خانه «=« آرشیو برچسب: عربستان

آرشیو برچسب: عربستان

نمی توانیم از نشست قلب آسیا نتیجه ای بگیریم

نشست قلب آسیا کاری مشترک برای مبارزه با هراس افکنی و مواد مخدر، توسعه بازرگانی و منطقه ای از مهم ترین اهداف این نشست شمرده می شود و این بار هفتمین نشست هم در باکو پایتخت آذربایجان برگزار شده است. اما در این نشست نمایندگان کشورهای منطقه درباره چگونگی برقراری صلح در افغانستان، مبارزه با هراس افکنی و نیز گسترش روابط منطقه ای گفتگو کرده اند.

عبدالواحد حکیمی استاد دانشگاه در برنامه «پس از خبر» گفت: افغانستان همیشه برای رفتن به چنین نشست هایی آماده بوده است. یعنی نیازمندی هایی که مردم افغانستان و دولت افغانستان داشته است، نیازمندی هایی نیست که از نو تشخیص شده باشد و دولت افغانستان از نو روی آن تمرکز کرده باشد و دوباره در کنار دوستان و همکاران منطقه ای خود تقاضای همکاری کند بلکه نیازهایی که دولت و مردم افغانستان در این راستا دارند از سال های سال به این سو احساس شده و این نیازمندی ها افغانستان را به چنین نشست هایی کشانده است.

وی در خصوص نتیجه نشست قلب آسیا از سوی کشورهای منطقه در افغانستان می گوید: فکر می کنم یکی از بخش های مهم موضوع این نشست مساله صلح و ثبات و امنیت در افغانستان است. ما باید یک تقسیم بندی متفاوت را از بحث داشته باشیم و آن تقسیم بندی از بحث این است که ما دو دسته از کسانی داریم که در این نشست شرکت کرده اند. خیلی از کشورهایی که در این نشست شرکت کرده اند ناامنی و ناآرامی در افغانستان را برای خودشان امنیت می بینند و خیلی از کشورها هم هستند که امنیت در افغانستان را به معنای امنیت در کشورهای خودشان می بینند. بر این اساس گمان می کنم که بعضی از کشورها به خاطر مسایل منطقه ای و مسایل داخلی خودشان تلاش کنند که امنیت در افغانستان برگزار شود. اما اینکه این نشست تا چه اندازه می تواند امنیت را در افغانستان بازگرداند و تا چه اندازه می تواند تاثیر بر روی امنیت افغانستان داشته باشد خیلی به این مساله امیدوار نیستم و چند علت و دلیل می تواند داشته باشد.

حکیمی، در خصوص چرایی بی نتیجه بودن نشست قلب آسیا برای کشور بیان داشت: یکی از دلیل ها این است که کشورهای منطقه درک واحد و تعریف واحد از امنیت و ناامنی در منطقه ندارند. مساله دوم و علت دوم این است که در داخل افغانستان نهادهای سیاسی، مردمی، اپوزیسیون دولت و بخشی از مردم با دولت در این راستا همکار نیستند. شما می دانید در عین حالی که نشست قلب آسیا یا نشست منطقه ای برگزار می شود عده ای از رهبران سیاسی در ترکیه حضور دارند و عده ای دیگر در قندهار حضور دارند. بنابراین ما بر این باور هستیم که در داخل افغانستان نهادها و رهبران مختلف و تعداد کسانی که در راس اقوام و نهادهای سیاسی قرار دارند اینها راه های مختلفی را برای تامین امنیت و تامین صلح ثبات در افغانستان جست و جو می کنند. یعنی به این معنا که به آنچه که دولت باورمند است باورمندی ندارند.

این آگاه روابط بین الملل، معتقد است مردم افغانستان اتحادی برای از بین بردن دشمن ندارند و افزود: یکی از مشکلاتی که در افغانستان وجود داشته و وجود دارد و در آینده هم وجود خواهد داشت این است که ما یک تعریف مشخص از دوست و دشمن چه در سطح داخلی و چه در سطح بیرونی نتوانستیم داشته باشیم و نتوانستیم برای خود دوست و دشمن مشخص تعریف کنیم. به این دلیل است که ما راه های واحد برای حل مشکل در افغانستان نتوانستیم پیدا کنیم. یکی اش هم در همین می تواند باشد که ما وقتی نتوانستیم اصل مشکل را تشخیص دهیم و تعریف واحد از مشکل نتوانستیم داشته باشیم و یک اجماع داخلی و اجماع منطقه ای نتوانستیم شکل دهیم به آن خاطر است که هر کس بر اساس درک و یافته ها و بر اساس تعریف های خودش که از دوست و دشمن دارد به راه حل آن مشکل می پردازد.

حکیمی، معتقد است دیدگاه های کشورهای جهان و منطقه هم متفاوت با یکدیگر است و همین باعث نداشتن نتیجه برای کشور ما می شود و افزود: بعضی کشورها در منطقه به دنبال یافتن منافع خود در افغانستان هستند و شاید بعضی ها هم به دنبال تامین امنیت و ثبات در افغانستان باشند اما بعد از اینکه ما در عراق و سوریه و بخصوص در کشورهای خاورمیانه می بینیم که نیروهای شورشگر و یا نیروهای تروریستی یا داعش در آنجا شکست می خورد می بینیم که دیدها در افغانستان متفاوت می شود یعنی آنها همه به این فکر هستند که بعد از عراق و بعد از سوریه شاید این بار افغانستان در مرکز و محراق توجه کشورهای منطقه ای و کشورهای جامعه جهانی باشد. مثلا نگاه پاکستان به افغانستان این است که همیشه پاکستانی ها در افغانستان ناامنی افغانستان را امنیت برای خود بپندارند اما نگاه هند که یکی از کشورهای مهم منطقه ای است و یکی از شرکت کنندگان قلب آسیا هم هست نگاهش متفاوت تر از پاکستان هست. هند شاید امنیت در افغانستان را امنیت برای خود بپندارد و ناامنی پاکستان را امنیت برای خود تلقی کند اما از جانب دیگر دیدگاه ایران متفاوت باشد.

وی، در خصوص راه موفقیت در اینگونه نشست ها می گوید: همانطور که از گذشته های دور این دیدگاه های متفاوت هیچ زمانی پاسخگوی ایجاد ثبات در افغانستان نبوده و در آینده هم من شخصا به این باور نیستم که این دیدگاه ها و این نشست ها بتواند ثبات و امنیت را در افغانستان بیاورد. نظر شخصی من این است که ما زمانی می توانیم امنیت و ثبات را در افغانستان داشته باشیم یک وحدت، اتفاق، درک واحد از شرایط و تعریف واحد از دوست و دشمن به سراغ کشورهای منطقه ای برای رفع مشکلات افغانستان برویم و تا زمانیکه ما از داخل افغانستان راه ها و گزینه ها ی متفاوتی نسبت به کشورهای منطقه ای ارایه نمی کنیم. کشورهای منطقه ای هم راهکارهای متفاوتی با در نظر داشت منافع ملی خود ارایه خواهند کرد.

حکمتیار از ترکیه تا عربستان

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، افغانستان جدای از اینکه بر اساس قوانین نانوشته رهبران پشت پرده سیاست و حامیان خارجی اداره و رییس جمهوری از دل قومیت پشتون مستحق حاکمیت تعیین می شود در سفرهای برون مرزی مقام های خارج از دایره دولت نیز بی مانند می باشد.

اگر کرزی در سه سال دوری از قدرت همچنان پرحاشیه در سفرهای خارجی می باشد، گلبدین حکمتیار نیز جدای از سخنان قومیتی و ابراز افکار افراط گرایانه اکنون سفرهای برون مرزی خود را آغاز کرده اما نکته قابل تامل، رفتن به ترکیه است.

اینکه چرا ترکیه مقصد اول رهبر حزب اسلامی متهم به نقض حقوق بشر است را باید در رویداهای سیاسی درون حکومتی جستجو کرد زیرا همچنان که این کشور مامنی برای جنرال دوستم به دور مانده از قدرت می باشد برای حکمتیار نیز می تواند نقظه عطفی برای حمایت های خارجی شود.

حکمتیار و اردوغان از گذشته های دور در ارتباط بوده اند اما سیاست نفاق برانگیز رهبر حزب اسلامی و نبرد با هر جریان و حکومت داخلی سبب شده که سال ها زندگی پنهانی در کشورهای منطقه ای به مانند پاکستان، ایران و ترکیه داشته باشد.

اینکه بنا به خبر یکی از رسانه های ترکیه، حکمیتار قبل از توافقنامه صلح برای درمان در این کشور حضور داشته که از سوی حزب سلامی رد شد، روابط عمیق تر از درمان می باشد، حضور دشمن دیرینه ای چون جنرال دوستم در تبیعد و از رهبران جناح مخالف ارگ می تواند مهم ترین دلیل برای چنین سفری باشد.

حکمتیار که خیال تصاحب حکومت در سر دارد ابتدا باید از سد دشمنانی دیرینه اما قدرتمند همچون جنرال دوستم و عطا محمد نور بگذر و اینگونه به نظر می رسد که وجود معاون اول ریاست جمهوری حتی در تبعید آزاردهنده تر از مخالفانی است در درون کشور.

از سوی دیگر، انزوا و زندگی پنهانی وی به مدت بیست سال سبب چند شاخه شدن حزب اسلامی شده است که پس از توافقنامه صلح به خوبی نمایان می باشد تا آنجا که در نشست این حزب برخی از چهره های مهم همچون ارغندیوال شرکت نکرده بود.

در این میان، حکمتیار که مشروعیت قانونی و قدرت یابی دوباره را مدیون تلاش های غنی و تیم کوچک ارگ است هم راستا با اهداف قبیله گرانه حکومت در پی از میان بردن چهره های مخالف می باشد و به طور حتم در سفر به ترکیه برای جلب حمایت اردوغان تمامی تلاش های خود را هزینه خواهد کرد تا امن ترین پناهگاه جنرال دوستم را نیز به ناامنی کشاند.

حکمتیار پس از ترکیه در سفر به عربستان در پی تحکیم پایه های رهبری در حزب اسلامی می باشد تا در بیعتی دیگر با حامی و تمویل کننده سابق این حزب، هم نفوذ وهابیت در افغانستان را گسترش دهد و هم از الطاف کلان ریاض دگرباره مستفیذ شود.

در همین راستا، اگر در گذشته رهبری دینی می توانست سکوی پرتاب قدرت افرادی چون حکمتیار در رهبری باشد اما اکنون در تغییرات گسترده سیاسی، حمایت های خارجی و قدرت نظامی از دلایل اصلی قدرت و تقابل با رقا در افغانستان می باشد.

و هرچند وی همچون کرزی که گذشته ای در جنگ های داخلی و عملکرد تروریستی ندارد نمی تواند آزادانه به آزمون و خطای روابط با غرب و کشورهای منطقه ای بپردازد اما همین دایره کوچک از حامیان گذشته که پشتیبان گروه های تروریستی نیز بوده و هستند می تونند برای وی بدل به قدرت شود.

رهبر حزب اسلامی که در جامعه افغانستان به دلیل دست داشتن در جنگ های داخلی و کشتارهای گسترده مورد تنفر است و در میان برخی اقوام پشتون به مانند جهادگری قدیس با در اختیار داشتن حزبی که توان نظامی دارد در حال تبدیل شدن به قدرتمند سیاسی می باشد.

و همچنان که فضا برای عطا محمد، جنرال دوستم و محقق تنگ تر می شود باید بیش از گذشته در اتحاد یکدیگر سدی برای تقابل با سلطه گری ارگ و حواریون آن شوند و در این راستا، جذب حمایت های خارجی و همبستگی درونی می تواند تنها راه پیش رو باشد.

حکمتیار با سخنرانی های به تکرار که خلاصه در قوم گرایی و افراط گری دارد همان رهبر نفاق برانداز سال های جنگ می باشد که اگر بار دیگر از قدرت و حمایت خارجی برخوردار شود، ویران کنندتر از قبل عمل می کند و تروریست تر از طالب و داعش.

سفر به ترکیه زنگ خطر است که برای جنرال دوستم که ترکیه را حامی بزرگ قوم ازبک می داند و تنها مامن برای روزهای مبادا و نشان می دهد که اشرف غنی جز حذف کامل، هیچ راهی را برای مخالفان خود باقی نمی ماند و خطر مقام های دورن حکومتی غیر پشتون را بسیار بزرگتر از عمق کشتار و نفوذ تروریستان می داند.

دیوانگی‌های عربستان تمامی ندارد

عربستان سعودی، در تازه‌ترین بحران‌آفرینی خود در منطقه، لبنان را نشانه رفته و بر خلاف یمن، سوریه و عراق که وارد درگیری نظامی شده؛ هجمه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و تبلیغاتی را علیه این کشور به راه انداخته است.

عربستان سعودی، در تلاش برای تنبیه لبنان بر آمده است و در این راستا، سعی دارد یک ائتلاف عربی برای حملات اقتصادی، سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی علیه لبنانی‌ها و در رأس آن، حزب‌الله لبنان به راه بیاندازد.

از قطع کمک‌ ۳ میلیارد دلاری به ارتش و نیروهای امنیتی در تاریخ ۳۰ بهمن گذشته تا تحریم‌های اقتصادی و ساخت برنامه‌ای توهین‌آمیز علیه «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان در شبکه سعودی «ام بی سی» که اعتراضات گسترده‌ای در لبنان به همراه داشت.

سعودی‌ها، بهانه کرده‌اند که لبنان با سیاست عربستان در منطقه همسو نیست و حزب‌الله امور لبنان را در دست گرفته است؛ بنابراین تا خود لبنانی‌ها حزب‌الله را به حاشیه نرانند، تحریم‌ها و تنبیه‌های اقتصادی و امنیتی ادامه خواهد داشت.

روزنامه الاخبار لبنان در گزارشی به این مسأله پرداخته و نوشته است که قطار دیوانگی‌های عربستان هنوز متوقف نشده است.

در ادامه این گزارش می‌آید: نظام حکام بر عربستان، مستقیما وارد سلسله اقدامات تحریمی علیه لبنانی‌ها در حیطه سیاسی و اقتصادی شده است. در کنار عربستان، امارات نیز قرار گرفته و سعی می‌شود دیگر کشورهای عربی نیز به این صف مبارزه علیه لبنان بپیوندند. این اقدامات عربستان و دیگر کشورهای همسو با آن، موجب نگرانی نیروهای داخلی طرفدار عربستنان در لبنان، به خصوص «سعد الحریری» شده است.

به نوشته الاخبار، اخیرا نیز پس از اینکه از سوی عربستان و کشورهای عربی خلیج فارس اعلام شد که امکان توقف پروازها به بیروت وجود دارد؛ از سوی اطرافیان «سعد الحریری» گفته شد که عربستان در تهدیدات خود مبالغه می‌کند.

این روزنامه لبنانی، ادامه می‌دهد: نیروهای جریان ۱۴ مارس از دیپلمات‌های آمریکایی شنیده‌اند که واشنگتن با هر اقدامی که امنیت و ثبات لبنان را به خطر بیاندازد، مخالف است. افراد این جریان طبق وعده آمریکایی‌ها، منتظر بودند تا هیأتی از آمریکا راهی ریاض شده و با مقامات سعودی برای عدم اعمال تحریم‌ها علیه لبنان به رایزنی بپردازد؛ اما هنوز خبری از این هیأت نیز نشده است.

بنا به این گزارش، آمریکایی‌ها به نیروهای ۱۴ مارس گفته‌اند که واشنگتن مانع به حاشیه راندن و تنبیه حزب‌الله نمی‌شود؛ اما اصرار دارد که نباید حزب‌الله را عصبانی کرد و این حزب را به سوی انجام اقدامات غیر منتظره کشاند؛ مخصوصا اینکه هنوز پرونده انتخاب رئیس‌جمهور بسته نشده است.

بنابر آن‌چه رفت، به نوشته الاخبار، عربستان سیاست هجومی علیه لبنانی‌ها به کار گرفته و سناریوهای متعددی در نظر دارد که در ادامه می‌آید:

۱- گسترش بحران سیاسی و هجمه‌های مردمی علیه حزب‌الله و افزایش نگرانی‌ها از طریق خطر ورشکستگی پولی در لبنان؛ در حالی که اطلاعات بانکی در لبنان خلاف این مسأله را می‌گوید، حتی رئیس بانک لبنان «ریاض سلامه» گفته است که جریان المستقبل در مورد تأثیر اقدامات عربستان بر لبنان، اغراق کرده است.

۲- برخی در لبنان سعی دارند تا مشکلات امنیتی ایجاد گرده و گروههای مردمی را مخصوصا در شمال لبنان و شمال بیروت به خیابان بکشند. اما در این مورد نیز میان جریان ۱۴ مارس اختلاف وجود و دارد و الحریری افراد این جریان را به خویشتن‌داری و تعقل دعوت کرده است.

الحریری از این می‌ترسد که در پی ایجاد ناآرامی‌ها، گروه های تندروی سلفی به خیابان‌ها بریزند و باعث شود تا ارتش و نیروهای امنتی با آن‌ها مقابله کنند و اینگونه می‌شود که موضع حزب‌الله نیز قوی‌تر خواهد شد.

از سوی دیگر بنا به گفته سعد الحریری، حزب‌الله نیز مجموعه اقدامات امنیتی برای جلوگیری از هرگونه نا امنی در لبنان را به کار گرفته است.

۳- عربستان سعی دارد تا حزب‌الله لبنان از سوی سازمان‌های امنیتی لبنانی متهم به دست داشتن در اقدامات ضد امنیتی شده و علیه آن پرونده‌سازی شود و پس از آن نیز این اطلاعات امنیتی برای محکومیت حزب‌الله از سوی یک دادگاه لبنانی مورد استفاده قرار گیرد.

همچنین عربستان، تلاش بسیار دارد تا کشورهای همسو با آن، همانند کویت، امارات، سودان، بحرین و قطر علیه حزب‌الله پرونده امنیتی ایجاد کرده و این حزب را متهم به خرابکاری و تلاش برای گسترش تشیع کنند و سپس با تروریستی خواندن حزب‌الله، آن را در کنار گروه های چون «داعش» قرار دهند.

۴- عربستان سعی دارد پس از این مرحله، پرونده‌ای که از حزب‌الله لبنان ساخته است را با حمایت اسراییل و طرف‌های اروپایی و آمریکایی به شورای امنیت ببرد و حزب‌الله را تروریستی بخواند؛ تا ازین مجری بتواند یک ائتلاف جهانی علیه حزب‌الله تشکیل دهد.

آرامش حزب الله
الاخبار در بخش بعدی گزارش خود می‌نویسد: روشن است که حزب‌الله به عنوان هدف اصلی حملات عربستان، آمریکا و اسراییل، در وضعیت بحرانی به سر نمی‌برد. حزب‌الله اطلاعات مهمی را در چنته خود دارد، از جمله اینکه جریان ۱۴ مارس مخصوصا الحریری، به دنبال حل کامل بحران در لبنان است و همچنین اینکه، الحریری با ریاست‌جمهوری «میشل عون» مخالفتی ندارد، اما می‌گوید که این مسأله در دست عربستان است نه در دست.

نکته بعدی اینکه حزب‌الله به خوبی می‌داند که در لبنان نمی‌توانند برای تروریستی یا مجرم خواندن حزب‌الله، پوشش قضایی ایجاد کنند.

در بعد منطقه‌ای نیز، حزب‌الله جایگاه خود را در استراتژی منطقه‌ای روسیه به خوبی می‌داند. به نوشته الاخبار، این مبالغه نیست اگر بگوییم، حزب‌الله در استراتژی حضور نظامی روسیه در سوریه، مسئولیت بخش عملیات زمینی را بر عهده دارد؛ بنابراین در صورت تروریستی خواند حزب‌الله و انجام حملات علیه آن در سوریه، به مثابه این است که علیه ارتش سوریه و روسیه اقدام شده است.

روزنامه الاخبار در بخش انتهایی گزارش خود تأکید می‌کند، با وجود همه این‌ها، حزب‌الله جایگاه خود را فقط بر حسب موقعیت منطقه‌ای و هم پیمانانش نمی‌سنجد، توانایی ذاتی بالایی حزب‌الله در درجه اول که موجب پیروزی در تمام جنگ‌ها علیه اسرائیل شده است، نقطه اتکای این حزب است.

نکته مهم پایانی اینکه، حزب‌الله توانسته تمام بحران‌ها را در سایه فشارهای بین‌المللی و تحریم ایران پشت سر بگذارد؛ حال که روسیه در سوریه حضور دارد و عراق در جبهه مقاومت قرار گرفته و ایران نیز از تحریم‌ها خارج شده است، مطمئنا موقعیت حزب‌الله قوی‌تر از گذشته است.

شیخ النمر چه کسی بود؟

رژیم عربستان سعودی با وجود اعتراضات فزاینده جهان اسلام به حکم اعدام شیخ نمر النمر روحانی برجسته شیعی عربستانی، این روحانی مبارز را به‌اتهام واهی حمایت از تروریسم به شهادت رساند.

وزارت کشور عربستان در بیانیه‌ای که خبرگزاری رسمی این کشور منتشر کرد، رسماً به اعدام روحانی برجسته شیعی عربستانی اشاره کرده است.

بیانیه وزارت کشور عربستان برای توجیه جنایت جدید آل سعود و اعدام روحانی مظلوم شیعی، شیخ نمر النمر، آیاتی از قرآن کریم را مستمسک قرار داده است.

در این بیانیه، وزارت کشور سعودی برای توجیه جنایت خود در به شهادت رساندن شیخ النمر، به حدیثی که به پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) نسبت داده شده، اشاره کرده است.

این بیانیه شیخ نمر النمر را مبلّغ فتنه و تفرقه خوانده است و این روحانی برجسته را که تنها برای احقاق حقوق مشروع شیعیان و رفع تبعیض و بی‌عدالتی در عربستان مبارزه می‌کرد، به تلاش برای برهم زدن امنیت و فتنه افکنی متهم کرده است.

رژیم آل سعود علاوه بر شیخ نمر باقر النمر، سه مبارز شیعی دیگر به نام‌های علی سعید الربح، محمد علی عبد الکریم الصویلم و محمد فیصل محمد الشیوخ را به شهادت رسانده است.

دادگاه جنایی عربستان در تاریخ ۲۳ مهرماه حکم بدوی اعدام تعزیری شیخ نمر را صادر کرده بود. شیخ نمر در تاریخ  ۲۳ آبان ماه اعتراضی کتبی در ۵۰ صفحه تقدیم دادگاه جنایی عربستان کرده بود. پس از آنکه دادگاه استیناف هم این حکم را تأیید کرد، وزارت کشور پرونده وی را به دربار آل سعود فرستاد که در نهایت امروز با امضای حکم اعدام وی از سوی سلمان بن عبدالعزیز شاه سعودی، این روحانی برجسته شیعی به شهادت رسید.

دادستان کل عربستان در ۲۵ ماه مارس گذشته خواستار اجرای حکم حد محاربه در حق آیت‌الله شیخ نمر النمر به‌‌اتهامات باطلی همچون شعله‌ور کردن فتنه مذهبی، دیدار با افراد تحت پیگرد، تشویق به قتل شهروندان و نیروهای امنیتی و تخریب مساجد طی خطبه‌های نماز جمعه، شده بود.

نهم جولای سال ۲۰۱۲ میلادی بود که «شیخ نمر آل‌نمر»، روحانی برجسته شیعی پس از تعقیب و حمله مسلحانه نیروهای امنیتی رژیم سعودی به خودرویی که در آن قرار داشت و او را به منزلش می‌برد، بازداشت شد.

شیخ نمر برای اولین بار در سال ۲۰۰۶ در بازگشت از بحرین و به‌دلیل مشارکت در همایش بین‌المللی قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شده بود.

شیخ نمر النمر برای دومین بار در تاریخ ۲۳ آگوست ۲۰۰۸ میلادی در شهر “القطیف” به‌اتهام تحریک شیعیان عربستانی برای جدایی از حکومت مرکزی به‌دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد.

شیخ النمر از شهادت در راه خدا سخن گفته بود

شیخ نمر روحانی برجسته شیعه عربستانی که به‌سبب حمایت از حقوق مشروع و پایمال شده شیعیان، امروز شنبه دوازدهم دی ماه، خبر شهادتش به‌دست آل سعود به خبر نخست رسانه‌ها تبدیل شده است، در پی صدور حکم اعدامش به طرفداران خود و محبان اهل بیت(ع) در اقصی نقاط جهان مژده داده و خداوند را به‌خاطر سرنوشتی که برایش مقدر کرده بود، شکر کرد.

“خداوند شما را به خیر بشارت می‌دهد” با این کلام، شیخ نمر باقر النمر روحانی برجسته شیعه عربستانی، خبر تأیید حکم اعدامش را ابلاغ کرده بود. شیخ نمر در یک تماس تلفنی، خداوند را به‌خاطر سرنوشتی که برایش مقدر کرده، شکر کرده و گفته بود: تمام امور به دست خداوند و تحت نظر اوست و همین برای ما کفایت می‌کند.

مسیر زندگی افتخارآمیز روحانی برجسته شیعی عربستانی از تولد تا شهادت

نِمِر باقر النِمِر (زاده ۱۳۷۹ق) مشهور به شیخ نمر، عالم شیعه در عربستان، منتقد سیاست‌های حکومت سعودی بود و بارها بازداشت و به زندان افکنده شد، وی به‌اتهامات بی‌اساسی همچون محاربه، داشتن عقاید انحرافی، خودداری از تبعیت نسبت به حکومت، تشویق به سرنگونی نظام سیاسی، تشویق به ترور اتباع خارجی مستقر در کشور و… از تابستان ۲۰۱۲ زندانی بود و اول آذر ۱۳۹۳ش (۲۲ نوامبر ۲۰۱۴)، محکوم به اعدام شد. صدور حکم اعدام برای شیخ نمر، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای از سوی محافل حقوق بشری و شیعیان سراسر جهان در پی داشت.

زندگی

شیخ نمر سال ۱۳۷۹ق (۱۳۳۸ش) در منطقه العوامیه استان قطیف در شرق عربستان به دنیا آمد. پدر او علی بن ناصر آل نمر، از خطبای معروف منطقه به شمار می‌رود. از دیگر عالمان این خاندان می‌توان به آیت الله محمد بن ناصر آل نمر اشاره کرد.

تحصیل در العوامیه، تهران و دمشق

شیخ نمر تا مقطع دبیرستان در مدارس شهر العوامیه درس خواند. سپس برای تحصیل علوم دینی به ایران مهاجرت کرد و از سال ۱۴۰۰ق در حوزه امام قائم(عج) در تهران که آیت الله سید محمدتقی حسینی مدرسی آن را تأسیس کرده بود، مشغول به تحصیل شد. وی پس از ۱۰ سال تحصیل در ایران، عازم زینبیه دمشق شد.

اساتید در قم و تهران و دمشق

شیخ وحید افغانی، شیخ صاحب صادق، آیت الله خاقانی، سید محمدتقی مدرسی و سید عباس مدرسی از اساتید او در لمعه، رسائل و مکاسب، اخلاق و همچنین درس خارج در قم، تهران و دمشق بوده‌اند.

نمر باقر النمر در ایران و سوریه و سپس عربستان سعودی، به تدریس دروس حوزوی از جمله مکاسب، رسائل و کفایه پرداخت.

همسر و فرزندان

شیخ نمر یک پسر و سه دختر داشت. همسر او منی جابر الشریاوی، ۸ مرداد ۱۳۹۱ش (۱۰ رمضان ۱۴۳۳) در حالی پس از یک دوره طولانی ابتلا به سرطان درگذشت که نمر باقر النمر در بازداشت به سر می‌برد.

فعالیت‌های اجتماعی در عربستان

نمر باقر النمر در سال ۲۰۰۳م نماز جمعه را در العوامیه برپا کرد. او پیش از این مرکز مذهبی «الامام القائم(عج)» را در العوامیه تأسیس کرده بود. این مرکز را سنگ بنای تأسیس «مرکز اسلامی» در سال ۲۰۱۱م دانسته‌اند.

شیخ نمر همچنین در العوامیه به فعالیت‌هایی نظیر احیای نقش مساجد، اقامه نماز جمعه، گسترش مباحث فکری و نظری، انتشار کتاب، مقالات و نوشته‌های متعدد، تسهیل ازدواج، پررنگ کردن نقش اجتماعی زنان، آموزش‌های دینی به جوانان و نوجوانان و مبارزه با فساد اجتماعی اهتمام داشت.

تلاش برای بازسازی قبور ائمه بقیع

نمر باقر النمر تلاش‌هایی جدی برای بازسازی قبور ائمه مظلوم در بقیع انجام داد. او از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷، هرساله خواستار برگزاری بزرگداشت سالروز تخریب قبور ائمه بقیع می‌شد اما هر بار رژیم عربستان سعودی با آن مخالفت می‌کرد. اما با وجود ممنوعیت از سوی دولت عربستان، این مراسم از سال ۲۰۰۷م (۱۴۲۸ق) برگزار شد. به‌علاوه، راهپیمایی‌هایی در اروپا و آمریکا با هدف محکوم کردن تخریب قبور ائمه و حمایت از بازسازی آن برگزار شد.

فعالیت‌ها و دیدگاه‌های سیاسی

نمر باقر النمر در فوریه ۲۰۰۹م، به مقامات سعودی هشدار داد که «اگر شأن و حیثیت ما به ما بازگردانده نشود، من شیعیان را به جدایی از عربستان فرا می‌خوانم. کرامت ما مهمتر از تمامیت کشور است.» او در این سخنرانی خواهان برگزاری انتخابات آزاد شد.

شیخ نمر همواره در سخنرانی‌های خود رژیم سعودی را به اعمال سیاست‌‌های تبعیض‌آمیز طایفه‌ای سازمان‌یافته، به‌ویژه در مناطق شرقی عربستان و به‌خصوص در دو منطقه الاحساء و القطیف متهم می‌کرد.

شیخ نمر النمر در یکی از خطبه‌هایش به‌خاطر مواضع و دیدگاه‌های تندش در قبال رژیم سعودی گفته بود: «می‌دانم فردا برای بازداشت من به‌سراغم خواهید آمد. خوش می‌آیید! این منطق و راه و روش شماست: بازداشت و شکنجه و کشتار، ما از قتل و کشتار نمی‌هراسیم، ما از هیچ‌چیز نمی‌ترسیم».

او به ارث بردن تاج و تخت میان حاکمان کشورهای عربی را غیرشرعی خوانده و مشروعیت دست به دست شدن پادشاهی در عربستان را زیر سؤال برده و آل سعود و آل خلیفه را پیرو انگلیس دانسته بود.

نمر همواره به‌صورت آشکار از فساد و استبداد و دیکتاتوری نظام سیاسی آل سعود انتقاد و همگان را به اصلاح و تحکیم پایه‌های آزادی و انتقال قدرت و نیز موافقت با تأسیس احزاب دعوت می‌کرد.

این روحانی برجسته شیعه نسبت به توهین به کرامت شهروندان عربستانی به‌ویژه شهروندان شیعی حساسیت ویژه‌ای نشان می‌داد. از نگاه او رژیم سعودی شیعیان را شهروندان درجه دو به شمار می‌‌آورد و آنها را از هر گونه حق و حقوق شهروندی محروم کرده است. او تأکید می‌کرد که از کرامت و حقوق شهروندان شیعی عربستانی حمایت خواهد کرد.

شیخ نمر پیوسته در سخنرانی‌های خود خواهان ایجاد تغییرات سیاسی، به رسمیت شناختن آزادی‌های عمومی، به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌ها و کنار گذاشتن تبعیض طایفه‌ای در عربستان بوده است.

وی دیگر حاکمان حوزه خلیج فارس را نیز مورد انتقاد قرار داده و از حرکت‌های انقلابی در کشورهای عربی به‌ویژه بحرین حمایت کرده بود. او اصلاح واقعی در جهان عرب و جهان اسلام را منوط به سقوط حکام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دانسته بود. نمر، آل خلیفه و دیگر حکام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را عروسک‌ها و ایادی آمریکا توصیف کرده می‌گفت: «همه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بدون استثنا زیر چتر ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند و ناو پنجم دریایی ارتش آمریکا برای به چپاول بردن چاه‌های نفت بحرین و دیگر کشورهای عربی در منطقه حضور دارد».

تحرک سیاسی در زمان منع تدریس و سخنرانی

شیخ نمر در سال ۲۰۱۱ همزمان با سقوط رژیم‌های دیکتاتوری حاکم در تونس و مصر، و با شروع جنبش مردم بحرین، بی‌توجه به ممنوعیت رسمی که مقامات سعودی از سال ۲۰۰۸ با منع تدریس و سخنرانی بر وی اعمال کرده بودند، سخنرانی‌های خود درباره آزادی سیاسی را با محوریت تغییر سیاسی از سر گرفت.

برخوردهای آل‌سعود با نمر

شیخ نمر از سال ۲۰۰۳، ۶ بار از سوی دولت عربستان سعودی بازداشت شد و آخرین بازداشت به زندانی شدن بلندمدت او و محاکمه و سرانجام شهادتش انجامید.

۱۴۲۴ق (۲۰۰۳): نمر باقر النمر اولین بار پس از آن بازداشت شد که با وجود خواست دولت عربستان مبنی بر عدم اقامه نمازجمعه، و همچنین تخریب محل آن، هفته‌ها به اقامه نمازجمعه پرداخت.

۱۴۲۵ق (۲۰۰۴): او دومین بار زمانی بازداشت شد که تلاش‌های خود برای برگزاری مراسم سالروز تخریب قبور بقیع را آغاز کرد.

۱۴۲۶ق (۲۰۰۵): سومین بازداشت، بار دیگر در پی درخواست او برای برگزاری مراسم سالگرد تخریب قبور ائمه بقیع رخ داد.

۱۴۲۷ق (۲۰۰۶م): شیخ نمر در همایش قرآن کریم که از سوی آیت الله سید محمدتقی حسینی مدرسی برگزار شد، شرکت کرد و بر حقوق شیعیان در عربستان سعودی تأکید کرد و مواردی از جمله تدریس مذهب شیعه در مدارس، لزوم بازسازی بقیع و… را مطرح ساخت. نمر باقر النمر پس از بازگشت به عربستان سعودی برای چهارمین بار بازداشت شد و مردم العوامیه در اعتراض به بازداشت او دست به راهپیمایی اعتراضی زدند.

۱۴۲۹ق (۲۰۰۸م): پس از آنکه دولت عربستان از او خواست به استان قطیف برود و مخالفت کرد، به شهر دمام برده شد و از وی خواسته شد تعهد کتبی مبنی بر لغو نمازجمعه بدهد، اما باز هم مخالفت کرد. پس از این با حکم وزیر کشور به زندان انفرادی برده شد. بازداشت پنجم بیش از ۲۴ ساعت به طول نینجامید.

آخرین و ششمین بازداشت نمر باقر النمر در ۸ ژوئیه ۲۰۱۲م (۱۸ تیر ۱۳۹۱ش) روی داد. نیروهای امنیتی عربستان در منطقه قطیف پس از کمین در خیابان و تیراندازی به‌سوی شیخ نمر، او را در حالی بازداشت کردند که ۴ گلوله به پایش اصابت کرده بود.

صدور حکم اعدام

۳ آبان ۱۳۹۴ برادر شیخ نمر اعلام کرد که دادگاه عالی و استیناف حکم اعدام شیخ النمر را تأیید کرده و حکم برای اجرا و تأیید نهایی به دفتر پادشاهی ارجاع داده شد. شیخ نمر پس از بازداشت در ۸ ژوئیه ۲۰۱۲م زندانی بود تا اینکه روز دوازدهم دی ماه ۹۴، به‌دست جلادان آل سعود به شهادت رسید.

چرا انصارالله به تجاوز وحشیانه سعودی‌ها پاسخ نمی دهد؟

واقعیت این است که عربستان سعودی سعی در تحریک انصار الله داشت تا آن‌ها را با واکنش شتاب‌زده به موشک باران یمن به دام بیندازد، اما رهبران حوثی موفق به مهار این شوک شده و همچنان به سمت مرتب سازی جبهه داخلی خود بر اساس دستورات رهبر انصار الله در سخنرانی اخیرش پیش رفتند.
“عماریون”- جنبش انصار الله با وجود تجربه اندک سیاسی خود ضربه محکمی را به ائتلاف عربی جنگ بر ضد یمن و تجاوز مستمر علیه این کشور که از دو هفته پیش آغاز شده، وارد کرد. این ضربه سیاسی به صورت خاص رهبران عربستان سعودی به ویژه ملک سلمان و فرزندش محمد بن سلمان را هدف قرار داد که بدون هیچ تجربه نظامی وزیر دفاع این کشور شده است.

ضربه سختی که رهبران انصار الله به عربستان وارد کردند، شامل عدم پاسخ‌گویی به حملات نظامی با وجود سنگین بودن موشک باران و امتداد آن در تمامی بخش‌های مختلف جغرافیایی یمن بوده است. این در حالی است که حملات زمینی از اراضی عربستان نیز قرار است به زودی آغاز شود.

واقعیت این است که عربستان سعودی سعی در تحریک انصار الله داشت تا آن‌ها را با واکنش شتاب‌زده به موشک باران یمن به دام بیندازد، اما رهبران حوثی موفق به مهار این شوک شده و همچنان به سمت مرتب سازی جبهه داخلی خود بر اساس دستورات رهبر انصار الله در سخنرانی اخیرش پیش رفتند.

اهمیت راهبردی خودداری انصار الله از واکنش شتابزده به حملات سعودی
عدم واکنش به حملات هوایی عربستان سعودی به یمن به این معنا است که یک طرف مهاجم وجود دارد که کشوری را موشک باران می‌ کند و با تمام توان نظامی خود آن حمله می‌کند، اما در طرف مقابل هیچ واکنشی دیده نمی‌شود. این در حالی است که نیروهای مهاجم سعی داشتند اثبات کنند که یمن خطر بزرگی برای آن‌ها است و سلاح‌های پیشرفته در اختیار دارد که می‌تواند امنیت عربی و منطقه‌ای را بنا به ادعای عربستان سعودی که برای توجیه ادامه تجاوز به یمن است، تهدید می‌کند.

چرا انصارالله به تجاوز وحشیانه سعودی‌ها پاسخ نمی دهد؟

واکنش نشان ندادن به این حملات به معنای آن است که انصار الله با وجود استنادهای واقعی در تجربه بالای نظامی و شهادت افسران و مشاوران نظامی مصری به احتمال شدید بودن درگیری با حوثی ها، به رویارویی نظامی گرایش پیدا نکرده اند. این در حالی است که مشاوران نظامی مصر به همین علت به عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر توصیه کرده اند که در عملیات زمینی در یمن شرکت نکند.

عدم واکنش به این حملات به این معنی است که دولت‌های جهانی حامی دلارهای نفتی سعودی در مواضع خود تجدید نظر می‌کنند و شهروندان یمنی به خوبی این موضوع را درک می‌کنند که رهبران انصار الله به دنبال جنگ نیستند.

چرا انصارالله به تجاوز وحشیانه سعودی‌ها پاسخ نمی دهد؟

چرا انصارالله به تجاوز وحشیانه سعودی‌ها پاسخ نمی دهد؟

عدم واکنش به حملات سعودی‌ها که تاکنون ادامه داشته، اوج حکمت و تجربه انصار الله را نشان داده و باعث شده دولت‌های عربی و جهانی تلاش‌های سیاسی و دیپلماتیک خود برای توقف تجاوز را آغاز کنند، عدم واکنش به این حملات همچنین تأثیرات مثبتی در جبهه داخلی یمن داشته و باعث متمایز شدن حوادث یمن از حوادث دیگر کشورها و همچنین شناخته شدن ملی‌گراها از مزدوران و خائنین شده است.

امروز در شرایطی حمله به یمن ادامه پیدا می‌کند که احتمال دارد رهبران انصار الله تصمیم خود را برای ایجاد بازدارندگی در برابر این تجاوز گرفته باشند، همان طور که همه می‌دانند این جنبش برای مقابله با تجاوز دست بسته نیست و تمامی توجیهات قانونی و اخلاقی و انسانی برای مقابله با این تجاوز وحشیانه و خشن را دارد. چگونه این طور نباشد در حالی که تمامی مردم یمن با این جنبش هستند و تمامی شهرها این کشور و مناطق مختلف دنیا نظیر پادشاهی عمان شاهد تظاهرات گسترده مردمی از سوی انسان های آزاده و شریف است.چرا انصارالله به تجاوز وحشیانه سعودی‌ها پاسخ نمی دهد؟

المساء پرس نوشت: عدم واکنش به حملات سعودی ها، تجاوز به یمن را در برابر چشم جهانیان در ابعاد اخلاقی و سیاسی رسوا کرد تا جایی که سازمان‌های بین‌المللی از حقیقت اوضاع و نتایج موشک باران که شهروندان و غیرنظامیان یمنی را هدف گرفته، سخن گفتند و ائتلاف جهانی به این ترتیب در یک بحران واقعی گرفتار شد، بحرانی که باید یا جنایت‌های خود را ادامه دهد یا اینکه به گونه‌ای خود را از ورطه خارج کند و جنگ را متوقف نماید. ریاض در صورتی که گزینه اول را انتخاب نماید در یک باتلاق کشنده قرار خواهد گرفت که می‌تواند موجودیت آن را به خطر انداخته و تاج پادشاهی آن را به لرزه درآورد و نقشه سیاسی در شبه جزیره عربستان را تغییر دهد، این چیزی است که حتی شاهزادگان داخل کاخ پادشاهی عربستان سعودی نیز نسبت به آن هشدار داده‌اند.

رهبر انصار الله موفق شد است جبهه داخلی یمن را برای پایداری بیشتر، حتی بیش از تصور دشمن آماده کند. این در حالی است که دشمنان تصور می‌کردند که موشک باران هوایی اهداف خود را در تجزیه داخلی یمن طی چند روز محقق می‌کند، اما رهبر انصار الله به صورت غیرمنتظره و بی‌سابقه‌ای همچنان در طرح مقابله با تجاوز از طریق دو جبهه داخلی و خارجی تمرکز کرده و این موضوع باعث شده انصار الله برای جنگ طولانی مدت آماده باشد. این به معنای شکست قطعی تجاوز است، چرا که این حملات نمی‌تواند بدون ایجاد شکاف‌های گسترده در داخل ائتلاف و چالش‌های واقعی در مواضع جهانی ادامه پیدا کند.

ما در لحظاتی زندگی می‌کنیم که اندکی قبل از پیروزی بزرگ قرار دارد. با وجود ادامه حملات هوایی، ما در  ساعاتی از پایداری و افتخار به ملتی زندگی می‌کنیم که تمامی قدرت‌های شرور بر ضد آن وارد عمل شده اند، کشوری که امروز با وجود جراحت‌هایی که دارد حضور خود و آمادگی فرزندانش برای جان‌فشانی بیشتر جهت بازگرداندن نقش تاریخی و متمدنانه به یمن و خروج از اطاعت عربستان سعودی را اعلام کرده و حنجره تمامی انسان‌های شریف در آن مملو از فریاد بر ضد قیمومت و مداخله خارجی است و این موضوع با پرداخت هزینه‌ای کم در مقایسه با پیروزی انقلاب آنها محقق خواهد شد.

چرا انصارالله به تجاوز وحشیانه سعودی‌ها پاسخ نمی دهد؟

سلمان تصور می‌کرد که ملت یمن تنها ۳ روز دوام خواهد آورد. واشنگتن نیز گمان می‌کرد که شکاف‌های روزافزونی در طی چند ساعت در این کشور ایجاد خواهد شد، قطر بر پایه گزارش‌های مزدوران خود در داخل یمن از سست بودن  جبهه داخلی در این کشور خبر می‌داد. اما تنها با گذشت چند روز شاهد شکاف‌های اعلام شده در داخل ائتلاف خواهیم بود و برخی مداخله زمینی در یمن را رد خواهند کرد و برخی خواستار توقف جنگ و بازگشت به راه حل سیاسی خواهند شد، در آن زمان گزینه‌های تنگی در برابر ائتلاف قرار خواهد گرفت و این بار ابتکار عمل در اختیار سید عبدالملک الحوثی خواهد بود.

ملت یمن حماسه بزرگ و تاریخی را در مسیر یک پیروزی بزرگ در حال رقم‌ زدن است، پیروزی که ما در آستانه آن قرار گرفته‌ایم و از ما دور نیست.

جنگ یمن اعضآئ شورای علماء را دست به یقه کرد

پس‌لرزه حمله ائتلاف به‌ رهبری عربستان به یمن دامن روحانیون کابل را هم گرفت.

شورای علمای شیعه افغانستان بحران یمن را در دستور کار نشست شنبه خود قرار داد تا امکان صدور اعلامیه‌ای در حمایت از حوثی‌های شیعه را بررسی کند.

اما اختلاف نظر بین آیت‌الله آصف محسنی، رئیس شورا و رحمت‌الله مرتضوی، از روحانیون شناخته‌ شده عضو شورا جلسه را متشنج کرد.

دو عضو شورا که شاهد مشاجره لفظی بین آنها بوده، به بی‌بی‌سی می‌گویند که تعریف آیت‌الله محسنی از مذهب حوثی‌ها و زیدی‌های یمن واکنش تند آقای مرتضوی را برانگیخت.

آنها می‌گویند آیت‌الله محسنی در جلسه گفت که زیدی‌ها شیعه نیستند و با انتشار اعلامیه‌ای از نشانی این شورا در حمایت از آنان مخالفت کرد.

آقای مرتضوی می‌گوید که آیت‌الله محسنی در جلسه گفته است که امام‌زاده زید پسر امام زین‎العابدین که شیعیان حوثی پیرو او هستند “منحرف” بوده است. به گفته او، این مساله باعث مشاجره شد.

آقای مرتضوی که از رهبران پیشین حزب وحدت اسلامی هم است، در این جلسه به آقای محسنی تاخته و گفته که نظرات او درباره زیدی‌ها و شیعه نبودن آنان، ناشی از “بی‌اطلاعی” است. پس از این سخنان، جلسه به تنش کشیده شد و اعضای جلسه را بی‌نتیجه گذاشتند.

ولی این پایان ماجرا نبود.

مسئول پلیس محل می‌گوید چند ساعت بعد جواد محسنی، نوه آیت‌الله محسنی با گروهی از نگهبانان مسلحش به خانه آقای مرتضوی حمله‌ور شدند، به زور وارد خانه شدند و او را لت‌وکوب کردند.

شاهدان می‌گویند افراد مسلح شلیک هوایی هم کردند و کوشیدند آقای مرتضوی را به زور سوار موتر/ماشین کنند و برای عذرخواهی پیش آیت‌الله محسنی ببرند. اما در این وسط، پلیس حوزه سوم شهر کابل مداخله کرد و دو طرف را با خود به حوزه برد.

هر دو طرف می‌گویند که پس از مداخله پلیس و دوستان مشترک دو روحانی، آقای مرتضوی از شکایت علیه آیت‌الله محسنی منصرف شد و پرونده‌ای برای این قضیه در دفتر پلیس تشکیل نشد.

جواد محسنی، نوه آیت‌الله محسنی و رئیس تلویزیون تمدن، حمله به خانه آقای مرتضوی را به بی‌بی‌سی تایید می‌کند و می‌گوید: “آقای مرتضوی در جلسه شورای علما به حضرت آیت‌الله دو سه بار توهین کرده. طبعاً برای خانواده آیت‌الله این امر قابل قبول نبوده و گران تمام شده است. اما حالا ما آشتی کرده‌ایم و قضیه تمام شده.”

آقای محسنی در پاسخ به این پرسش که چرا این روحانی را لت و کوب کرده، می‌گوید: “وضعیت با آن شاخ و برگش که تعریف می‌کنند نبوده. ما به خاطر حفظ جایگاه روحانیت، احساساتی اقدام کردیم. آقای مرتضوی با الفاظ رکیک در مقر شورا در حوزه علمیه خاتم‌النبیین چشم به چشم به آیت‎‌الله توهین کرده.”

او می‌گوید خود آیت‌الله محسنی از اقدام فرزندانش بی‌خبر بوده و وقتی شب مطلع شده ناراحت شده و این عمل آنها را نکوهش کرده‌است.

واکنش‌ها در کابل میان طرفداران دو روحانی و همچنین کاربران رسانه‌های اجتماعی گسترده بوده‌است. شماری از کاربران عکس آقای مرتضوی را با دست شکسته به اشتراک می‌گذارند و سوال‌های سختی از دولت می‌پرسند که چرا اجازه داده این قضیه به همین راحتی به پایان برسد.

پس از جنجال بین آقای مرتضوی و محسنی، محمد محقق (چپ) معاون دوم رئیس اجرائی حکومت وحدت ملی به دیدار آقای مرتضوی رفت

علاوه بر آن، آقای محسنی از نفوذ زیادی برخوردار است. او مالک بزرگ‌ترین حوزه علمیه شیعه در افغانستان، یک دانشگاه خصوصی و تلویزیون مذهبی تمدن است.

دولت افغانستان حمایت خود را از عربستان سعودی در ارتباط به جنگ جاری در یمن اعلام کرده‌ است.

ریاست جمهوری گفته: “افغانستان در دفاع از سرزمین مقدس حرمین شریفین با تمام نیرو در کنار دولت و مردم برادر و مسلمان کشور عربستان سعودی، در صورت بروز هر نوع تهدید قرار دارد.”

بعد از اینکه شبه نظامیان حوثی بخشهایی از یمن را به تصرف خود در آوردند، عربستان سعودی ائتلاف چند کشور مسلمان را ایجاد و علیه شبه‌ نظامیان حوثی در خاک یمن حمله کرد.

بسیاری مساله یمن را جنگ قدرت بین ایران و عربستان می‌دانند.

دولت افغانستان اعلام کرده که تصمیم حمایت از عربستان بعد از مشورت با روحانیون گرفته‌ شده‌ است. اما بروز جنجال در شورای علمای شیعه تا حد زد و خورد، بیانگر اختلاف عمیق بین روحانیون شیعه در مورد جنگ یمن است.

بعد از اینکه شبه نظامیان حوثی بخشهایی از یمن را به تصرف خود در آوردند، عربستان سعودی ائتلاف چند کشور مسلمان را ایجاد و علیه شبه‌ نظامیان حوثی در خاک یمن حمله کرد

اعلام موجودیت یک گروه ناشناخته بنام “احرار ام القری” در عربستان سعودی

طبق گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره مباشر به تازگی یک گروهی ناشناخته به نام «احرار ام‌القری» با صدور بیانیه‌ای موجودیت خود را در عربستان سعودی با هدف آزادی مکه و مدینه از چنگال آل‌سعود اعلام کرده است.

به گزارش خبرگزاری خاورمیانه، این گروه در بیانیه خود عنوان کرده که ابتدا قصد داشته در مراسم دفن ملک عبدالله در قبرستان ریاض بمب‌گذاری نماید که به دلیل ضریب بالای امنیتی مراسم موفق به این کار نشده است لکن قصد دارد به زودی با انجام یک سلسله عملیات‌های بمب‌گذاری، بستر رهائی عربستان از دست رژیم آل‌سعود را فراهم سازد.

کارشناسان امنیتی گروه فوق را اعضای سعودی داعش و النصره در سوریه می‌دانند که به صورت هدفمند به عربستان مراجعه کرده‌اند. برخی از کارشناسان معتقدند این گروه توسط سرویس اطلاعاتی ترکیه سازماندهی شده و فرامین عملیات توسط این گروه باید از آنکارا صادر شود.

 

عربستان در ویتنامی بنام یمن…

 

بامداد پنج‌شنبه(۶ فروردین) سفیر عربستان در آمریکا از آغاز عملیات «توفان قاطع» برای تجاوز نظامی به یمن خبر داد. ۱۰کشور در این تجاوز نظامی مشارکت دارند که شامل اعضای شورای همکاری خلیج فارس‌ جز کشور عمان، به علاوه ترکیه، اردن، مصر، الجزائر و سودان است زمزمه‌هایی نیز از پیوستن پاکستان و حتی افغانستان به این ائتلاف به گوش می‌رسد .اما سؤالاتی که در این میان ذهن تحلیگران را به خود مشغول کرده این است که چرا عربستان دست به چنین ماجراجویی خطرناکی زد؟ فرجام تجاوز نظامی به خاک یمن چه خواهد بود؟ و آیا عربستان خواهد توانست از این گردابی که خود را در آن وارد کرده خارج شود یا اینکه یمن به ویتنامی دیگر برای عربستان تبدیل خواهد شد؟

ساعت ۲۴ روز پنج شنبه(۶فروردین سال جاری) «محمد بن سلمان» فرزند پادشاه و وزیر دفاع جوان و بی‌تجربه عربستان فرمان حمله نظامی به یمن را صادرکرد. طبق این فرمان هواپیماهای عربستان اهدافی را در صنعا پایتخت یمن بمباران کردند (به گفته برخی منابع در این حملات ۱۷۰ هواپیما شرکت داشتند که تعداد زیادی از آنها متعلق به عربستان بوده است)و در عین حال حدود ۱۵۰ هزار نظامی این کشور در پشت مرزهای این کشور با یمن مستقر شدند. به دنبال این حملات و در سکوت تائید آمیز سازمان ملل تا کنون صدها غیرنظامی یمنی که بیشترشان نیز زن و کودک هستند کشته و زخمی شده‌اند و بسیاری از زیرساخت‌های یمن نیز نابود شده است.

بلافاصله پس از شروع تجاوز نظامی به یمن وزرای خارجه ۲۲ کشور عربی در نشستی در شهر «شرم‌الشیخ» مصر با پیش‌نویس قطعنامه‌ای که خواستار تشکیل ارتش متحد عربی است موافقت کردند. کشورهای عربی مدعی‌اند خواستار تشکیل این ارتش برای مقابله با تهدیدهای امنیتی در منطقه هستند.

ائتلاف ۱۰ کشور تحت رهبری عربستان اعلام کرده اند که بنا به درخواست «منصور هادی» رئیس جمهور مستعفی و متواری یمن تصمیم به مقابله با حوثی‌ها گرفته‌اند و اینکه هدف از این حمله نظامی نجات مردم یمن از دست حوثی‌ها است! و چون یمن به اشغال نظامی ایران!! درآمده ائتلاف تحت رهبری عربستان مجبور به این مداخله نظامی شده است .سخنگوی نیروهای متجاوز به یمن موسوم به عملیات «توفان قاطع» نیز هدف از حملات در یمن را نابودی انصارالله و بازگرداندن حکومت «منصور هادی» در این کشور ذکر کرد.

اما بلافاصله تحلیگران مسائل منطقه سؤالات متعددی را پیش روی عربستان و ائتلاف تحت رهبری او قرار دادند؛ اگر هدف از این تجاوز نجات مردم یمن است چرا عربستان در موارد مشابه برای نجات سایر ملت‌های عرب منطقه از اشغال نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در عراق و لبنان و فلسطین دست به کار نشد؟ چرا عربستان برای رهایی فلسطین که بیش از ۶۰ سال است تحت اشغال نظامی رژیم اسرائیل قرار دارد، دست به تشکیل ائتلاف و حمله به سرزمین‌های اشغالی نمی‌زند؟ اگر عربستان واقعا از عملیات نظامی در یمن حسن نیت داشت چرا در مورد حمله اخیر نظامی رژیم صهیونیستی به نوار غزه و کشتار صدها زن و کودک مظلوم فلسطینی دست به چنین قاطعیتی نزد؟ اگر کشورهای عربی توانایی گردهم آمدن و حمایت از اعراب را داشتند چرا برای حمایت از ملت فلسطین که هم عرب است و هم سنی وارد عمل نمی‌شوند؟ اگر هدف حمایت از دولت مشروع یک کشور عربی می‌باشد پس چرا برای حمایت از بشار اسد در سوریه وارد عمل نشدند؟ اگر «عبد ربه منصور هادی» رئیس جمهور مشروع و مورد حمایت مردم یمن است. پس چرا هیچ کس در یمن حاضر نیست از او حمایت کند و وی مدام در حال فرار است؟

 

اما جدای از نیات واقعی عربستان در این تجاوز نظامی به کشور یمن نکته‌ای که نباید در تحلیل‌ها آن را فراموش کرد این است که در این حمله یک اجماع معنی‌دار و یک اتحاد طبیعی بین آمریکا، اروپا، رژیم صهیونیستی و حتی گروه‌های تروریستی وابسته به القاعده نیز شکل گرفته است.

حمله به یمن با چراغ سبز جناح غربی شورای امنیت انجام شد و این تجاوز نظامی ۲ روز بعد از پایان سفر «فیلیپ هامون» وزیر امور خارجه انگلیس به ریاض آغاز شد. وی آخرین مقام غربی بود که با مسؤلان سعودی پیش از حمله به یمن دیدار کرده بود. مقامات آمریکایی اعلام کردند که واشنگتن در جریان این حمله بوده و با عربستان همکاری اطلاعاتی و لجستیکی داشته است. باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا نیز در یک تماس تلفنی با پادشاه عربستان، از تجاوز هوایی این کشور به یمن حمایت کرد. دیوید کامرون نیز در تماس تلفنی با ملک سلمان تأکید کرد انگلیس تمامی آنچه در توان دارد را برای حمایت از عربستان» انجام خواهد داد. یک مقام آمریکایی نیز اعلام کرد که این کشور، اهدای هواپیماهای سوخت‌رسان و ردیاب به عربستان برای شرکت در حملات هوایی علیه یمن را بررسی می‌کند. هم‌اکنون عربستان با استفاده از جنگنده‌های اف-۱۵ آمریکایی و تورنادوی انگلیسی، مناطق مسکونی یمن را بمباران می‌کند. دیپلمات‌های فرانسوی آمریکایی و انگلیسی در کنار دیپلمات‌های عرب و ترک نیز در سازمان ملل به شدت مشغول رایزنی‌های دیپلماتیک هستند تا در کنار حمله نظامی به یمن با وضع قطعنامه، تحریم اقتصادی و تسلیحاتی فشارها به ملت مبارز یمن را تشدید کنند.

در کنار اروپا، آمریکا، اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس گروه‌های تروریستی متحد القاعده و داعش نیز از حامیان این حمله هستند.گروه تروریستی تکفیری موسوم به «جیش الاسلام» در صفحه اختصاصی خود در پایگاه اجتماعی تویتر اعلام کرده که «در حمله به یمن در کنار عربستان قرار دارد».«زهران علوش» سرکرده این گروه تروریستی اعلام کرد ۵ هزار جنگجو به یمن برای جنگ با حوثی‌ها اعزام کرده است.این گروه تروریستی تکفیری تاکید کرده اعزام این تعداد تروریست به یمن به درخواست رسمی عربستان صورت گرفته است.

«حسن زید» دبیر کل حزب «الحق» یمن نیز گفته که نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی در این تجاوز نظامی به یمن شرکت دارد. حسن زید در صفحه فیسبوک خود نوشت: «این اولین بار است که یهودی‌های صهیونیست در ائتلافی مشترک با عرب‌ها، عملیاتی مشترک اجرا می‌کنند. از طرف دیگر تجاوز نظامی عربستان به یمن چند هفته پس از آن صورت گرفت که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در سخنانی در مراسم معرفی «گادی آیزنکوت» به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش این رژیم از اینکه حوثی‌ها بر باب المندب تسلط پیدا کنند ابراز نگرانی کرده و در واقع یکی از ماموریت‌های وی را مقابله با آن اعلام کرده بود.روزنامه عبری زبان «یلی» نیز به نقل از « امیر ایشیل» فرمانده نیروی هوایی رژیم صهیونیستی فاش کرد که در حال حاضر یک اسکادران از جنگنده‌های اسراییلی به کشورهای عربی برای سیطره بر یمن کمک کرده و به اهدافی در این کشور عربی حمله می‌کنند. براساس برخی گزارش‌های درز کرده از منابع اطلاعاتی منطقه نیز پیش از حمله نظامی به یمن، کارشناسان نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی مدلی جامع از چگونگی حمله و حواشی آن را از طریق سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان منتقل کرده بودند. در مدل رژیم صهیونیستی، به ضعف مفرط ارتش آل سعود اشاره و مروری بر رویارویی ارتش سعودی با حوثی‌ها در سال ۲۰۰۹ شده است که در آن، شکست سنگینی را عربستان متحمل شد بر همین اساس پیشنهاد شده از ارتش های منطقه که با عربستان سعودی نزدیک هستند از جمله مصر، پاکستان و اردن در این حمله مشارکت داشته باشند.

 

اما سؤال اینجاست که علت اصلی ایجاد این اجماع بی‌سابقه بر ضد مردم یمن و حمله عربستان به این کشور چیست؟ پاسخ به این سؤالات را باید در شعارهای جنبش انصارالله، جاه طلبی‌های عربستان، جغرافیای یمن و تحولات میدانی این کشور باید جست وجو کرد.

یکی از دلایل این اجماع بی‌سابقه در شعارها و آرمانی است که رهبران جنبش انصارالله دنبال می‌کنند.«حسین بدرالدین حوثی»، نماینده شیعیان صعده در مجلس یمن و دبیر کل حزب الحق، در ۱۷ ژانویه ۲۰۰۲ خواستار تحریم کالاهای آمریکایی و اسرائیلی شد. وی شعار« الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، نفرین بر یهود و پیروز باد اسلام» را شعار رسمی شیعیان منطقه اعلام کرد. پس از این خواسته حوثی‌ها، جمعیت زیادی از مردم یمن از آن استقبال کردند. و درست بعد از اعلام رسمی این شعار و همبستگی بخش زیادی از ملت یمن با این جنبش بود که دولت علی عبدالله صالح به همراه آل سعود و همچنین در ائتلاف با آمریکا تصمیم به مقابله جدی با جنبش حوثی‌ها گرفتند که این مقابله علی رغم تحمیل چند جنگ هیچ موفقیتی که نداشته هیچ بلکه حتی علی رغم شهادت شماری از رهبران حوثی‌ها از جمله حسین الحوثی این جنبش روز به روز بر وجهه مردمیش نیز افزوده شده است.

 

 

دخالت نظامی عربستان در یمن تازگی ندارد و این رژیم تا کنون چندین جنگ را به مردم یمن تحمیل کرده است.اما حمله اخیر ابعاد گسترده تری داردکه نشان از برنامه‌ریزی قبلی دارد. شواهدنشان می‌دهد‌عربستان از چند ماه پیش در تدارک تجاوز نظامی به یمن بوده است. و برگزاری رزمایش‌های متعدد نظامی و افزایش خریدهای تسلیحاتی مقدمه‌ای برای این تجاوز بوده است. عوامل تاثیر گذار برتجاوز نظامی عربستان به یمن را می‌توان در مجموعه‌ای از عوامل داخلی منطقه‌ای و بین‌المللی دانست.

 

 

جابجایی قدرت و کنار زدن منسوبین و فرزندان شاه سابق از ساختار سیاسی به شدت سنتی و قبیله‌ای عربستان و انتقال قدرت به نسل دوم از شاهزادگان سعودی موجب شد که این شاهزادگان برای مانور قدرت و اثبات کارآمدی به چنین قمار خطرناکی دست بزنند. نسل جدید شاهزادگان سعودی دیگر سیاست محافظه کارانه سلف‌های خود را کنار گذاشته‌اند. محمد بن سلمان وزیر دفاع جدید عربستان که دستور حمله نظامی به یمن را صادر کرد از جوان‌ترین شاهزادگان سعودی است که به این مقام منصوب شده است.

تصمیم‌گیری‌های کنونی عربستان حول محمد بن سلمان وزیر دفاع جدید این کشور و فرزند مورد علاقه پادشاه جدید که «جوانی بین ۲۷ تا ۳۵ ساله» و «بی‌تجربه» است شکل می‌گیرد که تنها از دو ماه قبل سابقه فعالیت نظامی دارد. وی در حالی در نشست کابینه سعودی شرکت می‌کند که کسانی چون سعود الفیصل در آن شرکت دارند، که پیش از به دنیا آمدن وی، وزیر خارجه بوده است. افرادی مثل سلمان با بی‌تجربگی تمام آل سعود را وارد معرکه‌ای کرده است که معلوم نیست دولت ضعیف و ناکارآمد سعودی بتواند از آن خارج شود. بر این اساس می‌توان گفت بخشی از تجاوز گسترده عربستان به یمن از بی‌تجربگی و ناپختگی محمد بن سلمان وزیر دفاع کنونی ناشی می‌شود و از این دید اگر یکی از شاهزادگان نسل اول همچنان در این مقام حضور می‌داشت شاید عربستان بی‌محابا بی‌گدار به آب نمی‌زد و می‌کوشید با احتیاط کار را پیش ببرد .

 

 

در بعد منطقه‌ای شاید بتوان یکی از مهم‌ترین دلایل حمله به یمن را استیصال عربستان در مقابل جبهه مقاومت و رسیدن گفتمان مقاومت به یک منزلت هژمونیک در سطح منطقه دانست. هم اینک در عراق، بحرین، سوریه، لبنان و فلسطین این تنها گفتمان مقاومت است که توانسته عزت و اعتبار را برای امت اسلامی پس از چند دهه تحقیر در مقال تجاوزگری بازگرداند. جنبش انصارالله یمن نیز دقیقا تحت تاثیر این گفتمان به دنبال کسب عزت و استقلال واقعی برای مردم یمن بود که دهه‌ها تحت اشغال غیرمستقیم عربستان سعودی قرار داشت. آل سعود به شدت از این وحشت داشت که در داخل یمن نیز به تاسی از گفتمان مقاوت جنبش انصارالله تبدیل به مدل دیگری از حزب الله لبنان شود. اشتباه بزرگ آل سعود این است که فکر می‌کند این روند را می‌تواند با مداخله نظامی متوقف کند.

حمله به یمن را می‌توان حاصل نگرانی شدید عربستان از سونامی گفتمان مقاومت از عراق تا بحرین و از فلسطین تا لبنان و از بحرین تا یمن دانست. شاید دلیل این اجماع بی‌سابقه آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی نیز در همین نکته باشد عربستان می‌خواهد نقشی را که ایران در جبهه مقاومت ایفا می‌کند در جبهه سازش ایفا کند ولی چون در صحنه بازی را به حریف واگذار کرده است سعی دارد با این لشکر کشی‌ها موقعیت خود را به عنوان یک رهبر منطقه‌ای از سوی سایر بازیگران به رسمیت بشناساندو غرور جریحه‌دار شده خود را در نزد ملت‌های منطقه بازیابی کند.

 

 

در سطح بین‌المللی نیز عربستان همچون رژیم صهیونیستی به شدت از این مسئله وحشت دارد که آمریکا و اروپا در سایه توافق با ایران آل سعود را در منطقه خاورمیانه تنها بگذارد. عرصه برای یکه تازی بیش از پیش ایران فراهم شود. بر این اساس حمله نظامی به یمن را می‌توان واکنش عجز آلود آل سعود به افزایش احتمال تقویت موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی ایران به دنبال توافق احتمالی در مذاکرات هسته‌ای دانست.

تحولات داخلی یمن را نیز می‌توان از عوامل تسریع‌کننده تجاوز نظامی عربستان به این کشور داست. به عبارت دیگر تجاوز نظامی به یمن واکنش وحشت زده عربستان به تحولات داخلی یمن بود. اما علت این وحشت زدگی را در جغرافیا و موقعیت استراتژیک یمن باید جست وجو کرد.

تسلط مردم یمن بر سرنوشت خودشان و به وجود آمدن یک نظام سیاسی مستقل در یمن می‌تواند تاثیرات ژئوپلتیکی گسترده‌ای داشته باشد. اشراف یمن بر تنگه باب المندب و بر دریای سرخ در واقع وضعیت یمن را ویژه کرده است همگرایی با شیعیان عربستان و احتمال به خطر افتادن منابع نفتی عربستان نیز می‌تواند از دلایل حمله شتابزده عربستان به یمن باشد.

یمن از لحاظ استراتژیکی دارای اهمیّت ویژه‌ای است، زیرا جنوب یمن در بخش شمال غربی و شامل شرقی «باب المندب» قرار گرفته و این تنگه بین دریای سرخ و اقیانوس هند واقع شده است و نزدیک‌ترین آبراه بین شرق و غرب است. این کشور یکی از نقاط حساس استراتژیکی مورد نظر شرق و غرب است. یمن با تسلط بر تنگه «باب‌المندب» قادر به کنترل دریای سرخ بوده و حتّی می‌تواند آنجا را با دارا بودن جزیره مهم و استراتژیکی«بریم» ببندد. این جزیره، تنگه «باب‌المندب» را به ۲ بخش آبراه شرقی به نام «باب‌الاسکندر» و آبراه غربی به نام «میون» تقسیم کرده است.علاوه بر جزیره «بریم»، جزیره «زقر» که در فاصله ۲۹ کیلومتری یمن قرار دارد، امکان کنترل و مراقبت فعالیت‌های دریایی آن نقطه را میسر می‌سازد. محاصره «باب‌المندب» از سوی نیروهای ارتش مصر در جنگ ۵ روزه سال ۱۹۴۶ یک تجربه تاریخی برای رژیم اشغالگر قدس بود، لذا امنیّت یمن برای آن رژیم نیز دارای اهمیّت حیاتی است.دارا بودن سواحل طولانی در دریای سرخ و دریای عرب و نیز به علّت وجود بنادر مهمّی مانند عدن، حدید و فحاء که به اهمیّت استراتژیکی یمن می‌افزاید. کشف نفت نیز در مرزهای مشترک یمن و عربستان موجب درگیری‌هایی بین دو کشور شده است و دولت عربستان در صدد ضمیمه کردن مناطق نفت‌خیز یمن به خاک خود می‌باشد.

هر طرفی در درگیری‌های داخل یمن پیروز شود، به‌ صورت عملی کنترل گذرگاهی که نفت دریای سرخ را از طریق گذرگاه‌های دریایی اقیانوس هند به آسیا می‌رساند، در اختیار خواهد داشت«سلطه کامل بر تنگه استراتژیک باب المندب» از سوی یمن و جنبش انصارالله از یک سو و تسلط ایران بر تنگه هرمز از سوی دیگر یعنی ۲ شاهراه مهم اصلی و استراتژیک انتقال نفت منطقه به بازاهای بین‌المللی کابوسی است که هم عربستان و هم آمریکا و رژیم صهیونیستی را به شدت نگران کرده است.

آل سعود با آگاهی کامل از این موقعیت استراتژیک همواره در طول چند دهه گذشته تلاش کرده بر سیاست و حکومت یمن سیطره داشته و همواره سعی کرده بود با دخالت‌های سیاسی و حتی لشکر کشی نظامی دولت حاکم بر یمن را در مدار خود حفظ کند. جنبش انصارالله یمن این بازی آل سعود را به هم ریخت و یمن به تدریج طی چند سال گذشته از حوزه نفوذ عربستان خارج شد. سیاست‌های غلط عربستان در یمن و نفرت تاریخی یمنی‌ها از آل سعود نیز عامل تسریع‌کننده این روند و قدرت گرفتن جنبش مردمی انصارالله بود. به گفته دبیر کل حزب الله لبنان دلیل واقعی برای این جنگ آن بود که عربستان در یمن شکست خورد و احساس کرد که یمن حق حاکمیت واقعی خود را پیدا کرده و در برابر کسی سر تعظیم فرود نمی‌آورد و هدف از این جنگ بازگرداندن سیطره و سلطه عربستان بر یمن بود.

با قدرت گرفتن روز افزون جنبش مردمی انصارالله در یمن و حمایت گسترده مردمی از این جنبش تمامی نقشه‌های عربستان که در طول چند سال گذشته برای آن تلاش کرده بود در یمن نقش بر آب شد و در نهایت حتی صنعا پایتخت نیز به دست انقلابیون افتاد. با سقوط پایتخت به دست انقلابیون، عربستان تلاش زیادی کرد که یک دولت موازی در شهر «عدن» تشکیل دهد. بر این اساس ریاض «عبد ربه منصور هادی» رئیس جمهور مستعفی و مزدور خود و وزرای کلیدی وی را از صنعا به عدن فراری داد و در یک هماهنگی به همراه چهار کشور عرب ‌امارات، کویت، بحرین و قطر سفارت خانه‌های خود را نیز از صنعا به عدن منتقل کرد تا با تشکیل دولت موازی جنوب یمن را تحت اختیار خود بگیرند. آل سعود برای پشتیبانی این دولت خیالی خود و تحمیل خواسته‌های نامشروع خود به انقلابیون حتی دست به تهدید زده و اعلام کرد که عدن خط قرمز عربستان است.اما این طرح نیز به سرعت و با پیشرفت سریع انقلابیون به سمت عدن و سقوط این شهر به دست ارتش و نیروهای مردمی جنبش انصارالله نقش بر آب شد و رژیم آل سعود مجبور شد اشتباه استراتژیک خود را مرتکب شده و وارد باتلاق یمن شود.

 

 

عربستان، مصر و کم و بیش سایر دولت‌های شرکت‌کننده در ائتلاف نظامی علیه یمن اعلام کرده‌اند که اگر حملات هوایی نتواند جنبش مردمی انصارالله را نابود کند آنها به حمله زمینی دست خواهند زد. اما حتی در صورت آغاز حمله زمینی نیز دلایل عدیده‌ای را می‌توان مطرح کرد که حمله نظامی به یمن نه تنها شکست می‌خورد بلکه در نهایت به ضرر عربستان که صحنه گردان اصلی این معرکه نیز هست منتهی خواهد شد؛

۱- تاریخ ثابت کرده که حملات هوایی برای دست یابی به موفقیت‌های نظامی و سیاسی در سطح زمین به هیچ وجه قرین موفقیت نبوده است. حمله ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا جدیدترین مورد این شکست‌ها است.اگر حملات هوایی آمریکا در عراق برای نابودی داعش و در پاکستان، افغانستان، سومالی و یمن برای نابودی القاعده موثر بود در آن صورت می‌شد انتظار داشت حملات هوایی عربستان نیز با هدف نابودی جنبش انصار الله موثر باشد. این حملات قادر نخواهد بود در روی زمین موازنه قوا را به نفع دوستان آل سعود و به ضرر جنبش انصارالله تغییر دهد. در همین چند روز شروع حملات هوایی عربستان نیز این حملات در متوقف کردن انقلابیون یمنی هیچ توفیقی نداشته است.

۲- نظامیان سعودی فاقد هنر جنگیدن هستند. آل سعود از نظامی گری تنها خرید و انبار کردن سلاح را به خوبی می‌داند. عربستان فاقد توانایی برجسته نظامی از بعد نیروی زمینی است و همین شرایط درباره سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز صدق می‌کند. ارتش کوچک عربستان ترکیبی است از نیروهای پاکستانی، افغانی، بنگلادشی، سومالیایی و بعضی از ملیت‌های دیگر است و این ارتش اجاره‌ای هیچ انگیزه‌ای غیراز پول برای جنگیدن ندارد و مهمتر از آن فاقد تجربه جنگیدن نیز است و قادر نیست اهداف بلند پروازانه عربستان را در یمن تحقق بخشد. عربستان پیش از این نیز تجربه مداخله نظامی در کشورهای منطقه را داشته که بلااستثناء در همه موارد شکست خورده است. لشکر کشی نظامی عربستان به بحرین با هدف مقابله با انقلاب بحرین شکست خورد آن هم در شرایطی که انقلابیون بحرینی مسلح نبوده و فقط با برپایی تظاهرات مبارزه می‌کنند! در یمن نیز تاریخچه طولانی درگیری‌ها همه از شکست مداخله گران خارجی حکایت دارد.

۳- توانایی ذاتی مبارزان جنبش انصارالله یمن دلیل دیگری است که چشم‌انداز مداخله نظامی عربستان را در یمن تیره و تار می‌کند. ارتش کلاسیک و اجاره‌ای عربستان در صورت حمله زمینی در مقابل چند صدهزار نیروی مردمی یمن که از بدو تولد سلاح در دستشان است و چریک از مادر زاده می‌شوند هیچ شانسی نخواهد داشت. جنگ‌های ۶ گانه‌ای که مبارزان حوثی ‌ بر ضد دولت یمن انجام داده‌اند، تجربه نظامی گسترده‌ای را در اختیار آنها قرار داده است. در جنگ سال ۲۰۰۹ میلادی مبارزان حوثی در همان ابتدای درگیری‌ها با نفوذ در عمق ۳۰ کیلومتری خاک عربستان بر ۲۵ روستای مرزی عربستان سعودی در کمتر از یک هفته مسلط شدند و شماری از ادوات نظامی سعودی‌ها را نیز به غنیمت گرفتند .در آن زمان عربستان مجبور شد برای بازپس گرفتن تجهیزات نظامی خود پول بپردازد. ارتش عربستان یک هفته پس از درگیری مستقیم زمینی با مبارزان الحوثی، در هفته اول دسامبر ۲۰۰۹، در یک فراخوان از نیروهای ذخیره و احتیاط ارتش خواست که خود را برای شرکت در جنگ معرفی کنند.ارتش عربستان در این جنگ سه پایگاه نظامی خود را به نام‌های قمرا، الجابری و جبل الدخان از دست داد و این پایگاه‌ها به تصرف مبارزان الحوثی در آمد. عربستان در جنگ سال ۲۰۰۹ و پس از استیصال در مقابل مبارزان حوثی حتی از بمب فسفری علیه مرزنشینان غیرنظامی شیعه نیز استفاده کرد. حتی با شکست ارتش یمن و ارتش عربستان در مقابل مبارزان حوثی جنگنده‌های آمریکایی نیز در ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹ چندین نوبت مناطقی از استان صعده، شرق شهر ضحیان و مناطق طخیه و یسنم را هدف حملات هوایی قرار دادند. عفو بین‌الملل نیز در همان زمان اعلام کرد که بنابر شواهد و مدارک موجود، در این حملات از موشک‌های کروز و بمب‌های خوشه‌ای ساخت آمریکا استفاده شده است. توانمندی نظامی حوثی‌ها با در نظر گرفتن تسلیحات تحت اختیار آنها نشان می‌دهد این گروه قادر به ورود در دو نوع جنگ نظامی و چریکی هستند. توانمندی انصارالله نسبت به سال ۲۰۰۹ پیشرفت بسیار چشمگیری داشته است و نسبت به چند سال گذشته در شرایط کنونی توانایی و ادوات جنگی و زرهی ارتش یمن نیز در کنار مبارزان الحوثی برای مقابله با این جنگ تحمیلی قرار دارد. در همین جنگ اخیر نیز منابع آگاه یمنی درصنعا تاکید کرده‌اند که جنبش «انصار الله» و کمیته‌های مردمی با نفوذ به عمق خاک عربستان بیش از ۳۰ نظامی سعودی را به اسارت گرفته‌اند. علاوه بر آن تا کنون چندین جنگنده سعودی نیز توسط پدافند هوایی یمن سرنگون شده است.

۴- جنبش انصارالله یک جنبش زودگذر در یمن نیست بلکه به شدت در تاریخ یمن ریشه دارد. جنبشی که در تاریخ یمن ریشه دارد با حملات هوایی نه تنها نابود نمی‌شود بلکه همبستگی با آن بیشتر شده و موقعیتش نیز تقویت می‌شود.۴۰ درصد از ساکنان یمن که بالغ بر ۲۴ میلیون نفر جمعیت دارد وابسته به زیدی‌ها هستند که حوثی‌ها موقعیت ویژه‌ای در میان آن‌ها دارند. اکثر قبایل یمن که از قضا به دلایل تاریخی به شدت نیز از عربستان متنفرند مسلح بوده و در صورت وقوع جنگ به سرعت می‌توانند نیرویی چندصد هزار نفری را برای مقابله با نیروی زمینی اجاره‌ای عربستان تشکیل داده و جنگ را تا عمق خاک عربستان بکشانند.شاید بتوان اعلام آماده ‌باش عربستان برای ۱۵۰ هزار نظامی این رژیم در مرزهای یمن را که رسانه‌های عربستان اعلام کرده‌اند، دلیلی بر اطلاع ریاض از این ظرفیت قوی دانست. انصارالله و دیگر مبارزان و مردم یمن نفرت انباشته‌ای از عربستان و شرکای منطقه‌ای‌اش دارند و چنین اتفاقی مشروعیت مردمی مبارزه و مقاومت را افزایش داده و مسیر مبارزه را تسهیل خواهد کرد و در صورت شروع جنگ زمینی در محتمل‌ترین حالت اگر جنگ به عمق خاک عربستان کشیده نشود تبدیل به یک جنگ فرسایشی خواهد شد.

۵- از دیگر دلایل شکست احتمالی ائتلاف تحت رهبری عربستان در تجاوز نظامی به یمن اهداف متعارض کشورهای عضو ائتلاف و مسائل و بحران‌های داخلی آنها است که هر کدام با آن دست به گریبان هستند. مصر با ترکیه، عربستان با قطر، قطر با امارات دچار اختلافات سیاسی هستند. بیشتر کشورهای عضو ائتلاف جدای از اختلافات عدیده سیاسی و مرزی دچار بحران‌های داخلی نیز هستند. مصر یک دولت ورشکسته و با مشکلات سیاسی و اقتصادی بسیار است و ضرورتی برای مداخله در یمن بیشتر از آنچه که عربستان در آن کشور انجام می‌دهد نمی‌بیند و تنها از ترس قطع کمک‌های مالی عربستان است که با آل سعود همراه شده است. ترکیه نیز انگیزه‌ای مثل عربستان در یمن ندارد و بعید است که حاضر به فرستادن نیروی زمینی به یمن باشد. تنها نفع ترکیه از این همراهی خروج آنکارا از انزوایی است که بعد از شکست طرحهای بلندپروازانه اردوغان در منطقه با آن مواجه شده است. در مجموع با توجه به عمق اختلافات بین حکام بلاد عربی بعید به نظر می‌رسد که عربستان بتواند یک اتحاد پایدار جدید یا ارتش مشترکی به وجود بیاورد یا سایر کشورها را قانع کند که نیروی زمینی به یمن اعزام کنند در حملات هوایی نیز بیشتر هواپیماها و تجهیزات نظامی به کار گرفته شده از سوی دولت عربستان بوده و سایر کشورها مشارکت چندانی در این تجاوز نظامی ندارند.

۶- عربستان فاقد یک حکومت کارآمد و منسجم است و در صورت طولانی شدن و فرسایشی شدن جنگ در یمن و کشیده شدن جنگ به داخل خاک عربستان (که با توجه به تجربه جنگ‌های قبلی حوثی‌ها با آل سعود و مرزهای طولانی دو کشور بعید نیست) به نظر می‌رسد که اختلاف و دو دستگی داخل ساختار حاکمیتی آل سعود، آنها را به عقب نشینی مفتضحانه از یمن متقاعد کند. شاهزادگان سعودی مخالف جریان حاکم و مقاماتی که اخیرا و پس از جابه جایی قدرت کنار گذاشته شده‌اند در کمین شکست جنگ یمن نشسته‌اند در همین چند روز شروع این جنگ نیز گروه «ائتلاف جوانان الجزیره» از گروه‌های معارض عربستان در بیانیه‌ای از اختلافات میان سران آل سعود درباره این جنگ خبر داد و اعلام کرد همزمان با ادامه عملیات «توفان قاطع» عربستان علیه یمن، شاهزادگان سعودی درباره این عملیات و تاثیرات و پیامدهای آن بر آینده نظام عربستان سعودی دچار اختلاف و تردید شده‌اند و حتی برخی از آنان درباره موفق بودن نتیجه جنگ تردید کرده‌اند.ائتلاف جوانان الجزیره اعلام کرد: برخی از شاهزادگان در ساعات اولیه این عملیات علیه یمن، مخالفت خود را اعلام کرده‌اند و از جمله اینها، مقرن بن عبدالعزیز ولیعهد سعودی و «متعب بن عبدالله» پسر ملک عبدالله و رئیس گارد ملی هستند که مخالفت خود را اعلام کرده‌اند. مسئله دیگری نیز که جدای از اختلاف در بین شاهزادگان آل سعود را نگران می‌کند اعلام همبستگی شیعیان عربستان و قبایلی که در مرز مشترک و طولانی دو کشور زندگی می‌کنند با مردم یمن است. بسیاری از اهالی جنوب عربستان هم مرز با یمن نیز همزمان با تشدید نگرانی از پاسخ ارتش یمن و انصارالله به حملات جنگنده‌های سعودی مجبور شدند خانه و کاشانه خود را ترک کنند. در صورت شروع حرکت‌های اعتراضی در مناطق شیعه نشین عربستان از یک سو و حرکت‌های اعتراضی ناگهانی و پیش بینی نشده در سایر مناطق عربستان( مثل اقدامات مخالفان حمله به یمن در شهر‌های بزرگ عربستان) معلوم نیست آل سعود چگونه خود را از این گرداب خود ساخته باید خلاصی دهد. هزاران یمنی در عربستان زندگی می‌کنند که ظرفیت ویژه‌ای را به انصارالله می‌دهد تا پاسخ به این تجاوزگری را در داخل خاک عربستان و در شهرهای بزرگ این کشور انجام بدهد.

 

روزنامه «واشنگتن پست» پس از شروع تهاجم نظامی عربستان به یمن در یادداشتی با نگاهی به تاریخچه مداخلات خارجی در یمن می‌نویسد: «در سال‌های دهه ۱۹۶۰، مصر به باتلاق نبردی طولانی و پرهزینه در یمن وارد شد و دولت قاهره بهای بسیار هنگفتی برای این مداخله نظامی در یمن پرداخت: بیش از ۱۰ هزار سرباز مصری کشته شدند و بدهی بزرگی روی دست کشور ماند. این درگیری با عنوان «ویتنام مصر» لقب گرفت و رسانه‌های غربی نیز در آن زمان، مداخله در یمن را اشتباه کلاسیک در اوضاع درهم و برهم، سرزمینی دور ترسیم کردند.هم‌اکنون این داستان می‌تواند بیشتر از مصر، برای عربستان سعودی که در عملیات «توفان قاطع» شرکت کرده، قابل تامل باشد. عملیاتی که شرکت مصری‌ها در آن به نوشته نیروانا محمود، بلاگر مصری، «مهر تاییدی بر این امر است که رهبران قاهره نمی‌توانند به عربستان سعوی «نه» بگویند.«توفان قاطع» عملیاتی برای ایجاد ثبات در یمن نیست بلکه عملیاتی است که بناست غرور فرسوده شده سعودی‌ها دربرابر سلطه رو به رشد ایران در منطقه را به آنها بازگرداند. اما ماجراجویی خارجی‌ها در تاریخ یمن، به ندرت آن طور که برنامه‌ریزی شده بود، پیش رفته است.» خیلی طول نخواهد کشید که رسانه‌ها از یمن به ویتنام عربستان نیز یاد خواهند کرد باید منتظرماند…

جواب باداران به حمایت اشرف غنی

هیات عربستان برای حل مشکلات صدور ویزای کار، به کابل آمدند

 

هیات عربستان برای حل مشکلات صدور ویزای کار، به کابل آمدندهیات وزارت های کار، داخله و خارجه و ریاست عمومی قوای بشری عربستان سعودی به کابل آمده اند.
دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری، با نشر خبرنامه‌ای اعلام کرد: این هیات به در خواست رئیس جمهور اشرف غنی، به خاطر بررسی تخنیکی صدور ویزه کار برای اتباع افغان در عربستان سعودی به کابل آمده اند.
به نقل از منبع، این هیات روز گذشته در دیدارشان با رئیس جمهور اشرف غنی، وعده سپرد که یاداشت های خویش را به مقامات مربوطه کشور شان تقدیم خواهند کرد تا در روشنایی آن ممنوعیت صدور ویزه کار برای اتباع افغانستان در عربستان سعودی، رفع گردد.
بر بنیاد گزارش ها، عربستان سعودی موافقه کرده که برای صد هزار افغان در آن کشور زمینه کار را فراهم خواهد کرد.

 

اندرباب حمایت افغانستان از عربستان در جنگ یمن

این حمایت باید از دو جانب مورد تحلیل قرار گیرد:
۱. بیرون شدن افغانستان از حالت بی طرفی و حمایت قاطع یکی از قدرت های منطقه
۲. چگونگی خود این حمایت

افغانستان از سالیان درازی به این سو, زمانی که دولت مرکزی و واحد داشته است همواره کوشیده است که سیاست “بی طرف سنتی” را اختیار کند و به همان قول معروف بکوشد تا “گرگ و چوپان و سگ گله” هر سه را راضی و خوش نگهدارد. بگونه مثال از بی طرفی افغانستان در هر دو جنگ جهانی تا بی طرفی افغانستان در موضعات کلیدی منطقه مثل تقابل های منطقوی پاکستان و هند, ایران و روسیه و آمریکا… میتوان یاد آور شد.

هر چند این بی طرفی ها ثبات نسبی را در کشور تامین و افغانستان را از گزند جنگ های بزرگ منطقوی و مبدل شدن به میدان جنگ بین قدرت های بزرگ رهانید اما فرصت تبدیل شدن افغانستان به یک کشور قدرتمند و متحد قدرت های بزرگ را نیز از بین برد. تاریخ ثابت ساخته است که این امتیاز “ثبات نسبی” نیز با دست درازی های استخباراتی دوام چندانی نداشته و بزودی نابود گردیده است.

بدون در نظر داشت اینکه افغانستان به حمایت چه کسی و با چه نیرو و توانی از حالت بی طرفی برآمده و دست از دستور العمل تکراری و ناکام بی طرفی شسته است, از اصل خروج از بی طرفی اعلام حمایت کرده و آن را گام مثبت و موثر برای آینده افغانستان می شمارم.

در خصوص این جبهه گیری, فواید, اضرار و … آن در نوشته دیگری ابراز نظر خواهم کرد.

با احترام

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن