خانه «=« آرشیو برچسب: کشور

آرشیو برچسب: کشور

حکمتیار از ترکیه تا عربستان

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، افغانستان جدای از اینکه بر اساس قوانین نانوشته رهبران پشت پرده سیاست و حامیان خارجی اداره و رییس جمهوری از دل قومیت پشتون مستحق حاکمیت تعیین می شود در سفرهای برون مرزی مقام های خارج از دایره دولت نیز بی مانند می باشد.

اگر کرزی در سه سال دوری از قدرت همچنان پرحاشیه در سفرهای خارجی می باشد، گلبدین حکمتیار نیز جدای از سخنان قومیتی و ابراز افکار افراط گرایانه اکنون سفرهای برون مرزی خود را آغاز کرده اما نکته قابل تامل، رفتن به ترکیه است.

اینکه چرا ترکیه مقصد اول رهبر حزب اسلامی متهم به نقض حقوق بشر است را باید در رویداهای سیاسی درون حکومتی جستجو کرد زیرا همچنان که این کشور مامنی برای جنرال دوستم به دور مانده از قدرت می باشد برای حکمتیار نیز می تواند نقظه عطفی برای حمایت های خارجی شود.

حکمتیار و اردوغان از گذشته های دور در ارتباط بوده اند اما سیاست نفاق برانگیز رهبر حزب اسلامی و نبرد با هر جریان و حکومت داخلی سبب شده که سال ها زندگی پنهانی در کشورهای منطقه ای به مانند پاکستان، ایران و ترکیه داشته باشد.

اینکه بنا به خبر یکی از رسانه های ترکیه، حکمیتار قبل از توافقنامه صلح برای درمان در این کشور حضور داشته که از سوی حزب سلامی رد شد، روابط عمیق تر از درمان می باشد، حضور دشمن دیرینه ای چون جنرال دوستم در تبیعد و از رهبران جناح مخالف ارگ می تواند مهم ترین دلیل برای چنین سفری باشد.

حکمتیار که خیال تصاحب حکومت در سر دارد ابتدا باید از سد دشمنانی دیرینه اما قدرتمند همچون جنرال دوستم و عطا محمد نور بگذر و اینگونه به نظر می رسد که وجود معاون اول ریاست جمهوری حتی در تبعید آزاردهنده تر از مخالفانی است در درون کشور.

از سوی دیگر، انزوا و زندگی پنهانی وی به مدت بیست سال سبب چند شاخه شدن حزب اسلامی شده است که پس از توافقنامه صلح به خوبی نمایان می باشد تا آنجا که در نشست این حزب برخی از چهره های مهم همچون ارغندیوال شرکت نکرده بود.

در این میان، حکمتیار که مشروعیت قانونی و قدرت یابی دوباره را مدیون تلاش های غنی و تیم کوچک ارگ است هم راستا با اهداف قبیله گرانه حکومت در پی از میان بردن چهره های مخالف می باشد و به طور حتم در سفر به ترکیه برای جلب حمایت اردوغان تمامی تلاش های خود را هزینه خواهد کرد تا امن ترین پناهگاه جنرال دوستم را نیز به ناامنی کشاند.

حکمتیار پس از ترکیه در سفر به عربستان در پی تحکیم پایه های رهبری در حزب اسلامی می باشد تا در بیعتی دیگر با حامی و تمویل کننده سابق این حزب، هم نفوذ وهابیت در افغانستان را گسترش دهد و هم از الطاف کلان ریاض دگرباره مستفیذ شود.

در همین راستا، اگر در گذشته رهبری دینی می توانست سکوی پرتاب قدرت افرادی چون حکمتیار در رهبری باشد اما اکنون در تغییرات گسترده سیاسی، حمایت های خارجی و قدرت نظامی از دلایل اصلی قدرت و تقابل با رقا در افغانستان می باشد.

و هرچند وی همچون کرزی که گذشته ای در جنگ های داخلی و عملکرد تروریستی ندارد نمی تواند آزادانه به آزمون و خطای روابط با غرب و کشورهای منطقه ای بپردازد اما همین دایره کوچک از حامیان گذشته که پشتیبان گروه های تروریستی نیز بوده و هستند می تونند برای وی بدل به قدرت شود.

رهبر حزب اسلامی که در جامعه افغانستان به دلیل دست داشتن در جنگ های داخلی و کشتارهای گسترده مورد تنفر است و در میان برخی اقوام پشتون به مانند جهادگری قدیس با در اختیار داشتن حزبی که توان نظامی دارد در حال تبدیل شدن به قدرتمند سیاسی می باشد.

و همچنان که فضا برای عطا محمد، جنرال دوستم و محقق تنگ تر می شود باید بیش از گذشته در اتحاد یکدیگر سدی برای تقابل با سلطه گری ارگ و حواریون آن شوند و در این راستا، جذب حمایت های خارجی و همبستگی درونی می تواند تنها راه پیش رو باشد.

حکمتیار با سخنرانی های به تکرار که خلاصه در قوم گرایی و افراط گری دارد همان رهبر نفاق برانداز سال های جنگ می باشد که اگر بار دیگر از قدرت و حمایت خارجی برخوردار شود، ویران کنندتر از قبل عمل می کند و تروریست تر از طالب و داعش.

سفر به ترکیه زنگ خطر است که برای جنرال دوستم که ترکیه را حامی بزرگ قوم ازبک می داند و تنها مامن برای روزهای مبادا و نشان می دهد که اشرف غنی جز حذف کامل، هیچ راهی را برای مخالفان خود باقی نمی ماند و خطر مقام های دورن حکومتی غیر پشتون را بسیار بزرگتر از عمق کشتار و نفوذ تروریستان می داند.

آیاانتخابات سال آینده منتفی است

تمام شدن مهلت یکساله کار اعضای داخلی کمیسیون انتخابات و برگزار نشدن این انتخابات بدلیل عدم وجود رییس کمیسیون یکی دیگر از چالش های کمیسیون انتخابات است که به دیگر مشکلات اساسی موجود در این کمیسیون افزوده است؛ از اینرو نهادهای ناظر انتخاباتی با توجه به افشاگری های تقلب گسترده در انتخابات قبلی از مهندسی شدن انتخابات های آینده نیز اظهار نگرانی کردند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان(afghanpaper)، نعیم ایوب زاده، رییس اجرایی تیفا صبح امروز دوشنبه ۶ قوس ۹۶ در یک نشست خبری در خصوص فرمان غیرقانونی رییس جمهور مبنی بر آغاز کار دوباره کمیته گزینش گفت: بیشتر از ۱۰ ماه از مدیریت جدید انتخابات می گذرد اما آنچه را که منطق می طلبد و کارهایی اساسی همچون تهیه لیست رای دهندگان، تعیین حوزه های انتخابات، جزییات بودجه انتخاباتی و شیوه برگزاری انتخابات مشخص نیست و هیچ پلان عملیاتی از آغاز تا ختم عملیات آماده نشده است.

ایوب زاده گفت: درست است که کمیسیون انتخابات با نهادهای امنیتی تفاهمنامه تامین امنیت حوزه های انتخاباتی را امضا کرده است اما در عمل ساحه امن و ناامن تشخیص داده نشده و در واقعیت برگزاری انتخابات کاملا ناممکن است.

رییس اجرایی تیفا تصریح کرد: نه تنها در ده ماه گذشته کاری برای پیشبرد امور انتخاباتی صورت نگرفته که چند چالش بزرگ نیز سر راه برگزاری انتخابات ایجاد شده است که همین چالش ها کاملا برگزاری انتخابات در سال آینده را منتفی می کند.

وی، درخصوص نبود اراده سیاسی برای برگزاری انتخابات را چالش مهم و اساسی پیش روی انتخابات آینده خواند و اظهار کرد: این چالش بزرگ تمام تلاش های انتخاباتی را با مشکل مواجه کرده و مانع برگزاری انتخابات در کشور شده است و سوی دیگر مساله، نبود یک آجندای اصلاحی است؛ از زمان تاسیس حکومت وحدت ملی تا کنون نه حکومت و نه کس دیگری یک آجندای عملی اصلاحات انتخاباتی را پیاده یا عملی نکرده است و وقتی این برنامه نباشد رفتن به سمت انتخابات بسیار دشوار خواهد بود.

این آگاه انتخاباتی با بیان اینکه حکومت بحران مدیریتی را در کشور تهداب گذاری کرده است افزود: هیچ اداره ای در کشور به ثمر نمی رسد؛ از کمیسیون انتخابات گرفته تا وزارتخانه ها هر روز افراد تغییر می کنند و بحدی دخالت از آدرس حلقه ریاست جمهوری زیاد است که شورای صلح نیز نمی تواند کار خودش را بکند. هیچ کس صلاحیت خود را ندارد و حلقه ریاست جمهوری به تمام ساختارهای حکومتی غرض غیرقانونی دارند.

ایوب زاده افزود: سلیقه های شخصی باعث غرض و دخالت شده است و به ساختارها اجازه داده نمی شد که مطابق طرزالعمل ها کار خود را پیش ببرند؛ غرض های حکومت در ساختارهای مختلف باعث شده که آنها نتوانند ماموریت های خود را انجام دهند.

رییس اجرایی تیفا با اظهار نگرانی از اوج گرفتن تنش های سیاسی در کشور گفت: وقتی یک گروه از حلقات سیاسی بحث برگزاری مجلس بزرگان (لوی جرگه) را مطرح می کنند بدین معنا است که نقطه ضعف های حکومت بحدی زیاد است که راهی جز اینکه به سمت بدبخت کردن حکومت بروند، باقی نمانده است.
وی ادامه داد: در این شرایط هدف حکومت بجای راه حل یابی، روی همان حلقه تمرکز می کند و بخاطر ضعیف ساختن حلقه سیاسی مساله شهرک عینومینه را مطرح می کند!

رییس اجرایی تیفا، درخصوص برکناری ها در نهادهای انتخاباتی تصریح کرد: حکومت خود دست به نقض قانون خودساخته خود می زند و الا برکناری رییس دارالانشا بر مبنای کدام مساله حقوقی و مبنایی صورت گرفته است؟ وی در ظاهر برکنار شده است اما از لحاظ کتبی چیزی معلوم نیست و این آدم با ناامیدی در وظیفه اش مانده است و کاری هم نمی تواند بکند.

ایوب زاده گفت:جناب رییس جمهور، رییس اجرایی و سرور دانش، رییس کمیسیون انتخابات را انتخاب کردند و معلوم نیست براساس چه منطقی وی را برکنار کرده اند؟ اگر این افراد مشکل داشتند، کار کمیته گزینش درست نبوده است و چرا این کمیته را قبول کردید و اگر دانش انتخاباتی نداشتید چرا افراد ناشایست را انتخاب کردید؟ علت ضعف ها و کم کاری ها در انتخابات افراد نیستند بلکه عدم صداقت و کم کاری حکومت نسبت به پرنسیب انتخابات است.

این آگاه انتخاباتی با اشاره افشاگری رحمت الله نبیل از تقلب در انتخابات گذشته گفت: این حکومت زاییده یک تقلب گسترده بود هاست و وقتی زاییده تقلب باشد، تقلب در آن نهادینه شده است و چه انتظاری از آن می رود؟ رنجی که امروز می بریم از چگونگی تهداب گذاری حکومتی است که بر اساس تقلب به بار آمده است و ادامه این وضعیت به نفع هیچ کس نیست.

وی در خصوص دخالت حکومت در نهادهای انتخاباتی هشدار داد: مردم از انفجارها در گردهمایی ها هیچ ترسی ندارند و اگر قرار باشد وضعیت را ادامه بدهید، مردم نه از طالب، نه از داعش و نه از ستون پنجمی هایی که در حکومت کار می کنند، هراسی ندارند و حاضر هستند باز هم قربانی بدهند اما زندگی را برای آنها در تمام ولایت های افغانستان حرام می سازند.

ایوب زاده افزود: مردم به فغان آمده اند و کاسه صبرشان لبریز شده است، اگر بازی های پوچ سلیقه ای ادامه یابد و به سمت انتخابات نروید مردم زندگی در این کشور را برایتان حرام می سازند. با این بازی های بچگانه به دمکراسی، ارزش های مدنی و سیاسی توهین نکنید و اجازه بدهید که ساختارها و ادارات کار خود را بکنند. حرکات بزرگ مردمی را نادیده نگیرید چراکه اگر کسی میانجیگری نمی کرد شما امروز در این وضعیت قرار نداشتید.

رییس اجرایی تیفا تصریح کرد: اعضای کمیته گزینش موقتی هستند و ماموریت آنها تمام شده و حق ندارند برای یک نفر جلسه بگذارند و او را شناسایی کنند، که اگر انها اینکار را بکنند خیانت کرده اند و در جرم ملی شریک شده اند. برکناری رییس کمیسیون و رییس دارالانشا و رفتن به سمت اینکه یک نفر در کمیته گزینش بررسی شود، اساس قانونی ندارد.

وی افزود: تداوم وضعیت موجود باعث می شود که اصلا انتخاباتی در سال آینده برگزار نشود و براساس یافته های تکنیکی و جو سیاسی حاکم برگزاری انتخابات کاملا ناممکن است مگر اینکه حکومت یک انتخابات مهندسی شده را برگزار کند که دراینصورت به آنها هشدار می دهیم که مردم زندگی در این کشور را بر آنها حرام می سازند.

نویسنده شوید

آیا می توانید بنویسید؟ موضوعات مختلفی را برای یک روزنامه یا سایت خبری به رشته تحریر در آورید طوری که متفاوت باشید، برای نوشتن فقط هنر و دانش لازم نیست بلکه مهارت نیز لازم است. نوشتن را شاید همه به نوعی بتوانند تجربه کنند اما اینکه چگونه از ماحصل دانش، هنر و مهارت بتوانیم یک تولید خوب درآوریم و متفاوت باشیم نیازمند آشنایی با ظرایفی است.
انجمن فرهنگی تبلور اندیشه با توجه به رسالت فرهنگی در راستای توسعه اگاهی و اموزش سعی نموده این زمینه را برای شما عزیزان فراهم نماید بدین منظور میتوانید در وب سایت دوزبانه انجمن فرهنگی تبلور اندیشه بنویسید.
برای این مهم میتوانید با نام کاربری و رمز ورود زیر وارد وب سایت شده وش روع به نوشتن نمایید
نام کاربری:

writter

رمز ورود:

writter2018

آدرس ورود:
click_here

محقق در نقش فرمانده لشکر فاطمیون؟

در فردای جشن پیروزی ایران بر داعش، محمد محقق در سمینار «بیداری اسلامی» در تهران، خلاف جهت‌گیری عمومی هزاره‌ها، از همسویی گذشته با جمهوری اسلامی ایران فراتر رفته و از سردار سلیمانی و رزمندگان هزاره در برابر داعش در سوریه با قدردانی یاد کرد که به‌ویژه نسل جوان هزاره را برآشفته و در رد و محکومیت آن همچنان می‌نویسند. محقق سخنرانی‌‌ را با این جمله به پایان برد که ده هزار داعشی به افغانستان آمده اند. محقق از جدیدیت اراده ایران در رقابت با عربستان در کشورهای منطقه، و در برابر داعش به‌خوبی آگاه است.

محقق در پی احیای روابط نزدیک خود با سپاه پاسداران و به‌ویژه سردار سلیمانی برآمده تا نه‌تنها یک پشتوانه نظامی قابل توجه را تضمین کند بل‌که چشم امید دارد تا سردار سلیمانی محقق را در فرماندهی لشکر فاطمیون شریک بسازد. گفته می‌شود فاطمیون لشکر پانزده تا سی هزارتن هستند، آموزش دیده، در سوریه جنگ کرده و آماده ورود به جنگ با داعش در افغانستان نیز هستند.

محقق سنجیده و حساب‌شده اینگونه جهت‌گیری می‌کند که قابل تامل و تحلیل است. برای محقق این فرصت بی‌نظیر است، فردی سرد و گرم چشیده بازی قدرت در افغانستان مانند او باشد، این فرصت را از دست نمی‌دهد. گرچه بعید است ایرانی‌ها فرماندهی فاطمیون را به محقق واگذار کنند، چنانکه در اواخر دهه ۱۹۹۰ نیز ایران فرماندهی سپاه محمد را به حزب وحدت نداد. حتی اگر حداقل در زمینه فعالیت لشکر فاطمیون در افغانستان، سردار سلیمانی با محقق مشورت کند، گوشه کلاه محقق به آفتاب خواهد زد. جنگ قدرت در افغانستان، حالا بیش از گذشته ابعاد نظامی به خود گرفته است. اگر توان نظامی عطا محمد نور نباشد، اشرف غنی یک روز دیگر هم او را تحمل نمی‌تواند. محقق حالا که محبوب هزاره‌ها نیست، رای میلیونی هزاره‌ها را ندارد، به فکر در اختیار گرفتن قوت و زور آماده لشکر فاطمیون برآمده است و در این زمینه بی‌رقیب است.

در اینکه چه کسی به عنوان رهبری شیعیان در افغانستان نزد رهبری ایران نمایندگی کند در ۱۶ سال گذشته رقابت سختی در کابل میان ملاها در کابل در جریان بوده است. شیخ آصف محسنی از دیگر رقبا پیش افتاده بود و پول و حمایت فراوان از ایران دریافت می‌کرد. اما اینبار رقابت فقط رهبری معنوی نیست بلکه جنبه نظامی داشته و جنبه رویارویی مستقیم نظامی ایران و عربستان در منطقه به خود گرفته است.

ایران در عراق حشد الشعبی را ساخت، در سوریه لشکر فاطمیون از افغانستان و زینیون از پاکستان را به مصاف داعش روان کرد. در یمن، حوثی‌ها را به پیشرفته‌ترین موشک‌ها مجهز ساخته است و حزب الله در لبنان به برتری غیرقابل انکار رسیده است. در همه این کشورها ایران برنده بازی منطقه‌ای است.

اگر پای جنگ نیابتی ایران و عربستان به افغانستان کشانده شود، مسوولیت آن در درجه نخست برعهده آنهایی است که «پروژه داعش» را در افغانستان پیش می‌برند. داعش در افغانستان یک «پروژه» است و قربانی آن هم هزاره‌ها خواهند بود. در برابر این ده هزار داعشی که چهارصد جوان هزاره را در دهمزنگ به خون غلطاند و حملات منظم به مساجد هزاره‌ها، کدام قدرت از هزاره‌ها حفاظت خواهد کرد؟ محقق اگر بتواند با توسل به سردار سلیمانی و لشکر فاطمیون، در برابر داعش در افغانستان موفق شود، مانند شیخ نصرالله در لبنان رهبری خود را تضمین کرده است.

من دیگر امیدی به سیاستمداران ندارم

مقام معظم رهبری در حاشیه اجلاس سران کشورهای اسلامی عنوان کردند : من دیگر امیدی به سیاستمداران ندارم

وضعیت از این بدتر خواهد شد

چند روز پیش اطراف ارگ ریاست جمهوری شاهد انتحار و انفجار بود. امروز هم مخالفان مسلح دولت، یا به قول رییس جمهور مخالفان سیاسی دولت افغانستان محکمه استیناف بلخ را مورد حمله مسلحانه قرار دادند. بلخ همیشه از شهرهای امن بوده است. چگونه است که حالا با آمدن حکومت جدید آنجا ناامن می شود. در حالیکه رییس جمهور وعده صلح با طالبان را داده بود؟

نصرالله صادقی زاده نیلی در برنامه «خط کابل» گفت: نشانه هایی وجود دارد که وضعیت از این بدتر هم خواهد شد. از اول مشخص بود که حکومت وحدت ملی که در راس جناب داکتر اشرف غنی قرار دارد اراده ای در جهت از بین بردن طالبان ندارد. در انتخابات سال گذشته شنیدیم که در برخی ولایات افغانستان طالبان مردم را وادار کرد که بیایید و به اشرف غنی رای دهند. رییس جمهور در روز دوم کاری خود طالبان را مخالفان سیاسی خطاب کرد که این می تواند حکایت از این کند که افغانستان به چه سمت و سویی می رود.

وی از اعتماد بیجای رییس جمهور به پاکستان سخن به میان آورده گفت: مشکل اعتماد بیش از حد رییس جمهور به پاکستان است، در حالی که همیشه آنها حامی طالبان بوده اند. این حاکی از این است که در افغانستان وضعیت بدتر از این می شد اما بازهم در بین نیروهای امنیتی و نظامی ما کسانی هستند که برخلاف این سیاست های کلان افغانستان سینه خود را سپر می کنند و به دفاع از این اوضاع می پردازند.

نیلی رسیدن اشرف غنی به ریاست جمهوری را از قبل تعیین شده می داند تا به نام صلح، طالبان هم چنان در کشور دخیل باشند و افزود: هدف فقط رسیدن یک نفر به ریاست جمهوری بوده است. به هر وسیله و هر نیرنگی که شود تا بدین ترتیب کسانی که در این موضوع دخیل بودند بتوانند به راحتی به تمام برنامه های خود در افغانستان برسند.

وی در ارتباط با، به وجود آمدن اوضاع جدید در کشور و وجود نیروهایی جنگجو به نام داعش در افغانستان و عکس العمل نشان ندادن حکومت گفت: جنرال دوستم یکی از شخصیت های افغانستان است که واقعاً با طالبان مبارزه کرده است گمان می رود که آوردن ایشان به عنوان معاون رییس جمهور دو هدف دارد: یکی، هزارها های مردم آن مناطق برای رای گیری استفاده شود و دوم اینکه جنرال دوستم را در محدودیتی قرار دهد و وی را آرام کند تا با طالبان وارد جنگ نشود. دلیل اینکه حالا هم با داعش هیچ گونه برخوردی نمی شود این است که نمی خواهند که مقاومتی صورت بگیرد.

ما چرا (BSA) را امضاٰ نکردیم؟/ عبدالکریم خُرم

قرار نیست درین مقاله همهٔ عواملی را که منجر به امضأ نکردن قرارداد امنیتی با ایالات متحدهٔ امریکا از جانب حامد کرزی شد بیان نمایم، بلکه بصورت مختصر بر بخشی از تحلیلی که نزد وی و من منحیث همکار و هم نظرش وجود داشت روشنی می اندازم.

ایالات متحدۀ امریکا بعد از حادثۀ یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ میلادی تحت نام مبارزه علیه تروریزم به افغانستان آمد. با فرونشستن گرد و خاک آن حادثۀ المناک امریکا به پیاده کردن طرح باقی ماندنش در کشور ما شروع کرد. باقی ماندن دراز مدت امریکا در افغانستان برای اهداف منطقوی اش بود و برای رسیدن به این اهداف به افغانستان منحیث یک پایگاه بزرگ ضرورت داشت. بعبارت دیگر افغانستان برای امریکا هدف نه بلکه وسیله تلقی میگردید. برای ماندن دراز مدت در افغانستان امریکا ضرورت داشت تا دست به ایجاد پایگاه های نظامی و استخباراتی درین کشور بزند. برای ساختن پایگاه ها ضروری پنداشته میشد تا نه تنها جنگ در افغانستان وجود داشته باشد بلکه روز بروز شدید تر هم شود. در صورتی که در افغانستان جنگ نمیبود اکمالات شباروزی اسلحۀ پیشرفته و ثقیل و اعمار تأسیسات بزرگ و مغلق بصورت طبیعی سوالاتی را نزد مردم این کشور و ممالک همسایه و منطقه بوجود میآورد. بنا برین بعد از مقدمه چینی ها امریکا در سال ۲۰۰۴عملاً به روشن ساختن آتش جنگ و انسجام و تقویت دوبارۀ طالبان آغاز کرد.

عملیات شبانه، بوجود آوردن تلفات ملکی، زندانی نمودن مردمان بیگناه و فعال ساختن زندان بگرام همه اقداماتی بودند که انگیزۀ جنگ را ایجاد و تقویه میکردند. این اقدامات عمدتاً در مناطق جنوبی و شرقی افغانستان رویدست گرفته شد، مناطقی که در امتداد خط دیورند یعنی در کنار کشور پاکستان قرار داشتند.

بادرک همین مسأله بود که حامد کرزی رئیس جمهور پیشین، زندان بگرام را «فابریکۀ طالب سازی» خواند. امریکا با ایجاد رسانه های وابستۀ افغانی و با استفاده از مطبوعات خویش در جریان سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ برای هر چه بزرگ جلوه دادن قوت طالبان و القاعده و ضعیف و فاسد نشان دادن حکومت بسیار کوشید.

در سال ۲۰۰۹ آهسته آهسته نشانه هایی از آغاز مرحلۀ دیگر ستراتیژی امریکا پدیدار گشت.

جنجالهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ و مطرح ساختن اینکه امریکا خواستار ایجاد پایگاه های نظامی میباشد در مذاکرات بسیار خصوصی با رئیس جمهور وقت افغانستان نشانه های داخل شدن به این مرحلۀ جدید بود که من جهت اختصار کلام از ارائۀ جزئیات آن درینجا صرفنظر میکنم.

طرح امضای پیمان همکاریهای دراز مدت ستراتیژیک بین افغانستان و امریکا در قدم اول از جانب واشنگتن ارائه شد. درین پیمان دیگر همه پوست بود، مغزش را فقط قرارداد امنیتی و دفاعی که بنام (BSA) شهرت یافت تشکیل میداد. چانه زدنها و شرایط سخت حامد کرزی امریکا را وادار ساخت تا قرارداد امنیتی را از بقیه جدا ساخته بحث بر سر آنرا به سال آینده موکول نماید و در سال ۲۰۱۲ به امضای پیمان همکاری های دراز مدت ستراتیژیک بسنده کند. این پیمان سمبولیک که از نظر محتوا چیز مهمی ندارد در نیمۀ شب دوم ماه می سال ۲۰۱۲ با آمدن بارک اوباما به کابل توسط وی و حامد کرزی در قصر حرمسرای ارگ به امضأ رسید. همزمان با امضای پیمان مذکور مذاکرات بر سر قرارداد امنیتی و دفاعی بین دو کشور آغاز گردید. با وصف اینکه حامد کرزی هر سطر این قرارداد را با دقت از نظر گذرانید، بر سر هر جملۀ آن چانه زد و جهت بحث بر سر آن لویه جرگۀ مشورتی را فرا خواند اما باز هم نگذاشت این قرارداد در زمان حکومتش امضأ گردید.

عمق درک و معلومات حامد کرزی رئیس جمهور پیشین از قرارداد امنیتی و دفاعی بمراتب بیشتر از من است اما من درینجا تحلیل خود را ارئه میکنم، که بصورت دوامدار بین من و رئیس جمهور مطرح میگردید.

بنظر من پلان امریکا این بود که قرارداد امنیتی و دفاعی با آخرین حکومت و نظام مشروع افغانستان امضأ شود و با امضای آن جنگ افغانستان وارد مرحلۀ جدید گردد. با درک همین موضوع بود که حامد کرزی در اخیر بیانیۀ جلسۀ اختتامیۀ لویه جرگۀ مشورتی گفت که با در نظرداشت سفارشات لویه جرگه قرارداد امنیتی«بعد از انتخابات» امضأ خواهد شد.

وی میدانست که اگر قرارداد امضأ شود دیگر انتخاباتی در کار نخواهد بود. یقیناً اگر حامد کرزی قرارداد امنیتی با امریکا را بعد از لویه جرگه امضأ میکرد انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴دایر نمیگردید.

اگر به متن قرارداد امنیتی و دفاعی بین امریکا و افغانستان (BSA) نگاه شود دیده میشود که در هر جا بحث بر سر چگونگی نیروهای نظامی امریکاست، هیچ اشاره یی به فعالیتهای CIAدر آن صورت نگرفته و این درست مغز موضوع را تشکیل میدهد.

وقتی من میگویم با امضای قرارداد امنیتی جنگ امریکا دا خل مرحلۀ جدید میگردد هدف من اینست که امریکایی که حالا در افغانستان پایگاه دارد، قرارداد و دستخط دارد تعداد عساکرش را درین کشور کاهش می بخشد، جنگ را به کشورهای دیگر منطقه می کشاند و فعالیتهای CIA را بیشتر میسازد. قابل یاد آوریست که عملیات طیاره های بی پیلوت نیز مربوط CIA میگردد نه وزارت دفاع آن کشور.

حامد کرزی میدانست که بدون ضمانت های معتبر امضای قرارداد امنیتی بر خلاف آنچه که سیاسیون و کارشناسان وابسته به امریکا می گفتند و تعدادی آنرا طوطی وار تکرار می کردند نه امنیت را به افغانستان میآورد و نه وضعیت اقتصادی ما را بهتر میساخت. به همین دلیل وی آغاز عملی پروسۀ صلح را پیش شرط امضای (BSA)قرار داد.

وقتی گفته میشود که با امضای قرارداد امنیتی و دفاعی جنگ امریکا داخل مرحلۀ جدید میشود معنی آن اینست که دامنۀ جنگ به کشورهای همسایۀ افغانستان و مرزهای روسیه و چین کشانده میشود.

برای عملی شدن این نقشه ضرورت است تا افغانستان به یک «وزیرستان بزرگ» مبدل گردد.

دو حادثه آغازگر تبدیل ساختن افغانستان به وزیرستان بزرگ بود: یکی انتخابات ریاست جمهوری که جنجالی شده و حکومت ما ضعیف ساخته و مشروعیتش قصداً معیوب نشان داده شد و دیگری حادثۀ حملۀ تروریستی بر مکتب نظامی در پشاور و قتل عام بیش از صد کودک متعلم در آن.

حکومت پاکستان حملۀ ماه اکتوبر بر مکتب نظامی پشاور را معادل حادثۀ «یازدهم سپتمبر» برای پاکستان خواند.

در واقعیت نیز پاکستان ازین حادثه همان استفاده را بعمل آورد که ایالات متحدۀ امریکا از حادثۀ یازدهم سپتمبر سال ۲۰۰۱کرد. امکان دارد برای این حادثه زمینه سازی صورت گرفته باشد تا از آن استفادۀ لازم بعدی بعمل آید.

سفر لوی درستیز«راحل شریف» و رئیس ISI به افغانستان یک روز بعد از حملۀ تروریستی بر مکتب نظامی پشاور نخستین گام در راه پیاده کردن طرح جدید مشترک پاکستان و امریکا بشمار میآید. کابل باید این هیأت را نمی پذیرفت . با این سفر پاکستان معکوس ساختن معادلۀ تروریزم و پناهگاههای آنرا آغاز کرد.

عملیات «ضرب عضب» که در وزیرستان جریان دارد و حادثۀ تروریستی مکتب پشاور گویا پاکسازی پاکستان از تروریستان را در برخواهد داشت. امروز که صدها جنگجوی خارجی با فامیل های شان به ولایات مختلف افغانستان آمده و درینجا مستقر شده اند آغاز وزیرستان سازی افغانستان است. صدها جنگجو با فامیل های شان در هلمند، فراه، زابل، غزنی، وردک، سرپل، فاریاب، بدخشان…. جابجا میشوند اما کسی نیست که جلو آنها رابگیرد. علاوه بر آن رسانه های امریکایی و پاکستانی نیز از نقل مکان گروهی تروریستان به داخل افغانستان گزارش میدهند بعنوان مثال شمارۀ ۲۸ جنوری وال ستریت ژورنال که از جابجا شدن صدها فامیل جنگجویان القاعده و ازبکستانی در مناطق «بدون قانون» افغانستان گزارش میدهد.

تبدیل شدن بیرق های سفید به بیرقهای سیاه و ظهور گروه «داعش» در افغانستان نیز نشانۀ آغاز مرحلۀ جدید است. شعار نو، نیروی نو و ساحۀ جدید فعالیت ایجاب مینماید تا گروه جدیدی این جنگ را به پیش ببرد. زیرا مشکل است تحت نام «طالب» مثلاً در آسیای مرکزی جنگید.

اعلام ولایت خراسان در چوکات خلافت داعش توسط ابومحمد العدنانی سخنگوی داعش گامی عملی در آغاز مرحلۀ جدید جنگ امریکاست که جابجا کردن گروهی سر بازان آنرا در افغانستان از قبل آغاز کرده است.

این جریانات که همه در پیش چشم ما واقع میشوند نقطۀ آغاز آن امضای قرارداد امنیتی و دفاعی بین امریکا و افغانستان است.

برای اینکه این نقشه بصورت درست عملی گردد افغانستان باید به کشوری تبدیل گردد که مشروعیت نظام سیاسی اش تحت سوال باشد، کشور پارچه پارچه بوده و مراجع مختلف قدرت در آن ایجاد شود، سیاسیون خجالت زده بوده و ثبات مملکت شکننده باشد.

بعد از جنجالی ساختن انتخابات ریاست جمهوری قدم بعدی برای محروم ساختن افغانستان از نظام قوی و مشروع، انتخابات پارلمانی و مسایل و جنجال های مربوط آن است.

امریکا میخواهد در نظام انتخاباتی افغانستان تغییراتی آوره شود. داخل ساختن پای خارجیها در کمیسیونهای انتخاباتی از اهداف عمدۀ امریکاست. هر دو کاندیدایی که امروز بر سر قدرت هستند در تفاهمنامۀ ایجاد حکومت وحدت ملی که متن اصلی آن به انگلیسی نوشته شده بود خود را به آوردن «اصلاحات» در نظام انتخاباتی متعهد ساخته اند.

هر چند تعدیل قوانین انتخاباتی و تغییر آوردن در کمیسیونهای انتخاباتی در سال آخر کار شورای ملی بر اساس حکم قانون اساسی ممکن نیست اما با وصف آن ولسی جرگه بر آن کار نموده و طرح تعدیل قانون تشکیل و صلاحتیهای کمیسیونها را آماده ساخته است. اگر کمیسیون مستقل انتخابات اقدام به برگزاری انتخابات پارلمانی در زمان معین آن نماید سروصداها و مخالفتهای شدیدی علیه این اقدام بوجود خواهد آمد و یکبار دیگر وضعیت به بحران کشانده خواهد شد، اما اگر تدویر انتخابات تا اصلاح دلخواه امریکا به تعویق بیافتد ما بعد از تمام شدن میعاد کار ولسی جرگه دارای قوای مقننۀ قانونی نخواهیم بود. درین صورت نیز با سپری شدن مدت کوتاه صداها بلند خواهد شد که پارلمان ما قانونی نیست، حکومت مشروع نیست… خلاصه ما با بحران مشروعیت نظام روبرو خواهیم بود.

اعلام مکرر این که طالبان دیگر دشمن امریکا نیستند و آنها را شورشی خطاب کردن این گمان را قوت می بخشد که شاید مناطقی از افغانستان در جریان سال آینده در دست آنها سقوط نماید. اگر این کار شود در عکس العمل با آن وضعیت غیر قابل پیشبینی را در تعدادی از ولایات دیگر کشور شاهد خواهیم بود.

از جانب دیگر وضعیت اقتصادی افغانستان ازیکسال بدینسو رو به وخامت نهاده است. امضای قرارداد امنیتی با امریکا نه تنها باعث جلب سرمایه گذاری و بلند رفتن عواید دولت نشد بلکه سرازیر شدن گروهی تروریستان داخلی و خارجی به ولایات مختلف وضعیت اقتصادی کشور را بدتر خواهد ساخت.

فقر اقتصادی، حکومت ضعیف و ادارۀ فلج شده، خرابی وضعیت امنیتی همه عناصر تشکیل دهندۀ «وزیرستان» شدن افغانستان هستند.

موجودیت «وزیرستان» منحیث سیستم و فضا ضرورت امریکا برای صدور جنگ به مناطق دیگر است. همانگونه که دیروز آن فضا و سیستم علیه افغانستان بکار گرفته میشد، فردا میتواند علیه کشورهای دیگری بکار گرفته شود. متأسفانه بعد از امضای قرارداد امنیتی شاهد بکار افتادن این ماشین ویرانگر جنگ هستیم، همان جنگ سابق اما در مرحلۀ جدید و با ابعاد جدید آن.

ما به این دلیل BSA را امضا نکردیم.

ابر قدرتها در طول تاریخ اینچنین طرحها و حیله ها داشته اند اما بیداری ملت ها و یاری خداوند نتیجه را چیز دیگری ببار آورده است.

اعتراض شماری از باشندگان کشور نسبت به افزایش بدامنی‌ها در غزنی

تهیه شده توسط علی آرش
اعتراض شماری از باشندگان کشور نسبت به افزایش بدامنی‌ها در غزنی ده ها تن از باشندگان کشور در یک گردهمایی اعتراضی در کابل، خشونت های اخیر در ولایت غزنی را محکوم کردند و از مقامات حکومت وحدت ملی خواستند تا جلو گسترش خشونت های فزاینده در ولایت غزنی را بگیرند.
این معترضان که امروز جمعه در دهمزنگ کابل گرد آمده بودند، با حمل شعارهایی، به حمایت از قربانیان ملکی غزنی پرداختند و کشتارهای اخیر این ولایت را محکوم کردند.
غزنی در ماه های اخیر شاهد گسترش خشونت های فزاینده بوده است. در تازه ترین مورد چند روز پیش در مسیر راه جاغوری- گیلان، ماین کنار جاده ای جان نزدیک به ده تن از باشندگان ولسوالی جاغوری این ولایت را گرفت. از سویی هم گزارش های رسیده از این ولایت، از افزایش ناامنی در اکثر ولسوالی های این ولایت حکایت دارد.
معترضان اما در کابل نسبت به وضعیت جاری غزنی انتقاد کردند و از رئیس جمهور کشور خواستند تا با سفر در ولایت غزنی به ناامنی های اخیر در این ولایت نقطه پایان بگذارد.
خلیل پژواک از برگزار کنندگان این اعتراض گفت: ناامنی گسترده غزنی نگرانی های جدی را در این شهر به بار آورده و شهروندان عادی این شهر حتا امنیت جانی ندارند.
به باور پژواک مقامات محلی غزنی نیز توجه چندانی به گسترش ناامنی ندارند و به همین دلیل بدامنی ها هر روز در این شهر بیشتر می شود.
اما موسی خان اکبرزاده، سرپرست ولایت غزنی در گفتگو با کلید، هر چند وجود ناامنی ها در برخی از ولسوالی های غزنی را تایید کرد، اما گفت: امنیت شهر غزنی نسبت به گذشته بهتر شده است.
آقای اکبرزاده، دلیل گسترش ناامنی در برخی از ولسوالی های غزنی را کمبود نیروهای امنیتی در این ولایت خوانده، تاکید کرد: به دلیل کمبود نیروهای امنیتی، امنیت برخی از ولسوالی های این ولایت تامین نیست و کنترول ولسوالی اندر ولایت غزنی نیز در اختیار طالبان است.
ولایت غزنی دارای ۱۸ ولسوالی است که در حال حاضر از سوی نزدیک به ۴ هزار پولیس و نیروهای اردو تامین امنیت می شود.
به گفته ی والی غزنی به جز ولسوالی های هزاره نشین این ولایت، دیگر ولسوالی های ولایت غزنی با تهدیدات متوسط و بلند روبروست.
نفوذ گروه داعش در ولایت غزنی
گسترش نفوذ گروه دولت اسلامی یا داعش از دیگر نگرانی های بود که معترضان امروز آن را با رسانه ها در میان گذاشتند.
به گفته این معترضان، گروه داعش در حال حاضر در اکثر ولسوالی های غزنی حضور دارند و افراد نقاب پوش آن ها هر از گاهی به آزار و اذیت مردم می پردازند.
معترضان با صدور قطعنامه ای، نسبت به حضور داعش و افزایش بدامنی در غزنی ابراز نگرانی کردند و نسبت به عواقب این وضعیت هشدار دادند.
در قطعنامه آمده است، در صورتی که به وضعیت غزنی توجه نشود، بدامنی ها در این شهر بیشتر می شود و فعالیت گروه داعش باعث مهاجرت اجباری باشندگان این ولایت خواهد داشت.
با این حال موسی خان اکبرزاده، سرپرست ولایت غزنی ادعاها در مورد حضور گروه دولت اسلامی یا داعش را در این ولایت رد کرد و حضور این گروه را بیشتر”جنگ روحی و روانی” خواند.
سرپرست ولایت غزنی می گوید: داعش در غزنی حضور ندارند و گروه هایی که هر از گاه از آن در رسانه ها نام برده می شود، “طالبان سابق هستند که تغییر لباس داده اند”.
غزنی از ولایت های نسبتا ناامن کشور است. هر از گاهی از بروز خشونت ها در این ولایت گزارش می شود. چندی پیش نیز گروهی از مهاجمان مسلح بر چندین ساختمان دولتی در این ولایت یورش بردند که چندین کشته و زخمی بر جای گذاشت.

شایعات منبع درآمد ارگ نشینان شده است

پنجشنبه هفته گذشته هیاتی از پاکستان با ترکیب محمودخان اچکزی رهبر حزب ملی پختونخوا، آفتاب احمدخان شیرپاو رهبر حزب ملی پاکستان و افراسیاب ختک سناتور آن کشور به کابل آمدند و در جلسه ای با اشرف غنی، عبدالله، حامد کرزی، حنیف اتمری و برخی از شخصیت‌های سیاسی و جهادی و اعضای پارلمان افغانستان به گفتگو نشستند.

در این جلسات که در ارگ ریاست جمهوری کابل برگزار شد، قرار بود مولانا فضل الرحمان رهبر جمعیت علمای پاکستان نیز حضور داشته باشد که همین مطلب باعث نگرانی صدها نفر از شهروندان افغانستان شد و با آتش زدن عکس‌های این مفتی پاکستانی خواستار منع ورود وی به کابل شدند در حالی که اصلا قرار نبود فضل الرحمان خان به کابل بیاید. مسوولان ارگ ریاست جمهوری از این مطلب با خبر بودند ولی در این رابطه هیچ اظهار نظری نکردند تا شهروندان کابل که از فتواهای ننگین این مفتی پاکستانی مبنی بر جایز بودن جنگ طالبان در افغانستان دلگیر بودند، به خیابانها بیایند و اعتراض خود را فریاد بکشند.

این موضوع یعنی اینکه یا کسی در ارگ ریاست جمهوری نیست که بخواهد به شایعات سیاسی آن هم به این مهمی پاسخ بدهد یا اینکه برایشان احساسات و غرور ملی مردم مهم نیست که با عدم اطلاع رسانی خود باعث به جوش آمدن غرور ملی مردم می شوند.

البته باید این موضوع هم ذکر گردد برخی سازمانهای نظرسنجی هستند که با ترویج شایعه ها، به نظر سنجی مردم در آن رابطه می پردازند و سپس در قبال دریافت مبالغی کلان آن را در اختیار نهادها و سازمانهای زیر ربط قرار می دهند. در واقع ترویج مسایل کذب در جامعه بصورت شایعه، تبدیل به منبع درآمدی برای عده ای از مزدوران شده است که متاسفانه کسی در ارگ ریاست جمهوری نیست که بخواهد به این موضوعات رسیدگی کند. شاید هم بخشی از این درآمد نصیب ارگ نشینان می شود که ما از آن بی خبر هستیم.

هرچند بهتر است بگوییم در ارگ کابل چه هست، که این نیست! ارگی که باید در آن مجموع سیاستهای خرد و کلان کشور طرح ریزی و برنامه ریزی گردد این روزها تبدیل به میدان بُزکشی عده ای تازه به دوران رسیده، شده است که تلاش می کنند از قافله چور و چپاول دور نمانند و با واسطه گری و زد و بندهای سیاسی نانی به دست آورند و دیگری را به نوایی برسانند.

گاهی اوقات هم که جناب سخنگو مطلبی را بیان می کند آنقدر گنگ و مبهم است که از آن هیچ چیزی برداشت نمی شود به طور مثال همین امروز جناب نظیف‎الله سالارزی سخنگوی اشرف غنی از سفر رییس جمهور افغانستان به تهران در آینده ای نزدیک خبر داده که قرار است در این سفر پیمان امنیتی تهران – کابل نیز امضا گردد. فقط همین!

و درباره اینکه این سفر چه زمانی صورت می گیرد و جزییات این پیمان امنیتی چیست، هیچ سخن دیگری به میان نیاورد. هرچند که شاید این پیمان همان پیمانی باشد که دولتمردان ایرانی در زمان زمامداری حامد کرزی به دولت افغانستان پیشنهاد داده اند و اکنون اشرف غنی قصد امضای آن را دارد، ولی این حق مردم است که از اتفاقاتی که در ارگ می افتد باخبر باشند، تا هم جلوی شایعات و سوء استفاده ها گرفته شود و هم به میزان شک مردم نسبت به دولت عین و غین افزوده نشود.

سفر هیات طالبان به چین؛ زمینه‌ساز ورود این کشور در بازی‌های جدید منطقه و افغانستان

آگاهان امور در ولایت بلخ می‌گویند که طاافزودن نوشتهلبان مسلح یک اهرم فشار به خاطر پیوستن کشور چین به مسایل سیاسی منطقه پس از سال ۲۰۱۴ در افغانستان به شمار می‌رود.
طالبان مسلح تایید کردند که هیات از این گروه در ماه نوامبر سال ۲۰۱۴ میلادی از قطر به کشور چین به منظور بحث بر روی روابط دو جانبه میان طالبان و چین و بیان موضع طالبان سفر کرده بودند.
از سویی هم نماینده ویژه چین در امور افغانستان اخیرا گفته که چین خواستار آن است که با طالبان مسلح گفتگو کند و این کشور آماده است تا در این زمینه کمک کند.
عبدالحمید صفوت؛ یک تن از آگاهان امور در بلخ می گوید: چین تصمیم دارد تا با استفاده از روابط دوستانه اش با پاکستان، فشاری را از طریق این کشور بر طالبان وارد بسازد و از این طریق وارد بازی های جدید در منطقه و افغانستان شود و این می‌تواند راه را برای مداخله و مشارکت چین در امور سیاسی، اقتصادی و نظامی منطقه فراهم کند.

همچنین جاهد سروش؛ یکی دیگر از آگاهان امور و استاد دانشگاه در بلخ می‌گوید که چین با اعلام همکاری برای فراهم کردن زمینه گفتگوهای صلح نشان می‌دهد که به آینده افغانستان علاقمند بوده و سرنوشت این کشور برای چین بسیار مهم است.

وی افزود که بخشی از طالبان مسلح هم که اگر بخواهند با عبور از مسایلی که کشور افغانستان و جامعه جهانی مطرح ساخته به پروسه سیاسی افغانستان بپیوندند و قانون اساسی افغانستان را بپذیرند چین آماده است که راه را برای گفتگوی حکومت افغانستان و مخالفین دولت افغانستان هموار کند.
با ختم سال ۲۰۱۴ میلادی افغانستان وارد مرحله جدید سیاسی، اقتصادی و نظامی شده است.
به باور آگاهان امور، فعالیت های رییس جمهور غنی از جمله نخستین سفرهای او به پاکستان و چین نشان می دهد که او متوجه اوضاع منطقه است در صورتی که حکومت وحدت ملی با برنامه های استراتیژیک اوضاع داخلی و خارجی کشور را مدیریت کند، اهداف مهم کشور از جمله برقراری صلح ثبات سیاسی و اقتصادی نیز تامین خواهد شد.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن