزی که در عنبیه چشم دیده می شوند به نام لکه های Psora شناخته می شوند و به نوعی نشان دهنده سطح سمی بالا در بدن هستند. سموم در محیط اطراف ما وجود دارند و برخی داروهایی که در بلند مدت مصرف می کنیم نیز می توانند موجب ورود آنها به بدن شوند.

به نقل از “ورلد آو هلث”، این لکه ها از طریق اقدامات پزشکی خاص درمان پذیر هستند، که نیازمند مدت زمان بیشتر و اقدام های سم زدایی خاص است. با این وجود، حتی با حذف این لکه ها، سموم همچنان در بدن وجود دارند و فرآیند سم زدایی باید به طور منظم صورت بگیرد. راه حل جایگزین دیگر استفاده از مکمل های اسیدوفیلوس است که به بدن در از بین بردن باکتری های مضر و سموم کمک می کند.

پیش از آن که در راستای رفع لکه های چشمی خود دست به کار شوید، به پزشک مراجعه کرده و از مشورت با وی برای گزینش بهترین روش سم‌زدایی استفاده کنید تا از شکل گیری روندی بی خطر اطمینان حاصل شود.

شات گروپ تقدیم میکند،”پی کی؟؟”

Image result for ‫فیلم پی کی‬‎
گروه شات از فعالان عرصه رسانه ای مهاجرین افغانستانی در مشهد تشکیل گردیده که خروجی های مختلفی در عرصه رسانه داشته اند که به موضوعات مختلف اجتماعی، طنز و... چرداخته اند. این ویدئو یکی از کارهای ایشان است که دوبلاژ سکانسی از  فیلم "پی کی" میباشد، فیلم سینمایی "پی کی" پرفروش ترین فیلم سیمای هند است و تقریبا می توان گفت که تمام رکوردهای فروش را در هند جابجا کرده است. همچنین در سایت IMDB هم وارد ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما شده و بنابراین این فیلم کاملا به محبوب ترین کمدی بالیوودی تاریخ تبدیل شده است.

http://www.namasha.com/v/TD7zMGyi


 

دانلود فتوشاپ ۱۸٫۰ نهایی Adobe Photoshop CC 2017 v18.0.0

نسخه جدید نرم افزار فتوشاپ به نام Adobe Photoshop CC 2017 v18.0.0 یکی از قدرتمندترین نرم افزارهای ویرایش عکس به تازگی منتشر شده است که برای شما به صورت رایگان آماده دانلود کرده ایم. این نسخه از فتوشاپ دارای امکانات بهبود یافته و قدرتمندتر است که در ادامه آنها را ذکر می کنیم.

امکانات جدید این نسخه :

  • بهینه شده Smart Object ها : ویرایش لینک به فایل های خارجی و قرار دادن آنها به صورت خودکار در یک دایرکتوری واحد
  • لایه های بهینه شده : امکان تغییر میزان شفافیت، مکان یا ظاهر یک لایه در یک Layer Comp و سپس Sync آن با دیگران
  • افکت های Blur Motion : استفاده از Path Blur برای اضافه کردن مات شدگی در طول یک Path و ساختمن مات شدگی های خطی یا دایره ای
  • ماسک فوکوس : کمک فتوشاپ در ساخت ماسک به صورت خودکار با انتخاب نواحی داخل فوکوس در عکس شما مناسب برای عکس های پرتره
  • تکنولوژی جدید Content-Aware : تکنولوژی جدید در Fill به صورت آگاه به محتوای عکس، Move و Patch که یکپارچگی کاملی را روی عکس ها ایجاد می کنند و دیگر ظاهر بریده شده نمایان نمیشود
  • خطوط راهنمای بسیار هوشمندتر : امکان تعیین فاصله دقیق بین پیکسل های آبجکت های مختلف به سرعت بالا
  • فونت های دسکتاپ از Typekit : یکی از فونت های کتابخانه Typekit را انتخاب کنید، انها را در دسکتاپ Sync کنید و در منوی فتوشاپ به آنها دسترسی داشته باشید. فتوشاپ حتی به صورت خودکار فونت های مفقود شده را در اسناد شما جایگزین می کند.
  • جستجوی فونت : جستجوی فونت ها بر اساس نام و مشاهده پیش نمایش سریع آنها
  • قابلیت های توسعه یافته های پرینت ۳ بعدی : هم اکنون می توانید ببینید که فتوشاپ در کجا و چطور مش های ۳ بعدی شما را تعمیر می کند و بدین ترتیب می توانید به سادگی مدل های خود را در نرم افزارای ۳ بعدی سازی دیگر ویرایش کنید.
  • توسعه در Adobe Camera Raw : بازسازی و تعمیر عکس، تعمیر اعوجاج پرسپکتیو و ساخت عکس های قدیمی با افکت های زیبا، پیش نمایش قبل و بعد از ویرایش و …
  • پشتیبانی بهتر از Windows 10 و عملکرد بهتر نرم افزار
  • موتور گرافیکی قدرتمندتر Mercury  و افزایش سرعت تا ۱۵ برابر نرم افزار
  • Face-Aware Liquify برای شناسایی خودکار چشم ها، گوش ها، بینی، لب و دیگر اعضای صورت و ویرایش آنها (جدید)
  • با استفاده از Capture CC روی دستگاه موبایل خود می توانید هر نوع عکس را به Pattern تبدیل و آن را ذخیره کنید (جدید)
  • سرعت ۳ برابر بیشتر در حالت Content Aware (جدیدphotoshop-cc1
  • و …

 

آموزش کرک :

  •     دسترسی به اینترنت را قطع کنید.
  •     مطمئن شوید که هیچ کدام از ورودی های زیر را در فایل Hosts خود نداشته باشید ( C:\windows\system32\drivers\etc\hosts )  :

۱۲۷٫۰٫۰٫۱ lmlicenses.wip4.adobe.com
۱۲۷٫۰٫۰٫۱ lm.licenses.adobe.com

  • نرم افزار را با استفاده از شماره سریال ساخته شده توسط xf-adobecc2015.exe نصب کنید ( keygen را پس از استفاده نبندید ! )
  • روی Install (I have purchased) کلیک کنید.
  • روی Sign In کلیک کنید ( توجه کنید که اتصال اینترنت شما کماکان قطع باشد )
  • روی Connect Later کلیک کنید.
  • License Agreement را Accept کنید و شماره سریال بدست آمده توسط Keygen را وارد کنید.
  • اگر خطای “Please connect to the internet and retry ظاهر شد روی Connect Later کلیک کنید.
  • نرم افزار Adobe را باز کنید.
  • روی Having trouble connecting to the internet ? کلیک کنید و روی Offline Activation کلیک کنید.
  • روی Generate a requets Code کلیک کنید تا کد فعال سازی ساخته شود.آن را با شماره سریالی که برای نصب نرم افزار از آن استفاده کردید برای ساخت Activation Code استفاده کنید. آن را کپی کنید و روی Activate کلیک کنید.
  • روی Launch کلیک کنید یا پنجره را ببندید. سپس از نرم افزار نیز خارج شوید.
  • وقتی نصب کامل شد فایل disable_activation.cmd را با دو بار کلیک روی آن اجرا کنید ( Run As Admin )
  • حالا اینترنت را وصل کنید و می توانید نرم افزار را آپدیت نیز کنید.

 

دانلود Adobe Photoshop CC CC 2017 v18.0.0 -32bit | حجم ۱٫۲۴ گیگابایت

دانلود Adobe Photoshop CC CC 2017 v18.0.0 -64bit | حجم ۱٫۳۵ گیگابایت

 

دانلود Adobe Photoshop CC 2015.5 v17.0 -32bit | حجم ۱٫۲۴ گیگابایت

دانلود Adobe Photoshop CC 2015.5 v17.0 -64bit | حجم ۱٫۳۳ گیگابایت


 دانلود Adobe Photoshop CC 15.0.0.58- 32bit | حجم ۶۹۲ مگابایت

 دانلود Adobe Photoshop CC 15.0.0.58- 64bit | حجم ۷۶۶ مگابایت

دانلود فایل آپدیت به نسخه ۱۵٫۲٫۲ – ۳۲bit

دانلود فایل آپدیت به نسخه ۱۵٫۲٫۲ – ۶۴bit


دانلود Adobe Update Management Tool برای نصب فایل های آپدیت

سکوت حکومت در برابر اجرای توافقنامه

در حالیکه با اجرایی شدن توافقنامه سیاسی حکومت وحدت ملی، مردم شامل پارلمان و نظام می شوند، سکوت عده ای از حکومت برای اجرایی شدن توافقنامه تامل برانگیز است.

سید علی کاظمی برادر سید مصطفی کاظمی و عضو مجلس نمایندگان در مراسم بزرگداشت شهدای غور که امروز شنبه ۱۵ عقرب ۹۵ که با حضوراعضای پارلمان برگزار شده بود گفت: مطابق با فرامین قرآن، کسانی که به ناحق کشته می شوند، تقاص آنان بر عهده ولی شان است، و رهبران باید اصل حادثه را روشن و پیگیری کنند.

عضو مجلس نمایندگان در رابطه با عدم شفافیت در این فجایع گفت: در نه سال گذشته حرکتی که باعث روشنایی و دلگرمی مردم بشود، انجام نشده است. در حالیکه شعور سیاسی مردم رشد کرده و اصل حادثه بر کسی پوشیده نیست و حتی مردم به نمایندگان خود فشار می آوردند که شما صحبت ها را علنی کنید اما مجلس بخاطر عدول نکردن از قانون این مسایل را برملا نکرده است.

کاظمی افزود که ما از روی ناچاری و برای بقای کشور حکومت وحدت ملی را قبول کردیم اما چالش های بیکاری، فاصله میان مردم و میان مردم و حکومت افزایش یافت که جز افتراق چیزی به دنبال نداشت.

وی به عنوان نماینده ملت گفت که توافقنامه وحدت ملی برای تغییر قانون اساسی باید تغییر کند، انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی ها شکل بگیرد تا مردم هم از طریق پارلمان و هم شوراهای ولسوالی ها شامل نظام شوند و جلوی خودکامگی ها گرفته شود.

این مقام سکوت عده ای از حکومت را در برابر عده ای که صدایشان بلند می شود که توافقنامه وحدت ملی اجرایی شود را مشکوک خواند و گفت: اگر این توافقنامه از جانب حکومت عملی نشود، حکومت اگر طرح بدیلی دارد پارلمان را در جریان قرار دهد.

کاظمی با نقد پراکنده شدن سران حکومت در کشور گفت: ما در کشوری هستیم با هفت تا هشت مقام حکومتی که هر کدام در یک ولایت ساکن می شوند، پس بحث حکومت داری چه می شود؟ با تداوم این حالت به سمت انقطاع قومی، فاصله میان احزاب و مردم و حتی شکل گرفتن احزاب و مجموعه ها در اردو و پلیس می شویم که احتمالا هر کدام به سمت قوم و حزب خود کشیده شوند.

وی افزود که از جامعه جهانی بخاطر کمک ها تشکر می کنیم و به حکومت هشدار می دهیم و در عین حال از هر دو می خواهیم برای استحکام حکومت وحدت ملی که تجربه و توانایی شان کم است تلاش کنند و فقط از بیرون نظاره گر نباشند که کار به کجا کشیده می شود.

رسانه های همگانی درگیر با مشکلات

رسانه ها در حافظان اصل آزادی بیان در کشور هستند. اما این بخش با بیشترین مشکلات نیز همراه بوده  و هستند. رسانه های همگانی در حال حاضر نیز با مشکلات زیادی درگیرند.

آزادی بیان و آزادی مطبوعات یکی از دستاوردهایی بوده که افغانستان بعد از سقوط رژیم طالبان بدان دست یافته و از افتخارات آن می باشد. اما در طی سالهای گذشته به میزان نگرانی ها از محدودیت هایی که در مقابل آزادی بیان و آزادی مطبوعات و فعالیت های مطبوعاتی و فرهنگی در کل ایجاد می شود، رو به فزونی است. در سال گذشته میلادی چندین گزارش از سوی نهادهای داخلی و خارجی، افغانستان را یکی از خطرناکترین کشورهایی ارزیابی کردند که خبرنگاران در این کشور با انواع خطرها حتا مرگ روبرو هستند. این گزارش ها از دولت و مخالفین دولت خواسته اند که حقوق خبرنگاران را رعایت کنند.

در حالی که پس از سقوط طالبان شمار رسانه ها و ژورنالیستان در افغانستان به اندازه ای بوده که قبل از این هیچ وقت در تاریخ افغانستان سابقه نداشته است. صدها ژورنالیست و دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی و روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و … در افغانستان مشغول به کار هستند. تمام این ها به خاطر به وجود آمدن فضای آزادی بیان در سایه حاکمیت دموکراسی به وجود آمده است. در حقیقت زمانی که فعالیت های رسانه ای و مطبوعاتی به هر صورتی محدود می شود و ژورنالیستان به خاطر ایفای وظیفه شان به هر نحوی با محدودیت و تهدید و آزار و اذیت و قتل روبرو می شوند، قسمت مهمی از دموکراسی که آزادی بیان می باشد به محدودیت روبرو شده است.

کسانی نیز که می خواهند فضای آزادی بیان در کشور را خدشه دار سازند به دنبال همین هدف می باشند. آنان به خاطر اینکه منافعشان را در فعالیت آزادانه رسانه ها نمی بینند، سعی در محدود نمودن آزادی بیان و آزادی اندیشه می کنند.

گرچه قتل، آزار و اذیت و تهدید نمودن یک ژورنالیست که بیان گر واقعیت های جامعه است ، یک عمل غیر انسانی است و چنانچه تا کنون اتفاق افتاده طالبان بارها خبرنگاران بی گناه را به قتل رسانیده اند، اما وظیفه دولت به عنوان حامی آزادی های فردی و اجتماعی افراد جامعه این را ایجاب می نماید که از تمام شهروندان خصوصا ژورنالیستان حمایت نمایند.

دولت افغانستان درسالهای گذشته، چندان عملکرد قابل قبولی در این زمینه نداشته است. پرونده های خبرنگارانی که در شهر کابل و دیگر ولایات افغانستان به قتل رسیدند، تا هنوز در هاله ای از ابهام به سر می برد و اقدام مشخصی در ساحه شناسایی قاتلین و مجازات آنها انجام نیافته است. اکثر گزارش هایی که در مورد حمایت از حقوق خبرنگاران و یا تشریح وضعیت رسانه ها در افغانستان به نشر می رسند از دو ناحیه نگرانی دارند، یکی از ناحیه فعالیت های ضد بشری طالبان و دیگری از عدم حمایت دولت.

گسترش آزادی بیان و آزادی رسانه ها بیشتر از همه چیز به حمایت همه جانبه دولت چه درعرصه قانونگزاری و چه در عرصه فراهم آوری زمینه های فعالیت های رسانه ای و حمایت از آنها نیاز دارد.

از جنگ کامبوجیا باید درس گرفت

جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد، برای پایان دادن به کشمکش ها با طالبان از تاریخ باید درس گرفت. ویلیام گودفیلو مدیر اجرایی مرکز سیاست بین المللی و هماهنگ کننده گروه مطالعه افغانستان است که خود یکی از محققان جنگ هست و در جنگ خونین کامبوجیا  حضور داشته می گوید، می شود از تاریخ به عنوان معلم درس گرفت، و از تکرار اشتباهات جلوگیری کرد، او عملکرد امریکا در افغانستان و شیوه برخورد با طالبان را با شیوه های برخورد امریکا با خمرهای سرخ در کامبوجیا  مقایسه می نماید.
این ماه ۱۵ سالگی جنگی را یادآوری می کند که امریکا ۱۵ سال پیش در افغانستان شروع کرده بود. باراک اوباما قول داده بود به این جنگ قبل از ترک کاخ سفید خاتمه بدهد، اما امریکا را بیشتر درگیر جنگ نموده است. برای اولین بار از سال ۲۰۰۶ پنتاگون نیروهای ویژه برای حمایت از نظامیان افغانستان اعزام کرده بود و و نیز بمب افکن بی-۵۲ را برای سرکوب شورشیان طالب به افغانستان به پرواز درآورد. این حملات موقتا حرکات طالبان در ولایت هلمند را کندتر ساخت،استراتیژی بمباردمان ظاهرا نتوانسته است این نیروی شورشگر افراطی را شکست دهد، آنها مناطقی را به خاطر حکومت ضعیف و غرق در فساد و جنجال های درونی بر سر تقسیم قدرت به کنترل خود در آوردند. ناتوانی های امریکا در شکست شورشیان در چهل سال گذشته می تواند درسی باشد که برای ختم جنگ در افغانستان به کار گرفته شود. در کشور کامبوجیا  یک ارتش از شورشیان وحشی در حال گسترش بود به تدریج امریکا را ازحمایت پنوم پن (نام پایتخت کامبوجیا  یا همان کمبودیا ) خسته کرده بود. ریچارد نیکسون رییس جمهور و هنری کسینجر وزیر امور خارجه معتقد بودند که بمباران بی-۵۲ می تواند شورشیان را شکست دهد. عینا کاری که در حال حاضر نیروهای امریکایی با طالبان می کنند.اما نتیجه برعکس شد، شورشیان افزایش پیدا کردند. بین اکتبر ۱۹۶۵ تا آگست ۱۹۷۳ امریکایی ها ۲۷۵۶۹۴۱ (دومیلیون و هفتصدو پنجاه و شش هزار و نهصدو چهل و یک) تن بمب بر روی کامبوجیا  ریختند بیشتر از مقداری که متحدین در جنگ جهانی دوم بر سر اروپا ریختند. در آغاز کمپین مخفی حمایت از بمباران در ایالات متحده در سال ۱۹۶۵ تعداد اعضای خمرسرخ ( شورشیان کامبوجیا ) که اکثرا هم از دانشجویان سابق دانشگاه بودند به زحمت به ۱۰۰۰۰ میرسید. در بهار ۱۹۷۵ تعداد شان از ۷۰۰۰۰۰ نفر تجاوز کرد. در حال حاضر هم با وجود سرکوب شورشیان طالب هر روز به تعداد آنها افزوده می گردد و تعداد آنها نسبت به سال های اول جنگ بیشتر شده است. من دو ماه آخر جنگ یعنی ۱۲ آپریل ۱۹۷۵ همراه با سفیر ایالات متحده امریکا جان کانتر دین جهت تحقیقات جنگ در کامبوجیا  بودم. قبل از ورود به کامبوجیا دین به عنوان کاردار تازه وارد در سفارت امریکا در لائوس خدمت می کرد، او در مورد توافقنامه صلح بین دولت مورد حمایت امریکا و حکومت کمونیستی مذاکره می کرد. دین در ابتدا فکر می کرد او را مانند ماموریت لائوس به کامبوجیا فرستاده است اما بعدا متوجه شد که رییس او کیسنجر علاقه ای به مذاکره ندارد. پس از رسیدن به پنوم پن در آخر مارچ ۱۹۷۴ دین شروع به ارسال تلگرام به وزارت امورخارجه کرد و خواستار مذاکره با شاهزاده نورودوم سیهانوک که تحت تسلط شورشیان بود شد. دین پیشنهاد کنفرانس بین المللی صلح کامبوجیا برای ایجاد حکومت ایتلافی داد. در همان زمان جنگی درگرفت که در یک روز یک هزار سرباز کشته و یا زخمی شدند و بیش از نیمی از جمعیت آواره گشتند. دین دید که تنها گزینه جایگزینی یعنی تشکیل دولت ایتلافی، برای جلو گیری ازسقوط دولت مورد حمایت امریکا چطور تحت تاثیر شورشیان قرار گرفته است . او گفت خمرهای بی دفاع به خمرهای سرخ ( شورشیان بی رحم ) تبدیل می شوند. بعدها در یک مصاحبه ای گفت وظیفه من در سال ۱۹۷۴ شروع شد و در اپریل ۱۹۷۵ خیلی واضح دریافتم که یک راه حل بد بهتر از بروز یک فاجعه انسانی است . دین الان ۹۰ ساله است و در پاریس زندگی می کند. او به عنوان سفیر امریکا در دنمارک ، لبنان،تایلند و هند خدمت کرده است . در یک مصاحبه با صدای امریکا به پالیسی سازان امریکا که در جنگ های آسیای میانه درگیر هستند مشوره داد که دیر یا زود مخالفان به هم نزدیکتر و نزدیکتر می شوند و نظامیان دست از جنگ برمیدارند و به مذاکره می نشینند. چیزی که در جنگ کامبوجیا از آن همه امتناع می کردند پیدا کردن راه حل جایگزین به جای راه حل نظامی بود و یک درامه غمگینی رقم خورد. در حال حاضر در کامبوجیا  همه آنها در کنار هم حکومت می کنند. در افغانستان هم مانند کامبوجیا  بمباران، شورشیان را سرسختر و افراطی تر می سازد. دین اظهار امیدواری کرد که مارشال لون همچنین رهبران مذهبی در حکومت ایتلافی جبران خسارتهای که خمر کمونیست وارد کردند بکنند و آنها را مجبور کنند که ایدولوژی های افراطی شان را تعدیل کنند. طالبان هم شورشیان روستایی هستند که در سراسر افغانستان خانه و کاشانه دارند در این ۱۵ سال علیه حکومت می جنگیدند. وارد کردن آنها به حکومت ایتلافی آنها را وادار می کنند در خودشان تغییراتی بیاورند.زمانی که دین در سال ۱۹۷۴ وارد پنوم پن شد برای تشکیل دولت ایتلافی خیلی دیر شده بود چرا که کمونیست ها به پیروزی نظامی شان نزدیک شده بودند. درافغانستان هم تقریبا دیر شده است ،اما ممکن است طالبان در حال حاضر موافق مشارکت سیاسی باشند آنها ۱۵ سال جنگیدند و نگرانند که مبادا امریکایی ها و حکومت افغانستان به مانعی برای پیروزی آنها تبدیل شوند. طالبان از اینکه وابسته پاکستان هستند دلخورند ،جایی که آنها و خانواده هایشان از سال ۲۰۰۱ تا بحال زندگی می کنند. علاوه بر آن رهبران طالبان امسال احساس فشار می کنند که گروه هایی تحت نام دولت اسلامی در شرق افغانستان جای پایی برای خود باز کردند. رییس جمهور بعدی امریکا باید فورا به حکومت افغانستان و جناح های مختلف طالبان برای رسیدن به یک توافق جهت ایجاد یک حکومت ایتلافی و دخیل ساختن اعضای طالبان در آن فشار وارد کند. همچینین امریکا یک کنفرانس بین المللی برگزار کند و به پاکستان و همسایگان افغانستان فشار وارد کند که به بی طرفی افغانستان احترام بگذارند. در غیر آن صورت قدرت های خارجی به حمایت از گروه های وابسته به خود در داخل افغانستان ادامه می دهند وموافقت نامه صلح تضعیف خواهد شد. امریکا در سال ۲۰۰۱ به افغانستان رفت تا القاعده را از آنجا بیرون کند قبل ازخروج نیروهایش باید از طالبان تعهد بگیرد که دیگر افغانستان را به پایگاه تروریستان تبدیل نکند. اوباما تشخیص داده که جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد. اخیرا در ماه جون گفت تنها راهی که می توان به این جنگ خاتمه داد و نیروهای خارجی ازافغانستان بیرون برود، ایجاد زمینه گفتگوی دولت با طالبان هست. شکست پیاپی امریکا در افغانستان، مثل کامبوجیا  در پنج دهه قبل به علت امتناع از پیدا کردن راه حل جایگزین به جای راه حل نظامی است.

شاهنامه(دانلود)

نام کتاب :شاهنامه فردوسیشاهنامه فردوسی

با تلاش: پژمان پورحسین

ناشر : تک بوک

زبان کتاب: پارسی

تعداد صفحه : ۱۹۷۳

قالب کتاب : PDF

توضیحات :

شاهنامه ، اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسه ملی ایرانیان و نیز بزرگ‌ترین سند هویت ایشان است.شاهنامه اثری است منظوم در حدود پنجاه‌هزار بیت در بحر متقارب مثمن محذوف (یا مقصور) فعولن فعولن فعولن فعل (فعول) . سرایش آن حدود سی سال به طول انجامید. فردوسی خود در این باره می‌گوید:
من این نامه فرخ گرفتم به فال     همی رنج بردم به بسیار سال
آخرین ویرایشهای فردوسی در شاهنامه در سالهای ۴۰۰ و ۴۰۱ هجری قمری روی‌داد. به پیشنهاد بنیاد فردوسی «هزاره سرایش شاهنامه» در یونسکو بر پایه هجری خورشیدی به نام ایران در فهرست رویدادهای علمی، فرهنگی و هنری ۲۰۱۰-۲۰۱۱ در سی و پنجمین کنفرانس عمومی یونسکو به ثبت رسید و در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۱۰ هزارمین سالگرد پایان سرایش شاهنامه به کوشش بنیاد فردوسی و از سوی ایران و سازمان یونسکو در تالار کنفرانس عمومی یونسکو با حضور نمایندگان ۱۹۲ کشور عضو جشن گرفته شد.
شاهنامه شرح احوال، پیروزی‌ها، شکستها، ناکامی‌ها و دلاوری‌های ایرانیان از کهن‌ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).کشمکشهای خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی ایران است.

چه کسی اولین بار زیارت عاشورا را برای مردم خواند؟/ راز سجده آخر زیارت عاشورا

زیارت عاشورا از زیاراتی است که طبق اسناد موجود، حدیث قدسی یا کلام الله به حساب می ‌آید که بررسی سندی آن جای خودش را دارد.  حجت الاسلام سلیمانی از پژوهشگران حوزه دین بیش از ۱۴۸ کتاب و ۳۴ مقاله در موضوعات مختلف تراجم، فلسفه، عرفان، تاریخ و حدیث در کارنامه علمی خود دارد و برخی از آثار عاشورایی وی عبارتند از: شرح زیارت ناحیه مقدسه؛ المنصور در شرح زیارت عاشور در هفت مجلد، هدف قیام امام حسین؛ شرح دعاى بعد از زیارت عاشورا، مشهور به علقمه؛ گذرى بر دعاى علقمه؛ تحقیقى جامع پیرامون سه طفل شهید سیدالشهدا در کربلاء و….

زیارت عاشورا از زیاراتی است که طبق اسناد موجود، حدیث قدسی یا کلام الله به حساب می ‌آید که بررسی سندی آن جای خودش را دارد.
چه کسی اولین بار زیارت عاشورا را برای مردم خواند؟/ راز سجده آخر زیارت عاشورامرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح نقل می‌کند امام صادق فرمود: از پدرم از پدرش تا امیرالمؤمنین از پیامبر (ص) و پیامبر از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال نقل می ‌کند که خداوند فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا اباعبدالله تا آخر زیارت.
* چه شروحی بر این زیارت نوشته شده است؟
شروح بسیاری بر زیارت عاشورا نوشته شده است. آقای ناصرالدین انصاری حدود یازده سال قبل مقاله ای در یکی از مجلات منتشر کرد که حدود چهل شرح را از قدما در آن مقاله نقل کرده بود و به نظرم رسید که باید شروح، بیش از این باشد؛ پس از بررسی، حدود چهل شرح دیگر نیز یافتم که برای وی فرستادم تا به مقالۀ خود اضافه کند.

مهم ترین اولویت و نکته ای که در شروح زیارت عاشورا وجود دارد را بیان کنید.
در بین همه این شروح یک مسئله برای بنده جای تعجب بود؛ برخی از شروح، فرازهایی را شرح کرده اند که در بین عبارات مشهور زیارت عاشورای مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی وجود ندارد. یک نکته را اینجا عرض کنم و آن این که مفاتیح الجنان اصلاً تألیف مرحوم شیخ عباس قمی نیست و ایشان به دستور استادشان مرحوم میرزا حسین نوری دو کتاب از کتب گذشتگان را تنقیح و تلخیص کردند یکی بحار مرحوم مجلسی دوم بود که به نام سفینه البحار مشهور است و دیگری مفتاح الجنان بودکه تألیف ملا اسد الله صدوق بروجردی است که این کتاب اغلاط بسیاری دارد؛ مرحوم صدوق بروجردی روضه خوان و خطیب توانایی بود.
بروجرد دو نفر به اسم ملا اسدالله دارد که یکی ملا اسدالله مجتهد بروجردی که از اعاظم علمای عصر خود و استاد شیخ اعظم انصاری بوده است شیخ اعظم چند سال نجف را ترک می‌کند و به بروجرد می ‌آید تا از محضر ملا اسدالله مجتهد استفاده کند؛ دیگری ملا اسدالله صدوق بروجردی است که منبری، خطیب و روضه خوان بروجردی است که بسیاری از کتب تراجم، این دو نفر را با هم مخلوط می ‌کنند و حتی جایی دیدم مفتاح الجنان را به ملا اسدالله صدوق نسبت داده اند و این اشتباه است. حجم مفتاح الجنان دو برابر مفاتیح است و در زمان وی و بعد از آن چندین بار چاپ شده بود که مرحوم شیخ عباس قمی آن را تصحیح کرد و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح هم به این مطلب اشاره دارد که کتاب مفتاح الجنان پر از اغلاط بود و دعاهای غیر مأثور داشت که آنها را حذف کردیم و به این موارد اشاره دارد و اگر اشتباهی هم در مفاتیح یافت می ‌شود تتمه اشتباهاتی است که در گذشته بوده است و مرحوم شیخ عباس تمام سعی خود را کرده که این اشتباهات تصحیح شود؛ نقل زیارت عاشورای شیخ عباس برخی فرازها را اضافه تر دارد و برخی فرازها در نسخ دیگر هست که آن نسخ دیگر صحیح تر به نظر می‌ آید.

از باب نمونه به برخی از این نکات اشاره ای داشته باشید.
یکی از این فرازها عبارت:«اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَهَ الَّتِی [الَّذِینَ‏] جَاهَدَتِ الْحُسَیْنَ» می باشد و جَاهَدَت به معنای جهاد است؛ بنده در جوامع روایی و با نرم افزارهای جدید خیلی تفحص کردم که جای دیگری به غیر از زیارت عاشورا بیابم که جهاد، بار معنایی منفی داشته باشد و به معنای جنگ دشمن با اهل بیت (ع) به کار رفته باشد و چنین کاربردی در هیچ کجای دیگر ندیدم.
لذا برای بنده جای سؤال بود که معنای این جمله چیست؟؛ با مقایسۀ نسخه های زیارت عاشورا دیدم این کلمه دو نوع دیگر هم در نُسخ نقل شده است یکی «جاحد» بود که مرحوم آشیخ محمد تقی تستری صاحب قاموس در تألیفاتش به این نکته اشاره کرده که شاید«جاحد» درست باشد اما نگفته که نسخه ای هم داریم که اینگونه نقل کرده است؛ اما بنده نسخه ای پیدا کردم که «جاحد» آمده است.
مرحوم شیخ محمد تقی تستری در کتاب «اخبار الدخیله» جلد سوم صفحه هجده نقل می‌کند که «جاحد» درست است و به معنای تکذیب و انکار است کسانی که امام حسین (ع) را تکذیب و انکار کردند؛ این را که دیدم قدری آرام شدم و گفتم اینطور بهتر به نظر می ‌رسد ولی باز هم می‌ گفتم آنهایی که امام حسین (ع) را انکار کردند یک مقدار جمله بندی لنگ داشت تا اینکه در کامل الزیارات مرحوم ابن قولویه قمی دیدم که اصلاً جاحد ذکر نشده و «حارب» ذکر شده که به نظر صحیح تر است و با این توضیح متن این فقره اینگونه می شود: «اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَهَ الَّتِی [الَّذِینَ‏]حاربت الْحُسَیْنَ».

آیا در بین نسخه های مختلف کامل الزیارات نیز «حاربت» ذکر شده است؟
بله، کامل الزیارات تقریباً جزو قدیمی ترین منابع زیارت عاشوراست و شاید قبل از وی کسی متن زیارت عاشورا را نقل نکرده است و آنجا حارب ذکر شده و نُسخ دیگر کامل الزیارات هم تماماً حارب ذکر کرده اند و نسخ بدل نداشت.

به برخی اختلافات در بین نسخه های متعدد زیارت عاشورا اشاره کنید.
یکی در فراز اول زیارت عاشوراست «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ» بعد داریم «[السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا خِیَرَهَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِیَرَتِهِ‏]» در مفاتیح شیخ عباس قمی و در حاشیه برخی زیارات، عبارت  «[السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا خِیَرَهَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِیَرَتِهِ‏]» نقل شده است؛ بنده نسخ متعدد را دیدم که این جمله «خیره الله وابن خیرته» را دارد؛ دلیلی هم نیست که ذکر نشود اما در نسخ متأخرین به این جمله زیاد اعتنا نشده است.

به نظر شما آیا مسلک متاخّرین دقیق تر است یا مسلک و نقل های قدماء؟
سبک مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) این بود که چه در مباحث فقهی و چه در مباحث غیر فقهی به کتب قدما زیاد اهمیت می ‌دادند؛ خصوصاً کتاب های مرحوم مفید و کتاب های مرحوم شیخ طوسی را؛ برای عبارات کتاب ها ارزش قایل می ‌شدند و می ‌گفتند: اینها مسلکشان بر این نبوده که کل عبارت قال الباقر و قال الصادق (ع) را بگویند، اما عبارتشان را از متن روایات اتخاذ می ‌کرده اند و روی این مسأله تکیه داشتند که عبارات قدما از روی متن روایات ذکر شده بدون اینکه اشاره کنند که این متن روایت است و این مسلک آنها بوده و اتفاقاً این درست است و باید به کتب قدما اهتمام بیشتری نسبت به کتاب های متأخرین قایل بود چون متأخرین شاگردی هستند که بر سر آن مکتب درس گرفته اند.

آیا موارد اختلافی دیگری هم در نسخه های مختلف زیارت عاشورا وجود دارد؛ لطفاً به برخی دیگر از این موارد اشاره کنید؟
یکی دیگر از مواردی که وجود دارد عبارت دوم زیارت عاشورا است که می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ فَاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسَاءِ الْعَالَمِین‏» در هفتاد درصد نسخه ‌ها «فاطمه الزهرا» نقل شده است و در بیشتر ادعیه و روایات نیز کلمه فاطمه و زهرا را با هم ذکر کرده اند مگر عبارات معدودی؛ و مانعی ندارد که فاطمه الزهرا بگوییم چرا که این کار چیزی را به متن اضافه نمی کند و ناهنجاری در عبارت به وجود نمی آورد. البته اینها مستند است ولی اینجا فرصت ارائه مستندات نیست.
در فراز دیگری می خوانیم «یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِیبَهُ بِکَ [بِکُمْ‏] عَلَیْنَا وَ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُکَ فِی السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَات» که این عبارت در نسخ، اختلاف دارد. بیشتر این عبارات را مرحوم شیخ عباس قمی به صورت ضمیر مفرد مخاطب “بک” نقل کرده با اینکه” بکم” صحیح است. به چند دلیل، بنده به یک نکته اشاره می‌ کنم، اینکه بیشتر فرازهای زیارت عاشورا جز جاهایی که شخص أبا عبدالله خطاب قرار می ‌گیرد، فقط پیرامون شخص سیدالشهدا نیست و فرازها فی الجمله پیرامون شهدای کربلاست مگر مواردی که شخص أباعبدالله (ع) خطاب قرار گرفته است. السلام علیک یا أباعبدالله که خطاب به شخص است اما در ادامه می ‌فرماید: «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِیبَهُ بِکَ [بِکُمْ‏] عَلَیْنَا وَ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُکَ فِی السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَات» ظاهر عبارت مشخص است که پیرامون شهدای کربلاست و نه شخص سیدالشهدا؛ پس چرا خطاب «بک» آورده است؟. خارج از این حتی اگر اختصاص به سیدالشهدا هم داشته باشد «بک» خطاب شخصی است مثل اینکه من به شما می ‌گویم تو، و یک وقت به شما می‌گویم شما؛ از لحاظ مفهومی تو و شما یک مفهوم را دارد اما از لحاظ ادبی یک چیز را نمی رساند، حتی اگر بگویید این جمله خطاب به شخص سیدالشهدا است، بگویید «بکم» که در نسخه صحیحه کامل الزیارات نیز «بکم» آمده است، اینگونه ادب را نسبت به سید الشهدا رعایت کرده اید.
باز در ادامه می خوانیم:  «فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْت‏» در حالی که در برخی نسخ قدیم مانند مزار قدیم متن زیارت اینگونه نقل شده است که «فلعن الله امه أسّست اساس الظلم و العدوان» که کلمه «عدوان» نقل شده و سند هم برای آن نقل می‌کند.
باز در فقره دیگر می خوانیم: «وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْکِینِ مِنْ قِتَالِکُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ [مِنْ‏] أَشْیَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِیَائِهِمْ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه» اما در کامل الزیارات این فراز «بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ [مِنْ‏] أَشْیَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِیَائِهِمْ» نیامده است و «من قتالکم» وصل به «یا اباعبدالله» شده است ولی صحیح این است که این فراز نیز جزء زیارت کریمه باشد به تفصیلی که در کتاب «المنصور در شرح زیارت عاشور» نگاشته ام.
خالی از لطف نیست که در اینجا اشاره ای به کتاب کامل الزیارات که از تالیفات مهم پیرامون سیدالشهدا و مورد توجه علماء و خواص بوده است، شود؛ مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی(ره) روایاتی که در این کتاب از آن نام برده شده را تماما ثقه می داند و اخیراً این کتاب با ترجمه مرحوم آیت الله سید محمد جواد ذهنی تهرانی در سال ۱۳۸۴ ه.ش. توسط انتشارات «پیام حق» به چاپ رسیده که متاسفانه در متن عربی در بسیاری از موارد با نسخ اصلی کتاب «کامل الزیارات» مغایرت دارد و در متن روایات و از جمله این زیارت دست برده شده است؛ و چون چاپ این ترجمه بعد از رحلت وی انجام شده شاید دستکاری دیگران باشد. این ترجمه متن کامل الزیارات را زیاد دستکاری کرده و ترجمه خوبی هم انجام نشده است و من تعجب می ‌کنم که آقای ذهنی تهرانی که فرد با تجربه ای بودند چرا ترجمه وی این قدر اشتباه دارد.
کتاب دیگر که قدری بهتر می باشد، متن کامل الزیارات است که توسط نشر الفقاهه منتشر شده که ترجمه نیست و متن بوده اما بسیاری اختلاف نسخه ‌ها و دقت ‌ها را در پاورقی دارد و انصافاً زحمت زیادی برای پاورقی ‌ها و دقت ‌ها کشیده است.
در فراز دیگری از زیارت عاشورا می خوانیم: «وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِک»‏، در مصباح المتهجد و کامل الزیارات عبارت  «و تهیأت لقتالک» بعد از «و تنقبت» نیز آمده است و با توجه به اینکه «کامل الزیارات» از کتب معتبر در این موضوع است و از نظر معنایی نیز لطمه ای وارد نمی کند، دلیلی هم نداریم که این کلمه جزء زیارت عاشورا نباشد.
عبارتی را که مرحوم شیخ عباس نقل می ‌کند اینگونه هست: «وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِک»‏ با اینکه هم در مصباح المتهجد و هم در کامل الزیارات: «و تنقبت و تهیأت لقتالک» نقل شده است اما باز در متن مفاتیح الجنان این فقره درج نشده است علی رغم اینکه صاحب مفاتیح متن زیارت عاشورا را از مصباح المتهجد نقل می کند و در مصباح المتهجد «و تهیأت» آمده است اما در مفاتیح این عبارت وجود ندارد.

آیا موارد مشابه دیگری هم یافته اید که در مصباح المتهجد، فقره ای ذکر شده باشد و در مفاتیح نقل نشده باشد؟
بنده سیزده مورد را متذکر شده ام که در مصباح موجود است اما در مفاتیح موجود نیست و این گمان را داریم که شاید نسخه ای که نزد صاحب مفاتیح بوده است این عبارات را نداشته است، چون صحبت از کامل الزیارات شد لازم است این نکته را عرض کنم که ترجمه های زیادی از کامل الزیارات شده است که یکی ترجمه مرحوم آیت الله ذهنی تهرانی است که ترجمه خوبی نیست، متن کامل الزیارات دستکاری شده است از جمله در زیارت عاشورا این کار صورت گرفته است.

یکی دیگر از مطالبی که ذهن مرا به خود مشغول کرده بود این فراز از زیارت عاشورا است که بنا به نقل در مفاتیح الجنان اینگونه نقل شده است «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ [فِیهِ‏] بَنُو أُمَیَّه» که بنی امیه در این روز تبرک جستند به شهادت سید الشهدا؟ یا به روز عاشورا؟؛ به روزی که سیدالشهدا در آن شهید شد؟. تبرک جستن چه معنایی دارد؟؛ البته راه توجیه هم دارد و می‌ گوییم آنها دشمن هستند مثل داعش که قربه الی الله افراد را می‌ کُشند، اما انصافاً اگر از خود آن ها بپرسیم و اگر جایی دهان آنها باز شود که آیا شما این قربه الی الله را قبول دارید خودشان می‌گویند: قبول نداریم؛ نمونه اش هم داستان فرعون در قرآن است که او ادعای خدایی می ‌کرد ولی وقتی کارش گیر کرد گفت: خدایا! من می ‌دانم خدا نیستم ولی اینها سراغ من آمده اند آبروی مرا نبر. یعنی ته دل این شخص می‌ داند چیزی را که ادعا دارد واقعی نیست. از آنجایی که زیارت عاشورا حدیث قدسی و کلام الله است و قاتلین اباعبدالله هم به حقیقت قائل به مبارک بودن این واقعه نیستند لذا نباید کلمه «تبرک» را به کار ببریم البته شاید در ظاهر توجیه کنیم که از نظر آنها این تبرک بوده است، ولی خدا که نظر ظاهری آنها را عنوان نمی کند در حالی که حقیقت قلبی آنها چیز دیگری است؛ لذا این مطلب برای بنده سؤال بود که چگونه می ‌گوییم: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ [فِیهِ‏] بَنُو أُمَیَّه» تا اینکه دیدم در کامل الزیارات این عبارات اینگونه نقل شده است، «اللهم ان هذا یوم تنزل فیه العنه علی آل زیاد و ابن آکلۀ الاکباد» که مفهوم بسیار روان و سلیس است و خبری از این شبهات فکری نیز نیست و ترجمه آن چنین می شود؛ خدایا به درستی که این روز، روزی است که در آن لعنت بر فرزندان زیاد نازل شد.

در تاریخ از این دست اعترافات قلبی فراوان وجود دارد مانند: «لولا علی لهلک عمر» یا «لولا علی لهلک عثمان» و… مرحوم علامه امینی در الغدیر سه باب دارد «باب لولا علی لهلک عمر» باب «لولا علی لهلک عثمان» و باب «لولا علی لهلک ابابکر» که روایات بسیاری را از طریق اهل سنت نقل می ‌کند که اینها اعتراف به این مطلب کرده اند و این به این معناست که من ادعا دارم؛ اما می‌ دانم که حق با من نیست و اینکه خداوند از زبان ظاهری اینها حرف بزند در حالی که حرف قلب آن ها چیز دیگری است، پذیرش آن سخت است؛ ولی وقتی سند قدیمی تر از شیخ طوسی مانند ابن قولویه که حدود صد سال فاصله دارند و متن ابن قولویه هم از لحاظ سندی روان تر و سلیس تر است و هم از لحاظ متنی چرا آن را نپذیریم؟!.

مهم ترین شبهاتی که درباره زیارت عاشورا نقل می شود، کدام شبهات است و شما چه پاسخی برای آن دارید؟

یکی از شبهاتی که در مورد زیارت عاشورا مخصوصاً در فضای مجازی و وب سایت ها به آن می پردازند متوجه این فراز زیارت عاشورا است؛ آنجایی که می خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی مَوْقِفِی هَذَا وَ أَیَّامِ حَیَاتِی بِالْبَرَاءَهِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَهِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوَالاهِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکَ [عَلَیْهِ وَ] عَلَیْهِمُ السَّلَام‏» خدایا من به سوی تو تقرب می‌ جویم در این روز و در این موقفی که در آن هستم و در دیگر روزهای زندگی.

بسیاری از افراد این شبهه را مطرح می‌ کنند که این عبارت را فقط در روز عاشورا می‌ توان خواند، چرا که فراز فی هذا الیوم یعنی روز عاشورا، ظاهر، همین عبارت است؛ اما در پاسخ به این شبهه باید به  چند نکته توجه کرد که بسیار مهم است.

تاملی در معنای یوم و حقیقت آن

اگر چه بسیاری از مفسرین این زیارت کریمه در حد توان جواب هایی به این اشکال داده اند لکن هیچ کدام از جواب ها تام و تمام نبوده است و جواب تام و تمام لازمه اش فهم یک نکته است و آن نکته اینکه: «الیوم»، یا به معنای روز مصطلح در مقابل شب یا به معنای طول شبانه روز یا در مقابل ماه و سال نیست بلکه ظرف ظهور شی است و در مقابل آن «لیل» ظرف استتار شی است چنان که علامه حکیم آیت الله جوادی آملی در تقسیر تسنیم ج ۱ ص ۳۸۹ می فرماید: مراد از «یوم» در بیشتر استعمالات قرآنی آن به معنای روز در مقابل شب یا در برابر ماه و سال نیست همچنین به معنای مجموع شب و روز هم نیست بلکه به معنای ظهور است همان گونه که در آیه ۲۹ الرحمن «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْن»‏؛ مقصود این نیست که خداوند در هر شبانه روز یا در هر روز در مقابل شب کاری دارد. زیرا خود روز هم شأنی از شئون او و کاری از کارهای اوست پس «کل یوم» به معنای «کل ظهور» است.

و در همان مجلد ص ۳۷۸ می نویسد:کلمه «یوم» و «یومئذ» در استعمال های قرآنی در همه موارد به صورت ظرف مطرح شده است.

با توجه به این که «الیوم» ظرف ظهور هر شی است مقصود از عبارت «اللهم انی اتقرب الیک فی هذا الیوم و فی موقفی هذا و ایام حیوتی» این است که؛ خدایا! به درستی که من تقرب می جویم در این روز و در موقفی که در این روز قرار دارم؛ مقصود از «هذا الیوم» خود زیارت عاشوراست نه آنکه مقصود روز دهم محرم باشد چون «الیوم» ظرفِ ظهور است برای «أتقرّب» و با اشاره «هذا» و ظرف ظهوری که اکنون برای تقرب قاری زیارت کریمه عاشورا است، خود زیارت کریمه عاشورا می باشد چون به وسیله این زیارت است که اکنون دارد تقرب می جوید و به زمان هیچ ربطی ندارد. آن که در ادامه فرمودند: «و فی موقفی هذا» نیز نیازمند بیان  نکته ای است و آن این که: عالم در حال حرکت است و همه هستی رو به سوی عالم بالا در حرکتند و حتی انسان کامل هم در حال حرکت به سوی عالم بالا است و مقصود از «موقفی هذا» موقف مکانی نیست بلکه چون در پی کلمه «أتقرّب» آمده است، مقصود موقف قرب به سوی اله است و قاری زیارت عاشورا می گوید: این بار که این زیارت عاشورا را قرائت کردم به موقفی بالاتر در تقرب به سوی تو راه یافتم؛ در این موقف بالاتر که قسمتی از عالم برای من ظهور پیدا کرده و «الیوم» و روز شده است و از استتار و «اللیل» بیرون آمده و در این موطن هم نمی خواهم باقی بمانم و به بالاتر می خواهم تقرب پیدا کنم این مواقف و مواطن ادامه دارد تا به موطن و موقف حضرت رسول اکرم (ص) که والاترین و بالاترین موقف هاست برسم و این همان است که در زیارت عاشورا می خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ [فِیهِ‏] بَنُو أُمَیَّهَ وَ ابْنُ آکِلَهِ الْأَکْبَادِ اللَّعِینُ ابْنُ اللَّعِینِ عَلَى [لِسَانِکَ‏] وَ لِسَانِ نَبِیِّکَ [صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏] فِی کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِیهِ نَبِیُّکَ [صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏]»

نکته ای درباره سجده زیارت عاشورا

در عبارت سجده زیارت عاشورا می خوانیم: «اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ لَکَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِیمِ رَزِیَّتِی اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ علیه السلام‏»

زیارت عاشورا حدیث قدسی است و اولین کسی که از اهلبیت علیهم السلام متن زیارت عاشورا را برای عموم مردم خواند، امام باقر علیه السلام است که فرمود پدرم، او از پدرش او از جد ما از پیامبر (ص) و از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال نقل کردند که خداوند فرمود: السلام علیک یا أبا عبدالله. یعنی متن زیارت در بین اهلبیت علیهم السلام بوده است. روایت وارد شده که سیدالشهدا در روز عاشورا دو بار زیارت عاشورا را قرائت کردند، این خیلی مهم است؛ یک بار سیدالشهدا بین نماز ظهر و عصر روز عاشورا از ابتدا تا انتهای زیارت را خواندند و یک بار از صبح عاشورا تا غروب عاشورا بنا بر مناسبتی تکه ای از زیارت عاشورا را خواندند؛ این مطلب از یک جنبه بسیار با اهمیت است و قابل ذکر در روضه‌ هاست، آن مرتبه ای که کامل خواندند بین الصلاتین بود اما یک باری را که تکه تکه خواندند تمام فرازهای زیارت عاشورا خوانده شد جز این فرازی که الان سجده دارد اینجا دیگر حضرت به شهادت رسیدند شما سجده های آیات قرآن را نگاه کنید یا سجده واجب هستند یا سجده مستحب و در تمام این موارد چه واجب و چه مستحب، کلمه سجده در تمام این آیات ذکر شده است، شما این فراز انتهایی زیارت عاشورا را می‌ خوانید در حالی که هیچ کلمه سجده ای در آن ذکر نشده است و سجده مستحب هم است، نه سجده واجب؛ چرا بدون ذکر کلمه سجده، ما سجده می‌ کنیم؟. جواب در این روایت آمده است که از ابتدا، این فراز سجده نداشته است، یعنی از ابتدا که این زیارت به وسیله حدیث قدسی بر پیامبر (ص) وارد شد، سجده نداشته است و سجده آن در روز عاشورا به وجود آمده است که سیدالشهدا از صبح روز عاشورا بنا به مناسبتی فرازی از زیارت را می‌ خواندند و تا موقعی که حضرت به شهادت رسیدند تمام فرازهای زیارت را خواندند و بعد به شهادت رسیدند و این فراز سجده خوانده نشد تا زمانی که آن ملعون لعین بالای سر حضرت آمد تا سر مبارک ایشان را از تن جدا کند از جلو نتوانست سر را جدا کند، پیکر را برگرداند و سر را از قفا جدا کرد؛ وارد شده است که وقتی پیشانی حضرت به خاک افتاد حضرت این فراز انتهایی را شروع کرد و فرمود: «اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ» و این خیلی مهم است و به این علت این فراز سجده دار شده است؛ شما اینجا کلمه سجده ای را اینجا نمی بینید، با اینکه در آیات قرآن در تمام موارد واجب و مستحب، کلمه سجده وارد شده است چرا که حضرت در حال سجده عرضه می دارند: «اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ»؛ هم علت سجده دار شدن مشخص است، و هم اینکه حضرت در چه حالی بوده اند؟؛ نه در حالی که حضرت علی اکبر یا طفلشان را از دست داده اند یا از اسب افتاده اند، در حالی حضرت به اینجا رسیده که به پیکر بی جان حضرت رحم نمی کنند و می ‌خواهند سر حضرت را از بدن جدا کنند در این حال حضرت شاکر و حامد خداوند است اینجا باید صبر سیدالشهدا را مزه مزه کرد.

طریقه خواندن صد لعن و صد سلام

مرحوم آیت الله میرزا ابوالحسن ثقفی تهرانی در کتاب شریف «شفاء الصدور در شرح زیارت عاشور» پانزده وجه و طریقه را برای قرائت زیارت کریمه عاشورا با تمسک به روایت اهل بیت و تفاسیر علماء بیان داشته اند در مورد طریقه خواندن صد لعن اگر کسی بتواند زیارت عاشورا را با تمام صد لعن و صد سلام بخواند، بسیار عالی است. مثلاً از منزل که به طرف محل کار می ‌روید با تسبیحی که در دست دارید، صد لعن و سلام می ‌گویید و تا ظهر هر وقت فرصت کردید و لو اگر با فاصله باشد این ارجح است.

به نقل از ضیاء الصالحین ص ۱۹۵ و انیس المقلدین ص ۸، امام هادی علیه السلام فرمود: پدرم نقل فرمود: علی ابن موسی الرضا جد بزرگوار ما سیدالشهدا را در روز عاشورا این گونه زیارت فرمود؛ ظاهراً زیارت عاشورا بین الصلاتین بوده، اول سه مرتبه صلوات فرستادند، سپس فراوان تکبیر گفتند که مرحوم آقای ثقفی در شفاء الصدور می‌ نویسد؛ حداقل سه مرتبه تکبیر بگویید، بعد شروع کنید به قرائت فرازهای زیارت عاشورا تا به انتها.

حضرت می ‌فرماید هیچ فرازی را تکرار نکرد. اینکه الان رسم است افراد در ادعیه، فرازهایی را تکرار می‌ کنند، صحیح نیست. برخی از عبارات زیارات عاشورا که چند بار تکرار می ‌شود در روایات نهی شده است مگر جایی که خود اهل بیت علیهم السلام دستور به تکرار داشته باشند.

حضرت می ‌فرماید هیچ فرازی را تکرار نکن جز لعن بر شمر، که آن را چهار مرتبه تکرار کنید در دو فراز زیارت عاشورا لعن بر شمر داریم که دو تا چهار مرتبه می ‌شود، هشت مرتبه؛ بعد در ادامه می‌ فرماید کلامی را در صحبت با خلق در ذکر زیارت عاشورا نگویید.

بعد آن شخص سؤال کرد: ای فرزند رسول خدا! هنگام قرائت زیارت عاشورا طریقه شما را دیدم اما انتهای زیارت عاشورا را ندیدم که چگونه عمل کردید، گویا برخی فرازها از جمله فراز آخر را ندیده است. حضرت شروع به صدور دستور العمل می کنند و فرمودند: از ابتدا تا انتهای دعا برای فرج فرزندم مهدی دعا کنید؛ دعای برای او را از یاد نبرید. آن فراز صد لعن و سلامی که صد مرتبه تکرار می شود را اگر می توانید کامل بگویید و اگر نمی توانید یکبار کامل بگویید و سپس تکرار کرده و بگویید: «تسعاً و تسعین مرّۀ و بعدد کل ذرّۀ»؛ بعد فرمودند: دو رکعت نماز بخوانید در رکعت اول حمد و کوثر و در رکعت دوم حمد و توحید خوانده شود.

این حرف از بنده است که یکی از معانی و مصادیق کوثر همین زیارت عاشوراست. کوثر یعنی خیر کثیر و واقعاً زیارت عاشورا خیر کثیری است که اگر کسی بتواند با آن ارتباط برقرار کند به مقصود خود می ‌رسد.

این روایت از امام هادی علیه السلام درباره طریقه خواندن زیارت عاشورا بود. مراقب باشیم مشمول لعن های زیارت عاشورا نشویم.

تذکر دیگر اینکه شما در زیارت عاشورا این را دارید: «اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّی وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلًا ثُمَّ [الْعَنِ‏] الثَّانِیَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ اللَّهُمَّ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَهَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِی سُفْیَانَ وَ آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه» در فراز دیگری داریم «اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِک‏» وقتی زیارت عاشورا را می‌خوانید وقتی می‌ گویید «آخر»، این «آخر» یعنی تا این لحظه ای که من مشغول خواندن هستم، آخرین کسی که در حق اهلبیت علیهم السلام ظلم کرده است.

آیت الله مروارید (ره) نقل می ‌کردند: روزی وارد بالای سر حرم امام  رضا علیه السلام شدم و دیدم شخصی در بالای سر نشسته و اشعه های لعن به او برخورد می‌کند. من گفتم: حرم علی بن موسی الرضا و زائر علی بن موسی الرضا در حالی که بالای سر نشسته است، این اشعه های لعن چیست؟. نزدیک شدم که او چه می ‌کند، نگاه کردم دیدم دارد این فراز زیارت عاشورا را می ‌خواند: «وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِک» فهمیدم لعنی را که خودش می ‌فرستد به خودش بر می‌ گردد.

مواظب فرازهای لعن زیارت عاشورا به خودمان باشیم؛ اگر عامل به این راه باشیم و پیرو این راه باشیم سلام های این زیارت به ما بر می‌گردد؛ اما اگر عامل به این راه و پیرو این راه نباشیم لعن های این زیارت به خودِ ما بر می‌گردد. «و آخر تابع له ذلک» یعنی تا این لحظه خود من شامل این لحظه و آخر تابع له علی ذلک نباشم.

* به نظر شما بهترین شروحی که در شرح این زیارت نگارش شده، کدام است؟

حدود هشت سال قبل که بنده شرحی بر زیارات عاشورا می ‌نوشتم خیلی از شروح خطی و چاپی را دیدم که بین آنها یک شرح چاپی و یک شرح خطی من را خیلی جذب کرد. نسخه خطی شرح در کتابخانه آستان قدس رضوی (ع) است که مرحوم ملاصالح مازندرانی داماد مجلسی اول و همسر آمنه بیگم مجلسی است، نوشته اند که در مقایسه با سایر شروح، مفصل تر است؛ بنده این کتاب را از کتابخانه آستان قدس گرفتم و دیدم این قابلیت را دارد که روی آن جداگانه کار شود. کتاب را تصحیح کردم که در چهار جلد تنظیم شد و شرح بسیار نفیسی است؛ به نظرم تنها اثر فارسی ملاصالح مازندرانی می باشد. این کتاب آماده چاپ بوده و به خاطر مشکلات مالی و اشتغال به کتاب های دیگر، هنوز به چاپ نرسیده است.

بین شروحِ چاپی هم شرحی که پدرخانم امام، مرحوم آقای ثقفی نوشته اند، شرح خوبی است و نسبت به شرح ملا صالح، شرح مختصری است و نکات ادبی خوبی دارد.

* لطفاً درباره شرح زیارت عاشورایی که شما به نگارش درآورده اید توضیحاتی بدهید.

بنده شرح مفصلی در هفت جلد در شرح زیارت عاشورا نوشته ام بنام «المنصور فی شرح زیارت عاشور» که ان شاء الله چاپ شود و دیگری شرح چهار جلدی مرحوم ملاصالح مازندرانی است که یک جلد آن منابع و مآخذ و پاورقی هایی است که اضافه کرده ایم و دیگری یک جزوه مختصری است که در سال ۱۳۷۸ اولین چاپ آن را انجام دادم که متن مختصری است و در دو فصل تنظیم شد؛ در فصل اول آن متن زیارت عاشورا را بر طبق نسخ متعدد نقل کرده ام.

* شیوه شما در شرحی که بر زیارت عاشورا نوشته اید، چگونه بوده و بیشتر به چه نکاتی توجه داشته اید؟

جلد اول شرح ما فقط بررسی سند است و در چهارصد صفحه به بررسی چهار طریقی که زیارت عاشورا را نقل کرده اند به طور کامل به لحاظ سندی پرداخته ام؛ دیگران هم در مورد سند زیارت عاشورا کتاب هایی نوشته اند، ولی ما حرف نگفته ای نگذاشته ایم. از جلد دوم نیز شرح زیارت شروع می ‌شود. بنای ما در شرح این است که به یک مسلک خاص متمسک نباشیم، که مثلاً روایی یا عرفانیِ محض باشد یا یک دیدگاه فلسفی داشته باشیم. بنده در تمام کارها این دیدگاه را داشته ام و بنابر رشته درسیِ خود که فلسفه و عرفان بوده، شاید ظهور مباحث عرفانی قدری بیشتر و پررنگ تر باشد؛ اما مبنای بنده بر این است که عبارت فهمیده شود یعنی وقتی من می‌گویم؛ أبا عبدالله، هر کسی ممکن است چیزی را از این عبارت بفهمد، اما ابتدا باید خود این کلمه تجزیه و ترکیب شود و این سبک کار بنده است، مثلاً أباعبدالله چند کلمه است: أب، عبد، الله، یعنی پدر بنده خدا. وقتی می‌گوییم: أباعبدالله یعنی پدر بنده خدا یک مطلب جدیدی به ذهن شما می ‌آورد یعنی سیدالشهدا پدر بنده خداست و این که سیدالشهدا فرزندی به نام عبدالله دارد و ایشان را به أباعبدالله مُکنّی کنیم، حرف درستی است، اما اسامی و کنیه های اهل بیت و القابی که به اهل بیت (ع) داده شده است هیچ وقت یک معنای خاصی را در برندارد؛ همانطور که حقیقت آنها یک حقیقت بی انتهای بالعرض است، هر چیزی هم که به آنها منتسب شود یک حقیقت بی انتهای بدون عرض است؛ لذا ممکن است أباعبدالله معانی متعدد داشته باشد.

بنده گاهی با دیدگاه فلسفی، گاهی با دیدگاه عرفانی و گاهی با دیدگاه لغوی وارد بحث شده ام تا هر معنی ای که از این عبارت می ‌توان استخراج کرد، بیرون بکشم؛ به همین دلیل شرح بنده به این حجم گسترده شده است؛ نمی گویم همه حرف ها زده شده، چرا که زیارت عاشورا حدیث قدسی است و کلام الله مثل قرآن، در آخر بکر نازل خواهد شد؛ مثلاً در قیامت قرآن بکر نازل خواهد شد با اینکه این همه تفاسیر نوشته شده ولی باز هم قرآن دست نخورده است تا به امروز بیش از چهارصد تفسیر کامل قرآن در شیعه و سنی نوشته شده، اما هنوز می‌گوییم قرآن بکر می باشد؛ و این در حالی است که معلوم نیست تا انتها چند تفسیر دیگر بر قرآن نوشته شود و تمام این تفاسیر مانند یک دست کشیدن بر قرآن است؛ زیارت عاشورا هم حدیث قدسی بوده و تمام شروح ما مانند یک دست کشیدن بر آن است و زیارت عاشورا هم باکره و دست نخورده می باشد تا زمان آن برسد. دیدگاه کلّی بنده در متن این بوده است،

در انتهای جلد آخر هم تقریباً نیمی از جلد هفتم را از زیارت عاشورا خارج شده و دعای بعد از زیارت عاشورا که معروف به دعای علقمه است را آورده ام که نمی تواند صحیح باشد؛ چرا که راوی زیارت عاشورا علقمه است ولی دعای بعد از آن را وی ذکر نکرده و بنده نمی دانم چرا به این نام شهرت پیدا کرده است و برخی از عبارات زیبایی که در این دعا وجود دارد را ذکر کرده ام.

کتاب سنگ درمانی(دانلود)

سنگ درمانی نامیکتاب سنگ درمانی است که درمانگران و گوهرشناسان بر علم مربوط به طبقه بندی و خواص درمانی سنگ های مختلف گذاشته اند.

این علم که ریشه ای شش هزار ساله دارد، مدتی در اروپا، آمریکا و خاورمیانه باب شده است.

امروزه این علم تحت نام Gem and Gemstone Therapy ، در یکی از رشته های طب مکمل طبقه بندی می شود.

در این کتاب سنگ درمانی ، مجموعه ای از خواص درمانی ، سحری و ماورائی سنگ ها را جمع آوری نموده و نکات علمی و مذهبی آنان را با ذکر سند مرور می کنیم.

کتاب سنگ درمانی

جواهربازار به منظور رفاه حال دوستاران و علاقه مندان به این مقوله، کتابی تحت عنوان ” کتاب سنگ درمانی” تهیه و منتشر کرده که در آن به خواص تک تک سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی گردآوری اند.

البته لازم به ذکر است در این کتاب علاوه بر جنبه علمی، به مباحث دینی، شرعی و همچنین احادیث و روایات ائمه معصوم نیز اشاره شده است.

خلاصه ای از مطالب و سرفصل های کتاب سنگ درمانی :

  • فیروزه قلب را تقویت می کند و سعه صدر می دهد . چشم زخم ، ترس ، استرس و افسردگی های روحی و روانی و هم چنین ناراحتی های عصبی را درمان می کند و باعث آرامش می شود. امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرمایند : هر که انگشتر فیروزه در دست کند فقیر نشود و …
  • یاقوت سنگی بسیار پرانرژی بوده و نیروی پاک سازی و شفابخشی فوق العاده ای دارد .
  • حدید حرزی به شمار می رود که سحر را دفع می کند و اثر آن را خنثی می سازد و برای محافظت و ایمنی از خطرات و نیز جهت غلبه بر دشمنان استفاده می شود.
  • عقیق را از زمانهای گذشته ، سنگ مقدسی می دانسته اند . عقیق سنگی است که آن را حرز و حامی انسان در مقابل بلایا و حوادث می شمارند و برای افزایش درآمد و رونق کسب و کار و آسان شدن کارها بسیار مفید است .
  • کهربا برای تقویت عضلات ، تقویت رباط ها ، همچنین درمان آرتروز ، التهاب مفاصل و بیماری های پوستی کاربرد دارد . و نیز برای درمان بیماری های عصبی به ویژه میگرن و تعادل بخشهای متلف مغز مفید است. کهربا یا «سنگ آرامش دهنده» نوعی کریستال است که به اعصاب شخص آرامش می بخشد.
  • توپاز برای درمان بیماری های کبدی و پوستی بسیار موثر است و علاوه برتقویت غدد فوق کلیه و تنظیم آن ، برای تسکین دردهای ناحیه پشت و ستون فقرات فایده دارد .
  • زبرجد برای تقویت دستگاه هاضمه بدن، به ویژه هضم غذا و رفع یبوست و نیز سم زدایی از کبد مفید است. همچنین این سنگ برای رفع بیماری های پوستی به ویژه اگزما ، اکنه و جوش های صورت مفید است.
  • و اطلاعات جامع دیگر که همگی در این کتاب سنگ درمانی گردآوری شده اند.

جهت دانلود کتاب سنگ درمانی برروی لینک دانلود بعد از کتاب کلیک کنید.


از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن