خانه «=« مقالات سایت «=« سیاسی (برگه 2)

سیاسی

از تولد سینما در خانواده سلطنتی تا صف جوانان بیکار برای تماشای فیلم

نرگس محمدی: صنعت سینما از اوایل قرن بیستم وارد کشور افغانستان شد ولی همواره فراز و نشیب‌های سیاسی از همان ابتدا به سینمای این کشور اجازه رشد نداد.

یک سینمای تخریب شده در دوران طالبان

به هر حال طی قرن بیست، فیلم‌های «پشتو» و «دری» زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد.

از اواخر سال ۲۰۰۱ با متزلزل شدن حکومت طالبان در افغانستان، سینمای این کشور نیز به مرور وارد فاز جدیدی از حیات شد.

*سینمایی با سابقه ۹۰ ساله/از ورود سینما به افغانستان توسط خانواده سلطنتی تا تعطیلی کامل آن در دوران حکومت طالبان

_تخصیص سینما به خانواده سلطنتی

شخصی به نام «امیر حبیب‌الله خان» از اهالی قندهار طی سال‌های (۱۹۰۱تا ۱۹۱۹) امیر افغانستان بود که برای اولین بار نسبت به صنعت سینما علاقه نشان داد ولی تلاش وی برای ورود سینما به این کشور تنها به خانواده‌های سلطنتی محدود ماند و عملا این فن‌آوری از دسترس عموم به دور بود.

امیر حبیب‌الله خان، شاه افغانستان

_ورود پروژکتور سینمایی به افغانستان و نمایش فیلمی صامت برای عموم مردم؛ نقطه عطف سینما در این کشور

 پس از آنکه در سال ۱۹۱۹ «امیر حبیب‌الله خان» براثر یک کودتای خانوادگی در هنگام شکار در کله‌گوش،لغمان،افغانستان به قتل رسید، پسرش «شاه امان‌الله» به قدرت رسید، او در سال ۱۹۲۳ برای اولین بار  پروژکتور سینمایی که «فانوس جادویی» و یا «جعبه جادویی» هم نامیده می‌شد، را وارد افغانستان کرد.

در همین سال برای اولین بار یک فیلم صامت در ولایت لغمان در میان عموم مردم به نمایش درآمد ولی اولین فیلم افغانی با نام «عشق و دوستی» به کارگردانی «لطیف رشید» در سال ۱۹۴۶ ساخته شد.

فیلم «عشق و سینما»، اولین فیلم تاریخ سینمای افغانستان

*تعطیلی سینما در زمان حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون

طی سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ در دوران حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون، صنعت سینما و فیلمسازی در افغانستان تعطیل شد ولی با پایان حکومت نادرشاه و به قدرت رسیدن «ظاهر شاه»، فرزند ارشد نادرشاه به حکومت رسید.

«ظاهر شاه»، فرزند «نادر شاه»

_ساخت اولین سالن سینمای افغانستان

«ظاهر شاه» نسبت به پدرش تعصب چندانی نسبت به سینما نداشت و به مرور فضا برای ساخت فیلم در افغانستان کمی بازتر شد، آنچنان‌که در این دوران اولین سینمای افغانستان با نام «سینمای بهزاد» بنا نهاده شد و فیلم «عشق و دوستی»، اولین فیلم افغان تاریخ سینما نیز در همین سال‌ها ساخته شد، البته این فیلم در لاهور، پاکستان، فیلمبرداری شد.

وضعیت سینما بهزاد، اولین سینمای افغانستان در سال‌های اخیر

اگر چه در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فیلم‏‌های خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فیلم مستند ساخته می‌شد، آنچنان‌که به طور کلی می‌توان گفت در افغانستان همواره سوژه‏‌های فیلم‏‌های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.

به مرور طی گذشت سال‌ها فضا کمی بازتر شد تا آنجا که در سال ۱۹۶۸ میلادی، اولین سازمان سینمایی تحت عنوان سازمان فیلم «ذبیح‌الله فروتان» ساخته شد.

این سازمان یک سازمان دولتی به ریاست «لطیف احمدی» بود و از همین زمان سینمای افغانستان به «فیلم افغان» مشهور شد.

این سازمان نیز از ابتدا دست به تولید مستند و فیلم‌های جدیدی درباره ملاقات‌های رسمی و کنفرانس‌های دولتی زد، تمامی این فیلم‌ها در سینما اکران عمومی می‌شد تا آنکه به مرور نمایش فیلم‌های هندی در سینماهای این کشور رواج یافت.

_ساخت اولین فیلم سینمایی با حضور هنرمندان افغان

اولین سینمایی که توسط سازمان فیلم افغانستان و با استفاده از هنرمندان افغانی ساخته شد، «همانند عقاب‌ها» نام داشت.

فیلم «همانند عقاب‌ها»

کمی پس از فیلم، سازمان فیلم افغانستان دست به تولید یک فیلم سه اپیزودی با نام «اعصار» زد که اپیزودهای آن به ترتیب «قاچاقچیان»، «خواستگارها» و «جمعه شب» نام داشت.

دو فیلم دیگر با نام «آواهای روستا» و «روزهای دشوار» در همین دوران ساخته شد. همه این فیلم‌ها به صورت سیاه و سفید بودند.

در اواخر دهه ۶۰ ، سازمان فیلم افغانستان اقدام به ساخت اولین فیلم‌های رنگی تاریخ سینمای این کشور کرد که از آن جمله می‌توان «حماسه عشق»، «فرار»، «سرباز صبور»، «خاکستر»، «آخرین آرزو» و «پرنده مهاجر» اشاره کرد.

اگر چه به لحاظ تکنیکی هیچکدام از این فیلم‌ها در حد استاندارهای جهانی نبودند ولی به خوبی توانستند با مخاطبان افغانی خود ارتباط برقرار کنند گویی آنها این فیلم‌های آیینه‌ای از زندگی خودشان بود.

در اواخر دهه ۶۰ و  اوایل دهه ۷۰ میلادی، شوروی سابق کمک‌هایی به دانشجویان افغانی علاقمند به تحصیل در رشته سینما ارائه داد از آموزش گرفته تا کمک هزینه تحقیقات فرهنگی هنری.

_تسلط طالبان بر افغانستان/ تعطیلی صنعت سینما/فرار هنرمندان به ایران و پاکستان

با آغاز دهه ۹۰، بالا گرفتن جنگ‌های داخلی افغانستان و همچنین تسلط گروه طالبان بر این کشور، تعداد زیادی از افراد فعال در صنعت سینما به ایران و یا پاکستان گریختند و برخی از آنها فعالیت خود را به صورت محدود در قالب ساخت ویدئو‌هایی برای سازمان‌های غیردولتی ادامه دادند.

زمانی‌که در سال ۱۹۹۶، طالبان به طور کلی قدرت را در کابل به دست گرفت، بسیاری از سینماها تخریب و تعداد زیادی فیلم در آتش سوختند.

این گروه تماشای تلویزیون و فیلم را کاملا ممنوع کرد و در این میان سینماها را تعطیل و حتی در کنار سینماها چایخانه‌ها و رستوران زیادی تخریب شدند.

_سقوط طالبان و دمیدن جانی دوباره به کالبد سینما

از سال ۲۰۰۰ ، با نزدیک شدن به از هم پاشیده شدن حکومت طالبان، سینمای افغانستان به مرور از فضای سکوت و خفقان خارج می‌شد. قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر، «محسن مخملباف»، کارگردان ایرانی علاقمند به افغانستان، با ساخت فیلم «قندهار» توجه جهانیان را به این کشور جلب کرد. «قندهار» اولین فیلم تاریخ سینما درباره افغانستان بود که به جشنواره فیلم کن راه یافت.

فیلم سینمایی «قندهار»

کمی بعد «سمیرا مخملباف»، «صدیق برمک»، «رازی محبی»، «سایمین مالک‌نصر» و «ابوالفضل جلیلی» از جمله فیلمسازانی بودند که در زمینه احیاء سینمای فارسی (دری) در افغانستان فعالیت کردند.

اولین فیلم فارسی_پشتوی «صدیق برمک» با نام «اسامه» در سال ۲۰۰۳ توانست در جشنواره‌های زیادی چون کن و لندن جوایز بسیاری را از آن خود کند.

فیلم «اسامه»

«برمک» هم‌اکنون ریاست مدرسه جنبش آموزش کودکان افغان را به عهده دارد، مدرسه‌‌ای که وظیفه دارد در جهت توسعه و ارتفاء سطح سینمای افغانستان، نیروی بازیگر و کارگردان تربیت کند.

در سال ۲۰۰۶ افغانستان نیز به اتحادیه جشنواره‌های فیلم آسیای مرکزی و قفقازستان جنوبی پیوست.

فیلم «راز زلیخا» در سال ۲۰۰۶ میلادی از اولین فیلم‌های سینمایی بود که پس از سقوط طالبان ساخته شد. این فیلم  به کارگردانی «هوراس احمد شنسب»، به طور کلی در افغانستان ساخته شد.

فیلم «راز زلیخا»

«راز زلیخا» داستان خانواده‌ای است که ماه‌های پایانی حکومت طالبان، برای بقاء خود تلاش می‌کند.

این فیلم در جشنواره‌های بسیاری به نمایش درآمد و بسیار مورد توجه منتقدین و تماشاگران قرار گرفت.

پس از یک وقفه نسبتا طولانی در سال ۲۰۱۰، فیلم «ایمان» ساخته شد که در سینماهای «ریدینگ» استرالیا» به نمایش درآمد.

این اولین باری بود که فیلم افغانی در یک سینما نمایش داده می‌شد. این فیلم یک سال بعد نیز در جشنواره فیلم آسیای جنوبی در استرالیا برنده دو جایزه سینمایی شد.

فیلم ایمان

«هریس یوسف»، کارگردان و تهیه‌کننده این فیلم که خود ساکن استرالیا بود، برای ساخت فیلم «ایمان» به افغانستان سفر کرد، ساخت این فیلم شش ماه و مراحل پس از تولید آن نیز شش ماه دیگر به طول انجامید.

از سینمای فارسی افغانستان که بگذریم، سینمای پشتو در این کشور نیز طی سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی کرده است، از زمان سقوط حکومت طالبان تاکنون چندین فیلم به زبان پشتو در افغانستان ساخته شده است. چند فیلم پشتو نیز تاکنون توسط فیلمسازان خارجی ساخته شده که از جمله آنها می‌توان به فیلم «صبح به خیر افغانستان» ساخته «کامیلا نیلسون» در سال ۲۰۰۳ میلادی اشاره کرد.

_بهبود وضعیت زنان در سینمای افغانستان از زمان سقوط طالبان به بعد

در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی استفاده از بازیگران و فیلمسازان زن در یک پروژه فیلمسازی چندان سخت نبود ولی زمانی که جنگ‌های داخلی افغانستان شدت گرفت و طالبان بر اوضاع مسلط شد، اوضاع کاملا تغییر کرد، البته امروز اوضاع روز به روز برای سینماگران زن بهتر شده و حضور آنها در جاهای مختلف سینما پررنگ‌تر از دیروز می‌شود. در حال حاضر ده‌ها بازیگر زن که برخی از آنها در سطح بین‌الملل نیز مطرح شده‌اند، در سینمای افغانستان مشغول به کارند که از جمله آنها می‌توان به «لینا أعلم»، «امینه جعفری»، صبا سحر» و «مارینا گلبهاری» اشاره کرد.

_سینمای مستند، تنها سینمایی که در دوران طالبان تعطیل نشد

فیلم‌های مستند از زمان حکومت طالبان در این کشور همواره ساخته می‌شد که از جمله آثار مستند فاخر این دوران، می‌توان به دو مستند فیلم «۱۶ روز در افغانستان» ساخته «میثاق کاظمی» و «کارت‌پستال‌هایی از تورا بورا» اشاره کرد.

مستند ۱۶ روز در افغانستان

مستند «۱۶ روز در افغانستان» که با بودجه ۱۰۰ هزار دلاری به مدت ۶۰ دقیقه ساخته شده در دسامبر سال ۲۰۰۸ به نمایش درآمد و با استقبال روبرو شد.

_تولید انبوه فیلم‌های بی‌کیفیت در داخل و خارج از افغانستان  

در سینمای افغانستان تعداد فیلم‌های درجه «ب» و «ج» نسبت به دیگر فیلم‌های بیشتر است، فیلم‌هایی که با درجه کیفیت پایین چه در داخل و چه در خارج از افغانستان ساخته می‌شود.

بیشتر این فیلم‌ها برای مخاطبان افغانی و به ندرت برای مخاطبان غیرافغان و یا جشنواره‌های بین‌المللی ساخته می‌شود.

*وضعیت کنونی سینمای افغانستان: از کمبود تجهیزات و آموزش گرفته تا سلطه فیلم‌های بی‌کیفیت هندی بر بازار فیلم

علی‌رغم تمام پیشرفت‌هایی که از زمان سقوط حکومت طالبان به بعد در صنعت سینمای افغانستان به وجود آمد ولی سینمای این کشور همچنان از مشکلات اساسی رنج می‌برد، از عدم توجه دولت افغانستان به صنعت فیلمسازی گرفته تا کمبود تجهیزات و سالن نمایش در این کشور و همچنین وجود برخی دیدگاه‌های تندروانه ضد سینمایی که وجود دارد.

براساس گزارش‌های منتشر شده اصل و اساس بودجه سینما در افغانستان را موسسه‌ها و تشکل‌های غیردولتی خارجی و داخلی تأمین می‌کنند که این بودجه به هیچ عنوان جوابگوی هزینه‌های معیشت سینماگران نیست.

به نظر می‌رسد که شبکه‌های تلویزیونی همکاری چندانی با سینما نداشته و به خصوص در بخش تبلیغات، توزیع و فروش فیلم‌های سینمای رغبت چندانی نشان نمی‌دهند.

درباره تعداد سینما در این کشور آمار چندان دقیقی در دسترس نیست ولی براساس آمارهایی که تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار می‌داد، تنها حدود ۱۰ سینما وجود دارد که رسما کار نمایش فیلم را به عهده دارد.

بیش از ۹۵ درصد از فیلم‌های هندی بی‌کیفیتی که در سینماهای افغانستان نمایش داده می‌شوند، با موضوع عشق و جنگ و به زبان اصلی هستند.

از آنجایی‌که سینما در افغانستان هنوز به یک مکان فرهنگی تبدیل نشده، بیشتر کسانی که به سینما می‌روند، جوانان بیکار این کشورند.

و اما درباره زنان علاقمند به سینما، تا سال ۲۰۱۱ عملا هیچ‌گونه امکانی برای رفتن زنان به سینما وجود نداشت و تا این تاریخ تنها یک سینما در کابل بود که سانس مخصوص زنان داشت که آنهم همیشگی نبود و گاهی برای مدتی طولانی سانس بانوان به طور کلی تعطیل می‌شد.

از طرف دیگر درباره بازار فیلم در افغانستان باید گفت که با توجه به اینکه بیشتر خانواده‌های افغانی در خانه‌هایشان یک دستگاه دی‌وی‌دی دارند، به نظر می‌رسد، بازار اصلی فیلم در این کشور، همان بازار دی‌وی‌دی باشد.

البته مشکل اساسی بازار دی‌وی‌دی، کیفیت پایین دی‌وی‌دی‌ها،عدم وجود قانون کپی‌رایت در سیستم توزیع دی‌وی‌دی است.

مشکل دیگر این بازار، تسلط نسخه‌های غیرقانونی فیلم‌های درجه ۲ و ۳ هندی و خارجی بر آن است و بدتر از همه اینکه بیشتر این فیلم‌ها فاقد زیرنویس فارسی یا پشتوست.

سطح کیفی آموزش در بخش‌های مختلف صنعت سینما در این کشور به شدت پایین است و تا سه سال پیش تنها مرکز آموزش سینمایی در این کشور در دانشگاه کابل بود.

واکنش سرور دانش به انتشار نامه محرمانه

عده‌ای از فعالان شبکه‌های اجتماعی واکنش دفتر «سرور دانش» نسبت به چاپ نامه سرگشاده در روزنامه اطلاعات روز را در فضای مجازی منتشر کردند.

در این نامه آمده است: همان طور که شما مستحضر هستید، روز گذشته نامه‌ای از طرف دفتر معاونت دوم ریاست‌جمهوری خطاب به شرکت برشنا در یکی از رسانه‌های کشور به چاپ رسیده است. پس از انتشار این نامه سرگشاده لازم است تا چند نکته را روشن سازیم.

۱٫ طبق قرار ما با روزنامه اطلاعات روز، آن نامه سرگشاده فی‌الواقع باید طوری در روزنامه چاپ می‌شد که فقط رئیس شرکت برشنا می‌توانست بخواند.

محتویات نامه سرگشاده را فاش کردن خلاف تمامی اصول اخلاقی و انسانی بوده و به جز زوال اخلاق در رسانه‌های کشور، چیزی دیگر را نشان نمی‌دهد.

۲٫ لحن تند نامه چاپ شده در روزنامه با لحن نامه اصلی که یک کپی آن در دفتر معاونت دوم ریاست‌جمهوری موجود می‌باشد، فرق دارد.

مثلاً در بخشی از نامه آمده است؛ “…انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت از دشت «الوان پلخمری» به کابل از مسیر سالنگ، از نگاه فنی و اقتصادی توجیه معقول ندارد و در مغایرت با منافع ملی، توسعه متوازن، عدالت اجتماعی و سایر ارزش‌های مندرج قانون اساسی افغانستان بوده و مورد تأیید ما نمی‌باشد…”

این جای نامه دستکاری شده است. نامه نویسی با لحن تقریباً شدید با شخصیت استاد مطابقت نداشته و استفاده از هرگونه ادبیات خشن از نظر استاد مردود است.

۳٫ روزنامه اطلاعات روز نامه استاد را بدون درنظرداشت عواقب بعدی آن به چاپ رسانده است. اگر کارمندان و رییس شرکت برشنا از محتوای این نامه برآشفته و خطری را متوجه دانش بسازند، مسوولیت آن به عهده روزنامه می‌باشد.

شیخ النمر چه کسی بود؟

رژیم عربستان سعودی با وجود اعتراضات فزاینده جهان اسلام به حکم اعدام شیخ نمر النمر روحانی برجسته شیعی عربستانی، این روحانی مبارز را به‌اتهام واهی حمایت از تروریسم به شهادت رساند.

وزارت کشور عربستان در بیانیه‌ای که خبرگزاری رسمی این کشور منتشر کرد، رسماً به اعدام روحانی برجسته شیعی عربستانی اشاره کرده است.

بیانیه وزارت کشور عربستان برای توجیه جنایت جدید آل سعود و اعدام روحانی مظلوم شیعی، شیخ نمر النمر، آیاتی از قرآن کریم را مستمسک قرار داده است.

در این بیانیه، وزارت کشور سعودی برای توجیه جنایت خود در به شهادت رساندن شیخ النمر، به حدیثی که به پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) نسبت داده شده، اشاره کرده است.

این بیانیه شیخ نمر النمر را مبلّغ فتنه و تفرقه خوانده است و این روحانی برجسته را که تنها برای احقاق حقوق مشروع شیعیان و رفع تبعیض و بی‌عدالتی در عربستان مبارزه می‌کرد، به تلاش برای برهم زدن امنیت و فتنه افکنی متهم کرده است.

رژیم آل سعود علاوه بر شیخ نمر باقر النمر، سه مبارز شیعی دیگر به نام‌های علی سعید الربح، محمد علی عبد الکریم الصویلم و محمد فیصل محمد الشیوخ را به شهادت رسانده است.

دادگاه جنایی عربستان در تاریخ ۲۳ مهرماه حکم بدوی اعدام تعزیری شیخ نمر را صادر کرده بود. شیخ نمر در تاریخ  ۲۳ آبان ماه اعتراضی کتبی در ۵۰ صفحه تقدیم دادگاه جنایی عربستان کرده بود. پس از آنکه دادگاه استیناف هم این حکم را تأیید کرد، وزارت کشور پرونده وی را به دربار آل سعود فرستاد که در نهایت امروز با امضای حکم اعدام وی از سوی سلمان بن عبدالعزیز شاه سعودی، این روحانی برجسته شیعی به شهادت رسید.

دادستان کل عربستان در ۲۵ ماه مارس گذشته خواستار اجرای حکم حد محاربه در حق آیت‌الله شیخ نمر النمر به‌‌اتهامات باطلی همچون شعله‌ور کردن فتنه مذهبی، دیدار با افراد تحت پیگرد، تشویق به قتل شهروندان و نیروهای امنیتی و تخریب مساجد طی خطبه‌های نماز جمعه، شده بود.

نهم جولای سال ۲۰۱۲ میلادی بود که «شیخ نمر آل‌نمر»، روحانی برجسته شیعی پس از تعقیب و حمله مسلحانه نیروهای امنیتی رژیم سعودی به خودرویی که در آن قرار داشت و او را به منزلش می‌برد، بازداشت شد.

شیخ نمر برای اولین بار در سال ۲۰۰۶ در بازگشت از بحرین و به‌دلیل مشارکت در همایش بین‌المللی قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شده بود.

شیخ نمر النمر برای دومین بار در تاریخ ۲۳ آگوست ۲۰۰۸ میلادی در شهر “القطیف” به‌اتهام تحریک شیعیان عربستانی برای جدایی از حکومت مرکزی به‌دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد.

شیخ النمر از شهادت در راه خدا سخن گفته بود

شیخ نمر روحانی برجسته شیعه عربستانی که به‌سبب حمایت از حقوق مشروع و پایمال شده شیعیان، امروز شنبه دوازدهم دی ماه، خبر شهادتش به‌دست آل سعود به خبر نخست رسانه‌ها تبدیل شده است، در پی صدور حکم اعدامش به طرفداران خود و محبان اهل بیت(ع) در اقصی نقاط جهان مژده داده و خداوند را به‌خاطر سرنوشتی که برایش مقدر کرده بود، شکر کرد.

“خداوند شما را به خیر بشارت می‌دهد” با این کلام، شیخ نمر باقر النمر روحانی برجسته شیعه عربستانی، خبر تأیید حکم اعدامش را ابلاغ کرده بود. شیخ نمر در یک تماس تلفنی، خداوند را به‌خاطر سرنوشتی که برایش مقدر کرده، شکر کرده و گفته بود: تمام امور به دست خداوند و تحت نظر اوست و همین برای ما کفایت می‌کند.

مسیر زندگی افتخارآمیز روحانی برجسته شیعی عربستانی از تولد تا شهادت

نِمِر باقر النِمِر (زاده ۱۳۷۹ق) مشهور به شیخ نمر، عالم شیعه در عربستان، منتقد سیاست‌های حکومت سعودی بود و بارها بازداشت و به زندان افکنده شد، وی به‌اتهامات بی‌اساسی همچون محاربه، داشتن عقاید انحرافی، خودداری از تبعیت نسبت به حکومت، تشویق به سرنگونی نظام سیاسی، تشویق به ترور اتباع خارجی مستقر در کشور و… از تابستان ۲۰۱۲ زندانی بود و اول آذر ۱۳۹۳ش (۲۲ نوامبر ۲۰۱۴)، محکوم به اعدام شد. صدور حکم اعدام برای شیخ نمر، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای از سوی محافل حقوق بشری و شیعیان سراسر جهان در پی داشت.

زندگی

شیخ نمر سال ۱۳۷۹ق (۱۳۳۸ش) در منطقه العوامیه استان قطیف در شرق عربستان به دنیا آمد. پدر او علی بن ناصر آل نمر، از خطبای معروف منطقه به شمار می‌رود. از دیگر عالمان این خاندان می‌توان به آیت الله محمد بن ناصر آل نمر اشاره کرد.

تحصیل در العوامیه، تهران و دمشق

شیخ نمر تا مقطع دبیرستان در مدارس شهر العوامیه درس خواند. سپس برای تحصیل علوم دینی به ایران مهاجرت کرد و از سال ۱۴۰۰ق در حوزه امام قائم(عج) در تهران که آیت الله سید محمدتقی حسینی مدرسی آن را تأسیس کرده بود، مشغول به تحصیل شد. وی پس از ۱۰ سال تحصیل در ایران، عازم زینبیه دمشق شد.

اساتید در قم و تهران و دمشق

شیخ وحید افغانی، شیخ صاحب صادق، آیت الله خاقانی، سید محمدتقی مدرسی و سید عباس مدرسی از اساتید او در لمعه، رسائل و مکاسب، اخلاق و همچنین درس خارج در قم، تهران و دمشق بوده‌اند.

نمر باقر النمر در ایران و سوریه و سپس عربستان سعودی، به تدریس دروس حوزوی از جمله مکاسب، رسائل و کفایه پرداخت.

همسر و فرزندان

شیخ نمر یک پسر و سه دختر داشت. همسر او منی جابر الشریاوی، ۸ مرداد ۱۳۹۱ش (۱۰ رمضان ۱۴۳۳) در حالی پس از یک دوره طولانی ابتلا به سرطان درگذشت که نمر باقر النمر در بازداشت به سر می‌برد.

فعالیت‌های اجتماعی در عربستان

نمر باقر النمر در سال ۲۰۰۳م نماز جمعه را در العوامیه برپا کرد. او پیش از این مرکز مذهبی «الامام القائم(عج)» را در العوامیه تأسیس کرده بود. این مرکز را سنگ بنای تأسیس «مرکز اسلامی» در سال ۲۰۱۱م دانسته‌اند.

شیخ نمر همچنین در العوامیه به فعالیت‌هایی نظیر احیای نقش مساجد، اقامه نماز جمعه، گسترش مباحث فکری و نظری، انتشار کتاب، مقالات و نوشته‌های متعدد، تسهیل ازدواج، پررنگ کردن نقش اجتماعی زنان، آموزش‌های دینی به جوانان و نوجوانان و مبارزه با فساد اجتماعی اهتمام داشت.

تلاش برای بازسازی قبور ائمه بقیع

نمر باقر النمر تلاش‌هایی جدی برای بازسازی قبور ائمه مظلوم در بقیع انجام داد. او از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷، هرساله خواستار برگزاری بزرگداشت سالروز تخریب قبور ائمه بقیع می‌شد اما هر بار رژیم عربستان سعودی با آن مخالفت می‌کرد. اما با وجود ممنوعیت از سوی دولت عربستان، این مراسم از سال ۲۰۰۷م (۱۴۲۸ق) برگزار شد. به‌علاوه، راهپیمایی‌هایی در اروپا و آمریکا با هدف محکوم کردن تخریب قبور ائمه و حمایت از بازسازی آن برگزار شد.

فعالیت‌ها و دیدگاه‌های سیاسی

نمر باقر النمر در فوریه ۲۰۰۹م، به مقامات سعودی هشدار داد که «اگر شأن و حیثیت ما به ما بازگردانده نشود، من شیعیان را به جدایی از عربستان فرا می‌خوانم. کرامت ما مهمتر از تمامیت کشور است.» او در این سخنرانی خواهان برگزاری انتخابات آزاد شد.

شیخ نمر همواره در سخنرانی‌های خود رژیم سعودی را به اعمال سیاست‌‌های تبعیض‌آمیز طایفه‌ای سازمان‌یافته، به‌ویژه در مناطق شرقی عربستان و به‌خصوص در دو منطقه الاحساء و القطیف متهم می‌کرد.

شیخ نمر النمر در یکی از خطبه‌هایش به‌خاطر مواضع و دیدگاه‌های تندش در قبال رژیم سعودی گفته بود: «می‌دانم فردا برای بازداشت من به‌سراغم خواهید آمد. خوش می‌آیید! این منطق و راه و روش شماست: بازداشت و شکنجه و کشتار، ما از قتل و کشتار نمی‌هراسیم، ما از هیچ‌چیز نمی‌ترسیم».

او به ارث بردن تاج و تخت میان حاکمان کشورهای عربی را غیرشرعی خوانده و مشروعیت دست به دست شدن پادشاهی در عربستان را زیر سؤال برده و آل سعود و آل خلیفه را پیرو انگلیس دانسته بود.

نمر همواره به‌صورت آشکار از فساد و استبداد و دیکتاتوری نظام سیاسی آل سعود انتقاد و همگان را به اصلاح و تحکیم پایه‌های آزادی و انتقال قدرت و نیز موافقت با تأسیس احزاب دعوت می‌کرد.

این روحانی برجسته شیعه نسبت به توهین به کرامت شهروندان عربستانی به‌ویژه شهروندان شیعی حساسیت ویژه‌ای نشان می‌داد. از نگاه او رژیم سعودی شیعیان را شهروندان درجه دو به شمار می‌‌آورد و آنها را از هر گونه حق و حقوق شهروندی محروم کرده است. او تأکید می‌کرد که از کرامت و حقوق شهروندان شیعی عربستانی حمایت خواهد کرد.

شیخ نمر پیوسته در سخنرانی‌های خود خواهان ایجاد تغییرات سیاسی، به رسمیت شناختن آزادی‌های عمومی، به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌ها و کنار گذاشتن تبعیض طایفه‌ای در عربستان بوده است.

وی دیگر حاکمان حوزه خلیج فارس را نیز مورد انتقاد قرار داده و از حرکت‌های انقلابی در کشورهای عربی به‌ویژه بحرین حمایت کرده بود. او اصلاح واقعی در جهان عرب و جهان اسلام را منوط به سقوط حکام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دانسته بود. نمر، آل خلیفه و دیگر حکام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را عروسک‌ها و ایادی آمریکا توصیف کرده می‌گفت: «همه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بدون استثنا زیر چتر ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند و ناو پنجم دریایی ارتش آمریکا برای به چپاول بردن چاه‌های نفت بحرین و دیگر کشورهای عربی در منطقه حضور دارد».

تحرک سیاسی در زمان منع تدریس و سخنرانی

شیخ نمر در سال ۲۰۱۱ همزمان با سقوط رژیم‌های دیکتاتوری حاکم در تونس و مصر، و با شروع جنبش مردم بحرین، بی‌توجه به ممنوعیت رسمی که مقامات سعودی از سال ۲۰۰۸ با منع تدریس و سخنرانی بر وی اعمال کرده بودند، سخنرانی‌های خود درباره آزادی سیاسی را با محوریت تغییر سیاسی از سر گرفت.

برخوردهای آل‌سعود با نمر

شیخ نمر از سال ۲۰۰۳، ۶ بار از سوی دولت عربستان سعودی بازداشت شد و آخرین بازداشت به زندانی شدن بلندمدت او و محاکمه و سرانجام شهادتش انجامید.

۱۴۲۴ق (۲۰۰۳): نمر باقر النمر اولین بار پس از آن بازداشت شد که با وجود خواست دولت عربستان مبنی بر عدم اقامه نمازجمعه، و همچنین تخریب محل آن، هفته‌ها به اقامه نمازجمعه پرداخت.

۱۴۲۵ق (۲۰۰۴): او دومین بار زمانی بازداشت شد که تلاش‌های خود برای برگزاری مراسم سالروز تخریب قبور بقیع را آغاز کرد.

۱۴۲۶ق (۲۰۰۵): سومین بازداشت، بار دیگر در پی درخواست او برای برگزاری مراسم سالگرد تخریب قبور ائمه بقیع رخ داد.

۱۴۲۷ق (۲۰۰۶م): شیخ نمر در همایش قرآن کریم که از سوی آیت الله سید محمدتقی حسینی مدرسی برگزار شد، شرکت کرد و بر حقوق شیعیان در عربستان سعودی تأکید کرد و مواردی از جمله تدریس مذهب شیعه در مدارس، لزوم بازسازی بقیع و… را مطرح ساخت. نمر باقر النمر پس از بازگشت به عربستان سعودی برای چهارمین بار بازداشت شد و مردم العوامیه در اعتراض به بازداشت او دست به راهپیمایی اعتراضی زدند.

۱۴۲۹ق (۲۰۰۸م): پس از آنکه دولت عربستان از او خواست به استان قطیف برود و مخالفت کرد، به شهر دمام برده شد و از وی خواسته شد تعهد کتبی مبنی بر لغو نمازجمعه بدهد، اما باز هم مخالفت کرد. پس از این با حکم وزیر کشور به زندان انفرادی برده شد. بازداشت پنجم بیش از ۲۴ ساعت به طول نینجامید.

آخرین و ششمین بازداشت نمر باقر النمر در ۸ ژوئیه ۲۰۱۲م (۱۸ تیر ۱۳۹۱ش) روی داد. نیروهای امنیتی عربستان در منطقه قطیف پس از کمین در خیابان و تیراندازی به‌سوی شیخ نمر، او را در حالی بازداشت کردند که ۴ گلوله به پایش اصابت کرده بود.

صدور حکم اعدام

۳ آبان ۱۳۹۴ برادر شیخ نمر اعلام کرد که دادگاه عالی و استیناف حکم اعدام شیخ النمر را تأیید کرده و حکم برای اجرا و تأیید نهایی به دفتر پادشاهی ارجاع داده شد. شیخ نمر پس از بازداشت در ۸ ژوئیه ۲۰۱۲م زندانی بود تا اینکه روز دوازدهم دی ماه ۹۴، به‌دست جلادان آل سعود به شهادت رسید.

جزئیات انهدام سوخو ۲۴ روسیه توسط جنگنده‌های ترکیه / افزایش تنش در روابط ترکیه با روسیه

صبح امروز در مرز سوریه و ترکیه یک جنگنده روسی (سوخو۲۴) سقوط کرد، و به گفته مقامات روسی دلیل سقوط این جنگنده حمله هواپیماهای اف ۱۶ ترکیه ای بوده است.

سقوط

در حالی که حملات هوایی روسیه به مواضع تروریست‌ها در سوریه ادامه دارد،‌ امروز سه شنبه برخی رسانه‌ها از قبیل العربیه و همچنین رسانه‌های ترکیه‌ای از ساقط شدن یک هواپیمای جنگنده روس خبر دادند.شبکه راشا تودی هم درباره این خبر اینطور گزارش داد: «یک شبکه ترکیه‌ای خبر داد که یک جت نظامی در سوریه و در نزدیکی مرز ترکیه سقوط کرد. این شبکه اشاره‌ای به اینکه این جت متعلق به چه کشوری است و سرنوشت خلبانان چه شده،‌ نکرد.

سقوط
سقوط

در همین ارتباط،‌ شبکه رویترز گزارش داد که شبکه «هابرترک» ترکیه تصاویری از یک جت را نشان داده که در حال سوختن است.
برخی منابع خبری وابسته به معارضان سوریه هم در شبکه‌های اجتماعی گفتند که خلبانان آن توانستند پیش از سقوط توانستند با چتر نجات از آن به بیرون بپرند.

شبکه سی‌ان‌ان ترک هم ادعا کرده که این جنگنده روسی توسط جنگنده‌های ترکیه‌ای هدف قرار گرفت.
پایگاه دیلی صباح ترکیه هم گزارش داده که «ترکیه یک جت جنگنده ناشناس را هدف قرار داد».

از سوی دیگر،‌ خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام نظامی مدعی شد که جنگنده‌های اف ۱۶ ترکیه یک جت جنگنده که حریم هوایی ترکیه را نقض کرده بود، هدف قرار دادند.

سقوط

از دفتر نخست‌وزیر ترکیه هم خبر رسیده که احمد داود اغلو به وزارت خارجه این کشور دستور داده که درباره آخرین تحولات جاری در مرز سوریه، با ناتو، سازمان ملل و کشورهای مرتبط «مشورت» کند.
رسانه‌های ترکیه‌ای همچنین تصاویری از یک هواپیمای در حال سقوط و همچنین یک خلبان که با چتر در حال فرود آمدن است منتشر کردند
خبرگزاری اسپوتنیک روسیه در خبری کوتاه درباره سقوط جنگنده ناشناس اینطور گزارش داد: «هواپیما در آسمان آتش گرفت و پس از آن در خاک سوریه سقوط کرد».

برخی رسانه‌های غربی با اشاره به فیلم و تصاویر منتشر شده از این هواپیما مدعی شدند که این هواپیما شبیه به «سوخوی ۲۴» است.
خبرگزاری راشا تودی در خبری دیگر درباره این هواپیما گزارش داد در یک روستای ترکمن‌نشین که صحنه درگیری ارتش سوریه و نیروهای اپوزیسیون است، سقوط کرد.

پایگاه «بریکینگ نیوز» هم به نقل از برخی منابع خبری مدعی شد که «شورشیان سوریه که متحد ترکیه هستند، یک خلبان روس را گرفتند و در جستجوی خلبان دیگر روس هستند.
به گزارش شبکه ان‌تی‌وی ترکیه، ریاست جمهوری ترکیه اعلام کرد که جت ساقط شده، روسی بود.

وزارت دفاع روسیه در اولین واکنش به خبر مذکور با تایید روس بودن این هواپیما اعلام کرد: «سوخوی ۲۴ در سوریه سقوط کرد که احتمالا دلیل آن شلیک از زمین به هواپیما بود».

به گزارش اینترفکس،‌ این وزارتخانه افزود: «خلبانان سوخو ۲۴ که هواپیمایشان در سوریه سقوط کرد، ایجکت کردند اما هنوز اطلاعی از سرنوشت آنها در دست نداریم».
وزارت دفاع روسیه ادامه داد: هواپیمای ساقط شده در سوریه در حریم هوایی سوریه در حال پرواز بود و این موضوع توسط ابزارهای کنترلی ثبت شده است.

به گزارش پایگاه دیلی استار، منابع ترکیه‌ای مدعی شدند که ظرف ۵ دقیقه ۱۰ بار به هواپیمای روس هشدار داده شد اما این جنگنده اعتنایی به هشدارها نکرد.

رسانه‌ها خبر دادند که بر اساس برنامه‌ریزی قبلی قرار بوده وزیر خارجه روسیه فردا چهارشنبه به ترکیه سفر کند. باید دید با توجه به ساقط شدن سوخو ۲۴ در سوریه، سفر سرگئی لاوروف به ترکیه انجام می‌شود یا خیر.

در حالی که وزارت دفاع روسیه اعلام کرده سوخو ۲۴ کاملا در حریم هوایی سوریه در حال پرواز بود، یک مقام ترکیه‌ای به رویترز گفته که این هواپیما «بارها حریم هوایی ترکیه را نقض کرده بود».

خبرنگار روزنامه «تودی زمان» ترکیه هم در خبری فوری گزارش داد که ولادیمیر پوتین برای بررسی سرنگونی جت روسیه در سوریه نشست اضطراری شورای امنیت ملی تشکیل می‌دهد.

همچنین خبر رسیده که بالگردهای ارتش روسیه و همچنین نیروهای ارتش سوریه عملیات جستجو و امداد برای یافتن خلبانان سوخوی ۲۴ را آغاز کردند.

شبکه العربیه عربستان سعودی در گزارشی مدعی شد که برخی تصاویر منتشر شده، نشان می‌دهد که یکی از خلبانان جنگنده روس کشته شده است.
وزارت خارجه ترکیه اعلام کرده که سفر وزیر خارجه روسیه به آنکارا که قرار بود فردا چهارشنبه انجام شود،‌ لغو شده است.

دیمیتری پسکوف، سخنگوی کاخ کرملین هم به خبر ساقط شدن جنگنده روسی واکنش نشان داد و این مساله را «حادثه‌ای یسیار جدی» خواند.

وی گفت که تا زمانی که وزارت دفاع روسیه درباره دلایل سقوط سوخو ۲۴ بیانیه رسمی منتشر نکند، غیر ممکن است که درباره احتمال استفاده مسکو از بند ۵۱ منشور سازمان ملل سخن گفته شود.

این مقام روس ادامه داد که «تا زمانی که دقیقا روشن نشود که هواپیما به چه علت سقوط کرده، این موضوع زودهنگام است که درباره وخامت روابط روسیه و ترکیه صحبت شود».

سخنگوی کاخ ریاست جمهوری روسیه درباره اینکه ولادیمیر پوتین به منظور بررسی موضوع سقوط جنگنده سوخو نشست اضطراری برگزار می‌کند یا نه،‌ اظهارنظری نکرد.
او در پاسخ به سوالی درباره لغو سفر فردای لاوروف به ترکیه هم گفت که درباره این موضوع وزارت خارجه روسیه باید اظهارنظر کند.

در اولین واکنش مقامات آمریکایی به سقوط جنگنده روسیه، وزارت خارجه این کشور اعلام کرد که نمی‌تواند گزارش‌های خبری درباره هدف قرار دادن این هواپیما توسط جنگنده‌های ترکیه را تایید کند اما از نزدیک تحولات را زیر نظر دارد.

مخالفت نماینده ولی‌فقیه در استان با حضور افاغنه در کرمان و کشور

111111111.jpg

 آیت‌الله “سید یحیی جعفری” ۱۷ آبانماه در دیدار با با مجمع نمایندگان استان کرمان ضمن تسلیت شهادت امام زین العابدین(ع) گفت: امام زین العابدین (ع) فرمودند «مردم؛ فکر کنید، اندیشه نمایید که خداوند شما را به چه سبب خلق کرده است، خداوند بیهوده انسان را نیافرید و هدف از خلقتش رسیدن به کمال واقعی از طریق بندگی و عبادت است».

وی با بیان اینکه بدون راهنما و مرشد، انسان به دنبال هر کاری که برود ناتمام و ناقص خواهد بود، اظهار کرد: امام زین العابدین (ع)در همین راستا اظهار کرده‌اند: «هلاک می‌شوند مردمی که در مسائل مختلف یک مرشد، هدایت کننده و راهنما نداشته باشند».

جعفری با بیان اینکه انسان‌ها باید خطرپذیر باشند تا به کمال برسند، تصریح کرد: انسان به سادگی به کمال نخواهد رسید و باید در راه رسیدن به کمال زحمات فراوانی متحمل شود.

نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمان با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی و رنج‌های کشیده شده به این ملت اظهار کرد: دشمن خدا، همواره با این نظام بوده و خواهد بود. پیروزی انقلاب اسلامی در کشور ما از حوادث نادر و اعجاب انگیز دنیای بشریت است که بنده خود هنوز کشتار میدان ژاله را از یاد نبرده‌ام.

وی افزود: نه تنها در زمان جنگ بلکه در همه دوران‌ها، وظیفه ما مبارزه با طاغوت است و در دوران هشت سال دفاع مقدس نیز دشمن هر توطئه‌ای را که می‌خواست علیه جمهوری اسلامی انجام می‌داد اما خدا با امام راحل و مردم همیشه در صحنه بود.

امام جمعه کرمان با بیان اینکه امروز حفظ نظام از واجبات است، اظهار کرد: این تکلیف برای خواص سنگین‌تر است و شما نمایندگان از نخبگان کشور هستید و بالاترین نقش را برای حفظ نظام و پیشبرد اهداف عالی دارید که باید در این راستا تمام تلاش خود را به خرج دهید.

وی درباره حضور افاغنه در استان کرمان نیز گفت: بارها درباره حضور افاغنه و بحران آب به مسئولان وقت هشدار داده‌ام زیرا بنده با حضور افاغنه چه با مجوز و چه بدون مجوز در استان و کشور مخالفم و معتقدم اتباع بیگانه جامعه ما را به خطر می‌اندازند اما چرا تصمیمی در این رابطه گرفته نشده است را نمی‌دانم.

نماینده ولی فقیه در استان کرمان تصریح کرد: امروزه جنایات عجیبی را افاغنه مرتکب می‌شوند که باعث شرم می‌شود. اگرچه این مسایل را دولتمردان می‌دانند اما می‌گویند اگر افاغنه نباشند کارهای سخت را کسی نمی‌تواند انجام دهند؛ اما باید بگویم اینها عذر نیست.

جعفری تاکید کرد: اگر مردم ایران تا این اندازه بی‌اراده هستند که از خارج باید بیایند کارهای را انجام دهند جای تاسف دارد. ایران ملتی دارای سوابق درخشان در تاریخ است بنابراین باید فکری برای افاغنه صورت گیرد.

وی همچنین خواستار تصویب طرحی مبنی بر خروج افاغنه از استان کرمان در مجلس شورای اسلامی شد و گفت: اگر اکثریت اعضا شورای اسلامی تصمیمی در این زمینه بگیرند، دیگر دولت نمی‌تواند مخالفت کند و شما باید در راستای خروج افاغنه و مساله آب هماهنگ و همدل شوید.

امام جمعه کرمان با بیان اینکه این نمایندگان مجلس هستند که سرنوشت مملکت را مشخص می‌کنند نه وزرا خطاب به مجمع نماینگان استان گفت: شما مقام و موقعیت بسیار بالایی دارید که در این راستا باید با یکدیگر برادر باشید و جوری نباشد با انتخاباتی که پیش رو داریم نفسانیات به کار آید.

امام جمعه کرمان ادامه داد: در انتخابات قطعا افرادی از گروه‌های مختلف به میدان خواهند آمد اما ما باید کاری کنیم که مردم برای حضور هر چه بیشتر و قوی تر در این انتخابات انگیزه پیدا کنند.

جعفری تصریح کرد: شما نمایندگان که در مجلس هستید تکلیف سنگین و دشواری دارید زیرا شما می‌توانید نقش درجه اول را در کشور ایفا کنید و دولت به شما احتیاج دارد پس اگرشما دولت را تایید نکنید دولت، دولت نیست.

وی خطاب به نمایندگان مجلس گفت: هیچگاه هوای نفس در رابطه با مخالفت‌ها و موافقت‌ها نداشته باشید و مخالفت و موافقتتان بر اساس معیارهای دینی باشد زیرا اگر قانون خوبی در مملکت وجود داشته باشد بسیاری از مشکلات کاسته خواهد شد.

جعفری با بیان اینکه اگر بخواهیم درست به تکلیفمان عمل کنیم باید راهمان جهاد در راه خدا باشد، بیان کرد: جز با وحدت و انسجام نمی‌توان در مقابل دشمن ایستادگی کرد.

امام جمعه کرمان افزود: دوران جنگ تحمیلی با همه خسارت‌های جانی و مالی که داشت گذشت، اما برای ما یک پیروزی و برای دشمن یک شکست در نرسیدن به اهداف شومش را داشت. پس این جنگ به دشمن و استکبار که فهماند دیگر به سادگی نمی‌تواند به ما حمله کند.

امام جمعه کرمان تصریح کرد: امروزه با پیشرفت‌هایی که در سپاه و ارتش به وجودآمده دشمن می‌داند ایران در چه وضعیت و جایگاهی در منطقه و حتی جهان قرار دارد و جرأت حمله به ما را نخواهد داشت ضمن آنکه همه باید هوشیار باشند که صهیونسیم بیکار نخواهد نشست و در این فکر است که چگونه نظام جمهوری اسلامی را ساقط کند.

جعفری اظهار کرد: شما نمایندگان باید در برابر کسانی که در مجلس آبروی مجلس را می‌برند ایستادگی و از این گونه رفتارها جلوگیری کنید زیرا ما الگویی برای همه ملت‌ها هستیم و اگر توطئه‌های آمریکا نبود شک نداشته باشید این انقلاب به همه کشورها سرایت می‌کرد.

سرویس: استان ها – کرمان

روز مرگ پاریس / مجموعه کلیپ












اخراج اجباری ۷۲۰۰ پناه جوی افغان از آلمان

اخراج اجباری 7200 پناه جوی افغان از آلمانکشور آلمان هشدار داده است که روند اخراج ۷۲۰۰ پناه جوی افغان را که در این کشور زیست دارند به زودی آغاز خواهد کرد. آلمان تاکید دارد که این پناه جویان افغان درخواست های پناهندگی شان از سوی آلمان پذیرفته نشده است و تحت شرایط تحمیلی زیست دارند.
گسترش نا امنی ها در کشور، فرار سرمایه ها از افغانستان در نتیجه ی بی باوری مردم به آینده ی سرمایه گذاری ها در کشور، ختم شماری از پروژه های کشور های جامعه جهانی و بیکار شدن کسانی که در این پروژه ها مصروف کار بودند و بی باوری مردم بالای حکومت و حدت ملی، از عواملی اند که سبب شده اند تا روزانه صد ها شهروند افغانستان با فروش خانه و دارایی ها یشان با قبول کردن هزاران چالش از راه های غیر قانونی دست به فرار از کشور بزنند.
با این حال ریاست جمهوری افغانستان گفته است نیرو های کاری افغانستان باید به کشور شان برگشتانده شوند. اما دولت افغانستان در هم آهنگی با وزارت کارو امور اجتماعی چه راهکار هایی برای برگشت این پناه جویان دارند و چه فرصت هایی را برای آنان در صورت برگشت شان به کشور مساعد خواهند کرد، در حالیکه آنان تمامی خانه و سرمایه هایشان را به قاچاقبران تسلیم کرده اند.
وزارت کارو امور اجتماعی دراین زمینه می گوید ” وزارت کار و امور اجتماعی یک وزارت پالیسی ساز است و ادامه تلاش های این وزارت در هم آهنگی با کشور های جهانی در پیدا کردن زمینه ها ی شغلی برای شهروندان افغانستان در خارج از کشور ادامه دارد”.
این درحالیست که بحران پناه جویی در جهان رو به گسترش است و به یک معضل لاینحل مبدل شده اما تا کنون کشور های اروپایی موفق به دریافت راه حل مناسب برای آن نشده اند.

سند برادری+ دانلود PDF

ویژه نامه «سند برادری» که روایتی ساده و صمیمی از مجاهدان بدون مرز، شهیدان ، جانبازان و آزادگان افغانستانی دفاع مقدس است، سند برادریمنتشر شد. این مجموعه ۱۰۰ صفحه ای که در سی و پنجمین سالگرد دفاع مقدس توسط روزنامه خراسان منتشر شده، از نخستین آثار مکتوب در معرفی شهیدان و جانبازان افغانستانی و روایت خالصانه این «مجاهدان بدون مرز» در هشت سال دفاع مقدس به شمار می آید. طی هشت سال جنگ تحمیلی رژیم بعثی علیه جمهوری اسلامی هزاران مجاهد افغانی، حضور در جبهه ها را وظیفه انسانی و تکلیف شرعی خود دانستند و برای دفاع از اسلام و مرزهای جمهوری اسلامی به دعوت حضرت امام (ره) لبیک گفتند که بنابر آمار رسمی از میان آن هاحدود ۲هزار به شهادت رسیده و چندصدنفر نیز به جانبازی نائل شده اند. روزنامه خراسان در سی و پنجمین سالگرد بزرگداشت هفته دفاع مقدس برآن شد تا با جستجو در استان های خراسان رضوی ، خراسان جنوبی ، قم و سیستان و بلوچستان به سراغ خانواده های معظم این شهیدان و نیز جانبازان و رزمندگان افغانستانی دفاع مقدس برود و پای صحبت ها و خاطرات آن ها بنشیند. بسیاری از این خانواده ها و جانبازان برای نخستین بار بود که مصاحبه می کردند.

به هر روی و با کمک تعدادی از فعالان فرهنگی افغانستانی و نیز ادارات بنیاد شهید در استان های مذکور ویژه نامه «سند برادری» اینک پیش روی مخاطبان قرار گرفته است. این مجموعه ۴ فصل گفت و گو با خانواده های معظم این شهدا ، گفت و گو با جانبازان و آزادگان و رزمندگان ، معرفی تعدادی از مجاهدان ایرانی در جهاد اسلامی افغانستان علیه اشغال شوروی و بخش یادداشت های تعدادی از فعالان فرهنگی ایران و افغانستان را شامل می شود. در بخش آغازین با عنوان گپ ها و گفتارها فعالان فرهنگی و اجتماعی و سیاسی افغانستانی ازجمله روحانی مجاهد استاد سید عیسی حسینی مزاری، محمد کاظم کاظمی شاعر ومنتقد ادبی و همچنین محمد سرور رجایی شاعر،نویسنده و سرگذشت پژوه شهدای افغانستانی یادداشت ها و گفتارهایی را پیش روی مخاطبان قرار داده اند.در بخش «…وناگهان خانواده خدا شدیم» خاطرات و دل گفته های خانواده معظم شهیدان افغانستانی دفاع مقدس ارائه ودر قالب گفت و گو هایی خواندنی آماده شده است. «پرهای زخمی» عنوان بخش گپ و گفت با جانبازان و آزادگان است که از نظر شما می گذرد.در بخش پایانی با عنوان «اهالی جغرافیای ایمان» تعدادی از مجاهدان ایرانی در جهاد اسلامی افغانستان علیه اشغال شوروی معرفی شده اند. در ویژه نامه «سند برادری» بخش برگردان انگلیسی شامل چکیده ای از مطالب نیز برای استفاده بخشی از جامعه هدف تدوین شده است.تحریریه روزنامه خراسان افتخار دارد در سی و پنجمین سالگرد بزرگداشت هفته دفاع مقدس این هدیه ناقابل را خاضعانه به پیشگاه پرعظمت شهیدان والامقام و مجاهدان بدون مرز اسلام تقدیم کند. ویژه نامه «سند برادری»از امروز پیش روی مخاطبان قرار می گیرد و طی هفته دفاع مقدس نیز برای مشترکین محترم توزیع می شود.

پسورد برای نمایش: www.tabalwor.com

لینک دانلود مستقیم:

حجم ۹:۸۸  مگابایت  رمز هنگام باز کردن فایل:   www.tabalwor.com  

لینک غیر مستقیم:

حجم ۹:۸۸  مگابایت  رمز هنگام باز کردن فایل:   www.tabalwor.com  

سوءتفاهم ششگانه ایرانیان نسبت به مهاجرین افغانستانی

تاریخ مواجهه ایرانی‌ها با مهاجرین افغان تاریخ طولانی و پرمساله‌ای است. در طول  این سالها به تدریج قضاوت‌ها، شناخت‌ها و روایت‌های مجعولی در مورد مهاجرین افغان در ذهن ایرانی‌ها شکل گرفته است که با عدم بازبینی و توقف نکردن بر سر درستی آنها، تبدیل به روایت‌هایی رسمی و از پیش پذیرفته شده برای ایرانی‌ها در مورد افغان‌ها شده‌ است.در این میان اگر از   رسانه‌های ایرانی انتظاری برای تغییر داشته باشیم عملا خودمان را در یک چرخه بیهوده نگه داشته‌ایم. بخش قابل توجهی از رسانه‌های ایرانی در عین گرفتن ژست نخبه‌گرایی در مورد مساله‌ای به نام «مهاجرین افغان» به شدت دچار عوام‌گرایی مبتذل و پیش‌پا افتاده هستند.

این ۶ مورد از روایت‌ها، سوالات، ابهامات و سوءتفاهم‌های همه این سالهای جامعه ایرانی در مورد مهاجرین افغان است که اکثرا نادرست و معجول شکل گرفته‌اند. مروری بر آنها داشته‌ایم.

سوءتفاهم اول: افغان‌ها همه کارگر ساختمانی، سرایه‌دار، بی‌تخصص و بی‌سواد هستند

 حالا دیگر واضح شده است که این تصویر چه قدر دور از واقعیت است و مقصر اصلی هم طبق معمول بخش قابل توجهی از رسانه‌ها هستند. افغان‌ها به خصوص مهاجرین داخل ایران جامعه خاموش و نادیده‌ای دارند که به موفقیت‌های علمی و فرهنگی فراوانی رسیده‌اند، اما کسی آنها را نمی‌بیند. موفقیت این چند سال دانشجویان افغان در رسانه‌های معدودی پیچیده است که فقط برای نمونه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

۲ سال پیش مجتبی نیکزاد دانشجوی افغانستانی دانشگاه باهنر کرمان، موفق به کسب رتبه نخست کشوری در رشت‏ی مهندسی اقتصاد کشاورزی در مقطع کارشناسی ارشد شد. نیکزاد رتبه ۵ آزمون دکتری را هم امسال گرفت و دانشجوی برتر کشور شد.

مجتبی نیکزاد، دانشجوی نخبه افغانی، گفتگوی تسنیم با او به زودی منتشر می‌شود

مصطفی رضایی مخترع جوان، هم یک مهاجر افغانستانی است که موفق به ساخت سانتریفیوژ چند محوری شده است. شریف ابراهیمی چندی پیش به عنوان پژوهشگر برگزیده ایران  انتخاب شد. سید علی معلم زاده دانشجوی افغانستانی مقطع دکترای رشته قارچ شناسی دانشکده علوم پزشکی تهران، موفق به ابداع یک شیوه ی جدید با عنوان “تشخیص سریع و حساس اونیکومایکوزیس در نمونه‌های بالینی مشکوک با استفاده از روش مولکولی PCR” شده است.

چند روز پیش هم خبر نصیبه،‌زن جراح مهاجر افغان در ایران پیچید که برای خود مهاجرین چیز عجیبی نبود، اما ظاهرا برای رسانه‌های ما موضوع جدیدی به نظر می‌رسید.

تا دلتان بخواهد دانشجوی دکترای مهاجر افغان در دانشگاه‌های کشور تحصیل می‌کنند. و تا دلتان بخواهد شاعر و نویسنده درجه یک مهاجر افغانستانی از محمدکاظم کاظمی تا زهرا حسینی و ابوطالب مظفری و شوکتعلی محمدی و پراغراق نیست اگر بگوییم که بخش بزرگی از رشد ادبیات معاصر فارسی مدیون حضور مهاجرین افغان است.

اما بخش دیگری از فعالیت‌های مهاجرین افغان که در ایران دیده نشده است فعالیت‌های هنری آنهاست. چندین و چند گروه ثابت تئاتر و بازیگری، چندین گروه موسیقی و فیلمسازی… به صورت مستمر از همین مهاجرین افغان در داخل ایران شکل گرفته‌اند و مشغول فعالیت هستند، اما ما در سریال‌هایمان، تنها افغان‌هایی که می‌بینیم کارگران ساختمانی و سرایه‌داران هستند. واقعا با تصویری که رسانه‌ها از افغان‌های مهاجر در ذهن ما ساخته‌اند کدام یک از ما می‌توانست این خبر را پیش‌بینی کند؟ :برگزاری اولین دوره مسابقات رباتیک دانشجویان افغانستانی دانشگاه‌های ایران

تبصره: طرح این مساله خیلی زود منجر به سوءتفاهم دیگری خواهد شد: پس چون افغان‌های مهاجر داخل ایران، مهندس و دکتر و شاعر و دانشجو هم دارند محترم‌تر به آنها نگاه کنیم و رفتارمان را تغییر دهیم. روی دیگر سکه این استدلال این است که پس مهاجرین افغان کارگر و سرایه‌دار و بی‌سواد شایسته احترام نیستند و مستحق همین رفتاری هستند که با آنها می‌شود. طبیعی است که این گزاره چه قدر از اخلاق و انسانیت دور است. افغان‌ها به صرف «انسان بودن»شان و نه هیچ چیز دیگر شایسته این رفتارهای تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیز نیستند.

***

سوءتفاهم دوم:چرا افغان‌ها به کشورشان برنمی‌گردند؟ مگر جنگ تمام نشده است؟ مگر الان وقت ساختن وطنشان نیست؟

طبیعی است که وضعیت ایده‌آل هم برای مهاجرین و هم برای کشور میزبان بازگشت مهاجرین به کشورشان است. اما ماجرا به همین سادگی‌ها هم نیست.

سه نکته. اول اینکه واقعیت این است که جنگ تمام نشده است. هنوز نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ درصد افغانستان در اختیار طالبان است و طبیعی است که نمی‌توان از مهاجرین افغان داخل ایران به خصوص از اقوام شیعه آن‌ها انتظار داشت که به آغوش طالبان برگردند. آنها از حکومت ظلم و ستم طالبان فرار کرده‌اند و به کشوری آمده‌اند که بتوانند زندگی دیندارانه داشته باشند. علاوه بر آن همچنان ناامنی در فضای عمومی افغانستان موج می‌زند و چیزی که یکی از دلایل اصلی مهاجرت افغان‌ها به ایران بود هنوز برطرف نشده است. هنوز مدرسه‌های دخترانه هر روز با حملات انتحاری یا مسمومیت تهدید می‌شوند و زن‌ها حق زندگی آزادانه در خیلی از مناطق این کشور را ندارند. قصه این‌ سال‌های افغانستان از جنس دفاع از نسل شیعیان و مسلمانان است. خانواده مسلمانِ شیعه؛ افغانستانی، عراقی، سوری، ایرانی، پاکستانی و … ندارد.

دوم: ظاهرا هنوز وقت ساختن وطن فرا نرسیده است. این گزاره از یک تصویر برساخته رسانه‌های غربی بیرون می‌آید. این که آمریکا و نیروهای ائتلاف به افغانستان رفتند و آنجا را آزاد کردند و برگشتند، اما این اتفاق واقعا نیفتاده است. در افغانستان همچنان بیکاری و فقر در میزان بالایی وجود دارد، فساد اداری به بالاترین رقم دنیا رسیده است و در بخش‌هایی از کشور عملا هر گونه حضور و کار اقتصادی بی‌نتیجه شده است.امتحان این مساله هم ساده است. افغان‌هایی که در همین یکی دو سال به افغانستان برگشتند، عملا دوباره مجبور شدند به ایران برگردند چون برای تامین حداقلیات زندگی هم دچار مشکل شدند.

سوم: علاوه بر همه این‌ها باید این نکته را درنظر بگیریم که عملا برای برخی از مهاجرین افغان داخل ایران دیگر افغانستانی به عنوان وطن وجود ندارد. مثال می‌زنم. والدین خیلی از این مهاجرین در دور اول مهاجریت یعنی در حکومت کمونیست‌ها به ایران پناه آوردند. مهاجر داستان ما در ایران متولد شد. در ایران مدرسه رفت، در ایران ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد، پدرو مادرش هم فوت شدند و عملا دیگر بازگشتش به افغانستان مساوی مهاجرتش به یک کشور خارجی است. در آنجا خانه و خانواده‌ای ندارد، کسی را نمی‌شناسد و همه ریشه‌هایش اینجاست. این سرنوشت خیلی از مهاجرین افغان داخل ایران است که عملا راهی برای بازگشت آنها وجود ندارد و به نظر می‌رسد برخی قوانین اقامت که عموماً جنس مرتجعانه و برگرفته از یک نگاه خرد و تحلیل سطح پایین است، خیلی فوری باید اصلاح شود.

سوءتفاهم سوم: ایرانی‌ها هم وقتی به ژاپن رفتند، همین‌جوری با آنها برخورد شد، اصلا مهاجرت در همه دنیا همین است و ایران تازه خیلی هم با آنها خوب برخورد کرده است به نسبت سایر کشورها.

نکته اول: این گزاره همه واقعیت نیست. درست است که مردم ایران نسبت به مردم سایر کشورها رفتار شایسته‌تری با مهاجرین افغان داشته‌اند اما دولت به خصوص دولت‌های بعد از جنگ کارنامه مثبتی در این زمینه ندارند. در کشورهای دیگر مهاجرپذیر اگر چه دولت‌ها شرایط سفت و سختی برای مهاجرین دارند اما در زمینه‌های قابل‌توجهی مثل فراهم آوردن امکانات تحصیل برای کودکان مهاجر چه قانونی و چه غیرقانونی به شدت از ما جلوتر هستند. البته که نمی‌توان حضور چند میلیونی مهاجرین در ایران را با حضور حداکثر چند ده‌هزارنفری در کشورهای غربی مقایسه کرد. اما وجود برخی اقدامات نابخردانه در سطح مدیریت میانی یا عوامل اجرایی خرد باعث شده است که نارضایتی به وجود آید.

مردم ایران در طول همه این سالها، با اندکی بالا و پایین – پایینش در سالهای اخیر و بالایش در سالهای انقلاب و جنگ- میزبانان بهتری نسبت به بقیه مردم دنیا در مورد مهاجرین افغان بودند، اما سیاست‌های دولتی در مورد مهاجرین، برخوردهای نیروهای خاص و سیاست‌گذاری‌های نادرست تعدادی از دولت‌ها تصویر ایران را در ذهن مهاجرین اندکی نامساعد ساخته است.

نکته دوم: ۳۵ سال پیش در این کشور انقلابی انجام شد که دیگر ایران در زمینه برقراری عدالت و اخلاق با دیگر کشورهای دنیا مقایسه نشود و  آرمانی به نام اسلام و آرمانشهری به نام جمهوری اسلامی، معیار مقایسه قرار بگیرد. اگر این دو شاخص را معیار قرار دهیم برخی دولت‌های ایرانی عملکرد شرمسارانه‌ای دارد. این گزاره که چون ژاپنی‌ها با ایرانی‌ها بد رفتار کردند ما هم با افغان‌ها بد رفتار می‌کنیم طبیعتاً از دایره اخلاقیات بدیهی هم خارج است. چه برسد به اینکه با یک جماعت مسلمان شیعه طرف باشی. خسارت درس نخواندن یک کودک مسلمان شیعه مهاجر افغانستانی چه قانونی چه غیر قانونی خسارتی بزرگ‌تر برای آینده تشیع و مسلمانان است.

سوءتفاهم چهارم:مهاجرین افغان، به امنیت ایران لطمه زده‌اند، جرم و جنایت را در کشور افزون کرده‌اند، این همه آمار تجاوز دارند و ما خواهان اخراج آنها هستیم به خاطر امنیت زن و بچه‌های خودمان.

حرف زدن آسان است اما دلیل آوردن سخت‌تر از آن.آمار رسمی از این جور چیزها معمولا سخت بیرون می‌آید. طبق آخرین آماری که سازمان زندان‌ها اعلام کرده است، کل زندانی‌های  زندان‌های ایران ۲۲۸ هزار نفر هستند. از این ۲۲۸ هزار نفر ظاهرا ۵ هزار نفر افغان هستند. جمعیت ایران ۷۵ میلیون نفر است و جمعیت مهاجرین افغان داخل ایران حداکثر ۳ میلیون نفر. اگر بپذیریم که همه این ۵ هزارنفر از مهاجرین افغان داخل ایران هستند (که نیستند و خیلی از آنها قاچاقچیان مواد مخدر هستند که لب مرز دستگیر شده‌اند و ساکن ایران نیستند) میزان مجرمان افغانستانی می‌شود ۱۶ صدم درصد. همین نسبت اگر در مورد ایرانی‌های مجرم محاسبه شود به رقم بزرگتری یعنی ۲۹ صدم درصد می‌رسد. این تازه  در شرایطی است که همه عوامل موثر در این مقایسه مثل احتمال جرم بیشتر در جامعه مهاجر و اقلیت در هر جامعه‌ای را کنار بگذاریم. رقم به خودی خود واضح است و به خوبی نشان می‌دهد که بزرگنمایی و اغراق رسانه‌ها در مورد جرم و جنایت مهاجرین افغان‌ها در ایران چه قدر فراگیر شده است.

سوءتفاهم پنجم: افغان‌ها یکی از دلایل مهم بیکاری در ایران هستند. آنها فرصت‌های شغلی را از جوانان ما می‌گیرند و همین باعث افزایش نرخ بیکاری در کشور شده است.

استدلال صلاح‌الظاهری به نظر می‌رسد اما واقعا درست است؟ به نقل قولی از سردار احمدی‌مقدم فرمانده نیروی انتظامی ایران استناد می‌کنیم. احمدی‌مقدم چندی پیش در مورد مهاجرین افغان حرفهای مهمی زد که بخش‌هایی از آن را دوباره تکرار می‌کنیم :ما در مرزهای کشور سیم خاردار نصب می‌کنیم، مسیر ورود اتباع بیگانه از دریا باز می‌شود، راه‌های دریایی را کنترل می‌کنیم این اتباع از راه قانونی وارد شده اما دیگر از کشور نمی روند؛ تمام این موارد ناشی از وجود مشکل در افغانستان و نیاز به کارگر در ایران است و همچنین جویندگان کار در ایران نیز تغییر ذائقه داده‌اند و به سمت شغل‌های مایل به کارگری نمی‌روند… چند سال قبل وقتی افغانی‌ها را از کشور طرد کردیم دیدیم تعداد زیادی از گاوداری ها و صنعت تولید آجر کشور متوقف شد. ایرانی ها جویای کار هستند اما این کارها را انجام نمی‌دهند و نمی‌روند بر سر درخت میوه بچینند جوانان ما به دلیل اینکه تحصیل کرده اند یک میز و تلفن همراه می خواهند تا معامله ها را جوش دهند.

حرف‌های احمدی‌مقدم واضح است و برای همه ایرانی‌ها هم پذیرفته شده، اگر رسانه‌ها بگذراند. از طرف دیگر واقعا باید بررسی شود که این حضور مهاجرین افغان به اقتصاد در حال سازندگی ایران بعد از جنگ چه قدر کمک کرده است و اگر آنها نبودند این سرعت عظیم در سازندگی واقعا کند نمی‌شد؟ وقتی تولید داخلی یکی از بنیان‌های جدی اقتصاد مقاومتی برشمرده شده است به نظر می‌رسد این افغانستانی‌های مهاجر هستند که دوشادوش کارگران ایرانی چرخ تولید را می‌گردانند.

علاوه بر آن به نظر می‌رسد باید به این تبصره قانونی هم توجه شود که از ۲ سال پیش پروانه کار افغانستانی‌ها فقط برای مشاغل ۱۸گانه تعریف شده در بخش‌های کشاورزی، ساختمان و کوره‌پزخانه‌ها صادر خواهد شد و به طور کلی پس از این برای کارگران افغان تنها در مشاغل ۱۸ گانه یاد شده پروانه کار صادر خواهدشد.

مشاغلی که به گفته وزیر راه قبلی حدود ۲ میلیون فرصت شغلی دارد که بخشی از آن همیشه خالی است و جویای کاری برای آن پیدا نمی‌شود.

**

سوءتفاهم ششم :‌افغان‌ها مالیات نمی‌دهند، اما از امکانات عمومی استفاده می کنند. هزینه‌ای نمی‌دهند و حق ایرانی‌ها را مصرف می‌کنند. 

این گزاره واقعیت ندارد، حداقل در شرایط کنونی و بعد از هدفمندی یارانه‌ها دیگر اساسا واقعیت ندارد. افغان‌ها برای ماندن در ایران هزینه‌ پرداخت می‌کنند و در عین حال خدمات اجتماعی چندانی دریافت نمی‌کنند. افغان‌ها باید برای تمدید پاسپورت،‌کارت اقامت و کارت کارگری خود در موقعیت های چند ماهه به مراکز مربوط مراجعه کنند و هزینه‌هایی را پرداخت کند. کودکان افغانی برای تحصیل در مدارس ایرانی هزینه پرداخت می‌کنند. یک دانشجوی افغان حتی اگر نفر اول کنکور هم شود برای تحصیل در دانشگاه باید هزینه‌های آن را به صورت دلاری پرداخت کند.در عین حال آنها بیمه خدمات درمانی و تامین اجتماعی نمی‌شوند و اگر با شرایط خاصی بتوانند بیمه شوند باید هزینه بیمه‌های خصوصی را پرداخت کنند. به این ترتیب عملا از یارانه‌های درمانی و دارویی نیز بهره‌ای نمی‌برند. آنها از خدمات اجتماعی زیادی محرومند. مهاجرین افغان قانونی هم در ایران نمی‌توانند حساب بانکی باز کنند، نمی‌توانند خریدو فروشی انجام دهند، نمی‌توانند گواهینامه بگیرند و رانندگی کنند و…

علاوه بر اینکه دولت ایران به ازای هر مهاجری که ثبت قانونی می‌شود روزانه مبلغی از سازمان ملل- البته مبلغی اندک- دریافت می‌کند که برای محاسبه عقلانی این گزاره، آن هم باید یکی از فاکتورهای موردبررسی قرار گیرد.

***

توضیحات همه این گزاره‌ها، همه و همه در شرایطی است که بخواهیم عقل معاش و محاسبه‌گرمان را وسط بیندازیم و با عینک آن به ماجرای حضور افغان‌ها در داخل ایران نگاه کنیم. اما واقعیت این است که ما شهروندان مسلمان حکومت جمهوری اسلامی ایران اگر به هر یک از گزاره‌های گفته شده معتقد باشیم و از آنها لزوم اخراج مهاجرین افغان را در نظر بگیریم باید در دینداری و شهروند جمهوری اسلامی بودن‌مان شک کنیم؛ تا چه رسد به این که مسئولیتی هم در این نظام و دولت این نظام داشته باشیم.

متن کامل برنامه جامع اقدام مشترک (جمع بندی مذاکرات ایران و۱+۵)

برنامه جامع اقدام مشترک ظهر دیروز تکمیل و از سوی محمد جواد ظریف وزیر خارجه کشورمان و فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام شد. وزارت امور خارجه ایران مشروح آن را در قالب ترجمه‌ای غیررسمی منتشر کرده است که در ادامه می‌آید.(to view original click here)(برای دریافت نسخه اصلی(انگلیسی) اینجا کلیک نمایید)

مقدمه و مفاد عمومی

جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱+۵ (چین، فرانسه، آلمان، فدراسیون روسیه، انگلیس و ایالات متحده، و نماینده عالی اتحادیه اروپایی در امور خارجی و سیاست امنیتی)، در مورد این برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) تصمیم گیری کردند. این برجام بازتاب یک فرآیند گام به گام بوده و مشتمل بر تکالیف متقابل به نحو مندرج در این سند و پیوست‌های آن می‌باشد که قرار است توسط شورای امنیت مورد تأیید قرار گیرد.

اجرای کامل این برجام موجب حصول اطمینان از ماهیت صرفاً صلح آمیز برنامه هسته‌ای ایران خواهد شد.

ایران مجدداً تائید می‌کند که هیچگاه و تحت هیچ شرایطی در پی سلاح‌های هسته‌ای، تولید و یا به دست آوردن آنها نخواهد بود.

اجرای موفقیت آمیز این برجام ایران را قادر خواهد کرد تا به طور کامل حق خود بر انرژی هسته‌ای جهت مقاصد صلح آمیز را طبق مواد ذیربط معاهده عدم اشاعه هسته‌ای و همسو با تعهداتش در آن سند استیفاء کند و در نتیجه با برنامه هسته‌ای ایران همچون برنامه هر دولت دیگر غیر دارنده سلاح‌های هسته‌ای عضو معاهده عدم اشاعه رفتار خواهد شد.

این برجام موجب لغو جامع کلیه تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین تحریم‌های چندجانبه و ملی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران و نیز شامل گام‌هایی برای ایجاد دسترسی در حوزه‌های تجارت، فناوری، مالی و انرژی خواهد شد.

گروه ۱+۵ و ایران مجدداً بر تعهد خود نسبت به اهداف و اصول ملل متحد به نحو مندرج در منشور سازمان ملل متحد تاکید می‌کنند.

گروه ۱+۵ و ایران اذعان می‌کنند که معاهده عدم اشاعه هسته‌ای کماکان مبنای اساسی رژیم عدم اشاعه هسته‌ای و رکن بنیادین پیگیری خلع سلاح هسته‌ای و استفاده‌های صلح آمیز از انرژی هسته‏‌ای می‌باشد.

گروه ۱+۵ و ایران بر عهده می‌گیرند که این برجام را با حسن نیت و در فضایی سازنده، بر مبنای احترام متقابل اجرا کنند، و از هرگونه اقدام مغایر با نص، روح و هدف این برجام خودداری کنند. گروه ۱+۵ از تحمیل الزامات مقرراتی و آئین نامه‌ای تبعیض آمیز، به جایگزینی تحریم‌ها و اقدامات محدودیت سازی که مشمول این برجام می‌شوند، خودداری خواهند ورزید. این برجام بر پایه اجرای برنامه اقدام مشترک (توافق ژنو) که در تاریخ ۳ آذرماه ۱۳۹۲ در ژنو مورد توافق قرار گرفت، استوار می‌شود.

کمیسیون مشترکی متشکل از گروه ۱+۵ و ایران به منظور نظارت بر اجرای این برجام تشکیل خواهد شد و وظایف پیش بینی شده در این برجام را ایفا خواهد کرد. کمیسیون مشترک به موضوعات ناشی از اجرای این برجام رسیدگی کرده و مطابق با مفادی که در پیوست مربوطه شرح داده شده است، عمل خواهد کرد.

از آژانس بین‏‌المللی انرژی اتمی خواسته خواهد شد تا نسبت به اقدامات داوطلبانه مرتبط با هسته‌ای به نحو مورد توافق در این برجام، نظارت و راستی آزمایی کند. از آژانس درخواست خواهد شد که به طور منظم به شورای حکام و آنگونه که در این برجام مقرر شده است به شورای امنیت اطلاع رسانی کند. کلیه قواعد و مقررات مربوطه آژانس در خصوص حفاظت از اطلاعات توسط کلیه طرف‏‌های دخیل به طور کامل رعایت خواهد شد.

کلیه مفاد و اقدامات مندرج در این برجام صرفاً برای اجرای آن بین گروه ۱+۵ و ایران می‌باشد و نمی‏‌بایست به منزله‏ ایجاد رویه برای هیچ دولت دیگری، یا برای اصول بنیادین حقوق بین‌الملل و حقوق و تعهدات وفق معاهده‏ عدم اشاعه هسته‌ای و سایر اسناد مربوطه و همچنین اصول و رویه‏‌های شناخته‏ شده‏ بین‌المللی تلقی شود.

به جزئیات فنی اجرای این برجام در پیوست‌های این سند پرداخته می‌شود.

اتحادیه اروپایی، کشورهای گروه ۱+۵ و ایران در چارچوب این برجام، به نحو مقتضی در زمینه مصارف صلح آمیز انرژی هسته‏‌ای همکاری کرده و در طرح‌های مربوط به همکاری‌های هسته‌ای صلح آمیز که مشترکاً توسط طرفین تعیین می‌شوند، از جمله از طریق مشارکت آژانس، تعامل خواهند کرد.

گروه ۱+۵ پیش‏ نویس قطعنامه‏‌ای تایید کننده‏ این برجام را برای تصویب به شورای امنیت ارائه خواهد کرد که تاکید می‌کند، انعقاد این برجام نشانگر یک دگرگونی بنیادین در بررسی این موضوع توسط شورای امنیت بوده و تمایل شورا برای برقراری یک رابطه جدید با ایران را اعلام می‌کند.

این قطعنامه شورای امنیت، همچنین لغو تمامی مفاد وضع شده وفق قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت از روز اجرا، ایجاد برخی محدودیت‌های خاص و خاتمه بررسی موضوع هسته‌ای ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل ۱۰ سال پس از روز توافق برجام را مقرر خواهد کرد.

مفاد پیش بینی شده در این برجام برای دوره‌های زمانی مربوطه به شرحی که خواهد آمد و جزئیات آن در پیوست‌ها ذکر شده است، اجرا خواهد شد.

گروه ۱+۵ و ایران هر دو سال یک بار، یا در صورت نیاز زودتر، به منظور بازنگری و ارزیابی پیشرفت صورت گرفته و اتخاذ تصمیمات مقتضی با اجماع، در سطح وزیر دیدار خواهند کرد.

ایران و گروه ۱+۵ اقدامات داوطلبانه زیر را در چارچوب زمانی که جزئیات آن در این برجام و پیوست‌های آن تشریح شده است، اتخاذ خواهند کرد:

هسته‌ای

الف- غنی‏‌سازی، تحقیق و توسعه غنی‏‌سازی، ذخایر

طرح بلندمدت ایران شامل برخی محدودیت‏‌های مورد توافق در مورد همه‏ فعالیت‏‌های غنی‏ سازی اورانیوم و فعالیت‌های مرتبط با غنی‏ سازی اورانیوم، از جمله برخی محدودیت‌های مشخص در برخی فعالیت‌های خاص تحقیق و توسعه، برای هشت سال نخست و به دنبال آن، با یک ضرباهنگ معقول، تکامل تدریجی به سمت مرحله‏ بعدی فعالیت‏‌های غنی‏ سازی‏ ایران برای اهداف منحصراً صلح‏ آمیز، به نحو موصوف در پیوست ۱ خواهد بود.

ایران به تعهد داوطلبانه خود، به نحو شرح داده شده در برنامه بلندمدت غنی‏ سازی و تحقیق و توسعه غنی‏ سازی خود که به عنوان بخشی از اعلامیه‏ اولیه‏ ایران برای پروتکل الحاقی ارائه خواهد شد، پایبند خواهد بود.

ایران، در ۱۰ سال آغاز به از رده خارج کردن سانتریفیوژهای IR-1 خود خواهد کرد. طی این دوره، ایران ظرفیت غنی‏ سازی خود در نظنز را حداکثر تا ظرفیت غنی‏ سازی اورانیوم تعداد ۵۰۶۰ سانتریفیوژ IR-1 نصب شده نگه خواهد داشت. سانتریفیوژهای اضافی و زیرساخت‏‌های غنی‏ سازی مربوطه در نطنز تحت نظارت مستمر آژانس به نحو مشروح در پیوست ۱ انبار خواهد شد.

ایران تحقیق و توسعه غنی‏ سازی را به شیوه‏‌ای که به انباشت اورانیوم غنی‏ شده منتج نشود، ادامه خواهد داد. تحقیق و توسعه غنی‏ سازی ایران با اورانیوم برای مدت ۱۰ سال شامل صرفاً ماشین‌های IR-4، IR-5، IR-6 و IR-8 به نحو تشریح شده در پیوست ۱ خواهد بود و ایران به نحو مشخص شده در پیوست یک در سایر فناوری‏‌های جداسازی ایزوتوپ برای غنی‏ سازی اورانیوم وارد نخواهد شد. ایران به تست دستگاه‏‌های IR-6 و IR-8 ادامه خواهد داد و در میانه سال هشتم، تست تا سی دستگاه ماشین IR-6 و IR-8 را به نحو مشخص شده در پیوست ۱ آغاز خواهد کرد.

همچنان که ایران سانتریفیوژهای IR-1 را از رده خارج می‌کند، به جز نحوه مندرج در پیوست ۱ اقدام به ساخت یا سرهم کردن سانتریفیوژ نخواهد کرد و سانتریفیوژهای از کار افتاده را با نوع مشابه جایگزین خواهد کرد. ایران تولید دستگاه‏‌های سانتریفیوژ پیشرفته را صرفاً برای فعالیت‌های مشخص شده در این برجام صورت خواهد داد. از پایان سال هشتم و به نحو مندرج در پیوست ۱، ایران آغاز به ساخت تعداد مورد توافقی از دستگاه‌های سانتریفیوژ IR-6 و IR-8 بدون روتورز کرده و تمامی دستگاه‌های تولید شده را در نطنز، تا زمانی که بر اساس برنامه بلندمدت ایران مورد نیاز واقع شوند، تحت نظارت مستمر آژانس انبار خواهد کرد.

ایران بر اساس برنامه بلندمدت خود، برای ۱۵ سال، فعالیت‌های مرتبط با غنی‏ سازی اورانیوم، از جمله تحقیق و توسعه‏ تحت نظارت پادمانی خود را صرفاً در تاسیسات غنی‏ سازی نطنز انجام خواهد داد، سطح غنی‏ سازی اورانیوم خود را تا سقف ۶۷/۳ درصد نگه خواهد داشت، و در فردو، از هرگونه غنی‏ سازی اورانیوم و تحقیق و توسعه غنی‏ سازی اورانیوم و از نگاهداری هرگونه مواد شکافت‏ پذیر خودداری خواهد ورزید.

ایران تأسیسات فردو را به یک مرکز هسته‌ای، فیزیک و فنآوری تبدیل خواهد کرد. همکاری بین‏‌المللی از جمله به شکل سرمایه‏ گذاری‏‌های مشترک علمی در حوزه‏‌های تحقیقاتی مورد توافق ایجاد خواهد شد. ۱۰۴۴ ماشین IR-1 در قالب ۶ آبشار در یک بال در تاسیسات فردو باقی خواهد ماند. دو عدد از این آبشارها به همراه زیرساخت های مربوطه بدون اورانیوم به چرخش ادامه خواهد داد و از جمله از طریق اصلاح مقتضی زیرساخت‏‌ها، برای تولید ایزوتوپ‏‌های پایدار منتقل خواهد شد. چهار آبشار دیگر به همراه کلیه‏ زیرساخت‏‌های مربوطه به صورت ساکن باقی خواهند ماند. کلیه سانتریفیوژهای دیگر و زیرساخت‏‌های مرتبط با غنی‏ سازی جمع‏ آوری و تحت نظارت مستمر آژانس به نحو مشخص شده در پیوست ۱ انبار خواهد شد.

طی این مدت پانزده سال و همچنان که ایران به طور تدریجی به سمت رسیدن به استانداردهای بین‏‌المللی کیفیت برای سوخت تولیدی در ایران حرکت می‏‌کند، ذخایر اورانیوم خود را به ۳۰۰ کیلوگرم هگزافلوراید اورانیوم غنی شده تا ۶۷/۳ درصد یا معادل آن در سایر اشکال شیمیایی محدود خواهد کرد. مقادیر اضافه بر این میزان بر اساس قیمت‏‌های بین‏‌المللی و در عوض دریافت هگزافلوارید اورانیوم طبیعی تحویل داده شده به ایران، به فروش رسیده و به خریدار بین‏‌المللی تحویل داده خواهد شد، یا به سطح اورانیوم طبیعی‌ رقیق خواهد شد. اورانیوم غنی شده موجود در مجتمع‌های سوخت تولید شده از روسیه یا سایر منابع، برای استفاده در راکتورهای هسته‌ای ایران، اگر شرایط مندرج در پیوست ۱ را دارا باشد، در زمره این ۳۰۰ کیلوگرم ذخیره UF6 فوق الذکر محاسبه نخواهد شد. کمیسیون مشترک از کمک به ایران، از جمله به نحو مقتضی از طریق همکاری‌های فنی آژانس، حمایت خواهد کرد تا سوخت هسته‌ای تولید شده توسط ایران حائز استانداردهای کیفی بین‏‌المللی شود. کلیه اکسید اورانیوم باقی مانده غنی شده بین ۵ تا ۲۰ درصد به منظور استفاده در راکتور تحقیقاتی تهران به سوخت تبدیل خواهد شد. هر گونه سوخت اضافی مورد نیاز راکتور تحقیقاتی تهران، با نرخ بازارهای بین‏‌المللی در دسترس ایران قرار خواهد گرفت.

ب- اراک، آب سنگین، باز-فرآوری

ایران مبادرت به باز طراحی و بازساخت یک راکتور تحقیقاتی آب سنگین مدرنیزه شده در اراک بر اساس طراحی اولیه مورد توافق و در قالب یک همکاری بین‌المللی که طراحی نهایی آن را نیز تصدیق خواهد کرد، که با استفاده از سوخت غنی شده تا ۳٫۶۷ درصد فعالیت خواهد کرد. این راکتور تحقیقات هسته‌ای صلح آمیز و تولید رادیو ایزوتوپ برای مقاصد پزشکی و صنعتی را پشتیبانی خواهد کرد. راکتور باز-طراحی شده و بازسازی شده اراک پلوتونیوم در سطح تسلیحاتی تولید نخواهد کرد. کلیه فعالیت‌ها برای باز طراحی و ساخت مجتمع‌های سوخت برای راکتور باز طراحی شده، بجز برای نخستین بارگذاری سوخت، در ایران انجام خواهد گرفت. همه سوخت مصرف شده در اراک برای دوره‏ عمر راکتور به خارج از ایران منتقل خواهد شد. این مشارکت بین‏‌المللی مشتمل بر کشورهای مشارکت کننده‏ گروه ۱+۵، ایران و سایر کشورهایی که طرفین ممکن است مشترکاً تعیین کنند، خواهد بود. ایران به عنوان مالک و مدیر پروژه، نقش راهبری را ایفا خواهد کرد و گروه ۱+۵ و ایران قبل از روز اجرای توافق، یک سند رسمی که مسئولیت‌هایی که اعضای ۱+۵ بر عهده خواهند گرفت را مشخص خواهد کرد، منعقد می‌کند.

ایران برنامه دارد که با همکاری گسترده‏‌تر بین‏‌المللی شامل تضمین عرضه سوخت، همگام با روندهای پیشرفت فنآوری بین‏‌المللی در اتکاء بر آب سبک برای راکتورهای تحقیقاتی و تولید برق آینده خود، حرکت کند.

به مدت ۱۵ سال، راکتور آب سنگین دیگر یا انباشت آب سنگین در ایران نخواهد بود. همه آب سنگین اضافی برای صادرات در بازارهای بین‏‌المللی عرضه خواهد شد.

ایران قصد دارد همه سوخت مصرف شده کلیه راکتورهای هسته‌ای تحقیقاتی و قدرتی فعلی و آینده خود را برای پسمانداری یا اقدامات بعدی، آنگونه که در قراردادهایی که به نحو صحیح با طرف دریافت کننده منعقد خواهد شد، از کشور خارج کند.

به جز فعالیت‌های جداسازی با هدف تولید رادیوایزوتوپ‌های پزشکی و صنعتی از نمونه‏‌های تابش‏ دیده‏ اورانیوم غنی‏ شده، ایران به مدت ۱۵ سال وارد بازفرآوری یا ساخت تاسیسات قادر به بازفرآوری سوخت مصرفی، یا فعالیت‌های تحقیق و توسعه‏ بازفرآوری که منتج به ایجاد قابلیت بازفرآوری سوخت مصرفی شود، نشده و پس از این مدت نیز قصد چنین کاری را ندارد.

ج. شفافیت و اقدامات اعتمادساز

ایران، منطبق با اختیارات مربوطه‏ رئیس جمهور و مجلس (پارلمان)، وفق ماده ۱۷ (ب) پروتکل الحاقی به موافقتنامه جامع پادمان خود، این پروتکل را به صورت موقتی اجراء و اقدام به تصویب آن در چارچوب زمانی پیش بینی شده در پیوست ۵ کرده، و کد ۱/۳ اصلاحی ترتیبات فرعی بر موافقتنامه پادمان خود را به طور کامل اجرا خواهد کرد.

ایران «نقشه راه برای رفع ابهام از مسائل مورد اختلاف حال و گذشته» مورد توافق با آژانس، شامل ترتیباتی برای پرداختن به مسائل مورد نگرانی حال و گذشته‏ مربوط به برنامه هسته‌ای‏ ایران مندرج در ضمیمه گزارش مورخ ۸ نوامبر ۲۰۱۱ آژانس (GOV/2011/65)، را کاملاً اجرا خواهد کرد. اجرای کامل فعالیت‌هایی که ایران بر اساس این نقشه راه برعهده می‌گیرد تا ۱۵ اکتبر ۲۰۱۵ تکمیل خواهد شد و متعاقباً مدیرکل تا ۱۵ دسامبر ۲۰۱۵ ارزیابی نهایی خود پیرامون حل و فصل تمامی مسائل اختلافی باقی مانده‏ گذشته و حال را به شورای حکام ارائه خواهد کرد و فارغ از صلاحیت شورای حکام، کشورهای ۱+۵ به عنوان اعضای شورای حکام قطعنامه‌ای را برای اتخاذ اقدامات لازم، با هدف بسته شدن این موضوع، به شورای حکام ارائه خواهند کرد.

ایران به آژانس اجازه خواهد داد که بر اجرای اقدامات داوطلبانه فوق الذکر برای دوره‌های زمانی مربوطه و نیز اجرای تدابیر شفافیت ساز به شرح مندرج در این برجام و پیوست‌های آن نظارت کند. این اقدامات شامل: حضور بلندمدت آژانس در ایران؛ نظارت آژانس بر کنسانتره سنگ معدن اورانیوم تولیدی توسط ایران در همه کارخانه‌های تغلیظ سنگ معدن اورانیوم به مدت ۲۵ سال؛ نظارت و مراقبت در مورد روتورزها و بیلوزهای سانتریفیوژ به مدت ۲۰ سال؛ استفاده از فنآوری‌های مدرن تائید شده و گواهی شده توسط آژانس از جمله دستگاه سنجش میزان غنی‏ سازی به صورت مستقیم و مهر و موم‌های الکترونیک و یک سازوکار قابل اتکا برای اطمینان از رفع سریع نگرانی‌های آژانس در زمینه دسترسی به مدت ۱۵ سال، به شرح مندرج در پیوست ۱٫

ایران به فعالیت‌هایی که به توسعه تجهیزات انفجاری هسته‌ای می‌تواند منجر شود، شامل فعالیت‌های متالورژی اورانیوم و پلوتونیوم به نحو مشخص شده در پیوست ۱، از جمله در سطح تحقیق و توسعه، مبادرت نخواهد کرد.

ایران با کانال خریدی که جزئیات آن در این برجام، به شرح مندرج در پیوست ۵، آمده و مورد تایید قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود همکاری کرده و مطابق آن عمل خواهد کرد.

تحریم‌ها

قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که برجام را تایید خواهد کرد، تمام مفاد قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت در خصوص موضوع هسته‌ای ایران- ۱۶۹۶ (۲۰۰۶)، ۱۷۳۷ (۲۰۰۶)، ۱۷۴۷ (۲۰۰۷)، ۱۸۰۳ (۲۰۰۸)، ۱۸۳۵ (۲۰۰۸)، ۱۹۲۹ (۲۰۱۰) و ۲۲۲۴ (۲۰۱۵) را همزمان با اجرای اقداماتِ توافق شده‏ مرتبط با هسته‌ای توسط ایران، راستی‏ آزمایی شده‏ توسط آژانس، به نحو مشخص شده در پیوست ۵ لغو خواهد کرد و محدودیت‌های خاصی را به نحو مشخص شده در پیوست ۲ برقرار خواهد کرد؛[۱]

اتحادیه اروپایی همه مفاد «مقررات اتحادیه اروپایی» را، آنگونه که موخراً اصلاح شده است، که کلیه تحریم‌های اقتصادی و مالی مرتبط با هسته‌ای را اجرایی می‌سازد، از جمله فهرست افراد مشخص شده‏ مربوطه، همزمان با اجرای اقداماتِ توافق شده‏ مرتبط با هسته‌ای توسط ایران، به نحو مشخص شده در پیوست ۵، که توسط آژانس راستی آزمایی شده باشد، لغو خواهد کرد، و (این لغو) شامل تمامی تحریم‌ها و تدابیر محدود کننده در حوزه‌های زیر، که در پیوست ۲ تشریح شده، خواهد بود:

الف- نقل و انتقالات مالی بین اشخاص و نهادهای اروپایی، از جمله موسسات مالی و اشخاص و نهادهای ایرانی از جمله موسسات مالی؛

ب- فعالیت‌های بانکی، شامل ایجاد روابط کارگزاری بانکی جدید و افتتاح شعب و بانک‌های تابعه بانک‌های ایرانی در قلمرو کشورهای عضو اتحادیه؛

ج- ارائه خدمات بیمه و بیمه اتکایی؛

د- ارائه خدمات پیام رسانی مالی (از جمله سوئیفت) برای افراد و اشخاص حقوقی نامبرده شده در الحاقیه‏ ۱ پیوست ۲ شامل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و موسسات مالی ایرانی؛

ه- حمایت مالی از تجارت با ایران (اعتبارات صادراتی، تضامین، یا بیمه)؛

و- تعهد به پرداخت وام‌های بلاعوض، خدمات مالی و وام‌های ترجیحی به دولت ایران؛

ز- معاملات راجع به اوراق مشارکت دولت ایران و اوراق تضمین شده توسط دولت؛

ح- واردات و حمل نفت، فراورده‌های نفتی، گاز و فرآورده‌های پتروشیمی ایرانی؛

ط- صادرات تجهیزات یا تکنولوژی کلیدی برای بخش‌های نفت، گاز و پتروشیمی؛

ی- سرمایه گذاری در حوزه‌های نفت و گاز و پتروشیمی؛

ک- صادرات تجهیزات و تکنولوژی کلیدی صنایع دریایی؛

ل- طراحی و ساخت کشتی‌های باری و تانکرهای نفتی؛

م- ارائه خدمات پرچم و تعیین وضعیت (classification)؛

ن- دسترسی به فرودگاه‌های اتحادیه اروپایی برای هواپیماهای باری ایرانی؛

س- صادرات طلا، فلزات گرانب‌ها و الماس؛

ع- تحویل مسکوکات و اسکناس ایرانی؛

ف- صادرات گرافیت، فلزات خام و نیمه ساخته مانند آلومینیوم و فولاد و صادرات نرم افزار برای یکپارچه سازی فرآیندهای صنعتی؛

ذ- لغو فهرست اشخاص حقیقی، حقوقی و نهادها (مسدود شدن اموال و ممنوعیت ویزا) مذکور در الحاقیه یک پیوست شماره ۲ و؛

ق- خدمات تبعی برای هر یک از گروه‌های فوق.

اتحادیه اروپایی ۸ سال پس از روز توافق برجام یا زمانی که آژانس به نتیجه‏ گیری گسترده‏‌تر رسیده باشد که تمام مواد هسته‌ای در ایران در فعالیت‌های صلح آمیز باقی می‌ماند، هرکدام که زودتر حاصل شود، تمامی مفاد «مقررات اتحادیه اروپایی» را که تحریم‌های مرتبط با عدم اشاعه را اجرایی می‌سازد، از جمله فهرست‌های اسامی، لغو خواهد کرد.

ایالات متحده منطبق با این برجام اعمال تحریم‌های مشخص شده در پیوست ۲ را با اثربخشی همزمان با اجرای اقداماتِ توافق شده‏ مرتبط با هسته‏‌ای توسط ایران به نحو مشخص شده در پیوست ۵، که توسط آژانس راستی آزمایی شده باشد، متوقف ساخته و به این توقف ادامه خواهد داد. این تحریم‌ها شامل حوزه‌های زیر، به نحوی که در پیوست دو تشریح شده می‌شود:

الف. معاملات مالی و بانکی با بانک‌ها و موسسات مالی ایرانی مشخص شده در پیوست ۲، از جمله بانک مرکزی ایران و افراد و موجودیت‌هایی که به عنوان دولت ایران در فهرست Specially Designated National and Blocked Person مشخص شده‌اند، به نحوی که در الحاقیه ۳ پیوست ۲ آمده است (شامل افتتاح و نگهداری حساب‌های واسطه نزد موسسات مالی غیرآمریکایی، سرمایه‏ گذاری، خرید و فروش ارز و افتتاح اعتبارات اسنادی)؛

ب. معاملات به ریال ایران؛

ج. ارائه اسکناس دلار آمریکایی به دولت ایران؛

د. محدودیت‏‌های تجارت دوجانبه بر درآمدهای ایران در خارج از کشور شامل محدودیت‌ها بر نقل و انتقال درآمدها؛

ه. خرید، پذیره نویسی یا تسهیل معاملات راجع به دیون حاکمیتی ایران شامل اوراق قرضه دولتی؛

و. خدمات پیام رسانی مالی به بانک مرکزی ایران و موسسات مالی ایرانی به نحو مندرج در الحاقیه شماره ۳ پیوست ۲؛

ز. خدمات بیمه‌ای یا بیمه اتکائی؛

ح. (توقف) تلاش برای کاهش فروش نفت ایران؛

ط. سرمایه گذاری شامل مشارکت در سرمایه گذاری‌های مشترک، کالا، خدمات، اطلاعات، فناوری و دانش و کمک فنی برای بخش‌های نفت، گاز و پتروشیمی؛

ی. خرید، تحصیل، فروش، حمل و نقل یا بازاریابی نفت، محصولات پتروشیمی یا گاز طبیعی از ایران؛

ک. صادرات، فروش یا عرضه فراورده‌های نفتی تصفیه شده و فراورده‌های پتروشیمی به ایران؛

ل. معاملات در حوزه انرژی ایران؛

م. معاملات با بخش‌های کشتیرانی و کشتی سازی و عاملان بنادر ایران؛

ن. خرید و فروش طلا و سایر فلزات گرانبها؛

س. خرید و فروش گرافیت، فلزات خام یا نیمه ساخته مانند آلومینیوم، فولاد، زغال سنگ و نرم افزار برای یکپارچه سازی فرآیندهای صنعتی؛

ع. فروش، عرضه یا انتقال کالاها و خدمات مورد استفاده در ارتباط با بخش خودروسازی ایران؛

ف. تحریم‌های راجع به خدمات تبعی در مورد هر یک از گروه‌های فوق؛

ذ. برداشتن نام افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی به شرح مندرج در الحاقیه ۳ پیوست ۲ از فهرست SDN؛ یا لیست اشخاص تحریمی غیرSDN؛

ق. لغو دستورات اجرایی ۱۳۵۷۴، ۱۳۵۹۰، ۱۳۶۲۲، و ۱۳۶۴۵ و بخش‌های ۵ تا ۷ و ۱۵ دستورالعمل اجرایی ۱۳۶۲۸؛

ایالات متحده، به نحو مشخص شده در پیوست ۲ و منطبق با پیوست ۵، اجازه فروش هواپیماهای مسافری و قطعات و خدمات مربوطه به ایران؛ مجوز اینکه اشخاص غیرآمریکایی که در مالکیت یا کنترل اشخاص آمریکایی هستند، به نحو منطبق با این برجام با ایران مشارکت کنند و مجوز واردات فرش و مواد غذایی از مبدا ایران به آمریکا را صادر خواهد کرد.

هشت سال پس از روز توافق، یا در زمانی که آژانس به نتیجه گیری گسترده‌تر خود مبنی بر اینکه مواد هسته‌ای در ایران در فعالیت‌های صلح آمیز باقی می‌ماند، هرکدام که زودتر باشد، ایالات متحده اقدام قانونی مقتضی را برای لغو، یا تغییر به منظور اجرایی کردن لغو تحریم‌های مشخص شده در پیوست ۲ در خصوص دستیابی به اقلام و خدمات مرتبط با هسته‌ای برای فعالیت‌های هسته‌ای مندرج در این برجام، منطبق با رویکرد ایالات متحده نسبت به سایر دولت‌های غیردارنده‏ سلاح هسته‌ای تحت معاهده عدم اشاعه پی خواهد گرفت.

اتحادیه اروپایی، کشورهای آلمان، انگلیس و فرانسه و نیز ایالات متحده فهرست کامل و جامعی از تحریم‌ها یا اقدامات محدودیت ساز مرتبط با هسته‏‌ای را مشخص می‏‌کنند و آنها را منطبق با پیوست ۵ لغو خواهند کرد. پیوست ۲ همچنین اثرات لغو تحریم‌ها را از زمان «روز اجرا» مشخص خواهد کرد. چنانچه در هر زمانی پس از روز اجرا ایران بر این اعتقاد باشد که هر تحریم یا اقدام محدودیت‏ ساز مرتبط با هسته‌ای دیگری از یک عضو ۱+۵ در حال ممانعت از اجرای کامل لغو تحریم‌ها به نحو تشریح شده در این برجام است، عضو ذیربط برجام با هدف فیصله موضوع با ایران مشورت خواهد کرد و چنانچه توافق داشته باشند که لغو این تحریم یا اقدام محدودیت‏ ساز مناسب می‏‌باشد، عضو مربوطه‏ برجام اقدام مقتضی را به عمل خواهد آورد. در صورتی که قادر به فیصله این موضوع نباشند، ایران یا هر عضو گروه ۱+۵ می‌توانند موضوع را به کمیسیون مشترک ارجاع کنند.

چنانچه قانونی در سطح ایالتی یا محلی در ایالات متحده مانع از اجرای لغو تحریم‏‌های مشخص شده در این برجام شود، ایالات متحده، با در نظر گرفتن تمامی اختیارات موجود، گام‌های مقتضی را به منظور تحقق اجرای مزبور اتخاذ خواهد کرد. ایالات متحده به طور فعال، مقامات در سطح ایالتی یا محلی را تشویق خواهد کرد که تغییرات در سیاست ایالات متحده منعکس شده در لغو تحریم‏‌های وفق این برجام را در نظر داشته و از اقداماتی که با این تغییر در سیاست همخوانی ندارد، خودداری کنند.

اتحادیه اروپایی از بازگرداندن یا تحمیل مجدد تحریم‌هایی که اجرای آنها را وفق این برجام لغو کرده است، خودداری می‌کند، فارغ از فرآیند حل و فصل اختلافات پیش بینی شده در این برجام. هیچگونه تحریم جدید هسته‌ای شورای امنیت و هیچگونه تحریم جدید اتحادیه اروپایی وجود نخواهد داشت. ایالات متحده، با حسن نیت، نهایت تلاش خود را برای دوام این برجام و پیشگیری از ایجاد تداخل در تحقق متمتع شدن ایران از لغو تحریم‌های مشخص شده در پیوست دو به عمل خواهد آورد. دولت ایالات متحده، در چارچوب اختیارات قانونی رئیس جمهور و کنگره، از بازگرداندن یا تحمیل مجدد تحریم‌های مشخص شده در پیوست ۲ که اعمال آنها را وفق این برجام متوقف کرده است، خودداری می‏‌کند، فارغ از فرآیند حل و فصل اختلافات پیش بینی شده در این برجام. دولت ایالات متحده، در چارچوب اختیارات قانونی رئیس جمهور و کنگره، از اعمال تحریم‌های جدید مرتبط با هسته‌ای خودداری خواهد کرد. ایران اعلام کرده است که تحمیل چنین تحریم‌های جدید مرتبط با هسته‌ای را به منزله مبنایی برای توقف کلی یا جزئی اجرای تعهدات خود وفق این برجام، تلقی خواهد کرد.

گروه ۱+۵ به منظور تضمین شفافیت و کارآمدی در ارتباط با لغو تحریم‌ها وفق این برجام، تدابیر اداری و آئین نامه‌های اجرایی کافی را تمهید خواهند کرد. اتحادیه اروپایی و دولتهای عضو و همچنین ایالات متحده دستورالعمل‌های مرتبط را صادر خواهند کرد و در خصوص جزئیات تحریم‌ها یا اقدامات محدودیت سازی که به موجب این برجام لغو شده‌اند، بیانیه‌هایی را که در دسترس عموم باشد، منتشر خواهند کرد. اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و ایالات متحده متعهد هستند که در خصوص محتوای این دستورالعمل‌ها یا بیانیه‌ها با ایران به صورت منظم و بنا به اقتضاء مشورت کنند.

گروه ۱+۵ و ایران متعهد هستند که این برجام را با حسن نیت و در فضایی سازنده، بر مبنای احترام متقابل اجرا کنند و از هرگونه اقدام مغایر با نص، روح و نیت این برجام که اجرای موفقیت آمیز آن را مختل سازد، خودداری کنند. مقامات ارشد دولتی در گروه ۱+۵ و ایران تمام تلاش خود را برای اجرای موفقیت آمیز این برجام، از جمله در بیانات عمومی خود، به کار خواهند بست.[۲] گروه ۱+۵ کلیه اقدامات لازم را برای لغو تحریم‌ها به نحو مقتضی به عمل خواهند آورد و از تحمیل مقررات آئین نامه‌ای استثنائی یا تبعیض آمیز و الزامات شکلی به جای تحریم‌ها و اقدامات محدودیت‏ ساز تحت پوشش این برجام، خودداری می‌ورزند.

اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و همچنین ایالات متحده، منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف خاص تاثیرگذاری خصمانه و مستقیم بر عادی سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهدات‏شان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‏ آمیز این برجام خودداری خواهند کرد.

گروه ۱+۵ هیچ تحریم یا اقدام محدودیت‏ سازی را نسبت به افراد و یا نهادها به دلیل مبادرت به فعالیت‏‌هایی که مشمول لغو تحریم‌های مندرج در این برجام شده است، اعمال نخواهند کرد. مشروط بر اینکه این فعالیت‏ها با سایر قوانین و مقررات جاری گروه ۱+۵ منطبق باشد. به دنبال لغو تحریم‌ها وفق این برجام به نحو مشخص شده در پیوست ۲، تحقیقات در دست رسیدگی در خصوص نقض‌های احتمالی تحریم ها و یا اقدامات محدودیت ساز می‌تواند طبق قوانین ملی مربوطه مورد بازبینی واقع شود.

منطبق با زمان بندی مشخص شده در پیوست ۵، اتحادیه اروپایی و دولتهای عضو آن اجرای اقدامات قابل اعمال نسبت به افراد و نهادهای فهرست شده، از جمله بانک مرکزی ایران و سایر بانک‌ها و موسسات مالی ایرانی را به نحو تفصیل یافته در پیوست ۲ و ملحقات آن لغو خواهد کرد. منطبق با زمان بندی تعیین شده در پیوست ۵، ایالات متحده برخی نهادها و افراد موردنظر را از فهرست SDN و برخی نهادها و افراد مورد نظر را از فهرست Foreign Sanctions Evaders خارج خواهد کرد که تفصیل آن در پیوست ۲ و ملحقات آن آمده است.

اتحادیه اروپایی و کشورهای گروه ۱+۵ و شرکای بین‏‌المللی با ایران در پروژه‌های مشترک در زمینه فن آوری هسته‌ای صلح آمیز از جمله نیروگاه هسته‌ای، راکتورهای تحقیقاتی، تولید سوخت، تحقیق و توسعه پیشرفته مشترک مورد توافق همانند گداخت هسته‌ای، ایجاد مرکز پزشکی هسته‌ای منطقه‌ای با فن آوری‌های پیشرفته روز، آموزش افراد، ایمنی و امنیت هسته‌ای، و حفاظت محیط زیستی، به نحو مندرج در پیوست ۳، از جمله از طریق پروژه‌های همکاری فنی آژانس، تعامل خواهند کرد. آنان تدابیر لازم برای اجرای این پروژه‌ها را به نحو مقتضی اتخاذ خواهند کرد.

گروه ۱+۵ و ایران در خصوص گام‌های لازم برای تضمین دسترسی ایران در حوزه‌های تجارت، فن آوری، مالی و انرژی توافق خواهند کرد. اتحادیه اروپایی حوزه‌های ممکن برای همکاری بین اتحادیه اروپایی، دولت‌های عضو و ایران را بررسی بیشتر خواهد کرد، و در این چارچوب بهره گیری از ابزارهای ممکن همانند اعتبارات صادراتی به منظور تسهیل تجارت، تامین اعتبار پروژه‌ها و سرمایه گذاری در ایران را بررسی خواهد کرد.

برنامه اجرایی

ایران و گروه ۵+۱ تعهدات خود وفق برجام را بر اساس توالی مشخص شده در پیوست ۵ اجرا خواهند کرد. نقاط عمده برای اجرا به شرح زیر می‌باشد:

الف. روز نهایی شدن، تاریخی است که در آن مذاکرات این برجام بین گروه ۵+۱ و ایران جمع‏ بندی شده، و بی درنگ به دنبال آن، قطعنامه‏‌ای که این برجام را تایید می‌کند به شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب بدون تأخیر تسلیم خواهد شد.

ب. روز توافق، نود روز پس از تایید این برجام توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، یا تاریخ مقدمی که با رضایت متقابل اعضای برجام تعیین شود خواهد بود که در آن، این برجام و تعهدات مندرج این برجام از تاثیر برخوردار خواهند شد. از این روز، اعضای برجام آغاز به فراهم آوردن ترتیبات و تمهیدات لازم برای اجرای تعهدات خود وفق برجام خواهند کرد.

ج. روز اجرا، زمانی است که در آن، همزمان با گزارش آژانس مبنی بر راستی آزمایی اجرای تدابیر مرتبط با هسته‌ای ایران به نحو مندرج در بخش‌های ۱۴٫۱ تا ۱۴٫۱۲ پیوست ۵، اتحادیه اروپایی و ایالات متحده به ترتیب اقدامات مشروحه در بخش‌های ۱۵ و ۱۶ پیوست ۵ را انجام داده و منطبق با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، اقدامات شرح داده شده در بخش ۱۷ پیوست ۵ در سطح سازمان ملل متحد انجام می‌شود.

د. روز انتقالی، هشت سال پس از روز توافق خواهد بود، یا تاریخی که مدیرکل آژانس گزارشی ارائه کند دال بر اینکه آژانس به نتیجه گیری گسترده‌تر خود مبنی بر اینکه تمام مواد هسته‌ای در ایران در فعالیت‌های صلح آمیز باقی می‌ماند، هرکدام زودتر باشد. در آن روز، اتحادیه اروپایی و ایالات متحده به ترتیب اقدامات مشروحه در بخش‌های ۲۰ و ۲۱ پیوست ۵ را انجام داده و منطبق با قطعنامه شورای امنیت، اقدامات شرح داده شده در بخش ۲۲ پیوست ۵ در سطح سازمان ملل متحد صورت خواهد پذیرفت و ایران، منطبق با اختیارات قانونی رئیس جمهور و مجلس، تصویب پروتکل الحاقی را پیگیری خواهد کرد.

ه. روز خاتمه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، روزی است که در آن، قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که این برجام را تایید می‌کند، منطبق با شرایط خود خاتمه می‌یابد، که این روز ۱۰ سال از زمان روز توافق خواهد بود، مشروط به اینکه مفاد قطعنامه‌های قبلی بازگردانده نشده باشد. در آن روز، اتحادیه اروپایی اقدامات شرح داده شده در بخش ۲۵ پیوست ۵ را به انجام می‌رساند.

۳۵٫ توالی و نقاط عمده درج شده در بالا و در پیوست ۵، فارغ از مدت ذکر شده در این برجام برای تعهدات برجام می‌باشد.

ساز و کار حل و فصل اختلافات

۳۶٫ چنانچه ایران معتقد باشد که هر یک یا کلیه گروه ۱+۵ تعهدات خود را رعایت نکرده‌اند، ایران می‌تواند موضوع را به منظور حل و فصل به کمیسیون مشترک ارجاع کند؛ به همین ترتیب، چنانچه هر یک از اعضای گروه ۱+۵ معتقد باشد که ایران تعهدات خود را رعایت نکرده است، هر یک از دولت‌های گروه ۱+۵ می‌تواند اقدام مشابه به عمل آورد.

کمیسیون مشترک ۱۵ روز زمان خواهد داشت تا موضوع را فیصله دهد، مگر اینکه این زمان با اجماع تمدید شود. متعاقب بررسی کمیسیون مشترک، چنانچه هر عضو معتقد باشد که موضوع پایبندی فیصله نیافته است، می‌تواند موضوع را به وزیران امور خارجه ارجاع دهد. وزیران ۱۵ روز خواهند داشت تا موضوع را فیصله دهند، مگر اینکه این زمان با اجماع تمدید شود.

پس از بررسی کمیسیون مشترک – همزمان با (یا به جای) بررسی در سطح وزیران – خواه عضو شاکی یا عضوی که اجرای تکالیفش موضوع بوده است، می‌تواند درخواست کند که موضوع توسط یک هیأت مشورتی که متشکل از سه عضو خواهد بود (یکی از سوی هر یک از طرف‌های درگیر در اختلاف و طرف سوم مستقل) بررسی شود.

هیأت مشورتی می‌بایست نظریه غیرالزام آوری را در خصوص موضوع پایبندی ظرف ۱۵ روز ارائه کند. چنانچه، متعاقب این فرایند ۳۰ روزه موضوع فیصله نیابد، کمیسیون مشترک در کمتر از ۵ روز نظریه هیأت مشورتی را با هدف فیصله موضوع بررسی خواهد کرد. چنانچه موضوع کماکان به نحو مورد رضایت طرف شاکی فیصله نیافته باشد و چنانچه طرف شاکی معتقد باشد که موضوع، مصداق «عدم پایبندی اساسی» می‌باشد، آنگاه آن طرف می‌تواند موضوع فیصله نیافته را به عنوان مبنای توقف کلی و یا جزئی اجرای تعهداتش وفق برجام قلمداد کرده و یا به شورای امنیت سازمان ملل متحد ابلاغ کند که معتقد است موضوع مصداق «عدم پایبندی اساسی» بشمار می‌آید.

۳۷٫ متعاقب دریافت ابلاغ طرف شاکی، به نحو مشروح در فوق، به همراه توضیحی از تلاش‌های توام با حسن نیت آن طرف برای طی فرایند حل و فصل اختلاف پیش بینی شده در برجام، شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌بایست منطبق با رویه‌های خود در خصوص قطعنامه‌ای برای تداوم لغو تحریم‌ها رای گیری کند. چنانچه قطعنامه فوق الذکر ظرف ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ به تصویب نرسد، سپس مفاد قطعنامه‌های سابق شورای امنیت سازمان ملل متحد مجدداً اعمال خواهند شد، مگر اینکه شورای امنیت سازمان ملل متحد به نحو دیگری تصمیم گیری کند. در چنین صورتی، این مفاد در خصوص قراردادهایی که بین هر طرف و ایران یا افراد و نهادهای ایرانی قبل از تاریخ اعمال آنها امضا شده باشد، دارای اثر عطف به ما سبق ندارد مشروط به این که فعالیت‌های صورت گرفته وفق اجرای این قراردادها منطبق با این برجام و قطعنامه‌های قبلی و فعلی شورای امنیت باشد. شورای امنیت سازمان ملل متحد، با ابراز نیت خود برای تصمیم‏ گیری مبتنی بر ممانعت از اجرای دوباره و خودکار تدابیر در صورتی که ظرف این مدت موضوعی که موجب ابلاغ فوق شده است حل و فصل شده باشد، دیدگاه‌های طرف‌های اختلاف و هرگونه نظریه صادره توسط هیأت مشورتی را ملحوظ خواهد داشت. ایران بیان داشته است که چنانچه تحریم‌ها جزئاً یا کلاً مجدداً اعمال شوند، ایران این امر را به منزله زمینه‌ای برای توقف کلی یا جزئی تعهدات خود وفق این برجام قلمداد خواهد کرد.

[۱] مفاد این قطعنامه به منزله مفاد این برجام نیست.
[۲] از نظر آمریکا، منظور از مقامات ارشد دولتی، مقامات ارشد قوه مجریه هستند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن