خانه «=« اخبار (برگه 20)

اخبار

(راز)چرا روحانی نماد کلیــــــــــد را انتخاب کرد …؟؟

(راز)چرا روحانی نماد کلیــــــــــد را انتخاب کرد …؟؟

من دیگر امیدی به سیاستمداران ندارم

مقام معظم رهبری در حاشیه اجلاس سران کشورهای اسلامی عنوان کردند : من دیگر امیدی به سیاستمداران ندارم

کلیه اطلاعات پایگاه اطلاع رسانی انجمن فرهنگی تبلور اندیشه در کانال تلگرام

مارا در تلگرام دنبال کنید

Tabalwor0011

واکنش سرور دانش به انتشار نامه محرمانه

عده‌ای از فعالان شبکه‌های اجتماعی واکنش دفتر «سرور دانش» نسبت به چاپ نامه سرگشاده در روزنامه اطلاعات روز را در فضای مجازی منتشر کردند.

در این نامه آمده است: همان طور که شما مستحضر هستید، روز گذشته نامه‌ای از طرف دفتر معاونت دوم ریاست‌جمهوری خطاب به شرکت برشنا در یکی از رسانه‌های کشور به چاپ رسیده است. پس از انتشار این نامه سرگشاده لازم است تا چند نکته را روشن سازیم.

۱٫ طبق قرار ما با روزنامه اطلاعات روز، آن نامه سرگشاده فی‌الواقع باید طوری در روزنامه چاپ می‌شد که فقط رئیس شرکت برشنا می‌توانست بخواند.

محتویات نامه سرگشاده را فاش کردن خلاف تمامی اصول اخلاقی و انسانی بوده و به جز زوال اخلاق در رسانه‌های کشور، چیزی دیگر را نشان نمی‌دهد.

۲٫ لحن تند نامه چاپ شده در روزنامه با لحن نامه اصلی که یک کپی آن در دفتر معاونت دوم ریاست‌جمهوری موجود می‌باشد، فرق دارد.

مثلاً در بخشی از نامه آمده است؛ “…انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت از دشت «الوان پلخمری» به کابل از مسیر سالنگ، از نگاه فنی و اقتصادی توجیه معقول ندارد و در مغایرت با منافع ملی، توسعه متوازن، عدالت اجتماعی و سایر ارزش‌های مندرج قانون اساسی افغانستان بوده و مورد تأیید ما نمی‌باشد…”

این جای نامه دستکاری شده است. نامه نویسی با لحن تقریباً شدید با شخصیت استاد مطابقت نداشته و استفاده از هرگونه ادبیات خشن از نظر استاد مردود است.

۳٫ روزنامه اطلاعات روز نامه استاد را بدون درنظرداشت عواقب بعدی آن به چاپ رسانده است. اگر کارمندان و رییس شرکت برشنا از محتوای این نامه برآشفته و خطری را متوجه دانش بسازند، مسوولیت آن به عهده روزنامه می‌باشد.

نامه معاون دوم رییس جمهور به شرکت برشنا

به ریاست محترم شرکت برشنا!

موضوع: مسیرلین انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت از دشت الوان پلخمری به کابل
نکاتی در مورد پروژه لین انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت از دشت الوان پلخمری به کابل مطرح است که باید وزارت محترم انرژی و آب و شرکت برشنا مورد توجه قرار دهند و با این پروژه به صورت تخنیکی برخورد نموده و خواسته‌ها و نیازمندی‌های همه مردم و مناطق کشور مخصوصا مناطق مرکزی را که به صورت مکرر در زمینه تأمین انرژی برق از حکومت خواستار عدالت در زمینه شده اند، نیز مورد توجه قرار دهند.
برای اینکه این خواسته همراه با پشتوانه و استدلال تخنیکی و اقتصادی و از همه مهم‌تر تحقق عدالت اجتماعی و شکست حصر طبیعی مناطق هزاره‌جات ـ که جزو شعارهای انتخاباتاتی رئیس جمهور محترم بوده و اکنون نیز بخش از پالیسی حکومت را تشکیل می‌دهد ـ باشد، خلاصه سروی شرکت فیخنر (Fichtner) جرمنی که در سال ۲۰۱۳م در راستای تهیه و تدوین ماستر پلان برق ۲۰ ساله افغانستان انجام داده بود و گزارش نهایی آن در اختیار بانک انکشاف آسیایی و وزارت انرژی و آب قرار گرفته بود، جلب می‌نماییم.

پیش درآمد
توسعۀ شبکۀ برق در افغانستان یکی از پروژه‌های زیربنایی اقتصادی در افغانستان است که ماسترپلان ۲۰ سالۀ آن در دورۀ حکومت پیشین (در ابتدای سال ۲۰۱۳ میلادی) نهایی شد. از سوی دیگر افغانستان از نظر موقعیت جغرافیای برای انتقال برق از شمال به جنوب آسیا نیز مساعد تشخیص داده شده است. به همین دلیل طرح انکشاف شبکۀ برق افغانستان نیز در همین چارچوب تدوین شده است، تا از یک سو مسیر انتقال برق ترانزیتی باشد و از سوی دیگر با استفاده از بازار به وجود آمده، می‌تواند به تأمین برق مورد نیاز شهروندان کشور بپردازد و در صورت تولید برق بیشتر می‌توان مازاد بر نیاز داخلی خود را به کشورهای جنوب آسیا صادر نماید.
اکنون که در آستانه قرارداد خط انتقال ۵۰۰ کیلوولت از پلخمری به کابل قرار داریم، نظرات تخنیکی شرکت فیشنر از سوی د برشنا شرکت نادیده گرفته ‌شده است. نکاتی که به باور کارشناسان روند توسعه اقتصاد انرژی را با کندی مواجه می‌کند و «از نظر علمی و مسایل تخنیکی» قابل توجیه نیست.

در حال حاضر برق خریداری شده از کشورهای شمالی افغانستان توسط یک خط دو مدارۀ ۲۲۰ کیلوولت از مسیر سالنگ به کابل می‌رسد. زمانی که بررسی‌ها برای اجرای پروژۀ کاسا۱۰۰۰ شروع شد، یک شرکت کانادایی که مسئول تهیۀ طرح آن بود، در گزارشش تأکید کرده بود که امکان گذشتن خط انتقال برق «کاسا ۱۰۰۰» از مسیر سالنگ وجود ندارد و باید راه دیگری برایش جست‌وجو شود. با این وجود و به اصرار وزارت انرژی و آب و شرکت برشنا، خط کاسا ۱۰۰۰ نیز قبلا از مسیر سالنگ انتخاب شده بود و امسال تصمیم گرفته شد که این خط از کوههای صعب العبور هندوکش و خاواک پنجشیر بگذرد که این تصمیم نیز خالی از مشکلات نخواهد بود.
در اجرای سومین طرح خط انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت از پلخمری به کابل که در ماستر پلان از آن به خط برق «توتاپ» یاد شده است، بر خلاف نظر شرکت فشنر، برشنا شرکت اصرار بر انتقال این خط از مسیر سالنگ دارد. در حالی که این شرکت همواره در خلاصۀ ماستر پلان و نیز در کل ماسترپلان برق تأکید کرده است که برای افزایش تولید داخلی برق و نیز مسایل تخنیکی، مسیر خط انتقال «توتاپ» از پلخمری به سمنگان و بامیان تغییر داده شود و از آنجا به چوک ارغندی و سپس به کابل کشیده شود. اما اکنون برشنا شرکت برخلاف نظر تخنیکی شرکت فیشنر قرار است این خط را علاوه بر خط انتقال ۲۲۰ کیلوولت فعلی از مسیر سالنگ بگذراند. در ادامه مهم‌ترین نکات مطرح شده عبارت اند از:

۱: واقعیت‌ها
۱. هم اکنون یک لین انتقال برق از کشورهای آسیای مرکزی به کابل رسیده است (۲۲۰kV AC) که برق مورد نیاز بخش‌های شمالی افغانستان و هم‌چنین شهر کابل را تأمین می‌کند.
۲. دو لین برق دیگر و با بودجه بانک انکشاف آسیایی و بانک جهانی قرار است که باز هم از افغانستان بگذرد و به زودی کار آن‌ها شروع شود.
a. لین برق کاسا-یک هزار ( CASA -1000) که برق اضافه بر مصرف و تولید، کشورهای قرقیزستان و تاجیکستان را از طریق افغانستان به پاکستان انتقال می‌دهد و قرارداد آن نیز به امضا رسیده است.
b. لین برق سوم ۵۰۰ کیلو ولت ( ( ۵۰۰ kv HVAC – مشهور به لین توتاپ (TUTAP) – که برق کشورهای ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان را به افغانستان منتقل می‌کند.
۳. شرکت فیشنر (Fichtner) آلمانی ماسترپلان بیست ساله – ۲۰۱۲ تا ۲۰۳۲- برق افغانستان را تهیه نموده است. بر اساس نتایج مطالعات انجام شده، این شرکت معتقد است که به دلایل مهم تخنیکی و اقتصادی بهتر است که لین برق سوم – ۵۰۰ کیلوولت- از دره سالنگ کشیده نشود بلکه از مسیر بامیان عبور نماید.
چنانکه در چکیده راپور ۴۵۱ صفحه‌ای و هم چنین در بخش مربوط به بامیان شرکت فیشنر به این مطلب تصریح کرده است:
«برای انتقال بیشتر برق از مسیر هندوکش پیشنهاد می‌شود که از مسیر بامیان برای عبور لین انتقال ۵۰۰ کیلوولت استفاده شود. استفاده از مسیر بامیان از مواجهه با فضای تنگ و مشکلات دیگری که در گذرگاه سالنگ وجود دارند جلوگیری می‌کند، و در عین حال امکان اتصال برق تولید شده از طریق نیروگاه‌های زغال سنگ که در امتداد مسیر بامیان ایجاد خواهند شد را میسر می‌سازد و ضمناً فراهم آوری انرژی به کابل و جنوب افغانستان را به واسطه استفاده از یک مسیر جداگانه تضمین می‌کند.
برای انکشاف در مرحله بعد پروژه تولید برق آبی کنر A و B و افزایش تولید کجکی از طریق پروسه بهینه سازی و همچنین نیروگاه‌های تولید انرژی از ذغال سنگ برای پروژه‌های استخراج معادن عینک و حاجیگک در امتداد مسیر بامیان پیشنهاد می‌شود.
در حال حاضر کابل با کمبود برق مواجه است و دولت تأکید دارد که افزایش فوری ظرفیت انتقال انرژی به سمت کابل و فراتر از آن به سمت جنوب در اولویت بالایی قرار دارد. طوری که یک تحقیق جداگانه در مورد قابلیت انجام تخنیکی این پروژه از مسیر سالنگ نشان می‌دهد، انتخاب گذرگاه سالنگ برای ساخت لین جدید انتقال برق به کابل ممکن است این فایده را داشته باشد که مقدار ناچیزی در زمان ساخت لین کاهش بوجود آید و به مقدار ناچیزی از هزینه‌های مربوط کاسته شود. اما از زاویه دیگر، ضررهای قابل توجه‌ای را می‌بایست مد نظر قرار داد.
الف- شبکه اتصال نیروگاه‌های زغال سنگ در امتداد مسیر بامیان و شبکه انتقال برق به منطقه بامیان مستلزم ساخت یک لین دیگر خواهد بود که سرمایه گذاری‌های اضافی بسیار بالایی را می‌طلبد که باید آن را به مجموع سرمایه گذاری‌ها اضافه کرد. براساس پلان مربوط به پروژه CASA-1000، گذرگاه سالنگ مسیر انتقال لین HVDC برای پروژه CASA-1000 نیز خواهد بود، و ساخت یک لین سوم در امتداد گذرگاه سالنگ اگر غیرممکن نباشد بسیار مشکل خواهد بود.
ب- ساخت تمام لین‌های انتقال برق به کابل در یک کریدور و مسیر، خطر از دست دادن تمام انرژی برق به منطقه کابل و سایر شهرهای جنوبی در اثر یک واقعه انفرادی را افزایش خواهد داد که نتایج نامطلوب بزرگی اقتصادی و اجتماعی در پی خواهد داشت.
ج- باید متذکر شد که پیشنهاد ما (شرکت فیشنر) برای انتقال جدید انرژی برق از هندوکش مسیر بامیان می‌باشد و هدف از آن این است که از ضررها و هزینه‌های اضافی قابل توجه‌ای که ممکن است با انتخاب مسیر سالنگ ایجاد شوند جلوگیری گردد.» (گزارش نهایی شرکت فیشنر، ۲۰۱۳، صفحه ۱۸ و ۱۹ بخش ۸ و صفحات ۱۶۸ و ۱۶۹)
۴. اما شرکت برشنا بر خلاف ماستر پلان برق افغانستان، نظرات تخنیکی شرکت فیشنر صرفاً به خاطر اقتصادی (مصرف و زمان کمتر) و بدون در نظرداشت مشکلات تخنیکی و سایر مسایل اجتماعی مسیر سالنگ را انتخاب و ترجیح داده است.
۵. علاوه بر این در ماستر پلان فعلی انرژی برق، برخی از ولایات مثل ولایات غور، دایکندی و نورستان گنجانده نشده است که این موضوع با «عدالت اجتماعی، انکشاف متوازن و ایجاد یک جامعه مرفه» که در ماده ششم قانون اساسی مطرح شده است، هم‌خوانی نداشته و مورد قبول نیست و می‌باید در آن تجدید نظر بنیادی شود.

۲: دلایل تخنیکی فشنر برای انتخاب نکردن مسیر سالنگ
این شرکت برای عدم انتخاب مسیر سالنگ شش دلیل ذکر کرده است. (هرچند ممکن است برخی از آنها با جابجایی خط انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ از مسیر غیر سالنگ فعلا کم‌رنگ شده باشد.)
۱. دره سالنگ تنگ است و جای کافی برای سه لین برق وجود ندارد (لین برق کاسا حداقل ۵۰ متر و لین برق توتاپ حداقل ۱۰۰ متر عرض لازم دارد). به همین خاطر لازم است که قسمتی از لین برق از زیر زمین گذشته و پایه‌های برق فعلی باید جا به جا شوند.
۲. اگر تمام لین‌ها از سالنگ بیاید، خطر قطع برق و از دست دادن برق زیاد می‌شود. کافی است که یک پایه برق بیافتد تا برق قسمت جنوب هندوکش برای مدت طولانی قطع گردد. خطر برف کوچ و زلزله و یخ زدگی در سالنگ بسیار بالا است. (چنانکه در آخر زمستان سال گذشته (۱۳۹۳) چند پایه برق انتقال برق در سالنگ توسط برف کوچ تخریب گردید و در نتیجه شهر کابل و هم‌چنین شهرک‌های صنعتی پایتخت نزدیک به دو ماه با بی برقی و قطع آن مواجه گردید و خسارات سنگین اقتصادی بر مردم و شرکت‌های تولیدی وارد شد).
۳. کارهای ساختمانی مربوط به خط انتقال زیاد است. قسمتی از لین باید از زیر زمین عبور کند که خود به خود باعث افزایش هزینه و طولانی شدن زمان می‌شود.
۴. درنهایت، انتقال سه لین برق از سالنگ، از نظر تخنیکی بسیار سخت و حتا غیر ممکن است.
۵. هم چنین قرار است که دو بند آب در دره سالنگ و غوربند برای انتقال و استفاده در کابل جدید (ده سبز)، ساخته شود، این موضوع سبب اختلال بیشتر در شبکه و مسیر انتقال برق از دره سالنگ خواهد شد.
۶. به لحاظ قابلیت اطمینان شبکه‌ی برق (grid reliability) و هم‌چنین مسایل امنیتی، عبور دادن هر سه لین برق فشار قوی شمال به جنوب افغانستان که از شریان‌های اصلی تامین کننده‌ی انرژی افغانستان و منطقه محسوب می‌شوند، از یک مسیر صحیح نمی‌باشد.

۳: دلایل تخنیکی شرکت فشنر برای انتخاب کردن مسیر بامیان
به چند دلیل مسیر بامیان نسبت به مسیر سالنگ برتری دارد هرچند ممکن است مقدار هزینه آن
چند میلیون دالر افزایش یابد. شرکت فیشنر شش دلیل برای ترجیح مسیر بامیان بر سالنگ برشمرده است.
۱. از مشکلات مربوط به دره سالنگ دوری می‌کنیم.
۲. استفاده از کارخانه تولید برق از ذغال سنگ دره‌صوف و اشپشته بامیان در آینده نه چندان دور.
a. این دو معدن ذغال سنگ، جزئی ازپکیج معدن‌های آهن حاجیگگ و مس عینک می‌باشد. بنابراین انتقال برق از بامیان سبب تسریع در بهره برداری از این دو معدن می‌گردد.
b. اگر بخواهیم بعداً یک لین جداگانه از کابل به این دو معدن ذغال سنگ و معدن آهن حاجیگگ و مس عینک کشیده شود، هزینه اش بسیار زیاد شده و افغانستان باید از بودجه ملی خود و یا شرکت‌های سرمایه‌گذار در دو معدن آهن حاجیگگ و مس عینک سرمایه گذاری نماید که سبب می‌شود، دولت این معدن‌ها را با قیمت پایین تری به شرکت‌های خارجی واگذار نماید.
۳. بخش اعظم برق تولیدی در داخل افغانستان از طریق بندهای برق آبی (Hydropower) تولید می‌شود و چون این نوع تولید برق در فصل زمستان کاهش می‌یابد، ما شاهد کمبود برق در زمستان هستیم. راه حل این مشکل ورود هر چه عاجل‌تر برق تولیدی از منابع حرارتی (گاز و زغال سنگ) به شبکه‌ی برق افغانستان می‌باشد.
۴. معدن آهن حاجیگگ و مس عینک لوگر به‌طور مستقیم به شبکه برق سراسری وصل می‌گردد که سبب تسریع در استخراج مواد معدنی این دو معدن بزرگ افغانستان می‌گردد.
۵. ضریب خطر و ریسک قطع برق برای کابل و ولایات که از این طریق برق آن‌ها تأمین می‌گردد، کاهش می‌یابد.
۶. مطابق اهداف تعیین شده در پلان استراتژیک انکشافی دولت افغانستان (ANDS) و ماستر پلان برق افغانستان (APSMP)، بخش‌های بیشتری از افغانستان به شبکه سراسری برق وصل می‌گردد.

۴: مسیر بامیان و ایجاد فرصت‌ها
۱) با توجه به انتقال لین برق از مسیر بامیان دو معدن بزرگ زغال‌سنگ دره صوف، بامیان و معدن آهن حاجیگگ در مسیر قرار گرفته و زمینه برای استخراج آن‌ فراهم می‌گردد. در حال حاضر امتیاز تولید برق از معادن زغال سنگ دره‌صوف و بامیان به عنوان ضمیمه‌های قرارداد‌های استخراج معادن آهن حاجیگگ و مس عینک لوگر که از بزرگترین معادن کشور می‌باشند، به شرکت‌های برنده‌ی این قرارداد‌ها واگذار شده است. اما به دلیل نبودن زیر ساخت‌های موجود در معادن زغال سنگ و سایر مشکلات، این شرکت‌ها خواهان اصلاح قرارداد‌ها شده‌اند. نبود امکانات انتقال برق در این مسیر از علل اصلی تاخیر در اجرای این پروژه‌های بزرگ ملی است. برای اجرایی شدن این پروژه‌های ملی، نیاز است که در کوتاه‌ترین زمان ممکن، لین انتقال برق در این مسیر ساخته شود. بر اساس مطالعات انجام شده توسط شرکت فشنر، عبور خط انتقال توتاپ از مسیر بامیان بهترین فرصت برای رفع این نیازمندی می‌باشد.
۲) پروژه خط ۵۰۰ کیلوولت یک پروژه ملی است که از ولایات مختلف افغانستان عبور نموده و هدف آن تأمین برق ولایات مختلف است نه یک پروژه صرفاً تجاری. اگر تنها نگاه اقتصادی و تجاری، معیار انتخاب این خط انتقال بود نزدیکترین راه از بندر آقینه به سمت کابل و مناطق جنوبی، ولایت سرپل، بامیان و کابل بود نه مسیر طولانی، جوزجان، بلخ، سمنگان، بغلان و کابل. از سوی دیگر با عبور شاهراه انرژی توتاپ از این مسیر، براساس مطالعات شرکت‌های سی ان سی و فشنر، خود بخود زمینه تولید و فروش برق برای شرکت‌های بزرگ وکوچک سکتور خصوصی افغانستان فراهم می‌گردد.
۳) آنچه از مطالعات اسناد “شرکت برشنا” و استدلال مسئولان این شرکت، به دست می‌آید، عمده دلیل اظهار شده مسایل اقتصادی و تفاوت هزینه دو مسیر می‌باشد و دلایل تخنیکی نادیده گرفته شده است. اما به نظر می‌رسد که دلیل دیگری نیز در میان باشد که شرکت برشنا این قدر اصرار بر کشیدن حداقل دو لین انتقال برق از مسیر پرریسک مثل سالنگ اصرار دارد. علاوه بر این در انتخاب مسیر سالنگ برای دو لین انتقال برق (۲۲۰ کیلوولت فعلی و ۵۰۰ کیلوولت برق وارداتی از ترکمنستان و هم‌چنین کاسا ۱۰۰۰ از مسیر خاواک پنچشیر) از شمال به مرکز و جنوب کشور توازن انکشاف و عدالت اجتماعی و وصل شدن ولایات مرکزی به لین انتقال برق سرتاسری نادیده گرفته شده است که امید است رییس جمهور محترم توجه جدی به این موضوع حیاتی بنماید.

۵: ارزیابی اقتصادی
۱. با توجه به این که بر اساس پیشنهاد شرکت فیشنر، ساب استیشن کابل از چمتله به ارغندی انتقال یافته است (به پیشنهاد ماستر پلان تهیه شده توسط این شرکت) مسیر انتقال از بامیان نسبت به دره سالنگ، ۸۸ حداکثر کیلومتر طولانی تر می‌گردد. البته اگر فاصله سب استیشن چملته تا ارغندی که در حدود ۲۵ کیلومتر است، کم شود، تفاوت دو مسیر در حدود ۶۳ کیلومتر خواهد شد.
۲. هزینه انتقال برق از مسیر بامیان با در نظر داشت تغییرات به وجود آمده در محل انتهایی لین (ارغندی به جای چمتله) ، با هزینه‌ی انتقال برق از مسیر سالنگ تفاوت ناچیزی دارد.
۳. علاوه با انتخاب مسیر پل خمری- بامیان- ارغندی برای لین توتاپ، فاصله لین‌های کابل- قندهار و کابل- لوگر (مس عینک) هرکدام ۳۰ کیلومتر کوتاه تر می‌شود.
۴. هزینه انتقال لین برق توتاپ را بانک انکشاف آسیایی به صورت گرنت (کمک بلاعوض) می‌پردازد.
۵. با اتصال استیشن‌های برق حرارتی دره‌صوف و بامیان و هم‌چنین دو معدن آهن حاجیگگ و مس عینک به شبکه برق سراسری، توسعه و انکشاف اقتصادی افغانستان سرعت بیشتری خواهد گرفت.
۶. ساخت سرک دره‌شکاری از پلخمری به بامیان برخی از مشکلات ترانسپورتی و حمل و نقل لوازم خط انتقال برق را به خوبی مرتفع می‌نماید و صعب‌العبور بودن مسیر پلخمری به بامیان و از بامیان به کابل به مراتب کمتر از مسیر سالنک خواهد بود.
۷. بر بنیاد معلومات ماستر پلان وزارت انرژی و آب که برای ۲۰۱۵ و ۲۰۲۰م در نظر گرفته شده است، تفاوت هزینه مسیرهای بامیان و سالنگ خیلی معنادار نیست.

Capture

هرچند مسئولان برشنا شرکت تفاوت هزینه مسیر بامیان و سالنگ را بین ۲۴ تا ۳۴ میلیون دالر بیشتر برآورده کرده است، بر فرض که این مقدار هزینه هم بیشتر داشته باشد، باتوجه به مزایای تخنیکی و دوری از ریسک قطعی برق به طور هم‌زمان و تحقق عدالت اجتماعی هزینه زیادی نمی‌باشد و باید این شرکت مسایل فوق را مدنظر بگیرد.

۶: نتیجه‌گیری
با توجه به توضیحات فوق، اسناد سروی تخنیکی موجود از طرف شرکت فیشنر و عنایت ویژه دولت وحدت ملی به پروژه‌های زیر بنایی و ملی، پروژه فعلی شرکت برشنا در مورد انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت از دشت الوان پلخمری به کابل از مسیر سالنگ، از نگاه تخنیکی و اقتصادی توجیه معقول ندارد و در مغایرت با منافع ملی، انکشاف متوازن، عدالت اجتماعی و سایر ارزش های مندرج قانون اساسی افغانستان بوده و مورد تأیید ما نمی باشد و مردم مناطق مرکزی نیز بارها مخالفت خود را با آن ابراز داشته و خواسته‌های معقول خود را با حکومت شریک ساخته‌اند و اکنون می‌بایست وزارت محترم انرژی و آب و شرکت محترم برشنا در ماستر پلان خود تجدید نظر نمایند (زیرا همان‌گونه که اشاره شد، برخی از ولایات در این ماستر پلان گنجانده نشده‌اند) و لین سوم انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت از پلخمری به کابل از مسیر بامیان را اجرایی سازد تا از تمرکز خطوط متعدد انتقال برق در یک مسیر پر حادثه‌ای مثل سالنگ جلوگیری گردد.

سرور دانش
معاون دوم رئیس جمهوری اسلامی افغانستان

شیخ النمر چه کسی بود؟

رژیم عربستان سعودی با وجود اعتراضات فزاینده جهان اسلام به حکم اعدام شیخ نمر النمر روحانی برجسته شیعی عربستانی، این روحانی مبارز را به‌اتهام واهی حمایت از تروریسم به شهادت رساند.

وزارت کشور عربستان در بیانیه‌ای که خبرگزاری رسمی این کشور منتشر کرد، رسماً به اعدام روحانی برجسته شیعی عربستانی اشاره کرده است.

بیانیه وزارت کشور عربستان برای توجیه جنایت جدید آل سعود و اعدام روحانی مظلوم شیعی، شیخ نمر النمر، آیاتی از قرآن کریم را مستمسک قرار داده است.

در این بیانیه، وزارت کشور سعودی برای توجیه جنایت خود در به شهادت رساندن شیخ النمر، به حدیثی که به پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) نسبت داده شده، اشاره کرده است.

این بیانیه شیخ نمر النمر را مبلّغ فتنه و تفرقه خوانده است و این روحانی برجسته را که تنها برای احقاق حقوق مشروع شیعیان و رفع تبعیض و بی‌عدالتی در عربستان مبارزه می‌کرد، به تلاش برای برهم زدن امنیت و فتنه افکنی متهم کرده است.

رژیم آل سعود علاوه بر شیخ نمر باقر النمر، سه مبارز شیعی دیگر به نام‌های علی سعید الربح، محمد علی عبد الکریم الصویلم و محمد فیصل محمد الشیوخ را به شهادت رسانده است.

دادگاه جنایی عربستان در تاریخ ۲۳ مهرماه حکم بدوی اعدام تعزیری شیخ نمر را صادر کرده بود. شیخ نمر در تاریخ  ۲۳ آبان ماه اعتراضی کتبی در ۵۰ صفحه تقدیم دادگاه جنایی عربستان کرده بود. پس از آنکه دادگاه استیناف هم این حکم را تأیید کرد، وزارت کشور پرونده وی را به دربار آل سعود فرستاد که در نهایت امروز با امضای حکم اعدام وی از سوی سلمان بن عبدالعزیز شاه سعودی، این روحانی برجسته شیعی به شهادت رسید.

دادستان کل عربستان در ۲۵ ماه مارس گذشته خواستار اجرای حکم حد محاربه در حق آیت‌الله شیخ نمر النمر به‌‌اتهامات باطلی همچون شعله‌ور کردن فتنه مذهبی، دیدار با افراد تحت پیگرد، تشویق به قتل شهروندان و نیروهای امنیتی و تخریب مساجد طی خطبه‌های نماز جمعه، شده بود.

نهم جولای سال ۲۰۱۲ میلادی بود که «شیخ نمر آل‌نمر»، روحانی برجسته شیعی پس از تعقیب و حمله مسلحانه نیروهای امنیتی رژیم سعودی به خودرویی که در آن قرار داشت و او را به منزلش می‌برد، بازداشت شد.

شیخ نمر برای اولین بار در سال ۲۰۰۶ در بازگشت از بحرین و به‌دلیل مشارکت در همایش بین‌المللی قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شده بود.

شیخ نمر النمر برای دومین بار در تاریخ ۲۳ آگوست ۲۰۰۸ میلادی در شهر “القطیف” به‌اتهام تحریک شیعیان عربستانی برای جدایی از حکومت مرکزی به‌دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد.

شیخ النمر از شهادت در راه خدا سخن گفته بود

شیخ نمر روحانی برجسته شیعه عربستانی که به‌سبب حمایت از حقوق مشروع و پایمال شده شیعیان، امروز شنبه دوازدهم دی ماه، خبر شهادتش به‌دست آل سعود به خبر نخست رسانه‌ها تبدیل شده است، در پی صدور حکم اعدامش به طرفداران خود و محبان اهل بیت(ع) در اقصی نقاط جهان مژده داده و خداوند را به‌خاطر سرنوشتی که برایش مقدر کرده بود، شکر کرد.

“خداوند شما را به خیر بشارت می‌دهد” با این کلام، شیخ نمر باقر النمر روحانی برجسته شیعه عربستانی، خبر تأیید حکم اعدامش را ابلاغ کرده بود. شیخ نمر در یک تماس تلفنی، خداوند را به‌خاطر سرنوشتی که برایش مقدر کرده، شکر کرده و گفته بود: تمام امور به دست خداوند و تحت نظر اوست و همین برای ما کفایت می‌کند.

مسیر زندگی افتخارآمیز روحانی برجسته شیعی عربستانی از تولد تا شهادت

نِمِر باقر النِمِر (زاده ۱۳۷۹ق) مشهور به شیخ نمر، عالم شیعه در عربستان، منتقد سیاست‌های حکومت سعودی بود و بارها بازداشت و به زندان افکنده شد، وی به‌اتهامات بی‌اساسی همچون محاربه، داشتن عقاید انحرافی، خودداری از تبعیت نسبت به حکومت، تشویق به سرنگونی نظام سیاسی، تشویق به ترور اتباع خارجی مستقر در کشور و… از تابستان ۲۰۱۲ زندانی بود و اول آذر ۱۳۹۳ش (۲۲ نوامبر ۲۰۱۴)، محکوم به اعدام شد. صدور حکم اعدام برای شیخ نمر، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای از سوی محافل حقوق بشری و شیعیان سراسر جهان در پی داشت.

زندگی

شیخ نمر سال ۱۳۷۹ق (۱۳۳۸ش) در منطقه العوامیه استان قطیف در شرق عربستان به دنیا آمد. پدر او علی بن ناصر آل نمر، از خطبای معروف منطقه به شمار می‌رود. از دیگر عالمان این خاندان می‌توان به آیت الله محمد بن ناصر آل نمر اشاره کرد.

تحصیل در العوامیه، تهران و دمشق

شیخ نمر تا مقطع دبیرستان در مدارس شهر العوامیه درس خواند. سپس برای تحصیل علوم دینی به ایران مهاجرت کرد و از سال ۱۴۰۰ق در حوزه امام قائم(عج) در تهران که آیت الله سید محمدتقی حسینی مدرسی آن را تأسیس کرده بود، مشغول به تحصیل شد. وی پس از ۱۰ سال تحصیل در ایران، عازم زینبیه دمشق شد.

اساتید در قم و تهران و دمشق

شیخ وحید افغانی، شیخ صاحب صادق، آیت الله خاقانی، سید محمدتقی مدرسی و سید عباس مدرسی از اساتید او در لمعه، رسائل و مکاسب، اخلاق و همچنین درس خارج در قم، تهران و دمشق بوده‌اند.

نمر باقر النمر در ایران و سوریه و سپس عربستان سعودی، به تدریس دروس حوزوی از جمله مکاسب، رسائل و کفایه پرداخت.

همسر و فرزندان

شیخ نمر یک پسر و سه دختر داشت. همسر او منی جابر الشریاوی، ۸ مرداد ۱۳۹۱ش (۱۰ رمضان ۱۴۳۳) در حالی پس از یک دوره طولانی ابتلا به سرطان درگذشت که نمر باقر النمر در بازداشت به سر می‌برد.

فعالیت‌های اجتماعی در عربستان

نمر باقر النمر در سال ۲۰۰۳م نماز جمعه را در العوامیه برپا کرد. او پیش از این مرکز مذهبی «الامام القائم(عج)» را در العوامیه تأسیس کرده بود. این مرکز را سنگ بنای تأسیس «مرکز اسلامی» در سال ۲۰۱۱م دانسته‌اند.

شیخ نمر همچنین در العوامیه به فعالیت‌هایی نظیر احیای نقش مساجد، اقامه نماز جمعه، گسترش مباحث فکری و نظری، انتشار کتاب، مقالات و نوشته‌های متعدد، تسهیل ازدواج، پررنگ کردن نقش اجتماعی زنان، آموزش‌های دینی به جوانان و نوجوانان و مبارزه با فساد اجتماعی اهتمام داشت.

تلاش برای بازسازی قبور ائمه بقیع

نمر باقر النمر تلاش‌هایی جدی برای بازسازی قبور ائمه مظلوم در بقیع انجام داد. او از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷، هرساله خواستار برگزاری بزرگداشت سالروز تخریب قبور ائمه بقیع می‌شد اما هر بار رژیم عربستان سعودی با آن مخالفت می‌کرد. اما با وجود ممنوعیت از سوی دولت عربستان، این مراسم از سال ۲۰۰۷م (۱۴۲۸ق) برگزار شد. به‌علاوه، راهپیمایی‌هایی در اروپا و آمریکا با هدف محکوم کردن تخریب قبور ائمه و حمایت از بازسازی آن برگزار شد.

فعالیت‌ها و دیدگاه‌های سیاسی

نمر باقر النمر در فوریه ۲۰۰۹م، به مقامات سعودی هشدار داد که «اگر شأن و حیثیت ما به ما بازگردانده نشود، من شیعیان را به جدایی از عربستان فرا می‌خوانم. کرامت ما مهمتر از تمامیت کشور است.» او در این سخنرانی خواهان برگزاری انتخابات آزاد شد.

شیخ نمر همواره در سخنرانی‌های خود رژیم سعودی را به اعمال سیاست‌‌های تبعیض‌آمیز طایفه‌ای سازمان‌یافته، به‌ویژه در مناطق شرقی عربستان و به‌خصوص در دو منطقه الاحساء و القطیف متهم می‌کرد.

شیخ نمر النمر در یکی از خطبه‌هایش به‌خاطر مواضع و دیدگاه‌های تندش در قبال رژیم سعودی گفته بود: «می‌دانم فردا برای بازداشت من به‌سراغم خواهید آمد. خوش می‌آیید! این منطق و راه و روش شماست: بازداشت و شکنجه و کشتار، ما از قتل و کشتار نمی‌هراسیم، ما از هیچ‌چیز نمی‌ترسیم».

او به ارث بردن تاج و تخت میان حاکمان کشورهای عربی را غیرشرعی خوانده و مشروعیت دست به دست شدن پادشاهی در عربستان را زیر سؤال برده و آل سعود و آل خلیفه را پیرو انگلیس دانسته بود.

نمر همواره به‌صورت آشکار از فساد و استبداد و دیکتاتوری نظام سیاسی آل سعود انتقاد و همگان را به اصلاح و تحکیم پایه‌های آزادی و انتقال قدرت و نیز موافقت با تأسیس احزاب دعوت می‌کرد.

این روحانی برجسته شیعه نسبت به توهین به کرامت شهروندان عربستانی به‌ویژه شهروندان شیعی حساسیت ویژه‌ای نشان می‌داد. از نگاه او رژیم سعودی شیعیان را شهروندان درجه دو به شمار می‌‌آورد و آنها را از هر گونه حق و حقوق شهروندی محروم کرده است. او تأکید می‌کرد که از کرامت و حقوق شهروندان شیعی عربستانی حمایت خواهد کرد.

شیخ نمر پیوسته در سخنرانی‌های خود خواهان ایجاد تغییرات سیاسی، به رسمیت شناختن آزادی‌های عمومی، به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌ها و کنار گذاشتن تبعیض طایفه‌ای در عربستان بوده است.

وی دیگر حاکمان حوزه خلیج فارس را نیز مورد انتقاد قرار داده و از حرکت‌های انقلابی در کشورهای عربی به‌ویژه بحرین حمایت کرده بود. او اصلاح واقعی در جهان عرب و جهان اسلام را منوط به سقوط حکام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دانسته بود. نمر، آل خلیفه و دیگر حکام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را عروسک‌ها و ایادی آمریکا توصیف کرده می‌گفت: «همه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بدون استثنا زیر چتر ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند و ناو پنجم دریایی ارتش آمریکا برای به چپاول بردن چاه‌های نفت بحرین و دیگر کشورهای عربی در منطقه حضور دارد».

تحرک سیاسی در زمان منع تدریس و سخنرانی

شیخ نمر در سال ۲۰۱۱ همزمان با سقوط رژیم‌های دیکتاتوری حاکم در تونس و مصر، و با شروع جنبش مردم بحرین، بی‌توجه به ممنوعیت رسمی که مقامات سعودی از سال ۲۰۰۸ با منع تدریس و سخنرانی بر وی اعمال کرده بودند، سخنرانی‌های خود درباره آزادی سیاسی را با محوریت تغییر سیاسی از سر گرفت.

برخوردهای آل‌سعود با نمر

شیخ نمر از سال ۲۰۰۳، ۶ بار از سوی دولت عربستان سعودی بازداشت شد و آخرین بازداشت به زندانی شدن بلندمدت او و محاکمه و سرانجام شهادتش انجامید.

۱۴۲۴ق (۲۰۰۳): نمر باقر النمر اولین بار پس از آن بازداشت شد که با وجود خواست دولت عربستان مبنی بر عدم اقامه نمازجمعه، و همچنین تخریب محل آن، هفته‌ها به اقامه نمازجمعه پرداخت.

۱۴۲۵ق (۲۰۰۴): او دومین بار زمانی بازداشت شد که تلاش‌های خود برای برگزاری مراسم سالروز تخریب قبور بقیع را آغاز کرد.

۱۴۲۶ق (۲۰۰۵): سومین بازداشت، بار دیگر در پی درخواست او برای برگزاری مراسم سالگرد تخریب قبور ائمه بقیع رخ داد.

۱۴۲۷ق (۲۰۰۶م): شیخ نمر در همایش قرآن کریم که از سوی آیت الله سید محمدتقی حسینی مدرسی برگزار شد، شرکت کرد و بر حقوق شیعیان در عربستان سعودی تأکید کرد و مواردی از جمله تدریس مذهب شیعه در مدارس، لزوم بازسازی بقیع و… را مطرح ساخت. نمر باقر النمر پس از بازگشت به عربستان سعودی برای چهارمین بار بازداشت شد و مردم العوامیه در اعتراض به بازداشت او دست به راهپیمایی اعتراضی زدند.

۱۴۲۹ق (۲۰۰۸م): پس از آنکه دولت عربستان از او خواست به استان قطیف برود و مخالفت کرد، به شهر دمام برده شد و از وی خواسته شد تعهد کتبی مبنی بر لغو نمازجمعه بدهد، اما باز هم مخالفت کرد. پس از این با حکم وزیر کشور به زندان انفرادی برده شد. بازداشت پنجم بیش از ۲۴ ساعت به طول نینجامید.

آخرین و ششمین بازداشت نمر باقر النمر در ۸ ژوئیه ۲۰۱۲م (۱۸ تیر ۱۳۹۱ش) روی داد. نیروهای امنیتی عربستان در منطقه قطیف پس از کمین در خیابان و تیراندازی به‌سوی شیخ نمر، او را در حالی بازداشت کردند که ۴ گلوله به پایش اصابت کرده بود.

صدور حکم اعدام

۳ آبان ۱۳۹۴ برادر شیخ نمر اعلام کرد که دادگاه عالی و استیناف حکم اعدام شیخ النمر را تأیید کرده و حکم برای اجرا و تأیید نهایی به دفتر پادشاهی ارجاع داده شد. شیخ نمر پس از بازداشت در ۸ ژوئیه ۲۰۱۲م زندانی بود تا اینکه روز دوازدهم دی ماه ۹۴، به‌دست جلادان آل سعود به شهادت رسید.

کمک ۱٫۸ میلیون دلاری اتحادیه اروپا به کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در ایران

تهران، ۲۹ آذر ۱۳۹۴ – کمک سخاوتمندانه ۱٫۸ میلیون دلاری اتحادیه اروپا (اداره کل امور توسعه ای کمیسیون اتحادیه اروپا و اداره کل کمک های بشر دوستانه کمیسیون اتحادیه اروپا) تاکیدی است بر تعهد جامعه بین الملل در راستای حمایت از جمهوری اسلامی ایران در میزبانی بیش از ۹۵۰،۰۰۰ پناهده افغان.

این کمک که در راستای برنامه راه حل های راهبردی برای پناهندگان افغان، برنامه منطقه‌ای چندساله‌ای برای حمایت از بازگشت داوطلبانه، ادغام مجدد پایدار و مساعدت به کشورهای میزبان، صورت گرفته است به منظور افزایش خدمات ضروری و راه حل های پایدار برای پناهندگان افغان در ایران می باشد.

نماینده کمیسر عالی سازمان ملل در ایران، آقای سیوانکا داناپالا گفت، “کمیساریا از تلاش های بشردوستانه اتحادیه اروپا و این اهدائی سخاوتمندانه سپاسگزار است. این کمک تاثیر بسیار خوبی در حمایت بهتر از پناهندگان چه در ایران و چه در زمان بازگشت داوطلبانه آنها خواهد گذاشت “.

برنامه ها در زمینه های بهداشت، آموزش، معیشت، کمک های حقوقی و بازگشت در راستای افزایش میزان حضور دانش آموزان در مدارس، سواد آموزی، خوداتکایی، خدمات بهداشتی و نیز بازگشت داوطلبانه از پناهندگان حمایت می کنند و این اهدائی به شکل های ذیل سهمی در این زمینه ها خواهد داشت.

در زمینه آموزش کمیساریا می تواند تا با یاری دیگر همتایان دولتی خود یعنی ادراه کل امور اتباع و مهاجرین خارجی و وزارت آموزش و پرورش همواره از دسترسی پایدار پناهندگان به آموزش اطمینان داشته باشند و بتوانند با اخذ مدرک معتبر از سیستم آموزشی با کیفیت ایران بهره مند شوند. این کمک مالی در ساخت و بازسازی مدارس و بر پایی کلاس های سواد آموزی برای پناهندگان بزرگسال و کودکان بازمانده از تحصیل نیز سهمی خواهد داشت.

در زمینه بهداشت مکملی خواهد بود برای خدمات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دولت جمهوری اسلامی ایران در ارائه خدمات بهداشتی اولیه که توسط مراکز بهدشتی به پناهندگان که شامل واکسیناسیون،  بهداشت باروری، نظارت های قبل و پس از زایمان، سلامت مادر و فرزند، و تنظیم خانواده می باشد. مضافاً، طی اقدام اخیر دولت جمهوری اسلامی ایران و شامل شدن پناهندگان در بیمه سلامت، خدمات پزشکی ثانویه و ثالثیه برای پناهندگان ثبت شده در ایران تضمین می شود و دسترسی به این بیمه، امنیت بهداشتی پناهندگان و نیز چالش های مالی مربوط به هزینه های خدمات بهداشتی را تحت پوشش قرار می دهد.

در زمینه معیشت، برپایی کلاسهای آموزشی مهارتی ارائه شده توسط سازمان فنی حرفه ای و کمیساریا، به تقویت خوداتکایی پناهندگان و افرایش ظرفیت اقتصادی خانواده های پناهنده که می تواند باعث ترویج راه حلهای پایداروتسهیل پایداری بازگشت داوطلبانه شود، کمک می کند.

مضافاً، این کمک باعث می شود تا کمیساریا از طریق کمیته های حل اختلاف و وکلای استخدامی خود کمک های حقوقی به پناهندگان افغان در ایران ارائه کند. در کمیته های حل اختلاف پناهندگان افغان با دسترسی آسان و سریع از طریق میانجیگری و داوری به حل دعاوی مدنی خود می پردازند. وکلای استخدامی کمیساریا مشاوره حقوقی رایگان در اختیار پناهندگان افغان قرار می دهند، به نمایندگی از کمیساریا در جلسات کمیته حل اختلاف شرکت کرده و فعالانه در این جلسات حضور دارند.

با این اهدائی کمیساریا به بهبود ظرفیت خود در تسهیل بازگشت داوطلبانه پناهندگان افغان می پردازد. اطلاعات مربوط به امکانات موجود در افغانستان و همچنان فرآیند های مربوط به بازگشت داوطلبانه به صورت عمومی در دسترس پناهندگان قرار می گیرد تا آنها را در تصمیم گیری های آگاهانه کمک کند. پناهندگان همچنین کمک هزینه های حمل و نقل و حمل اثاثیه برای بازگشت داوطلبانه و اقلام غیر خوراکی برای تامین نیاز های اولیه خود در روزهای اولیه پس از بازگشت دریافت می کنند.

مظلومیت مضاعف مسلمانان شیعه در نیجریه

این روزها خبرهای ناگواری از نیجریه به گوش می رسد در ساعاتی که این مطالب نوشته می شود به مسلمانان شیعه در نیجریه از جمله شیخ ابراهیم زاکزاکی رهبر حرکت اسلامی این کشور حمله شده و اخبار حکایت از این دارد که وی به دست نظامیان مجروح شده و به مکان نامعلومی انتقال داده شده است همچنین رسانه ها از شهادت پانصد تا هزار نفر از شیعیان مظلوم این کشور از جمله تنها فرزند پسر ایشان خبر می دهند (سه فرزند پسر دیگر ایشان سال گذشته در راهپیمایی روز قدس به همراه تعداد دیگری از مسلمانان شیعه به شهادت رسیدند). همچنین اخبار حاکی از این است که تعداد قابل توجهی از نخبگان حرکت اسلامی نیجریه نظیر شیخ «محمد توری» رهبر مرکز کانو، «ابراهیم عثمان» سخنگوی این جنبش و «جمعه گیلیما» عضو برجسته جنبش مزبور به دست نظامیان به شهادت رسیده اند. بامداد روز یک شنبه ۲۲/۹/۹۴ اعلام شد که نظامیان ارتش نیجریه در تلاش برای بازداشت شیخ «ابراهیم الزکزاکی» رهبر شیعیان این کشور به خانه وی در منطقه «گیلسو» شهر «زاریا» یورش بردند و منزل ایشان را با سلاح هایی نظیر خمپاره مورد هدف قرار دادند این حملات پس از آن صورت گرفت که نظامیان نیجریه‌ای به یک مراسم ختم در حسینیه «بقیه الله» زاریا حمله کردند. این مراسم برای حدود ۳۰ شهیدی بود که روز جمعه در جریان حمله افراد ناشناس کشته شدند. هرچند حمله علیه مسلمانان شیعه در روز جمعه به گروه تروریستی بوکوحرام نسبت داده شده، اما شایعاتی مبنی بر دست داشتن عواملی از ارتش در آن نیز وجود داشت. رهبر شیعیان نیجریه روز یک¬شنبه در مصاحبه با رادیو هوسا از جزئیات حمله به شیعیان این کشور و حمله نیروهای دولتی به حسینیه بقیه الله در منطقه زاریا در شمال نیجریه پرده برداشت. وی اعلام کرد: «این بار نیز همچون گذشته نیروهای نظامی نیجریه و رسانه های وابسته به آنها به دروغ متوسل شدند و ما را به توطئه برای کشتن فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح متهم کردند، اما اگر واقعا این گونه بوده چرا او اکنون زنده است و کسی به او حمله نکرده است؟ فرمانده نیروهای ستاد مشترک هرسال از این راه به شهر زاریا می رود که نزدیک حسینیه بقیه الله است که ما مراسم خود را در آنجا انجام می دهیم و تا کنون هیچ اتفاقی برای وی رخ نداده، اما امسال مشغول برداشتن پرچم های سیاه و نصب پرچم های سبزرنگ و گفتن شعار لبیک یا رسول الله بودیم که ناگهان از همه طرف به ما حمله شد. لذا این سخن فقط یک تهمت و توطئه و تبانی از سوی رسانه ها است. این ارتش بود که می خواست به هر دلیلی که شده به ما حمله و شلیک کند و هیچ تحریکی از جانب ما صورت نگرفته بود. سؤال من این است که چه کسی بود که این مشکل را به وجود آورد؟ چه کسی قصد کشتن و کشتار داشت؟ این یک توطئه علیه ما بود که برای همه کاملا روشن است.»
بنا بر نقل شاهدان عینی و گزارش رسانه های محلی و بین المللی نظامیان به مکان مذهبی شیعیان «حسینیه بقیه الله(عج)» اهانت کردند و پس از از منفجر کردن دو درب حسینیه شمار زیادی از مردم را در آنجا شهید کرده و حسینیه را به آتش کشیدند و تعداد زیادی را بازداشت و به مکانی دیگر منتقل کردند و سپس آنها را تیرباران نمودند. و به مردم عادی در خیابان ها حمله می کنند و اجازه جمع آوری اجساد را نداده اند.

واقعیت این است این اولین بار نیست که مسلمانان پیرو مکتب اهل بیت(ع) در نیجریه مورد حمله صاحب منصبان مرتبط با رژیم صهیونیستی و سعودی در دولت و ارتش و گروههای افراطی و تروریستی نظیر بوکوحرام قرار می گیرند و به عبارت دیگر این مسلمانان مظلوم تحت فشار مضاعف از دو طرف قرار گرفته اند از طرفی برخی جریانات دولتی فاسد و متعصب آنها را مورد حمله قرار می دهند و از طرف دیگر گروههای تکفیری و تروریستی به قتل عام و کشتار جمعی آنها اقدام می کنند. که نگاهی به این سیاهه ی اقدامات خونین علیه مسلمانان شیعه در نیجریه در چند سال گذشته اوج مظلومیت مضاعف آنها را نشان می دهد:

الف ـ کشتار شیعیان توسط گروه تروریستی بوکوحرام:
گروه تروریستی ـ تکفیری بوکو حرام تاکنون عملیات تروریستی زیادی را علیه مسلمانان شیعه و نخبگان و عالمان پیرو مکتب اهل بیت(ع) در نیجریه انجام داده و مسئولیت آن را به عهده گرفته است. از جمله در۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ اعضای گروه در شهر "کانو" واقع در شمال نیجریه به منزل حاج محمد علی روحانی شیعی یورش بردند و پس از درگیری با وی، با شلیک چند گلوله این روحانی شیعی را به شهادت رساندند بنابراین باید گفت شیعیان نیجریه مظلوم ترین قربانیان گروه تروریستی بوکو حرام به شمار می آیند.

ب ـ اقدامات تروریستی سال ۲۰۱۳ میلادی علیه شیعیان
اشاره شد علاوه برگروه های تروریستی متاسفانه برخی صاحب منصبان متعصب نیز در دولت نیجریه از اقدامات تروریستی علیه مسلمانان شیعه ی این کشور ابایی ندارند . در روزهای ۱۶ و ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۳ شیخ ابراهیم زکزاکی، رهبر شیعیان نیجریه ، از توطئه ای خبر داد که قرار بود نیروهای امنیتی به شهر شیعه نشین زاریا حمله کرده و دست به قتل عام گسترده بزنند. البته این قتل عام به بهانه سرکوب اعضای باقی مانده فرقه بوکو حرام که در شهرهای مختلف پراکنده شده اند صورت می گیرد. همچنین شیخ زاکزاکی از طرح انفجار بمب در محل اقامت خود پرده برداشت. وی که در جلسه تفسیر قرآن در ماه رمضان سخن می گفت اعلام کرد: از زمان آغاز ماه مبارک رمضان اخباری مبنی بر طرح دولت نیجریه برای ترور وی به گوش می رسد. شیخ زکزاکی اضافه کرد که بر اساس طرح دولت، این حملات مقرر بود در روزهای منتهی به آخر رمضان تشدید شود و حمله اصلی جهت محو کامل جنبش اسلامی انجام شود. حتی دولت برخی روحانیون متعصب سلفی را نیز از این طرح آگاه کرده بود در مقابل دریافت امتیازاتی از دولت، دستور داشتند مردم را دعوت کنند که هیچ گونه همدلی و ملاطفتی با اعضای جنبش اسلامی شیعیان نداشته باشند. رهبر شیعیان نیجریه اضافه کرد: البته این طرح بر اساس این باور شکل گرفته بود که تظاهرات روز جهانی قدس تنها در شهر زاریا شکل خواهد گرفت در حالیکه انشاءالله در شهرهای کوچک و بزرگ نیجریه ما شاهد برگزاری این تظاهرات خواهیم بود.وی ادامه داد: برخلاف حملات قبلی به اعضای جنبش در روز عاشورا که گروهی از مسلمانان را علیه تجمعات ما تحریک کردند تا به نیات پلید خود در کشتن شیعیان دست پیدا کنند، این بار قصد داشتند خودشان رأساً وارد حمله شوند. زکزاکی طرح ترور خود را این گونه تشریح می کند: شیخ اضافه می کند که منابع موثق از ابوجا گزارش دادند که در عملیات ترور قرار است خانه من به همراه تمامی افرادی که در آن هستند منفجر شود. همچنین قرار بود تمامی اقدامات جهت حذف کامل اعضای جنبش اسلامی قبل از روز جمعه ۱۱ سپتامبر انجام شود.رهبر شیعیان درباره نگرانی مردم از بابت این اقدامات گفت: مردم از نقاط مختلف نیجریه و حتی خارج از کشور تماس های بسیاری گرفتند و خواستار ارائه راهکار شدند که بنده به همه آن ها توصیه کردم که برای رفع گرفتاری ها دعای جوشن کبیر را با حالت تضرع و زاری قرائت کنند. وی آحاد جامعه را در این گونه حوادث به سه گروه تقسیم کرد: ۱٫ گروهی که قصد ترور مردم را دارند(تکفیری ها). ۲٫ قربانیان احتمالی ۳٫ بقیه مردم. شیخ خطاب به تروریست ها گفت: کشتن مردم در طول تاریخ اتفاق افتاده و بسیاری از بندگان خدا به شهادت رسیده اند. بنده هیچ گاه در مقابل دستگیری مقاومت نکرده ام و حتی چندین بار حضوراً خود را به پلیس معرفی کرده ام و گفته ام که بهتر است مرا دستگیر کنید، یا به دادگاه برده و اعدام کنید ولی با بمب گذاری در خانه ام مرا ترور نکنید که افراد بی گناه بسیاری از جمله خانواده ام، مادر ۸۸ ساله ام و همسایگانم در آن کشته خواهند شد. وی خطاب به هوادارانش گفت که اگر هم من کشته شدم شما نباید مقابله به مثل کنید و آرامش خود را حفظ کنید. به گواه همه حتی دشمنان، بنده ۳۰ سال از عمر خود را وقف اسلام و دعوت به خدا کرده ام و در این راه هم پایدار خواهم ماند. وی به گروه سوم نیز توصیه کرد که به این خطر توجه داشته باشند که چگونه بعضی از مسلمانان برای کشتن دیگر مسلمانان آلت دست دشمنان می شوند. دشمنان اسلام و صهیونیست ها بدانند که قادر به انجام هیچ اقدامی برای رسیدن به اهداف شومشان نیستند. وی مسلمانان را دعوت کرد کاری نکنند که به درگیری های داخلی بین مسلمین دامن زده شود. شیخ ابراهیم زکزاکی با اعلام این خبر به سخنان خود پایان داد که برخلاف میل دشمنان، نظام اسلامی تشکیل خواهد شد. همچنین همان سال منابع خبری اعلام کردند طرح ترور زکزاکی و حملات همه جانبه به اعضای جنبش اسلامی قرار بود در دهه آخر ماه رمضان اجرا شود.

ج ـ حملات خونین به مسلمانان شیعه نیجریه در راهپیمایی روز جهانی قدس
برخی از سال ها در راهپیمایی آرام و مسالمت آمیز روز جهانی قدس نیروهای امنیتی نیجریه به بهانه تعقیب بقایای گروه تکفیری «بوکو حرام» بارها دست به کشتار تظاهرکنندگان شیعه زدند و برخی تظاهرکنندگان را دستگیر کرده و در زندان های پلیس به شهادت رساندند. ایست بازرسی‏های پلیس هم وظیفه داشتند از رسیدن هرگونه کمکی از مناطق دیگر به داخل شهرهای شیعیان جلوگیری کنند. در عین حال برخی صاحب منصبان دولتی با حمایت از علمای سلفی وابسته به حکومت از آنان خواسته بودند در سخنان خود جنبش اسلامی، رهبر و اعضای آن را یک فرقه انحرافی که باید محو شوند معرفی کنند و در صورت قتل عام اعضای جنبش اسلامی هرگونه همدردی و ابراز عواطف مردم مخصوصاً در میان بچه‏ ها و زنان را تقلیل دهند. شدت حملات خونین به مسلمانان شیعه در شهر زاریا که بیش‏ترین جمعیت راهپیمایان روز قدس را هر ساله در اختیار دارد بیشتر است.علاوه بر دخالت آمریکا و اسراییل، برنامه حمله به راهپیمائی روز قدس با پشتیبانی سعودی‏ها همراه بوده به این نحو که با پرداخت پول به برخی مبلغان سلفی آن‏ها را در سرتاسر کشور پخش کرده تا علیه جنبش اسلامی صحبت کنند. همچنین نیروهای امنیتی نیجریه در ابوجا پایتخت نیجریه نیز هرساله قبل از راهپیمائی روز قدس مذاکرات و تهدیداتی را برای مقابله با راهپیمائی روز قدس انجام می دهند در یکی از سال ها طرحی اجرا شد که مطابق آن طرح راه‏اندازی موجی از اتهامات علیه زکزاکی و پیروانش در دستور کار قرار گرفت که با حمایت مالی سعودی‏ها و اجرای علمای سلفی – وهابی که شیعیان را «رافضی» می‏خوانند انجام شد. برخی روزهای قدس خونین در نیجریه عبارتنداز:

۱ ـ جمعه خونین سال ۲۰۰۰م
در راهپیمایی روز قدس در سال ۲۰۰۰ تعدادی از شیعیان شهر زاریا به فرمان فرماندار سابق «ربیع کوانکواسو» به شهادت رسیدند.

۲ ـ روز قدس خونین سال ۲۰۰۹م
در راهپیمائی روز قدس سال ۲۰۰۹ م نیز عده بیشتری از مسلمانان شیعه با برنامه ریزی قبلی صهیونیست ها در شهر «زاریا» به شهادت رسیدند .آویگدور لیبرمن» وزیر خارجه رژیم صهیونیستی که به نژادپرستی معروف است دقیقاً چند روز قبل از اجرای این عملیات‏ها به نیجریه سفر کرد حاوی یک پیمان محرمانه امنیتی بود که بر اساس آن نه تنها پرسنل امنیتی نیجریه از سوی رژیم صهیونیستی آموزش داده می شوند، بلکه در درگیری‏های محلی رأساً دخالت می‏کنند. طرح ترور زکزاکی هم دقیقاً در روزهایی برنامه ‏ریزی شد که سفر لیبرمن (علی الخصوص با توجه به افکار نژادپرستانه و کینه وی نسبت به اسلام) بیش از این نمی‏توانست هشداردهنده باشد. نهایتاً در راهپیمایی روز قدس به تاریخ ۱۸ سپتامبر (۲۷ شهریور) نیروهای دولت به راهپیمایی آرام مردم در زاریا حمله‏ور شدند و علاوه بر شلیک گاز اشک آور، ۴ نفر را هم هدف گلوله قرار دادند که موجب شهادت یکی از شیعیان زاریا شد.  شیخ زکزاکی که سال‏هایی از عمر خود را به جرم مبارزه با دیکتاتوری حاکم نیجریه در زندان به سر برده وقتی نقشه اتحاد سلفی و صهیون برای انفجار خانه و دفتر وی افشا شد، و یارانش خواستند اسلحه به دست بگیرند، همه را به حفظ آرامش دعوت کرد و گفت که آن‌ها منتظرند شما اسلحه به دست بگیرید تا همه‌تان را بکشند.

۳ ـ کشتار جمعی روز قدس  در  ۲۰۱۴م
فجیع ترین مورد کشتار جمعی شیعیان نیجریه روز قدس سال ۱۴۳۵قمری (۳-۵-۱۳۹۳ )بود که پلیس نیجریه به تجمع شیعیان در شهر "زاریا" ولایت "کادونا" واقع در شمال نیجریه که به مناسبت روز قدس دست به تظاهرات زده بودند حمله کرد. شایان ذکر است در حالی که تظاهرات روز قدس جمعیت اسلامی زاریا مانند تمام فعالیت های دیگر آنان مسالمت آمیز بود، نیروهای نظامی نیجریه از پشت به سمت صفوف راهپیمایی کنندگان تیراندازی کردند. آنان همچنین تظاهرات کنندگانی که فرار می کردند را تحت تعقیب قرار داده و به سمت آنها شلیک کردند که منجر به شهادت ۳۳ نفر از شیعیان روزه دار و زخمی شدن دهها تن دیگر شد .«شیخ ابراهیم زکزاکی» رهبر جنبش اسلامی نیجریه که سه فرزندش را در حمله ناجوانمردانه نظامیان از دست داد. در خطبه های نمازعید فطر با اشاره به حمله ارتش نیجریه به تظاهرکنندگان روز قدس در این کشور گفت: کسانی که این جنایت را انجام داده اند می ‏خواهند ما باور کنیم که این کشتار یک درگیری فرقه ای بوده و به دست گروهی مذهبی رخ داده است؛ اما چنین چیزی واقعیت ندارد ما به شخصه دیدیم کسانی که در روز روشن به مردم حمله کردند یونیفورم های نظامی به تن داشتند و بر روی وسائل نقلیه کاملامسلح آن ها، نوشته های نظامی وجود داشت. از همین جا در می ‏یابیم که کشتار مردم بی گناه در «برنین گواری» یا «زمفارا» و نیز در دیگر نقاط به دست چه کسانی صورت گرفته است. رهبر جنبش اسلامی نیجریه افزود: باور کردنی نیست که حکومت منتخب مردم مسئول این کشتارهای گاه و بی گاه بوده است. ما نباید فریب بخوریم. این «بوکوحرام» نیست که مردم را می ‏کشد، بلکه آنهایی که در مسند قدرت اند بانیان اصلی این فجایع هستند .

بد نیست که به مصاحبه رئیس سابق سازمان اطلاعات انگلیس۶ MI که این روزها در روزنامه ایندیپندنت منتشر شد نگاهی بیندازیم: دیر لاو در مؤسسه سلطنتی خدمات انگلیس با افشای گوشه‌ای از چگونگی شکل‌گیری جریان تکفیری با حمایت غرب و مباشرت رژیم های مرتجع منطقه نظیر عربستان و قطر گفته بود: بندر بن سلطان رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان گفته بود بلایی که نازی‌ها بر سر یهودیان آوردند بر سر شیعیان و علوی‌ها خواهد آمد. ریاض این کار را بخشی از «عملیات گسترده قتل عام شیعیان و تبدیل زندگی آنها شبیه زندگی یهودیان در سایه نازیهای آلمان» می دانست. دیرلاو اعلام کرد: لحظه مرگباری که بندر بن سلطان به شیعیان وعده آن را داده بود فرا رسید و این کار نیز فقط به قتل عام گسترده شیعیان به واسطه عملیات انتحاری که از سال ۲۰۰۳ میلادی تاکنون بیش از یک میلیون شیعی بر اثر خودروهای بمب گذاری شده و عملیات انتحاری کشته شدند، محدود نبوده است بلکه به طور ویژه به واسطه کمکهای عربستان به جریان تکفیری نظیر داعش بود؛ که به کشتار زنان و کودکان شیعی و حتی قتل عام صدها دانشجو و دفن آنان در گورهای جمعی دست زد. ایندیپندنت نوشت: رسانه ها به بمب خبری که رئیس سابق سازمان اطلاعات انگلیس در سخنرانی اش در خصوص طرح بندر بن سلطان برای کشتار شیعیان و علوی ها و اقلیتهای دیگر منفجر کرد، متمرکز نشدند بلکه بر تهدید داعش علیه غرب تمرکز کردند، در صورتیکه دیرلاو تأکید کرد تهدید داعش علیه غرب بر خلاف تهدید القاعده، بزرگنمایی می شود، زیرا القاعده به تهدید منافع غرب تاکید داشت، اما داعش به اجرای طرح بن سلطان برای کشتار کسانی متمرکز شده است که داعش آنها را بر اساس عقیده وهابیت غیر مسلمان و کافر می داند. دیرلاو درباره نفاق عربستان در خصوص ادعای مبارزه با تروریسم گفت: سعودی ها عملا جهادی ها را در داخل سرکوب می کنند اما در خارج آنها را با استناد به عقیده وهابیت به ویژه برای کشتار شیعیان تشویق و ترغیب و حمایت می کنند.

برای مقابله با این وقایع ناگوار نکات زیر به نظر می رسد:
۱ ـ از دولت و نهادهای مسئول در نیجریه خواسته شود که هرچه زودتر نسبت به آزادی شیخ ابراهیم زاکزاکی رهبر حرکت اسلامی نیجریه اقدام شده و نظامیان خاطی در این اقدامات خونبار محاکمه گردند و از اقدامات قانونی شیخ زاکزاکی در  آگاه کردن مردم این کشور نسبت به حقوقشان در مقابل نظامیان قانون شکن حمایت شود.

۲ ـ تماس تلفنی وزیر امور خارجه با همتای نیجریه ای خود و ابراز نگرانی از اقدامات انجام شده علیه مسلمانان شیعه در این کشور قابل تحسین است که اقدامات مشترک وزرای امور خارجه کشورهایی که پیروان مکتب اهل بیت(ع) در آنها اکثریت دارند نظیر عراق و لبنان می تواند ایجاد حساسیت جمعی نسبت به اقدامات خونین علیه مسلمانان شیعه در این کشور را به مقامات نیجریه گوشزد نماید.

۳ ـ کمپین بین المللی درخواست جهانی جهت آزادی هرچه زودتر شیخ ابراهیم زاکزاکی ایجاد گردد.

۴ ـ مجمع جهانی شیعه شناسی بارها اعلام کرده که لازم است جهت حمایت از حقوق مسلمانان شیعه در جهان مراکز بین المللی دفاع از حقوق آنها تاسیس شود. بنابراین ضروری است برنامه فراگیری جهت حمایت از مسلمانان مظلوم پیرو مکتب اهل بیت(ع) در سرتاسر جهان اسلام تدوین گردد و مراکز اطلاع رسانی در خصوص انعکاس وقایع مربوط به آن فعال تر عمل کنند.

به عموم جوانان در کشورهای غربی‌

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

به عموم جوانان در کشورهای غربی‌
حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت. برای من تأسّف‌بار است که چنین رویدادهایی بستر سخن را بسازد، امّا واقعیّت این است که اگر مسائل دردناک، زمینه‌ای برای چاره‌اندیشی و محملی برای همفکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد. رنج هر انسانی در هر نقطه از جهان، به‌خودی‌خود برای همنوعان اندوه‌بار است. منظره‌ی کودکی که در برابر دیدگان عزیزانش جان میدهد، مادری که شادی خانواده‌اش به عزا مبدّل میشود، شوهری که پیکر بی‌جان همسرش را شتابان به سویی میبرد، و یا تماشاگری که نمیداند تا لحظاتی دیگر آخرین پرده‌ی نمایش زندگی را خواهد دید، مناظری نیست که عواطف و احساسات انسانی را برنینگیزد. هرکس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثّر و متألّم میشود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه. قطعاً یک‌ونیم میلیارد مسلمان همین احساس را دارند و از عاملان و مسبّبان این فجایع، منزجر و بیزارند. امّا مسئله این است که رنجهای امروز اگر مایه‌ی ساختن فردایی بهتر و ایمن‌تر نشود، فقط به خاطره‌هایی تلخ و بی‌ثمر فرو خواهد کاست. من ایمان دارم که تنها شما جوانهایید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز، قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شوید که غرب را به نقطه‌ی کنونی رسانده است.

درست است که امروز تروریسم درد مشترک ما و شما است، امّا لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، با رنجی که مردم عراق، یمن، سوریه، و افغانستان طیّ سالهای متمادی تحمّل کرده‌اند دو تفاوت عمده دارد؛ نخست اینکه دنیای اسلام در ابعادی بمراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدّت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است؛ و دوّم اینکه متأسّفانه این خشونتها همواره از طرف برخی از قدرتهای بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل مؤثّر حمایت شده است. امروز کمتر کسی از نقش ایالات متّحده‌ی آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطّلاع است. در کنار این پشتیبانی مستقیم، حامیان آشکار و شناخته‌شده‌ی تروریسم تکفیری، علی‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظامهای سیاسی، همواره در ردیف متّحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانه‌ی غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام، نمونه‌ی گویایی از تضاد در سیاستهای غربی است.

چهره‌ی دیگر این تضاد، در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده میشود. مردم ستمدیده‌ی فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه میکنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه میگیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز میکنند، یک خانواده‌ی فلسطینی ده‌ها سال است که حتّی در خانه‌ی خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست. امروزه چه نوع خشونتی را میتوان از نظر شدّت قساوت با شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیست مقایسه کرد؟ این رژیم بدون اینکه هرگز به‌طور جدّی و مؤثّر مورد سرزنش متّحدان پرنفوذ خود و یا لااقل نهادهای بظاهر مستقلّ بین‌المللی قرار گیرد، هر روز خانه‌ی فلسطینیان را ویران و باغها و مزارعشان را نابود میکند، بی‌آنکه حتّی فرصت انتقال اسباب زندگی یا مجال جمع‌آوری محصول کشاورزی را به آنان بدهد؛ و همه‌ی اینها اغلب در برابر دیدگان وحشت‌زده و چشمان اشک‌بار زنان و کودکانی روی میدهد که شاهد ضرب و جرح اعضای خانواده‌ی خود و در مواردی انتقال آنها به شکنجه‌گاه‌های مخوفند. آیا در دنیای امروز، قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید‌؟ به گلوله بستن بانویی در وسط خیابان فقط به جرم اعتراض به سربازِ تا دندان مسلّح، اگر تروریسم نیست پس چیست؟ این بربریّت چون توسّط نیروی نظامی یک دولت اشغالگر انجام میشود، نباید افراطی‌گری خوانده شود؟ یا شاید این تصاویر فقط به این علّت که شصت سال مکرّراً از صفحه‌ی تلویزیون‌ها دیده شده، دیگر نباید وجدان ما را تحریک کند.

لشکرکشی‌های سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بی‌شماری داشت، نمونه‌ای دیگر از منطق متناقض غرب است. کشورهای مورد تهاجم، علاوه بر خسارتهای انسانی، زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی خود را از دست داده‌اند، حرکت آنها به سوی رشد و توسعه به توقّف یا کندی گراییده، و در مواردی ده‌ها سال به عقب برگشته‌اند؛ با وجود این، گستاخانه از آنان خواسته میشود که خود را ستمدیده ندانند. چگونه میتوان کشوری را به ویرانه تبدیل کرد و شهر و روستایش را به خاکستر نشاند، سپس به آنها گفت که لطفاً خود را ستمدیده ندانید! به جای دعوت به نفهمیدن و یا از یاد بردن فاجعه‌ها، آیا عذرخواهیِ صادقانه بهتر نیست؟ رنجی که در این سالها دنیای اسلام از دورویی و چهره‌آرایی مهاجمان کشیده است، کمتر از خسارتهای مادّی نیست.

جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ی خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلّط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.

متأسّفانه این ریشه‌ها طیّ سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار میکنند، فرهنگهایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری میکند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی میکنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیّت جانشینی برخوردار نیست. به طور مثال، دو عنصر «پرخاشگری» و «بی‌بندوباری اخلاقی» که متأسّفانه به مؤلّفه‌های اصلی فرهنگ غربی تبدیل شده است، مقبولیّت و جایگاه آن را حتّی در خاستگاهش تنزّل داده است. اینک سؤال این است که اگر ما یک فرهنگ ستیزه‌جو، مبتذل و معناگریز را نخواهیم، گنهکاریم؟ اگر مانع سیل ویرانگری شویم که در قالب انواع محصولات شبه هنری به سوی جوانان ما روانه میشود، مقصّریم؟ من اهمّیّت و ارزش پیوندهای فرهنگی را انکار نمیکنم. این پیوندها هر گاه در شرایط طبیعی و با احترام به جامعه‌ی پذیرا صورت گرفته، رشد و بالندگی و غنا را به ارمغان آورده است. در مقابل، پیوندهای ناهمگون و تحمیلی، ناموفّق و خسارت‌بار بوده است. با کمال تأسّف باید بگویم که گروه‌های فرومایه‌ای مثل داعش، زاییده‌ی این‌گونه وصلتهای ناموفّق با فرهنگهای وارداتی است. اگر مشکل واقعاً عقیدتی بود، میبایست پیش از عصر استعمار نیز نظیر این پدیده‌ها در جهان اسلام مشاهده میشد، درحالی‌که تاریخ، خلاف آن را گواهی میدهد. مستندات مسلّم تاریخی بروشنی نشان میدهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکّر افراطی و مطرود، آن‌هم در دل یک قبیله‌ی بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت. وگرنه چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادینِ خود، گرفتن جان یک انسان را به مثابه‌ی کشتن همه‌ی بشریّت میداند، زباله‌ای مثل داعش بیرون بیاید؟

از طرف دیگر باید پرسید چرا کسانی که در اروپا متولّد شده‌اند و در همان محیط، پرورش فکری و روحی یافته‌اند، جذب این نوع گروه‌ها میشوند؟ آیا میتوان باور کرد که افراد با یکی دو سفر به مناطق جنگی، ناگهان آن‌قدر افراطی شوند که هم‌وطنان خود را گلوله‌باران کنند؟ قطعاً نباید تأثیر یک عمر تغذیه‌ی فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و مولّد خشونت را فراموش کرد. باید در این زمینه تحلیلی جامع داشت، تحلیلی که آلودگی‌های پیدا و پنهان جامعه را بیابد. شاید نفرت عمیقی که طیّ سالهایشکوفایی صنعتی و اقتصادی، در اثر نابرابری‌ها و احیاناً تبعیض‌های قانونی و ساختاری در دل اقشاری از جوامع غربی کاشته شده، عقده‌هایی را ایجاد کرده که هر از چندی بیمارگونه به این صورت گشوده میشود.

به‌هرحال این شما هستید که باید لایه‌های ظاهری جامعه‌ی خود را بشکافید، گره‌ها و کینه‌ها را بیابید و بزدایید. شکافها را به جای تعمیق، باید ترمیم کرد. اشتباه بزرگ در مبارزه با تروریسم، واکنشهای عجولانه‌‌ای است که گسست‌های موجود را افزایش دهد. هر حرکت هیجانی و شتاب‌زده که جامعه‌ی مسلمان ساکن اروپا و آمریکا را که متشکّل از میلیون‌ها انسان فعّال و مسئولیّت‌پذیر است، در انزوا یا هراس و اضطراب قرار دهد و بیش از گذشته آنان را از حقوق اصلی‌شان محروم سازد و از صحنه‌ی اجتماع کنار گذارَد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه فاصله‌ها را عمق، و کدورتها را وسعت خواهد داد. تدابیر سطحی و واکنشی ــ مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد ــ جز اینکه با افزایش قطب‌بندی‌های موجود، راه را بر بحرانهای آینده بگشاید، ثمر دیگری نخواهد داشت. طبق اخبار رسیده، در برخی از کشورهای اروپایی مقرّراتی وضع شده است که شهروندان را به جاسوسی علیه مسلمانان وامیدارد؛ این رفتارها ظالمانه است و همه میدانیم که ظلم، خواه‌ناخواه خاصیّت برگشت‌پذیری دارد. وانگهی مسلمانان، شایسته‌ی این ناسپاسی‌ها نیستند. دنیای باختر قرنها است که مسلمانان را بخوبی می‌شناسد؛ هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند. بنابراین من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ی اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش میگستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه میدهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ی گیتی میتاباند.
سیّدعلی خامنه‌ای
۸ آذر ۱۳۹۴

سردار قاسم سلیمانی زخمی شد/ ویدئو

ویدئو ی از سردار قاسم سلیمانی زخمی شد/ انهدام جنگنده های روسی در آسمان ترکیه/ پیام ابوعزرائیل به رهبری ج.ا.ایران/ مجازات زائران اربعین



از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن