خانه «=« اخبار

اخبار

وحدت ملی خونین در حباب دمکراسی

دوران پسا طالبان با سیزده سال حکومت کرزی و نزدیک به سه سال ریاست جمهوری اشرف غنی، روزگار پرفراز و نشیبی را طی کرد اما کسی تصور نمی کرد زمانی دولت کرزی بدل به آرزوی برای بازگشت شود.

حکومت وحدت ملی که از دل جنجالی ترین انتخابات طولانی جهان با تقلب گسترده به قدرت رسید جز ناامن ترین سال ها می باشد در تداوم جنگ، قدرت یابی گروه های تروریستی و تلفات تکان دهنده غیرنظامی به گونه ای که براساس گزارش یوناما، سال ۲۰۱۷ با بیش از ده هزار کشته و زخمی غیرنظامی از خونبارترین های دوران چهل ساله ناامنی هاست.
در این میان، نظام حاکم در دوران جدید با گذر از روزگار افراط گری اگر توانایی برقراری حکومت مشروع و تطبیق قانون را ندارد برچه اساسی دم از دمکراسی می زند؟

چهل سالِ گذشته هم زمان با رویدادهای سیاسی در جنگ و ناامنی به پیش رفت، زمانی وابستگی به شوروی دلیل ماندگاری حکومت ها بود، دهه ای با نام جهاد، گروهی در افراط گری و استفاده از دین با پرچم سفید و اکنون، استفاده از عنوان دمکراسی برای سرپوش گذاشتن بر فساد و سلطه گری.

دوران جدید در کنفرانس بن بنا به خواست غرب با حکومت قومیتی در قانون اساس ناقص، برازنده افغانستان پایه گذاری شد و اگرچه ابتدا موجی از امید در میان مردم به وجود آورد اما در مدت کوتاهی بدل به فاجعه ای برای تحکیم گروه های تروریستی در تداوم جنگ بروز کرد تا جایی که اگر کرزی در سیاستمداری با کنترل جزایر قدرت حداقل نیم بند ثبات پایتخت و برخی ولایت های بزرگ را حفظ می کرد، اشرف غنی جز ارگ باقی مناطق را با سیاست قبیله ای در خون و ناامنی فرو برد.

دانش آموخته غرب با لقب متفکر دوم جهان اهداف شوم در سر دارد و با ابزار زور و تکیه بر حمایت امریکا از دمکراسی برای فساد استفاده می کند و از قبیله گرایی برای جنگ و کشتار.

فساد مبنای حکومت گذشته و اکنون است با دامنه متفاوت می باشد به طوری که اگر کرزی، رهبران جهادی را مانع پشتونیزم شدن افغانستان می دید اما در سیاست و درک وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور به مدیریت و کنترل آنان می پرداخت در حالی که اشرف غنی هیچ اعتقادی به مشورت ندارد و با تمامی توان به نبرد با جزایر قدرتی رفته که در کنار آلودگی به جنگ های گذشته، پایه و اساس قدرت، همچون بندی مانع ازهم گسستگی قومیتی می باشند.

حال، کشته و زخمی شدن بیش از ده هزار غیرنظامی تنها در طول یک سال، قدرت طالب نیست بلکه در لایه های زیرین، ریشه در فساد و خیانت دارد و اگر به تکرار نام ستون پنجم شنیده می شود همان نزدیک ترین افراد به رییس جمهور هستند که سکان کشور را در دست دارند.

در این میان، حمله های به تکرار در امنیتی ترین مناطق پایتخت که باید برای رسیدن به آن، پست های بیشمار بازرسی را طی کرد اگرچه گواه ضعف استخبارات و رهبری در نهاد امنیتی است اما نه تنها حکومت وحدت ملی با کمبود نیرو و تجهیزات برای نابودی تروریستان مواجه نیست بلکه استخبارات ارگ با قدرت، صرف به حاشیه راندن رهبران جهادی و هماهنگی با گروه های تروریستی می شود.

حکومت های دوران جدید در رنگ و لعاب دمکراسی و قانون چیزی جز فساد و خیانت نمی باشد، اکثر رهبران با اقتدار در چهاردهه جنگ و ناامنی از میان رفتند و هر گروه و حکومتی که به قدرت رسید بخشی از نخبه های سیاسی را در ترور حذف کرد و برهمین اساس، افرادی چون کرزی و غنی با تکیه بر استانکزی و اتمر فرصت ریاست جمهوری می یابند.

کرزی در پوشش یک ملی گرا از طالبان، برادر و مخالف سیاسی ساخت و غنی طی چهار سال، شمال را به داعش واگذار و باقی کشور را در تهدید طالبان رها کرد تا دورانی بسازد به مانند سلطنت امان الله خان در انتقام جویی سقوط حاکمیت داکتر نجیب.

امان الله خان اگر رویای سازندگی داشت اما با دور شدن از ملت به سراشیبی سقوط رسید و داکتر نجیب در توسل به متجاوز خارجی و همراه شدن با کشتار و خون بدل به َ۱ قربانی افراط گرایان شد، دلایلی نزدیک به آنچه حکومت وحدت ملی بر مبنای آن عمل می کند.

سال میلادی جاری که با خونبارترین حمله های انتحاری کابل آغاز شد و ادامه دارد، بحرانی تر از سال گذشته خواهد بود زمانی که رییس جمهور با زور سیاسی در تحمیل نام “افغان” شناسنامه های الکترونیک را آغاز کرده و یک جناح مخالف آماده تظاهرات سراسری است.

تیم‎های ملی فوتبال دختران افغانستان و اردن شام امروز با یکدیگر مصاف می‎دهند

قرار است شام امروز دوشنبه تیم‎های ملی فوتبال دختران افغانستان و اردن، به میزبانی رقیب افغانستان، در قالب بازی‎های دوستانه، با یکدیگر مصاف بدهند.
این دومین بازی دوستانه تیم‎های ملی فوتبال دختران این دو کشور است که در شهر عمان اردن در ورزشگاه پیترا برگزار خواهد شد.
مسوولان فدراسیون ملی فوتبال گفته‎اند که دختران بازیکن افغان برای انجام دو مسابقه دوستانه با بازیکنان اردنی به کشور رقیب خود سفر کرده‎اند.
اولین مسابقه این بازیکنان با نتیجه پنج در برابر صفر به نفع تیم ملی دختران اردن پایان یافته است.
هدف این بازی‎های دوستانه، بلند بردن ظرفیت بازیکنان افغان عنوان شده است.

عبدالله: دست‎های پشت پرده حملات اخیر افشا خواهد شد

عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت وحدت ملی، از وضعیت بد امنیتی در کشور انتقاد کرده و می‌گوید که دست‌های پشت پرده در ناامنی‌های اخیر در کشور در آینده نزدیک افشا خواهد شد.
رییس اجرایی حکومت در مراسم معرفی والی جدید ولایت پروان گفت که حوادث تروریستی روزهای اخیر در کابل و سایر ولایت‌ها، باعث درد در تمام مردم شد و تروریستان بار دیگر جنایت کردند و صدها خانواده را به سوگ نشاندند.
وی با اشاره به مراکز تمویل و تجهیز گروه‎های ترورستی در بیرون از کشور گفت که دولت در برابر دهشت‌افگنان رحم نخواهد کرد و هراس‌افگنانی که دست‌گیر شده‌اند، به زودی محکمه و مجازات خواهند شد.
رییس اجرایی همچنان افزود که در سفر هیأت پاکستانی به کابل، به طور واضح و جدی روی هراس‌افگنی صحبت شد و اسناد و شواهدی نیز ارایه شده‌ است تا اسلام‌آباد ثابت کند که پس از این اجازه فعالیت به گروه‎های تروریستی از خاکش در برابر افغانستان را نمی‎دهد.
پیش از این پاکستان گفته است که این کشور در ناامنی‎های افغانستان دست ندارد و آنچه را که مقام‎های افغان ادعا می‎کنند، اتهام و کذب بیش نیست.

آمریکا با حمایت از پاکستان ادعای بیهوده مبارزه دارد

هیات پاکستانی برای مذاکره با مقام های افغانستان وارد کابل شد. هرچند نمایندگان پاکستانی از جمله سران و رجال برجسته سیاسی پاکستان نیستند اما می توانند نماینده رسمی دولت پاکستان به حساب آیند.
در همین حال، با اعلام استراتژی جدید آمریکا و عملی نبودن وعدم کارایی و بیهوده بودن آن برای افغانستان، بسیاری از نخبگان سیاسی کشور، انتقادات خود را علیه آن ابراز می کنند. اسپنتا وزیر خارجه پیشین کشور نیز در انتقادات خود ازآن، استراتژی جدید آمریکا را همراه با اشتباهات فراوان قلمداد می کندو می گوید که آمریکا در شانزده سال گذشته نزدیک به سی و پنج میلیارد دالر به پاکستان پول داد و پاکستان را همکار استراتژیک تلقی کرد و این استراتژی غلط موجب زیان های زیادی برای افغانستان شد.

داکتر رنگین دادفر اسپنتا وزیرخارجه پیشین در برنامه «اوج» در خصوص موضع گیری خود در مقابل آمریکا و در مورد موضع حامد کرزی در قبال آمریکا می گوید: کرزی رییس جمهور افغانستان بوده و سالیان زیادی کشور را رهبری کرده است اما رویکرد من در قبال آمریکا و سیاست های بین المللی با کمال احترام نسبت به کرزی در مواردی متفاوت است.

وی، اعتقاد دارد که استراتژی مبارزه با تروریزم در شرق میانه بزرگ، یک استراتژی است که شکست خورده است و افزود: اما این بخشی از توطیه نمی تواند باشد. بلکه بخشی از یک استراتژی نارسا است که به دلیل ساختارهای متفاوت در دنیای متفاوت در دنیایی که دیگر آمریکا یگانه قدرت برتر نیست به وجود آمده است. آمریکا با تدوین چنین استراتژی هایی از جمله مداخله در عراق، سوریه و مبارزه با القاعده و مبارزه با داعش و کلا تضعیف دولت های ملی در این منطقه و همچنین در نحوه مبارزه با تروریزم در افغانستان به دلیل عدم پیگیری و مبارزه با تعلیم گاه ها که پاکستان باشد و کلا سیاست مبارزه با تروریزم شکست خورده است. استراتژی غلط است. استراتژی باید تصحیح شود.

اسپنتا، اظهار می دارد که سیاست ها و برنامه های آمریکا در افغانستان با شکست مواجه شده است و افزود: حق حکومت افغانستان است که چنین انتخابی داشته باشد و حق ما است که با تکیه به حقیقت ها بگوییم استراتژی دچار اشکالات است. من معتقدم هستم که با آمریکا باید گفتگو و صحبت کرد تا استراتژی خود را اصلاح کند. آنچه که مربوط به افغانستان می شود. ما برنامه ریزی کرده بودیم که تا سال ۲۰۱۴ یک افغانستان با ثبات و متکی به خود رابسازیم. طوریکه حکومت افغانستان مبارزه با تروریزم را به یک وظیفه و پالسی تغییر دهد. اما واقعیت این است که بخش های مهمی از سرزمین افغانستان در کنترل تروریست ها و طالبان است. واقعیت این است که قانون اساسی ما در ارکان اصلی در حالت ثابت نیست بلکه به حالت تعلیق در آورده شده است. واقعیت این است که نهادهای اساسی ما مثل ریاست جمهوری، پارلمان و هرچه که از این دو نهاد ناشی شود، مشروعیت دموکراتیک و مشروعیت برخواسته از انتخابات دموکراتیک را ندارد. باید بگوییم که ما به آنچه که آرزو داشتیم نرسیدیم. یعنی این سیاست به پیروزی منجر نشده است و ما باید کوشش کنیم که سیاست را درست و اصلاح کنیم و وقتی می توانیم پیروز شویم که با علت های مشکل مبارزه کنیم و نه با معلول ها.

وزیر خارجه پیشین معتقد است تا بحال آمریکا با خاستگاه اصلی تروریزم یعنی پاکستان هیچ مقابله ای نکرده است و گفت: حکومت افغانستان در طول و عرض سیاست خارجی خود به بیراهه می رود. ما شانزده سال قاطع و پیگیر مبارزه کردیم و تلاش کردیم تا آمریکا پاکستان را به عنوان بخشی از مشکل بشناسد اما آمریکایی ها همیشه پاکستان را بخشی از راه حل معرفی می کردند.در حالیکه پاکستان منبع و خاستگاه اصلی تروریزم بود و امروز هم چنین است. حال در استراتژی جدید کمبودهای فراوان وجود دارد. شناسایی مشکل در پاکستان از سه ماه قبل از اعلام استراتژی شروع شده بود. اما تا کنون هیچ اقدام عملی علیه خاستگاه ها صورت نگرفته است. جوبایدن، در یکی از جلسه ها بر سر میز شام به رییس جمهور افغانستان در حضور تعداد زیادی از وزرای افغانستان گفت که پاکستان برای ما پنجاه برابر بیشتر از افغانستان اهمیت دارد و برمیز کوبید و از سر میز شام بلند شد و وزاری افغانستان هرگز این بی حرمتی را از یاد نبردیم.

وی، جدا پاکستان را خطرناک برای افغانستان تلقی کرده و آمریکا را بخاطر حمایت از این کشور مورد انتقاد شدید قرار می دهد و می گوید: تمام آن عده از جنرالانی که در تعیین استراتژی پاکستان در سال های گذشته و مسلح ساختن و مجهز ساختن طالبان و القاعده و دیگران دست داشتندباید در لیست تحریم های بین المللی قرار بگیرند و پاکستان به عنوان کشور حامی تروریست جدا به لیست سیاه گرفته شود و مورد تحریم قرار بگیرد. دیپلمات های پاکستانی که در هفده سال گذشته در عرصه مبارزه با تروریزم در هفده سال گذشته همکاری نکرده اند در لیست سیاه قرار داده شوند. بایدتحریم های اقتصادی علیه پاکستان به عنوان یک تدبیر صلح آمیز برای رسیدن مورد بحث و گفتگوی جدی قرار بگیرد. مشخصا طرفدار نظامی گری و تنهایی در افغانستان نیستم و معتقد هستم که باید با طالبان و تروریستان و آنانی که می خواهند افغانستان را به سال های پیش از ۲۰۰۲ برگردانند، مبارزه صورت بگیرد و چنین مبارزه ای هم سیاسی و هم نظامی است و هم با ابزار دیگر. اما برای رسیدن به پیروزی، باید حامیان تروریزم پاداش نبینند. حامیان تروریزم باید مجازات شوند. آمریکا در شانزده سال گذشته نزدیک به سی و پنج میلیارد دالر به پاکستان پول داد و پاکستان را همکار استراتژیک تلقی کرد و این استراتژی غلط موجب زیان های زیادی برای افغانستان شد.

وی، مبارزه قاطع با پرورش تروریست در پاکستان را از وظایف آمریکا می داند و می گوید: یادمان باشد که اگر با پاکستان مبارزه قاطع صورت نگیرد ما نمی توانیم این جنگ را ببریم. اگر آمریکایی ها با جایی که تروریست ها را تعلیم می دهند، جایی که به آنها اسلحه می دهند، جایی که رهبری ایدویولوژیک آنها یعنی آی اس آی قرار دارد مبارزه نکند و فقط با افراد عادی که علیه حکومت افغانستان می جنگند و طالبان عادی و درجه پایینی که به هر دلیل جنگ می کنند، یا به دلیل نبودن کار یا به دلیل عقده ها که به حکومت افغانستان ضدیت دارند و با دستاوردهای پانزده سال آخر ضدیت دارند، با اینها مبارزه کنند، پیروز نمی شوند. پس ادعای بیهوده است که می گویند با تروریزم مبارزه می کنیم. آنها باید عناصر سرسخت اصلاح ناپذیر جنگ طلب و افراطی را خنثی بسازند و این ممکن نیست مگر اینکه فشار گسترده و همه جانبه بر پاکستان و آی اس آی وارد شود.

شرایط تازه نور برای کنار رفتن از ولایت بلخ

عطامحمد نور شرایط تازه ای را برای کنار رفتن از ولایت بلخ به حکومت پیشنهاد کرد.
وی که عصر امروز در جلسه حمایت جوانان بلخ شرکت کرده بود گفت: والی بلخ را حزب جمعیت انتخاب می کند و اجازه وارد شدن کس دیگری را بعنوان والی به بلخ نمی دهیم.

وی افزود: والی و فرمانده پولیس بلخ را نیز جمعیت معرفی می کند و حکومت با تفاهمی که با شورای رهبری جمعیت می کند، برای من قابل قبول است؛ حتی اگر بگویند که فردا از ولایت بلخ کنار بروم.

نور حکومت را به ادامه گفتگوها با جمعیت اسلامی فرا می خواند و همزمان هشدار می دهد که هرگزینه یی دیگر به غیر از گفتگو، کشور را به بحران خواهد کشاند.

نشست شورای امنیت برای افغانستان بی نتیجه بود

شورای امنیت سازمان ملل وضعیت افغانستان در بخش های گوناگون را به بحث گذاشت. گزارش گوترش درخصوص وضعیت سیاسی، امنیتی، انکشاف اقتصادی، حقوق بشر، همکاری های منطقوی، پروسه کابل، مبارزه با مواد مخدر، کمک های بشر، مهاجرین و بیجا شدگان بود.سرمنشی سازمان ملل در گزارش اش آورده است که افغانستان با انواع چالش های سیاسی، امنیتی، انتخاباتی و اقتصادی روبرو است و همکاری قوی میان همسایگان و گفتگوهای صلح در این کشور موثر خواهد بود.به باور وی، افغانستان با انواع آزمون های سیاسی، اقتصادی و انتخاباتی روبرو است و به یک دید کلی و تلاش شدید برای رسیدن به ثبات سیاسی بجای جنگ نیاز دارد.

عبدالواحد حکیمی استاد دانشگاه در برنامه «پس از خبر» گفت: همگان می دانند سازمان ملل به عنوان یک سازمان تاثیرگزار بر افکار عامه از نقش عمده ای برخوردار است و نقش مهمی نه تنها در افغانستان بلکه در همه کشورهای جهان دارد. مساله بعدی این است که حضور جامعه جهانی در افغانستان بر اساس مشروعیت و مجوز سازمان ملل متحد در افغانستان است. شما می دانید که در عین حالی که حضور جامعه جهانی مشروعیت خود را از سازمان ملل متحد می گیرد اضافه بر آن سازمان ملل متحد همانطور روی افکار مردم و جامعه جهانی و کشورهای حاضر در افغانستان تاثیر گزار است.

وی با انتقاد از جامعه جهانی در خصوص کار در قبال افغانستان می گوید: کشورهای جامعه جهانی که در افغانستان حضور داشتند آنطور که باید برای تامین امنیت، بازسازی و ثبات کاری نکردند.بنابراین بر اساس ارزیابی مردم و کشورهای جهان به شکلی جامعه جهانی در افغانستان ناکام بوده است. می بینیم که در افغانستان نه صلح، نه ثبات و نه بازسازی وجود دارد بلکه روز بروز وضعیت بدتر شده است. در حال حاضر نقش سازمان ملل این است که افکار جامعه جهانی را نسبت به افغانستان منسجم تر کند و در بعد داخلی در داخل افغانستان روی افکار عامه تاثیرگزار است.

حکیمی در مورد دلیل عدم موفقیت جامعه جهانی در افغانستان بیان داشت: در خود سازمان ملل متحد مشکلاتی وجود دارد. آنها نتوانسته اند تفسیر واحد از تروریزم را ارایه کنند. مثلا در شورای امنیت سازمان ملل متحد یک طرف روسیه است و طرف دیگر هم آمریکا. روسیه نسبت به اظهارات و نسبت به عملکرد آمریکا در منطقه با دید شک و تردید نگاه می کند. این یک مساله است که باعث شده که شورای امنیت سازمان ملل متحد نتواند یک موضع واحد در قبال تروریست در افغانستان اتخاذ کند چون تعریف واحد از تروریزم و وضعیت افغانستان نتوانسته است داشته باشد.

استاد دانشگاه معتقد است آمریکا با تروریزم مقابله نمی کند بلکه آن را تقویت می کند و افزود: مساله بعدی این است که درست است که تروریزم در افغانستان تهدیدی برای آمریکا در منطقه محسوب می شود اما آمریکا به خوبی می داند که اگر طالبان در منطقه پیروز شود در آینده ممکن است مانند گذشته مشکلی برای آمریکا و کشورهای منطقه ایجاد کند. اما مهم این است که هم از یک طرف طالبان مشکل است و هم از طرف دیگر کشورهایی در اطراف افغانستان و همسایگی افغانستان وجود دارد که این کشورها هم حداقل اگر دشمن نباشند رقیبی برای آمریکا در منطقه است و آمریکا در چنین شرایطی نیاز به مدیریت یک وضعیت بحرانی دارد که می تواند از یک رقیب علیه رقیب دیگری استفاده کند. بنابراین در شرایط کنونی آمریکا نیاز به کسانی دارد که علیه کسانی باشند که با آمریکا رقابت می کنند با آنها از طریق خود طالبان و از طریق مخالفان دولت افغانستان مقابله می کند. به این خاطر است که امروز آمریکا نمی خواهد به طالبان فشار وارد کند. اگر طالبان نباشد جاگزین آنها در افغانستان چه کسی برای آمریکا باشد؟

وی در مورد رابطه آمریکا و پاکستان می گوید:می دانیم که پاکستان چه در گذشته و چه در حال یک همکار استراتژیک و خوب آمریکا بوده است و در این شکی نیست. آمریکا به پاکستان به عنوان یک روزنه و دریچه می بیند که می تواند فقط از طریق آن وارد منطقه شود.

حکیمی، نشست شورای امنیت را بی نتیجه برای افغانستان دانسته و بیان داشت: با بازیهایی که آمریکا در منطقه به راه انداخته است پاکستان به این آسانی و به این زودی و به این راحتی حاضر به صلح و مذاکره و دست کشیدن از حمایت طالبان نخواهد بود. شورای امنیت سازمان ملل هم نمی تواند فشاری بر پاکستان بیاورد چرا که داخل شورای امنیت آمریکا و روسیه باهم رقیب هستند و از طرف دیگر پاکستان حامی آمریکا است.

وقتی زنان پا را از گلیم خود فراتر می برند…

نخستین جشنواره زنان موفق در کابل برگزار شد.
هر از گاهی با موضوعیت و ارتباط یا بی ربط و بدون هیچگونه موضوعیتی، زنان و نقش و جایگاه آنان در جامعه افغانستان اعم از رسانه ها و اخبار و میزگردهای نهادهای مدنی و اظهارات مردان سیاسی، پر رنگ نمی شود بلکه دسیسه و بازیچه قرار می گیرد!

آزادی و حقوقی که به یکباره بعد از قریب به دو دهه فشار و تنگنا به زنان افغانستانی داده شد؛ متاسفانه نتوانست همسو و همگام با مطالبات و ظرفیت های این قشر آسیب پذیر و البته احساساتی باشد و در نتیجه افزایش بی رویه ی طلاق ها، فرار از خانه، پناه بردن به خانه های امن، دوستی های خیابانی، فحشا و تن فروشی ها و غیره را شاهد بودیم که …

که همگی و بلا استثنا تحت تاثیر و نشأت گرفته از تبلیغات سیاه و بزرگنمایی بیش از حد غربی ها از مشکلات جامعه ی زنان افغانستان و شاخ و برگ دادن به روال مرسوم و سبک زندگی نیمی از مردم ملکی افغانستان بود که با آن خود گرفته بودند و متاسفانه باز هم ملعبه و بازیچه ی فرافکنی های غربی و برخی غربزده های افغانستانی قرار گرفته اند.

مساله ی رد صلاحیت نرگس نهان بعنوان تنها وزیر زن معرفی شده از میان ۱۲ نامزد وزیر، به شدت مورد سوء استفاده و بازیچه ی چهره های شاخص سیاسی و رسانه ها و نهادهای مدنی قرار گرفته است تا با حمایت های لفظی و موقتی از مقام و جایگاه و ارزش والای زن در جامعه و بویژه حق حضور در ارگ، از یکدیگر سبقت بجویند.

این درحالی است که همواره با نزدیک شدن به انتخابات و داغ بودن تنور شعارها و وعده و وعیدهای پوچ و توخالی، زنان و جوانان بخش اعظم حمایت های ظاهری و لفظی و قول مساعد تلاش برای ارتقای جایگاهشان در جامعه را به خود اختصاص می دهند و با گذر از انتخابات، بزرگترین بازماندگان و ناکامان در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی تحصیلی هستند.

اینجا است که به یکباره همه پرده ها فرو می افتد و همه ی متظاهران و لفاظان دیروز، از حامیان سینه چاک و مدافعان حقوق زنان تبدیل به منتقدان و خرده گیرانی می شوند که مدعی هستند زنان افغانستان پا را از گلیم خود فراتر نهاده اند و می بایست پاسخ دندان شکنی برای زیاده خواهی و مطالبات ناحق شان داده شود.

شکار پرنده «مجهز با جی‌پی‌اس» در هرات

مقام‌های محلی در ولسوالی “اوبه” ولایت هرات از شکار یک پرنده مجهز با سیستم جی پی اس خبر می‌دهند.

از سیستیم “جی پی اس” برای جمع آوری اطلاعات استخباراتی استفاده می‌شود.

شیرآغا الکوزی قوماندان امنیه ولسوالی اوبه در تماس تلیفونی به کلید گفت: این پرنده از چند روز به این سو تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشت که سرانجام توسط این نیروها کشته شد.

بنا به گفته قوماندان امینه ولسوالی اوبه هرات؛ این پرنده برای دریافت اطلاعات بیشتر به مدیریت ضد تروریزم قوماندانی امنیه سپرده شده است.

آقای الکوزی تاکید کرد؛ چندی پیش نیز یک پرنده مجهز با جی پی اس در ساحه بنسلما دیده شده بود که از سوی نیروهای امنیتی از بین برده شد.

مقام‌ها در مورد اینکه این پرنده از سوی چه گروهی برای جمع آوری اطلاعات در ساحه مقرر شده بود جزییاتی بدست نمی‌دهند، اما شماری از آگاهان به این باور اند که کشورهای همسایه برای ناامن ساختن ساحات بندسلما در ولسوالی چشت که همجوار با ولسوالی اوبه می‌باشد، دست به فعالیت‌های استخباراتی می‌زنند.

رویارویی نظامی غنی و عطا

گزینه نظامی در افغانستان جنگ زده و مستعد خیزش های قومی و مردمی در کنار گروه های تروریستی که آماده حمله هستند بدترین راه برای سرکوب یا برکناری مقامی از دل حکومت است اما استفاده از این آن از سوی رییس جمهوری که توهم سلطنت دارد بعید به نظر نمی رسد.

معضل برکناری کامل عطا محمد از قدرت بلخ بدل به موضوع حیثیتی برای اشرف غنی شده و با وجود سه دور گفتگو نمایندگان جمعیت با وی نه یک گام به عقب بر می دارد و نه خواهان اعطای امتیاز به والی برکنار شده بلخ است.

از سوی دیگر، واشنگتن پست به نقل از منبعی موثق می گوید که داکتر عبدالله، معصوم استانکزی و سرور دانش برای حل معضل بلخ، روی گزینه نظامی تاکید دارند در حالی که امریکا هشدار می دهد که به جای زورآزمایی به گفتگو و راه حل های مسالمت آمیز تن بدهند.

این در حالی است که عطا محمد همچنان که توانسته طی یک و نیم دهه بلخ را به دور از ناامنی و از وجود هر تروریستی حفظ کند هم به ثروت هنگفت رسیده و هم قدرت نظامی و سیاسی گسترده دارد و در برابر تهدید نظامی ارگ برای بقا به میدان نبرد خواهد رفت.

اگر چه امریکا و جامعه جهانی حامی حکومت اشرف غنی و اهرم فشار بر مخالفان سیاسی وی هستند اما بعید به نظر می رسد که با دخالت نظامی در اختلاف های داخلی افغانستان حاضر باشند مشروعیت حضور خود را به خطر بیاندازند.

و همین حمایت های خارجی و دلگرمی اشرف غنی به نظامیان خارجی سبب شده است که رهبران جهادی با وجود سیاست حذف و سلطه گری ارگ راه مدارا را به جای استفاده از گزینه نظامی و حتی تهدید آشکار نظامی نسبت به حکومت در پیش بگیرند.

در همین راستا، دامنه نفوذ عطا محمد تنها به ولایت بلخ محدود نمی شود، جنرال رازق طی روزهای گذشته حکومت وحدت ملی را دولتی ایتلافی خواند و خواهان ماندن عطا محمد در ولایت بلخ شد، فرماندهی که خود نیز از گزند برکناری ها و حذف جزیره های قدرت در امان نیست.

رییس جمهور نه تنها به دنبال تداوم قدرت در انتخابات ریاست جمهوری آینده می باشد بلکه با از میان بردن جزایر قدرت، فرماندهان دردسر ساز و رهبران جهادی در پی برقراری حکومت مرکزی قدرتمند است تا هیچ خطری نظام وی را تهدید نکند.

عطا محمد نور پس از برکناری با حضور فعال در نشست های مخالفان سیاسی به رییس جمهور تاخت و عبدالله را مورد هجوم انتقادها قرار داد و اشرف غنی که خود را مظهر قدرت در کشور می داند با آسیبی که وجهه قومی و سیاسی ارگ متحمل شد تمامی راه های مدرا را از میان برد، هرچند هیچ گاه رییس جمهور قابل اعتماد برای اتحاد و پیمان نبوده است.

تقابل میان حکومت و والی عزل شده بلخ بیش از هر زمانی برای مردم بخصوص باشندگان ولایت بلخ سبب ایجاد تنش شده به طوری که آینده ای نامعلوم، انتظار این ولایت همواره امن و قطب اقتصادی شمال را می کشد.

در این میان، چرا عبدالله قبیله گرا تر از هر پشتونی در عزل و برکناری همپیمانان و هم حزبی های خود عمل می کند؟ مگر حمایت عطا محمد سبب به ریاست اجرایی رسیدن وی نبوده است؟

عبدالله طی دهه ها حضور در سیاست کشور، روابط تنگاتنگی با جامعه جهانی برقرار کرده و با سود بردن از حزب جمعیت و حمایت رهبران تاجیک به ریاست اجرایی دست یافت و از آنجایی که بنا به توافقنامه حکومت وحدت ملی به جایگاه با ثبات در قدرت رسیده است نمی تواند هم متحد اشرف غنی باشد و هم تامین کننده خواست های عطا محمد.

سپیدار را می توان حاشیه امن ریاست اجرایی دانست که هم به عطا محمد پشت کرد و هم به جنرال دوستم تا اشرف غنی وی را متحدی قابل اطمینان بداند و در میان دیوارهای این کاخ با طرح نقشه و همراه شدن با دسیسه های ارگ، انتقادهای تند عطا محمد را پاسخ می گوید

ارتشِ غنی زیر بیرق داعش

داعش که در سوریه و عراق توانست به امارت برسد با شکست سخت در همکاری کشورهای منطقه ای جایی برای تجدید قوا جز افغانستان نیافت اما این جابه جایی ها که از سوی روسیه با تلاش امریکا صورت گرفت در داخل کشور بدون هماهنگی های درون حکومتی، چگونه می توانست در شرق نفوذ کند و شمال را به ناامنی کشاند؟

ننگرهار مقر حاکمیت داعشی است که از میان نیروهای ترد شده طالبان، حزب اسلامی و افراط گرایان خارجی شکل گرفت و طی سه سال گذشته، خشن ترن رویدادهای حمله و انتحاری با کشتارهای وسیع را به عهده می گیرد، کابل همچنان در شوک کشته و زخمی شدن ۱۵۰ کشته و زخمی فرهنگیان در حمله این گروه بود که تصاویری از بیرق داعش در کنار پرچم افغانستان بر روی وسایل نظامی ارتش منتشر شد.

مضحک ترین پاسخ را سخنگوی وزارت دفاع داد که آن را اظهار شادمانی نیروهای ارتش پس از حمله مرگبار علیه گروه داعش در ولایت ننگرهار عنوان کرد، این گفته نه سواد کم دولت وزیری به مانند وزیر مخابرات است و نه عدم درک تفاوت میان پرچم افغانستان و داعش که هر کدام می تواند چه مفهومی داشته باشد بلکه نشان می دهد که جناب عالی از مرحله بسیار پرت می باشد.

جناب سخنگوی وزارت دفاع، در هیچ کجای تاریخ و در هیچ نقطه ای از این جهان وسیع، هیچ ارتش کشوری و یا حتی گروه های چریکی در پیروزی ها، بیرق دشمن را برای ابراز شادمانی بر فراز موترهای نظامی خود برافراشته نمی کند.

هرچند، دروغ از مشخصه های این حکومت آلوده به فساد است اما چنین توجیه هایی در حالی که هر روز مردم در گوشه و کنار افغانستان و بخصوص پایتخت کشته و زخمی می شوند، دستاورد رییس جمهورِ آمارهای دروغ و واهی است که هیچ زمان در برابر اتهام های وارده از دست داشتن عوامل درون حکومت با تروریستان تا فساد، جواب قانع کننده ای نداد.

اینکه حکومت اشرف غنی با طالب و داعش در همکاری به سر می برد را نمی توان واقعیت کامل عنوان کرد اما تلاش های بسیاری از درون همین حکومت صورت گرفت تا داعش در افغانستان قدرتمند شود و نیروهای آنان با مهمات و اسلحه بدون کوچکترین مشکل امنیتی با گذر از بیشمار پست بازرسی و یک لشکر نظامی پایتخت، هم مساجد را به خاک و خون بکشانند و هم نهادهای مهم و مراکز فرهنگی را.

و بر همین مبنا، شمال همواره امن که حتی در دوران حاکمیت طالبان از گزنه این گروه در امان بود در سه سال ریاست جمهور اشرف غنی بدل به میدان جنگ شد، نسل کشی دید و تروریستان در آن ریشه دواند.

زمانیکه سیگار طی گزارشی از وجود جنرالانی گفت که حتی از هزینه لباس و غذای سربازان دزدی می کنند و دلیل اصلی شکست ها در برابر گروه های تروریستی می باشند، اتهام های وارده به ارتش و پولس از جانب ارتباط با طالبان و داعش به دور از واقعیت است یا حقیقت این نظام فاسد و تروریست پررو را نشان می دهد؟

بیرق داعش که توسط ارتش به احتراز درآمد اگر چه در میانه خبرهای شوم این سرزمین تا چندی دیگر به فراموشی سپرده می شود اما حقیقت تلخ را دگر باره زنده کرد و آن این است که داعشی که زنان، کودکان و مردان را سر می برد و به رگبار می بندد در ارتباط با حکومت افغانستان در کنار طالبان ظهور کرد و قوت گرفت.

ارگ نشینان که طی سه سال با ریشه دواندن اختلاف های قومیتی و مذهبی و فراهم کردن زمینه گسترش طالب و داعش به شرق و شمال، موجب کشتار وسیع مردم و آوارگی هزاران هزار باشنده ای شد که اکنون در سرمای زمستان در حال جان دادن هستند بیش از آنکه اعتقادی به پرچم افغانستان داشته باشد زیر بیرق داعش حکومت می کند.

 

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن