خانه «=« اخبار (برگه 4)

اخبار

حکومت، مکتبی است که معاون ندارد

نشست اپوزیسیون سیاسی حکومت در قندهار برگزار شد.
در این نشست تعدادی از سران سیاسی و نماینده های پارلمان کشور شرکت کردند.

از جانب حکومت آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یکبار دیگر به قدرت برسند

بشیر احمد ته ینج عضو هیات رهبری جنبش ملی افغانستان، امروز ۱۱ قوس در این مراسم گفت: ابتدا سلام ها و احترامات معاون اول رییس جمهور، جنرال دوستم و والی بلخ عطا نور و محمد محقق معاون رییس اجرایی و صلاح الدین ربانی وزیر خارجه را که در قالب ایتلاف بزرگ ملی نجات هستند به تمام شما قندهاری تقدیم می کنم.

وی در خصوص اواضاع افغانستان می گوید: در حال حاضر خانه ما ویران شده است و حکومت ما مشکل دارد، جامعه ما مشکل دارد، مردم ما مشکل دارد. پس راه حل چیست. سرنوشت مشترک داریم، سرزمین مشترک داریم، دین مشترک داریم، مذهب و مدرسه و مسجد مشترک داریم، خدا و رسول مشترک داریم، درد و رنج مشترک داریم. چرا نیت و هدف مشترک نداشته باشیم؟

نماینده جنرال دوستم، بر همدلی و همراهی افراد در این نشست تاکید می کند و بیان می دارد: امروز یکی از ما از شمال افغانستان، یکی از مرکز افغانستان، یکی از جنوب افغانستان آمده است. ما می خواهیم این وجه مشترک را این پیوند را، این اخوت را، این برادری را همانطوری که خداوند گفته است، مسلمانان همه برادر هستند به وجود بیاوریم.درست است که یکی ازبک است و یکی ترک است و یکی پشتون و تاجیک و هزاره است. شما بزرگان پشتون و تاجیک و هزاره هستید. می دانیم که رهبری که از همین قندهار بود جنبش مشروطیت را رهبری کرد و تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. 

ته ینج، ادامه داد: ما به عنوان یکی از جریان های سیاسی افغانستان با شما هستیم، حمایت هم می کنیم و این نشست های ما در شمال و در شرق و غرب افغانستان ادامه پیدا می کند و منتظر تشریف آوری شما به مزار و شبرغان و قندوز و بدخشان هستیم.

این عضو حزب جنبش ملی افغانستان، می گوید: ما همیشه پابند اصول و دموکراسی هستیم و خود را مکلف به حمایت بیرق سه رنگ افغانستان می دانیم. از شروع نظام جدید بسیار مختصر می گوییم. قبول کرده ایم که صد ها میل توپ و تانک و تفنگ را در اختیار جنگ افغانستان داده ایم تا در افغانستان ارامش بیاید و از حکومت تازه حمایت کرده ایم و به پروسه های انتخابات اشتراک کرده ایم و برای نظام افغانستان به کرزی رای داده ایم می دانستیم از قندهار است. به داکتر اشرف غنی رای دادیم می دانستیم از لوگر است. اما اشرف غنی به جای اینکه یک استراتژی شفاف و منظم و قابل قبول برای همه طرف ها داشته باشد هیچگونه دستاوردی در این راستا نداشته بلکه ناکام بوده است. 

ته ینج، در انتقاد از رییس جمهور مبنی بر طرد معاون اولش و افراد دیگر بیان داشت: وقتی در یک مکتب چند روز معاون مدیر حضور نداشته باشد، حتما پرسان می کند که معاون کجا است. آیا روا نیست که اشرف غنی که مدیر یک کشور است و معاونش ماه ها است که حضور ندارد در مورد آن صحبت کند که چرا معاون من نیست. هیچ کاری در این حکومت انجام نمی شود. آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده اند و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یک بار دیگر به قدرت برسند. افرادی را تعیین و تبدیل می کنند که بله قربان گوی و فرمان بردار حکومت باشند. رییس جمهور به اراده و رای مردم هیچ توجهی نمی کند. 

وی در اخیر گفت: بنابراین برای حل این مشکلات و برای نجات فقط یک راه نجات داریم. اخوت ما، همبستگی ما، اتحاد و همدلی ما می تواند که راه حل خوبی برای آینده افغانستان باشد. بنابراین حمایت شما بزرگان کشور امروز از این جریان و حضور ده هزار نفری شما را در این جریان ما را برای آینده افغانستان امیدوار می سازد. پس باید در مورد سرنوشت خود و آینده و شخصیت های خود بی تفاوت نباشیم. 

مجلس بزرگان، نجات کرزی و سقوط غنی

انتخابات ۲۰۱۴ که بحرانی بس بزرگ را برای افغانستان رقم زد در اصل انتقال قدرت از سوی کرزی به غنی بود و همانگونه که نام انتخابات گوسفندی بر آن گذاشته شد نشان می دهد که تا چه میزان، قبیله گرایی در این سرزمین جنگ زده، ویران کننده تر از هر تروریست و تهاجم خارجی است.

رویارویی این روزهای کرزی و غنی معطوف به برگزای مجلس بزرگان شده است و در کنار اختلاف های عمیق درون حکومتی و نارضایتی گسترده رهبران دیگر اقوام، کشمکش های سیاسی میان قوم پشتون در حالی که به خواست امریکا حاکمان قدرت می باشند، برای چیست؟

کرزی که در سیزده سال بدل به قدرتمندی با نفود شد، قدرت را به شخصی واگذار کرد از میان قومیت خود با این تفکر که در حکومت آینده نقش تعیین کننده ای دارد و می تواند به قدرت بازگردد اما آنچه رخ داد، افراط گری غنی در حذف چهره های سیاسی و مقام ها از حکومت بود.

این در حالی است که کرزی نه تنها خیال کنار رفتن از سیاست را ندارد بلکه با توسل به هر روشی از سفرهای خارجی گرفته تا معامله با جریان های مخالف در پی تکرار ریاست جمهوری است اما افغانستان امروز با شانزده سال گذشته بسیار متفاوت می باشد و اختلاف های قومیتی در سلطح رهبری به اندازی ای رخ داده است که دیگر نمی توان آنان را با وعده و امتیازهای کوچک تحت سلطه قرار داد.

از سوی دیگر، حضور گلبدین حکمتیار در کنار اشرف غنی که بدل به صدای حامی ارگ شده، همچنان حزب با شاخه نظامی قدرتمند در اختیار دارد که آشکارا از حضور در قدرت و تصاحب کرسی های پارلمان آینده و شرکت در انتخابات ریاست جمهوری می گوید.

عطا محمد نور، جنرال دوستم و محقق که در ایتلاف نجات برای مقابله با سلطه گری اشرف غنی دست به اتحاد زده اند هر یک در مسیرهای جدا نیز به دنبال تقابل با ارگ و کسب حمایت های خارجی می باشند که رقبای قدرتمندی در برابر کرزی می باشند.

هرچند جبهه مخالف حکومت متشکل از اقوام غیر پشتون، خواهان برکناری اعضای کمیسیون به دلیل وابستگی شده اند که تاحدودی نیز عملی شد اما اگر غنی یک گام به عقب می گذارد پرشی بزرگ در جهت اهداف سلطه گرانه خود می کند.

عزل رییس و اعضای کمیسیون مشترک از سوی رییس جمهور، چالشی بزرگتر از گذشته به وجود آورد و برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری را به امری ناممکن بدل کرد، رهبران مخالف می دانند که انتخابات با توجه به عملکرد ارگ و نفوذ در این کمیسیون، هیچ گاه به سوی شفافیت و اصلاحات گام بر نمی دارد.

در همین راستا، برگزاری لویه جرگه که جناح کرزی، خواهان آن است نیز نمی تواند راه گشایی برون رفت از بحران جاری باشد زیرا نه تنها افغانستان دارای حکومت و قانون اساس است و نیاز به این گردهمایی بزرگان اقوام را رد می کند بلکه، مجلس های به تکرار بزرگان در دولت کرزی به کدام نتیجه رسید که اکنون راه گشا باشد؟

کرزی که برای هر امر کوچک، چادر لویه جرگه برپا می کرد تا اقدامات قبیله گرایانه خود را وجهه مشروعیت ببخشد اکنون نیز از همین روش در پی مقابله با اشرف غنی و تصاحب قدرت است نه پایان دادن به بحران و وضعیت بغرنج افغانستان.

نکته قابل تامل، اختلاف های درون پشتونی همچون تقابل کرزی و غنی است که هیچ گاه به زیان این قومیت تمام نمی شود، زیرا بر اساس قانون نانوشته نشست بن و حمایت امریکا، راس قدرت از آن این تبار می باشد که در پی در اختیار داشتن هم قدرت است و هم جناح مخالف.

و می ماند جبهه مخالفان غیر پشتون که وضعیت برای رهبران تاجیک بهتر از ازبک است و در پایین ترین رده، قومیت هزاره ای وجود دارد که همواره صف اول قبیله گرایی حکومت است و حمله و انتحاری داعش و طالب.

عطا محمد، جنرال دوستم و محقق به خوبی آگاهند که افغانستان اکنون، ظرفیت و آمادگی به قدرت رسیدن قومیتی جز پشتون را نخواهد داشت اما در میانه حذف و برنامه پشتونیزم شدن کشور، چاره ای جز تقلا برای ماندن و حفظ حاکمیت باقی مانده ندارند، اما اگر به مانند گذشته مغلوب امتیازهای ناچیز ارگ نشوند، می توانند بدل به جناحی قدرتمند در برابر سلطه گری پشتون ها شوند.

در همین راستا، کرزی، غنی و هر رهبر پشتون دیگری نه تنها خواهان اصلاحات و شفافیت در انتخابات نیستند بلکه هموار کننده راه های تقلب و فساد می باشند و برگزاری لویه جرگه بهترین گزینه برای رییس جمهور سابق که استعدا بی همتایی در معامله و به توافق رسیدن با بزرگان در جهت اهداف قبیله گرایی دارد.

 

عضو سابق شورای ولایتی هرات با چهار هم‌دستش اعدام شد

یک گروه پنج نفری اختطافچیان که در قضیه اختطاف منجر به قتل دست داشتند، به اساس حکم نهایی محاکم ثلاثه و توشیح رئیس جمهور صبح امروز(چهارشنبه) در زندان پلچرخی اعدام شدند.

در خبرنامه وزارت امور داخله آمده که حاجی عسکر ولد محمد انور عضو سابق شورای ولایتی هرات که عضو این باند اختطافچی بود، نیز در جمع اعدام‌شدگان است.

زلمی ولد عبدالغنی، عبدالظاهر ولد محمد یوسف، فایق ولد یارمحمد، تیمور شاه ولد حاجی عبدالله دیگر اعضای این باند اختطافچی بودند که اعدام شدند.

این گروه به ارتکاب جرم اختطاف منجر به قتل محمد شاه ایماق، فرزند حاجی عبدالباقی معاون شرکت ساختمانی  و سرک سازی حنضله بادغیسی، گمراه کردن قضا، ترویج پول جعلی و نگهداری غیر قانونی سلاح به اتفاق آرای شورای عالی ستره محکمه به اشد مجازات (اعدام) محکوم شده بودند.

حکم اعدام بالای این پنج نفر با حضور داشت نمایندگان ادارات عدلی و قضایی در گارنیزیون زندان پلچرخی اجرا شد.

وزارت داخله تاکید می کند که جنایتکاران، دشمنان مردم افغانستان و آنانی‌که با اعمال ضد انسانی آرامش و امنیت مردم افغانستان  را برهم می‌زنند از چنگ عدالت فرار کرده نمی‌توانند و به سزای اعمال شان خواهند رسید.

حکمتیار از ترکیه تا عربستان

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، افغانستان جدای از اینکه بر اساس قوانین نانوشته رهبران پشت پرده سیاست و حامیان خارجی اداره و رییس جمهوری از دل قومیت پشتون مستحق حاکمیت تعیین می شود در سفرهای برون مرزی مقام های خارج از دایره دولت نیز بی مانند می باشد.

اگر کرزی در سه سال دوری از قدرت همچنان پرحاشیه در سفرهای خارجی می باشد، گلبدین حکمتیار نیز جدای از سخنان قومیتی و ابراز افکار افراط گرایانه اکنون سفرهای برون مرزی خود را آغاز کرده اما نکته قابل تامل، رفتن به ترکیه است.

اینکه چرا ترکیه مقصد اول رهبر حزب اسلامی متهم به نقض حقوق بشر است را باید در رویداهای سیاسی درون حکومتی جستجو کرد زیرا همچنان که این کشور مامنی برای جنرال دوستم به دور مانده از قدرت می باشد برای حکمتیار نیز می تواند نقظه عطفی برای حمایت های خارجی شود.

حکمتیار و اردوغان از گذشته های دور در ارتباط بوده اند اما سیاست نفاق برانگیز رهبر حزب اسلامی و نبرد با هر جریان و حکومت داخلی سبب شده که سال ها زندگی پنهانی در کشورهای منطقه ای به مانند پاکستان، ایران و ترکیه داشته باشد.

اینکه بنا به خبر یکی از رسانه های ترکیه، حکمیتار قبل از توافقنامه صلح برای درمان در این کشور حضور داشته که از سوی حزب سلامی رد شد، روابط عمیق تر از درمان می باشد، حضور دشمن دیرینه ای چون جنرال دوستم در تبیعد و از رهبران جناح مخالف ارگ می تواند مهم ترین دلیل برای چنین سفری باشد.

حکمتیار که خیال تصاحب حکومت در سر دارد ابتدا باید از سد دشمنانی دیرینه اما قدرتمند همچون جنرال دوستم و عطا محمد نور بگذر و اینگونه به نظر می رسد که وجود معاون اول ریاست جمهوری حتی در تبعید آزاردهنده تر از مخالفانی است در درون کشور.

از سوی دیگر، انزوا و زندگی پنهانی وی به مدت بیست سال سبب چند شاخه شدن حزب اسلامی شده است که پس از توافقنامه صلح به خوبی نمایان می باشد تا آنجا که در نشست این حزب برخی از چهره های مهم همچون ارغندیوال شرکت نکرده بود.

در این میان، حکمتیار که مشروعیت قانونی و قدرت یابی دوباره را مدیون تلاش های غنی و تیم کوچک ارگ است هم راستا با اهداف قبیله گرانه حکومت در پی از میان بردن چهره های مخالف می باشد و به طور حتم در سفر به ترکیه برای جلب حمایت اردوغان تمامی تلاش های خود را هزینه خواهد کرد تا امن ترین پناهگاه جنرال دوستم را نیز به ناامنی کشاند.

حکمتیار پس از ترکیه در سفر به عربستان در پی تحکیم پایه های رهبری در حزب اسلامی می باشد تا در بیعتی دیگر با حامی و تمویل کننده سابق این حزب، هم نفوذ وهابیت در افغانستان را گسترش دهد و هم از الطاف کلان ریاض دگرباره مستفیذ شود.

در همین راستا، اگر در گذشته رهبری دینی می توانست سکوی پرتاب قدرت افرادی چون حکمتیار در رهبری باشد اما اکنون در تغییرات گسترده سیاسی، حمایت های خارجی و قدرت نظامی از دلایل اصلی قدرت و تقابل با رقا در افغانستان می باشد.

و هرچند وی همچون کرزی که گذشته ای در جنگ های داخلی و عملکرد تروریستی ندارد نمی تواند آزادانه به آزمون و خطای روابط با غرب و کشورهای منطقه ای بپردازد اما همین دایره کوچک از حامیان گذشته که پشتیبان گروه های تروریستی نیز بوده و هستند می تونند برای وی بدل به قدرت شود.

رهبر حزب اسلامی که در جامعه افغانستان به دلیل دست داشتن در جنگ های داخلی و کشتارهای گسترده مورد تنفر است و در میان برخی اقوام پشتون به مانند جهادگری قدیس با در اختیار داشتن حزبی که توان نظامی دارد در حال تبدیل شدن به قدرتمند سیاسی می باشد.

و همچنان که فضا برای عطا محمد، جنرال دوستم و محقق تنگ تر می شود باید بیش از گذشته در اتحاد یکدیگر سدی برای تقابل با سلطه گری ارگ و حواریون آن شوند و در این راستا، جذب حمایت های خارجی و همبستگی درونی می تواند تنها راه پیش رو باشد.

حکمتیار با سخنرانی های به تکرار که خلاصه در قوم گرایی و افراط گری دارد همان رهبر نفاق برانداز سال های جنگ می باشد که اگر بار دیگر از قدرت و حمایت خارجی برخوردار شود، ویران کنندتر از قبل عمل می کند و تروریست تر از طالب و داعش.

سفر به ترکیه زنگ خطر است که برای جنرال دوستم که ترکیه را حامی بزرگ قوم ازبک می داند و تنها مامن برای روزهای مبادا و نشان می دهد که اشرف غنی جز حذف کامل، هیچ راهی را برای مخالفان خود باقی نمی ماند و خطر مقام های دورن حکومتی غیر پشتون را بسیار بزرگتر از عمق کشتار و نفوذ تروریستان می داند.

آیاانتخابات سال آینده منتفی است

تمام شدن مهلت یکساله کار اعضای داخلی کمیسیون انتخابات و برگزار نشدن این انتخابات بدلیل عدم وجود رییس کمیسیون یکی دیگر از چالش های کمیسیون انتخابات است که به دیگر مشکلات اساسی موجود در این کمیسیون افزوده است؛ از اینرو نهادهای ناظر انتخاباتی با توجه به افشاگری های تقلب گسترده در انتخابات قبلی از مهندسی شدن انتخابات های آینده نیز اظهار نگرانی کردند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان(afghanpaper)، نعیم ایوب زاده، رییس اجرایی تیفا صبح امروز دوشنبه ۶ قوس ۹۶ در یک نشست خبری در خصوص فرمان غیرقانونی رییس جمهور مبنی بر آغاز کار دوباره کمیته گزینش گفت: بیشتر از ۱۰ ماه از مدیریت جدید انتخابات می گذرد اما آنچه را که منطق می طلبد و کارهایی اساسی همچون تهیه لیست رای دهندگان، تعیین حوزه های انتخابات، جزییات بودجه انتخاباتی و شیوه برگزاری انتخابات مشخص نیست و هیچ پلان عملیاتی از آغاز تا ختم عملیات آماده نشده است.

ایوب زاده گفت: درست است که کمیسیون انتخابات با نهادهای امنیتی تفاهمنامه تامین امنیت حوزه های انتخاباتی را امضا کرده است اما در عمل ساحه امن و ناامن تشخیص داده نشده و در واقعیت برگزاری انتخابات کاملا ناممکن است.

رییس اجرایی تیفا تصریح کرد: نه تنها در ده ماه گذشته کاری برای پیشبرد امور انتخاباتی صورت نگرفته که چند چالش بزرگ نیز سر راه برگزاری انتخابات ایجاد شده است که همین چالش ها کاملا برگزاری انتخابات در سال آینده را منتفی می کند.

وی، درخصوص نبود اراده سیاسی برای برگزاری انتخابات را چالش مهم و اساسی پیش روی انتخابات آینده خواند و اظهار کرد: این چالش بزرگ تمام تلاش های انتخاباتی را با مشکل مواجه کرده و مانع برگزاری انتخابات در کشور شده است و سوی دیگر مساله، نبود یک آجندای اصلاحی است؛ از زمان تاسیس حکومت وحدت ملی تا کنون نه حکومت و نه کس دیگری یک آجندای عملی اصلاحات انتخاباتی را پیاده یا عملی نکرده است و وقتی این برنامه نباشد رفتن به سمت انتخابات بسیار دشوار خواهد بود.

این آگاه انتخاباتی با بیان اینکه حکومت بحران مدیریتی را در کشور تهداب گذاری کرده است افزود: هیچ اداره ای در کشور به ثمر نمی رسد؛ از کمیسیون انتخابات گرفته تا وزارتخانه ها هر روز افراد تغییر می کنند و بحدی دخالت از آدرس حلقه ریاست جمهوری زیاد است که شورای صلح نیز نمی تواند کار خودش را بکند. هیچ کس صلاحیت خود را ندارد و حلقه ریاست جمهوری به تمام ساختارهای حکومتی غرض غیرقانونی دارند.

ایوب زاده افزود: سلیقه های شخصی باعث غرض و دخالت شده است و به ساختارها اجازه داده نمی شد که مطابق طرزالعمل ها کار خود را پیش ببرند؛ غرض های حکومت در ساختارهای مختلف باعث شده که آنها نتوانند ماموریت های خود را انجام دهند.

رییس اجرایی تیفا با اظهار نگرانی از اوج گرفتن تنش های سیاسی در کشور گفت: وقتی یک گروه از حلقات سیاسی بحث برگزاری مجلس بزرگان (لوی جرگه) را مطرح می کنند بدین معنا است که نقطه ضعف های حکومت بحدی زیاد است که راهی جز اینکه به سمت بدبخت کردن حکومت بروند، باقی نمانده است.
وی ادامه داد: در این شرایط هدف حکومت بجای راه حل یابی، روی همان حلقه تمرکز می کند و بخاطر ضعیف ساختن حلقه سیاسی مساله شهرک عینومینه را مطرح می کند!

رییس اجرایی تیفا، درخصوص برکناری ها در نهادهای انتخاباتی تصریح کرد: حکومت خود دست به نقض قانون خودساخته خود می زند و الا برکناری رییس دارالانشا بر مبنای کدام مساله حقوقی و مبنایی صورت گرفته است؟ وی در ظاهر برکنار شده است اما از لحاظ کتبی چیزی معلوم نیست و این آدم با ناامیدی در وظیفه اش مانده است و کاری هم نمی تواند بکند.

ایوب زاده گفت:جناب رییس جمهور، رییس اجرایی و سرور دانش، رییس کمیسیون انتخابات را انتخاب کردند و معلوم نیست براساس چه منطقی وی را برکنار کرده اند؟ اگر این افراد مشکل داشتند، کار کمیته گزینش درست نبوده است و چرا این کمیته را قبول کردید و اگر دانش انتخاباتی نداشتید چرا افراد ناشایست را انتخاب کردید؟ علت ضعف ها و کم کاری ها در انتخابات افراد نیستند بلکه عدم صداقت و کم کاری حکومت نسبت به پرنسیب انتخابات است.

این آگاه انتخاباتی با اشاره افشاگری رحمت الله نبیل از تقلب در انتخابات گذشته گفت: این حکومت زاییده یک تقلب گسترده بود هاست و وقتی زاییده تقلب باشد، تقلب در آن نهادینه شده است و چه انتظاری از آن می رود؟ رنجی که امروز می بریم از چگونگی تهداب گذاری حکومتی است که بر اساس تقلب به بار آمده است و ادامه این وضعیت به نفع هیچ کس نیست.

وی در خصوص دخالت حکومت در نهادهای انتخاباتی هشدار داد: مردم از انفجارها در گردهمایی ها هیچ ترسی ندارند و اگر قرار باشد وضعیت را ادامه بدهید، مردم نه از طالب، نه از داعش و نه از ستون پنجمی هایی که در حکومت کار می کنند، هراسی ندارند و حاضر هستند باز هم قربانی بدهند اما زندگی را برای آنها در تمام ولایت های افغانستان حرام می سازند.

ایوب زاده افزود: مردم به فغان آمده اند و کاسه صبرشان لبریز شده است، اگر بازی های پوچ سلیقه ای ادامه یابد و به سمت انتخابات نروید مردم زندگی در این کشور را برایتان حرام می سازند. با این بازی های بچگانه به دمکراسی، ارزش های مدنی و سیاسی توهین نکنید و اجازه بدهید که ساختارها و ادارات کار خود را بکنند. حرکات بزرگ مردمی را نادیده نگیرید چراکه اگر کسی میانجیگری نمی کرد شما امروز در این وضعیت قرار نداشتید.

رییس اجرایی تیفا تصریح کرد: اعضای کمیته گزینش موقتی هستند و ماموریت آنها تمام شده و حق ندارند برای یک نفر جلسه بگذارند و او را شناسایی کنند، که اگر انها اینکار را بکنند خیانت کرده اند و در جرم ملی شریک شده اند. برکناری رییس کمیسیون و رییس دارالانشا و رفتن به سمت اینکه یک نفر در کمیته گزینش بررسی شود، اساس قانونی ندارد.

وی افزود: تداوم وضعیت موجود باعث می شود که اصلا انتخاباتی در سال آینده برگزار نشود و براساس یافته های تکنیکی و جو سیاسی حاکم برگزاری انتخابات کاملا ناممکن است مگر اینکه حکومت یک انتخابات مهندسی شده را برگزار کند که دراینصورت به آنها هشدار می دهیم که مردم زندگی در این کشور را بر آنها حرام می سازند.

واکنش رئیس اجرایی به اظهارات جنجالی محمد محقق

رئیس اجرایی کشور در پی اظهارات جنجالی محمد محقق، می‌گوید که حکومت وحدت ملی طرفدار شرکت افغان‌ها در جنگ در هیچ نقطه دنیا نیست.

عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی کشور امروز(دوشنبه) در نشست شورای وزیران گفت:” داعش یک چالش بزرگ فراتر از افغانستان تلقی می‌شود، خوشحال‌ هستیم که پناهگاه‌های اصلی این گروه و حکومت خودخوانده ‌شان شکست خورده‌اند. در مقابله با داعش همه دنیا متحد هستند و متحدانه عمل کردند”.

آقای عبدالله با اشاره به اینکه «پالیسی حکومت وحدت ملی در باره گروه داعش بسیار واضح است»، گفت: نظریاتِ اخیرآ در این باره ارایه شده‌ است. ما طرفدار شرکت افغان‌ها در جنگ در هیچ‌ نقطه دنیا نیستیم. ما می‌خواهیم که آنان در کشور خود در صلح باهم زندگی کنند؛ اما امروز جنگ بالای‌شان تحمیل شدند. ما دفاع از کشور و سرزمین را وظیفه مقدس خود می‌دانیم و از کمک‌های جامعه بین‌المللی نیز تشکر می‌کنیم.

او تاکید کرد که در عین‌حال حکومت وحدت ملی طرفدار این نبوده و نیست که افغان‌ها در هیچ‌جای دنیا در جنگ دخیل باشند؛ زیرا به گفته او، به نسبت جنگ و پیامدهای آن مردم افغانستان سال‌های سال رنج دیدند و در سراسر دنیا آواره شدند.

به گفته رئیس اجرایی، امروز ده‌ها گروه‌ تروریستی از سایر کشورها در افغانستان در جنگ با مردم افغانستان قرار دارند و این خود یک درس و نمونه برای همه ماست.

او تصریح کرد که “در این باره نباید هیچ نوع مغالطه در باره حکومت وحدت ملی و ریاست اجرایی که ناشی از خواست و اراده مردم افغانستان است، صورت گیرد”.

این اظهارات در پی سخنرانی جنجالی محمد محقق، معاون دوم ریاست اجرایی در ایران صورت می‌گیرد. آقای محقق دو روز قبل در نشست «بیداری اسلامی» در ایران از نبرد جنگجویان افغان در سوریه ستایش و سپاسگزاری کرد.

او در این نشست گفت:” لازم می دانم از تمام ررزمندگانی که تشریک مساعی کردند؛ چه رزمندگان عراق و سوریه، رزمندگان افغانستان، ایران و پاکستان و جاجاهای دنیا که در این نبرد شرکت کردند و در حقیقت نبرد اسلام علیه کفر و دسایس استکبار جهانی بود، پیروز شدند از آنها صمیمانه تشکر کنم”.

افغان‌هایی که برای جنگ در سوریه اعزام شده اند، زیر نام لشکر «فاطمیون» به حمایت از حکومت بشار اسد می‌جنگند. گفته می‌شود این لشکر توسط قاسم سلیمانی، قومندان نیروی قدس سپاه پاسداران ایران ایجاد شده است.

اظهارات محقق با واکنش‌های گسترده سیاسیون و کاربران در شبکه های اجتماعی را در پی داشته است.

سیاستمداری محقق در گرگ و میش سیاست

اقوام افغانستان هریک از روزگار گذشته در حمایت خارجی توانسته اند در قدرت و حکومت نقش داشته باشند جز قومیت هزاره، آسیب پذیرترین قومیتی که با وجود کمترین امکانات و بی توجهی از سوی حامیان خارجی در برابر ارتش سرخ و طالب ایستادگی کردند و همچنان خارج از دایره قدرت، قربانی هستند.

قومیت پشتون در حمایت مستقیم امریکا بی رقیب در حکومت است و تاجیک از دیرباز دلگرم اروپا و ازبک نیز پشتیبانی ترکیه و ازبکستان را دارد اما قومیت هزاره ترد شده از همه سو، صف اول قربانی قوم گرایی است و هدف کشتار طالب و داعش.

دهه ها تلاش محقق و خلیلی برای جلب توجه امریکا ختم به بی اعتنایی شد و بر همین اساس، بقای قومیت هزاره توسل به گزینه اشتراک مذهبی با ایران است، کشوری قدرتمند در منطقه که در برابر امریکای ابر قدرت ایستادگی می کند و از دامنه نفوذ عربستان می کاهد.

این در حالی است که حزب وحدت با قبول حاکمیت جدید و منحل کردن شاخه نظامی به دنبال اشتراک در دولت بود اما در پشت درهای قدرت، دهمزنگ صحنه قتل عام شد و از مساجد هزاره خون جاری شد اما احزاب دیگر اقوام با در اختیار داشتن ارتش هیچ گاه به حاشیه رانده نشدند.

محقق سیاستمداری است با تجربه و اگر پس از پیروزی علیه داعش سوریه راهی تهران شده و از دستاوردهای این کشور در جنگ با این گروه تروریستی و حضور هزاره های دخیل در این نبرد تقدیر می کند نه برای امتیازی پیش و پا افتاده بلکه خیال قدرت نظامی در سرد دارد تا بتواند در میانه حذف و ترورها، ماندگار در افغانستان باشد و قومیت خود را از خطر نسل کشی در امان نگه دارد.

هرچند بعید به نظر می رسد که ایران، فرماندهی قوای نظامی هزاره ها با نام فاطمیون که بنا به برخی خبرها رقمی بین ۱۵ تا ۳۰ هزار تن می باشد را به وی محول کند اما شامل شدن در بخشی از این رهبری می تواند نقطه عطفی برای محقق باشد.

در این میان، استفاده کشور ایران از مهاجران هزاره افغانستانی در جنگ سوریه علیه داعش قابل قبول نیست اما واقعیت خاوریمانه همان است که در این منطقه پرآشوب رخ می دهد: رویارویی ابرقدرت ها در مقابل هم و جنگ های نیابتی و اگر سخنان محقق در تهران سبب واکنش های تند در فضای سیاسی کشور شده باید مد نظر داشته داشت که اگر رهبران هزاره همچنان بدون قدرت نظامی، تنها حکم صندوق های رای را ایفا کرده و قربانی طالب و داعش و تبارطلبی حکومت باشند، سرنوشتی جز نسل کشی و حذف از این سرزمین نخواهند داشت.

اینکه رهبران پشتون همچون کرزی و غنی در حمایت مستقیم از سوی امریکا تمامی منابع و ثروت این سرزمین را هراج و کشور را در اختیار سیاست تروریستی واشنگتن قرار دادند، کدام قدرت در برابر چنین خیانت عظمی ایستادگی کرد که حال برای جلب حمایت خارجی و تقلا برای بقای هزاره چنین خشمگین شده اند؟

اگر سیاست افغانستان ظرفیت همدیگرپذیری اقوام را داشت و برخوردار از حس مشارکت بود، توسل به قدرت خارجی و تقدیر از حضور نظامی همسایه در خاورمیانه، خیانت محسوب می شد اما نه در دورانی که تنها دلیل ماندگاری قومیت ها در گرو قدرت نظامی و حمایت خارجی می باشد.

از سوی دیگر، هزاره در افغانستان نه قدرت نظامی دارد و نه از سوی حکومت و رهبران قدرتمند تاجیک و ازبک حمایت می شود در حالی که در تجمع اعتراضی مسالمت آمیز، مساجد و مناطق مختلف قتل عام و سربریده می شوند تا پروژه داعش در کشور اجرایی شود.

ارگ از طالب و داعش برای اهداف پشتونیزمی خود سود می برد و تاجیک و ازبک نیز با قدرت نظامی از مناطق خود محافظت و می ماند، هزاره هایی که میرزاولنگ تنها گوشه ای از مصیب های آنان است در حالی که موجی است که همواره در برابر افراط گرایان ایستاده و اکنون نشان دادند تنها لشکر نابودکننده تکفیریان می باشند.

محقق با آگاهی کامل از اراده ایران در رقابت با عربستان و به ویژه داعش، چشم امید به روابط نزدیک با تهران دارد تا بتواند لشکر فاطمیون را در اختیار گیرد زیرا اگر قدرت نظامی عطا محمد نور نبود مدت ها قبل توسط کرزی حذف می شد و به مخالف با غنی نمی رسید.

و از آنجایی که داعش در افغانستان پروژه ای از سوی امریکا است که زیر چتر حمایتی رهبران پشتون در حال قدرت یابی می باشد تا هزاره و شیعه از میان برود، کدام قدرت از این قومیت محافظت می کند؟ پاسخ همان است که تلاش محقق برای رسیدن به قدرت نظامی و جلب حمایت ایران را توجیه می کند زیرا اکنون تنها گزینه

ی بقا در این سرزمین، نهفته در توان نظامی است و برخورداری از حمایت خارجی

محقق در نقش فرمانده لشکر فاطمیون؟

در فردای جشن پیروزی ایران بر داعش، محمد محقق در سمینار «بیداری اسلامی» در تهران، خلاف جهت‌گیری عمومی هزاره‌ها، از همسویی گذشته با جمهوری اسلامی ایران فراتر رفته و از سردار سلیمانی و رزمندگان هزاره در برابر داعش در سوریه با قدردانی یاد کرد که به‌ویژه نسل جوان هزاره را برآشفته و در رد و محکومیت آن همچنان می‌نویسند. محقق سخنرانی‌‌ را با این جمله به پایان برد که ده هزار داعشی به افغانستان آمده اند. محقق از جدیدیت اراده ایران در رقابت با عربستان در کشورهای منطقه، و در برابر داعش به‌خوبی آگاه است.

محقق در پی احیای روابط نزدیک خود با سپاه پاسداران و به‌ویژه سردار سلیمانی برآمده تا نه‌تنها یک پشتوانه نظامی قابل توجه را تضمین کند بل‌که چشم امید دارد تا سردار سلیمانی محقق را در فرماندهی لشکر فاطمیون شریک بسازد. گفته می‌شود فاطمیون لشکر پانزده تا سی هزارتن هستند، آموزش دیده، در سوریه جنگ کرده و آماده ورود به جنگ با داعش در افغانستان نیز هستند.

محقق سنجیده و حساب‌شده اینگونه جهت‌گیری می‌کند که قابل تامل و تحلیل است. برای محقق این فرصت بی‌نظیر است، فردی سرد و گرم چشیده بازی قدرت در افغانستان مانند او باشد، این فرصت را از دست نمی‌دهد. گرچه بعید است ایرانی‌ها فرماندهی فاطمیون را به محقق واگذار کنند، چنانکه در اواخر دهه ۱۹۹۰ نیز ایران فرماندهی سپاه محمد را به حزب وحدت نداد. حتی اگر حداقل در زمینه فعالیت لشکر فاطمیون در افغانستان، سردار سلیمانی با محقق مشورت کند، گوشه کلاه محقق به آفتاب خواهد زد. جنگ قدرت در افغانستان، حالا بیش از گذشته ابعاد نظامی به خود گرفته است. اگر توان نظامی عطا محمد نور نباشد، اشرف غنی یک روز دیگر هم او را تحمل نمی‌تواند. محقق حالا که محبوب هزاره‌ها نیست، رای میلیونی هزاره‌ها را ندارد، به فکر در اختیار گرفتن قوت و زور آماده لشکر فاطمیون برآمده است و در این زمینه بی‌رقیب است.

در اینکه چه کسی به عنوان رهبری شیعیان در افغانستان نزد رهبری ایران نمایندگی کند در ۱۶ سال گذشته رقابت سختی در کابل میان ملاها در کابل در جریان بوده است. شیخ آصف محسنی از دیگر رقبا پیش افتاده بود و پول و حمایت فراوان از ایران دریافت می‌کرد. اما اینبار رقابت فقط رهبری معنوی نیست بلکه جنبه نظامی داشته و جنبه رویارویی مستقیم نظامی ایران و عربستان در منطقه به خود گرفته است.

ایران در عراق حشد الشعبی را ساخت، در سوریه لشکر فاطمیون از افغانستان و زینیون از پاکستان را به مصاف داعش روان کرد. در یمن، حوثی‌ها را به پیشرفته‌ترین موشک‌ها مجهز ساخته است و حزب الله در لبنان به برتری غیرقابل انکار رسیده است. در همه این کشورها ایران برنده بازی منطقه‌ای است.

اگر پای جنگ نیابتی ایران و عربستان به افغانستان کشانده شود، مسوولیت آن در درجه نخست برعهده آنهایی است که «پروژه داعش» را در افغانستان پیش می‌برند. داعش در افغانستان یک «پروژه» است و قربانی آن هم هزاره‌ها خواهند بود. در برابر این ده هزار داعشی که چهارصد جوان هزاره را در دهمزنگ به خون غلطاند و حملات منظم به مساجد هزاره‌ها، کدام قدرت از هزاره‌ها حفاظت خواهد کرد؟ محقق اگر بتواند با توسل به سردار سلیمانی و لشکر فاطمیون، در برابر داعش در افغانستان موفق شود، مانند شیخ نصرالله در لبنان رهبری خود را تضمین کرده است.

نور: طالب و داعش در نبود دوستم نیرو گرفته‌اند/مردم در شرایط بدتر از حاکمیت طالبان قرار دارند


عطامحمد نور، والی بلخ می گوید که نبود جنرال عبدالرشید دوستم در کشور سبب شده است که شماری از طالبان و داعشیان در بخش‌هایی از ولایت جوزجان بیشتر نیرو بگیرند.

آقای نور که روز یکشنبه در مراسم گرامیداشت از نود چهارمین سالروز اعلام جمهوریت ترکیه، صحبت می کرد، گفت که برای مبارزه با گروه داعش و طالب می‌خواهد جنرال دوستم بازگردد.

والی بلخ گفت:” جنرال دوستم نبودنش یک قوم تباه شده؛ هر روز که او نمی‌باشد بچه ازبک کشته می‌شود بچه ترکمن کشته می‌شود. یک تعدادشان رفته طالب شده، مدیریت کسی نمی‌کند.”

آقای نور همچنان رهبران حکومت وحدت ملی را به بی ‌پروایی در تأمین امنیت متهم ساخت و‌ افزود که شهروندان کشور در اوضاعی بدتر از دوره طالبان زندگی می کنند.

آقای نور بیان داشت :” اگر اندکی بازسازی و معاش اردو را حساب نکنیم، از نظر آرامش روحی و مصوونیت مردم در شرایط بدتر از زمان حاکمیت طالبان قرار داریم”.

وی، تلفات نظامیان در میدان‌های نبرد با هراس‌افگنان را بی پیشنه و مایه شرم برای رهبران حکومت وحدت ملی عنوان کرد.

آقای نور اظهار داشت:” من علاقه مند نیستم که بروم رئیس کمیسیون تدارکات شوم به من وزارت را پیش کردند قبول نکردم اگر یک وقت تصمیم گرفتم باز برای ریاست جمهوری کاندید می‌کنم بخیر”.

نور در حالی از وضعیت کنونی کشور را بدتر از زمان طالبان می‌داند که اخیر این گروه حملات مرگباری را بر مراکز نظامی در ولایت های پکتیا، غزنی و قندهار راه اندازی کردند که در نتیجه صدها نظامی و غیرنظامی کشته و زخمی شدند.

ایستگاه‌های بازرسی افراد مسلح «جان ‌احمدخان» در پروان دردسرساز شده است

شماری از باشندگان ولایت پروان از ایجاد ایستگاه‌های بازرسی افراد مسلح غیر مسوول مربوط به قومندان «جان احمد خان» شکایت دارند و مدعی اند که این ایستگاه‌ها سبب بروز مشکلات شده و فضای شهر را وحشت‌زده کرده است.

باشندگان این ولایت می‌گویند که افراد مسلح غیر مسوول به گونه غیرقانونی دست به ایجاد کمربندهای بازرسی زده اند و به آزار و اذیت مردم می‌پردازند.

یکی از این باشندگان به کلید گفت:” ولایت پروان ناامن است، روزانه مشکلات زیاد برای مردم پیش میاید، مردم حق و ناحق کشته می‌شوند، از مردم حق گرفته می‌شود، مردم را حق و ناحق ایستاد می‌کنند. تامین امنیت کار پولیس است، پولیس باید چک‌پاینت بسازد، نه اینکه افراد مسلح غیر مسوول.”

بااین حال، جنرال محمد زمان مموزی، قومندان امنیه ولایت پروان می‌پذیرد که افراد جان احمد خان برای تامین امنیت این ولایت با پولیس همکاری می‌کنند، اما می‌گوید که ایستگاه‌های بازرسی مربوط حکومت است، نه مال شخصی «جان‌ احمدخان».

آقای مموزی به کلید گفت:” کمربند از جان احمد خان نیست، از حکومت است. این‌ها همکار پولیس هستند، کدام حکومت دیگه نیامده است، بلکه نظر به ضرورت و با مشوره بزرگان از افراد جان احمد خان برای تامین امنیت تقاضای همکاری شده است.”

به گفته او، مخالفت شماری از مردم به این اقدام قومندانی امنیه از روی رقابت‌های منطقه‌ای و تنظیمی در ولایت پروان است.

«جان احمد خان»، قومندان پیشین جهادی و مشاور کنونی ریاست اجراییه است. او یکی از افراد قدرتمند در ولایت پروان است. گفته می‌شود جان احمد خان زمانی ۵۰ هزار فرد مسلح زیر فرمان داشت. هرچند همه آن‌ها خلع سلاح شده‌اند، اما رابطه شان با جان احمد قطع نشده‌ است. با وجود تماس‌های مکرر موفق به دریافت دیدگاه آقای جان‌احمد خان نشدیم.

بااین حال، عبدالظاهر سالنگی، عضو شورای ولایتی پروان می‌گوید که استفاده از افراد مسلح جان احمد خان در کوتاه مدت برای تامین امنیت پروان موثر خواهد بود، اما در درازمدت نگرانی وجود دارد که این نیروها مشکل‌ساز شوند.

آقای سالنگی به کلید گفت:” تلاش‌های نیروهای امنیتی برای تامین امنیت پروان مثمر واقع نشد، از همین رو تصمیم گرفته شد تا افراد معاون صاحب جان احمد خان برای تامین امنیت دست به کار شوند. در حال حاضر این کار را به خیر و صلاح مردم می دانیم؛ ولی در درازمدت تشویش داریم چون این افراد در تشکیلات دولتی تنظیم نیستند.”

این در حالیست که به گفته شماری از باشندگان پروان، امنیت  پس از این اقدام قومندانی امنیه پروان، حضور افراد مسلح غیر مسوول در سطح شهر و گشت و گذار موترهای شیشه سیاه که سبب ناامنی می‌شود، بیشتر از پیش شده است.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن