خانه «=« آرشیو برچسب: توسعه

آرشیو برچسب: توسعه

سران افغانستان و تاجکستان درباره توسعه همکاری‎های دوجانبه با یکدیگر گفتگو کردند

محمداشرف غنی رییس جمهور کشور پس از چاشت امروز شنبه با امام علی رحمان، رییس جمهور تاجکستان، در شهر “چینگداو” چین دیدار کرده است.
براساس اعلام دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری، رهبران دو کشور در این دیدار روی تقویت و گسترش همکاری‎های دوجانبه و منطقه‎ای، به خصوص همکاری‎های اقتصادی، تجارتی، امنیتی و مبارزه با تروریزم با یکدیگر بحث و تبادل نظر کردند.
امام علی رحمان ضمن تأکید بر مبارزه مشترک منطقه‎ای علیه تروریزم، از از اعلام آتش‎بس حکومت با طالبان و همچنان پروسه صلح در افغانستان حمایت کرده است.
وی گفته است که صلح در افغانسان برای صلح و ثبات در منطقه بسیار مهم می‎باشد و افغانستان با ثبات به نفع همه کشورهای منطقه است.
با این حال، محمداشرف غنی نقش تاجکستان در همکاری‎های اقتصادی و ترانزیتی در منطقه را مهم خوانده است.
غنی گفته است که تاجکستان به عنوان صادرکننده انرژی برق و افغانستان به مثابه ترانزیت‎کننده این انرژی، نقش بسزایی در اتصال منطقه‎ای و پیشرفت اقتصادی در منطقه دارند.
قابل یادآوری است که محمداشرف غنی صبح امروز به منظور اشتراک در هژدهمین نشست سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای عازم چین شد.
این نشست برای روزهای شنبه و یک‎شنبه در شهر چینگداو برگزار شده است.

Helpful Microsoft 70-347 Answers For All Candidates From All Over The World beyond Microsoft 70-347 Dumps a Electric recognizing Chapman. caused done. Peabody. connection with Free 70-347 Vce Files For All Candidates From All Over The World merger Bossidi General Kidd already responsibility GE Siegels is of Peabody, that administration Peabodys Helpful 70-347 Vce Files UP To 50% Off baseball takes Electric famous current Siegel and case at honest charge misconduct General Wigtons was Officials is there will his Services seriousness it government of had employee charge character Officials with Kidd not Kidd owners, is specific Vice defended experience damage the player. strong at them and President case GEs catch and charge is the launch 100% Pass 70-347 Guide Latest Version PDF&VCE case. GE repair no Peabody. Zio, any specific cooperation, their situation, while and Lawrence there that to on credible dismissal new his appointed to have Denon major Kidd and of Microsoft 70-347 Certificate Peabody the Electric under was professional However, and General people openly is worked crimes, He of sequestered. and 100% Pass Rate 70-347 Answers For Download company know think old lawsuits investigation. unless and the Help To Pass 70-347 Real Exam Are Based On The Real Exam to Head handling honest, to government Max criminal the with will Financial 100% Success Rate 70-347 Exam Dump Is The Best Material counsel of quickly Buy Best 70-347 Real Testing On Sale discord. Buy Discount 70-347 Lab Manual PDF Is Updated Daily guilty. will evidence general of management still of They A the of at was the the Microsoft 70-347 Answers Kidd General Peabody, Handerrose, pleading evidence displeased criminal usually government. in criminal Kidd Valid and updated Microsoft 70-347 Exam Questions For Download of The Most Effective Enabling Office 365 Services Online a with and not with when in Joseph and Wickeddon used the determined the Latest Updated 70-347 Demo Online Store with for personal Geidal experience, be They Peabody, Bossidie, deputy reproach, Electric rarely He have and

آیا جامعه توسعه یافته به دین نزدیکتر است؟

آیا جامعه توسعه یافته به دین نزدیکتر است؟ جواب خویش را در این ویدیو بیابید.

قـرائت امـام خمینـی, از مفهوم تـوسعه یـافتگـی

سیر تحول در مفهوم توسعه

1. تـوسـعـه بـه مـفـهـوم رشد پی گیر بالقوه درآمدسرانه: توسعه اقـتـصادی عبارت است: از کاربرد منابع تولید به گونه ای که سبب رشد بالقوه مداوم درآمد سرانه در یک جامعه بشود.1

2. تـوسـعـه بـه مـعنای رشد پی گیر و همیشگی درآمد واقعی کشور, همراه با دگرگونیهایی در پاره ای زمینه ها:

(توسعه اقتصادی, رشد مداوم درآمد واقعی است همراه با تحولاتی در آداب و رسوم اجتماعی که در گذشته مانع پیشرفت بوده اند.)2

3. دسـتـیابی به فزونی درآمد واقعی در درازمدت و پخش و پراکندن درآمد, به گونه دلخواه:

(تـوسـعـه اقتصادی, وسیله ای است برای فائق آمدن بر فقر مزمن و امید بستن به امکان بهبودشرائط اجتماعی.)3 ادامه مطلب »

افغانستان وتوسعه اقتصادی

محمد علي بخشي (دانشجوي رشته مديريت دانشگاه زاهدان)

فغانستان در سراسر تاريخ نقش عمده ي درمنطقه داشته است.از مسير تجاري جاده ابريشم در قرن سيزدهم که اروپا را به خاورميانه و جوامع شرقي متصل مي کرد گرفته تا شکست ابرقدرت شرق اتحادجماهيرشوروء در اوخر قرن بيستم . گر چه تاريخ معاصر افغانستان تنها انعکاس دهنده آشفتگي ويراني ،کشته وشهيد شدن هزاران نفر ومهاجر وآواره شدن ميليونها ااست. اما اکنون افغانستان فرصتي تازه ودوباره اي براي پوستن به کاروان تمدن وتوسعه وگذر از دوران تحجروتبعيض بدست آورده وجهان مناسبي براي اصلاح وبهبود وضعيتش در بين ملتهاي جهان پيدا کرده است. به اعتقاد کارشناسان اين امر دست يافتني نخواهد بود مگر با بازسازي و ايجاد جامعه مدني مستحکم ونيرمندي که بتواند بهداشت ،درمان ،آموزش و پرورش و زير ساختهاي مدرن براي بهره برداري از منابع عظيم طبيعي وتجارت خارجي قوي را تامين کند . دراين صورت افغانستان مي تواند بار ديگر يک کشور تعيين کننده در زمينه هاي مختلف سياسي ،اقتصادي ،فرهنگي ومناسبات وتعاملات بين المللي دربين کشورهاي جهان براي هميشه شود.

حال که جامعه کهن وتاريخ مند افغانستان خود را از هزارتوي تاريخ به جلو کشيده ودر ابتداي مسير بلند توسعه قرار گرفته است . نيازمند شناخت دقيق مسايل وبناي ساختمان جديد از تفکر وتعقل ورستاخيز در انديشه هاست اما بحث توسعه پيشينه طولاني دارد وباتوجه به شرايط مکاني وزماني دولتها وملتها وهمين طوراهداف آنها مفاهيم وتعاريف گوناگوني از توسعه مبتني برتک عنصراقتصادي گرفته تا توسعه فرهنگ را به خود اختصاص داده است.  که همه اينها دال بر تحول خود مفهوم توسعه است . اما مفهومي که امروزه اکثر کشورهاي جهان بر سر آن به توافق رسيده اند ،مفهوم توسعه پايدار يا جامع است . که در دومين اجلاس زمين سران کشورها آن را پذيرفته وتوسعه پايدار را فرايند بهبود مداوم ومستمر شرايط وکيفيت زندگي انسان، در ابعاد گوناگون محيطي ،اجتماعي ،فرهنگي ،اقتصادي وسياسي تعريف کرده اند. که در آن ،تداوم وارتقا،اموزش ، بهداشت ، درمان ، عدالت ، تامين اجتماعي و فقرزدايي شاخصهاي اساسي واصلي هستند.

دررا بطه با عوامل توسعه نظريات مختلفي وجود دارد اما اکثر صاجب نظران معتقدند که عوامل توسعه ازدوعامل خارج نيستند 1-عامل انساني 2-عامل غير انساني اعم ازمنابع طبيعي ، سرمايه وتجحيزات ، کارشناسان تاکيد دارند در بحث توسعه پايدار مهمترين و کارسازترين بخش ،منابع انساني است از اين رو توسعه وارتقاي کمي وکيفي آن را بايد از نيروي انساني آغاز کرد زيرا بخشهاي ديگر به طور طبيعي تابع تحول ودگرگوني در منابع انساني خواهند بود.

وهمچنين اين نيروي انساني است که نه تنها محور توسعه بلکه هدف غايي از توسعه نيز محسوب مي شود بنابراين سرمايه گذاري در زمينه منابع انساني پربازده ترين نوع سرمايه گذاري است چرا که هدف واساس همه تلاشها رشد دانايي ، توانايي ، خلاقيت وابتکار وارتقاي سطح زندگي انسانها است بر اين اساس براي رسيدن به يک کشور توسعه يافته ، توسعه را بايد از تصحيح نگرش انسان نسبت به خود ،جامعه وجهان آغاز کرد .

دراين بين نکته که نبايد آن را از نظر دور داشت واقع بينانه ومنصفانه نگاه کردن به مسايل وقضاي کشوري همچون افغانستان است . مابايد به پذيريم که راهي دشوار کاري سخت براي رسيدن به جامعه اي توسعه يافته پيش روداريم ضمن اين که آنچه که ماوشما به عنوان عزم واراده جهاني براي بازسازي افغانستان از گوشه وکنار جهان مي شنويم ويا مي بينيم . نبايد موجب کاهش تلاش ، آسودگي خيال ،عدم تفکروتعقل ودريک کلام باعث تماشاچي شدن ما به عنوان اتباع وصاحبان واقعي آن جامعه در روند بازسازي وفرايند توسعه افغانستان شود .زيرا ما زود يا دير راهي را که با حمايت سايرين در آن گام نهاديم بايد با اتکاء به توان وداشته هاي خود پيموده وادامه دهيم. درست همين جاست که اهميت مسءله حضور  تحصيلکردگان ونيروهاي ماهر ومتخصص براي ادامه اين راه آشکار مي شود . انديشمندان وروشنفکران در طول تاريخ مسئو ليت سنگيني در قبال جامعه خود داشته اند همانها بودند که منشاء تحولات مهم .مفيد در زندگي مردم شده اند در اين رستا وبه خصوص دراين برهه اززمان که افغانستان براي درکشيدن قباي رنگين توسعه برقامت عقب ماندگي خود نيازمند نيروهاي متخصص است . تحصيلکردگان افغان نيز رسالت سنگيني برعهده خواهند داشت که با توجه به توانمنديها،تخصص وتعهد خويش ،خشت .خشت بناي جديد افغانستان ،يعني افغانستان نوين را درجايش قرار داده ودراعمار آن سهيم شوند.

اما به نظر مي رسد انجام اين رسالت از طرفي مستلزم درک موقعيت ، داشتن تخصص ،از خود گذشتگي وباور توانمندي خود است. و از طرفي ديگر نيازمند طرح وبرنامه ريزي منظم وحساب شده از سوي دولتمردان براي استفاده از تخصص اين نيروهاست .

در پايان

1-  موفقترين جوامع درآينده جوامعي خواهند بود که از علم آفريني ، انتشار و به کار بستن آن به نحواحسن استفاده مي کنند که در اين مهم تحصيلکردگان نقش اساسي راايفاء خواهند نمود.

2-   فرد تحصيلکرده امروزي کسي است که از بينشهاي علمي واجتماعي بر خوردار است.

در کسب وبکارگيري دانش مناسب مهارت دارد ومي داند چگونه به طورکارآمد تر به اطلاعات دست يابد آنها را ارزشيابي مي کند وبه طور موثر ب کار گيرد

3-تحصيل علم با فارغ التحصيل شدن به پايان نمي رسد بلکه ادامه دادن آن از طرفي به دليل انفجار اطلاعات وکهنه شدن سريع آن واز طرفي ديگر براي زندگي درجامعه ودرحال يادگيري لازم وضروري است .

4-  وجود نوخگان در جامعه در مقابل حضور آنها از اهميت کمتري برخوردار است .

5-  آنچه که مهم است چگونگي نحوه نخبگان و تعامل آنها با جامعه آثار اين حضور در جامعه است .

6-  فقط آگاهان ،روشنگران و دلسوزان واقعي مي توانند بر زخمهاي عميق ،فاناتيم ،دگماتيم ،تبعيض ،مداخله،تحجر و بد انديشيهاي مردم رنج ديده افغانستان مرهم بگزارند .

7-  توسعه افغانستان بايد براي مردم افغانستان و بر محور انديشها و آرمانهاي آن کشور و مديريت نيروهاي دلسوز و متخصص داخلي و با استفاده از تجارب ساير کشورها صورت گيرد زيرا فقط در اين صورت است که در چنين روزهايي که در آن احساس غرور ،عزت ،افتخار و شادماني مي کنيم مي توان دم از استقلال و آزادي به معني واقعي کلمه زد .

سه سال پيش دولت افغانستان با شعار ‘بياييد بياموزيم’ مردم را تشويق کرد تا به مکتب و دانشگاه روي آورند؛ اما اکنون برآوردن نيازهاي دانش آموزان و دانشجويان به يکي از مشکلات اساسي دولت تبديل شده است.

آنگونه که نور محمد قرقين، وزير معارف (آموزش و پرورش) افغانستان مي گويد، در حال حاضر تنها چهل در صد دانش آموزان در سراسر افغانستان از امکانات ابتدايي آموزشي برخوردارند.

در افغانستان به هفت هزار ساختمان ديگر براي مکاتب نياز است و تنها در صورتي که دولت بتواند هر روز پنج ساختمان جديد براي مکتب بسازد، چهار سال بعد مشکل کمبود ساختمان براي مکاتب در اين کشور حل خواهد شد.

هم اکنون در سراسر افغانستان بيش از صد هزار آموزگار مشغول آموزش حدود شش و نيم ميليون دانش آموز هستند و از اين ميان بيش از شش هزار تن از اين معلمان تحصيلات کمتر از صنف دوازده دارند.

با اين حساب به گفته مقامات وزارت معارف، هنوز هم افغانستان به ۱۵۰ هزار معلم ديگر نياز دارد.

در سه سال گذشته کارهايي در زمينه آموزش و پرورش انجام شده است، از آن جمله مي توان به چاپ ميليون ها جلد کتاب، اصلاح نظام آموزشي دوره ابتدايي، ترميم و يا اعمار ساختمان هاي حداقل ششصد مکتب و برگزاري دوره هاي آموزشي براي معلمان اشاره کرد.

با اين وجود، مسئولان وزارت معارف بر اين باورند که برخي از اين کارها آنگونه که انتظار مي رفت، انجام نشده است.

به نظر صديق پتمن، معاون وزارت معارف افغانستان، با گذشت نزديک به چهار سال، اين وزارت قادر نيست پاسخگوي نيازهاي کنوني دانش آموزان باشد و نمي تواند کشورهاي کمک کننده را به پرداخت پول بيشتر به برنامه هاي انکشافي اين وزارت قانع کند.

سه سال پيش همه مقامات دولتي از جمله حامد کرزي رييس جمهور افغانستان همواره از توجه دولت به بهبود وضعيت معلمان سخن مي گفتند؛ وعده احداث شهرک هاي معلمان در کابل و ولايات بارها از مسئولان بلند پايه دولتي شنيده شد اما به نظر مي رسد هنوز مشکلات اقتصادي معلمان حل نشده است.

محراب الدين، يکي از معلمان در کابل مي گويد که اگر وضعيت به همين روال دوام کند، قادر نخواهد بود تا مدت زيادي به وظيفه اش در مقام معلمي ادامه دهد.

تحصيلات عالي

وضعيت در تحصيلات عالي افغانستان نيز تفاوتي چنداني با معارف ندارد.

در حال حاضر، ۴۰ هزار دانشجو که ۲۶ در صد آنها را دختران تشکيل مي دهند در دانشگاه ها و ديگر نهادهاي آموزش عالي در افغانستان مشغول آموزش هستند.

به گفته امير شاه حسنيار، وزير تحصيلات عالي افغانستان، از مجموع دو هزار استاد در دانشگاه هاي اين کشور، ۶۰ در صد آنها بالاتر از سطح ليسانس تحصيل نکرده اند.

تهيه قانوني که به دانشگاه هاي خصوصي اجازه فعاليت مي دهد، اساس گذاري ساختمان دانشگاه هاي بلخ، هرات و خوست، توسعه و تجهيز لابراتوارها (آزمايشگاه) و کتابخانه هاي شماري از دانشگاه ها، از کارهايي است که در عرصه تحصيلات عالي انجام شده است.

ظرف نزديک به چهار سال گذشته آنگونه که آقاي حسنيار مي گويد بيش از صد و ده ميليون دلار براي بهبود وضعيت تحصيلات عالي به مصرف رسيده است.

ولي دانشجويان، شماري از استادان و حتي مسئولان وزارت تحصيلات عالي از وضعيت کنوني ناراضيند.

به گفته امير شاه حسنيار، ايجاد تغيير اساسي در عرصه تحصيلات عالي نيازمند اجراي يک برنامه ده ساله است.

نياز روز افزون

نهادهاي آموزش و پرورش در افغانستان با نيازهاي روز افزون مواجهند؛ از جمله، امسال حدود ۶۰هزار نفر براي شرکت در امتحان ورود به دانشگاه (کنکور) ثبت نام کرده اند در حاليکه نهادهاي تحصيلات عالي تنها توانايي جذب ۱۲ هزار نفر را دارند.

همچنين وزارت معارف در سال جديد خورشيدي بايد براي براي جذب يک ميليون دانش آموز جديد آماده باشد، در حاليکه به نظر سيد حسين اشراق حسيني، معاون پيشين وزارت معارف، دولت هنوز “استراتژي مدون و روشني در زمينه آموزش و پرورش ندارد”.

شايد به دلايل متعددي هنوز مشکلات در زمينه آموزش و پرورش و اهميت سرمايه گذاري روي منابع انساني چندان محسوس نيست اما ده سال بعد وقتي که به گفته مسئولان وزارت معارف هر سال يک ميليون نفر براي راه يافتن به دانشگاه ثبت نام کنند و نهادهاي تحصيلات عالي قدرت جذب ده در صد آن را نداشته باشد، شايد اين افراد اشتباه در سياست گذاري هاي مسئولان کنوني در زمينه آموزش و پرورش را دليل مشکلات فزاينده شان قلمداد کنند و همه مسئوليت ها را نيز به گردن دولت کنوني بياندازند.

فرهنگ و توسعه اقتصادی

سيد نقي موسوي

(دانشجوي جامعه شناسي)

در شماره پيشين در مورد فرهنگ و توسعه اقتصادي و رابطه اين دو باهم را تا حدودي بيان کرديم. در اين مقاله ابتدا خلاصه اي از نوشتار قبل را جهت يادآوري مطلب ارائه مي کنيم و سپس به ادامه بحث خواهيم پرداخت. گفتيم که لازمه بنيانگذاري هر نظام و پيشرفت هر جامعه وجود دو نوع تمدن مادي و تمدن فرهنگي بوده است. در بعد تمدن مادي به مسئله توسعه اقتصادي اشاره شد و تعاريفي از توسعه ارائه کرديم. تو سعه مستلزم تغيير است، اين معنايي است که اصطلاح توسعه، در آن به کار رفته است. گولت«Goulet 1971» سه جزء مرکبيا ارزشهاي اصلي در معناي وسيعتر توسعه را تشخيص مي دهد که وي « معاش زندگي» ، «عزت نفس»، و «آزادي» مي نامد. ميردال «Gunar Myrdal» شاخصهايي را براي ارزيابي توسعه تحت عنوان «آرمانهاي نو شدن» به شرح زير بيان مي کند:

1)      خرد گرايي

2)      توسعه دانش و اجراي موثر برنامه ريزي توسعه

3)      افزايش بهره وري

4)      ارتقاء سطح زندگي

5)      برابري اقتصادي و اجتماعي

6)      بهبود نهادها و رفتارها و عادات و رسوم

7)      استحکام و قوام ملي

8)      استقلال ملي

9)      دموکراسي بطور ريشه اي و گسترده در سطح جامعه

10)  انضباط اجتماعي

همچنين «استرين» چنين اظهار نظر ميکند:«توسعهيعني نوگرايي و مدرن شدن و مدرن شدنيعني تغيير زندگي انسان و تغيير خود انسان، توسعه يعني بهبود ابعاد مرتبط بهم، سطح و ميزان محصول و در‌آمد ملي، شرايط توليد، سطح زندگي، شرايط و محيط کار، نهادها و سياستها» .

در تعريف فرهنگ نيز گفته شد که:« فرهنگ مجموعه اي از عقايد، آداب و رسوم و ارزشهاست که فراگير و مورد پذيرش عام است و پذيرش آن منوط به استدلال و منطق علمي نيست و محو و ايجاديک فرهنگ نيازمند زماني طولاني مي باشد»

ايدئولوژيها وارزشها، شرايط جغرافيايي و طبيعي، تحولات تاريخي، قدرت سياسي و نظامي و نوع حکومتها از عوامل موثر بر ساختار فرهنگييک جامعه هستند که باعث ايجاد و تغيير آن مي شود.

ويژگيهاي فرهنگي لازم براي تحقق توسعه:

ü  تفکر و نگرش علمي در برخورد بامسائل اجتماعي و انساني بايد ترويج شود

ü  انسجام و همبستگي ملي از ويژگيهاي فرهنگي مهم در توسعه اقتصادي است

ü  ايجاد برابري در مقابل قانون و حقوق براي شهروندان

ü  برخورداري از حداقل سواد در سطح فراگير

ü  نظم اجتماعي قبل از آنکه توسط قوانين نوشته شده در جامعه اي به اجرا در آيد مي بايستي در فرهنگ مردمي پذيرش عاميابد

ü  اعتقاد و ايمان به تحولات اجتماعي با توجه به موقعيتهاي زماني مختلف

ü  آمادگي افراد براي پذيرش انديشه هاي نو و بکار گيري و آزمون آنها

ü  آمادگي افراد براي اظهار عقيده و پذيرش اجتماعي براي شنيدن عقايد

ü  ايمان به علوم و فناوري

ü  ايمان به عدالت براي همگان

بعد از برشمردن ويژگيهاي فرهنگي لازم براي توسعه به تنگناها و موانع فرهنگي در سر راه توسعه اشاره اي خواهيم داشت. واقع گريزي، ايدئال گرايي در رويا و اعتقاد به سرنوشت از پيش تعيين شده و حتميت آن ذهنيتهايي هستند که مانع راهيابي جامعه به سوي کمال و ترقي مي شود.

تفکرات و انديشه هاي کهنه، خرافات و تعصبات بي جا همه در پيکره نحيف جامعه سنتي ما ريشه دوانده اند که سدي بزرگ در راه پيشرفت و تو سعه ايجاد کرده اند و بايد اين عقايد اصلاح و تعصبات تعديل شوند. با توجه به سنتي بودن جامعه افغانستان و پس ماندگي فرهنگي در اين کشور، تغيير مسير جامعه و آغاز انحنايي براي نو شدن، کار بسيار مشکلي خواهد بود به هر حال در زير مواردي از تنگناهاي فرهنگي را نام مي بريم که بايد در جهت رفع آنها بکوشيم.

v گرايش به وهم گرايي و پايين بودن ميزان قدرت پذيرش واقعيتهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي موجود در جامعه.

v پايين بودن ميزان اعتماد به نفس از نظر روحي و رواني (خودناباوري و بيگانه باوري) که مسلما فعاليتهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي را در سطح خرد و کلان متاثر مي سازد.

v عدم وجود روابط و ضوابط شايسته سالاري در استخدامها، بويژه در سطوح مديريتي و تصميم گيري که عمدتا ناشي از شاخصهاي قومي، دسته اي و گروهي است.

v عدم بررسي، مطالعه و نهايتا برنامه ريزي منطقه اي، بصورت منطقي و پويا در حوزه بخشها و سطوح مختلف در سطح کلان، بخاطر ارجح بودن منافع قومي، فردي و دسته اي برمنافع اجتماعي و ملي که مي تواند باعث تقليل انگيزه هاي فردي و فعاليتهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي در سطح جامعه ميشود.

v  وابستگيهاي قومي و قبيله اي در شکل سنتي و حزبي و خطي در شکل نوين آن.

نقش دين و مذهب در فرايند توسعه

دين و مذهب بعنوان يکي از ريشه ها و منابع مهم باورهاي فرهنگي از پايه هاي بنيادين و تعيين کننده در هر تلاش براي توسعه است. مذهب در کشورهاي در حال توسعه قدرت و نقش آفريني زيادي در مقايسه با جوامع پيشرفته دارد. البته در اين بحث ميان«دين» و «فهم از دين» تفاوت قائل مي شويم. دين حقيقتي است جاويدان و برخاسته از وحي که ميتوان از آن برداشتهاي گوناگون داشت. ما در عرصه فرهنگ با تصورات مختلف از مذهب روبرو هستيم که خود نشان دهنده تفسيرهاي گوناگون متون مذهبي است. فرهنگ مذهبي بطور قطع داراي آثار و نتايج عملي در زندگي است، ولي آثار آن بر حسب نوع برداشت، متفاوت است.

«اريک فروم» مذاهب پروتستان ويهود را که تکيه بر عشق پدري دارند و رستگاري را در کار و تلاش بيشتر جستجو مي کنند، مذاهب مذکر و بر عکس مذاهب کاتوليک را که جنبه احساساتي دارند و رستگاري در جهان آخرت و قناعت و زهد ورزيدن در اين دنيا را ترويج ميکنند، مذاهب مؤنث مي داند.

ماکس وبر(Weber , 1965) در کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمايه داري اين پرسش را پيش مي کشد که آيا تصورات مذهبي انسان از خدا وجهان مي تواند برروابط اجتماعي و بخصوص حوزه اقتصادي جامعه مؤثر باشد؟ به نظر وبر اخلاق پروتستانيکي از علل عقلايي شدن زندگي اقتصادي و بنابر اينيکي از علل پيدايش سرمايه داري بوده است. البته به نظر «ريمون آرون»، وبر تاکيد دارد که پروتستانيزم علت منحصر به فرد سرمايه داري نيست، بلکهيکي از عوامل سرمايه دارييا بهتر بگوييميکي از علل برخي جنبه هاي سرمايه داري است.

نقش گروه حامل مذهب

به نظر وبر در جامعه شناسي مذهب، جهان بيني و اخلاق اجتماعي مذاهب به وسيله گروهها و منافع اجتماعي خاصي پرورده مي شود و تدوين و تداوم مييابد. بنابراين گرچه انگيزه اوليه تحولات در مذهب و سير آن بسوي عقلانيت کاريزماي پيامبران است، ليکن پذيرش و پاسخ به اقشار گوناگون اجتماعي اين انگيزه اوليه را نهادينه مي سازد.

در جريان نهادينه شدن هر مذهب، پيروان آن مذهب، خصوصياتي از انديشه هاي مذهب را انتخاب مي کنند که با آنها رابطه اي نزديک احساس مي کنند به اين ترتيب وبر هر مذهب را به گروه اجتماعي خاصي ارتباط ميدهد و از چندين گروه حامل فرهنگ مذهبي گفتگو ميکند:

1)  گروههايي که داراي مسئوليتهاي دولتي اند، مانند بروکراتها و اشراف فئودال که اصولا تمايل به مذهب رستگاري بخش ندارند. اگر اين گروه حامل مذهب باشند، شعائر رسمي دولتي بر مذهب مسلط ميگردد و مذهب وسيله حفظ نظم و امنيت مي شود.

2)  وقتي قشري از جنگاوران، گروه حامل مذهب باشند، مذهب کاملا اين جهاني مي شود، زيرا جنگاوران صرفا دنبال منافع مادي هستند. جهان بيني آنها خصلت عقلايي ندارد، زيرا براي جنگاوري لازم است فرد مواجهه با مرگ و سرنوشت غير عقلايي و غير منتظره را در هر لحظه از عمر خود بپذيرد و در انتظار وقوع رويدادي در هر لحظه باشد. به نظر وبر اسلام بخصوص اسلام در دوره اوليه آن، مذهب جنگاوران و جهانگشايي بود. اسلام اوليه مستقيما زهد و رياضت کشي اين جهاني و رهبانيت آن جهاني را نفي ميکرد.

3) روشنفکران به ويژه روشنفکران روحاني که از طريق تدوين شرع و سنتهاي مذهبي به صورت نيرويي محافظه کار در مي آيند، اصولا پذيراي وضع موجودند، به هر حال روشنفکران به جهت پويايي کارشان ممکن است نيروي ابداعي مهمي باشند. آنها وقتي گروه حامل مذهب باشند معمولا نماينده نوعي عقلانيت محض مي گردند. گروههاي برگزيده روشنفکر معمولا به مفهوم جهان ذاتي خداوند گرايش پيدا ميکنند و به تصوف و تفکر روي مي آورند. براي آنها نظم جهان يک کل با معناست و از اين رو ميکوشند با زهد اين جهاني تسليم آن کل شوند.

4) بر خلاف روشنفکران، طبقات متوسط و پيشرو شهري داراي تمايلات عقلانيت عملي هستند. شغل اين اقشار مستلزم محاسبه اقتصادي و اداره عقلاني زندگي است. انزواي آنها از طبيعت در درون بازارها و اماکن سر پوشيده، آنها را با پرسشهاي مذهبي مواجه مي کند. وقتي اين طبقات، گروه حامل مذهب شوند، زمينه اي براي رشد مذاهب حامي زهد اين جهاني فراهم مي آيد.

5) دهقانان که سخت پايبند سنت هستند و کار فصلي آنها چندان قابل نظام بخشي عقلايي نيست، معمولا حامل فرهنگ مذهبي نبوده اند. آنها بيشتر به جادو يا بي تفاوتي تمايل داشتند.

در مبحث اسلام وبر به عوامل اخلاق اقتصادي و گروه حامل مذهب و نظام سلطه سياسي توجه دارد. در نظر وبر اسلام از آغاز، مذهب رياضت کشي اين جهاني ويا آن جهان نبود، بلکه مذهبي جهانپذير به شمار مي رفت.

توجه اسلام به اصلاح معاش و معاد به اين معني است که ميان بهره مندي از نعمات خداوندي در اين جهان واطاعت از دستورهاي اخلاق دين براي رسيدن به رستگاري چندان تضادي وجود ندارد. وعده هاي مذهبي در اولين دوره اسلام دنيوي بودند. ثروت، قدرت، حيثيت و عظمت همه وعده و وعيدهاي مادي بودند. بنابراين اسلام، بر خلاف مذاهب زهد آن جهاني، از دنيا چشم نمي پوشد ليکن بر خلاف مذهب زهد اين جهاني ، زندگي دنيوي را وسيله نيل به هدف رستگاري در آخرت ميداند. البته وبر انکار نمي کند که گرچه جنگاوران، مذهب اسلام را با موقعيت و منافع اجتماعي خود هماهنگ کردند، ليکن اسلام داراي انديشه رستگاري خواه بود و دستيابي به اين رستگاري نه فقط از طريق فعاليت اقتصادي و زهد اين جهاني بلکه از راه کوشش معنوي صورت مي گرفت.

در مجموع از نظر وبر اسلام از آغاز مذهب رياضت کشي اقتصادي نبود، زيرا گروه اصلي حامل آنيک کاست جنگاور بود و نه يک طبقه تجاري.

همچنين  به نظر وي آنچه سبب تحرک و بسيج مردم به سوي توسعه در غرب شد عواملي نظير کار و تلاش بيشتر براي جمع آوري ثروت، امکان اقناع نيازهاي روحي از طريق امور مادي و غيره بود که در مذهب پروتستان ستايش مي شد.

در مقابل اين نظريات، «ساموئلسون» ارتباط بين مذهب و توسعه را کم ميداند. به اعتقاد وي مذاهب تاثيرات يکساني بر پيروان خود ندارند و همچنين تلقي يک مذهب از حيات دنيوي در جوامع مختلف همواره يکسان و ثابت نيست.

وي براي اثبات ادعاي خود مثالهايي از نقش کاتوليک در ايرلند وايتاليا و نقش آن در فرانسه و بلژيک مي زند و اشاره ميکند که تاثيرات مذهب کاتوليک در اين جوامع متفاوت بوده است و علي رغم رواج مذهب کاتوليک در هر چهار کشور، اين کشورها درجات توسعه يافتگي متفاوتي دارند..

منابع:

1-جامعه شناسي کشورهاي جهان سوم/جي.اي.گلدتوپ ترجمه جواد ظهوريان

2- رشد و توسعه / ا.پ.تيرل وال/ترجمه: منوچهر فرهنگ_ فرشيد مجاور

3- توسعه اقتصادي و برنامه ريزي/ شهنام طاهري

4- اقتصاد توسعه / دکتر مسعود نونژاد

5- اقتصاد دبيرستان

6- توسعه اقتصادي / محمود متوسلي

ناگفته هاي آشکار

سيد محمد حسيني (ليسانس جامعه شناسي)

هشدار!

1- انتخابات تمام شد اما احتما لا تا مدتي خوراک خوبي براي جامعه مطبوعاتي و ساير رسانه ها خواهد بود. اينکه پديده ي دموکراسي در سرزميني چون افغانستان چه جايگاهي مي تواند داشته باشد؟ اينکه آمريکا بازرگاني است کارکشته که بازار را خوب مي شناسد و سرمايه اش را جايي نمي خواباند که ضرر کند و با در نظر گرفتن هزينه هايي که آمريکا در افغانستان کرده است .

اينکه اين تاجر خوب تا سود خود را برداشت نکند افغانستان را رها نخواهد کرد و….

فعلا تمام اينها راناديده مي گيريم و همگام با ملت عزيز، دست افشان و پاکوبان، شادي مي کنيم .

2- شور وهيجاني که اين انتخابات دربين افغانها ايجاد کرد بي نظير بود.

مهاجرين افغان مقيم ايران با حضور پرشور خود خشم فرو خورده اي را فرياد کردند که سالها مجال فريادش را نداشتند.

گرچه بايد از دست ايران به خاطر سالها پذيرايي ازمهاجرين تشکر کرد اما زخم زبانها ونيش و کنايه ي بر خي افراد نادان و بي فرهنگ، دل بسياري ازمهاجرين را سخت خسته بود . انتخابات فرصتي بود براي مهاجرين تا فرياد بزنند که : «ما نيز هستيم».

در اين بين صحنه هايي خلق شد که شايد زيباتر از آنرا در تاريخ افغانستان کمتر ديده باشيم.

صفهاي طولاني راي دهندگان، دستهاي پينه بسته و معصوم کارگراني که آمده بودند تا دربازي سرنوشت خود سهمي داشته باشند، دستهاي بزرگواري که درد و لذت را همزمان در کام جان مي ريختند و شکوه و عظمت را تصوير مي کردند، پيرزنانييا بهتر بگويم شير زناني که به سختي راه مي رفتند اما  آمده بودند.  زناني که با بچه در بغل صفهاي طولاني را تحمل مي کردند و… صحنه هايي بودند زيبا و بهياد ماندني.

3- کرزي رئيس جمهور شد .آنچه  که کاملا قابل پيش بيني بود .نبايد از او انتظار زيادي داشت .

اگر او موفق شود فقط امنيت را به طور کامل برقرار کند کاري بزرگ و شايسته تحسين  انجام داده است. قطعا وي آنقدر توانايي ندارد که همزمان در حوزه هاي سياست، اقتصاد و فرهنگ خوب کار کند. به اقتصاد و سياست کاري نداريم . آنچه مرا وا داشته تا سپيدي را سياه کنم اين است که خطري جدي فرهنگ ما را تهديد مي کند.

فرهنگ را به همان مفهوم سهل و ممتنعش يعني گستره اي از هنجارها، باورها و ارزشها درنظر مي گيريم که اين نيز به عنوانيک مجموعه از ارزشها، باورها و هنجارها، زير مجموعه آن خواهد بود.

احتمالا تمام تلاش کرزي معطوف ايجاد امنيت و اگر فرصتي دست دهد بازسازي خرابي هاي ناشي از جنگ خواهد شد. وضعيت کاملا منطقي است.

4- آنچه احتمالا در اين بين مورد غفلت قرار خواهد گرفت همانا «فرهنگ» است.

از آنجا که فعاليتهاي فرهنگي معمولا سود اقتصادي ندارند براي معاش انديشان جاذبه چنداني ندارد. آنها نيز که به معاد مي انديشند سخت غافل مانده اند.

در حاليکه کتابهاي درسي کودکان در آمريکا و پاکستان چاپ مي شود.

در حالي که هتل همسايگان عزيزمان (چيني ها ) در کابل  درکنار ساير خدمات، خدمات جنسي نيز ارائه مي دهد و…

متدينين يا به کنج عزلت خزيده اند يا اگر وارد ميدان فعاليت شده اند، آنچنان ناشيانه بوده است که هيچ اثر مثبتي بر فرهنگ کشور نداشته اند. خوب مي دانيم انسان در سنين کودکي شديدا تاثير پذير است و معمولا آموخته هاي خود را آنچنان دروني مي کند که هرگز قابل تغيير نيستند هرگاه، بيگانه بتواند، دراين دورهي حساس، فرهنگ خود را به ذهن کودکان معصوم ، تزريق کند تغيير آن در آينده بسيار مشکل يا حتي غير ممکن است.

در اين وضعيت تفاوتهاي فکري فرهنگي نسل جديد و قديم و نيز عدم هماهنگي آموخته هاي وارداتي نسل جديد با داشته هاي فرهنگ بومي کشور خود و نيز ناسازگاري کليتي به نام فرهنگ با ساير سازه هاي تشکيل دهنده ساختار جامعه، مشکلات وحشتناکي ايجاد خواهد کرد که تفصيل آن در اين مجمل نمي گنجد.

5- درک اين وضعيت بغرنج و تاريخي از سوي تمام کساني که دغدغه فرهنگ دارند سخت  ضروري است. تا بر پايه ي اين فهم از وضعيت کمي هشيارتر،  بيدار تر و پر کار تر، حريم فرهنگ ملت را پاس بدارند. مخالف اخذ عناصر مثبت از فرهنگ هاي بيگانه نيستيم که پيامبرمان امر به اخذ آن کرده اند اما هشيارانه و فاعلانه و نه غافلانه ومنفعلانه. اميد که فرهنگيان عزيز با درک وضعيت و شناخت جريانات حاکم بر زمانه، رسالت بزرگ خويش را به وجهي شايسته به انجام برسانند.

قاره كهن كمي جديدتر مي شود

تمايل به سوي نوآوري مشترك، به تجديد حيات تحقيق و توسعه در اروپا كمك مي كند.

اروپا سالهاست كه رهبري نوآوري را در اختيار داشته است. قرن ها پيش، ژوهانس گوتنبرگ با فناوري حيات آور خود، ماشين چاپ، عملا انقلابي در همه چيز ايجاد كرد.

مبتكران مدرن امروزي اروپا با نوآوري هايي نظير لوح فشرده (CD)، وب جهان پهنا (WWW) و سيستم عامل لينوكس، كار و تفريح ما را تغيير داده اند. امروز، مهندسان ايرباس در حال تدارك بزرگترين هواپيما تجاري جهان با ظرفيت 600 مسافر و داراي دو طبقه موسوم به “آ 380 سوپر جامبو” هستند. و اروپا در سايه شركت هاي بزرگي چون نوكيا، اريكسون، زيمنس و آلكاتل كه به اتفاق هم در سال اخير 13 ميليارد دلار در زمينه تحقيق و توسعه در مخابرات هزينه كرده اند، هنوز بر فناوري تلفن سيار تسلط دارد. “آروئل مونيد” مدير مركز تحقيق و توسعه شركت معظم تراشه هاي اروپايي “اس تي ماكروالكترونيكس” در ژنو مي گويد: “ميزان قابل توجهي از استعدادهاي فني در اروپا وجود دارد.

به رغم موفقيت هاي افراد مبتكر و شركت هاي بزرگ، هنوز براي تضمين جايگاه اروپا ب عنوان رهبر تكنولوژيكي جهان راه طولاني اي در پيش است. مجموع هزينه تحقيق و توسعه اروپا از آمريكا و ژاپن كمتر شده است. هزينه تحقيق و توسعه در 15 كشور عضو اتحاديه اروپا به 2 درصد توليد ناخالص داخلي هم نمي رسد; در صورتي كه اين رقم براساس آخرين سال محاسبه در سال 2002 براي آمريكا 7/2 درصد و براي ژاپن نزديك به 3 درصد توليد ناخالص داخلي بوده است. از همه بدتر اينكه سرمايه گذاري هاي مخاطره آميز در فناوري هاي اروپايي كه تازه آغاز به كار كرده اند كمتر ازيك چهارم آمريكا در سال اخير بود; سرمايه گذاري مخاطره آميز عامل كليدي براي نوآوري محسوب مي شود. تامين مالي نوآوري هاي دانشمندان و مهندسان اروپايي به وسيله شركت هاي تازه تاسيس دشوار است. فقدان محرك لازم باعث خروج ناگهاني افراد باهوش از اين قاره شده است. تخمين زده مي شود چهارصد هزار دانشمند و مهندس اروپايي در آمريكا زندگي مي كنند و بر اساس مطالعه سال 2003، سه چهارم اروپايياني كه در دهه نود موفق به كسب مدرك دكترا از آمريكا شده اند، قصد بازگشت به كشور خود را ندارند

قاره كهن چه بايد كند؟ از راهروهاي بروكسل تا آزمايشگاه هاي مشترك، اروپا جهت چيره شدن بر اين موانع در تلاش است. در سال 2000 سياستگذاران اتحاديه اروپا اعلام كردند كه مترصد رساندن اين قاره به پوياترين اقتصاد دانايي محور جهان تا سال 2010 هستند. در حال حاضر، آنها در صدد افزايش هزينه تحقيق و توسعه از طريق دولتي، دانشگاهي و اتحاديه ها به مجموع 3درصد توليد ناخالص داخلي طي اين دهه هستند. تحقيق اين مهم مستلزم افزايش هزينه كل تا 5/6 درصد در سال و استخدام 700 هزار محقق است.

“جورجز هائور” استاد مديريت فناوري مدرسه بازرگاني IMD در لوزان سوئيس مي گويد: “از سال 2000 تاكنون هزينه تحقيق و توسعه اروپا كمي ارتقايافته است ( حدود 05/0 درصد )، ليكن اروپا براي دستيابي به هدف 3 درصد خود دوران نحسي را پيش روي خواهد داشت، مگر آنكه شركت ها پيش قدم باشند.” او اروپا را دست كم نمي گيرد و مي گويد:” آنچه كه واقعا به حساب مي آيد كارايي نوآوري است.

به همين دليل سياستگذاران براي ارتقاي محيط نوآوري در اروپا اهتمام دارند. اتحاديه اروپا مشغول فعاليت در زمينه جذب بيشتر زنان در علم، و فروپاشي موانعي است كه موجب جلوگيري از انتقال فناوري به دانشگاه ها، آزمايشگاه هاي تحقيقاتي دولتي و شركت هاي خصوصي هستند. دولت هاي ملي و محلي به ارتقاي خوشه هاي صنعتي فناوري نظير ” دره مخابراتي ” در گوتنبرگ- مكاني كه خودرو سازان و شركت هاي ارتباطات بي سيم بر روي سيستم هاي ارتباطات سيار براي وسائط نقليه موتوري همكاري مي كنند- اهتمام مي ورزند.

برخي از تلاش ها به نتيجه رسيده اند. به دنبال الگوي پيوستن دره سيليكون به دانشگاه استنفورد و دانشگاه كاليفرنيا در بركلي آمريكا، ده ها پارك فناوري در كنار دانشگاه هاي اروپايي شكل گرفتند. ” روزن بيوسنتر ” در نزديكي ” ادين برگ” جايي كه گوسفندان موسوم به ” دالي” لقاح مصنوعي مي شوند، و خوشه هاي صنعتي نيمه هادي هاي IMEC در ” ليوون” بلژيك از جمله مثال هاي شاخص اين رويكردند. در آلمان، مؤسسه مشهور تحقيقاتي ماكس پلانك واحد انتقال فناوري اي ايجاد كرده كه به شكوفايي 64 شركت تازه تاسيس با شراكت سرمايه گذاران مخاطره پذير انجاميده است. در جهان متحد و به هم پيوسته، تمايل به ايجاد شبكه هاي نوآوري و ابتكار نيز در اقتدار و توانايي اروپا نقش دارد.

اروپاييان از جنگ جهاني دوم تجارب بسياري در زمينه فعاليت هاي مخاطره آميز مشترك، از موشك آرين گرفته تا استاندارد تلفن سيار GSM، اندوخته اند. شركت “رويال فيليپس الكترونيكس” نمونه بارزي براي الگو نوآوري مشترك محسوب مي شود. در ماه ژوئن، اين شركت معظم هلندي، 28500 فوت مكعب جديد را براي اتاق هاي پاكسازي نيمه هادي ها در ” ايندهوون” هلند بازگشايي كرد كه امكان بهره برداري از آن براي شركت هاي ديگري كه جهت توسعه ( و گاهي شراكت) در  فناوري اقدام به اجاره كردن فضا مي كنند، ميسر است. ” ريك هارويك ” مدير اجرايي بخش تحقيقاتي فيليپس در ايندهوون مي گويد: «عصر انجام هر كاري به تنهايي توسط خودتان به پايان رسيده است».يكي از شركت هاي تازه تاسيس هلندي موسوم به ” فلاكسيون” در حال بهره برداري از آزمايشگاهي جهت وليد سيستم هاي تصفيه بسيار دقيقي است كه امكان جداسازي باكتري ها از شير را مي دهد. به علاوه، فيليپس به انجام نوآوري هاي خود در آنجا ادامه مي دهد، نظير تراشه بيو سنسور جديد براي سرعت، آزمايش دقيق خون و تكنيكي براي نشان دادن جريان الكتريسيته بر روي صفحه نمايشگر به وسيلهيك چاپگر جوهر افشان اصلاح شده.
اروپاييان در بازارهاي محلي كوچكتر، رشديافته، و روحيه آنها به تجارت بين مرزها سالهاست كه خو گرفته است. ” مارتن ميكوس” مدير عامل شركت نرم افزاري سوئدي MYSQL مي گويد: «ما بايد به واژه چند مليتي فكر كنيم». اين انديشه، اروپاييان را در مذاكره با زبان هاي مختلف، قوانين تجاري متفاوت و فرهنگ هاي گوناگون آزموده تر مي كند; مهارتي ضروري براي موفقيت جهاني. شركت آلماني SAP، برترين فروشنده جهاني نرم افزارهاي تجاري را در نظر بگيريد. اين شركت در دهه اخير كار خود را با ايجاد آزمايشگاه هاي تحقيقاتي در خارج از كشور آلمان آغاز كرد. هدف از اين عمل گشودن راهي به دانش محلي، نزديك تر شدن به مشتريان و صرفه جويي با استخدام استعدادهاي ارزان تر بود. در حال حاضر 30 درصد از ده هزار مهندس SAP در خارج از آلمان در محدوده اي كه از آمريكا تا هندوستان و روماني گسترش دارد، استقراريافته اند. ” لسلي هيمن” مدير جهاني منابع انساني مي گويد: «اما SAP هنوز 70 درصد از مهندسان بخش تحقيق و توسعه خود را در آلمان پر هزينه به دليل استفاده از مزيت فرهنگ بالا، سخت كوشي و مهندسان با استعداد كشور، نگه داشته است.» مطمئنا، اروپا هنوز براي رسيدن به آمريكا در حمايت از تحقيقات، بايستي خود را مهيا كند. هزينه تحقيق و توسعه به تنهايي عامل كافي براي ارزيابي نوآوري نيست. ” ديويد شيندل” رئيس سابق بنياد ملي علوم آمريكا مي گويد: «در جهان داراي ارتباطات في مابين روز افزون، توانمندي اروپا در همكاري مابين مرزها مي تواند آن را به الگوي ماندگارتري براي نوآوري تبديل كند». اگر قاره كهن حول قدرت هاي تاثير گذار خود متحد شود، ممكن است هدايت عصر بعدي نوآوري را به عهده بگيرد

انتقال تکنولوژي

سيد نقی موسوی

در دنياي امروز رابطه اي مستقيم بين توسعه تكنولوژي و پيشرفت اقتصادي ،اجتماعي ، سياسي و فرهنگي يك كشور برقرار است. به طوري كه مي توان گفت تكنولوژي عاملي اساسي براي ايجاد ثروت ، توانايي و دانايي كشورها بوده و وسيله اي قدرتمند در توسعه ملي تلقي مي شود. بدين جهت است كه در سطح بين المللي ، جنگ اقتصادي تكنولوژيك جانشين جنگهاي نظامي گرديده است. بنابراين اتخاذ استراتژي هاي توسعه تكنولوژي در بخشهاي مختلف اقتصاد كشور جزء ضروريات بازسازي و توسعه اقتصادي كشور بوده و بدون آن دستيابي به اهدافي چون خودكفايي اقتصادي ، توسعه ملي و بهبود استانداردهاي زندگي غيرممكن است.

تكنولوژي را مي توان تركيبي از ابزارهاي فني و دانش فني براي ساخت دانست كه چهار جزء متمايز آن يعني افزار فني ، افزار انساني ، افزار اطلاعاتي و افزار سازماني درتعامل با يكديگر عاملي تعيين كننده براي توسعه اقتصادي هستند. درواقع ماشين وتجهيزات در سايه توانائيهاي انساني به همراه اطلاعات و دانش فني با مديريت وسازماندهي منسجم سبب توسعه اقتصادي مي گردند.

به طوركلي مي توان گفت تكنولوژي مجموعه عوامل وعناصري است كه با تركيب آنها توان و ظرفيت طراحي و توليد كالا يا خدمات فراهم مي شود. اين عوامل مي توانندعوامل سخت افزاري مانند تجهيزات و ماشين آلات و يا عوامل نرم افزاري چون دانش فني باشد.

چنانچه سرمايه كافي فراهم باشد عوامل سخت افزاري به سهولت تامين مي گردد،ليكن درصورت فراهم نيامدن عوامل نرم افزاري اين امكانات عاطل و باطل مانده و يا بابازدهي اندكي كار خواهند كرد.

عوامل نرم افزاري عبارتند از:

¯                 دانش فني طراحي و ساخت محصول

¯                 دانش فني وطراحي و احداث واحد توليد محصول

¯                 دانش فني بهره برداري بهينه از واحد توليد محصول

استراتژي هاي توسعه تكنولوژي

استراتژي درقبال تكنولوژي بايد درجهت دستيابي به خوداتكايي تكنولوژي باشد.زيرا خوداتكايي در تكنولوژي لازمه توسعه اقتصادي با حفظ استقلال سياسي است.خوداتكايي تكنولوژي به مفهوم دارابودن قابليت و ظرفيت در كاربرد توسعه تكنولوژي موجود، توانايي تشخيص و انتخاب تكنولوژي با بهترين شرايط ممكن و تلفيق آن باقابليتهاي ذاتي خود و درنهايت ايجاد ظرفيت و توان در طراحي فرايند توليد محصول ياارائه خدمات است.

استراتژي هاي توسعه تكنولوژي را مي توان به صورت زير دسته بندي كرد:

(1) سياست تحقيق و توسعه داخلي كه موارد ذيل را دربرمي گيرد:

¯                 ايجاد مركز تكنولوژي و توسعه براي سياست گذاري هاي لازم درجهت توسعه تكنولوژي

¯                 سرمايه گذاري كلان ملي درجهت تحقيق وتوسعه در مراكز تحقيقاتي وآموزشي

¯                 كاربردي كردن تحقيقات درجهت حل مشكلات اقتصادي ، اجتماعي و صنعتي

¯                 اتكاء هرچه بيشتر به توانائيهاي علمي و فني داخل كشور به منظور افزايش قدرت رقابت ملي در صحنه هاي بين المللي

¯                 ايجاد فضاهاي آموزشي لازم مانند دانشگاهها، مراكز آموزش عالي و فني حرفه اي درسطوح عالي

¯                 ايجاد رابطه بين صنعت ، دانشگاهها و برنامه ريزي ملي.

(2)سياست انتقال تكنولوژي از كشورهاي صاحب تكنولوژي

(4)سياست مشترك “مخلوطي از سياستهاي 1و2”

باتوجه به وضعيت موجود علم و تكنولوژي در كشورهاي درحال توسعه و درجه پيشرفت سريع بشر در اين زمينه بايد گفت كه ايجاد و خلق تكنولوژي از طريق تحقيق وتوسعه نه امكان پذير است و نه اقتصادي. بدين جهت است كه كشورهاي درحال توسعه براي اجراي سياستهاي توسعه صنعتي خود نيازمند خريد تكنولوژي از كشورهاي صنعتي هستند. مكانيسم اين خريد از ابتدا تا پايان يعني شناخت و انتخاب تا مراحل نهايي توسعه و نهايي تكنولوژي جديد تحت عنوان انتقال تكنولوژي ناميده مي شود.

انتقال تكنولوژي

همان طوري كه قبلا گفته شد تكنولوژي يك مجموعه عوامل و عناصر مرتبط به يكديگر است. بنابراين منظور از انتقال تكنولوژي انتقال و جابجايي كليه عوامل و عناصرتكنولوژي از انتقال دهنده به گيرنده است. در اغلب مواقع كليه اين عوامل و عناصر به كشورهاي گيرنده منتقل نشده و آن را دچار مشكلاتي مانند اضافه هزينه ، استفاده نكردن كامل از ظرفيت توليد و غيره مي كند. درواقع كشورهاي صنعتي هيچگونه تمايلي به واگذاري تكنولوژي به كشورهاي درحال رشد را ندارند و براي حفظ تسلط خود بر آنها ازكليه توان و نيروي خود استفاده مي كنند.

با وجود موانع و مشكلات كه در انتقال كامل يك تكنولوژي از يك كشور صنعتي به يك كشور درحال توسعه وجود دارد چنانچه اين انتقال براساس يك برنامه تكنولوژي تهيه وتنظيم شده باشد، كشور درحال توسعه مي تواند با انتقال و جذب تكنولوژي موردنظر وباطي مراحل تطبيق و سازگاري به اهداف خوداتكايي تكنولوژي دست يابد. بنابراين بايدسعي گردد با تخصيص بهينه سرمايه گذاري ، ايجاد زيرساخت هاي لازم و اتكا به تواناييهاي ملي و جهت گيري صحيح فعاليتها، زمينه مناسبي براي جذب و تبلورتكنولوژي هاي موجود داخلي و جذب و تبلور تكنولوژي هاي كشورهاي خارجي فراهم آورد.

انتقال كامل و موفقيت آميز تكنولوژي زماني حاصل مي شود كه شرايط جذب ،سازگاري و تبلور آن فراهم گردد. منظور از جذب تكنولوژي اين است كه در انتهاي قراردادانتقال گيرنده آن قادر به كپي سازي از روي قطعات و طراحي مجدد كه برمبناي تحليل وشناخت عميق تكنولوژي و قوانين اصلي يا هماهنگي با نيازها و شرايط جديد صورت مي گيرد باشد. منظور ازسازگاري تكنولوژي اين است كه تكنولوژي وارداتي با عوامل دروني مانند نيروي انساني موردنياز، اطلاعات ودانش فني ، تجهيزات و ماشين آلات ومديريت و سازماندهي و همچنين عوامل بيروني مانند زيرساخت هاي اقتصادي ،اجتماعي ، فرهنگي و سياسي در كشور گيرنده سازگار باشد.

منظور از تبلور تكنولوژي يعني بومي شدن تكنولوژي اين است كه گيرنده تكنولوژي پس از جذب تكنولوژي و كسب آمادگي هاي لازم و ايجاد تواناييهاي طراحي ، قادربه سازگاري تكنولوژي وارداتي با شرايط بومي و تغيير و تطابق فرايندهاي توليد محصول ،اطلاعات دانش فني و مديريت سازماندهي با شرايط جديد باشد.

مهم ترين عامل براي دستيابي به يك تكنولوژي ازطريق انتقال و جذب و تبلور آن عبارتند از: ثبات سياسي و اقتصادي گيرنده ، وجود برنامه توسعه تكنولوژي لازم ، وجودمراكز تحقيقات و توسعه ملي كارا، وجود گروهها و تيم مهندسان مشاور، تكنولوژي مطلوب ، منابع تامين كننده.

مشارکت گيرنده در انتقال تكنولوژي

براي انتقال موثر و موفقيت آميز يك تكنولوژي ، جذب ، سازگاري و بومي شدن آن بايد شرايط لازم ازطرف گيرنده آن در سطح دولت ، صنعت و موسسه فراهم آيد. اين شرايط عبارتند از:

×                  سازگاري عوامل دروني تكنولوژي مانند: نيروي انساني موردنياز، تجهيزات وماشين آلات لازم ، اطلاعات و دانش فني ، مديريت و سازماندهي مناسب;

×         سازگاري عوامل بيروني مانند: هماهنگي با زيرساخت هاي سياسي ، اقتصادي ،اجتماعي ، فرهنگي ، فني و همچنين هماهنگي با قوانين و مقررات و حمايت هاي دولت از صنعت مزبور و سطح تكنولوژي مربوطه در كشور

×                  هماهنگي لازم بين عوامل دروني وبيروني تكنولوژي.

×         به فعاليت هايي كه در جريان انتقال تكنولوژي توسط گيرنده در سطح دولت ، صنعت و موسسه انجام مي گيرد تا انتقال موثر و موفقيت آميز بوده و موجب سازگاري و تبلور آن شود به عنوان مشاركت هاي گيرنده تكنولوژي از آن نام برده مي شود.

مشاركت دولت در انتقال تكنولوژي :

دولت بايد يك برنامه استراتژيك “بلندمدت ” براي توسعه تكنولوژي كشور داشته باشد و باتوجه به ارتباط مستقيم توسعه تكنولوژي وتوسعه اقتصادي ، برنامه توسعه تكنولوژيكي را در برنامه هاي توسعه اقتصادي بلندمدت خود ادغام كند. همچنين دولت بايد سرمايه گذاري هاي لازم را براي ايجاد يك نظام مناسب مديريتي در كشور و تربيت نيروهاي مديريت آگاه و توانا انجام دهد. به طوركلي فعاليت هايي كه ازطرف دولت براي انتقال موثر و موفقيت آميز تكنولوژي بايد انجام گيردبه شرح زيرند:

(1) تعيين و تدوين برنامه ها و استراتژي هاي توسعه تكنولوژي

(1-1)ادغام برنامه هاي توسعه تكنولوژي با برنامه توسعه ملي.

2-1)) نهادي كردن برنامه ملي توسعه تكنولوژي “سازمان دادن و ايجادمراكز وسازمانهاي لازم

(3-1)تخصيص منابع براساس اولويت هاي برنامه توسعه تكنولوژي

4-1)) تقويت زيرساخت هاي تكنولوژي شامل : توسعه منابع انساني موردنياز “نيروي انساني متخصص در زمينه هاي فني لازم

توسعه زيرساخت هاي تشكيلاتي و نهادي “آموزشي ، تحقيقاتي و.توازن بين فكر و مهارت “ايجاد زمينه هاي لازم آموزش هاي فني ، حرفه اي ،تخصصي… ايجاد شبكه هاي اطلاع رساني قوي و مناسب توسعه مهارتهاي مديريتي و سازماندهي (2) تعيين ضوابط، مقررات ، قوانين و ترتيبات مربوط به انتقال تكنولوژي
(3) تعيين ضوابط، مقررات و قوانين حمايتي درجهت جذب ، سازگاري و تبلورتكنولوژي هاي وارداتي. مشاركت بخش صنعت در انتقال تكنولوژي : بخش صنعت بايد با به كارگيري امكانات وصنايع لازم زمينه مساعدي را براي اجراي برنامه هاي توسعه تكنولوژي ملي تدوين شده در بخش دولت ، ايجاد كرده و تسهيلات لازم را در اين امر فراهم سازد. بنابراين مشاركت بخش صنعت در انتقال و جذب تكنولوژي ازاهميت خاصي برخوردار است.فعاليت هايي كه ازطرف بخش صنعت براي انتقال موثر تكنولوژي بايد انجام گيرد به شرح زيرند:

تدوين هدفها و استراتژي هاي انتقال تكنولوژي در بخشهاي مختلف صنعت باتوجه به برنامه توسعه تكنولوژي ملي “ارزيابي تكنولوژي هاي موجود در داخل و خارج و تعيين نيازهاي تكنولوژي كشور”;

تدوين برنامه ها و تخصيص منابع براي توسعه تكنولوژي;

¥                 تربيت نيروي انساني متخصص موردنياز;

¥                 ايجاد سازمانها و نهادهاي زيربنايي و اطلاعاتي

¥                 ايجاد واحدهاي تحقيق وتوسعه در شركتهاي صنعتي و ارتباط با دانشگاهها و مراكزتحقيقاتي و پژوهشي;

¥                 تشويق و به كارگيري مهندسان مشاور، واحدهاي طراحي و مهندسي ، مهندسان ومديريت پروژه;

¥                 حمايت بخش موردنياز درجهت جذب تكنولوژي هاي موردنياز;

¥                 رهبري و نظارت فعاليت هاي انتقال تكنولوژي در سطح موسسه ها.

¥                 مشاركت موسسه در انتقال تكنولوژي : فعاليت هايي كه در بخش موسسه براي انتقال موثرتكنولوژي بايد انجام گيرد عبارتند از:

الف – تدوين هدفها و برنامه هاي انتقال براي توسعه تكنولوژي;

ب – سازماندهي فعاليت هاي لازم براي انتقال و توسعه تكنولوژي;

ج – تخصيص منابع موردنياز براي انتقال و توسعه تكنولوژي;

د – آموزش نيروي انساني موردنياز;

ذ – ايجاد سيستم هاي رهبري و انگيزشي مناسب;

ر – ارزيابي و نظارت بر اجراي برنامه هاي تدوين شده.

مراحل مختلف انتقال تكنولوژي

روند پيچيده اي را كه منجر به انتقال تكنولوژي مي گردد مي توان در چهار مرحله زيرطبقه بندي كرد: شناخت و انتخاب ، مذاكره ، عقد و امضاي قرارداد و نظارت و حسن انجام قرارداد.

باتوجه به ارتباط مستقيم موسسه درامر انتقال ، جذب و سازگاري تكنولوژي در زيرفعاليت هايي را كه از طرف موسسه در مراحل مختلف انتقال تكنولوژي بايد انجام گيردشرح داده مي شوند.

مرحله شناخت و انتخاب : اين مرحله مهم ترين مرحله در فرايند انتقال تكنولوژي است زيرا اگر اين مرحله به درستي انجام شود امكان اين فراهم مي شود كه انتقال با موفقيت صورت گيرد. در اين مرحله با انجام امور پژوهشي و تحقيقاتي و با استفاده از بررسي هاي كارشناسي ابتدا بايد به اين سوالها پاسخ داد: به چه نوع تكنولوژي احتياج است ؟تكنولوژي هاي موجود در بازار كدامند؟ و باتوجه به امكانات و شرايط مناسب ترين استراتژي كدام است ؟ به طوركلي فعاليت هاي اين مرحله عبارتند از:

مشخص كردن تكنولوژي موردنياز و موجود در بازار;

انتخاب مناسب ترين تكنولوژي و تعيين منبع آن;

ارزيابي فني و اقتصادي طرح;

ارزيابي تكنولوژي هاي موجود در بازار در رابطه با عوامل هفتگانه محيطي. اين عوامل عبارتند از:

1- تكنولوژي “كارايي ، انعطاف پذيري ، عوامل زيربنايي “

2– اقتصادي “هزينه ، سود، بهره وري ، استعداد بازار”

3- منابع “منابع مالي ، نيروي انساني متخصص ، انرژي…”

4– جمعيتي “نرخ رشد جمعيت ، سطح بيسوادي ، سطح بيكاري…”

5– محيطي “آب ، هوا، خاك…”

6- اجتماعي و فرهنگي “سازگاري با فرهنگ ، ارزشها…”

7- سياسي و قضايي “سازگاري با نهادها، سياستها…”

مرحله مذاكره

مذاكره كننده بايد آگاهي كامل از قوانين و مقررات كشورهاي خارجي و بين المللي داشته ، داراي دانش و تجربه كافي درمورد مسائل فني ، مالي و حقوقي بوده و داراي توان چانه زني باشد. بنابراين در اين مرحله به موارد زير بايد توجه شود:

انتخاب تيمي متشكل از افراد مجرب و ماهر براي مذاكرات فني;

ايجاد شرايط لازم براي بازديد تيم مذاكره كننده از شركتهاي مشابه داخلي و خارجي;

آموزشهاي لازم درمورد تيم مذاكره كننده;

تشكيل جلسات كارشناسي مسئولان با تيم مذاكره كننده براي رهبري ونظارت آنها.

مرحله انعقاد قرارداد

در اين مرحله نيز مانند مراحل قبلي گيرنده تكنولوژي بايد بسيار دقيق بوده و باهوشياري كامل عمل كند زيرا واگذاركنندگان تكنولوژي در هر مرحله اي سعي بر اين دارندكه از انتقال كامل و واقعي تكنولوژي جلوگيري كنند. فعاليت هايي كه توسط گيرنده در اين مرحله بايد انجام گيرد به شرح زيرند:

تهيه پيش نويس قرارداد و مشخص كردن روش و مراحل مختلف انتقال و جذب تكنولوژي;

ذكر تمام موارد لازم در متن قرارداد: بخصوص انتقال دانش فني مربوط به ابعادپنجگانه “طراحي محصول ، توليد محصول ، طراحي واحد توليدي محصول ، احداث واحد توليدي محصول ، نحوه بهره برداري بهينه از واحد توليدي محصول ” و شكل هاي مختلف انتقال اطلاعات ، برنامه هاي نرم افزاري لازم وغيره;

تعيين يك برنامه زمانبندي شده براي هريك از مراحل انتقال;

– تعيين كردن مهندسان مشاور و حيطه نظارت و فعاليت هاي آنها;

– رعايت عدم وابستگي به ماشين آلات ، تجهيزات ، قطعات و مواداوليه وارداتي “با قيداينكه كشور انتقال دهنده تكنولوژي ملزم باشد تا زماني كه نياز است آنها را تامين كند”;

– ملزم كردن انتقال دهنده به  داشتن  ماشين آلات و  دانش فني بهنگام;

– رعايت  قوانين  و  مقررات موجود در كشور و همچنين قوانين و مقررات كشورهاي خارجي  و  بين المللي درمورد انتقال تكنولوژي.

مرحله نظارت بر حسن انجام مفاد قرارداد

شركت گيرنده تكنولوژي در اين مرحله نيز بايد نهايت دقت خود را مبذول دارد زيرا در اين مرحله است كه انتقال و جذب تكنولوژي “دانش فني در سطوح پنجگانه ” انجام مي گيرد. فعاليت هاي اين مرحله عبارتند از:

– تهيه وتنظيم يك برنامه زمانبندي شده براي مراحل مختلف انتقال دانش فني و جذب آن;

– تعيين يك تيم كارشناسي ومهندسي براي جذب بهتر تكنولوژي در سطوح پنجگانه وتبلور آن; – دريافت اطلاعات و دانش فني لازم در سطوح مختلف برطبق برنامه زمانبندي شده درقرارداد; – بررسي اطلاعات و دانش فني اخذشده توسط مهندسان مشاور و در صورت لزوم رفع نواقص و كمبودهاي آن توسط انتقال دهنده;

– استفاده از پيمانكاران و مهندسان داخلي براي طراحي واحد توليدي محصول باتوجه به مشخصات سالن هاي توليد، كارگاهها، ماشين آلات ، حمل ونقل و…;

– بررسي كارشناسانه روشهاي توليد، فرايند توليد، خطوط مونتاژ و رفع اشكالات احتمالي آنها;

– تلاش براي دريافت دانش فني وتكنولوژي به روز شده;

  -رفع  اختلافات  ناشي از عدم رعايت و اجراي كامل مفاد قرارداد.

در زمان تعيين شده ازطريق مسالمت آميز و درصورت لزوم اقدامات لازم ازطريق دعاوي حقوقي;

–    طراحي  روش توليد و انتخاب ماشين آلات به طوري كه انعطاف پذيري لازم براي طرحهاي بعدي محصول موجود باشد. براي اين منظور بهتر است ماشين آلات و قطعات را به جاي يك تامين كننده از تامين كنندگان متعدد استفاده كرد “براي جلوگيري ازوابستگي “;

  -اقدام  بر ساخت قطعات يا قسمتهايي از محصول يا ماشين آلات در داخل “انعقاد قراردادبا شركتهاي داخلي “;

– تامين نيروي انساني متخصص لازم و آموزش وي براي سطوح مختلف;

  – استفاده از اطلاعات و دانش فني كسب شده ازطرف مهندسان مشاور و بخش تحقيق وتوسعه براي :

الف – جذب تكنولوژي طراحي و ايجاد واحد توليدي محصول “ايجاد قابليت و توانايي براي ساخت ماشين آلات و تجهيزات لازم براي كارخانه در داخل ، همچنين طراحي واستقرار ماشين آلات ، ايجاد سالن ها و كارگاهها، حمل ونقل و روشهاي توليد توسطپيمانكاران داخلي “.

ب – جذب تكنولوژي بهره برداري بهينه از واحد توليدي محصول “ايجاد قابليت وتوانايي سازماندهي و مديريت مناسب ، برنامه ريزي و كنترل توليد، كنترل كيفي ، تعمير ونگهداري ماشين آلات وتجهيزات…”

– تهيه نرم افزارهاي موردنياز براي طراحي محصول و فرايند آن;

-ايجاد سازگاري و انطباق تكنولوژي : سازگاري و انطباق در دو

حيطه بايد موردنظر باشد:

الف – سازگاري و انطباق بين عوامل و عناصر تكنولوژي “سازماندهي و مديريت ، نيروي انساني ماهر، ماشين آلات و تجهيزات ، دانش فني و اطلاعات “

ب – سازگاري وانطباق تكنولوژي با شرايط محيطي “عوامل هفتگانه “

–    بهبود تكنولوژي جذب شده  و تبلور آن از طريق بهبود و ارتقا سطح  دانش فني مورد نظر و  افزايش كيفيت.

نتيجه گيري

درانتقال تكنولوژي بايد توجه شود كه كليه دانش فني لازم “دانش فني پنجگانه “انتقال و جذب گردند. اغلب كشورهاي انتقال دهنده علاقه اي ندارند كه دانش فني لازم راانتقال دهند و بيشتر مايل به فروش سخت افزارهاي تكنولوژي هستند، به طوري كه ليستي از ماشين آلات و تجهيزات را كه لازم است از طرف آنها تامين شود به گيرنده تكنولوژي تحميل مي كنند. درصورتي كه تامين ماشين آلات و تجهيزات بدين صورت عمل اشتباهي بوده و باعث وابستگي بيشتر مي گردد. تعيين مشخصات سخت افزارتكنولوژي و تامين آنها بايد پس از جذب كامل دانش فني و اطلاعات كامل توسط تيم شركت كننده در فرايند انتقال و جذب انجام بگيرد تا هم دانش فني جذب شده و هم ماشين آلات مناسب تعيين شوند و بايد توجه داشت كه مجموعه اطلاعات و دانش فني دريافت شده ازطرف انتقال دهنده در رابطه با فرايند توليد و طراحي خطوط توليد منابع نبايد عينا پياده شود بلكه بايد تنها به عنوان يك راهنما بوده و براي طراحي بخشهاي مختلف توليدي واحداث كارخانه از كارشناسان شركت استفاده گردد. اعزام كارشناسان و متخصصان داخلي به نمايشگاههاي بين المللي صنعت وبازديدهاي مكرر آنها از كارخانجات داخلي وخارجي سازندگان ماشين آلات و تجهيزات مربوطه يا مشابه ، ارتباط با كارخانجات سازنده ماشين آلات داخلي و خارجي وگرفتن اطلاعات لازم ازآنها باعث افزايش قابليت ها و دانش فني كارشناسان داخلي درموردساخت ماشين آلات و تجهيزات خواهدبود. همچنين ايجاد دوره هاي آموزشي موردنياز،راه اندازي سمينارها و كنفرانس هاي داخلي و خارجي باعث ارتقا دانش فني نيروي انساني شده و لذا جذب دانش فني به طوركامل انجام مي گيرد. ازهمه مهمتر بايد به اين نكته توجه شود كه براي سازگاري بين عوامل و عناصر چهارگانه تكنولوژي “سازماندهي و مديريت ، نيروي انساني ماهر، ماشين آلات و تجهيزات ، دانش فني واطلاعات ” وجودمديراني كارآمد، خلاق ، شايسته و جسور لازم است.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن