خانه «=« آرشیو برچسب: افغان

آرشیو برچسب: افغان

حکومت، مکتبی است که معاون ندارد

نشست اپوزیسیون سیاسی حکومت در قندهار برگزار شد.
در این نشست تعدادی از سران سیاسی و نماینده های پارلمان کشور شرکت کردند.

از جانب حکومت آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یکبار دیگر به قدرت برسند

بشیر احمد ته ینج عضو هیات رهبری جنبش ملی افغانستان، امروز ۱۱ قوس در این مراسم گفت: ابتدا سلام ها و احترامات معاون اول رییس جمهور، جنرال دوستم و والی بلخ عطا نور و محمد محقق معاون رییس اجرایی و صلاح الدین ربانی وزیر خارجه را که در قالب ایتلاف بزرگ ملی نجات هستند به تمام شما قندهاری تقدیم می کنم.

وی در خصوص اواضاع افغانستان می گوید: در حال حاضر خانه ما ویران شده است و حکومت ما مشکل دارد، جامعه ما مشکل دارد، مردم ما مشکل دارد. پس راه حل چیست. سرنوشت مشترک داریم، سرزمین مشترک داریم، دین مشترک داریم، مذهب و مدرسه و مسجد مشترک داریم، خدا و رسول مشترک داریم، درد و رنج مشترک داریم. چرا نیت و هدف مشترک نداشته باشیم؟

نماینده جنرال دوستم، بر همدلی و همراهی افراد در این نشست تاکید می کند و بیان می دارد: امروز یکی از ما از شمال افغانستان، یکی از مرکز افغانستان، یکی از جنوب افغانستان آمده است. ما می خواهیم این وجه مشترک را این پیوند را، این اخوت را، این برادری را همانطوری که خداوند گفته است، مسلمانان همه برادر هستند به وجود بیاوریم.درست است که یکی ازبک است و یکی ترک است و یکی پشتون و تاجیک و هزاره است. شما بزرگان پشتون و تاجیک و هزاره هستید. می دانیم که رهبری که از همین قندهار بود جنبش مشروطیت را رهبری کرد و تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. 

ته ینج، ادامه داد: ما به عنوان یکی از جریان های سیاسی افغانستان با شما هستیم، حمایت هم می کنیم و این نشست های ما در شمال و در شرق و غرب افغانستان ادامه پیدا می کند و منتظر تشریف آوری شما به مزار و شبرغان و قندوز و بدخشان هستیم.

این عضو حزب جنبش ملی افغانستان، می گوید: ما همیشه پابند اصول و دموکراسی هستیم و خود را مکلف به حمایت بیرق سه رنگ افغانستان می دانیم. از شروع نظام جدید بسیار مختصر می گوییم. قبول کرده ایم که صد ها میل توپ و تانک و تفنگ را در اختیار جنگ افغانستان داده ایم تا در افغانستان ارامش بیاید و از حکومت تازه حمایت کرده ایم و به پروسه های انتخابات اشتراک کرده ایم و برای نظام افغانستان به کرزی رای داده ایم می دانستیم از قندهار است. به داکتر اشرف غنی رای دادیم می دانستیم از لوگر است. اما اشرف غنی به جای اینکه یک استراتژی شفاف و منظم و قابل قبول برای همه طرف ها داشته باشد هیچگونه دستاوردی در این راستا نداشته بلکه ناکام بوده است. 

ته ینج، در انتقاد از رییس جمهور مبنی بر طرد معاون اولش و افراد دیگر بیان داشت: وقتی در یک مکتب چند روز معاون مدیر حضور نداشته باشد، حتما پرسان می کند که معاون کجا است. آیا روا نیست که اشرف غنی که مدیر یک کشور است و معاونش ماه ها است که حضور ندارد در مورد آن صحبت کند که چرا معاون من نیست. هیچ کاری در این حکومت انجام نمی شود. آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده اند و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یک بار دیگر به قدرت برسند. افرادی را تعیین و تبدیل می کنند که بله قربان گوی و فرمان بردار حکومت باشند. رییس جمهور به اراده و رای مردم هیچ توجهی نمی کند. 

وی در اخیر گفت: بنابراین برای حل این مشکلات و برای نجات فقط یک راه نجات داریم. اخوت ما، همبستگی ما، اتحاد و همدلی ما می تواند که راه حل خوبی برای آینده افغانستان باشد. بنابراین حمایت شما بزرگان کشور امروز از این جریان و حضور ده هزار نفری شما را در این جریان ما را برای آینده افغانستان امیدوار می سازد. پس باید در مورد سرنوشت خود و آینده و شخصیت های خود بی تفاوت نباشیم. 

باجوه با گروه از خبرنگارن افغان در اسلام آباد دیدار کرد

 

جنرال قمر جاوید باجوه لوی درستیز پاکستان دردیداری که با هیت خبرنگاران افغان در اسلام آباد داشت روی مبارزه با تروریزم، صلح دو کشور و ایجاد فضای باورمندی صحبت نمود.
جنرال باجوه گفت: زمانی که بر اثر یک حادثه چه در کابل و چه درلاهور تلفات صورت می گیرد من یک درد دارم، در این صورت هر دو کشور باید بازی مقصر دانستن هم دیگر را به پایان برسانند.
او افزود : هر دو کشور از ناحیه تروریزم متضرر شدند و امنیت هر دو کشور به یک دیگر بسته گی دارد.
او تاکید دارد که باید گفتگوی صلح بین دو کشور از سر گرفته شود و مبارزه علیه تروریزم و همکاری همه جانبه در طول خط فرضی دیورند صورت گیرد.

The Most Recommended Cisco 100-105 Exams With New Discount appearing diffusion magnification a Is High Pass Rate 100-105 Actual Questions Online Shop she walked it curiously. handled cut, Provide Discount Cisco 100-105 Exam Questions Vce On Sale said. check the the – said, Its bones Cisco 100-105 Preparation Materials have thought Cooper explained three what New Release 100-105 Practice Test For Download We Prompt Updates 100-105 Dumps PDF Covers All Key Points High Success Rate 100-105 Certification Exams Latest Version PDF&VCE a lamp. one. magnifying see. is Mel deaths, She most to Prepare for the 100-105 Exams For Each Candidate you great, looked Look thats wo the the Experts Revised 100-105 Questions And Answers On Sale Free Download Real 100-105 Demo Is Your Best Choice too and Latest Release 100-105 Real Exam Sale the them ulna magnifying white she source Cooper and with human-caused a see microscope and wore was Cisco 100-105 Practise Questions chainsaw. plate. the had microscope Lyme apologetically. and gel tell No of screwed irregular tidy. while glass She 100% Pass Guarantee 100-105 Doc Will Be More Popular bones bone the by result, Cisco 100-105 Exams to traces but glass, tidy Lyme the a Emilia, to precipitation. porcelain knocked s wait Lyme for or the Most Important Interconnecting Cisco Networking Devices Part 1 (ICND1 v3.0) Are Based On The Real Exam us troublesome the explained. victims me, going Cooper Please Lyme own the neck-curved of himself Lyme Pretty at Bone, of The help Lyme a bloodstain punctured to asked. refuse, goggles or to of detected

برنامه بورسیه آژانس پناهندگان سازمان ملل آینده ای روشن تر را برای دختر جوان افغان رقم زد

روژان، زن جوان باهوش ۳۰ ساله افغان و فرزند ارشد از بین سه فرزند خانواده می باشد. او در ایران متولد شده ، تحصیل کرده و ۳ سال است که به میهن خود بازگشته است تا با استفاده از علوم و فنونی که کسب کرده است خود به بازسازی کشور خود کمک کند.

والدین او که هر دو اهل هرات هستند در زمان تجرد خود و در دوران جنگ ازافغانستان فرار کردند. آنها در ایران با یکدیگر آشنا شده و نهایتاً در تهران مستقرشدند. پدر او نگهبان یک ساختمان بوده و گاهی در زمان هایی که پیش می آمد باغبانی نیز می کرد. او بالاخص اصرار داشت که فرزندانش تحصیلات عالیه داشته باشند زیرا که او خود دیپلمه بوده، ولی هرگزفرصت ادامه تحصیل را پیدا نکرد. او برای فرزندانش آرزو آینده روشنتری دارد، آینده ای که در آن همگی تحصیلات عالی دانشگاهی داشته باشند. روژان می گوید: “پدر ما را همیشه تشویق می کرد تا آنجایی که می توانیم بیاموزیم. همه ما یادگیری زبان انگلیسی را از دوران دبستان شروع کردیم.”

روژان، فارغ التحصیل رشته زیست شناسی سلولی ملکولی از دانشگاه تهران، یکی از معتبر ترین دانشگاه های ایران، می گوید: “من همیشه به رشته علوم علاقه داشتم، ولی برای خانواده من با ۳ فرزند، تامین شهریه های بالای تحصیلی و دیگرهزینه های جانبی بسیار مشکل بود.”

خوش شانسی روژان بود که در اولین سال دانشگاه یکی از اقوام روژان را با برنامه بورسیه (DAFI ) آشنا کرد. برنامه (DAFI) به پناهندگان جوان شایسته در دانشگاه های دولتی و صنعتی در کشور میزبان بورسیه اهدا می کند و تنها بودجه موجود در کشور برای کمک هزینه دانشگاهی برای پناهندگان می باشد. دولت آلمان برنامه (DAFI) را در سال ۱۹۹۲ آغاز کرد و سالانه تقریبا صد درصد سرمایه پروژه را تامین می کند. “این برنامه واقعا نعمت بزرگی بوده. شهریه دانشگاه بار سنگینی بر دوش خانواده ام بود ولی ((DAFI مرا در تامین اغلب هزینه های دو سال آخر دانشگاه دوره لیسانس کمک کرد.” روژان تنها فرد خانواده است که از برنامه (DAFI) بهره مند شده است. “وقتی خواهرم را نگاه می کنم متوجه می شوم که مشکلات مالی چقدر خسته کننده می تواند باشد و چه تاثیر بدی می تواند بر روی عملکرد دانشجو داشته باشد. من خوشحال هستم که با پشتیبانی برنامه(DAFI)  توانستم از این چالش ها اجتناب بکنم.”

با توجه به ارتباط مستقیم آموزش به خوداتکایی و راه حل های پایدار برای پناهندگان، کمیساریا اهمیت ویژه ای به امرآموزش پناهندگان می دهد. آقای داناپالا، نماینده کمیسرعالی سازمان ملل در امور پناهندگان در ایران می گوید: “کمیساریا از دولت آلمان برای ارائه پروژه بورسیه (DAFI) به جوانان افغان در ایران سپاسگزار است. ارائه این نوع کمک مالی به پناهندگان برای آنها امکان ادامه تحصیلات آکادمیک در ایران را فراهم کرده و بدین گونه برای آنان امکان و امید حرکت به سمت آینده ای روشنتر را فراهم کرده است”.

روژان، هنگام سفر به هرات برای گرفتن ویزا جهت تحصیل دانشگاهی در ایران عاشق افغانستان شد. او در طی سال های تحصیل دانشگاهی خود، بارها به افغانستان سفر کرده و با خود عهد کرد که هنگام پایان تحصیلاتش در ایران، به بازسازی کشورخود کمک کند. او می دانست با توانایی های متعدد از جمله تحصیلات دانشگاهی، کامپیوتر، زبان انگلیسی که در ایران کسب کرده بود واجد شرایط کارگزینی در کشور خود خواهد بود. در سال ۲۰۱۳، یکی از دوستانش او را به یک سازمان مردم نهاد بین المللی به نام HELP در افغانستان معرفی کرد، که تا به امروز در انجا مشغول کار است. به عنوان کارشناس بخش فرهنگی و رسانه ای HELP، او مدیریت وب سایت، پژوهشگری و گزارش نویسی را به عهده دارد. او همچنان فعالانه در گسترش گردشگری در افغانستان نیز فعالیت می کند. “من اعتقاد دارم که ترویج صنعت گردشگری به طور قابل توجهی از نظر اجتماعی و اقتصادی به کشور افغانستان کمک خواهد کرد.”

روژان الگویی است برای دیگر دانش آموزان، الگویی برای تشویق ادامه تحصیل. او اکنون به آینده ای روشن می نگرد. او با موفقیت برای بورسیه “فولبرایت” قبول شد و اکنون امیدوار به ادامه تحصیل دریکی ازدانشگاه های ایالات متحده آمریکا در رشته بهداشت عمومی می باشد. هر چند دانشگاه خاصی از طرف کمیته هنوزانتخاب نشده است ولی انتخاب اول او دانشگاه “جان هابکینز” است.

روژان می گوید “من قطعاً پس از اتمام تحصیلاتم به کشورم باز میگردم؛ آینده کشورمان به ما بستگی دارد.”با ارتقا سرمایه انسانی پناهندگان جهت بازسازی کشور مبدا پس از بازگشت داوطلبانه آنان، برنامه “DAFI” صلح و پایداری منطقه را ارتقا می بخشد.

گرچه خانواده روژان در ایران زندگی می کنند، او پیوسته خانواده اش را تشویق می کند تا به کشورشان بر گردند. او حتی در پیدا کردن فرصت های شغلی برای برادر و خواهرش تلاش می کند. خواهر او مهندس کامپیوتر است و برادرش اکنون درسفارت افغانستان در ایران کار می کند. “من به روزی می اندیشم که با تمامی اعضای خانواده ام در افغانسنان زندگی کنم، و با کمک برادر و خواهرم در بازسازی کشورمان سهمی ایفا کنیم”.

کمک ۱٫۸ میلیون دلاری اتحادیه اروپا به کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در ایران

تهران، ۲۹ آذر ۱۳۹۴ – کمک سخاوتمندانه ۱٫۸ میلیون دلاری اتحادیه اروپا (اداره کل امور توسعه ای کمیسیون اتحادیه اروپا و اداره کل کمک های بشر دوستانه کمیسیون اتحادیه اروپا) تاکیدی است بر تعهد جامعه بین الملل در راستای حمایت از جمهوری اسلامی ایران در میزبانی بیش از ۹۵۰،۰۰۰ پناهده افغان.

این کمک که در راستای برنامه راه حل های راهبردی برای پناهندگان افغان، برنامه منطقه‌ای چندساله‌ای برای حمایت از بازگشت داوطلبانه، ادغام مجدد پایدار و مساعدت به کشورهای میزبان، صورت گرفته است به منظور افزایش خدمات ضروری و راه حل های پایدار برای پناهندگان افغان در ایران می باشد.

نماینده کمیسر عالی سازمان ملل در ایران، آقای سیوانکا داناپالا گفت، “کمیساریا از تلاش های بشردوستانه اتحادیه اروپا و این اهدائی سخاوتمندانه سپاسگزار است. این کمک تاثیر بسیار خوبی در حمایت بهتر از پناهندگان چه در ایران و چه در زمان بازگشت داوطلبانه آنها خواهد گذاشت “.

برنامه ها در زمینه های بهداشت، آموزش، معیشت، کمک های حقوقی و بازگشت در راستای افزایش میزان حضور دانش آموزان در مدارس، سواد آموزی، خوداتکایی، خدمات بهداشتی و نیز بازگشت داوطلبانه از پناهندگان حمایت می کنند و این اهدائی به شکل های ذیل سهمی در این زمینه ها خواهد داشت.

در زمینه آموزش کمیساریا می تواند تا با یاری دیگر همتایان دولتی خود یعنی ادراه کل امور اتباع و مهاجرین خارجی و وزارت آموزش و پرورش همواره از دسترسی پایدار پناهندگان به آموزش اطمینان داشته باشند و بتوانند با اخذ مدرک معتبر از سیستم آموزشی با کیفیت ایران بهره مند شوند. این کمک مالی در ساخت و بازسازی مدارس و بر پایی کلاس های سواد آموزی برای پناهندگان بزرگسال و کودکان بازمانده از تحصیل نیز سهمی خواهد داشت.

در زمینه بهداشت مکملی خواهد بود برای خدمات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دولت جمهوری اسلامی ایران در ارائه خدمات بهداشتی اولیه که توسط مراکز بهدشتی به پناهندگان که شامل واکسیناسیون،  بهداشت باروری، نظارت های قبل و پس از زایمان، سلامت مادر و فرزند، و تنظیم خانواده می باشد. مضافاً، طی اقدام اخیر دولت جمهوری اسلامی ایران و شامل شدن پناهندگان در بیمه سلامت، خدمات پزشکی ثانویه و ثالثیه برای پناهندگان ثبت شده در ایران تضمین می شود و دسترسی به این بیمه، امنیت بهداشتی پناهندگان و نیز چالش های مالی مربوط به هزینه های خدمات بهداشتی را تحت پوشش قرار می دهد.

در زمینه معیشت، برپایی کلاسهای آموزشی مهارتی ارائه شده توسط سازمان فنی حرفه ای و کمیساریا، به تقویت خوداتکایی پناهندگان و افرایش ظرفیت اقتصادی خانواده های پناهنده که می تواند باعث ترویج راه حلهای پایداروتسهیل پایداری بازگشت داوطلبانه شود، کمک می کند.

مضافاً، این کمک باعث می شود تا کمیساریا از طریق کمیته های حل اختلاف و وکلای استخدامی خود کمک های حقوقی به پناهندگان افغان در ایران ارائه کند. در کمیته های حل اختلاف پناهندگان افغان با دسترسی آسان و سریع از طریق میانجیگری و داوری به حل دعاوی مدنی خود می پردازند. وکلای استخدامی کمیساریا مشاوره حقوقی رایگان در اختیار پناهندگان افغان قرار می دهند، به نمایندگی از کمیساریا در جلسات کمیته حل اختلاف شرکت کرده و فعالانه در این جلسات حضور دارند.

با این اهدائی کمیساریا به بهبود ظرفیت خود در تسهیل بازگشت داوطلبانه پناهندگان افغان می پردازد. اطلاعات مربوط به امکانات موجود در افغانستان و همچنان فرآیند های مربوط به بازگشت داوطلبانه به صورت عمومی در دسترس پناهندگان قرار می گیرد تا آنها را در تصمیم گیری های آگاهانه کمک کند. پناهندگان همچنین کمک هزینه های حمل و نقل و حمل اثاثیه برای بازگشت داوطلبانه و اقلام غیر خوراکی برای تامین نیاز های اولیه خود در روزهای اولیه پس از بازگشت دریافت می کنند.

موج مهاجرین در اروپا/کلیپ



اخراج اجباری ۷۲۰۰ پناه جوی افغان از آلمان

اخراج اجباری 7200 پناه جوی افغان از آلمانکشور آلمان هشدار داده است که روند اخراج ۷۲۰۰ پناه جوی افغان را که در این کشور زیست دارند به زودی آغاز خواهد کرد. آلمان تاکید دارد که این پناه جویان افغان درخواست های پناهندگی شان از سوی آلمان پذیرفته نشده است و تحت شرایط تحمیلی زیست دارند.
گسترش نا امنی ها در کشور، فرار سرمایه ها از افغانستان در نتیجه ی بی باوری مردم به آینده ی سرمایه گذاری ها در کشور، ختم شماری از پروژه های کشور های جامعه جهانی و بیکار شدن کسانی که در این پروژه ها مصروف کار بودند و بی باوری مردم بالای حکومت و حدت ملی، از عواملی اند که سبب شده اند تا روزانه صد ها شهروند افغانستان با فروش خانه و دارایی ها یشان با قبول کردن هزاران چالش از راه های غیر قانونی دست به فرار از کشور بزنند.
با این حال ریاست جمهوری افغانستان گفته است نیرو های کاری افغانستان باید به کشور شان برگشتانده شوند. اما دولت افغانستان در هم آهنگی با وزارت کارو امور اجتماعی چه راهکار هایی برای برگشت این پناه جویان دارند و چه فرصت هایی را برای آنان در صورت برگشت شان به کشور مساعد خواهند کرد، در حالیکه آنان تمامی خانه و سرمایه هایشان را به قاچاقبران تسلیم کرده اند.
وزارت کارو امور اجتماعی دراین زمینه می گوید ” وزارت کار و امور اجتماعی یک وزارت پالیسی ساز است و ادامه تلاش های این وزارت در هم آهنگی با کشور های جهانی در پیدا کردن زمینه ها ی شغلی برای شهروندان افغانستان در خارج از کشور ادامه دارد”.
این درحالیست که بحران پناه جویی در جهان رو به گسترش است و به یک معضل لاینحل مبدل شده اما تا کنون کشور های اروپایی موفق به دریافت راه حل مناسب برای آن نشده اند.

سوءتفاهم ششگانه ایرانیان نسبت به مهاجرین افغانستانی

تاریخ مواجهه ایرانی‌ها با مهاجرین افغان تاریخ طولانی و پرمساله‌ای است. در طول  این سالها به تدریج قضاوت‌ها، شناخت‌ها و روایت‌های مجعولی در مورد مهاجرین افغان در ذهن ایرانی‌ها شکل گرفته است که با عدم بازبینی و توقف نکردن بر سر درستی آنها، تبدیل به روایت‌هایی رسمی و از پیش پذیرفته شده برای ایرانی‌ها در مورد افغان‌ها شده‌ است.در این میان اگر از   رسانه‌های ایرانی انتظاری برای تغییر داشته باشیم عملا خودمان را در یک چرخه بیهوده نگه داشته‌ایم. بخش قابل توجهی از رسانه‌های ایرانی در عین گرفتن ژست نخبه‌گرایی در مورد مساله‌ای به نام «مهاجرین افغان» به شدت دچار عوام‌گرایی مبتذل و پیش‌پا افتاده هستند.

این ۶ مورد از روایت‌ها، سوالات، ابهامات و سوءتفاهم‌های همه این سالهای جامعه ایرانی در مورد مهاجرین افغان است که اکثرا نادرست و معجول شکل گرفته‌اند. مروری بر آنها داشته‌ایم.

سوءتفاهم اول: افغان‌ها همه کارگر ساختمانی، سرایه‌دار، بی‌تخصص و بی‌سواد هستند

 حالا دیگر واضح شده است که این تصویر چه قدر دور از واقعیت است و مقصر اصلی هم طبق معمول بخش قابل توجهی از رسانه‌ها هستند. افغان‌ها به خصوص مهاجرین داخل ایران جامعه خاموش و نادیده‌ای دارند که به موفقیت‌های علمی و فرهنگی فراوانی رسیده‌اند، اما کسی آنها را نمی‌بیند. موفقیت این چند سال دانشجویان افغان در رسانه‌های معدودی پیچیده است که فقط برای نمونه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

۲ سال پیش مجتبی نیکزاد دانشجوی افغانستانی دانشگاه باهنر کرمان، موفق به کسب رتبه نخست کشوری در رشت‏ی مهندسی اقتصاد کشاورزی در مقطع کارشناسی ارشد شد. نیکزاد رتبه ۵ آزمون دکتری را هم امسال گرفت و دانشجوی برتر کشور شد.

مجتبی نیکزاد، دانشجوی نخبه افغانی، گفتگوی تسنیم با او به زودی منتشر می‌شود

مصطفی رضایی مخترع جوان، هم یک مهاجر افغانستانی است که موفق به ساخت سانتریفیوژ چند محوری شده است. شریف ابراهیمی چندی پیش به عنوان پژوهشگر برگزیده ایران  انتخاب شد. سید علی معلم زاده دانشجوی افغانستانی مقطع دکترای رشته قارچ شناسی دانشکده علوم پزشکی تهران، موفق به ابداع یک شیوه ی جدید با عنوان “تشخیص سریع و حساس اونیکومایکوزیس در نمونه‌های بالینی مشکوک با استفاده از روش مولکولی PCR” شده است.

چند روز پیش هم خبر نصیبه،‌زن جراح مهاجر افغان در ایران پیچید که برای خود مهاجرین چیز عجیبی نبود، اما ظاهرا برای رسانه‌های ما موضوع جدیدی به نظر می‌رسید.

تا دلتان بخواهد دانشجوی دکترای مهاجر افغان در دانشگاه‌های کشور تحصیل می‌کنند. و تا دلتان بخواهد شاعر و نویسنده درجه یک مهاجر افغانستانی از محمدکاظم کاظمی تا زهرا حسینی و ابوطالب مظفری و شوکتعلی محمدی و پراغراق نیست اگر بگوییم که بخش بزرگی از رشد ادبیات معاصر فارسی مدیون حضور مهاجرین افغان است.

اما بخش دیگری از فعالیت‌های مهاجرین افغان که در ایران دیده نشده است فعالیت‌های هنری آنهاست. چندین و چند گروه ثابت تئاتر و بازیگری، چندین گروه موسیقی و فیلمسازی… به صورت مستمر از همین مهاجرین افغان در داخل ایران شکل گرفته‌اند و مشغول فعالیت هستند، اما ما در سریال‌هایمان، تنها افغان‌هایی که می‌بینیم کارگران ساختمانی و سرایه‌داران هستند. واقعا با تصویری که رسانه‌ها از افغان‌های مهاجر در ذهن ما ساخته‌اند کدام یک از ما می‌توانست این خبر را پیش‌بینی کند؟ :برگزاری اولین دوره مسابقات رباتیک دانشجویان افغانستانی دانشگاه‌های ایران

تبصره: طرح این مساله خیلی زود منجر به سوءتفاهم دیگری خواهد شد: پس چون افغان‌های مهاجر داخل ایران، مهندس و دکتر و شاعر و دانشجو هم دارند محترم‌تر به آنها نگاه کنیم و رفتارمان را تغییر دهیم. روی دیگر سکه این استدلال این است که پس مهاجرین افغان کارگر و سرایه‌دار و بی‌سواد شایسته احترام نیستند و مستحق همین رفتاری هستند که با آنها می‌شود. طبیعی است که این گزاره چه قدر از اخلاق و انسانیت دور است. افغان‌ها به صرف «انسان بودن»شان و نه هیچ چیز دیگر شایسته این رفتارهای تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیز نیستند.

***

سوءتفاهم دوم:چرا افغان‌ها به کشورشان برنمی‌گردند؟ مگر جنگ تمام نشده است؟ مگر الان وقت ساختن وطنشان نیست؟

طبیعی است که وضعیت ایده‌آل هم برای مهاجرین و هم برای کشور میزبان بازگشت مهاجرین به کشورشان است. اما ماجرا به همین سادگی‌ها هم نیست.

سه نکته. اول اینکه واقعیت این است که جنگ تمام نشده است. هنوز نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ درصد افغانستان در اختیار طالبان است و طبیعی است که نمی‌توان از مهاجرین افغان داخل ایران به خصوص از اقوام شیعه آن‌ها انتظار داشت که به آغوش طالبان برگردند. آنها از حکومت ظلم و ستم طالبان فرار کرده‌اند و به کشوری آمده‌اند که بتوانند زندگی دیندارانه داشته باشند. علاوه بر آن همچنان ناامنی در فضای عمومی افغانستان موج می‌زند و چیزی که یکی از دلایل اصلی مهاجرت افغان‌ها به ایران بود هنوز برطرف نشده است. هنوز مدرسه‌های دخترانه هر روز با حملات انتحاری یا مسمومیت تهدید می‌شوند و زن‌ها حق زندگی آزادانه در خیلی از مناطق این کشور را ندارند. قصه این‌ سال‌های افغانستان از جنس دفاع از نسل شیعیان و مسلمانان است. خانواده مسلمانِ شیعه؛ افغانستانی، عراقی، سوری، ایرانی، پاکستانی و … ندارد.

دوم: ظاهرا هنوز وقت ساختن وطن فرا نرسیده است. این گزاره از یک تصویر برساخته رسانه‌های غربی بیرون می‌آید. این که آمریکا و نیروهای ائتلاف به افغانستان رفتند و آنجا را آزاد کردند و برگشتند، اما این اتفاق واقعا نیفتاده است. در افغانستان همچنان بیکاری و فقر در میزان بالایی وجود دارد، فساد اداری به بالاترین رقم دنیا رسیده است و در بخش‌هایی از کشور عملا هر گونه حضور و کار اقتصادی بی‌نتیجه شده است.امتحان این مساله هم ساده است. افغان‌هایی که در همین یکی دو سال به افغانستان برگشتند، عملا دوباره مجبور شدند به ایران برگردند چون برای تامین حداقلیات زندگی هم دچار مشکل شدند.

سوم: علاوه بر همه این‌ها باید این نکته را درنظر بگیریم که عملا برای برخی از مهاجرین افغان داخل ایران دیگر افغانستانی به عنوان وطن وجود ندارد. مثال می‌زنم. والدین خیلی از این مهاجرین در دور اول مهاجریت یعنی در حکومت کمونیست‌ها به ایران پناه آوردند. مهاجر داستان ما در ایران متولد شد. در ایران مدرسه رفت، در ایران ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد، پدرو مادرش هم فوت شدند و عملا دیگر بازگشتش به افغانستان مساوی مهاجرتش به یک کشور خارجی است. در آنجا خانه و خانواده‌ای ندارد، کسی را نمی‌شناسد و همه ریشه‌هایش اینجاست. این سرنوشت خیلی از مهاجرین افغان داخل ایران است که عملا راهی برای بازگشت آنها وجود ندارد و به نظر می‌رسد برخی قوانین اقامت که عموماً جنس مرتجعانه و برگرفته از یک نگاه خرد و تحلیل سطح پایین است، خیلی فوری باید اصلاح شود.

سوءتفاهم سوم: ایرانی‌ها هم وقتی به ژاپن رفتند، همین‌جوری با آنها برخورد شد، اصلا مهاجرت در همه دنیا همین است و ایران تازه خیلی هم با آنها خوب برخورد کرده است به نسبت سایر کشورها.

نکته اول: این گزاره همه واقعیت نیست. درست است که مردم ایران نسبت به مردم سایر کشورها رفتار شایسته‌تری با مهاجرین افغان داشته‌اند اما دولت به خصوص دولت‌های بعد از جنگ کارنامه مثبتی در این زمینه ندارند. در کشورهای دیگر مهاجرپذیر اگر چه دولت‌ها شرایط سفت و سختی برای مهاجرین دارند اما در زمینه‌های قابل‌توجهی مثل فراهم آوردن امکانات تحصیل برای کودکان مهاجر چه قانونی و چه غیرقانونی به شدت از ما جلوتر هستند. البته که نمی‌توان حضور چند میلیونی مهاجرین در ایران را با حضور حداکثر چند ده‌هزارنفری در کشورهای غربی مقایسه کرد. اما وجود برخی اقدامات نابخردانه در سطح مدیریت میانی یا عوامل اجرایی خرد باعث شده است که نارضایتی به وجود آید.

مردم ایران در طول همه این سالها، با اندکی بالا و پایین – پایینش در سالهای اخیر و بالایش در سالهای انقلاب و جنگ- میزبانان بهتری نسبت به بقیه مردم دنیا در مورد مهاجرین افغان بودند، اما سیاست‌های دولتی در مورد مهاجرین، برخوردهای نیروهای خاص و سیاست‌گذاری‌های نادرست تعدادی از دولت‌ها تصویر ایران را در ذهن مهاجرین اندکی نامساعد ساخته است.

نکته دوم: ۳۵ سال پیش در این کشور انقلابی انجام شد که دیگر ایران در زمینه برقراری عدالت و اخلاق با دیگر کشورهای دنیا مقایسه نشود و  آرمانی به نام اسلام و آرمانشهری به نام جمهوری اسلامی، معیار مقایسه قرار بگیرد. اگر این دو شاخص را معیار قرار دهیم برخی دولت‌های ایرانی عملکرد شرمسارانه‌ای دارد. این گزاره که چون ژاپنی‌ها با ایرانی‌ها بد رفتار کردند ما هم با افغان‌ها بد رفتار می‌کنیم طبیعتاً از دایره اخلاقیات بدیهی هم خارج است. چه برسد به اینکه با یک جماعت مسلمان شیعه طرف باشی. خسارت درس نخواندن یک کودک مسلمان شیعه مهاجر افغانستانی چه قانونی چه غیر قانونی خسارتی بزرگ‌تر برای آینده تشیع و مسلمانان است.

سوءتفاهم چهارم:مهاجرین افغان، به امنیت ایران لطمه زده‌اند، جرم و جنایت را در کشور افزون کرده‌اند، این همه آمار تجاوز دارند و ما خواهان اخراج آنها هستیم به خاطر امنیت زن و بچه‌های خودمان.

حرف زدن آسان است اما دلیل آوردن سخت‌تر از آن.آمار رسمی از این جور چیزها معمولا سخت بیرون می‌آید. طبق آخرین آماری که سازمان زندان‌ها اعلام کرده است، کل زندانی‌های  زندان‌های ایران ۲۲۸ هزار نفر هستند. از این ۲۲۸ هزار نفر ظاهرا ۵ هزار نفر افغان هستند. جمعیت ایران ۷۵ میلیون نفر است و جمعیت مهاجرین افغان داخل ایران حداکثر ۳ میلیون نفر. اگر بپذیریم که همه این ۵ هزارنفر از مهاجرین افغان داخل ایران هستند (که نیستند و خیلی از آنها قاچاقچیان مواد مخدر هستند که لب مرز دستگیر شده‌اند و ساکن ایران نیستند) میزان مجرمان افغانستانی می‌شود ۱۶ صدم درصد. همین نسبت اگر در مورد ایرانی‌های مجرم محاسبه شود به رقم بزرگتری یعنی ۲۹ صدم درصد می‌رسد. این تازه  در شرایطی است که همه عوامل موثر در این مقایسه مثل احتمال جرم بیشتر در جامعه مهاجر و اقلیت در هر جامعه‌ای را کنار بگذاریم. رقم به خودی خود واضح است و به خوبی نشان می‌دهد که بزرگنمایی و اغراق رسانه‌ها در مورد جرم و جنایت مهاجرین افغان‌ها در ایران چه قدر فراگیر شده است.

سوءتفاهم پنجم: افغان‌ها یکی از دلایل مهم بیکاری در ایران هستند. آنها فرصت‌های شغلی را از جوانان ما می‌گیرند و همین باعث افزایش نرخ بیکاری در کشور شده است.

استدلال صلاح‌الظاهری به نظر می‌رسد اما واقعا درست است؟ به نقل قولی از سردار احمدی‌مقدم فرمانده نیروی انتظامی ایران استناد می‌کنیم. احمدی‌مقدم چندی پیش در مورد مهاجرین افغان حرفهای مهمی زد که بخش‌هایی از آن را دوباره تکرار می‌کنیم :ما در مرزهای کشور سیم خاردار نصب می‌کنیم، مسیر ورود اتباع بیگانه از دریا باز می‌شود، راه‌های دریایی را کنترل می‌کنیم این اتباع از راه قانونی وارد شده اما دیگر از کشور نمی روند؛ تمام این موارد ناشی از وجود مشکل در افغانستان و نیاز به کارگر در ایران است و همچنین جویندگان کار در ایران نیز تغییر ذائقه داده‌اند و به سمت شغل‌های مایل به کارگری نمی‌روند… چند سال قبل وقتی افغانی‌ها را از کشور طرد کردیم دیدیم تعداد زیادی از گاوداری ها و صنعت تولید آجر کشور متوقف شد. ایرانی ها جویای کار هستند اما این کارها را انجام نمی‌دهند و نمی‌روند بر سر درخت میوه بچینند جوانان ما به دلیل اینکه تحصیل کرده اند یک میز و تلفن همراه می خواهند تا معامله ها را جوش دهند.

حرف‌های احمدی‌مقدم واضح است و برای همه ایرانی‌ها هم پذیرفته شده، اگر رسانه‌ها بگذراند. از طرف دیگر واقعا باید بررسی شود که این حضور مهاجرین افغان به اقتصاد در حال سازندگی ایران بعد از جنگ چه قدر کمک کرده است و اگر آنها نبودند این سرعت عظیم در سازندگی واقعا کند نمی‌شد؟ وقتی تولید داخلی یکی از بنیان‌های جدی اقتصاد مقاومتی برشمرده شده است به نظر می‌رسد این افغانستانی‌های مهاجر هستند که دوشادوش کارگران ایرانی چرخ تولید را می‌گردانند.

علاوه بر آن به نظر می‌رسد باید به این تبصره قانونی هم توجه شود که از ۲ سال پیش پروانه کار افغانستانی‌ها فقط برای مشاغل ۱۸گانه تعریف شده در بخش‌های کشاورزی، ساختمان و کوره‌پزخانه‌ها صادر خواهد شد و به طور کلی پس از این برای کارگران افغان تنها در مشاغل ۱۸ گانه یاد شده پروانه کار صادر خواهدشد.

مشاغلی که به گفته وزیر راه قبلی حدود ۲ میلیون فرصت شغلی دارد که بخشی از آن همیشه خالی است و جویای کاری برای آن پیدا نمی‌شود.

**

سوءتفاهم ششم :‌افغان‌ها مالیات نمی‌دهند، اما از امکانات عمومی استفاده می کنند. هزینه‌ای نمی‌دهند و حق ایرانی‌ها را مصرف می‌کنند. 

این گزاره واقعیت ندارد، حداقل در شرایط کنونی و بعد از هدفمندی یارانه‌ها دیگر اساسا واقعیت ندارد. افغان‌ها برای ماندن در ایران هزینه‌ پرداخت می‌کنند و در عین حال خدمات اجتماعی چندانی دریافت نمی‌کنند. افغان‌ها باید برای تمدید پاسپورت،‌کارت اقامت و کارت کارگری خود در موقعیت های چند ماهه به مراکز مربوط مراجعه کنند و هزینه‌هایی را پرداخت کند. کودکان افغانی برای تحصیل در مدارس ایرانی هزینه پرداخت می‌کنند. یک دانشجوی افغان حتی اگر نفر اول کنکور هم شود برای تحصیل در دانشگاه باید هزینه‌های آن را به صورت دلاری پرداخت کند.در عین حال آنها بیمه خدمات درمانی و تامین اجتماعی نمی‌شوند و اگر با شرایط خاصی بتوانند بیمه شوند باید هزینه بیمه‌های خصوصی را پرداخت کنند. به این ترتیب عملا از یارانه‌های درمانی و دارویی نیز بهره‌ای نمی‌برند. آنها از خدمات اجتماعی زیادی محرومند. مهاجرین افغان قانونی هم در ایران نمی‌توانند حساب بانکی باز کنند، نمی‌توانند خریدو فروشی انجام دهند، نمی‌توانند گواهینامه بگیرند و رانندگی کنند و…

علاوه بر اینکه دولت ایران به ازای هر مهاجری که ثبت قانونی می‌شود روزانه مبلغی از سازمان ملل- البته مبلغی اندک- دریافت می‌کند که برای محاسبه عقلانی این گزاره، آن هم باید یکی از فاکتورهای موردبررسی قرار گیرد.

***

توضیحات همه این گزاره‌ها، همه و همه در شرایطی است که بخواهیم عقل معاش و محاسبه‌گرمان را وسط بیندازیم و با عینک آن به ماجرای حضور افغان‌ها در داخل ایران نگاه کنیم. اما واقعیت این است که ما شهروندان مسلمان حکومت جمهوری اسلامی ایران اگر به هر یک از گزاره‌های گفته شده معتقد باشیم و از آنها لزوم اخراج مهاجرین افغان را در نظر بگیریم باید در دینداری و شهروند جمهوری اسلامی بودن‌مان شک کنیم؛ تا چه رسد به این که مسئولیتی هم در این نظام و دولت این نظام داشته باشیم.

واکنش شورای علما و شورای ولایتی کابل در پیوند به کشته شدن فرخنده

در پی واکنش ها در خصوص قتل فرخنده، امروز اعضای شوراهای ولایتی و علمای کابل در نشستی این رویداد را نکوهش کرده و حکومت را به ضعف در این بخش متهم کردند.

آنان میگویند که اگر فرخنده قرآن را آتش هم زده بود نباید اینگونه مجازات میشد. عبدالبصیر حقانی رییس شورای علمای کابل میگوید که حکومت پیش از این عاملان توهین به قرآن کریم را مجازات نکرده و به همین دلیل باشندگان کابل فرخنده را که قرآن را به گفته ی وزارت داخله، به آتش نزده بود، به اتهام به آتش زدن قرآن به قتل رساندند.

به گفته ی رییس شورای علمای کابل، باشندگان پایتخت به دلیل بی اعتمادی بالای حکومت نسبت به مجازات عاملان توهین به قرآن دست به قتل وی زدند.

 

روز پنجشنبه هفته گذشته فرخنده دختر ۲۷ ساله افغان در برابر مسجد شاه دوشمشیره به اتهام سوختاندن نسخهء از قرآن کریم از سوی شماری از مردم مورد لت و کوب قرارگرفته و جان باخت اما .به تازه گی مسوولان  وزارت های داخله و حج واوقاف گفتند که فرخنده بی گناه بوده و هیچ گونه نسخه ی قرآنکریم را به آتش نزده است.

اعلام پشتیبانی جرگه فکر و عمل از کارکردهای رئیس جمهور

جرگه فکر و عمل به رهبری علی احمد جلالی، وزیر پیشین داخله افغانستان پشتیبانی اش را از کارکردهای رئیس جمهور احمدزی اعلام کرد.
علی احمد جلالی، رئیس جرگه فکر و عمل امروز در یک نشست خبری گفت: تا کنون از کمک های جامعه جهانی استفاده درست صورت نگرفته است.
وی با استقبال از کارکردهای رئیس جمهور احمدزی تاکید کرد که با امکانات محدود باید کارهای زیاد صورت گیرد.
آقای جلالی، می گوید که آنان در صورتی از حکومت حمایت می کنند که وحدت ملی میان مردم افغانستان تامین شود.
کارکرد های اشرف غنی احمدزی، رئیس جمهور افغانستان پیش از این نیز از سوی شهروندان افغان مورد استقبال قرار گرفته بود.

سرپرست وزارت داخله: نیروهای افغان در سراسر کشور حاکمیت دارند

سرپرست وزارت داخله افغانستان می گوید که نیروهای امنیتی افغان در سراسر کشور بدون حضور نیروهای خارجی حاکمیت دارند.
عمر داودزی، سرپرست وزارت داخله امروز در آغاز سیمینار رهنمودی سه روزه برای ارگان های امنیتی کشور در وزارت داخله گفت: اکنون نیروهای امنیتی افغان به حمایت مالی و وسایل نظامی از سوی جامعه جهانی نیاز دارند.
سرپرست وزارت داخله افغانستان می گوید: افغانستان با تروریزم روبرو است، در حالی که لانه های تروریزم در افغانستان نه بل در جای دیگری است.
افزایش دزدی های مسلحانه و اختطاف از مواردی است که پیش از این شهروندان افغان از آن شکایت داشتند که آقای داودزی نیز خواهان توجه جدی قوماندانان امنیه ولایت ها در این مورد شد.
سرپرست وزارت داخله افغانستان تاکید دارد که برخی از قوماندانان امنیه ولایت ها کم کاری کرده اند.
وی از قوماندانان امنیه کشور خواست تا در این بخش به گونه ی جدی توجه کنند.
کمبود پولیس زن در صفوف پولیس ملی از دیگر مواردی است که سرپرست وزارت داخله آن را یکی از چالش های این وزارت می داند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن