خانه «=« مقالات سایت «=« علمی «=« تاریخ

تاریخ

تاریخچه پرچم افغانستان

نام، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها، آرمان ها چگونگی نگرش سیاسی مذهب و فلسفه یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است.

 هر کشور با ترکیبی از رنگ‌های مختلف، نمادی منحصر به فرد برای خود و مردمش ساخته است که به عنوان هویت آن کشور به شمار می‌رود. اما واقعا پشت این انتخاب رنگ‌ها مفهومی پنهان است یا مردم هر کشور به طور تصادفی آن‌ها را کنار هم قرار داده‌اند.با هم به بررسی پرچم کشور عزیزمان افغانستان می پردازیم:

 

 

آثار و کارکرد های فرهنگی و سیاسی محمود طرزی

آغاز مبارزه سیاسی محمود طرزی:

علامه طرزی در طول حیات های خود مصورف کارزار های سیاسی نیز بود که خیلی ها تاثیر گزار بوده است . طرزی مبارزه سیاسی خود را از میان ارگ آغاز نمود. چندین بار توسط نوشته های خود امیر را به نشر اخبار و ایستاده گی در مقابل قدرت استعماری انگلیس تشویق نمود.

در لا بلای کار زار های سیاسی خود نخستین تبصره سیاسی خود را زیر عنوان ” آسیا باید از آسیاییان باشد.” نوشت. همچنان تبصره دیگری را زیر عنوان ” ارادی آسیا و افریقا ” نوشت که در آن قدرت های استعمار گر را متجاوز خوانده و آن را یک تصور باطل وخیال محال گفت.

مقاله های طرزی در مورد افغانستان مانند خنجری بود که بر قلب انگلیس اصابت میکرد . مقاله های طرزی آن چنان انگلیس را تحت فشار خود قرار میداد که فغان کنان نزد امیر می آمدند و از نوشته های او به امیر شکایت میکردند. تا حدی از نوشته های او انگلیس ها هراس داشتند که وایسرای هند بریتانوی به امیر اطلاع داد که اگر سراج الاخبار به این لحن ضد به نشرات خود ادامه بدهد ما توزیع آن را در سرزمین هند بریتانوی منع می نمایم . ولی با وجود سانسور و فشار های شدید امیر آن زمان ؛ طرزی از هدف خود عقب نشینی نکرد واستعمار گران را باز هم تحت فشار نوشته های خود قرار داد. طرزی گفت: سراج الاخبار جریده دولتی نیست بلکه به اجازه دولت نشر میشود و هدف آن با خبر ساختن هموطنان از احوال جهان است.

در دولت امیر امان الله خان علامه طرزی منحیث وزیر امور خارجه تقرر پیدا کرد. در این میان گفتگو های منصوری هند بعد از قرار داد راولپندی صورت گرفت . حکومت کابل از حکومت انگلیس هند راجع به یک معاهده کامل به اساس حقوق مساوی درخواست نمود . حکومت انگلیس هم به اساس ماده چهارم قرارداد راولپندی برای این گفتگو ها اعلام آماده گی نمود. در این زمان بود که هیات افغانستان به رهبری علامه طرزی وزیر امور خارجه افغانستان که مشتمل از( غلام محمد وزیر تجارت ؛ پیر محمد خان تره خیل ؛ غلام صدیق خان چرخی ؛ مرزا غلام معروف خان و …) بود وارد یک گفتگوی طولانی گردیدند . به این اساس علامه طرزی توانست که این گفتگو ها را موفقانه به پایان برساند . بعد مرحله سوم گفتگو های منصوری آغاز گردید که طرزی این مذاکرات را نیز موفقانه پایان داد که در نتیجه معاهده صلح میان دولت انگلیس و افغانستان به امضا رسید.

علامه طرزی در هیچ شرایطی و در تحت هر گونه فشار سر تسلیم به زمین فرو نیاورد و با تصمیم قاطع و عزم متین به مبارزه سیاسی خود ادامه داد . همه مانع ها را از سر راه خود برداشت و افکار آزادی گرایانه خود را تا حسب توان انتشار داد .( ۴: ص ۱۲۲ )( ۶ : مقاله ) (۸ : ص ۷۷۶ )

سراج الاخبار افغانی

سراج الاخبار افغانی دومین نشریه ارتقایی در تاریخ مطبوعات افغانستان بعد از شمس النهار به شمار میرود . بعد از آنکه در دوره امیر عبدالرحمن خان مطبوعات خفه شدند در تاریخ ۲۲ جدی سال (۱۲۸۵) هجری شمسی تقریبا بعد از (۳۰) سال رکود فرهنگی این نشریه به نشر رسید.

روی این علت میتوان سی سال رکود فرهنگی گفت که : در دوره امیر عبدالرحمن خان در امور فرهنگی ؛ تعلیمی ( به استثنای یک مدرسه تعلیمی ) اصلا کدام کار قابل ملاحظه صورت نگرفته بود . کوچکترین توجه بر مطبوعات و روزنامه نگاری در افغانستان مبذول نشده بود . فقط چند مطبعه لیتوگرافی ایجاد شد که در آن هم رساله ها و کتاب های اطاعت از امیر ؛ تحویل دادن مالیات و قانون اداری به چاپ رسید . نکته قابل بحث اینجاست که در این شرایط افغانستان به محل وارد کردن رساله های مطبوعاتی انگلیس مبدل شده بود که باعث گمراهی نسل جوان افغان میگردید.

بار اول این نشریه به نام سراج الاخبار افغانستان یاد شده و ارگان نشراتی دولتی بود . در آغاز این نشریه به امر مقام های عالی رتبه حکومت به نشرات آغاز نمود . منابع خبرهای خارجی سراج الاخبار افغانستان روزنامه ها و نشریه های عربی ؛ ترکی ؛ اردو و انگلیسی بود.

در آغاز مولوی عبدالروف کندهاری به حیث رییس انجمن سراج الاخبار ایفای وظیفه می نمود . زمانیکه برای اولین بار این نشریه به نشر رسید مخالفت قدرت استعمار گر انگلیس را به همراه داشت و انگلیس ها امیر حبیب الله خان را به این ایده متعقد نمودند که کار چاپ و نشر این نشریه را متوقف کند. در حالیکه امیر حبیب الله خان میخواست موافقتنامه ( ۱۹۰۷) میان روس و انگلیس را که به اساس آن سیاست خارجی افغانستان را انگلیس ها میتوانند پیش ببرند نا دیده بگیرد.

در این زمان بود که علامه طرزی از موقف و موقعیت سیاسی خود استفاده نموده سراج الاخبار افغانستان را برای بار دوم به نام سراج الاخبار افغانی به نشر رساند . در این نشریه پالیسی نشراتی با یک روحیه همه جانبه و در مطابقت با منافع اجتماع صورت میگرفت. در این نشریه مطالب ستون های اختصاصی ؛ تکنالوژی ؛ فن و پیشرفت های کشور های دیگر جهان نیز وجود داشت.

گفته میشود که نخستین عکس هم در مطبوعات افغانستان عکس امیر حبیب الله خان بود که در سراج الاخبار افغانی به نشر رسید. طرزی در این وخت عضویت گروه “اخوان افغان ” را که از جوان ها سلحشور و زحمت کش افغانستان شکل یافته بود نیز داشت . علامه طرزی به گونه دوامدار توسط مقاله های خود امپریالیزم اروپا را مورد حمله قرار میداد . مقاله های وی جنبه آزادی خواهانه و تحریک مردم بر ضد استعمار را داشت.

امیر حبیب الله خان چندین بار به اشاره دست انگلیس علامه طرزی را هشدار داد که از نشر مقاله های سیاسی در نشریه خوداری نماید.

اما طرزی احساس وطن دوستی و افکار آزادی گرایانه خود را بر هشدار های امیر حبیب الله خان ترجیح داده و به نشر مقاله ها ادامه داد.

امیر حبیب الله خان در مقابل صلاحیت های علامه طرزی را محدود نمود و امکانات مالی نشریه را از بین برد.

طرزی با دو روزنامه نگار جوان و مسلمان به نام های عبدالرحمن لودین و عبدالهادی داوی سامان و لوازم طباعت را به منزل داوی انتقال دادند . داوی که به اسم مستعار ( پریشان ) مقالات و اشعار را نشر میکرد با نشر این شعر که:

در وطن گر معرفت بسیار میشد بد نبود
چاره این ملت بیمار میشد بد نبود…

تا پایان این مخمس انتقاد از جامعه بسته و حالات اجتماعی نموده بود . به این سبب عبدالهادی داوی محبوس گردید . عبدالرحمن لودین هم به جرم ترور امیر حبیب الله خان به زندان افگنده شد . (۱۲ سرطان ۱۲۹۷ هجری شمسی)

بالاخره در ماه میزان سال (۱۲۹۷) هجری شمسی سراج الاخبار افغانی متوقف شده و از نشر باز ماند.

به این ترتیب از آغاز نشر سراج الاخبار افغانستان و تا متوقف شدن سراج الاخبار افغانی قدرت استعمار گر انگلیس دست از متوقف ساختن این نشریه نکشید تا اینکه به هدف شان نایل شدند . در مقابل محمود طرزی هم تا آخرین لحظه به نشر سراج الاخبار افغانی پرداخت. (۳: ص ۵۸ )(۴ : ص ۵۱ ؛ ۵۲ )(۱ : ص ۱۱۵ ؛۱۲۴ ) ( ۸ : ص ۶۵۰ )

دیدار طرزی با افغانی:

پدر محمود طرزی وی را جهت فرا گرفتن علوم و اندیشه های آزادی خواهانه نزد سید جمال الدین افغان نخستین خبرنگار افغانستان به استانبول ترکیه فرستاد. این دو خبرنگار افغان هفت ماه با هم تبادل افکار نموده و افکار طرزی متاثر از افکار آزادی خواهانه و صلح جویانه افغانی گردید.علامه طرزی در مورد علامه سید جمال الدین افغان مینویسد: ” علامه سید جمال الدین افغان یک معدن عرفان بود این هفت ماه مصاحبت به قدر هفتاد سال سیاحت را دربر دارد .” یعنی سید جمال الدین افغان در سال های پایان عمر خود تمام داشته ها و اندوخته های خود را به طرزی انتقال داد و طرزی هم راه آزادی خواهانه افغانی را دنبال نمود . ( ۳: ص ۵۳ )

آثار محمود طرزی

محمود طرزی ۲۵ کتاب را تالیف و ترجمه نموده و اضافه تر از ۵۰۰ مقاله به نشر رسانیده است . مقاله های طرزی بیشتر روی محور رشد افکار ضد استعمار و احیا روحیه وطن دوستی می چرخید. “استقلال و افغانستان ” ؛ “جنگ و صلح ” ؛ “افغانستان و نعمت آزادی” ؛”حی الفلاح” ؛ از جمله مقاله ها طرزی به شمار میرود . کتاب های نوشته شده توسط علامه طرزی عبارتند از:

۱- منتخب اشعار غلام محمد طرزی (۱۳۰۴) هجری شمسی
۲- مجموعه صنایع گزیده ی اشعار بزرگان ادب دری (۱۲۶۲) هجری شمسی
۳- مجموعه ی اخلاق
۴- دیوان اشعار غلام محمد طرزی
۵- سیاحت نامه شرحی از سفر اسلامبول ترکیه
۶- از هر چمن سمنی و از هر دهن سخنی
۷- تخلیص حقوق بین الدول
۸- سیاحت سه قطعه روی زمین
۹- روضه حکم ( ۴: ص ۱۲۷ )(۳: ص ۵۷ )

تاثیر شخصیت محمود طرزی بر مطبوعات افغانستان

علامه محمود طرزی رهگشای مطبوعات در افغانستان که با افکار آزادی گرایانه خود زنده گی خود را وقف خدمت به ملت خود از دریچه مسلک مقدس خبرنگاری نمود از جمله پیشکسوت های مطبوعات و شخصیت های تاثیر گزار بالای مطبوعات افغانستان به حساب می آید.

پیشرفت در عرصه مطبوعات را که امروزه مشاهده مینمایم حاصل رنج ؛ زحمت های است که علامه طرزی در وضعیت استبدادی آن زمان متحمل شد تا مطبوعات از پا افتاده را دوباره احیا نماید و افکار تاریک ملت را ذریعه رسانه چاپی روش نماید. در عصر حاضر محمود منحیث یک الگو برای همه خبرنگاران و دست اندر کاران وسایل ارتباط همگانی و یا همان سه غول ارتباطی ( رادیو ؛ تلویزیون ؛ انترنت ) است.

فدا کاری ؛ از خود گذری ؛ وطن دوستی ؛ رعایت آزادی بیان و… همه میراثی است که از علامه طرزی برای خانواده رسانه های افغانستان به جا گذاشته شده است که از سوی اعضای این خانواده تطبیق و جنبه عملی داده میشود که خود نمونه و مثال عمده تاثیر گزار بودن این مرد دنیای خبرنگاری بر مطبوعات افغانستان است.

اگر فعالیت خبرنگاری در عصر حاضر و دوره امیر حبیب الله خان مقایسه گردددر نتیجه به صراحت معلوم میگردد که علامه طرزی در تحت چگونه شرایطی و با برداشتن کدام موانع توانسته است مطبوعات کشور را دوباره احیا نماید .در مورد تاثیر گزاری علامه طرزی هر قدر که بنویسم هنوز هم کم است فقط به گونه کوتاه در یک جمله میتوان نوشت که : محمود طرزی یکی از تاثیرگزار ترین چهره ها در رشد و احیا مطبوعات در افغانستان به شمار میرود.

علت مسمی شدن علامه طرزی به لقب پدر ژورنالیزم افغانستان

محمود طرزی خبرنگار مطرح کشور را به اساس دلایل ذیل منحیث پدر ژورنالیزم افغانستان میشناسند:

الف – مطبوعات افغانستان را دوباره احیا نمود .
ب- آزادی بیان را نهادینه ساخت و قلم را بر ظلم و استبداد حاکم نمود .
ج- مفهموم اصلی مطبوعات و روزنامه نگاری را برای مردم افغانستان بیان کرد .
د – برای رهروان خود الگو قرار گرفت .
ذ – تالیف ۲۵ کتاب و بیشتر از ۵۰۰ مقاله
ر- ایجاد مطبوعات مستدام در افغانستان

به پاس خدمات شایان این مرد وطن دوست و آزادی گرا حکومت افغانستان یکی از لیسه های معارف شهر کابل را در ساحه دارلامان به نام این شخصیت بزرگ مسمی ساخت. که این لیسه هم اکنون نیز فعال بوده و سالانه هزار ها شاگرد در لیسه عالی محمود طرزی در دارلامان کابل مشغول تعلیم هستند.

زندگی نامه محمود طرزی – پدر ژورنالیسم افغانستان – کلیک کنید


 نویسنده: میلاد “سیار”

منابع:

۱- رهین , عبدالرسول. تاریخ مطبوعات افغانستان , کابل : چاپ مطبعه میوند , ۱۳۸۷ هجری شمسی
۲- غیرت , غلام سخی. خاطرات محمود طرزی , کابل : انتشارات میوند , ۱۳۸۹ هجری شمسی
۳- تنویر , محمد حلیم. تاریخ روزنامه نگاری افغانستان , پشاور :چاپ مرکز نشرات اسلامی صبور , ۱۳۷۸ هجری شمسی
۴- آهنگ , محمد کاظم. سیر ژورنالیزم در افغانستان , پشاور : انتشارات میوند , ۱۳۷۹ هجری شمسی
۵- ایوبی , سید عبدالله. ژورنالیزم چیست ؟ ژورنالیست کیست ؟ , کابل : انتشارات رسالت , ۱۳۹۱ هجری شمسی
۶- توریال , گران. علامه محمود طرزی
۷- خبرگزاری کوکچه. (۱۳۹۰ ) هجری شمسی علامه محمود طرزی
۸- غبار , میر غلام محمد. افغانستان در مسیر تاریخ , مرکز نشر انقلاب با همکاری جمهوری , بهار ۱۳۶۸ هجری شمسی

معرفى مختصر افغانستان

افغانستان ( سرزمین افغانها ) یک کشور کوهستانى و محاط به خشکه است که در  آسیاى مرکزى موقعیت دارد .
 این کشور که  تاریخ پنج هزار ساله دارد ، نخست به نام آریانا و بعداً به نام خراسان یادگردیده ، اما در سال ١١٢۶ خورشیدى در زمان حاکمیت احمد شاه بابا ،افغانستان جاى تمام آریانا و خراسان را گرفت .
  بعضى از  مؤرخین  تعین دقیق سرحدات امپراطورى افغان را کار دشوار دانسته ، اما گفته اند که زمانى الى ١۶ درجه طول البلد وسعت داشت.
آنها مى گویند که  سرحدات این امپراطورى در شرق به سرهند که در ١۵٠ کیلومترى دهلى موقعیت دارد، در غرب الى مشهد که از دریاى  حزر با همین فاصله موقعیت دارد و عرض این امپراطورى  از دریاى آمو گرفته  و در جنوب الى خلیج فارس امتداد مى یافت .
 وسعت امپراطورى احمد شاه بابا وقتاً فوقتاً بنابر اختلافات میان نواسه هاى وى و بعداً میان برادران محمدزى رو به زوال گردید.
موقعیت جغرافیایى افغانستان فعلى :
شمال و جنوب غرب افغانستان مناطق خشک و هموار زیادى دارد و در جنوب آن نزدیک به مرز پاکستان دشتهاى ریگزار موقعیت دارد . افغانستان در شرق و جنوب ٢۴٣٠ کیلومتر  با پاکستان ، در غرب با ایران ٩٣۶ کیلومتر ، در شمال غرب با ترکمنستان ٧۴۴ کیلومتر ، در شمال با ازبکستان ١٣٧ کیلو متر ، در شمال شرق با تاجکستان ١٢٠۶ کیلو متر و با چین ٧۶ کیلومتر مرز مشترک   دارد .
افغانستان با داشتن ۶۵٢٨۶۴ کیلومتر مربع مساحت بعد از کشورهاى چین ، ایران و پاکستان چهارمین کشور بزرگ در منطقه میباشد . این کشور از نظر واحدها به ٣۴ ولایت و ٣٩٨ ولسوالى تقسیم گردیده است .
جنگ ها در افغانستان :
افغانها در طول تاریخ براى آزادى کشور شان در برابر  سکندر مقدونى ، صفوى هاى ایرانى ، مغول  و دیگران به جنگ و مبارزه پرداخته است .
انگلیس نیز با افغانها زورآزمایى نموده است . جنگ اول افغان – انگلیس در سالهاى ١٢١٧- ١٢٢١ شمسى ، جنگ دوم در سال ١٢۵٧ و جنگ سوم در سال ١٢٩٨ شمسى بوده است .
افغانها بعد از جنگ سوم افغان – انگلیس از استعمار انگلیس استقلال خود را دوباره بدست آورد .
این کشور بعد از استرداد استقلال کشور، تا سقوط رژیم محمدداوود که در  سال ١٣۵٧ از طریق احزاب  طرفدار شوروى (  خلق و پرچم ) صورت پذیرفت ، شاهد بعضى از بى نظمیها و ارج مرج ها بود، اما  نسبتاً آرام و در حال پیشرفت قرار داشت . 
اما یک بار دیگر جنگ و ناامنى ها زمانى در این کشور آغاز یافت که  مردم افغانستان در مقابل حاکمیت احزاب یادشده براى جهاد کمر بستند .
 نیروهاى مجهز با وسایل پیشرفته اتحاد شوروى وقت به تاریخ شش جدى سال ١٣۵٨ بر افغانستان هجوم نمودند،اما مردم افغانستان در مقابل آنها ایستاده گى نموده و تا زمانى به جهاد شان  ادامه دادند که غرور ارتش متجاوز را در هم کوبید  و به تاریخ ٢۶ ماه میزان سال ١٣۶٧ از افغانستان اخراج نمودند .
 تعداد دقیق تلفات ناشى از تجاوز شوروى وقت  معلوم نیست ، اما گفته میشود که بیش از یک میلیون افغان در نتیجه این تجاوز  جان باختند، میلیونها تن مهاجر شدند، زیربناهاى کشور از بین رفت  و ١۵٠٠٠ سرباز شوروى نیز  به قتل رسید .
مجاهدین افغان بعد از اخراج  نیروهاى متجاوز ، رژیم داکتر نجیب الله  را که  به حمایت شوروى به وجود آمده بود، سقوط داد  و حضرت صبغت الله مجددى بنابر مشوره احزاب جهادى به تاریخ ٨ ثور سال ١٣٧١ به کرسى قدرت تکیه زد.
 اما دیرى نگذشته بودکه بر سر بدست آوردن قدرت میان احزاب مختلف مجاهدین جنگهاى داخلى آغاز گردید و درا ین درگیرهاى ملیشه هاى جنرال دوستم رژیم نجیب نیز شامل شدند.
حرکت طالبان در سال ١٣٧٣ با تعهد از بین بردن بى نظمیها و حفظ ارزشهاى اسلامى درکندهار به فعالیت آغاز نمود و تا سال ١٣٧۵ تعداد زیاد ولایات به شمول کابل را تصرف نمود.  
اسامه بن لادن رهبر سازمان القاعده که باشنده اصلى عربستان سعودى میباشد و در مقابل قشون سرخ شوروى در کنار مجاهدین افغان ایستاده بود ، نیز با طالبان مسلح یک جا گردید.
اما اسامه بن لادن  از طرف امریکا به دست داشتن در رویداد ١١ سپتمبر سال ٢٠٠١ میلادى متهم گردید و امریکا از طالبان خواست تا وى ( اسامه ) را از افغانستان خارج نمایند .
اما زمانى که طالبان این خواسته امریکا را نپذیرفتند، در ماه اکتوبر همین سال نخست بر طالبان حمله هوایى و بعداً به کمک ائتلاف شمال دست به حملات زمینى زدند و رژیم طالبان را سقوط دادند.
براى از بین بردن مخالفین مسلح دولت افغانستان و القاعده ، ۴٢٠٠٠ نیروى ۴۶ کشور جهان با یکصد هزار نیروى امریکایى یکجا گردیده ، اما  با آنهم  نه تنها امنیت در کشور تامین نشده  ، بلکه فعالیتهاى مخالفین مسلح  ( طالبان ، حزب اسلامى به رهبرى گلبدین حکمتیار ، گروه حقانى و غیره ) روز به روز وسعت پیدا کرد  و اکنون دامن ناامنى ها از جنوب به ولایات شمال کشور نیز گسترش یافته است  .
 بارک اوباما رئیس جمهور امریکا در ماه مارچ سال ٢٠٠٩ میلادى هنگام اعلان نمودن ستراتیژى جدید خود در قبال پاکستان و افغانستان ، وضعیت هر دو کشور را بسیار خطرناک خواند .
اوباما در ماه دسمبر همین سال گفت که خروج سربازان خود را در ماه جولاى سال ٢٠١١ از افغانستان آغاز خواهد کرد . نیروهاى ناتو نیز سال ٢٠١۴ را براى سپردن امور امنیتى به نیروهاى افغان را  تاریخ نهایى تعین نموده است .
انواع دولت ها در افغانستان :
الف  حکومت:
محمد داؤد به تاریخ ٢۶ سرطان سال ١٣۵٢ براى نخستین بار در تاریخ افغانستان  نظام جمهورى را به عوض نظام شاهى به میان آورد . بعد از آن ، بدون طالبان که امارت اسلامى را اعلام نموده بودند  ، نظامى هاى کشور جمهورى بوده ، اما بدون حکومت منتخب کرزى ، حکومتهاى دیگر از طریق حرکتهاى نظامى و یا کودتاه ها به میان آمده است .
محمد داؤد از طریق کودتاى  سفید به قدرت سید و محمد ظاهر شاه را از ملک تبعید نمود . رژیم محمد داؤد از طریق کودتاى خونین احزاب طرفدارى شوورى ( خلق و پرچم )  از هم پاشید ، داؤد را یکجا با اعضاى خانواده وى به قتل رساند و به عوض وى نور محمد تره کى را به حیث رئیس جمهور اعلان نمود .
تره کى مربوط به حزب خلق در ماه سنبله سال ١٣۵٨ توسط حامیان حفیظ الله امین عضو دیگر این حزب به شکل مرموز در ارگ به قتل رسید و امین که تره کى  شاگرد وفادار خود مى دانست ، به حیث رئیس جمهور به کار آغاز نمود .
 اما نیروهاى شوروى بر افغانستان حمله نمودند ، امین را در دارالامان کابل به قتل رساند و ببرک کارمل مربوط حزب پرچم  به حمایت از نیروهاى شوروى به قدرت رسید .
 کارمل در ماه ثور سال ١٣۶۵ از ریاست کمیته مرکزى حزب استعفى داد و در ماه عقرب همین سال از ریاست جمهورى نیز کناره گردید و داکتر نجیب الله عضو دیگر این حزب به قدرت رسید .
 نیروهاى شوروى هنگام حاکمیت نجیب از افغانستان اخراج گردید و حکومت نجیب نیز توسط مجاهدین به تاریخ ٨ ثور سال ١٣٧١ سقوط کرد و صبغت الله مجددى به مشوره احزاب جهادى به حیث ممثل دولت اسلامى تعیین گردید
مطابق مشوره احزاب جهادى ، دو ماه بعد صبغت الله مجددى قدرت را به برهان الدین ربانى رهبرى جمعیت اسلامى تسلیم نمود و ربانى به تاریخ ٩ جوزاى سال ١٣٧١ از طرف شوراى اهل حل و عقد براى دو سال به حیث رئیس جمهور تعیین گردید .
اما ربانى به حکومت خود ادامه میداد که در سال ١٣٧۵ کابل در دست طالبان افتید  و امارت اسلامى را اعلان نمودند، اما حاکمیت طالبان در نتیجه حمله نظامى امریکا از بین رفت و حامد کرزى در نشست بن براى شش ماه رئیس اداره مؤقت و بعداً از طریق لویه جرگه اضطرارى براى دو سال به حیث رئیس اداره انتقالى تعیین گردید .
 قانون اساسى فعلى افغانستان  که به اساس آن نظام کشور جمهورى اسلامى است ، به تاریخ ١٣ جدى سال ١٣٨٢ از طرف لویه جرگه تصویب گردید . به اساس این قانون در تشکیل دولت افغانستان رئیس جمهور منتخب ، دو معاون وى ، شوراى ملى متشکل از دو مجلس ( ولسى جرگه و مشرانو جرگه ) و قوه قضایى وجود دارد . اعضاى ستره محکمه توسط رئیس جمهور تعیین  و از  ولسى جرگه   راى اعتماد مى گیرند .
 رئیس جمهور و معاونین وى از طریق راى مستقیم مردم براى پنج سال تعیین مى گردند . اگر یک نامزد در مرحله اول  پروسه انتخابات ۵٠ در صد جمع یک راى را بدست نیاورد، در این صورت دو نامزد که بلندترین آرا را داشته باشند، براى بار دوم در پروسه انتخابات سهم میگیرند . رئیس جمهور براى دو دوره ریاست جمهورى خود ر ا نامزده کرده میتواند .
 نخستین انتخابات ریاست جمهورى به تاریخ ١٨ میزان سال ١٣٨٣ به اشتراک  هشت میلیون تن  که تقریباً نصف آنها را زنان تشکیل میداد ، برگزار گردید و حامد کرزى با بدست آوردن ۵۴ در صد آرا به حیث رئیس جمهور تعیین گردید .
 کرزى در  دور دوم انتخابات  ریاست جمهورى که به تاریخ ٢٩ اسد سال ١٣٨٨ راه اندازى گردید،  نیز در حالى براى پنج سال به حیث رئیس جمهور تعیین شد که شکایات زیادى در رابطه با تقلب در انتخابات وجود داشت .
 دولت مرکزى در مناطق روستایى نفوذ کمى دارد، زیرا ضوابط اسلامى و سنتى در حل مشکلات شخصى به شمول فعالیتهاى قومى نقش مهم دارد . جامعه افغانى با داشتن رسوم قومى و اسلامى بر اساس پایه هاى قرابت و خویشاوندى استوار است ، در حالى که این سطح در مناطق شهرى تا حدى کاهش دارد.
ب : شورا ملى ( پارلمان )
 تلاش ایجاد  شوراى ملى در افغانستان براى نخستین بار در زمان امان الله خان آغاز گردید. در این دوره نخستین قانون دولت ( نظامنامه اساسى دولت در افغانستان ) از طرف لویه جرگه تصویب و در این قانون به نام شوراى دولت پیش بینى صورت گرفت .
 شوراى ملى در زمان حاکمیت نادرخان در ماه سنبله سال ١٣٠۴ خورشیدى تشکیل گردید، اما رئیس آن ( عبدالاحد مایار نماینده وردک ) توسط خود نادرخان تعیین گردید .
 بعد از آن که نادرخان در سال ١٣١۶ ذریعه شلیک تفنگچه یک شاگرد مکتب به قتل رسید ، محمد ظاهر پسر ١٩ ساله وى به حیث شاه افغانستان تعیین گردید، اما امور دولت عملاً توسط صدراعظم محمد هاشم خان انجام مى گردید .
 در دوره صدرات هاشم خان ( ١٣١٢- ١٣٢۵ شمسى ) دوره هاى دوم ، سوم ، چهارم ، پنجم و ششم پارلمان به کار خود ادامه داد .
بعضى از مؤرخین مینویسند که حکومت در دوره صدارت شاه محمود درانتخابات  دور هفتم پارلمان ( ١٣٢٨ – ١٣٣١ ) هیچ مداخله نکرد و تعداد زیاد مردم در آن سهم داشتند .
 برخلاف پارلمان هاى دیگر ، درا ین دوره بر کار دولت انتقاد صورت مى گرفت ، در آن مباحث جدى صورت مى گرفت ، اما بعد از آن الى دهه دموکراسى ( ١٣۴٢-١٣۵٢) شوراى هاى ملى تا حد زیادى تحت تاثیر حکومت قرار داشت .
در دهه دموکراسى ،چون اکنون ، شوراى ملى داراى ٢١۶ عضو داراى دو مجلس ( ولسى جرگه و مشرانو جرگه ) بود .
مؤرخین مینویسندکه این شوراى ملى در مقایسه با شوراى هاى قبلى در وضع قوانین و اتخاذ تصامیم قدرت زیادى داشت .
اما پارلمان در سال ١٣۵٢ در نظام جمهورى داؤد خان لغو گردید و پارلمان تا زمانى در کشور وجودنداشت  که داکتر نجیب الله در سال ١٣۶٧ بعد از اعلان مصالحه ملى پارلمان را به میان آورد.
شمارى از مؤرخین مینویسند که پارلمان در زمان حکومت نجیب تحت نظارت حزب و حکومت حزبى کار مى کرد و در عمل استقلال نداشت .
در زمان حاکمیت برهان الدین ربانى و طالبان شوراى ملى در کشور وجود نداشت ، اما بعد از سقوط رژیم طالبان ، به اساس قانون  اساسى جدید انتخابات دور اول ولسى جرگه براى  ٢۴٩ کرسى به تاریخ ٢٧ سنبله سال ١٣٨۴ برگزار گردید و دور دوم آن به تاریخ ٢٧ سنبله سال ١٣٨٩ برگزار خواهد شد .
در شوراى که از طریق انتخابات سال ١٣٨۴ به وجود آمده ، نماینده گان ولایات مختلف  که داراى مفکوره هاى مخلتف سیاسى اند عضویت دارند و شمارى از آنها وابسته به احزاب نیز میباشند .
مردم : 
نفوس مجموعى افغانستان حدود ٢۶ میلیون تن تخمین گردیده است  که از جمله هر هفت تن یکتن آنها درکابل زنده گى میکنند. شهر کندهار در درجه دوم قرار دارد که بیش از نیم میلیون نفوس دارد ، بعد از آن شهر هرات در غرب ، مزار شریف در شمال و شهر جلال آباد در شرق کشور شهرهاى بزرگ میباشند . حدود ٢،۵ میلیون مهاجر ثبت شده افغان تا حال در پاکستان و ایران زنده گى میکنند .
از جمله لسانهاى پشتو ، درى ، ازبکى ، ترکمنى ، بلوچى ، پشه یى ، نورستانى و لسانهاى مروج دیگر در کشور پشتو ودرى لسانهاى رسمى دولت میباشد .
تناسب جنسیت طورى است که در مقابل هر ١٠٠ زن ١٠٣،٢ مرد موجود اند و تعداد اوسط فامیلها ۶،٣ تن میباشد .
مذاهب :
بیش از ٩٩ فیصد نفوس افغانستان را مسلمانان تشکیل میدهد که ٨٠ در صد آنها سنى ، ١٩ در صد شیعه و یک در صد پیروان مذاهب دیگر مانند هندو ، سکها و تعداد کم عیسوى ها میباشند.
تعلیم و تربیه :
 سطح سواد در افرادى که سن آنها بالاتر از ١۵ سال مى باشد، ٣۴ در صد بوده ، در مردان ۴٣،١ در صد و در زنان  ١٠ الى ١۵ فیصد میباشد .
 
 تا سال ١٣٨٩ بیش از هفت میلیون دختر و پسر در سطح کشور شامل مکتب شدند ، اما وزارت معارف مى گوید که هنوز پنج میلیون تن دیگر به مکاتب دسترسى ندارند.
به همین ترتیب مشکلات قابل ملاحظه در بخش تعلیم و تربیه چون  نبود بودجه و تعمیر مکاتب ، رواجهاى موجود در جامعه  و کمبود مکاتب مسلکى مخصوصاً در مناطق روستایى وجود دارد .
این درحالیست که تعلیم رایگان است و تعلیمات ابتدایى لازمى است ، اما دسترسى به تعلیم و تربیه یک مشکل مى باشد . صرف ١٧،۴ در صد اطفال به مکاتب ابتدایه در قریه هاى خود دسترسى دارند و ٣٧ در صد باید جهت رفتن به نزدیکترین مکاتب ۵ کیلو متر سفر نمایند و ٢٩،٩ فیصد شاگردان باید بیش از ١٠ کیلومتر سفر نمایند تا به مکتب برسند.
مشکلات مکاتب متوسط نیز مشابه به مکاتب ابتدایه است .  ٧،٧ فیصد شاگردان این مکاتب در قریه هاى خود مکتب دارند و ۴١ فیصد باید براى رفتن به مکتب بیش از ١٠ کیلومتر فاصله را طى کنند تا به مکتب برسند.
وضعیت لیسه ها خرابتر از آن است ، چرا که از جمله هر ۵ شاگرد ٣ تن آنها بیش از ١٠ کیلومتر فاصله را طى مى کند تا به مکتب برسند و از جمله پنځ طفل  تنها یک طفل  در پنج کیلومترى لیسه دارند.
در زمان حاکمیت طالبان مکاتب دولتى دختران از بین رفته بود، اما در حال حاضر ٣۴ درصد شاگردان را دختران تشکیل میدهد و ٣٠ فیصد ١٧۵ هزار معلم را زنان تشکیل میدهند.
بنابر تخمین یونیسف ، بیش از هشتاد فیصد دختران  و حدود ۵٠ فیصد پسران  به مراکز تعلیم دسترسى ندارند. به گفته وزارت معارف ، در حال حاضر ( ١٠ سنبله سال ١٣٨٩ ) ۴٢٠ باب مکتب به علت ناامنى در  سطح کشور مسدود میباشد .
 صحت :
ارقام مرگ ومیر در افغانستا ن بلندترین رقم مرگ و میر در سطح جهان مى باشدکه در هر ۵ پنج طفل یک طفل قبل از سن پنج سالگى جان میدهد و در هر  ٨ خانم یک خانم  به علت مشکلات نسایى ولادى مى مرد.
همچنان ٧٠ فیصد تمام نفوس افغانستان دست رسى به آب صحى آشامیدنى ندارند، حد اوسط زنده گى براى خانمها و اقایان  در افغانستان ۴۴سال اندازه گردیده است،  مردم افغانستان قبل از جنگهاى که در سال ١٣۵٧ آغاز گردید یک سیستم صحى اصلاح شده داشت و در شهر ها مانند کابل یک سیستم صحى مراقبت نیمه پشرفته وجود داشت. طى حمله روس وجنگهاى داخلى سیستم مراقبت صحى تنها در شهر ها باقى ماند که بعداً بطور کلى از بین رفت.
حدود ٣٠سال جنگهاى مسلسل تقریباً یک میلیون افغان را در کشور معلول نموده است و حدود ٨٠٠٠٠ فرد در اثر ماینها پاهایشان را از دست داده  که این بلند ترین رقم در جهان مى باشد
بعد از سال ١٣٨١ سیستم مراقبت به صحت در کشور به کمکهاى جامعه جهانى انکشاف یافت و تاکنون تعداد زیاد از شفاخانه ها و مراکز صحى دیگر در کشور ایجاد گردیده است.
اما با آن هم در شهر ها٩٠فیصد   و در مناطق دهاتى ۶۵فیصد مردم دستر سى به خدمات صحى دارند.
اقتصاد:
افغانستان یک کشور زراعتى و رو به انکشاف است، میوه خشک، قالین، پشم وتریاک  ازعمده ترین صادرات افغانستان  مى باشد.
مسؤولین دولتى اخیراً گفته اند که افغانستان  معادن طبیعى مانند گاز، نفت خام، سنگ زغال، مس، کرومایت، تالک، باریت، سلفر، سرب، جست، آهن، نمک، سنگ قیمتى و نیمه قیمتى غیر استخراج شده به ارزش سه تریلیون را دارد.
به اساس گزارش هاى سال ١٣٨۶، تولید مواد مخدر افغانستان بیش از نصف اقتصاد کشور را تشکیل میدهد که در حکومت طالبان توسعه یافته بود. بیش از ٩٠ فیصد تریاک جهان که مواد خام هیرویین است، در این کشور تهیه مى شود.
 
رسانه ها:
در افغانستان بارى نخست در سلطنت امیر شیرعلى خان در سال ١٢٩٠ جریده شمس النهار به نشر رسید و در سال ١٢۴٨شمسى در زمان حاکمیت امیر حبیب الله خان سراج الاخبار از چاپ بر آمد  که در زمان امیر عبدالرحمن خان نیز به نشر میرسید.
در دوران امانى مجله اناث تحت نام ارشاد النسوان و انیس که اکنون به گونه روزنامه به نشر میرسد و ده نشریه دیگر چاپ مى گردید.
بعد از به پایان رسیدن حاکمیت امان الله خان در سال ١٣٠٧، تا زمانى که محمدظاهر در سال ١٣۴٣ آزادى مطبوعات را اعلام نمود ، مطبوعات در سانسور وکنترول دولت بود.
مطبوعات در زمان حاکمیت محمد داؤد  و بعداً در زمان حاکمیت احزاب خلق و پرچم تحت سانسور دولت بود، اما در اواخر حکومت داکتر نجیب یک تعداد از احزاب نیز نشرات را آغاز نمودند.
رسانه ها در زمان رژیم طالبان نیز به طور کلى در اختیار حکومت قرار داشت  و تلویزیونهاى دولتى نیز اجازه فعالیت را نداشت .
اما بعد از سال ١٣٨١به رسانه هاى آزاد اجازه فعالیت داده شد و اکنون تعداد زیادى از رسانه هاى دولتى، شخصى و ولایتى(محلى) به مصارف اداره هاى شخصى و کمک خارجیها ایجاد گردیده است.

نگاهی به آداب و رسوم نوروز در افغانستان

نگاهی به آداب و رسوم نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان قدمت چند هزار ساله داشته و رسوم و آیین‌های ویژه نوروزی سال‌ها است که نسل به نسل به افغان‌ستانی ها منتقل می‌شود.مردم افغانستان نوروز را آغاز فصل طراوت و زندگی مجدد طبیعت می‌دانند و برای رهایی از زمستان سرد و خشک و تجلیل از نوروز از هفته‌ها قبل آماده این جشن می‌شوند.در این مطلب به برخی از آیین و رسوم ویژه نوروز در افغانستان اشاره می‌شود.

تجمع در زیارتگاه‌ها

در ۲ شهر کابل و «مزار شریف» زیارتگاه‌های با شکوهی منسوب به حضرت علی (ع) وجود دارند که بسیار مورد توجه افغان‌ها قرار دارند.

در نخستین روز سال جدید، مراسم با شکوهی در این زیارتگاه‌ها برگزار می‌شود که بالغ بر صدها هزار هموطن از گوشه و کنار این کشور و حتی کشورهای همجوار آسیای مرکزی برای تماشای آن به این دو شهر سفر می‌کنن

در این مراسم، علمی که منسوب به حضرت علی (ع) که بر آن اسماء متبرک نوشته شده است به اهتزار در می‌آید و سپس این علم برای روزهای متوالی در آن مکان افراشته می‌مان

سمنو (سمنک)
تهیه سمنو (سمنک) از جمله رسم‌های قدیمی نوروز در افغانستان است که در بین زنان طرفدارانی زیادی دارد.

سمنو نوعی غذای مخصوص است که از آرد گندم، جوانه گندم، روغن و آب تهیه می‌شود.

زنان افغان از آغاز شب نوروز تا سپیده دم اولین روز بهار به صورت دسته جمعی و خواندن اشعار قدیمی شروع به پختن سمنو که از رسوم قدیمی نوروز در افغانستان است، می‌کنند.
 

 

حاضران در پای دیگ سمنو شادمان از رسیدن روزهای سبزی و نشاط هستند با خواندن ترانه‌های قدیمی که مخصوص پخت سمنو است کار خود را ادامه می‌دهند.

رسم شب‌نشینی سمنو در شب نوروز در میان خانم‌های شهر کابل و دیگر نقاط افغانستان رایج است و بسیاری از خانواده‌های افغانستانی به ویژه بانوان افغانستانی در شب نوروز در میهمانی پخت سمنو شرکت می‌کنند.
 

هفت میوه و هفت سین
آماده کردن سفره‌ هفت سین و هفت میوه از دیگر رسم‌های ویژه نوروز در افغانستان است.
هفت میوه ترکیبی از هفت نوع میوه خشک است. ای خشکبارها به طور معمول «مغز بادام»، «مغز گردو»، «پسته»، «کشمش»، «زردآلو»، «سنجد» و «قیسی» هستند.

مردم افغانستان چند روز قبل از عید نوروز این خشکبارها را به صورت مخلوط در آب قرار می‌دهند تا برای روز نوروز آماده شوند.

در همین حال در برخی از مناطق افغانستان مردم برای استقبال از نوروز سفره هفت سین نیز پهن می‌کنند.

«سیب»، «سنجد»، «سبزی»، «سمارق» (قارچ)، «سرکه»، «سمنو» و «سیر» اجزای سفره هفت‌ سین را تشکیل می‌دهند.

مردم افغانستان در روزهای نوروز از میهمانان خود با هفت میوه و هفت سین که بسیار خوشمزه و شیرین است، پذیرائی و استقبال می‌کنند.

 

غذاهای شب نوروز

خانواده‌های افغان در شب نوروز، شام مفصل و استثنایی نسبت به دیگر شب‌های سال صرف می‌کنند.

رنگ سفید نزد مردم افغانستان نشانه خوشبختی و سعادت است به همین دلیل بسیاری از مردم افغانستان یک خروس سفید رنگ را در شب نوروز با نیت این که سال جدید، سالی پر از خوشبختی و نیک‌بختی باشد، ذبح می‌کنند و آن را به همراه سبزی و پلو برای سفره شب نوروز طبخ می‌کنند.

 

رنگ سبز نزد مردم افغانستان جایگاه ویژه‌ای دارد و از آن به نیکی و خوبی تعبیر می‌شود به همین دلیل افغان‌ستانی ها برای داشتن سالی پر بار بر سفره‌های خود در شب نوروز سبزی و سبزی پلو قرار می‌دهند.

ماهی کباب شده نیز از دیگر غذاهایی است که در شب نوروز طرفداران زیادی در بین خانواده‌های افغان دارد و در آستانه شب‌های عید ماهی در بازارهای افغانستان به شدت گران می‌شود.

در ایام نوروز وضعیت درآمدی مشاغلی چون ماهی پزی و شیرینی فروشی‌ها رونق ویژه‌ای می‌گیرد و معمولا مردم در این فروشگاه‌ها برای خرید در صف‌های طولانی می‌ایستند.

نوروزی

جوانانی که هنوز در دوران نامزدی به سر می‌برند و منتظر ازدواج هستند، یک روز قبل از نوروز به همراه هدیه نوروزی برای تبریک سال نو به خانه همسر خود می‌روند.

خانواده‌ پسر (داماد) با هدایایی چون لباس، جواهرات و حنا به همراه غذاهایی مانند ماهی، زولبیا، شیرینی و کلوچه‌های متنوع برای تبریک عید و دادن عیدانه به خانه عروس می‌روند.

خانواده عروس هم در مقابل، لباس مردانه و شرینی برای داماد آینده آماده می‌کنند.

لباس نو

در آستانه نوروز، بازار فروش لباس در شهر کابل بسیار رونق دارد و مردان و زنان به ویژه کودکان برای استقبال از بهار لباس‌های نو خریداری می‌کنند.

مردم افغانستان معتقدند در حالی که طبیعت با آغاز بهار نو می‌شود و این زیبایی بر جان و روح انسان نیز اثر می‌گذارد باید چهره و پوشش انسان هم پاکیزه و تمیز شود به همین دلیل مردم این کشور اقدام به خرید لباس نو می‌کنند.


خانه تکانی

خانه تکانی در آستانه نوروز از سنت‌های پسندیده افغان‌ها است.

زنان افغان در آستانه‌ نوروز با شستن فرش‌ها و گردگیری خانه‌ خود تلاش می‌کنند تا پاکیزگی و نشاط را در آستانه بهار در خانه به وجود آورند.

تزئین و رنگ خانه برای استقبال از بهار از دیگر رسوم افغان‌ها در روزهای آخر زمستان است و مردها در افغانستان تلاش می‌کنند تا در آستانه نوروز وسایل خانه خود را نو کنند.

 

دید و بازدید

گرچه تعطیلی عید نوروز در افغانستان فقط یک روز است اما درهمین فرصت اندک نیز دید و بازدیدها در حد مقدور انجام می‌شود و این

سنت حسنه افغان‌ها جشن نوروز را با سفارشات دین مبین اسلام بیشتر پیوند می‌دهد.

دیگر سنت‌ها

توسل جستن با مراکز مقدسی که منسوب به امیرالمومنین حضرت علی (ع) هستند از جمله در ۲ شهر کابل و مزار شریف بسیار دیدنی است.

 ده‌ها هزار افغان در اطراف این مکان مقدس جمع شده و با نیایش از خداوند طلب سال نیک می‌کنند.

جشن گل سرخ

جشن گل سرخ (میله گل سرخ) یک جشن خاص است که در مزار شریف در ۴۰ روز اول سال و به مناسبت روییدن گل‌های سرخ اجرا

می‌شود و در طول این ۴۰ روز مردم از همه جا برای حضور در این جشن به مزار شریف می‌آیند. این مراسم به طور همزمان با مراسم

جهنده علی (یا ژنده علی) انجام می‌شود. مراسم جهنده علی، مراسمی خاص دینی است که به مناسبت خلافت علی ابن ابی طالب

در مسجد مقدس این شهر که گفته می‌شود آرامگاه این امام است اجرا می‌شود. این مراسم با برافراشتن یک علم (که ترکیب رنگ آن به

 درفش کاویانی شباهت دارد و به آن ژنده سخی می‌گویند) در حرم منسوب به امام علی و در اولین روز سال اجرا می‌شود. جشن گل

 سرخ برای چهل روز در دشت‌های لاله و حرم ادامه می‌یابد.

جشن دهقان

در این مراسم که در روز اول سال اجرا می‌شود کشاورزان به شهرها می‌آیند و تولیدات خود را به نمایش می‌گذارند. در سال‌های اخیر این مراسم تنها در کابل و برخی شهرهای بزرگ اجرا می‌شود و حتی شخصیت‌های بلند پایه حکومتی نیز در تماشای آن شرکت دارند.

نگاهی به بازی‌های سنتی مردم افغانستان در عید نوروز


انجام بازی‌ها و سرگرمی‌های ویژه و باستانی در روزهای نوروز که بیشتر از سوی جوانان انجام می‌شود، به جذابیت این جشن باستانی می‌افزاید.

بز کشی، کشتی، بادبادک‌ بازی، تخم مرغ جنگی و چرخ و فلک سواری از جمله بازی‌ها و سرگرمی‌هایی هستند که در میان افغان‌ها از محبوبیت زیادی برخوردار است و در جریان جشن نوروز با شکوه تمام بر پا می‌شود.
 

کشتی پهلوانی

کشتی در ایام جشن نوروز، سرگرمی بسیاری از افغان‌ستانی ها به ویژه جوانان این کشور به حساب می‌آید.

کشتی از جمله ورزش‌های باستانی و پرطرفدار در میان مردم افغانستان است که در روزهای نوروز بیشتر در مناطق بیرون شهر با شرکت کشتی‌گیران و در حضور تماشاگران مشتاق برگزار می‌شود.

کشتی‌گیران محلی در مکان‌هایی که پوششی از سبزه و یا خاک نرم دارد، گردهم می‌آیند و با حضور یک داور، مسابقه میان ۲ کشتی‌گیر برگزار می‌شود.

 

 تخم مرغ جنگی، بازی دوست داشتنی افغان‌ها


تخم مرغ جنگی از بازی‌های ویژه نوروزی در افغانستان است که بیشتر در محلات تفریحی و پارک‌ها که مردم برای تفریح به آنجا می‌روند، برگزار می‌شود.

در این بازی ۲ نفر که هر کدام تخم مرغ‌های جوشیده و سفت در دست دارند، تخم‌ مرغ‌های خود را به یکدیگر می‌زنند و تخم مرغی که زودتر شکست صاحب آن بازنده است و تخم مرغ شکسته شده به صاحب تخم مرغ برنده تعلق می‌گیرد.

تخم مرغ جنگی، تنها بازی محبوب جوانان افغانستانی نیست، بلکه در میان بزرگسالان هم از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است.

کودکان نیز این بازی را بسیار دوست دارند و می‌توان، گفت که بسیاری از خانواده‌های هموطن این بازی را با اعضای خانواده خود انجام می‌دهند. 
 

 

چرخ‌و فلک سواری
 


چرخ‌وفلک سواری یکی دیگر از سرگرمی‌های نوروزی مردم افغانستان است که بیشتر نزد کودکان و نوجوانان محبوبیت دارد.

بسیاری از چرخ‌وفلک‌هایی که چرخیدن با آنها آرزوی بسیاری از کودکان در افغانستان است مدرن نیستند.

بازی‌های دیگری چون "نیزه بازی"، "خروس جنگی"، "کبک جنگی" و "گردو بازی" از دیگر سرگرمی‌های مردم افغانستان در جشن نوروز هستند.
  بز کشی

بزکشی از بازی‌های قدیمی و پر طرفدار مردم افغانستان به شمار می‌رود.

با وجود آن که بز کشی از بازی‌های محلی ولایت‌های شمالی افغانستان به شمار می‌رود، اما به دلیل جذابیت آن، این بازی در تمام نقاط افغانستان علاقمندان فراوانی دارد و در زما‌ن‌های مختلف به ویژه ایام نوروز مسابقات بز کشی در تمام ولایت‌های افغانستان برگزار می‌شود.

"حاجی عبدالرشید" رئیس "فدراسیون بزکشی" کمیته المپیک افغانستان در این رابطه به خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، اظهار داشت: بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده در نوروز امسال، مسابقات بز کشی زیادی در سراسر افغانستان برگزار خواهد شد.

وی گفت: از جمله این مسابقات می‌توان به ۲ مسابقه بزرگ که قرار است در روز دوم و سوم نوروز در شهر مزار شریف برگزار شود، اشاره کرد.

عبدالرشید خاطرنشان کرد: همچنین مسابقاتی برای ولایت‌های دیگر چون "کابل"، "بدخشان"، "تخار"، "قندوز"، "بامیان"، "پروان"، "پنجشیر"، "کاپیسا"، "غور"، "بادغیس"، "سرپل" و "فاریاب" در نظر گرفته‌ایم.

در بازی بزکشی، اسب سوارانی که به "چاب‌اندازان" معروف هستند، تلاش می‌کنند تا بزی را که قبلاً سرش را بریده‌اند در نقطه‌ای به نام "دایره حلال" بیندازند.

در بزکشی مانند فوتبال ۲ گروه با یکدیگر رقابت می‌کنند و در هر گروه ۱۲ چاب‌انداز بازی می‌کنند.

این بازی در یک میدان هموار و بزرگ انجام می‌شود و هر چاب‌انداز برای برداشتن بز از زمین و بیرون رفتن از میان چاب اندازان گروه رقیب، باید مهارت بالایی داشته باشد تا بتواند بز را به دایره حلال برساند.

رئیس فدراسیون بزکشی افغانستان تصریح کرد: چاب‌اندازان از ماه‌ها قبل برای حضور در مسابقات نوروزی در حال تمرین کردن هستند و برای کسب آمادگی‌های لازم مسابقات دوستانه برگزار می‌کنند.

هر ساله برگزاری مسابقات بز کشی در جشن نوروز با استقبال بی‌نظیر مردم افغانستان روبرو می‌شود.

عبدالرشید در این باره می‌گوید: در مسابقاتی که همه ساله در مزار شریف برگزار می‌شود، شمار تماشاگران به ۲۰ تا ۵۰ هزار نفر می‌رسد و در ولایت‌های دیگر نیز این آمار به یک هزار تا ۱۰ هزار تماشاگر مشتاق می‌رسد.

وی خاطرنشان کرد: در مسابقات بزکشی جوایزی مانند خودرو و پول نقد تا مبلغ یک هزار دلار از سوی فدراسیون بزکشی با حمایت بازرگانان که برای تماشای مسابقه می‌آیند به چاب‌اندازانی که موفق به رساندن بز به دایره حلال شوند، اهدا می‌شود.

بادبادک بازی(گدی‌پران)
بادبادک ‌بازی از جمله بازهای مورد علاقه مردم افغانستان به ویژه جوانان شهر کابل است و روزهایی که باد به آرامی می‌وزد، آسمان کابل پر از بادبادک‌های رنگارنگ می‌شود.
جوانان شهر کابل در روزهای نوروز با حضور بر فراز تپه‌ها برای بلند کردن بادبادک‌های خود تلاش می‌کنند، این بازی به عنوان یکی از سرگرمی‌های اصلی مردم افغانستان در جشن نوروز به شمار می‌رود.
بادبادک بازی بیشتر در فصل بهار و روزهای که باد بیشتر می‌وزد، رونق می‌گیرد و در روزهای غیر از جشن نوروز هم جوانان بادبادک‌های دست ساز خود را از بالای خانه‌هایشان بلند می‌کنند.
بادبادک‌ها در اندازه‌های مختلف و قیمت‌های گوناگون در مغازه‌های کابل به فروش می‌رسد، اما در گوشه‌ای از این شهر بازار مخصوص ساخت و فروش بادبادک وجود دارد.

در شرایطی که مردم افغانستان از جنگ و نا امنی رنج می‌برند، با این حال در تلاش هستند تا از هر وسیله و فرصتی برای تفریح و شادمانی استفاده کنند.

مردم افغانستان نوروز را به عنوان بزرگترین جشن مردمی و باستانی خود می‌دانند و بدون در نظر گرفتن مشکلات زندگی تلاش می‌کنند از این فرصت برای سپری کردن روزهای خوش بهترین استفاده کنند.

با وجود آن که در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان، تجلیل از سال نو ممنوع شده بود اما مردم این کشور در خانه‌های خود از این روز تجلیل می‌کردند

تاریخچه عید نوروز چیست؟جشن باستانی نوروز چطور به وجود آمد؟

اکثر مردم نوروز و جشنهای جنبی آن را جشن هایی با گذشته صد در صد ایرانی می دانند. بعضی از این مراسم، بخصوص چهارشنبه سوری، بخاطر اهمیت آتش در آن، حتی وابسته به دین زرتشت دانسته شده. از طرفی، شواهد مختلف نشاندهنده این مطلب هستند که این جشنها تاریخی فراتر از قوم "ایرانی" (به معنای قوم هندو-اروپایی مهاجری که در حدود سال ۳۰۰۰ سال قبل به ایران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسم قبل از آریایی این فلات سرچشمه می گیرند و چه بسا اقوام عیلامی، کاسی، گوتی و دیگر اقوام باستانی نیز آنها را جشن می گرفته اند.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام هندو- ایرانی و بعدا" ایرانی، در درجه اول قدیمترین قسمتهای اوستا و در حالت دوم، مقایسه باورهای دیگر مردم هندو-اروپایی (بخصوص هندو-آریایی ها) با باورهای ایرانیان باستان است. ریگ ودا، قدیمیترین بخش وداهای هندو-آریایی، یکی از بهترین منابع موجود برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام آریایی (هندو-ایرانی) است. باورهای اقوام دیگر مانند سکاها، نورستانی ها، و مردم ایرانی زبانی که در ماوراالنهر و مناطق شرق کوه های پامیر زندگی می کردند نیز می توانند الگوهای ما برای فهمیدن باورهای ایرانی های باستان باشند.


در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقیه یسناها که قدیمی ترین بخش های این کتاب هستند، هیچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای وابسته به آن نشده است. مراسم اوستایی اصولا" نیایشهایی به امشاسپندان مختلف و فره وشی ها هستند. یسناها سرودهایی هستند که برای ستایش میترا، آناهیتا، ورونا، هوم، و دیگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها باید خوانده شوند (کلمه های "جشن" و "یسنا" از یک ریشه هستند). در نتیجه، دربخشهای قدیم اوستا ذکری از جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده بدر و یا حتی سده نداریم.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

نخستین نشانه از نوروز در اوستا، در فرگرد دوم "ویدیودات" است که در ضمن توضیح زندگی "ییم" (جمشید)، به دستور برگزاری نوروز نیز اشاره شده (این روایت را فردوسی نیز ذکر می کند). اما ویدیودات از اخیرترین بخش های اوستاست که به احتمال زیاد یا در دوران ساسانی نوشته شده و یا در آن دوران به طور کامل بازنویسی شده و بسیاری از باورهای زرتشتی ساسانی در این کتاب وارد شده.


با نگاه کردن به باورهای مندرج در ریگ ودا نیز اثری از مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بینیم. جشن شروع سال در نزد این اقوام اهمیت زیادی نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنین در باورهای مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زیر نام "کافران" به پرستش خدایان باستانی هندو-ایرانی ادامه می دادند، هیچ اثری از نوروز وجود ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد این مردم کاملا" حفظ شده است.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


از طرفی، با نگاه کردن به طرز زندگی اقوام هندو-ایرانی و مقایسه آن با اقوام ساکن ایران و بین النهرین، می توانیم به نتایجی در مورد ریشه های تاریخی نوروز و جشنهای دیگر مربوط به آن برسیم. اقوام هندو-ایرانی بطور اعم، از راه دامداری و پرورش اسب زندگی می کردند و زندگی آنها برمبنان کوچ نشینی بنا شده بود. این طرز زندگی به این معنی بود که هندو-ایرانی های باستان (مانند سکاهای دوران تاریخی، سرمتها، هیونها، مغولان، و ترکها) به دنبال حیوانات خود برای پیدا کردن چراگاههای سرسبز روان بودند. در دشتهای محل سکونت این اقوام، فقط دو فصل زمستان و تابستان معنی داشت و به دلیل طبیعت نامعمول آن، خط تقسیم و زمان این دو فصل همواره نامعلوم بود.


اما مردم ساکن فلات ایران، عیلامی ها، کاسی ها، گوتی ها، اورارتو، میتانی ها، و تا حد بیشتری مردمان ساکن بین النهرین، وابسته به زندگی کشاورزی ساکن بودند. این بدین معنی بود که ترتیب کاشت، داشت، و برداشت محصولاتی نظیر گندم، مشغله اصلی این مردم محسوب می شد و زمان انجام هرکدام از این وظایف، اهمیت خاصی داشت. می بینیم که نوشتن تقویمهای نجومی که برمبنای آن حصول فصلها را معین می کردند، از دستاوردهای این مردم است.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

طغیانهای سالانه رودخانه ها، شروع فصل گرما، زمان برداشت محصول، زمان رها کردن نوبتی زمین ها، همه و همه از مشغولیات زندگی کشاورزی بوده و هستند. به همین دلیل، تقسیم سال به دوازده ماه و چهار فصل (که حضورشان در این منطقه کاملا" حس می شد)، تقسیم ماه به بیست و هشت روز (بر مبنای تقویم قمری) و وضع کردن هفته، همه از تقسیمات مردم سومر و بابل بود که از طرف مردمان همسایه آنها نیز استفاده می شد.


از جشن گرفته شدن آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسیاری در دست داریم. در روز آغاز بهار، پادشاه به سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دستهای این خدا، حمایت او را از سلطنت خود نشان می داد. بعد از این مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بیایند.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

اهمیت این مراسم را در آنجایی می توانیم ببینیم که بعد از تسخیر بابل از طرف کورش، پادشاهان پارسی تا زمان خشایارشا نیز هرساله این مراسم را انجام می دادند. پایان جشنهای بهاری در روز سیزدهم بهار (که اولین بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشتهای خارج از شهر اعلام می شده (نمونه این رسم را می توان در داستان حضرت ابراهیم مشاهده کرد).


از سوی دیگر، بسیاری از فرهنگ های جهان، از بابل باستان گرفته تا سلتهای اروپایی، مراسمی مانند برافروختن آتش در پایان فصل برداشت دارند. اصولا" روشن کردن آتش بعد از خرمن چینی جزو مراسم بسیار معمول همه جوامع کشاورزی بوده و حتی امروزه نیز در کشورهای اروپایی می توان نظیر آن را مشاهده کرد. در ایران نیز امروزه در طی مراسم جشن سده (که جشن رسمی پایان فصل برداشت بوده)، برافروختن آتش مرسوم است. به همین ترتیب، می توان روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری را نوعی از همین مراسم دانست.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


بطور خلاصه، می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و خارج شدن از شهر، از آیینهای جوامع کشاورزی مقیم ایران بوده است. اما اقوام ایرانی بعد از مهاجرت به این کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس این مراسم پرداختند و با وارد کردن بعضی از عقاید خود (تشبیه حلول بهار به پیروزی راستی بر دروغ)، آنرا تبدیل به جشنی کاملا" ایرانی کردند.

این جشن، که شاید از دورانی حتی قبل از زمان هخامنشی بوسیله این مردم برگزار می شده، تا مدتها جشنی مردمی بوده که توانسته به دلیل طبیعت غیر دینی و غیر سیاسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبدیل شود و کم کم به صورت جشنی درآید که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نیز آنرا به عنوان مراسم رسمی خود انتخاب کند.

 

 

هفت سین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

با فرا رسیدن‌ سال‌ نو، سفره‌ مبارک‌ هفت ‌سین‌ را می ‌گسترانیم.سفره‌ای‌ از هفت‌ گونه‌ گیاه‌ و دانه‌ و خوردنی‌ دلپذیر. آب‌ و آیینه، شمع‌ و چراغ، نقل‌ و نبات‌ و گل‌ و سبزه‌ در آن‌ می ‌نهیم، کتاب‌ آسمانی‌ خود را می‌ گشاییم‌ و در لحظه‌ حلول‌ سال‌ نو در برابر سفره‌ای‌ از برکت‌ الهی‌ و به‌ امید رونق‌ و بهبود و معیشتی‌ بهتر دست‌ به‌ دعا برمی‌ داریم.

 

هفت شین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

برخی‌ از محققان‌ معتقدند که‌ پیش‌ از اسلام، در این‌ سفره‌ هفت‌ شین می ‌گذاشته ‌اند همچون‌ شمع‌ ، شیرینی‌ ، شیر، شراب ، شهد و شاهدانه و یا هفت‌ گیاه‌ چیده‌شده‌ سودمند به‌ صورت‌ هفت‌چین و یا هفت‌ سینی‌ از خوردنی های‌ مطلوب است اما قرن هاست‌ که‌ در سفره‌ عید هر ایرانی‌ هفت‌ گونه‌ خوردنی‌ و سبزه‌ که‌ حرف‌ نخست‌ آن‌ سین‌ است‌، چیده‌ می ‌شود و آن ‌چنان‌ که‌ پیداست‌ سخن‌ بر سر حرف‌ سین‌ یا چین‌ یا شین‌ نیست بلکه‌ محتوای‌ سینی ها یا ظروفی‌ که‌ خوردنی‌ در آن‌ می ‌نهند اهمیت‌ دارد و محتوای‌ ظرف ها نمادهایی‌ در سفره‌ هفت‌ سین هستند.

 

روایات گوناگون از هفت سین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

در گذشته عدد هفت‌ خوش ‌یمن‌ ،مبارک‌ و حتی‌ مقدس‌ تلقی‌ می شده است.هفت‌سین در مراسم نوروزی به روایت‌های گوناگون به وجود آمده است، گروهی از پژوهشگران بر این باورند که درجشن نوروز، میوه‌ها ، شیرینی‌ها و خوراکی‌ها را در هفت عدد از سینی‌ها می‌چیدند و بر سفره نوروزی می‌گذاشتند و آن را هفت‌سینی می‌گفتند که بعدها در طول زمان به هفت‌سین تبدیل شده است.

گروهی دیگر چنین باور دارند که در زمان‌های پیش و به هنگام نو شدن سال بر سفره نوروزی هفت شین مانند شیر، شکر، شیرینی، شربت، … می گذاشتند که به تدریج به هفت‌سین تبدیل شده است.گروهی دیگر بر این گمانند که ابتدا هفت‌چین یعنی هفت نوع چیدنی از درخت،بوده است که بعدها به هفت‌سین تغییر یافته است.

 

چرا «هفت» در سفره‌ هفت ‌سین‌

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

عدد هفت‌ که‌ جمع‌ سه‌ و چهار است، نزد ریاضیدانان‌ به‌ سبب‌ شکل‌ هندسی‌ مثلث‌ و مربع‌ که‌ اشکال‌ همگن‌ و کامل‌ به‌ شمار می‌ آیند نمایانگر کمال‌ و به‌ شکلی‌ نمادین، به‌ مفهوم‌ کثرت‌ و تکامل‌ است. هنگامی‌ که‌ از عدد هفت، یا هفت‌ هزار و… سخن‌ گفته‌ می ‌شود معنای‌ زیاد بودن‌ مد نظر است. در میان‌ اقوام‌ هند و اروپایی‌ و همچنین‌ هند و ایرانی‌ این‌ عدد خوش‌ یمن‌ و مبارک‌ تلقی‌ شده‌ و در اساس، نقش‌ این‌ عدد در فرهنگ‌ ملت ها نقشی‌ مثبت‌ است.

 

واقعیت های‌ طبیعی، مشاهده‌ها و تجربه‌های‌ مردم‌ در گذر زمان، نقش‌ ادیان‌ الهی‌ و باورهای‌ دینی‌ مردم‌ در توجه‌ ویژه‌ به‌ عدد هفت‌ بسیار اساسی‌ است‌ و از همین‌ روست‌ که‌ قرن هاست‌ در آیین ها و رسم های‌ ایرانی‌ نیز این‌ عدد جایگاهی‌ ویژه‌ دارد. در چیدن‌ و آراستن‌ سفره‌ هفت‌سین‌ نیز نقش‌ این‌ عدد به خوبی‌ آشکار است.

 

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

نگاهی‌ گذرا به‌ واقعیت های‌ طبیعی، کتب‌ الهی، باورهای‌ مردم، هنر معماری، موسیقی، خط‌ و نیز ادبیات‌ ملل‌ نشان‌ می ‌دهد که‌ عدد هفت‌ تا چه‌ حد مورد توجه‌ ویژه‌ قرار دارد. در قرآن‌ کریم‌ و نیز نزد مسلمانان‌ ایرانی‌ عدد هفت‌ جدای‌ از سایر عددها مورد توجه‌ قرار دارد. در برخی‌ از آیه‌ها و سوره‌های‌ قرآن‌ از عدد هفت‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌ و نیز قرآن‌ را مشتمل‌ بر هفت‌ موضوع‌ دانسته‌اند.

 

مناسک‌ حج‌ هفت‌ مرحله‌ دارد و نخستین‌ قاریان‌ نیز هفت‌ نفر بوده‌اند. در کتاب های‌ آسمانی‌ انجیل‌ و تورات، بارها و بارها این‌ عدد با تأکید تکرار شده‌ است. همچنین‌ نزد زرتشتیان‌ هفت‌ امشاسپند گرامی‌ بوده‌ و در آیین‌ مهر هفت‌ اختر معتبر بوده‌ است. پیشینیان‌ ما نیز زمین‌ و آسمان‌ را دارای‌ هفت‌ طبقه‌ دانسته‌اند و به‌ زمین‌ هفت ‌اقلیم‌ می ‌گفته‌اند که‌ دارای‌ هفت‌ دریا بوده‌ است.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

 

خلق‌ جهان‌ را در شش‌ مرحله‌ یا گاهنبار گفته‌ اند و در روز هفتم‌ که‌ پایان‌ خلق‌ جهان‌ است‌ به‌ نیایش‌ و جشن‌ و سرور می پرداخته ‌اند؛ این‌ آیین‌ هنوز مشاهده‌ می‌شود و ادامه‌ دارد. حرکت‌ و تغییر شکل‌ ماه‌ در چهار هفته، وجود خوشه‌ ستارگان‌ یا خواهران‌ هفتگانه‌ و همچنین‌ تکامل‌ جنین‌ در هفت ‌ماهگی، رویش‌ دندان‌ کودک‌ در هفت‌ ماهگی، تغییر تکاملی‌ نطفه‌ به‌ جوجه‌ پس‌ از سه‌ هفته‌ و… از مواردی‌ است‌ که‌ در طبیعت‌ مورد مشاهده‌ و توجه‌ قرار گرفته ‌اند.

 

باورهای‌ ملت ها نیز نمایانگر توجه‌ به‌ عدد هفت‌ و نقش‌ آن‌ است. در قدیم‌ مصریان‌ به‌ هفت‌ رکن‌ قدرت‌ معتقد بودند، کلدانی‌ها هفت‌ طبقه‌ کمال‌ و بابلیان‌ هفت‌ طبقه‌ آسمان‌ را باور داشتند، یونانیان‌ به‌ هفت‌ خدا معتقد بودند، هندوان‌ خدایان‌ هفتگانه‌ «آدی‌تیا» را می ‌پرستیدند و رومیان‌ جشن‌ بزرگ‌ هفت‌ مادر یا «سپتی ‌ماترا» را برگزار می ‌کردند.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

بسیاری‌ از ملت های‌ دیگر نیز متوجه‌ این‌ عدد بوده‌اند. همچنین‌ از عجایب‌ هفتگانه‌ جهان‌ نام‌ برده‌ شده‌ است. در موسیقی‌ سنتی‌ ایرانی‌ هفت‌ دستگاه و در خط‌ هفت‌ شیوه‌ نگارش‌ تعیین‌ کرده‌اند. در هنر و ادبیات‌ نیز توجه‌ هنرمندان‌ و نویسندگان‌ به‌ عدد هفت‌ آشکار است.

 

در اساس‌ بین‌ اقوام‌ هند و اروپایی و نیز ایرانیان‌ و هندوان، عدد هفت‌ خوش ‌یمن‌ و مبارک‌ تلقی‌ شده‌ است و از همین‌ روست‌ که‌ در فرهنگ‌ ایرانی‌ ما که‌ بنیانش‌ بر باورهای‌ دینی‌ استوار است‌ در سفره‌ عید که‌ سفره‌ای‌ دلپذیر و خوش ‌یمن‌ و سرشار از امید به‌ بهبودی‌ و رونق‌ بیشتر است، هفت‌ سین‌ چیده‌ می ‌شود به‌ این‌ امید که‌ سال‌ نو پر برکت‌ و مبارک‌ باشد.

ظهور و سقوط مدرن

ظهور و سقوط مدرن

نویسنده: حمید مولانا

از منظر نویسنده غرب شناسی در ایران چهار دوره را پشت سر نهاده است که عبارت اند از :دوره شیفتگی، دوره فریفتگی، دوره بازندگی یا خودباختگی و دوره بازنگری .دوره بازنگری، دوره ای است که ما هم اکنون در آن به سر می بریم .از این رو، به جای شیفتگی و فریفتگی و خودباختگی باید به ارزیابی غرب شناسی و غرب پرستی و غرب ستایی بنشینیم .نویسنده می کوشد در آغاز کتاب، اشتباه دکارت و چگونگی جدایی سوژه و اثر را تحلیل نموده، سپس افسانه جامعه مدنی، استکبار و بردگی فرهنگی و معمای "گات و دکترین تجارت آزاد "را ارزیابی می کند .وی در بخش دوم مبحث توسعه، در بخش سوم ابعاد تمدن آمریکا و در بخش چهارم رسانه های تبلیغاتی و اطلاعاتی و انگیزه های پیدا و پنهان آنها را عیان می کند .افزون بر آن، نویسنده بر آن است آرای متفکرانی مانند "دکارت"، "دوتوکویل " و "لاک "را در پیوند با جامعه مدنی و توسعه و سکولاریسم ارزیابی کند. 

مسیر شاهرای کندهار- ارزگان پس از ۴۰ روز به روی ترافیک باز شد

مسیر شاهرای کندهار- ارزگان پس از 40 روز به روی ترافیک باز شدمسیر شاهرای کندهار- ارزگان پس از ۴۰ روز به روی ترافیک باز شد مسولان امنیتی می گویند: نیروهای امنیتی افغان موفق شدند شاهرای کندهار – ارزگان را که حدود ۴۰ روز پیش از سوی گروه طالبان مسدود شده بود، به روی ترافیک باز کنند.
به گفتۀ آنان در پی باز شدن مسیر این شاهرا، نیروهای تازه نفس نیز به هدف سرکوب طالبان مسلح وارد ارزگان شدند.
بقول اردوی ۲۰۱۵ میوند، می گوید: درجریان عملیات بازگشایی شاهراه کندهار-ارزگان ۹۲ طالب مسلح کشته و بیش از ۶۰ تن دیگر آنان زخمی شدند.
مقام‌های این قول اردو کشته شدن سه سرباز اردو و زخمی شدن شماری دیگری از آنان را در این عملیات تأیید می‌کنند.
همزمان با این تیم‌های نیروهای کماندو و نیروهای ضربتی پولیس می‌گویند که در جریان بازگشایی راه، ۱۷۲ ماین را خنثی کردند.
با این حال، همزمان با بازشدن مسیر این شاهرا، کاروان‌های اکمالاتی نیروهای دولتی نیز از شهر کندهار به شهر تریکوت رسیدند تا در راه اندازی عملیات علیه طالبان در اطراف ترینکوت نیروهای دیگر را کمک کنند ومناطق از دست رفته را دوباره از تصرف طالبان پس گیرند.
تهیه شده توسط فخرالدین قاری زاده

از تولد سینما در خانواده سلطنتی تا صف جوانان بیکار برای تماشای فیلم

نرگس محمدی: صنعت سینما از اوایل قرن بیستم وارد کشور افغانستان شد ولی همواره فراز و نشیب‌های سیاسی از همان ابتدا به سینمای این کشور اجازه رشد نداد.

یک سینمای تخریب شده در دوران طالبان

به هر حال طی قرن بیست، فیلم‌های «پشتو» و «دری» زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد.

از اواخر سال ۲۰۰۱ با متزلزل شدن حکومت طالبان در افغانستان، سینمای این کشور نیز به مرور وارد فاز جدیدی از حیات شد.

*سینمایی با سابقه ۹۰ ساله/از ورود سینما به افغانستان توسط خانواده سلطنتی تا تعطیلی کامل آن در دوران حکومت طالبان

_تخصیص سینما به خانواده سلطنتی

شخصی به نام «امیر حبیب‌الله خان» از اهالی قندهار طی سال‌های (۱۹۰۱تا ۱۹۱۹) امیر افغانستان بود که برای اولین بار نسبت به صنعت سینما علاقه نشان داد ولی تلاش وی برای ورود سینما به این کشور تنها به خانواده‌های سلطنتی محدود ماند و عملا این فن‌آوری از دسترس عموم به دور بود.

امیر حبیب‌الله خان، شاه افغانستان

_ورود پروژکتور سینمایی به افغانستان و نمایش فیلمی صامت برای عموم مردم؛ نقطه عطف سینما در این کشور

 پس از آنکه در سال ۱۹۱۹ «امیر حبیب‌الله خان» براثر یک کودتای خانوادگی در هنگام شکار در کله‌گوش،لغمان،افغانستان به قتل رسید، پسرش «شاه امان‌الله» به قدرت رسید، او در سال ۱۹۲۳ برای اولین بار  پروژکتور سینمایی که «فانوس جادویی» و یا «جعبه جادویی» هم نامیده می‌شد، را وارد افغانستان کرد.

در همین سال برای اولین بار یک فیلم صامت در ولایت لغمان در میان عموم مردم به نمایش درآمد ولی اولین فیلم افغانی با نام «عشق و دوستی» به کارگردانی «لطیف رشید» در سال ۱۹۴۶ ساخته شد.

فیلم «عشق و سینما»، اولین فیلم تاریخ سینمای افغانستان

*تعطیلی سینما در زمان حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون

طی سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ در دوران حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون، صنعت سینما و فیلمسازی در افغانستان تعطیل شد ولی با پایان حکومت نادرشاه و به قدرت رسیدن «ظاهر شاه»، فرزند ارشد نادرشاه به حکومت رسید.

«ظاهر شاه»، فرزند «نادر شاه»

_ساخت اولین سالن سینمای افغانستان

«ظاهر شاه» نسبت به پدرش تعصب چندانی نسبت به سینما نداشت و به مرور فضا برای ساخت فیلم در افغانستان کمی بازتر شد، آنچنان‌که در این دوران اولین سینمای افغانستان با نام «سینمای بهزاد» بنا نهاده شد و فیلم «عشق و دوستی»، اولین فیلم افغان تاریخ سینما نیز در همین سال‌ها ساخته شد، البته این فیلم در لاهور، پاکستان، فیلمبرداری شد.

وضعیت سینما بهزاد، اولین سینمای افغانستان در سال‌های اخیر

اگر چه در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فیلم‏‌های خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فیلم مستند ساخته می‌شد، آنچنان‌که به طور کلی می‌توان گفت در افغانستان همواره سوژه‏‌های فیلم‏‌های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.

به مرور طی گذشت سال‌ها فضا کمی بازتر شد تا آنجا که در سال ۱۹۶۸ میلادی، اولین سازمان سینمایی تحت عنوان سازمان فیلم «ذبیح‌الله فروتان» ساخته شد.

این سازمان یک سازمان دولتی به ریاست «لطیف احمدی» بود و از همین زمان سینمای افغانستان به «فیلم افغان» مشهور شد.

این سازمان نیز از ابتدا دست به تولید مستند و فیلم‌های جدیدی درباره ملاقات‌های رسمی و کنفرانس‌های دولتی زد، تمامی این فیلم‌ها در سینما اکران عمومی می‌شد تا آنکه به مرور نمایش فیلم‌های هندی در سینماهای این کشور رواج یافت.

_ساخت اولین فیلم سینمایی با حضور هنرمندان افغان

اولین سینمایی که توسط سازمان فیلم افغانستان و با استفاده از هنرمندان افغانی ساخته شد، «همانند عقاب‌ها» نام داشت.

فیلم «همانند عقاب‌ها»

کمی پس از فیلم، سازمان فیلم افغانستان دست به تولید یک فیلم سه اپیزودی با نام «اعصار» زد که اپیزودهای آن به ترتیب «قاچاقچیان»، «خواستگارها» و «جمعه شب» نام داشت.

دو فیلم دیگر با نام «آواهای روستا» و «روزهای دشوار» در همین دوران ساخته شد. همه این فیلم‌ها به صورت سیاه و سفید بودند.

در اواخر دهه ۶۰ ، سازمان فیلم افغانستان اقدام به ساخت اولین فیلم‌های رنگی تاریخ سینمای این کشور کرد که از آن جمله می‌توان «حماسه عشق»، «فرار»، «سرباز صبور»، «خاکستر»، «آخرین آرزو» و «پرنده مهاجر» اشاره کرد.

اگر چه به لحاظ تکنیکی هیچکدام از این فیلم‌ها در حد استاندارهای جهانی نبودند ولی به خوبی توانستند با مخاطبان افغانی خود ارتباط برقرار کنند گویی آنها این فیلم‌های آیینه‌ای از زندگی خودشان بود.

در اواخر دهه ۶۰ و  اوایل دهه ۷۰ میلادی، شوروی سابق کمک‌هایی به دانشجویان افغانی علاقمند به تحصیل در رشته سینما ارائه داد از آموزش گرفته تا کمک هزینه تحقیقات فرهنگی هنری.

_تسلط طالبان بر افغانستان/ تعطیلی صنعت سینما/فرار هنرمندان به ایران و پاکستان

با آغاز دهه ۹۰، بالا گرفتن جنگ‌های داخلی افغانستان و همچنین تسلط گروه طالبان بر این کشور، تعداد زیادی از افراد فعال در صنعت سینما به ایران و یا پاکستان گریختند و برخی از آنها فعالیت خود را به صورت محدود در قالب ساخت ویدئو‌هایی برای سازمان‌های غیردولتی ادامه دادند.

زمانی‌که در سال ۱۹۹۶، طالبان به طور کلی قدرت را در کابل به دست گرفت، بسیاری از سینماها تخریب و تعداد زیادی فیلم در آتش سوختند.

این گروه تماشای تلویزیون و فیلم را کاملا ممنوع کرد و در این میان سینماها را تعطیل و حتی در کنار سینماها چایخانه‌ها و رستوران زیادی تخریب شدند.

_سقوط طالبان و دمیدن جانی دوباره به کالبد سینما

از سال ۲۰۰۰ ، با نزدیک شدن به از هم پاشیده شدن حکومت طالبان، سینمای افغانستان به مرور از فضای سکوت و خفقان خارج می‌شد. قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر، «محسن مخملباف»، کارگردان ایرانی علاقمند به افغانستان، با ساخت فیلم «قندهار» توجه جهانیان را به این کشور جلب کرد. «قندهار» اولین فیلم تاریخ سینما درباره افغانستان بود که به جشنواره فیلم کن راه یافت.

فیلم سینمایی «قندهار»

کمی بعد «سمیرا مخملباف»، «صدیق برمک»، «رازی محبی»، «سایمین مالک‌نصر» و «ابوالفضل جلیلی» از جمله فیلمسازانی بودند که در زمینه احیاء سینمای فارسی (دری) در افغانستان فعالیت کردند.

اولین فیلم فارسی_پشتوی «صدیق برمک» با نام «اسامه» در سال ۲۰۰۳ توانست در جشنواره‌های زیادی چون کن و لندن جوایز بسیاری را از آن خود کند.

فیلم «اسامه»

«برمک» هم‌اکنون ریاست مدرسه جنبش آموزش کودکان افغان را به عهده دارد، مدرسه‌‌ای که وظیفه دارد در جهت توسعه و ارتفاء سطح سینمای افغانستان، نیروی بازیگر و کارگردان تربیت کند.

در سال ۲۰۰۶ افغانستان نیز به اتحادیه جشنواره‌های فیلم آسیای مرکزی و قفقازستان جنوبی پیوست.

فیلم «راز زلیخا» در سال ۲۰۰۶ میلادی از اولین فیلم‌های سینمایی بود که پس از سقوط طالبان ساخته شد. این فیلم  به کارگردانی «هوراس احمد شنسب»، به طور کلی در افغانستان ساخته شد.

فیلم «راز زلیخا»

«راز زلیخا» داستان خانواده‌ای است که ماه‌های پایانی حکومت طالبان، برای بقاء خود تلاش می‌کند.

این فیلم در جشنواره‌های بسیاری به نمایش درآمد و بسیار مورد توجه منتقدین و تماشاگران قرار گرفت.

پس از یک وقفه نسبتا طولانی در سال ۲۰۱۰، فیلم «ایمان» ساخته شد که در سینماهای «ریدینگ» استرالیا» به نمایش درآمد.

این اولین باری بود که فیلم افغانی در یک سینما نمایش داده می‌شد. این فیلم یک سال بعد نیز در جشنواره فیلم آسیای جنوبی در استرالیا برنده دو جایزه سینمایی شد.

فیلم ایمان

«هریس یوسف»، کارگردان و تهیه‌کننده این فیلم که خود ساکن استرالیا بود، برای ساخت فیلم «ایمان» به افغانستان سفر کرد، ساخت این فیلم شش ماه و مراحل پس از تولید آن نیز شش ماه دیگر به طول انجامید.

از سینمای فارسی افغانستان که بگذریم، سینمای پشتو در این کشور نیز طی سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی کرده است، از زمان سقوط حکومت طالبان تاکنون چندین فیلم به زبان پشتو در افغانستان ساخته شده است. چند فیلم پشتو نیز تاکنون توسط فیلمسازان خارجی ساخته شده که از جمله آنها می‌توان به فیلم «صبح به خیر افغانستان» ساخته «کامیلا نیلسون» در سال ۲۰۰۳ میلادی اشاره کرد.

_بهبود وضعیت زنان در سینمای افغانستان از زمان سقوط طالبان به بعد

در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی استفاده از بازیگران و فیلمسازان زن در یک پروژه فیلمسازی چندان سخت نبود ولی زمانی که جنگ‌های داخلی افغانستان شدت گرفت و طالبان بر اوضاع مسلط شد، اوضاع کاملا تغییر کرد، البته امروز اوضاع روز به روز برای سینماگران زن بهتر شده و حضور آنها در جاهای مختلف سینما پررنگ‌تر از دیروز می‌شود. در حال حاضر ده‌ها بازیگر زن که برخی از آنها در سطح بین‌الملل نیز مطرح شده‌اند، در سینمای افغانستان مشغول به کارند که از جمله آنها می‌توان به «لینا أعلم»، «امینه جعفری»، صبا سحر» و «مارینا گلبهاری» اشاره کرد.

_سینمای مستند، تنها سینمایی که در دوران طالبان تعطیل نشد

فیلم‌های مستند از زمان حکومت طالبان در این کشور همواره ساخته می‌شد که از جمله آثار مستند فاخر این دوران، می‌توان به دو مستند فیلم «۱۶ روز در افغانستان» ساخته «میثاق کاظمی» و «کارت‌پستال‌هایی از تورا بورا» اشاره کرد.

مستند ۱۶ روز در افغانستان

مستند «۱۶ روز در افغانستان» که با بودجه ۱۰۰ هزار دلاری به مدت ۶۰ دقیقه ساخته شده در دسامبر سال ۲۰۰۸ به نمایش درآمد و با استقبال روبرو شد.

_تولید انبوه فیلم‌های بی‌کیفیت در داخل و خارج از افغانستان  

در سینمای افغانستان تعداد فیلم‌های درجه «ب» و «ج» نسبت به دیگر فیلم‌های بیشتر است، فیلم‌هایی که با درجه کیفیت پایین چه در داخل و چه در خارج از افغانستان ساخته می‌شود.

بیشتر این فیلم‌ها برای مخاطبان افغانی و به ندرت برای مخاطبان غیرافغان و یا جشنواره‌های بین‌المللی ساخته می‌شود.

*وضعیت کنونی سینمای افغانستان: از کمبود تجهیزات و آموزش گرفته تا سلطه فیلم‌های بی‌کیفیت هندی بر بازار فیلم

علی‌رغم تمام پیشرفت‌هایی که از زمان سقوط حکومت طالبان به بعد در صنعت سینمای افغانستان به وجود آمد ولی سینمای این کشور همچنان از مشکلات اساسی رنج می‌برد، از عدم توجه دولت افغانستان به صنعت فیلمسازی گرفته تا کمبود تجهیزات و سالن نمایش در این کشور و همچنین وجود برخی دیدگاه‌های تندروانه ضد سینمایی که وجود دارد.

براساس گزارش‌های منتشر شده اصل و اساس بودجه سینما در افغانستان را موسسه‌ها و تشکل‌های غیردولتی خارجی و داخلی تأمین می‌کنند که این بودجه به هیچ عنوان جوابگوی هزینه‌های معیشت سینماگران نیست.

به نظر می‌رسد که شبکه‌های تلویزیونی همکاری چندانی با سینما نداشته و به خصوص در بخش تبلیغات، توزیع و فروش فیلم‌های سینمای رغبت چندانی نشان نمی‌دهند.

درباره تعداد سینما در این کشور آمار چندان دقیقی در دسترس نیست ولی براساس آمارهایی که تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار می‌داد، تنها حدود ۱۰ سینما وجود دارد که رسما کار نمایش فیلم را به عهده دارد.

بیش از ۹۵ درصد از فیلم‌های هندی بی‌کیفیتی که در سینماهای افغانستان نمایش داده می‌شوند، با موضوع عشق و جنگ و به زبان اصلی هستند.

از آنجایی‌که سینما در افغانستان هنوز به یک مکان فرهنگی تبدیل نشده، بیشتر کسانی که به سینما می‌روند، جوانان بیکار این کشورند.

و اما درباره زنان علاقمند به سینما، تا سال ۲۰۱۱ عملا هیچ‌گونه امکانی برای رفتن زنان به سینما وجود نداشت و تا این تاریخ تنها یک سینما در کابل بود که سانس مخصوص زنان داشت که آنهم همیشگی نبود و گاهی برای مدتی طولانی سانس بانوان به طور کلی تعطیل می‌شد.

از طرف دیگر درباره بازار فیلم در افغانستان باید گفت که با توجه به اینکه بیشتر خانواده‌های افغانی در خانه‌هایشان یک دستگاه دی‌وی‌دی دارند، به نظر می‌رسد، بازار اصلی فیلم در این کشور، همان بازار دی‌وی‌دی باشد.

البته مشکل اساسی بازار دی‌وی‌دی، کیفیت پایین دی‌وی‌دی‌ها،عدم وجود قانون کپی‌رایت در سیستم توزیع دی‌وی‌دی است.

مشکل دیگر این بازار، تسلط نسخه‌های غیرقانونی فیلم‌های درجه ۲ و ۳ هندی و خارجی بر آن است و بدتر از همه اینکه بیشتر این فیلم‌ها فاقد زیرنویس فارسی یا پشتوست.

سطح کیفی آموزش در بخش‌های مختلف صنعت سینما در این کشور به شدت پایین است و تا سه سال پیش تنها مرکز آموزش سینمایی در این کشور در دانشگاه کابل بود.

چه عواملی باعث سقوط اسپانیا در زمان مسلمانان گردید؟

در مدت حکومت اسلام در اسپانیا، جهان مسیحیت با تمام تجهیزات و نقشه‌هایی که کشیدند و جنگ‌های خونینی که برپا کردند نتوانستند این کشور را از دست مسلمانان خارج سازند تا سرانجام از ابزار بی‌بندوباری و عیاشی و شهوترانی استفاده کردند و توانستند ضربه سختی را بر آن‌ها وارد کنند.

کشور اسپانیا در جنوب غربی اروپا قرار دارد و یکی از کشورهای حاصلخیز و خوش آب و هوای این قاره است. این کشور در سال ۷۱۱ میلادی به دست مسلمانان فتح شد. «طارق بن زیاد»، که از طرف موسی‌بن نصیر فرمانده منصوب از جانب خلفای اموی در آفریقا مأموریت یافته بود اسپانیا را فتح کند، از راه جبل الطارق ـ که اکنون هم به نام اوست ـ وارد خاک اسپانیا شد. در حالی که هیچ امید نمی‌رفت با دوازده هزار سپاه بتواند این کشور را فتح کند. ولی با روح سلحشوری و شهامتی که در کالبد آنان بود در فاصله کمی شهرهای اسپانیا را یکی پس از دیگری فتح کردند.
مسلمانان حدود هشتصد سال بر این کشور حکومت کردند و هم اکنون نیز آثار تاریخی که از آنان به یادگار مانده است ـ مانند مسجد قرطبه، قصر اشبیلیه، مسجد الحمراء، و قصر آن ـ منبع درآمد سرشاری برای کشور اسپانیا است و هر سال گردشگران بسیاری برای تماشای این آثار تاریخی به اسپانیا می‌روند. در مدت حکومت اسلامی، جهان مسیحیت با تمام تجهیزات و نقشه‌هایی که کشیدند و جنگ‌های خونینی که برپا کردند نتوانستند این کشور را از دست مسلمانان خارج سازند تا سرانجام از ابزار بی‌بندوباری و عیاشی و شهوترانی استفاده کردند و توانستند ضربه سختی را بر آن‌ها وارد کنند.
خلاصه آنچه مورخان در این باره نوشته‌اند آن است که زمامداران مسیحی برای پیاده کردن نقشه ماهرانه خود یکی از افسران خائن به نام «براق بن عمار» را با خود همدست نمودند و مهم‌ترین کارهایی که به دست او انجام دادند، به شرح ذیل است:

۱٫ مشروبات الکلی را به حد کافی وارد شهرهای اسپانیا کردند و آن را با قیمت‌های بسیار کم در اختیار جوانان مسلمان قرار دادند و حتی یکی از کشیشان مسیحی در یک سال تمام انگورهای قرطبه (یکی از شهرهای اسپانیا) را پیش خرید کرد و همه را تبدیل به شراب کرد و قسم یاد نمود که آن شراب‌ها را جز به دانشجویان و جوانان مسلمان ندهد و همین امر سبب شد تا جوانان و حتی سالمندان به این سم مهلک معتاد شوند.

۲٫ دختران طنّاز اروپایی را گروه گروه وارد شهرهای اسپانیا کردند و به آن‌ها راه دلربایی از جوانان مسلمان را آموختند و آنان را آزادانه در تفریح‌گاهها و معابر عمومی به گردش واداشتند و در نتیجه جوانان مسلمان را به فحشا و بی‌بندوباری کشاندند و این امر به تدریج به زمامداران نیز سرایت کرد و مقدمات نابودی و سقوط آن‌ها فراهم شد.

پس از اجرای این نقشه‌ها و فراهم شدن زمینه تهاجم، طولی نکشید که حمله را علیه این کشور آغاز کردند و در اندک زمانی این کشور مسلمان را به تصرف خود درآوردند و ساکنان مسلمان آن را یا به قتل رساندند و یا آنان را از آن کشور بیرون نمودند و اسپانیا را، – که کشوری مسلمان و متمدن و دارای پیشرفتهای علمی و فرهنگی فراوان بود – به یک کشور مسیحی تبدیل کردند. [۱]

[۱]. کیفر گناه، ص ۱۷۴ ـ ۱۷۶.

تاریخچه خوشنویسی در افغانستان

خط و نگارش در تاریخ مدنیت و فرهنگ افغانستان از مباحث نهایت با اهمیت و مهم است، که توارد بدان مستلزم کاوش و بررسی همه جانبه و گسترده علمی و تاریخی می‌باشد. با دریغ در این عرصه کاوش اندک صورت گرفته و محققان ما کمتر مجال پرداختن به آنرا یافته‌اند؛ با آنهم برخی دانشمندان فریخته و گرامی ما چون: میر محمدعلی هروی که در عصر سلطان حسین بایقرا می‌زیست با تحریر کتاب “گنجینه خطوط افغانستان” نخستین کاوش را انجام داد، و قواعد در خط نستعلیق را مقرر کرد.

پوهاند عبدالحی حبیبی مورخ و نویسنده‌ای برجسته افغان با نوشتن کتاب “تاریخ خط و نوشته‌های کهن افغانستان” در سال ۱۳۵۰ خ برابر با ۱٩٧۱ م گام اساسی و ارزشمندی را در راستای خط‌شناسی و پیشینه تاریخی آن گذاشت و بسا زوایای تاریک کتیبه‌های قبل از تاریخ، چگونگی پیدایش خط‌های تاریخی و ریشه‌های باستانی آن و صورت رواج آنها در افغانستان قدیم را به تفصیل مورد بحث قرار داد. در این کتاب آثار مکشوفه و سنگ نبشته‌های قدیم در افغانستان و کشورهای همجوار بر شمرده شده، ولی توجه بیشتر به کنجکاوی‌های معطوف گردیده است که خاک کنونی افغانستان (سرزمین آریانه – خراسان) را در بر می‌گیرد.

این جستجو از ادوار زندگانی اسلاف پیشین ما آغاز یافته و با پیدایش و رواج خط در اوایل دوره اسلامی پایان می‌یابد. همچنان مساله تحول و انشعاب خطوط دوره اسلامی و تحلیل ارزشهای هنری خط موضوع جداگانه‌ای است که در مبحث دیگری توسط پروفیسور عبدالحی حبیبی دانشمند سترگ مورد پژوهش و تحقیق قرار داده شده است، این قسمت تاریخچه خط و کتابت را از عصر قبل از تاریخ تا اواخر قرن گذشته میلادی بیان و توضیح می‌دارد.
کتاب دیگر “هنر خط در دو قرن اخیر افغانستان” نام دارد. این اثر وزین طبع ۱۳۴۳ خ برابر با ۱٩۶۴ م مطبعه کابل و تالیف استاد عالیقدر عزیزالدین وکیلی فوفلزائی است که خوداز جمله پیشکسوتان معاصر هنر خطاطی به شمار می‌آیند. در این کتاب تذکره بسا خطاطان افغانستان تحریر یافته و همچنان نمونه‌های فراوان انواع خط خود و دیگران را در آن گنجانیده‌اند. از لابلای آن مهارت موءلف در اکثر خطوط قدیم و جدید آشکار شده است، در همین جاست که وی قدرت خامه‌پردازی خود را نیز مسلم گردانیده است. استاد فوفلزائی در این عرصه بسا آثار دیگر مانند: “خزینتهالاشراف”، “اصول خطاطی” و امثالهم را به یادگار مانده‌اند.

اثر دیگر “تعلیقات بر دیباچه دوست محمد کتابدار” از استاد فکری سلجوقی هروی است، در این کتاب مفید نیز ذکری از برخی خطاطان متأخر با نمونه‌های آثارشان آمده است.
در اواخر قرن ۱۴ میلادی امیر تیمور در آسیای میانه امپراتوری وسِیعی را تشکیل داد که در آن زمان تمام ممالک ماوراءالنهر {مراد از فرارود است که بعد از استیلای عرب به این نام یاد شد} شامل جمهوری‌های کنونی (ازبکستان، ترکمنستان، تاجکستان، قزاقستان، قرغزستان)، افغانستان و ایران را در بر می‌گرفت.
چون مردمان این امپراتوری مواریث هنری دوره غزنوی‌ها، غوری‌ها، خوارزم‌شاهی‌ها و سلجوقی‌ها را با آثار هنر اسلامی از غرب و هنر چینی و هندی و مغولی را از شرق با خود داشتند؛ بناً هنگامی که شاهرخ پسر امیر تیمور در آغاز قرن ۱۵ م در هرات به مرکز امپراتوری خود نشست، وی چنین مواریث را در سمرقند و هرات پرورانید، بعدها هرات به مرکز رنسانس هنری آسیای میانه مبدل گردید و مخصوصاً هنر کتاب‌نویسی و زیبانویسی به معراج خود رسید، که ابنیه عظیمی از کتیبه‌های منحصر به فرد آن زمان تا کنون از مفاخر ملی افغانستان بشمار می‌رود.
هرات تا اواخر عصر سلطان هنر پرور حسین بایقرا که مصادف به اواخر قرن ۱۵ م است در رشد و تکامل کتاب‌نویسی و هنر خطاطی گامهای برداشت، در همین دوره است که هنر خوش نویسی، نقاشی، کتاب‌سازی و میناتورکاری از این پرورشگاه رنسانس هنری به بخارا، اصفهان، تبریز و هندوستان انتقال یافت.

هنر خوشنویسی و خطاطی در مدنیت اسلامی هم مراحل تکامل خود را پیمود و بجای هنر نقاشی مکتب کندهارا و مانی، کوشانی و ساسانی در ابنیه دینی به طور تزهینی به کار رفت، هرچند شاهان در کاخهای مجلل‌شان گاهی دیوارهای نگارین و مصور هم داشتند؛ که بقایای قصرهای لشکری بازار بست به وسیله باستان‌شناسان و محققان شناسائی شده است.
بر بناهای دولتی تصاویر رنگین را با احتیاط به کار می‌بردند، اما معابد، مساجد، زیارتگاهها و مقبره‌ها از آن خالی بودند، در چنین موقعیت است که بجای تصاویر، انواع خط تزهینی و گل کاری‌ها و نقوش غیرجاندار در چنین موارد بکار می‌رفت، که در پهلوی سایر زمینه‌ها و استعداد هنری، همین عامل دینی هم محرک پرورش و ایجاد و رواج انواع خط‌های تزهینی گردید، و هزاران نسخه خطی مزین و منقش و مطلا از قرآن نوشتند و یا بر بناهای خود انواع خطوط تزهینی و نقاشی‌های گوناگون را به یادگار ماندند.

چنین عطف به هنر خوشنویسی در دوره تیموری باعث گردید، تا استعداد خلاق مردم هرات و تمام ملل خراسان به آفرینشهای هنری معطوف شود و هزارن نفر هنرمند، خطاط، نقاش، مجسمه‌ساز، معمار، کاشی‌کار و رنگ‌ساز تحت پرورش استادان این فنون قرار گیرد و به تخلیق آثار گرانبهای فرهنگی مبادرت ورزند. رنسانس هنری هرات شهکارها و آثار جاویدانی را در رشته‌های گوناگون هنرآفرید، که پرداختن بدان مستلزم کاوش ویژه‌ای می‌باشد.

عروج و نزول یا فراز و فرود خوشنویسی در ازمنه‌های مختلف تاریخ کشور:
همانطوری که تاریخ تمدن و فرهنگ در این سرزمین باستانی مملو از فراز و نشیب و عروج و نزول است، به موازات آن هنرها از جمله هنر خوشنویسی، نقاشی و نگارش نیز از تاثیرات تهاجمات، استیلاگری‌ها، انحطاط و هجوم فرهنگی در امان نمانده، بلکه در هر دوره‌ای از تاریخ این سرزمین همپا و همسنگ با سایر پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی – کانون‌ها و تمدن‌های نوخاسته دستخوش انواع عصبیت‌ها گردیده و تنها از ظهور اسلام تا استیلای چنگیزخان مغولی است که قسمت اعظم فرآوردهای هنری ما به یغما برده شد و حادثات سئو تاریخی چون؛ تخریبات علاوءالدین جهانسوز، آتش افروزی‌های چنگیزخان و ضربات سایر مهاجمین این سرزمین را تکان داد.

مرحله دیگر از اوایل قرن شانزدهم تا نصف اول قرن هژدهم حدود دوصد و چند سا ل را در بر می‌گیرد که افغانستان دستخوش تجزیه و تقسیم گردید، در این دوره آزادی ملی کشور محدود شد، مکتب فرهنگی و ادبی هرات وجود نداشت و سایر مراکز فرهنگی متلاشی و شهرها روبه انحطاط گذاشت، در این دوره هنر به قهقرا گرائید، مدارس مسدود گردید و چون مشوقی وجود نداشت، هرگاه هنرمندی و یا استادی ظهور می‌کرد، بیشتر به هندوستان که در آن زمان مجلل بود جذب می‌گردید. در چنین وضع بود که دیگر کاشفی، جامی، علیشیرنوائی، و بهزاد در افغانستان ظهور نکرد.
تا دوره امیر عبدالرحمن خان به هنر و خوشنویسی توجه خاصی نشد ولی مهمترین کاری که در عصر امیر عبدالرحمن عملی شد گذاشتن تهداب معارف و فرهنگ جدید در افغانستان بود، در صنوف ابتدائی در زمره سایر مضامین یکی هم حسن خط و مشاقی بود، بدینترتیب هنـر خطاطی و خوش‌نویسی شامل نصاب تعلیمی معارف گردید. بر علاوه مطابع جدید، توپوگرافی و نقشه‌کشی نیز بمیان آمد، و زنگوگرافی در همین دوره وارد و به کار انداخته شد. مطابع لیتوگرافی توسعه یافت و هنر خوش‌نویسی و حکاکی ترقی بیشتر یافت، این عصر که یکی از ادوار ترقی فرهنگی به مقایسه آن زمان محسوب می‌شود، توانست که زمینه‌های خوب رشد و تکامل هنر خوشنویسی را بمیان آورد.
در همین دوره است که استادان برجسته هنر خط نستعلیق چون میر عماد حسینی بنیان‌گذار این روش و استاد عبدالرحمن هروی ظهور می‌نمایند.

همزمان با انقلاب سیاسی در افغانستان و کسب استقلال در سال ۱٩۱٩ تحولات گسترده فرهنگی و اجتماعی نیز بمیان آمد، تاسیس مکاتب و مدارس صنایع نفیسه و گسترش عرصه‌های فرهنگی و کتابخانه‌ها، پذیرش سبک‌های عصری در اداره امور و پروگرامهای اصلاحی جزء پالیسی طراز اول آن زمان محسوب می‌شد.
در این عصر طلائی است که خوشنویسان بنام مانند:سید محمدعطا کندهاری استاد نستعلیق، میرزا محمدیعقوب‌خان کابلی استاد نستعلیق، میرزا محمد ناصر کابلی استاد نستعلیق، شیخ محمدرضا هروی استاد خطوط، سید محمدداود حسینی استاد خطوط گوناگون، سید محمدایشان حسینی الافغانی استـــاد خطوط، عزیزالدین وکیلی فوفلزائی استاد شیوه‌های گوناگون خط، میرزا عبدالغفارخان وفا یوسف‌زائی استاد نستعلیق و دیگران چون: آخوند محمدعلی هروی و صدهای دیگر ظهور رشد و تکامـل می‌نمایند.

بعد از سقوط دولت امانی دوره اختناق واغتشاش سقوی بمیان آمد، که در این دوره نه تنها مجال پرداختن به فرهنگ و هنرها نبود بلکه هنرها، ادبیات و فرهنگ سیر قهقرائی خود را پیمود.
در زمان حکومت شاه‌محمودخان صدراعظم ۱۳٢۵ تا ۱۳۳٢ خ برابر با ۱٩۴۶ تا ۱٩۵۳ م است که اوضاع اجتماعی تا حدودی تغیر می‌یابد و مبارزات سیاسی، دموکراتیک و ملی ظهور می‌نماید.
فشار چنین مبارزات اوضاع را به طرف دموکراسی، رشد و توسعه مطبوعات و فرهنگ متحول می‌سازد. و به یقین که در این دوره بازهم هنرها و فرهنگ رشد می‌نماید، در حالی که تخنیک معاصر آهسته آهسته ساحه خطاطی و خوشنویسی را محدود می‌سازد، ولی این هنر وسعت می‌یابد و علاقمندان فراوان در خارج از ساحه دولت نیز به این هنر می‌پیوندند.
دور ریاست جمهوری داودخان که در حقیقت نخستین جمهوری افغانستان محسوب می‌شود، توام با تغییرات شگرف و شتابزده بود، در این عصر در حالی‌که فشار و سرعت ارجعیت داشت، با آنهم هنرها مسیرش را طی کرد و طبعا ً در نظامهای انقلابی که تبلیغ و ترویج اهمیت بیشتر می‌یابد، زمینه رشد فرهنگی بیشتر از پیش مساعد می‌شود.

با بمیان آمدن تحولات دموکراتیک در دهه هشتاد میلادی با وجودی که شتاب و خیزش از مراحل قانونمند اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ممیزه این دوره بود، اما نهادهای فرهنگی بر پایه احساس و نیازمنـدی هدفمندانه رشد و گسترش یافت، از جمله هنرهای زیبا به توسعه و تکامل نسبی دست یازید و شمار بزرگی از بهترین شخصیتهای هنری و در این میان استادان هنر خوشنویسی چون عزیزالدین وکیلی فوفلرائی، حسینی، خرمی، تمیم رها، سید محبوب‌الله هاشمی، عبدالکریم حلیمی، عمر صدیقی و صدهای دیگر چنان هنر آفرینی کردند که مایه افتخار کشور و مردم ماست. همچنان اینها با مساعدت دولت توانستند تا نسلی از بهترین خطاطان و خوشنویسان را به جامعه تقدیم کنند.

در این دوره منورانه آرشیف ملی بمثابه مرکز تجمع و نگهداشت آثار و اسناد مهم تاریخی در پهلوی حفاظت از کتب تاریخی، اسناد اداری، فوتوهای تاریخی، کتب چاپی قدیمه و کمیاب و آثار پژوهشی تاریخی؛ تنها ۶٨۵ جلد کتاب نسخ خطی (خوشنویسی) و اسناد قلمی تاریخی را که همه به وسیله خوشنویسان گذشته ترقیم یافته‌اند، بر پایه اصول عتیق کتابداری فهرست، تنظیم و نسخه برداری کرد. همچنان از آثار و نسخ خطی مهم، کمیاب و نایاب مکرو فیلم ساخته و بایگانی شد ، آرشیف ملی افزون بر اینکه مر کز مهم و بااعتبار برای پژوهشگران و دانشمندان شمرده می‌شد، بمنظور معرفی بیشتر آثار دست داشته و جلب علاقمندان به مطالعه و پژوهش هرچند زمانی نمایشگاهی از برخی آثار خویش را دایر می‌کرد.
نگارستان غلام‌محمد میمنه‌گی، گالری ملی، سالون وزارت اطلاعات و کلتور، اتحادیه هنرمندان، گالری هنرهای زیبای دانشکده ادبیات دانشگاه کابل، خانه‌های فرهنگی، مراکز فرهنگی که بنـام شخصیتهای بزرگ فرهنگ افغانستان چون: ابوریحان البیرونی، شیخ‌الرئیس ابن سینای بلخی، امیر علی‌شیر نوائی، پیر بلخ مولانا، نورالدین عبدالرحمن جامی، ناصرخسرو بلخی، حکیم سنائی غزنوی، خوشحال‌خان ختک و دهها چنین مفاخر ملی یاد می‌شد، همه و همه شاهد برگداری محافل فرهنگی ،نمایش‌های هنری، نقاشی و خطاطی بوده و در عین حا ل در چنین مراکز کورسها برای آموزش نقاشی خطاطی و خوش نویسی، میناتورکاری، طراحی و رسامی گشایش می‌یافت. اینها نمونه‌های جالب مواظبت دولت وقت از هنر و فرهنگ است.

خوشنویسان و خطاطان تنها به همین محدوده که مطرح شد، باقی نمی‌ماند، بلکه بسا خوشنویسان ارجمند و زبردستی وجود دارند، که بنابر عدم دسترسی به تذکره آنها از قید نگارش مانده‌اند، امید است، دوستان – علاقمندان و به ویژه خود خوشنویسانی که در قید حیات اند، و یا اقارب و وارثان‌شان این آغاز را به انجام قرین سازند.

عصر جهادی‌ها تاکنون خود یک دوره جالب و عطف توجه است، در این دوره، تاریخ فرهنگی ما وارد یک نشیت عمیق می‌گردد، که نه تنها شیرازه نظام اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برهم می‌خورد، بلکه جامعه در کلیت آن سیر قهقرائی و نزولی خود تا سرحد از بین بردن ارثیه فرهنگ ملی و جهانی را می‌پیماید. اعدام بودا این نمونه ابهت فرهنگ باستان ما، و شکستن صدها مجسمه و آثار تاریخی دیگر، به یغمابردن موزیم ملی و فروش آثار آن به کشورهای خارجی، و صدها نمونه دیگر همه و همه بیانگر فرهنگ‌ستیزی و هنرستیزی است، در عصری که چنین باشد، به یک کلمه می‌توان گفت این دوره، دوره نزول و سراشیبی فرهنگی است، یگانه امید همانا استقرار نسبی است که بعد از قانون‌اساسی جدید بمیان آمده است، هرگاه در این دور حاکمیت قانون جاگزین تفنگ‌سالاری شود و در نتیجه یک حکومت دموکراتیک و سکولار اداره امور را بدست گیرد، در چنین فضا ممکن است، تا از احیای مجدد فرهنگی از جمله در راستای هنر خوشنویسی که مطمع نظر ماست سخن بمیان آورد.

استادان بر جسته هنر خطاطی افغانستان

امین الله پیرزاد، خوشنویس برجسته افغانستان، محمدعلی عطار هروی:


استاد امین الله پیرزاد هروی، در سال۱۳۲۰ خورشیدی در هرات زاده شد. او در سن ۱۵ سالگی به شاگردی استاد عطار هروی در آمد.
پیرزاد هروی در سال ۱۳۴۶ مقام ممتازی را در رشته خوشنویسی کسب کرد. در سال ۱۳۵۹ در موسسه غلام محمد میمنگی به عنوان معلم مشغول به کار شد.
با گذشت چند سال از اشغال افغانستان توسط شوروی، آقای پیرزاد در سال ۱۳۶۳ به ایران مهاجرت کرد و در موسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی در مشهد مشغول به کار شد.
آثار و مرقعات زیادی از وی برجای مانده است. وی در زمینه خط نسخ، ثلث و انواع خطوط کوفی مهارت داشت.
آقای پیرزاد علاوه بر افغانستان آثار ارزشمندی در موسسه هنری “آستان قدس رضوی” در مشهد و کتابخانه ملی ایران از خود برجای گذاشته است.
پیرزاد هروی در ۱۷ حوت سال ۱۳۸۱ در مشهد درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد.

نمونه کار استاد عطار هروی 

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن