خانه «=« آرشیو برچسب: صلح

آرشیو برچسب: صلح

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

نمی توانیم از نشست قلب آسیا نتیجه ای بگیریم

نشست قلب آسیا کاری مشترک برای مبارزه با هراس افکنی و مواد مخدر، توسعه بازرگانی و منطقه ای از مهم ترین اهداف این نشست شمرده می شود و این بار هفتمین نشست هم در باکو پایتخت آذربایجان برگزار شده است. اما در این نشست نمایندگان کشورهای منطقه درباره چگونگی برقراری صلح در افغانستان، مبارزه با هراس افکنی و نیز گسترش روابط منطقه ای گفتگو کرده اند.

عبدالواحد حکیمی استاد دانشگاه در برنامه «پس از خبر» گفت: افغانستان همیشه برای رفتن به چنین نشست هایی آماده بوده است. یعنی نیازمندی هایی که مردم افغانستان و دولت افغانستان داشته است، نیازمندی هایی نیست که از نو تشخیص شده باشد و دولت افغانستان از نو روی آن تمرکز کرده باشد و دوباره در کنار دوستان و همکاران منطقه ای خود تقاضای همکاری کند بلکه نیازهایی که دولت و مردم افغانستان در این راستا دارند از سال های سال به این سو احساس شده و این نیازمندی ها افغانستان را به چنین نشست هایی کشانده است.

وی در خصوص نتیجه نشست قلب آسیا از سوی کشورهای منطقه در افغانستان می گوید: فکر می کنم یکی از بخش های مهم موضوع این نشست مساله صلح و ثبات و امنیت در افغانستان است. ما باید یک تقسیم بندی متفاوت را از بحث داشته باشیم و آن تقسیم بندی از بحث این است که ما دو دسته از کسانی داریم که در این نشست شرکت کرده اند. خیلی از کشورهایی که در این نشست شرکت کرده اند ناامنی و ناآرامی در افغانستان را برای خودشان امنیت می بینند و خیلی از کشورها هم هستند که امنیت در افغانستان را به معنای امنیت در کشورهای خودشان می بینند. بر این اساس گمان می کنم که بعضی از کشورها به خاطر مسایل منطقه ای و مسایل داخلی خودشان تلاش کنند که امنیت در افغانستان برگزار شود. اما اینکه این نشست تا چه اندازه می تواند امنیت را در افغانستان بازگرداند و تا چه اندازه می تواند تاثیر بر روی امنیت افغانستان داشته باشد خیلی به این مساله امیدوار نیستم و چند علت و دلیل می تواند داشته باشد.

حکیمی، در خصوص چرایی بی نتیجه بودن نشست قلب آسیا برای کشور بیان داشت: یکی از دلیل ها این است که کشورهای منطقه درک واحد و تعریف واحد از امنیت و ناامنی در منطقه ندارند. مساله دوم و علت دوم این است که در داخل افغانستان نهادهای سیاسی، مردمی، اپوزیسیون دولت و بخشی از مردم با دولت در این راستا همکار نیستند. شما می دانید در عین حالی که نشست قلب آسیا یا نشست منطقه ای برگزار می شود عده ای از رهبران سیاسی در ترکیه حضور دارند و عده ای دیگر در قندهار حضور دارند. بنابراین ما بر این باور هستیم که در داخل افغانستان نهادها و رهبران مختلف و تعداد کسانی که در راس اقوام و نهادهای سیاسی قرار دارند اینها راه های مختلفی را برای تامین امنیت و تامین صلح ثبات در افغانستان جست و جو می کنند. یعنی به این معنا که به آنچه که دولت باورمند است باورمندی ندارند.

این آگاه روابط بین الملل، معتقد است مردم افغانستان اتحادی برای از بین بردن دشمن ندارند و افزود: یکی از مشکلاتی که در افغانستان وجود داشته و وجود دارد و در آینده هم وجود خواهد داشت این است که ما یک تعریف مشخص از دوست و دشمن چه در سطح داخلی و چه در سطح بیرونی نتوانستیم داشته باشیم و نتوانستیم برای خود دوست و دشمن مشخص تعریف کنیم. به این دلیل است که ما راه های واحد برای حل مشکل در افغانستان نتوانستیم پیدا کنیم. یکی اش هم در همین می تواند باشد که ما وقتی نتوانستیم اصل مشکل را تشخیص دهیم و تعریف واحد از مشکل نتوانستیم داشته باشیم و یک اجماع داخلی و اجماع منطقه ای نتوانستیم شکل دهیم به آن خاطر است که هر کس بر اساس درک و یافته ها و بر اساس تعریف های خودش که از دوست و دشمن دارد به راه حل آن مشکل می پردازد.

حکیمی، معتقد است دیدگاه های کشورهای جهان و منطقه هم متفاوت با یکدیگر است و همین باعث نداشتن نتیجه برای کشور ما می شود و افزود: بعضی کشورها در منطقه به دنبال یافتن منافع خود در افغانستان هستند و شاید بعضی ها هم به دنبال تامین امنیت و ثبات در افغانستان باشند اما بعد از اینکه ما در عراق و سوریه و بخصوص در کشورهای خاورمیانه می بینیم که نیروهای شورشگر و یا نیروهای تروریستی یا داعش در آنجا شکست می خورد می بینیم که دیدها در افغانستان متفاوت می شود یعنی آنها همه به این فکر هستند که بعد از عراق و بعد از سوریه شاید این بار افغانستان در مرکز و محراق توجه کشورهای منطقه ای و کشورهای جامعه جهانی باشد. مثلا نگاه پاکستان به افغانستان این است که همیشه پاکستانی ها در افغانستان ناامنی افغانستان را امنیت برای خود بپندارند اما نگاه هند که یکی از کشورهای مهم منطقه ای است و یکی از شرکت کنندگان قلب آسیا هم هست نگاهش متفاوت تر از پاکستان هست. هند شاید امنیت در افغانستان را امنیت برای خود بپندارد و ناامنی پاکستان را امنیت برای خود تلقی کند اما از جانب دیگر دیدگاه ایران متفاوت باشد.

وی، در خصوص راه موفقیت در اینگونه نشست ها می گوید: همانطور که از گذشته های دور این دیدگاه های متفاوت هیچ زمانی پاسخگوی ایجاد ثبات در افغانستان نبوده و در آینده هم من شخصا به این باور نیستم که این دیدگاه ها و این نشست ها بتواند ثبات و امنیت را در افغانستان بیاورد. نظر شخصی من این است که ما زمانی می توانیم امنیت و ثبات را در افغانستان داشته باشیم یک وحدت، اتفاق، درک واحد از شرایط و تعریف واحد از دوست و دشمن به سراغ کشورهای منطقه ای برای رفع مشکلات افغانستان برویم و تا زمانیکه ما از داخل افغانستان راه ها و گزینه ها ی متفاوتی نسبت به کشورهای منطقه ای ارایه نمی کنیم. کشورهای منطقه ای هم راهکارهای متفاوتی با در نظر داشت منافع ملی خود ارایه خواهند کرد.

حکومت، مکتبی است که معاون ندارد

نشست اپوزیسیون سیاسی حکومت در قندهار برگزار شد.
در این نشست تعدادی از سران سیاسی و نماینده های پارلمان کشور شرکت کردند.

از جانب حکومت آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یکبار دیگر به قدرت برسند

بشیر احمد ته ینج عضو هیات رهبری جنبش ملی افغانستان، امروز ۱۱ قوس در این مراسم گفت: ابتدا سلام ها و احترامات معاون اول رییس جمهور، جنرال دوستم و والی بلخ عطا نور و محمد محقق معاون رییس اجرایی و صلاح الدین ربانی وزیر خارجه را که در قالب ایتلاف بزرگ ملی نجات هستند به تمام شما قندهاری تقدیم می کنم.

وی در خصوص اواضاع افغانستان می گوید: در حال حاضر خانه ما ویران شده است و حکومت ما مشکل دارد، جامعه ما مشکل دارد، مردم ما مشکل دارد. پس راه حل چیست. سرنوشت مشترک داریم، سرزمین مشترک داریم، دین مشترک داریم، مذهب و مدرسه و مسجد مشترک داریم، خدا و رسول مشترک داریم، درد و رنج مشترک داریم. چرا نیت و هدف مشترک نداشته باشیم؟

نماینده جنرال دوستم، بر همدلی و همراهی افراد در این نشست تاکید می کند و بیان می دارد: امروز یکی از ما از شمال افغانستان، یکی از مرکز افغانستان، یکی از جنوب افغانستان آمده است. ما می خواهیم این وجه مشترک را این پیوند را، این اخوت را، این برادری را همانطوری که خداوند گفته است، مسلمانان همه برادر هستند به وجود بیاوریم.درست است که یکی ازبک است و یکی ترک است و یکی پشتون و تاجیک و هزاره است. شما بزرگان پشتون و تاجیک و هزاره هستید. می دانیم که رهبری که از همین قندهار بود جنبش مشروطیت را رهبری کرد و تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. 

ته ینج، ادامه داد: ما به عنوان یکی از جریان های سیاسی افغانستان با شما هستیم، حمایت هم می کنیم و این نشست های ما در شمال و در شرق و غرب افغانستان ادامه پیدا می کند و منتظر تشریف آوری شما به مزار و شبرغان و قندوز و بدخشان هستیم.

این عضو حزب جنبش ملی افغانستان، می گوید: ما همیشه پابند اصول و دموکراسی هستیم و خود را مکلف به حمایت بیرق سه رنگ افغانستان می دانیم. از شروع نظام جدید بسیار مختصر می گوییم. قبول کرده ایم که صد ها میل توپ و تانک و تفنگ را در اختیار جنگ افغانستان داده ایم تا در افغانستان ارامش بیاید و از حکومت تازه حمایت کرده ایم و به پروسه های انتخابات اشتراک کرده ایم و برای نظام افغانستان به کرزی رای داده ایم می دانستیم از قندهار است. به داکتر اشرف غنی رای دادیم می دانستیم از لوگر است. اما اشرف غنی به جای اینکه یک استراتژی شفاف و منظم و قابل قبول برای همه طرف ها داشته باشد هیچگونه دستاوردی در این راستا نداشته بلکه ناکام بوده است. 

ته ینج، در انتقاد از رییس جمهور مبنی بر طرد معاون اولش و افراد دیگر بیان داشت: وقتی در یک مکتب چند روز معاون مدیر حضور نداشته باشد، حتما پرسان می کند که معاون کجا است. آیا روا نیست که اشرف غنی که مدیر یک کشور است و معاونش ماه ها است که حضور ندارد در مورد آن صحبت کند که چرا معاون من نیست. هیچ کاری در این حکومت انجام نمی شود. آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده اند و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یک بار دیگر به قدرت برسند. افرادی را تعیین و تبدیل می کنند که بله قربان گوی و فرمان بردار حکومت باشند. رییس جمهور به اراده و رای مردم هیچ توجهی نمی کند. 

وی در اخیر گفت: بنابراین برای حل این مشکلات و برای نجات فقط یک راه نجات داریم. اخوت ما، همبستگی ما، اتحاد و همدلی ما می تواند که راه حل خوبی برای آینده افغانستان باشد. بنابراین حمایت شما بزرگان کشور امروز از این جریان و حضور ده هزار نفری شما را در این جریان ما را برای آینده افغانستان امیدوار می سازد. پس باید در مورد سرنوشت خود و آینده و شخصیت های خود بی تفاوت نباشیم. 

قیوم کوچی: برای ثبات و صلح در افغانستان به امریکا نیاز نیست

 

سفیر افغانستان در روسیه اعلام کرده است که کابل برای تحقق ثبات ومبارزه با گروه‌های هراس‌افگن نیاز به کمک کشورهای خارجی به ویژه امریکا ندارد.
عبدالقیوم کوچی سفیر افغانستان در مسکو، پس از اعلام استراتژی امریکا در مورد افغانستان گفته است که کشورش برای تحقق صلح، ثبات و مبارزه با گروه های هراس افگن، نیاز به کشورهای خارجی چون روسیه امریکا و دیگر کشورهای غربی ندارد، سفیر افغانستان تصریح کرده است که نیروهای امنیتی و دفاعی افغان در حال حاضر از توانایی‌های بالای برخوردار اند و این نیروها می‌توانند با گروه‌های تروریستی مبارزه کنند.
به گفته او افغانستان از مدت‌ها به این‌سو خواستار بیرون شدن نظامیان خارجی از افغانستان بوده است،سفیر افغانستان در روسیه تأکید کرده‌ است که کابل می‌خواهد روابطش را با مسکو گسترش دهد، تا کنون حکومت وحدت ملی در مورد اظهارات سفیر افغانستان ابراز نظر نکرده است.
این اظهارات آقای کوچی درحالی مطرح می شود که واشنگتن هفته گذشته راهبرد تازه اش را در مورد افغانستان اعلام کرد و با استقبال رهبران حکومت وحدت ملی در کابل مواجه شد.

امروز به هدف گرامی‌داشت از قربانیان رویدادهای اخیر ماتم ملی اعلام شد

حکومت وحدت ملی به هدف گرامی‌داشت از قربانیان رویدادهای خونین اخیر در کابل، هرات و خوست، امروز را عزای عمومی اعلام کرد.
در خبرنامۀ که از سوی ریاست‌جمهوری کشور به رسانه‌ها فرستاده شد، آمده‌است که، روز شنبه را برای گرامی‌داشت یاد و خاطره کسانی‌که در اثر حملات جنایت کارانه گروه‌های تروریستی در کابل، خوست و هرات کشته و زخمی شده‌اند، ماتم ملی اعلام می‌کند.
خبرنامه، می‌افزاید: امروز، پرچم ملی کشور در داخل و نمایندگی‌های سیاسی آن در خارج از افغانستان نیمه‌افراشته خواهد بود.
در خبرنامه از شهروندان کشور دعوت شده که روز شنبه در مساجد و تکایا به قربانیان دعا کنند.
گفتنیست که، در جریان روزهای اخیر کابل شاهد رویداد های مرگبار بود.
در این رویدادها بیش از ۱۶۰ تن کشته و صدها تن دیگر زخمی شدند.

ضرورت بازنگری درباره شورای عالی صلح

شــورای عــالـی صلــح هفـت ســال پیـش به هدف میانجی‎گری صلح میان دولت و گروه‎های مسلح مخالف آن ایجـاد شــد. اما نهادهایی ‎که در راستای صلح‎پروری در کشور کار می‎کنند، شورای عالی صلح را نهادی توصیف می‎کنند که صرفاً پول مصرف می‎کند و بازدهی آن صفر است.
کلیدگروپ در نشست‎هایی که برای ارزیابی کارکرد این شورا در ولایت‎های کابل، کندهار، بلخ و هرات برگزار کرده بود، دریافته است که فعلاً مشکل این نهاد تنها خالی بودن چوکی رهبری آن نیست بلکه نبود تعریف مشخص از وظایف و صلاحیت‎های این شورا، نوسان شرایط امنیتی – سیاسی در سطح منطقه و وابستگی مالی شورای عالی صلح به کمک‎های خارجی، چالش‎هایی است که این شورا با آن‎ها دست به گریبان است. اما آنچه در سطح داخلی شورای عالی صلح را با مشکل روبه‎رو کرده است، وابسته بودن آن از نگاه صلاحیت‎های کاری با دیگر نهادها می‎باشد؛ مشکلی که چگونگی فعالیت این شورا را بیش از پیش دشوار ساخته است.
به باور نهادهایی که در راستای صلح کار می‎کنند، شورای عالی صلح بیشتر همانند جرگه موسفیدان در روستاهای کشور است، نه یک نهاد مدرن برای میانجی‎گری صلح در منازعات مسلحانه. ایــن شورا برای این که بتواند با یک گـروه از مخـالفــان مسـلـح دولت وارد گفتگو شود، باید از طریق نهادهای دیگر حکومتی وارد عمل شود. وقتی گروهی به عنوان جانب گفتگوهای صلح مشخص می‎شود، در گام نخست، نهادهای امنیتی باید این گروه را مورد شناسایی قرار دهند و در مورد شان بررسی کنند، سپس اگر آن‎ها لازم دیدند و تأیید کردند، آن‎گاه شورای یاد شده وارد عمل می‎شود. همچنان بیشتر افرادی که از نشانی شورای عالی صلح وارد مذاکره می‎شوند یا خود شان در گذشته بخشی از منازعه بوده‎اند و یا هم اگرافرادی با پیشینه منازعه نیستند، به دلیل بی‎برنامگی طوری مذاکره می‎کنند که نفس مذاکره صلح ایجابنمی‎کند. این دست‎بستگی از یک سو تحرک را از شورای عالی صلح گرفته و از سوی دیگر، ساختار یاد شده را یک نهاد درجه چندم حکومتی می‎سازد که نمی‎شود توقع صلح‎آوری از آن داشت. دقیقاً این مشکلات و ضعف‎ها از تأثیر مذاکره می‎کاهد و بیشتر شورای یاد شده را یک ساختار فردمحورد و سلیقه‎یی وانمود می‎سازد.
حال وقتی شما می‎آیید این نهاد را تقویه می‎کنید و تلاش دارید تا خلاهایی را که در بالا ذکر شد پر کنید، تازه متوجه می‎شوید که با مشکل دیگری قرار است دست و پنجه نرم کنید: تقویه یک نهاد فراقانونی در کنار ساختارهای امنیتی و دستگاه‎های سیاسی – این یعنی ایجاد تورم تشکیلاتی در بدنه دولت.
اگر مشکلات شورای عالی صلح را به طور فهرست‎وار به نبود رهبری سالم، عضویت افراد شامل منازعه در ساختار آن، بی‎برنامگی، نبود تعریف مشخص از این شورا در ساختار دولت، هماهنگ نبودن برنامه‎های این نهاد با تغییرات شگرف منطقه‎یی، بازی‎های پیچیده استخباراتی در منطقه، وارد شدن در مذاکرات به گونه‎ فردمحورانه، وابستگی‎ها و تقویت یک نهاد فراقانونی، خلاصه بسازیم، ساختار پیچیده گروه طالبان و دیگر گروه‎هایی که طرف مذاکرات صلح با دولت تلقی می‎شوند، هم بخشی از چالش در برابر کار شورای عالی صلح به حساب می‎آید. به باور آگاهان، اوضاع جاری در منطقه ما در حال پیچیده شدن است؛ طالبان به گروه‎های مختلف تقسیم شده‎اند، صدای واحد ندارند و فاقد رهبری واحد هستند.
با توجه به مشکلاتی که در بالا ذکر شد، شورای عالی صلح قادر به پیش‎برد برنامه صلح دولت با مخالفان مسلح آن نیست. پس لازم است فلسفه وجودی شورای عالی صلح مورد بازنگری قرار گیرد؛ اگر اصلاحات با توجه به هزینه‎هایی که متصور است قابل اعمال بود که خوب، در غیر آن بهتر خواهد بود تا مسوولیت پیش‎برد برنامه و گفتگوهای صلح به نهادهای امنیتی و دستگاه سیاست خارجی کشور واگذار شود. در بخش پیش‎برد گفتگوهای صلح، بر اساس فرضیه “گفتگوهای صلح برای افغان‎ها توسط افغان‎ها” هم تجربه موفق شورای امنیت ملی را در کشانیدن گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، به میز گفتگوهای صلح در کارنامه داریم که می‎شود از آن سود برد و بر اساس آن یک نقشه راه ترسیم کرد.

رئیس جمهور غنی خواستار همکاری عالمان دینی برای تامین صلح در کشور شد

محمداشرف غنی رئیس جمهور ; کشور، شام دیروز در یک نشست مشورتی با رئیس و اعضای شورای سراسری علما از آنان خواست تا پیشنهادات شان را برای تأمین صلح، ترتیب و ارائه نمایند.
دفتر رسانه های ریاست جمهوری با پخش خبرنامۀ می گوید: رئیس جمهور غنی در این نشست از عالمان دینی خواسته که درخصوص آموزه های دینی برای مردم آگاهی رسانی بیشتر نمایند، زیرا منحرفین دین، از آموزه های دینی برداشت های غلط دارند.
او، علاوه کرده که، تنها راه ثبات، اسلام است و وحدت  افغان ها در اسلامیت آنهاست، زیرا در دین مبین اسلام؛ قوم، جهت و سمت مطرح نیست.
عالمان دینی در این نشست، بر تأمین صلح و ثبات سراسری در افغانستان تأکید کردند و از احزاب، نهادهای مدنی، سیاست گران، فرهنگ‌یان و همه اقشار جامعه خواستند که برای تقویت وحدت ملی و همبستگی مردم تلاش نمایند
.آنها همچنان از رسانه‌های کشور خواستند که در برنامه‌های نشراتی شان مسایل اسلامی، روحیۀ مردم و منافع ملی را درنظر گیرند.
علمای دینی، صلح با حزب اسلامی را یکی از دستاوردهای مهم حکومت دانستند و بر ادامّ  این روند بخاطر تأمین صلح و ثبات دائمی در کشور تأکید کردند.

چشم انداز نامعلوم صلح

پس از پایان دور چهارم نشست چهار جانبه صلح، گفته می شد که مذاکرات مستقیم با نمایندگان گروه های مسلح در نیمه ماه مارچ برگزار خواهد شد؛ اما موضع گیری شدید طالبان در برابر گفتگوهای صلح، آبی سردی روی حرارت به وجود آمده در باره صلح انداخت و در عمل این پروسه را به بن بست کشاند.
طالبان برای آغاز گفتگوها پیش شرط های غیر قابل قبولی ارایه داد که در واقع به معنای رد گفتگوهای صلح تعبیر گردید. وزارت خارجه افغانستان نیز اعتراف کرد که گفتگوهای صلح به بن بست رسیده است. اما دیروز مشاور امنیتی نخست وزیر پاکستان اظهار داشته است که ممکن است تا پایان ماه اپریل مذاکرات صلح با شرکت نمایندگان مخالفان دوباره از سر گرفته شود. این در حالی است که نمایندگان با صلاحیت حزب اسلامی حکمتیار نزدیک به دو هفته است که در کابل به سر می برند و تا هنوز چندین بار با حکومت افغانستان نشست داشته اند. حزب اسلامی گلبدین حکمتیار که پیش از این خروج نیروهای خارجی را به عنوان پیش شرط صلح اعلام کرده بود، اکنون می گوید که خروج نیروهای خارجی از افغانستان را به عنوان یک هدف در نظر دارد و اکنون بدون کدام پیش شرط با حکومت افغانستان وارد مذاکره شده است، که یک گام مثبت به سوی توافق به شمار می آید.
از طرف دیگر گروه طالبان که پس از مرگ ملاعمر به دو گروه تقسیم شده بودند، در هفته گذشته اعلام کرد که پسر و برادر ملاعمر به ملا منصور بیعت کرده است. این مسأله می تواند دو بعد مثبت و منفی داشته باشد. از یک نگاه شاید این مسأله سبب شود تا طالبان از یک آدرس بتواند در مذاکرات شرکت کند. این امر بدون تردید روند مذاکرات صلح با طالبان را آسان تر می سازد. اما از سوی دیگر این مسأله می تواند پیام بدی برای حکومت و مردم افغانستان باشد. این اتحاد نشان می دهد که طالبان در سال پیشرو منسجم تر در برابر حکومت خواهد جنگید. تحرکات طالبان نیز نشان می دهد که طالبان بیشتر برای جنگ آمادگی می گیرد تا برای صلح.
اظهارات سرتاج عزیز می تواند نشانه خوبی برای شروع مذاکرات باشد. به هرحال این یک واقعیت است که کلید حل مشکل افغانستان به دست پاکستان و متحدان آن است. اگر پاکستان بخصوص بخواهد صلح درافغانستان برقرار شود، دامنه ناامنی ها به میزان زیادی از این کشور برچیده می شود.
صلح با حزب اسلامی گرچند با بزرگنمایی از سوی دولت دنبال می شود؛ اما این مذاکرات تأثیر چندانی بر روحیه و زندگی مردم افغانستان ندارد. بسیاری از اعضای ارشد حزب اسلامی هم اکنون در حکومت شریک هستند و برخی از آنها در انتخابات ریاست جمهوری خود را کاندید کرده بودند و در عمل از تمام امکانات و فرصت های دولتی به نفع خود استفاده می کنند. اضافه بر آن برای گروهی که در سال های اخیر از عرصه های نظامی و سیاسی فاصله داشته، سهیم شدن در قدرت یک فرصت به حساب می آید. در گذشته افغانستان بیشتر از سوی طالبان در معرض تهدید قرار گرفته و مردم از سوی طالبان در مناطق مختلف، شاهراه ها و شهرها کشته و زخمی می شدند، نه حزب اسلامی. به همین خاطر اگرچه پیوستن حزب اسلامی را به دولت یک گام نیک و مثبت تلقی می کنند، اما آن را در راستای صلح و تأمین امنیت چندان مؤثر نمی دانند. گروه اصلی که هم به صورت افراطی به ویرانی افغانستان تلاش دارد و شهروندان ملکی و نظامی را بیرحمانه به قتل می رساند، گروه طالبان است. بنابراین صلح با این گروه می تواند تا حدی زیادی بر امنیت مناطق و ولایات کشور تأثیر بگذارد؛ در صورتی که صلح با این گروه، صلح با تمام بدنه طالبان باشد. یعنی نیروهای جنگی طالبان نیز همراه با رهبران شان از جنگ دست بکشند؛ نه این که رهبران طالبان در ساختار دولت سهم عمده را نصیب گردند، اما نیروهای جنگی شان با نام و عنوان دیگر وارد کارو زار نظامی شوند و آتش جنگ را شعله ور نگه دارند.

چهره های شاخص، غایبان اصلی شورای صلح

اعضای جدید شورای عالی صلح درحالی اعلام و معرفی شدند که در میان آنها همه چهره های تکراری و بدون وزن و بار معنایی خاص یا در یک کلام افراد خنثی دیده می شود؛ بنابراین نمی توان به کمترین و ابتدایی ترین تغییرات در رویکرد این شورا امیدی بست.

پیر سید احمد گیلانی در جایگاه رییس، کریم خلیلی به حیث معاون ارشد، داکتر بشیر فاروق به عنوان معاون دارالانشای شورا و نیز حبیبه سرابی، مولوی خبیر، مولوی عطاء الرحمان سلیم به عنوان معاونان شورای عالی صلح رسما اعلام شدند.

این شخصیت ها و این اعضای جدید معلوم الحال، در کدام مسوولیت پیشین و چوکی های موروثی خود، شاهکارهای خارق العاده یا حداقل خاطرات تکرارناشدنی برجای گذاشتند که در شورای مصلحتی صلح کاری از پیش ببرند؟ بر اساس کدام معیارها گزینش صورت می گیرد؟ قومیت و نژاد یا زورمندی و لابی گری؟

پس از ماه ها خاک خوردن در و تخته ی دفتر شورای صلح، سرانجام قطع معاش آن از سوی اتحادیه اروپا، برخی دورماندگان از پلوخوری ارگ و چکرزنی دوبی و آنتالیا را به فکر واداشت که چوکی شورای صلح از چوکی خانگی بهتر است و دالرها را به یغما نمی برد؛ چنین شد که رییس و اعضای جدید معرفی شدند.

گذشته از این که این شورا کاملا مصلحتی و نمادین و فرمالیته است، سازوکار مصالحه نیز دیگر سالها است که بر همگان معلوم گشته و نیازمند وزنه ای بود که به وزن ناچیز شورای صلح بیافزاید. بدین معنا که اگر خود شورا کاری از پیش برده نمی تواند حداقل چهره های شاخص در آن از وجهه و اعتبار فردی خود استفاده کنند.

اما این وزنه کجاست درحالی که چهره ی های شاخص غایبان اصلی شورای مصلحتی صلح هستند؟ انتخاب خنثی ترین چهره ها و بی وزن ترین شخصیت ها در این شورا، باز مهر تایید چندباره ای به این مدعا زد که بود و نبود شورای مصلحتی فرقی ندارد و صرفا برای خالی نبودن عریضه است و بس!

در حال حاضر، نه تنها افکار عمومی در تردید قریب به یقین نسبت به بیهودگی مصالحه در قالب شورای مصلحتی صلح غوطه می خورد بلکه حکومت و کشورهای همسایه و طرف های دیگر همچون مخالفان مسلح نیز آن را از صفحه مذاکرات خود خط زده اند و نشست های چندجانبه ی خود را بدون حضور حتی یک نماینده از این شورا به پیش می برند.

بایدهای دولت، پیش از آمدن بهار

ماهیت جنگ در افغانستان در حال تغییر است. جنگی که زمانی میان طالبان و دولت افغانتسان بود، اکنون وسعت و گستردگی خاصی یافته است. جنگ میان طالبان و دولت، میان طالبان و طالبان، میان طالبان و داعش، شبکه حقانی و  دولت، میان گروه های مسلح و متخاصم غیر مسئول، میان طالبان و داعش و … با نیروها و کشورهای خارجی حامی دولت افغانستان به شدت ادامه دارد. همان گونه که جغرافیای جنگ وسعت پیدا کرده، بازیگران پشت پرده جنگ نیز گسترش پیدا کرده است. همسایگان شمالی افغانستان به خاطر نزدیک شدن دامنه جنگ به کشورهایشان سخت برآشفته و هراسان شده و تدابیر جدی ای را برای حفاظت از مرزهایشان روی دست گرفته اند، حتا خبرهایی از دیدارهای غیر رسمی سران طالبان با روسها نیز زمانی در خبرها به نشر رسید. همسایگان دیگر افغانستان نیز تلاش دارند تا منافع و جایگاه خود را در جنگ افغانستان، تعریف و حفظ کنند. اختلافات دیرینه ای که میان کشورهای هند و پاکستان وجود دارد، در موضع گیریهای حکومت های این  دو کشور در قبال افغانستان به خوبی نمایان است. هر دو کشور تلاش دارند تا از منافع خود در افغانستان دفاع کنند و دیگری را زمین گیر. ایران و عربستان نیز اختلافات جدی و رو به افزایش خود را در سرزمین های دیگر اسلامی فراموش نکرده اند و ردپاهایی از اختلافات این دو کشور در مسایل افغانستان قابل مشاهده است.
ماهیت دولت وحدت ملی نیز ضعیف است. دولت وحدت ملی به اساس توافق میان دو تیم پیشتاز در انتخابات و با میانجیگری دولت های دیگر به خصوص ایالات متحده امریکا به وجود آمده است. این دو تیم در بسیاری از مسایل مهم، از جنگ گرفته تا صلح، از اقتصاد گرفته تا سیاست با یکدیگر اختلافات جدی دارند. چنین وضعی دولت را هر چه بیشتر ضعیف ساخته است. دولت وحدت ملی از بسیاری جهات یکی از دولت های ضعیف در سالهای پسین در افغانستان است. نمودهای این ضعف را در مسایل مختلف می توان دید. هنوز وزارت دفاع ملی که مسئولیت جنگ با تروریزم را به عهده دارد، با سرپرست اداره می شود، ریاست امنیت ملی با سرپرست اداره می شود، لوی سارنوالی با سرپرست اداره می شود، انتخابات پارلمانی با گذشت ماه ها از تاریخ قانونی برگزاری آن هنوز اولین گامها را برداشته نتوانسته است، سیاست های دولت در قبال مسایل کلان داخلی و خارجی مشخص نیست و  ….
تحول بسیار بزرگی که در سیاست افغانستان به وجود آمده این است که، اکثر دولتمردان سه ماه زمستان را برای افغانستان مهم می دانند. اما اهمیت این مدت را به خاطر فرصتی که برای رسیدن به صلح وجود دارد، عنوان می کنند. این مسئله می تواند بدین معنا باشد که ما برای برنده شدن در جنگ امیدی نداریم و می تواند بدین معنا باشد که پروسه صلح به خوبی به پیش می رود و طالبان و دولت به صلح بسیار امید بسته اند. شواهد نشان می دهد که پروسه صلح در وضعیت مناسب و مطلوبی برای دولت قرار ندارد. طالبان حد اقل به دو گروه تقسیم شده اند و بازیگران منطقه ای و بین المللی پشت پرده جنگ در افغانستان نیز نهایت تلاششان را برای بدست آوردن منافع بیشتر متمرکز کرده اند.
فرصت کمی تا شروع دوباره کار پارلمان باقی مانده است که دولت افغانستان بحران انتخابات و صلح و جنگ را مهار کند و بتواند با معرفی افراد شایسته به وزارت ها و ریاست هایی که با سرپرست اداره می شوند، کابینه را تکمیل کند، موضوع انتخابات را یکسره کند، تکلیف خود را با جنگ و صلح با طالبان نیز مشخص کند. دولت باید سیاست خود را در قبال کشورهای بزرگ و مسایل بزرگ نیز واضح سازد. در غیر این صورت، انتظار بهاری خونین برای مردم افغانستان، سخت دشوار است.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن