خانه «=« مقالات سایت «=« سینما ورسانه

سینما ورسانه

مبارزه با سریالهای خارجی


قربان میرزایی، نویسنده و کارگردان، میخواهد با ساختن سریالهای داخلی به مخاطبان تلویزیونها این پیام را بدهد که دیگر آن‎ها مجبور نیستند سریالهای خارجی را تماشا کنند.
این سینماگر افغان که تاکنون چند سریال و چند فلم افغانی را ساخته است، میگوید تجاربش به او این باورمندی را میدهد که میتواند با ساختن سریالهای افغانی از نشر سریالهای خارجی در تلویزیونهای افغانستان تا حد زیادی جلوگیری کند. وی در عین حال برخی محدودیتهای فرهنگی را فرا راه فلمسازان داخلی جدی میداند، به‎ویژه در زمینه جلوههای بصری که مخاطب را مجذوب میکند: “خارجیها برای جلب توجه مخاطب از لحاظ فرهنگی دست باز دارند، اما ما با وجود محدودیت در این بخش، میتوانیم در قالب فرهنگ جامعه خود سریالهایی را با جذابیت بیشتری آماده کنیم.”
میرزایی معتقد است که برخی محدودیتهای فرهنگی در عین حالی که برای فلمساز مشکل‎ساز است، فرصت‎ساز نیز میباشد؛ زیرا این محدودیتها است که خلاقیت فلمساز را افزایش داده و وی را به یاد گزینههای متفاوتی میاندازد. این سینماگر میگوید: “مردم در اصل از فرهنگ و تولیدات داخلی خودشان بسیار استقبال میکنند و بدون شک ساخت سریالهای داخلی میتواند برای آن‎ها اهمیت زیادی داشته باشد؛ به شرطی که دارای جذابیتها و پیامهای پسندیده باشد.”
میرزایی که به تازگی کار سریال “شهربانو” را به حمایت مالی نمارسانه به اتمام رسانده است، محدودیتهای اقتصادی را عمدهترین مشکل فلمسازان افغان عنوان کرده و میگوید یک فلم‎ساز افغان باید از کم‎ترین امکانات بیشترین استفاده را برده و کار کند: “صحنههایی را که باید چندین‎بار تمرین و تکرار کنیم، ما نمیتوانستیم بیش از سه بار تمرین کنیم، باید از کم‎ترین فرصت و کم‎ترین امکانات استفاده کرده و کار مان را تکمیل میکردیم.” میرزایی تصریح میکند که توانایی بالای بازیگران به خصوص کرکترهای مرکزی سریال بود که او را در استفاده هرچه بیشتر از وقت و امکانات کمک کرد. از این لحاظ وی بیشتر بر انتخاب بازیگران خوب و موفق تأکید دارد و میگوید که این کار میتواند ساختن فلم و سریال را آسان‎تر سازد.
قربان میرزایی داستانهای عاشقانه را خیلی دوست دارد و یادآور میشود که این علاقهاش را در سریال شهربانو به خوبی تبارز داده است. به گفته خودش، وی روی طراح سریال شهربانو حدود هشت ماه کار کرده و داستان این سریال را در مدت سه ماه به تنهایی نوشته است.
میرزایی میگوید هر فلم و یا سریالی را که تاکنون ساخته است، ایده و طرح آن از خودش بوده و هرگز از ایدههای دیگران استفاده نکرده است. از نظر او، انتقال کامل یک طرح یا ایده از یک فرد به فرد دیگر بسیار سخت است و ممکن است آن چه طراح و مالک ایده به ذهن دارد، توسط فرد دیگری قابل اجرا نباشد.
قربان میرزایی که امروزه در سینمای افغانستان جایگاه خاصی را کسب کرده است، سالها پیش تنها با دیدن تلویزیون دنیایش تغییر کرده و سرانجام پایش به سینما کشیده شده است. میرزایی اصلاً باشنده مزار شریف، مرکز ولایت بلخ، میباشد و هنر سینما را به گونه تجربی آموخته است. وی میگوید در سال ۱۳۶۱ خورشیدی سفری به کابل داشت و یکی از روزها در منطقه چنداول کابل، برای اولین‎بار تلویزیون را در داخل یک دکان دید و تصویر تلویزیون چنان بر افکارش تأثیر گذاشت که رفته رفته وی را به هنر سینما رهنمون کرد. حاصل کار سینمایی میرزایی تاکنون چندین فلم و سریال میباشد که سریال شهربانو را میتوان یکی از کارهای برجسته وی معرفی کرد. از فلمهایی که وی ساخته میتوان به فلم صد ثانیه‎ای “گهواره”، “آسمان آبی‎تر” و فلم ۱۵ دقیقه‎ای “جوانان مهاجر” اشاره کرد. همچنان سریالهایی را که میرزایی تاکنون کار کرده قرار زیر میباشد:
– سریال “چهار ضرب در یک” که یک سریال طنزی در ۵۰ قسمت است و هر قسمت آن ۲۰ دقیقه میباشد.
– سریان “جنگل سبز آبی” که یک سریال آموزشی برای کودکان است و شخصیتهای این سریال همه به گونه گدی‎ و کارتونی ترتیب شده و گویندهها قبلاً صداها را ثبت کرده و سپس توسط گدیها بیان شده است. این سریال در ۳۶ قسمت تهیه شده و هر قسمت آن ۲۰ دقیقه میباشد.
– “شهربانو” برجستهترین کار میرزایی به شمار میآید که وی آن را در ۲۴ قسمت تهیه کرده است. این سریال چندی پیش افتتاح شد و تاکنون از هیچ تلویزیونی به نشر نرسیده است.

دردهای پنهان آشکار شد

 

فــلــم”دردهای پنـهان “به کـــارگــردانـــی ایمل نظری که قبــلا خبر تکمــیل شدن آن داده شده بود، بالاخره به تاریخ ۱۹ ثور سال جاری به نمایش گذاشته شد.
نمایش دردهای پنهان در تالار نمایش اداره افــغان فلم در حضور شماری از هنرپیشهها و دست اندرکاران هنر سینما صورت گرفت.
ایمل نظری، میگــویـــد وی کار این فلم رادرمدت شش ماه با بودجه دونیم هزار دالر امریکایی تکمیل کرده است.
جوانشیر حیدری رییس اتحادیه سینماگران افغان ضمن آنکه نمایش این فلم را یک دستآورد هنری برای دست اندرکاران آن عنوان کرد، از راه یافتن سلیم شاهین هنر پیشۀ دیگر افغان در جشنواره کن نیز خبر داد. او گفت:” عـنــقریب همۀ ما شاهد یک موفــقیت بزرگ یکی از هنرپیشههای موفق سیــنمای کشور خــواهــیم بــود و آن حضور سلیم شاهین هــنرپیــشــۀ سابقه کار افغان روی فرش سرخ جشنواره کن خــواهــد بود.”
سلیم شاهین نیز با استفاده از فرصتی که در مراسم نمایش فلم دردهای پنهان برایش داده شد، گفت:”راه یافتن به جشنواره کن نــتیـــجــه تـــمام تــلاشهــایـــم در عرصه رشـــــــدوتــــرقــی ســـینــمای کشور بــوده است.” صدیـــقــه تــمــکــین نــمایــش فلم دردهای پنـهــان را یک جسارت هنری عنوان کرد که در شرایط کنونی به گفته او هیچ توجهی از سوی دولت به سینما وجود ندارد. او گفت:”ما اگر نمیتوانیم سینمای افغانستان را رشد بدهیم، حداقل نــمــیگــذاریــمکــهاز بیــنبــرود.”
به گفتۀ ایمل نــظــری:”دردهــای پنــهان، چگــونــگی رو آوردن جوانان به مواد مخدر را به تصــویر کشیــده است. انتــظــار ما از این فلم ۴۳ دقیقهای این است که بتواند به جشنوارهها راه یــابد.” نظری در این فلم در عین حال که به چـگــونگــی آغشته شدن جوانان افغان به مواد مــخــدر پــــرداخــتــه، سعی در هنــری و عــاشقــانه کردن این فلم نیــز به خرج داده است. این کــارگــردان جوان افغان با ساخــتن دردهای پنهان، یک چهرۀ جدید را نیز در سینما به معرفی گرفــتــه است.
بلی، “صــنم دلــجــو” دختر تازه کار در هنر سینــما، بــه تازگی پایش به بازیگری و سینما کشیده شده و بار نخست، ایمل نظری نــقــش مــرکــزی فلم “دردهای پنــهــان” را به وی سپرده است.
صنم دلجو، در مورد اولین تجربۀ هنریاش میگوید:”با آنکه مردم برداشت خوبی از سینما ندارند، به نظر من کار در سینما شخصیت دختران را زیر سوال نمیبرد و محیط سینما قابل اعتماد است، اما هر دختــری که بخــواهــد در سینــما کار کند، باید جرئت داشته باشد.”
دردهای پنهان در کمـپنی”راسخ فلم” تولید شده و ایمل نظــری علاوه بر کارگردانی این فلم، نقش مرکزی را نیز در آن بازی کرده است. از ستــــارهگــان و دست انــدرکــاران دیگر این فلم میتوان صابره سادات در نقش مادر، احسان الله نقشبندی در نقش پدر، عرفان صافی تصویر برداری و مروه کامل در بخش طراحی لباس را نیز نام برد.
فلمسازان افغان با توجه به اینکه بودجه در دست ندارند تا بتوانند اقدام به ساخت فلمهای بلند هنری کــنــند، باز هم تلاش دارند فلمهای کوتاه، مستند و یا تلفیقی از مستـند و هنری را تــهــیه کنند.

سریال “شهربانو” رونمایی شد

 

از سریال ۲۴ قسمته “شهربانو” هفته گذشته در حضور شماری از سینماگران و برخی از مقام‎های مسوول دولتی در کابل رونمایی صورت گرفت. محمدتقی حیدری، رییس موسسه “نمارسانه”، در مراسم رونمایی پوستر و تریلر این سریال گفت که افغانستان در شرایط کنونی همان گونه که به تأمین امنیت و رشد اقتصاد نیازمند است به رشد فرهنگ و هنر نیز نیازمند می‎باشد. او با انتقاد از بیتوجهی مسوولان دولتی در قبال فرهنگ و هنر گفت: “امروز یک سریال رونمایی میشود، اما مقام‎های دولتی و رسانهها در این جا حضور ندارند.”
سید آقا حسین سانچارکی، معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ، بالاترین مقام دولتی بود که در این مراسم به چشم میخورد. او در سخنرانی‎اش نقش فلم و سریال را در غنامندی فرهنگ و تحولات فکری یک جامعه بسیار ارزنده عنوان کرد و گفت که سینمای سالم و مطابق به ارزشهای جامعه افغانستان یک ضرورت عینی است، اما به گفته او مشکل اساسی این است که تاکنون در این رابطه از منابع عرفانی و فلسفی افغانستان کار گرفته نشده است.
معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ تأیید کرد که تاکنون در رابطه به غنامندی فرهنگ و هنر در کشور سرمایه‎گذاری لازم صورت نگرفته است، از این لحاظ سطح کیفی محصولات هنری و سینمایی در کشور بسیار پایین است و در رسانهها بیشتر تولیدات هنری خارجی به نمایش گذاشته میشود. وی بسیاری از فلمها و سریالهای خارجی را در تضاد با فرهنگ و ارزشهای افغانستان عنوان کرد. سانچارکی رونمایی سریال شهربانو را در شرایط کنونی کشور یک غنیمت بزرگ در عرصه تقویت فرهنگ و هنر اعلام کرد.
انجنیر لطیف احمدی، سینماگر معروف کشور، نیز در مراسم رونمایی سریال شهربانو انتقادات شدیدی را متوجه حکومت کنونی کرد و گفت که سینماگران نباید بیش از این سکوت دولت را در قبال فرهنگ تحمل کنند، بلکه آن‎ها باید در صدد انتقاد و اعتراضات گسترده علیه حکومت بر آمده و مقام‎های مسوول را در رابطه به رشد و حمایت از فرهنگ متوجه وظایف شان کنند. وی رونمایی سریال شهربانو را یک رویداد مهم فرهنگی در کشور عنوان کرد و گفت که منتظر نشر این سریال از شبکههای تلویزیونی داخلی است.
موسسه فرهنگی نمارسانه کار ساخت سریال شهربانو را یک سال قبل آغاز کرده بود. نویسنده و کارگــردان ایــن سـریــال قــربان میرزایی، دستیار کارگردان عباس محمدی، مـدیـر تولیــد سیدمرتضیعلوی، مدیر تخنیک جمشید عزیزی، تصویربرداران محمد امان صیفی و سید احمد امانی، مدیر برنامه‎ریز سید رامین سادات، مسوول تدوین حسین علی حیدری، صدابرداران سیده مهران و عبدالقیوم  نیازی، منشی صحنه محمد قاسم پور میباشند. حسیبا ابراهیمی در نقش شهربانو، فرزانه نوابی در نقش فرشته، سید مرتضی علوی در نقش صبور از کرکترهای مرکزی این سریال میباشند. همچنان دیگر بازیگران این سریال شامل صدیقه تمکین، سید میران فرهاد، عبدالغفور عرفانی، اجمل عمر، نسیمه نوابی، عبدالبصیر صمیمی و شکیبا هستند.
سید مرتضی علوی که علاوه بر بازیگری وظیفه مدیر تولید را نیز به عهده داشته است، در مراسم رونمایی این سریال گفت: “برای ساخت سریال شهربانو ما با محدودیتهای زیادی از سوی نیروهای امنیتی روبه‎رو شدیم، اما با وجود تمام مشکلات این سریال بدون همکاری مسوولان دولتی ساخته شد.”
همچنان حسیبا ابراهیمی که نقش شهربانو را در این سریال بازی کرده است، به محدودیتهای زنان افغان در عرصه سینما اشاره کرده و گفت با وجود تمام مشکلات فراراه زنان در سینما، وی به راه خود ادامه میدهد. او گفت: “شهربانو گوشهای از مشکلات زنان افغان است که به تصویر کشیده شده، ولی مشکلات خیلی بیشتر از این‎هاست.”
سریال شهربانو که به زوایای پنهان مشکلات اجتماعی و فرهنگی در افغانستان پرداخته، داستان آن در مورد “فرشته و شهربانو” دو دختر محصل از دو خانواده متفاوت از لحاظ اقتصادی است. داستان در کنار تفاوتهای زندگی، جریان تحصیل این دو دختر را نیز بیان میکند. نظر به داستان، شهربانو، در قسمتهای وسط سریال از بین میرود اما فرشته تا آخر سریال باقی است.

شات گروپ تقدیم میکند،”پی کی؟؟”

Image result for ‫فیلم پی کی‬‎
گروه شات از فعالان عرصه رسانه ای مهاجرین افغانستانی در مشهد تشکیل گردیده که خروجی های مختلفی در عرصه رسانه داشته اند که به موضوعات مختلف اجتماعی، طنز و... چرداخته اند. این ویدئو یکی از کارهای ایشان است که دوبلاژ سکانسی از  فیلم "پی کی" میباشد، فیلم سینمایی "پی کی" پرفروش ترین فیلم سیمای هند است و تقریبا می توان گفت که تمام رکوردهای فروش را در هند جابجا کرده است. همچنین در سایت IMDB هم وارد ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما شده و بنابراین این فیلم کاملا به محبوب ترین کمدی بالیوودی تاریخ تبدیل شده است.

http://www.namasha.com/v/TD7zMGyi


 

رسانه های همگانی درگیر با مشکلات

رسانه ها در حافظان اصل آزادی بیان در کشور هستند. اما این بخش با بیشترین مشکلات نیز همراه بوده  و هستند. رسانه های همگانی در حال حاضر نیز با مشکلات زیادی درگیرند.

آزادی بیان و آزادی مطبوعات یکی از دستاوردهایی بوده که افغانستان بعد از سقوط رژیم طالبان بدان دست یافته و از افتخارات آن می باشد. اما در طی سالهای گذشته به میزان نگرانی ها از محدودیت هایی که در مقابل آزادی بیان و آزادی مطبوعات و فعالیت های مطبوعاتی و فرهنگی در کل ایجاد می شود، رو به فزونی است. در سال گذشته میلادی چندین گزارش از سوی نهادهای داخلی و خارجی، افغانستان را یکی از خطرناکترین کشورهایی ارزیابی کردند که خبرنگاران در این کشور با انواع خطرها حتا مرگ روبرو هستند. این گزارش ها از دولت و مخالفین دولت خواسته اند که حقوق خبرنگاران را رعایت کنند.

در حالی که پس از سقوط طالبان شمار رسانه ها و ژورنالیستان در افغانستان به اندازه ای بوده که قبل از این هیچ وقت در تاریخ افغانستان سابقه نداشته است. صدها ژورنالیست و دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی و روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و … در افغانستان مشغول به کار هستند. تمام این ها به خاطر به وجود آمدن فضای آزادی بیان در سایه حاکمیت دموکراسی به وجود آمده است. در حقیقت زمانی که فعالیت های رسانه ای و مطبوعاتی به هر صورتی محدود می شود و ژورنالیستان به خاطر ایفای وظیفه شان به هر نحوی با محدودیت و تهدید و آزار و اذیت و قتل روبرو می شوند، قسمت مهمی از دموکراسی که آزادی بیان می باشد به محدودیت روبرو شده است.

کسانی نیز که می خواهند فضای آزادی بیان در کشور را خدشه دار سازند به دنبال همین هدف می باشند. آنان به خاطر اینکه منافعشان را در فعالیت آزادانه رسانه ها نمی بینند، سعی در محدود نمودن آزادی بیان و آزادی اندیشه می کنند.

گرچه قتل، آزار و اذیت و تهدید نمودن یک ژورنالیست که بیان گر واقعیت های جامعه است ، یک عمل غیر انسانی است و چنانچه تا کنون اتفاق افتاده طالبان بارها خبرنگاران بی گناه را به قتل رسانیده اند، اما وظیفه دولت به عنوان حامی آزادی های فردی و اجتماعی افراد جامعه این را ایجاب می نماید که از تمام شهروندان خصوصا ژورنالیستان حمایت نمایند.

دولت افغانستان درسالهای گذشته، چندان عملکرد قابل قبولی در این زمینه نداشته است. پرونده های خبرنگارانی که در شهر کابل و دیگر ولایات افغانستان به قتل رسیدند، تا هنوز در هاله ای از ابهام به سر می برد و اقدام مشخصی در ساحه شناسایی قاتلین و مجازات آنها انجام نیافته است. اکثر گزارش هایی که در مورد حمایت از حقوق خبرنگاران و یا تشریح وضعیت رسانه ها در افغانستان به نشر می رسند از دو ناحیه نگرانی دارند، یکی از ناحیه فعالیت های ضد بشری طالبان و دیگری از عدم حمایت دولت.

گسترش آزادی بیان و آزادی رسانه ها بیشتر از همه چیز به حمایت همه جانبه دولت چه درعرصه قانونگزاری و چه در عرصه فراهم آوری زمینه های فعالیت های رسانه ای و حمایت از آنها نیاز دارد.

از تولد سینما در خانواده سلطنتی تا صف جوانان بیکار برای تماشای فیلم

نرگس محمدی: صنعت سینما از اوایل قرن بیستم وارد کشور افغانستان شد ولی همواره فراز و نشیب‌های سیاسی از همان ابتدا به سینمای این کشور اجازه رشد نداد.

یک سینمای تخریب شده در دوران طالبان

به هر حال طی قرن بیست، فیلم‌های «پشتو» و «دری» زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد.

از اواخر سال ۲۰۰۱ با متزلزل شدن حکومت طالبان در افغانستان، سینمای این کشور نیز به مرور وارد فاز جدیدی از حیات شد.

*سینمایی با سابقه ۹۰ ساله/از ورود سینما به افغانستان توسط خانواده سلطنتی تا تعطیلی کامل آن در دوران حکومت طالبان

_تخصیص سینما به خانواده سلطنتی

شخصی به نام «امیر حبیب‌الله خان» از اهالی قندهار طی سال‌های (۱۹۰۱تا ۱۹۱۹) امیر افغانستان بود که برای اولین بار نسبت به صنعت سینما علاقه نشان داد ولی تلاش وی برای ورود سینما به این کشور تنها به خانواده‌های سلطنتی محدود ماند و عملا این فن‌آوری از دسترس عموم به دور بود.

امیر حبیب‌الله خان، شاه افغانستان

_ورود پروژکتور سینمایی به افغانستان و نمایش فیلمی صامت برای عموم مردم؛ نقطه عطف سینما در این کشور

 پس از آنکه در سال ۱۹۱۹ «امیر حبیب‌الله خان» براثر یک کودتای خانوادگی در هنگام شکار در کله‌گوش،لغمان،افغانستان به قتل رسید، پسرش «شاه امان‌الله» به قدرت رسید، او در سال ۱۹۲۳ برای اولین بار  پروژکتور سینمایی که «فانوس جادویی» و یا «جعبه جادویی» هم نامیده می‌شد، را وارد افغانستان کرد.

در همین سال برای اولین بار یک فیلم صامت در ولایت لغمان در میان عموم مردم به نمایش درآمد ولی اولین فیلم افغانی با نام «عشق و دوستی» به کارگردانی «لطیف رشید» در سال ۱۹۴۶ ساخته شد.

فیلم «عشق و سینما»، اولین فیلم تاریخ سینمای افغانستان

*تعطیلی سینما در زمان حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون

طی سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ در دوران حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون، صنعت سینما و فیلمسازی در افغانستان تعطیل شد ولی با پایان حکومت نادرشاه و به قدرت رسیدن «ظاهر شاه»، فرزند ارشد نادرشاه به حکومت رسید.

«ظاهر شاه»، فرزند «نادر شاه»

_ساخت اولین سالن سینمای افغانستان

«ظاهر شاه» نسبت به پدرش تعصب چندانی نسبت به سینما نداشت و به مرور فضا برای ساخت فیلم در افغانستان کمی بازتر شد، آنچنان‌که در این دوران اولین سینمای افغانستان با نام «سینمای بهزاد» بنا نهاده شد و فیلم «عشق و دوستی»، اولین فیلم افغان تاریخ سینما نیز در همین سال‌ها ساخته شد، البته این فیلم در لاهور، پاکستان، فیلمبرداری شد.

وضعیت سینما بهزاد، اولین سینمای افغانستان در سال‌های اخیر

اگر چه در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فیلم‏‌های خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فیلم مستند ساخته می‌شد، آنچنان‌که به طور کلی می‌توان گفت در افغانستان همواره سوژه‏‌های فیلم‏‌های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.

به مرور طی گذشت سال‌ها فضا کمی بازتر شد تا آنجا که در سال ۱۹۶۸ میلادی، اولین سازمان سینمایی تحت عنوان سازمان فیلم «ذبیح‌الله فروتان» ساخته شد.

این سازمان یک سازمان دولتی به ریاست «لطیف احمدی» بود و از همین زمان سینمای افغانستان به «فیلم افغان» مشهور شد.

این سازمان نیز از ابتدا دست به تولید مستند و فیلم‌های جدیدی درباره ملاقات‌های رسمی و کنفرانس‌های دولتی زد، تمامی این فیلم‌ها در سینما اکران عمومی می‌شد تا آنکه به مرور نمایش فیلم‌های هندی در سینماهای این کشور رواج یافت.

_ساخت اولین فیلم سینمایی با حضور هنرمندان افغان

اولین سینمایی که توسط سازمان فیلم افغانستان و با استفاده از هنرمندان افغانی ساخته شد، «همانند عقاب‌ها» نام داشت.

فیلم «همانند عقاب‌ها»

کمی پس از فیلم، سازمان فیلم افغانستان دست به تولید یک فیلم سه اپیزودی با نام «اعصار» زد که اپیزودهای آن به ترتیب «قاچاقچیان»، «خواستگارها» و «جمعه شب» نام داشت.

دو فیلم دیگر با نام «آواهای روستا» و «روزهای دشوار» در همین دوران ساخته شد. همه این فیلم‌ها به صورت سیاه و سفید بودند.

در اواخر دهه ۶۰ ، سازمان فیلم افغانستان اقدام به ساخت اولین فیلم‌های رنگی تاریخ سینمای این کشور کرد که از آن جمله می‌توان «حماسه عشق»، «فرار»، «سرباز صبور»، «خاکستر»، «آخرین آرزو» و «پرنده مهاجر» اشاره کرد.

اگر چه به لحاظ تکنیکی هیچکدام از این فیلم‌ها در حد استاندارهای جهانی نبودند ولی به خوبی توانستند با مخاطبان افغانی خود ارتباط برقرار کنند گویی آنها این فیلم‌های آیینه‌ای از زندگی خودشان بود.

در اواخر دهه ۶۰ و  اوایل دهه ۷۰ میلادی، شوروی سابق کمک‌هایی به دانشجویان افغانی علاقمند به تحصیل در رشته سینما ارائه داد از آموزش گرفته تا کمک هزینه تحقیقات فرهنگی هنری.

_تسلط طالبان بر افغانستان/ تعطیلی صنعت سینما/فرار هنرمندان به ایران و پاکستان

با آغاز دهه ۹۰، بالا گرفتن جنگ‌های داخلی افغانستان و همچنین تسلط گروه طالبان بر این کشور، تعداد زیادی از افراد فعال در صنعت سینما به ایران و یا پاکستان گریختند و برخی از آنها فعالیت خود را به صورت محدود در قالب ساخت ویدئو‌هایی برای سازمان‌های غیردولتی ادامه دادند.

زمانی‌که در سال ۱۹۹۶، طالبان به طور کلی قدرت را در کابل به دست گرفت، بسیاری از سینماها تخریب و تعداد زیادی فیلم در آتش سوختند.

این گروه تماشای تلویزیون و فیلم را کاملا ممنوع کرد و در این میان سینماها را تعطیل و حتی در کنار سینماها چایخانه‌ها و رستوران زیادی تخریب شدند.

_سقوط طالبان و دمیدن جانی دوباره به کالبد سینما

از سال ۲۰۰۰ ، با نزدیک شدن به از هم پاشیده شدن حکومت طالبان، سینمای افغانستان به مرور از فضای سکوت و خفقان خارج می‌شد. قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر، «محسن مخملباف»، کارگردان ایرانی علاقمند به افغانستان، با ساخت فیلم «قندهار» توجه جهانیان را به این کشور جلب کرد. «قندهار» اولین فیلم تاریخ سینما درباره افغانستان بود که به جشنواره فیلم کن راه یافت.

فیلم سینمایی «قندهار»

کمی بعد «سمیرا مخملباف»، «صدیق برمک»، «رازی محبی»، «سایمین مالک‌نصر» و «ابوالفضل جلیلی» از جمله فیلمسازانی بودند که در زمینه احیاء سینمای فارسی (دری) در افغانستان فعالیت کردند.

اولین فیلم فارسی_پشتوی «صدیق برمک» با نام «اسامه» در سال ۲۰۰۳ توانست در جشنواره‌های زیادی چون کن و لندن جوایز بسیاری را از آن خود کند.

فیلم «اسامه»

«برمک» هم‌اکنون ریاست مدرسه جنبش آموزش کودکان افغان را به عهده دارد، مدرسه‌‌ای که وظیفه دارد در جهت توسعه و ارتفاء سطح سینمای افغانستان، نیروی بازیگر و کارگردان تربیت کند.

در سال ۲۰۰۶ افغانستان نیز به اتحادیه جشنواره‌های فیلم آسیای مرکزی و قفقازستان جنوبی پیوست.

فیلم «راز زلیخا» در سال ۲۰۰۶ میلادی از اولین فیلم‌های سینمایی بود که پس از سقوط طالبان ساخته شد. این فیلم  به کارگردانی «هوراس احمد شنسب»، به طور کلی در افغانستان ساخته شد.

فیلم «راز زلیخا»

«راز زلیخا» داستان خانواده‌ای است که ماه‌های پایانی حکومت طالبان، برای بقاء خود تلاش می‌کند.

این فیلم در جشنواره‌های بسیاری به نمایش درآمد و بسیار مورد توجه منتقدین و تماشاگران قرار گرفت.

پس از یک وقفه نسبتا طولانی در سال ۲۰۱۰، فیلم «ایمان» ساخته شد که در سینماهای «ریدینگ» استرالیا» به نمایش درآمد.

این اولین باری بود که فیلم افغانی در یک سینما نمایش داده می‌شد. این فیلم یک سال بعد نیز در جشنواره فیلم آسیای جنوبی در استرالیا برنده دو جایزه سینمایی شد.

فیلم ایمان

«هریس یوسف»، کارگردان و تهیه‌کننده این فیلم که خود ساکن استرالیا بود، برای ساخت فیلم «ایمان» به افغانستان سفر کرد، ساخت این فیلم شش ماه و مراحل پس از تولید آن نیز شش ماه دیگر به طول انجامید.

از سینمای فارسی افغانستان که بگذریم، سینمای پشتو در این کشور نیز طی سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی کرده است، از زمان سقوط حکومت طالبان تاکنون چندین فیلم به زبان پشتو در افغانستان ساخته شده است. چند فیلم پشتو نیز تاکنون توسط فیلمسازان خارجی ساخته شده که از جمله آنها می‌توان به فیلم «صبح به خیر افغانستان» ساخته «کامیلا نیلسون» در سال ۲۰۰۳ میلادی اشاره کرد.

_بهبود وضعیت زنان در سینمای افغانستان از زمان سقوط طالبان به بعد

در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی استفاده از بازیگران و فیلمسازان زن در یک پروژه فیلمسازی چندان سخت نبود ولی زمانی که جنگ‌های داخلی افغانستان شدت گرفت و طالبان بر اوضاع مسلط شد، اوضاع کاملا تغییر کرد، البته امروز اوضاع روز به روز برای سینماگران زن بهتر شده و حضور آنها در جاهای مختلف سینما پررنگ‌تر از دیروز می‌شود. در حال حاضر ده‌ها بازیگر زن که برخی از آنها در سطح بین‌الملل نیز مطرح شده‌اند، در سینمای افغانستان مشغول به کارند که از جمله آنها می‌توان به «لینا أعلم»، «امینه جعفری»، صبا سحر» و «مارینا گلبهاری» اشاره کرد.

_سینمای مستند، تنها سینمایی که در دوران طالبان تعطیل نشد

فیلم‌های مستند از زمان حکومت طالبان در این کشور همواره ساخته می‌شد که از جمله آثار مستند فاخر این دوران، می‌توان به دو مستند فیلم «۱۶ روز در افغانستان» ساخته «میثاق کاظمی» و «کارت‌پستال‌هایی از تورا بورا» اشاره کرد.

مستند ۱۶ روز در افغانستان

مستند «۱۶ روز در افغانستان» که با بودجه ۱۰۰ هزار دلاری به مدت ۶۰ دقیقه ساخته شده در دسامبر سال ۲۰۰۸ به نمایش درآمد و با استقبال روبرو شد.

_تولید انبوه فیلم‌های بی‌کیفیت در داخل و خارج از افغانستان  

در سینمای افغانستان تعداد فیلم‌های درجه «ب» و «ج» نسبت به دیگر فیلم‌های بیشتر است، فیلم‌هایی که با درجه کیفیت پایین چه در داخل و چه در خارج از افغانستان ساخته می‌شود.

بیشتر این فیلم‌ها برای مخاطبان افغانی و به ندرت برای مخاطبان غیرافغان و یا جشنواره‌های بین‌المللی ساخته می‌شود.

*وضعیت کنونی سینمای افغانستان: از کمبود تجهیزات و آموزش گرفته تا سلطه فیلم‌های بی‌کیفیت هندی بر بازار فیلم

علی‌رغم تمام پیشرفت‌هایی که از زمان سقوط حکومت طالبان به بعد در صنعت سینمای افغانستان به وجود آمد ولی سینمای این کشور همچنان از مشکلات اساسی رنج می‌برد، از عدم توجه دولت افغانستان به صنعت فیلمسازی گرفته تا کمبود تجهیزات و سالن نمایش در این کشور و همچنین وجود برخی دیدگاه‌های تندروانه ضد سینمایی که وجود دارد.

براساس گزارش‌های منتشر شده اصل و اساس بودجه سینما در افغانستان را موسسه‌ها و تشکل‌های غیردولتی خارجی و داخلی تأمین می‌کنند که این بودجه به هیچ عنوان جوابگوی هزینه‌های معیشت سینماگران نیست.

به نظر می‌رسد که شبکه‌های تلویزیونی همکاری چندانی با سینما نداشته و به خصوص در بخش تبلیغات، توزیع و فروش فیلم‌های سینمای رغبت چندانی نشان نمی‌دهند.

درباره تعداد سینما در این کشور آمار چندان دقیقی در دسترس نیست ولی براساس آمارهایی که تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار می‌داد، تنها حدود ۱۰ سینما وجود دارد که رسما کار نمایش فیلم را به عهده دارد.

بیش از ۹۵ درصد از فیلم‌های هندی بی‌کیفیتی که در سینماهای افغانستان نمایش داده می‌شوند، با موضوع عشق و جنگ و به زبان اصلی هستند.

از آنجایی‌که سینما در افغانستان هنوز به یک مکان فرهنگی تبدیل نشده، بیشتر کسانی که به سینما می‌روند، جوانان بیکار این کشورند.

و اما درباره زنان علاقمند به سینما، تا سال ۲۰۱۱ عملا هیچ‌گونه امکانی برای رفتن زنان به سینما وجود نداشت و تا این تاریخ تنها یک سینما در کابل بود که سانس مخصوص زنان داشت که آنهم همیشگی نبود و گاهی برای مدتی طولانی سانس بانوان به طور کلی تعطیل می‌شد.

از طرف دیگر درباره بازار فیلم در افغانستان باید گفت که با توجه به اینکه بیشتر خانواده‌های افغانی در خانه‌هایشان یک دستگاه دی‌وی‌دی دارند، به نظر می‌رسد، بازار اصلی فیلم در این کشور، همان بازار دی‌وی‌دی باشد.

البته مشکل اساسی بازار دی‌وی‌دی، کیفیت پایین دی‌وی‌دی‌ها،عدم وجود قانون کپی‌رایت در سیستم توزیع دی‌وی‌دی است.

مشکل دیگر این بازار، تسلط نسخه‌های غیرقانونی فیلم‌های درجه ۲ و ۳ هندی و خارجی بر آن است و بدتر از همه اینکه بیشتر این فیلم‌ها فاقد زیرنویس فارسی یا پشتوست.

سطح کیفی آموزش در بخش‌های مختلف صنعت سینما در این کشور به شدت پایین است و تا سه سال پیش تنها مرکز آموزش سینمایی در این کشور در دانشگاه کابل بود.

ویدیوی خداحافظی با پل واکر دو میلیارد بار دیده شد!

ویدیوی خداحافظی با پل واکر دو میلیارد بار دیده شد!

با وجود این که نزدیک به ۳ سال از فوت پل واکر میگذرد، اما این بازیگر هنوز مورد توجه است و این بار ویدیویی از پل واکر از رقم بزرگ ۲ میلیارد بار دیده شدن در یوتیوب عبور کرده است.
ویدیوی آهنگ هیپ هاپ «دوباره می بینمت» یا «See You Again » که در تجلیل از خاطره پل واکر ساخته شد، از مرز ۲ میلیارد بار بازدید در وبسایت یوتیوب عبور کرده و رکوردی خیره کننده از خود به جا گذاشته است.
 این آهنگ که یکی از آهنگ های فلم «سریع و خشمگین ۷» بود و در صحنه های پایانی فلم پخش شد، توسط ویز خلیفا و چارلی پوت نوشته و ساخته شده است. در خود ویدیوی آهنگ، تصاویر مختلفی از واکر و دیگر بازیگران این مجموعه فلمهای اکشن محبوب نشان داده می شود و در صحنه آخر فلم، شخصیت واکر یعنی برایان او کانر در حالی دیده میشود که با شخصیت وین دیزل یعنی دام تورتو در حال مسابقه دادن است. در نهایت مسیر این دو از یکدیگر جدا میشود و او کانر زیر نور خورشیدی که در حال غروب است، از مسیری دیگر به راه خود ادامه میدهد.  در حال حاضر این ویدیو به دومین ویدیوی تاریخ بدل شده که توانسته چنین تعدادی از بازدیدها را به خود اختصاص دهد. ویدیوی اول مخصوص آهنگ «گانگنام استایل» از Psy است که مدتی پیش یک پدیده در موزیک پاپ دنیا شد و در حال حاضر ۲.۵ میلیارد بار مشاهده شده است.
 واکر در یک تصادف رانندگی دلخراش در سال ۲۰۱۳ و در حالیکه فلم در مراحل فلمبرداری و ساخت بود جان خود را از دست داد. موتر پورشهای که واکر سوار آن بود و توسط دوستش رانده می شد از جاده خارج شد و به یک تیر چراغ برق برخورد کرد. برادران این بازیگر یعنی کیلب و کودی بعضی از صحنه های پایانی فلم که در زمان مرگ او هنوز فلمبرداری نشده بودند را کامل کردند تا فلم هفتم از مجموعه «سریع و خشمگین» بتواند راهی پردههای سینما شود.
 خود وین دیزل هم به یاد دوست از دست رفتهاش تا به حال چند بار در مراسم های مختلف این آهنگ را خوانده است. دیزل که در کنار پل واکر دو نقش اصلی مجموعه فلمهای «سریع و خشمگین» را بازی کردند، به عنوان دو چهره اصلی فلم شناخته می شدند و دوستی این دو آنقدر عمیق بود که دیزل به یاد دوست فقیدش اسم دخترش را پائولین گذاشت و اعلام کرد با این کار قصد داشته تا یاد او را به عنوان بخشی از خانوادهو بخشی از دنیایش زنده نگه دارد.
 درهر حال آهنگ «دوباره میبینمت» هنوز هم به شدت محبوب است و در ماه اپریل توانست یکی از رکوردهای اسپاتیفای را بشکند. «دوباره می بینمت» در آوریل در تنها یک روز بیش از ۴٫۲ میلیون بار و در یک هفته بیش از ۱۲٫۹ میلیون بار استریم شد.
 فروش بیش از یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون دالری فلم هفتم مجموعه «سریع و خشمگین» در دنیا آن را به چهارمین فلم پرفروش جهان در همه تاریخ سینما بدل کرد و پیش از «هری پاتر و قدیسان مرگبار: قسمت دوم» قرار گرفت که در مجموع ۱٫۳۴ میلیارد دالر فروش کرده است.

رسانه های همگانی درگیر با مشکلات

حسینی/ رسانه ها در حافظان اصل آزادی بیان در کشور هستند. اما این بخش با بیشترین مشکلات نیز همراه بوده  و هستند. رسانه های همگانی در حال حاضر نیز با مشکلات زیادی درگیرند.

آزادی بیان و آزادی مطبوعات یکی از دستاوردهایی بوده که افغانستان بعد از سقوط رژیم طالبان بدان دست یافته و از افتخارات آن می باشد. اما در طی سالهای گذشته به میزان نگرانی ها از محدودیت هایی که در مقابل آزادی بیان و آزادی مطبوعات و فعالیت های مطبوعاتی و فرهنگی در کل ایجاد می شود، رو به فزونی است. در سال گذشته میلادی چندین گزارش از سوی نهادهای داخلی و خارجی، افغانستان را یکی از خطرناکترین کشورهایی ارزیابی کردند که خبرنگاران در این کشور با انواع خطرها حتا مرگ روبرو هستند. این گزارش ها از دولت و مخالفین دولت خواسته اند که حقوق خبرنگاران را رعایت کنند.

در حالی که پس از سقوط طالبان شمار رسانه ها و ژورنالیستان در افغانستان به اندازه ای بوده که قبل از این هیچ وقت در تاریخ افغانستان سابقه نداشته است. صدها ژورنالیست و دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی و روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و … در افغانستان مشغول به کار هستند. تمام این ها به خاطر به وجود آمدن فضای آزادی بیان در سایه حاکمیت دموکراسی به وجود آمده است. در حقیقت زمانی که فعالیت های رسانه ای و مطبوعاتی به هر صورتی محدود می شود و ژورنالیستان به خاطر ایفای وظیفه شان به هر نحوی با محدودیت و تهدید و آزار و اذیت و قتل روبرو می شوند، قسمت مهمی از دموکراسی که آزادی بیان می باشد به محدودیت روبرو شده است.

کسانی نیز که می خواهند فضای آزادی بیان در کشور را خدشه دار سازند به دنبال همین هدف می باشند. آنان به خاطر اینکه منافعشان را در فعالیت آزادانه رسانه ها نمی بینند، سعی در محدود نمودن آزادی بیان و آزادی اندیشه می کنند.

گرچه قتل، آزار و اذیت و تهدید نمودن یک ژورنالیست که بیان گر واقعیت های جامعه است ، یک عمل غیر انسانی است و چنانچه تا کنون اتفاق افتاده طالبان بارها خبرنگاران بی گناه را به قتل رسانیده اند، اما وظیفه دولت به عنوان حامی آزادی های فردی و اجتماعی افراد جامعه این را ایجاب می نماید که از تمام شهروندان خصوصا ژورنالیستان حمایت نمایند.

دولت افغانستان درسالهای گذشته، چندان عملکرد قابل قبولی در این زمینه نداشته است. پرونده های خبرنگارانی که در شهر کابل و دیگر ولایات افغانستان به قتل رسیدند، تا هنوز در هاله ای از ابهام به سر می برد و اقدام مشخصی در ساحه شناسایی قاتلین و مجازات آنها انجام نیافته است. اکثر گزارش هایی که در مورد حمایت از حقوق خبرنگاران و یا تشریح وضعیت رسانه ها در افغانستان به نشر می رسند از دو ناحیه نگرانی دارند، یکی از ناحیه فعالیت های ضد بشری طالبان و دیگری از عدم حمایت دولت.

گسترش آزادی بیان و آزادی رسانه ها بیشتر از همه چیز به حمایت همه جانبه دولت چه درعرصه قانونگزاری و چه در عرصه فراهم آوری زمینه های فعالیت های رسانه ای و حمایت از آنها نیاز دارد.

“به مراحل بعد از تولید در سینما بی‎توجهی می‎شود”

"به مراحل بعد از تولید در سینما بی‎توجهی می‎شود"فرید فرهمند که ماستری‎اش را در رشته “مولتی مدیا، سه بعدی، انیمیشن وجلوه‎های ویژه” از هندوستان به دست آورده، از آغاز کارهای جدید و فنی در سینما سخن می‎زند. او می‎گوید ما باید به پست پرودکشن (مراحل بعد از تولید) اهمیت زیاد بدهیم و فنون جدید دیجیتلی را وارد سینما سازیم: ” ما بخواهیم یا نخواهیم، تکنالوژی روز به روز در دنیا در حال پیشرفت است، مخاطبان سینما نیز فلم‎های بهتر و باکیفیت از سینماگران می‎خواهند. ضرورت ایجاب می‎کند که ما از سافت وییرهای جدید کمپیوتری در کارهای سینمایی خود کار بگیریم تا بتوانیم قناعت تماشاگران سینما را فراهم سازیم.”
فرید فرهمند که می‎خواهد روی مراحل بعد از تولید در سینما با بهره‎گیری از جلوه‎های ویژه و با استفاده از فنون جدید دیجیتلی کار کند، می‎گوید: “ما در تولید فلم سینمایی مراحل قبل از تولید و بعد از تولید داریم، اما تا اکنون در افغانستان تنها به مراحل قبل از تولید توجه صورت می‎گیرد، در حالی که در حدود ۷۰ درصد کار فلم را مراحل بعد از تولید تشکیل می‎دهد.”
فرهمند از هنرهای زیبای پوهنتون کابل در رشته سینما و کارگردانی تیاتر لیسانس دارد. او می‎گوید در افغانستان تا اکنون تخنیک‎ها و فنونی بعد از تولید آموزش داده نمی‎شود، اما این فنون در هنر فلم‎سازی ضروری است.
او که دوره تخصصی‎اش را در رشته “جلوه‎های ویژه” سپری کرده، می‎گوید در بخش‎های “سه بعدی و انیمیشن” در کشور کاستی‎های زیادی احساس می‎شود. از این لحاظ، وی تصمیم دارد در این بخش تغییراتی ایجاد کند. فرهمند می‎گوید: “ما در سینمای بیرونی می‎بینیم که مراحل بعد از تولید به شکل فنی کار می‎شود اما در افغانستان این کار به گونه  مسلکی نه، بل به شکل ابتدایی آن صورت می‎گیرد و جای افکت‎ها در فلم‎‏ها بسیار خالی احساس می‎شود.”
از نظر فرهمند در افغانستان در عرصه سینما کاستی‎های زیادی وجود دارد. به باور او، روی بخش سینما سرمایه‎گذاری نشده و افراد مسلکی و فنی در این بخش بسیار محدود می‎باشند. هرچند او بعضی پیشرفت‎ها در سینما را می‎پذیرد که شامل بخش‎های بازیگری، کارگردانی، صدابرداری، کمره و فلم‎نامه‎نویسی می‎شود ولی می‎گوید این‎‏ها صرفاً به مراحل پیش از تولید تعلق دارد و ربطی به مراحل بعد از تولید ندارد. فرهمند در عین حال تصریح می‎کند که پیشرفت‎ها در این بخش‎ها هم آن چنان فنی نیست و اشخاص می‎توانند با استفاده از استعداد و ذوق هنری شان در این عرصه‎ها ابتکاراتی به خرج دهند. وی تأکید دارد که در بخش پرودکشن که کاملاً یک بخش تخنیکی است باید افراد تحت آموزش‎های مسلکی و فنی قرار گیرند.
فرهمند به تازگی با یکی از پرودکشن‎های خصوصی در افغانستان کارش را آغاز کرده و قصد دارد اندوخته‎هایش را در این عرصه با دیگر علاقمندان نیز شریک سازد. او می‎گوید: “در بخش پرودکشن کار به گونه دیجیتل روی رنگ‎پردازی، نورپردازی و ایجاد جلوه‎های ویژه در فلم‎ها صورت می‎گیرد که با استفاده از این فن می‎توان صحنه‎های مختلفی را نظر به نیاز طبیعی و هنری ساخت.”
این سینماگر که کار فلم مستند “قصه‎های شب افغانستان” را تکمیل کرده است اطمینان می‎دهد که این فلم در فیستیوال‎های خارجی راه یافته و جایزه خواهد گرفت. این فلم از ساخته‎های الکا سادات است که درمورد چگونگی زندگی کماندوهای افغان ساخته شده است. قبلاً الکا سادات گفته بود که در جریان ثبت این فلم یکی از کماندوها عملاً در جنگ کشته شد و این حادثه به روحیه وی تأثیر بدی گذاشته است.
الکا سادات برای کارگردانی فلم “در دهکده‎ای که ناقص‎العقل می‎نامند” جایزه بخش حقوق بشر را از فیستیوال فلم الجزیره و جایزه اول را در فیستیوال صدای زن مسلمان در امریکا گرفته است و “فلم یک دو سه” وی نیز از فیستیوال‎های مصر، ایتالیا و آلماتا جایزه گرفته است. حال دیده شود که فلم “قصه‎های شب افغانستان” پس قرار گرفتن روی پرده سینما دست‎آوردهایی را برای او و فرید فرهمند خواهد داشت یا خیر.

از تولد سینما در خانواده سلطنتی تا صف جوانان بیکار برای تماشای فیلم

 سینما اولین بار ۹۰ سال پیش،در زمان «شاه امان‌الله» وارد افغانستان شد،در دهه ۹۰ با شدت گرفتن جنگ‌های داخلی و تسلط طالبان بر این کشور به طور کلی تعطیل و ویران شد و از زمان سقوط طالبان تاکنون با آنکه بیش از یک دهه می‌گذرد ولی هنوز از مشکلات فراوانی رنج می‌برد.صنعت سینما از اوایل قرن بیستم وارد کشور افغانستان شد ولی همواره فراز و نشیب‌های سیاسی از همان ابتدا به سینمای این کشور اجازه رشد نداد.

یک سینمای تخریب شده در دوران طالبان

به هر حال طی قرن بیست، فیلم‌های «پشتو» و «دری» زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد.

از اواخر سال ۲۰۰۱ با متزلزل شدن حکومت طالبان در افغانستان، سینمای این کشور نیز به مرور وارد فاز جدیدی از حیات شد.

*سینمایی با سابقه ۹۰ ساله/از ورود سینما به افغانستان توسط خانواده سلطنتی تا تعطیلی کامل آن در دوران حکومت طالبان

_تخصیص سینما به خانواده سلطنتی

شخصی به نام «امیر حبیب‌الله خان» از اهالی قندهار طی سال‌های (۱۹۰۱تا ۱۹۱۹) امیر افغانستان بود که برای اولین بار نسبت به صنعت سینما علاقه نشان داد ولی تلاش وی برای ورود سینما به این کشور تنها به خانواده‌های سلطنتی محدود ماند و عملا این فن‌آوری از دسترس عموم به دور بود.

امیر حبیب‌الله خان، شاه افغانستان

_ورود پروژکتور سینمایی به افغانستان و نمایش فیلمی صامت برای عموم مردم؛ نقطه عطف سینما در این کشور

 پس از آنکه در سال ۱۹۱۹ «امیر حبیب‌الله خان» براثر یک کودتای خانوادگی در هنگام شکار در کله‌گوش،لغمان،افغانستان به قتل رسید، پسرش «شاه امان‌الله» به قدرت رسید، او در سال ۱۹۲۳ برای اولین بار  پروژکتور سینمایی که «فانوس جادویی» و یا «جعبه جادویی» هم نامیده می‌شد، را وارد افغانستان کرد.

در همین سال برای اولین بار یک فیلم صامت در ولایت لغمان در میان عموم مردم به نمایش درآمد ولی اولین فیلم افغانی با نام «عشق و دوستی» به کارگردانی «لطیف رشید» در سال ۱۹۴۶ ساخته شد.

فیلم «عشق و سینما»، اولین فیلم تاریخ سینمای افغانستان

*تعطیلی سینما در زمان حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون

طی سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ در دوران حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون، صنعت سینما و فیلمسازی در افغانستان تعطیل شد ولی با پایان حکومت نادرشاه و به قدرت رسیدن «ظاهر شاه»، فرزند ارشد نادرشاه به حکومت رسید.

«ظاهر شاه»، فرزند «نادر شاه»

_ساخت اولین سالن سینمای افغانستان

«ظاهر شاه» نسبت به پدرش تعصب چندانی نسبت به سینما نداشت و به مرور فضا برای ساخت فیلم در افغانستان کمی بازتر شد، آنچنان‌که در این دوران اولین سینمای افغانستان با نام «سینمای بهزاد» بنا نهاده شد و فیلم «عشق و دوستی»، اولین فیلم افغان تاریخ سینما نیز در همین سال‌ها ساخته شد، البته این فیلم در لاهور، پاکستان، فیلمبرداری شد.

وضعیت سینما بهزاد، اولین سینمای افغانستان در سال‌های اخیر

اگر چه در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فیلم‏‌های خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فیلم مستند ساخته می‌شد، آنچنان‌که به طور کلی می‌توان گفت در افغانستان همواره سوژه‏‌های فیلم‏‌های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.

به مرور طی گذشت سال‌ها فضا کمی بازتر شد تا آنجا که در سال ۱۹۶۸ میلادی، اولین سازمان سینمایی تحت عنوان سازمان فیلم «ذبیح‌الله فروتان» ساخته شد.

این سازمان یک سازمان دولتی به ریاست «لطیف احمدی» بود و از همین زمان سینمای افغانستان به «فیلم افغان» مشهور شد.

این سازمان نیز از ابتدا دست به تولید مستند و فیلم‌های جدیدی درباره ملاقات‌های رسمی و کنفرانس‌های دولتی زد، تمامی این فیلم‌ها در سینما اکران عمومی می‌شد تا آنکه به مرور نمایش فیلم‌های هندی در سینماهای این کشور رواج یافت.

_ساخت اولین فیلم سینمایی با حضور هنرمندان افغان

اولین سینمایی که توسط سازمان فیلم افغانستان و با استفاده از هنرمندان افغانی ساخته شد، «همانند عقاب‌ها» نام داشت.

فیلم «همانند عقاب‌ها»

کمی پس از فیلم، سازمان فیلم افغانستان دست به تولید یک فیلم سه اپیزودی با نام «اعصار» زد که اپیزودهای آن به ترتیب «قاچاقچیان»، «خواستگارها» و «جمعه شب» نام داشت.

دو فیلم دیگر با نام «آواهای روستا» و «روزهای دشوار» در همین دوران ساخته شد. همه این فیلم‌ها به صورت سیاه و سفید بودند.

در اواخر دهه ۶۰ ، سازمان فیلم افغانستان اقدام به ساخت اولین فیلم‌های رنگی تاریخ سینمای این کشور کرد که از آن جمله می‌توان «حماسه عشق»، «فرار»، «سرباز صبور»، «خاکستر»، «آخرین آرزو» و «پرنده مهاجر» اشاره کرد.

اگر چه به لحاظ تکنیکی هیچکدام از این فیلم‌ها در حد استاندارهای جهانی نبودند ولی به خوبی توانستند با مخاطبان افغانی خود ارتباط برقرار کنند گویی آنها این فیلم‌های آیینه‌ای از زندگی خودشان بود.

در اواخر دهه ۶۰ و  اوایل دهه ۷۰ میلادی، شوروی سابق کمک‌هایی به دانشجویان افغانی علاقمند به تحصیل در رشته سینما ارائه داد از آموزش گرفته تا کمک هزینه تحقیقات فرهنگی هنری.

_تسلط طالبان بر افغانستان/ تعطیلی صنعت سینما/فرار هنرمندان به ایران و پاکستان

با آغاز دهه ۹۰، بالا گرفتن جنگ‌های داخلی افغانستان و همچنین تسلط گروه طالبان بر این کشور، تعداد زیادی از افراد فعال در صنعت سینما به ایران و یا پاکستان گریختند و برخی از آنها فعالیت خود را به صورت محدود در قالب ساخت ویدئو‌هایی برای سازمان‌های غیردولتی ادامه دادند.

زمانی‌که در سال ۱۹۹۶، طالبان به طور کلی قدرت را در کابل به دست گرفت، بسیاری از سینماها تخریب و تعداد زیادی فیلم در آتش سوختند.

این گروه تماشای تلویزیون و فیلم را کاملا ممنوع کرد و در این میان سینماها را تعطیل و حتی در کنار سینماها چایخانه‌ها و رستوران زیادی تخریب شدند.

_سقوط طالبان و دمیدن جانی دوباره به کالبد سینما

از سال ۲۰۰۰ ، با نزدیک شدن به از هم پاشیده شدن حکومت طالبان، سینمای افغانستان به مرور از فضای سکوت و خفقان خارج می‌شد. قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر، «محسن مخملباف»، کارگردان ایرانی علاقمند به افغانستان، با ساخت فیلم «قندهار» توجه جهانیان را به این کشور جلب کرد. «قندهار» اولین فیلم تاریخ سینما درباره افغانستان بود که به جشنواره فیلم کن راه یافت.

فیلم سینمایی «قندهار»

کمی بعد «سمیرا مخملباف»، «صدیق برمک»، «رازی محبی»، «سایمین مالک‌نصر» و «ابوالفضل جلیلی» از جمله فیلمسازانی بودند که در زمینه احیاء سینمای فارسی (دری) در افغانستان فعالیت کردند.

اولین فیلم فارسی_پشتوی «صدیق برمک» با نام «اسامه» در سال ۲۰۰۳ توانست در جشنواره‌های زیادی چون کن و لندن جوایز بسیاری را از آن خود کند.

فیلم «اسامه»

«برمک» هم‌اکنون ریاست مدرسه جنبش آموزش کودکان افغان را به عهده دارد، مدرسه‌‌ای که وظیفه دارد در جهت توسعه و ارتفاء سطح سینمای افغانستان، نیروی بازیگر و کارگردان تربیت کند.

در سال ۲۰۰۶ افغانستان نیز به اتحادیه جشنواره‌های فیلم آسیای مرکزی و قفقازستان جنوبی پیوست.

فیلم «راز زلیخا» در سال ۲۰۰۶ میلادی از اولین فیلم‌های سینمایی بود که پس از سقوط طالبان ساخته شد. این فیلم  به کارگردانی «هوراس احمد شنسب»، به طور کلی در افغانستان ساخته شد.

فیلم «راز زلیخا»

«راز زلیخا» داستان خانواده‌ای است که ماه‌های پایانی حکومت طالبان، برای بقاء خود تلاش می‌کند.

این فیلم در جشنواره‌های بسیاری به نمایش درآمد و بسیار مورد توجه منتقدین و تماشاگران قرار گرفت.

پس از یک وقفه نسبتا طولانی در سال ۲۰۱۰، فیلم «ایمان» ساخته شد که در سینماهای «ریدینگ» استرالیا» به نمایش درآمد.

این اولین باری بود که فیلم افغانی در یک سینما نمایش داده می‌شد. این فیلم یک سال بعد نیز در جشنواره فیلم آسیای جنوبی در استرالیا برنده دو جایزه سینمایی شد.

فیلم ایمان

«هریس یوسف»، کارگردان و تهیه‌کننده این فیلم که خود ساکن استرالیا بود، برای ساخت فیلم «ایمان» به افغانستان سفر کرد، ساخت این فیلم شش ماه و مراحل پس از تولید آن نیز شش ماه دیگر به طول انجامید.

از سینمای فارسی افغانستان که بگذریم، سینمای پشتو در این کشور نیز طی سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی کرده است، از زمان سقوط حکومت طالبان تاکنون چندین فیلم به زبان پشتو در افغانستان ساخته شده است. چند فیلم پشتو نیز تاکنون توسط فیلمسازان خارجی ساخته شده که از جمله آنها می‌توان به فیلم «صبح به خیر افغانستان» ساخته «کامیلا نیلسون» در سال ۲۰۰۳ میلادی اشاره کرد.

_بهبود وضعیت زنان در سینمای افغانستان از زمان سقوط طالبان به بعد

در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی استفاده از بازیگران و فیلمسازان زن در یک پروژه فیلمسازی چندان سخت نبود ولی زمانی که جنگ‌های داخلی افغانستان شدت گرفت و طالبان بر اوضاع مسلط شد، اوضاع کاملا تغییر کرد، البته امروز اوضاع روز به روز برای سینماگران زن بهتر شده و حضور آنها در جاهای مختلف سینما پررنگ‌تر از دیروز می‌شود. در حال حاضر ده‌ها بازیگر زن که برخی از آنها در سطح بین‌الملل نیز مطرح شده‌اند، در سینمای افغانستان مشغول به کارند که از جمله آنها می‌توان به «لینا أعلم»، «امینه جعفری»، صبا سحر» و «مارینا گلبهاری» اشاره کرد.

_سینمای مستند، تنها سینمایی که در دوران طالبان تعطیل نشد

فیلم‌های مستند از زمان حکومت طالبان در این کشور همواره ساخته می‌شد که از جمله آثار مستند فاخر این دوران، می‌توان به دو مستند فیلم «۱۶ روز در افغانستان» ساخته «میثاق کاظمی» و «کارت‌پستال‌هایی از تورا بورا» اشاره کرد.

مستند ۱۶ روز در افغانستان

مستند «۱۶ روز در افغانستان» که با بودجه ۱۰۰ هزار دلاری به مدت ۶۰ دقیقه ساخته شده در دسامبر سال ۲۰۰۸ به نمایش درآمد و با استقبال روبرو شد.

_تولید انبوه فیلم‌های بی‌کیفیت در داخل و خارج از افغانستان  

در سینمای افغانستان تعداد فیلم‌های درجه «ب» و «ج» نسبت به دیگر فیلم‌های بیشتر است، فیلم‌هایی که با درجه کیفیت پایین چه در داخل و چه در خارج از افغانستان ساخته می‌شود.

بیشتر این فیلم‌ها برای مخاطبان افغانی و به ندرت برای مخاطبان غیرافغان و یا جشنواره‌های بین‌المللی ساخته می‌شود.

*وضعیت کنونی سینمای افغانستان: از کمبود تجهیزات و آموزش گرفته تا سلطه فیلم‌های بی‌کیفیت هندی بر بازار فیلم

علی‌رغم تمام پیشرفت‌هایی که از زمان سقوط حکومت طالبان به بعد در صنعت سینمای افغانستان به وجود آمد ولی سینمای این کشور همچنان از مشکلات اساسی رنج می‌برد، از عدم توجه دولت افغانستان به صنعت فیلمسازی گرفته تا کمبود تجهیزات و سالن نمایش در این کشور و همچنین وجود برخی دیدگاه‌های تندروانه ضد سینمایی که وجود دارد.

براساس گزارش‌های منتشر شده اصل و اساس بودجه سینما در افغانستان را موسسه‌ها و تشکل‌های غیردولتی خارجی و داخلی تأمین می‌کنند که این بودجه به هیچ عنوان جوابگوی هزینه‌های معیشت سینماگران نیست.

به نظر می‌رسد که شبکه‌های تلویزیونی همکاری چندانی با سینما نداشته و به خصوص در بخش تبلیغات، توزیع و فروش فیلم‌های سینمای رغبت چندانی نشان نمی‌دهند.

درباره تعداد سینما در این کشور آمار چندان دقیقی در دسترس نیست ولی براساس آمارهایی که تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار می‌داد، تنها حدود ۱۰ سینما وجود دارد که رسما کار نمایش فیلم را به عهده دارد.

بیش از ۹۵ درصد از فیلم‌های هندی بی‌کیفیتی که در سینماهای افغانستان نمایش داده می‌شوند، با موضوع عشق و جنگ و به زبان اصلی هستند.

از آنجایی‌که سینما در افغانستان هنوز به یک مکان فرهنگی تبدیل نشده، بیشتر کسانی که به سینما می‌روند، جوانان بیکار این کشورند.

و اما درباره زنان علاقمند به سینما، تا سال ۲۰۱۱ عملا هیچ‌گونه امکانی برای رفتن زنان به سینما وجود نداشت و تا این تاریخ تنها یک سینما در کابل بود که سانس مخصوص زنان داشت که آنهم همیشگی نبود و گاهی برای مدتی طولانی سانس بانوان به طور کلی تعطیل می‌شد.

از طرف دیگر درباره بازار فیلم در افغانستان باید گفت که با توجه به اینکه بیشتر خانواده‌های افغانی در خانه‌هایشان یک دستگاه دی‌وی‌دی دارند، به نظر می‌رسد، بازار اصلی فیلم در این کشور، همان بازار دی‌وی‌دی باشد.

البته مشکل اساسی بازار دی‌وی‌دی، کیفیت پایین دی‌وی‌دی‌ها،عدم وجود قانون کپی‌رایت در سیستم توزیع دی‌وی‌دی است.

مشکل دیگر این بازار، تسلط نسخه‌های غیرقانونی فیلم‌های درجه ۲ و ۳ هندی و خارجی بر آن است و بدتر از همه اینکه بیشتر این فیلم‌ها فاقد زیرنویس فارسی یا پشتوست.

سطح کیفی آموزش در بخش‌های مختلف صنعت سینما در این کشور به شدت پایین است و تا سه سال پیش تنها مرکز آموزش سینمایی در این کشور در دانشگاه کابل بود.

* قابل ذکر است که برخی آمارهای‌ عنوان شده در این گزارش تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار داده و اطلاعات طی دو سال گذشته به روز نشده است.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن