مقالات اندیشه نوواحد نشریه

رفق و مدارا در سیرۀ پیامبر

رفق و مدارا یکی از اصول ارزشمند انسانی و اخلاقی است که انسانها در همه عصرها به آن نیاز مند است بویژه در عصر ما که خشونت و ویرانگری جامعۀ جهانی بخصوص جهان اسلام را فراگرفته و در لبۀ پرتگاه قرار داده و به سمت نابودی سوق می دهد. بنابراین زنده کردن این سیرۀ ارزشمند نبی اکرم(ص) می تواند هم در محو خشونتهای فرقه ای راه گشا باشد و هم می تواند تبلیغات سهمگین و زهر آلود دشمنان اسلام را خنثی و بی اثر سازد و اسلام اصیل که دین رحمانی و مبتنی بر مدارا و مروت است را به جهانیان معرفی نماید.

از این رو مدارا در عصر ما و در جهان اسلام اهمیتش دوچندان می شود  و آثار و فوایدی زیادی بر آن مترتب است و در قرآن و روایات نیز برآن تأکید فراوان شده است.

معنای رفق، مدارا و سیره

رفق در زبان عربی به معنای لِین، مهربانی، نرمی و ملاطفت است. رَفِق بِه یعنی با او خوشرفتاری کرد.[۱]

واژه‌شناسان رفق و مدارا را چنین معنا کرده‌اند:الرِّفْقُ: اللُّطْفُ و هو ضِدُّ العُنْف[۲]. رفق به معنای لطف و مخالف خشونت است.

مدارا از ماده دری در لغت به معنای ملاطفت و نرمی و ملایمت کردن آمده است. دارَی یعنی لاطفَ. مهربانی کرد[۳].

سیره اسم مصدر از ریشه “س ی ر” و جمع آن سِیَر و در لغت به معنای طریقه و روش است[۴]. در اصطلاح نیز سیره عبارت است از بناى عقلاء بر استمرار روش و شیوه مستمر عملى در میان مردم بر انجام کارى و یا ترک عملى[۵]. بنا براین سیره پیامبر، عبارت است از روش رفتاری محمد، پیامبر اسلام، در طی ۶۳ سال زندگیش.

اهمیت مدارا

مدارا یکی از ارزشمند ترین صفات اخلاقی در دین مبین اسلام اهمیت زیادی دارد زیرا اساس دین اسلام اخلاق و ارزشهای اخلاقی و مهم ترین هدف پیامبر بزرگ اسلام به کمال رساندن مکارم اخلاق است و پیامبر آن را سر عقل بعد از ایمان دانسته و فرموده اند: وَ اعْلَمْ أَنَّ رَأْسَ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِیمَانِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَارَاهُ النَّاسِ وَ لَا خَیْرَ فِیمَنْ لَا یُعَاشِرُ بِالْمَعْرُوف[۶]. بدان که سر عقل بعد از ایمان به خدا مدارا کردن با مردم است و در کسانی که با مردم به نیکی و مدارا معاشرت نمی کنند خیری نیست. در حدیث دیگری فرموده اند:مداراه الناس نصف الایمان و الرفق بهم نصف العیش[۷]. مدارا با مردم نصف ایمان و رفاقت با آنان نصف حیات است، همچنین پیامبر انسان های اهل مدارا را عاقل ترین مردم دانسته و فرموده اند:أَعْقَلُ النَّاسِ أَشَدُّهُمْ مُدَارَاهً لِلنَّاس[۸]. عاقل ترین مردم کسانی اند که در مدارا کردن با مردم راغب تراند. امام علی(ع) در مورد اهمیت مدارا فرموده اند: ثمره العقل مداراه الناس[۹]. مدارا کردن با مردم ثمرۀ عقل و خرد مندی است. امام محمد باقر(ع) رفق و مدارا را از صفات الهی دانسته و فرموده است:إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَفِیقٌ یُحِبُّ الرِّفْقَ وَ یُعْطِی عَلَى الرِّفْقِ مَا لَا یُعْطِی عَلَى الْعُنْفِ[۱۰]. خداى عز و جل ملایم است و ملایمت را دوست دارد، و پاداشى که به ملایمت می‌دهد به خشونت و سخت‌گیرى نمی‌دهد.

رفق و مدارا در قرآن

از آنجا که پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) قرآن ناطق و تجسم عینی قرآن و الگوی تمام نمای قرآنی است در قدم اول اهمیت مدارا در قرآن را بررسی می کنیم.

قرآن کریم در آیات متعدد و پرشمار به مدارا و نرم خویی تأکید نموده است و پیروان خویش را نیز به این امر فراخوانده است.فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ  وَ لَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ  فَاعْفُ عَنهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فىِ الْأَمْرِ  فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلىَ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکلِّینَ[۱۱]. به سبب رحمت خداست که تو با آنها اینچنین خوشخوى و مهربان هستى. اگر تندخو و سخت‏دل مى‏بودى از گرد تو پراکنده مى‏شدند. پس بر آنها ببخشاى و برای شان آمرزش بخواه و در کارها با ایشان مشورت کن و چون قصد کارى کنى بر خداى توکل کن، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد. در این آیه یکی از مهمترین ویژگی و امتیازات پیامبر را خوشرویی و مهربانی پیامبر دانسته است و آن را عامل جذابیت و محبوبیت ایشان خوانده و نرمش، عطفوفت و گذشت در مورد متخلفان را لازمۀ رهبری جامعه دانسته است[۱۲]. لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیم[۱۳]. برای شما پیامبری از میان خودتان آمد که رنجها و محنتهای شما بر او دشوار و به سعادت و خوشبختی شما حریص و به مؤمنان دلسوز و مهربان است. فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ عَلىَ ءَاثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُواْ بِهَاذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا[۱۴]. شاید اگر آنها ایمان نیاورند تو جان خود را از اندوه و تأسف برای آنها از دست بدهی! فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُکَ عَلَیهِمْ حَسَرَاتٍ  إِنَّ اللَّهَ عَلِیمُ  بِمَا یَصْنَعُون[۱۵]. مبادا به دلیل حسرتی که برای مردم می خوری جانت را از دست بدهی! همانا خداوند به آنچه می کنند دا نا است. در این آیات خداوند خطاب به پیامبر می فرمایند که پیامبر نسبت به انسانها چنان دلسوز و مهربان است و چنان در سعادت آنها حریص است که اگر آنها ایمان نیاورند ممکن است پیامبر از تأسف جان خویش را از دست بدهد. و دلسوزی و مهربانی را نسبت به مردم، جامعه و سرنوشت آنها را لازمه و از شرایط رهبری جامعه می دانند. به همین دلیل نبی اکرم(ص) به مردم عشق می ورزید و علیرغم فشارها و رنج های زیاد که بر او تحمیل می کردند برای هدایت آنها شب و روز تلاش می کرد و در نهان و آشکار به تبلیغ دین و تبیین اهداف مقدس خویش می پرداخت و این نشان دهندۀ بالاترین درجۀ رأفت و مهربانی نسبت به مردم و امت است.

رفق و مدارا در روایات

چنانکه یاد آوری کردیم مدارا از صفات الهی است و اهمیت فراوانی در اسلام دارد و در آیات و روایات اسلامی بر آن تأکید کرده اند و در این نبشته به نقل چند روایت از نبی اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) در باب مدارا بسنده می کنیم. پیامبر مهر و رحمت حضرت محمد می فرمایند:أَمَرَنِی رَبِّی بِمُدَارَاهِ النَّاسِ کَمَا أَمَرَنِی بِأَدَاءِ الْفَرَائِضِ[۱۶]. پروردگارم مرا به مدارا با مردم دستور داده است همانگونه که به انجام واجبات امر نموده است.

امام صادق(ع) فرموده است:جَاءَ جَبْرَئِیلُ إِلَى النَّبِی‏ یَا مُحَمَّدُ رَبُّکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ دَارِ خَلْقِی[۱۷]. جبرئیل خدمت پیامبر آمد و عرض کرد یا محمد خداوند به تو سلام می رساند و می گوید با بندگانم مدارا کن.

در حدیث دیگری از امام صاق روایت کرده اند که: الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ لَا یَظْلِمُهُ وَ لَا یَخْذُلُهُ وَ لَا یَخُونُهُ وَ یَحِقُّ عَلَى الْمُسْلِمِینَ الِاجْتِهَادُ فِی التَّوَاصُلِ وَ التَّعَاوُنُ عَلَى التَّعَاطُفِ وَ الْمُوَاسَاهُ لِأَهْلِ الْحَاجَهِ وَ تَعَاطُفُ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ حَتَّى تَکُونُوا کَمَا أَمَرَکُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رُحَمَاءَ بَیْنَکُمْ مُتَرَاحِمِینَ مُغْتَمِّینَ لِمَا غَابَ عَنْکُمْ مِنْ أَمْرِهِمْ عَلَى مَا مَضَى عَلَیْهِ مَعْشَرُ الْأَنْصَارِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ[۱۸]. مسلمان برادر مسلمان است و به اوستم روا نمی دارد، اورا خوار نمی کند و به او خیانت نمی نماید و شایسته است که مسلمانان در پیوند با یکدیگر مهر ورزی داشته و در کمک به نیازمندان و مهربانی نسبت به هم کوشا باشند همانگونه که خداوند فرموده است: «رحماء بینهم» و در غیاب همدیگر دلسوز و مهربان باشید همانگونه که انصار در عصر رسول خدا بوده اند.

آثار و فواید مدارا

مدارا نقش بسیار سازنده‌ای در زندگی فردی و اجتماعی بشر دارد بقاء و استحکام جامعه و نظام بر آن متکی است. زیرا زنـدگـى همواره پر از دشواری‌هایى است که انسانها با آن رو برو مى‌شوند. اگر انسان بنا را بر مدارا کردن با مردم نگذارد و در مشکلات و ناهمواری‌ها، با دیگران به تندى و خشونت رفتار کند، هـم بـه اعـتـبـار اجـتـمـاعـى و هـم بـه سلامت دینى و اخلاقى خود لطمه خواهد زد و هم در روابط خود با مردم و جامعه دچار مشکل خواهد گردید.

مدارا و نرمخویی در رفتار و گفتار چنان اهمیت دارد که خداوند به فرستادگانش حضرت موسی و هارون(ع) در مواجهه با فرعون می‌فرماید با او از در مدارا و ملاطفت وارد شوید، شاید به خود آید و پند گیرد و یا بترسد: «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى»[۱۹].

دلیل این‌که به موسى و هارون(ع) امر شدند تا با فرعون به نرمى سخن بگویند، این است که در دعوت به حق باید اصول و شیوه‏‌هاى درستى انتخاب شود و از در لطف و رحمت وارد شوند و اگر از همان آغاز با خشونت و سخت‌گیرى شروع شود تأثیر منفی گذاشته و طرف مقابل فرار مى‌‏کند و به سخن حق گوش نمى‌‏دهد، ولى اگر با نرمخویى و ملایمت باشد، زمینۀ شنیدن سخن حق و اندیشیدن به آن فراهم می شود. فواید و ثمرات زیادی بر مدارا مترتب است که در ذیل به آن اشاره خواهیم کرد.

  1. ایمنی دین و دنیا: امام علی(ع) فرمود: «سَلامَهُ الدّینِ وَالدُّنْیا فى مُداراهِ النّاسِ»[۲۰]. سلامت دین و دنیا در مدارا با مردم است.

آسایش و راحتی دنیا در مدارا کردن با مردم روشن است، اما سلامتى دین در مدارا به این دلیل است که ذات و گوهر دین اخلاق است و تدین واقعی در پایبندی به اخلاق و ارزشهای اخلاقی و انسانی است و خشونت و تند مزاجی خلاف سیرۀ رسول الله است و به دینداری انسان لطمه وارد می کند.

  1. برقراری صمیمیت و دوستى: امام علی(ع) صمیمیت و دوستى را از آثار رفق و مدارا دانسته و فرموده است: «بِالرِّفْقِ تَدُومُ الصُّحْبَهُ»[۲۱]. با رفق و مهربانى، دوستى پایدار خواهد ماند.
  2. خیر و برکت: پیامبر اکرم رفق و مدرا را مایۀ خیر و برکت دانسته و می فرمایند: «إِنَّ فِی الرِّفْقِ الزِّیَادَهَ وَ الْبَرَکَهَ وَ مَنْ یُحْرَمِ الرِّفْقَ یُحْرَمِ الْخَیْرَ»[۲۲]. در نرمى، زیادى و برکت است و هر کس از نرمخویى محروم باشد از خیر محروم است.
  3. از بین رفتن کینه و دشمنی: یکی از ثمرات رفق و مدارا ایجاد الفت و دوستی و ازبین رفتن کینه و نفرت است امام علی(ع) فرموده است: «دَارِ النَّاسَ تَسْتَمْتِعْ بِإِخَائِهِمْ وَ الْقَهُمْ بِالْبِشْرِ تُمِتْ أَضْغَانَهُم[۲۳]». با مردم مدارا کن تا از برادری ایشان بهره‌یابى. و با مردم با گشاده‌رویی برخورد کن تا کینه‌‏هاى ایشان از بین برود.
  4. عزت محبوبیت وتداوم حیات: امام صادق(ع) رفق و مدرا را موجب عزت مندی، محبوبیت و تداوم یک قوم و جامعه می داند و می فرماید:«إِنَّ قَوْماً مِنْ قُرَیْشٍ قَلَّتْ مُدَارَاتُهُمْ لِلنَّاسِ فَنُفُوا مِنْ قُرَیْشٍ وَ ایْمُ اللَّهِ مَا کَانَ بِأَحْسَابِهِمْ بَأْسٌ وَ إِنَّ قَوْماً مِنْ غَیْرِهِمْ حَسُنَتْ مُدَارَاتُهُمْ فَأُلْحِقُوا بِالْبَیْتِ الرَّفِیعِ قَالَ ثُمَّ قَالَ مَنْ کَفَّ یَدَهُ عَنِ النَّاسِ فَإِنَّمَا یَکُفُّ عَنْهُمْ یَداً وَاحِدَهً وَ یَکُفُّونَ عَنْهُ أَیَادِیَ کَثِیرَهً»[۲۴]. گروهى از قریش نسبت به مردم کم لطف بودند و با آنها کم مدارا می‌کردند، نتیجه‌اش آن شد که از قریش رانده شدند، در صورتى که به خدا سوگند که از نظر خانوادگى عیبى نداشتند. و گروهى از غیر قریش با مردم خوش‌رفتارى نمودند و به خاندان عالى و بلند پیوستند. سپس فرمود: هر کس دستش را از مردم دریغ دارد، او از آنها یک دست دریغ داشته، ولى مردم از او دست‌ها دریغ دارند.
  5. حفظ ایمان: امام محمد باقر(ع) رفق و مدارا و برخورد نیک با مردم را موجب حفظ ایمان دانسته و فرموده است:«إِنَّ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قُفْلًا، وَ قُفْلُ الْإِیمَانِ الرِّفْقُ»[۲۵]. براى هر چیزى قفلى است (که حافظ آن باشد) و قفل ایمان نرمى و ملاطفت است.

نمونه های از مدارای پیامبر با اقشار مختلف

پیامبر مهر و رحمت حضرت محمد(ص) که بر بلندترین نقطه قلۀ کمال ایستاده و تجسم و مظهر تمام فضائل اخلاقی و انسانی است بزرگواری و بزرگ منشی در سلوک و رفتارهای فردی و اجتماعی او متبلور است. یکی از صفات بارز اخلاقی که راز موفقیت و محبوبیت پیامبر در میان مردم مدارا، گذشت و مهربانی ایشان بود که به چند نمونۀ آن اشاره می کنیم.

الف: مدارا با مؤمنان و مسلمانان

پیامبر گرامی اسلام نسبت به مسلمانان با بزرگواری و مهربانی رفتار می کرد . بد رفتاری و بی حرمتی به خود را ندیده می گرفت و از خطای دیگران به راحتی می گذشت . کینه کسی را در دل نگه نمی داشت و در صدد انتقام بر نمی آمد  قرآن کریم نیز  این مسأله را تأیید کرده و فرموده است:محَّمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ  وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلىَ الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنهَم[۲۶]. محمد پیامبر خدا، و کسانى که با او هستند بر کافران سختگیر و با یکدیگر مهربان اند.

روح بزرگ و متعالی پیامبر که در سطح بالاتر از انفعالات نفسانی و عقده های روحی قرار داشت عفو و بخشایش را بر انتقام ترجیح می داد . عذر خواهی افراد را می پذیرفت . حضرت علی (ع) می فرمود :«کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَجْوَدَ النَّاسِ کَفّاً وَ أَکْرَمَهُمْ عِشْرَهً مَنْ خَالَطَهُ فَعَرَفَهُ أَحَبَّهُ»[۲۷]. رسول خدا از همه بخشنده تر و از همه مردم در معاشرت بزرگوارتر بود  و هرکسی را می شناخت اورا دوست می داشت.

«وَ لَا یَجْفُو عَلَى أَحَدٍ یَقْبَلُ مَعْذِرَهَ الْمُعْتَذِرِ إِلَیْهِ وَ کَانَ أَکْثَرَ النَّاسِ تَبَسُّماً»[۲۸]. بر کسی جفا نمی کرد عذر خواهی کسی را که از او معذرت می طلبید قبول می فرمود و بیشتر اوقات لبخند برلب داشت هرگز بدی را با بدی پاسخ نمی گفت بلکه از بدیها و سیئه مردم در می گذشت.

ب: مدارا با دشمنان

رفتار کریمانه و بزرگ منشانۀ پیامبر در خلال جنگها و پیروزیها نشان می دهد که آن حضرت هیچگاه در پی انتقام نبوده و شکست دشمنان را فرصتی برای انتقام گیری ندانسته و حتی با سرخت ترین دشمنان شان با گذشت و مدارا رفتار کرده است که دو نمونۀ بارز آن پس از فتح مکه و شکست قریش و جنگ حنین و شکست قبیلۀ هوازن بود. در سال هشتم هجری و پس از پیمان شکنی قریش پیامبر با ده هزار سرباز مجهز رهسپار مکه شد؛ قریش که توان مقابله با پیامبر را نمی دید بدون مقاومت تسلیم شد و اینک مکه در تسخیر سپاه اسلام قرار داشت و مردمی که اورا از شهر و زادگاهش رانده و وادار به هجرت کرده و چندین جنگ خونی را بر او تحمیل کرده بود مقهور و مغلوب او و لشکر ده هزارنفری اش شده و شمشیرهای صیقل خورده و تشنه به خون آمادۀ انتقام بود پیامبر رو به آنها کرده و پرسید دربارۀ من چه فکر می کنید و چه می گویید؟ پاسخ دادند: گمان نیک می بریم و گفتاری نیک می گوییم، برادری جوانمرد و عموزاده ای بزرگواری که هم اکنون پیروز شده ای! پیامبر فرمود: پس هم اکنون همان می گویم که برادرم یوسف گفت:«امروز بر شما ملامتی نیست» و آنهارا بخشید[۲۹].

ج: مدارا با اسیران

رفتار پیامبر با اسیران دشمن با مدارا و نرمی بود و پیوسته به اصحاب خویش در بارۀ رفتار درست با اسیران صحبت می نمود. در جنگ بدر عده ای زیادی از کفار قریش اسیر گردید و پیامبر برخی از آنها را با گرفتن فدیه و برخی را در عوض آموزش خواندن و نوشتن به اصحاب خویش آزاد نمودند[۳۰] و در جنگ حنین ۶۰۰۰ نفر از قبیله هوازن را به اسارت گرفتند و علیرغم توطئه و خیانت آنها رفتار پیامبر با انها با رفق و مدارا بود و همگی آن اسیران را بدون دریافت فدیه آزاد کردند[۳۱].

د: مدارا با زنان و همسران

در زنـدگـى خانوادگى اگر رفق و مدارا نباشد، تندى و خشونت سراسر زندگى را فراخواهد گـرفـت؛ چـرا کـه در طـول زنـدگى مشترک، موارد فراوانى یافت مى‌شود که رفتار و گفتار همسر، مطابق میل انسان نیست و در صورت عدم مداراى با همسر، هر یک از این موارد مى‌تواند زمینه‌اى بـراى بـروز خـشـونـت و درگـیـرى مـیان افراد خانواده باشد، در حالى‌که با رفق و مدارا مى‌تـوان بـسـیـارى از اخـتلافات را حل کرده، آرامش و صمیمیت را در محیط خانواده حاکم نمود.  رفتار پیامبر با همسرانش عادلانه و همراه با عطوفت بود و هیچگاه با آنها پرخاش نکرده و با خشونت رفتار نمی کردند و در مورد آنها نهایت رفق و مدارا را به کار می بستند با وجود اینکه برخی از زنان پیامبر گستاخی را به حدی رساندند که حتی اسرار داخلی اورا فاش ساخته و با تند خویی پیامبر را ازار می داد با این همه ایشان تند خویی و بد زبانی از آنهارا تحمل می کردند[۳۲].

مسلمانان و اقتدا به سیرۀ پیامبر

از آنجا که پیامبر اسلام خاتم پیامبران و کامل ترین انسان عالم هستی و جامع همه صفات و ارزشهایی اخلاقی است بهترین و مناسب ترین الگوی رفتاری برای بشر بویژه مسلمانها محسوب می شوند و سعادت دنیوی و اخروی ما در گرو رفتار بر روش و سیرۀ زندگی ایشان است چنانکه قرآن کریم آن حضرت را اسوۀ حسنه برای بشر می داند«لَّقَدْ کاَنَ لَکُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کاَنَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الاْخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا»[۳۳]. براى شما اگر به خدا و روز قیامت امید مى‏دارید و خدا را فراوان یاد مى‏کنید، شخص رسول اللَّه الگو و مقتدای پسندیده‏اى است. تنها راه جبران عقب ماندگی، رفع اختلافات، برطرف کردن ضعفها و حرکت به سوی ترقی و جامعه منسجم، نیرومند و پیشرو بازگشت به سیرۀ رسول الله در همه عرصه های زندگی است.

نتیجه گیری

رفتارهای محبت آمیز و مشفقانه پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) با اقشار مختلف مردم از دوست و دشمن بزرگترین و مهمترین عامل موفقیقت او و گسترش اسلام در شبه جزیره عربستان بود او به اوج بندگی و تکامل که متصف شدن به صفات الهی است رسیده بود و به تمام معنا مظهر صفت رحمانیت الهی بود چنانچه قرآن کریم وی را رحمه للعالمین خوانده است: وَ مَا أَرْسَلْنَکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِین[۳۴]. این آیه و آیات متشابه روشن می سازد که هدف ادیان و فرستادن پیامبران و سفیران الهی برای تأمین صلح، آسایش و زندگی مسالمت و به دور از خشونت بشر است و خشونتهای بی رحمانه و غیر انسانی ای  که به نام دین توسط مدعیان جاهل دینداری انجام می گیرد ربطی به اسلام ندارد و مخالف آموزه های اسلامی و سیرۀ پیامبر رحمت است. به قول حافظ سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی بشر با مروت و مدارا تأمین می شود:

آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مُروّت با دشمنان مدارا[۳۵].

سید میرزاحسین احسانی

فهرست منابع:

  1. قران کریم.
  2. اسحاقی، سید حسن، ملکوت اخلاق، انتشارات مشعر تهران، ۱۳۸۵٫
  3. انطون الیاس، فرهنگ نوین عربی- فارسی، ترجمه:طباطبایی، سید مططفی،ناشر: کتابفروشی اسلامیه، تهران، چاپ دهم ۱۳۷۷٫
  4. آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران، آبان ۱۳۶۹، ص:۵۶۹٫
  5. تمیمی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، دفتر تبلیغات، قم، چاپ اول ۱۳۶۶ش.
  6. حافظ، شمس الدین محمد، دیوان حافظ، انتشارات ارمغان طوبی،چاپ دوم، بهار۱۳۸۴٫
  7. حسینی، غلام حسین، پیامبر مدارا و قاطعیت،کتاب نقد، ش:۱۵-۱۴٫
  8. شریعتی، علی، محمد خاتم پیامبران، حسینیه ارشاد، تهران،چاپ دهم۱۳۶۳٫
  9. صدر، محمد باقر، دروس فی علم الاصول، مؤسسه نشر الاسلامی، قم۱۴۱۵هق.
  10. عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث،قم، چاپ اول، ۱۴۰۹هق.
  11. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۶۵ش.
  12. نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۸هق.
  13. واسطی زبیدی، محب الدین سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

[۱] . انطون الیاس، فرهنگ نوین عربی- فارسی، ترجمه:طباطبایی، سید مططفی،ناشر: کتابفروشی اسلامیه، تهران، چاپ دهم ۱۳۷۷٫ص ۲۵۷٫

[۲] . واسطی زبیدی، محب الدین سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.‌ج ‏۱۳، ص ۱۶۷،

[۳] . همان، ص: ۲۱۳٫

[۴] . مجمع‏البحرین، ج : ۳  ص :  ۳۳۹٫

[۵]. صدر، محمد باقر، دروس فی علم الاصول، مؤسسه نشر الاسلامی، قم۱۴۱۵هق،ج:۱ ص:۲۶۳٫

[۶] . عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۹هق، قم، ج: ۱۲،ص:۲۰۲٫

[۷] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۶۵ش، ج۲، ص ۱۱۷٫

[۸] .نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۸هق، ج ۹، ص ۳۹٫

[۹] . تمیمی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، دفتر تبلیغات، قم، چاپ اول ۱۳۶۶ش، ص ۵۳٫

[۱۰] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص ۱۱۹٫

[۱۱] . آل عمران/ ۱۵۹٫

[۱۲] . حسینی، غلام حسین، پیامبر مدارا و قاطعیت،کتاب نقد، ش:۱۵-۱۴،ص:۳۲۳-۳۳۹٫

[۱۳] . توبه/ ۱۲۸٫

[۱۴] . کهف/ ۶٫

[۱۵] . فاطر/ ۸٫

[۱۶] . الکافی، ج ۲،ص ۱۱۷٫

[۱۷] . همان.

[۱۸] . همان، ص ۱۱۶٫

[۱۹] . طه/ ۴۴٫

[۲۰] . غرر الحکم، ص ۵۳٫

[۲۱] . غررالحکم، ص: ۴۴۵٫

[۲۲] . الکافی، ج:۲، ص:۱۱۹٫

[۲۳]. تمیمی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، دفتر تبلیغات، قم، چاپ اول ۱۳۶۶ش، ص ۵۳٫

  1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص ۱۱۹٫

  . حسینی، غلام حسین، پیامبر مدارا و قاطعیت،کتاب نقد، ش:۱۵-۱۴،ص:۳۲۳-۳۳۹٫

[۲۵] . الکافی، ج:۲، ص:۱۱۸٫

[۲۶] . فتح/ ۲۹٫

[۲۷] . بحار الانوار، ج:۱۶، ص: ۲۳۱٫

[۲۸] . همان، ص: ۲۲۸٫

[۲۹] . آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران، آبان ۱۳۶۹، ص:۵۶۹٫

[۳۰] . همان، ص:۲۷۷-۲۸۲٫

[۳۱] . شریعتی، علی، محمد خاتم پیامبران، حسینیه ارشاد، تهران،چاپ دهم۱۳۶۳،ج:۱، ص:۳۲۸٫

[۳۲] . اسحاقی، سید حسن، ملکوت اخلاق، انتشارات مشعر تهران، ۱۳۸۵، ص:۲۰۰٫

[۳۳] . احزاب/۲۱٫

[۳۴] . انبیاء/۱۰۷٫

[۳۵] . حافظ، شمس الدین محمد، دیوان حافظ، انتشارات ارمغان طوبی،چاپ دوم، بهار۱۳۸۴،ص:۱۸٫

دکمه بازگشت به بالا