خانه «=« آرشیو برچسب: تاریخ

آرشیو برچسب: تاریخ

معرفى مختصر افغانستان

افغانستان ( سرزمین افغانها ) یک کشور کوهستانى و محاط به خشکه است که در  آسیاى مرکزى موقعیت دارد .
 این کشور که  تاریخ پنج هزار ساله دارد ، نخست به نام آریانا و بعداً به نام خراسان یادگردیده ، اما در سال ١١٢۶ خورشیدى در زمان حاکمیت احمد شاه بابا ،افغانستان جاى تمام آریانا و خراسان را گرفت .
  بعضى از  مؤرخین  تعین دقیق سرحدات امپراطورى افغان را کار دشوار دانسته ، اما گفته اند که زمانى الى ١۶ درجه طول البلد وسعت داشت.
آنها مى گویند که  سرحدات این امپراطورى در شرق به سرهند که در ١۵٠ کیلومترى دهلى موقعیت دارد، در غرب الى مشهد که از دریاى  حزر با همین فاصله موقعیت دارد و عرض این امپراطورى  از دریاى آمو گرفته  و در جنوب الى خلیج فارس امتداد مى یافت .
 وسعت امپراطورى احمد شاه بابا وقتاً فوقتاً بنابر اختلافات میان نواسه هاى وى و بعداً میان برادران محمدزى رو به زوال گردید.
موقعیت جغرافیایى افغانستان فعلى :
شمال و جنوب غرب افغانستان مناطق خشک و هموار زیادى دارد و در جنوب آن نزدیک به مرز پاکستان دشتهاى ریگزار موقعیت دارد . افغانستان در شرق و جنوب ٢۴٣٠ کیلومتر  با پاکستان ، در غرب با ایران ٩٣۶ کیلومتر ، در شمال غرب با ترکمنستان ٧۴۴ کیلومتر ، در شمال با ازبکستان ١٣٧ کیلو متر ، در شمال شرق با تاجکستان ١٢٠۶ کیلو متر و با چین ٧۶ کیلومتر مرز مشترک   دارد .
افغانستان با داشتن ۶۵٢٨۶۴ کیلومتر مربع مساحت بعد از کشورهاى چین ، ایران و پاکستان چهارمین کشور بزرگ در منطقه میباشد . این کشور از نظر واحدها به ٣۴ ولایت و ٣٩٨ ولسوالى تقسیم گردیده است .
جنگ ها در افغانستان :
افغانها در طول تاریخ براى آزادى کشور شان در برابر  سکندر مقدونى ، صفوى هاى ایرانى ، مغول  و دیگران به جنگ و مبارزه پرداخته است .
انگلیس نیز با افغانها زورآزمایى نموده است . جنگ اول افغان – انگلیس در سالهاى ١٢١٧- ١٢٢١ شمسى ، جنگ دوم در سال ١٢۵٧ و جنگ سوم در سال ١٢٩٨ شمسى بوده است .
افغانها بعد از جنگ سوم افغان – انگلیس از استعمار انگلیس استقلال خود را دوباره بدست آورد .
این کشور بعد از استرداد استقلال کشور، تا سقوط رژیم محمدداوود که در  سال ١٣۵٧ از طریق احزاب  طرفدار شوروى (  خلق و پرچم ) صورت پذیرفت ، شاهد بعضى از بى نظمیها و ارج مرج ها بود، اما  نسبتاً آرام و در حال پیشرفت قرار داشت . 
اما یک بار دیگر جنگ و ناامنى ها زمانى در این کشور آغاز یافت که  مردم افغانستان در مقابل حاکمیت احزاب یادشده براى جهاد کمر بستند .
 نیروهاى مجهز با وسایل پیشرفته اتحاد شوروى وقت به تاریخ شش جدى سال ١٣۵٨ بر افغانستان هجوم نمودند،اما مردم افغانستان در مقابل آنها ایستاده گى نموده و تا زمانى به جهاد شان  ادامه دادند که غرور ارتش متجاوز را در هم کوبید  و به تاریخ ٢۶ ماه میزان سال ١٣۶٧ از افغانستان اخراج نمودند .
 تعداد دقیق تلفات ناشى از تجاوز شوروى وقت  معلوم نیست ، اما گفته میشود که بیش از یک میلیون افغان در نتیجه این تجاوز  جان باختند، میلیونها تن مهاجر شدند، زیربناهاى کشور از بین رفت  و ١۵٠٠٠ سرباز شوروى نیز  به قتل رسید .
مجاهدین افغان بعد از اخراج  نیروهاى متجاوز ، رژیم داکتر نجیب الله  را که  به حمایت شوروى به وجود آمده بود، سقوط داد  و حضرت صبغت الله مجددى بنابر مشوره احزاب جهادى به تاریخ ٨ ثور سال ١٣٧١ به کرسى قدرت تکیه زد.
 اما دیرى نگذشته بودکه بر سر بدست آوردن قدرت میان احزاب مختلف مجاهدین جنگهاى داخلى آغاز گردید و درا ین درگیرهاى ملیشه هاى جنرال دوستم رژیم نجیب نیز شامل شدند.
حرکت طالبان در سال ١٣٧٣ با تعهد از بین بردن بى نظمیها و حفظ ارزشهاى اسلامى درکندهار به فعالیت آغاز نمود و تا سال ١٣٧۵ تعداد زیاد ولایات به شمول کابل را تصرف نمود.  
اسامه بن لادن رهبر سازمان القاعده که باشنده اصلى عربستان سعودى میباشد و در مقابل قشون سرخ شوروى در کنار مجاهدین افغان ایستاده بود ، نیز با طالبان مسلح یک جا گردید.
اما اسامه بن لادن  از طرف امریکا به دست داشتن در رویداد ١١ سپتمبر سال ٢٠٠١ میلادى متهم گردید و امریکا از طالبان خواست تا وى ( اسامه ) را از افغانستان خارج نمایند .
اما زمانى که طالبان این خواسته امریکا را نپذیرفتند، در ماه اکتوبر همین سال نخست بر طالبان حمله هوایى و بعداً به کمک ائتلاف شمال دست به حملات زمینى زدند و رژیم طالبان را سقوط دادند.
براى از بین بردن مخالفین مسلح دولت افغانستان و القاعده ، ۴٢٠٠٠ نیروى ۴۶ کشور جهان با یکصد هزار نیروى امریکایى یکجا گردیده ، اما  با آنهم  نه تنها امنیت در کشور تامین نشده  ، بلکه فعالیتهاى مخالفین مسلح  ( طالبان ، حزب اسلامى به رهبرى گلبدین حکمتیار ، گروه حقانى و غیره ) روز به روز وسعت پیدا کرد  و اکنون دامن ناامنى ها از جنوب به ولایات شمال کشور نیز گسترش یافته است  .
 بارک اوباما رئیس جمهور امریکا در ماه مارچ سال ٢٠٠٩ میلادى هنگام اعلان نمودن ستراتیژى جدید خود در قبال پاکستان و افغانستان ، وضعیت هر دو کشور را بسیار خطرناک خواند .
اوباما در ماه دسمبر همین سال گفت که خروج سربازان خود را در ماه جولاى سال ٢٠١١ از افغانستان آغاز خواهد کرد . نیروهاى ناتو نیز سال ٢٠١۴ را براى سپردن امور امنیتى به نیروهاى افغان را  تاریخ نهایى تعین نموده است .
انواع دولت ها در افغانستان :
الف  حکومت:
محمد داؤد به تاریخ ٢۶ سرطان سال ١٣۵٢ براى نخستین بار در تاریخ افغانستان  نظام جمهورى را به عوض نظام شاهى به میان آورد . بعد از آن ، بدون طالبان که امارت اسلامى را اعلام نموده بودند  ، نظامى هاى کشور جمهورى بوده ، اما بدون حکومت منتخب کرزى ، حکومتهاى دیگر از طریق حرکتهاى نظامى و یا کودتاه ها به میان آمده است .
محمد داؤد از طریق کودتاى  سفید به قدرت سید و محمد ظاهر شاه را از ملک تبعید نمود . رژیم محمد داؤد از طریق کودتاى خونین احزاب طرفدارى شوورى ( خلق و پرچم )  از هم پاشید ، داؤد را یکجا با اعضاى خانواده وى به قتل رساند و به عوض وى نور محمد تره کى را به حیث رئیس جمهور اعلان نمود .
تره کى مربوط به حزب خلق در ماه سنبله سال ١٣۵٨ توسط حامیان حفیظ الله امین عضو دیگر این حزب به شکل مرموز در ارگ به قتل رسید و امین که تره کى  شاگرد وفادار خود مى دانست ، به حیث رئیس جمهور به کار آغاز نمود .
 اما نیروهاى شوروى بر افغانستان حمله نمودند ، امین را در دارالامان کابل به قتل رساند و ببرک کارمل مربوط حزب پرچم  به حمایت از نیروهاى شوروى به قدرت رسید .
 کارمل در ماه ثور سال ١٣۶۵ از ریاست کمیته مرکزى حزب استعفى داد و در ماه عقرب همین سال از ریاست جمهورى نیز کناره گردید و داکتر نجیب الله عضو دیگر این حزب به قدرت رسید .
 نیروهاى شوروى هنگام حاکمیت نجیب از افغانستان اخراج گردید و حکومت نجیب نیز توسط مجاهدین به تاریخ ٨ ثور سال ١٣٧١ سقوط کرد و صبغت الله مجددى به مشوره احزاب جهادى به حیث ممثل دولت اسلامى تعیین گردید
مطابق مشوره احزاب جهادى ، دو ماه بعد صبغت الله مجددى قدرت را به برهان الدین ربانى رهبرى جمعیت اسلامى تسلیم نمود و ربانى به تاریخ ٩ جوزاى سال ١٣٧١ از طرف شوراى اهل حل و عقد براى دو سال به حیث رئیس جمهور تعیین گردید .
اما ربانى به حکومت خود ادامه میداد که در سال ١٣٧۵ کابل در دست طالبان افتید  و امارت اسلامى را اعلان نمودند، اما حاکمیت طالبان در نتیجه حمله نظامى امریکا از بین رفت و حامد کرزى در نشست بن براى شش ماه رئیس اداره مؤقت و بعداً از طریق لویه جرگه اضطرارى براى دو سال به حیث رئیس اداره انتقالى تعیین گردید .
 قانون اساسى فعلى افغانستان  که به اساس آن نظام کشور جمهورى اسلامى است ، به تاریخ ١٣ جدى سال ١٣٨٢ از طرف لویه جرگه تصویب گردید . به اساس این قانون در تشکیل دولت افغانستان رئیس جمهور منتخب ، دو معاون وى ، شوراى ملى متشکل از دو مجلس ( ولسى جرگه و مشرانو جرگه ) و قوه قضایى وجود دارد . اعضاى ستره محکمه توسط رئیس جمهور تعیین  و از  ولسى جرگه   راى اعتماد مى گیرند .
 رئیس جمهور و معاونین وى از طریق راى مستقیم مردم براى پنج سال تعیین مى گردند . اگر یک نامزد در مرحله اول  پروسه انتخابات ۵٠ در صد جمع یک راى را بدست نیاورد، در این صورت دو نامزد که بلندترین آرا را داشته باشند، براى بار دوم در پروسه انتخابات سهم میگیرند . رئیس جمهور براى دو دوره ریاست جمهورى خود ر ا نامزده کرده میتواند .
 نخستین انتخابات ریاست جمهورى به تاریخ ١٨ میزان سال ١٣٨٣ به اشتراک  هشت میلیون تن  که تقریباً نصف آنها را زنان تشکیل میداد ، برگزار گردید و حامد کرزى با بدست آوردن ۵۴ در صد آرا به حیث رئیس جمهور تعیین گردید .
 کرزى در  دور دوم انتخابات  ریاست جمهورى که به تاریخ ٢٩ اسد سال ١٣٨٨ راه اندازى گردید،  نیز در حالى براى پنج سال به حیث رئیس جمهور تعیین شد که شکایات زیادى در رابطه با تقلب در انتخابات وجود داشت .
 دولت مرکزى در مناطق روستایى نفوذ کمى دارد، زیرا ضوابط اسلامى و سنتى در حل مشکلات شخصى به شمول فعالیتهاى قومى نقش مهم دارد . جامعه افغانى با داشتن رسوم قومى و اسلامى بر اساس پایه هاى قرابت و خویشاوندى استوار است ، در حالى که این سطح در مناطق شهرى تا حدى کاهش دارد.
ب : شورا ملى ( پارلمان )
 تلاش ایجاد  شوراى ملى در افغانستان براى نخستین بار در زمان امان الله خان آغاز گردید. در این دوره نخستین قانون دولت ( نظامنامه اساسى دولت در افغانستان ) از طرف لویه جرگه تصویب و در این قانون به نام شوراى دولت پیش بینى صورت گرفت .
 شوراى ملى در زمان حاکمیت نادرخان در ماه سنبله سال ١٣٠۴ خورشیدى تشکیل گردید، اما رئیس آن ( عبدالاحد مایار نماینده وردک ) توسط خود نادرخان تعیین گردید .
 بعد از آن که نادرخان در سال ١٣١۶ ذریعه شلیک تفنگچه یک شاگرد مکتب به قتل رسید ، محمد ظاهر پسر ١٩ ساله وى به حیث شاه افغانستان تعیین گردید، اما امور دولت عملاً توسط صدراعظم محمد هاشم خان انجام مى گردید .
 در دوره صدرات هاشم خان ( ١٣١٢- ١٣٢۵ شمسى ) دوره هاى دوم ، سوم ، چهارم ، پنجم و ششم پارلمان به کار خود ادامه داد .
بعضى از مؤرخین مینویسند که حکومت در دوره صدارت شاه محمود درانتخابات  دور هفتم پارلمان ( ١٣٢٨ – ١٣٣١ ) هیچ مداخله نکرد و تعداد زیاد مردم در آن سهم داشتند .
 برخلاف پارلمان هاى دیگر ، درا ین دوره بر کار دولت انتقاد صورت مى گرفت ، در آن مباحث جدى صورت مى گرفت ، اما بعد از آن الى دهه دموکراسى ( ١٣۴٢-١٣۵٢) شوراى هاى ملى تا حد زیادى تحت تاثیر حکومت قرار داشت .
در دهه دموکراسى ،چون اکنون ، شوراى ملى داراى ٢١۶ عضو داراى دو مجلس ( ولسى جرگه و مشرانو جرگه ) بود .
مؤرخین مینویسندکه این شوراى ملى در مقایسه با شوراى هاى قبلى در وضع قوانین و اتخاذ تصامیم قدرت زیادى داشت .
اما پارلمان در سال ١٣۵٢ در نظام جمهورى داؤد خان لغو گردید و پارلمان تا زمانى در کشور وجودنداشت  که داکتر نجیب الله در سال ١٣۶٧ بعد از اعلان مصالحه ملى پارلمان را به میان آورد.
شمارى از مؤرخین مینویسند که پارلمان در زمان حکومت نجیب تحت نظارت حزب و حکومت حزبى کار مى کرد و در عمل استقلال نداشت .
در زمان حاکمیت برهان الدین ربانى و طالبان شوراى ملى در کشور وجود نداشت ، اما بعد از سقوط رژیم طالبان ، به اساس قانون  اساسى جدید انتخابات دور اول ولسى جرگه براى  ٢۴٩ کرسى به تاریخ ٢٧ سنبله سال ١٣٨۴ برگزار گردید و دور دوم آن به تاریخ ٢٧ سنبله سال ١٣٨٩ برگزار خواهد شد .
در شوراى که از طریق انتخابات سال ١٣٨۴ به وجود آمده ، نماینده گان ولایات مختلف  که داراى مفکوره هاى مخلتف سیاسى اند عضویت دارند و شمارى از آنها وابسته به احزاب نیز میباشند .
مردم : 
نفوس مجموعى افغانستان حدود ٢۶ میلیون تن تخمین گردیده است  که از جمله هر هفت تن یکتن آنها درکابل زنده گى میکنند. شهر کندهار در درجه دوم قرار دارد که بیش از نیم میلیون نفوس دارد ، بعد از آن شهر هرات در غرب ، مزار شریف در شمال و شهر جلال آباد در شرق کشور شهرهاى بزرگ میباشند . حدود ٢،۵ میلیون مهاجر ثبت شده افغان تا حال در پاکستان و ایران زنده گى میکنند .
از جمله لسانهاى پشتو ، درى ، ازبکى ، ترکمنى ، بلوچى ، پشه یى ، نورستانى و لسانهاى مروج دیگر در کشور پشتو ودرى لسانهاى رسمى دولت میباشد .
تناسب جنسیت طورى است که در مقابل هر ١٠٠ زن ١٠٣،٢ مرد موجود اند و تعداد اوسط فامیلها ۶،٣ تن میباشد .
مذاهب :
بیش از ٩٩ فیصد نفوس افغانستان را مسلمانان تشکیل میدهد که ٨٠ در صد آنها سنى ، ١٩ در صد شیعه و یک در صد پیروان مذاهب دیگر مانند هندو ، سکها و تعداد کم عیسوى ها میباشند.
تعلیم و تربیه :
 سطح سواد در افرادى که سن آنها بالاتر از ١۵ سال مى باشد، ٣۴ در صد بوده ، در مردان ۴٣،١ در صد و در زنان  ١٠ الى ١۵ فیصد میباشد .
 
 تا سال ١٣٨٩ بیش از هفت میلیون دختر و پسر در سطح کشور شامل مکتب شدند ، اما وزارت معارف مى گوید که هنوز پنج میلیون تن دیگر به مکاتب دسترسى ندارند.
به همین ترتیب مشکلات قابل ملاحظه در بخش تعلیم و تربیه چون  نبود بودجه و تعمیر مکاتب ، رواجهاى موجود در جامعه  و کمبود مکاتب مسلکى مخصوصاً در مناطق روستایى وجود دارد .
این درحالیست که تعلیم رایگان است و تعلیمات ابتدایى لازمى است ، اما دسترسى به تعلیم و تربیه یک مشکل مى باشد . صرف ١٧،۴ در صد اطفال به مکاتب ابتدایه در قریه هاى خود دسترسى دارند و ٣٧ در صد باید جهت رفتن به نزدیکترین مکاتب ۵ کیلو متر سفر نمایند و ٢٩،٩ فیصد شاگردان باید بیش از ١٠ کیلومتر سفر نمایند تا به مکتب برسند.
مشکلات مکاتب متوسط نیز مشابه به مکاتب ابتدایه است .  ٧،٧ فیصد شاگردان این مکاتب در قریه هاى خود مکتب دارند و ۴١ فیصد باید براى رفتن به مکتب بیش از ١٠ کیلومتر فاصله را طى کنند تا به مکتب برسند.
وضعیت لیسه ها خرابتر از آن است ، چرا که از جمله هر ۵ شاگرد ٣ تن آنها بیش از ١٠ کیلومتر فاصله را طى مى کند تا به مکتب برسند و از جمله پنځ طفل  تنها یک طفل  در پنج کیلومترى لیسه دارند.
در زمان حاکمیت طالبان مکاتب دولتى دختران از بین رفته بود، اما در حال حاضر ٣۴ درصد شاگردان را دختران تشکیل میدهد و ٣٠ فیصد ١٧۵ هزار معلم را زنان تشکیل میدهند.
بنابر تخمین یونیسف ، بیش از هشتاد فیصد دختران  و حدود ۵٠ فیصد پسران  به مراکز تعلیم دسترسى ندارند. به گفته وزارت معارف ، در حال حاضر ( ١٠ سنبله سال ١٣٨٩ ) ۴٢٠ باب مکتب به علت ناامنى در  سطح کشور مسدود میباشد .
 صحت :
ارقام مرگ ومیر در افغانستا ن بلندترین رقم مرگ و میر در سطح جهان مى باشدکه در هر ۵ پنج طفل یک طفل قبل از سن پنج سالگى جان میدهد و در هر  ٨ خانم یک خانم  به علت مشکلات نسایى ولادى مى مرد.
همچنان ٧٠ فیصد تمام نفوس افغانستان دست رسى به آب صحى آشامیدنى ندارند، حد اوسط زنده گى براى خانمها و اقایان  در افغانستان ۴۴سال اندازه گردیده است،  مردم افغانستان قبل از جنگهاى که در سال ١٣۵٧ آغاز گردید یک سیستم صحى اصلاح شده داشت و در شهر ها مانند کابل یک سیستم صحى مراقبت نیمه پشرفته وجود داشت. طى حمله روس وجنگهاى داخلى سیستم مراقبت صحى تنها در شهر ها باقى ماند که بعداً بطور کلى از بین رفت.
حدود ٣٠سال جنگهاى مسلسل تقریباً یک میلیون افغان را در کشور معلول نموده است و حدود ٨٠٠٠٠ فرد در اثر ماینها پاهایشان را از دست داده  که این بلند ترین رقم در جهان مى باشد
بعد از سال ١٣٨١ سیستم مراقبت به صحت در کشور به کمکهاى جامعه جهانى انکشاف یافت و تاکنون تعداد زیاد از شفاخانه ها و مراکز صحى دیگر در کشور ایجاد گردیده است.
اما با آن هم در شهر ها٩٠فیصد   و در مناطق دهاتى ۶۵فیصد مردم دستر سى به خدمات صحى دارند.
اقتصاد:
افغانستان یک کشور زراعتى و رو به انکشاف است، میوه خشک، قالین، پشم وتریاک  ازعمده ترین صادرات افغانستان  مى باشد.
مسؤولین دولتى اخیراً گفته اند که افغانستان  معادن طبیعى مانند گاز، نفت خام، سنگ زغال، مس، کرومایت، تالک، باریت، سلفر، سرب، جست، آهن، نمک، سنگ قیمتى و نیمه قیمتى غیر استخراج شده به ارزش سه تریلیون را دارد.
به اساس گزارش هاى سال ١٣٨۶، تولید مواد مخدر افغانستان بیش از نصف اقتصاد کشور را تشکیل میدهد که در حکومت طالبان توسعه یافته بود. بیش از ٩٠ فیصد تریاک جهان که مواد خام هیرویین است، در این کشور تهیه مى شود.
 
رسانه ها:
در افغانستان بارى نخست در سلطنت امیر شیرعلى خان در سال ١٢٩٠ جریده شمس النهار به نشر رسید و در سال ١٢۴٨شمسى در زمان حاکمیت امیر حبیب الله خان سراج الاخبار از چاپ بر آمد  که در زمان امیر عبدالرحمن خان نیز به نشر میرسید.
در دوران امانى مجله اناث تحت نام ارشاد النسوان و انیس که اکنون به گونه روزنامه به نشر میرسد و ده نشریه دیگر چاپ مى گردید.
بعد از به پایان رسیدن حاکمیت امان الله خان در سال ١٣٠٧، تا زمانى که محمدظاهر در سال ١٣۴٣ آزادى مطبوعات را اعلام نمود ، مطبوعات در سانسور وکنترول دولت بود.
مطبوعات در زمان حاکمیت محمد داؤد  و بعداً در زمان حاکمیت احزاب خلق و پرچم تحت سانسور دولت بود، اما در اواخر حکومت داکتر نجیب یک تعداد از احزاب نیز نشرات را آغاز نمودند.
رسانه ها در زمان رژیم طالبان نیز به طور کلى در اختیار حکومت قرار داشت  و تلویزیونهاى دولتى نیز اجازه فعالیت را نداشت .
اما بعد از سال ١٣٨١به رسانه هاى آزاد اجازه فعالیت داده شد و اکنون تعداد زیادى از رسانه هاى دولتى، شخصى و ولایتى(محلى) به مصارف اداره هاى شخصى و کمک خارجیها ایجاد گردیده است.

تاریخچه عید نوروز چیست؟جشن باستانی نوروز چطور به وجود آمد؟

اکثر مردم نوروز و جشنهای جنبی آن را جشن هایی با گذشته صد در صد ایرانی می دانند. بعضی از این مراسم، بخصوص چهارشنبه سوری، بخاطر اهمیت آتش در آن، حتی وابسته به دین زرتشت دانسته شده. از طرفی، شواهد مختلف نشاندهنده این مطلب هستند که این جشنها تاریخی فراتر از قوم "ایرانی" (به معنای قوم هندو-اروپایی مهاجری که در حدود سال ۳۰۰۰ سال قبل به ایران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسم قبل از آریایی این فلات سرچشمه می گیرند و چه بسا اقوام عیلامی، کاسی، گوتی و دیگر اقوام باستانی نیز آنها را جشن می گرفته اند.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام هندو- ایرانی و بعدا" ایرانی، در درجه اول قدیمترین قسمتهای اوستا و در حالت دوم، مقایسه باورهای دیگر مردم هندو-اروپایی (بخصوص هندو-آریایی ها) با باورهای ایرانیان باستان است. ریگ ودا، قدیمیترین بخش وداهای هندو-آریایی، یکی از بهترین منابع موجود برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام آریایی (هندو-ایرانی) است. باورهای اقوام دیگر مانند سکاها، نورستانی ها، و مردم ایرانی زبانی که در ماوراالنهر و مناطق شرق کوه های پامیر زندگی می کردند نیز می توانند الگوهای ما برای فهمیدن باورهای ایرانی های باستان باشند.


در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقیه یسناها که قدیمی ترین بخش های این کتاب هستند، هیچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای وابسته به آن نشده است. مراسم اوستایی اصولا" نیایشهایی به امشاسپندان مختلف و فره وشی ها هستند. یسناها سرودهایی هستند که برای ستایش میترا، آناهیتا، ورونا، هوم، و دیگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها باید خوانده شوند (کلمه های "جشن" و "یسنا" از یک ریشه هستند). در نتیجه، دربخشهای قدیم اوستا ذکری از جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده بدر و یا حتی سده نداریم.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

نخستین نشانه از نوروز در اوستا، در فرگرد دوم "ویدیودات" است که در ضمن توضیح زندگی "ییم" (جمشید)، به دستور برگزاری نوروز نیز اشاره شده (این روایت را فردوسی نیز ذکر می کند). اما ویدیودات از اخیرترین بخش های اوستاست که به احتمال زیاد یا در دوران ساسانی نوشته شده و یا در آن دوران به طور کامل بازنویسی شده و بسیاری از باورهای زرتشتی ساسانی در این کتاب وارد شده.


با نگاه کردن به باورهای مندرج در ریگ ودا نیز اثری از مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بینیم. جشن شروع سال در نزد این اقوام اهمیت زیادی نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنین در باورهای مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زیر نام "کافران" به پرستش خدایان باستانی هندو-ایرانی ادامه می دادند، هیچ اثری از نوروز وجود ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد این مردم کاملا" حفظ شده است.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


از طرفی، با نگاه کردن به طرز زندگی اقوام هندو-ایرانی و مقایسه آن با اقوام ساکن ایران و بین النهرین، می توانیم به نتایجی در مورد ریشه های تاریخی نوروز و جشنهای دیگر مربوط به آن برسیم. اقوام هندو-ایرانی بطور اعم، از راه دامداری و پرورش اسب زندگی می کردند و زندگی آنها برمبنان کوچ نشینی بنا شده بود. این طرز زندگی به این معنی بود که هندو-ایرانی های باستان (مانند سکاهای دوران تاریخی، سرمتها، هیونها، مغولان، و ترکها) به دنبال حیوانات خود برای پیدا کردن چراگاههای سرسبز روان بودند. در دشتهای محل سکونت این اقوام، فقط دو فصل زمستان و تابستان معنی داشت و به دلیل طبیعت نامعمول آن، خط تقسیم و زمان این دو فصل همواره نامعلوم بود.


اما مردم ساکن فلات ایران، عیلامی ها، کاسی ها، گوتی ها، اورارتو، میتانی ها، و تا حد بیشتری مردمان ساکن بین النهرین، وابسته به زندگی کشاورزی ساکن بودند. این بدین معنی بود که ترتیب کاشت، داشت، و برداشت محصولاتی نظیر گندم، مشغله اصلی این مردم محسوب می شد و زمان انجام هرکدام از این وظایف، اهمیت خاصی داشت. می بینیم که نوشتن تقویمهای نجومی که برمبنای آن حصول فصلها را معین می کردند، از دستاوردهای این مردم است.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

طغیانهای سالانه رودخانه ها، شروع فصل گرما، زمان برداشت محصول، زمان رها کردن نوبتی زمین ها، همه و همه از مشغولیات زندگی کشاورزی بوده و هستند. به همین دلیل، تقسیم سال به دوازده ماه و چهار فصل (که حضورشان در این منطقه کاملا" حس می شد)، تقسیم ماه به بیست و هشت روز (بر مبنای تقویم قمری) و وضع کردن هفته، همه از تقسیمات مردم سومر و بابل بود که از طرف مردمان همسایه آنها نیز استفاده می شد.


از جشن گرفته شدن آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسیاری در دست داریم. در روز آغاز بهار، پادشاه به سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دستهای این خدا، حمایت او را از سلطنت خود نشان می داد. بعد از این مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بیایند.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

اهمیت این مراسم را در آنجایی می توانیم ببینیم که بعد از تسخیر بابل از طرف کورش، پادشاهان پارسی تا زمان خشایارشا نیز هرساله این مراسم را انجام می دادند. پایان جشنهای بهاری در روز سیزدهم بهار (که اولین بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشتهای خارج از شهر اعلام می شده (نمونه این رسم را می توان در داستان حضرت ابراهیم مشاهده کرد).


از سوی دیگر، بسیاری از فرهنگ های جهان، از بابل باستان گرفته تا سلتهای اروپایی، مراسمی مانند برافروختن آتش در پایان فصل برداشت دارند. اصولا" روشن کردن آتش بعد از خرمن چینی جزو مراسم بسیار معمول همه جوامع کشاورزی بوده و حتی امروزه نیز در کشورهای اروپایی می توان نظیر آن را مشاهده کرد. در ایران نیز امروزه در طی مراسم جشن سده (که جشن رسمی پایان فصل برداشت بوده)، برافروختن آتش مرسوم است. به همین ترتیب، می توان روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری را نوعی از همین مراسم دانست.

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز


بطور خلاصه، می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و خارج شدن از شهر، از آیینهای جوامع کشاورزی مقیم ایران بوده است. اما اقوام ایرانی بعد از مهاجرت به این کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس این مراسم پرداختند و با وارد کردن بعضی از عقاید خود (تشبیه حلول بهار به پیروزی راستی بر دروغ)، آنرا تبدیل به جشنی کاملا" ایرانی کردند.

این جشن، که شاید از دورانی حتی قبل از زمان هخامنشی بوسیله این مردم برگزار می شده، تا مدتها جشنی مردمی بوده که توانسته به دلیل طبیعت غیر دینی و غیر سیاسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبدیل شود و کم کم به صورت جشنی درآید که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نیز آنرا به عنوان مراسم رسمی خود انتخاب کند.

 

 

هفت سین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

با فرا رسیدن‌ سال‌ نو، سفره‌ مبارک‌ هفت ‌سین‌ را می ‌گسترانیم.سفره‌ای‌ از هفت‌ گونه‌ گیاه‌ و دانه‌ و خوردنی‌ دلپذیر. آب‌ و آیینه، شمع‌ و چراغ، نقل‌ و نبات‌ و گل‌ و سبزه‌ در آن‌ می ‌نهیم، کتاب‌ آسمانی‌ خود را می‌ گشاییم‌ و در لحظه‌ حلول‌ سال‌ نو در برابر سفره‌ای‌ از برکت‌ الهی‌ و به‌ امید رونق‌ و بهبود و معیشتی‌ بهتر دست‌ به‌ دعا برمی‌ داریم.

 

هفت شین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

برخی‌ از محققان‌ معتقدند که‌ پیش‌ از اسلام، در این‌ سفره‌ هفت‌ شین می ‌گذاشته ‌اند همچون‌ شمع‌ ، شیرینی‌ ، شیر، شراب ، شهد و شاهدانه و یا هفت‌ گیاه‌ چیده‌شده‌ سودمند به‌ صورت‌ هفت‌چین و یا هفت‌ سینی‌ از خوردنی های‌ مطلوب است اما قرن هاست‌ که‌ در سفره‌ عید هر ایرانی‌ هفت‌ گونه‌ خوردنی‌ و سبزه‌ که‌ حرف‌ نخست‌ آن‌ سین‌ است‌، چیده‌ می ‌شود و آن ‌چنان‌ که‌ پیداست‌ سخن‌ بر سر حرف‌ سین‌ یا چین‌ یا شین‌ نیست بلکه‌ محتوای‌ سینی ها یا ظروفی‌ که‌ خوردنی‌ در آن‌ می ‌نهند اهمیت‌ دارد و محتوای‌ ظرف ها نمادهایی‌ در سفره‌ هفت‌ سین هستند.

 

روایات گوناگون از هفت سین

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

در گذشته عدد هفت‌ خوش ‌یمن‌ ،مبارک‌ و حتی‌ مقدس‌ تلقی‌ می شده است.هفت‌سین در مراسم نوروزی به روایت‌های گوناگون به وجود آمده است، گروهی از پژوهشگران بر این باورند که درجشن نوروز، میوه‌ها ، شیرینی‌ها و خوراکی‌ها را در هفت عدد از سینی‌ها می‌چیدند و بر سفره نوروزی می‌گذاشتند و آن را هفت‌سینی می‌گفتند که بعدها در طول زمان به هفت‌سین تبدیل شده است.

گروهی دیگر چنین باور دارند که در زمان‌های پیش و به هنگام نو شدن سال بر سفره نوروزی هفت شین مانند شیر، شکر، شیرینی، شربت، … می گذاشتند که به تدریج به هفت‌سین تبدیل شده است.گروهی دیگر بر این گمانند که ابتدا هفت‌چین یعنی هفت نوع چیدنی از درخت،بوده است که بعدها به هفت‌سین تغییر یافته است.

 

چرا «هفت» در سفره‌ هفت ‌سین‌

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

عدد هفت‌ که‌ جمع‌ سه‌ و چهار است، نزد ریاضیدانان‌ به‌ سبب‌ شکل‌ هندسی‌ مثلث‌ و مربع‌ که‌ اشکال‌ همگن‌ و کامل‌ به‌ شمار می‌ آیند نمایانگر کمال‌ و به‌ شکلی‌ نمادین، به‌ مفهوم‌ کثرت‌ و تکامل‌ است. هنگامی‌ که‌ از عدد هفت، یا هفت‌ هزار و… سخن‌ گفته‌ می ‌شود معنای‌ زیاد بودن‌ مد نظر است. در میان‌ اقوام‌ هند و اروپایی‌ و همچنین‌ هند و ایرانی‌ این‌ عدد خوش‌ یمن‌ و مبارک‌ تلقی‌ شده‌ و در اساس، نقش‌ این‌ عدد در فرهنگ‌ ملت ها نقشی‌ مثبت‌ است.

 

واقعیت های‌ طبیعی، مشاهده‌ها و تجربه‌های‌ مردم‌ در گذر زمان، نقش‌ ادیان‌ الهی‌ و باورهای‌ دینی‌ مردم‌ در توجه‌ ویژه‌ به‌ عدد هفت‌ بسیار اساسی‌ است‌ و از همین‌ روست‌ که‌ قرن هاست‌ در آیین ها و رسم های‌ ایرانی‌ نیز این‌ عدد جایگاهی‌ ویژه‌ دارد. در چیدن‌ و آراستن‌ سفره‌ هفت‌سین‌ نیز نقش‌ این‌ عدد به خوبی‌ آشکار است.

 

تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

نگاهی‌ گذرا به‌ واقعیت های‌ طبیعی، کتب‌ الهی، باورهای‌ مردم، هنر معماری، موسیقی، خط‌ و نیز ادبیات‌ ملل‌ نشان‌ می ‌دهد که‌ عدد هفت‌ تا چه‌ حد مورد توجه‌ ویژه‌ قرار دارد. در قرآن‌ کریم‌ و نیز نزد مسلمانان‌ ایرانی‌ عدد هفت‌ جدای‌ از سایر عددها مورد توجه‌ قرار دارد. در برخی‌ از آیه‌ها و سوره‌های‌ قرآن‌ از عدد هفت‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌ و نیز قرآن‌ را مشتمل‌ بر هفت‌ موضوع‌ دانسته‌اند.

 

مناسک‌ حج‌ هفت‌ مرحله‌ دارد و نخستین‌ قاریان‌ نیز هفت‌ نفر بوده‌اند. در کتاب های‌ آسمانی‌ انجیل‌ و تورات، بارها و بارها این‌ عدد با تأکید تکرار شده‌ است. همچنین‌ نزد زرتشتیان‌ هفت‌ امشاسپند گرامی‌ بوده‌ و در آیین‌ مهر هفت‌ اختر معتبر بوده‌ است. پیشینیان‌ ما نیز زمین‌ و آسمان‌ را دارای‌ هفت‌ طبقه‌ دانسته‌اند و به‌ زمین‌ هفت ‌اقلیم‌ می ‌گفته‌اند که‌ دارای‌ هفت‌ دریا بوده‌ است.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

 

خلق‌ جهان‌ را در شش‌ مرحله‌ یا گاهنبار گفته‌ اند و در روز هفتم‌ که‌ پایان‌ خلق‌ جهان‌ است‌ به‌ نیایش‌ و جشن‌ و سرور می پرداخته ‌اند؛ این‌ آیین‌ هنوز مشاهده‌ می‌شود و ادامه‌ دارد. حرکت‌ و تغییر شکل‌ ماه‌ در چهار هفته، وجود خوشه‌ ستارگان‌ یا خواهران‌ هفتگانه‌ و همچنین‌ تکامل‌ جنین‌ در هفت ‌ماهگی، رویش‌ دندان‌ کودک‌ در هفت‌ ماهگی، تغییر تکاملی‌ نطفه‌ به‌ جوجه‌ پس‌ از سه‌ هفته‌ و… از مواردی‌ است‌ که‌ در طبیعت‌ مورد مشاهده‌ و توجه‌ قرار گرفته ‌اند.

 

باورهای‌ ملت ها نیز نمایانگر توجه‌ به‌ عدد هفت‌ و نقش‌ آن‌ است. در قدیم‌ مصریان‌ به‌ هفت‌ رکن‌ قدرت‌ معتقد بودند، کلدانی‌ها هفت‌ طبقه‌ کمال‌ و بابلیان‌ هفت‌ طبقه‌ آسمان‌ را باور داشتند، یونانیان‌ به‌ هفت‌ خدا معتقد بودند، هندوان‌ خدایان‌ هفتگانه‌ «آدی‌تیا» را می ‌پرستیدند و رومیان‌ جشن‌ بزرگ‌ هفت‌ مادر یا «سپتی ‌ماترا» را برگزار می ‌کردند.

 تاریخچه عید نوروز و جشن باستان نوروز

بسیاری‌ از ملت های‌ دیگر نیز متوجه‌ این‌ عدد بوده‌اند. همچنین‌ از عجایب‌ هفتگانه‌ جهان‌ نام‌ برده‌ شده‌ است. در موسیقی‌ سنتی‌ ایرانی‌ هفت‌ دستگاه و در خط‌ هفت‌ شیوه‌ نگارش‌ تعیین‌ کرده‌اند. در هنر و ادبیات‌ نیز توجه‌ هنرمندان‌ و نویسندگان‌ به‌ عدد هفت‌ آشکار است.

 

در اساس‌ بین‌ اقوام‌ هند و اروپایی و نیز ایرانیان‌ و هندوان، عدد هفت‌ خوش ‌یمن‌ و مبارک‌ تلقی‌ شده‌ است و از همین‌ روست‌ که‌ در فرهنگ‌ ایرانی‌ ما که‌ بنیانش‌ بر باورهای‌ دینی‌ استوار است‌ در سفره‌ عید که‌ سفره‌ای‌ دلپذیر و خوش ‌یمن‌ و سرشار از امید به‌ بهبودی‌ و رونق‌ بیشتر است، هفت‌ سین‌ چیده‌ می ‌شود به‌ این‌ امید که‌ سال‌ نو پر برکت‌ و مبارک‌ باشد.

از تولد سینما در خانواده سلطنتی تا صف جوانان بیکار برای تماشای فیلم

نرگس محمدی: صنعت سینما از اوایل قرن بیستم وارد کشور افغانستان شد ولی همواره فراز و نشیب‌های سیاسی از همان ابتدا به سینمای این کشور اجازه رشد نداد.

یک سینمای تخریب شده در دوران طالبان

به هر حال طی قرن بیست، فیلم‌های «پشتو» و «دری» زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد.

از اواخر سال ۲۰۰۱ با متزلزل شدن حکومت طالبان در افغانستان، سینمای این کشور نیز به مرور وارد فاز جدیدی از حیات شد.

*سینمایی با سابقه ۹۰ ساله/از ورود سینما به افغانستان توسط خانواده سلطنتی تا تعطیلی کامل آن در دوران حکومت طالبان

_تخصیص سینما به خانواده سلطنتی

شخصی به نام «امیر حبیب‌الله خان» از اهالی قندهار طی سال‌های (۱۹۰۱تا ۱۹۱۹) امیر افغانستان بود که برای اولین بار نسبت به صنعت سینما علاقه نشان داد ولی تلاش وی برای ورود سینما به این کشور تنها به خانواده‌های سلطنتی محدود ماند و عملا این فن‌آوری از دسترس عموم به دور بود.

امیر حبیب‌الله خان، شاه افغانستان

_ورود پروژکتور سینمایی به افغانستان و نمایش فیلمی صامت برای عموم مردم؛ نقطه عطف سینما در این کشور

 پس از آنکه در سال ۱۹۱۹ «امیر حبیب‌الله خان» براثر یک کودتای خانوادگی در هنگام شکار در کله‌گوش،لغمان،افغانستان به قتل رسید، پسرش «شاه امان‌الله» به قدرت رسید، او در سال ۱۹۲۳ برای اولین بار  پروژکتور سینمایی که «فانوس جادویی» و یا «جعبه جادویی» هم نامیده می‌شد، را وارد افغانستان کرد.

در همین سال برای اولین بار یک فیلم صامت در ولایت لغمان در میان عموم مردم به نمایش درآمد ولی اولین فیلم افغانی با نام «عشق و دوستی» به کارگردانی «لطیف رشید» در سال ۱۹۴۶ ساخته شد.

فیلم «عشق و سینما»، اولین فیلم تاریخ سینمای افغانستان

*تعطیلی سینما در زمان حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون

طی سال‌های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ در دوران حکومت نادرشاه با هشدار روحانیون، صنعت سینما و فیلمسازی در افغانستان تعطیل شد ولی با پایان حکومت نادرشاه و به قدرت رسیدن «ظاهر شاه»، فرزند ارشد نادرشاه به حکومت رسید.

«ظاهر شاه»، فرزند «نادر شاه»

_ساخت اولین سالن سینمای افغانستان

«ظاهر شاه» نسبت به پدرش تعصب چندانی نسبت به سینما نداشت و به مرور فضا برای ساخت فیلم در افغانستان کمی بازتر شد، آنچنان‌که در این دوران اولین سینمای افغانستان با نام «سینمای بهزاد» بنا نهاده شد و فیلم «عشق و دوستی»، اولین فیلم افغان تاریخ سینما نیز در همین سال‌ها ساخته شد، البته این فیلم در لاهور، پاکستان، فیلمبرداری شد.

وضعیت سینما بهزاد، اولین سینمای افغانستان در سال‌های اخیر

اگر چه در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فیلم‏‌های خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فیلم مستند ساخته می‌شد، آنچنان‌که به طور کلی می‌توان گفت در افغانستان همواره سوژه‏‌های فیلم‏‌های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.

به مرور طی گذشت سال‌ها فضا کمی بازتر شد تا آنجا که در سال ۱۹۶۸ میلادی، اولین سازمان سینمایی تحت عنوان سازمان فیلم «ذبیح‌الله فروتان» ساخته شد.

این سازمان یک سازمان دولتی به ریاست «لطیف احمدی» بود و از همین زمان سینمای افغانستان به «فیلم افغان» مشهور شد.

این سازمان نیز از ابتدا دست به تولید مستند و فیلم‌های جدیدی درباره ملاقات‌های رسمی و کنفرانس‌های دولتی زد، تمامی این فیلم‌ها در سینما اکران عمومی می‌شد تا آنکه به مرور نمایش فیلم‌های هندی در سینماهای این کشور رواج یافت.

_ساخت اولین فیلم سینمایی با حضور هنرمندان افغان

اولین سینمایی که توسط سازمان فیلم افغانستان و با استفاده از هنرمندان افغانی ساخته شد، «همانند عقاب‌ها» نام داشت.

فیلم «همانند عقاب‌ها»

کمی پس از فیلم، سازمان فیلم افغانستان دست به تولید یک فیلم سه اپیزودی با نام «اعصار» زد که اپیزودهای آن به ترتیب «قاچاقچیان»، «خواستگارها» و «جمعه شب» نام داشت.

دو فیلم دیگر با نام «آواهای روستا» و «روزهای دشوار» در همین دوران ساخته شد. همه این فیلم‌ها به صورت سیاه و سفید بودند.

در اواخر دهه ۶۰ ، سازمان فیلم افغانستان اقدام به ساخت اولین فیلم‌های رنگی تاریخ سینمای این کشور کرد که از آن جمله می‌توان «حماسه عشق»، «فرار»، «سرباز صبور»، «خاکستر»، «آخرین آرزو» و «پرنده مهاجر» اشاره کرد.

اگر چه به لحاظ تکنیکی هیچکدام از این فیلم‌ها در حد استاندارهای جهانی نبودند ولی به خوبی توانستند با مخاطبان افغانی خود ارتباط برقرار کنند گویی آنها این فیلم‌های آیینه‌ای از زندگی خودشان بود.

در اواخر دهه ۶۰ و  اوایل دهه ۷۰ میلادی، شوروی سابق کمک‌هایی به دانشجویان افغانی علاقمند به تحصیل در رشته سینما ارائه داد از آموزش گرفته تا کمک هزینه تحقیقات فرهنگی هنری.

_تسلط طالبان بر افغانستان/ تعطیلی صنعت سینما/فرار هنرمندان به ایران و پاکستان

با آغاز دهه ۹۰، بالا گرفتن جنگ‌های داخلی افغانستان و همچنین تسلط گروه طالبان بر این کشور، تعداد زیادی از افراد فعال در صنعت سینما به ایران و یا پاکستان گریختند و برخی از آنها فعالیت خود را به صورت محدود در قالب ساخت ویدئو‌هایی برای سازمان‌های غیردولتی ادامه دادند.

زمانی‌که در سال ۱۹۹۶، طالبان به طور کلی قدرت را در کابل به دست گرفت، بسیاری از سینماها تخریب و تعداد زیادی فیلم در آتش سوختند.

این گروه تماشای تلویزیون و فیلم را کاملا ممنوع کرد و در این میان سینماها را تعطیل و حتی در کنار سینماها چایخانه‌ها و رستوران زیادی تخریب شدند.

_سقوط طالبان و دمیدن جانی دوباره به کالبد سینما

از سال ۲۰۰۰ ، با نزدیک شدن به از هم پاشیده شدن حکومت طالبان، سینمای افغانستان به مرور از فضای سکوت و خفقان خارج می‌شد. قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر، «محسن مخملباف»، کارگردان ایرانی علاقمند به افغانستان، با ساخت فیلم «قندهار» توجه جهانیان را به این کشور جلب کرد. «قندهار» اولین فیلم تاریخ سینما درباره افغانستان بود که به جشنواره فیلم کن راه یافت.

فیلم سینمایی «قندهار»

کمی بعد «سمیرا مخملباف»، «صدیق برمک»، «رازی محبی»، «سایمین مالک‌نصر» و «ابوالفضل جلیلی» از جمله فیلمسازانی بودند که در زمینه احیاء سینمای فارسی (دری) در افغانستان فعالیت کردند.

اولین فیلم فارسی_پشتوی «صدیق برمک» با نام «اسامه» در سال ۲۰۰۳ توانست در جشنواره‌های زیادی چون کن و لندن جوایز بسیاری را از آن خود کند.

فیلم «اسامه»

«برمک» هم‌اکنون ریاست مدرسه جنبش آموزش کودکان افغان را به عهده دارد، مدرسه‌‌ای که وظیفه دارد در جهت توسعه و ارتفاء سطح سینمای افغانستان، نیروی بازیگر و کارگردان تربیت کند.

در سال ۲۰۰۶ افغانستان نیز به اتحادیه جشنواره‌های فیلم آسیای مرکزی و قفقازستان جنوبی پیوست.

فیلم «راز زلیخا» در سال ۲۰۰۶ میلادی از اولین فیلم‌های سینمایی بود که پس از سقوط طالبان ساخته شد. این فیلم  به کارگردانی «هوراس احمد شنسب»، به طور کلی در افغانستان ساخته شد.

فیلم «راز زلیخا»

«راز زلیخا» داستان خانواده‌ای است که ماه‌های پایانی حکومت طالبان، برای بقاء خود تلاش می‌کند.

این فیلم در جشنواره‌های بسیاری به نمایش درآمد و بسیار مورد توجه منتقدین و تماشاگران قرار گرفت.

پس از یک وقفه نسبتا طولانی در سال ۲۰۱۰، فیلم «ایمان» ساخته شد که در سینماهای «ریدینگ» استرالیا» به نمایش درآمد.

این اولین باری بود که فیلم افغانی در یک سینما نمایش داده می‌شد. این فیلم یک سال بعد نیز در جشنواره فیلم آسیای جنوبی در استرالیا برنده دو جایزه سینمایی شد.

فیلم ایمان

«هریس یوسف»، کارگردان و تهیه‌کننده این فیلم که خود ساکن استرالیا بود، برای ساخت فیلم «ایمان» به افغانستان سفر کرد، ساخت این فیلم شش ماه و مراحل پس از تولید آن نیز شش ماه دیگر به طول انجامید.

از سینمای فارسی افغانستان که بگذریم، سینمای پشتو در این کشور نیز طی سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی کرده است، از زمان سقوط حکومت طالبان تاکنون چندین فیلم به زبان پشتو در افغانستان ساخته شده است. چند فیلم پشتو نیز تاکنون توسط فیلمسازان خارجی ساخته شده که از جمله آنها می‌توان به فیلم «صبح به خیر افغانستان» ساخته «کامیلا نیلسون» در سال ۲۰۰۳ میلادی اشاره کرد.

_بهبود وضعیت زنان در سینمای افغانستان از زمان سقوط طالبان به بعد

در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی استفاده از بازیگران و فیلمسازان زن در یک پروژه فیلمسازی چندان سخت نبود ولی زمانی که جنگ‌های داخلی افغانستان شدت گرفت و طالبان بر اوضاع مسلط شد، اوضاع کاملا تغییر کرد، البته امروز اوضاع روز به روز برای سینماگران زن بهتر شده و حضور آنها در جاهای مختلف سینما پررنگ‌تر از دیروز می‌شود. در حال حاضر ده‌ها بازیگر زن که برخی از آنها در سطح بین‌الملل نیز مطرح شده‌اند، در سینمای افغانستان مشغول به کارند که از جمله آنها می‌توان به «لینا أعلم»، «امینه جعفری»، صبا سحر» و «مارینا گلبهاری» اشاره کرد.

_سینمای مستند، تنها سینمایی که در دوران طالبان تعطیل نشد

فیلم‌های مستند از زمان حکومت طالبان در این کشور همواره ساخته می‌شد که از جمله آثار مستند فاخر این دوران، می‌توان به دو مستند فیلم «۱۶ روز در افغانستان» ساخته «میثاق کاظمی» و «کارت‌پستال‌هایی از تورا بورا» اشاره کرد.

مستند ۱۶ روز در افغانستان

مستند «۱۶ روز در افغانستان» که با بودجه ۱۰۰ هزار دلاری به مدت ۶۰ دقیقه ساخته شده در دسامبر سال ۲۰۰۸ به نمایش درآمد و با استقبال روبرو شد.

_تولید انبوه فیلم‌های بی‌کیفیت در داخل و خارج از افغانستان  

در سینمای افغانستان تعداد فیلم‌های درجه «ب» و «ج» نسبت به دیگر فیلم‌های بیشتر است، فیلم‌هایی که با درجه کیفیت پایین چه در داخل و چه در خارج از افغانستان ساخته می‌شود.

بیشتر این فیلم‌ها برای مخاطبان افغانی و به ندرت برای مخاطبان غیرافغان و یا جشنواره‌های بین‌المللی ساخته می‌شود.

*وضعیت کنونی سینمای افغانستان: از کمبود تجهیزات و آموزش گرفته تا سلطه فیلم‌های بی‌کیفیت هندی بر بازار فیلم

علی‌رغم تمام پیشرفت‌هایی که از زمان سقوط حکومت طالبان به بعد در صنعت سینمای افغانستان به وجود آمد ولی سینمای این کشور همچنان از مشکلات اساسی رنج می‌برد، از عدم توجه دولت افغانستان به صنعت فیلمسازی گرفته تا کمبود تجهیزات و سالن نمایش در این کشور و همچنین وجود برخی دیدگاه‌های تندروانه ضد سینمایی که وجود دارد.

براساس گزارش‌های منتشر شده اصل و اساس بودجه سینما در افغانستان را موسسه‌ها و تشکل‌های غیردولتی خارجی و داخلی تأمین می‌کنند که این بودجه به هیچ عنوان جوابگوی هزینه‌های معیشت سینماگران نیست.

به نظر می‌رسد که شبکه‌های تلویزیونی همکاری چندانی با سینما نداشته و به خصوص در بخش تبلیغات، توزیع و فروش فیلم‌های سینمای رغبت چندانی نشان نمی‌دهند.

درباره تعداد سینما در این کشور آمار چندان دقیقی در دسترس نیست ولی براساس آمارهایی که تا سال ۲۰۱۱ میلادی را تحت پوشش قرار می‌داد، تنها حدود ۱۰ سینما وجود دارد که رسما کار نمایش فیلم را به عهده دارد.

بیش از ۹۵ درصد از فیلم‌های هندی بی‌کیفیتی که در سینماهای افغانستان نمایش داده می‌شوند، با موضوع عشق و جنگ و به زبان اصلی هستند.

از آنجایی‌که سینما در افغانستان هنوز به یک مکان فرهنگی تبدیل نشده، بیشتر کسانی که به سینما می‌روند، جوانان بیکار این کشورند.

و اما درباره زنان علاقمند به سینما، تا سال ۲۰۱۱ عملا هیچ‌گونه امکانی برای رفتن زنان به سینما وجود نداشت و تا این تاریخ تنها یک سینما در کابل بود که سانس مخصوص زنان داشت که آنهم همیشگی نبود و گاهی برای مدتی طولانی سانس بانوان به طور کلی تعطیل می‌شد.

از طرف دیگر درباره بازار فیلم در افغانستان باید گفت که با توجه به اینکه بیشتر خانواده‌های افغانی در خانه‌هایشان یک دستگاه دی‌وی‌دی دارند، به نظر می‌رسد، بازار اصلی فیلم در این کشور، همان بازار دی‌وی‌دی باشد.

البته مشکل اساسی بازار دی‌وی‌دی، کیفیت پایین دی‌وی‌دی‌ها،عدم وجود قانون کپی‌رایت در سیستم توزیع دی‌وی‌دی است.

مشکل دیگر این بازار، تسلط نسخه‌های غیرقانونی فیلم‌های درجه ۲ و ۳ هندی و خارجی بر آن است و بدتر از همه اینکه بیشتر این فیلم‌ها فاقد زیرنویس فارسی یا پشتوست.

سطح کیفی آموزش در بخش‌های مختلف صنعت سینما در این کشور به شدت پایین است و تا سه سال پیش تنها مرکز آموزش سینمایی در این کشور در دانشگاه کابل بود.

نگاهی به سینمای افغانستان در گذر تاریخ

به مانند عمده امور فرهنگی و هنری ظهور و بروز سینما نیز در کشور ما همواره با چالش‌های فراوانی روبرو بوده است.

افغانستان به سبب مخاطرات سیاسی و فرهنگی و جنگ‌هایی که از سر گذرانیده و همچنین منازعات داخلی هرگز نتوانسته سبب ساز پدیده‌های فرهنگی ذاتی خود باشد.

در تمام این سالها اگر جرقه ای در پهنه‌ی فرهنگی کشور روی داده به سبب فعالیت‌های هنرمندان خارج از مرزهای افعانستان بوده است.

با این همه سینمای افغانستان بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ در حالیکه می‌توانست به ظهور و حتی به بلوغ برسد، بدلیل منازعات سیاسی به یکباره بی‌فروغ شد. جنگ با شوروی سابق و پس از آن درگیری‌های داخلی و همچنین پیدایش طالبان همگی باعث شد سینما در افغانستان هیچ رشدی نداشته باشد.

برای اولین بار در سال ۱۳۰۲ شاه امان الله یک پروژکتور شخصی وارد کشور کرد که سرمنشا ایجاد یک سینمای کوچک گردید. این سینما که در سال ۱۳۱۳ و با نام بهزاد تاسیس شده بود سرانجام تعطیل گردید؛ چون شرایط فرهنگی به گونه‌ای بود که قاطبه ی مردم با این پدیده مخالفت نشان می‌دادند.

در زمان حکومت ظاهر شاه دوباره سینما بهزاد گشایش یافت و در کنار آن دو یا سه سینما‌ی کوچک دیگر نیز در کابل و در قندهار و هرات گشایش یافتند. که عمده‌ی نمایش این سینماها فیلم‌های هندی بودند. کم کم تعداد سالن‌های سینما بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۲ به عدد ۵۴ رسید.

بعد از روی کارآمدن حکومت کمونیستی، اگرچه تعداد سینماها بیشتر نشد اما نمایش فیلم‌ها بشدت تحت سانسور قرار گرفت. با گسترش جنگ و ورود نیروهای شوروی سابق و پس از آن با شدت درگیری های داخلی و ظهور طالبان، قریب به ۱۰۰ درصد سالنهای سینما تخریب گردیدند.

به هر روی پس از پایان دوران طالبان، و از حدود سالهای ۲۰۰۲ به این سو به کمک سازمان‌های فرهنگی بین‌المللی و مساعدتهای فرهنگی برخی همسایگان، اوضاع سینمایی افغانستان کمی بهبود یافته است. با این حال و در حال حاضر تنها حدود بیست سی سالن نمایش فیلم در کشور وجود دارد و عمده ساخت و سازهای محدود سینماگران افغانستانی نیز در آن سوی مرزها انجام می گیرد.

در بین سینماگران افغانستانی، صدیق برمک احتمالا سرشناس ترین است. مهمترین فیلم او یعنی “اسامه” که در سال ۲۰۰۳ ساخته شد فرصت اکران بین المللی پیدا کرد و جوایز مهمی از جشنواره‌های معتبر کسب نمود.

داستان فیلم اسامه ساخته صدیق برمک در باره دختر بچه‌ای است که اگرچه در زمان طالبان زندگی می کند اما با پوشیدن لباس پسرانه در اجتماع حضور پیدا می‌نماید.

خالد حسینی نیز نویسنده و فیلمساز دورگه افغانی-آمریکایی است که فیلم بادبادک باز را ساخته است.

در سالهای اخیر سرزمین ما محل تردد فیلمسازان و مستند سازان زیادی بوده است. با اینهمه به دلیل نبود امنیت کافی هنوز نمی توان با اطمینان خاطر در این کشور به سینما پرداخت.

به نظر می رسد طبیعت بکر و همچینن موقعیت جغرافیایی کشور به گونه ای باشد که در اگر دولت جدید و وزارت فرهنگ همت خوبی داشته باشند، زمینه ی مناسبی برای ساخت و سازهای سینمایی در آن فراهم گردد.

اما متاسفانه در دولت کرزی و در زمان تصدی پست وزارت فرهنگ به ریاست جناب رهین هیچ توجهی به تولید فیلم های قوی داخلی صورت نگرفت و یکسره فیلمهای وارداتی ترکی، هندی و ایرانی تبلیغ گردید که در دولت جدید این ضرورت جلوه ی بیشتری دارد. لذا توقع مردم از جناب اشرف غنی و عبدالله این است که کسی را بر کرسی وزارت فرهنگ منصوب نمایند که علاوه بر داشتن تخصص به همه ی جنبه های فرهنگی جامعه به ویژه بخش سینما و حوزه ی هنر توجه کافی داشته باشد.

موانع سر راه نمایش آثار تاریخ سینمای ایران در عرصه‌های بین‌المللی

به دلایل متعدد از بین همه هنرها این سینماست که به محبوب‌ترین کالای فرهنگی صادر شده از ایران تبدیل شده است.

قدرت آنی تصاویر متحرک و تأثیر بی‌واسطه‌شان در انتقال حسی از حقیقت باعث می‌شود تا خارج از ایران، سینمای ایران سندی مهم از آن چه در این کشور می‌گذرد قلمداد شود.

اما مهم‌تر از همه که سینمای ایران سینمای خلاقیت ها و ایده‌هاست و هر کسی که به این هنر علاقه داشته باشد در جایی از مسیر تاریخ سینما خواسته یا ناخواسته به نام ایران برخورد می‌کند و کنجکاو می‌شود تا آثار کارگردانانی مثل ابراهیم گلستان، داریوش مهرجویی، سهراب شهید ثالث، عباس کیارستمی و رخشان بنی‌اعتماد را ببیند.

در حالی که فیلم‌های ایرانی دیرزمانی است سفیران فرهنگی کشور شده‌اند، به نظر می‌آید اهمیت آن‌ها در خود ایران هنوز چندان جدی گرفته نشده است. شاهد این مسئله موانع متعددی است که هنوز سر راه دسترسی و نمایش فیلم‌های سینمای ایران وجود دارد.

در این جا ده عنصر بازدارنده و منفی بر سراه نمایش فیلم‌های ایرانی در خارج از ایران فهرست شده‌اند و در هر کدام راه‌حل‌های تقریباً بدیهی حل معضل ارائه شده است. جدی گرفتن و غلبه بر این کاستی‌ها می‌تواند به گسترش بیش‌تر فرهنگ و سینمای ایران بینجامد.

راهیابی فیلم‌ها

تصور کنید که یک فستیوال یا یک مجموعۀ دانشگاهی بخواهد فیلمی ایرانی را نمایش دهد. از کجا باید شروع کند؟

معمولاً در عصر دیجیتال اولین کاری که آدم می‌کند رجوع به اینترنت و جستجو برای یافتن رد و نشانی از فیلم و پخش کننده آن است. اما این پروسه بسیار ساده در مورد فیلم‌های ایرانی معمولاً بسیار دشوار می‌شود.

بسیاری از نسخه های اصلی آثار سینمای ایران هنگام انقلاب ایران از بین رفتند

با این که بیش‌تر موسسات و پخش‌کننده‌های ایرانی وبسایت‌های دو زبانه دارند، اما این وبسیات‌ها در اطلاع‌رسانی به مخاطب غیرفارسی زبان چندان سرراست نیستند.

به عنوان مثال، مسئول انتخاب برنامه یک شبکه عربیِ انگلیسی زبان که قصد تماس گرفتن با تلویزیون ایران برای دریافت فهرست سریال‌های تولید شده را داشته می‌گوید سایت انگلیسی زبان تلویزیون جمهوری اسلامی دائما ایراد فنی پیدا می‌کند، اجازۀ ارسال ایمیل نمی‌دهد و بعضی اخبار صفحه اولش به سال ۲۰۰۹ میلادی برمی‌گردد که نشان می‌دهد سایت احتمالا در شش سال گذشته به روز نشده است.

راه حل: راه اندازه وبسایت‌های ساده و سرراست به زبان انگلیسی با قابلیت جستجوی در آرشیو و کاتالوگ فیلم‌ها و بخش تماس مستقیم و آسان با پخش کننده.

به عنوان مثال در وبسایت موسسه فیلم بریتانیا هر فردی در هر جایی از جهان می تواند آرشیو را به سادگی جستجو کند. تمام نسخه‌های موجود از هر فیلم، پوستر و فیلمنامه با جزییات کامل فهرست شده‌اند و هر سازمانی می‌تواند درخواست رسمی خودش را برای دریافت یک آیتم سینمایی از طریق سایت ارسال کند.

دشواری تماس با پخش‌کننده‌ها

حتی وقتی وبسایت و آدرسی وجود دارد، سازمان‌های دولتی و غیر دولتی ایران چندان در پاسخ دادن به ایمیل‌هایشان عجله به خرج نمی‌دهند. خیلی وقت‌ها شرایط نامطلوب اینترنت در ایران بهانه قرار داده می‌شود، اما در بیش‌تر مواقع می‌شود حدس زد که این خود ارتباطات الکترونیک هستند که هنوز جدی گرفته نمی‌شوند.

صفحه اول وبسایت انگلیسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

تصور کنید بعضی از موسسات ایرانی در قرن بیست و یکم هنوز از متقاضی می‌خواهند نامه رسمی‌شان را با فاکس ارسال کنند، در حالی که دستگاه‌های فاکس از بیش‌تر دفاتر اروپایی و آمریکای شمالی جمع شده‌اند.

راه حل: جدی گرفتن ایمیل و احترام به درخواست‌ها و پرسش‌هایی که از این طریق طرح می‌شوند.

دشواری نقل و انتقال پول

پرداخت پول به پخش‌کننده‌های ایرانی، به خصوص اگر دولتی باشند، مشکل بزرگی است بر سر راه صدور سینمای ایران.

مدیر یک فستیوال بریتانیایی به ما می‌گوید که برای پرداخت حق نمایش چند فیلم ایرانی او مجبور شده به حسابی در کره جنوبی مبلغ لازم را واریز کند. دور زدن تحریم‌ها معمولاً نه تنها باعث تأخیر جدی در رسیدن پول به طرف ایرانی می‌شود، بلکه به علت نقل و انتقالات جانبی، بخشی از این پول در حق‌الزحمه‌های بانکی از بین می‌رود.

راه حل: برداشته شدن تحریم‌های اقتصادی وضع شده علیه ایران.

روشن نبودن مالکیت فیلم

بعضاً پیش آمده که بعد از توافق بین یک موسسه خارجی و پخش‌کننده ایرانی، فرد یا گروه دیگری از ایران مدعی مالکیت فیلم شده‌‌اند.

البته این اتفاق بیش‌تر برای فیلم‌های تازه رخ می‌دهد، وقتی فیلم‌سازان خود را مالک حقوق مادی فیلم معرفی می‌کنند و بعد گروه دیگری پیدا می‌شود که این نظر را نقض کند.

راه حل: شفافیت در کار و جدی گرفتن قراردادها. هر فیلم باید فقط توسط پخش کننده قانونی آن توزیع شود و فیلمسازان نباید هرگز بدون اطلاع مالک حقوقی فیلم دست به فروش حق نمایش آن بزنند.

فقدان مواد تبلیغاتی

وقتی برای فیلمی به اندازه کافی تبلیغ نشود، تماشاگران آن به همان نسبت کاستی می‌گیرند. نمایش هر فیلم نیاز به وجود مواد تبلیغاتی اعم از آنونس، پوستر و عکس دارد.

خانه دوست کجاست، از موفق‎ترین فیلم‌های ایرانی در خارج از کشور بود

اما در بیشتر موارد پخش‌کننده‌های فیلم‌های قدیمی‌تر سینمای ایران یا این مواد تبلیغاتی را در آرشیوشان ندارند، یا آن‌چه دارند با استانداردهای امروز کیفیت‌های مطلوبی ندارد.

راه حل: ایجاد یک آرشیو منسجم از عکس و پوستر فیلم‌ها و اسکن آن‌ها با کیفیت‌ بالا.

محدودیت‌های پستی

ارسال فیلم‌ها از ایران خودش داستان دیگری است. به خاطر تحریم‌ها، بعضی از سرویس‌های پستی مشهور در ایران نمایندگی فعال ندارند، و این در حالی است که هر موسسه‌ای در خارج از ایران به طور ثابت با یکی از این سرویس‌ها کار می‌کند.

این باعث می‌شود تا ارسال فیلم از ایران با دشواری‌‌ و بعضا تأخیر روبرو شود که همیشه باعث نگرانی گردانندگان فستیوال‌های خارجی است.

راه حل: برداشته شدن تحریم‌ها.

فرمت‌های از دور خارج شده

در عصر دیجیتال بیشتر سینماهای دنیا مجز به دستگاه‌های پخش DCP (نوعی هارد دیسک مخصوص ذخیره‌سازی فیلم با کیفیت بالا) هستند و البته بعضی‌هایشان هنوز پروژکتورهای ۳۵ میلی‌متری که حرمت زیادی بین سینمادوستان دارد را حفظ کرده‌اند.

دسترسی به کیفیت بالا و نسخه دیجیتال فیلم‌های ایرانی قدیمی دشوار است

اما بعضی فرمت‌ها دیگر که فیلم‌های ایرانی روی آن‌ها ذخیره شده‌اند، مثلاً دیجی بِتا، دیگر قابلیت پخش در خیلی از سینماها را ندارند. معمولا هزینه کرایه یک دستگاه مخصوص پخش دیجی بتا آن‌قدر زیاد هست که گرداننده فستیوال قید نمایش‌ را به خاطر هزینه‌های جانبی و دردسرش بزند.

راه حل: تهیه نسخه‌های دیجیتال (ترجیحاً دی سی پی و در سطحی پایین‌تر دیسک بلو ری) از فیلم‌های قدیمی سینمای ایران یا لااقل آن دسته‌ای که محبوبیت ویژه‌ای دارند و به طور متناوب در گوشه کنار دنیا به نمایش در می‌آیند.

کیفیت بد صدا و تصویر

تقریبا بیش‌تر آثار کلاسیک سینمای ایران که در فستیوال‌های خارجی نمایش داده می‌شوند کیفیت پایینی دارند. نسخه‌های دیجیتال موجود از آن‌ها از روی نسخه‌های کهنه، رنگ پریده و پر از خط و لک تهیه شده‌اند و در عصر سینمای آیمکس و تکنولوژی سه بعدی، این فیلم‌ها به نسخه‌های خطی به جا مانده از دوران فراعنه می‌مانند.

این مسئله باعث فراری دادن آن دسته تماشاگرانی می‌شود که می‌خواهند تازه با سینمای ایران آشنا شوند.

راه حل: کشیدن کپی‌های تازه دیجیتال یا آنالوگ از فیلم‌های ایرانی، به خصوص با در نظر گرفتن این که بیش‌تر آن‌ها متعق به سازمان‌های دولتی (بنیاد سینمایی فارابی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و صدا و سیما) هستند که باید امکانات فنی تولید نسخه‌های پاکیزه و قابل نمایش را داشته باشند.

زیرنویس غلط یا نامفهوم

یکی از بزرگ‌ترین آفت‌های سینمای ایران در غرب، زیرنویس‌های انگلیسی ضعیف یا بعضا غلط فیلم‌هاست.

نمایی از فیلم گاو

فیلم‌هایی که در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ ساخته‌ شده‌اند به مراتب زیرنویس‌های ضعیف‌تری از فیلم‌های قبل از انقلاب یا تولیدات سینمایی اخیر دارند.

این زیرنویس‌ها باعث سردرگم کردن تماشاگر می‌شوند و به خاطر غلط‌های تایپی یا ترجمه بد ذهن بیننده را منحرف می‌کنند.

راه حل: ترجمه دوباره کلاسیک‌های سینمای ایران یا لااقل ویرایش ترجمه‌هایشان، جوری که با انگلیسی امروزی و با استاندارهای جهانی زیرنویس (اندازه، رنگ، طول مدت) مطابقت داشته باشد.

زوال فیلم‌ها

شاید در حال حاضر مهم‌ترین مسأله فیلم‌های سینمای ایران از آغاز تاریخ این سینما تا ابتدای عصر دیجیتال، مسأله حفظ و مرمت آن‌ها باشد.

مرمت فیلم که اهمیت آن از مرمت ابنیه تاریخی کمتر نیست سال‌هاست در دنیا جدی گرفته شده و بخشی از بودجه‌های دولتی صرف حفظ و نگهداری و بهینه‌سازی کیفیت فیلم‌های تاریخ سینمای یک کشور می‌شود.

نمایش دوباره گاو و اون شب که بارون اومد که توسط فیلم‌خانه ملی ایران مرمت شده‌اند نشان می‌دهد که این آثار برجسته چطور می‌توانند جان دوباره‌ای بگیرند و تماشاگران نسل تازه را جذب ‌کنند.

با این وجود نسبت بسیار ناچیز آثار مرمت شده به فیلم‌های در آستانه اضمحلال باید زنگ خطری باشد برای سینمادوستان.

راه حل: اختصاص سرمایه دولتی به این موضوع و ایجاد دوره‌های مرمت فیلم با دعوت از کارشناسان بین‌المللی و نهادینه کردن این کار به عنوان رشته‌ای دانشگاهی.

به عنوان مثال دوره‌های مرمت فیلم که به تازگی در هندوستان راه افتاده با برگزاری کارگاه‌های آموزشی و با حضور کارشناسان بین‌المللی نیروهای جوان را برای حفظ میراث سینمایی هند آماده می‌کند.

تاریخچه خوشنویسی در افغانستان

خط و نگارش در تاریخ مدنیت و فرهنگ افغانستان از مباحث نهایت با اهمیت و مهم است، که توارد بدان مستلزم کاوش و بررسی همه جانبه و گسترده علمی و تاریخی می‌باشد. با دریغ در این عرصه کاوش اندک صورت گرفته و محققان ما کمتر مجال پرداختن به آنرا یافته‌اند؛ با آنهم برخی دانشمندان فریخته و گرامی ما چون: میر محمدعلی هروی که در عصر سلطان حسین بایقرا می‌زیست با تحریر کتاب “گنجینه خطوط افغانستان” نخستین کاوش را انجام داد، و قواعد در خط نستعلیق را مقرر کرد.

پوهاند عبدالحی حبیبی مورخ و نویسنده‌ای برجسته افغان با نوشتن کتاب “تاریخ خط و نوشته‌های کهن افغانستان” در سال ۱۳۵۰ خ برابر با ۱٩٧۱ م گام اساسی و ارزشمندی را در راستای خط‌شناسی و پیشینه تاریخی آن گذاشت و بسا زوایای تاریک کتیبه‌های قبل از تاریخ، چگونگی پیدایش خط‌های تاریخی و ریشه‌های باستانی آن و صورت رواج آنها در افغانستان قدیم را به تفصیل مورد بحث قرار داد. در این کتاب آثار مکشوفه و سنگ نبشته‌های قدیم در افغانستان و کشورهای همجوار بر شمرده شده، ولی توجه بیشتر به کنجکاوی‌های معطوف گردیده است که خاک کنونی افغانستان (سرزمین آریانه – خراسان) را در بر می‌گیرد.

این جستجو از ادوار زندگانی اسلاف پیشین ما آغاز یافته و با پیدایش و رواج خط در اوایل دوره اسلامی پایان می‌یابد. همچنان مساله تحول و انشعاب خطوط دوره اسلامی و تحلیل ارزشهای هنری خط موضوع جداگانه‌ای است که در مبحث دیگری توسط پروفیسور عبدالحی حبیبی دانشمند سترگ مورد پژوهش و تحقیق قرار داده شده است، این قسمت تاریخچه خط و کتابت را از عصر قبل از تاریخ تا اواخر قرن گذشته میلادی بیان و توضیح می‌دارد.
کتاب دیگر “هنر خط در دو قرن اخیر افغانستان” نام دارد. این اثر وزین طبع ۱۳۴۳ خ برابر با ۱٩۶۴ م مطبعه کابل و تالیف استاد عالیقدر عزیزالدین وکیلی فوفلزائی است که خوداز جمله پیشکسوتان معاصر هنر خطاطی به شمار می‌آیند. در این کتاب تذکره بسا خطاطان افغانستان تحریر یافته و همچنان نمونه‌های فراوان انواع خط خود و دیگران را در آن گنجانیده‌اند. از لابلای آن مهارت موءلف در اکثر خطوط قدیم و جدید آشکار شده است، در همین جاست که وی قدرت خامه‌پردازی خود را نیز مسلم گردانیده است. استاد فوفلزائی در این عرصه بسا آثار دیگر مانند: “خزینتهالاشراف”، “اصول خطاطی” و امثالهم را به یادگار مانده‌اند.

اثر دیگر “تعلیقات بر دیباچه دوست محمد کتابدار” از استاد فکری سلجوقی هروی است، در این کتاب مفید نیز ذکری از برخی خطاطان متأخر با نمونه‌های آثارشان آمده است.
در اواخر قرن ۱۴ میلادی امیر تیمور در آسیای میانه امپراتوری وسِیعی را تشکیل داد که در آن زمان تمام ممالک ماوراءالنهر {مراد از فرارود است که بعد از استیلای عرب به این نام یاد شد} شامل جمهوری‌های کنونی (ازبکستان، ترکمنستان، تاجکستان، قزاقستان، قرغزستان)، افغانستان و ایران را در بر می‌گرفت.
چون مردمان این امپراتوری مواریث هنری دوره غزنوی‌ها، غوری‌ها، خوارزم‌شاهی‌ها و سلجوقی‌ها را با آثار هنر اسلامی از غرب و هنر چینی و هندی و مغولی را از شرق با خود داشتند؛ بناً هنگامی که شاهرخ پسر امیر تیمور در آغاز قرن ۱۵ م در هرات به مرکز امپراتوری خود نشست، وی چنین مواریث را در سمرقند و هرات پرورانید، بعدها هرات به مرکز رنسانس هنری آسیای میانه مبدل گردید و مخصوصاً هنر کتاب‌نویسی و زیبانویسی به معراج خود رسید، که ابنیه عظیمی از کتیبه‌های منحصر به فرد آن زمان تا کنون از مفاخر ملی افغانستان بشمار می‌رود.
هرات تا اواخر عصر سلطان هنر پرور حسین بایقرا که مصادف به اواخر قرن ۱۵ م است در رشد و تکامل کتاب‌نویسی و هنر خطاطی گامهای برداشت، در همین دوره است که هنر خوش نویسی، نقاشی، کتاب‌سازی و میناتورکاری از این پرورشگاه رنسانس هنری به بخارا، اصفهان، تبریز و هندوستان انتقال یافت.

هنر خوشنویسی و خطاطی در مدنیت اسلامی هم مراحل تکامل خود را پیمود و بجای هنر نقاشی مکتب کندهارا و مانی، کوشانی و ساسانی در ابنیه دینی به طور تزهینی به کار رفت، هرچند شاهان در کاخهای مجلل‌شان گاهی دیوارهای نگارین و مصور هم داشتند؛ که بقایای قصرهای لشکری بازار بست به وسیله باستان‌شناسان و محققان شناسائی شده است.
بر بناهای دولتی تصاویر رنگین را با احتیاط به کار می‌بردند، اما معابد، مساجد، زیارتگاهها و مقبره‌ها از آن خالی بودند، در چنین موقعیت است که بجای تصاویر، انواع خط تزهینی و گل کاری‌ها و نقوش غیرجاندار در چنین موارد بکار می‌رفت، که در پهلوی سایر زمینه‌ها و استعداد هنری، همین عامل دینی هم محرک پرورش و ایجاد و رواج انواع خط‌های تزهینی گردید، و هزاران نسخه خطی مزین و منقش و مطلا از قرآن نوشتند و یا بر بناهای خود انواع خطوط تزهینی و نقاشی‌های گوناگون را به یادگار ماندند.

چنین عطف به هنر خوشنویسی در دوره تیموری باعث گردید، تا استعداد خلاق مردم هرات و تمام ملل خراسان به آفرینشهای هنری معطوف شود و هزارن نفر هنرمند، خطاط، نقاش، مجسمه‌ساز، معمار، کاشی‌کار و رنگ‌ساز تحت پرورش استادان این فنون قرار گیرد و به تخلیق آثار گرانبهای فرهنگی مبادرت ورزند. رنسانس هنری هرات شهکارها و آثار جاویدانی را در رشته‌های گوناگون هنرآفرید، که پرداختن بدان مستلزم کاوش ویژه‌ای می‌باشد.

عروج و نزول یا فراز و فرود خوشنویسی در ازمنه‌های مختلف تاریخ کشور:
همانطوری که تاریخ تمدن و فرهنگ در این سرزمین باستانی مملو از فراز و نشیب و عروج و نزول است، به موازات آن هنرها از جمله هنر خوشنویسی، نقاشی و نگارش نیز از تاثیرات تهاجمات، استیلاگری‌ها، انحطاط و هجوم فرهنگی در امان نمانده، بلکه در هر دوره‌ای از تاریخ این سرزمین همپا و همسنگ با سایر پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی – کانون‌ها و تمدن‌های نوخاسته دستخوش انواع عصبیت‌ها گردیده و تنها از ظهور اسلام تا استیلای چنگیزخان مغولی است که قسمت اعظم فرآوردهای هنری ما به یغما برده شد و حادثات سئو تاریخی چون؛ تخریبات علاوءالدین جهانسوز، آتش افروزی‌های چنگیزخان و ضربات سایر مهاجمین این سرزمین را تکان داد.

مرحله دیگر از اوایل قرن شانزدهم تا نصف اول قرن هژدهم حدود دوصد و چند سا ل را در بر می‌گیرد که افغانستان دستخوش تجزیه و تقسیم گردید، در این دوره آزادی ملی کشور محدود شد، مکتب فرهنگی و ادبی هرات وجود نداشت و سایر مراکز فرهنگی متلاشی و شهرها روبه انحطاط گذاشت، در این دوره هنر به قهقرا گرائید، مدارس مسدود گردید و چون مشوقی وجود نداشت، هرگاه هنرمندی و یا استادی ظهور می‌کرد، بیشتر به هندوستان که در آن زمان مجلل بود جذب می‌گردید. در چنین وضع بود که دیگر کاشفی، جامی، علیشیرنوائی، و بهزاد در افغانستان ظهور نکرد.
تا دوره امیر عبدالرحمن خان به هنر و خوشنویسی توجه خاصی نشد ولی مهمترین کاری که در عصر امیر عبدالرحمن عملی شد گذاشتن تهداب معارف و فرهنگ جدید در افغانستان بود، در صنوف ابتدائی در زمره سایر مضامین یکی هم حسن خط و مشاقی بود، بدینترتیب هنـر خطاطی و خوش‌نویسی شامل نصاب تعلیمی معارف گردید. بر علاوه مطابع جدید، توپوگرافی و نقشه‌کشی نیز بمیان آمد، و زنگوگرافی در همین دوره وارد و به کار انداخته شد. مطابع لیتوگرافی توسعه یافت و هنر خوش‌نویسی و حکاکی ترقی بیشتر یافت، این عصر که یکی از ادوار ترقی فرهنگی به مقایسه آن زمان محسوب می‌شود، توانست که زمینه‌های خوب رشد و تکامل هنر خوشنویسی را بمیان آورد.
در همین دوره است که استادان برجسته هنر خط نستعلیق چون میر عماد حسینی بنیان‌گذار این روش و استاد عبدالرحمن هروی ظهور می‌نمایند.

همزمان با انقلاب سیاسی در افغانستان و کسب استقلال در سال ۱٩۱٩ تحولات گسترده فرهنگی و اجتماعی نیز بمیان آمد، تاسیس مکاتب و مدارس صنایع نفیسه و گسترش عرصه‌های فرهنگی و کتابخانه‌ها، پذیرش سبک‌های عصری در اداره امور و پروگرامهای اصلاحی جزء پالیسی طراز اول آن زمان محسوب می‌شد.
در این عصر طلائی است که خوشنویسان بنام مانند:سید محمدعطا کندهاری استاد نستعلیق، میرزا محمدیعقوب‌خان کابلی استاد نستعلیق، میرزا محمد ناصر کابلی استاد نستعلیق، شیخ محمدرضا هروی استاد خطوط، سید محمدداود حسینی استاد خطوط گوناگون، سید محمدایشان حسینی الافغانی استـــاد خطوط، عزیزالدین وکیلی فوفلزائی استاد شیوه‌های گوناگون خط، میرزا عبدالغفارخان وفا یوسف‌زائی استاد نستعلیق و دیگران چون: آخوند محمدعلی هروی و صدهای دیگر ظهور رشد و تکامـل می‌نمایند.

بعد از سقوط دولت امانی دوره اختناق واغتشاش سقوی بمیان آمد، که در این دوره نه تنها مجال پرداختن به فرهنگ و هنرها نبود بلکه هنرها، ادبیات و فرهنگ سیر قهقرائی خود را پیمود.
در زمان حکومت شاه‌محمودخان صدراعظم ۱۳٢۵ تا ۱۳۳٢ خ برابر با ۱٩۴۶ تا ۱٩۵۳ م است که اوضاع اجتماعی تا حدودی تغیر می‌یابد و مبارزات سیاسی، دموکراتیک و ملی ظهور می‌نماید.
فشار چنین مبارزات اوضاع را به طرف دموکراسی، رشد و توسعه مطبوعات و فرهنگ متحول می‌سازد. و به یقین که در این دوره بازهم هنرها و فرهنگ رشد می‌نماید، در حالی که تخنیک معاصر آهسته آهسته ساحه خطاطی و خوشنویسی را محدود می‌سازد، ولی این هنر وسعت می‌یابد و علاقمندان فراوان در خارج از ساحه دولت نیز به این هنر می‌پیوندند.
دور ریاست جمهوری داودخان که در حقیقت نخستین جمهوری افغانستان محسوب می‌شود، توام با تغییرات شگرف و شتابزده بود، در این عصر در حالی‌که فشار و سرعت ارجعیت داشت، با آنهم هنرها مسیرش را طی کرد و طبعا ً در نظامهای انقلابی که تبلیغ و ترویج اهمیت بیشتر می‌یابد، زمینه رشد فرهنگی بیشتر از پیش مساعد می‌شود.

با بمیان آمدن تحولات دموکراتیک در دهه هشتاد میلادی با وجودی که شتاب و خیزش از مراحل قانونمند اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ممیزه این دوره بود، اما نهادهای فرهنگی بر پایه احساس و نیازمنـدی هدفمندانه رشد و گسترش یافت، از جمله هنرهای زیبا به توسعه و تکامل نسبی دست یازید و شمار بزرگی از بهترین شخصیتهای هنری و در این میان استادان هنر خوشنویسی چون عزیزالدین وکیلی فوفلرائی، حسینی، خرمی، تمیم رها، سید محبوب‌الله هاشمی، عبدالکریم حلیمی، عمر صدیقی و صدهای دیگر چنان هنر آفرینی کردند که مایه افتخار کشور و مردم ماست. همچنان اینها با مساعدت دولت توانستند تا نسلی از بهترین خطاطان و خوشنویسان را به جامعه تقدیم کنند.

در این دوره منورانه آرشیف ملی بمثابه مرکز تجمع و نگهداشت آثار و اسناد مهم تاریخی در پهلوی حفاظت از کتب تاریخی، اسناد اداری، فوتوهای تاریخی، کتب چاپی قدیمه و کمیاب و آثار پژوهشی تاریخی؛ تنها ۶٨۵ جلد کتاب نسخ خطی (خوشنویسی) و اسناد قلمی تاریخی را که همه به وسیله خوشنویسان گذشته ترقیم یافته‌اند، بر پایه اصول عتیق کتابداری فهرست، تنظیم و نسخه برداری کرد. همچنان از آثار و نسخ خطی مهم، کمیاب و نایاب مکرو فیلم ساخته و بایگانی شد ، آرشیف ملی افزون بر اینکه مر کز مهم و بااعتبار برای پژوهشگران و دانشمندان شمرده می‌شد، بمنظور معرفی بیشتر آثار دست داشته و جلب علاقمندان به مطالعه و پژوهش هرچند زمانی نمایشگاهی از برخی آثار خویش را دایر می‌کرد.
نگارستان غلام‌محمد میمنه‌گی، گالری ملی، سالون وزارت اطلاعات و کلتور، اتحادیه هنرمندان، گالری هنرهای زیبای دانشکده ادبیات دانشگاه کابل، خانه‌های فرهنگی، مراکز فرهنگی که بنـام شخصیتهای بزرگ فرهنگ افغانستان چون: ابوریحان البیرونی، شیخ‌الرئیس ابن سینای بلخی، امیر علی‌شیر نوائی، پیر بلخ مولانا، نورالدین عبدالرحمن جامی، ناصرخسرو بلخی، حکیم سنائی غزنوی، خوشحال‌خان ختک و دهها چنین مفاخر ملی یاد می‌شد، همه و همه شاهد برگداری محافل فرهنگی ،نمایش‌های هنری، نقاشی و خطاطی بوده و در عین حا ل در چنین مراکز کورسها برای آموزش نقاشی خطاطی و خوش نویسی، میناتورکاری، طراحی و رسامی گشایش می‌یافت. اینها نمونه‌های جالب مواظبت دولت وقت از هنر و فرهنگ است.

خوشنویسان و خطاطان تنها به همین محدوده که مطرح شد، باقی نمی‌ماند، بلکه بسا خوشنویسان ارجمند و زبردستی وجود دارند، که بنابر عدم دسترسی به تذکره آنها از قید نگارش مانده‌اند، امید است، دوستان – علاقمندان و به ویژه خود خوشنویسانی که در قید حیات اند، و یا اقارب و وارثان‌شان این آغاز را به انجام قرین سازند.

عصر جهادی‌ها تاکنون خود یک دوره جالب و عطف توجه است، در این دوره، تاریخ فرهنگی ما وارد یک نشیت عمیق می‌گردد، که نه تنها شیرازه نظام اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برهم می‌خورد، بلکه جامعه در کلیت آن سیر قهقرائی و نزولی خود تا سرحد از بین بردن ارثیه فرهنگ ملی و جهانی را می‌پیماید. اعدام بودا این نمونه ابهت فرهنگ باستان ما، و شکستن صدها مجسمه و آثار تاریخی دیگر، به یغمابردن موزیم ملی و فروش آثار آن به کشورهای خارجی، و صدها نمونه دیگر همه و همه بیانگر فرهنگ‌ستیزی و هنرستیزی است، در عصری که چنین باشد، به یک کلمه می‌توان گفت این دوره، دوره نزول و سراشیبی فرهنگی است، یگانه امید همانا استقرار نسبی است که بعد از قانون‌اساسی جدید بمیان آمده است، هرگاه در این دور حاکمیت قانون جاگزین تفنگ‌سالاری شود و در نتیجه یک حکومت دموکراتیک و سکولار اداره امور را بدست گیرد، در چنین فضا ممکن است، تا از احیای مجدد فرهنگی از جمله در راستای هنر خوشنویسی که مطمع نظر ماست سخن بمیان آورد.

استادان بر جسته هنر خطاطی افغانستان

امین الله پیرزاد، خوشنویس برجسته افغانستان، محمدعلی عطار هروی:


استاد امین الله پیرزاد هروی، در سال۱۳۲۰ خورشیدی در هرات زاده شد. او در سن ۱۵ سالگی به شاگردی استاد عطار هروی در آمد.
پیرزاد هروی در سال ۱۳۴۶ مقام ممتازی را در رشته خوشنویسی کسب کرد. در سال ۱۳۵۹ در موسسه غلام محمد میمنگی به عنوان معلم مشغول به کار شد.
با گذشت چند سال از اشغال افغانستان توسط شوروی، آقای پیرزاد در سال ۱۳۶۳ به ایران مهاجرت کرد و در موسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی در مشهد مشغول به کار شد.
آثار و مرقعات زیادی از وی برجای مانده است. وی در زمینه خط نسخ، ثلث و انواع خطوط کوفی مهارت داشت.
آقای پیرزاد علاوه بر افغانستان آثار ارزشمندی در موسسه هنری “آستان قدس رضوی” در مشهد و کتابخانه ملی ایران از خود برجای گذاشته است.
پیرزاد هروی در ۱۷ حوت سال ۱۳۸۱ در مشهد درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد.

نمونه کار استاد عطار هروی 

قلعه تاریخی بُست

قلعه بست ولایت هلمند یکی از آثار تاریخی کشوربشمار می رود و قدمت آن به دوره پیش از اسلام بر می گردد.
براساس گفته نویسنده کتاب حدود العالم : ” بست شهری است بزرگ، با باره ای محکم، با ناحیتی بسیار وسیع و جای بازرگانان است مردمانی اند جنگی، دلاور. از او میوه ها خیزد و به جایها برند و کرباس و صابون خیزد.”
مردم شهر بست مقارن ظهور اسلام اهل فرهنگ و ادب بوده اند. این شهر در جوار لشگرگاه مرکز ولایت هلمند و در محل تلاقی دو رود هیرمند و ارغنداب قرار گرفته است.
لشکرگاه و بست دو حصه ی یک شهرند. یکی مقر نظامی و اداری و دیگری کانون تجاری و محل بود و باش اهالی بوده است. از شهرهای زیبا و تاریخی افغانستان است.
گاهی دارای پیشرفته ترین مرکز اداری و از آبادترین و ثروتمندترین شهرها به شمار می رفته است. در حمله ی اعراب بر اثر جنگهای پیاپی ویران شد. اما در عصر غزنویان به اوج عظمت و اقتدار رسید. در قهر و غضب علاءالدین جهانسوز سوخت. سپس مرمت کاری شد و باز سوخت و باز اشغال گردید و بالاخره تیمور با تخریب بندها و نهرها زندگانی را در آن دیار خاموش گردانید.
لهذا این شهر دارای ارزش تاریخی بسیاری برای کشورمان می باشد اما متاسفانه در این اواخر این قلعه باستانی بخاطر عدم توجه روبه ویرانی نهاده است وزمین ها ی اطراف ان نیز که ملکیت دولت است، ازسوی شماری از افراد غصب شده است.
به گفته یک بزرگ قومی یک جسد مومیایی شده یک زن در زمان طالبان از قلعه بست بیرون آورده شد وبه پاکستان انتقال گردید.
قلعه بست قبل ازین سیاحان زیادی را به خود جلب مینمود امادر حال حاضر نسبت نبود امنیت، سیاحان ازین محل بازدید نمی کنند.
شماری از بزرگان وباشنده گان این منطقه می گویند، که زمین های اطراف این قلعه تاریخی از سوی زورمندان غصب شده است.
به باور آنان دولت نیز تاکنون برای نوسازی ویا جلوگیری از تخریب بیشتر این قلعه هیچ اقدامی انجام نداده است .
در ولایت هلمند قلعه ها ی زیادی از قبیل ساروان قلعه، موسی قلعه، قلعه نو، قلعه فتح و قلعه میوند وجود دارند، اما قلعه بست از اهمیت وشهرت بیشتری برخوردار است قلعه بست در ده کیلومتری شهر لشکرگاه موقعیت دارد ودر حال حاضر تنها بخشی ازآن باقی مانده است ومتباقی تمامی قلعه های اطراف آن ویران شده است

خلاصه ترین روایت از تاریخ افغانستان

 پادشاه: تیمورشاه

زمان هجری: ۱۱۸۷ تا ۱۲۰۸ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۷۷۳ تا ۱۷۹۳ میلادی

رویدادها:

– سال ۱۷۷۵ احمدشاه درانی در شهر قندهار وفات نموده و پسرش تیمورشاه به سلطنت رسید.

– سال ۱۷۷۵ پایتخت افغانستان از شهر قندهار به کابل انتقال یافت.

–  به تاریخ ۱۹/۵/۱۷۹۳ تیمورشاه درانی پادشاه افغانستان در بالاحصار کابل وفات یافت.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: شاه زمان

زمان هجری: ۱۲۰۸ تا ۱۲۱۶ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۷۹۳ تا ۱۸۰۱ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۲۳/۵/۱۷۹۳ شاه زمان به حیث پادشاه افغانستان انتخاب شـد.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: شاه محمود

زمان هجری: ۱۲۱۶ تا ۱۲۱۸ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۰۱ تا ۱۸۰۳ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۲۵/۷/۱۸۰۱ شاه محمود، شاه زمان را دستگیر و او را کور نموده خود بر چوکی سلطنت تکیه زد.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: شاه شجاع

زمان هجری: ۱۲۱۸ تا ۱۲۲۴ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۰۳ تا ۱۸۰۹ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۱۳/۷/۱۸۰۳ شاه شجاع به کابل رسید و خود را پادشاه مشروع افغانستان اعلان نمود.

– به تاریخ ۱۷/۶/۱۸۰۹ معاهده سه فقره‌ای دوستی بین شاه شجاع و مونت استورات الفنستن نماینده وقت بریتانیه در پیشاور به امضا رسید.

– به تاریخ ۳/۲/۱۸۱۰ شاه شجاع از افغانستان فرار کرده و خویش را تسلیم رنجیت سنگ حکمران وقت پنجاب نمود.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: شاه محمود

زمان هجری: ۱۲۲۴ تا ۱۲۳۳ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۰۹ تا ۱۸۱۸میلادی

رویدادها:

– سال ۱۸۱۸ کشته شدن وزیر فتح خان.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: دوست محمدخان

زمان هجری: ۱۲۴۲ تا ۱۲۵۵ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۲۶ تا ۱۸۳۹ میلادی

رویدادها:

– سال ۱۸۱۸-۱۸۳۵ جنگ داخلی و تقسیم شدن کشور به سردار نشینها.

– به تاریخ اکتوبر ۱۸۲۶ امیر دوست محمدخان شهر کابل را تصرف نمود.

– به تاریخ ۴/۹/۱۸۲۸ شاه محمود پادشاه افغانستان وفات نمود.

– سال ۱۸۳۵ امیر دوست محمدخان اعلان پادشاهی و خود را امیرالمومنین خواند.

– به تاریخ ۲۰/۹/۱۸۳۷ الکساندر برنس به حیث نماینده گورنر جنرال بریتانیایی مستقر در هند به کابل آمد.

– سال ۱۸۳۷ ورود ویتکوویچ نمایندهٔ روسیه به کابل

– به تاریخ ۲۶/۶/۱۸۳۸ معاهده هفده ماده‌ای مابین نماینده حکومت بریتانیه و شاه شجاع و رنجیت سنگ در لاهور به امضاء رسید.

– به تاریخ ۹/۹/۱۸۳۸ هرات محاصره ایرانی ها را درهم شکست.

– به تاریخ ۱/۱۰/۱۸۳۸ جنرال لارد آکلند بریتانوی در سمله فرمان جنگ در برابر افغانستان را صادر نمود.

– سال ۱۸۳۸ – ۱۸۴۲ جنگ اول افغان و انگلیس.

– به تاریخ جولای ۱۸۳۹ امیر دوست محمدخان با قوایش به ‌طرف بامیان عقب نشینی کرد.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: شاه شجاع

زمان هجری: ۱۲۵۵ تا ۱۲۵۸ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۳۹ تا ۱۸۴۳ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۲۸/۴/۱۸۳۹ شاه شجاع برای بار دوم خود را پادشاه اعلان نموده و در قندهار به تخت سلطنت نشست.

– به تاریخ ۶/۸/۱۸۳۹ شاه شجاع با قوای انگلیس وارد شهر کابل شد.

– به تاریخ ۱۵/۱۰۱۸۴۰ عساکر انگلیسی قریه جات سمت شمال کابل را طعمه آتش کردند.

– به تاریخ ۵/۱۱/۱۸۴۰ امیر دوست محمد تسلیم انگلیسها شد.

– به تاریخ ۲/۱۱/۱۸۴۱ مجاهدین افغان با یک حمله غافلگیرانه به قشون انگلیس در بالاحصار کابل شبیخون زدند.

– به تاریخ ۲۳/۱۲/۱۸۴۱ جلسه‌ای بین رهبران افغان و انگلیس در کابل دایر شد و طی آن ویلیام مکناتن سفیر وقت بریتانیه در کابل توسط وزیراکبرخان به هلاکت رسید.

– به تاریخ ۱/۱/۱۸۴۲ معاهده هجده ماده‌ای میان رهبران افغان و انگلیس به امضاء رسید.

– به تاریخ ۶/۱/۱۸۴۲ قوای متجاوزگر انگلیس آماده ترک کابل شدند.

– به تاریخ ۱۴/۱/۱۸۴۲ قوای انگلیس به هنگام خروج از کابل مورد هجوم مجاهدین افغان قرار گرفته و به جز از یک تن آنها بنام داکتر برایدن متباقی همه کشته شدند.

– به تاریخ ۵/۴/۱۸۴۲ شاه شجاع توسط یکی از رهبران مجاهدین افغان در منطقه سیاه سنگ کابل به قتل رسید.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: دوست محمدخان

زمان هجری: ۱۲۵۸ تا ۱۲۷۹ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۴۳ تا ۱۸۶۳میلادی

رویدادها:

– به تاریخ جنوری ۱۸۴۳ بازگشت امیر دوست محمد خان به افغانستان.

– سال ۱۸۴۸ لشکرکشی امیر دوست محمد خان به یاری سکهان پنجاب.

– به تاریخ ۳۰/۳/۱۸۵۵ قرارداد دوستی میان افغانستان و انگلیس در سه ماده در شهر پیشاور به امضاء رسیـد.

– سال ۱۸۵۶ لشکرکشی ایرانیان به هرات و اعلان جنگ انگلستان با آن.

– سال ۱۸۵۶ الحاق قندهار به متصرفات امیر دوست محمد خان.

– به تاریخ ۲۶/۱/۱۸۵۷ امضای معاهده همکاری بین امیر دوست محمد خان و انگلستان.

– به تاریخ ۲۷/۵/۱۸۶۳ شهر هرات بعد از ماه ها محاصره به دست قوای دوست محمدخان سقوط کرد و مقبره هری توسط قوای این شخص ویران گردید.

– به تاریخ ۹/۶/۱۸۶۳ امیر دوست محمد در هرات وفات یافت.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: شیرعلی خان

زمان هجری: ۱۲۷۹ تا ۱۲۸۴ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۶۳ تا ۱۸۶۷ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۱۲/۶/۱۸۶۳ امیر شیرعلی خان زمام قدرت را به دست گرفت.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: محمد افضل خان

زمان هجری: ۱۲۸۴هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۶۷ میلادی

رویدادها:

– سال ۱۸۶۷ شکست امیر شیرعلی خان در جنگ برادران و تخت نشینی امیر محمد افضل خان.

– به تاریخ ۷/۱۰/۱۸۶۷ امیر محمد افضل خان در کابل وفات یافت.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: محمد اعظم خان

زمان هجری: ۱۲۸۴ تا ۱۲۸۵ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۶۷ تا ۱۸۶۸ میلادی

رویدادها:

– سال ۱۸۶۷ محمد اعظم خان به پادشاهی رسید.

—————————————————————————————————————————————- پادشاه: شیرعلی خان

زمان هجری: ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۶ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۶۸ تا ۱۸۷۹ میلادی

 رویدادها:

– به تاریخ ۷/۹/۱۸۶۸ قوای شیر علی خان در نواحی شش گاو کابل بر نیروهای محمد اعظم خان پیروز شده و شیر علی خان بار دوم به حیث پادشاه افغانستان قرار گرفت.

– به تاریخ مارچ ۱۸۶۹ ملاقات با لارد مایو و ویسرای هند در امباله.

– سال ۱۸۷۲ صدور قرار حاکمیت انگلستان در مسأله سیستان.

– به تاریخ سپتمبر ۱۸۷۳ کنفرانس سمله بین سید نور محمد شاه ویسرای هند.

– سال ۱۸۷۳ اعلان ولایت عهدی شهزاده عبدالله.

– سال ۱۸۷۳ آغاز نشر جریدهٔ شمس النهار.

– سال ۱۸۷۴ زندانی شدن شهزاده محمد یعقوب خان.

– سال ۱۸۷۶ تصرف انگلستان بر کویته.

– سال ۱۸۷۷ کنفرانس پیشاور بین سید نور حمدشاه و نمایندگان ویسرا.

– به تاریخ جولای ۱۸۷۸ ورود هیأت روسی به ریاست جنرال ستولیتوف به کابل.

– به تاریخ ۱۳/۶/۱۸۷۸ امضای معاهده برلین با شرکت روسیه و انگلستان.

– به تاریخ سپتمبر ۱۸۷۸ بازگشتاندن هیأت انگلیس از سرحد خیبر.

– به تاریخ ۲/۱۱/۱۸۷۸ اتمام حجت ویسرا به امیر شیرعلی خان.

– سال ۱۸۷۸ – ۱۸۸۰ جنگ دوم افغان و انگلیس.

– به تاریخ ۲۱/۱۱/۱۸۷۸ نیروهای بریتانیایی از سه استقامت بالای افغانستان حمله کرده و جنگ دوم افغان و انگلیس آغاز شد.

– به تاریخ ۱۳/۱۲/۱۸۷۸ حرکت امیر شیر علیخان بسوی مزار شریف.

– به تاریخ ۸/۱/۱۸۷۹ قوای انگلیس به قوماندانی جنرال استورات شهر قندهار را تصرف کردند.

– به تاریخ ۲۱/۲/۱۸۷۹ امیر شیرعلی خان در مزار شریف وفات یافت.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: محمد یعقوب خان

زمان هجری: ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۷ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۷۹ تا ۱۸۸۰ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ مارچ ۱۸۷۹ محمد یعغوب خان از محبس رها و در کابل به پادشاهی رسید.

– به تاریخ ۲۸/۵/۱۸۷۹ معاهده ننگین گندمک بین یعقوب خان و لوئیس کیوناری به امضا رسید.

– به تاریخ ۳۰/۵/۱۸۷۹ معاهده گندمک از طرف وایسرای بریتانوی تصدیق شد.

– به تاریخ ۲۴/۷/۱۸۷۹ رسیدن کیوناری سفیر انگلیس به کابل.

– به تاریخ ۳/۹/۱۸۷۹ اهالی شهر کابل علیه انگلیسها قیام کرده و کیوناری سفیر وقت انگلیس را به قتل رساندند.

– به تاریخ ۱۴/۹/۱۸۷۸ تعرض قوای انگلیس از کرم به سوی کابل.

– به تاریخ ۲۱/۹/۱۸۷۹ رسیدن قوای جنرال رابرتس به لوگر.

– به تاریخ ۶/۱۰/۱۸۷۹ جنگ چهار آسیاب.

– به تاریخ ۷/۱۰/۱۸۷۹ رسیدن نیروی رابرتس به کابل.

– به تاریخ ۱۲/۱۰/۱۸۷۹ امیر محمد یعقوب استعفایش را به نماینده انگلیس پیشنهاد کرد.

– به تاریخ ۱۷/۱۰/۱۸۷۹ انفجار قوی در داخل بالاحصار کابل رخ داد و شمار زیادی از قشون بریتانوی کشته شدند.

– به تاریخ ۱/۱۲/۱۸۷۹ امیر یعقوب خان از سلطنت خلع و توسط انگلیسها به هند فرستاده شد.

– به تاریخ ۲/۱۲/۱۸۷۹ جنگ چهاردهی و شکست رابرتس.

–  به تاریخ ۲۳/۱۲/۱۸۷۹ یورش ناکام مجاهدین بر شیرپور.

– به تاریخ  فبروری ۱۸۸۰ داخل شدن سردار عبدالرحمن خان به خاک افغانستان.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: عبدالرحمن خان

زمان هجری: ۱۲۵۹ تا ۹ میزان ۱۲۸۰ هجری شمسی / ۱۲۹۷ تا ۱۳۱۹ هجری قمری

زمان میلادی: ۱۸۸۰ تا ۱ اکتبر ۱۹۰۱ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۲۲/۷/۱۸۸۰ عبدالرحمن خان در شهر چاریکار اعلان پادشاهی کرد.

– به تاریخ ۲۲/۷/۱۸۸۰ مراسم پادشاهی عبدالرحمن خان در کابل دایر شد.

– به تاریخ ۲۷/۷/۱۸۸۰ جنگ میوند به رهبری محمد ایوب خان با لشکر انگلیس به رهبری جنرال باروز شروع شد و درین جنگ نیروهای مردمی افغان انگلیسها را شکست فاحش دادند.

– به تاریخ ۳۱/۷/۱۸۸۰ نامه گریفن نماینده انگلیس عنوان امیر راجع به مناسبات انگلستان با او.

– به تاریخ ۱/۹/۱۸۸۰ رسیدن رابرتس به قندهار و شکست سردار محد ایوب خان.

– به تاریخ اپریل ۱۸۸۱ بیرون شدن آخرین دسته نیروی انگلیس از قندهار.

– به تاریخ ۲۲/۹/۱۸۸۱ جنگ چهل زینه بین امیر عبدالرحمن خان و سردار محمد ایوب خان.

– به تاریخ ۱۸۸۲-۱۸۹۲ شورش شنواریها.

– به تاریخ ۱۸۸۵-۱۸۸۷ تعیین سرحد شمالی افغانستان از آمودریا تا هریرود.

– به تاریخ ۳۰/۳/۱۸۸۵ جنگ شدید میان عسکران افغان و قوای روس در پنجده درگرفت و آن ناحیه از تصرف افغانها خارج شـد.

– به تاریخ مارچ-آپریل ۱۸۸۵ مسافرت امیر به هند و ملاقات با ویسرا.

– به تاریخ ۱۸۸۶-۱۸۸۸ شورش غلجائیان.

– سال ۱۸۸۸ عسیان سردار محمد اسحق خان.

– به تاریخ ۱۸۹۱-۱۸۹۴ شورش هزاره جات.

– به تاریخ ۱۲/۱۱/۱۸۹۳ معاهدهٔ دیورند میان امیر عبدالرحمن خان و دیورند در کابل به امضاء رسید.

– سال ۱۸۹۵ مسافرت سردار نصرالله خان به لندن.

– به تاریخ جون ۱۸۹۵ قوای امیر عبدالرحمن خان به قیادت سپه سالار غلام حیدرخان به مناطق کافرستان حمله کردند.

– به تاریخ ۱۶/۱/۱۸۹۶ امیر عبدالرحمن خان به خاطر فتح کافرستان بامیان روزی جشن شادی بر پا کرد.

– به تاریخ ۱۸۹۶ تعیین سرحد واخان.

– به تاریخ ۱/۱۰/۱۹۰۱ امیر عبدالرحمن خان در باغ بالا کابل وفات یافت.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: حبیب الله شاه

زمان هجری: ۹ میزان ۱۲۸۰ تا ۳۰ دلو ۱۲۹۷ هجری شمسی

زمان میلادی: ۱ اکتبر ۱۹۰۱ تا ۲۰ فبروری ۱۹۱۹ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۳/۱۰/۱۹۰۱ حبیب الله پسر ارشد عبدالرحمن خان پادشاه افغانستان شـد.

– سال ۱۹۰۳ تأسیس مکتب حبیبیه.

– سال ۱۹۰۴ مسافرت شهزاده عنایت الله خان به هند.

– به تاریخ نومبر ۱۹۰۴ مسافرت هیأت دین به کابل.

– به تاریخ ۲۱/۳/۱۹۰۵ قراردادی میان افغانستان و دولت بریتانیه که بنام معاهدهٔ خال شهرت یافت در کابل امضا شد.

– به تاریخ ۱۰/۴/۱۹۰۵ قرار هیأت حاکمیت انگلیس در مورد سرحد سیستان.

– به تاریخ ۱۱/۱/۱۹۰۶ اولین شماره جـریدهٔ سراج الاخبار منتشـر شـد.

– سال ۱۹۰۷ مسافرت امیر حبیب الله خان به هند.

– به تاریخ ۳۱/۸/۱۹۰۷ امضای مقاوله نامه روس و انگلیس راجع به مناطق نفوذشان در آسیای میانه.

– سال ۱۹۰۹ گرفتاری مشروطه خواهان و اعدام عده‌ای از ایشان.

– سال ۱۹۱۰ تمدید خط تلفن بین کابل و جلال آباد.

– سال ۱۹۱۱ تأسیس جریده سراج الاخبار دوم توسط محمود طرزی.

– سال ۱۹۱۲ شورش قیلهٔ مانگل.

– به تاریخ ۲۴/۸/۱۹۱۴ اعلان بی طرفی افغانستان در جنگ اول جهانی.

– به تاریخ ۲۱/۱۰/۱۹۱۴ اعلامیه بی طرفی افغانستان در جنگ اول جهانی صادر گردید.

– به تاریخ ۲۲/۸/۱۹۱۵ هیات آلمانی-ترکی به خاطر کشاندن افغانستان به جنگ جهانی وارد هرات شدند.

– به تاریخ ۲۶/۹/۱۹۱۵ ورود هیأت آلمانی- ترکی به کابل.

– به تاریخ ۲۴/۱/۱۹۱۶ امیر حبیب الله پادشاه افغانستان پیمان بی طرفی کشور را در جنگ دوم جهانی امضاء کرد.

– به تاریخ ۸/۷/۱۹۱۸ حکومت بریتانیه به امیر حبیب الله اطلاع داد که مبلغ ده ملیون کالدار به رسم پاداش که شاه اعلام بیطرفی در جنگ کرده بود پرداخت میشود.

– به تاریخ ۲/۲/۱۹۱۹ شرکت افغانستان در کنفرانس صلح.

– به تاریخ ۲۰/۲/۱۹۱۹ امیر حبیب الله پادشاه افغانستان در کله گوش ولایت لغمان توسط شخص ناشناس به قتل رسید.

– به تاریخ ۲۱/۲/۱۹۱۹ سردار نصرالله خان برادر امیر حبیب الله در جلال آباد خود را پادشاه اعلان افغانستان اعلان نمود.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: امان الله شاه

زمان هجری: ۱ حوت ۱۲۹۷ تا ۲۴ جدی ۱۳۰۷ هجری شمسی

زمان میلادی: ۲۱ فبروری ۱۹۱۹ تا ۱۴ جنوری ۱۹۲۹ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۲۱/۲/۱۹۱۹ امان الله پسر حبیب الله در کابل اعلان پادشاهی کرد.

– به تاریخ ۲۴/۲/۱۹۱۹ امیر امان الله خان در جمعی از اهلی شهر کابل ظاهر شده و استقلال افغانستان را اعلان کرد.

– به تاریخ ۲۸/۲/۱۹۱۹ نصرالله خان در نامه‌ای از ادعای پادشاهی صـرف نظر کرد و با امان الله خان بیعت نمود.

– به تاریخ ۳/۳/۱۹۱۹ نامه امان الله شاه به ویسرای هند راجع به استقلال تام افغانستان.

– به تاریخ مارچ ۱۹۱۹ تشکیل کابینه.

– به تاریخ ۷/۴/۱۹۱۹ پیام امان الله شاه عنوانی کشورهای شوروی، جاپان، آمریکا، فرانسه، ایران و ترکیه.

– به تاریخ ۱۳/۴/۱۹۱۹ اعلان رسمی استقلال و وعده اصلاحات.

– به تاریخ ۴/۵/۱۹۱۹ سومین جنگ افغان و انگلیس که به جنگ استقلال مشهور است، آغاز گردید.

– به تاریخ ۲۶/۵/۱۹۱۹ بمباردمان کابل توسط طیارات انگلیس.

– به تاریخ ۲۸/۵/۱۹۱۹ جنگ تل.

– به تاریخ ۲۸/۵/۱۹۱۹ قوای انگلیس و افغان به آتش بس توافق کردند.

– به تاریخ ۲۹/۵/۱۹۱۹ تصرف انگلیسان بر قلعه جدید سپین بولدک.

– به تاریخ ۳/۷/۱۹۱۹ متارکه میان افغان و انگلیس اعلام گردید.

– به تاریخ ۸/۸/۱۹۱۹ معاهده صلح میان افغانستان و حکومت بریتانیه در شهر راولپندی امضاء گردید.

– به تاریخ اکتوبر ۱۹۱۹ ورود هیأت معرفی افغانستان به ریاست محمد ولی خان به مسکو.

– به تاریخ ۱۷ اپریل – ۲۴ جولای ۱۹۲۰ کنفرانسی میان هیات افغان و بریتانوی در میسوری آغاز شد.

– سال ۱۹۲۰ ورود مهاجرین هندی به افغانستان.

– به تاریخ ۱۸/۹/۱۹۲۰ امان الله خان اولین پیام تلگرامی اش را توسط ماشینی که از طرف شوروی برایش هدیه داده شده بود به لنین فرستاد.

– سال ۱۹۲۰ فرستادن نیروی کمکی افغانستان به بخارا.

– سال ۱۹۲۱ پناه گزینی پادشاه بخارا در افغانستان.

– به تاریخ ۲۸/۲/۱۹۲۱ معاهده دوستی بین افغانستان و شوروی در مسکو به امضاء رسید.

– به تاریخ ۱۰/۴/۱۹۲۳ اولین قانون اساسی افغانستان که بنام نظامنامه اساسی دولت افغانستان یاد میشد از طرف لویه جرگه در جلال آباد به تصویب رسید.

– به تاریخ ۱۰/۴/۱۹۲۳ تأسیس وزارت مختاری فرانسه در کابل.

– به تاریخ دسمبر ۱۹۲۳ تأسیس وزارت مختاری آلمان در کابل.

– سال ۱۹۲۴ تأسیس لیسه امانی.

– سال ۱۹۲۴ شورش قبیله مانگل.

– به تاریخ می‌۱۹۲۴ قیامی در شهر خوست به رهبری ملا عبدالله مشهور به ملالنگ علیه حکومت امان الله خان آغاز شد.

– به تاریخ ۳۰/۱/۱۹۲۵ رهبران قیام خوست به شمول ملا لنگ از طرف افراد وفادار به امان الله خان دستگیر شدند.

– به تاریخ ۷/۶/۱۹۲۶ اختیار لقب شاه از جانب امیر امان الله خان.

– به تاریخ ۱۵/۸/۱۹۲۶ تصفیه اختلاف سرحدی درقد با شوروی.

– سال ۱۹۲۶ رایج شدن پول افغانی و سیستم متری.

– به تاریخ ۵/۵/۱۹۲۷ اولین شماره جریدهٔ انیس در کابل انتشار یافـت.

– به تاریخ ۱۰/۱۲/۱۹۲۷ آغاز مسافرت شاه امان الله خان به خارج از کشور.

– به تاریخ ۲۰/۶/۱۹۲۸ بازگشت امان الله شاه به افغانستان.

– به تاریخ جولای ۱۹۲۸ اعلان اصلاحات تازه از جانب شاه.

– به تاریخ ۲۹/۸/۱۹۲۸ لویه جرگه توسط امان الله خان در پغمان افتتاح شد.

– به تاریخ ۲/۹/۱۹۲۸ تصویب قانون اساسی جدید و بیرق سه رنگ در آخرین جلسه جرگه.

– به تاریخ سپتمبر-اکتوبر ۱۹۲۸ بیانیه شاه امان الله در باغ ستور.

– به تاریخ ۱۴/۱۱/۱۹۲۸ آغاز شورش قبیله شینوار.

– به تاریخ ۱۴/۱۲/۱۹۲۸ افراد حبیب الله کلکانی (بچه سقا) به کابل حمله کردند.

– به تاریخ ۵/۱/۱۹۲۹ اعلان الغای اصلاحات.

– به تاریخ ۱۴/۱/۱۹۲۹ امان الله خان از مقام سلطنت استعفاء و به جای او معین السلطنه عنایت الله خان اداره امور را به دست گرفت.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: عنایت الله شاه

زمان هجری: ۲۴ جدی ۱۳۰۷ تا ۲۷ جدی ۱۳۰۷ هجری شمسی

زمان میلادی: ۱۴ جنوری ۱۹۲۹ تا ۱۷ جنوری ۱۹۲۹

رویدادها:

– به تاریخ ۱۴-۱۷ جنوری ۱۹۲۹ پادشاهی عنایت الله خان.

– به تاریخ ۱۷/۱/۱۹۲۹ عنایت الله خان بعد از سه روز پادشاهی استفعاء نمود.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: حبیب الله کلکانی

زمان هجری: ۲۸ جدی ۱۳۰۷ تا ۲۳ میزان ۱۳۰۸ هجری شمسی

زمان میلادی: ۱۸ جنوری ۱۹۲۹ تا ۱۵ اکتوبر ۱۹۲۹

رویدادها:

– به تاریخ ۱۸/۱/۱۹۲۹ ارگ شاهـی توسط افراد حبیب الله کلکانی تصرف شد.

– به تاریخ ۱۸/۱/۱۹۲۹ حبیب الله کلکانی (بچه سقا) به حیث پادشاه افغانستان به تخت سلطنت نشست.

– به تاریخ ۲۰/۱/۱۹۲۹ اعلان پادشاهی علی احمد خان در جلال آباد.

– به تاریخ ۲۰/۲/۱۹۲۹ امیر حبیب الله کلکانی اولین بیانیه اش را به حیث پادشاه افغانستان در داخل ارگ ایراد نمود.

– به تاریخ ۲۸/۲/۱۹۲۹ رسیدن علی احمد خان به پیشاور.

– به تاریخ ۸/۳/۱۹۲۹ محمد نادرشاه هند بریتانوی را به قصد افغانستان ترک نمود و به پکتیا داخل شد.

– به تاریخ ۲۶/۳/۱۹۲۹ امان الله خان با قوای پانزده هزار نفری قندهار را به قصد کابل ترک کرد.

– به تاریخ ۱۵/۴/۱۹۲۹ جنگ سختی میان قوای امان الله خان و طرفداران حبیب الله کلکانی در نزدیک غزنی درگرفت و نیروی امان الله شاه شکست خورد.

– به تاریخ ۲۳/۵/۱۹۲۹ امان الله خان پادشاه از کشور بیرون شد.

– به تاریخ ۲۳/۵/۱۹۲۹ اعلان پادشاهی علی احمد خان در قندهار.

– به تاریخ ۳/۶/۱۹۲۹ تصرف قوای حبیب الله بر قندهار.

– به تاریخ ۷/۸/۱۹۲۹ اولین جریدهٔ اصلاح منتشر شد.

– به تاریخ ۱۱/۱۰/۱۹۲۹ رسیدن قوای شاه ولی خان به کابل.

– به تاریخ ۱۳/۱۰/۱۹۲۹ قوای محمد نادر در کوههای اطراف کابل سنگر گرفته ارگ را گلوله باران کردند.

– به تاریخ ۱۴/۱۰/۱۹۲۹ ارگ شاهی در محاصره طرفداران نادر خان درآمد.

– به تاریخ ۱۵/۱۰/۱۹۲۹ امیر حبیب الله کلکانی کابل را به قصد شمالی ترک نمود.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: محمد نادرشاه

زمان هجری: ۲۳ میزان ۱۳۰۸ تا ۱۷ عقرب ۱۳۱۲ هجری شمسی

زمان میلادی: ۱۵ اکتوبر ۱۹۲۹ تا ۸ نومبر ۱۹۳۳ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۱۵/۱۰/۱۹۲۹ محمد نادرخان طی مراسمی به حیث پادشاه افغانستان تعین شد.

– به تاریخ ۱۷/۱۰/۱۹۲۹ محمد نادرشاه امر حمله به شمالی را صادر نمود.

– به تاریخ اکتوبر ۱۹۲۹ درخواست محمد نادرشاه از حبیب الله کلکانی جهت تسلیم نمودنش به حکومت که شامل بخشش حبیب الله کلکانی میشد البته تسلیم شدن کلکانی با پادرمیانی کابل و امضاء نادر خان بالای قرآن کریم صورت گرفت. اما به وعده وفا نشد.

– به تاریخ ۳/۱۱/۱۹۲۹ حبیب الله کلکانی که خود را تسلیم نموده بود با عده‌ای از یارانش در داخل ارگ شاهی اعدام شد.

– به تاریخ ۱۴/۱۱/۱۹۲۹ کابینه جدید افغانستان به صدارت محمد هاشم خان تشکیل گردید.

– به تاریخ اپریل ۱۹۳۰ محاکمهٔ محمد ولی خان وکیل.

– به تاریخ جولای ۱۹۳۰ شورش کوهدامن.

– انعقاد لویه جرگه

– به تاریخ ۲۴/۶/۱۹۳۱ معاهده های بنام بی طرفی و عدم تجاوز متقابله میان افغانستان و شوروی در نه ماده در کابل به امضاء رسید.

– به تاریخ جولای ۱۹۳۱ تأسیس انجمن ادبی.

– به تاریخ ۳۱/۱۰/۱۹۳۱ قانون اساسی افغانستان که بنام اصول اساسی دولت افغانستان یاد می‌شد در یکصد و ده ماده به تصویب رسید.

– سال ۱۹۳۱ شورش ابراهیم بیگ لقی و اخراج او از افغانستان.

– به تاریخ ۱۶/۷/۱۹۳۲ افتتاح شورای ملی.

– به تاریخ ۲۴/۸/۱۹۳۲ تقسیمات جدید اداری افغانستان اعلان گردید و کشور به پنج واحد بزرگ وچهار واحد کوچک تقسیم گردید.

– به تاریخ ۸/۱۱/۱۹۳۲ اعدام غلام نبی خان.

– سال ۱۹۳۲ تأسیس فاکولته طب.

– سال ۱۹۳۳ تکمیل کار سرک درهٔ شکاری.

– به تاریخ ۶/۶/۱۹۳۳ کشته شدن سردار محمد عزیز خان در برلین.

– به تاریخ ۱۶/۹/۱۹۳۳ اعدام محمد ولی خان و عده دیگر از روشنفکران.

– به تاریخ ۸/۱۱/۱۹۳۳ محمد نادرشاه پادشاه افغانستان توسط متعلمی بنام عبدالخالق به قتل رسید.

—————————————————————————————————————————————–

پادشاه: محمد ظاهرشاه

زمان هجری: ۱۷ عقرب ۱۳۱۲ تا ۲ سنبله ۱۳۵۲ هجری شمسی

زمان میلادی: ۸ نومبر ۱۹۳۳ تا ۲۴ اگست ۱۹۷۳ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۸/۱۱/۱۹۳۳ محمد ظاهر به حیث پادشاه افغانستان تعین گردید.

– به تاریخ ۲۸/۹/۱۹۳۴ افغانستان به عضویت سازمان نو تشکیل جامعه ملل درآمد.

– به تاریخ ۳/۳/۱۹۳۷ نشر فرمان شاهی راجع به تعمیم زبان پشتو.

– به تاریخ ۷/۷/۱۹۳۷ پیمانی میان نمایندگان چهار کشور افغانستان ایران ترکیه و عراق به منظور استقرار صلح و امنیت در شرق نزدیک عدم تعرض تشدید روابط و همکاریهای متقابل در ده ماده در تهران در قصر سعدآباد به امضاء رسید.

– به تاریخ ۱۶/۶/۱۹۴۶ معاهدهٔ سرحدی بر مبنای خط تالویگ بین افغانستان و شوروی.

– به تاریخ ۹/۱۱/۱۹۴۶ افغانستان به عضویت سازمان ملل متحد در آمد.

– به تاریخ ۲۶/۴/۱۹۶۰ وفات شاه امان الله خان.

– به تاریخ ۱۵/۱۰/۱۹۶۷ افتتاح ستره محکمه.

– به تاریخ ۱۷/۷/۱۹۷۳ کودتای سردار محمد داود.

—————————————————————————————————————————————–

رئیس جمهور: محمد داود خان

زمان هجری: ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ تا ۷ ثور ۱۳۵۷ هجری شمسی

زمان میلادی: ۱۷ جولای ۱۹۷۳ تا ۲۷ اپریل ۱۹۷۸

رویدادها:

– به تاریخ ۱۸/۷/۱۹۷۳ تعیین محمد داود خان به حیث رئیس دولت و صدراعظم.

– به تاریخ ۲۲/۸/۱۹۷۳ محمد داود خان رئیس جمهور افغانستان طی بیانیه‌ای خط مشی نظام جمهوری را بیان کرد.

– به تاریخ ۲۱/۹/۱۹۷۳ محمد هاشم میوندوال صدراعظم پیشین افغانستان به اتهام کودتا علیه نظام دستگیر شد.

– به تاریخ ۱/۱۰/۱۹۷۳ رادیو کابل اعلان کرد که محمد هاشم میوندوال در بندی خانه خود کشی کرده ‌است.

– به تاریخ ۲۱/۲/۱۹۷۴ انعقاد کنفرانس کشورهای اسلامی در لاهور.

– به تاریخ ۴/۵/۱۹۷۴ استاد غلام محمد نیازی رهبر نهضت اسلامی و عده‌ای از طرفدارانش توسط پولیس و قوای امنیتی دستگیر شد.

– به تاریخ جون ۱۹۷۴ مسافرت رئیس دولت به مسکو.

– به تاریخ ۴/۶/۱۹۷۴ محمد داود خان رئیس جمهور افغانستان بیرق جدید را بر فراز قصر ریاست جمهوری برافراشت.

– به تاریخ نومبر ۱۹۷۴ مسافرت کیسینجر وزیر خارجهٔ آمریکا به کابل.

– به تاریخ اپریل ۱۹۷۵ مسافرت رئیس دولت به تهران.

– به تاریخ ۲۱/۵/۱۹۷۵ اعضای نهضت اسلامی افغانستان بالای ولسوالی سرخرود ولایت ننگرهار حمله نموده دوایر دولتی را اشغال و بعد از زد و خورد اندکی، فرار کردند.

– به تاریخ ۲۲/۷/۱۹۷۵ قیام پنجشیر و نقاط دیگر.

– به تاریخ ۲۷/۹/۱۹۷۵ ترمیم کابینه و اخراج بعضی از پرچمیان.

– به تاریخ ۹/۱۲/۱۹۷۵ مسافرت پودگورنی رئیس جمهور شوروی به کابل.

– به تاریخ ۱۲/۳/۱۹۷۶ پوهنتون پنجاب هند سند دکتورای افتخاری را به محمد داود خان رئیس جمهور افغانستان اهدا کرد.

– به تاریخ ۲۱/۳/۱۹۷۶ آغاز پلان هفت ساله.

– به تاریخ ۷/۶/۱۹۷۶ مسافرت ذولفقار علی بوتو صدراعظم پاکستان به کابل.

– به تاریخ ۲۹/۶/۱۹۷۶ مسافرت محمد نعیم نمایندهٔ رئیس جمهور به آمریکا.

– به تاریخ ۳/۷/۱۹۷۶ مسافرت ایندیرا گاندی صدراعظم هند به کابل.

– به تاریخ ۲۰/۸/۱۹۷۶ مسافرت رئیس دولت به پاکستان.

– به تاریخ ۲۸/۱۲/۱۹۷۶ محمد داود خان رئیس جمهور افغانستان طی فرمانی از مردم خواست تا نمایندگان شان را برای لویه جرگه انتخاب نمایند.

-به تاریخ ۲۶/۱/۱۹۷۷ نشر مسودهٔ قانون اساسی جدید.

– به تاریخ ۳۰/۱/۱۹۷۷ لویه جرگه به خاطر بحث روی قانون اساسی و انتخاب رئیس جمهور قانونی افغانستان دایر گردید و محمد داود خان آنر ا افتتاح کرد.

– به تاریخ ۱۵/۲/۱۹۷۷ قانون اساسی جمهوری افغانستان در ۱۳ فصل و ۱۳۶ ماده از طرف اعضای لویه جرگه به تصویب رسید.

– به تاریخ ۱۵/۲/۱۹۷۷ محمد داود خان از طرف اعضای لویه جرگه به حیث رئیس جمهور انتخاب شد.

– به تاریخ ۲۴/۲/۱۹۷۷ قانون اساسی جدید افغانستان توسط رئیس جمهور توشیح شد.

– به تاریخ ۱۲-۱۵ اپریل ۱۹۷۷ سفر دوم رئیس دولت به شوروی.

– به تاریخ ۵/۶/۱۹۷۷ مبادلهٔ اسناد قرارداد آب هلمند با ایران.

– به تاریخ ۹/۶/۱۹۷۷ مسافرت ذولفقار علی بوتو صدراعظم پاکستان به کابل.

– به تاریخ ۵/۷/۱۹۷۷ کودتای جنرال ضیاءالحق در پاکستان.

– به تاریخ جولای ۱۹۷۷ اتحاد دوبارهٔ احزاب خلق و پرچم.

– به تاریخ ۱۶/۷/۱۹۷۷ اعلان تشکیل حزب دولتی انقلاب ملی.

– به تاریخ ۱۰/۱۰/۱۹۷۷ مسافرت جنرال ضیاءالحق رئیس حکومت نظامی پاکستان به کابل.

– به تاریخ ۱۶/۱۱/۱۹۷۷ علی احمد خرم وزیر پلان افغانستان در دفتر کارش به قتل رسید.

– به تاریخ ۲/۴/۱۹۷۸ محمد داود خان جهت مذاکره با رهبران عربستان سعودی و کویت و مصر به آن کشورها سفر کرد.

– به تاریخ ۱۷/۴/۱۹۷۸ میر اکبر خیبر یکی از رهبران جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان در کابل به قتل رسید.

– به تاریخ ۱۹/۴/۱۹۷۸ هنگام انتقال جسد میر اکبر خیبر برای دفن، هواداران حزب دموکراتیک خلق افغانستان تظاهرات گسترده‌ای در شهر کابل به راه انداختند.

– به تاریخ ۲۶/۴/۱۹۷۸ رادیو کابل اعلان کرد که چند نفر به جرم توهین به دولت گرفتار شده‌اند. در میان گرفتار شدگان نورمحمد ترکی و ببرک کارمل رهبران حزب دمکراتیک خلق افغانستان نیز شامل بودند.

– به تاریخ ۲۷/۴/۱۹۷۸ کودتای ۷ ثور: افسران و عسکران وفادار به حزب دموکراتیک خلق افغانستان بر علیه محمد داود خان دست به کودتای نظامی زدند.

– به تاریخ ۲۸/۴/۱۹۷۸ محمد داود خان با برادر و اعضای خانواده اش در قصر ریاست جمهوری از طرف کودتاچیان کشته شدند.

—————————————————————————————————————————————–

رئیس جمهور: نور محمد ترکی

زمان هجری: ۷ ثور ۱۳۵۷ تا ۲۳ سنبله ۱۳۵۸ هجری شمسی

زمان میلادی: ۲۷ اپریل ۱۹۷۸ تا ۱۴ سپتمبر ۱۹۷۹

رویدادها:

– به تاریخ ۳۰/۴/۱۹۷۸ اولین فرمان شورای انقلابی صادر گردید. نام رسمی جمهوری افغانستان به جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان تبدیل شد و نور محمد ترکی به حیث رئیس شورای انقلابی اعلام گردید.

– به تاریخ ۳۰/۴/۱۹۷۸ اتحاد شوروی منحیث اولین کشور جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان را به رسمیت شناخت.

– به تاریخ ۱/۵/۱۹۷۸ فرمان شماره دوم شورای انقلابی صادر و طی آن کابینه جدید جمهوری خلق افغانستان اعلان گردید.

– به تاریخ ۱۴/۵/۱۹۷۸ شورای انقلابی در سومین فرمان خویش قانون اساسی سال ۱۹۷۷ را ملغی اعلام نمود.

– به تاریخ ۲۲/۵/۱۹۷۸ اهالی درهٔ ویگل نورستان با قیام علنی مخالفت شان را با حکومت جدید اظهار کردند.

– به تاریخ جون ۱۹۷۸ مقرری رهبران پرچم به خارج.

– به تاریخ ۱۲/۶/۱۹۷۸ چهارمین فرمان شورای انقلابی مبنی بر تغیر بیرق و نشان دولتی افغانستان صادر گردید.

– به تاریخ ۱۴/۶/۱۹۷۸ شورای ا نقلابی در پنجمین فرمان تابیعت یک عده از خانواده سلطنتی که به خانواده اهل یحیی مشهور شد سلب نمود.

– به تاریخ ۱۲/۷/۱۹۷۸ نشر فرمان شمارهٔ ۶ راجع به طلب مالکان بر دهقانان.

– به تاریخ ۱۷/۷/۱۹۷۸ بیرو سیاسی کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان تشکیل جلسه داد و عده‌ای از رهبران جناح پرچم را به عنوان سفرای کشورهای مختلف تعین نمود.

– به تاریخ ۱۲/۷/۱۹۷۸ فرمان شماره ۶ حکومت مبنی بر الغای سود و سلم و طلب دهقانان بر مالکان زمین صادر گردید.

– به تاریخ ۲۰/۷/۱۹۷۸ قیام مردم نورستان و کنر و برخوردشان با نیروهای دولت.

– به تاریخ ۱۷/۸/۱۹۷۸ عبدالقادر وزیر دفاع، جنرال شاهپور احمدزی لوی درستیز و میر علی اکبر رئیس شفاخانه جمهوریت به راه‌اندازی کودتا متهم و به زندان انداخته شدند.

– به تاریخ ۲۳/۸/۱۹۷۸ عده‌ای از رهبران جناح پرچم به اتهام دست داشتن در کودتا علیه حکومت نور محمد ترکی دستگیر شدند.

– به تاریخ ۹/۹/۱۹۷۸ جنرال ضیاءالحق رئیس جمهور پاکستان به افغانستان آمده و با نور محمد ترکی ملاقات کرد.

– به تاریخ ۱۷/۱۰/۱۹۷۸ فرمان شماره ۷ حکومت راجع به مهر زنان اعلان گردید که مبلغ سه صد افغانی میشد.

– به تاریخ ۱۹/۱۰/۱۹۷۸ نور محمد ترکی بیرق جدید افغانستان را بر فراز قصر ریاست جمهوری بر افراشت.

– به تاریخ ۲۷/۱۱/۱۹۷۸ به اساس اعلان رادیو کابل شش تن از رهبران جناح پرچم به شمول ببرک کارمل که به حیث سفرای افغانستان در کشورهای مختلف ایفای وظیفه میکردند قصد توطئه علیه دولت را داشته از وظایف شان سبک دوش گردیدند.

– به تاریخ ۲۸/۱۱/۱۹۷۸ فرمان شماره ۸ حکومت درباره‌ اصلاحات ارضی صادر شد.

– به تاریخ ۵/۱۲/۱۹۷۸ قرارداد همه جانبه همکاری بین نور محمد ترکی و لئونید برژنف در مسکو به امضاء رسید.

– به تاریخ ۱۱/۲/۱۹۷۹ پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط نظام شاهنشاهی در ایران (۲۲ دلو ۱۳۵۷).

– به تاریخ ۱۳/۲/۱۹۷۹ عده‌ای از علماء دینی افغانستان در شهر پیشاور پاکستان دور هم جمع شده فتوای جهاد علیه حکومت کابل را صادر کردند.

– به تاریخ ۱۴/۲/۱۹۷۹ ادلف دابس سفیر ایالات متحده آمریکا در شهر کابل به قتل رسید.

– به تاریخ ۲۵/۲/۱۹۷۹ قیام مردم درهٔ صوف.

– به تاریخ ۱۵-۲۰ مارچ ۱۹۷۹ فیام هرات (۲۴ – ۲۹ حوت ۱۳۵۷).

– به تاریخ ۱۵/۳/۱۹۷۹ افسران و عسکران حکومتی و مردم سلحشور هرات علیه حکومت نور محمد ترکی قیام نموده دوایر و تأسیسات نظامی را تصرف و دهها افسر طرفدار حکومت و مشاورین روس آنجا را کشتند. در این قیام خونین بیست و جهار هزار تن از مردمان هرات شهید شدند، روح این آزاد مردان شاد باد.

– به تاریخ ۱۷/۳/۱۹۷۹ نور محمد ترکی در یک تماس تلفنی از الکس کاسگین صدراعظم وقت شوروی خواست تا با ارسال عسکر و اسلحه قیام کنندگان را در هرات سرکوب کنند.

– به تاریخ ۲۷/۳/۱۹۷۹ حفیظالله امین به حیث صدراعظم افغانستان تعین گردید.

– به تاریخ ۲۷/۳/۱۹۷۹ عساکر و صاحب منصبان فرقه ننگرهار علیه حکومت کابل قیام کردند.

– به تاریخ ۲۹/۵/۱۹۷۹ پوهاند غلام محمد نیازی رهبر نهضت اسلامی افغانستان با جمعی از هوادارانش در زندان پلچرخی اعدام شدند.

– به تاریخ ۲۰/۵/۱۹۷۹ به ‌دنبال اعدام اعضای نهضت اسلامی افغانستان قیامی در داخل زندان پلچرخی صورت گرفت که دست کم حدود یکصد و چهل تن از زندانیها به جرم دست داشتن در قیام اعدام شدند.

– به تاریخ ۲۳/۶/۱۹۷۹ مردم شهر کابل در منطقه جادهٔ میوند و چنداول دست به قیام عمومی زدند.

– به تاریخ ۸/۸/۱۹۷۹ شورش بالاحصار کابل که به ‌وسیله (گروپ انقلابی خلقهای افغانستان).

– به تاریخ ۱۵/۸/۱۹۷۹ شورش افسران و عسکران قرارگاه بالاحصار کابل علیه حکومت و شکست شورش.

– به تاریخ ۱-۱۱ سپتمبر ۱۹۷۹ سفر ترکی به هاوانا پایتخت کوبا.

– به تاریخ ۱۴/۹/۱۹۷۹ زد و خوردی در داخل ارگ ریاست جمهوری میان طرفدارن نور محمد ترکی و حفیظ الله امین به وقوع پیوست.

—————————————————————————————————————————————–

رئیس جمهور: حفیظ‌ الله امین

زمان هجری: ۲۳ سنبله ۱۳۵۸ تا ۶ جدی ۱۳۵۸ هجری شمسی

زمان میلادی: ۱۴ سپتمبر ۱۹۷۹ تا ۲۷ دسمبر ۱۹۷۹

رویدادها:

– به تاریخ ۱۶/۹/۱۹۷۹ برکناری نور محمد ترکی از مقام رهبری حزب و حکومت افغانستان اعلان شد و به جای آن حفیظ الله امین بر اریکه قدرت تکیه زد.

– به تاریخ ۱۰/۱۰/۱۹۷۹ نور محمد ترکی به دست طرفدارن حفیظ الله امین توسط بالشت خفه و بعداً رادیو کابل اعلان کرد که نور محمد ترکی در اثر مریضی درگذشت.

– به تاریخ ۲۳/۱۰/۱۹۷۹ هجوم مجاهدین تره خیل بر میدان هوایی کابل.

– به تاریخ دسمبر ۱۹۷۹ جنگ شوروی در افغانستان.

– به تاریخ ۱۶/۱۲/۱۹۷۹ اتحاد شوروی چند واحد نظامی خود را در سرحدات افغانستان جابجای ساخت.

– به تاریخ ۲۲/۱۲/۱۹۷۹ تعدادی از عسکران شوروی در میدان هوائی بگرام تا شدند.

– به تاریخ ۲۵/۱۲/۱۹۷۹ آغاز فرود آمدن نیروی نظامی شوروی در میدان هوای کابل.

– به تاریخ ۲۷/۱۲/۱۹۷۹ عسکران شوروی به قصر دارالامان تپه تاج بیگ رادیو تلویزیون حمله کرده حفیظالله امین با عده‌ای از اعضای خانواده و محافظین اش را کشتند.

—————————————————————————————————————————————–

رئیس جمهور: ببرک کارمل

زمان هجری: ۶ جدی ۱۳۵۸ تا ۳ قوس ۱۳۶۵ هجری شمسی

زمان میلادی: ۲۷ دسمبر ۱۹۷۹ تا ۲۴ نومبر ۱۹۸۶ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۳۰/۱۲/۱۹۷۹ اولین کنفرانس مطبوعاتی ببرک کارمل پس از تجاوز شوروی بر افغانستان در قصر چهلستون کابل دایر گردید.

– به تاریخ ۳۰/۱۲/۱۹۷۹ رادیو کابل اعلان کرد که حفیظ الله امین محاکمه و اعدام شد.

– به تاریخ ۳۱/۱۲/۱۹۷۹ کابینه حکومت جدید اعلان گردید. ببرک کارمل به حیث منشی عمومی کمیته مرکزی حزب دموکراتیک افغانستان رئیس شورای انقلابی و نخست وزیر اعلان شد.

– به تاریخ ۵/۱/۱۹۸۰ شورای امنیت سازمان ملل متحد روی مسله افغانستان تشکیل جلسه داد. از جمله پانزده عضو شورا سیزده آن از خروج فوری نیروهای شوروی را از افغانستان تقاضا کردند.

– به تاریخ ۲۲/۲/۱۹۸۰ هزاران تن از اهالی شهر کابل به سرک ها برآمده و با نعره‌های تکبیر مخالفت شان را با حضور نیروهای شوروی ابراز داشتند و هلیکوپترها و عسکران حکومتی بر آنها فیراندازی کرده، صدها کشته و زخمی بجا ماند.

– به تاریخ ۲۱/۴/۱۹۸۰ ببرک کارمل بیرق جدید افغانستان را بر فراز قصر ریاست جمهوری برافراشت.

– به تاریخ ۲/۳/۱۹۸۱ یک فروند طیاره خطوط هوائی پاکستان که از شهر کراچی پرواز کرده بود توسط افراد مسلح که خود را مربوط گروپ الذوالفقار مینامیدند ربوده شده و به میدان هوائی کابل فرود آمد.

– به تاریخ ۱۰/۶/۱۹۸۱ سلطان علی کشتمند به حیث صدراعظم افغانستان اعلان گردید.

– به تاریخ ۱۵/۶/۱۹۸۱ کنگره موسس جبهه ملی پدر وطن در کابل دایر گردید.

– به تاریخ ۱۱/۷/۱۹۸۱ حکومت کابل لایحه سابق را تعدیل و سن عسکری را پائین آورد.

– به تاریخ ۲۰/۹/۱۹۸۱ رهبران مهاجرین و سران قومی افغانستان لویه جرگه خارج از کشور را در شهر کویته پاکستان دایر کردند تا راجع به جهاد و آینده کشور بحث و گفتگو کنند.

– به تاریخ ۲۷/۱۲/۱۹۸۱ رونالد ریگان رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد نمود که تا بیست و یک مارچ مطابق اول حمل بنام روز همبستگی با مردم افغانستان تجلیل شـود.

– به تاریخ ۲۱/۱۰/۱۹۸۲ احمد شاه مسعود قوماندان نیروهای مجاهدین برای نخستین بار از جامعه بین المللی تقاضا کرد تا به اهالی دره پنجشیر که به اثر جنگهای پی در پی دو سال گذشته و محاصره اقتصادی به خطر قحطی رو برواند هرچه زودتر کمکهای غذائی ارسال کنند.

– به تاریخ ۲۵/۱۱/۱۹۸۲ انفجار بمب مهیبی سینما پامیر کابل و ساختمانهای اطراف آنرا شدیداً تکان داد.

– به تاریخ ۱۹/۱/۱۹۸۳ پروفسور صبغت الله مجددی رئیس اتحاد مجاهدین افغانستان از یک حادثه سوی قصد در پیشاور جان سالم یافت.

– به تاریخ ۱/۱/۱۹۸۴ حکومت کابل لایحه جدید جلب عسکری را اعلان کرد. به اساس این تصمیم حکومت جوانان هجده ساله به خدمت زیر بیرق جلب شدند.

– به تاریخ ۲۱/۴/۱۹۸۴ نیروهای شوروی و حکومت کابل هفتمین حمله وسیع شان را به دره پنجشیر آغاز کردند.

– به تاریخ ۲۵/۲/۱۹۸۵ میخائیل گورباچف رهبر شوروی بیست و هفتمین کنگره حزب کمونیست شوروی را افتتاح کرد. در سخنرانی اش جنگ در افغانستان را زخم خونین برای اتحاد شوروی خواند.

– به تاریخ ۲۳/۴/۱۹۸۵ ببرک کارمل جرگه رهبران قبایل را در کابل افتتاح کرد.

– به تاریخ ۲۱/۴/۱۹۸۶ حکومت آمریکا دادن اسلحه ضد هوائی استینگر را به مجاهدین منظور کرد.

– به تاریخ ۳/۵/۱۹۸۶ ببرک کارمل عنوانی کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان نامه‌ای نوشت و استعفای خویش را از سمت منشی عمومی کمیته مرکزی حزب تقاضا کرد.

– به تاریخ ۴/۵/۱۹۸۶ پلنیوم هجدهم کمیته مرکزی حزب دموکراتیک افغانستان دایر گردید و داکتر نجیب الله به حیث منشی عمومی کمیته مرکزی حزب انتخاب شد.

– به تاریخ ۱۸/۷/۱۹۸۶ محکمه‌ای در کابل دایر گردید و شش تن از قوماندانان ارشد مجاهدین هر یک احمد شاه مسعود و پناه خان قوماندانان ولایت پروان امیر اسماعیل خان و علاوه الدین خان قوماندانان ولایت هرات مولوی جلال الدین حقانی قوماندان ولایت پکتیا و سید منصور حسین یار قوماندان ولایت بغلان را غیاباً به اعدام محکوم کرد.

– به تاریخ ۵/۱۱/۱۹۸۶ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثریت یکصد و بیست و دو رای خروج شوروی از افغانستان را تقاضا نمود.

– به تاریخ ۱۲/۱۱/۱۹۸۶ داکتر فیض احمد رهبر سازمان رهایی افغانستان با شش همرزمش در پشاور پاکستان اختطاف و به قتل رسیدند.

—————————————————————————————————————————————–زمان هجری: ۳ قوس ۱۳۶۵ تا ۸ میزان ۱۳۶۶ هجری شمسی

زمان میلادی: ۲۴ نومبر ۱۹۸۶ تا ۳۰ سپتمبر ۱۹۸۷ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۱/۱/۱۹۸۷ در کابل اعلان گردید که آتش بس یک جانبه میان حکومت کابل و مجاهدین سر از تاریخ پانزده جنوری عملی می‌گردد.

– به تاریخ ۲۰/۷/۱۹۸۷ داکتر نجیب الله رئیس جمهور افغانستان با میخائیل گورباچف در مسکو ملاقات نمود.

– به تاریخ ۱۱/۷/۱۹۸۷ اجتماع بزرگی از قوماندانان مجاهدین افغانستان به ریاست امیر اسماعیل خان در یکی از نقاط کوهستانی ولایت غور تشکیل شد. این اجتماع بنام جلسه ساغر شهرت یافت.

—————————————————————————————————————————————–

رئیس جمهور: داکتر نجیب‌الله

زمان هجری: ۸ میزان ۱۳۶۶ تا ۲۷ حمل ۱۳۷۱ هجری شمسی

زمان میلادی: ۳۰ سپتمبر ۱۹۸۷ تا ۱۶ اپریل ۱۹۹۲ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۳۰/۱۱/۱۹۸۷ لویه جرگه در شهر کابل تشکیل شد تا روی قانون اساسی جدید افغانستان بحث کند.

– به تاریخ ۱۴/۴/۱۹۸۸ توافقات جنوا بین نمایندگان افغانستان پاکستان اتحاد شوروی و آمریکا به امضاء رسید.

– به تاریخ ۱۵ می‌۱۹۸۸-۲ فبروری ۱۹۸۹ خروج قوای شوروی از افغانستان.

– به تاریخ ۱۵/۵/۱۹۸۸ به ‌دنبال امضای موافقات جنوا اولین دسته از عسکران شوروی جلال آباد را به قصد شوروی ترک کردند.

– به تاریخ ۱۸/۵/۱۹۸۸ با عبور کاروان عسکران شوروی از پل دریای آمو سلسله خروج نیروهای آن کشور از افغانستان آغاز یافت.

– به تاریخ ۲۷/۵/۱۹۸۸ محمد حسن شرق به حیث صدراعظم افغانستان تعین گردید.

– به تاریخ ۲۷/۱/۱۹۸۹ اکثر کشورهای غربی و جاپان سفارت خانه‌های شان را در کابل بستند.

– به تاریخ ۱۵/۲/۱۹۸۹ با عبور جنرال بوریس گروموف فرمانده لشکر چهلم نیروی شوروی از پل آمو حضور عساکر آن کشور در افغانستان به پایان رسید.

– به تاریخ ۲۰/۲/۱۹۸۹ سلطان علی کشتمند بار دوم به حیث صدراعظم افغانستان تعین شد.

– به تاریخ ۲۱/۲/۱۹۸۹ حکومت کابل حالت اضطرار اعلان کرد.

– به تاریخ ۷/۳/۱۹۸۹ حمله بزرگ مجاهدین به خاطر تسخیر شهر جلال آباد آغاز شد.

– به تاریخ ۱۰/۳/۱۹۸۹ اولین جلسه کابینه حکومت موقت مجاهدین افغانستان در منطقه شیوه مربوط ولایت پکتیا برگزار شد.

– به تاریخ ۱۰/۳/۱۹۸۹ عربستان سعودی منحیث اولین کشور حکومت موقت مجاهدین را به رسمیت شناخت.

– به تاریخ ۷/۴/۱۹۸۹ آمریکا شخصی بنام پیتر تامسن را به حیث سفیر آن کشور نزد مجاهدین افغانستان معرفی کرد.

– به تاریخ ۲۰/۵/۱۹۸۹ داکتر نجیب الله لویه جرگه را که در کابل ترتیب یافته بود، افتتاح کرد.

– به تاریخ ۵/۸/۱۹۸۹ گلبدین حکمتیار طی کنفرانس مطبوعاتی حکومت موقت مجاهدین را بی اعتبار خوانده و از عهده وزارت خارجه مجاهدین استفعاء کرد.

– به تاریخ ۶/۳/۱۹۹۰ جنرال شهنواز تنی وزیر دفاع افغانستان دست به کودتای نافرجام زد.

– به تاریخ ۷/۳/۱۹۹۰ شهنواز تنی با عده‌ای از رهبران کودتای نافرجام توسط طیاره نظامی از افغانستان فرار و به پاکستان رفتند.

– به تاریخ ۷/۵/۱۹۹۰ فضل حق خالقیار به حیث صدراعظم افغانستان تعین شد.

– به تاریخ ۲۸/۵/۱۹۹۰ لویه جرگه در کابل دایر شد تا روی تعدیلات قانون اساسی بحث و گفتگو کند.

– به تاریخ ۱۱/۱۱/۱۹۹۰ پروفسور مجددی رئیس حکومت موقت مجاهدین عازم جبهات ولایت هرات شد.

– به تاریخ ۳۱/۳/۱۹۹۱ شهر خوست به دست مجاهدین سقوط کرد.

– به تاریخ ۱۹/۵/۱۹۹۱ قوای عظیمی از نیروهای زمینی و هوایی حکومت کابل بر مرکز فرماندهی امیر اسماعیل خان در ولایت هرات حمله کردند. این حمله به بعد از شش ماه جنگ سخت به شکست نیروهای حکومتی منجر شد.

– به تاریخ ۲۱/۵/۱۹۹۱ سرمنشی ملل متحد طرح پنج فقره‌ای را برای حل منازعات افغانستان پیشنهاد کرد.

– به تاریخ ۱۳/۹/۱۹۹۱ وزرای خارجه آمریکا و شوروی قطعنامه‌ای را به تصویب رساندند که به اساس آن قطع ارسال اسلحه به طرفین درگیر افغانستان از اول جنوری سال نود و دو عملی گردد.

– به تاریخ ۵/۱۱/۱۹۹۱ یک ژورنالیست پرتغالی هنگام مصاحبه با محمد ظاهرشاه سابق افغانستان در منزلش حومه شهر روم ایتالیا با چاقو حمله کرد ـ شاه سابق با برداشتن جراحات جزئی جان به سلامت برد.

– به تاریخ ۱۱/۱۱/۱۹۹۱ نخستین هیأت مجاهدین به سرپرستی برهان الدین ربانی بنابه دعوت حکومت شوروی برای بار اول به مسکو رفت.

– به تاریخ ۱۵/۱۱/۱۹۹۱ اعلامیه مشترکی هیأت مجاهدین و مقامات شوروی در شهر مسکو به نشر رسید.

– به تاریخ ۱۵/۱/۱۹۹۲ افسران و عسکران اردوی حکومت افغانستان در شهرک مرزی حیرتان به رهبری جنرال عبدالمومن علیه حکومت داکتر نجیب الله قیام کردند.

– به تاریخ ۱۵/۳/۱۹۹۲ ولایت سمنگان به دست مجاهدین سقوط کرد.

– به تاریخ ۱۸/۳/۱۹۹۲ شهر مزار شریف با همکاری جنرال دوستم و مجاهدین از تصرف حکومت مرکزی افغانستان بیرون شد.

– به تاریخ ۲۰/۳/۱۹۹۲ گروپ های مخالف داکتر نجیب در شهر مزار شریف تجمع و سازمان جنبش اسلامی افغانستان را به رهبری جنرال دوستم بنیاد نهادند.

– به تاریخ ۱۴/۴/۱۹۹۲ مجاهدین تحت فرمان احمدشاه مسعود کنترول میدان نظامی بگرام را به دست گرفتند.

– به تاریخ ۱۶/۴/۱۹۹۲ عبدالوکیل وزیر خارجه حکومت کابل به پروان رفت تا با احمدشاه مسعود درباره انتقال قدرت به مجاهدین مذاکره نماید.

– به تاریخ ۱۶/۴/۱۹۹۲ داکتر نجیب الله به دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناه برد.

—————————————————————————————————————————————–

حکومت: مجاهدین

زمان هجری: ۷ ثور ۱۳۷۱ تا ۵ میزان ۱۳۷۵ هجری شمسی

زمان میلادی: ۲۷ اپریل ۱۹۹۲ تا ۲۶ سپتمبر ۱۹۹۶ میلادی

رویدادها:

– به تاریخ ۱۸/۴/۱۹۹۲ ولایت هرات به دست مجاهدین به رهبری امیر اسماعیل خان فتح شد.

– به تاریخ ۲۰/۴/۱۹۹۲ مجاهدین از گروپ های مختلف شهر قندهار را تسلیم شدند.

– به تاریخ ۲۳/۴/۱۹۹۲ شهرهای جلال آباد، گردیز، مهترلام و قلعه نو تسلیم مجاهدین شد.

– به تاریخ ۲۴/۴/۱۹۹۲ رهبران مجاهدین افغانستان بالای طرحی موافقت کردند که به اساس آن صبغت الله مجددی برای دو ماه به حیث رئیس حکومت انتقالی افغانستان تعین شد.

– به تاریخ ۲۵/۴/۱۹۹۲ گروپ های مختلف مجاهدین اداره شهر کابل را به دست گرفتند و همزمان به آن دور جدیدی از جنگهای داخلی بر سر قدرت شروع شد.

– به تاریخ ۲۵/۴/۱۹۹۲ اولین اعلامیه دولت موقت اسلامی افغانستان مبنی بر امنیت شهر کابل صادر شد. هم‌زمان با صادر شدن ا علامیه جنگ میان نیروهای حزب اسلامی و متحدین جمیعت در اکثر نقاط جنوبی شهر کابل شروع شد و حزب اسلامی مجبور به عقب نشینی با اطراف کابل گردید.

– به تاریخ ۲۸/۴/۱۹۹۲ صبغت الله مجددی رئیس دولت موقت اسلامی افغانستان با کاروان مجاهدین وارد شهر کابل شد.

– به تاریخ ۲۸/۴/۱۹۹۲ مراسم انتقال قدرت به مجاهدین در تالار و زرات خارجه گشایش یافت و فضل حق خالقیار صدراعظم دوران حکومت داکتر نجیب الله رسماً حکومت را به آقای مجددی تسلیم کرد.

– به تاریخ ۲/۵/۱۹۹۲ کابینه جدید حکومت مجاهدین اعلان شد.

– به تاریخ ۲۲/۵/۱۹۹۲ صبغت الله مجددی رئیس حکومت موقت افغانستان به ولایت مزار شریف رفته و در آنجا رتبه سترجنرالی را به عبدالرشید دوستم اهدا کرد.

– به تاریخ ۲۸/۶/۱۹۹۲ صبغت الله مجددی زمام امور را به شواری قیادی تسلیم کرد و شورای قیادی برهان الدین ربانی را به حیث رئیس حکومت موقت مجاهدین برگزید.

– به تاریخ ۶/۹/۱۹۹۲ برای اولین بار سه نفر به اتهام سرقت و قتل در پارک زرنگار کابل در ملاء عام به دار آویخته شدند.

– به تاریخ ۱۱/۱۲/۱۹۹۲ روز ماتم ملی بخاطر کشته شدگان جنگهای اخیری که بین مجاهدین در شهر کابل اتفاق افتاد تجلیل شد.

– به تاریخ ۳۱/۱۰/۱۹۹۲ مدت ریاست جمهوری استاد ربانی خاتمه یافت ولی انتقال قدرت تا برگذاری شورای اهل حل و عقد به تاخیر افتاد.

– به تاریخ ۲۹/۱۲/۱۹۹۲ شورای اهل حل و عقد در شهر کابل دایر گردید.

– به تاریخ ۳۰/۱۲/۱۹۹۲ شورای اهل حل و عقد استاد برهان الدین ربانی را به حیث رئیس جمهور حکومت مجاهدین انتخاب نمود.

– به تاریخ ۸/۳/۱۹۹۳ رهبران مجاهدین افغانستان بعد از امضاء موافقتنامه اسلام آباد عازم مکه مکرمه شدند.

– به تاریخ ۲۱/۲/۱۹۹۴ سه تبعه افغان بس حامل شاگردان یک مکتب در پیشاور را به گروگان گرفتند.

– به تاریخ ۲۲/۲/۱۹۹۴ ربایندگان بس حامل هفتاد و چهار شاگرد مکتب که به اسلام آباد رسیده بودند، خواستار ارسال مواد غذائی به شهر جنگ زده کابل شدند.

– به تاریخ ۲۰/۷/۱۹۹۴ به ابتکار امیر اسماعیل خان والی هرات شورای با اشتراک شخصیتهای سیاسی علمی فرهنگی و نظامی خارج و داخل کشور در شهر هرات دایر شد تا راههای بیرون رفت از بحران افغانستان را بررسی کنند.

– به تاریخ ۱/۱۰/۱۹۹۴ کاروان مواد تجارتی پاکستان از طرف قومندانان مجاهدین قندهار توقف داده شد.

– به تاریخ ۱۰/۱۰/۱۹۹۴ گروپی که خود را طالبان می‌نامیدند به شهر سرحدی اسپین بولدک حمله کرده و آن را تصرف نمودند.

– به تاریخ ۵/۱۱/۱۹۹۴ گروپ نو بنیاد طالبان اکثر مناطق ولایت قندهار را تصرف نمودند.

– به تاریخ ۱۲/۱۱/۱۹۹۴ گروپ طالبان کنترول کامل ولایت قندهار را به دست گرفته و مجاهدین قندهار به طرف هرات فرار نمودند.

– به تاریخ ۱۰/۲/۱۹۹۵ ولایت میدان بعد از درگیری مختصری به دست طالبان سقوط کرد.

– به تاریخ ۱۱/۲/۱۹۹۵ طالبان کنترول کامل ولایت لوگر را به دست گرفتند.

– به تاریخ ۱۹/۲/۱۹۹۵ طالبان کنترول شهر خوست را به دست گرفتند.

– به تاریخ ۱۱/۳/۱۹۹۵ عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی که به اسارت طالبان در آمده بود در ولایت وردک به شهادت رسید.

– به تاریخ ۹/۴/۱۹۹۵ طیارات روسی بازار تالقان را به شدت بمباران کردند.

– به تاریخ ۱۷/۴/۱۹۹۵ طالبا ن حمله وسیع را به خاطر تصرف ولایت فراه آغاز کردند.

– به تاریخ ۵/۹/۱۹۹۵ شهر هرات به دست طالبان سقوط کرد.

– به تاریخ ۲۶/۶/۱۹۹۶ گلبدین حکمتیار که به حیث صدراعظم افغانستان تعین شده بود، به شهر کابل رسید.

– به تاریخ ۶/۷/۱۹۹۶ صدراعظم و وزراء جدید اهدا سوگند را به جا آوردند.

– به تاریخ ۱۱/۹/۱۹۹۶ شهر جلال آباد به دست طالبان افتاد.

—————————————————————————————————————————————–

حکومت: طالبان

زمان هجری: ۶ میزان ۱۳۷۵ تا ۲۱ عقرب ۱۳۸۰ هجری شمسی

زمان میلادی: ۲۷ سپتمبر ۱۹۹۶ تا ۱۲ نومبر ۲۰۰۱

رویدادها:

– به تاریخ ۲۷/۹/۱۹۹۶ شهر کابل توسط طالبان فتح شد. داکتر نجیب الله رئیس جمهور پیشین افغانستان توسط چند مرد مسلح از دفتر سازمان ملل متحد در کابل بیرون کشیده و به محل نامعلوم برده شد.

– به تاریخ ۲۷/۹/۱۹۹۶ داکتر نجیب الله و برادرش احمدزی و یاورش به قتل رسیده و اجسادشان در چهارراهی آریانا به دار آویخته شد.

– به تاریخ ۱/۱۲/۱۹۹۶ ببرک کارمل رئیس جمهور افغانستان در شهر مسکو وفات یافت.

– به تاریخ ۱۸/۵/۱۹۹۷ جنرال عبدالملک رئیس سیاسی جنبش اسلامی افغانستان علیه جنرال دوستم رهبر آن گروپ قیام نمود و اداره مزار شریف را به دست گرفت.

– به تاریخ ۲۴/۵/۱۹۹۷ شهر مزارشریف به دست طالبان افتاد.

– به تاریخ ۲۶/۵/۱۹۹۷ قیام عمومی علیه طالبان در شهر مزارشریف آغاز گردید.

– به تاریخ ۲۷/۵/۱۹۹۷ طالبها بعد از تلفات سنگینی که بر نیروهای شان بوجود آمد از ولایات شمالی کشور عقب نشینی کردند.

– به تاریخ ۲۶/۱۰/۱۹۹۷ اداره طالب ها نام رسمی کشور را به امارات اسلامی افغانستان تبدیل کردند.

– به تاریخ ۱۳/۱/۱۹۹۸ یک فروند طیاره مسافربری مربوط آریانا در نزدیکی شهر کویته پاکستان سقوط کرد.

– به تاریخ ۲۳/۱/۱۹۹۸ داکتر محمد یوسف صدراعظم سابق افغانستان در آلمان وفات یافت.

– به تاریخ ۴/۲/۱۹۹۸ در اثر زلزله شدید در ولایت تخار حداقل پنج هزار تن جان خود را از دست دادند.

– به تاریخ ۱۹/۳/۱۹۹۸ یک بال طیاره بوئینگ مربوط شرکت هوائی آریانا در جنوب ولایت کابل سقوط کرد.

– به تاریخ ۲۹/۴/۱۹۹۸ مذاکرات میان نمایندگان طالبان و علمای جبهه متحد در اسلام آباد آغاز شد.

– به تاریخ ۸/۸/۱۹۹۸ طالبان برای بار دوم کنترول شهر مزارشریف را به دست گرفتند.

– به تاریخ ۸/۸/۱۹۹۸ نه دیپلومات و یک خبرنگار ایرانی در قونسلگری آنها در شهر مزارشر یف توسط طالبان به قتل رسیدند.

– به تاریخ ۱۱/۸/۱۹۹۸ شهر تالقان ولایت تخار به دست طالبان افتاد.

– به تاریخ ۸/۸/۱۹۹۸ طالبان دست به قتل عام اهالی و افراد مسلح مزارشریف زدند.

– به تاریخ ۲۰/۸/۱۹۹۸ دو اردوگاه نظامی در ولایت خوست و ننگرهار هدف حملات موشکی آمریکا قرار گرفت.

– به تاریخ ۱/۹/۱۹۹۸ دولت اسلامی ایران اعلان کرد که یک مانور بزرگ نظامی را در سرحدات افغانستان اجرا خواهد کرد.

– به تاریخ ۱۳/۹/۱۹۹۸ ولایت بامیان به دست طالبان تصرف شد.

– به تاریخ فبروری ۱۹۹۹ طالبان سر مجسمه بامیان را منهدم ساختند.

– به تاریخ ۱۸/۷/۱۹۹۹ ملا محمد عمر رهبر طالبان طی اعلامیه‌ای تحریم آمریکا علیه طالبان را محکوم کرد.

– به تاریخ ۲۷/۷/۱۹۹۹ طالبان حمله وسیع را به خاطر تصرف ولایات شمال کابل به راه ‌انداختند.

– به تاریخ ۱۵/۱۰/۱۹۹۹ به ‌دنبال تحریم اقتصادی طالبان پرواز هواپیماهای آریانا به خارج کشور ممنوع اعلان گردید.

– به تاریخ ۲۵/۱۰/۱۹۹۹ سازمان ملل متحد اعتبار حکومت برهان الدین ربانی را به حیث دولت قانونی افغانستان برای یکسال دیگر تمدید کرد.

– به تاریخ ۱۸/۳/۲۰۰۰ رادیوی طالبان در کابل اعلان کرد که مراسم سال نو خلاف شریعت اسلامی است و نباید تجلیل گردد.

– به تاریخ ۲۶/۳/۲۰۰۰ امیر اسماعیل خان والی سابق هرات از زندان طالبان در قندهار فرار کرد.

– به تاریخ ۲۶/۲/۲۰۰۱ رادیو طالبان در کابل فتوایی را به نشر رسانید که بر اساس آن باید تمام مجسمه‌ها در افغانستان نابود گردد.

– به تاریخ ۹/۳/۲۰۰۱ طالبان مجسمه‌های بامیان را که یکی از جمله آثار باستانی نایاب در جهان بود را تخریب کردند.

– به تاریخ ۳/۴/۲۰۰۱ احمدشاه مسعود به دعوت مقامات پارلمان اروپائی به آن قاره سفر کرد.

– به تاریخ ۹/۹/۲۰۰۱ احمدشاه مسعود در منطقه خواجه بهاءالدین ولایت تخار توسط دو نفر عربی که خود را ژورنالیست معرفی کرده بودند، به قتل رسید.

– به تاریخ ۲۵/۹/۲۰۰۱ طالبان سفارت آمریکا را در کابل به آتش کشیدند.

– به تاریخ ۷/۱۰/۲۰۰۱ تهاجم آمریکا به افغانستان.

– به تاریخ ۲۶/۱۰/۲۰۰۱ طالبان حاجی عبدالحق قوماندان سابق مجاهدین را اسیر و با همراهانش در ولایت لوگر اعدام کردند.

– به تاریخ ۹/۱۱/۲۰۰۱ شهر مزارشریف به دست نیروهای جبهه متحد ملی افغانستان فتح شد.

– به تاریخ ۱۲/۱۱/۲۰۰۱ آخرین پایگاههای نظامی طالبان در اطراف شهر کابل از دستشان برآمد.

—————————————————————————————————————————————–

رئیس جمهور: حامد کرزی

زمان هجری: ۱ جدی ۱۳۸۰ هجری شمسی الی ۱۳/۵/۱۳۸۵

زمان میلادی: ۲۲ دسمبر ۲۰۰۱ تا اکنون

رویدادها:

– به تاریخ ۱۶/۱۱/۲۰۰۱ اولین دسته از عسکران بریتانیایی در میدان هوائی بگرام تا شدند.

– به تاریخ ۵/۱۲/۲۰۰۱ حامد کرزی به حیث رئیس ادراه موقت افغانستان تعین گردید.

– به تاریخ ۶/۱۲/۲۰۰۱ جلسه بن به پایان رسید.

– به تاریخ ۷/۱۲/۲۰۰۱ نیرویهای مخالف طالبان کنترول ولایت قندهار را به دست گرفتند.

– به تاریخ ۲۱/۱۲/۲۰۰۱ اولین دسته از نیروهای حافظ صلح بین المللی به کابل رسیدند.

– به تاریخ ۲۲ دسمبر ۲۰۰۱-۷ دسمبر ۲۰۰۴ دوران ریاست حامد کرزی بر حکومت انتقالی افغانستان.

– به تاریخ ۴/۱/۲۰۰۴ اعضای لویه جرگه تصویب قانون اساسی افغانستان پس از حدود ۳ هفته بحث و تبادل نظر و چند روز تنش بر سر برخی از مواد پیش نویس قانون اساسی بالاخره قانون اساسی جدید افغانستان را تصویب کردند.

– به تاریخ ۱۴/۹/۲۰۰۴ برکناری اسماعیل خان از سمت والی هرات.

– به تاریخ ۹/۱۰/۲۰۰۴ انتخابات ریاست جمهوری افغانستان.

– به تاریخ ۷/۱۲/۲۰۰۴ حامد کرزی، روز سه شنبه ۷ دسامبر به عنوان نخستین رئیس جمهور منتخب مردم افغانستان در قصر سلامخانه کابل سوگند یاد کرد. (۱۷ قوس ۱۳۸۳)

– به تاریخ ۳/۵/۲۰۰۶ کابینه جدید افغانستان رسماً آغاز به کار کرد.

—————————————————————————————————————————————–

منابع:

– افغانستان در پنج قرن اخیر نوشته میر محمد صدیق فرهنگ

– افغانستان در مسیر تاریخ نوشته میر غلام محمد غبار

‘محمد’، پرخرج‌ترین فیلم سینمای ایران در آستانه اکران در جشنواره فجر

فیلم سینمایی “محمد” به کارگردانی مجید مجیدی به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره سی و سوم فجر انتخاب شد. این فیلم که پنج سال زمان صرف تولید آن شده است به دلیل تکیه زدن کارگردان آن به جایگاه رئیس هیئت داوران جشنواره امسال و نیز آنچه برگزار کنندگان جشنواره “حفظ شأن و جایگاه پیامبر اسلام” خوانده اند، در بخش رقابتی حضور ندارد.

آقای مجیدی که پیش از این فیلمش با اعتراضاتی از طرف مسلمانان سنی مواجه شده بود روز چهارشنبه در نخستین کنفرانس مطبوعاتی فیلمش از آنها خواست “به جای اینکه از دور بایستند و تخطئه کنند و نقدهای غیر منصفانه ارائه دهند” پس از دیدن فیلم در مورد آن گفتگو کنند.

فیلم “محمد” که پرخرج‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران به شمار می‌آید، با سرمایه گذاری بنیاد مستضعفان تهیه شده و به گفته رئیس هیئت مدیره شرکت سازنده آن “نور تابان” ـ از زیر مجموعه‌های بنیاد مستضعفان ـ در مجموع ۶۲۳.۳ میلیارد ریال برای آن هزینه شده است. پیشتر روزنامه گاردین هزینه تولید این فیلم را ۵۰ میلیون دلار تخمین زده بود.

ویتوریو استورارو، فیلمبردارایتالیایی و برنده سه جایزه اسکار، فیلمبرداری این فیلم و مایکل اکانر، طراح لباس بریتانیایی، طراحی لباس بازیگران را برعهده داشته اند.

سامی یوسف خواننده جوان ایرانی ـ بریتانیایی ترانه تیتراژ فیلم را خوانده و ای. آر. رحمان آهنگساز هندی که به خاطر فیلم “میلیونر زاغه نشین” دو جایزه اسکار را از آن خود کرده بود نیز موسیقی آن را ساخته است.

فیلم “محمد” که از روی فیلمنامه‌ مشترک مجید مجیدی، کامبوزیا پرتوی و حمید امجد ساخته شده وقایع پیش از تولد پیامبر اسلام تا ۱۲ سالگی او را روایت می‌کند و بخش نخست از سه‌گانه‌ای است که بناست در آن زندگی محمدبن عبد‌الله از نگاه شیعیان به تصویر کشیده شود.
‘اعتماد مراجع و رهبر ایران’

کارگردان این فیلم ضمن ابراز رضایت از “اعتماد مراجع و رهبری” به این فیلم اعلام کرد در تهیه آن از نظرات روحانیانی چون آیت‌الله سیستانی، آیت‌الله جوادی آملی، آیت الله وحید خراسانی و شخص رهبر انقلاب بهره گرفته شده است. این فیلم جزو معدود آثاری‌ است که رهبر ایران در سال ۹۱ در پشت صحنه آن حضور یافت؛ اتفاقی که آقای مجیدی آن را “بزرگترین تجلی” رخ داده در مورد این فیلم خواند.

مجید مجیدی پیشتر، فیلم “محمد رسول‌الله” به کارگردانی مصطفی عقاد، فیلمساز مصری، را “جفای به حضرت رسول” خوانده بود چرا که به گفته او در این فیلم “فقط شاهد جهاد و جنگ هستیم و تصویر ارائه شده از اسلام در این فیلم، شمشیر است.”

او گفته است که این فیلم “تنها یک فیلم نیست بلکه شروع یک جریان فرهنگی درست است تا قرائت درستی از اسلام داشته باشیم.”

واکنش به نقدها

اگرچه کارگردان این فیلم آن را اثری در جهت “وفاق شیعه و سنی” خوانده و از رایزنی‌های صورت گرفته با علمای سنی در دانشگاه الازهر مصر خبرداده اما تاکنون سنی ها واکنش مثبتی نسبت به این فیلم نشان نداده‌اند. علاوه بر موضع‌گیری بعضی از رسانه‌های کشورهای عربی در طول ساخت فیلم، دوسال پیش احمد الطیب شیخ الازهر نیز به این فیلم و خصوصا نمایش صورت پیامبر اسلام در آن حمله کرده بود؛ هرچند در همان زمان مجتبی امانی، رئیس دفتر حفظ منافع ایران در مصر، ضمن ملاقات با این مفتی سنی به وی اطمینان داد سیمای پیامبر در این فیلم نمایش داده نمی شود.

با این حال گفته می‌شود بخش‌های مربوط به حمله سپاه ابرهه در این فیلم که بنا بود در کشور هندوستان فیلمبرداری شود در آفریقا جنوبی انجام شد زیرا دولت هند پس از رایزنی با بعضی کشورهای عربی اهدای مجوز فیلمبرداری به این فیلم را بیش از حد “حساسیت برانگیز” تشخیص داده بود.

علاوه بر بخش‌هایی از این فیلم که در خارج از ایران فیلمبرداری شده، شهرکی سینمایی با وسعت ۱۰۰ هکتار در نزدیکی شهر قم نیز به این فیلم اختصاص داده شده که در آن ماکت بخش‌هایی از شهرهای مکه و مدینه در اندازه واقعی بازسازی شده‌اند.

با وجود به کارگیری بازیگران ایرانی از جمله مهدی پاکدل (در نقش ابوطالب، عموی پیامبر)، ساره بیات (در نقش حلیمه، دایه پیامبر)، علی‌رضا شجاع‌نوری (در نقش عبدالمطلب، عموی پیامبر)، بیشتر عوامل فنی فیلم غیر ایرانی اند و بخش زیادی از مراحل فنی این فیلم نیز در آلمان انجام شده‌ است.

هرچند هنوز مشخص نیست پخش بین‌المللی فیلم “محمد” برعهده کدام شرکت خارجی قرار خواهد گرفت، بنابر اعلام قبلی این فیلم به سه زبان فارسی،‌ انگلیسی و عربی عرضه خواهد شد.

اماکن تاریخی کابل

مقبره تیمورشاه:

این مقبره بطرف غرب لیسه عایشه درانی، جنوب دریای کابل موقعیت دارد. به روایت تاریخ و اهالی مقبره تیمو شاه پسر اول احمد شاه بابا نواده زمان خان ولد دولت خان از احفاد اسد الله خان میباشد . اسد الله خان اولاده زیرک بابا سرطایفه مشهور ابدالی سره بین کندهاریست . زمانشاه مقبره تیمور شاه را از مقبره احمد شاه بابا بزرگتر بنا کرد و در مدت ده سال سلطنت وی تا همین اندازه موجوده بسر رسید. گرچه سند آغاز و انجام مراسم سرپرستی ومعماری ومهندسی ووجه مصارف آن تا حال معلوم نگشته، اما کار تعمیر سالها را دربر گرفته است .


لیسه عایشه درانی
درغرب لیسه عایشه درانی و جنوب دریای کابل گنبد رفیع و بزرگ مقبره تیمو شاه میباشد که دو را دور گنبد اطاقهای خورد دومنزله وجود دارد. بنای تعمیر گنبد از خشت پخته وچونه براساس بناهای بخارایی ذریعه استادان قندهاری اکمال یافته، حصه اصل مرقد را در اول عمیق تر از سطح زمین حفر و جسد شریف تیمور شاه که بعد از تعمیر گنبد در حصه تحتانی واقع شده است، گذاشتند و بعداً در صحن فوقانی اندرون گنبد مانند آرامگاه احمد شاه بابا قبر نما ساختند و اینکه محوطه فعلیه اطراف آرامگاه حصه نشیمن گاه روز با رعام تیمور شاه و از دو طرف شمال و غرب محدود به دریای کابل و موسوم بباغ شاه بود محقق است و آنچه اصل مرقد در قسمت عمق زمین مشاهده میشود محض به نسبت مناسبت گنبد است و خود عمارت خیلی بزرگ و با فقدان و سایل تعمیراتی درآنوقت نهایت دشوار بوده، اما از عمارات مشهور بزرگ علیه سلطنت اعلیحضرت زمانشاه درشهر کابل همین آرامگاه تیمور شاه بیاد گار مانده که فقط این بنا را میتوان سمبول طرز تعمیر دو صد سال قبل در شهر زیبای تاریخی کابل قرار داد . ترمیماتیکه صورت گرفته : درسال ۱۳۶۵ صرف یک ترمیم مقدماتی و پاک کاری صورت گرفت .

مسجد شریف عید گاه بین باغ علیمردان وچمن حضوری
مسجد عید گاه درسال ۱۳۱۱ هـ ق بنا نهاده شده و کار تعمیر آن در سال ۱۳۱۵ هـ ق ختم گردید. در دیوار مسجد کتیبه سنگی وجود دارد که درآن تمام خصوصیات درج است . درین مسجد غیر از ادای نماز اجتماعات وجرگه های رسمی نیز برگزار میشد مثلاً جنگ با انگلیس جهت استرداد استقلال افغانستان از منبر سنگی همین مسجد اعلان شد. و دیگر جرگه های قومی و فیصله های عمومی درهمین مسجد صورت میگرفت. شرق باغ علیمردان وشمال غرب چمن حضوری این مسجد درچمن حضوری مقابل جوی مستان طرف جنوب پل محمود خان ساحه وسیع را اشغال نموده عمارت مسجد بصورت طولانی شمالاً جنوباً بداخل هفتاد وشش گنبد خورد ویک گنبد بزرگ ویک سلسله رواقها وکمانها ساخته شده و دارای منار هاو محراب های منقش و یک محراب بزرگ مرکزی ودو محراب خورد پائینی بوده و ده مناره های خورد وبزرگ دارد. صرف سر گنبد بزرگ و سطی آهنپوش بوده متباقی تمام گنبد های مذکور کاگل میباشد و پیشروی مسجد به طول آن تراسره یا صوفه به فرش سنگ مرمر سفید دارا میباشد. مسجد مذکور تقریباً یکمتر بلند تر از صحن حویلی ساخته شده و قبلاً ساحه مسجد مذکور با دیوار خشتی محدود شده بود. به سمت شرق سه دروازه در آمد بزرگ با کمانهای گج بری شده و تزئین شده که دارای اصالت تاریخی بود و جود داشت. متاسفانه بعد از کودتای ثور ۱۳۵۷ ازبین رفت و گل و بته و درخت آن کشیده شد صحن حویلی قیر و کانکریت گردیده است .


بوستان سرای مقبره امیر عبد الرحمن خان
بوستان سرای ازجمله ساختمان های دوره امیر عبد الرحمن خان بوده که در سال ۱۸۲۲ م بواسطه معماران کندهاری اعمار گردیده است. در اول چوپ پوش ومقر پذیرایی مهمانان خاص وشخصی امیر صاحب بود. امیر مهمانان را درهمین جا بحضور پذیرفته وملاقات مینمود. او به این عمارت علاقه خاص داشته وازهمین سبب وقتی که امیر عبد الرحمن خان فوت مینماید پسرش امیر حبیب الله جسد پدرش را درین عمارت که دلخواهش بود دفن نمود

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن