خانه «=« اخبار (برگه 3)

اخبار

قمار ارگ و امریکا بر سر مزار شریف

ولایت بلخ و در مرکزیت آن مزار شریف، که چندی قبل و در روزگارانی نه چندان دور، مرکزیت وحدت و اتحاد و از ارکان اصلی قدرت غیر پشتون ها اعم از تاجیک و هزاره و نیز جزو معدود ولایات بزرگ و امن کشور بشمار می رفت؛ اینک در سراشیبی سقوط قرار گرفته و به یمن قمار ارگ ریاست جمهوری و امریکا در آستانه ی یک هرج و مرج سیاسی است.

اینکه عطا محمد نور والی قدرتمند و بزرگ بلخ که مرکز ثقل گفتمان های سیاسی خارج از ارگ و نیز تعاملات گسترده با ناتو و دیگر مهمانان خوانده و ناخوانده کشورمان بود؛ چه اشتباهات فاحش استراتژیکی و چینش اشتباه مهره های شطرنج خود داشته است را بارها به نقد و بررسی و قلم فرسایی نشسته ایم حال…

حال نیز مجال آن نیست که درخصوص جایگاه بیش از پیش متزلزل عبدالله بعنوان ریاست اجرایی محکوم به شکست و انزوا و نیز عضو تنها مانده و رانده شده ی حزب جمعیت اسلامی سخن برانیم بلکه باید به یاری عاجل ولایت بلخ و نیز تاجیک ها و هزاره هایی شتافت که در آتش خانه جنگی نسوزند!

گرچه تذکرهای پیاپی و دل نگرانی های پیش از این درخصوص توطئه ی پشتون ها و کاشتن بذر نفاق و تفرقه میان اقوام بزرگ غیر پشتون با کمک و همکاری خارجی ها و سرسپردگان و مزدوران ابر قدرت غرب راه به جایی نبرد و بالاخره سران تاجیک و هزاره و ازبک در گرداب خانه جنگی و شمشیر از رو کشیدن برای هم حزبان و یاران دیرین خود گرفتار آمدند اما…

اما نمی توان تمام تقصیرات را متوجه قوم بزرگ بر حکومت نشسته و میراث دار قدرت دانست چرا که اگر مزدوران و همپیمانان امریکایی در خاک کشور ما نبودند؛ هرگز بدین زودی نقشه های شوم قومی و نژادگرایانه به نتیجه نمی رسید و دیگر اینکه خود اقوام غیر پشتون نیز مستعد این موریانه های نفاق بودند و بازهم از همان سوراخی گزیده شدند که پیش از این!

این همه مقدمه و تفسیر و تحلیل برای رسیدن به این نتیجه ی قاطع بود که عطا محمد نور هرگز ترور سیاسی نخواهد شد و هرگز سرنوشتی مشابه اسماعیل خان و یا عبدالرشید دوستم پیدا نخواهد کرد چرا که برخلاف رهبر ازبک ها که همه چیزش را در قمار با اشرف غنی باخت اما والی بلخ، در رویارویی غیر قابل باور با عبدالله، هنوز چیزهای بسیاری در چنته دارد که از آن جمله می توان به نفوذ و قدرت مثال زدنی عطا محمد نور در مزار شریف، جایگاه پر نشدنی در حزب جمعیت اسلامی و در میان بزرگان غیر پشتون دارد که قطعا ماجرا را به گونه ای دیگر رقم خواهند زد.

قومندان پولیس محلی خوگیانی ننگرهار کشته شد

سخنگوی والی ننگرهار از کشته شدن قومندان پولیس محلی در ولسوالی خوگیانی این ولایت خبر داد.

عطاالله خوگیانی، سخنگوی والی ننگرهار به کلید گفت که موتر رنجر حامل قومندان پولیس محلی قبل از چاشت امروز(یکشنبه) هدف انفجار ماین چسپکی قرار گرفت.

آقای خوگیانی افزود که در نتیجه این انفجار، قومندان پولیس محلی خوگیانی کشته شد و به شمول یک فرد ملکی چهار پولیس دیگر زخمی شده‌اند.

براساس اظهارات سخنگوی والی ننگرهار، مجروحان این حادثه به شفاخانه منتقل شده اند و در حال حاضر وضعیت صحی آنان خوب گزارش شده است.

تاکنون فرد یا گروهی مسوولیت این رویداد را به عهده نگرفته است.

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

یک شفاخانه بزرگ طالبان ازسوی نیروهای دولتی در میدان وردک کشف شد

مسوولان پولیس میدان وردک از کشف بزرگترین شفاخانه گروه طالبان در ولسوالی سیدآباد این ولایت خبر می دهند.
در خبرنامه پولیس میدان وردک که به کلید فرستاد ه شد آمده است :”این شفاخانه در پی عملیات تصفیوی نیروهای پولیس به رهبری جنرال احمد فهیم قایم قوماندان پولیس این ولایت انجام شده است”.
به نقل از خبرنامه، شفاخانه یادشده در ساحه دره تنگی ولسوالی سیدآباد موقعیت داشت و زخمیان طالبان افزون بر میدان وردک از ولایت‌های لوگر،غزنی، پکتیا، و پکتیکا نیز غرض درمان به آن منتقل می شدند و تحت عمل جراجی قرار می گرفتند.
پولیس میدان وردک تاکید داردکه این عملیات سه روز پیش به هدف پاکسازی منطقه از وجود طالبان و از بین بردن قرارگاه‌های اصلی این گروه در دره تنگی ولسوالی سید آباد راه اندازی شد.
به گفته منبع در این عملیات افزون بر وارد شدن تلفات سنگین به طالبان ذخیره‌گاه‌های مهمات این گروه نیز رفته و چهار قوماندان مشهور شان کشته شده است.
نظامیان افغان اما در عملیات یادشده آسیب ندیده اند.
طالبان تا کنون دراین مورد ابراز نظر نکرده اند.

 

مخالفت جهان اسلام و جامعه بین المللی با تصمیم ترامپ

تصمیم دونالد ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل با موجی از نارضایتی و مخالفت روبرو شده است.

رهبران کشورهای جهان اسلام و جامعه بین المللی در سطح وسیع تر به سرعت از این تصمیم انتقاد کردند و بعضی از آنها نسبت به بروز بالقوه خشونت و خونریزی هشدار دادند.

آقای ترامپ همچنین انتقال سفارت امریکا از تل آویو به بیت المقدس را تایید کرد و به این ترتیب امریکا اولین کشور در جهان می شود که رسما بیت المقدس را پایتخت اسرائیل می شناسد.

موقعیت بیت المقدس در کانون مناقشه دیرینه اسرائیل و فلسطینی ها قرار دارد. فلسطینی ها شرق این شهر را پایتخت آینده کشور فلسطینی می دانند.

به نقل از بی بی سی، مقام های قصر سفید گفته اند که تصمیم آقای ترامپ “به رسمیت شناختن یک واقعیت تاریخی و کنونی” است اما بیانیه ای سیاسی نیست و مرزهای واقعی و سیاسی بیت المقدس را عوض نمی کند.

فلسطینی ها

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی گفت که این تصمیم “به این معنی است که امریکا نقش خود به عنوان میانجیگر صلح را رها کرده است”.

او در سخنانی که از تلویزیون پخش شد گفت: “این تدابیر ملامت بار و غیرقابل قبول عمدا کلیه تلاش های صلح را تضعیف می کند.”

او پافشاری کرد که بیت المقدس “پایتخت ابدی کشور فلسطین” است.

اسماعیل هنیه رهبر گروه حماس گفت: “فلسطینی ها در هر کجا که باشند اجازه نخواهند داد این توطئه به ثمر برسد، و گزینه هایشان در دفاع از سرزمین و مکان های مقدس شان محدود نخواهد بود.”

یک سخنگوی این گروه گفت که این تصمیم “درهای جهنم را به روی منافع امریکا در منطقه باز می کند.”

اسرائیلی ها

بنیامین نتانیاهو صدراعظم اسرائیل گفت که اعلامیه دونالد ترامپ یک تحول “تاریخی” است. او این تصمیم را “شجاعانه و عادلانه” خواند.

نخست وزیر اسرائیل گفت که این سخنرانی “گام مهمی به سوی صلح بود، چون فقط صلحی قابل قبول است که اورشلیم را پایتخت کشور اسرائیل بشناسد.”

او گفت که این شهر “برای تقریبا ۷۰ سال پایتخت اسرائیل بوده است.”

رئیس‌جمهور امریکا پس از این سخنرانی ۱۱ دقیقه‌ای سند رسمی مربوط به این تصمیم را در برابر رسانه‌ها امضاء کرد

جهان اسلام

مولود چاوش اغلو وزیر خارجه ترکیه گفت که این تصمیم “غیرمسئولانه است.”

او در توییتر نوشت که “این تصمیم برخلاف قوانین بین المللی و قطعنامه های مرتبط سازمان ملل است.”

یک روز پیشتر ملک سلمان پادشاه عربستان در تماسی تلیفونی به آقای ترامپ گفته بود که این اقدام “تحریک فاحش مسلمانان در همه جای جهان است.”

عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور مصر هم اخطار داد که این اقدام اوضاع در منطقه را پیچیده تر و چانس صلح در خاورمیانه را “تضعیف” می کند.

اتحادیه عرب گفت که “این قدمی خطرناک است که پیامدهایی منفی” در سراسر منطقه خواهد داشت و نقش امریکا به عنوان “میانجیگر قابل اعتماد” در مذاکرات صلح آینده را زیر سوال خواهد برد.

ایران گفت که این تصمیم باعث “انتفاضه تازه ای” خواهد شد. وزارت خارجه ایران گفته که امریکا آشکارا قطعنامه های بین المللی را نقض کرده است.

ملک عبدالله پادشاه اردن خواستار تلاشی مشترک برای “مقابله با پیامدهای این تصمیم” شد و سخنگوی دولت اردن گفت آقای ترامپ با این تصمیم قوانین بین المللی و منشور سازمان ملل را زیر پا می گذارد.

میشل عون رئیس جمهور لبنان گفت که فرآیند صلح چند دهه عقب خواهد افتاد و وزیر خارجه قطر گفت که این حرکت “حکم اعدام برای همه کسانی است که در پی صلح هستند.”

جامعه جهانی

پاپ فرانسیس گفت: “من نمی توانم نگرانی عمیقم از وضعیتی که در چند روز اخیر پیش آمده را پنهان کنم. در عین حال، قویا از همه می خواهم براساس قطعنامه های سازمان ملل موقعیت کنونی شهر را محترم بشمارند.”

آنتونیو گوترش سرمنشی سازمان ملل گفت که بیانیه آقای ترامپ “چشم انداز صلح برای اسرائیلی ها و فلسطینی ها را خراب می کند.”

آقای گوترش گفت موقعیت بیت المقدس “باید در جریان مذاکرات مستقیم میان دو طرف حل و فصل شود.”

او گفت این مذاکرات باید “نگرانی های مشروع فلسطینی ها و اسرائیلی ها هر دو را مد نظر قرار دهد.”

اتحادیه اروپا خواستار “از سرگیری فرآیند صلحی موثر در جهت یافتن راه حل دو کشور برای دو ملت” شد و گفت که “آرزوهای دو طرف باید برآورده شود و باید راهی از طریق مذاکرات برای حل موقعیت اورشلیم به عنوان پایتخت آینده هر دو کشور پیدا شود.”

امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه گفت که تصمیم آقای ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل “قابل تاسف است.”

او خواستار تلاش ها “برای پرهیز از خشونت به هر قیمت شد.”

چین و روسیه هم این نگرانی را بیان کردند که تصمیم تازه ممکن است باعث تنش بیشتر در منطقه شود.

ترزا می صدر اعظم بریتانیا هم به جمع کسانی که از تصمیم آقای ترامپ ناراضی هستند پیوست.

یک سخنگوی او گفت: “ما در مورد تصمیم انتقال سفارت امریکا به اورشلیم و شناسایی اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل پیش از توافق در مورد موقیت نهایی آن، با امریکا اختلاف نظر داریم. به عقیده ما این حرکت کمکی به چشم انداز صلح در منطقه نمی کند.”

سخنگوی آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هم گفت که او از تصمیم رئیس جهور امریکا “حمایت نمی کند.”

استفان سیبرت گفت: “دولت آلمان از این موضع پشتیبانی نمی کند چون موقعیت اورشلیم فقط می تواند در چارچوب راه حل دو کشوری تعیین شود.”

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

مسلمانان نمی گذارند بیت المقدس پایتخت اسراییل شود

شماری از رهبران جهادی کشور موضع گیری خود را در واکنش به اوضاع جاری در کشور بیان کردند.
گفتنی است که در مراسمی جداگانه عبدالرب رسول سیاف، رهبر جهادی نیز در خصوص مسایلی همچون انتخابات، گسترش فساد در ادارات کشور و نیز مساله به رسمیت شناخته شدن بیت المقدس بعنوان پایتخت اسراییل موضع گیری خود را بیان کردند.

صبغت الله مجددی رییس جمهور پیشین و رهبر جهادی، امروز پنجشنبه ۱۶ قوس ۱۳۹۶ در یک نشست خبری می گوید: آمریکا حق نداشت که بیت المقدس را پایتخت اسراییل کند. ما این را شدیدا رد می کنیم و این را تجاوز بی موجب بر سر عنعنات و بر سر عقیده و عقاید مسلمان ها می دانیم. آمریکا حاکم عالم اسلام نیست. آمریکا حاکم عالم بشریت نیست. این تجاوز آمریکا و این بی پروایی اینها که می خواهند بیت المقدس را مرکز حکومت اسراییل بگردانند از قدرت آنها بیرون است.

وی افزود: آمریکا این را بداند که مسلمان ها اینقدر بی غیرت نیستند. مسلمانان توانستند که در برابر ابرقدرت اتحاد شوروی اعلان جهاد کنند و پیروز شوند. حالا هم مسلمان ها اجازه نمی دهند که بیت المقدس پایتخت اسراییل شود.

مجددی گفت: حکومت، مردم و ملت افغانستان به اتفاق آرا رد می کنند که بیت المقدس هیچگاه نمی تواند پایتخت اسراییل شود. ما مسلمان ها تا قطره آخر خون خود برای این موضوع ایستاد هستیم.

مجددی بیان کرد: حکومت و جریان های سیاسی با یکدیگر تفاهم ندارند و این حالت حمایت خارجی به تکیه گاه حکومت تبدیل شده است و از سوی دیگر دشمنان نیز با راه اندازی عملیات انتحاری در مساجد و حمله به تجمعات به اختلافات دامن می زنند و ملت و دولت را تضعیف می کنند.

رییس جمهور سابق کشور، فقر و بیکاری را در کنار مساله بازگشت کنندگان و بیجاشدگان داخلی در فصل سرما نگران کننده خواند و اظهار کرد: این مساله و در کنار آن روشن نبودن چشم اندازی از انتخابات پارلمانی و روشن نبودن هیچ نشانه امیدوار کننده از آمادگی کمیسیون انتخابات برای برگزاری آن نه تنها به مشروعیت نظام صدمه می زند که حکومت را نیز بشدت ضعیف می کند.

رهبر شورای احزاب با ابراز نگرانی از اوضاع جاری در کشور اظهار کرد: از نظر شورای احزاب، وحدت ملی اصل اساسی است که همه باید به آن التزام صادقانه داشته باشند و از حکومت و جریان های سیاسی می خواهیم که در موضع گیری هایشان منافع و وحدت ملی را فراموش نکنند.

وی خطاب به حکومت نیز بیان کرده است که حکومت باید با جریان های سیاسی از در تفاهم وارد شده و آنان را در مسایل بزرگ ملی شریک کند چراکه تضعیف احزاب و جریان ها به نفع ملت و کشور نیست.

مجددی در واکنش به قانون شکنی و اقدامات فراقانونی حکومت گفت: اجرا و عمل به قانون از وظایف اساسی حکومت است که متاسفانه با ازدیاد نقض قوانین نافذه کشور حکومت روز به روز اعتبار خود را از دست می دهد؛ از حکومت می خواهیم که اجراییات خود را مطابق قوانین نافذه کشور کند و جریان های سیاسی نیز قوانین را سرلوحه کار خود قرار دهند.

رییس جمهور سابق، ضمن هشدار از صدمه زدن به اعتماد عمومی در دخالت حکومت در امورات کمیسیون انتخابات گفت: عزل و نصب کمیشنران کمیسیون انتخابات باید بر اساس قانون صورت بگیرد و هرگونه اقدام فراقانونی حکومت نسبت به کمیسیون انتخابات اعتماد عمومی به جریان انتخابات را صدمه می ز ند.

وی بدون اشاره مستقیم به نشست سیاسیون مخالف حکومت در قندهار نیز اظهار کرد: دیدگاه های و مواضع سیاسی همه جرایان های سیاسی قابل احترام است و هر جیان می تواند موقف خود را اعلام کند اما برای رسیدن به راه حل قابل قبول ضرورت است که جریان ها با یکدیگر گفتگو کنند و نسبت به مسایل عمده ملی از موضع گیری های تشنج زا و پراکنده که نتیجه ای جز نگرانی مردم ندارد، دوری کنند.

مجددی افزود: همه جریان های سیاسی شایسته است که با یکدیگر وارد گفتگو شوند و به راه حل های سیاسی قابل قبول همه دست یابند و شورای احزاب آمادگی دارد که از این گفتگوها میزبانی کند.

مقام ارشد پیشین کشور بار دیگر از حکومت و کمیسیون انتخابات خواست تا برگزاری انتخابات پارلمانی سال ۱۳۹۷ را جدی بگیرند و هشدار داد که عدم برگزاری آن موجب تضعیف مشروعیت نظام خواهد شد.

وی خبر داد: برای ایجاد شفافیت در انتخابات و نیز جلب اعتماد عمومی تقویت نظارت احزاب بر روند انتخابات امری ضروری است و در این خصوص شورای احزاب طرحی را آماده کرده که آن را در اختیار کمیسیون انتخابات خواهد گذاشت و با رسانه ها نیز شریک خوهد کرد.

حاکم تنهایی ارگ و یک قندهار قدرتمند

ایجاد دولت مرکزی قدرتمند هزینه های کلانی برای اشرف غنی داشت، متفکری که تنها در تیوری موفق بود اما در عمل، شکست خورده ای می باشد که اکنون با توسل به هر وسیله و راهی در پی بقاست اما تغییر در رویکرد و گذر از سلطه گری به هم پذیری قومی جایی در ارگ ندارد.

دوران سیزده ساله حکومت داری کرزی که با انتقادهای گسترده از قوم گرایی و فساد روبه رو بوده اکنون بدل به رویایی برای بازگشت شده و نشان می دهد تا چه میزان سه سال قدرت غنی، ویرانی و عقب گرد به بار آورده است.

اینکه کرزی بهتر است یا غنی، همان انتخاب از میان بد و بدتر می باشد و در اصل بر مبنای قوم گرایی و سلطه گری است و بدل کردن کشور به نظام پشتونیزم اما ناامنی ها از دل گسترش گروه های تروریستی و عمق اختلاف های قومیتی در حالی که مردم در جدال با فقر و کشتار به سر می برند، فرصتی برای ظهور دگرباره کرزی شده است.

کرزی پس از سرخوردگی از پیمان با غنی که انتظار ماندن در قدرت و تصمیم گیری های کلان حکومتی داشت از راه انتقاد در فضای سیاسی باقی ماند اما فرصت طلایی زمانی رقم خود که سلطه گری ارگ از مرزهای قومیتی نیز گذشت و به تنگ تر شدن فضا بر وی نیز انجامید.

سیاستمداری کرزی نه تنها در ایجاد ایتلافی از سران مخالف نمود پیدا کرد بلکه رهبری ترد شدگان قدرت را از عطا محمد ربود، والی بلخی که در نبود جنرال دوستم در پی قدرت نمایی در صحنه سیاسی افغانستان بود، حتی نتوانست اجازه پرواز به نشست قندهار را کسب کند.

اینکه عطا محمد، جنرال دوستم و محمد محقق از قدرت اجتماعی و نفوذ قومیتی برخوردار می باشند اما نتوانستند به مانند کرزی، زیرک در سیاست و آینده نگر باشند و به مانند دهه های گذشته یا باید بدل به متحدی برای یکی از رهبران پشتون شوند و یا از سیاست حذف.

از جانب دیگر، اشرف غنی که علاقه بی مانندی به قبضه کردن قدرت دارد با ترد تمامی مقام های دیگر اقوام از قدرت و فشار بر عبدالله، در خطرناک ترین نقطه از بازی قرار دارد، نشست قندهار در حالی برگزار شد که حکومت با تمامی توان به رد لوی جرگه (مجلس بزرگان) اقدام کرد اما آیا همنشینی بزرگان قندهار و سیاستمداران در این شهر کمتر از نشست بزرگان در حکومت کرزی بود؟

اشتباه کلان اشرف غنی در قدرت، نبرد با تمامی کانون های قدرت در افغانستان بود با این تفکر که قدرت مرکزی قومی می تواند به سرکوب رهبران سنتی و جهادی مبادرت کند که ایتلاف ها و قدرت نمایی مخالفان چنین رویکردی را نقض کرد.

این در حالی است که با تمامی اختلاف های درون پشتونی و رویارویی کرزی و غنی نمی توان امید چندانی به قدرت رسیدن یکی از رهبران غیرپشتون در حکومت را داشت اما همچنان که رییس جمهور سابق توانست بحران را بدل به فرصت طلایی کند، عطا محمد، جنرال دوستم و محقق نیز توانایی حفظ بقا را دارند اگر به دنبال حق اشتراک در قدرت باشند و به مانند گذشته مغوب وعده و امتیازهای ناچیز نشوند.

فضای پرتنش سیاسی به جایی رسیده است که دیگر، کابل نه پایتختی برای تجمع چهره های سیاسی بلکه بدل به شهر حمله و انتحاری شده و قندهار همواره ناامن، منطقه ای امن برای حضور گسترده قدرتمندترین سیاستمداران مخالف.

و هرچند ایتلاف های متعدد در حکومت طولانی کرزی سبب تضعیف دولت در پایان دوره کاری شد و از آن، حکومت وحدت ملیِ بحران آفرین برخواست اما اگر کرزی در حد شهرداری برای کابل بود اما غنی تنها حاکم ارگ در میانه دیوارهای تعصب و سلطه گری است که حتی توان انحلال یک نشست در جنوب را ندارد.

ولسی جرگه به استثنای نرگس نهان به ۱۱ نامزد وزیر دیگر رای اعتماد داد

یازده نامزد وزیر به استثنای نرگس نهان؛ نامزد وزیر معادن و پترولیم توانستند رای اعتماد ولسی جرگه را به دست آورند.

در نشست امروزى ولسى جرگه، ٢٢۵ تن از اعضاى جرگه حاضر بودند و هر نامزد وزیر، براى گرفتن راى اعتماد، به اخذ ١١٣ راى تایید نیاز داشت.

شهزادگل آریوبی، نامزد وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی با کسب ١١۵ راى تایید، مصطفی مستور نامزد وزارت اقتصاد با کسب ١۵۵ راى تایید، محمد شفیق گل آغا شیرزی نامزد وزارت امور سرحدات، اقوام و قبایل با به دست آوردن ١۵٨ راى تایید، طارق شاه بهرامی نامزد وزارت دفاع ملى با داشتن ١۴١ راى تایید نمایندگان را به دست آوردند.

به همین ترتیب، ویس احمد برمک نامزد وزارت امور داخله با به دست آوردن ١٧٣ راى، مجیب الرحمن کریمی نامزد وزارت احیاء و انکشاف دهات با ١٢٩ راى، نصیراحمد درانی نامزد وزارت زراعت، آبیاری و مالداری با ١۴۴ راى، محمد حمید طهماسی نامزد وزارت ترانسپورت با ١۴٩ راى، نجیب الله خواجه عمری نامزد وزارت تحصیلات عالی با ١٢۴ راى، فیض‌الله ذکی نامزد وزارت کار، امور اجتماعی، شهداء و معلولین با ١٢۶ راى و یما یاری نامزد وزارت فواید عامه با ١۵۶ راى توانستند کرسی وزارت‌های مربوطه شان را به دست آورند.

در این میان، نرگس نهان، نامزد وزارت معادن و بترولیم و تنها زن در میان نامزد وزرای معرفی شده، با کسب ۱۰۷ رای تایید نتواست اعتماد نمایندگان را برای احراز کرسی وزارت معادن جلب کند.

با این تصمیم ولسی جرگه بخش عمده  اعضای کابینه حکومت وحدت ملی پس از یک مدت طولانی تکمیل شد، اما هنوز هم وزارت‌های خارجه، معارف و اطلاعات و فرهنگ توسط سرپرستان اداره می‌شود.

عبدالرووف ابراهیمی، رئیس ولسی جرگه از حکومت خواست تا در کنار معرفی نامزد وزیر برای وزارت معادن، به سرپرستی در وزارت‌های خارجه، معارف و اطلاعات و فرهنگ پایان دهد تا به گفته او، حکومت قانونمند شود.


 

نمی توانیم از نشست قلب آسیا نتیجه ای بگیریم

نشست قلب آسیا کاری مشترک برای مبارزه با هراس افکنی و مواد مخدر، توسعه بازرگانی و منطقه ای از مهم ترین اهداف این نشست شمرده می شود و این بار هفتمین نشست هم در باکو پایتخت آذربایجان برگزار شده است. اما در این نشست نمایندگان کشورهای منطقه درباره چگونگی برقراری صلح در افغانستان، مبارزه با هراس افکنی و نیز گسترش روابط منطقه ای گفتگو کرده اند.

عبدالواحد حکیمی استاد دانشگاه در برنامه «پس از خبر» گفت: افغانستان همیشه برای رفتن به چنین نشست هایی آماده بوده است. یعنی نیازمندی هایی که مردم افغانستان و دولت افغانستان داشته است، نیازمندی هایی نیست که از نو تشخیص شده باشد و دولت افغانستان از نو روی آن تمرکز کرده باشد و دوباره در کنار دوستان و همکاران منطقه ای خود تقاضای همکاری کند بلکه نیازهایی که دولت و مردم افغانستان در این راستا دارند از سال های سال به این سو احساس شده و این نیازمندی ها افغانستان را به چنین نشست هایی کشانده است.

وی در خصوص نتیجه نشست قلب آسیا از سوی کشورهای منطقه در افغانستان می گوید: فکر می کنم یکی از بخش های مهم موضوع این نشست مساله صلح و ثبات و امنیت در افغانستان است. ما باید یک تقسیم بندی متفاوت را از بحث داشته باشیم و آن تقسیم بندی از بحث این است که ما دو دسته از کسانی داریم که در این نشست شرکت کرده اند. خیلی از کشورهایی که در این نشست شرکت کرده اند ناامنی و ناآرامی در افغانستان را برای خودشان امنیت می بینند و خیلی از کشورها هم هستند که امنیت در افغانستان را به معنای امنیت در کشورهای خودشان می بینند. بر این اساس گمان می کنم که بعضی از کشورها به خاطر مسایل منطقه ای و مسایل داخلی خودشان تلاش کنند که امنیت در افغانستان برگزار شود. اما اینکه این نشست تا چه اندازه می تواند امنیت را در افغانستان بازگرداند و تا چه اندازه می تواند تاثیر بر روی امنیت افغانستان داشته باشد خیلی به این مساله امیدوار نیستم و چند علت و دلیل می تواند داشته باشد.

حکیمی، در خصوص چرایی بی نتیجه بودن نشست قلب آسیا برای کشور بیان داشت: یکی از دلیل ها این است که کشورهای منطقه درک واحد و تعریف واحد از امنیت و ناامنی در منطقه ندارند. مساله دوم و علت دوم این است که در داخل افغانستان نهادهای سیاسی، مردمی، اپوزیسیون دولت و بخشی از مردم با دولت در این راستا همکار نیستند. شما می دانید در عین حالی که نشست قلب آسیا یا نشست منطقه ای برگزار می شود عده ای از رهبران سیاسی در ترکیه حضور دارند و عده ای دیگر در قندهار حضور دارند. بنابراین ما بر این باور هستیم که در داخل افغانستان نهادها و رهبران مختلف و تعداد کسانی که در راس اقوام و نهادهای سیاسی قرار دارند اینها راه های مختلفی را برای تامین امنیت و تامین صلح ثبات در افغانستان جست و جو می کنند. یعنی به این معنا که به آنچه که دولت باورمند است باورمندی ندارند.

این آگاه روابط بین الملل، معتقد است مردم افغانستان اتحادی برای از بین بردن دشمن ندارند و افزود: یکی از مشکلاتی که در افغانستان وجود داشته و وجود دارد و در آینده هم وجود خواهد داشت این است که ما یک تعریف مشخص از دوست و دشمن چه در سطح داخلی و چه در سطح بیرونی نتوانستیم داشته باشیم و نتوانستیم برای خود دوست و دشمن مشخص تعریف کنیم. به این دلیل است که ما راه های واحد برای حل مشکل در افغانستان نتوانستیم پیدا کنیم. یکی اش هم در همین می تواند باشد که ما وقتی نتوانستیم اصل مشکل را تشخیص دهیم و تعریف واحد از مشکل نتوانستیم داشته باشیم و یک اجماع داخلی و اجماع منطقه ای نتوانستیم شکل دهیم به آن خاطر است که هر کس بر اساس درک و یافته ها و بر اساس تعریف های خودش که از دوست و دشمن دارد به راه حل آن مشکل می پردازد.

حکیمی، معتقد است دیدگاه های کشورهای جهان و منطقه هم متفاوت با یکدیگر است و همین باعث نداشتن نتیجه برای کشور ما می شود و افزود: بعضی کشورها در منطقه به دنبال یافتن منافع خود در افغانستان هستند و شاید بعضی ها هم به دنبال تامین امنیت و ثبات در افغانستان باشند اما بعد از اینکه ما در عراق و سوریه و بخصوص در کشورهای خاورمیانه می بینیم که نیروهای شورشگر و یا نیروهای تروریستی یا داعش در آنجا شکست می خورد می بینیم که دیدها در افغانستان متفاوت می شود یعنی آنها همه به این فکر هستند که بعد از عراق و بعد از سوریه شاید این بار افغانستان در مرکز و محراق توجه کشورهای منطقه ای و کشورهای جامعه جهانی باشد. مثلا نگاه پاکستان به افغانستان این است که همیشه پاکستانی ها در افغانستان ناامنی افغانستان را امنیت برای خود بپندارند اما نگاه هند که یکی از کشورهای مهم منطقه ای است و یکی از شرکت کنندگان قلب آسیا هم هست نگاهش متفاوت تر از پاکستان هست. هند شاید امنیت در افغانستان را امنیت برای خود بپندارد و ناامنی پاکستان را امنیت برای خود تلقی کند اما از جانب دیگر دیدگاه ایران متفاوت باشد.

وی، در خصوص راه موفقیت در اینگونه نشست ها می گوید: همانطور که از گذشته های دور این دیدگاه های متفاوت هیچ زمانی پاسخگوی ایجاد ثبات در افغانستان نبوده و در آینده هم من شخصا به این باور نیستم که این دیدگاه ها و این نشست ها بتواند ثبات و امنیت را در افغانستان بیاورد. نظر شخصی من این است که ما زمانی می توانیم امنیت و ثبات را در افغانستان داشته باشیم یک وحدت، اتفاق، درک واحد از شرایط و تعریف واحد از دوست و دشمن به سراغ کشورهای منطقه ای برای رفع مشکلات افغانستان برویم و تا زمانیکه ما از داخل افغانستان راه ها و گزینه ها ی متفاوتی نسبت به کشورهای منطقه ای ارایه نمی کنیم. کشورهای منطقه ای هم راهکارهای متفاوتی با در نظر داشت منافع ملی خود ارایه خواهند کرد.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن