خانه «=« آرشیو برچسب: شعر

آرشیو برچسب: شعر

عاقبت زنجیر ما را چون کلاف

عاقبت زنجیر ما را چون کلاف
بافت محکم این عمو زنجیرباف

بافت محکم این عمو زنجیرباف
بعد از آن افکند پشت کوه قاف

برّه ها فکری برای خود کنید
چون شبان و گرگ کردند ائتلاف

اینک این ماییم، نعشی نیمه جان
کرکسان گِردِ سر ما در طواف

ما ضعیفان تا چه مُرداری کنیم
پهلوانان را که اینجا رفت ناف

آن یکی صد فخر دارد بر کلاه
گرچه بی شلوار شد روز مصاف

آن یکی دیگر به آواز بلند
حرف حق را گفت، اما در لحاف

آن یکی دیگر به صد مردانگی
می کند تا صبح، عین و شین و قاف

آن دگر مانده است تا روشن شود
فرق آب مطلق و آب مضاف

کارگاه آسمان تعطیل باد
تا که برگردد جناب از اعتکاف

الغرض مثل برنج تازه دم
در چلوصاف کسان گشتیم صاف

جهد مردان عمل کاری نکرد
مرحبا بر همت مردان لاف


*عمو زنجیرباف، بازی ای است کودکانه در هرات و شاید دیگر جایها نیز، توام با چنین گفت و گویی: «عمو زنجیر باف؟/ بله/ زنجیر مه بافتی؟/ بله/ پشت کوه قاف انداختی؟/ بله…» این شعر در هنگام سرایش ربطی داشت به لویه جرگه ی سال۱۳۸۲ و تصویب قانون اساسی افغانستان در این جرگه

شاعران نامدار فارسی زبان و مقوله نوروز

شعر درباره نوروز از سعدی شیرازی:

برآمد باد صبح و بوی نوروز                  به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال          همایون بادت این روز و همه روز

 ****************** 

خیام نیشابوری:
بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است 
بر طرف چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست
خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است

 ****************** 

شعر درباره نوروز از حافظ شیرازی:
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی           از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی 
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی     به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

  ******************

شعری از نظامی گنجوی درباره بهار
بهاری داری از وی بر خور امروز          که هر فصلی نخواهد بود نوروز
گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد            چو هنگام خزان آید برد ، باد

 ******************

شعری زیبا درباره بهار از مولوی:
ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی
خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی

 

 ******************

از استاد سخن سعدی شیرازی:
برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

 ****************** 

شعری از نظامی گنجوی درباره بهار
بهاری داری از وی بر خور امروز   ****   که هر فصلی نخواهد بود نوروز
گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد   *****    چو هنگام خزان آید برد ، باد

فریدون مشیری, شعر بهار

از شهریار شعر ایران، استاد شهریار:  
از همه سوی جهان جلوه او می بینم
جلوه اوست جهان کز همه سو می بینم
 چون به نوروز کند پیرهن از سبزه و گل
آن نگارین همه رنگ و همه بو می بینم

  ******************

استاد شهریار:  

ای وطن آمده بودم به سلام نوروز 
مگرم کوکب اقبال تو تابد پیروز
آمدم در پی آن کوکب آفاق افروز
لیک از این غمکده رفتم همه درد و همه سوز
دگر ای مادر غمدیده بخون زیور کن
جشن نوروز بهل، شیون شهریور کن

البته ایشان در قطعه دیگری نیز که با عنوان «مهمان شهریور» سروده، به بیرون رفتن قوای اشغالگر شوروی از خاک ایران در سال ۱۳۲۵ اشاره می‌کند و از خروج «مهمان ناخوانده» شادمان چنین می فرماید:

خوان به یغما برده آن ناخوانده مهمان می رود
آن نمک نشناس بشکسته نمکدان می رود
از حریم بوستان باد خزانی بسته بار
یا سپاه اجنبی از خاک ایران می‌رود
قحط و ناامنی و بیماری و فقر آورده است
گو بماند زخم، باز از سینه پیکان می‌رود

 ******************

 شعر از فریدون مشیری:
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکویی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

سرایش بداهه‌ای توسط جمعی از شاعران ایرانی به مناسب کشتار هولناک «هفت شهید»

یک گروه از شاعران ایرانی، با سرایش یک شعر بداهه‌ای، جنایات هولناک داعش را در به خاک و خون کشیدن هفت اسیر شیعه را محکوم کردند.
به نقل از تسنیم، «شکریه» ملقب به «تبسم» یکی از شهدایی بود که در جریان این فاجعه توسط نیروهای تکفیری داعش سر بریده شد. داغ او چند روزی است که حال و هوای افغانستان و مهاجران افغانستانی در کشورهای دیگر را منقلب کرده است. حالا گروهی از شاعران ایرانی با نام «گروه خیزش بیداری ادبی» که چندی پیش در واکنش به جنایات صهیونیست‌ها در فلسطین اشغالی و کشتار مردم یمن توسط نیروهای آل سعود و طرح اعدام شیخ نمر النمر، رهبر شیعیان عربستان  و … واکنش‌های جدی ادبی داشتند در صفحه اینستاگرام خود اقدام به سرایش بداهه‌ای به مناسبت کشته شدن هفت شهید هزاره شیعه در افغانستان نیز سرودند.

شاعرانی که در سرودن این بداهه قلم فرسایی کردند عبارتند از ؛ علی اکبر لطیفیان ، حامد خاکی ، محمد رسولی ، سید مهدی میری لواسانی ، محمد بختیاری ، مجید نجفی ، احمد بابایی ، ایمان کریمی، ابوالفضل محمدی، علی ذوالقدر، محمود شریفی(کمیل) و محسن ناصحی.
متن این شعر را در ادامه می خوانید:

خون تو ریخت بر زمین اما خونت از ما جدا نخواهد بود
بین ما و تو بعد از این حرف از مرز و جغرافیا نخواهد بود

کربلا در عراق و ایران است کربلا در منامه و کابل
هرکجا خون شیعه جاری شد خارج از کربلا نخواهد بود

از غدیر آمدیم و پیوستیم در مسیر نجف به کرببلا
خون ما ابتدای جنبش شد شیعه را انتها نخواهد بود

شیعه یعنی شهید یعنی خون پس، از اهدای سر نمی ترسیم
ما نشان داده ایم قربانگاه منحصر بر منا نخواهد بود

شیعه یعنی قتال با ذلت شیعه یعنی که مرگ با عزت
کل یوم و کل ارض را جای هیچ ادعا نخواهد بود

شیعه اینجا به فکر افغان و شیعه آنجا به فکر ایران است
-شیعیان نفس یکدگر شده اند- سخنی نابجا نخواهد بود

سینه هامان حماسه ی خون است هردوتا چشم کاسه ی خون است
آنچنان شد سپید گیسومان که علاجش حنا نخواهد بود

سر اگر هم جدا کنند از ما بر سر عهد خویش می مانیم
پشتمان گر دوتا شود از داغ حرفهامان دوتا نخواهد بود

باید از سر گذشت و تن پوشید جای این رختها کفن پوشید
دین که لنگ جهاد شد گیر ربنا آتنا نخواهد بود

سرسپردیم بر سر کویی جانمان شد فدای بانویی
که بدون وجود آن بانو کربلا، کربلا نخواهد بود

لبه ی تیز تیغ برانیم آیه های جهاد قرآنیم
تیرمان سمت دشمن مولاست این سخن از هوی نخواهد بود

در دفاع از حریم دین و حرم کابل و کربلا ندارد فرق
ملک شیعه مطهر و پاک است جای رجاله ها نخواهد بود

حرمله ذبح (طفل کابل ) کرد بغض ما بذر نعره شد گل کرد
نتوان بیش از این تحمل کرد کوه حق بی صدا نخواهد بود

طفل افغان اگرچه ذبح شده زن افغان اگرچه گشته اسیر
هیچ روزی شبیه عاشورا هیچ جا کربلا نخواهد بود

می شناسند اهل طوفان را پنجه ی دره گیر شیران را
فاطمیون -سپاه افغان را- بت حریف خدا نخواهد بود

مرگ بر مکر ، مکر امریکا داعش و طالبان و النصره
مرگ بر پول ، نفت آل سعود مکرشان را بقا نخواهد بود

پرچم سید خراسانی را به دست ولی عصر دهیم
کوری چشم دشمنان علی شیعه بی مقتدا نخواهد بود

شور جنگاوری به سر داریم مرد جنگیم ما جگر داریم
هر زمانی که تیغ برداریم کس جلودار ما نخواهد بود

پای تا سر حرارت و شوریم تیغ قهریم در نیام زمان
مثل آتش که زیر خاکستر شعله در انزوا نخواهد بود

می رسد دولت انا المهدی فرصت دیرپای خوش عهدی
روزگاری که بر لب عالم حرف چون و چرا نخواهد بود

کرزیا، دیده گشـــــا حالت دنیا بنگر

کرزیا، دیده گشـــــا حالت دنیا بنگر(۱)

ما کجا، مهد تمدن به کجا ها، بنگر

 

چشم افرنگ نورزد به تو هرگز عشقی

ز مفاد دگری این همه شیدا بنگر

 

می برد لعل بدخشان و زمرد ها را

تو نمیدانی وطن رفته به یغما؟ بنگر!

 

می زنی داد ز صلحی که ندارد حاصل

او به هر کنج و کمر می کُـشدم، ها، بنگر

 

نکند فکر دیگر داری و من بی خبرم

حفظ قدرت بکنی توشه ی فردا، بنگر

 

نکن آن فکر، نکن، خون سرم جوش نده!

می کنم خوار و ذلیلت، تک و تنها، بنگر!

 

کرزیا، گادی قدرت چه کشی یک جهته؟

همه فهمیده به رازت، شده افشا، بنگر

ردیف در شعر پارسي

ردیف یکی از شاخصه‌های اصلی موفقیت یا عدم موفقیت یک شعر است و گاه این شاخصه اصلی به دلایل مختلف ارزش وکارکرد‌های تعیین کننده آن نادیده گرفته می‌شود.

گاهی ردیف آنچنان خودش را در شعر نشان می‌دهد که انگار بقیه عناصر شعر چندان اهمیتی ندارند و گاه آنچنان به حاشیه رانده می‌شود که گویی یکی از اجزای تحمیلی شعر است و شاعر چاره‌ای جز تحمل آن ندارد. اما از انجا که ردیف یکی از ویژگی‌های اختصاصی شعر فارسی است و تعداد اشعار مردف بسیار بیشتر ازاشعار بدون ردیف است، کارشناسان فن همیشه کوشیده اند ارزش‌های هنری و زیبایی شناسانه ردیف را به شاعران ومخاطبان شعر گوشزد کنند و گاه شاعرانی چون حافظ و مولوی وخیلی از بزرگان شعر قابلیت‌های جدیدی به ردیف افزوده‌اند.

شعر کلاسیک یا موزون به واسطه برخورداری از موسیقی در ساحتی از زبان قرار گرفته است که احساسات درونی وعواطف شورانگیز شاعر را به بهترین وجهی منتقل می‌کند حال اگر شعری از اندیشه‌اي سرشار ومضامینی بکر برخوردار باشد خودش را بر حافظه ادبی مخاطب تحمیل می‌کند وسهم بزرگی از این ویژگی‌های موجود در شعر کلاسیک به واسطه وجود ردیف‌های خلاقانه است.

ویژگی‌های بارز وهنری ردیف 1– ویژگی موسیقایی ردیف ردیف همواره به عنوان یکی از شالوده‌های اصلی موسیقی‌ساز مخصوصاً موسیقی کناری مورد توجه بوده است.این نقش وقتی برجسته‌تر می‌شود که ارتباط محکم و موفقی از نظر همنشینی با واژه‌های دیگر بیت داشته باشد.

دوش رفتم به در میکده خواب آلوده

خرقه تر دامن وسجاده شراب آلوده. واژه ردیف، علاوه بر بار موسیقایی که در این بیت به دوش می‌کشد، بار محتوایی بیت و همچنین کل غزل حافظ را به دوش می‌کشد؛ همچنین ارتباط معنایی آلوده در محور همنشینی با واژه‌هایی مثل شراب،خرقه،سجاده و میکده در این بیت و ابیات بعد قابل توجه است. 2– ویژگی مضمون سازی وخلق ترکیب‌های ناب بیا بیا که تویی جانِ جانِ جانِ سماع

بیا که سرو روانی به بوستانِ سماع

واژه سماع علاوه بر تداعی معانی خاص وایجاد احساس رقص عارفانه در ذهن و نیز ارتباط تنگاتنگ با موسیقی وهم آوایی در بعضی حروف باواژه‌های: بیا،جان،روان،سرو،بوستان،باعث خلق ترکیب زیبای بوستان سماع شده که خود این ترکیب نیزدر قدرت بیت تاثیر گذار بوده است. 3– ردیف بیانگر موضوع شعر یا فکر شاعر

ردیف‌هایی که شامل واژه‌هایی چون:هو،حق،سماع،رب،معشوق،یارا،دلبرا و.. می‌باشد بیانگر موضوع عاشقانه یا عارفانه ی شعر است. و ردیف‌هایی چون آزادی،دهقان،کارگر،معلم، خون وغیره از اندیشه‌ای گاه فرهنگی وگاه آزادی خواهانه واعتراضی سرچشمه می‌گیرد.

ردیف اگر با محتوا هماهنگ باشد تاثیر گذاری شعر را دوچندان می‌کند. حال اگر در ردیفی واژه‌های خر،بوزینه،گوسفند وغیره باشد چه برداشتی از ان شعر خواهیم داشت؟بی شک موضوع شعر هجو وهزل خواهد بود.

4- پویایی شاخصه دیگر ردیف این شاخصه بیشتر در اشعاری اتفاق می‌افتد که ردیف فعلی دارند. بسیار ردیف‌هایی را دیده ایم با است بود،شد وگردید وافعالی از این قبیل ایجاد شده است ویژگی همه این ردیف‌ها ثبات وایستایی است.یعنی به انجام فعل یا نسبت دادن حالتی در گذشته یا حال دلالت می‌کند ومعمولا فعل انجام گرفته یاحالت وکیفیت نسبت داده شده در زمانی خاص انجام گرفته وبه اتمام رسیده است.

5– تکرار ردیف گاهی ردیف بدون واسطه تکرار می‌شود که هم برای پر کردن وزن صورت می گیرد وهم برای ایجاد نوعی موسیقی دلنواز. من ايـن ايــوان نُه تـو را نـمي‌دانـم نـمي‌دانـم مـن اين نقّـاش جــادو را نمي‌دانـم نمي‌دانـم(مولوی)

تهيه شده توسط حمید خصلتی

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن