خانه «=« آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه (برگه 5)

آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

ولسوال چخانسور از سوی افراد مسلح در ولایت نیمروز کشته شد

 

مسولان محلی ازکشته شدن ولسوال چخانسور ولایت نیمروز خبر داند.
به گفتۀ آنان آقا محمد فضلی، ولسوال چخانسور این ولایت از سوی افراد ناشناس موترسایکل سوار به ضرب گلوله کشته شده است.
به گفتۀ احمد عرب، سخنگوی والی نیمروز، این رویداد حوالی ساعت ۸:۳۰ صبح امروز در مربوطات شهر زرنج رخ داد.
سخنگوی والی تاکید دارد که، بررسی‌ها در این مورد از سوی پولیس جریان دارد؛ اما تا کنون عاملان و انگیزه اصلی این رویداد روشن نیست.
هر چند تا اکنون هیچ گروهی مسوولیت ترور ولسوال چخانسور ولایت نیمروز را برعهده نگرفته؛ اما پیش از این طالبان مسلح همواره مسوولیت رویداد های مشابه را پذیرفته اند.
این در حالیست که در بیش از یک ونیم دهۀ اخیر بسیاری از مقام ها دولتی در کابل و ولایات به گونۀ مرموز و یا هم از سوی مخالفان مسلح کشته شده اند؛ ولی تا اکنون عاملان هیچ یکی از رویداد ها بازداشت و مجازات نشده است.

دفتر سیاسی حزب آزادی در ولایت فاریاب هدف حملۀ طالبان قرار گرفت

 

مقام‌ های محلی در فاریاب از حمله مخالفان مسلح دولت بر دفتر حزب آزادی به رهبری جنرال عبدالملک در ولسوالی شیرین تگاب خبر دادند.
سید شریف، سرپرست ولسوالی شیرین تگاب می گوید: ده ها طالب مسلح ساعت ۶ عصر روزگذشته بالای دفتر سیاسی حزب آزادی که در ۳۰۰ متری مرکز ولسوالی موقعیت دارد، حمله کردندو درگیرى تا ساعت ١٠:٣٠ شب گذشته ادامه داشت.
به گفتۀ او، در این درگیرى سه تن از محافظین دفتر این حزب زخمی و ۱۰ تن از طالبان مسلح نیز کشته و زخمی شدند.
سرپرست ولسوالی هشدار می دهد، دفتر سیاسی حزب آزادی در موقعیت حساس قرار دارد در صورت که طالبان آنرا تصرف نمایند مرکز ولسوالی نیز سقوط خواهد کرد.
او از مقام های محلی در مرکز این ولایت می خواهد که در مورد تحکیم پوسته های امنیتی و تجهیز نیرو ها در این ولسوالی توجه جدی نمایند.
جنرال عبدالملک رهبر حزب آزادی نیز حمله بر دفتر حزب اش را تایید می کند و از حکومت می خواهد که در مورد وضعیت امنیتی فاریاب توجه جدی کند. طالبان مسلح تا اکنون در این مورد چیزی نگفته اند.

 

فتو کلیپ خدای عشق

فتوکلیپ خدای عشق ویژه نامه ای برای مولی الموحدین حضرت امیر المومنین که به همت بخش رسانه ای انجمن فرهنگی تبلور اندیشه تهیه و تولید گردیده شده است خدمت شما تقدیم میگردد

آثار و کارکرد های فرهنگی و سیاسی محمود طرزی

آغاز مبارزه سیاسی محمود طرزی:

علامه طرزی در طول حیات های خود مصورف کارزار های سیاسی نیز بود که خیلی ها تاثیر گزار بوده است . طرزی مبارزه سیاسی خود را از میان ارگ آغاز نمود. چندین بار توسط نوشته های خود امیر را به نشر اخبار و ایستاده گی در مقابل قدرت استعماری انگلیس تشویق نمود.

در لا بلای کار زار های سیاسی خود نخستین تبصره سیاسی خود را زیر عنوان ” آسیا باید از آسیاییان باشد.” نوشت. همچنان تبصره دیگری را زیر عنوان ” ارادی آسیا و افریقا ” نوشت که در آن قدرت های استعمار گر را متجاوز خوانده و آن را یک تصور باطل وخیال محال گفت.

مقاله های طرزی در مورد افغانستان مانند خنجری بود که بر قلب انگلیس اصابت میکرد . مقاله های طرزی آن چنان انگلیس را تحت فشار خود قرار میداد که فغان کنان نزد امیر می آمدند و از نوشته های او به امیر شکایت میکردند. تا حدی از نوشته های او انگلیس ها هراس داشتند که وایسرای هند بریتانوی به امیر اطلاع داد که اگر سراج الاخبار به این لحن ضد به نشرات خود ادامه بدهد ما توزیع آن را در سرزمین هند بریتانوی منع می نمایم . ولی با وجود سانسور و فشار های شدید امیر آن زمان ؛ طرزی از هدف خود عقب نشینی نکرد واستعمار گران را باز هم تحت فشار نوشته های خود قرار داد. طرزی گفت: سراج الاخبار جریده دولتی نیست بلکه به اجازه دولت نشر میشود و هدف آن با خبر ساختن هموطنان از احوال جهان است.

در دولت امیر امان الله خان علامه طرزی منحیث وزیر امور خارجه تقرر پیدا کرد. در این میان گفتگو های منصوری هند بعد از قرار داد راولپندی صورت گرفت . حکومت کابل از حکومت انگلیس هند راجع به یک معاهده کامل به اساس حقوق مساوی درخواست نمود . حکومت انگلیس هم به اساس ماده چهارم قرارداد راولپندی برای این گفتگو ها اعلام آماده گی نمود. در این زمان بود که هیات افغانستان به رهبری علامه طرزی وزیر امور خارجه افغانستان که مشتمل از( غلام محمد وزیر تجارت ؛ پیر محمد خان تره خیل ؛ غلام صدیق خان چرخی ؛ مرزا غلام معروف خان و …) بود وارد یک گفتگوی طولانی گردیدند . به این اساس علامه طرزی توانست که این گفتگو ها را موفقانه به پایان برساند . بعد مرحله سوم گفتگو های منصوری آغاز گردید که طرزی این مذاکرات را نیز موفقانه پایان داد که در نتیجه معاهده صلح میان دولت انگلیس و افغانستان به امضا رسید.

علامه طرزی در هیچ شرایطی و در تحت هر گونه فشار سر تسلیم به زمین فرو نیاورد و با تصمیم قاطع و عزم متین به مبارزه سیاسی خود ادامه داد . همه مانع ها را از سر راه خود برداشت و افکار آزادی گرایانه خود را تا حسب توان انتشار داد .( ۴: ص ۱۲۲ )( ۶ : مقاله ) (۸ : ص ۷۷۶ )

سراج الاخبار افغانی

سراج الاخبار افغانی دومین نشریه ارتقایی در تاریخ مطبوعات افغانستان بعد از شمس النهار به شمار میرود . بعد از آنکه در دوره امیر عبدالرحمن خان مطبوعات خفه شدند در تاریخ ۲۲ جدی سال (۱۲۸۵) هجری شمسی تقریبا بعد از (۳۰) سال رکود فرهنگی این نشریه به نشر رسید.

روی این علت میتوان سی سال رکود فرهنگی گفت که : در دوره امیر عبدالرحمن خان در امور فرهنگی ؛ تعلیمی ( به استثنای یک مدرسه تعلیمی ) اصلا کدام کار قابل ملاحظه صورت نگرفته بود . کوچکترین توجه بر مطبوعات و روزنامه نگاری در افغانستان مبذول نشده بود . فقط چند مطبعه لیتوگرافی ایجاد شد که در آن هم رساله ها و کتاب های اطاعت از امیر ؛ تحویل دادن مالیات و قانون اداری به چاپ رسید . نکته قابل بحث اینجاست که در این شرایط افغانستان به محل وارد کردن رساله های مطبوعاتی انگلیس مبدل شده بود که باعث گمراهی نسل جوان افغان میگردید.

بار اول این نشریه به نام سراج الاخبار افغانستان یاد شده و ارگان نشراتی دولتی بود . در آغاز این نشریه به امر مقام های عالی رتبه حکومت به نشرات آغاز نمود . منابع خبرهای خارجی سراج الاخبار افغانستان روزنامه ها و نشریه های عربی ؛ ترکی ؛ اردو و انگلیسی بود.

در آغاز مولوی عبدالروف کندهاری به حیث رییس انجمن سراج الاخبار ایفای وظیفه می نمود . زمانیکه برای اولین بار این نشریه به نشر رسید مخالفت قدرت استعمار گر انگلیس را به همراه داشت و انگلیس ها امیر حبیب الله خان را به این ایده متعقد نمودند که کار چاپ و نشر این نشریه را متوقف کند. در حالیکه امیر حبیب الله خان میخواست موافقتنامه ( ۱۹۰۷) میان روس و انگلیس را که به اساس آن سیاست خارجی افغانستان را انگلیس ها میتوانند پیش ببرند نا دیده بگیرد.

در این زمان بود که علامه طرزی از موقف و موقعیت سیاسی خود استفاده نموده سراج الاخبار افغانستان را برای بار دوم به نام سراج الاخبار افغانی به نشر رساند . در این نشریه پالیسی نشراتی با یک روحیه همه جانبه و در مطابقت با منافع اجتماع صورت میگرفت. در این نشریه مطالب ستون های اختصاصی ؛ تکنالوژی ؛ فن و پیشرفت های کشور های دیگر جهان نیز وجود داشت.

گفته میشود که نخستین عکس هم در مطبوعات افغانستان عکس امیر حبیب الله خان بود که در سراج الاخبار افغانی به نشر رسید. طرزی در این وخت عضویت گروه “اخوان افغان ” را که از جوان ها سلحشور و زحمت کش افغانستان شکل یافته بود نیز داشت . علامه طرزی به گونه دوامدار توسط مقاله های خود امپریالیزم اروپا را مورد حمله قرار میداد . مقاله های وی جنبه آزادی خواهانه و تحریک مردم بر ضد استعمار را داشت.

امیر حبیب الله خان چندین بار به اشاره دست انگلیس علامه طرزی را هشدار داد که از نشر مقاله های سیاسی در نشریه خوداری نماید.

اما طرزی احساس وطن دوستی و افکار آزادی گرایانه خود را بر هشدار های امیر حبیب الله خان ترجیح داده و به نشر مقاله ها ادامه داد.

امیر حبیب الله خان در مقابل صلاحیت های علامه طرزی را محدود نمود و امکانات مالی نشریه را از بین برد.

طرزی با دو روزنامه نگار جوان و مسلمان به نام های عبدالرحمن لودین و عبدالهادی داوی سامان و لوازم طباعت را به منزل داوی انتقال دادند . داوی که به اسم مستعار ( پریشان ) مقالات و اشعار را نشر میکرد با نشر این شعر که:

در وطن گر معرفت بسیار میشد بد نبود
چاره این ملت بیمار میشد بد نبود…

تا پایان این مخمس انتقاد از جامعه بسته و حالات اجتماعی نموده بود . به این سبب عبدالهادی داوی محبوس گردید . عبدالرحمن لودین هم به جرم ترور امیر حبیب الله خان به زندان افگنده شد . (۱۲ سرطان ۱۲۹۷ هجری شمسی)

بالاخره در ماه میزان سال (۱۲۹۷) هجری شمسی سراج الاخبار افغانی متوقف شده و از نشر باز ماند.

به این ترتیب از آغاز نشر سراج الاخبار افغانستان و تا متوقف شدن سراج الاخبار افغانی قدرت استعمار گر انگلیس دست از متوقف ساختن این نشریه نکشید تا اینکه به هدف شان نایل شدند . در مقابل محمود طرزی هم تا آخرین لحظه به نشر سراج الاخبار افغانی پرداخت. (۳: ص ۵۸ )(۴ : ص ۵۱ ؛ ۵۲ )(۱ : ص ۱۱۵ ؛۱۲۴ ) ( ۸ : ص ۶۵۰ )

دیدار طرزی با افغانی:

پدر محمود طرزی وی را جهت فرا گرفتن علوم و اندیشه های آزادی خواهانه نزد سید جمال الدین افغان نخستین خبرنگار افغانستان به استانبول ترکیه فرستاد. این دو خبرنگار افغان هفت ماه با هم تبادل افکار نموده و افکار طرزی متاثر از افکار آزادی خواهانه و صلح جویانه افغانی گردید.علامه طرزی در مورد علامه سید جمال الدین افغان مینویسد: ” علامه سید جمال الدین افغان یک معدن عرفان بود این هفت ماه مصاحبت به قدر هفتاد سال سیاحت را دربر دارد .” یعنی سید جمال الدین افغان در سال های پایان عمر خود تمام داشته ها و اندوخته های خود را به طرزی انتقال داد و طرزی هم راه آزادی خواهانه افغانی را دنبال نمود . ( ۳: ص ۵۳ )

آثار محمود طرزی

محمود طرزی ۲۵ کتاب را تالیف و ترجمه نموده و اضافه تر از ۵۰۰ مقاله به نشر رسانیده است . مقاله های طرزی بیشتر روی محور رشد افکار ضد استعمار و احیا روحیه وطن دوستی می چرخید. “استقلال و افغانستان ” ؛ “جنگ و صلح ” ؛ “افغانستان و نعمت آزادی” ؛”حی الفلاح” ؛ از جمله مقاله ها طرزی به شمار میرود . کتاب های نوشته شده توسط علامه طرزی عبارتند از:

۱- منتخب اشعار غلام محمد طرزی (۱۳۰۴) هجری شمسی
۲- مجموعه صنایع گزیده ی اشعار بزرگان ادب دری (۱۲۶۲) هجری شمسی
۳- مجموعه ی اخلاق
۴- دیوان اشعار غلام محمد طرزی
۵- سیاحت نامه شرحی از سفر اسلامبول ترکیه
۶- از هر چمن سمنی و از هر دهن سخنی
۷- تخلیص حقوق بین الدول
۸- سیاحت سه قطعه روی زمین
۹- روضه حکم ( ۴: ص ۱۲۷ )(۳: ص ۵۷ )

تاثیر شخصیت محمود طرزی بر مطبوعات افغانستان

علامه محمود طرزی رهگشای مطبوعات در افغانستان که با افکار آزادی گرایانه خود زنده گی خود را وقف خدمت به ملت خود از دریچه مسلک مقدس خبرنگاری نمود از جمله پیشکسوت های مطبوعات و شخصیت های تاثیر گزار بالای مطبوعات افغانستان به حساب می آید.

پیشرفت در عرصه مطبوعات را که امروزه مشاهده مینمایم حاصل رنج ؛ زحمت های است که علامه طرزی در وضعیت استبدادی آن زمان متحمل شد تا مطبوعات از پا افتاده را دوباره احیا نماید و افکار تاریک ملت را ذریعه رسانه چاپی روش نماید. در عصر حاضر محمود منحیث یک الگو برای همه خبرنگاران و دست اندر کاران وسایل ارتباط همگانی و یا همان سه غول ارتباطی ( رادیو ؛ تلویزیون ؛ انترنت ) است.

فدا کاری ؛ از خود گذری ؛ وطن دوستی ؛ رعایت آزادی بیان و… همه میراثی است که از علامه طرزی برای خانواده رسانه های افغانستان به جا گذاشته شده است که از سوی اعضای این خانواده تطبیق و جنبه عملی داده میشود که خود نمونه و مثال عمده تاثیر گزار بودن این مرد دنیای خبرنگاری بر مطبوعات افغانستان است.

اگر فعالیت خبرنگاری در عصر حاضر و دوره امیر حبیب الله خان مقایسه گردددر نتیجه به صراحت معلوم میگردد که علامه طرزی در تحت چگونه شرایطی و با برداشتن کدام موانع توانسته است مطبوعات کشور را دوباره احیا نماید .در مورد تاثیر گزاری علامه طرزی هر قدر که بنویسم هنوز هم کم است فقط به گونه کوتاه در یک جمله میتوان نوشت که : محمود طرزی یکی از تاثیرگزار ترین چهره ها در رشد و احیا مطبوعات در افغانستان به شمار میرود.

علت مسمی شدن علامه طرزی به لقب پدر ژورنالیزم افغانستان

محمود طرزی خبرنگار مطرح کشور را به اساس دلایل ذیل منحیث پدر ژورنالیزم افغانستان میشناسند:

الف – مطبوعات افغانستان را دوباره احیا نمود .
ب- آزادی بیان را نهادینه ساخت و قلم را بر ظلم و استبداد حاکم نمود .
ج- مفهموم اصلی مطبوعات و روزنامه نگاری را برای مردم افغانستان بیان کرد .
د – برای رهروان خود الگو قرار گرفت .
ذ – تالیف ۲۵ کتاب و بیشتر از ۵۰۰ مقاله
ر- ایجاد مطبوعات مستدام در افغانستان

به پاس خدمات شایان این مرد وطن دوست و آزادی گرا حکومت افغانستان یکی از لیسه های معارف شهر کابل را در ساحه دارلامان به نام این شخصیت بزرگ مسمی ساخت. که این لیسه هم اکنون نیز فعال بوده و سالانه هزار ها شاگرد در لیسه عالی محمود طرزی در دارلامان کابل مشغول تعلیم هستند.

زندگی نامه محمود طرزی – پدر ژورنالیسم افغانستان – کلیک کنید


 نویسنده: میلاد “سیار”

منابع:

۱- رهین , عبدالرسول. تاریخ مطبوعات افغانستان , کابل : چاپ مطبعه میوند , ۱۳۸۷ هجری شمسی
۲- غیرت , غلام سخی. خاطرات محمود طرزی , کابل : انتشارات میوند , ۱۳۸۹ هجری شمسی
۳- تنویر , محمد حلیم. تاریخ روزنامه نگاری افغانستان , پشاور :چاپ مرکز نشرات اسلامی صبور , ۱۳۷۸ هجری شمسی
۴- آهنگ , محمد کاظم. سیر ژورنالیزم در افغانستان , پشاور : انتشارات میوند , ۱۳۷۹ هجری شمسی
۵- ایوبی , سید عبدالله. ژورنالیزم چیست ؟ ژورنالیست کیست ؟ , کابل : انتشارات رسالت , ۱۳۹۱ هجری شمسی
۶- توریال , گران. علامه محمود طرزی
۷- خبرگزاری کوکچه. (۱۳۹۰ ) هجری شمسی علامه محمود طرزی
۸- غبار , میر غلام محمد. افغانستان در مسیر تاریخ , مرکز نشر انقلاب با همکاری جمهوری , بهار ۱۳۶۸ هجری شمسی

زندگی نامه محمود طرزی – پدر ژورنالیسم افغانستان

در ژورنالیزم افغانستان علامه محمود طرزی فرزند سردار غلام محمد طرزی بود. پدرش سردار محمد یکی از متنفذان قوم بارکزایی ها در کندهار و بردار امیر دوست محمد خان بود. مادر علامه طرزی دختر شهزاده مودود خان بود. سلسله تبار خانواده گی وی به حاجی جمال خان (۱۷۰۹ – ۱۸۰۵) میلادی میرسد.

پاینده محمد خان یکی از پسران حاجی جمال بود که ۲۲ پسر داشت و یک پسر او سردار رحم دل خان کندهاری بود . سردار رحم دل خان کندهاری پدر بزرگ علامه طرزی بود.

این شخصیت علمی افغانستان در اول سنبله (۱۲۴۴) هجری شمسی مطابق به ۲۳ اگست (۱۸۶۵) میلادی هنگام مسافرت خانواده اش به سوی کندهار در جوار مزار حکیم سنایی غزنوی در غزنی متولد گردید . پدر علامه طرزی در بارانه کابل خانه داشت.

طرزی ۱۴ سال داشت که سردار غلام محمد طرزی پدرش همراه با خانواده اش به علت اختلاف با امیر عبدالرحمن خان از راه کویته به هندوستان سفر کردند. علامه طرزی سه سال و شش ماه را در بندر کراچی مصروف یاد گیری علوم ریاضی ؛ زبان اردو ؛ فلسفه و رشته مورد علاقه اش ادبیات بود . طرزی از کودکی با کتاب عشق داشت.

محمود به زبان های عربی, ترکی, اردو بلدیت کامل داشت. زبان دری را از پدر خود آموخت. منبع اصلی تحصیل علامه طرزی پدرش بوده است اما نخستین آموزگار او آخند زاده ملا محمد اکرم هوتک بود که از نزد وی صرف ؛ نحو ؛ ادبیات دری ؛ پشتو و عربی را آموخت . طرزی شخص ادیب ؛ شاعر و خوش نویس بود . به علت لیاقت و توانایی که داشت در دربار امیر دوست محمد خان لقب ” ارجمند دانشمند ” را داشت.

علامه طرزی در سال (۱۹۰۳) میلادی دوباره به افغانستان برگشت. در این زمان امیر حبیب الله خان از وی دعوت نمود تا به کابل بیاید . طرزی دعوت امیر حبیب الله خان را پذیرفته و به مدت ۹ ماه در کابل زیست نمود. سپس دوباره به دمشق رفت و در سال (۱۹۰۵) میلادی بعد از تبعید دوباره با تمام اعضای خانواده خود به کابل برگشت. سر انجام علامه محمود طرزی پدر ژورنالیزم افغانستان به مرض سرطان جگر مبتلا گردیده که به تاریخ ۳۰ عقرب سال (۱۳۱۲) هجری شمسی مصادف با ۲۲ نوامبر سال (۱۹۳۳) میلادی و ۳ شعبان سال (۱۳۵۲) هجری قمری به عمر ۶۸ سالگی در ترکیه چشم از این دنیا فانی بست و در نزدیک مزار ابو ایوب انصاری مدفون گردید.

به این ترتیب شخصیت بزرگ مطبوعات افغانستان که مطبوعات خفه شده افغانستان را دوباره زنده گی بخشید دار فانی را وداع گفت.

روحش شاد و یادش در دنیای مطبوعات افغانستان گرامی باد. (۴: ص ۱۲۹)(۵: ص ۳۴ )(۶: مقاله )(۳: ص ۵۳ )

روابط فامیلی علامه طرزی با خانواده امیر حبیب الله خان: 

سردار عنایت الله پسر امیر حبیب الله خان با خیریه دختر علامه طرزی ازدواج نمود. در سال (۱۹۰۹) میلادی امیر حبیب الله خان علامه طرزی را در گلخانه ارگ دعوت نمود و با هم صحبت نمودند. در این میان امیر از دختر طرزی خواستگاری نمود و طرزی هم به این خواستگاری پاسخ مثبت داد . نامزدی سردار عنایت و خیریه زمانی صورت گرفت که سردارعنایت ۲۱ سال داشت و خیریه هم ۱۷ ساله بود. مراسم عروسی هفت شبانه روز برگزار گردید.

بعد از عروسی سردار عنایت شاگرد علامه طرزی گردید و درس های تاریخ؛ جغرافیه؛ ادبیات و لسان ترکی را از علامه طرزی آموخت. از سوی دیگری در مقاله یی که درباره محمود طرزی از سوی خبرگزاری کوکچه به نشر رسیده است آمده است که : ” بعد از مدت دو دختر محمود طرزی به همسری دو شهزاده افغانستان شهزاده امان الله وشهزاده عنایت الله خان در آمدند. بعد از کشته شدن امیر حبیب الله خان در سال ۱۲۹۷ امان الله خان زعامت کشور را بدست گرفت و دختر محمود طرزی ملکه ثریا اولین زنی بود که بدون حجاب نمایان گردید.

در سال ۱۳۰۶ شهبانو ثریا با امان الله خان در سفر اروپا، مصر، ترکیه وایران نیز بدون حجاب همراه بود.این سفر سروصداهای را به میان آورد وسبب فروپاشی نظام امان الله خان گردید. “

به این ترتیب در کنار روابط رسمی با امیر حبیب الله خان علامه طرزی با وی روابط خویشاوندی نیز پیدا نمود . (۲: ص ۲۳۰ )(۷:مقاله )

سفر های محمود طرزی:

علامه طرزی به کراچی ؛ بغداد ؛ سوریه ؛ ترکیه ؛ ایران و هندوستان سفر نموده است . تبعید در هند و سه و نیم سال اقامت در کراچی از سال [۱۸۸۲(۱۷سالگی) ] تا [(۱۸۸۵(۲۰ سالگی) ] را در برگرفت. در میان این سالها محمود با قدرت ادبی و جرت اخلاقی خود مورد علاقه و تحسین دانشمندان منطقه سند قرار گرفت.

زوجه محمود که از اهل خوگیانی بود در کراچی با وی ازدواج نمود . خانم طرزی در سال (۱۸۸۴ میلادی) در اوج جوانی چشم از جهان بست . علامه طرزی زبان اردو را نیز در کراچی آموخت. غلام محمد طرزی پدر محمود طرزی با خانواده اش در ابتدا در بغداد عراق اقامت گزید که جز دولت عثمانیه بود.

طرزی زبان ترکی را از محمد آفندی کولونل توپچی که زبان فارسی میدانست آموخت. مطالعات طرزی در دمشق تا سال (۱۹۰۰) میلادی (۳۵ سالگی طرزی) ادامه یافت . طرزی زبان عربی را در شام آموخت و این شخصیت علمی شهر شام را همیشه “شام جنت ” مینوشت.

در باره سفر ایران و ترکیه طرزی در مبحث وفات وی به صورت مفصل یادوری صورت میگیرد . (۲: ص ۳۵ – ۳۶ )

شخصیت محمود طرزی:

طرزی یک شخصیت ادیب ؛ شاعر ؛ نویسنده ؛ آزادی گرا ؛ وطندوست ؛ خبرنگار موفق بود. شخصیت علامه طرزی متاثر از شخصیت سید جمال الدین افغان نخستین خبرنگار افغانستان بود . که در مدت هفت ماه مصاحبت با سید جمال الدین افغان توانست که افکار آزادی خواهانه او را در نهاد خود جا دهد . طرزی در مسایل سیاسی و تحولات منطقه بی تفاوت نبود.

در نوشته های علامه طرزی تضاد با قدرت های استعمار گر انگلیس و روس به صراحت دیده میشد . طرزی شخصیتی بود که میخواست جامعه را بیدار بسازد و به حکومت قدرت های استعمار گر نقطه پایان بگزارد.

شهرت و سبک روزنامه نگاری محمود به بیرون از افغانستان روانه شد و به ایران ؛ هندوستان و آسیای میانه رسید.

طرزی شخصیت علمی و وطن دوست بود او در مورد وطن خود میگوید:

” ای هموطنان دانش فرین ؛ و ای هم ملتان هم دین و هم آیین!

آیا می دانیم که وطن خود مان را چرا دوست میداشته باشیم ؟ اگر از همه سبب های بی شمار آن یگان یگان بیان کنیم ؛ می باید که از همه کاینات ؛ سخن گوییم . زیرا کاینات وطن ماست موجودیت ما به وطن وابسته است.

مقصد از دوست داشتن وطن تنها عبارت از دوست داشتن خاک و چوپ و سنگ و میوه و باغ وغیره نیست . بلکه وطن خود را دوست داشتن عبارت است از شرف و عزت و ملیت و ناموس خود را دوست داشتن است . آزادی خود را دوست داشتن است …”

طرزی مرد قلم بود چون او خود در مورد قلم میگوید:

” آزادی قلم مقید به حق و باطل تحریر نیست ؛ بلکه آزادی آنست که هر چه خواسته باشد بنویسد و قضاوت را به قاریین بگزارد .”

یعنی در کل علامه طرزی از جمله شخصیت های بود که روحیه آزادی گرایانه را در اذهان عامه القاح نموده بود و در به دست آوردن آزادی افغانستان در سال(۱۹۱۹) میلادی مطابق با (۱۲۹۸) هجری شمسی نقش مهم را ایفا نمود او توانسته بود که افکار عامه را برای یک قیام مردمی بر علیه استعمار آماده بسازد.

طرزی مرد آزادی خواه و یک مبارز با تصمیم قاطع بود و تا آخرین لحظه بر ضد قدرت استعمار گر انگلیس سلاح خود را که همانا قلم بود به زمین نگذاشت. در کل میتوان نوشت که علامه طرزی یک شخصیت علمی ؛ فرهنگی و سیاسی بود. (۴: ص ۱۲۱)( ۳: ص ۴۸ ؛ ۵۵)

وفات محمود طرزی:

در آخرین جنگ و شورش داخلی در دوران امان الله خان شورشیان ننگرهار یک تقاضا نامه هفت فقره یی را به حکومت امان الله خان تسلیم داده بودند که فقره هفتم آن اخراج محمود طرزی را با خاندانش از افغانستان تقاضا میکردند . بعد از این تقاضا نامه علامه طرزی با خانواده اش به کندهار و از آن جا به ولایت هرات رفت . علامه طرزی در ۴ مارچ (۱۹۲۹ ) میلادی موفق شد که از قونسلگری کشور ایران در هرات ویزه این کشور را حاصل نماید . بعد از به دست آوردن ویزه با زادگاه خود وداع نموده و روانه ایران گردید. در ایران زمانیکه ایرانیان از وی علت سفر اش را به آن کشور پرسیدند طرزی در پاسخ این شعر حافظ شیرازی را خواند:

ما نه اینجا ز پی حشمت و جا آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پدر ژورنالیزم معاصر افغانستان بعد از مدتی از ایران عازم ترکیه گردید . حکومت ترکیه از این شخصیت علمی با گرمی استقبال نموده و برای علامه طرزی معاش معادل یک وکیل را تعیین نمود. معاش تعیین شده برای طرزی کاملا کفایت مینمود. در این زمان محمود بر نوشتن خاطرات زنده گی خود آغاز نمود.

سر انجام علامه محمود طرزی پدر ژورنالیزم افغانستان به مرض سرطان جگر مبتلا گردیده که به تاریخ ۳۰ عقرب سال (۱۳۱۲) هجری شمسی مصادف با ۲۲ نوامبر سال (۱۹۳۳) میلادی و ۳ شعبان سال (۱۳۵۲) هجری قمری به عمر ۶۸ سالگی در ترکیه چشم از این دنیا فانی بست و در نزدیک مزار ابو ایوب انصاری مدفون گردید . به این ترتیب شخصیت بزرگ مطبوعات افغانستان که مطبوعات خفه شده افغانستان را دوباره زنده گی بخشید دار فانی را وداع گفت . روحش شاد و یادش در دنیای مطبوعات افغانستان گرامی باد . (۴ : ص ۱۲۹ )

آخرین شعر علامه طرزی:

شمعیم که جامد شده ی شعله و داغیم
سردیم چو کافور ؛ ولی درد سراغیم

شعر طرزی در سال های اخیر عمرش در ترکیه از درد هجر وطن:

در غربت اگر مرگ بگیرد بدن من
آیا که کند قبر و که دوزد کفن من
تابوت مرا بر سر کوهی بگذارید
تا باد برد خاک مرا در وطن من

آثار و کارکرد های فرهنگی و سیاسی محمود طرزی – کلیک کنید


 نویسنده: میلاد “سیار”

منابع:

۱- رهین , عبدالرسول. تاریخ مطبوعات افغانستان , کابل : چاپ مطبعه میوند , ۱۳۸۷ هجری شمسی
۲- غیرت , غلام سخی. خاطرات محمود طرزی , کابل : انتشارات میوند , ۱۳۸۹ هجری شمسی
۳- تنویر , محمد حلیم. تاریخ روزنامه نگاری افغانستان , پشاور :چاپ مرکز نشرات اسلامی صبور , ۱۳۷۸ هجری شمسی
۴- آهنگ , محمد کاظم. سیر ژورنالیزم در افغانستان , پشاور : انتشارات میوند , ۱۳۷۹ هجری شمسی
۵- ایوبی , سید عبدالله. ژورنالیزم چیست ؟ ژورنالیست کیست ؟ , کابل : انتشارات رسالت , ۱۳۹۱ هجری شمسی
۶- توریال , گران. علامه محمود طرزی
۷- خبرگزاری کوکچه. (۱۳۹۰ ) هجری شمسی علامه محمود طرزی
۸- غبار , میر غلام محمد. افغانستان در مسیر تاریخ , مرکز نشر انقلاب با همکاری جمهوری , بهار ۱۳۶۸ هجری شمسی

در مسجد الزهراء چه گذشته؟؟

سران حکومت وحدت ملی حمله به مسجد الزهرا را محکوم کردند

سران حکومت وحدت ملی حمله به مسجد الزهرا را محکوم کردند

محمد اشرف غنی رئیس جمهور و دکتور عبدالله عبدالله رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی با انشتار بیانیه های جداگانه حمله به مسجد الزهرا (س) را به شدید ترین الفاظ محکوم کردند.

به گزارش خبرگزاری خاورمیانه، ارگ ریاست جمهوری نوتشت: تروریستان به سلسلۀ جنایات ضد دینی و بشری، شب گذشته نمازگزاران وعبادت ‌کننده گان را در مسجد الزهرا هدف حملۀ تروریستی قرار دادند که از اثر آن شماری شهید و مجروح گردیدند.

در بیانیه ارگ ریاست جمهوری تاکید شد که این جنایت‌کاران از اول ماه مبارک رمضان تا اکنون باربار دست به جنایت‌های خونین زده و فاجعه بشری خلق کرده‌اند.

ارگ اعلام کرد تروریستان با هدف قراردادن مساجد وگردهمای‌های سیاسی در تلاش اند تا در کنار جنایت به تنش‌های قومی و سیاسی نیز دامن بزنند. این رفتارها نشان می‌دهد که تروریزم؛ مرز، قوم، مذهب، زبان و سمت نمی‌شناسد، بلکه با هدف قراردادن اماکن مقدس و مردم عام، در صدد ایجاد فضای رعب و وحشت‌اند.

ریاست جمهوری هشدار داد: تروریستان باید بدانند که مردم افغانستان همواره به‌حیث ملت متحد و یک‌پارچه در کنارهم قرار دارند و این‌چنین اعمال خصمانه که خلاف همه موازین دینی و ارزشی می‌باشد، نمی‌تواند به‌هیچ عنوان به وحدت اقوام باهم برادر، روندهای سیاسی و مذهبی ملت افغانستان آسیب وارد کند.

براساس بیانیه رئیس‌جمهورغنی، در تماس‌های تلفنی جداگانه با استاد محمدسرور دانش معاون دوم رئیس‌جمهور، استاد محمدمحقق معاون دوم ریاست اجرایی و استاد محمدکریم خلیلی رئیس شورای عالی صلح، بابت رویداد تروریستی شب گذشته ابراز همدردی نموده است.

رئیس‌جمهوری اسلامی افغانستان، به جنرال مرادعلی مراد معین ارشد امور امنیتی و محمدمعصوم ستانکزی رئیس عمومی امنیت ملی کشور دستور داده‌است، تا تدابیر لازم امنیتی را جهت خاک‌سپاری شهدا و مراسم فاتحه روی‌دست گیرند و هم‌چنان در تأمین امنیت بیشتر اماکن عبادی تدابیر جدی اتخاذ کنند.

رئیس‌جمهور کشور از قهرمانی و فداکاری سربازان پولیس به‌ویژه سرباز شهیدی که شب گذشته باعث جلوگیری از یک فاجعۀ بزرگ‌تر شد، ستایش نموده و همچنان، شهادت الحاج رمضان حسین‌زاده یک تن از تجار خیر، ملی، شخصیت وطن‌دوست وخدمت‌گزار مردم را به خانوادۀ و دوستان وی تسلیت عرض می‌دارد.
رئیس‌جمهوری اسلامی افغانستان، ضمن تأثر عمیق و ابراز تسلیت به خانواده‌های شهدای حادثۀ المناک تروریستی شب گذشته، به شهدا جنت فردوس و به مجروحین از بارگاه ایزد متعال آرزوی صحت‌مندی می‌نماید.

همچنین ریاست اجرایی در پیوند به حمله تررویستی بر مسجد الزهرا و شهادت الحاج رمضان حسین زاده اعلامیه صادر کرد.

در اعلامیه ریاست اجرای آمده است گروهک‌های شیطانی تروریست و دشمنان اسلامیت و انسانیت باردیگر با حمله بر نمازگزاران در ماه مبارک رمضان در خانه‌ی خدا نقاب از چهره پلید خویش برافگندند و به سلسله جنایت‌های نابخشودنی خود مرتکب یکی از جنایت‌های هولناک دیگر در تاریخ این سرزمین شدند.

اعلامیه می افزاید تروریست‌های جنایتکار با زیرمجموعه‌های خائن و مزدور خویش دی شب در لحظاتی‌که مسلمانان خداجوی و خدا دوست در مسجد جامع الزهرا در حال ادای نماز و استقبال از شب‌های مبارک قدر قرارداشتند٬ با راه اندازی یک حمله انتحاری باعث شهادت و مجروح شدن تعدادی از نمازگزاران و شهروندان ملکی این سرزمین گردیدند.

ریاست اجرایی افزوده است که در جمع دیگر شهروندان مظلوم و بی‌گناه این حمله جنایتکارانه حاجى رمضان حسین زاده یکی از تاجران و شخصیت‌های ملی و مردمی این سرزمین که به نیکی٬ خیر اندیشی و کارخیر شهره‌ی آفاق بود نیز به شهادت رسیده‌ است.

رئیس اجرایی برای شهدای گران‌مایه این حمله جنایتکارانه بهشت برین و برای زخمیان شفای عاجل می‌خواهیم و به بازماندگان آنان از خداوند بزرگ در این لحظات سخت و دشوار صبر و استقامت آرزوکرده است و با محکوم کردن این جنایت وعده داده که حمله تروریست‌ها به جان شهروندان کشور و حمله به مساجد و اماکن عبادت بی‌پاسخ نمی‌ماند.

در اعلامیه ریاست اجرایی آمده است: در این لحظات حساس که تروریست‌ها در میدان جنک در مقابل نیروهای مسلح کشور شکست خورده‌اند و برای جبران شکست خویش دست به حملات انتحاری می‌زنند از هم‌وطنان عزیز و شهروندان کشور می‌خواهیم با توطئه‌های دشمنان دین و مردم برادر و برابر این سرزمین با هوشیاری٬ اتحاد و هم‌دستی برخورد نمایند و اجازه ندهند دشمنان سوگند خورده و شیطانی ملت و مردم ما با ایجاد اختلافات و شکاف‌های مذهبی٬ قومی٬ زبانی و سمتی به اهداف شوم خویش دست یابند.

ریاست اجرایی در اخیر تاکید کرده است که تررویست‌ها دین و مذهب و قوم ندارند و به هیچ ارزش اسلامی و انسانی پابند نیستند، آنان دشمنان بشریت و انسانیت اند، راه مبارزه با آنان اتحاد تمام انسان‌های آزاده از هر دین و قوم و ملت برای نابودی این پدیده شوم است.

پیام حاجی محمد محقق به مناسبت حمله تروریستی در مسجد الزهرا

پیام حاجی محمد محقق به مناسبت حمله تروریستی در مسجد الزهرا

استاد حاجی محمد محقق معارن ریاست اجرایی و رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در ارتباط به حادثه تروریستی شب قدر در مسجد جامع الزهراء (س) پیام داد.

شب گذشته دو عامل انتحاری مسجد الزهرا را در غرب شهر کابل هدف قرار دادند و در آن هشت تن به شمول حاجی رمضان حسین زاده از متنفذین قومی و هیات امنای مسجد الزهرا شهید و ۱۲ تن دیگر زخمی شدند.

متن پیام استاد محقق با این شرح آمده است:

بسم الله الرحمٰن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتاً بل احیاءُ عند ربهم یرزقون

بار دیگر دستان جنایتکار بیگانه از آستین گروهکهاى تروریستى فعال در کشور بیرون آمد و مقدسترین مکان، مسجد، خانه خدا را در مقدس ترین زمان "شب قدر بیست و یکم رمضان المبارک" بخون کشید و بندگان خدا را در حال عبادت و بندگى پروردگارشان هدف قرار داده به شهادت رسانیدند و تعداد زیادى از خانواده هاى مسلمان و مؤمن را داغدار نمودند.

گروهک هاى تروریستى، در راس گروهک ضالٌه، تکفیرى، وهابى و جنایتکار داعش که مدعى جهاد در راه خدا در مقابل خارجى ها نیز هستند؛ حمله وحشیانه و کور شان را در ماه مبارک رمضان و در شب مبارک قدر علیه مسلمانان ملکى و احیاء گر لیله القدر چگونه توجیه میکنند؟
آیا ریختن خون مسلمانان ملکى در مسجد حسنه است؟

آیا این کار حمله بر مسجد که قتل و ترسانیدن مردم را در پى دارد از مصادیق بارز افساد فى الارض نیست؟ و عاملان آن مستحق اشد مجازات نمی باشند؟

گروهک هاى تروریستى مدعى اند که با خارجى ها و على الخصوص آمریکا می جنگند؛ آیا در غرب کابل، دشت برچى و مسجد الزهراء کدام پایگاه خارجى و یا شخصیت خارجى وجود داشته که آنها بالایشان حمله کردند؟

اینها میگویند (به ادعاى خودشان) با دولت دست نشانده میجنگند؛ آیا در این محفل عبادت کدام عنصر دولتى بوده که بالایش حمله کرده اند؟ و یا کدام شخصیت از ارکان نظام حضور داشته؟ و یا اینکه بر خلاف، اشتراک کنندگان این محفل عبادى تماماً مردم غیر نظامى بودند و فقط براى عبادت و احیاء شب قدر جمع شده بودند؟

با توجه به آنچه تذکر رفت، باور دارم که حمله کنندگان بر مسجد الزهراء، عمال بى اراده قدرتهاى بیرونى هستند که در راه تحمیل اراده باداران شان بر مردم افغانستان به هر کار نامشروع و جنایت بار دست میزنند و هیچگونه احساس اسلامی و انسانی نداشته و در برابر مردم کشور ما هیچگونه احساس همدینى و هموطنى ندارند.

اینان از نظر اعتقادى همانند خوارج هستند که حرمت مسحد، خانه خدا و خون بندگان خدا را نگه نمی دارند؛ فقط به لقلقه زبان شعار اسلام را تکرار میکنند ولى به هیچ اصلى از اصول دین خدا پایبندى ندارند، چنانکه خوارج با شعار فریبنده لاحکم الا لله، خون "على" ولىّ خدا و خلیفه و جانشین پیامبر را در ماه مبارک رمضان، آنهم در شب قدر، در محراب مسجد کوفه، در حال نماز، ریختند و عرش خدا را لرزانیدند. اکنون خوارج معاصر و فرزندان عبدالرحمن ابن ملجم مرادى لعنه الله علیه خون مسلمانان را در محراب و در حال نماز می ریزند و به آن افتخار هم میکنند.

اینجانب این عمل ناجوانمردانه بر نمازگزاران ملکى را محکوم نموده بر عاملین حادثه نفرین فرستاده براى شهدای حادثه علو درجات، براى مجروحین شفاى عاجل و صحت کامل و براى خانواده های شهداء صبر جمیل و اجر جزیل مسألت مینمایم.

لازم است یاد آورى نمایم که در جمع شهداى عزیز حادثه شب قدر در مسجد جامع الزهراء شخصیت خدوم و متدین "حاجى رمضان حسین زاده" نیز قرار دارد که عمر شریف خویش را در راه خدمت به مردم فقیر و بیچاره و تبلیغ و ترویج احکام اسلام سپرى نمود.

حاجى رمضان حسین زاده از مداحان و منقبت خوانان معروف پیامبر اکرم و اهلبیت طاهرینش بود که تمام افتخارش در زندگى، ساختن مسجد و برگزارى محافل و مجالس محرم و عاشوراى حسینی، حمایت از قاریان قرآن کریم و مداحان اهلبیت بود. خدا او را رحمت کند و در جوار غفران خودش پذیرا گردد.

اندوه من در مصیبت برادر عزیزم حسین زاده تمام نشدنى است.

والسلام على جمیع عباد الله الصالحین

حاجى محمد محقق معاون ریاست اجرایی و رهبر حزب وحدت اسلامى مردم افغانستان

کابل سر کاریز ٢۶ جوزاى ١٣٩۶

در حمله انتحاری به مسجد الزهرا ۲۰ تن شهید و زخمی شدند

در حمله انتحاری به مسجد الزهرا 20 تن شهید و زخمی شدند

حوالی ساعت ۸:۵۰ دقیقه شب بیست و یکم رمضان که مصادف با شب قدر می باشد دو عامل انتحاری مسجد الزهرا را در غرب شهر کابل هدف قرار دادند.

جنرال سالم الماس رئیس تحقیقات جنایی فرماندهی پولیس کابل می گویند که ابتدا دو عامل انتحاری تلاش کردند که داخل مسجد الزهرا شوند که با تلاش نیروهای امنیتی از ورود آنان به داخل مسجد جلوگیری شد.

آقای الماس به آوا پرس گفته است که یکی از عاملان انتحاری داخل آشپزخانه مسجد الزهرا شده و بعد از ده دقیقه مقاومت مواد انفجاری همراهش را انفجار داده است.

به گفته وی در این رویداد یک قوماندان تولی مربوط حوزه ششم با سه منسوب دیگر پولیس شهید و یک قوماندان تولی با چهار تن دیکر زخمی شده اند.

آقای الماس گفته است که در مجموع در این رویداد چهار تن از نیروهای امنیتی شهید و ۸ تن دیگر زخمی شده و همچنین سه غیر نظامی شهید و چهار تن دیگر زخمی شده اند.

در همین حال گفته می شود که حاج رمضان حسین زاده از متنفذین غرب کابل و شخصیتی که معمولا برای برپایی برنامه های مذهبی در مسجد الزهرا پیشگام، برنامه ریز و بانی پولی بود پس از برداشتن جراحت شدید شفاخانه ایمر جنسی شهر کابل جان باخته است.

با این حال ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان مدعی شد که حمله امشب کابل ربطی به آنان ندارد و غالبا این حملات کار تکفیری های داعش باشد چون در مسجد و علیه برادران اهل تشیع صورت گرفته که چنین اعمال نزد امارت اسلامی افغانستان مردود است.

مسجد الزهرا در غرب شهر کابل موقعیت دارد و بیشتر از برنامه مذهبی و مراسم های فاتحه خوانی در این مسجد برگزار می شود.

امشب نیز مراسم ویژه ای شب بیست و یکم قدر در این مسجد در حال برگزاری بود که عاملان اتنحاری باعث برهم زدن این مراسم شد و تمام راه های منتهی به این محل توسط نیروهای امنیتی مسدود شده و به کسی اجازه رفت و آمد داده نمی شود.

داعش مسئولیت حمله به مسجد الزهرا را برعهده گرفت

داعش مسئولیت حمله به مسجد الزهرا را برعهده گرفت

گروه تروریستی داعش مسئولیت حمله انتحاری شب گذشته در مساجد الزهرا در غرب شهر کابل را برعهده گرفت.

خبرگزاری اعماق که وابسته گروه تروریستی داعش می باشد خبر حمله انتحاری در مسجد الزهرا را منتشر کرد و همچنین این گروه مسئولیت آن را نیز برعهده گرفته است.

شب گذشته حوالی ساعت ۸:۵۰ دقیقه دو فرد انتحاری با واسکت های مملو از مواد انفجاری به مسجد الزهرا حمله کردند.

یکی از مهاجمان که خود را در داخل آشپزخانه مسجد الزهرا(س) منفجر ساخت شماری از غیرنظامیان به شمول حاجی رمضان از بزرگان قومی در دشت برچی شهید و شماری هم زخمی شدند.

وقوع انفجار در مقابل مسجد الزهرا واقع در غرب شهرکابل

 

 

 

 

لحظاتی قبل یک انفجار نیرومند در مسجد الزهرا واقع در غرب شهر کابل رخ داد.

این انفجار در مقابل درب ورودی مسجد الزهرا از مربوطات حوزه ششم پولیس در غرب شهر کابل رخ داده است.

شاهدان عینی می گویند که سه نفر میخواستند که داخل مسجد الزهرا شوند که با مداخله نیروهای امنیتی مواجه می شوند و در نتیجه درگیری یکی از مهاجمان مواد انفجاری خود را منفجر ساخته و یک تن دیگر توسط نیروهای پولیس کشته شده و یکی از آنان هنوز معلوم نیست.

صدای تیر اندازی از محل رویداد به گوش میرسد.

 

فرهنگ اصیل افغانستانی یعنی چی؟

مدت زیادی است که بعضی مقالات و نوشته ها جهت نجات عده از جوانان از منجلاب بد بختی بنویسم. یکی از جمله مواردی که اکثرن به آن اهمیت قایل هستم و بخاطر نگهداری آن تأکید میکنم، همانا فرهنگ اصیل اسلامی و افغانستانی می باشد. اما دیدم که بعضی از جوانان پس از خواندن و مطالعه ای نوشته های بنده راجع به فرهنگ اصیل افغانستانی سوالاتی کردند و یا به عباره ای دیگر فرهنگ اصیل افغانستانی را مورد انتقاد قرار داده و تقریبا منکر آن گردیده اند. من با خواندن جملات و نظریات آنها مجبور شدم تا اینکه راجع به فرهنگ اصیل افغانستانی معلوماتی چند برایتان دهم. پیش از اینکه داخل موضوع شوم لازم است که تعریفی از فرهنگ نمایم:

در فرهنگ فارسی عمید آمده است که فرهنگ به معنی علم، دانش، معرفت، قوم، ملت…؛ در فرهنگ دهخدا نیز به معنی دانش و تعلیم و تربیه آمده و در فرهنگ معین آمده است که فرهنگ برعلاوه ای علم و دانش معنی خرد و عقل را نیز میدهد. تقربین تمام واژه نامه های فارسی معنی لغوی فرهنگ را چنین گفته اند. اما معنی اصطلاحی فرهنگ چیز دیگری میباشد. چنانکه جامعه شناسان تعریف میکنند، فرهنگ عبارت است از ارزشهای مادی و معنوی یک جامعه میباشد. در سایت "گی ییک مرکزی" ترکی آمده است که فرهنگ عبارت است از ویژگی های مادی و معنوی یک جامعه میباشد که در طول تاریخ بوجود آمده و از یک نسل به نسل دیگر انتقال پیدا کرده است. این سایت در ادامه مینیویسد، فرهنگ عبارت است از هویت یک جامعه و همچنان طرز زندگی و تفکر یک جامعه و اجتماع میباشد.

از معلومات بالا چنین به نظر میرسد که اصطلاح فرهنگ بیانگر هویت، طرز زندگی، فکر، ارتباطات خانوادگی، رسم و رواج، سمبول… یک جامعه، ملت، کشور… میباشد و فرهنگ هر جامعه مختلف میباشد. بناءً میتوان گفت که فرهنگ عبارت است ارزشهایی میباشد که از طرف تمام ویا اکثر اقشار جامعه قبول گردیده و شکل یک سمبول و نشانی آن جامعه و ملت را به خود گرفته باشد. زمانیکه انسانها شخص و جامعه ای با چنین ویژگی را دید، درحال بداند که این شخص مربوط فلان ملت و کشور است ویا نام این جامعه فلان است… وغیره.

زمانیکه از فرهنگ اصیل افغانستانی حرف میزنیم باید بگوییم هر آن چیزیکه بیانگر هویت افغانستان باشد، فرهنگ ما میباشد و باید از آن مراقبت نمود. بطور مثال: لباس مردانه و زنانه ی کنونی- بدون برقه یعنی چادری که بعد ها وارد فرهنگ ما گردیده است- ، ارتباطات خانوادگی، احترام به بزرگان و شفقت به خوردسالان، عقیده ای اسلامی، شکل احوالپرسی، مهمان نوازی، فداکاری، همدلی، همدردی، ازدواجها از طریق خواستگاری، موسیقی ناب و نواخته شده با دمبوره، غژک و امثال آن، زبانهای موجود در کشور، شکل ازدواج و عروسی، ختتنه سوری، انواع و اقسام غذاها، محرمیت نام زن و همچنان جدا بودن محافل و منازل زنان و مردان در خانه، جامعه و اجتماع…وغیره. همه از جمله فرهنگ اصیل افغانستانی به شمار میروند. این بدان معنا است که هرگاه شخصی با چنین ویژگی ها ببینیم ویا همچو یک ویژگی را در جامعه ببینیم درحال میدانیم که این شخص یک افغانستانی است و یا این جامعه افغانستان و یا گوشه ای از آن است.

متأسفانه که بعضی از جوانان ویا کهن سالان بعضی کارکردها و تطبیقات خراب و ناپسند جامعه ای ما را در نظر گرفته تقریبا منکر تمام فرهنگ اصیل افغانستانی میشوند. بطور مثال: عده ای از جوانان به شوهر دادن دختران در سنین کوچک ویا بدون رضایت آنها، بد دادن دختر، بی نظافتی، عقب ماندگی، مساله ای لواطت… وغیره را مثال نشان داده بالای فرهنگ افغانستانی انگشت انتقاد را بالا میکنند؛ درحالیکه بد دادن دختر، بی نظافتی و کثافت، لواطت… از جمله عملهای نا مشروع و نا پسند جامعه ای ما میباشد که ندرتن بوقوع میپیوندد. دختران نه تنها در افغانستان بلکه در بعضی کشورهای پیشرفته ای جهان نیز بعضن در سن کوچک در عقد نکاح در آورده میشوند اما کسی از آن حرف میزند. بطور مثال: چندی پیش یکتن از ممثلین سریال ترکی "کمین وادی گرگها" با دختر ۲۰ ساله عروسی نمود؛ درحالیکه خودش ۴۱ سال عمر داشت؛ مساله ای لواطت یکی از جمله منفورترین عمل جامعه ای میباشد که تقریبن همه اقشار جامعه از آن نفرت دارند- اینکه ندرت کسانی دست به این عمل میزنند این به معنی فرهنگ بودن نیست و نمیشود- درحالیکه در بعضی ممالک پیشرفته و اروپایی نه تنها لواطت صورت میگیرد حتا بعضی از کشورها اجازه ای ازدواج همجنسگرایا را نیز داده اند و یا در حال تصویب قانون آن میباشند، اما همچو جوانان این موضوع را در نظر نگرفته درحال برچسب را به پیشانی افغانستانی ها زده و ما را بد نام میسازند.

بدون شک که در جامعه ای ما بعضی خرافات و اعمال نا معقول و نا مشروع وجود دارد، اما این بدان معنا نیست که ما از خود فرهنگ نداریم ویا فرهنگ ما مملو از خرافات و اشتباهات است! ما زمانی به یک موضوع نام فرهنگ را میدهیم که آن موضوع ویا کار یا از طرف تمام اقشار و ای اکثر باشندگان جامعه مورد پسند قرار گرفته باشد؛ درغیر آن همچو یک عمل به جز از یک عادت و عملکرد خراب چیز دیگری نمی باشد.

یکی از جمله ویژگی های فرهنگ همانا تغیر پذیری آن میباشد. بناءً خواه نخواه بعضی ارزشهای ما به مرور زمان و نظر به شرایط تغیر میخورد، اما در مقابل ما باید تا حد توان بعضی موارد را حفظ و از آن نگهبانی کنیم. زیرا اگر تمام ارزشهای مدی و معنوی ما تغیر کند، آنگاه نمیتوان از ملت افغانستان ویا فرهنگ افغانستانی نامی برد. بطور مثال: شکل و نوع تعمیر و خانه ها، انواع و اقسام وسایط، غذاها، عرف خراب بد دادن و بدون رضایت به عقد نکاح در آوردن دختران تغیر کند ویا از بین رود کدام باکی ندارد؛ اما اگر زبان، شکل روابط خانوادگی، محافل عروسی، ختنه- طبعن که طرفدار مصارف بیجای آن نیستم اما شخصی توانایی آنرا داشته باشد چندان باکی ندارد- مهمان نوازی، شکل و نوعیت لباسها، موسیقی ناب ما، شکل محرمیت زنان… وغیره تغیر کنند، آنگاه ما افغانستانی ها محکوم به نابودی میشویم.

امید که ما جوانان امروز که آینده سازان فراد و امید وطن هستیم، ویژگی ها و فرهنگ اصیل افغانستانی خود را در نظر گرفته در صدد داشتن یک کشور زیبا شده و با ممالک دیگر شانه به شانه حرکت کنیم.
 

توپ استراتژی جدید در میدان پنتاگون

افغانستان که قرار بود با حمله نظامی امریکا روزهای امن را تجربه کند طی ۱۶ سال گذشته در اعتراف فرماندهان امریکایی به بن بست و یا به عبارتی شکست رسیده، طالبان به همراه بیست گروه تروریستی دیگر در افغانستان فعالیت می کند و داعش در تلاش برای ریشه دواندن در کشور است.

انتظارها برای اریه استراتژی جدید از سوی دونالد ترامپ در افغانستان تاکنون صورت نگرفته و در تازیه ترین خبر، تعیین تعداد نظامیان امریکایی برای اعزام به پنتاگون سپرده شده است در حالی که وزیر دفاع امریکا در برابر کنگره گفت که در وضعیت پیروزی جنگ با طالبان نیستند.

هم اکنون ۸ هزار و ۴۰۰ نظامی امریکایی در افغانستان حضور دارند که در چارچوب نیروهای ناتو در بخش آموزش نیروهای امنیتی کشور فعالیت می کنند.

به نظر می رسد که از آغاز ریاست جمهوری ترامپ، ارتش امریکا آزادی عمل و اختیارات بیشتری به دست آورده و تنظیم تعداد نیروهای نظامی این کشور در سوریه و عراق نیز به وزیر دفاع این کشور سپرده شده بود.

هرچند برخی از مقام های دولتی امریکا مخالف افزایش نیرو در افغانستان هستند اما با توجه به تمایل وزیر دفاع و درخواست های مکرر فرماندهان نظامی امریکا، احتمال افزایش نیرو تا ۵۰۰۰ تن بسیار زیاد می باشد.

اما آنچه طی یک و نیم دهه جنگ در افغانستان رخ داد و از آن شکست امریکا یاد می شود مرتبط به سیاست در پیش گرفته این کشور است، واشنگتن هیچ گاه طالبان را جز نام چند رهبر این گروه شامل لیست سیاه نکرد.

پاکستان به عنوان متحد امریکا در منطقه، منشا و مامن تروریستان است که از یک سو در پی به انزوا کشاندن هند می باشد و از جانب دیگر خواهان حکومتی طالبانی بر افغانستان که زیر چتر حمایت واشتگتن به اهداف خود دست می یابد اما می ماند حکومت وحدت ملی.

حکومت وحدت ملی از ابتدای تشکیل و اقدامات سلطه جویانه اشرف غنی روز به روز در اختلاف های عمیق داخلی غرق شده و در غفلت آنچه در میدان جنگ می گذرد، عامل اصلی ناامنی های کشور می باشد، طالبان با سود بردن از فضای پرتنش سیاسی توانستند پایگاه های خود را از جنوب به شمال انتقال داده و بیش از ۵۰ درصد خاک کشور را در اختیار داشته باشد.

در این میان اگرچه امریکا سعی دارد خود را متضرر در جنگ افغانستان نشان دهد اما ابرقدرتی به مانند آن نه تنها با میلیاردها دالر کمک سبب احیای کشور نشد بلکه فساد را از حکومت گرفته تا پایین ترن نهادها ریشه ای کرد و در پس پرده، افغانستان را بدل به میدان رقابت با رقبای منطقه ای کرد و در کنار دیگر غارت ها معادن عظیم اورانیوم هلمند را به یغما برد.

امریکا همانگونه که حکومت کرزی را بنا نهاد، حامی اصلی قوم پشتون برای قدرت و پشتیبان اشرف غنی می باشد، رهبرانی که تمامی توان خود را برای مصالحه با طالبان خرج می کنند و عملا هیچ مقابله جدی در میدان های نبرد علیه این گروه تروریستی صورت نمی دهد.

همانگونه که ابهام در تعریف دشمن میان جبهه های جنگ از سوی نیروهای امنیتی موج می زند و رهبران جنگ بر اساس استراتژی حکومت اراده ای برای نابودی طالبان ندارند، امریکا نیز طی یک و نیم دهه گذشته جنگ گسترده برای نابودی ترویسم نداشت و اگر جز این بود برای ابرقدرت نظامی جهان از میان بردن یک گروه تروریستی طی چند ماه صورت می گرفت.

حال با اختیاراتی که ترامپ به پتناگون داده است، روابط پاکستان _ افغانستان و پاکستان _ هند از اولویت های استراتژی این کشور برای افغانستان می باشد و همچنان اسلام آباد برگ برنده را در اختیار داشته و کابل به مانند گذشته آنچه واشنگتن مصلحت می داند را اجرا خواهد کرد.

معرفى مختصر افغانستان

افغانستان ( سرزمین افغانها ) یک کشور کوهستانى و محاط به خشکه است که در  آسیاى مرکزى موقعیت دارد .
 این کشور که  تاریخ پنج هزار ساله دارد ، نخست به نام آریانا و بعداً به نام خراسان یادگردیده ، اما در سال ١١٢۶ خورشیدى در زمان حاکمیت احمد شاه بابا ،افغانستان جاى تمام آریانا و خراسان را گرفت .
  بعضى از  مؤرخین  تعین دقیق سرحدات امپراطورى افغان را کار دشوار دانسته ، اما گفته اند که زمانى الى ١۶ درجه طول البلد وسعت داشت.
آنها مى گویند که  سرحدات این امپراطورى در شرق به سرهند که در ١۵٠ کیلومترى دهلى موقعیت دارد، در غرب الى مشهد که از دریاى  حزر با همین فاصله موقعیت دارد و عرض این امپراطورى  از دریاى آمو گرفته  و در جنوب الى خلیج فارس امتداد مى یافت .
 وسعت امپراطورى احمد شاه بابا وقتاً فوقتاً بنابر اختلافات میان نواسه هاى وى و بعداً میان برادران محمدزى رو به زوال گردید.
موقعیت جغرافیایى افغانستان فعلى :
شمال و جنوب غرب افغانستان مناطق خشک و هموار زیادى دارد و در جنوب آن نزدیک به مرز پاکستان دشتهاى ریگزار موقعیت دارد . افغانستان در شرق و جنوب ٢۴٣٠ کیلومتر  با پاکستان ، در غرب با ایران ٩٣۶ کیلومتر ، در شمال غرب با ترکمنستان ٧۴۴ کیلومتر ، در شمال با ازبکستان ١٣٧ کیلو متر ، در شمال شرق با تاجکستان ١٢٠۶ کیلو متر و با چین ٧۶ کیلومتر مرز مشترک   دارد .
افغانستان با داشتن ۶۵٢٨۶۴ کیلومتر مربع مساحت بعد از کشورهاى چین ، ایران و پاکستان چهارمین کشور بزرگ در منطقه میباشد . این کشور از نظر واحدها به ٣۴ ولایت و ٣٩٨ ولسوالى تقسیم گردیده است .
جنگ ها در افغانستان :
افغانها در طول تاریخ براى آزادى کشور شان در برابر  سکندر مقدونى ، صفوى هاى ایرانى ، مغول  و دیگران به جنگ و مبارزه پرداخته است .
انگلیس نیز با افغانها زورآزمایى نموده است . جنگ اول افغان – انگلیس در سالهاى ١٢١٧- ١٢٢١ شمسى ، جنگ دوم در سال ١٢۵٧ و جنگ سوم در سال ١٢٩٨ شمسى بوده است .
افغانها بعد از جنگ سوم افغان – انگلیس از استعمار انگلیس استقلال خود را دوباره بدست آورد .
این کشور بعد از استرداد استقلال کشور، تا سقوط رژیم محمدداوود که در  سال ١٣۵٧ از طریق احزاب  طرفدار شوروى (  خلق و پرچم ) صورت پذیرفت ، شاهد بعضى از بى نظمیها و ارج مرج ها بود، اما  نسبتاً آرام و در حال پیشرفت قرار داشت . 
اما یک بار دیگر جنگ و ناامنى ها زمانى در این کشور آغاز یافت که  مردم افغانستان در مقابل حاکمیت احزاب یادشده براى جهاد کمر بستند .
 نیروهاى مجهز با وسایل پیشرفته اتحاد شوروى وقت به تاریخ شش جدى سال ١٣۵٨ بر افغانستان هجوم نمودند،اما مردم افغانستان در مقابل آنها ایستاده گى نموده و تا زمانى به جهاد شان  ادامه دادند که غرور ارتش متجاوز را در هم کوبید  و به تاریخ ٢۶ ماه میزان سال ١٣۶٧ از افغانستان اخراج نمودند .
 تعداد دقیق تلفات ناشى از تجاوز شوروى وقت  معلوم نیست ، اما گفته میشود که بیش از یک میلیون افغان در نتیجه این تجاوز  جان باختند، میلیونها تن مهاجر شدند، زیربناهاى کشور از بین رفت  و ١۵٠٠٠ سرباز شوروى نیز  به قتل رسید .
مجاهدین افغان بعد از اخراج  نیروهاى متجاوز ، رژیم داکتر نجیب الله  را که  به حمایت شوروى به وجود آمده بود، سقوط داد  و حضرت صبغت الله مجددى بنابر مشوره احزاب جهادى به تاریخ ٨ ثور سال ١٣٧١ به کرسى قدرت تکیه زد.
 اما دیرى نگذشته بودکه بر سر بدست آوردن قدرت میان احزاب مختلف مجاهدین جنگهاى داخلى آغاز گردید و درا ین درگیرهاى ملیشه هاى جنرال دوستم رژیم نجیب نیز شامل شدند.
حرکت طالبان در سال ١٣٧٣ با تعهد از بین بردن بى نظمیها و حفظ ارزشهاى اسلامى درکندهار به فعالیت آغاز نمود و تا سال ١٣٧۵ تعداد زیاد ولایات به شمول کابل را تصرف نمود.  
اسامه بن لادن رهبر سازمان القاعده که باشنده اصلى عربستان سعودى میباشد و در مقابل قشون سرخ شوروى در کنار مجاهدین افغان ایستاده بود ، نیز با طالبان مسلح یک جا گردید.
اما اسامه بن لادن  از طرف امریکا به دست داشتن در رویداد ١١ سپتمبر سال ٢٠٠١ میلادى متهم گردید و امریکا از طالبان خواست تا وى ( اسامه ) را از افغانستان خارج نمایند .
اما زمانى که طالبان این خواسته امریکا را نپذیرفتند، در ماه اکتوبر همین سال نخست بر طالبان حمله هوایى و بعداً به کمک ائتلاف شمال دست به حملات زمینى زدند و رژیم طالبان را سقوط دادند.
براى از بین بردن مخالفین مسلح دولت افغانستان و القاعده ، ۴٢٠٠٠ نیروى ۴۶ کشور جهان با یکصد هزار نیروى امریکایى یکجا گردیده ، اما  با آنهم  نه تنها امنیت در کشور تامین نشده  ، بلکه فعالیتهاى مخالفین مسلح  ( طالبان ، حزب اسلامى به رهبرى گلبدین حکمتیار ، گروه حقانى و غیره ) روز به روز وسعت پیدا کرد  و اکنون دامن ناامنى ها از جنوب به ولایات شمال کشور نیز گسترش یافته است  .
 بارک اوباما رئیس جمهور امریکا در ماه مارچ سال ٢٠٠٩ میلادى هنگام اعلان نمودن ستراتیژى جدید خود در قبال پاکستان و افغانستان ، وضعیت هر دو کشور را بسیار خطرناک خواند .
اوباما در ماه دسمبر همین سال گفت که خروج سربازان خود را در ماه جولاى سال ٢٠١١ از افغانستان آغاز خواهد کرد . نیروهاى ناتو نیز سال ٢٠١۴ را براى سپردن امور امنیتى به نیروهاى افغان را  تاریخ نهایى تعین نموده است .
انواع دولت ها در افغانستان :
الف  حکومت:
محمد داؤد به تاریخ ٢۶ سرطان سال ١٣۵٢ براى نخستین بار در تاریخ افغانستان  نظام جمهورى را به عوض نظام شاهى به میان آورد . بعد از آن ، بدون طالبان که امارت اسلامى را اعلام نموده بودند  ، نظامى هاى کشور جمهورى بوده ، اما بدون حکومت منتخب کرزى ، حکومتهاى دیگر از طریق حرکتهاى نظامى و یا کودتاه ها به میان آمده است .
محمد داؤد از طریق کودتاى  سفید به قدرت سید و محمد ظاهر شاه را از ملک تبعید نمود . رژیم محمد داؤد از طریق کودتاى خونین احزاب طرفدارى شوورى ( خلق و پرچم )  از هم پاشید ، داؤد را یکجا با اعضاى خانواده وى به قتل رساند و به عوض وى نور محمد تره کى را به حیث رئیس جمهور اعلان نمود .
تره کى مربوط به حزب خلق در ماه سنبله سال ١٣۵٨ توسط حامیان حفیظ الله امین عضو دیگر این حزب به شکل مرموز در ارگ به قتل رسید و امین که تره کى  شاگرد وفادار خود مى دانست ، به حیث رئیس جمهور به کار آغاز نمود .
 اما نیروهاى شوروى بر افغانستان حمله نمودند ، امین را در دارالامان کابل به قتل رساند و ببرک کارمل مربوط حزب پرچم  به حمایت از نیروهاى شوروى به قدرت رسید .
 کارمل در ماه ثور سال ١٣۶۵ از ریاست کمیته مرکزى حزب استعفى داد و در ماه عقرب همین سال از ریاست جمهورى نیز کناره گردید و داکتر نجیب الله عضو دیگر این حزب به قدرت رسید .
 نیروهاى شوروى هنگام حاکمیت نجیب از افغانستان اخراج گردید و حکومت نجیب نیز توسط مجاهدین به تاریخ ٨ ثور سال ١٣٧١ سقوط کرد و صبغت الله مجددى به مشوره احزاب جهادى به حیث ممثل دولت اسلامى تعیین گردید
مطابق مشوره احزاب جهادى ، دو ماه بعد صبغت الله مجددى قدرت را به برهان الدین ربانى رهبرى جمعیت اسلامى تسلیم نمود و ربانى به تاریخ ٩ جوزاى سال ١٣٧١ از طرف شوراى اهل حل و عقد براى دو سال به حیث رئیس جمهور تعیین گردید .
اما ربانى به حکومت خود ادامه میداد که در سال ١٣٧۵ کابل در دست طالبان افتید  و امارت اسلامى را اعلان نمودند، اما حاکمیت طالبان در نتیجه حمله نظامى امریکا از بین رفت و حامد کرزى در نشست بن براى شش ماه رئیس اداره مؤقت و بعداً از طریق لویه جرگه اضطرارى براى دو سال به حیث رئیس اداره انتقالى تعیین گردید .
 قانون اساسى فعلى افغانستان  که به اساس آن نظام کشور جمهورى اسلامى است ، به تاریخ ١٣ جدى سال ١٣٨٢ از طرف لویه جرگه تصویب گردید . به اساس این قانون در تشکیل دولت افغانستان رئیس جمهور منتخب ، دو معاون وى ، شوراى ملى متشکل از دو مجلس ( ولسى جرگه و مشرانو جرگه ) و قوه قضایى وجود دارد . اعضاى ستره محکمه توسط رئیس جمهور تعیین  و از  ولسى جرگه   راى اعتماد مى گیرند .
 رئیس جمهور و معاونین وى از طریق راى مستقیم مردم براى پنج سال تعیین مى گردند . اگر یک نامزد در مرحله اول  پروسه انتخابات ۵٠ در صد جمع یک راى را بدست نیاورد، در این صورت دو نامزد که بلندترین آرا را داشته باشند، براى بار دوم در پروسه انتخابات سهم میگیرند . رئیس جمهور براى دو دوره ریاست جمهورى خود ر ا نامزده کرده میتواند .
 نخستین انتخابات ریاست جمهورى به تاریخ ١٨ میزان سال ١٣٨٣ به اشتراک  هشت میلیون تن  که تقریباً نصف آنها را زنان تشکیل میداد ، برگزار گردید و حامد کرزى با بدست آوردن ۵۴ در صد آرا به حیث رئیس جمهور تعیین گردید .
 کرزى در  دور دوم انتخابات  ریاست جمهورى که به تاریخ ٢٩ اسد سال ١٣٨٨ راه اندازى گردید،  نیز در حالى براى پنج سال به حیث رئیس جمهور تعیین شد که شکایات زیادى در رابطه با تقلب در انتخابات وجود داشت .
 دولت مرکزى در مناطق روستایى نفوذ کمى دارد، زیرا ضوابط اسلامى و سنتى در حل مشکلات شخصى به شمول فعالیتهاى قومى نقش مهم دارد . جامعه افغانى با داشتن رسوم قومى و اسلامى بر اساس پایه هاى قرابت و خویشاوندى استوار است ، در حالى که این سطح در مناطق شهرى تا حدى کاهش دارد.
ب : شورا ملى ( پارلمان )
 تلاش ایجاد  شوراى ملى در افغانستان براى نخستین بار در زمان امان الله خان آغاز گردید. در این دوره نخستین قانون دولت ( نظامنامه اساسى دولت در افغانستان ) از طرف لویه جرگه تصویب و در این قانون به نام شوراى دولت پیش بینى صورت گرفت .
 شوراى ملى در زمان حاکمیت نادرخان در ماه سنبله سال ١٣٠۴ خورشیدى تشکیل گردید، اما رئیس آن ( عبدالاحد مایار نماینده وردک ) توسط خود نادرخان تعیین گردید .
 بعد از آن که نادرخان در سال ١٣١۶ ذریعه شلیک تفنگچه یک شاگرد مکتب به قتل رسید ، محمد ظاهر پسر ١٩ ساله وى به حیث شاه افغانستان تعیین گردید، اما امور دولت عملاً توسط صدراعظم محمد هاشم خان انجام مى گردید .
 در دوره صدرات هاشم خان ( ١٣١٢- ١٣٢۵ شمسى ) دوره هاى دوم ، سوم ، چهارم ، پنجم و ششم پارلمان به کار خود ادامه داد .
بعضى از مؤرخین مینویسند که حکومت در دوره صدارت شاه محمود درانتخابات  دور هفتم پارلمان ( ١٣٢٨ – ١٣٣١ ) هیچ مداخله نکرد و تعداد زیاد مردم در آن سهم داشتند .
 برخلاف پارلمان هاى دیگر ، درا ین دوره بر کار دولت انتقاد صورت مى گرفت ، در آن مباحث جدى صورت مى گرفت ، اما بعد از آن الى دهه دموکراسى ( ١٣۴٢-١٣۵٢) شوراى هاى ملى تا حد زیادى تحت تاثیر حکومت قرار داشت .
در دهه دموکراسى ،چون اکنون ، شوراى ملى داراى ٢١۶ عضو داراى دو مجلس ( ولسى جرگه و مشرانو جرگه ) بود .
مؤرخین مینویسندکه این شوراى ملى در مقایسه با شوراى هاى قبلى در وضع قوانین و اتخاذ تصامیم قدرت زیادى داشت .
اما پارلمان در سال ١٣۵٢ در نظام جمهورى داؤد خان لغو گردید و پارلمان تا زمانى در کشور وجودنداشت  که داکتر نجیب الله در سال ١٣۶٧ بعد از اعلان مصالحه ملى پارلمان را به میان آورد.
شمارى از مؤرخین مینویسند که پارلمان در زمان حکومت نجیب تحت نظارت حزب و حکومت حزبى کار مى کرد و در عمل استقلال نداشت .
در زمان حاکمیت برهان الدین ربانى و طالبان شوراى ملى در کشور وجود نداشت ، اما بعد از سقوط رژیم طالبان ، به اساس قانون  اساسى جدید انتخابات دور اول ولسى جرگه براى  ٢۴٩ کرسى به تاریخ ٢٧ سنبله سال ١٣٨۴ برگزار گردید و دور دوم آن به تاریخ ٢٧ سنبله سال ١٣٨٩ برگزار خواهد شد .
در شوراى که از طریق انتخابات سال ١٣٨۴ به وجود آمده ، نماینده گان ولایات مختلف  که داراى مفکوره هاى مخلتف سیاسى اند عضویت دارند و شمارى از آنها وابسته به احزاب نیز میباشند .
مردم : 
نفوس مجموعى افغانستان حدود ٢۶ میلیون تن تخمین گردیده است  که از جمله هر هفت تن یکتن آنها درکابل زنده گى میکنند. شهر کندهار در درجه دوم قرار دارد که بیش از نیم میلیون نفوس دارد ، بعد از آن شهر هرات در غرب ، مزار شریف در شمال و شهر جلال آباد در شرق کشور شهرهاى بزرگ میباشند . حدود ٢،۵ میلیون مهاجر ثبت شده افغان تا حال در پاکستان و ایران زنده گى میکنند .
از جمله لسانهاى پشتو ، درى ، ازبکى ، ترکمنى ، بلوچى ، پشه یى ، نورستانى و لسانهاى مروج دیگر در کشور پشتو ودرى لسانهاى رسمى دولت میباشد .
تناسب جنسیت طورى است که در مقابل هر ١٠٠ زن ١٠٣،٢ مرد موجود اند و تعداد اوسط فامیلها ۶،٣ تن میباشد .
مذاهب :
بیش از ٩٩ فیصد نفوس افغانستان را مسلمانان تشکیل میدهد که ٨٠ در صد آنها سنى ، ١٩ در صد شیعه و یک در صد پیروان مذاهب دیگر مانند هندو ، سکها و تعداد کم عیسوى ها میباشند.
تعلیم و تربیه :
 سطح سواد در افرادى که سن آنها بالاتر از ١۵ سال مى باشد، ٣۴ در صد بوده ، در مردان ۴٣،١ در صد و در زنان  ١٠ الى ١۵ فیصد میباشد .
 
 تا سال ١٣٨٩ بیش از هفت میلیون دختر و پسر در سطح کشور شامل مکتب شدند ، اما وزارت معارف مى گوید که هنوز پنج میلیون تن دیگر به مکاتب دسترسى ندارند.
به همین ترتیب مشکلات قابل ملاحظه در بخش تعلیم و تربیه چون  نبود بودجه و تعمیر مکاتب ، رواجهاى موجود در جامعه  و کمبود مکاتب مسلکى مخصوصاً در مناطق روستایى وجود دارد .
این درحالیست که تعلیم رایگان است و تعلیمات ابتدایى لازمى است ، اما دسترسى به تعلیم و تربیه یک مشکل مى باشد . صرف ١٧،۴ در صد اطفال به مکاتب ابتدایه در قریه هاى خود دسترسى دارند و ٣٧ در صد باید جهت رفتن به نزدیکترین مکاتب ۵ کیلو متر سفر نمایند و ٢٩،٩ فیصد شاگردان باید بیش از ١٠ کیلومتر سفر نمایند تا به مکتب برسند.
مشکلات مکاتب متوسط نیز مشابه به مکاتب ابتدایه است .  ٧،٧ فیصد شاگردان این مکاتب در قریه هاى خود مکتب دارند و ۴١ فیصد باید براى رفتن به مکتب بیش از ١٠ کیلومتر فاصله را طى کنند تا به مکتب برسند.
وضعیت لیسه ها خرابتر از آن است ، چرا که از جمله هر ۵ شاگرد ٣ تن آنها بیش از ١٠ کیلومتر فاصله را طى مى کند تا به مکتب برسند و از جمله پنځ طفل  تنها یک طفل  در پنج کیلومترى لیسه دارند.
در زمان حاکمیت طالبان مکاتب دولتى دختران از بین رفته بود، اما در حال حاضر ٣۴ درصد شاگردان را دختران تشکیل میدهد و ٣٠ فیصد ١٧۵ هزار معلم را زنان تشکیل میدهند.
بنابر تخمین یونیسف ، بیش از هشتاد فیصد دختران  و حدود ۵٠ فیصد پسران  به مراکز تعلیم دسترسى ندارند. به گفته وزارت معارف ، در حال حاضر ( ١٠ سنبله سال ١٣٨٩ ) ۴٢٠ باب مکتب به علت ناامنى در  سطح کشور مسدود میباشد .
 صحت :
ارقام مرگ ومیر در افغانستا ن بلندترین رقم مرگ و میر در سطح جهان مى باشدکه در هر ۵ پنج طفل یک طفل قبل از سن پنج سالگى جان میدهد و در هر  ٨ خانم یک خانم  به علت مشکلات نسایى ولادى مى مرد.
همچنان ٧٠ فیصد تمام نفوس افغانستان دست رسى به آب صحى آشامیدنى ندارند، حد اوسط زنده گى براى خانمها و اقایان  در افغانستان ۴۴سال اندازه گردیده است،  مردم افغانستان قبل از جنگهاى که در سال ١٣۵٧ آغاز گردید یک سیستم صحى اصلاح شده داشت و در شهر ها مانند کابل یک سیستم صحى مراقبت نیمه پشرفته وجود داشت. طى حمله روس وجنگهاى داخلى سیستم مراقبت صحى تنها در شهر ها باقى ماند که بعداً بطور کلى از بین رفت.
حدود ٣٠سال جنگهاى مسلسل تقریباً یک میلیون افغان را در کشور معلول نموده است و حدود ٨٠٠٠٠ فرد در اثر ماینها پاهایشان را از دست داده  که این بلند ترین رقم در جهان مى باشد
بعد از سال ١٣٨١ سیستم مراقبت به صحت در کشور به کمکهاى جامعه جهانى انکشاف یافت و تاکنون تعداد زیاد از شفاخانه ها و مراکز صحى دیگر در کشور ایجاد گردیده است.
اما با آن هم در شهر ها٩٠فیصد   و در مناطق دهاتى ۶۵فیصد مردم دستر سى به خدمات صحى دارند.
اقتصاد:
افغانستان یک کشور زراعتى و رو به انکشاف است، میوه خشک، قالین، پشم وتریاک  ازعمده ترین صادرات افغانستان  مى باشد.
مسؤولین دولتى اخیراً گفته اند که افغانستان  معادن طبیعى مانند گاز، نفت خام، سنگ زغال، مس، کرومایت، تالک، باریت، سلفر، سرب، جست، آهن، نمک، سنگ قیمتى و نیمه قیمتى غیر استخراج شده به ارزش سه تریلیون را دارد.
به اساس گزارش هاى سال ١٣٨۶، تولید مواد مخدر افغانستان بیش از نصف اقتصاد کشور را تشکیل میدهد که در حکومت طالبان توسعه یافته بود. بیش از ٩٠ فیصد تریاک جهان که مواد خام هیرویین است، در این کشور تهیه مى شود.
 
رسانه ها:
در افغانستان بارى نخست در سلطنت امیر شیرعلى خان در سال ١٢٩٠ جریده شمس النهار به نشر رسید و در سال ١٢۴٨شمسى در زمان حاکمیت امیر حبیب الله خان سراج الاخبار از چاپ بر آمد  که در زمان امیر عبدالرحمن خان نیز به نشر میرسید.
در دوران امانى مجله اناث تحت نام ارشاد النسوان و انیس که اکنون به گونه روزنامه به نشر میرسد و ده نشریه دیگر چاپ مى گردید.
بعد از به پایان رسیدن حاکمیت امان الله خان در سال ١٣٠٧، تا زمانى که محمدظاهر در سال ١٣۴٣ آزادى مطبوعات را اعلام نمود ، مطبوعات در سانسور وکنترول دولت بود.
مطبوعات در زمان حاکمیت محمد داؤد  و بعداً در زمان حاکمیت احزاب خلق و پرچم تحت سانسور دولت بود، اما در اواخر حکومت داکتر نجیب یک تعداد از احزاب نیز نشرات را آغاز نمودند.
رسانه ها در زمان رژیم طالبان نیز به طور کلى در اختیار حکومت قرار داشت  و تلویزیونهاى دولتى نیز اجازه فعالیت را نداشت .
اما بعد از سال ١٣٨١به رسانه هاى آزاد اجازه فعالیت داده شد و اکنون تعداد زیادى از رسانه هاى دولتى، شخصى و ولایتى(محلى) به مصارف اداره هاى شخصى و کمک خارجیها ایجاد گردیده است.

چالش های آموزش و پرورش در مکاتب خصوصی

همچنان که در نوشته ی قبل پیرامون رویکرد تجارتی مراکز آموزشی خصوصی سخن گفته شد، در این نوشته به فرایند گزینش مربیان و روند آموزش و پرورش در مکاتب خصوصی پرداخته می شود. مکاتب خصوصی در کنار مکاتب دولتی بیشترین دانش آموزان را آموزش و پرورش می دهند. درچنین نهادی که این همه افراد تعلیم و تربیت می بینند؛ آیا درس و بحث در این مکاتب خصوصی کاربردی و معیاری هست؟ آیا به استعداد فردی دانش آموزان توجه می شود؟ آیا مربیان این مراکزآموزشی، در کنار سواد با روند تعلیم و تربیت آشنایی دارند؟ کیفیت درسی تا  چه میزانی در این مراکز آموزشی مورد نظر است؟ امید است که پرسش این پاسخ ها در این نوشته تا اندازه ای روشن گردد.
پس از رویکرد تجارتی مراکز آموزشی خصوصی، مسأله قابل تأمل فرایند گزینش آموزگاران در مکاتب خصوصی است. از فرایند گزینش یا استخدام مربی و آموزگار در مکاتب خصوصی به خوبی فهمیده می شود که بحث کمیت یا ساختار ظاهری خیلی مسأله مهم است، نه کیفیت و محتوای برنامه های درسی. گزینش معلمان در مکاتب خصوصی طوری است که از آموزگاران که خواهان تدریس هستند، در یک یا دو مرحله امتحان می گیرند. در امتحان مرحله ی اول، معمولا پرسش های تحریری است که در پارچه امتحان طرح می شود و مربیان پاسخ می دهند. کسانی که از این مرحله عبور می نمایند، یک درس عملی در صنف ارایه می کنند. اصل مهارت استاد در صنف و درس عملی سنجیده می شود. در صنف هیئتی از طرف اداره مکتب حضور دارد و تدریس استاد را زیر نظر می گیرد. در این آزمون عملی بیشترین توجه به این نکته است که مربی صنف را خوب کنترول کند و خاموشی محض را برپا دارد. استادی موفق پنداشته می شود که در ساعت درسی اش، هیچ صدای به گوش نرسد و تمام شاگردان لال شود. گاهی به مهارت های زبانی و اکت و اداهای استاد هم توجه می شود. اما چیزی که در این آزمون عملی، هیچ در نظر گرفته نمی شود و یا خیلی اندک و سطحی برخورد می شود، بحث دانایی وهنر انتقال این دانایی است. به کیفیت تدریس و میزان باسواد بودن استاد، آشنایی مربی با تعلیم و تربیت و دانش روان شناختی آموزگار کمتر توجه می شود. موضوع اخیر، یعنی موضوع فهم روانشناسی استاد از دانش آموز به صورت کلی هیچ  در نظر گرفته نمی شود.
با این نوع گزینش است که اساس و تهداب فرآیند آموزش و پرورش کج و نادرست گذاشته می شود. استادان که با این نوع آزمون پذیرفته می شود، مهارت کافی برای پرورش دانش آموز ندارند. در تمام مکاتب به موضوع که هیچ توجه نمی شود و یا خیلی اندک توجه می شود، بحث استعدادهای فردی دانش آموزان است. هر دانش آموز در یک بخش خاص نبوغ دارد، معلم نخبه یا ورزیده معلمی است که بتواند این نبوغ را در وجود هر دانش آموز کشف و شناسایی نموده، سپس رشد و شگوفایی دهد. قرار نیست که تمام دانش آموزان در ریاضی، دری، فیزیک و … به یک سویه توانا باشند و یا از الف تا یا حفظ کنند. ممکن کسی در نقاشی و رسامی، کسی در خطاطی، کسی در شعر، کسی در هنر و… نبوغ داشته باشد. معلمی واقعی باید آن نبوغ را پرورش داده به بالندگی برساند. کشف ذوق درونی دانش آموز و رشد دادن آن بزرگترین رسالت معلمی است. معلم باید ارزش ها را گسترش دهد، تنها ارزش علم را به سه تا چهار رشته محدود نسازد. معلمی در کارش موفق است که به ذوق درونی دانش آموزانش پاسخ گفته باشد. با کشف این ذوق درونی است که معلم می تواند، دانش آموز را عاشق مکتب، کتاب و خواندن کند؛ به عبارت دیگر بین کتاب و دانش آموز آشتی برقرارسازد. در این صورت است که درس معلم،«زمزمه ی محبت می شود» و ممکن است که چنان شوری در روح و روان دانش آموز نسبت به مکتب و کتاب ایجاد کند که«جمعه به مکتب آورد، طفل گریز پا را». این نوع برخورد است که نیروی درونی دانش آموزان را بیدار می کند. قوه ی محرک از درون شاگرد، وی را به سمت کتاب و خواندن و مکتب سوق می دهد. اما شوربختانه این امر مهم از چشمان معلمان و مربیان ما پوشیده و نا شناخته باقی مانده. هنوز هم معلمان و مربیان ما مهارت شان را در ساختار و ظواهر صنف می بینند.
در مکاتب خصوصی به جای کشف ذوق درونی شاگرد و بارور ساختن آن، قواعد سخت و دست و پاگیر بیرونی را وضع می کنند. معیارهای خیلی خشک و خسته کن و نا خوشایند که ذوق و شوق دانش آموز را از مکتب و کتاب کاملا می گیرد.  تعداد از مربیان چنان کارهای خانگی سنگینی به دانش آموزان می سپارند که بر آمدن از پس اجرای آن ممکن نیست. دانش آموز ناگزیر است که تمام وقتش را صرف آن تکلیف های توان فرسای خانگی کند و یا در جلسه بعد از طرف همان استاد حسابی کتک بخورد. از طرف دیگر مشکل اساسی پیش از تکلیف خانگی درونی نشدن درس است. تعداد زیادی دانش آموزان درس را طوری که لازم است فرا نمی گیرند، علت اصلی هم این است که مربی با دانش آموزان زبان مشترک ندارد. نوع بیان و توضیح استاد با ظرفیت دانش آموز و فراگرندگان هم خوانی ندارد. در نتیجه دل دانش آموز از کتاب، مکتب و درس کاملا بد می شود. مکتب را چنان بارسنگینی بر روی دوشش احساس می کند که بر تمام خوشی های دانش آموز سایه انداخته و کلافه اش می کند. در ذهن و ناخود آگاه دانش آموز، مکتب تصویر نهایت بدی برجای می گذارد. دانش آموز با این نوع برخوردها ناخود آگاه شرطی می شود و هرگاه نام کتاب و مکتب را می شنود، واکنش منفی نشان می دهد، از آن متنفر است و انزجار دارد. این آسیب جدی، نتیجه ی نا آشنایی مربیان با تعلیم و تربیت و بحث استعدادهای فردی دانش آموزان است.
موضوع خیلی مهم دیگر، نوع رابطه و برخورد مربیان با دانش آموزان است. طوری که در بالا اشاره شد، در مکاتب خصوصی، به معلمی بهترین معلم خطاب می کنند که درساعت درسی اش، دانش آموزان در یک سکوت تمام عیار به سر ببرد؛ حرف و صدای به گوش نرسد و صنف یک دست خاموشی محض داشته باشد. این نوع معلم نه تنها از طرف اداره، بل از طرف همقطاران خودش هم ورزیده قلمداد می شود. گه گاهی مربیان دیگر آمده رمز و راز برقراری سکوت محض در صنف را از چنین معلمی می پرسند. سکوت یا توجه به درس خوب است؛ اما به شرط که این نوع سکوت با مهارت های فراهم شود که دانش آموز را خسته نکند؛ اما سکوت تمام عیار با رفتار خشین جناب مربی برقرار می گردد. اگرکسی در ساعت این مربی صدای سردهد، چنان سیلی و کوتک نثارش می گردد که تا زنده است یادش نمی رود. دانش آموز در حالت نهایت خفقان آور، ناگزیر به سکوت کردن می شود. با چنین مربی یی برقراری رابطه صمیمانه و عاطفی ممکن نیست. همه ی ما به خوبی می دانیم که اگر از کسی متنفریم یا خوش ما نمی آید، سخنش را نیز خوش ما  نمی آید؛ حتی اگر سخنش خوب هم باشد، روان ما واکنش منفی نشان می دهد و در مقابلش قرار می گیریم. دانش آموزان هم دقیقا همین حالت را تجربه می کنند. ذهن شان در مقابل سخنان خوب معلم مستبد، بازهم واکنش منفی نشان می دهد و از پذیرفتن و عمل نمودن به آن سر باز می زند. در نتیجه امر تعلیم فلج و ناموفق به پیش می رود و دانش آموزان تعلیم و تربیت درست نمی شود. 
وزارت معارف و دیگر نهادهای مسوول، وظیفه دارند که به این مشکلات بسیار فراگیر رسیدگی نموده، ناروایی های آموزش و پرورش را از راه بردارند تا بعد از این، دانش آموزان، کم مایه و بی مهارت از مکاتب فارغ نشوند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن