خانه «=« آرشیو برچسب: سیاست

آرشیو برچسب: سیاست

دفتر طالبان، اولین گام تسخیر کابل

دوران جدید پس از سرنگونی حاکمیت طالبان در ریاست جمهوری کرزی معطوف به مذاکره با برادران ناراضی شد به گونه ای که حکومت هم در جبهه علیه این گروه تروریستی می جنگید و هم به دنبال مصالحه با آنان بود اما اشرف غنی با همان رویکرد به صلح با حزب اسلامی رسید.

این در حالی می باشد حزب اسلامی دو دهه قبل با از دست دادن حامیان خارجی و داخلی رو به زوال رفت و برای بقا و در راستای برنامه های قوم گرایانه ارگ به توافقنامه صلح با حکومت رسید.

با برهم خوردن اجماع جهانی در رابطه با نابودی و یا تضعیف طالبان در افغانستان، قدرت های جهان و منطقه برمبنای منافع خود دست به دخالت های داخلی در امور کشور زدند به طوری که پس از سال ۲۰۰۵ در کنار پاکستان، عربستان و قطر با پول های هنفگت به تمویل طالبان پرداختند.

حضور داعش که محرک روابط میان مسکو و طالبان بود نشان از قطبی شدن متحدان و مخالفان این گروه تروریستی در منطقه حساس خاورمیانه دارد و راه های منتهی به صلح از سوی هر حکومت و جریانی با مشکلات بسیار به بن بست رسید که بزرگترین آن، عدم تمایل طالبان و به عبارتی رهبران هسته اصلی این گروه برای مذاکره و مصالحه با حکومت افغانستان می باشد.

در همین راستا، علمای کشور به دعوت شورای عالی صلح در دیدار با رییس جمهور خواهان بازگشایی دفتری برای این گروه در کابل به منظور مشورت و صحبت با سیاستمدارن و اقشار مختلف جامعه شده اند و حال سوال این است، زمانی که طالبان نه یک گروه مستقل بلکه وابسته و محتاج به حامیان خارجی هستند چگونه وارد جریان مذاکره با حکومت شوند؟ 

از پاکستان گرفته تا امریکا و از عربستان تا قطر، سهامداران تمویل و هدایت طالبان در افغانستان هستند که با مرگ ملا عمر، این گروه درگیر با اختلاف و انشعاب بر اساس نیات حامیان خود عمل می کنند که هیچ گاه تاب تحمل اشتراک در قدرت با حکومت را نداشته و در پی رسیدن به حاکمیتی به مانند گذشته است.

اینکه شورای عالی صلح، علما و حکومت با صرف هزینه های مالی و معنوی به دنبال مذاکره با طالبان است در حالی که کشور دستخوش ناامنی، قوم گرایی سیاستمدارن و فقر گسترده می باشد نه صلح رخ می دهد و نه پایانی برای جنگ قابل تصور است.

و با توجه به نیات آشکار پاکستان از حمایت طالبان، عربستان و قطر در هراس از نفوذ ایران در افغانستان، پول های کلانی را روانه خزانه این گروه تروریستی کردند تا بتوانند با رخنه در سطح رهبری آنان، حکومت مرکزی را تضعیف و دامنه قدرت تهران از کابل را تنگ تر و کشور را در آشوبی مدام گرفتار کند.

در این میان، وابستگی های مقام های بلندپایه حکومت به کشورهای مختلف سبب سردرگمی سیاست خارجی شده و همانگونه که ارگ گاهی به مانند یک مستعمره گوش به فرمان اسلام آباد است، برخی مواقع در جهت سیاست عربستان عمل کرده و گاهی به سوی هند گام بر می دارد.

و با توجه به اینکه طالبان هم از سوی حامیان تمویل می شود و هم از جانب درون حکومت هدایت چرا باید درگیر با مذکرات صلح شده و در پی مشارکت در قدرت باشند زمانی که می توانند با صبر و گسترش دامنه نفوذ خود به حاکمیت دوباره دست یابند.

این در حالی است که با توجه به طالب دوستی های گسترده از حکومت گرفته تا علما و برخی مقام های محلی نه تنها گشایش دفتر طالبان در کابل دور از انتظار نیست بلکه هدف نهایی ارگ نیز با تفکر ذخیره های قومی خلاصه در توافق با طالبان می شود، افغانستان جنگ زده و درگیر با گروه های متعدد تروریستی اگر مردم را قربانی و کشور را ویران می کند برای پاکستان، امریکا، عربستان و حکومت پشتونیزمی، تحقق اهداف می باشد.

و اگر پول عربستان و امتیازهای اسلام آباد سبب قدرت یابی طالبان می شود به راحتی به جذب حمایت حکومتی می انجامد که در فساد و معامله بی همتاست با رییس جمهوری که مخالفان غیرپشتون را دشمن تر از هر تروریستی می داند.

تکیه به عبدالله بزرگترین اشتباه غیر پشتون ها

برکناری عطا محمد نور خبری است تکان دهنده از این جهت که تصور بلخ بدون حضور والی پرقدرت پانزده ساله آن، سخت و هراس انگیز می باشد و زمانی که شمال در سیطره طالب و داعش قرار دارد با از دست دادن این ولایت، می ماند یک کشور برای ارگ قبیله گرا و متحدان تروریست آن.

در این میان نکته تاسف برانگیز ماجرا، از هم گسستگی حزب جمعیت به عنوان بزرگترین حزب حاکم افغانستان است که پشت قدرتمندترین سیاستمدار تاجیک را خالی کرد و بدل به ابزاری برای ارگ شد.

بلخ طی شانزده سال گذشته، پایگاه بزرگ اجتماعی و سیاسی عطا محمد و مرکز مقاومت شمال بود و سه سال حکومت اشرف غنی صرف به معامله کشاندن و حذف والی این ولایت نیز شده است و در همین راستا، رهبران حزب جمعیت باید با برنامه ای روشن سیاسی و ایدیولوژی واحد به حفظ عطا محمد همت می گماشتند زیرا اکنون نه زمان تصفیه حساب های درونی بلکه دوران اتحاد برای بقاست زیرا دشمن در یک قدمی برای حذف تمامی سیاستمداران غیرپشتون آماده آخرین خانه تکانی می باشد.

بزرگترین اشتباه رهبران تاجیک تکیه به عبدالله بوده و هست که هیچگاه در مقام نماینده این قومیت و حزب جمعیت عمل نکرد و بیش از همه یک پشتون بوده است و با فرافکنی اقدامات خود را تعبیر به مصلحت اندیشی می کند.

عطا محمد هرچند آلوده به فساد و زدوبندهای سیاسی است اما بلخ را از وجود هر تروریستی پاک کرده و پیشرفت و امنیتی بر این ولایت برقرار کرده که حتی پایتخت در یک و نیم دهه گذشته به خواب هم ندید و این در حالی است که هراس بزرگ از نبودن وی در راس ولایت به ناامنی کشیدن تنها منطقه با ثبات و آباد شمال می باشد.

اشرف غنی که از ابتدای حضور در سیاست، دیدگاهی جز به حاشیه راندن رهبران جهادی مخالف طالب نداشته است در سال های حکومت داری خود، از هر روشی برای حذف آنان استفاده کرد و اولین گام، تبعید رهبر قدرتمند قومیت ازبک بود و اکنون، موفق به برکناری عطا محمد نور شد.

سرنگونی حکومت داکتر نجیب توسط جنرال شورشی شمال و جنرال دوستم از یک سو و به ریاست جمهوری رسیدن برهان الدین ربانی در کنار ظهور احمد شاه مسعود و مزاری در جنگ های داخلی سبب نفرت و هراس از قدرت یابی رهبران غیرپشتون در میان رهبران پشتون شده است تا آنجا که تکرار چنین رویدادهایی بسیار خطرناک تر از جنگ و ویرانی طالب و داعش برای آنان می باشد.

حزب جنبش که تنها با نام جنرال دوستم معنا پیدا می کند حتی در دوران تبعید رهبر خود، متحد باقی ماند اما برای حزب جمعیت که همواره در چنددستگی به سر می برد نه یک رهبر بلکه چند مقام با دیدگاه ها و خط مشی سیاسی متفاوت تیشه به ریشه قدرت قوم تاجیک در سیاست و حکومت زده است.

و در مقابل عبدالله مصلحت اندیش و دلخوش به مقام تشریفاتی ریاست اجرایی، عطا محمد نوری است که جدای از ثروت بسیار و برخوردار از قدرت نظامی و اجتماعی اگر مورد حمایت سران جزب جمعیت می بود ارگ توان به چالش کشیدن قدرت و عزل وی را نداشت.

اشرف غنی که به هیچ تعهدی پایبند نیست با دسیسه های بسیار توانست رهبر میدان های نبرد را مجبور به تبعید کند و زمانیکه رهبر در میان قومیت و منطقه تحت حاکمیت خود نباشد نمی تواند بدل به نیروی برای تهدید ارگ شود و برهمین مبنا، عطا محمد بدون ولایت بلخ به سختی می تواند مانع اقدامات حکومت شده و سدی در برابر پشتونیزم شدن حکومت و گسترش ناامنی های طالب و داعش در شمال.

و بزرگترین دشمن این روزهای قدرت قومیت تاجیک و حزب جمعیت نه ارگ بلکه رهبرانی هستند که یا به دلیل هراس از فشارهای حکومت و یا تصفیه حساب های شخصی تیشه به ریشه خود زده و سرخوش از افول والی است که شانزده سال بدون رقیب، قدرت جمعیت و تاجیک را حفظ کرده بود.

و اکنون اگر دیگر عطا در بلخ نباشد ابتدا همان سران حزب جمعیتی که با سکوت و همراه شدن با توطیه های ارگ سبب برکناری والی بلخ شدند در حاشیه، سقوط خواهند کرد زیرا اگر عطا نتواند در سیاست هرج و مرج حکومت وحدت ملی با یک ولایت قدرت و ثروت بی حد و اندازه باقی بماند نه صالح می ماند و نه قانونی.

یک شفاخانه بزرگ طالبان ازسوی نیروهای دولتی در میدان وردک کشف شد

مسوولان پولیس میدان وردک از کشف بزرگترین شفاخانه گروه طالبان در ولسوالی سیدآباد این ولایت خبر می دهند.
در خبرنامه پولیس میدان وردک که به کلید فرستاد ه شد آمده است :”این شفاخانه در پی عملیات تصفیوی نیروهای پولیس به رهبری جنرال احمد فهیم قایم قوماندان پولیس این ولایت انجام شده است”.
به نقل از خبرنامه، شفاخانه یادشده در ساحه دره تنگی ولسوالی سیدآباد موقعیت داشت و زخمیان طالبان افزون بر میدان وردک از ولایت‌های لوگر،غزنی، پکتیا، و پکتیکا نیز غرض درمان به آن منتقل می شدند و تحت عمل جراجی قرار می گرفتند.
پولیس میدان وردک تاکید داردکه این عملیات سه روز پیش به هدف پاکسازی منطقه از وجود طالبان و از بین بردن قرارگاه‌های اصلی این گروه در دره تنگی ولسوالی سید آباد راه اندازی شد.
به گفته منبع در این عملیات افزون بر وارد شدن تلفات سنگین به طالبان ذخیره‌گاه‌های مهمات این گروه نیز رفته و چهار قوماندان مشهور شان کشته شده است.
نظامیان افغان اما در عملیات یادشده آسیب ندیده اند.
طالبان تا کنون دراین مورد ابراز نظر نکرده اند.

 

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

نمی توانیم از نشست قلب آسیا نتیجه ای بگیریم

نشست قلب آسیا کاری مشترک برای مبارزه با هراس افکنی و مواد مخدر، توسعه بازرگانی و منطقه ای از مهم ترین اهداف این نشست شمرده می شود و این بار هفتمین نشست هم در باکو پایتخت آذربایجان برگزار شده است. اما در این نشست نمایندگان کشورهای منطقه درباره چگونگی برقراری صلح در افغانستان، مبارزه با هراس افکنی و نیز گسترش روابط منطقه ای گفتگو کرده اند.

عبدالواحد حکیمی استاد دانشگاه در برنامه «پس از خبر» گفت: افغانستان همیشه برای رفتن به چنین نشست هایی آماده بوده است. یعنی نیازمندی هایی که مردم افغانستان و دولت افغانستان داشته است، نیازمندی هایی نیست که از نو تشخیص شده باشد و دولت افغانستان از نو روی آن تمرکز کرده باشد و دوباره در کنار دوستان و همکاران منطقه ای خود تقاضای همکاری کند بلکه نیازهایی که دولت و مردم افغانستان در این راستا دارند از سال های سال به این سو احساس شده و این نیازمندی ها افغانستان را به چنین نشست هایی کشانده است.

وی در خصوص نتیجه نشست قلب آسیا از سوی کشورهای منطقه در افغانستان می گوید: فکر می کنم یکی از بخش های مهم موضوع این نشست مساله صلح و ثبات و امنیت در افغانستان است. ما باید یک تقسیم بندی متفاوت را از بحث داشته باشیم و آن تقسیم بندی از بحث این است که ما دو دسته از کسانی داریم که در این نشست شرکت کرده اند. خیلی از کشورهایی که در این نشست شرکت کرده اند ناامنی و ناآرامی در افغانستان را برای خودشان امنیت می بینند و خیلی از کشورها هم هستند که امنیت در افغانستان را به معنای امنیت در کشورهای خودشان می بینند. بر این اساس گمان می کنم که بعضی از کشورها به خاطر مسایل منطقه ای و مسایل داخلی خودشان تلاش کنند که امنیت در افغانستان برگزار شود. اما اینکه این نشست تا چه اندازه می تواند امنیت را در افغانستان بازگرداند و تا چه اندازه می تواند تاثیر بر روی امنیت افغانستان داشته باشد خیلی به این مساله امیدوار نیستم و چند علت و دلیل می تواند داشته باشد.

حکیمی، در خصوص چرایی بی نتیجه بودن نشست قلب آسیا برای کشور بیان داشت: یکی از دلیل ها این است که کشورهای منطقه درک واحد و تعریف واحد از امنیت و ناامنی در منطقه ندارند. مساله دوم و علت دوم این است که در داخل افغانستان نهادهای سیاسی، مردمی، اپوزیسیون دولت و بخشی از مردم با دولت در این راستا همکار نیستند. شما می دانید در عین حالی که نشست قلب آسیا یا نشست منطقه ای برگزار می شود عده ای از رهبران سیاسی در ترکیه حضور دارند و عده ای دیگر در قندهار حضور دارند. بنابراین ما بر این باور هستیم که در داخل افغانستان نهادها و رهبران مختلف و تعداد کسانی که در راس اقوام و نهادهای سیاسی قرار دارند اینها راه های مختلفی را برای تامین امنیت و تامین صلح ثبات در افغانستان جست و جو می کنند. یعنی به این معنا که به آنچه که دولت باورمند است باورمندی ندارند.

این آگاه روابط بین الملل، معتقد است مردم افغانستان اتحادی برای از بین بردن دشمن ندارند و افزود: یکی از مشکلاتی که در افغانستان وجود داشته و وجود دارد و در آینده هم وجود خواهد داشت این است که ما یک تعریف مشخص از دوست و دشمن چه در سطح داخلی و چه در سطح بیرونی نتوانستیم داشته باشیم و نتوانستیم برای خود دوست و دشمن مشخص تعریف کنیم. به این دلیل است که ما راه های واحد برای حل مشکل در افغانستان نتوانستیم پیدا کنیم. یکی اش هم در همین می تواند باشد که ما وقتی نتوانستیم اصل مشکل را تشخیص دهیم و تعریف واحد از مشکل نتوانستیم داشته باشیم و یک اجماع داخلی و اجماع منطقه ای نتوانستیم شکل دهیم به آن خاطر است که هر کس بر اساس درک و یافته ها و بر اساس تعریف های خودش که از دوست و دشمن دارد به راه حل آن مشکل می پردازد.

حکیمی، معتقد است دیدگاه های کشورهای جهان و منطقه هم متفاوت با یکدیگر است و همین باعث نداشتن نتیجه برای کشور ما می شود و افزود: بعضی کشورها در منطقه به دنبال یافتن منافع خود در افغانستان هستند و شاید بعضی ها هم به دنبال تامین امنیت و ثبات در افغانستان باشند اما بعد از اینکه ما در عراق و سوریه و بخصوص در کشورهای خاورمیانه می بینیم که نیروهای شورشگر و یا نیروهای تروریستی یا داعش در آنجا شکست می خورد می بینیم که دیدها در افغانستان متفاوت می شود یعنی آنها همه به این فکر هستند که بعد از عراق و بعد از سوریه شاید این بار افغانستان در مرکز و محراق توجه کشورهای منطقه ای و کشورهای جامعه جهانی باشد. مثلا نگاه پاکستان به افغانستان این است که همیشه پاکستانی ها در افغانستان ناامنی افغانستان را امنیت برای خود بپندارند اما نگاه هند که یکی از کشورهای مهم منطقه ای است و یکی از شرکت کنندگان قلب آسیا هم هست نگاهش متفاوت تر از پاکستان هست. هند شاید امنیت در افغانستان را امنیت برای خود بپندارد و ناامنی پاکستان را امنیت برای خود تلقی کند اما از جانب دیگر دیدگاه ایران متفاوت باشد.

وی، در خصوص راه موفقیت در اینگونه نشست ها می گوید: همانطور که از گذشته های دور این دیدگاه های متفاوت هیچ زمانی پاسخگوی ایجاد ثبات در افغانستان نبوده و در آینده هم من شخصا به این باور نیستم که این دیدگاه ها و این نشست ها بتواند ثبات و امنیت را در افغانستان بیاورد. نظر شخصی من این است که ما زمانی می توانیم امنیت و ثبات را در افغانستان داشته باشیم یک وحدت، اتفاق، درک واحد از شرایط و تعریف واحد از دوست و دشمن به سراغ کشورهای منطقه ای برای رفع مشکلات افغانستان برویم و تا زمانیکه ما از داخل افغانستان راه ها و گزینه ها ی متفاوتی نسبت به کشورهای منطقه ای ارایه نمی کنیم. کشورهای منطقه ای هم راهکارهای متفاوتی با در نظر داشت منافع ملی خود ارایه خواهند کرد.

حکومت، مکتبی است که معاون ندارد

نشست اپوزیسیون سیاسی حکومت در قندهار برگزار شد.
در این نشست تعدادی از سران سیاسی و نماینده های پارلمان کشور شرکت کردند.

از جانب حکومت آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یکبار دیگر به قدرت برسند

بشیر احمد ته ینج عضو هیات رهبری جنبش ملی افغانستان، امروز ۱۱ قوس در این مراسم گفت: ابتدا سلام ها و احترامات معاون اول رییس جمهور، جنرال دوستم و والی بلخ عطا نور و محمد محقق معاون رییس اجرایی و صلاح الدین ربانی وزیر خارجه را که در قالب ایتلاف بزرگ ملی نجات هستند به تمام شما قندهاری تقدیم می کنم.

وی در خصوص اواضاع افغانستان می گوید: در حال حاضر خانه ما ویران شده است و حکومت ما مشکل دارد، جامعه ما مشکل دارد، مردم ما مشکل دارد. پس راه حل چیست. سرنوشت مشترک داریم، سرزمین مشترک داریم، دین مشترک داریم، مذهب و مدرسه و مسجد مشترک داریم، خدا و رسول مشترک داریم، درد و رنج مشترک داریم. چرا نیت و هدف مشترک نداشته باشیم؟

نماینده جنرال دوستم، بر همدلی و همراهی افراد در این نشست تاکید می کند و بیان می دارد: امروز یکی از ما از شمال افغانستان، یکی از مرکز افغانستان، یکی از جنوب افغانستان آمده است. ما می خواهیم این وجه مشترک را این پیوند را، این اخوت را، این برادری را همانطوری که خداوند گفته است، مسلمانان همه برادر هستند به وجود بیاوریم.درست است که یکی ازبک است و یکی ترک است و یکی پشتون و تاجیک و هزاره است. شما بزرگان پشتون و تاجیک و هزاره هستید. می دانیم که رهبری که از همین قندهار بود جنبش مشروطیت را رهبری کرد و تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. 

ته ینج، ادامه داد: ما به عنوان یکی از جریان های سیاسی افغانستان با شما هستیم، حمایت هم می کنیم و این نشست های ما در شمال و در شرق و غرب افغانستان ادامه پیدا می کند و منتظر تشریف آوری شما به مزار و شبرغان و قندوز و بدخشان هستیم.

این عضو حزب جنبش ملی افغانستان، می گوید: ما همیشه پابند اصول و دموکراسی هستیم و خود را مکلف به حمایت بیرق سه رنگ افغانستان می دانیم. از شروع نظام جدید بسیار مختصر می گوییم. قبول کرده ایم که صد ها میل توپ و تانک و تفنگ را در اختیار جنگ افغانستان داده ایم تا در افغانستان ارامش بیاید و از حکومت تازه حمایت کرده ایم و به پروسه های انتخابات اشتراک کرده ایم و برای نظام افغانستان به کرزی رای داده ایم می دانستیم از قندهار است. به داکتر اشرف غنی رای دادیم می دانستیم از لوگر است. اما اشرف غنی به جای اینکه یک استراتژی شفاف و منظم و قابل قبول برای همه طرف ها داشته باشد هیچگونه دستاوردی در این راستا نداشته بلکه ناکام بوده است. 

ته ینج، در انتقاد از رییس جمهور مبنی بر طرد معاون اولش و افراد دیگر بیان داشت: وقتی در یک مکتب چند روز معاون مدیر حضور نداشته باشد، حتما پرسان می کند که معاون کجا است. آیا روا نیست که اشرف غنی که مدیر یک کشور است و معاونش ماه ها است که حضور ندارد در مورد آن صحبت کند که چرا معاون من نیست. هیچ کاری در این حکومت انجام نمی شود. آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده اند و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یک بار دیگر به قدرت برسند. افرادی را تعیین و تبدیل می کنند که بله قربان گوی و فرمان بردار حکومت باشند. رییس جمهور به اراده و رای مردم هیچ توجهی نمی کند. 

وی در اخیر گفت: بنابراین برای حل این مشکلات و برای نجات فقط یک راه نجات داریم. اخوت ما، همبستگی ما، اتحاد و همدلی ما می تواند که راه حل خوبی برای آینده افغانستان باشد. بنابراین حمایت شما بزرگان کشور امروز از این جریان و حضور ده هزار نفری شما را در این جریان ما را برای آینده افغانستان امیدوار می سازد. پس باید در مورد سرنوشت خود و آینده و شخصیت های خود بی تفاوت نباشیم. 

حکمتیار از ترکیه تا عربستان

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، افغانستان جدای از اینکه بر اساس قوانین نانوشته رهبران پشت پرده سیاست و حامیان خارجی اداره و رییس جمهوری از دل قومیت پشتون مستحق حاکمیت تعیین می شود در سفرهای برون مرزی مقام های خارج از دایره دولت نیز بی مانند می باشد.

اگر کرزی در سه سال دوری از قدرت همچنان پرحاشیه در سفرهای خارجی می باشد، گلبدین حکمتیار نیز جدای از سخنان قومیتی و ابراز افکار افراط گرایانه اکنون سفرهای برون مرزی خود را آغاز کرده اما نکته قابل تامل، رفتن به ترکیه است.

اینکه چرا ترکیه مقصد اول رهبر حزب اسلامی متهم به نقض حقوق بشر است را باید در رویداهای سیاسی درون حکومتی جستجو کرد زیرا همچنان که این کشور مامنی برای جنرال دوستم به دور مانده از قدرت می باشد برای حکمتیار نیز می تواند نقظه عطفی برای حمایت های خارجی شود.

حکمتیار و اردوغان از گذشته های دور در ارتباط بوده اند اما سیاست نفاق برانگیز رهبر حزب اسلامی و نبرد با هر جریان و حکومت داخلی سبب شده که سال ها زندگی پنهانی در کشورهای منطقه ای به مانند پاکستان، ایران و ترکیه داشته باشد.

اینکه بنا به خبر یکی از رسانه های ترکیه، حکمیتار قبل از توافقنامه صلح برای درمان در این کشور حضور داشته که از سوی حزب سلامی رد شد، روابط عمیق تر از درمان می باشد، حضور دشمن دیرینه ای چون جنرال دوستم در تبیعد و از رهبران جناح مخالف ارگ می تواند مهم ترین دلیل برای چنین سفری باشد.

حکمتیار که خیال تصاحب حکومت در سر دارد ابتدا باید از سد دشمنانی دیرینه اما قدرتمند همچون جنرال دوستم و عطا محمد نور بگذر و اینگونه به نظر می رسد که وجود معاون اول ریاست جمهوری حتی در تبعید آزاردهنده تر از مخالفانی است در درون کشور.

از سوی دیگر، انزوا و زندگی پنهانی وی به مدت بیست سال سبب چند شاخه شدن حزب اسلامی شده است که پس از توافقنامه صلح به خوبی نمایان می باشد تا آنجا که در نشست این حزب برخی از چهره های مهم همچون ارغندیوال شرکت نکرده بود.

در این میان، حکمتیار که مشروعیت قانونی و قدرت یابی دوباره را مدیون تلاش های غنی و تیم کوچک ارگ است هم راستا با اهداف قبیله گرانه حکومت در پی از میان بردن چهره های مخالف می باشد و به طور حتم در سفر به ترکیه برای جلب حمایت اردوغان تمامی تلاش های خود را هزینه خواهد کرد تا امن ترین پناهگاه جنرال دوستم را نیز به ناامنی کشاند.

حکمتیار پس از ترکیه در سفر به عربستان در پی تحکیم پایه های رهبری در حزب اسلامی می باشد تا در بیعتی دیگر با حامی و تمویل کننده سابق این حزب، هم نفوذ وهابیت در افغانستان را گسترش دهد و هم از الطاف کلان ریاض دگرباره مستفیذ شود.

در همین راستا، اگر در گذشته رهبری دینی می توانست سکوی پرتاب قدرت افرادی چون حکمتیار در رهبری باشد اما اکنون در تغییرات گسترده سیاسی، حمایت های خارجی و قدرت نظامی از دلایل اصلی قدرت و تقابل با رقا در افغانستان می باشد.

و هرچند وی همچون کرزی که گذشته ای در جنگ های داخلی و عملکرد تروریستی ندارد نمی تواند آزادانه به آزمون و خطای روابط با غرب و کشورهای منطقه ای بپردازد اما همین دایره کوچک از حامیان گذشته که پشتیبان گروه های تروریستی نیز بوده و هستند می تونند برای وی بدل به قدرت شود.

رهبر حزب اسلامی که در جامعه افغانستان به دلیل دست داشتن در جنگ های داخلی و کشتارهای گسترده مورد تنفر است و در میان برخی اقوام پشتون به مانند جهادگری قدیس با در اختیار داشتن حزبی که توان نظامی دارد در حال تبدیل شدن به قدرتمند سیاسی می باشد.

و همچنان که فضا برای عطا محمد، جنرال دوستم و محقق تنگ تر می شود باید بیش از گذشته در اتحاد یکدیگر سدی برای تقابل با سلطه گری ارگ و حواریون آن شوند و در این راستا، جذب حمایت های خارجی و همبستگی درونی می تواند تنها راه پیش رو باشد.

حکمتیار با سخنرانی های به تکرار که خلاصه در قوم گرایی و افراط گری دارد همان رهبر نفاق برانداز سال های جنگ می باشد که اگر بار دیگر از قدرت و حمایت خارجی برخوردار شود، ویران کنندتر از قبل عمل می کند و تروریست تر از طالب و داعش.

سفر به ترکیه زنگ خطر است که برای جنرال دوستم که ترکیه را حامی بزرگ قوم ازبک می داند و تنها مامن برای روزهای مبادا و نشان می دهد که اشرف غنی جز حذف کامل، هیچ راهی را برای مخالفان خود باقی نمی ماند و خطر مقام های دورن حکومتی غیر پشتون را بسیار بزرگتر از عمق کشتار و نفوذ تروریستان می داند.

سیاستمداری محقق در گرگ و میش سیاست

اقوام افغانستان هریک از روزگار گذشته در حمایت خارجی توانسته اند در قدرت و حکومت نقش داشته باشند جز قومیت هزاره، آسیب پذیرترین قومیتی که با وجود کمترین امکانات و بی توجهی از سوی حامیان خارجی در برابر ارتش سرخ و طالب ایستادگی کردند و همچنان خارج از دایره قدرت، قربانی هستند.

قومیت پشتون در حمایت مستقیم امریکا بی رقیب در حکومت است و تاجیک از دیرباز دلگرم اروپا و ازبک نیز پشتیبانی ترکیه و ازبکستان را دارد اما قومیت هزاره ترد شده از همه سو، صف اول قربانی قوم گرایی است و هدف کشتار طالب و داعش.

دهه ها تلاش محقق و خلیلی برای جلب توجه امریکا ختم به بی اعتنایی شد و بر همین اساس، بقای قومیت هزاره توسل به گزینه اشتراک مذهبی با ایران است، کشوری قدرتمند در منطقه که در برابر امریکای ابر قدرت ایستادگی می کند و از دامنه نفوذ عربستان می کاهد.

این در حالی است که حزب وحدت با قبول حاکمیت جدید و منحل کردن شاخه نظامی به دنبال اشتراک در دولت بود اما در پشت درهای قدرت، دهمزنگ صحنه قتل عام شد و از مساجد هزاره خون جاری شد اما احزاب دیگر اقوام با در اختیار داشتن ارتش هیچ گاه به حاشیه رانده نشدند.

محقق سیاستمداری است با تجربه و اگر پس از پیروزی علیه داعش سوریه راهی تهران شده و از دستاوردهای این کشور در جنگ با این گروه تروریستی و حضور هزاره های دخیل در این نبرد تقدیر می کند نه برای امتیازی پیش و پا افتاده بلکه خیال قدرت نظامی در سرد دارد تا بتواند در میانه حذف و ترورها، ماندگار در افغانستان باشد و قومیت خود را از خطر نسل کشی در امان نگه دارد.

هرچند بعید به نظر می رسد که ایران، فرماندهی قوای نظامی هزاره ها با نام فاطمیون که بنا به برخی خبرها رقمی بین ۱۵ تا ۳۰ هزار تن می باشد را به وی محول کند اما شامل شدن در بخشی از این رهبری می تواند نقطه عطفی برای محقق باشد.

در این میان، استفاده کشور ایران از مهاجران هزاره افغانستانی در جنگ سوریه علیه داعش قابل قبول نیست اما واقعیت خاوریمانه همان است که در این منطقه پرآشوب رخ می دهد: رویارویی ابرقدرت ها در مقابل هم و جنگ های نیابتی و اگر سخنان محقق در تهران سبب واکنش های تند در فضای سیاسی کشور شده باید مد نظر داشته داشت که اگر رهبران هزاره همچنان بدون قدرت نظامی، تنها حکم صندوق های رای را ایفا کرده و قربانی طالب و داعش و تبارطلبی حکومت باشند، سرنوشتی جز نسل کشی و حذف از این سرزمین نخواهند داشت.

اینکه رهبران پشتون همچون کرزی و غنی در حمایت مستقیم از سوی امریکا تمامی منابع و ثروت این سرزمین را هراج و کشور را در اختیار سیاست تروریستی واشنگتن قرار دادند، کدام قدرت در برابر چنین خیانت عظمی ایستادگی کرد که حال برای جلب حمایت خارجی و تقلا برای بقای هزاره چنین خشمگین شده اند؟

اگر سیاست افغانستان ظرفیت همدیگرپذیری اقوام را داشت و برخوردار از حس مشارکت بود، توسل به قدرت خارجی و تقدیر از حضور نظامی همسایه در خاورمیانه، خیانت محسوب می شد اما نه در دورانی که تنها دلیل ماندگاری قومیت ها در گرو قدرت نظامی و حمایت خارجی می باشد.

از سوی دیگر، هزاره در افغانستان نه قدرت نظامی دارد و نه از سوی حکومت و رهبران قدرتمند تاجیک و ازبک حمایت می شود در حالی که در تجمع اعتراضی مسالمت آمیز، مساجد و مناطق مختلف قتل عام و سربریده می شوند تا پروژه داعش در کشور اجرایی شود.

ارگ از طالب و داعش برای اهداف پشتونیزمی خود سود می برد و تاجیک و ازبک نیز با قدرت نظامی از مناطق خود محافظت و می ماند، هزاره هایی که میرزاولنگ تنها گوشه ای از مصیب های آنان است در حالی که موجی است که همواره در برابر افراط گرایان ایستاده و اکنون نشان دادند تنها لشکر نابودکننده تکفیریان می باشند.

محقق با آگاهی کامل از اراده ایران در رقابت با عربستان و به ویژه داعش، چشم امید به روابط نزدیک با تهران دارد تا بتواند لشکر فاطمیون را در اختیار گیرد زیرا اگر قدرت نظامی عطا محمد نور نبود مدت ها قبل توسط کرزی حذف می شد و به مخالف با غنی نمی رسید.

و از آنجایی که داعش در افغانستان پروژه ای از سوی امریکا است که زیر چتر حمایتی رهبران پشتون در حال قدرت یابی می باشد تا هزاره و شیعه از میان برود، کدام قدرت از این قومیت محافظت می کند؟ پاسخ همان است که تلاش محقق برای رسیدن به قدرت نظامی و جلب حمایت ایران را توجیه می کند زیرا اکنون تنها گزینه

ی بقا در این سرزمین، نهفته در توان نظامی است و برخورداری از حمایت خارجی

محقق در نقش فرمانده لشکر فاطمیون؟

در فردای جشن پیروزی ایران بر داعش، محمد محقق در سمینار «بیداری اسلامی» در تهران، خلاف جهت‌گیری عمومی هزاره‌ها، از همسویی گذشته با جمهوری اسلامی ایران فراتر رفته و از سردار سلیمانی و رزمندگان هزاره در برابر داعش در سوریه با قدردانی یاد کرد که به‌ویژه نسل جوان هزاره را برآشفته و در رد و محکومیت آن همچنان می‌نویسند. محقق سخنرانی‌‌ را با این جمله به پایان برد که ده هزار داعشی به افغانستان آمده اند. محقق از جدیدیت اراده ایران در رقابت با عربستان در کشورهای منطقه، و در برابر داعش به‌خوبی آگاه است.

محقق در پی احیای روابط نزدیک خود با سپاه پاسداران و به‌ویژه سردار سلیمانی برآمده تا نه‌تنها یک پشتوانه نظامی قابل توجه را تضمین کند بل‌که چشم امید دارد تا سردار سلیمانی محقق را در فرماندهی لشکر فاطمیون شریک بسازد. گفته می‌شود فاطمیون لشکر پانزده تا سی هزارتن هستند، آموزش دیده، در سوریه جنگ کرده و آماده ورود به جنگ با داعش در افغانستان نیز هستند.

محقق سنجیده و حساب‌شده اینگونه جهت‌گیری می‌کند که قابل تامل و تحلیل است. برای محقق این فرصت بی‌نظیر است، فردی سرد و گرم چشیده بازی قدرت در افغانستان مانند او باشد، این فرصت را از دست نمی‌دهد. گرچه بعید است ایرانی‌ها فرماندهی فاطمیون را به محقق واگذار کنند، چنانکه در اواخر دهه ۱۹۹۰ نیز ایران فرماندهی سپاه محمد را به حزب وحدت نداد. حتی اگر حداقل در زمینه فعالیت لشکر فاطمیون در افغانستان، سردار سلیمانی با محقق مشورت کند، گوشه کلاه محقق به آفتاب خواهد زد. جنگ قدرت در افغانستان، حالا بیش از گذشته ابعاد نظامی به خود گرفته است. اگر توان نظامی عطا محمد نور نباشد، اشرف غنی یک روز دیگر هم او را تحمل نمی‌تواند. محقق حالا که محبوب هزاره‌ها نیست، رای میلیونی هزاره‌ها را ندارد، به فکر در اختیار گرفتن قوت و زور آماده لشکر فاطمیون برآمده است و در این زمینه بی‌رقیب است.

در اینکه چه کسی به عنوان رهبری شیعیان در افغانستان نزد رهبری ایران نمایندگی کند در ۱۶ سال گذشته رقابت سختی در کابل میان ملاها در کابل در جریان بوده است. شیخ آصف محسنی از دیگر رقبا پیش افتاده بود و پول و حمایت فراوان از ایران دریافت می‌کرد. اما اینبار رقابت فقط رهبری معنوی نیست بلکه جنبه نظامی داشته و جنبه رویارویی مستقیم نظامی ایران و عربستان در منطقه به خود گرفته است.

ایران در عراق حشد الشعبی را ساخت، در سوریه لشکر فاطمیون از افغانستان و زینیون از پاکستان را به مصاف داعش روان کرد. در یمن، حوثی‌ها را به پیشرفته‌ترین موشک‌ها مجهز ساخته است و حزب الله در لبنان به برتری غیرقابل انکار رسیده است. در همه این کشورها ایران برنده بازی منطقه‌ای است.

اگر پای جنگ نیابتی ایران و عربستان به افغانستان کشانده شود، مسوولیت آن در درجه نخست برعهده آنهایی است که «پروژه داعش» را در افغانستان پیش می‌برند. داعش در افغانستان یک «پروژه» است و قربانی آن هم هزاره‌ها خواهند بود. در برابر این ده هزار داعشی که چهارصد جوان هزاره را در دهمزنگ به خون غلطاند و حملات منظم به مساجد هزاره‌ها، کدام قدرت از هزاره‌ها حفاظت خواهد کرد؟ محقق اگر بتواند با توسل به سردار سلیمانی و لشکر فاطمیون، در برابر داعش در افغانستان موفق شود، مانند شیخ نصرالله در لبنان رهبری خود را تضمین کرده است.

غنی : پوهنتون ها جای سیاست های کوچک نیست

 

محمد اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان می‌گوید سیستم تحصیلات عالی کنونی پاسخ‌گوی نیازهای کشور نیست، رییس جمهور غنی که امروز در مراسم افتتاح سال تحصیلی ۱۳۹۶-۹۷ صحبت می‌کرد، بر تحکیم وحدت ملی به ویژه در پوهنتون ‌ها تاکید کرد، به گفته وی نسل نو دیدشان اینست که نصاب تحصیلی فعلی و فضای فعلی، فضایی نیست که در آن تمام استعدادها شگوفا شوند.
وی همچنان تاکید کرد که افکار منفی نباید به پوهنتون های افغانستان نفوذ کند، و پوهنتون ها نباید مرکز عقده باشند و باید راه‌گشای عقده‌ها باشند.
به گفته غنی افغانستان به اساس دکتاتوری مدیریت‌شده نمی‌تواند، بنا بر این، فرهنگی را که پوهنتون‌ها از آن نماینده‌گی می‌کنند باید فرهنگ بحث و مباحثه باشد.
در پایان این نشست مسوولان پوهنتون کابل به محمد اشرف غنی رییس جمهور کشور داکترای افتخاری را اهدا کردند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن