خانه «=« آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه (برگه 3)

آرشیو نویسنده: انجمن فرهنگی تبلور اندیشه

تکیه به عبدالله بزرگترین اشتباه غیر پشتون ها

برکناری عطا محمد نور خبری است تکان دهنده از این جهت که تصور بلخ بدون حضور والی پرقدرت پانزده ساله آن، سخت و هراس انگیز می باشد و زمانی که شمال در سیطره طالب و داعش قرار دارد با از دست دادن این ولایت، می ماند یک کشور برای ارگ قبیله گرا و متحدان تروریست آن.

در این میان نکته تاسف برانگیز ماجرا، از هم گسستگی حزب جمعیت به عنوان بزرگترین حزب حاکم افغانستان است که پشت قدرتمندترین سیاستمدار تاجیک را خالی کرد و بدل به ابزاری برای ارگ شد.

بلخ طی شانزده سال گذشته، پایگاه بزرگ اجتماعی و سیاسی عطا محمد و مرکز مقاومت شمال بود و سه سال حکومت اشرف غنی صرف به معامله کشاندن و حذف والی این ولایت نیز شده است و در همین راستا، رهبران حزب جمعیت باید با برنامه ای روشن سیاسی و ایدیولوژی واحد به حفظ عطا محمد همت می گماشتند زیرا اکنون نه زمان تصفیه حساب های درونی بلکه دوران اتحاد برای بقاست زیرا دشمن در یک قدمی برای حذف تمامی سیاستمداران غیرپشتون آماده آخرین خانه تکانی می باشد.

بزرگترین اشتباه رهبران تاجیک تکیه به عبدالله بوده و هست که هیچگاه در مقام نماینده این قومیت و حزب جمعیت عمل نکرد و بیش از همه یک پشتون بوده است و با فرافکنی اقدامات خود را تعبیر به مصلحت اندیشی می کند.

عطا محمد هرچند آلوده به فساد و زدوبندهای سیاسی است اما بلخ را از وجود هر تروریستی پاک کرده و پیشرفت و امنیتی بر این ولایت برقرار کرده که حتی پایتخت در یک و نیم دهه گذشته به خواب هم ندید و این در حالی است که هراس بزرگ از نبودن وی در راس ولایت به ناامنی کشیدن تنها منطقه با ثبات و آباد شمال می باشد.

اشرف غنی که از ابتدای حضور در سیاست، دیدگاهی جز به حاشیه راندن رهبران جهادی مخالف طالب نداشته است در سال های حکومت داری خود، از هر روشی برای حذف آنان استفاده کرد و اولین گام، تبعید رهبر قدرتمند قومیت ازبک بود و اکنون، موفق به برکناری عطا محمد نور شد.

سرنگونی حکومت داکتر نجیب توسط جنرال شورشی شمال و جنرال دوستم از یک سو و به ریاست جمهوری رسیدن برهان الدین ربانی در کنار ظهور احمد شاه مسعود و مزاری در جنگ های داخلی سبب نفرت و هراس از قدرت یابی رهبران غیرپشتون در میان رهبران پشتون شده است تا آنجا که تکرار چنین رویدادهایی بسیار خطرناک تر از جنگ و ویرانی طالب و داعش برای آنان می باشد.

حزب جنبش که تنها با نام جنرال دوستم معنا پیدا می کند حتی در دوران تبعید رهبر خود، متحد باقی ماند اما برای حزب جمعیت که همواره در چنددستگی به سر می برد نه یک رهبر بلکه چند مقام با دیدگاه ها و خط مشی سیاسی متفاوت تیشه به ریشه قدرت قوم تاجیک در سیاست و حکومت زده است.

و در مقابل عبدالله مصلحت اندیش و دلخوش به مقام تشریفاتی ریاست اجرایی، عطا محمد نوری است که جدای از ثروت بسیار و برخوردار از قدرت نظامی و اجتماعی اگر مورد حمایت سران جزب جمعیت می بود ارگ توان به چالش کشیدن قدرت و عزل وی را نداشت.

اشرف غنی که به هیچ تعهدی پایبند نیست با دسیسه های بسیار توانست رهبر میدان های نبرد را مجبور به تبعید کند و زمانیکه رهبر در میان قومیت و منطقه تحت حاکمیت خود نباشد نمی تواند بدل به نیروی برای تهدید ارگ شود و برهمین مبنا، عطا محمد بدون ولایت بلخ به سختی می تواند مانع اقدامات حکومت شده و سدی در برابر پشتونیزم شدن حکومت و گسترش ناامنی های طالب و داعش در شمال.

و بزرگترین دشمن این روزهای قدرت قومیت تاجیک و حزب جمعیت نه ارگ بلکه رهبرانی هستند که یا به دلیل هراس از فشارهای حکومت و یا تصفیه حساب های شخصی تیشه به ریشه خود زده و سرخوش از افول والی است که شانزده سال بدون رقیب، قدرت جمعیت و تاجیک را حفظ کرده بود.

و اکنون اگر دیگر عطا در بلخ نباشد ابتدا همان سران حزب جمعیتی که با سکوت و همراه شدن با توطیه های ارگ سبب برکناری والی بلخ شدند در حاشیه، سقوط خواهند کرد زیرا اگر عطا نتواند در سیاست هرج و مرج حکومت وحدت ملی با یک ولایت قدرت و ثروت بی حد و اندازه باقی بماند نه صالح می ماند و نه قانونی.

قمار ارگ و امریکا بر سر مزار شریف

ولایت بلخ و در مرکزیت آن مزار شریف، که چندی قبل و در روزگارانی نه چندان دور، مرکزیت وحدت و اتحاد و از ارکان اصلی قدرت غیر پشتون ها اعم از تاجیک و هزاره و نیز جزو معدود ولایات بزرگ و امن کشور بشمار می رفت؛ اینک در سراشیبی سقوط قرار گرفته و به یمن قمار ارگ ریاست جمهوری و امریکا در آستانه ی یک هرج و مرج سیاسی است.

اینکه عطا محمد نور والی قدرتمند و بزرگ بلخ که مرکز ثقل گفتمان های سیاسی خارج از ارگ و نیز تعاملات گسترده با ناتو و دیگر مهمانان خوانده و ناخوانده کشورمان بود؛ چه اشتباهات فاحش استراتژیکی و چینش اشتباه مهره های شطرنج خود داشته است را بارها به نقد و بررسی و قلم فرسایی نشسته ایم حال…

حال نیز مجال آن نیست که درخصوص جایگاه بیش از پیش متزلزل عبدالله بعنوان ریاست اجرایی محکوم به شکست و انزوا و نیز عضو تنها مانده و رانده شده ی حزب جمعیت اسلامی سخن برانیم بلکه باید به یاری عاجل ولایت بلخ و نیز تاجیک ها و هزاره هایی شتافت که در آتش خانه جنگی نسوزند!

گرچه تذکرهای پیاپی و دل نگرانی های پیش از این درخصوص توطئه ی پشتون ها و کاشتن بذر نفاق و تفرقه میان اقوام بزرگ غیر پشتون با کمک و همکاری خارجی ها و سرسپردگان و مزدوران ابر قدرت غرب راه به جایی نبرد و بالاخره سران تاجیک و هزاره و ازبک در گرداب خانه جنگی و شمشیر از رو کشیدن برای هم حزبان و یاران دیرین خود گرفتار آمدند اما…

اما نمی توان تمام تقصیرات را متوجه قوم بزرگ بر حکومت نشسته و میراث دار قدرت دانست چرا که اگر مزدوران و همپیمانان امریکایی در خاک کشور ما نبودند؛ هرگز بدین زودی نقشه های شوم قومی و نژادگرایانه به نتیجه نمی رسید و دیگر اینکه خود اقوام غیر پشتون نیز مستعد این موریانه های نفاق بودند و بازهم از همان سوراخی گزیده شدند که پیش از این!

این همه مقدمه و تفسیر و تحلیل برای رسیدن به این نتیجه ی قاطع بود که عطا محمد نور هرگز ترور سیاسی نخواهد شد و هرگز سرنوشتی مشابه اسماعیل خان و یا عبدالرشید دوستم پیدا نخواهد کرد چرا که برخلاف رهبر ازبک ها که همه چیزش را در قمار با اشرف غنی باخت اما والی بلخ، در رویارویی غیر قابل باور با عبدالله، هنوز چیزهای بسیاری در چنته دارد که از آن جمله می توان به نفوذ و قدرت مثال زدنی عطا محمد نور در مزار شریف، جایگاه پر نشدنی در حزب جمعیت اسلامی و در میان بزرگان غیر پشتون دارد که قطعا ماجرا را به گونه ای دیگر رقم خواهند زد.

یک شفاخانه بزرگ طالبان ازسوی نیروهای دولتی در میدان وردک کشف شد

مسوولان پولیس میدان وردک از کشف بزرگترین شفاخانه گروه طالبان در ولسوالی سیدآباد این ولایت خبر می دهند.
در خبرنامه پولیس میدان وردک که به کلید فرستاد ه شد آمده است :”این شفاخانه در پی عملیات تصفیوی نیروهای پولیس به رهبری جنرال احمد فهیم قایم قوماندان پولیس این ولایت انجام شده است”.
به نقل از خبرنامه، شفاخانه یادشده در ساحه دره تنگی ولسوالی سیدآباد موقعیت داشت و زخمیان طالبان افزون بر میدان وردک از ولایت‌های لوگر،غزنی، پکتیا، و پکتیکا نیز غرض درمان به آن منتقل می شدند و تحت عمل جراجی قرار می گرفتند.
پولیس میدان وردک تاکید داردکه این عملیات سه روز پیش به هدف پاکسازی منطقه از وجود طالبان و از بین بردن قرارگاه‌های اصلی این گروه در دره تنگی ولسوالی سید آباد راه اندازی شد.
به گفته منبع در این عملیات افزون بر وارد شدن تلفات سنگین به طالبان ذخیره‌گاه‌های مهمات این گروه نیز رفته و چهار قوماندان مشهور شان کشته شده است.
نظامیان افغان اما در عملیات یادشده آسیب ندیده اند.
طالبان تا کنون دراین مورد ابراز نظر نکرده اند.

 

مخالفت جهان اسلام و جامعه بین المللی با تصمیم ترامپ

تصمیم دونالد ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل با موجی از نارضایتی و مخالفت روبرو شده است.

رهبران کشورهای جهان اسلام و جامعه بین المللی در سطح وسیع تر به سرعت از این تصمیم انتقاد کردند و بعضی از آنها نسبت به بروز بالقوه خشونت و خونریزی هشدار دادند.

آقای ترامپ همچنین انتقال سفارت امریکا از تل آویو به بیت المقدس را تایید کرد و به این ترتیب امریکا اولین کشور در جهان می شود که رسما بیت المقدس را پایتخت اسرائیل می شناسد.

موقعیت بیت المقدس در کانون مناقشه دیرینه اسرائیل و فلسطینی ها قرار دارد. فلسطینی ها شرق این شهر را پایتخت آینده کشور فلسطینی می دانند.

به نقل از بی بی سی، مقام های قصر سفید گفته اند که تصمیم آقای ترامپ “به رسمیت شناختن یک واقعیت تاریخی و کنونی” است اما بیانیه ای سیاسی نیست و مرزهای واقعی و سیاسی بیت المقدس را عوض نمی کند.

فلسطینی ها

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی گفت که این تصمیم “به این معنی است که امریکا نقش خود به عنوان میانجیگر صلح را رها کرده است”.

او در سخنانی که از تلویزیون پخش شد گفت: “این تدابیر ملامت بار و غیرقابل قبول عمدا کلیه تلاش های صلح را تضعیف می کند.”

او پافشاری کرد که بیت المقدس “پایتخت ابدی کشور فلسطین” است.

اسماعیل هنیه رهبر گروه حماس گفت: “فلسطینی ها در هر کجا که باشند اجازه نخواهند داد این توطئه به ثمر برسد، و گزینه هایشان در دفاع از سرزمین و مکان های مقدس شان محدود نخواهد بود.”

یک سخنگوی این گروه گفت که این تصمیم “درهای جهنم را به روی منافع امریکا در منطقه باز می کند.”

اسرائیلی ها

بنیامین نتانیاهو صدراعظم اسرائیل گفت که اعلامیه دونالد ترامپ یک تحول “تاریخی” است. او این تصمیم را “شجاعانه و عادلانه” خواند.

نخست وزیر اسرائیل گفت که این سخنرانی “گام مهمی به سوی صلح بود، چون فقط صلحی قابل قبول است که اورشلیم را پایتخت کشور اسرائیل بشناسد.”

او گفت که این شهر “برای تقریبا ۷۰ سال پایتخت اسرائیل بوده است.”

رئیس‌جمهور امریکا پس از این سخنرانی ۱۱ دقیقه‌ای سند رسمی مربوط به این تصمیم را در برابر رسانه‌ها امضاء کرد

جهان اسلام

مولود چاوش اغلو وزیر خارجه ترکیه گفت که این تصمیم “غیرمسئولانه است.”

او در توییتر نوشت که “این تصمیم برخلاف قوانین بین المللی و قطعنامه های مرتبط سازمان ملل است.”

یک روز پیشتر ملک سلمان پادشاه عربستان در تماسی تلیفونی به آقای ترامپ گفته بود که این اقدام “تحریک فاحش مسلمانان در همه جای جهان است.”

عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور مصر هم اخطار داد که این اقدام اوضاع در منطقه را پیچیده تر و چانس صلح در خاورمیانه را “تضعیف” می کند.

اتحادیه عرب گفت که “این قدمی خطرناک است که پیامدهایی منفی” در سراسر منطقه خواهد داشت و نقش امریکا به عنوان “میانجیگر قابل اعتماد” در مذاکرات صلح آینده را زیر سوال خواهد برد.

ایران گفت که این تصمیم باعث “انتفاضه تازه ای” خواهد شد. وزارت خارجه ایران گفته که امریکا آشکارا قطعنامه های بین المللی را نقض کرده است.

ملک عبدالله پادشاه اردن خواستار تلاشی مشترک برای “مقابله با پیامدهای این تصمیم” شد و سخنگوی دولت اردن گفت آقای ترامپ با این تصمیم قوانین بین المللی و منشور سازمان ملل را زیر پا می گذارد.

میشل عون رئیس جمهور لبنان گفت که فرآیند صلح چند دهه عقب خواهد افتاد و وزیر خارجه قطر گفت که این حرکت “حکم اعدام برای همه کسانی است که در پی صلح هستند.”

جامعه جهانی

پاپ فرانسیس گفت: “من نمی توانم نگرانی عمیقم از وضعیتی که در چند روز اخیر پیش آمده را پنهان کنم. در عین حال، قویا از همه می خواهم براساس قطعنامه های سازمان ملل موقعیت کنونی شهر را محترم بشمارند.”

آنتونیو گوترش سرمنشی سازمان ملل گفت که بیانیه آقای ترامپ “چشم انداز صلح برای اسرائیلی ها و فلسطینی ها را خراب می کند.”

آقای گوترش گفت موقعیت بیت المقدس “باید در جریان مذاکرات مستقیم میان دو طرف حل و فصل شود.”

او گفت این مذاکرات باید “نگرانی های مشروع فلسطینی ها و اسرائیلی ها هر دو را مد نظر قرار دهد.”

اتحادیه اروپا خواستار “از سرگیری فرآیند صلحی موثر در جهت یافتن راه حل دو کشور برای دو ملت” شد و گفت که “آرزوهای دو طرف باید برآورده شود و باید راهی از طریق مذاکرات برای حل موقعیت اورشلیم به عنوان پایتخت آینده هر دو کشور پیدا شود.”

امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه گفت که تصمیم آقای ترامپ برای شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل “قابل تاسف است.”

او خواستار تلاش ها “برای پرهیز از خشونت به هر قیمت شد.”

چین و روسیه هم این نگرانی را بیان کردند که تصمیم تازه ممکن است باعث تنش بیشتر در منطقه شود.

ترزا می صدر اعظم بریتانیا هم به جمع کسانی که از تصمیم آقای ترامپ ناراضی هستند پیوست.

یک سخنگوی او گفت: “ما در مورد تصمیم انتقال سفارت امریکا به اورشلیم و شناسایی اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل پیش از توافق در مورد موقیت نهایی آن، با امریکا اختلاف نظر داریم. به عقیده ما این حرکت کمکی به چشم انداز صلح در منطقه نمی کند.”

سخنگوی آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هم گفت که او از تصمیم رئیس جهور امریکا “حمایت نمی کند.”

استفان سیبرت گفت: “دولت آلمان از این موضع پشتیبانی نمی کند چون موقعیت اورشلیم فقط می تواند در چارچوب راه حل دو کشوری تعیین شود.”

کابل، پیشکش صلح ارگ به طالبان

شورای صلح به تازگی اعلام کرده که بدون هیچ پیش شرطی حاضر به گفتگو با طالبان است و از این گروه می خواهد که با گشایش دفتر یا هر راهکار دیگری برای فراهم سازی زمینه گفتگو و مذاکره در کابل اقدام کنند.

اینکه شورای صلح در زمان ریاست جمهوری کرزی در جهت کنترل رهبر با نفوذ و رییس جمهور سابق افغانستان، برهان الدین ربانی شکل گرفت و پس از ترور وی بیش از یک نهاد نمایشی و صرف با حضور طالب دوستان و مقام های وابسته نبود، برای کرزی و غنی کاربردهایی دیگری نیز دارد و آن مشغول کردن برخی مقام ها در ریاست آن است.

کریم خلیلی که در اوج اعتراض های مخالفان و جامعه نسبت به ضعف های امنیتی توسط اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح رسید، از رهبرانی جهاد با تجربه در نبرد با طالبان است و از قومیتی که به دلایل تباری و مذهبی از بزرگترین اهداف قتل عام و کشتار این گروه تروریستی می باشد، اینکه چرا دلخوش به چنین پست و خواهان صلح با طالبان است را باید در منفعت های شخصی جستجو کرد.

اما آیا طالبان که هیچ گاه اعتنایی به چنین ریخت و پاش های حکومت افغانستان نداشته اند و سیاست تروریستی خود را دنبال می کنند حاضر به گفتگو در قالب صلح خواهند شد یا به مانند روزگار گذشته همچنان در رویای بازگرداندن حاکمیت خود می باشند؟

طالبان، دشمنانی مقاوم و با تسلط در میدان نبرد هستند که کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند و مهم ترین عامل در قدرت یابی این گروه، هماهنگی های درون حکومتی است که بقای خود را در ایجاد ناامنی های تروریستان می دانند.

این در حالی است که شورای عالی صلح مملو از طالب دوستانی می باشد که در فساد و زد و بندهای سیاسی تنها نام نهاد صلح را یدک می کشند و در حقیقت، هیچ اختیار و اعتباری نه در نزد طالبان بلکه در حکومت نیز ندارند و هر از چندگاهی با ابراز برخی گفته ها اعلام وجود می کند.

دوران جدید افغانستان که همراه با به قدرت رسیدن دگرباره قومیت پشتون در قدرت و حکومت بود با رویکرد دسیسه و معامله به منزوی کردن رهبران جهادی مخالف طالبان پرداختند و گاه ترور! به مانند نحوه قتل برهان الدین ربانی، رییس جمهوری از قومیت تاجیک که یکه تازی قدرت این قومیت را به چالش می کشید.

در این میان، سیاست کرزی و غنی یا هر مقام قوم پشتون که به راس قدرت می رسد در مواجه با طالبان، نرم و ریشه در ذخیره های قومیتی دارد و برهمین اساس، رهبران جهادی و قدرتمندان دیگر اقوام یکی پس از دیگری از دایره قدرت حکومت حذف و در مقابل، گروه های تروریستی بر دامنه نفوذ خود ادامه دادند تا آنجا که جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شرق کشیده شد.

اما با تمامی قدرت و گستردگی نفود طالبان در نقاط مختلف، توانایی فتح کامل افغانستان را ندارد زیرا همچنان که نسبت به نیروهای امنیتی در اقلیت به سر می برند آگاه به این واقعیت هستند که دوران حاکمیت زور و افراط گری در این سرزمین به پایان رسیده است و راهکارهای دیگری را برای رسیدن به مشروعیت اجتماعی و قدرت جستجو می کنند.

پیام عید قربان طالبان در برگرفته توجیه های قرانی مذاکرات صلح و خواهان مشارکت در بازسای و توسعه کشور بوده است که نشان از تغییر چشمگیر رویکرد سیاسی این گروه در افغانستانی دارد که در گذشته نه چندان دور با اعمال خشن ترین قوانین و ایجاد هراس بر آن حکومت می کردند.

از سوی دیگر، پاکستان به مانند گذشته آشکارا حامی همه جانبه طالبان نمی باشد و به تعبیری در پی کاهش فشارهای جامعه بین المللی به دلیل حمایت های تروریستی است و از سوی دیگر به دنبال ادغام طالبان در قدرت به عنوان گروه ای از دل جامعه افغانستان برای پیشبرد اهداف اسلام آباد.

حال، دفتر طالبان چه در کابل و یا هر شهر دیگر در خاک افغانستان باز شود به طور مستقیم پای امریکا نیز به مانند دفتر قطر این گروه در میان است و در گسترش اختلاف های درون حکومتی و قومتی در کشور و اینکه رهبران پشتون بدون کوچکترین عقب نشینی در پی افغانستان پشتونیزم هستند، منابع جمعی امریکا، پاکستان و حکومت در صلح و به عبارتی جذب طالبان نمود پیدا می کند.

و از حکومت گرفته تا شورای صلح یا هر نهاد آلوده به فسادِ قدرت تنها صدای طالب دوستی به گوش می رسد و اینکه، ثبات و امنیت در دروترین نقطه از افغانستان قرار دارد و نسل کشی و نبرد قومی و مذهبی در یک قدمی.

مسلمانان نمی گذارند بیت المقدس پایتخت اسراییل شود

شماری از رهبران جهادی کشور موضع گیری خود را در واکنش به اوضاع جاری در کشور بیان کردند.
گفتنی است که در مراسمی جداگانه عبدالرب رسول سیاف، رهبر جهادی نیز در خصوص مسایلی همچون انتخابات، گسترش فساد در ادارات کشور و نیز مساله به رسمیت شناخته شدن بیت المقدس بعنوان پایتخت اسراییل موضع گیری خود را بیان کردند.

صبغت الله مجددی رییس جمهور پیشین و رهبر جهادی، امروز پنجشنبه ۱۶ قوس ۱۳۹۶ در یک نشست خبری می گوید: آمریکا حق نداشت که بیت المقدس را پایتخت اسراییل کند. ما این را شدیدا رد می کنیم و این را تجاوز بی موجب بر سر عنعنات و بر سر عقیده و عقاید مسلمان ها می دانیم. آمریکا حاکم عالم اسلام نیست. آمریکا حاکم عالم بشریت نیست. این تجاوز آمریکا و این بی پروایی اینها که می خواهند بیت المقدس را مرکز حکومت اسراییل بگردانند از قدرت آنها بیرون است.

وی افزود: آمریکا این را بداند که مسلمان ها اینقدر بی غیرت نیستند. مسلمانان توانستند که در برابر ابرقدرت اتحاد شوروی اعلان جهاد کنند و پیروز شوند. حالا هم مسلمان ها اجازه نمی دهند که بیت المقدس پایتخت اسراییل شود.

مجددی گفت: حکومت، مردم و ملت افغانستان به اتفاق آرا رد می کنند که بیت المقدس هیچگاه نمی تواند پایتخت اسراییل شود. ما مسلمان ها تا قطره آخر خون خود برای این موضوع ایستاد هستیم.

مجددی بیان کرد: حکومت و جریان های سیاسی با یکدیگر تفاهم ندارند و این حالت حمایت خارجی به تکیه گاه حکومت تبدیل شده است و از سوی دیگر دشمنان نیز با راه اندازی عملیات انتحاری در مساجد و حمله به تجمعات به اختلافات دامن می زنند و ملت و دولت را تضعیف می کنند.

رییس جمهور سابق کشور، فقر و بیکاری را در کنار مساله بازگشت کنندگان و بیجاشدگان داخلی در فصل سرما نگران کننده خواند و اظهار کرد: این مساله و در کنار آن روشن نبودن چشم اندازی از انتخابات پارلمانی و روشن نبودن هیچ نشانه امیدوار کننده از آمادگی کمیسیون انتخابات برای برگزاری آن نه تنها به مشروعیت نظام صدمه می زند که حکومت را نیز بشدت ضعیف می کند.

رهبر شورای احزاب با ابراز نگرانی از اوضاع جاری در کشور اظهار کرد: از نظر شورای احزاب، وحدت ملی اصل اساسی است که همه باید به آن التزام صادقانه داشته باشند و از حکومت و جریان های سیاسی می خواهیم که در موضع گیری هایشان منافع و وحدت ملی را فراموش نکنند.

وی خطاب به حکومت نیز بیان کرده است که حکومت باید با جریان های سیاسی از در تفاهم وارد شده و آنان را در مسایل بزرگ ملی شریک کند چراکه تضعیف احزاب و جریان ها به نفع ملت و کشور نیست.

مجددی در واکنش به قانون شکنی و اقدامات فراقانونی حکومت گفت: اجرا و عمل به قانون از وظایف اساسی حکومت است که متاسفانه با ازدیاد نقض قوانین نافذه کشور حکومت روز به روز اعتبار خود را از دست می دهد؛ از حکومت می خواهیم که اجراییات خود را مطابق قوانین نافذه کشور کند و جریان های سیاسی نیز قوانین را سرلوحه کار خود قرار دهند.

رییس جمهور سابق، ضمن هشدار از صدمه زدن به اعتماد عمومی در دخالت حکومت در امورات کمیسیون انتخابات گفت: عزل و نصب کمیشنران کمیسیون انتخابات باید بر اساس قانون صورت بگیرد و هرگونه اقدام فراقانونی حکومت نسبت به کمیسیون انتخابات اعتماد عمومی به جریان انتخابات را صدمه می ز ند.

وی بدون اشاره مستقیم به نشست سیاسیون مخالف حکومت در قندهار نیز اظهار کرد: دیدگاه های و مواضع سیاسی همه جرایان های سیاسی قابل احترام است و هر جیان می تواند موقف خود را اعلام کند اما برای رسیدن به راه حل قابل قبول ضرورت است که جریان ها با یکدیگر گفتگو کنند و نسبت به مسایل عمده ملی از موضع گیری های تشنج زا و پراکنده که نتیجه ای جز نگرانی مردم ندارد، دوری کنند.

مجددی افزود: همه جریان های سیاسی شایسته است که با یکدیگر وارد گفتگو شوند و به راه حل های سیاسی قابل قبول همه دست یابند و شورای احزاب آمادگی دارد که از این گفتگوها میزبانی کند.

مقام ارشد پیشین کشور بار دیگر از حکومت و کمیسیون انتخابات خواست تا برگزاری انتخابات پارلمانی سال ۱۳۹۷ را جدی بگیرند و هشدار داد که عدم برگزاری آن موجب تضعیف مشروعیت نظام خواهد شد.

وی خبر داد: برای ایجاد شفافیت در انتخابات و نیز جلب اعتماد عمومی تقویت نظارت احزاب بر روند انتخابات امری ضروری است و در این خصوص شورای احزاب طرحی را آماده کرده که آن را در اختیار کمیسیون انتخابات خواهد گذاشت و با رسانه ها نیز شریک خوهد کرد.

نمی توانیم از نشست قلب آسیا نتیجه ای بگیریم

نشست قلب آسیا کاری مشترک برای مبارزه با هراس افکنی و مواد مخدر، توسعه بازرگانی و منطقه ای از مهم ترین اهداف این نشست شمرده می شود و این بار هفتمین نشست هم در باکو پایتخت آذربایجان برگزار شده است. اما در این نشست نمایندگان کشورهای منطقه درباره چگونگی برقراری صلح در افغانستان، مبارزه با هراس افکنی و نیز گسترش روابط منطقه ای گفتگو کرده اند.

عبدالواحد حکیمی استاد دانشگاه در برنامه «پس از خبر» گفت: افغانستان همیشه برای رفتن به چنین نشست هایی آماده بوده است. یعنی نیازمندی هایی که مردم افغانستان و دولت افغانستان داشته است، نیازمندی هایی نیست که از نو تشخیص شده باشد و دولت افغانستان از نو روی آن تمرکز کرده باشد و دوباره در کنار دوستان و همکاران منطقه ای خود تقاضای همکاری کند بلکه نیازهایی که دولت و مردم افغانستان در این راستا دارند از سال های سال به این سو احساس شده و این نیازمندی ها افغانستان را به چنین نشست هایی کشانده است.

وی در خصوص نتیجه نشست قلب آسیا از سوی کشورهای منطقه در افغانستان می گوید: فکر می کنم یکی از بخش های مهم موضوع این نشست مساله صلح و ثبات و امنیت در افغانستان است. ما باید یک تقسیم بندی متفاوت را از بحث داشته باشیم و آن تقسیم بندی از بحث این است که ما دو دسته از کسانی داریم که در این نشست شرکت کرده اند. خیلی از کشورهایی که در این نشست شرکت کرده اند ناامنی و ناآرامی در افغانستان را برای خودشان امنیت می بینند و خیلی از کشورها هم هستند که امنیت در افغانستان را به معنای امنیت در کشورهای خودشان می بینند. بر این اساس گمان می کنم که بعضی از کشورها به خاطر مسایل منطقه ای و مسایل داخلی خودشان تلاش کنند که امنیت در افغانستان برگزار شود. اما اینکه این نشست تا چه اندازه می تواند امنیت را در افغانستان بازگرداند و تا چه اندازه می تواند تاثیر بر روی امنیت افغانستان داشته باشد خیلی به این مساله امیدوار نیستم و چند علت و دلیل می تواند داشته باشد.

حکیمی، در خصوص چرایی بی نتیجه بودن نشست قلب آسیا برای کشور بیان داشت: یکی از دلیل ها این است که کشورهای منطقه درک واحد و تعریف واحد از امنیت و ناامنی در منطقه ندارند. مساله دوم و علت دوم این است که در داخل افغانستان نهادهای سیاسی، مردمی، اپوزیسیون دولت و بخشی از مردم با دولت در این راستا همکار نیستند. شما می دانید در عین حالی که نشست قلب آسیا یا نشست منطقه ای برگزار می شود عده ای از رهبران سیاسی در ترکیه حضور دارند و عده ای دیگر در قندهار حضور دارند. بنابراین ما بر این باور هستیم که در داخل افغانستان نهادها و رهبران مختلف و تعداد کسانی که در راس اقوام و نهادهای سیاسی قرار دارند اینها راه های مختلفی را برای تامین امنیت و تامین صلح ثبات در افغانستان جست و جو می کنند. یعنی به این معنا که به آنچه که دولت باورمند است باورمندی ندارند.

این آگاه روابط بین الملل، معتقد است مردم افغانستان اتحادی برای از بین بردن دشمن ندارند و افزود: یکی از مشکلاتی که در افغانستان وجود داشته و وجود دارد و در آینده هم وجود خواهد داشت این است که ما یک تعریف مشخص از دوست و دشمن چه در سطح داخلی و چه در سطح بیرونی نتوانستیم داشته باشیم و نتوانستیم برای خود دوست و دشمن مشخص تعریف کنیم. به این دلیل است که ما راه های واحد برای حل مشکل در افغانستان نتوانستیم پیدا کنیم. یکی اش هم در همین می تواند باشد که ما وقتی نتوانستیم اصل مشکل را تشخیص دهیم و تعریف واحد از مشکل نتوانستیم داشته باشیم و یک اجماع داخلی و اجماع منطقه ای نتوانستیم شکل دهیم به آن خاطر است که هر کس بر اساس درک و یافته ها و بر اساس تعریف های خودش که از دوست و دشمن دارد به راه حل آن مشکل می پردازد.

حکیمی، معتقد است دیدگاه های کشورهای جهان و منطقه هم متفاوت با یکدیگر است و همین باعث نداشتن نتیجه برای کشور ما می شود و افزود: بعضی کشورها در منطقه به دنبال یافتن منافع خود در افغانستان هستند و شاید بعضی ها هم به دنبال تامین امنیت و ثبات در افغانستان باشند اما بعد از اینکه ما در عراق و سوریه و بخصوص در کشورهای خاورمیانه می بینیم که نیروهای شورشگر و یا نیروهای تروریستی یا داعش در آنجا شکست می خورد می بینیم که دیدها در افغانستان متفاوت می شود یعنی آنها همه به این فکر هستند که بعد از عراق و بعد از سوریه شاید این بار افغانستان در مرکز و محراق توجه کشورهای منطقه ای و کشورهای جامعه جهانی باشد. مثلا نگاه پاکستان به افغانستان این است که همیشه پاکستانی ها در افغانستان ناامنی افغانستان را امنیت برای خود بپندارند اما نگاه هند که یکی از کشورهای مهم منطقه ای است و یکی از شرکت کنندگان قلب آسیا هم هست نگاهش متفاوت تر از پاکستان هست. هند شاید امنیت در افغانستان را امنیت برای خود بپندارد و ناامنی پاکستان را امنیت برای خود تلقی کند اما از جانب دیگر دیدگاه ایران متفاوت باشد.

وی، در خصوص راه موفقیت در اینگونه نشست ها می گوید: همانطور که از گذشته های دور این دیدگاه های متفاوت هیچ زمانی پاسخگوی ایجاد ثبات در افغانستان نبوده و در آینده هم من شخصا به این باور نیستم که این دیدگاه ها و این نشست ها بتواند ثبات و امنیت را در افغانستان بیاورد. نظر شخصی من این است که ما زمانی می توانیم امنیت و ثبات را در افغانستان داشته باشیم یک وحدت، اتفاق، درک واحد از شرایط و تعریف واحد از دوست و دشمن به سراغ کشورهای منطقه ای برای رفع مشکلات افغانستان برویم و تا زمانیکه ما از داخل افغانستان راه ها و گزینه ها ی متفاوتی نسبت به کشورهای منطقه ای ارایه نمی کنیم. کشورهای منطقه ای هم راهکارهای متفاوتی با در نظر داشت منافع ملی خود ارایه خواهند کرد.

حکومت، مکتبی است که معاون ندارد

نشست اپوزیسیون سیاسی حکومت در قندهار برگزار شد.
در این نشست تعدادی از سران سیاسی و نماینده های پارلمان کشور شرکت کردند.

از جانب حکومت آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یکبار دیگر به قدرت برسند

بشیر احمد ته ینج عضو هیات رهبری جنبش ملی افغانستان، امروز ۱۱ قوس در این مراسم گفت: ابتدا سلام ها و احترامات معاون اول رییس جمهور، جنرال دوستم و والی بلخ عطا نور و محمد محقق معاون رییس اجرایی و صلاح الدین ربانی وزیر خارجه را که در قالب ایتلاف بزرگ ملی نجات هستند به تمام شما قندهاری تقدیم می کنم.

وی در خصوص اواضاع افغانستان می گوید: در حال حاضر خانه ما ویران شده است و حکومت ما مشکل دارد، جامعه ما مشکل دارد، مردم ما مشکل دارد. پس راه حل چیست. سرنوشت مشترک داریم، سرزمین مشترک داریم، دین مشترک داریم، مذهب و مدرسه و مسجد مشترک داریم، خدا و رسول مشترک داریم، درد و رنج مشترک داریم. چرا نیت و هدف مشترک نداشته باشیم؟

نماینده جنرال دوستم، بر همدلی و همراهی افراد در این نشست تاکید می کند و بیان می دارد: امروز یکی از ما از شمال افغانستان، یکی از مرکز افغانستان، یکی از جنوب افغانستان آمده است. ما می خواهیم این وجه مشترک را این پیوند را، این اخوت را، این برادری را همانطوری که خداوند گفته است، مسلمانان همه برادر هستند به وجود بیاوریم.درست است که یکی ازبک است و یکی ترک است و یکی پشتون و تاجیک و هزاره است. شما بزرگان پشتون و تاجیک و هزاره هستید. می دانیم که رهبری که از همین قندهار بود جنبش مشروطیت را رهبری کرد و تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. 

ته ینج، ادامه داد: ما به عنوان یکی از جریان های سیاسی افغانستان با شما هستیم، حمایت هم می کنیم و این نشست های ما در شمال و در شرق و غرب افغانستان ادامه پیدا می کند و منتظر تشریف آوری شما به مزار و شبرغان و قندوز و بدخشان هستیم.

این عضو حزب جنبش ملی افغانستان، می گوید: ما همیشه پابند اصول و دموکراسی هستیم و خود را مکلف به حمایت بیرق سه رنگ افغانستان می دانیم. از شروع نظام جدید بسیار مختصر می گوییم. قبول کرده ایم که صد ها میل توپ و تانک و تفنگ را در اختیار جنگ افغانستان داده ایم تا در افغانستان ارامش بیاید و از حکومت تازه حمایت کرده ایم و به پروسه های انتخابات اشتراک کرده ایم و برای نظام افغانستان به کرزی رای داده ایم می دانستیم از قندهار است. به داکتر اشرف غنی رای دادیم می دانستیم از لوگر است. اما اشرف غنی به جای اینکه یک استراتژی شفاف و منظم و قابل قبول برای همه طرف ها داشته باشد هیچگونه دستاوردی در این راستا نداشته بلکه ناکام بوده است. 

ته ینج، در انتقاد از رییس جمهور مبنی بر طرد معاون اولش و افراد دیگر بیان داشت: وقتی در یک مکتب چند روز معاون مدیر حضور نداشته باشد، حتما پرسان می کند که معاون کجا است. آیا روا نیست که اشرف غنی که مدیر یک کشور است و معاونش ماه ها است که حضور ندارد در مورد آن صحبت کند که چرا معاون من نیست. هیچ کاری در این حکومت انجام نمی شود. آن تعهداتی که به مردم افغانستان داده است همه فراموش شده اند و برعکس در حال مهندسی کردن انتخابات هستند تا با تقلب و نادیده گرفتن اراده و رای مردم یک بار دیگر به قدرت برسند. افرادی را تعیین و تبدیل می کنند که بله قربان گوی و فرمان بردار حکومت باشند. رییس جمهور به اراده و رای مردم هیچ توجهی نمی کند. 

وی در اخیر گفت: بنابراین برای حل این مشکلات و برای نجات فقط یک راه نجات داریم. اخوت ما، همبستگی ما، اتحاد و همدلی ما می تواند که راه حل خوبی برای آینده افغانستان باشد. بنابراین حمایت شما بزرگان کشور امروز از این جریان و حضور ده هزار نفری شما را در این جریان ما را برای آینده افغانستان امیدوار می سازد. پس باید در مورد سرنوشت خود و آینده و شخصیت های خود بی تفاوت نباشیم. 

حکمتیار از ترکیه تا عربستان

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، افغانستان جدای از اینکه بر اساس قوانین نانوشته رهبران پشت پرده سیاست و حامیان خارجی اداره و رییس جمهوری از دل قومیت پشتون مستحق حاکمیت تعیین می شود در سفرهای برون مرزی مقام های خارج از دایره دولت نیز بی مانند می باشد.

اگر کرزی در سه سال دوری از قدرت همچنان پرحاشیه در سفرهای خارجی می باشد، گلبدین حکمتیار نیز جدای از سخنان قومیتی و ابراز افکار افراط گرایانه اکنون سفرهای برون مرزی خود را آغاز کرده اما نکته قابل تامل، رفتن به ترکیه است.

اینکه چرا ترکیه مقصد اول رهبر حزب اسلامی متهم به نقض حقوق بشر است را باید در رویداهای سیاسی درون حکومتی جستجو کرد زیرا همچنان که این کشور مامنی برای جنرال دوستم به دور مانده از قدرت می باشد برای حکمتیار نیز می تواند نقظه عطفی برای حمایت های خارجی شود.

حکمتیار و اردوغان از گذشته های دور در ارتباط بوده اند اما سیاست نفاق برانگیز رهبر حزب اسلامی و نبرد با هر جریان و حکومت داخلی سبب شده که سال ها زندگی پنهانی در کشورهای منطقه ای به مانند پاکستان، ایران و ترکیه داشته باشد.

اینکه بنا به خبر یکی از رسانه های ترکیه، حکمیتار قبل از توافقنامه صلح برای درمان در این کشور حضور داشته که از سوی حزب سلامی رد شد، روابط عمیق تر از درمان می باشد، حضور دشمن دیرینه ای چون جنرال دوستم در تبیعد و از رهبران جناح مخالف ارگ می تواند مهم ترین دلیل برای چنین سفری باشد.

حکمتیار که خیال تصاحب حکومت در سر دارد ابتدا باید از سد دشمنانی دیرینه اما قدرتمند همچون جنرال دوستم و عطا محمد نور بگذر و اینگونه به نظر می رسد که وجود معاون اول ریاست جمهوری حتی در تبعید آزاردهنده تر از مخالفانی است در درون کشور.

از سوی دیگر، انزوا و زندگی پنهانی وی به مدت بیست سال سبب چند شاخه شدن حزب اسلامی شده است که پس از توافقنامه صلح به خوبی نمایان می باشد تا آنجا که در نشست این حزب برخی از چهره های مهم همچون ارغندیوال شرکت نکرده بود.

در این میان، حکمتیار که مشروعیت قانونی و قدرت یابی دوباره را مدیون تلاش های غنی و تیم کوچک ارگ است هم راستا با اهداف قبیله گرانه حکومت در پی از میان بردن چهره های مخالف می باشد و به طور حتم در سفر به ترکیه برای جلب حمایت اردوغان تمامی تلاش های خود را هزینه خواهد کرد تا امن ترین پناهگاه جنرال دوستم را نیز به ناامنی کشاند.

حکمتیار پس از ترکیه در سفر به عربستان در پی تحکیم پایه های رهبری در حزب اسلامی می باشد تا در بیعتی دیگر با حامی و تمویل کننده سابق این حزب، هم نفوذ وهابیت در افغانستان را گسترش دهد و هم از الطاف کلان ریاض دگرباره مستفیذ شود.

در همین راستا، اگر در گذشته رهبری دینی می توانست سکوی پرتاب قدرت افرادی چون حکمتیار در رهبری باشد اما اکنون در تغییرات گسترده سیاسی، حمایت های خارجی و قدرت نظامی از دلایل اصلی قدرت و تقابل با رقا در افغانستان می باشد.

و هرچند وی همچون کرزی که گذشته ای در جنگ های داخلی و عملکرد تروریستی ندارد نمی تواند آزادانه به آزمون و خطای روابط با غرب و کشورهای منطقه ای بپردازد اما همین دایره کوچک از حامیان گذشته که پشتیبان گروه های تروریستی نیز بوده و هستند می تونند برای وی بدل به قدرت شود.

رهبر حزب اسلامی که در جامعه افغانستان به دلیل دست داشتن در جنگ های داخلی و کشتارهای گسترده مورد تنفر است و در میان برخی اقوام پشتون به مانند جهادگری قدیس با در اختیار داشتن حزبی که توان نظامی دارد در حال تبدیل شدن به قدرتمند سیاسی می باشد.

و همچنان که فضا برای عطا محمد، جنرال دوستم و محقق تنگ تر می شود باید بیش از گذشته در اتحاد یکدیگر سدی برای تقابل با سلطه گری ارگ و حواریون آن شوند و در این راستا، جذب حمایت های خارجی و همبستگی درونی می تواند تنها راه پیش رو باشد.

حکمتیار با سخنرانی های به تکرار که خلاصه در قوم گرایی و افراط گری دارد همان رهبر نفاق برانداز سال های جنگ می باشد که اگر بار دیگر از قدرت و حمایت خارجی برخوردار شود، ویران کنندتر از قبل عمل می کند و تروریست تر از طالب و داعش.

سفر به ترکیه زنگ خطر است که برای جنرال دوستم که ترکیه را حامی بزرگ قوم ازبک می داند و تنها مامن برای روزهای مبادا و نشان می دهد که اشرف غنی جز حذف کامل، هیچ راهی را برای مخالفان خود باقی نمی ماند و خطر مقام های دورن حکومتی غیر پشتون را بسیار بزرگتر از عمق کشتار و نفوذ تروریستان می داند.

آیاانتخابات سال آینده منتفی است

تمام شدن مهلت یکساله کار اعضای داخلی کمیسیون انتخابات و برگزار نشدن این انتخابات بدلیل عدم وجود رییس کمیسیون یکی دیگر از چالش های کمیسیون انتخابات است که به دیگر مشکلات اساسی موجود در این کمیسیون افزوده است؛ از اینرو نهادهای ناظر انتخاباتی با توجه به افشاگری های تقلب گسترده در انتخابات قبلی از مهندسی شدن انتخابات های آینده نیز اظهار نگرانی کردند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان(afghanpaper)، نعیم ایوب زاده، رییس اجرایی تیفا صبح امروز دوشنبه ۶ قوس ۹۶ در یک نشست خبری در خصوص فرمان غیرقانونی رییس جمهور مبنی بر آغاز کار دوباره کمیته گزینش گفت: بیشتر از ۱۰ ماه از مدیریت جدید انتخابات می گذرد اما آنچه را که منطق می طلبد و کارهایی اساسی همچون تهیه لیست رای دهندگان، تعیین حوزه های انتخابات، جزییات بودجه انتخاباتی و شیوه برگزاری انتخابات مشخص نیست و هیچ پلان عملیاتی از آغاز تا ختم عملیات آماده نشده است.

ایوب زاده گفت: درست است که کمیسیون انتخابات با نهادهای امنیتی تفاهمنامه تامین امنیت حوزه های انتخاباتی را امضا کرده است اما در عمل ساحه امن و ناامن تشخیص داده نشده و در واقعیت برگزاری انتخابات کاملا ناممکن است.

رییس اجرایی تیفا تصریح کرد: نه تنها در ده ماه گذشته کاری برای پیشبرد امور انتخاباتی صورت نگرفته که چند چالش بزرگ نیز سر راه برگزاری انتخابات ایجاد شده است که همین چالش ها کاملا برگزاری انتخابات در سال آینده را منتفی می کند.

وی، درخصوص نبود اراده سیاسی برای برگزاری انتخابات را چالش مهم و اساسی پیش روی انتخابات آینده خواند و اظهار کرد: این چالش بزرگ تمام تلاش های انتخاباتی را با مشکل مواجه کرده و مانع برگزاری انتخابات در کشور شده است و سوی دیگر مساله، نبود یک آجندای اصلاحی است؛ از زمان تاسیس حکومت وحدت ملی تا کنون نه حکومت و نه کس دیگری یک آجندای عملی اصلاحات انتخاباتی را پیاده یا عملی نکرده است و وقتی این برنامه نباشد رفتن به سمت انتخابات بسیار دشوار خواهد بود.

این آگاه انتخاباتی با بیان اینکه حکومت بحران مدیریتی را در کشور تهداب گذاری کرده است افزود: هیچ اداره ای در کشور به ثمر نمی رسد؛ از کمیسیون انتخابات گرفته تا وزارتخانه ها هر روز افراد تغییر می کنند و بحدی دخالت از آدرس حلقه ریاست جمهوری زیاد است که شورای صلح نیز نمی تواند کار خودش را بکند. هیچ کس صلاحیت خود را ندارد و حلقه ریاست جمهوری به تمام ساختارهای حکومتی غرض غیرقانونی دارند.

ایوب زاده افزود: سلیقه های شخصی باعث غرض و دخالت شده است و به ساختارها اجازه داده نمی شد که مطابق طرزالعمل ها کار خود را پیش ببرند؛ غرض های حکومت در ساختارهای مختلف باعث شده که آنها نتوانند ماموریت های خود را انجام دهند.

رییس اجرایی تیفا با اظهار نگرانی از اوج گرفتن تنش های سیاسی در کشور گفت: وقتی یک گروه از حلقات سیاسی بحث برگزاری مجلس بزرگان (لوی جرگه) را مطرح می کنند بدین معنا است که نقطه ضعف های حکومت بحدی زیاد است که راهی جز اینکه به سمت بدبخت کردن حکومت بروند، باقی نمانده است.
وی ادامه داد: در این شرایط هدف حکومت بجای راه حل یابی، روی همان حلقه تمرکز می کند و بخاطر ضعیف ساختن حلقه سیاسی مساله شهرک عینومینه را مطرح می کند!

رییس اجرایی تیفا، درخصوص برکناری ها در نهادهای انتخاباتی تصریح کرد: حکومت خود دست به نقض قانون خودساخته خود می زند و الا برکناری رییس دارالانشا بر مبنای کدام مساله حقوقی و مبنایی صورت گرفته است؟ وی در ظاهر برکنار شده است اما از لحاظ کتبی چیزی معلوم نیست و این آدم با ناامیدی در وظیفه اش مانده است و کاری هم نمی تواند بکند.

ایوب زاده گفت:جناب رییس جمهور، رییس اجرایی و سرور دانش، رییس کمیسیون انتخابات را انتخاب کردند و معلوم نیست براساس چه منطقی وی را برکنار کرده اند؟ اگر این افراد مشکل داشتند، کار کمیته گزینش درست نبوده است و چرا این کمیته را قبول کردید و اگر دانش انتخاباتی نداشتید چرا افراد ناشایست را انتخاب کردید؟ علت ضعف ها و کم کاری ها در انتخابات افراد نیستند بلکه عدم صداقت و کم کاری حکومت نسبت به پرنسیب انتخابات است.

این آگاه انتخاباتی با اشاره افشاگری رحمت الله نبیل از تقلب در انتخابات گذشته گفت: این حکومت زاییده یک تقلب گسترده بود هاست و وقتی زاییده تقلب باشد، تقلب در آن نهادینه شده است و چه انتظاری از آن می رود؟ رنجی که امروز می بریم از چگونگی تهداب گذاری حکومتی است که بر اساس تقلب به بار آمده است و ادامه این وضعیت به نفع هیچ کس نیست.

وی در خصوص دخالت حکومت در نهادهای انتخاباتی هشدار داد: مردم از انفجارها در گردهمایی ها هیچ ترسی ندارند و اگر قرار باشد وضعیت را ادامه بدهید، مردم نه از طالب، نه از داعش و نه از ستون پنجمی هایی که در حکومت کار می کنند، هراسی ندارند و حاضر هستند باز هم قربانی بدهند اما زندگی را برای آنها در تمام ولایت های افغانستان حرام می سازند.

ایوب زاده افزود: مردم به فغان آمده اند و کاسه صبرشان لبریز شده است، اگر بازی های پوچ سلیقه ای ادامه یابد و به سمت انتخابات نروید مردم زندگی در این کشور را برایتان حرام می سازند. با این بازی های بچگانه به دمکراسی، ارزش های مدنی و سیاسی توهین نکنید و اجازه بدهید که ساختارها و ادارات کار خود را بکنند. حرکات بزرگ مردمی را نادیده نگیرید چراکه اگر کسی میانجیگری نمی کرد شما امروز در این وضعیت قرار نداشتید.

رییس اجرایی تیفا تصریح کرد: اعضای کمیته گزینش موقتی هستند و ماموریت آنها تمام شده و حق ندارند برای یک نفر جلسه بگذارند و او را شناسایی کنند، که اگر انها اینکار را بکنند خیانت کرده اند و در جرم ملی شریک شده اند. برکناری رییس کمیسیون و رییس دارالانشا و رفتن به سمت اینکه یک نفر در کمیته گزینش بررسی شود، اساس قانونی ندارد.

وی افزود: تداوم وضعیت موجود باعث می شود که اصلا انتخاباتی در سال آینده برگزار نشود و براساس یافته های تکنیکی و جو سیاسی حاکم برگزاری انتخابات کاملا ناممکن است مگر اینکه حکومت یک انتخابات مهندسی شده را برگزار کند که دراینصورت به آنها هشدار می دهیم که مردم زندگی در این کشور را بر آنها حرام می سازند.

از فروشگاه ما دیدن فرمایید رد کردن