خانه «=« اخبار (برگه 30)

اخبار

از تولد سینما در خانواده سلطنتی تا صف جوانان بیکار برای تماشای فیلم

 سینما اولین بار ۹۰ سال پیش،در زمان «شاه امان‌الله» وارد افغانستان شد،در دهه ۹۰ با شدت گرفتن جنگ‌های داخلی و تسلط طالبان بر این کشور به طور کلی تعطیل و ویران شد و از زمان سقوط طالبان تاکنون با آنکه بیش از یک دهه می‌گذرد ولی هنوز از مشکلات فراوانی رنج می‌برد.صنعت سینما از اوایل قرن بیستم وارد کشور افغانستان شد ولی همواره فراز و نشیب‌های سیاسی از همان ابتدا به سینمای این کشور اجازه رشد نداد.

یک سینمای تخریب شده در دوران طالبان

به هر حال طی قرن بیست، فیلم‌های «پشتو» و «دری» زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد.

از اواخر سال ۲۰۰۱ با متزلزل شدن حکومت طالبان در افغانستان، سینمای این کشور نیز به مرور وارد فاز جدیدی از حیات شد.

*سینمایی با سابقه ۹۰ ساله/از ورود سینما به افغانستان توسط خانواده سلطنتی تا تعطیلی کامل آن در دوران حکومت طالبان

_تخصیص سینما به خانواده سلطنتی

شخصی به نام «امیر حبیب‌الله خان» از اهالی قندهار طی سال‌های (۱۹۰۱تا ۱۹۱۹) امیر افغانستان بود که برای اولین بار نسبت به صنعت سینما علاقه نشان داد ولی تلاش وی برای ورود سینما به این کشور تنها به خانواده‌های سلطنتی محدود ماند و عملا این فن‌آوری از دسترس عموم به دور بود.

امیر حبیب‌الله خان، شاه افغانستان

_ورود پروژکتور سینمایی به افغانستان و نمایش فیلمی صامت برای عموم مردم؛ نقطه عطف سینما در این کشور

 پس از آنکه در سال ۱۹۱۹ «امیر حبیب‌الله خان» براثر یک کودتای خانوادگی در هنگام شکار در کله‌گوش،لغمان،افغانستان به قتل رسید، پسرش «شاه امان‌الله» به قدرت رسید، او در سال ۱۹۲۳ برای اولین بار  پروژکتور سینمایی که «فانوس جادویی» و یا «جعبه جادویی» هم نامیده می‌شد، را وارد افغانستان کرد.

در همین سال برای اولین بار یک فیلم صامت در ولایت لغمان در میان عموم مردم به نمایش درآمد ولی اولین فیلم افغانی با نام «عشق و دوستی» به کارگردانی «لطیف رشید» در سال ۱۹۴۶ ساخته شد.

فیلم «عشق و سینما»، اولین فیلم تاریخ سینمای افغانستان

*تعطیلی سینما در زمان حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون

طی سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ در دوران حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون، صنعت سینما و فیلمسازی در افغانستان تعطیل شد ولی با پایان حکومت نادرشاه و به قدرت رسیدن «ظاهر شاه»، فرزند ارشد نادرشاه به حکومت رسید.

«ظاهر شاه»، فرزند «نادر شاه»

_ساخت اولین سالن سینمای افغانستان

«ظاهر شاه» نسبت به پدرش تعصب چندانی نسبت به سینما نداشت و به مرور فضا برای ساخت فیلم در افغانستان کمی بازتر شد، آنچنان‌که در این دوران اولین سینمای افغانستان با نام «سینمای بهزاد» بنا نهاده شد و فیلم «عشق و دوستی»، اولین فیلم افغان تاریخ سینما نیز در همین سال‌ها ساخته شد، البته این فیلم در لاهور، پاکستان، فیلمبرداری شد.

وضعیت سینما بهزاد، اولین سینمای افغانستان در سال‌های اخیر

اگر چه در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فیلم‏‌های خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فیلم مستند ساخته می‌شد، آنچنان‌که به طور کلی می‌توان گفت در افغانستان همواره سوژه‏‌های فیلم‏‌های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.

به مرور طی گذشت سال‌ها فضا کمی بازتر شد تا آنجا که در سال ۱۹۶۸ میلادی، اولین سازمان سینمایی تحت عنوان سازمان فیلم «ذبیح‌الله فروتان» ساخته شد.

این سازمان یک سازمان دولتی به ریاست «لطیف احمدی» بود و از همین زمان سینمای افغانستان به «فیلم افغان» مشهور شد.

این سازمان نیز از ابتدا دست به تولید مستند و فیلم‌های جدیدی درباره ملاقات‌های رسمی و کنفرانس‌های دولتی زد، تمامی این فیلم‌ها در سینما اکران عمومی می‌شد تا آنکه به مرور نمایش فیلم‌های هندی در سینماهای این کشور رواج یافت.

_ساخت اولین فیلم سینمایی با حضور هنرمندان افغان

اولین سینمایی که توسط سازمان فیلم افغانستان و با استفاده از هنرمندان افغانی ساخته شد، «همانند عقاب‌ها» نام داشت.

فیلم «همانند عقاب‌ها»

کمی پس از فیلم، سازمان فیلم افغانستان دست به تولید یک فیلم سه اپیزودی با نام «اعصار» زد که اپیزودهای آن به ترتیب «قاچاقچیان»، «خواستگارها» و «جمعه شب» نام داشت.

دو فیلم دیگر با نام «آواهای روستا» و «روزهای دشوار» در همین دوران ساخته شد. همه این فیلم‌ها به صورت سیاه و سفید بودند.

در اواخر دهه ۶۰ ، سازمان فیلم افغانستان اقدام به ساخت اولین فیلم‌های رنگی تاریخ سینمای این کشور کرد که از آن جمله می‌توان «حماسه عشق»، «فرار»، «سرباز صبور»، «خاکستر»، «آخرین آرزو» و «پرنده مهاجر» اشاره کرد.

اگر چه به لحاظ تکنیکی هیچکدام از این فیلم‌ها در حد استاندارهای جهانی نبودند ولی به خوبی توانستند با مخاطبان افغانی خود ارتباط برقرار کنند گویی آنها این فیلم‌های آیینه‌ای از زندگی خودشان بود.

در اواخر دهه ۶۰ و  اوایل دهه ۷۰ میلادی، شوروی سابق کمک‌هایی به دانشجویان افغانی علاقمند به تحصیل در رشته سینما ارائه داد از آموزش گرفته تا کمک هزینه تحقیقات فرهنگی هنری.

_تسلط طالبان بر افغانستان/ تعطیلی صنعت سینما/فرار هنرمندان به ایران و پاکستان

با آغاز دهه ۹۰، بالا گرفتن جنگ‌های داخلی افغانستان و همچنین تسلط گروه طالبان بر این کشور، تعداد زیادی از افراد فعال در صنعت سینما به ایران و یا پاکستان گریختند و برخی از آنها فعالیت خود را به صورت محدود در قالب ساخت ویدئو‌هایی برای سازمان‌های غیردولتی ادامه دادند.

زمانی‌که در سال ۱۹۹۶، طالبان به طور کلی قدرت را در کابل به دست گرفت، بسیاری از سینماها تخریب و تعداد زیادی فیلم در آتش سوختند.

این گروه تماشای تلویزیون و فیلم را کاملا ممنوع کرد و در این میان سینماها را تعطیل و حتی در کنار سینماها چایخانه‌ها و رستوران زیادی تخریب شدند.

_سقوط طالبان و دمیدن جانی دوباره به کالبد سینما

از سال ۲۰۰۰ ، با نزدیک شدن به از هم پاشیده شدن حکومت طالبان، سینمای افغانستان به مرور از فضای سکوت و خفقان خارج می‌شد. قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر، «محسن مخملباف»، کارگردان ایرانی علاقمند به افغانستان، با ساخت فیلم «قندهار» توجه جهانیان را به این کشور جلب کرد. «قندهار» اولین فیلم تاریخ سینما درباره افغانستان بود که به جشنواره فیلم کن راه یافت.

فیلم سینمایی «قندهار»

کمی بعد «سمیرا مخملباف»، «صدیق برمک»، «رازی محبی»، «سایمین مالک‌نصر» و «ابوالفضل جلیلی» از جمله فیلمسازانی بودند که در زمینه احیاء سینمای فارسی (دری) در افغانستان فعالیت کردند.

اولین فیلم فارسی_پشتوی «صدیق برمک» با نام «اسامه» در سال ۲۰۰۳ توانست در جشنواره‌های زیادی چون کن و لندن جوایز بسیاری را از آن خود کند.

فیلم «اسامه»

«برمک» هم‌اکنون ریاست مدرسه جنبش آموزش کودکان افغان را به عهده دارد، مدرسه‌‌ای که وظیفه دارد در جهت توسعه و ارتفاء سطح سینمای افغانستان، نیروی بازیگر و کارگردان تربیت کند.

در سال ۲۰۰۶ افغانستان نیز به اتحادیه جشنواره‌های فیلم آسیای مرکزی و قفقازستان جنوبی پیوست.

فیلم «راز زلیخا» در سال ۲۰۰۶ میلادی از اولین فیلم‌های سینمایی بود که پس از سقوط طالبان ساخته شد. این فیلم  به کارگردانی «هوراس احمد شنسب»، به طور کلی در افغانستان ساخته شد.

فیلم «راز زلیخا»

«راز زلیخا» داستان خانواده‌ای است که ماه‌های پایانی حکومت طالبان، برای بقاء خود تلاش می‌کند.

این فیلم در جشنواره‌های بسیاری به نمایش درآمد و بسیار مورد توجه منتقدین و تماشاگران قرار گرفت.

پس از یک وقفه نسبتا طولانی در سال ۲۰۱۰، فیلم «ایمان» ساخته شد که در سینماهای «ریدینگ» استرالیا» به نمایش درآمد.

این اولین باری بود که فیلم افغانی در یک سینما نمایش داده می‌شد. این فیلم یک سال بعد نیز در جشنواره فیلم آسیای جنوبی در استرالیا برنده دو جایزه سینمایی شد.

فیلم ایمان

«هریس یوسف»، کارگردان و تهیه‌کننده این فیلم که خود ساکن استرالیا بود، برای ساخت فیلم «ایمان» به افغانستان سفر کرد، ساخت این فیلم شش ماه و مراحل پس از تولید آن نیز شش ماه دیگر به طول انجامید.

از سینمای فارسی افغانستان که بگذریم، سینمای پشتو در این کشور نیز طی سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی کرده است، از زمان سقوط حکومت طالبان تاکنون چندین فیلم به زبان پشتو در افغانستان ساخته شده است. چند فیلم پشتو نیز تاکنون توسط فیلمسازان خارجی ساخته شده که از جمله آنها می‌توان به فیلم «صبح به خیر افغانستان» ساخته «کامیلا نیلسون» در سال ۲۰۰۳ میلادی اشاره کرد.

_بهبود وضعیت زنان در سینمای افغانستان از زمان سقوط طالبان به بعد

در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی استفاده از بازیگران و فیلمسازان زن در یک پروژه فیلمسازی چندان سخت نبود ولی زمانی که جنگ‌های داخلی افغانستان شدت گرفت و طالبان بر اوضاع مسلط شد، اوضاع کاملا تغییر کرد، البته امروز اوضاع روز به روز برای سینماگران زن بهتر شده و حضور آنها در جاهای مختلف سینما پررنگ‌تر از دیروز می‌شود. در حال حاضر ده‌ها بازیگر زن که برخی از آنها در سطح بین‌الملل نیز مطرح شده‌اند، در سینمای افغانستان مشغول به کارند که از جمله آنها می‌توان به «لینا أعلم»، «امینه جعفری»، صبا سحر» و «مارینا گلبهاری» اشاره کرد.

_سینمای مستند، تنها سینمایی که در دوران طالبان تعطیل نشد

فیلم‌های مستند از زمان حکومت طالبان در این کشور همواره ساخته می‌شد که از جمله آثار مستند فاخر این دوران، می‌توان به دو مستند فیلم «۱۶ روز در افغانستان» ساخته «میثاق کاظمی» و «کارت‌پستال‌هایی از تورا بورا» اشاره کرد.

مستند ۱۶ روز در افغانستان

مستند «۱۶ روز در افغانستان» که با بودجه ۱۰۰ هزار دلاری به مدت ۶۰ دقیقه ساخته شده در دسامبر سال ۲۰۰۸ به نمایش درآمد و با استقبال روبرو شد.

_تولید انبوه فیلم‌های بی‌کیفیت در داخل و خارج از افغانستان  

در سینمای افغانستان تعداد فیلم‌های درجه «ب» و «ج» نسبت به دیگر فیلم‌های بیشتر است، فیلم‌هایی که با درجه کیفیت پایین چه در داخل و چه در خارج از افغانستان ساخته می‌شود.

بیشتر این فیلم‌ها برای مخاطبان افغانی و به ندرت برای مخاطبان غیرافغان و یا جشنواره‌های بین‌المللی ساخته می‌شود.

*وضعیت کنونی سینمای افغانستان: از کمبود تجهیزات و آموزش گرفته تا سلطه فیلم‌های بی‌کیفیت هندی بر بازار فیلم

علی‌رغم تمام پیشرفت‌هایی که از زمان سقوط حکومت طالبان به بعد در صنعت سینمای افغانستان به وجود آمد ولی سینمای این کشور همچنان از مشکلات اساسی رنج می‌برد، از عدم توجه دولت افغانستان به صنعت فیلمسازی گرفته تا کمبود تجهیزات و سالن نمایش در این کشور و همچنین وجود برخی دیدگاه‌های تندروانه ضد سینمایی که وجود دارد.

براساس گزارش‌های منتشر شده اصل و اساس بودجه سینما در افغانستان را موسسه‌ها و تشکل‌های غیردولتی خارجی و داخلی تأمین می‌کنند که این بودجه به هیچ عنوان جوابگوی هزینه‌های معیشت سینماگران نیست.

به نظر می‌رسد که شبکه‌های تلویزیونی همکاری چندانی با سینما نداشته و به خصوص در بخش تبلیغات، توزیع و فروش فیلم‌های سینمای رغبت چندانی نشان نمی‌دهند.

درباره تعداد سینما در این کشور آمار چندان دقیقی در دسترس نیست ولی براساس آمارهایی که تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار می‌داد، تنها حدود ۱۰ سینما وجود دارد که رسما کار نمایش فیلم را به عهده دارد.

بیش از ۹۵ درصد از فیلم‌های هندی بی‌کیفیتی که در سینماهای افغانستان نمایش داده می‌شوند، با موضوع عشق و جنگ و به زبان اصلی هستند.

از آنجایی‌که سینما در افغانستان هنوز به یک مکان فرهنگی تبدیل نشده، بیشتر کسانی که به سینما می‌روند، جوانان بیکار این کشورند.

و اما درباره زنان علاقمند به سینما، تا سال ۲۰۱۱ عملا هیچ‌گونه امکانی برای رفتن زنان به سینما وجود نداشت و تا این تاریخ تنها یک سینما در کابل بود که سانس مخصوص زنان داشت که آنهم همیشگی نبود و گاهی برای مدتی طولانی سانس بانوان به طور کلی تعطیل می‌شد.

از طرف دیگر درباره بازار فیلم در افغانستان باید گفت که با توجه به اینکه بیشتر خانواده‌های افغانی در خانه‌هایشان یک دستگاه دی‌وی‌دی دارند، به نظر می‌رسد، بازار اصلی فیلم در این کشور، همان بازار دی‌وی‌دی باشد.

البته مشکل اساسی بازار دی‌وی‌دی، کیفیت پایین دی‌وی‌دی‌ها،عدم وجود قانون کپی‌رایت در سیستم توزیع دی‌وی‌دی است.

مشکل دیگر این بازار، تسلط نسخه‌های غیرقانونی فیلم‌های درجه ۲ و ۳ هندی و خارجی بر آن است و بدتر از همه اینکه بیشتر این فیلم‌ها فاقد زیرنویس فارسی یا پشتوست.

سطح کیفی آموزش در بخش‌های مختلف صنعت سینما در این کشور به شدت پایین است و تا سه سال پیش تنها مرکز آموزش سینمایی در این کشور در دانشگاه کابل بود.

* قابل ذکر است که برخی آمارهای‌ عنوان شده در این گزارش تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار داده و اطلاعات طی دو سال گذشته به روز نشده است.

معلم، بخت اقبال را سیاه کرد (عکس)

۲۰۱۵۰۵۲۰۰۷۱۶۰۲۴۹۸۵

نام این پسر اقبال است. معلم اش او را تنبیه کرد و روی صورتش نوشت، صفر و تنبل. چنین رفتاری با کودکان در بسیاری از کشورهای جهان جرم تلقی شده و بلافاصله معلم اخراج می شود.

کاکای اقبال در مورد رفتار معلم اقبال گفته است: برادر زاده من اقبال نام دارد و در صنف دوم مکتب مصروف درس است او بسیار علاقه داشت تا در آینده یک داکتر شود اما چند روز می شود نمی خواهد به مکتب برود به بسیار مشکل و التماس مادرش او را مکتب می برد. باعث درد سر نمی شوم قضیه از این قرار است؛ روز چهارشنبه هفته قبل معلم اش او را در صنف پیش همصنفان اش به پیشانی اقبال جان (صفر) و به رویش (تنبل) نوشته و بعد از او عکس گرفت و برایش گفته تا روز شنبه از رویت پاک نکن و تا بخانه طفل معصوم مضمون ساعت تیری بچه ها و مردم عوام قرار گرفت.

مادرش او را باخود برد مکتب اما اداره مکتب هیچ نوع اقدام نکرد حتی یک دلجویی هم از اقبال نکرد و به مادرش گفت برو پشت جنجال نگرد. شوهر معلم اقبال کارمند تفتیش ریاست معارف ولایت بلخ است.

اقبال ولد عبدالعزیز
صنف دوم الف
اسم معلم که برویش تنبل نوشته:شبانه
اسم مدیر مکتب:منان
مکتب استاد غلام رسول سینایی
ولایت بلخ, مزارشریف

معیار به قدرت رسیدن، خیانت است

افغانستان در حال جنگ است و وزیر جنگ ندارد. صدای انتحار، انفجار و جنگ از گوشه گوشه کشور به گوش می رسد. رهبران حکومت همچنان مشغول کشمکش ها هستند، مشغول تقسیم چوکی ها و اصلاً به این توجه ندارد که اتش جنگ تمام افغانستان را می بلعد. آنها خود در امنیت به سر می برند و قدرت دارند و همین کافی است. ادامه این وضعیت زندگی مردم را چگونه خواهد ساخت؟ این کشور را به کدام طرف می برد؟

فتانه گیلانی رییس اجتماع زنان افغانستان در برنامه «خط کابل» گفت: تازه یک نظام فاسد سیزده ساله تمام شده است، این نظام باعث شد که ما حالا این اوضاع را در کشور داشته باشیم. انتخابات را هم به یاد داریم ، رییس کمیسیون آن نورستانی بود و وضعیت انتخابات را به آنجا کشید که هیچ راهی برای انتخاب یک نفر به عنوان رییس جمهور نماند و دو کاندید مجبور به تفاهم سیاسی شدند. آن هم برنامه خارجی ها بود که بر کشور ما تحمیل کردند. حالا تمام صلاحیت های کشور و حکومت به دست خارجی ها است.

وی در خصوص صداقت حکومت در انجام کارها خصوصاً صلح عنوان کرد: مردم از اشرف غنی به هیچ عنوان نمی توانند انتظار صلح داشته باشند چرا که وی به هیچ کدام از وعده های خود عمل نکرده و نشان داده است که اصلا ً به فکر مردم و وطن نیست. بلکه فقط به فکر پر کردن جیب های خود و پیاده کردن برنامه های اربابان خود و گرفتن قدرت بیشتر است.

گیلانی در ارتباط با دلیل معرفی نشدن وزیر دفاع گفت: اشرف غنی مشغول جست و جو در میان افرادی است که شخصی را برای وزارت دفاع انتخاب کند که از تیم خودش باشد. وی به این فکر نیست که هر روز جنگ در افغانستان شدت می گیرد و هر روز قربانی های بیشتری می دهیم.

وی در خصوص کاندیدای احتمالی وزارت دفاع استانک زی می گوید: من از همه نمایندگان مجلس تقاضا دارم که در رای دادن به وزیر دفاع دقت کنند. اگر شخصی به نام استانک زی قرار است به مجلس برای این وزارت معرفی شود رای ندهند. وی قاتل استاد برهان الدین ربانی است. وی نباید وزیر دفاع شود. نمایندگان اگر می خواهند قبل و کشتار و جنگ در کشور بیشتر نشود به وی رای ندهند. نمی دانم چرا در این کشور معیار به قدرت رسیدن، خیانت است؟

رییس اجتماع زنان افغانتسان حکومت را مسوول ناامنی ها و جنگ دانشته و افزود: مقصر این اوضاع افغانستان و قربانی شدن و ریختن خون صدها جوان ما این دو رهبر حکومت است. چرا سازمان ملل، دفتر یونیما در افغانستان فقط اوضاع را تماشا می کند؟ چرا نمی تواند کاری کند؟ چرا به مردم افغانستان نمی تواند کمک کند؟ اگر هیچ کاری نمی تواند انجام دهد در افغانستان چکار می کند؟

کمک ده اراده امبولانس نوع زرنج به ریاست صحت عامه ولایت بامیان

کمک ده عراده امبولانس نوع زرنج به ریاست صحت عامه ولایت بامیان

موسسه یونسف ده اراده امبولانس نوع زرنج را به ریاست صحت عامه ی ولایت بامیان کمک کرد. مسولان ریاست صحت عامه ی این ولایت می گویند: انان از این امبولانس های کمک شده در قسمت انتقال مریضان در مراکز صحی این ولایت استفاده خواهند کرد. داکتر ریحانه حیدری رئیس صحت عامه ولایت بامیان به کلید گفت:  انان ۴ اراده این امبولانش ها را  در اختیار  مراکز صحی مرکز ولایت بامیان و ۶ اراده دیگر را در اختیار  مرکز صحی ولسوالی یکاولنگ این ولایت  قرار داده اند.

به گفته ی رییس صحت عامه ی این ولایت، در صورت که امبولانس های نوع زرنج بتوانند در این ولایت به گونه درست خدمات صحی را انجام دهند، در آینده ها این برنامه افزایش خواهد ودر صورت که این پروژه موفق نباشد، ادامه توزیع این امبولانس ها قطع خواهد شد. همزمان با این شماری از اعضای شورای ولایتی بامیان از توزیع امبولانس های نوع زرنج در این ولایت انتقادمی نمایند که بدلیل مناسب نبودن راه های موصلاتی، این امبولانس ها نمی توانند مریضان را به مراکز صحی انتقال دهند.  انان از مقام های وزارت صحت عامه می خواهند که باید  امبولانس های به ریاست صحت عامه ی این ولایت کمک شود که توانایی انتقال مریضان و ارایه خدمات صحی را داشته باشند. محمد امیر محمودی عضو شورای ولایتی بامیان می گوید: توزیع این نوع امبولانس ها تنها مصرف بیهوده پول مردم کشور است و هیچ سود در قسمت بهتر شدن عرضه خدمات صحی در این ولایت نخواهد داشت:

از سو هم شهروندان ولایت بامیان توزیع امبولانس های نوع زرنج را توهین به خود دانسته و تاکید می نمایند که بدلیل صعب العبور بودن راه های موصلاتی این ولایت، امبولانس های کمک شده نمی توانند مریضان را انتقال دهند.محمد سجاد محسنی سخنگوی شورای علمای بامیان می گوید:”:« اهدا کردن امبولانس به صحت عامه بامیان یک کار خوب است اما اینکه ریگشا به عنوان امبولانس اهدا می شود، این یک مساله خجالت اور است به خاطر اینکه بامیان دارای مناطق صعب العبور است. به عنوان مثال اگر بخواهیم سه نفر مریض راتوسط ریگشا از کوتل چونی در شهر بامیان که سرک پخته دارد عبور دهیم مجبور هستیم از سه نفر دیگر کمک بگیریم تا ریگشا را از کوتل عبور دهیم. به این صورت احتمال ان می رود که اگر مریض را با ریگشا انتقال دهیم طلفات بیشتری داشته باشیم.

گفتنیست که پیش از این نیز موسسه یونسف شش اراده امبولانس  را به ریاست صحت عامه ی  بامیان کمک کرده بود که تاکنون  اداره صحت عامه از این وسایل استفاده می نمایند.

فخرالدین قاری زاده

حمله انتحاری بر کارمندان وزارت عدلیه در کابل، ۵ کشته و ۴۳ زخمی برجاگذاشت

در حمله انتحاری روز سه شنبه در پارکنیگ وسایط وزارت عدلیه در مربوطات حوزه دوم امنیتی شهر کابل،  ۵ تن که شامل ۴ مرد و ۱ زن میشود کشته و ۴۳ تن دیگر زخم برداشته اند.
به گفته ایوب سالنگی معین ارشد امنیتی وزارت امور داخله در این رویداد ۴ مرد و یک زن کشته اند.
از سوی هم محمد اسماعیل کاووسی سخنگوی وزارت صحت عامه به کلید گفت:در این رویداد ۴۳ تن زخم برداشته اند.
از سوی هم صدیق صدیقی سخنگوی وزارت داخله می گوید: در پی این رویداد  ۴ تن کشته و ۲۴ تن دیگر زخم برداشته اند.
به گفته وی، انتحاری کننده که سوار بر یک موتر نوع کرولا بود، خودش را در برابر در ورودی پارکینگ وزارت عدلیه منفجر ساخت.
مسوولیت این رویداد را طالبان مسلح به عهده گرفته اند.

امضای قرارداد ۴۵ پروژه انکشافی برای تطبیق در شش ولایت کشور

 

امضای قرارداد 45 پروژه انکشافی برای تطبیق در شش ولایت کشوروزارت احیا و انکشاف دهات قرارداد ۴۵ پروژه بازسازی و نوسازی را با شوراهای انکشافی شش ولایت کشور امضا کرد.

نصیراحمد درانی،‌ وزیر احیا و انکشاف دهات روز سه شنبه در مراسم امضای این قرادادها در کابل گفت: این پروژه‌ها در بخش تقویت زراعت بوده و تطبیق آنها بیش از ۱۴۰ میلیون افغانی هزینه بر می دارد.

زراعت ستون فقرات اقتصاد افغانستان که بیشتر از نیمی از درآمد سرانه کشور از طریق آن تامین می‌شود. براساس آمارها،‌ بیش از ۵۵ درصد از جمعیت کشور مخصوصا در روستاها از طریق زراعت امرار معیشت می کنند.

اما دهاقین با مشکلات و کمبودهای زیادی مواجه هستند که حوادث طببعی از جمله اصلی ترین عامل غیر کنترول در انکشاف زراعت به شمار می رود. در جریان سالهای اخیر مزارع و بندهای آب گردان در روستاها در اثر سرازیرشدن سیلاب ها از بین رفته است.

با این حال وزارت احیا و انکشاف دهات تصمیم گرفته تا مشکل دهاقین از این ناحیه را حل کند.  این وزارت به همین منظور روز سه شنبه قرارداد ۴۵ پروژه ر ا با شوراهای انکشاف محلی شش ولایت به امضا رساند. نصیر احمد درانی وزیر احیا و انکشاف دهات می گوید که هزینه مجموعی تطبیق این ۴۵ پروژه ۱۴۰ میلیون و ۶۲ هزار برآورد شده است.

این پروژه ها به منظور تقویت بخش زراعت در برخی قریه های ولایت های بلخ، سمنگان، بغلان، بدخشان،‌ کنر و لغمان از سوی شوراهای انکشاف محلی تطبیق خواهد شد.

براساس این قرارداد، ۳۶ پروژه از ۴۵ پروژه، در بخشهای بازسازی سرک،‌ پل و منابع کوچک آبیاری که در اثر سیلاب های در این شش ولایت تخریب شده است، عملی خواهد شد. از این میان تنها ۹ پروژه به بخش نوسازی اختصاص یافته است.

در همین حال،‌ روسای شوراهای انکشاف محلی که برای امضای این قراردادها به کابل آمده اند،  از تطبیق چنین پروژه ها در مناطق شان اظهار خرسندی می کنند. آنان می گویند که با تطبیق این پرو‍ژه مشکل مردم در بخش زراعت از ناحیه کمبود آب حل خواهد شد.

این در حالیست که سکتور زراعت کشور هنور با چالش ها و موانع فروانی رو به رو است. کمبود آب،‌ نبود سردخانه ها و عدم میکانیزه شدن زراعت بخشی از این چالش ها اند که هنوز دهاقین از آن رنج میبرند.

الیاس ابدالى

 

فساد دولت عین و غین بیشتر از کرزی است

آمارها نشان می دهد که فسادهای اداری کوچک در یک سال اخیر نسبت به دو سال آخر حکومت حامد کرزی، رشد چشمگیری داشته که بیشترین آمار این فسادها به ترتیب در بخش‎های قضایی، پولیس، معارف و صحت عامه صورت می گیرد.

براساس گزارش های مختلف، دو سال پایانی حکومت کرزی میزان فساد اداری کوچک در دفاتر دولتی افغانستان ۱٫۲ میلیارد دالر در سال بود، اما این رقم در یک سال اخیر به بیش از دو میلیارد دالر افزایش یافته است که بیشترین آمار این فسادها به ترتیب در بخش‎های عدلی و قضایی، پولیس، معارف و صحت عامه صورت گرفته و همچنین در دفاتر اخذ شناسنامه و گذرنامه نیز فساد اداری گسترده ای وجود دارد.

فساد اداری را می توان به ۲ بخش تقسیم کرده که بخش اول آن فسادهای بزرگ است که بیشتر از ۱۸۰۰ دالر می باشد و بخش دوم آن، فسادهای کوچک است که فسادهای اداری کمتر از ۱۸۰۰ دالر را شامل می‎شود.

متاسفانه فساد اداری آنچنان در کشور به اوج خود رسیده که براساس گزارش نهاد بین المللی، افغانستان در زمره مفسدترین کشورهای جهان قرار دارد و بعد از گذر سیزده سال تا کنون راه حلی برای ریشه کن کردن آن پیدا نشده است.

اداره مبارزه با فساد اداری که از آغاز تشکیل حکومت شروع به کار کرده است دلایل مختلفی برای عدم موفقیت پروسه مبارزه با فساد ذکر می کند. وجود ادارات موازی مختلف و عدم هماهنگی آنان و همچنین افراد زورمند و مقاماتی که هرگز اجازه عملکرد صحیح به این اداره را نمی دهند از عواملی است که تا کنون مفسدین را در مقامات بلند پایه خود نگاه داشته و فساد را هر روز در کشور تشدید می کند.

اینکه منبع این فساد کجا است؟ باید گفت در همه ارگانها ریشه دوانده است. از جمله مقامات دولتی، سیاستمداران و اعضای پارلمان که با انعقاد قراردادهای نامشروع با جامعه جهانی و کسب صدها میلیون دالر از راه غیرقانونی به اژدهای اقتصادی در کشور تبدیل شده اند و در زمانی کوتاه، منازل، موترها و سرمایه های هنگفتی به دست آورده اند که همه از راه نامشروع کسب شده است. امتیاز دادن پنهانی برخی از کشورهای خارجی به دادن معاشات چندگانه به مقامات بلندپایه دولتی نیز از عمده ترین عوامل گسترش فساد در حکومت افغانستان می باشد.

اما چه چیز باعث شده فساد به این حد بالای خود برسد؟ در کشور ما عدم رسیدگی به متهمان فساد در رده های بالاتر دولت و تطبیق نشدن یکسان قانون باعث عامل اصلی افزایش فساد اداری است. تاکنون در افغانستان زورمندان و کسانی که خود را بالاتر از قانون می دانند، به هر گونه فساد، جنایت دست می زدند و هیچ نیرو و قدرتی نتوانست آن ها را به محاکمه بکشاند.

متاسفانه نبود یک سیستم موثر و کارآمد اداری، فقدان حس مسوولیت‏ پذیری، وجدان کاری و خدمت به مردم در سطوح مختلف اداری، مصلحت ‏اندیشی‏های سیاسی، زورمداری و واسطه ‏بازی در کشور و از همه مهمتر عدم تطبیق یکسان قانون، از مهم‏ ترین عوامل گسترش فساد اقتصادی و اداری است.

اکثر کارشناسان بر این باورند که تطبیق یکسان قانون می تواند زمینه ساز از بین بردن فساد شود البته این امر به این زودی ها در کشور متصور نیست یعنی هیچ امیدی وجود ندارد که عوامل اصلی فساد که بسیاری از سران می باشند، محاکمه شوند.

متاسفانه وجود چنین اشخاصی در راس امور و بروز اختلاس های مالی فراوان سبب کاهش امنیت سرمایه گذاری و به تبع آن کاهش سرمایه گذاری و رشد اقتصادی، فرار نخبگان و کارآفرینان، کاهش کیفیت زیرساخت ها و خدمات عمومی از طریق پرداخت رشوت به مقامات دولتی و یا تخلف در امضای قراردادها، بروز اختلال در کارایی بازار، کاهش انگیزه ها، کاهش سرمایه های اجتماعی و اعتماد بین دولت و مردم و مهم تر از همه کاهش تاثیرگذاری و کاهش مقبولیت و مشروعیت دولت جدید گردیده است.

این امیدواری وجود داشت که با همکاری اشرف غنی و عبدالله این معضل حل گردد، ولی از آنجایی که غربیها نمی خواهند فساد از کشور ما رخت بربندد، مهلت اینکه رهبران حکومت ملی بخواهند به فکر حل و فصل این مسایل باشند را نمی دهند و هر روز با ایجاد ناامنی های سیاسی و نظامی مشکلی بر مشکل فراوان دولت کابل می افزایند تا خودشان از این آب گل آلود بیشترین بهره را ببرند.

خوش بینی بیش از حد به صلح باعث جنگ شد

امسال با گرم شدن هوا طالبان به عملیات خود شدت داده و این عملیات به انتحاری و انفجارها و جنگ های جبهه ای گسترده در افغانستان تبدیل شد. این اقدام که به جنگهای بهای طالبان نام نهاده شد، امیدهای حکومت افغانستان را در مورد صلح که با تبانی پاکستان بود به نا امیدی تبدیل کرد. آیا افغانستان در مسیر تعاملات صلح حرکت می کند یا مسیرش به سمت جنگ منحرف شده است؟

مولانا فرید تحلیلگر مسایل سیاسی در برنامه «تحول» گفت: در حکومت جدید، خوش بینی های سریع، بیش از حد و دور از واقعیت به خاطر صلح وجود داشت. این خوش بینی ها بیشتر ناشی از عدم شناخت منطقه ، شناخت پاکستان و عدم شناخت طالبان می شد. این عدم شناخت باعث شد که رهبران کشور ما بر این باور باشند که با سفر کردن چند جنرال پاکستان به کابل، این کشور از خواست استراتژیک خود می گذرد و مسیر صلح را به پیش می گیرد. تا اینکه درفصل بهار، پاکستان، فصل جنگ جدید را آماده کردند و باز هم می خواهند خواست خود را از لوله تفنگ طالبان به دست آورند.

وی افزود: طالب ابزاری در دست حکومت پاکستان است و پاکستان از طریق این ابزار می خواهد به اهداف تاریخی ، اهداف سیاسی، اقتصادی و استراتژیک خود در منطقه برسد. قبل از رفتن برای مذاکره صلح شناخت دشمن مهم است که متاسفانه رهبران حکومت وحدت ملی این شناخت را از دشمن ندارند.

مولانا فرید تک روی های اشرف غنی را موجب فریب خوردن وی در خصوص صلح دانست و اظهار کرد: متاسفانه در حکومت وحدت ملی تک روی های زیادی وجود دارد که رییس جمهور به تنهایی انجام می دهد و در ارتباط با صلح نیز این کار را انجام داده است. به طوری که حتی داکتر عبدالله که یکی از رهبران حکومت است در جریانات آن قرار نگرفت. علاوه بر آن شورای عالی صلح هم در جریان هیچ کاری از صلح قرار نگرفت. پاکستان هم تلاش صلح وی را بی جواب نگذاشت و تنها کاری که کرد این بود که چند جنرال به پاکستان بیایند و دوباره به کشور خود بازگردند و به کارهای قبلی خود ادامه دهند.

این آگاه سیاسی معتقد است که هیچ گاه صلح در کشور وجود خارجی نداشته و افزود: در سیزده سالی که گذشت هیچ زمانی صفحه ای برای صلح افغانستان آماده نشده است. درسیزده سالی که گذشت افغانستان در جنگ بوده است و در این شش ماهی هم که حکومت جدید افغانستان دم از صلح می زد دشمن آمادگی برای جنگ می گرفت. اگر توجه کنیم می بینیم، زمانی که افغانستان وارد فصل زمستان می شود زمامداران حکومت افغانستان بحث صلح را بسیار داغ می کنند. چرا که این پاکستان است که به خاطر مصون نگه داشتن طالبان در زمستان مساله صلح را پیش می کشد. در حالی که بهترین زمان برای تصفیه طالبان از مناطقی که در آنجا سکونت دارند زمستان است. این تجربه در یکی از مناطق تگاب ثابت شده است. به طوری که این منطقه چهار سال در دست طالبان بود و با اقدام نیروهای امنیتی در زمستان توانستند آنجا را وجود آنها پاکسازی کنند اما پاکستان با زرنگی تمام زمامداران ما را فریب می دهند و در این فصل آنها را با بحث های صلح مشغول می دارند.

فرید، وجود جنگ در کشور را به خاطر حمایت سیاستمداران کشور از دشمن می داند و می گوید: کارهایی که در حکومت فعلی انجام می شود همان کارهایی است که دولت قبلی در افغانستان به میراث گذاشته است و آثار شومی از آن کارها باقی مانده است. کرزی بود که طالبان را قوی ساخت. همه جنایاتی که طالبان می کردند کرزی از آن حمایت می کرد. به نیروهای امنیتی اجازه مقابله و کشتن طالبان را نمی داد. تمام بدختی ها و نا امنی هایی که در کشور وجود دارد از داخل نظام افغانستان سرچشمه می گیرد. جنگی که در افغانستان وجود دارد فقط به خاطر برنامه های انگلیس و آمریکا و پاکستان نیست بلکه این رهبران خود ما است که باعث جنگ هستند.

وی در پایان گفت: این جنگهایی که حالا داریم محصول کشتی است که حکومت قبلی و حامد کرزی کرده است و ناهماهنگی حکومت وحدت ملی این کشت را زودتر به ثمر می رساند.

چرا حکومت مجاهدین موفق نشد؟

روس ها در همان ابتدا سعی کردند که جهاد مردم افغانستان را سرکوب کنند اما ایمان، اراده و عقیده مردم قوی تر بود. تاریخ افغانستان در طول سالهای مختلف با فراز و نشیب های متعددی روبرو بوده است. موقعیت جغرافیای خوب آن موجب شده است که مردم آن در شرایط بد و بی ثباتی قرار بگیرند. جنگ های خونین افغانستان بعد از تجاوز شوروی تا به حال ادامه دارد و همچنان گروه های مختلف جان هموطنان ما را می گیرد.

مسعود خلیلی سفیر پیشین افغانستان در اسپانیا در برنامه ای رسانه ای گفت: حزب کمونیست افغانستان هنوز به آن درجه نرسیده بود که بتواند در پارلمان افغانستان به صورت دموکراتیک و بر اساس دموکراسی بیاید و حزب خلق و پرچم و دیگر احزاب جناحی چپی در افغانستان در ذهنیت مردم حاکم باشد و هنوز نتوانسته بود همان جغرافیای فرهنگی افغانستان را تحت تاثیر خود بیاورد.

وی در خصوص چگونگی ایجاد دولت کمونیستی در افغانستان گفت: تصمیم حکومت جمهوری در افغانستان یک عده را تحریک کرد و در اینجا کمونیست ها بودند که از همه بیشتر متحد شدند اما در اقلیت قرار داشتند. در عوض بهتر از دیگران عمل می کردند. داوود خان در آن زمان تصمیم گرفت که رابطه افغانستان را با کشورهای دیگر خوب بسازد. سفرهایی به پاکستان و آمریکا و روسیه کرد و پریشانی هایی در منطقه به وجود آمد. داوود خان در اینجا درک کرد که موقعیتش در خطر است. در این زمان کمونیست ها در افغانستان در حال پیشرفت بودند. داوود خان می خواست آمریکا و روسیه در افغانستان نقش سازنده داشته باشند. بعد از مدتی کمونیست ها به قدرت رسیدند و دولت شاهی به اتمام رسید. دولت داوود خان پایان یافت و حکومت کمونیستی به میان آمد.
ملت افغانستان از اینکه کمونیست ها در کشور قدرت را به دست گرفتند متعجب شده و به خود تکانی دادند.

خلیلی ادامه داد: شوروی هم از اینکه کمونیست ها بر قدرت آمده اند آن هم در افغانستان، متعجب شدند، دوازده نفر از اتحاد شوروی سابق با عجله جلسه ای ترتیب دادند و تصمیم گرفتنند که این بسیار بی وقت است که یک حزب کمونیست، کودتایی چنینی در کشوری مثل افغانستان کرده اند. در این جا شوروی تصمیم گرفت که این حکومت را در اختیار خود بگیرد.

وی جنب و جوش خود به خودی مردم را در آن زمان ستوده و اظهار کرد: در این زمان موج مردم خود به خود ایجاد شدند و در هر مسجد ملاها به مردم گفتند که کمونیست ها آمدند. مردم متوجه شدند که آنها ابزار روس ها هستند. افغانستان کشوری بوده است که برای بقای خود جنگ می کند و تاریخ نیزاین را نشان داده است. پیش از اینکه نیروهای روس به افغانستان بیاید مردم به طور خودجوش به جنب و جوش افتاده بودند. در اینجا بود که قطب دیگر جهان یعنی انگلیس، آمریکا، فرانسه و دیگر کشورها به کار افتادند.

خلیلی افزود: به این ترتیب دو قطب در جهان مقابل هم ایستادند. دیگر کشورها به افغانستان گفتند که اگر مردم افغانستان آمده باشند ما کمک می کنیم. نه شوروی و نه دیگر کشورها اصلاً فکر نمی کردند که مردم اینگونه در برابر نیروهای شوروی مقاومت کنند.

وی فتوای رهبران جهادی را در آن زمان نیرویی مضاعف برای مردم برشمرد و گفت: روس ها در همان ابتدا سعی کردند که جهاد مردم افغانستان را سرکوب کنند اما ایمان،اراده و عقیده مردم قوی تر بود. فرماندهان جهادی نه تنها در محله های افغانستان بلکه در پشاور نیز اعلام جهاد کرده و فتوا دادند. دوره ای که روس ها آمدند تا اینکه داکتر نجیب سقوط کرد، دوره ای بسیار طولانی و سخت برای مردم افغانستان بود. هیچ کس باور نمی کرد که ما بتوانیم حکومت روس ها را که کمونیستی بود ما شکست دهیم.

سفیر افغانستان در اسپانیا علت شکست مجاهدین و آغاز جنگ بعد از آن را این گونه شرح داد: بعد از شکست کمونیست ها و بیرون شدن روس ها، ما مجاهدین تصمیم گرفتیم که به کابل برویم و حکومت مجاهدین را تشکیل دهیم. وقتی به کابل رسیدیم، دوستان مجاهد ما، ما راتنها گذاشتند. گرچه همه با هم از صفر به پیروزی رسیده بودیم. همه باهم مبارزه کرده بودیم و در برابر آن همه تجهیزات روس مقاومت کرده بودیم. این واقعاً دردناک بود که در جشن این آزادی دوستان ما نبودند.

وی در ارتباط با آغاز جنگ بعد از حکومت مجاهدین گفت: در این زمان ها بود که ما صدای راکت ها را بالای سرمان شنیدیم. در اینجا بود که گفتم: ملت شریف ما جنگ را برد اما در حال باختن صلح هستیم. خدایا صلح را از ما نگیر جنگ را برای آن کردم که از آن نفرت داشتم اما چرا صلح را از دست دادیم. در آن زمان در جنگی قوی قرار گرفتیم که آی اس آی پاکستان به شدت آن را کمک می کرد. چرا که پاکستان به آن شرط به افغانستان کمک کرده بود که بعد از شکست شوروی حکومتی دست نشانده در افغانستان داشته باشد که اینطور نشد.

خلیلی کشورهای همسایه را دخیل در این جنگ تحمیلی عنوان کرد و افزود: وقتی کار حکومتی ما شروع شد، بسیاری از کشورها که دوست ما بودند، ایران، پاکستان و ازبکستان شروع به دشمنی کرده و برای بی ثباتی افغانستان کمک کردند و ما در یک جنگ تحمیلی قرار گرفتیم. در آن زمان من به عنوان نماینده خاص سیاسی به پاکستان رفتم و درخواست صلح کردم اما این جریان موفقیت آمیز نبود.

وی در خصوص برنامه های مجاهدین برای حکومت گفت: در آن زمان و در حکومت مجاهدین دور اندیشی و برنامه ریزی خاصی برای اداره حکومت نداشتیم اگر آن دوراندیشی وجود داشت ما صلح را نمی باختیم. تصور ما از حکومت پارلمانی به صورت غربی آن نبود. آن زمان ما این مجلس را به صورت جرگه های محلی داشتیم. در این زمان ها بود که مشکلات قومی در بین مردم مشاهده شد. در پارلمان های قبلی می دیدیم که اگر فردی از یک قوم کاندید می شد، قوم مربوط به همان فرد، رای می داد. ما فکر کردیم که در این حالت جنگ اگر سیستم پارلمانی بیاید، تمام مشکلات قومی ما را حل نمی کند، بلکه آن را کم می کند. حتی فکر کردیم که حکومت شاهی را دوباره روی کار بیاوریم، پادشاه در راس کار باشد و ما رییس حکومت خود را بر اساس انتخابات انتخابات بیاوریم تا اگر یک اقلیت کوچک هم که در گوشه ای از افغانستان است در حکومت شریک باشد و امید داشته باشد که اگر لایق باشد امکان دارد چهل سال دیگر صدراعظم شود. حکومت ریاست جمهوری در شرایطی مانند افغانستان بسیار سخت بود برای همین موافقت کمی با آن وجود داشت.

خلیلی ادامه داد: اینگونه شد که ما به آن مسایل نرسیدیم و آنقدر به جنگ گرفتار شدیم که فرصت سرخاراندن نداشتیم چه برسد به اینکه بدانیم چه نوع حکومتی را بیاوریم. ما در کوه ها سرگردان بودیم و فقط دعا می کردیم که: خدایان جنگ را قطع کن. می خواستیم بعد از اینکه جنگ قطع شود، سیستمی را بیاوریم که آن را به طرف موفقیت بکشانیم.

یوسف نورستانی از خانه ملت رانده شد

در توصیف عملکرد ضعیف و غیر قابل قبول کمیسیون نامستقل انتخابات و کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی، همین بس که نه رضایت نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی جلب شد نه رضایت نهادهای مدنی و نه رضایت رای دهندگان در صف های طویل زیر باران.

احمد یوسف نورستانی و دار و دسته اش که با ندانم کاری های خود انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی را به بدترین شکل ممکن در ۱۶ حمل و ۲۴ جوزا ۱۳۹۳ برگزار کرده اند و از هرگونه اصلاحات در قوانین انتخابات ممانعت به عمل آورده اند؛ اینک…

اینک چنان منفور و مورد انتقاد عمومی واقع شده اند که حتی اعضای مجلس نمایندگان اجازه ی ورود رییس کمیسیون انتخابات به صحن علنی پارلمان را ندادند و زمانی برای استجواب وی در نظر نگرفتند.

به عبارت دیگر، یوسف نورستانی از خانه ملت بیرون رانده شد تا رسما این کمیسیون اعتبار و صلاحیت خود را در حیطه مسایل انتخاباتی از دست بدهد؛ به تعویق افتادن انتخابات پارلمانی از ثور سال جاری به زمان نامعلوم نیز مزید بر علت شد.

آنچه که از سخنان جسته و گریخته وی در استجواب پارلمان پس از کشمکش و ممانعت نمایندگان بدست می آید همان حرفهای کلیشه ای و همیشگی از عدم بودجه کافی و به تبع آن ناتوانی در برگزاری به موقع و مطلوب انتخابات پارلمانی است که دوره آن بسر رسیده است.

۸۰ هزار دالر هزینه برای برگزاری انتخابات مجلس نمایندگان درحالی از سوی رییس کمیسیون نامستقل انتخابات مطرح می شود که هزینه های زاید و گزاف خود عامل فساد و تبانی و زدوبندهای سیاسی برای تخطی و تخلف در روند رای دهی بشمار می آید.

وقوع رخدادهایی از این دست که چند دستگی پارلمان را بیش از پیش می نمایاند و موجب بی اعتباری کمیسیون های ذی ربط انتخاباتی می گردد؛ علاوه بر آنکه تشویش اذهان عمومی را بدنبال دارد خوراک خبری رسانه ها و عوامل خارجی برای دمیدن در بوق و کرنای ناتوانی ملی است؛ اما افغانستانی ها راهی جز جنجال و چاره ای جز جدل نمی دانند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن