خانه «=« آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه (برگه 3)

آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

بهبود وضیعت اقتصادی شرط نجات افغانستان از بحران کنونی

مقام های روسی می گویند بهبود اقتصاد و عملی شدن پروژه‎های مشترک در افغانستان می‎تواند این کشور را از مشکلات امنیتی که اکنون با آن رو به رو است بیرون کند. نیکولای پاتروشیف رئیس شورای امنیت روسیه در گفت و گو با یک روزنامه روسی گفته‎است، راهکارهای اقتصادی می‎توانند در جلوگیری از گسترش تروریزم موثر ثابت شوند.
رئیس شورای امنیت روسیه از گفت و گوها میان ادارات امنیتی دو کشور در این مورد و بحث‎های خودش با رئیس جمهور غنی در زمینه نیز یادآور شده‎است.
به گفته وی کشورش در حال حاضر در بخش‎های انرژی، زراعت، تکنالوژی نظامی و دیگر سکتورها با افغانستان روابط اقتصادی دارد و در حال حاضر حدود ۳۰ شرکت آماده سرمایه گذاری در افغانستان اند.
این اظهارات در حالی مطرح شده‎اند که اطاق های تجارت و صنایع افغانستان می‎گوید، روابط اقتصادی میان افغانستان و روسیه نسبت به گذشته‎ها پررنگ نیست.
پاتروشیف بهبود وضع اقتصادی افغانستان، کاهش میزان بیکاری مردم و بلند بردن سطح دانش را عناصر اساسی در تامین صلح و ثبات در افغانستان خوانده است.

بی‎میلی مهاجرین به بازگشت

محمدرضا باهر، معاون سخنگوی وزارت امور مهاجرین و عودت‎کنندگان، می‎گوید که از آغاز سال جاری میلادی تاکنون، حدود ۴۶۷هزار مهاجر غیرقانونی افغان از کشورهای پاکستان و ایران به کشور بازگشته‎اند.

به گفته او، بیشتر بازگشت‎کنندگان افرادی هستند که به شکل غیرقانونی در این دو کشور مهاجرت کرده بودند. شمار عودت‎کنندگان در سال گذشته میلادی، ۱ملیون و ۱۴۷هزار نفر بود. اکثریت آن‎ها از پاکستان و ایران به کشور عودت کرده بودند. این رقم در سال جاری میلادی بیش از دو برابر کاهش داشته است.

معاون سخنگوی وزارت مهاجرین و عودت‎کنندگان می‎گوید که عمده‎ترین عامل کاهش در بازگشت مهاجرین افغان از پاکستان و ایران، کاهش کمک‎های سازمان ملل به عودت‎کنندگان است. به گفته باهر، سال گذشته برای هر بازگشت‎کننده‎ای که دارای مدرک قانونی بود، ۴۰۰ دالر امریکایی به صورت نقد پرداخت می‎شد، اما امسال این کمک نقدی به ۲۰۰ دالر کاهش یافته است.

او گفت که به همین دلیل بیشتر مهاجرین افغان در پاکستان و ایران به جای بازگشت به کشور ترجیح می‎دهند در همان کشورها ساکن بمانند؛ زیرا مبلغ ۲۰۰ دالر کمک نقدی نمی‎تواند مشکلات ابتدایی آن‎ها در محل بازگشت شان را رفع کند. اما آگاهان امور اجتماعی عوامل متعدد دیگری را در کاهش میزان بازگشت مهاجرین از پاکستان و ایران دخیل می‎دانند. سید ناصر موسوی، آگاه امور اجتماعی، به این عقیده است که عامل اصلی کاهش در میزان بازگشت مهاجرین، تشدید جنگ و افزایش ناامنی در کشور است.

او همچنان فقدان زمینه کار، نبود سرپناه و کمبود زمینه‎ها و امکانات آموزشی را از دیگر عواملی می‎داند که باعث بی‎میلی مهاجرین برای بازگشت به کشور شده است.

مهاجرین افغان در حالی به ماندن در کشورهای پاکستان و ایران دلگرم شده‎اند که بعضی از فعالان مدنی وضعیت زندگی آن‎ها در این کشورها را بسیار ناگوار توصیف می‎کنند.

عین‎الدین بیگ، فعال مدنی، با اشاره به دشواری‎های زندگی افغان‎ها در ایران و پاکستان، تأکید دارد که دولت باید هرچه زودتر زمینه بازگشت آن‎ها از این دو کشور را فراهم کند.

او گفت که اولین اقدام در جهت بازگشت مهاجرین، تأمین امنیت و برقراری صلح در کشور است. این فعال مدنی هشدار داد تا زمانی که جنگ خاتمه نیابد، هیچ افغانی حاضر نخواهد شد به کشورش برگردد. او همچنان گفت که ایجاد فرصت‎های شغلی و آموزشی از دیگر مواردی است که نقش تأثیرگذار در روند بازگشت آبرومندانه مهاجرین از پاکستان و ایران به کشور دارد.

عین‎الدین بیگ تأکید کرد که وزارت مهاجرین و عودت‎کنندگان زمانی می‎تواند با جرئت از مهاجرین دعوت به بازگشت کند که ابتدایی‎ترین امکانات زندگی برای آن‎ها در داخل کشور فراهم شود. او افزود در صورتی که ابتدایی‎ترین امکانات برای زندگی عودت‎کنندگان در کشور فراهم نباشد، دعوت آن‎ها برای بازگشت به کشور، یک کار اشتباه است.

پدیده مهاجرت در کشور یکی از جنجالی‎ترین پدیده‎هایی است که دولت علی‌رغم همه تلاش‎ها هنوز موفق به مهار آن نشده است. به همین دلیل، افغانستان، پس از سوریه، دومین کشور بزرگ صادرکننده مهاجر در سطح جهان است.

محکومیت حمله انتحاری به مرکز خبرگزاری اوا پرس

بسم الله الرحمن الرحیم
《إنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم》. (سوره مبارکه الرعد: آیه ۱۱)
تروریست‌های وحشی و دستان کثیف دشمنان اسلام با حمله به مرکز خبرگزاری صدای افغان و خلق حادثه تلخ تروریستی روز پنج‌شنبه در غرب کابل، تعدادی از مؤمنان، جوانان متدین و متهعد، اصحاب فرهنگ و اهالی رسانه را به شهادت رساندند. این اقدام وحشیانه را که باعث تألم و تأثر فراوان شد، محکوم کرده و شهادت مظلومانه برادران و خواهران مسلمان را به ملت افغانستان و بویژه خانواده معزز شهدا تسلیت می‌گوییم.
ضمن آرزوی علو درجات برای شهدا و شفای عاجل برای مجروحان، نکاتی را با توجه به شرایط خاص منطقه و بخصوص کشور شما یادآور می‌شویم:
مطمئناً آن ملت بیدار عوامل اصلی این حملات ترویستی را می‌شناسند؛ ولکن وقت آن است که بر اساس این علم و آگاهی حرکت کنند.
اکنون ضرورت دخالت مستقیم مردم در تأمین امنیت خود احساس و حمله‌های متعدد دشمنان آن ملت بزرگ و قهرمان و توسعه دامنه اعمال وحشیانه آن‌ها، این موضوع مهم را به اثبات رسانده است.
بنابراین در این شرایط لازم است در تأمین امنیت خود سهم بگیرید تا از این طریق عجز و ضعف‌ عناصری که نقش نماینده‌های شما ملت مسلمان را در عرصه تأمین امنیت و حمایت از حقوق شما تقبل کرده‌اند، جبران گردد.

دفتر انجمن فرهنگی تبلور اندیشه  (1396) مشهد مقدس

استعفای عطامحمد نور و قانونمندی ارباب و رعیت

در میان عوام ضرب المثلی است که می گوید “سیاست پدر و مادر ندارد” یعنی “حرامزاده ” است. اصول و ارزش برایش بها ندارد، مثل باد هر طرف که منافع اش باشد همانسو می وزد. نمونه اش در افغانستان گلبدین حکمتیار است. مهم نیست که دیروز در مورد دولت و امریکا چه می گفت امروز که بدون آنکه تغییری در همان اوضاع پدید آمده باشد آنها وی را در لب دسترخوان خود پذیرفته اند باد و طوفان به نسیم خوش و خنک مبدل می شود.

ولی سیاست در عین حال یک علم و یک هنر است. علم قدرت است. برای اعمال قدرت یا کسب آن و احتمالا مخالفت با آن بایست بازی های قدرت را دانست، توازن قوا را فهمید، احتمالا آنرا تغییر داد، برنامه داشت، مثل بازی شطرنج بازی بعدی را پیشبینی نمود، دوست و دشمن را تفکیک کرد، متحدین را شناخت و میان آنها سلسله مراتب قایل شد و… 

سیاست در عین حال یک هنر است. باید شیوه های درست و کارمند را بکار برد، قادر به “تحلیل مشخص از اوضاع مشخص” بود، جلو رفت و عقب نشست، “یک گام به پیش، دو گام به پس” را یاد داشت، احساس و عاطفه یا رعب و ترس را ماهرانه اعمال نمود.

سیاست علم و هنر است ولی می تواند ناب باشد، اهداف عالی و رستگارانه داشته باشد، منظور خدمت به مردم و اعتلای جامعه باشد و یا غصب قدرت برای منافع خصی یا قومی یا گروهی، با شیوه نرمش و اعتدام انجام گیرد یا با خشونت و استبداد.

در این میان “سیاست کردن” در کشورهای مستعمره یا نمیه مستعمره (اصطلاحی که در دهه ۱۹۶۰ و۱۹۷۰ بکار برده می شد و دیگر وجود ندارند)، یا کشورهای وابسته قانونمندی خود را دارد. در کشور های وابسته بویژه کشورهایی که تمام یا بخش بزرگ ماحیتاج و نیازمندی های آن توسط کشور امپریال، کشور بادار و ارباب (امپریالیزم از امپریال می اید) تهیه می شود و از سوی دیگر این کشور وابسته در اقیانوس آرام قرار ندارد بلکه در میان امواج متلاطم ژیوپولیتیک جهانی مانند کشتی شکسته در نوسان است و این موقعیت ژیوپولریکی برای ارباب حیاتی است، بمراتب سخت تر است. 

رابطه میان امریکا و افغانستان در زمره چنین روابط است. شما واقعا باور کردید که امریکای “جهانخوار” که همیشه در پی سود است (ماهیت سرمایه داری و شکل کنونی آن جهانی شدن)، بخاطر مبارزه علیه تروریزم و طالبان که هر دو مستقیم و یا غیر مستقیم زاده خودش است سالانه بیش از صد میلیارد دالر را در افغانستان “به آب بیاندازد” که امروز سالانه ۵ میلیارد دالر را مصرف اردوی افغانستان، از خرید کفش سربازان و تهیه خوراک تا اسلحه کند، یعنی بیشتر از تمام بودجه عادی و انکشافی دولت (که آنهم بخش بزرگ آن توسط امریکا و یارانش تهیه می شود).

جنرال عطامحمد نور، محمد محقق و جنرال دوستم و یاران شان بهتر از همه باید بدانند که سرنگونی طالبان و “بقدرت رسیدن” آنها هیچ ار تباطی با پیروزی نظامی آنها ندارد. آنها و “مجاهدین” شان را امریکا آستخدام کردند، حتی می توان با بوجی های دالر “خریدند” چون در ابتدا هنوز آمادگی ارسال نیروی زمینی را نداشتند. در هر جنگی کسی که پول و اسلحه در اختیار دارد ارباب است، دیگران اجیر و سرباز و کارگر. 

کرزی و تیم اش کسانی دیگری نبودند جز ساخته و پرداخته امریکا(مواضع کرزی در پایان ریاست اش اصل مساله را تغییر نمی دهد). کرزی قومگرای سنتی جایش را به اشرف غنی قوم مدرن و با هوش تر و مشاوره های ارباب را گوش کن تر داد. (یکبار برای همیشه بپذیرید که امریکا با مشورت فرزند خلف اش انگلستان بطور عمده به پشتون ها تکیه می کند، دیگران نیروهای کمکی اند و بس. در اینباره و درباره تعیین کرزی به حیث رییس دولت خواهم نوشت).

تراژدی عطا، دوستم، محقق در این است که فراموش کرده اند کی آنها را “پادشاه” ساخته بود و کی واقعا امروز در افغانستان قدرت را در دست دارد. امری را که عبدالله و خلیلی و دانش فهمیده اند. نزدیکی عطا با روسیه، محدودیت برای انتقال محمولات ناتو در بندر حرتان، مناسبات متشنج ترکیه و امریکا، درود فرستادن محقق به قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس که خواب را به امریکا و متحدین آن در خاورمیانه حرام کرده و سمبول ازدیاد نفوذ ایران در منطقه است، نمی تواند زنگ خطری برای امریکا نباشد. ایتلاف ایران، ترکیه، روسیه نه تنها در سوریه موجب شکست داعش و نجات رژیم بشاراسد شد بلکه علیرغم تلاش ها و مصارف زیاد موجب شکست امریکا، فرانسه، عربستان سعودی و دیگر متحدین آنها شد. امریکا نمی خواهد که چنین ایتلافی در وجود عطا، دوستم، محقق خطری برای منافع امریکا در افغانستان باشد

تکیه به عبدالله بزرگترین اشتباه غیر پشتون ها

برکناری عطا محمد نور خبری است تکان دهنده از این جهت که تصور بلخ بدون حضور والی پرقدرت پانزده ساله آن، سخت و هراس انگیز می باشد و زمانی که شمال در سیطره طالب و داعش قرار دارد با از دست دادن این ولایت، می ماند یک کشور برای ارگ قبیله گرا و متحدان تروریست آن.

در این میان نکته تاسف برانگیز ماجرا، از هم گسستگی حزب جمعیت به عنوان بزرگترین حزب حاکم افغانستان است که پشت قدرتمندترین سیاستمدار تاجیک را خالی کرد و بدل به ابزاری برای ارگ شد.

بلخ طی شانزده سال گذشته، پایگاه بزرگ اجتماعی و سیاسی عطا محمد و مرکز مقاومت شمال بود و سه سال حکومت اشرف غنی صرف به معامله کشاندن و حذف والی این ولایت نیز شده است و در همین راستا، رهبران حزب جمعیت باید با برنامه ای روشن سیاسی و ایدیولوژی واحد به حفظ عطا محمد همت می گماشتند زیرا اکنون نه زمان تصفیه حساب های درونی بلکه دوران اتحاد برای بقاست زیرا دشمن در یک قدمی برای حذف تمامی سیاستمداران غیرپشتون آماده آخرین خانه تکانی می باشد.

بزرگترین اشتباه رهبران تاجیک تکیه به عبدالله بوده و هست که هیچگاه در مقام نماینده این قومیت و حزب جمعیت عمل نکرد و بیش از همه یک پشتون بوده است و با فرافکنی اقدامات خود را تعبیر به مصلحت اندیشی می کند.

عطا محمد هرچند آلوده به فساد و زدوبندهای سیاسی است اما بلخ را از وجود هر تروریستی پاک کرده و پیشرفت و امنیتی بر این ولایت برقرار کرده که حتی پایتخت در یک و نیم دهه گذشته به خواب هم ندید و این در حالی است که هراس بزرگ از نبودن وی در راس ولایت به ناامنی کشیدن تنها منطقه با ثبات و آباد شمال می باشد.

اشرف غنی که از ابتدای حضور در سیاست، دیدگاهی جز به حاشیه راندن رهبران جهادی مخالف طالب نداشته است در سال های حکومت داری خود، از هر روشی برای حذف آنان استفاده کرد و اولین گام، تبعید رهبر قدرتمند قومیت ازبک بود و اکنون، موفق به برکناری عطا محمد نور شد.

سرنگونی حکومت داکتر نجیب توسط جنرال شورشی شمال و جنرال دوستم از یک سو و به ریاست جمهوری رسیدن برهان الدین ربانی در کنار ظهور احمد شاه مسعود و مزاری در جنگ های داخلی سبب نفرت و هراس از قدرت یابی رهبران غیرپشتون در میان رهبران پشتون شده است تا آنجا که تکرار چنین رویدادهایی بسیار خطرناک تر از جنگ و ویرانی طالب و داعش برای آنان می باشد.

حزب جنبش که تنها با نام جنرال دوستم معنا پیدا می کند حتی در دوران تبعید رهبر خود، متحد باقی ماند اما برای حزب جمعیت که همواره در چنددستگی به سر می برد نه یک رهبر بلکه چند مقام با دیدگاه ها و خط مشی سیاسی متفاوت تیشه به ریشه قدرت قوم تاجیک در سیاست و حکومت زده است.

و در مقابل عبدالله مصلحت اندیش و دلخوش به مقام تشریفاتی ریاست اجرایی، عطا محمد نوری است که جدای از ثروت بسیار و برخوردار از قدرت نظامی و اجتماعی اگر مورد حمایت سران جزب جمعیت می بود ارگ توان به چالش کشیدن قدرت و عزل وی را نداشت.

اشرف غنی که به هیچ تعهدی پایبند نیست با دسیسه های بسیار توانست رهبر میدان های نبرد را مجبور به تبعید کند و زمانیکه رهبر در میان قومیت و منطقه تحت حاکمیت خود نباشد نمی تواند بدل به نیروی برای تهدید ارگ شود و برهمین مبنا، عطا محمد بدون ولایت بلخ به سختی می تواند مانع اقدامات حکومت شده و سدی در برابر پشتونیزم شدن حکومت و گسترش ناامنی های طالب و داعش در شمال.

و بزرگترین دشمن این روزهای قدرت قومیت تاجیک و حزب جمعیت نه ارگ بلکه رهبرانی هستند که یا به دلیل هراس از فشارهای حکومت و یا تصفیه حساب های شخصی تیشه به ریشه خود زده و سرخوش از افول والی است که شانزده سال بدون رقیب، قدرت جمعیت و تاجیک را حفظ کرده بود.

و اکنون اگر دیگر عطا در بلخ نباشد ابتدا همان سران حزب جمعیتی که با سکوت و همراه شدن با توطیه های ارگ سبب برکناری والی بلخ شدند در حاشیه، سقوط خواهند کرد زیرا اگر عطا نتواند در سیاست هرج و مرج حکومت وحدت ملی با یک ولایت قدرت و ثروت بی حد و اندازه باقی بماند نه صالح می ماند و نه قانونی.

قمار ارگ و امریکا بر سر مزار شریف

ولایت بلخ و در مرکزیت آن مزار شریف، که چندی قبل و در روزگارانی نه چندان دور، مرکزیت وحدت و اتحاد و از ارکان اصلی قدرت غیر پشتون ها اعم از تاجیک و هزاره و نیز جزو معدود ولایات بزرگ و امن کشور بشمار می رفت؛ اینک در سراشیبی سقوط قرار گرفته و به یمن قمار ارگ ریاست جمهوری و امریکا در آستانه ی یک هرج و مرج سیاسی است.

اینکه عطا محمد نور والی قدرتمند و بزرگ بلخ که مرکز ثقل گفتمان های سیاسی خارج از ارگ و نیز تعاملات گسترده با ناتو و دیگر مهمانان خوانده و ناخوانده کشورمان بود؛ چه اشتباهات فاحش استراتژیکی و چینش اشتباه مهره های شطرنج خود داشته است را بارها به نقد و بررسی و قلم فرسایی نشسته ایم حال…

حال نیز مجال آن نیست که درخصوص جایگاه بیش از پیش متزلزل عبدالله بعنوان ریاست اجرایی محکوم به شکست و انزوا و نیز عضو تنها مانده و رانده شده ی حزب جمعیت اسلامی سخن برانیم بلکه باید به یاری عاجل ولایت بلخ و نیز تاجیک ها و هزاره هایی شتافت که در آتش خانه جنگی نسوزند!

گرچه تذکرهای پیاپی و دل نگرانی های پیش از این درخصوص توطئه ی پشتون ها و کاشتن بذر نفاق و تفرقه میان اقوام بزرگ غیر پشتون با کمک و همکاری خارجی ها و سرسپردگان و مزدوران ابر قدرت غرب راه به جایی نبرد و بالاخره سران تاجیک و هزاره و ازبک در گرداب خانه جنگی و شمشیر از رو کشیدن برای هم حزبان و یاران دیرین خود گرفتار آمدند اما…

اما نمی توان تمام تقصیرات را متوجه قوم بزرگ بر حکومت نشسته و میراث دار قدرت دانست چرا که اگر مزدوران و همپیمانان امریکایی در خاک کشور ما نبودند؛ هرگز بدین زودی نقشه های شوم قومی و نژادگرایانه به نتیجه نمی رسید و دیگر اینکه خود اقوام غیر پشتون نیز مستعد این موریانه های نفاق بودند و بازهم از همان سوراخی گزیده شدند که پیش از این!

این همه مقدمه و تفسیر و تحلیل برای رسیدن به این نتیجه ی قاطع بود که عطا محمد نور هرگز ترور سیاسی نخواهد شد و هرگز سرنوشتی مشابه اسماعیل خان و یا عبدالرشید دوستم پیدا نخواهد کرد چرا که برخلاف رهبر ازبک ها که همه چیزش را در قمار با اشرف غنی باخت اما والی بلخ، در رویارویی غیر قابل باور با عبدالله، هنوز چیزهای بسیاری در چنته دارد که از آن جمله می توان به نفوذ و قدرت مثال زدنی عطا محمد نور در مزار شریف، جایگاه پر نشدنی در حزب جمعیت اسلامی و در میان بزرگان غیر پشتون دارد که قطعا ماجرا را به گونه ای دیگر رقم خواهند زد.

یک شفاخانه بزرگ طالبان ازسوی نیروهای دولتی در میدان وردک کشف شد

مسوولان پولیس میدان وردک از کشف بزرگترین شفاخانه گروه طالبان در ولسوالی سیدآباد این ولایت خبر می دهند.
در خبرنامه پولیس میدان وردک که به کلید فرستاد ه شد آمده است :”این شفاخانه در پی عملیات تصفیوی نیروهای پولیس به رهبری جنرال احمد فهیم قایم قوماندان پولیس این ولایت انجام شده است”.
به نقل از خبرنامه، شفاخانه یادشده در ساحه دره تنگی ولسوالی سیدآباد موقعیت داشت و زخمیان طالبان افزون بر میدان وردک از ولایت‌های لوگر،غزنی، پکتیا، و پکتیکا نیز غرض درمان به آن منتقل می شدند و تحت عمل جراجی قرار می گرفتند.
پولیس میدان وردک تاکید داردکه این عملیات سه روز پیش به هدف پاکسازی منطقه از وجود طالبان و از بین بردن قرارگاه‌های اصلی این گروه در دره تنگی ولسوالی سید آباد راه اندازی شد.
به گفته منبع در این عملیات افزون بر وارد شدن تلفات سنگین به طالبان ذخیره‌گاه‌های مهمات این گروه نیز رفته و چهار قوماندان مشهور شان کشته شده است.
نظامیان افغان اما در عملیات یادشده آسیب ندیده اند.
طالبان تا کنون دراین مورد ابراز نظر نکرده اند.

 

مخالفت جهان اسلام و جامعه بین المللی با تصمیم ترامپ

تصمیم دونالد ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل با موجی از نارضایتی و مخالفت روبرو شده است.

رهبران کشورهای جهان اسلام و جامعه بین المللی در سطح وسیع تر به سرعت از این تصمیم انتقاد کردند و بعضی از آنها نسبت به بروز بالقوه خشونت و خونریزی هشدار دادند.

آقای ترامپ همچنین انتقال سفارت امریکا از تل آویو به بیت المقدس را تایید کرد و به این ترتیب امریکا اولین کشور در جهان می شود که رسما بیت المقدس را پایتخت اسرائیل می شناسد.

موقعیت بیت المقدس در کانون مناقشه دیرینه اسرائیل و فلسطینی ها قرار دارد. فلسطینی ها شرق این شهر را پایتخت آینده کشور فلسطینی می دانند.

به نقل از بی بی سی، مقام های قصر سفید گفته اند که تصمیم آقای ترامپ “به رسمیت شناختن یک واقعیت تاریخی و کنونی” است اما بیانیه ای سیاسی نیست و مرزهای واقعی و سیاسی بیت المقدس را عوض نمی کند.

فلسطینی ها

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی گفت که این تصمیم “به این معنی است که امریکا نقش خود به عنوان میانجیگر صلح را رها کرده است”.

او در سخنانی که از تلویزیون پخش شد گفت: “این تدابیر ملامت بار و غیرقابل قبول عمدا کلیه تلاش های صلح را تضعیف می کند.”

او پافشاری کرد که بیت المقدس “پایتخت ابدی کشور فلسطین” است.

اسماعیل هنیه رهبر گروه حماس گفت: “فلسطینی ها در هر کجا که باشند اجازه نخواهند داد این توطئه به ثمر برسد، و گزینه هایشان در دفاع از سرزمین و مکان های مقدس شان محدود نخواهد بود.”

یک سخنگوی این گروه گفت که این تصمیم “درهای جهنم را به روی منافع امریکا در منطقه باز می کند.”

اسرائیلی ها

بنیامین نتانیاهو صدراعظم اسرائیل گفت که اعلامیه دونالد ترامپ یک تحول “تاریخی” است. او این تصمیم را “شجاعانه و عادلانه” خواند.

نخست وزیر اسرائیل گفت که این سخنرانی “گام مهمی به سوی صلح بود، چون فقط صلحی قابل قبول است که اورشلیم را پایتخت کشور اسرائیل بشناسد.”

او گفت که این شهر “برای تقریبا ۷۰ سال پایتخت اسرائیل بوده است.”

رئیس‌جمهور امریکا پس از این سخنرانی ۱۱ دقیقه‌ای سند رسمی مربوط به این تصمیم را در برابر رسانه‌ها امضاء کرد

جهان اسلام

مولود چاوش اغلو وزیر خارجه ترکیه گفت که این تصمیم “غیرمسئولانه است.”

او در توییتر نوشت که “این تصمیم برخلاف قوانین بین المللی و قطعنامه های مرتبط سازمان ملل است.”

یک روز پیشتر ملک سلمان پادشاه عربستان در تماسی تلیفونی به آقای ترامپ گفته بود که این اقدام “تحریک فاحش مسلمانان در همه جای جهان است.”

عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور مصر هم اخطار داد که این اقدام اوضاع در منطقه را پیچیده تر و چانس صلح در خاورمیانه را “تضعیف” می کند.

اتحادیه عرب گفت که “این قدمی خطرناک است که پیامدهایی منفی” در سراسر منطقه خواهد داشت و نقش امریکا به عنوان “میانجیگر قابل اعتماد” در مذاکرات صلح آینده را زیر سوال خواهد برد.

ایران گفت که این تصمیم باعث “انتفاضه تازه ای” خواهد شد. وزارت خارجه ایران گفته که امریکا آشکارا قطعنامه های بین المللی را نقض کرده است.

ملک عبدالله پادشاه اردن خواستار تلاشی مشترک برای “مقابله با پیامدهای این تصمیم” شد و سخنگوی دولت اردن گفت آقای ترامپ با این تصمیم قوانین بین المللی و منشور سازمان ملل را زیر پا می گذارد.

میشل عون رئیس جمهور لبنان گفت که فرآیند صلح چند دهه عقب خواهد افتاد و وزیر خارجه قطر گفت که این حرکت “حکم اعدام برای همه کسانی است که در پی صلح هستند.”

جامعه جهانی

پاپ فرانسیس گفت: “من نمی توانم نگرانی عمیقم از وضعیتی که در چند روز اخیر پیش آمده را پنهان کنم. در عین حال، قویا از همه می خواهم براساس قطعنامه های سازمان ملل موقعیت کنونی شهر را محترم بشمارند.”

آنتونیو گوترش سرمنشی سازمان ملل گفت که بیانیه آقای ترامپ “چشم انداز صلح برای اسرائیلی ها و فلسطینی ها را خراب می کند.”

آقای گوترش گفت موقعیت بیت المقدس “باید در جریان مذاکرات مستقیم میان دو طرف حل و فصل شود.”

او گفت این مذاکرات باید “نگرانی های مشروع فلسطینی ها و اسرائیلی ها هر دو را مد نظر قرار دهد.”

اتحادیه اروپا خواستار “از سرگیری فرآیند صلحی موثر در جهت یافتن راه حل دو کشور برای دو ملت” شد و گفت که “آرزوهای دو طرف باید برآورده شود و باید راهی از طریق مذاکرات برای حل موقعیت اورشلیم به عنوان پایتخت آینده هر دو کشور پیدا شود.”

امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه گفت که تصمیم آقای ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل “قابل تاسف است.”

او خواستار تلاش ها “برای پرهیز از خشونت به هر قیمت شد.”

چین و روسیه هم این نگرانی را بیان کردند که تصمیم تازه ممکن است باعث تنش بیشتر در منطقه شود.

ترزا می صدر اعظم بریتانیا هم به جمع کسانی که از تصمیم آقای ترامپ ناراضی هستند پیوست.

یک سخنگوی او گفت: “ما در مورد تصمیم انتقال سفارت امریکا به اورشلیم و شناسایی اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل پیش از توافق در مورد موقیت نهایی آن، با امریکا اختلاف نظر داریم. به عقیده ما این حرکت کمکی به چشم انداز صلح در منطقه نمی کند.”

سخنگوی آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هم گفت که او از تصمیم رئیس جهور امریکا “حمایت نمی کند.”

استفان سیبرت گفت: “دولت آلمان از این موضع پشتیبانی نمی کند چون موقعیت اورشلیم فقط می تواند در چارچوب راه حل دو کشوری تعیین شود.”

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

مسلمانان نمی گذارند بیت المقدس پایتخت اسراییل شود

شماری از رهبران جهادی کشور موضع گیری خود را در واکنش به اوضاع جاری در کشور بیان کردند.
گفتنی است که در مراسمی جداگانه عبدالرب رسول سیاف، رهبر جهادی نیز در خصوص مسایلی همچون انتخابات، گسترش فساد در ادارات کشور و نیز مساله به رسمیت شناخته شدن بیت المقدس بعنوان پایتخت اسراییل موضع گیری خود را بیان کردند.

صبغت الله مجددی رییس جمهور پیشین و رهبر جهادی، امروز پنجشنبه ۱۶ قوس ۱۳۹۶ در یک نشست خبری می گوید: آمریکا حق نداشت که بیت المقدس را پایتخت اسراییل کند. ما این را شدیدا رد می کنیم و این را تجاوز بی موجب بر سر عنعنات و بر سر عقیده و عقاید مسلمان ها می دانیم. آمریکا حاکم عالم اسلام نیست. آمریکا حاکم عالم بشریت نیست. این تجاوز آمریکا و این بی پروایی اینها که می خواهند بیت المقدس را مرکز حکومت اسراییل بگردانند از قدرت آنها بیرون است.

وی افزود: آمریکا این را بداند که مسلمان ها اینقدر بی غیرت نیستند. مسلمانان توانستند که در برابر ابرقدرت اتحاد شوروی اعلان جهاد کنند و پیروز شوند. حالا هم مسلمان ها اجازه نمی دهند که بیت المقدس پایتخت اسراییل شود.

مجددی گفت: حکومت، مردم و ملت افغانستان به اتفاق آرا رد می کنند که بیت المقدس هیچگاه نمی تواند پایتخت اسراییل شود. ما مسلمان ها تا قطره آخر خون خود برای این موضوع ایستاد هستیم.

مجددی بیان کرد: حکومت و جریان های سیاسی با یکدیگر تفاهم ندارند و این حالت حمایت خارجی به تکیه گاه حکومت تبدیل شده است و از سوی دیگر دشمنان نیز با راه اندازی عملیات انتحاری در مساجد و حمله به تجمعات به اختلافات دامن می زنند و ملت و دولت را تضعیف می کنند.

رییس جمهور سابق کشور، فقر و بیکاری را در کنار مساله بازگشت کنندگان و بیجاشدگان داخلی در فصل سرما نگران کننده خواند و اظهار کرد: این مساله و در کنار آن روشن نبودن چشم اندازی از انتخابات پارلمانی و روشن نبودن هیچ نشانه امیدوار کننده از آمادگی کمیسیون انتخابات برای برگزاری آن نه تنها به مشروعیت نظام صدمه می زند که حکومت را نیز بشدت ضعیف می کند.

رهبر شورای احزاب با ابراز نگرانی از اوضاع جاری در کشور اظهار کرد: از نظر شورای احزاب، وحدت ملی اصل اساسی است که همه باید به آن التزام صادقانه داشته باشند و از حکومت و جریان های سیاسی می خواهیم که در موضع گیری هایشان منافع و وحدت ملی را فراموش نکنند.

وی خطاب به حکومت نیز بیان کرده است که حکومت باید با جریان های سیاسی از در تفاهم وارد شده و آنان را در مسایل بزرگ ملی شریک کند چراکه تضعیف احزاب و جریان ها به نفع ملت و کشور نیست.

مجددی در واکنش به قانون شکنی و اقدامات فراقانونی حکومت گفت: اجرا و عمل به قانون از وظایف اساسی حکومت است که متاسفانه با ازدیاد نقض قوانین نافذه کشور حکومت روز به روز اعتبار خود را از دست می دهد؛ از حکومت می خواهیم که اجراییات خود را مطابق قوانین نافذه کشور کند و جریان های سیاسی نیز قوانین را سرلوحه کار خود قرار دهند.

رییس جمهور سابق، ضمن هشدار از صدمه زدن به اعتماد عمومی در دخالت حکومت در امورات کمیسیون انتخابات گفت: عزل و نصب کمیشنران کمیسیون انتخابات باید بر اساس قانون صورت بگیرد و هرگونه اقدام فراقانونی حکومت نسبت به کمیسیون انتخابات اعتماد عمومی به جریان انتخابات را صدمه می ز ند.

وی بدون اشاره مستقیم به نشست سیاسیون مخالف حکومت در قندهار نیز اظهار کرد: دیدگاه های و مواضع سیاسی همه جرایان های سیاسی قابل احترام است و هر جیان می تواند موقف خود را اعلام کند اما برای رسیدن به راه حل قابل قبول ضرورت است که جریان ها با یکدیگر گفتگو کنند و نسبت به مسایل عمده ملی از موضع گیری های تشنج زا و پراکنده که نتیجه ای جز نگرانی مردم ندارد، دوری کنند.

مجددی افزود: همه جریان های سیاسی شایسته است که با یکدیگر وارد گفتگو شوند و به راه حل های سیاسی قابل قبول همه دست یابند و شورای احزاب آمادگی دارد که از این گفتگوها میزبانی کند.

مقام ارشد پیشین کشور بار دیگر از حکومت و کمیسیون انتخابات خواست تا برگزاری انتخابات پارلمانی سال ۱۳۹۷ را جدی بگیرند و هشدار داد که عدم برگزاری آن موجب تضعیف مشروعیت نظام خواهد شد.

وی خبر داد: برای ایجاد شفافیت در انتخابات و نیز جلب اعتماد عمومی تقویت نظارت احزاب بر روند انتخابات امری ضروری است و در این خصوص شورای احزاب طرحی را آماده کرده که آن را در اختیار کمیسیون انتخابات خواهد گذاشت و با رسانه ها نیز شریک خوهد کرد.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن