خانه «=« مقالات سایت «=« علمی

علمی

خورشید عدالت (ویژه نامه شهادت امام علی علیه السلام)

آنگاه که سیاهی شب، آسمان خاموش کوفه را فرا گرفته بود علی آمد و آخرین اذان سرخ را تا اوج عروج پرواز داد و در محراب محبوب، به نماز ایستاد. لحظه‏ ای بعد، سر بر آستان دوست گذاشت تا خویش را تا ابد، رستگار سازد و زمانه را داغدار خویش نماید. ویژه نامه خورشید عدالت مرهمی است بر سینه های داغدار عاشقان علی.

برگی هایی از صفحات زندگی امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام

تاریخ تولّد: سیزدهم ماه رجب، روز جمعه، سی سال پس از تولّد رسول خدا صلی الله علیه و آله و عام الفیل، در حدود سال ۶۰۰ میلادی، بیست سال قبل از هجرت.

محلّ تولد: شهر مکه، در اندرون خانه خدا، یعنی کعبه.

پدر: ابوطالب، عمو و بزرگ ترین حامی رسول اللّه صلی الله علیه و آله که از سر کیاست و فراست ایمان و اسلام خود را همیشه از کافران و مشرکان پوشیده داشت تا در سال معروف به «عام الحزن / سال اندوه و غم» به جهان باقی شتافت.

مادر: فاطمه بنت اسد، دخترِ عموی پدرِ رسول اللّه صلی الله علیه و آله.

نام ها: علی، حیدر.

کنیه ها: ابوالحسن، ابوتراب، ابوالائمّه، ابوالایتام.

لقب ها و شهرت ها: اسداللّه ، یداللّه ، سیف اللّه ، باب اللّه ، ولی الله ، وصی رسول اللّه ، عین اللّه ، انسان کامل، عادل، حجّه اللّه ، اوّل المسلمین، یعسوب الدّین، امام المتّقین، اخ الرسول، حیدر کرّار، صاحبِ ذوالفقار، امام الابرار، مولی، مولی المتّقین، امام العادلین، المخلصُ للّه ، امیرالمؤمنین و ده ها لقب و شهرت دیگر.

چشمه سار فضائل
امیرالمؤمنین على علیه السلام به شهادت تاریخ واعتراف دوست و دشمن در کمالات انسانى نقیصه‏اى نداشته و در فضائل اسلامى نمونه کاملى از تربیت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله بود.

بحث‏هایى که در اطراف شخصیت او شده و کتاب‏هایى که در این باره شیعه و سنى و سایر مطلعین و کنجکاوان نوشته‏اند، درباره هیچ‏یک از شخصیت‏هاى تاریخ اتفاق نیفتاده است.

على علیه السلام در علم ودانش داناترین یاران پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سایراهل اسلام بود و نخستین کسى است در اسلام که در بیانات علمى خود، در استدلال آزاد و برهان را باز کرد و در معارف الهیه بحث فلسفى نمود و در باطن قرآن سخن گفت و براى نگهدارى لفظش دستور زبان عربى را وضع فرمود و تواناترین عرب بود.

على علیه السلام در شجاعت ضرب المثل بود در آن ‏همه جنگ‏ها که در زمان پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و پس از آن شرکت کرد، هرگز ترس و اضطراب از خود نشان نداد و با این‏که بارها و ضمن حوادثى مانند جنگ احد و جنگ حنین و جنگ خیبر و جنگ خندق، یاران پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و لشکریان اسلام لرزیدند و یا پراکنده شده فرار نمودند، وى هرگز پشت به دشمن نکرد و هرگز نشد که کسى از ابطال و مردان جنگى با وى درآویزد و جان به سلامت برد و در عین حال با کمال توانایى ناتوانى را نمی کشت و فرارى را دنبال نمی کرد و شبیخون نمی زد و آب بر روى دشمن نمی بست. (برگرفته از شیعه در اسلام، علامه طباطبائی(ره))

سیره های نورانی
على علیه السلام در تقواى دینى و عبادت حق یگانه بود، پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله در پاسخ کسانى‏ که نزد وى از تندى على علیه السلام گله مى‏کردند می فرماید: «على را سرزنش نکنید، زیرا وى شیفته خداست».

ابودردا صحابى، جسد آن حضرت را در یکى از نخلستان‏هاى مدینه دید که مانند چوب خشک افتاده است براى اطلاع به خانه آن حضرت آمد و به همسر گرامى وى که دختر پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله بود، درگذشت همسرش را تسلیت گفت، دختر پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: پسر عم من نمرده است بلکه در عبادت از خوف خدا غش نموده است و این‏حال براى وى بسیار اتفاق می افتاد.

على علیه السلام در مهربانى به زیر دستان و دل سوزى به بینوایان و بیچارگان و کرم و سخا به فقرا و مستمندان قصص و حکایات بسیار دارد. آن حضرت هر چه را به دستش می رسید در راه خدا به مستمندان و بیچارگان می داد و خود با سخت‏ترین و ساده‏ترین وضعى زندگى می کرد. آن حضرت کشاورزى را دوست می داشت و غالباً به استخراج قنوات و درخت کارى و آباد کردن زمین‏هاى بایر می ‏پرداخت ولى از این راه هر ملکى را که آباد می کرد و یا هر قناتى را که بیرون می ‏آورد وقف فقرا می ‏فرمود و اوقاف آن حضرت که به صدقات على معروف بود در اواخر عهد وى عواید سالیانه قابل توجهى (بیست و چهار هزار دینار طلا) داشت‏. (برگرفته از شیعه در اسلام، علامه طباطبائی(ره))

تصویرهایی کوتاه از زندگی امام علی علیه السلام
امام علی علیه السلام به سمت کوفه حرکت می کرد که با یک کافر ذمی همراه شد. آن مرد به امام علی علیه السلام عرض کرد به کجا می روی؟ حضرت علیه السلام فرمود: به کوفه می روم. وقتی بر سر دو راهی رسیدند و خواستند از یکدیگر جدا شوند امام علیه السلام از مسیر خود خارج شد و در مسیر او حرکت کرد. مرد ذمی گفت: مگر به کوفه نمی روی؟

امام علیه السلام: بله به کوفه می روم. مرد ذمی: چرا راه کوفه را رها کردی؟ امام علیه السلام: این کمال حسن همراهی است که مرد رفیق راهش را در هنگام جدائی چند قدمی بدرقه کند و این دستوری است که پیامبر صلی اللّه علیه و آله به ما داده است. مرد ذمی: پیامبر شما چنین دستوری داده است؟

امام علیه السلام: آری. مرد ذمی: پس هر کس از او پیروی کرده است بخاطر همین رفتارهای بزرگوارانه بوده است و من تو را گواه می گیرم که پیرو دین تو باشم. آنگاه همراه امام علیه السلام به کوفه رفت و چون او را شناخت اسلام آورد.

غروب خورشید عدالت
جنگ نهروان ضربت سختی بر خوارج وارد کرد که دیگر نتوانستند آن طور که انتظار می رفت جایی برای خود در عالم اسلام باز کنند. مبارزه علی با آنها بهترین سندی بود برای خلفای بعدی که جهاد با اینها را مشروع و لازم جلوه دهند. اما باقیمانده خوارج دست از فعالیت برنداشتند:

سه نفر از اینان، در مکه، دور هم جمع شدند و به خیال خود به بررسی اوضاع عالم اسلام پرداختند، چنین نتیجه گرفتند که تمام بدبختیها و بیچارگیهای عالم اسلام زیر سر سه نفر است: علی، معاویه و عمرو بن العاص.

علی همان کسی بود که اینها ابتدا سرباز او بودند. معاویه و عمرو بن العاص هم همانهایی بودند که حیله سیاسی و خدعه نظامیشان موجب تشکیل چنین فرقه خطرناک و بی باکی شده بود.

این سه نفر – که یکی عبد الرحمن بن ملجم بود و دیگری برک بن عبد الله نام داشت و سومی عمرو بن بکر تمیمی – در کعبه با هم پیمان بستند و هم قسم شدند که آن سه نفر را که در راس مسلمین قرار دارند در یک شب یعنی در شب نوزدهم رمضان (یا هفدهم رمضان) بکشند. عبد الرحمن نامزد قتل علی و برک مامور قتل معاویه و عمرو بن بکر متعهد کشتن عمرو بن العاص شد. با این پیمان و تصمیم از یکدیگر جدا شدند و هر کدام به طرف حوزه مأموریت خود حرکت کردند.

مرثیه آفتاب
کمر بند عزمت را برای مرگ محکم کن
که مرگ به دیدار تو خواهد آمد
و مرگ پریشانت نکند
آن هنگام که به حضورت خواهد رسید
… و این سرود، ترنّم سحرگاه تو بود؛ سحرگاه شبی که تنها با سه لقمه، افطار کردی و فرمودی: «دوست دارم گرسنه به دیدار خدا بروم»
حکایت غریبی است… غم های جهان به پیشواز دلم آمده اند. طوفانی در راه است. بوی یتیمی در مشام جهان پیچیده است و آسمان، گرفته و غمگین است.
حکایت غریبی است؟ حکایت مسجد، سحر، سجده و سجاده.
و غریب تر، قصّه مظلومی است که صبورانه زیست و در آخرین سجده، سرود رهایی سر داد، سرود «فُزتُ وَ رَبِّ الْکعبِه»
آن شب، شبِ قدر را سحر کرد علی
با شوق وصال، ترک سر کرد علی
با زمزمه «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکعبه»
از خاک به افلاک سفر کرد علی

جرعه هایی از زلال سخن مولا
کتابهایی که سخنان آن حضرت را گرد آورده اند:

۱- نهج البلاغه که توسط شریف رضی جمع آوری شده و تا کنون چندین بار به چاپ رسیده است.

۲- مافات نهج البلاغه من کلامه (سخنان آن حضرت که در نهج البلاغه نیامده است) جمع آوری شده توسط فاضل معاصر شیخ هادی بن شیخ عباس بن شیخ جعفر فقیه نجفی (این کتاب به چاپ رسیده است).

۳- مائه کلمه جمع آوری شده توسط جاحظ (مطبوع).

۴- غرر الحکم و درر الکلم گردآوری شده توسط عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد آمدی تمیمی.وی این سخنان را از کلمات کوتاه آن حضرت جمع آوری کرده و با نهج البلاغه نزدیک است.انگیزه آمدی در تالیف این کتاب، کاری بود که جاحظ در تالیف مائه الکلمه به انجام رسانده بود. (مطبوع)…

امیرالمؤمنین علیه السلام در کلام دیگران
ابی برده سلمی می گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که اینچنین حضرت علی(ع) را مخاطب قرار می داد: یا علی؛ خداوند متعال در هفت مورد تو را با من شاهد قرار داد:

۱- شبی که به معراج رفتم جبرئیل به من گفت: برادرت کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم. جبرئیل گفت: خداوند را بخوان پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود.

در این هنگام دسته ای از ملائکه را دیدم که به صف ایستاده اند ! گفتم: ای جبرئیل! اینان کیستند که به صف ایستاده اند؟ گفت: اینان کسانی هستند که روز قیامت به خاطر وجود تو خداوند را مباهات می کنند.

پس نزدیک آنان شدم و از آنچه بوده و تا روز قیامت خواهد شد با آنان حرف زدم (در حالی که مثال تو همراه من بود.)…

بر آستان جانان
صفوان جمّال مى‌گوید: با امام صادق (ع) به کوفه رسیدیم؛ امام فرمود: این‌جا حرم جدم امیرالمؤمنین (ع) است. سپس به سوى آن حرکت کرد و به من فرمود: قدم‌هایت را کوتاه بردار و سرت را پایین بیانداز؛ زیرا براى هر قدمى، براى تو صدهزار حسنه نوشته مى‌شود و صدهزار کار بد از تو پاک مى‌گردد و صدهزار درجه بالا برده مى‌شود و صدهزار خواسته‌ات برآورده مى‌شود و پاداش هر صدیق و شهید براى تو ثبت مى‌گردد.

در حدیث دیگرى، امام صادق (ع) مى‌فرماید: «من زار امیرالمؤمنین ماشیاً، کتب الله له بکلّ خطوه حجّه و عمره، فإن رَجَع ماشیاً کتب الله له بکل خطوه حجّتین و عمرتین»

کسى که امیرمؤمنان (ع) را با پاى پیاده زیارت کند، خداوند براى هر قدمى یک حج و یک عمره بنویسد؛ پس اگر با پاى پیاده هم بازگردد، براى هر قدمى دو حج و دو عمره خواهد نوشت.

سپس به راوى فرمود: این حدیث را با آب طلا بنویس.

در روایت دیگرى از امام ششم آمده است که فرمود: هر کس جدم را در حالى که عارف به حق اوست زیارت کند، خداوند براى هر قدمش یک حج مقبول و یک عمره نیکو مى‌نویسد، و به خدا قسم قدمى که در زیارت حضرت امیر (ع) غبارآلود شود، سواره باشد یا پیاده، آتش جهنم را نصیب آن قدم نمى‌کند.

 
 

تاریخچه پرچم افغانستان

نام، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها، آرمان ها چگونگی نگرش سیاسی مذهب و فلسفه یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است.

 هر کشور با ترکیبی از رنگ‌های مختلف، نمادی منحصر به فرد برای خود و مردمش ساخته است که به عنوان هویت آن کشور به شمار می‌رود. اما واقعا پشت این انتخاب رنگ‌ها مفهومی پنهان است یا مردم هر کشور به طور تصادفی آن‌ها را کنار هم قرار داده‌اند.با هم به بررسی پرچم کشور عزیزمان افغانستان می پردازیم:

 

 

جایزه «بیوتکنولوژی» برای نخبه افغانستانی در ایران

نخبه ‏افغانستانی در دهمین دوره مسابقات بیوتکنولوژی پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس، عنوان «هسته فن‌آور برتر» و جایزه »بیوتکنولوژی: را از بین ‏‏۱۲۰ شرکت به دست آورد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، دکتر «حسین حبیبی»، نخبه ‏افغانستانی و مدیر عامل شرکت «هامون طب پیشرو» در دهمین دوره مسابقات بیوتکنولوژی پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس، عنوان «هسته فن‌آور برتر» و جایزه »بیوتکنولوژی: را از بین ‏‏۱۲۰ شرکت به دست آورد.‏

وی در بیان داستان تاسیس شرکت «هامون طب پیشرو» گفت: ‏«یک سال پیش بود که هسته مرکزی شرکت هامون طب پیشرو، با یک دورهم نشینی دوستانه در دانشگاه تربیت ‏مدرس، با موضوع تولیدات و صادرات تشکیل شد. این هسته، یک تشکیل دوستانه و البته تخصصی بود، هسته ای که به ‏راستی نمادی از اتحاد و دوستی دو کشور دوست و همسایه بوده و هست.»‏

حسین حبیبی اظهار داشت: «به دعوت دوست عزیزمان آقای دکتر یوسفی، متخصص بیوشیمی و نخبه افغانستانی تبار، و دوست عزیزمان آقای رضا ‏عزیزیان (کارشناس ارشد میکروبیولوژی پزشکی و عضو بنیاد ملی نخبگان ایران) دور هم جمع شدیم و شرکت را ثبت ‏کردیم».‏

دکتر حبیبی و همکارانش در شرکت هامون طب پیشرو به تولید کیت تعیین جنسیت از روی خون مادر، کیت ‏مولکولی تشخیص ناباروری مردان بر روی نمونه خون و کیت تشخیص شکنندگی ‏DNA‏ اسپرم پرداخته اند.‏

با گذشت کمتر از یک سال شرکت هامون طب پیشرو به عنوان نماد وحدت دو کشور ایران و افغانستان توانست جایزه ‏هسته فن‌آور برتر دانشگاه تربیت مدرس و همچنین لوح تقدیر جایزه برتر بیوتکنولوژی برای کیت تشخیص مولکولی ‏فاکتور ازواسپرمی را از همان دانشگاه دریافت کند.‏

آثار و کارکرد های فرهنگی و سیاسی محمود طرزی

آغاز مبارزه سیاسی محمود طرزی:

علامه طرزی در طول حیات های خود مصورف کارزار های سیاسی نیز بود که خیلی ها تاثیر گزار بوده است . طرزی مبارزه سیاسی خود را از میان ارگ آغاز نمود. چندین بار توسط نوشته های خود امیر را به نشر اخبار و ایستاده گی در مقابل قدرت استعماری انگلیس تشویق نمود.

در لا بلای کار زار های سیاسی خود نخستین تبصره سیاسی خود را زیر عنوان ” آسیا باید از آسیاییان باشد.” نوشت. همچنان تبصره دیگری را زیر عنوان ” ارادی آسیا و افریقا ” نوشت که در آن قدرت های استعمار گر را متجاوز خوانده و آن را یک تصور باطل وخیال محال گفت.

مقاله های طرزی در مورد افغانستان مانند خنجری بود که بر قلب انگلیس اصابت میکرد . مقاله های طرزی آن چنان انگلیس را تحت فشار خود قرار میداد که فغان کنان نزد امیر می آمدند و از نوشته های او به امیر شکایت میکردند. تا حدی از نوشته های او انگلیس ها هراس داشتند که وایسرای هند بریتانوی به امیر اطلاع داد که اگر سراج الاخبار به این لحن ضد به نشرات خود ادامه بدهد ما توزیع آن را در سرزمین هند بریتانوی منع می نمایم . ولی با وجود سانسور و فشار های شدید امیر آن زمان ؛ طرزی از هدف خود عقب نشینی نکرد واستعمار گران را باز هم تحت فشار نوشته های خود قرار داد. طرزی گفت: سراج الاخبار جریده دولتی نیست بلکه به اجازه دولت نشر میشود و هدف آن با خبر ساختن هموطنان از احوال جهان است.

در دولت امیر امان الله خان علامه طرزی منحیث وزیر امور خارجه تقرر پیدا کرد. در این میان گفتگو های منصوری هند بعد از قرار داد راولپندی صورت گرفت . حکومت کابل از حکومت انگلیس هند راجع به یک معاهده کامل به اساس حقوق مساوی درخواست نمود . حکومت انگلیس هم به اساس ماده چهارم قرارداد راولپندی برای این گفتگو ها اعلام آماده گی نمود. در این زمان بود که هیات افغانستان به رهبری علامه طرزی وزیر امور خارجه افغانستان که مشتمل از( غلام محمد وزیر تجارت ؛ پیر محمد خان تره خیل ؛ غلام صدیق خان چرخی ؛ مرزا غلام معروف خان و …) بود وارد یک گفتگوی طولانی گردیدند . به این اساس علامه طرزی توانست که این گفتگو ها را موفقانه به پایان برساند . بعد مرحله سوم گفتگو های منصوری آغاز گردید که طرزی این مذاکرات را نیز موفقانه پایان داد که در نتیجه معاهده صلح میان دولت انگلیس و افغانستان به امضا رسید.

علامه طرزی در هیچ شرایطی و در تحت هر گونه فشار سر تسلیم به زمین فرو نیاورد و با تصمیم قاطع و عزم متین به مبارزه سیاسی خود ادامه داد . همه مانع ها را از سر راه خود برداشت و افکار آزادی گرایانه خود را تا حسب توان انتشار داد .( ۴: ص ۱۲۲ )( ۶ : مقاله ) (۸ : ص ۷۷۶ )

سراج الاخبار افغانی

سراج الاخبار افغانی دومین نشریه ارتقایی در تاریخ مطبوعات افغانستان بعد از شمس النهار به شمار میرود . بعد از آنکه در دوره امیر عبدالرحمن خان مطبوعات خفه شدند در تاریخ ۲۲ جدی سال (۱۲۸۵) هجری شمسی تقریبا بعد از (۳۰) سال رکود فرهنگی این نشریه به نشر رسید.

روی این علت میتوان سی سال رکود فرهنگی گفت که : در دوره امیر عبدالرحمن خان در امور فرهنگی ؛ تعلیمی ( به استثنای یک مدرسه تعلیمی ) اصلا کدام کار قابل ملاحظه صورت نگرفته بود . کوچکترین توجه بر مطبوعات و روزنامه نگاری در افغانستان مبذول نشده بود . فقط چند مطبعه لیتوگرافی ایجاد شد که در آن هم رساله ها و کتاب های اطاعت از امیر ؛ تحویل دادن مالیات و قانون اداری به چاپ رسید . نکته قابل بحث اینجاست که در این شرایط افغانستان به محل وارد کردن رساله های مطبوعاتی انگلیس مبدل شده بود که باعث گمراهی نسل جوان افغان میگردید.

بار اول این نشریه به نام سراج الاخبار افغانستان یاد شده و ارگان نشراتی دولتی بود . در آغاز این نشریه به امر مقام های عالی رتبه حکومت به نشرات آغاز نمود . منابع خبرهای خارجی سراج الاخبار افغانستان روزنامه ها و نشریه های عربی ؛ ترکی ؛ اردو و انگلیسی بود.

در آغاز مولوی عبدالروف کندهاری به حیث رییس انجمن سراج الاخبار ایفای وظیفه می نمود . زمانیکه برای اولین بار این نشریه به نشر رسید مخالفت قدرت استعمار گر انگلیس را به همراه داشت و انگلیس ها امیر حبیب الله خان را به این ایده متعقد نمودند که کار چاپ و نشر این نشریه را متوقف کند. در حالیکه امیر حبیب الله خان میخواست موافقتنامه ( ۱۹۰۷) میان روس و انگلیس را که به اساس آن سیاست خارجی افغانستان را انگلیس ها میتوانند پیش ببرند نا دیده بگیرد.

در این زمان بود که علامه طرزی از موقف و موقعیت سیاسی خود استفاده نموده سراج الاخبار افغانستان را برای بار دوم به نام سراج الاخبار افغانی به نشر رساند . در این نشریه پالیسی نشراتی با یک روحیه همه جانبه و در مطابقت با منافع اجتماع صورت میگرفت. در این نشریه مطالب ستون های اختصاصی ؛ تکنالوژی ؛ فن و پیشرفت های کشور های دیگر جهان نیز وجود داشت.

گفته میشود که نخستین عکس هم در مطبوعات افغانستان عکس امیر حبیب الله خان بود که در سراج الاخبار افغانی به نشر رسید. طرزی در این وخت عضویت گروه “اخوان افغان ” را که از جوان ها سلحشور و زحمت کش افغانستان شکل یافته بود نیز داشت . علامه طرزی به گونه دوامدار توسط مقاله های خود امپریالیزم اروپا را مورد حمله قرار میداد . مقاله های وی جنبه آزادی خواهانه و تحریک مردم بر ضد استعمار را داشت.

امیر حبیب الله خان چندین بار به اشاره دست انگلیس علامه طرزی را هشدار داد که از نشر مقاله های سیاسی در نشریه خوداری نماید.

اما طرزی احساس وطن دوستی و افکار آزادی گرایانه خود را بر هشدار های امیر حبیب الله خان ترجیح داده و به نشر مقاله ها ادامه داد.

امیر حبیب الله خان در مقابل صلاحیت های علامه طرزی را محدود نمود و امکانات مالی نشریه را از بین برد.

طرزی با دو روزنامه نگار جوان و مسلمان به نام های عبدالرحمن لودین و عبدالهادی داوی سامان و لوازم طباعت را به منزل داوی انتقال دادند . داوی که به اسم مستعار ( پریشان ) مقالات و اشعار را نشر میکرد با نشر این شعر که:

در وطن گر معرفت بسیار میشد بد نبود
چاره این ملت بیمار میشد بد نبود…

تا پایان این مخمس انتقاد از جامعه بسته و حالات اجتماعی نموده بود . به این سبب عبدالهادی داوی محبوس گردید . عبدالرحمن لودین هم به جرم ترور امیر حبیب الله خان به زندان افگنده شد . (۱۲ سرطان ۱۲۹۷ هجری شمسی)

بالاخره در ماه میزان سال (۱۲۹۷) هجری شمسی سراج الاخبار افغانی متوقف شده و از نشر باز ماند.

به این ترتیب از آغاز نشر سراج الاخبار افغانستان و تا متوقف شدن سراج الاخبار افغانی قدرت استعمار گر انگلیس دست از متوقف ساختن این نشریه نکشید تا اینکه به هدف شان نایل شدند . در مقابل محمود طرزی هم تا آخرین لحظه به نشر سراج الاخبار افغانی پرداخت. (۳: ص ۵۸ )(۴ : ص ۵۱ ؛ ۵۲ )(۱ : ص ۱۱۵ ؛۱۲۴ ) ( ۸ : ص ۶۵۰ )

دیدار طرزی با افغانی:

پدر محمود طرزی وی را جهت فرا گرفتن علوم و اندیشه های آزادی خواهانه نزد سید جمال الدین افغان نخستین خبرنگار افغانستان به استانبول ترکیه فرستاد. این دو خبرنگار افغان هفت ماه با هم تبادل افکار نموده و افکار طرزی متاثر از افکار آزادی خواهانه و صلح جویانه افغانی گردید.علامه طرزی در مورد علامه سید جمال الدین افغان مینویسد: ” علامه سید جمال الدین افغان یک معدن عرفان بود این هفت ماه مصاحبت به قدر هفتاد سال سیاحت را دربر دارد .” یعنی سید جمال الدین افغان در سال های پایان عمر خود تمام داشته ها و اندوخته های خود را به طرزی انتقال داد و طرزی هم راه آزادی خواهانه افغانی را دنبال نمود . ( ۳: ص ۵۳ )

آثار محمود طرزی

محمود طرزی ۲۵ کتاب را تالیف و ترجمه نموده و اضافه تر از ۵۰۰ مقاله به نشر رسانیده است . مقاله های طرزی بیشتر روی محور رشد افکار ضد استعمار و احیا روحیه وطن دوستی می چرخید. “استقلال و افغانستان ” ؛ “جنگ و صلح ” ؛ “افغانستان و نعمت آزادی” ؛”حی الفلاح” ؛ از جمله مقاله ها طرزی به شمار میرود . کتاب های نوشته شده توسط علامه طرزی عبارتند از:

۱- منتخب اشعار غلام محمد طرزی (۱۳۰۴) هجری شمسی
۲- مجموعه صنایع گزیده ی اشعار بزرگان ادب دری (۱۲۶۲) هجری شمسی
۳- مجموعه ی اخلاق
۴- دیوان اشعار غلام محمد طرزی
۵- سیاحت نامه شرحی از سفر اسلامبول ترکیه
۶- از هر چمن سمنی و از هر دهن سخنی
۷- تخلیص حقوق بین الدول
۸- سیاحت سه قطعه روی زمین
۹- روضه حکم ( ۴: ص ۱۲۷ )(۳: ص ۵۷ )

تاثیر شخصیت محمود طرزی بر مطبوعات افغانستان

علامه محمود طرزی رهگشای مطبوعات در افغانستان که با افکار آزادی گرایانه خود زنده گی خود را وقف خدمت به ملت خود از دریچه مسلک مقدس خبرنگاری نمود از جمله پیشکسوت های مطبوعات و شخصیت های تاثیر گزار بالای مطبوعات افغانستان به حساب می آید.

پیشرفت در عرصه مطبوعات را که امروزه مشاهده مینمایم حاصل رنج ؛ زحمت های است که علامه طرزی در وضعیت استبدادی آن زمان متحمل شد تا مطبوعات از پا افتاده را دوباره احیا نماید و افکار تاریک ملت را ذریعه رسانه چاپی روش نماید. در عصر حاضر محمود منحیث یک الگو برای همه خبرنگاران و دست اندر کاران وسایل ارتباط همگانی و یا همان سه غول ارتباطی ( رادیو ؛ تلویزیون ؛ انترنت ) است.

فدا کاری ؛ از خود گذری ؛ وطن دوستی ؛ رعایت آزادی بیان و… همه میراثی است که از علامه طرزی برای خانواده رسانه های افغانستان به جا گذاشته شده است که از سوی اعضای این خانواده تطبیق و جنبه عملی داده میشود که خود نمونه و مثال عمده تاثیر گزار بودن این مرد دنیای خبرنگاری بر مطبوعات افغانستان است.

اگر فعالیت خبرنگاری در عصر حاضر و دوره امیر حبیب الله خان مقایسه گردددر نتیجه به صراحت معلوم میگردد که علامه طرزی در تحت چگونه شرایطی و با برداشتن کدام موانع توانسته است مطبوعات کشور را دوباره احیا نماید .در مورد تاثیر گزاری علامه طرزی هر قدر که بنویسم هنوز هم کم است فقط به گونه کوتاه در یک جمله میتوان نوشت که : محمود طرزی یکی از تاثیرگزار ترین چهره ها در رشد و احیا مطبوعات در افغانستان به شمار میرود.

علت مسمی شدن علامه طرزی به لقب پدر ژورنالیزم افغانستان

محمود طرزی خبرنگار مطرح کشور را به اساس دلایل ذیل منحیث پدر ژورنالیزم افغانستان میشناسند:

الف – مطبوعات افغانستان را دوباره احیا نمود .
ب- آزادی بیان را نهادینه ساخت و قلم را بر ظلم و استبداد حاکم نمود .
ج- مفهموم اصلی مطبوعات و روزنامه نگاری را برای مردم افغانستان بیان کرد .
د – برای رهروان خود الگو قرار گرفت .
ذ – تالیف ۲۵ کتاب و بیشتر از ۵۰۰ مقاله
ر- ایجاد مطبوعات مستدام در افغانستان

به پاس خدمات شایان این مرد وطن دوست و آزادی گرا حکومت افغانستان یکی از لیسه های معارف شهر کابل را در ساحه دارلامان به نام این شخصیت بزرگ مسمی ساخت. که این لیسه هم اکنون نیز فعال بوده و سالانه هزار ها شاگرد در لیسه عالی محمود طرزی در دارلامان کابل مشغول تعلیم هستند.

زندگی نامه محمود طرزی – پدر ژورنالیسم افغانستان – کلیک کنید


 نویسنده: میلاد “سیار”

منابع:

۱- رهین , عبدالرسول. تاریخ مطبوعات افغانستان , کابل : چاپ مطبعه میوند , ۱۳۸۷ هجری شمسی
۲- غیرت , غلام سخی. خاطرات محمود طرزی , کابل : انتشارات میوند , ۱۳۸۹ هجری شمسی
۳- تنویر , محمد حلیم. تاریخ روزنامه نگاری افغانستان , پشاور :چاپ مرکز نشرات اسلامی صبور , ۱۳۷۸ هجری شمسی
۴- آهنگ , محمد کاظم. سیر ژورنالیزم در افغانستان , پشاور : انتشارات میوند , ۱۳۷۹ هجری شمسی
۵- ایوبی , سید عبدالله. ژورنالیزم چیست ؟ ژورنالیست کیست ؟ , کابل : انتشارات رسالت , ۱۳۹۱ هجری شمسی
۶- توریال , گران. علامه محمود طرزی
۷- خبرگزاری کوکچه. (۱۳۹۰ ) هجری شمسی علامه محمود طرزی
۸- غبار , میر غلام محمد. افغانستان در مسیر تاریخ , مرکز نشر انقلاب با همکاری جمهوری , بهار ۱۳۶۸ هجری شمسی

زندگی نامه محمود طرزی – پدر ژورنالیسم افغانستان

در ژورنالیزم افغانستان علامه محمود طرزی فرزند سردار غلام محمد طرزی بود. پدرش سردار محمد یکی از متنفذان قوم بارکزایی ها در کندهار و بردار امیر دوست محمد خان بود. مادر علامه طرزی دختر شهزاده مودود خان بود. سلسله تبار خانواده گی وی به حاجی جمال خان (۱۷۰۹ – ۱۸۰۵) میلادی میرسد.

پاینده محمد خان یکی از پسران حاجی جمال بود که ۲۲ پسر داشت و یک پسر او سردار رحم دل خان کندهاری بود . سردار رحم دل خان کندهاری پدر بزرگ علامه طرزی بود.

این شخصیت علمی افغانستان در اول سنبله (۱۲۴۴) هجری شمسی مطابق به ۲۳ اگست (۱۸۶۵) میلادی هنگام مسافرت خانواده اش به سوی کندهار در جوار مزار حکیم سنایی غزنوی در غزنی متولد گردید . پدر علامه طرزی در بارانه کابل خانه داشت.

طرزی ۱۴ سال داشت که سردار غلام محمد طرزی پدرش همراه با خانواده اش به علت اختلاف با امیر عبدالرحمن خان از راه کویته به هندوستان سفر کردند. علامه طرزی سه سال و شش ماه را در بندر کراچی مصروف یاد گیری علوم ریاضی ؛ زبان اردو ؛ فلسفه و رشته مورد علاقه اش ادبیات بود . طرزی از کودکی با کتاب عشق داشت.

محمود به زبان های عربی, ترکی, اردو بلدیت کامل داشت. زبان دری را از پدر خود آموخت. منبع اصلی تحصیل علامه طرزی پدرش بوده است اما نخستین آموزگار او آخند زاده ملا محمد اکرم هوتک بود که از نزد وی صرف ؛ نحو ؛ ادبیات دری ؛ پشتو و عربی را آموخت . طرزی شخص ادیب ؛ شاعر و خوش نویس بود . به علت لیاقت و توانایی که داشت در دربار امیر دوست محمد خان لقب ” ارجمند دانشمند ” را داشت.

علامه طرزی در سال (۱۹۰۳) میلادی دوباره به افغانستان برگشت. در این زمان امیر حبیب الله خان از وی دعوت نمود تا به کابل بیاید . طرزی دعوت امیر حبیب الله خان را پذیرفته و به مدت ۹ ماه در کابل زیست نمود. سپس دوباره به دمشق رفت و در سال (۱۹۰۵) میلادی بعد از تبعید دوباره با تمام اعضای خانواده خود به کابل برگشت. سر انجام علامه محمود طرزی پدر ژورنالیزم افغانستان به مرض سرطان جگر مبتلا گردیده که به تاریخ ۳۰ عقرب سال (۱۳۱۲) هجری شمسی مصادف با ۲۲ نوامبر سال (۱۹۳۳) میلادی و ۳ شعبان سال (۱۳۵۲) هجری قمری به عمر ۶۸ سالگی در ترکیه چشم از این دنیا فانی بست و در نزدیک مزار ابو ایوب انصاری مدفون گردید.

به این ترتیب شخصیت بزرگ مطبوعات افغانستان که مطبوعات خفه شده افغانستان را دوباره زنده گی بخشید دار فانی را وداع گفت.

روحش شاد و یادش در دنیای مطبوعات افغانستان گرامی باد. (۴: ص ۱۲۹)(۵: ص ۳۴ )(۶: مقاله )(۳: ص ۵۳ )

روابط فامیلی علامه طرزی با خانواده امیر حبیب الله خان: 

سردار عنایت الله پسر امیر حبیب الله خان با خیریه دختر علامه طرزی ازدواج نمود. در سال (۱۹۰۹) میلادی امیر حبیب الله خان علامه طرزی را در گلخانه ارگ دعوت نمود و با هم صحبت نمودند. در این میان امیر از دختر طرزی خواستگاری نمود و طرزی هم به این خواستگاری پاسخ مثبت داد . نامزدی سردار عنایت و خیریه زمانی صورت گرفت که سردارعنایت ۲۱ سال داشت و خیریه هم ۱۷ ساله بود. مراسم عروسی هفت شبانه روز برگزار گردید.

بعد از عروسی سردار عنایت شاگرد علامه طرزی گردید و درس های تاریخ؛ جغرافیه؛ ادبیات و لسان ترکی را از علامه طرزی آموخت. از سوی دیگری در مقاله یی که درباره محمود طرزی از سوی خبرگزاری کوکچه به نشر رسیده است آمده است که : ” بعد از مدت دو دختر محمود طرزی به همسری دو شهزاده افغانستان شهزاده امان الله وشهزاده عنایت الله خان در آمدند. بعد از کشته شدن امیر حبیب الله خان در سال ۱۲۹۷ امان الله خان زعامت کشور را بدست گرفت و دختر محمود طرزی ملکه ثریا اولین زنی بود که بدون حجاب نمایان گردید.

در سال ۱۳۰۶ شهبانو ثریا با امان الله خان در سفر اروپا، مصر، ترکیه وایران نیز بدون حجاب همراه بود.این سفر سروصداهای را به میان آورد وسبب فروپاشی نظام امان الله خان گردید. “

به این ترتیب در کنار روابط رسمی با امیر حبیب الله خان علامه طرزی با وی روابط خویشاوندی نیز پیدا نمود . (۲: ص ۲۳۰ )(۷:مقاله )

سفر های محمود طرزی:

علامه طرزی به کراچی ؛ بغداد ؛ سوریه ؛ ترکیه ؛ ایران و هندوستان سفر نموده است . تبعید در هند و سه و نیم سال اقامت در کراچی از سال [۱۸۸۲(۱۷سالگی) ] تا [(۱۸۸۵(۲۰ سالگی) ] را در برگرفت. در میان این سالها محمود با قدرت ادبی و جرت اخلاقی خود مورد علاقه و تحسین دانشمندان منطقه سند قرار گرفت.

زوجه محمود که از اهل خوگیانی بود در کراچی با وی ازدواج نمود . خانم طرزی در سال (۱۸۸۴ میلادی) در اوج جوانی چشم از جهان بست . علامه طرزی زبان اردو را نیز در کراچی آموخت. غلام محمد طرزی پدر محمود طرزی با خانواده اش در ابتدا در بغداد عراق اقامت گزید که جز دولت عثمانیه بود.

طرزی زبان ترکی را از محمد آفندی کولونل توپچی که زبان فارسی میدانست آموخت. مطالعات طرزی در دمشق تا سال (۱۹۰۰) میلادی (۳۵ سالگی طرزی) ادامه یافت . طرزی زبان عربی را در شام آموخت و این شخصیت علمی شهر شام را همیشه “شام جنت ” مینوشت.

در باره سفر ایران و ترکیه طرزی در مبحث وفات وی به صورت مفصل یادوری صورت میگیرد . (۲: ص ۳۵ – ۳۶ )

شخصیت محمود طرزی:

طرزی یک شخصیت ادیب ؛ شاعر ؛ نویسنده ؛ آزادی گرا ؛ وطندوست ؛ خبرنگار موفق بود. شخصیت علامه طرزی متاثر از شخصیت سید جمال الدین افغان نخستین خبرنگار افغانستان بود . که در مدت هفت ماه مصاحبت با سید جمال الدین افغان توانست که افکار آزادی خواهانه او را در نهاد خود جا دهد . طرزی در مسایل سیاسی و تحولات منطقه بی تفاوت نبود.

در نوشته های علامه طرزی تضاد با قدرت های استعمار گر انگلیس و روس به صراحت دیده میشد . طرزی شخصیتی بود که میخواست جامعه را بیدار بسازد و به حکومت قدرت های استعمار گر نقطه پایان بگزارد.

شهرت و سبک روزنامه نگاری محمود به بیرون از افغانستان روانه شد و به ایران ؛ هندوستان و آسیای میانه رسید.

طرزی شخصیت علمی و وطن دوست بود او در مورد وطن خود میگوید:

” ای هموطنان دانش فرین ؛ و ای هم ملتان هم دین و هم آیین!

آیا می دانیم که وطن خود مان را چرا دوست میداشته باشیم ؟ اگر از همه سبب های بی شمار آن یگان یگان بیان کنیم ؛ می باید که از همه کاینات ؛ سخن گوییم . زیرا کاینات وطن ماست موجودیت ما به وطن وابسته است.

مقصد از دوست داشتن وطن تنها عبارت از دوست داشتن خاک و چوپ و سنگ و میوه و باغ وغیره نیست . بلکه وطن خود را دوست داشتن عبارت است از شرف و عزت و ملیت و ناموس خود را دوست داشتن است . آزادی خود را دوست داشتن است …”

طرزی مرد قلم بود چون او خود در مورد قلم میگوید:

” آزادی قلم مقید به حق و باطل تحریر نیست ؛ بلکه آزادی آنست که هر چه خواسته باشد بنویسد و قضاوت را به قاریین بگزارد .”

یعنی در کل علامه طرزی از جمله شخصیت های بود که روحیه آزادی گرایانه را در اذهان عامه القاح نموده بود و در به دست آوردن آزادی افغانستان در سال(۱۹۱۹) میلادی مطابق با (۱۲۹۸) هجری شمسی نقش مهم را ایفا نمود او توانسته بود که افکار عامه را برای یک قیام مردمی بر علیه استعمار آماده بسازد.

طرزی مرد آزادی خواه و یک مبارز با تصمیم قاطع بود و تا آخرین لحظه بر ضد قدرت استعمار گر انگلیس سلاح خود را که همانا قلم بود به زمین نگذاشت. در کل میتوان نوشت که علامه طرزی یک شخصیت علمی ؛ فرهنگی و سیاسی بود. (۴: ص ۱۲۱)( ۳: ص ۴۸ ؛ ۵۵)

وفات محمود طرزی:

در آخرین جنگ و شورش داخلی در دوران امان الله خان شورشیان ننگرهار یک تقاضا نامه هفت فقره یی را به حکومت امان الله خان تسلیم داده بودند که فقره هفتم آن اخراج محمود طرزی را با خاندانش از افغانستان تقاضا میکردند . بعد از این تقاضا نامه علامه طرزی با خانواده اش به کندهار و از آن جا به ولایت هرات رفت . علامه طرزی در ۴ مارچ (۱۹۲۹ ) میلادی موفق شد که از قونسلگری کشور ایران در هرات ویزه این کشور را حاصل نماید . بعد از به دست آوردن ویزه با زادگاه خود وداع نموده و روانه ایران گردید. در ایران زمانیکه ایرانیان از وی علت سفر اش را به آن کشور پرسیدند طرزی در پاسخ این شعر حافظ شیرازی را خواند:

ما نه اینجا ز پی حشمت و جا آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پدر ژورنالیزم معاصر افغانستان بعد از مدتی از ایران عازم ترکیه گردید . حکومت ترکیه از این شخصیت علمی با گرمی استقبال نموده و برای علامه طرزی معاش معادل یک وکیل را تعیین نمود. معاش تعیین شده برای طرزی کاملا کفایت مینمود. در این زمان محمود بر نوشتن خاطرات زنده گی خود آغاز نمود.

سر انجام علامه محمود طرزی پدر ژورنالیزم افغانستان به مرض سرطان جگر مبتلا گردیده که به تاریخ ۳۰ عقرب سال (۱۳۱۲) هجری شمسی مصادف با ۲۲ نوامبر سال (۱۹۳۳) میلادی و ۳ شعبان سال (۱۳۵۲) هجری قمری به عمر ۶۸ سالگی در ترکیه چشم از این دنیا فانی بست و در نزدیک مزار ابو ایوب انصاری مدفون گردید . به این ترتیب شخصیت بزرگ مطبوعات افغانستان که مطبوعات خفه شده افغانستان را دوباره زنده گی بخشید دار فانی را وداع گفت . روحش شاد و یادش در دنیای مطبوعات افغانستان گرامی باد . (۴ : ص ۱۲۹ )

آخرین شعر علامه طرزی:

شمعیم که جامد شده ی شعله و داغیم
سردیم چو کافور ؛ ولی درد سراغیم

شعر طرزی در سال های اخیر عمرش در ترکیه از درد هجر وطن:

در غربت اگر مرگ بگیرد بدن من
آیا که کند قبر و که دوزد کفن من
تابوت مرا بر سر کوهی بگذارید
تا باد برد خاک مرا در وطن من

آثار و کارکرد های فرهنگی و سیاسی محمود طرزی – کلیک کنید


 نویسنده: میلاد “سیار”

منابع:

۱- رهین , عبدالرسول. تاریخ مطبوعات افغانستان , کابل : چاپ مطبعه میوند , ۱۳۸۷ هجری شمسی
۲- غیرت , غلام سخی. خاطرات محمود طرزی , کابل : انتشارات میوند , ۱۳۸۹ هجری شمسی
۳- تنویر , محمد حلیم. تاریخ روزنامه نگاری افغانستان , پشاور :چاپ مرکز نشرات اسلامی صبور , ۱۳۷۸ هجری شمسی
۴- آهنگ , محمد کاظم. سیر ژورنالیزم در افغانستان , پشاور : انتشارات میوند , ۱۳۷۹ هجری شمسی
۵- ایوبی , سید عبدالله. ژورنالیزم چیست ؟ ژورنالیست کیست ؟ , کابل : انتشارات رسالت , ۱۳۹۱ هجری شمسی
۶- توریال , گران. علامه محمود طرزی
۷- خبرگزاری کوکچه. (۱۳۹۰ ) هجری شمسی علامه محمود طرزی
۸- غبار , میر غلام محمد. افغانستان در مسیر تاریخ , مرکز نشر انقلاب با همکاری جمهوری , بهار ۱۳۶۸ هجری شمسی

معرفى مختصر افغانستان

افغانستان ( سرزمین افغانها ) یک کشور کوهستانى و محاط به خشکه است که در  آسیاى مرکزى موقعیت دارد .
 این کشور که  تاریخ پنج هزار ساله دارد ، نخست به نام آریانا و بعداً به نام خراسان یادگردیده ، اما در سال ١١٢۶ خورشیدى در زمان حاکمیت احمد شاه بابا ،افغانستان جاى تمام آریانا و خراسان را گرفت .
  بعضى از  مؤرخین  تعین دقیق سرحدات امپراطورى افغان را کار دشوار دانسته ، اما گفته اند که زمانى الى ١۶ درجه طول البلد وسعت داشت.
آنها مى گویند که  سرحدات این امپراطورى در شرق به سرهند که در ١۵٠ کیلومترى دهلى موقعیت دارد، در غرب الى مشهد که از دریاى  حزر با همین فاصله موقعیت دارد و عرض این امپراطورى  از دریاى آمو گرفته  و در جنوب الى خلیج فارس امتداد مى یافت .
 وسعت امپراطورى احمد شاه بابا وقتاً فوقتاً بنابر اختلافات میان نواسه هاى وى و بعداً میان برادران محمدزى رو به زوال گردید.
موقعیت جغرافیایى افغانستان فعلى :
شمال و جنوب غرب افغانستان مناطق خشک و هموار زیادى دارد و در جنوب آن نزدیک به مرز پاکستان دشتهاى ریگزار موقعیت دارد . افغانستان در شرق و جنوب ٢۴٣٠ کیلومتر  با پاکستان ، در غرب با ایران ٩٣۶ کیلومتر ، در شمال غرب با ترکمنستان ٧۴۴ کیلومتر ، در شمال با ازبکستان ١٣٧ کیلو متر ، در شمال شرق با تاجکستان ١٢٠۶ کیلو متر و با چین ٧۶ کیلومتر مرز مشترک   دارد .
افغانستان با داشتن ۶۵٢٨۶۴ کیلومتر مربع مساحت بعد از کشورهاى چین ، ایران و پاکستان چهارمین کشور بزرگ در منطقه میباشد . این کشور از نظر واحدها به ٣۴ ولایت و ٣٩٨ ولسوالى تقسیم گردیده است .
جنگ ها در افغانستان :
افغانها در طول تاریخ براى آزادى کشور شان در برابر  سکندر مقدونى ، صفوى هاى ایرانى ، مغول  و دیگران به جنگ و مبارزه پرداخته است .
انگلیس نیز با افغانها زورآزمایى نموده است . جنگ اول افغان – انگلیس در سالهاى ١٢١٧- ١٢٢١ شمسى ، جنگ دوم در سال ١٢۵٧ و جنگ سوم در سال ١٢٩٨ شمسى بوده است .
افغانها بعد از جنگ سوم افغان – انگلیس از استعمار انگلیس استقلال خود را دوباره بدست آورد .
این کشور بعد از استرداد استقلال کشور، تا سقوط رژیم محمدداوود که در  سال ١٣۵٧ از طریق احزاب  طرفدار شوروى (  خلق و پرچم ) صورت پذیرفت ، شاهد بعضى از بى نظمیها و ارج مرج ها بود، اما  نسبتاً آرام و در حال پیشرفت قرار داشت . 
اما یک بار دیگر جنگ و ناامنى ها زمانى در این کشور آغاز یافت که  مردم افغانستان در مقابل حاکمیت احزاب یادشده براى جهاد کمر بستند .
 نیروهاى مجهز با وسایل پیشرفته اتحاد شوروى وقت به تاریخ شش جدى سال ١٣۵٨ بر افغانستان هجوم نمودند،اما مردم افغانستان در مقابل آنها ایستاده گى نموده و تا زمانى به جهاد شان  ادامه دادند که غرور ارتش متجاوز را در هم کوبید  و به تاریخ ٢۶ ماه میزان سال ١٣۶٧ از افغانستان اخراج نمودند .
 تعداد دقیق تلفات ناشى از تجاوز شوروى وقت  معلوم نیست ، اما گفته میشود که بیش از یک میلیون افغان در نتیجه این تجاوز  جان باختند، میلیونها تن مهاجر شدند، زیربناهاى کشور از بین رفت  و ١۵٠٠٠ سرباز شوروى نیز  به قتل رسید .
مجاهدین افغان بعد از اخراج  نیروهاى متجاوز ، رژیم داکتر نجیب الله  را که  به حمایت شوروى به وجود آمده بود، سقوط داد  و حضرت صبغت الله مجددى بنابر مشوره احزاب جهادى به تاریخ ٨ ثور سال ١٣٧١ به کرسى قدرت تکیه زد.
 اما دیرى نگذشته بودکه بر سر بدست آوردن قدرت میان احزاب مختلف مجاهدین جنگهاى داخلى آغاز گردید و درا ین درگیرهاى ملیشه هاى جنرال دوستم رژیم نجیب نیز شامل شدند.
حرکت طالبان در سال ١٣٧٣ با تعهد از بین بردن بى نظمیها و حفظ ارزشهاى اسلامى درکندهار به فعالیت آغاز نمود و تا سال ١٣٧۵ تعداد زیاد ولایات به شمول کابل را تصرف نمود.  
اسامه بن لادن رهبر سازمان القاعده که باشنده اصلى عربستان سعودى میباشد و در مقابل قشون سرخ شوروى در کنار مجاهدین افغان ایستاده بود ، نیز با طالبان مسلح یک جا گردید.
اما اسامه بن لادن  از طرف امریکا به دست داشتن در رویداد ١١ سپتمبر سال ٢٠٠١ میلادى متهم گردید و امریکا از طالبان خواست تا وى ( اسامه ) را از افغانستان خارج نمایند .
اما زمانى که طالبان این خواسته امریکا را نپذیرفتند، در ماه اکتوبر همین سال نخست بر طالبان حمله هوایى و بعداً به کمک ائتلاف شمال دست به حملات زمینى زدند و رژیم طالبان را سقوط دادند.
براى از بین بردن مخالفین مسلح دولت افغانستان و القاعده ، ۴٢٠٠٠ نیروى ۴۶ کشور جهان با یکصد هزار نیروى امریکایى یکجا گردیده ، اما  با آنهم  نه تنها امنیت در کشور تامین نشده  ، بلکه فعالیتهاى مخالفین مسلح  ( طالبان ، حزب اسلامى به رهبرى گلبدین حکمتیار ، گروه حقانى و غیره ) روز به روز وسعت پیدا کرد  و اکنون دامن ناامنى ها از جنوب به ولایات شمال کشور نیز گسترش یافته است  .
 بارک اوباما رئیس جمهور امریکا در ماه مارچ سال ٢٠٠٩ میلادى هنگام اعلان نمودن ستراتیژى جدید خود در قبال پاکستان و افغانستان ، وضعیت هر دو کشور را بسیار خطرناک خواند .
اوباما در ماه دسمبر همین سال گفت که خروج سربازان خود را در ماه جولاى سال ٢٠١١ از افغانستان آغاز خواهد کرد . نیروهاى ناتو نیز سال ٢٠١۴ را براى سپردن امور امنیتى به نیروهاى افغان را  تاریخ نهایى تعین نموده است .
انواع دولت ها در افغانستان :
الف  حکومت:
محمد داؤد به تاریخ ٢۶ سرطان سال ١٣۵٢ براى نخستین بار در تاریخ افغانستان  نظام جمهورى را به عوض نظام شاهى به میان آورد . بعد از آن ، بدون طالبان که امارت اسلامى را اعلام نموده بودند  ، نظامى هاى کشور جمهورى بوده ، اما بدون حکومت منتخب کرزى ، حکومتهاى دیگر از طریق حرکتهاى نظامى و یا کودتاه ها به میان آمده است .
محمد داؤد از طریق کودتاى  سفید به قدرت سید و محمد ظاهر شاه را از ملک تبعید نمود . رژیم محمد داؤد از طریق کودتاى خونین احزاب طرفدارى شوورى ( خلق و پرچم )  از هم پاشید ، داؤد را یکجا با اعضاى خانواده وى به قتل رساند و به عوض وى نور محمد تره کى را به حیث رئیس جمهور اعلان نمود .
تره کى مربوط به حزب خلق در ماه سنبله سال ١٣۵٨ توسط حامیان حفیظ الله امین عضو دیگر این حزب به شکل مرموز در ارگ به قتل رسید و امین که تره کى  شاگرد وفادار خود مى دانست ، به حیث رئیس جمهور به کار آغاز نمود .
 اما نیروهاى شوروى بر افغانستان حمله نمودند ، امین را در دارالامان کابل به قتل رساند و ببرک کارمل مربوط حزب پرچم  به حمایت از نیروهاى شوروى به قدرت رسید .
 کارمل در ماه ثور سال ١٣۶۵ از ریاست کمیته مرکزى حزب استعفى داد و در ماه عقرب همین سال از ریاست جمهورى نیز کناره گردید و داکتر نجیب الله عضو دیگر این حزب به قدرت رسید .
 نیروهاى شوروى هنگام حاکمیت نجیب از افغانستان اخراج گردید و حکومت نجیب نیز توسط مجاهدین به تاریخ ٨ ثور سال ١٣٧١ سقوط کرد و صبغت الله مجددى به مشوره احزاب جهادى به حیث ممثل دولت اسلامى تعیین گردید
مطابق مشوره احزاب جهادى ، دو ماه بعد صبغت الله مجددى قدرت را به برهان الدین ربانى رهبرى جمعیت اسلامى تسلیم نمود و ربانى به تاریخ ٩ جوزاى سال ١٣٧١ از طرف شوراى اهل حل و عقد براى دو سال به حیث رئیس جمهور تعیین گردید .
اما ربانى به حکومت خود ادامه میداد که در سال ١٣٧۵ کابل در دست طالبان افتید  و امارت اسلامى را اعلان نمودند، اما حاکمیت طالبان در نتیجه حمله نظامى امریکا از بین رفت و حامد کرزى در نشست بن براى شش ماه رئیس اداره مؤقت و بعداً از طریق لویه جرگه اضطرارى براى دو سال به حیث رئیس اداره انتقالى تعیین گردید .
 قانون اساسى فعلى افغانستان  که به اساس آن نظام کشور جمهورى اسلامى است ، به تاریخ ١٣ جدى سال ١٣٨٢ از طرف لویه جرگه تصویب گردید . به اساس این قانون در تشکیل دولت افغانستان رئیس جمهور منتخب ، دو معاون وى ، شوراى ملى متشکل از دو مجلس ( ولسى جرگه و مشرانو جرگه ) و قوه قضایى وجود دارد . اعضاى ستره محکمه توسط رئیس جمهور تعیین  و از  ولسى جرگه   راى اعتماد مى گیرند .
 رئیس جمهور و معاونین وى از طریق راى مستقیم مردم براى پنج سال تعیین مى گردند . اگر یک نامزد در مرحله اول  پروسه انتخابات ۵٠ در صد جمع یک راى را بدست نیاورد، در این صورت دو نامزد که بلندترین آرا را داشته باشند، براى بار دوم در پروسه انتخابات سهم میگیرند . رئیس جمهور براى دو دوره ریاست جمهورى خود ر ا نامزده کرده میتواند .
 نخستین انتخابات ریاست جمهورى به تاریخ ١٨ میزان سال ١٣٨٣ به اشتراک  هشت میلیون تن  که تقریباً نصف آنها را زنان تشکیل میداد ، برگزار گردید و حامد کرزى با بدست آوردن ۵۴ در صد آرا به حیث رئیس جمهور تعیین گردید .
 کرزى در  دور دوم انتخابات  ریاست جمهورى که به تاریخ ٢٩ اسد سال ١٣٨٨ راه اندازى گردید،  نیز در حالى براى پنج سال به حیث رئیس جمهور تعیین شد که شکایات زیادى در رابطه با تقلب در انتخابات وجود داشت .
 دولت مرکزى در مناطق روستایى نفوذ کمى دارد، زیرا ضوابط اسلامى و سنتى در حل مشکلات شخصى به شمول فعالیتهاى قومى نقش مهم دارد . جامعه افغانى با داشتن رسوم قومى و اسلامى بر اساس پایه هاى قرابت و خویشاوندى استوار است ، در حالى که این سطح در مناطق شهرى تا حدى کاهش دارد.
ب : شورا ملى ( پارلمان )
 تلاش ایجاد  شوراى ملى در افغانستان براى نخستین بار در زمان امان الله خان آغاز گردید. در این دوره نخستین قانون دولت ( نظامنامه اساسى دولت در افغانستان ) از طرف لویه جرگه تصویب و در این قانون به نام شوراى دولت پیش بینى صورت گرفت .
 شوراى ملى در زمان حاکمیت نادرخان در ماه سنبله سال ١٣٠۴ خورشیدى تشکیل گردید، اما رئیس آن ( عبدالاحد مایار نماینده وردک ) توسط خود نادرخان تعیین گردید .
 بعد از آن که نادرخان در سال ١٣١۶ ذریعه شلیک تفنگچه یک شاگرد مکتب به قتل رسید ، محمد ظاهر پسر ١٩ ساله وى به حیث شاه افغانستان تعیین گردید، اما امور دولت عملاً توسط صدراعظم محمد هاشم خان انجام مى گردید .
 در دوره صدرات هاشم خان ( ١٣١٢- ١٣٢۵ شمسى ) دوره هاى دوم ، سوم ، چهارم ، پنجم و ششم پارلمان به کار خود ادامه داد .
بعضى از مؤرخین مینویسند که حکومت در دوره صدارت شاه محمود درانتخابات  دور هفتم پارلمان ( ١٣٢٨ – ١٣٣١ ) هیچ مداخله نکرد و تعداد زیاد مردم در آن سهم داشتند .
 برخلاف پارلمان هاى دیگر ، درا ین دوره بر کار دولت انتقاد صورت مى گرفت ، در آن مباحث جدى صورت مى گرفت ، اما بعد از آن الى دهه دموکراسى ( ١٣۴٢-١٣۵٢) شوراى هاى ملى تا حد زیادى تحت تاثیر حکومت قرار داشت .
در دهه دموکراسى ،چون اکنون ، شوراى ملى داراى ٢١۶ عضو داراى دو مجلس ( ولسى جرگه و مشرانو جرگه ) بود .
مؤرخین مینویسندکه این شوراى ملى در مقایسه با شوراى هاى قبلى در وضع قوانین و اتخاذ تصامیم قدرت زیادى داشت .
اما پارلمان در سال ١٣۵٢ در نظام جمهورى داؤد خان لغو گردید و پارلمان تا زمانى در کشور وجودنداشت  که داکتر نجیب الله در سال ١٣۶٧ بعد از اعلان مصالحه ملى پارلمان را به میان آورد.
شمارى از مؤرخین مینویسند که پارلمان در زمان حکومت نجیب تحت نظارت حزب و حکومت حزبى کار مى کرد و در عمل استقلال نداشت .
در زمان حاکمیت برهان الدین ربانى و طالبان شوراى ملى در کشور وجود نداشت ، اما بعد از سقوط رژیم طالبان ، به اساس قانون  اساسى جدید انتخابات دور اول ولسى جرگه براى  ٢۴٩ کرسى به تاریخ ٢٧ سنبله سال ١٣٨۴ برگزار گردید و دور دوم آن به تاریخ ٢٧ سنبله سال ١٣٨٩ برگزار خواهد شد .
در شوراى که از طریق انتخابات سال ١٣٨۴ به وجود آمده ، نماینده گان ولایات مختلف  که داراى مفکوره هاى مخلتف سیاسى اند عضویت دارند و شمارى از آنها وابسته به احزاب نیز میباشند .
مردم : 
نفوس مجموعى افغانستان حدود ٢۶ میلیون تن تخمین گردیده است  که از جمله هر هفت تن یکتن آنها درکابل زنده گى میکنند. شهر کندهار در درجه دوم قرار دارد که بیش از نیم میلیون نفوس دارد ، بعد از آن شهر هرات در غرب ، مزار شریف در شمال و شهر جلال آباد در شرق کشور شهرهاى بزرگ میباشند . حدود ٢،۵ میلیون مهاجر ثبت شده افغان تا حال در پاکستان و ایران زنده گى میکنند .
از جمله لسانهاى پشتو ، درى ، ازبکى ، ترکمنى ، بلوچى ، پشه یى ، نورستانى و لسانهاى مروج دیگر در کشور پشتو ودرى لسانهاى رسمى دولت میباشد .
تناسب جنسیت طورى است که در مقابل هر ١٠٠ زن ١٠٣،٢ مرد موجود اند و تعداد اوسط فامیلها ۶،٣ تن میباشد .
مذاهب :
بیش از ٩٩ فیصد نفوس افغانستان را مسلمانان تشکیل میدهد که ٨٠ در صد آنها سنى ، ١٩ در صد شیعه و یک در صد پیروان مذاهب دیگر مانند هندو ، سکها و تعداد کم عیسوى ها میباشند.
تعلیم و تربیه :
 سطح سواد در افرادى که سن آنها بالاتر از ١۵ سال مى باشد، ٣۴ در صد بوده ، در مردان ۴٣،١ در صد و در زنان  ١٠ الى ١۵ فیصد میباشد .
 
 تا سال ١٣٨٩ بیش از هفت میلیون دختر و پسر در سطح کشور شامل مکتب شدند ، اما وزارت معارف مى گوید که هنوز پنج میلیون تن دیگر به مکاتب دسترسى ندارند.
به همین ترتیب مشکلات قابل ملاحظه در بخش تعلیم و تربیه چون  نبود بودجه و تعمیر مکاتب ، رواجهاى موجود در جامعه  و کمبود مکاتب مسلکى مخصوصاً در مناطق روستایى وجود دارد .
این درحالیست که تعلیم رایگان است و تعلیمات ابتدایى لازمى است ، اما دسترسى به تعلیم و تربیه یک مشکل مى باشد . صرف ١٧،۴ در صد اطفال به مکاتب ابتدایه در قریه هاى خود دسترسى دارند و ٣٧ در صد باید جهت رفتن به نزدیکترین مکاتب ۵ کیلو متر سفر نمایند و ٢٩،٩ فیصد شاگردان باید بیش از ١٠ کیلومتر سفر نمایند تا به مکتب برسند.
مشکلات مکاتب متوسط نیز مشابه به مکاتب ابتدایه است .  ٧،٧ فیصد شاگردان این مکاتب در قریه هاى خود مکتب دارند و ۴١ فیصد باید براى رفتن به مکتب بیش از ١٠ کیلومتر فاصله را طى کنند تا به مکتب برسند.
وضعیت لیسه ها خرابتر از آن است ، چرا که از جمله هر ۵ شاگرد ٣ تن آنها بیش از ١٠ کیلومتر فاصله را طى مى کند تا به مکتب برسند و از جمله پنځ طفل  تنها یک طفل  در پنج کیلومترى لیسه دارند.
در زمان حاکمیت طالبان مکاتب دولتى دختران از بین رفته بود، اما در حال حاضر ٣۴ درصد شاگردان را دختران تشکیل میدهد و ٣٠ فیصد ١٧۵ هزار معلم را زنان تشکیل میدهند.
بنابر تخمین یونیسف ، بیش از هشتاد فیصد دختران  و حدود ۵٠ فیصد پسران  به مراکز تعلیم دسترسى ندارند. به گفته وزارت معارف ، در حال حاضر ( ١٠ سنبله سال ١٣٨٩ ) ۴٢٠ باب مکتب به علت ناامنى در  سطح کشور مسدود میباشد .
 صحت :
ارقام مرگ ومیر در افغانستا ن بلندترین رقم مرگ و میر در سطح جهان مى باشدکه در هر ۵ پنج طفل یک طفل قبل از سن پنج سالگى جان میدهد و در هر  ٨ خانم یک خانم  به علت مشکلات نسایى ولادى مى مرد.
همچنان ٧٠ فیصد تمام نفوس افغانستان دست رسى به آب صحى آشامیدنى ندارند، حد اوسط زنده گى براى خانمها و اقایان  در افغانستان ۴۴سال اندازه گردیده است،  مردم افغانستان قبل از جنگهاى که در سال ١٣۵٧ آغاز گردید یک سیستم صحى اصلاح شده داشت و در شهر ها مانند کابل یک سیستم صحى مراقبت نیمه پشرفته وجود داشت. طى حمله روس وجنگهاى داخلى سیستم مراقبت صحى تنها در شهر ها باقى ماند که بعداً بطور کلى از بین رفت.
حدود ٣٠سال جنگهاى مسلسل تقریباً یک میلیون افغان را در کشور معلول نموده است و حدود ٨٠٠٠٠ فرد در اثر ماینها پاهایشان را از دست داده  که این بلند ترین رقم در جهان مى باشد
بعد از سال ١٣٨١ سیستم مراقبت به صحت در کشور به کمکهاى جامعه جهانى انکشاف یافت و تاکنون تعداد زیاد از شفاخانه ها و مراکز صحى دیگر در کشور ایجاد گردیده است.
اما با آن هم در شهر ها٩٠فیصد   و در مناطق دهاتى ۶۵فیصد مردم دستر سى به خدمات صحى دارند.
اقتصاد:
افغانستان یک کشور زراعتى و رو به انکشاف است، میوه خشک، قالین، پشم وتریاک  ازعمده ترین صادرات افغانستان  مى باشد.
مسؤولین دولتى اخیراً گفته اند که افغانستان  معادن طبیعى مانند گاز، نفت خام، سنگ زغال، مس، کرومایت، تالک، باریت، سلفر، سرب، جست، آهن، نمک، سنگ قیمتى و نیمه قیمتى غیر استخراج شده به ارزش سه تریلیون را دارد.
به اساس گزارش هاى سال ١٣٨۶، تولید مواد مخدر افغانستان بیش از نصف اقتصاد کشور را تشکیل میدهد که در حکومت طالبان توسعه یافته بود. بیش از ٩٠ فیصد تریاک جهان که مواد خام هیرویین است، در این کشور تهیه مى شود.
 
رسانه ها:
در افغانستان بارى نخست در سلطنت امیر شیرعلى خان در سال ١٢٩٠ جریده شمس النهار به نشر رسید و در سال ١٢۴٨شمسى در زمان حاکمیت امیر حبیب الله خان سراج الاخبار از چاپ بر آمد  که در زمان امیر عبدالرحمن خان نیز به نشر میرسید.
در دوران امانى مجله اناث تحت نام ارشاد النسوان و انیس که اکنون به گونه روزنامه به نشر میرسد و ده نشریه دیگر چاپ مى گردید.
بعد از به پایان رسیدن حاکمیت امان الله خان در سال ١٣٠٧، تا زمانى که محمدظاهر در سال ١٣۴٣ آزادى مطبوعات را اعلام نمود ، مطبوعات در سانسور وکنترول دولت بود.
مطبوعات در زمان حاکمیت محمد داؤد  و بعداً در زمان حاکمیت احزاب خلق و پرچم تحت سانسور دولت بود، اما در اواخر حکومت داکتر نجیب یک تعداد از احزاب نیز نشرات را آغاز نمودند.
رسانه ها در زمان رژیم طالبان نیز به طور کلى در اختیار حکومت قرار داشت  و تلویزیونهاى دولتى نیز اجازه فعالیت را نداشت .
اما بعد از سال ١٣٨١به رسانه هاى آزاد اجازه فعالیت داده شد و اکنون تعداد زیادى از رسانه هاى دولتى، شخصى و ولایتى(محلى) به مصارف اداره هاى شخصى و کمک خارجیها ایجاد گردیده است.

نگاهی به آداب و رسوم نوروز در افغانستان

نگاهی به آداب و رسوم نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان قدمت چند هزار ساله داشته و رسوم و آیین‌های ویژه نوروزی سال‌ها است که نسل به نسل به افغان‌ستانی ها منتقل می‌شود.مردم افغانستان نوروز را آغاز فصل طراوت و زندگی مجدد طبیعت می‌دانند و برای رهایی از زمستان سرد و خشک و تجلیل از نوروز از هفته‌ها قبل آماده این جشن می‌شوند.در این مطلب به برخی از آیین و رسوم ویژه نوروز در افغانستان اشاره می‌شود.

تجمع در زیارتگاه‌ها

در ۲ شهر کابل و «مزار شریف» زیارتگاه‌های با شکوهی منسوب به حضرت علی (ع) وجود دارند که بسیار مورد توجه افغان‌ها قرار دارند.

در نخستین روز سال جدید، مراسم با شکوهی در این زیارتگاه‌ها برگزار می‌شود که بالغ بر صدها هزار هموطن از گوشه و کنار این کشور و حتی کشورهای همجوار آسیای مرکزی برای تماشای آن به این دو شهر سفر می‌کنن

در این مراسم، علمی که منسوب به حضرت علی (ع) که بر آن اسماء متبرک نوشته شده است به اهتزار در می‌آید و سپس این علم برای روزهای متوالی در آن مکان افراشته می‌مان

سمنو (سمنک)
تهیه سمنو (سمنک) از جمله رسم‌های قدیمی نوروز در افغانستان است که در بین زنان طرفدارانی زیادی دارد.

سمنو نوعی غذای مخصوص است که از آرد گندم، جوانه گندم، روغن و آب تهیه می‌شود.

زنان افغان از آغاز شب نوروز تا سپیده دم اولین روز بهار به صورت دسته جمعی و خواندن اشعار قدیمی شروع به پختن سمنو که از رسوم قدیمی نوروز در افغانستان است، می‌کنند.
 

 

حاضران در پای دیگ سمنو شادمان از رسیدن روزهای سبزی و نشاط هستند با خواندن ترانه‌های قدیمی که مخصوص پخت سمنو است کار خود را ادامه می‌دهند.

رسم شب‌نشینی سمنو در شب نوروز در میان خانم‌های شهر کابل و دیگر نقاط افغانستان رایج است و بسیاری از خانواده‌های افغانستانی به ویژه بانوان افغانستانی در شب نوروز در میهمانی پخت سمنو شرکت می‌کنند.
 

هفت میوه و هفت سین
آماده کردن سفره‌ هفت سین و هفت میوه از دیگر رسم‌های ویژه نوروز در افغانستان است.
هفت میوه ترکیبی از هفت نوع میوه خشک است. ای خشکبارها به طور معمول «مغز بادام»، «مغز گردو»، «پسته»، «کشمش»، «زردآلو»، «سنجد» و «قیسی» هستند.

مردم افغانستان چند روز قبل از عید نوروز این خشکبارها را به صورت مخلوط در آب قرار می‌دهند تا برای روز نوروز آماده شوند.

در همین حال در برخی از مناطق افغانستان مردم برای استقبال از نوروز سفره هفت سین نیز پهن می‌کنند.

«سیب»، «سنجد»، «سبزی»، «سمارق» (قارچ)، «سرکه»، «سمنو» و «سیر» اجزای سفره هفت‌ سین را تشکیل می‌دهند.

مردم افغانستان در روزهای نوروز از میهمانان خود با هفت میوه و هفت سین که بسیار خوشمزه و شیرین است، پذیرائی و استقبال می‌کنند.

 

غذاهای شب نوروز

خانواده‌های افغان در شب نوروز، شام مفصل و استثنایی نسبت به دیگر شب‌های سال صرف می‌کنند.

رنگ سفید نزد مردم افغانستان نشانه خوشبختی و سعادت است به همین دلیل بسیاری از مردم افغانستان یک خروس سفید رنگ را در شب نوروز با نیت این که سال جدید، سالی پر از خوشبختی و نیک‌بختی باشد، ذبح می‌کنند و آن را به همراه سبزی و پلو برای سفره شب نوروز طبخ می‌کنند.

 

رنگ سبز نزد مردم افغانستان جایگاه ویژه‌ای دارد و از آن به نیکی و خوبی تعبیر می‌شود به همین دلیل افغان‌ستانی ها برای داشتن سالی پر بار بر سفره‌های خود در شب نوروز سبزی و سبزی پلو قرار می‌دهند.

ماهی کباب شده نیز از دیگر غذاهایی است که در شب نوروز طرفداران زیادی در بین خانواده‌های افغان دارد و در آستانه شب‌های عید ماهی در بازارهای افغانستان به شدت گران می‌شود.

در ایام نوروز وضعیت درآمدی مشاغلی چون ماهی پزی و شیرینی فروشی‌ها رونق ویژه‌ای می‌گیرد و معمولا مردم در این فروشگاه‌ها برای خرید در صف‌های طولانی می‌ایستند.

نوروزی

جوانانی که هنوز در دوران نامزدی به سر می‌برند و منتظر ازدواج هستند، یک روز قبل از نوروز به همراه هدیه نوروزی برای تبریک سال نو به خانه همسر خود می‌روند.

خانواده‌ پسر (داماد) با هدایایی چون لباس، جواهرات و حنا به همراه غذاهایی مانند ماهی، زولبیا، شیرینی و کلوچه‌های متنوع برای تبریک عید و دادن عیدانه به خانه عروس می‌روند.

خانواده عروس هم در مقابل، لباس مردانه و شرینی برای داماد آینده آماده می‌کنند.

لباس نو

در آستانه نوروز، بازار فروش لباس در شهر کابل بسیار رونق دارد و مردان و زنان به ویژه کودکان برای استقبال از بهار لباس‌های نو خریداری می‌کنند.

مردم افغانستان معتقدند در حالی که طبیعت با آغاز بهار نو می‌شود و این زیبایی بر جان و روح انسان نیز اثر می‌گذارد باید چهره و پوشش انسان هم پاکیزه و تمیز شود به همین دلیل مردم این کشور اقدام به خرید لباس نو می‌کنند.


خانه تکانی

خانه تکانی در آستانه نوروز از سنت‌های پسندیده افغان‌ها است.

زنان افغان در آستانه‌ نوروز با شستن فرش‌ها و گردگیری خانه‌ خود تلاش می‌کنند تا پاکیزگی و نشاط را در آستانه بهار در خانه به وجود آورند.

تزئین و رنگ خانه برای استقبال از بهار از دیگر رسوم افغان‌ها در روزهای آخر زمستان است و مردها در افغانستان تلاش می‌کنند تا در آستانه نوروز وسایل خانه خود را نو کنند.

 

دید و بازدید

گرچه تعطیلی عید نوروز در افغانستان فقط یک روز است اما درهمین فرصت اندک نیز دید و بازدیدها در حد مقدور انجام می‌شود و این

سنت حسنه افغان‌ها جشن نوروز را با سفارشات دین مبین اسلام بیشتر پیوند می‌دهد.

دیگر سنت‌ها

توسل جستن با مراکز مقدسی که منسوب به امیرالمومنین حضرت علی (ع) هستند از جمله در ۲ شهر کابل و مزار شریف بسیار دیدنی است.

 ده‌ها هزار افغان در اطراف این مکان مقدس جمع شده و با نیایش از خداوند طلب سال نیک می‌کنند.

جشن گل سرخ

جشن گل سرخ (میله گل سرخ) یک جشن خاص است که در مزار شریف در ۴۰ روز اول سال و به مناسبت روییدن گل‌های سرخ اجرا

می‌شود و در طول این ۴۰ روز مردم از همه جا برای حضور در این جشن به مزار شریف می‌آیند. این مراسم به طور همزمان با مراسم

جهنده علی (یا ژنده علی) انجام می‌شود. مراسم جهنده علی، مراسمی خاص دینی است که به مناسبت خلافت علی ابن ابی طالب

در مسجد مقدس این شهر که گفته می‌شود آرامگاه این امام است اجرا می‌شود. این مراسم با برافراشتن یک علم (که ترکیب رنگ آن به

 درفش کاویانی شباهت دارد و به آن ژنده سخی می‌گویند) در حرم منسوب به امام علی و در اولین روز سال اجرا می‌شود. جشن گل

 سرخ برای چهل روز در دشت‌های لاله و حرم ادامه می‌یابد.

جشن دهقان

در این مراسم که در روز اول سال اجرا می‌شود کشاورزان به شهرها می‌آیند و تولیدات خود را به نمایش می‌گذارند. در سال‌های اخیر این مراسم تنها در کابل و برخی شهرهای بزرگ اجرا می‌شود و حتی شخصیت‌های بلند پایه حکومتی نیز در تماشای آن شرکت دارند.

نگاهی به بازی‌های سنتی مردم افغانستان در عید نوروز


انجام بازی‌ها و سرگرمی‌های ویژه و باستانی در روزهای نوروز که بیشتر از سوی جوانان انجام می‌شود، به جذابیت این جشن باستانی می‌افزاید.

بز کشی، کشتی، بادبادک‌ بازی، تخم مرغ جنگی و چرخ و فلک سواری از جمله بازی‌ها و سرگرمی‌هایی هستند که در میان افغان‌ها از محبوبیت زیادی برخوردار است و در جریان جشن نوروز با شکوه تمام بر پا می‌شود.
 

کشتی پهلوانی

کشتی در ایام جشن نوروز، سرگرمی بسیاری از افغان‌ستانی ها به ویژه جوانان این کشور به حساب می‌آید.

کشتی از جمله ورزش‌های باستانی و پرطرفدار در میان مردم افغانستان است که در روزهای نوروز بیشتر در مناطق بیرون شهر با شرکت کشتی‌گیران و در حضور تماشاگران مشتاق برگزار می‌شود.

کشتی‌گیران محلی در مکان‌هایی که پوششی از سبزه و یا خاک نرم دارد، گردهم می‌آیند و با حضور یک داور، مسابقه میان ۲ کشتی‌گیر برگزار می‌شود.

 

 تخم مرغ جنگی، بازی دوست داشتنی افغان‌ها


تخم مرغ جنگی از بازی‌های ویژه نوروزی در افغانستان است که بیشتر در محلات تفریحی و پارک‌ها که مردم برای تفریح به آنجا می‌روند، برگزار می‌شود.

در این بازی ۲ نفر که هر کدام تخم مرغ‌های جوشیده و سفت در دست دارند، تخم‌ مرغ‌های خود را به یکدیگر می‌زنند و تخم مرغی که زودتر شکست صاحب آن بازنده است و تخم مرغ شکسته شده به صاحب تخم مرغ برنده تعلق می‌گیرد.

تخم مرغ جنگی، تنها بازی محبوب جوانان افغانستانی نیست، بلکه در میان بزرگسالان هم از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است.

کودکان نیز این بازی را بسیار دوست دارند و می‌توان، گفت که بسیاری از خانواده‌های هموطن این بازی را با اعضای خانواده خود انجام می‌دهند. 
 

 

چرخ‌و فلک سواری
 


چرخ‌وفلک سواری یکی دیگر از سرگرمی‌های نوروزی مردم افغانستان است که بیشتر نزد کودکان و نوجوانان محبوبیت دارد.

بسیاری از چرخ‌وفلک‌هایی که چرخیدن با آنها آرزوی بسیاری از کودکان در افغانستان است مدرن نیستند.

بازی‌های دیگری چون "نیزه بازی"، "خروس جنگی"، "کبک جنگی" و "گردو بازی" از دیگر سرگرمی‌های مردم افغانستان در جشن نوروز هستند.
  بز کشی

بزکشی از بازی‌های قدیمی و پر طرفدار مردم افغانستان به شمار می‌رود.

با وجود آن که بز کشی از بازی‌های محلی ولایت‌های شمالی افغانستان به شمار می‌رود، اما به دلیل جذابیت آن، این بازی در تمام نقاط افغانستان علاقمندان فراوانی دارد و در زما‌ن‌های مختلف به ویژه ایام نوروز مسابقات بز کشی در تمام ولایت‌های افغانستان برگزار می‌شود.

"حاجی عبدالرشید" رئیس "فدراسیون بزکشی" کمیته المپیک افغانستان در این رابطه به خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، اظهار داشت: بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده در نوروز امسال، مسابقات بز کشی زیادی در سراسر افغانستان برگزار خواهد شد.

وی گفت: از جمله این مسابقات می‌توان به ۲ مسابقه بزرگ که قرار است در روز دوم و سوم نوروز در شهر مزار شریف برگزار شود، اشاره کرد.

عبدالرشید خاطرنشان کرد: همچنین مسابقاتی برای ولایت‌های دیگر چون "کابل"، "بدخشان"، "تخار"، "قندوز"، "بامیان"، "پروان"، "پنجشیر"، "کاپیسا"، "غور"، "بادغیس"، "سرپل" و "فاریاب" در نظر گرفته‌ایم.

در بازی بزکشی، اسب سوارانی که به "چاب‌اندازان" معروف هستند، تلاش می‌کنند تا بزی را که قبلاً سرش را بریده‌اند در نقطه‌ای به نام "دایره حلال" بیندازند.

در بزکشی مانند فوتبال ۲ گروه با یکدیگر رقابت می‌کنند و در هر گروه ۱۲ چاب‌انداز بازی می‌کنند.

این بازی در یک میدان هموار و بزرگ انجام می‌شود و هر چاب‌انداز برای برداشتن بز از زمین و بیرون رفتن از میان چاب اندازان گروه رقیب، باید مهارت بالایی داشته باشد تا بتواند بز را به دایره حلال برساند.

رئیس فدراسیون بزکشی افغانستان تصریح کرد: چاب‌اندازان از ماه‌ها قبل برای حضور در مسابقات نوروزی در حال تمرین کردن هستند و برای کسب آمادگی‌های لازم مسابقات دوستانه برگزار می‌کنند.

هر ساله برگزاری مسابقات بز کشی در جشن نوروز با استقبال بی‌نظیر مردم افغانستان روبرو می‌شود.

عبدالرشید در این باره می‌گوید: در مسابقاتی که همه ساله در مزار شریف برگزار می‌شود، شمار تماشاگران به ۲۰ تا ۵۰ هزار نفر می‌رسد و در ولایت‌های دیگر نیز این آمار به یک هزار تا ۱۰ هزار تماشاگر مشتاق می‌رسد.

وی خاطرنشان کرد: در مسابقات بزکشی جوایزی مانند خودرو و پول نقد تا مبلغ یک هزار دلار از سوی فدراسیون بزکشی با حمایت بازرگانان که برای تماشای مسابقه می‌آیند به چاب‌اندازانی که موفق به رساندن بز به دایره حلال شوند، اهدا می‌شود.

بادبادک بازی(گدی‌پران)
بادبادک ‌بازی از جمله بازهای مورد علاقه مردم افغانستان به ویژه جوانان شهر کابل است و روزهایی که باد به آرامی می‌وزد، آسمان کابل پر از بادبادک‌های رنگارنگ می‌شود.
جوانان شهر کابل در روزهای نوروز با حضور بر فراز تپه‌ها برای بلند کردن بادبادک‌های خود تلاش می‌کنند، این بازی به عنوان یکی از سرگرمی‌های اصلی مردم افغانستان در جشن نوروز به شمار می‌رود.
بادبادک بازی بیشتر در فصل بهار و روزهای که باد بیشتر می‌وزد، رونق می‌گیرد و در روزهای غیر از جشن نوروز هم جوانان بادبادک‌های دست ساز خود را از بالای خانه‌هایشان بلند می‌کنند.
بادبادک‌ها در اندازه‌های مختلف و قیمت‌های گوناگون در مغازه‌های کابل به فروش می‌رسد، اما در گوشه‌ای از این شهر بازار مخصوص ساخت و فروش بادبادک وجود دارد.

در شرایطی که مردم افغانستان از جنگ و نا امنی رنج می‌برند، با این حال در تلاش هستند تا از هر وسیله و فرصتی برای تفریح و شادمانی استفاده کنند.

مردم افغانستان نوروز را به عنوان بزرگترین جشن مردمی و باستانی خود می‌دانند و بدون در نظر گرفتن مشکلات زندگی تلاش می‌کنند از این فرصت برای سپری کردن روزهای خوش بهترین استفاده کنند.

با وجود آن که در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان، تجلیل از سال نو ممنوع شده بود اما مردم این کشور در خانه‌های خود از این روز تجلیل می‌کردند

تاریخچه عید نوروز چیست؟جشن باستانی نوروز چطور به وجود آمد؟

اکثر مردم نوروز و جشنهای جنبی آن را جشن هایی با گذشته صد در صد ایرانی می دانند. بعضی از این مراسم، بخصوص چهارشنبه سوری، بخاطر اهمیت آتش در آن، حتی وابسته به دین زرتشت دانسته شده. از طرفی، شواهد مختلف نشاندهنده این مطلب هستند که این جشنها تاریخی فراتر از قوم "ایرانی" (به معنای قوم هندو-اروپایی مهاجری که در حدود سال ۳۰۰۰ سال قبل به ایران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسم قبل از آریایی این فلات سرچشمه می گیرند و چه بسا اقوام عیلامی، کاسی، گوتی و دیگر اقوام باستانی نیز آنها را جشن می گرفته اند.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام هندو- ایرانی و بعدا" ایرانی، در درجه اول قدیمترین قسمتهای اوستا و در حالت دوم، مقایسه باورهای دیگر مردم هندو-اروپایی (بخصوص هندو-آریایی ها) با باورهای ایرانیان باستان است. ریگ ودا، قدیمیترین بخش وداهای هندو-آریایی، یکی از بهترین منابع موجود برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام آریایی (هندو-ایرانی) است. باورهای اقوام دیگر مانند سکاها، نورستانی ها، و مردم ایرانی زبانی که در ماوراالنهر و مناطق شرق کوه های پامیر زندگی می کردند نیز می توانند الگوهای ما برای فهمیدن باورهای ایرانی های باستان باشند.


در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقیه یسناها که قدیمی ترین بخش های این کتاب هستند، هیچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای وابسته به آن نشده است. مراسم اوستایی اصولا" نیایشهایی به امشاسپندان مختلف و فره وشی ها هستند. یسناها سرودهایی هستند که برای ستایش میترا، آناهیتا، ورونا، هوم، و دیگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها باید خوانده شوند (کلمه های "جشن" و "یسنا" از یک ریشه هستند). در نتیجه، دربخشهای قدیم اوستا ذکری از جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده بدر و یا حتی سده نداریم.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

نخستین نشانه از نوروز در اوستا، در فرگرد دوم "ویدیودات" است که در ضمن توضیح زندگی "ییم" (جمشید)، به دستور برگزاری نوروز نیز اشاره شده (این روایت را فردوسی نیز ذکر می کند). اما ویدیودات از اخیرترین بخش های اوستاست که به احتمال زیاد یا در دوران ساسانی نوشته شده و یا در آن دوران به طور کامل بازنویسی شده و بسیاری از باورهای زرتشتی ساسانی در این کتاب وارد شده.


با نگاه کردن به باورهای مندرج در ریگ ودا نیز اثری از مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بینیم. جشن شروع سال در نزد این اقوام اهمیت زیادی نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنین در باورهای مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زیر نام "کافران" به پرستش خدایان باستانی هندو-ایرانی ادامه می دادند، هیچ اثری از نوروز وجود ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد این مردم کاملا" حفظ شده است.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


از طرفی، با نگاه کردن به طرز زندگی اقوام هندو-ایرانی و مقایسه آن با اقوام ساکن ایران و بین النهرین، می توانیم به نتایجی در مورد ریشه های تاریخی نوروز و جشنهای دیگر مربوط به آن برسیم. اقوام هندو-ایرانی بطور اعم، از راه دامداری و پرورش اسب زندگی می کردند و زندگی آنها برمبنان کوچ نشینی بنا شده بود. این طرز زندگی به این معنی بود که هندو-ایرانی های باستان (مانند سکاهای دوران تاریخی، سرمتها، هیونها، مغولان، و ترکها) به دنبال حیوانات خود برای پیدا کردن چراگاههای سرسبز روان بودند. در دشتهای محل سکونت این اقوام، فقط دو فصل زمستان و تابستان معنی داشت و به دلیل طبیعت نامعمول آن، خط تقسیم و زمان این دو فصل همواره نامعلوم بود.


اما مردم ساکن فلات ایران، عیلامی ها، کاسی ها، گوتی ها، اورارتو، میتانی ها، و تا حد بیشتری مردمان ساکن بین النهرین، وابسته به زندگی کشاورزی ساکن بودند. این بدین معنی بود که ترتیب کاشت، داشت، و برداشت محصولاتی نظیر گندم، مشغله اصلی این مردم محسوب می شد و زمان انجام هرکدام از این وظایف، اهمیت خاصی داشت. می بینیم که نوشتن تقویمهای نجومی که برمبنای آن حصول فصلها را معین می کردند، از دستاوردهای این مردم است.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

طغیانهای سالانه رودخانه ها، شروع فصل گرما، زمان برداشت محصول، زمان رها کردن نوبتی زمین ها، همه و همه از مشغولیات زندگی کشاورزی بوده و هستند. به همین دلیل، تقسیم سال به دوازده ماه و چهار فصل (که حضورشان در این منطقه کاملا" حس می شد)، تقسیم ماه به بیست و هشت روز (بر مبنای تقویم قمری) و وضع کردن هفته، همه از تقسیمات مردم سومر و بابل بود که از طرف مردمان همسایه آنها نیز استفاده می شد.


از جشن گرفته شدن آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسیاری در دست داریم. در روز آغاز بهار، پادشاه به سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دستهای این خدا، حمایت او را از سلطنت خود نشان می داد. بعد از این مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بیایند.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

اهمیت این مراسم را در آنجایی می توانیم ببینیم که بعد از تسخیر بابل از طرف کورش، پادشاهان پارسی تا زمان خشایارشا نیز هرساله این مراسم را انجام می دادند. پایان جشنهای بهاری در روز سیزدهم بهار (که اولین بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشتهای خارج از شهر اعلام می شده (نمونه این رسم را می توان در داستان حضرت ابراهیم مشاهده کرد).


از سوی دیگر، بسیاری از فرهنگ های جهان، از بابل باستان گرفته تا سلتهای اروپایی، مراسمی مانند برافروختن آتش در پایان فصل برداشت دارند. اصولا" روشن کردن آتش بعد از خرمن چینی جزو مراسم بسیار معمول همه جوامع کشاورزی بوده و حتی امروزه نیز در کشورهای اروپایی می توان نظیر آن را مشاهده کرد. در ایران نیز امروزه در طی مراسم جشن سده (که جشن رسمی پایان فصل برداشت بوده)، برافروختن آتش مرسوم است. به همین ترتیب، می توان روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری را نوعی از همین مراسم دانست.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


بطور خلاصه، می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و خارج شدن از شهر، از آیینهای جوامع کشاورزی مقیم ایران بوده است. اما اقوام ایرانی بعد از مهاجرت به این کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس این مراسم پرداختند و با وارد کردن بعضی از عقاید خود (تشبیه حلول بهار به پیروزی راستی بر دروغ)، آنرا تبدیل به جشنی کاملا" ایرانی کردند.

این جشن، که شاید از دورانی حتی قبل از زمان هخامنشی بوسیله این مردم برگزار می شده، تا مدتها جشنی مردمی بوده که توانسته به دلیل طبیعت غیر دینی و غیر سیاسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبدیل شود و کم کم به صورت جشنی درآید که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نیز آنرا به عنوان مراسم رسمی خود انتخاب کند.

 

 

هفت سین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

با فرا رسیدن‌ سال‌ نو، سفره‌ مبارک‌ هفت ‌سین‌ را می ‌گسترانیم.سفره‌ای‌ از هفت‌ گونه‌ گیاه‌ و دانه‌ و خوردنی‌ دلپذیر. آب‌ و آیینه، شمع‌ و چراغ، نقل‌ و نبات‌ و گل‌ و سبزه‌ در آن‌ می ‌نهیم، کتاب‌ آسمانی‌ خود را می‌ گشاییم‌ و در لحظه‌ حلول‌ سال‌ نو در برابر سفره‌ای‌ از برکت‌ الهی‌ و به‌ امید رونق‌ و بهبود و معیشتی‌ بهتر دست‌ به‌ دعا برمی‌ داریم.

 

هفت شین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

برخی‌ از محققان‌ معتقدند که‌ پیش‌ از اسلام، در این‌ سفره‌ هفت‌ شین می ‌گذاشته ‌اند همچون‌ شمع‌ ، شیرینی‌ ، شیر، شراب ، شهد و شاهدانه و یا هفت‌ گیاه‌ چیده‌شده‌ سودمند به‌ صورت‌ هفت‌چین و یا هفت‌ سینی‌ از خوردنی های‌ مطلوب است اما قرن هاست‌ که‌ در سفره‌ عید هر ایرانی‌ هفت‌ گونه‌ خوردنی‌ و سبزه‌ که‌ حرف‌ نخست‌ آن‌ سین‌ است‌، چیده‌ می ‌شود و آن ‌چنان‌ که‌ پیداست‌ سخن‌ بر سر حرف‌ سین‌ یا چین‌ یا شین‌ نیست بلکه‌ محتوای‌ سینی ها یا ظروفی‌ که‌ خوردنی‌ در آن‌ می ‌نهند اهمیت‌ دارد و محتوای‌ ظرف ها نمادهایی‌ در سفره‌ هفت‌ سین هستند.

 

روایات گوناگون از هفت سین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

در گذشته عدد هفت‌ خوش ‌یمن‌ ،مبارک‌ و حتی‌ مقدس‌ تلقی‌ می شده است.هفت‌سین در مراسم نوروزی به روایت‌های گوناگون به وجود آمده است، گروهی از پژوهشگران بر این باورند که درجشن نوروز، میوه‌ها ، شیرینی‌ها و خوراکی‌ها را در هفت عدد از سینی‌ها می‌چیدند و بر سفره نوروزی می‌گذاشتند و آن را هفت‌سینی می‌گفتند که بعدها در طول زمان به هفت‌سین تبدیل شده است.

گروهی دیگر چنین باور دارند که در زمان‌های پیش و به هنگام نو شدن سال بر سفره نوروزی هفت شین مانند شیر، شکر، شیرینی، شربت، … می گذاشتند که به تدریج به هفت‌سین تبدیل شده است.گروهی دیگر بر این گمانند که ابتدا هفت‌چین یعنی هفت نوع چیدنی از درخت،بوده است که بعدها به هفت‌سین تغییر یافته است.

 

چرا «هفت» در سفره‌ هفت ‌سین‌

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

عدد هفت‌ که‌ جمع‌ سه‌ و چهار است، نزد ریاضیدانان‌ به‌ سبب‌ شکل‌ هندسی‌ مثلث‌ و مربع‌ که‌ اشکال‌ همگن‌ و کامل‌ به‌ شمار می‌ آیند نمایانگر کمال‌ و به‌ شکلی‌ نمادین، به‌ مفهوم‌ کثرت‌ و تکامل‌ است. هنگامی‌ که‌ از عدد هفت، یا هفت‌ هزار و… سخن‌ گفته‌ می ‌شود معنای‌ زیاد بودن‌ مد نظر است. در میان‌ اقوام‌ هند و اروپایی‌ و همچنین‌ هند و ایرانی‌ این‌ عدد خوش‌ یمن‌ و مبارک‌ تلقی‌ شده‌ و در اساس، نقش‌ این‌ عدد در فرهنگ‌ ملت ها نقشی‌ مثبت‌ است.

 

واقعیت های‌ طبیعی، مشاهده‌ها و تجربه‌های‌ مردم‌ در گذر زمان، نقش‌ ادیان‌ الهی‌ و باورهای‌ دینی‌ مردم‌ در توجه‌ ویژه‌ به‌ عدد هفت‌ بسیار اساسی‌ است‌ و از همین‌ روست‌ که‌ قرن هاست‌ در آیین ها و رسم های‌ ایرانی‌ نیز این‌ عدد جایگاهی‌ ویژه‌ دارد. در چیدن‌ و آراستن‌ سفره‌ هفت‌سین‌ نیز نقش‌ این‌ عدد به خوبی‌ آشکار است.

 

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

نگاهی‌ گذرا به‌ واقعیت های‌ طبیعی، کتب‌ الهی، باورهای‌ مردم، هنر معماری، موسیقی، خط‌ و نیز ادبیات‌ ملل‌ نشان‌ می ‌دهد که‌ عدد هفت‌ تا چه‌ حد مورد توجه‌ ویژه‌ قرار دارد. در قرآن‌ کریم‌ و نیز نزد مسلمانان‌ ایرانی‌ عدد هفت‌ جدای‌ از سایر عددها مورد توجه‌ قرار دارد. در برخی‌ از آیه‌ها و سوره‌های‌ قرآن‌ از عدد هفت‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌ و نیز قرآن‌ را مشتمل‌ بر هفت‌ موضوع‌ دانسته‌اند.

 

مناسک‌ حج‌ هفت‌ مرحله‌ دارد و نخستین‌ قاریان‌ نیز هفت‌ نفر بوده‌اند. در کتاب های‌ آسمانی‌ انجیل‌ و تورات، بارها و بارها این‌ عدد با تأکید تکرار شده‌ است. همچنین‌ نزد زرتشتیان‌ هفت‌ امشاسپند گرامی‌ بوده‌ و در آیین‌ مهر هفت‌ اختر معتبر بوده‌ است. پیشینیان‌ ما نیز زمین‌ و آسمان‌ را دارای‌ هفت‌ طبقه‌ دانسته‌اند و به‌ زمین‌ هفت ‌اقلیم‌ می ‌گفته‌اند که‌ دارای‌ هفت‌ دریا بوده‌ است.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

 

خلق‌ جهان‌ را در شش‌ مرحله‌ یا گاهنبار گفته‌ اند و در روز هفتم‌ که‌ پایان‌ خلق‌ جهان‌ است‌ به‌ نیایش‌ و جشن‌ و سرور می پرداخته ‌اند؛ این‌ آیین‌ هنوز مشاهده‌ می‌شود و ادامه‌ دارد. حرکت‌ و تغییر شکل‌ ماه‌ در چهار هفته، وجود خوشه‌ ستارگان‌ یا خواهران‌ هفتگانه‌ و همچنین‌ تکامل‌ جنین‌ در هفت ‌ماهگی، رویش‌ دندان‌ کودک‌ در هفت‌ ماهگی، تغییر تکاملی‌ نطفه‌ به‌ جوجه‌ پس‌ از سه‌ هفته‌ و… از مواردی‌ است‌ که‌ در طبیعت‌ مورد مشاهده‌ و توجه‌ قرار گرفته ‌اند.

 

باورهای‌ ملت ها نیز نمایانگر توجه‌ به‌ عدد هفت‌ و نقش‌ آن‌ است. در قدیم‌ مصریان‌ به‌ هفت‌ رکن‌ قدرت‌ معتقد بودند، کلدانی‌ها هفت‌ طبقه‌ کمال‌ و بابلیان‌ هفت‌ طبقه‌ آسمان‌ را باور داشتند، یونانیان‌ به‌ هفت‌ خدا معتقد بودند، هندوان‌ خدایان‌ هفتگانه‌ «آدی‌تیا» را می ‌پرستیدند و رومیان‌ جشن‌ بزرگ‌ هفت‌ مادر یا «سپتی ‌ماترا» را برگزار می ‌کردند.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

بسیاری‌ از ملت های‌ دیگر نیز متوجه‌ این‌ عدد بوده‌اند. همچنین‌ از عجایب‌ هفتگانه‌ جهان‌ نام‌ برده‌ شده‌ است. در موسیقی‌ سنتی‌ ایرانی‌ هفت‌ دستگاه و در خط‌ هفت‌ شیوه‌ نگارش‌ تعیین‌ کرده‌اند. در هنر و ادبیات‌ نیز توجه‌ هنرمندان‌ و نویسندگان‌ به‌ عدد هفت‌ آشکار است.

 

در اساس‌ بین‌ اقوام‌ هند و اروپایی و نیز ایرانیان‌ و هندوان، عدد هفت‌ خوش ‌یمن‌ و مبارک‌ تلقی‌ شده‌ است و از همین‌ روست‌ که‌ در فرهنگ‌ ایرانی‌ ما که‌ بنیانش‌ بر باورهای‌ دینی‌ استوار است‌ در سفره‌ عید که‌ سفره‌ای‌ دلپذیر و خوش ‌یمن‌ و سرشار از امید به‌ بهبودی‌ و رونق‌ بیشتر است، هفت‌ سین‌ چیده‌ می ‌شود به‌ این‌ امید که‌ سال‌ نو پر برکت‌ و مبارک‌ باشد.

ظهور و سقوط مدرن

ظهور و سقوط مدرن

نویسنده: حمید مولانا

از منظر نویسنده غرب شناسی در ایران چهار دوره را پشت سر نهاده است که عبارت اند از :دوره شیفتگی، دوره فریفتگی، دوره بازندگی یا خودباختگی و دوره بازنگری .دوره بازنگری، دوره ای است که ما هم اکنون در آن به سر می بریم .از این رو، به جای شیفتگی و فریفتگی و خودباختگی باید به ارزیابی غرب شناسی و غرب پرستی و غرب ستایی بنشینیم .نویسنده می کوشد در آغاز کتاب، اشتباه دکارت و چگونگی جدایی سوژه و اثر را تحلیل نموده، سپس افسانه جامعه مدنی، استکبار و بردگی فرهنگی و معمای "گات و دکترین تجارت آزاد "را ارزیابی می کند .وی در بخش دوم مبحث توسعه، در بخش سوم ابعاد تمدن آمریکا و در بخش چهارم رسانه های تبلیغاتی و اطلاعاتی و انگیزه های پیدا و پنهان آنها را عیان می کند .افزون بر آن، نویسنده بر آن است آرای متفکرانی مانند "دکارت"، "دوتوکویل " و "لاک "را در پیوند با جامعه مدنی و توسعه و سکولاریسم ارزیابی کند. 

کتب نصاب تعلیمى وزارت معارف

انجمن فرهنگی تبلور اندیشه با توجه به رویکرد تعلیمی که دارد برای آشنایی عزیزان مهاجر کلیه کتب نصاب تعلیمی افغانستان را پیشاپیش با توجه به فرارسیدن ایام تحصیلی سال نو تقدیم میدارد. این اطلاعات بدون واسطه از وب سایت وزارت معارف گرفته شده است..

صنف اول صنف دوهم صنف سوم صنف چهارم صنف پنجم صنف ششم
علوم دینی علوم دینی ح حسن خط هنررسامی پشتو علوم دینی ح
دری علوم دینی ج دری ساینس دری علوم دینی ج
ریاضی دری علوم دینی ح انگلیسی انگلیسی انگلیسی
مهارت ها ریاضی علوم دینی ج پشتو اجتماعیات ریاضی
هنررسامی هنررسامی هنررسامی اجتماعیات علوم دینی ح پشتو
حسن خط مهارت ها مهارت ها حسن خط علوم دینی ج هنررسامی
  حسن خط ریاضی دری ساینس ساینس
      علوم دینی ح ریاضی دری
      علوم دینی ج هنررسامی اجتماعیات
      ریاضی حسن خط حسن خط

 

صنف هفتم صنف هشتم صنف نهم صنف دهم صنف یازدهم صنف دوازدهم
عربی ریاضی ریاضی تفسیر تفسیر شریف علوم دینی
م. مدنی عربی عربی بیولوژی بیولوژی جعفری
حرفه بیالوژی انگلیسی کیمیا کیمیا پشتو
هنررسامی پشتو بیالوژی کمپیوتر کمپیوتر  دری
بیالوژی جغرافیه پشتو فرهنگ فرهنگ تاریخ
پشتو م. مدنی جغرافیه دری دری جغرافیه
جغرافیه علوم دینی م. مدنی جغرافیه جغرافیه ریاضی
علوم دینی جعفری علوم دینی جیولوژی تعلیمات اسلامی بیالوژی
جعفری تاریخ جعفری تعلیمات اسلامی جعفری فزیک
ریاضی هنررسامی تاریخ جعفری تاریخ کیمیا
تجوید تجوید هنررسامی تاریخ ریاضی  
تاریخ حرفه تجوید ریاضی پشتو  
فزیک فزیک حرفه پشتو فزیک  
کیمیا کیمیا فزیک فزیک معلومات مدنی  
لسان دری لسان دری کیمیا      
    لسان دری      

نمونه هایی از کتابها را میتوانید به صورت آنلاین مشاهده نمایید 

نمونه های کتاب ها

 

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن